بیانیه مشترک تشکل های مستقل اینجا کلیک کنید.
اول ماه مه (یازدهم اردیبهشت) روز مبارزه و
نمایش قدرت طبقه کارگر در برابر نظام سرمایه داری
پیدایش روز کارگر با همبستگی کارگران و با نمایش قدرت و اعتصاب عمومی صدها هزار کارگر شهرهای آمریکا در اول ماه مه سال ۱۸۸۶ میلادی، برای ۸ ساعت در روز در تاریخ مبارزات طبقه کارگر ثبت گردید. این روز نه تنها در خود این کشور، بلکه به مرور در همۀ کشورهای دنیا، به یکی از بزرگترین موفقیت ها و نمادهای مبارزۀ طبقۀ کارگر در سراسر جهان تبدیل شده است. این موفقیت با ثبات، نه فقط اهمیت اقتصادی، بلکه اهمیت سیاسی بزرگی برای طبقۀ کارگر جهانی داشته است. زیرا این مبارزه ای بود که کل طبقۀ کارگر جهان را در تقابل با سرمایه داری جهانی قرار داد. بنابراین جا دارد و لازم است به پاس تداوم مبارزۀ طبقاتی کارگران، بزرگداشت جهانی اول ماه مه، هم در مغز، هم در قلب و هم در عمل انقلابی طبقۀ کارگر جهان حضور زنده داشته باشد.
نظام سرمایه داری در جهان و بویژه در ایران با اتکا بر سیطرۀ استبدادی و میدان داری در عرصه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و همچنین با تشدید نظامیگری و سرکوب خونین در جامعه حکومت می کند. کارگران ایران، بویژه با درس آموزی از این روز بزرگ، باید آگاه باشند که دستاوردهای مبارزاتی خود را ارج بگذارند و برای به کار بستن و حفظ آن دستاورده ها مبارزه کنند. گر چه جمهوری اسلامی از آغاز به قدرت رسیدن مانعی بزرگ در برگزاری و پاسداشت روز کارگر بوده است، اما کارگران و تشکل های مستقل کارگری هر ساله کوشیدهاند به رغم هر سرکوب گری و ممانعت از برگزاری این روز بزرگ به اقتضای شرایطی که توسط حاکمیت سیاسی بر جامعه اعمال شده است، روز کارگر را گرامی دارند.
امسال کارگران و توده های وسیع مردم ایران علاوه بر خفقان و استبداد همیشگی بر جامعه، بار دیگر تجربه تلخ و تراژدیک دی ماه ۱۴۰۴ با کشتار وسیع کودکان، زنان، مردان و پیر و جوان که برای نان و آزادی به میدان مبارزه گسیل شده بودند، اندوه عمیق و جانفرسائی تحمل کردند. همچنین بار دیگر سیاست غارتگری و استعماری امریکا، توسعه طلبی و جنگ افروزی اسرائیل و رقابت های منطقه ای و عظمت طلبی رژیم های ایران و اسرائیل، موجب گردید تا این دیوانگان تا به دندان مسلح در خدمت به نظام استثمارگر سرمایه داری خودی و جهانی سلاح های خود را به سمت توده ها نشانه بگیرند و جنگی ویرانگر بر مردم زحمتکش ایران و کشورهای منطقه تحمیل نمایند. تجاوزگری آمریکا و اسرائیل و تلاش سردمداران جمهوری اسلامی برای بهره برداری از این جنگ برای تحکیم موقعیت خود با کوبیدن بر طبل «جنگ تا پیروزی» و تبلیغات مسموم و شبانه روزی جنگی با تحریک احساسات میهنی و ملی گرایانه، کشتار و خانه خرابی مردم و بمباران مراکز کارگری و صنعتی و زیر ساخت ها، بخشی از نتایج این جنگ بوده است. قتل و کشتار، خرابی مراکز کارگری و بیکاری وسیع و تحکیم اختناق، پیامدهای دیگری است که این جنگ، که جنگ کارگران و زحمتکشان نیست، برای کارگران و زحمتکشان ایران، بر جامعه به ارمغان آورده است.
بورژوازی و دستگاه های تبلیغاتی، سیاسی و ایدئولوژیک آن همواره می کوشند علاوه بر سرکوب فیزیکی کارگران و روشنفکران انقلابی و پیشرو، راه ارائه و پخش تحلیل ها و ایده های انقلابی و آگاه گرانه را در جامعه مسدود کنند و اندیشه ها، شعار ها و استراتژی و تاکتیک طبقۀ کارگر را منحرف سازند و سیاست های بورژوایی، فرصت طلبانه و سازشکارانه، ملی گرائی و خرافات را در میان کارگران ترویج دهند.
در این شرایط وظیفه تشکل های کارگری و کارگران آگاه، تبلیغ و ترویج ایده ها و شعار های انقلابی کارگری و تقویت آلترناتیو طبقه کارگر در برابر بورژوازی و اپوزیسیون های ضد کارگری است.
ما به نوبۀ خود در آستانه روز کارگر تلاش می کنیم با روشن کردن اوضاع سیاسی و اقتصادی، با طرح شعارها و خواست های فوری به امر آگاهی طبقاتی و سازمان یابی طبقۀ کارگر در عرصه های مختلف کمک کنیم.
۱ - تهاجمی که از سوی کشورهای جنگ طلب آمریکا و اسرائیل بر مردم ما تحمیل شده، کشتار، ویرانی، فقر و بیکاری را گسترش داده و شرایط دشوار زیستی گذشته را به مرزهای غیر قابل تحمل رسانده است.
اهداف امپریالیسم آمریکا و رژیم توسعه طلب صهیونیستی و همچنین اهداف جمهوری اسلامی در این جنگ هیچ کدام در جهت منافع مردم ایران نیستند. این شرایط وظایف بسیار سنگینی بر دوش کارگران آگاه و نیروهای انقلابی و آزادی خواه می گذارد. شعار قطع فوری جنگ باید شعار اصلی ما در این لحظه باشد چون قطع جنگ از یک سو امکان نفس کشیدن به مردم می دهد، کشتار و ویرانی کاهش می یابد و امکان سازماندهی و مبارزات توده ها را بیشتر می کند. کارگران در این مقطع باید شعار قطع فوری جنگ و صلح، نان، آزادی را سرلوحه مبارزات خود قرار دهند.
۲ - جنگ کنونی با بمباران و وارد کردن خسارت های سنگین به کارخانه ها، تعطیلی، اخراج و بیکاری هزاران کارگر و از دست دادن شغل و درآمد آنها شده است. - آمار بیکاری کارگران فقط در خوزستان به علت جنگ و بمباران ها به حدود صد هزار نفر رسیده و بیش از ۳۵ کارخانه، پالایشگاه، پتروشیمی و صنایع فولاد و غیره تعطیل و از مدار تولید خارج شده است. بمباران پالایشگاه ها و پتروشیمی های ۲۱ فاز پارس جنوبی و سایر مراکز صنعتی و مراکز کارگری و بیکاری ده ها هزار تن از کارگران در این مراکز و شهرهای دیگر و مشاغل خدماتی و فرودگاهها نیز باید به این آمار اضافه کرد - پرداخت مزدها، بازگشت به کار، برقراری بیمه بیکاری، استمرار بیمه تأمین اجتماعی، کاهش ساعت کار، حق سختی کار و طرح طبقه بندی مشاغل، حق اعتراض، تجمع و اعتصاب، برابری زنان و مردان کارگر در زمینه استخدام، مزد، تصدی مسئولیت ها، تأمین حقوق و مستمری بازنشستگان، منع کار کودکان، بهداشت و درمان همگانی رایگان، بازسازی و تأمین مسکن مناسب برای خسارت دیدگان و کسانی که فاقد مسکن می باشند. خواست هایی هستند که پافشاری و مبارزه برای هرکدام از آنها از اهمیت ویژهای برخوردار می باشد.
۳ - مبارزه برای افزایش مزد.
شورای عالی کار مزد حداقل ۱۴۰۵ را بر پایه ۶۰ درصد و ۴۵ درصد برای سایر سطوح تصویب کرد که حداقل شانزده میلیون و حداکثر با احتساب مزایای شغلی به حدود ۲۱ میلیون تومان می رسد. این مبلغ چهار برابر زیر خط فقر است و هزینه های زندگی خانوار کارگران را تأمین نمی کند. از این رو مبارزه برای افزایش مزد امری ضروری و دائمی است که در هر شرایط باید استمرار یابد. زیرا مزد بهای نیروی کار و بازسازی نسل کارگران یا به عبارت دیگر قیمت ابتدائی ترین هزینه های زندگی است که نظام سرمایه داری در ازای زمان کار مشخص باید به کارگران برای تامین نیروی کار و بقای نسل شان پرداخت نماید. کارگران ایران برای افزایش مزد هیچ امیدی به قانون کار و شورای عالی کار ندارند. زیرا وظیفه و عملکرد این دو نهاد به تمکین واداشتن کارگران برای استثمار بیشتر است. لیکن برخی از متوهمان زیر عنوان فعالان کارگری و تشکل های زرد یا رسمی به اصطلاح کارگری که در محیط طبقه کارگر به ماله کشی و دلالی برای کارفرما و سرمایه داران مشغول می باشند، به رغم شفاف سازی و آگاهی رسانیِ کارگران آگاه و واقعیات غیر قابل چشم پوشی، بر امید واهی بستن به قانون کار و به ویژه ماده ۴۱ اصرار می ورزند. ما تأکید می کنیم که خواست افزایش مزد و استناد به ماده ۴۱ قانون کار با توجه به فاصله بزرگی که بین مزدها و میانگین هزینه متوسط خانوارهای کشور به وجود آمده، نمی تواند پاسخ گوی مسائل کارگران باشد. از این رو طرح آن نادرست و توهم آفرین و به انحراف مبارزه کارگران منجر می شود. نه تنها افزایش مزد به تناسب تورم بلکه افزایش معادل چند برابر نرخ تورم هم پاسخگوی مشکلات گذران زندگی کارگران نیست. شعار افزایش مزد به تناسب تورم نمی تواند شعار کارگران ایران در مبارزه برای افزایش مزد باشد. افزایش مزد به تناسب تورم در بهترین حالت به معنی حفظ قدرت خرید کارگران در سطح کنونی و عقب نگه داشتن زندگی کارگران است. یعنی تقاضای مزدی که حتی بر تأمین یک سوم یا یک چهارم هزینه ماهانۀ آنها کافی نیست. توسل جستن به ماده ۴۱ یا معیار سبد معیشت راه حلی ناقص و نارسا است. زیرا هیچکدام واقعیت زندگی و معیشت کارگران را انعکاس نمی دهد. مبارزه برای انطباق مزد کارگران با هزینِۀ متوسط زندگی خانوار شهری بر اساس آمار هزینه خانوار می تواند مبنایی برای مبارزه کارگران برای افزایش مزد باشد. اکنون شرایط زیستی با توجه به افزایش روز افزون قیمت ها و تورم بیش از ۶۰ درصد و تحمیل شرایط بسیار سخت و هولناک جنگی بر زندگی توده ها که از یک سو فقر، کشتار، خانه خرابی، آوارگی و بیکاری را به ارمغان می آورد و از سوی دیگر میلیارد ها دلار را به ساخت موشک و جنگ افزارهای کشتار جمعی برای بقای رژیم اختصاص داده اند، هیچ چشم اندازی از سوی حاکمیت برای پر کردن این فاصله عمیق وجود ندارد.
البته این فاصله عمیق هرگز موجب نمی گردد که کارگران به افزایش هر مبلغی رضایت دهند. عدم تعادل میان تأمین هزینه های زندگی و حداقل مزد، با توجه به رشد قیمت ها و تورم قابل انتظار در سال جاری که تورم و افزایش قیمت ها و حتی کمبود و کمیابی کالاهای اساسی و مایحتاج مردم در بر خواهد داشت، به عمیق تر شدن فاصله طبقاتی کمک می کند. طبقه کارگر برای تأمین هزینه زندگی و تخفیف یافتن فقر موجود، نیازمند مزدی نزدیک به هفتاد میلیون تومان درسال ۱۴۰۵ می باشد. بیان این مبلغ تنها به معنی اعلام نرخ مزد حداقل نیست. بلکه گویای یک واقعیت غیر قابل انکار است که هزینه های حداقل زندگی خانوار کارگران و زحمتکشان تا مرز هفتاد میلیون تومان افزایش یافته است.
۴- مبارزه برای آزادی تشکل و تحزب
از هم اکنون کارگران انقلابی باید با آگاهی به مبارزۀ فعال برای ایجاد تشکل انقلابی کارگری بپیوندند و در رأس جنبش های اجتماعی قرار گیرند! نکتۀ اساسی بسیار مهمی که در اینجا باید به عنوان راه حلی فوری بر آن تأکید کرد، تشکیل هسته های سازمانده پنهان از دید پلیس سیاسی و به اقتضای شرایطی که مصونیت کارگران و سازمان دهندگان را تأمین کنند.
همچنین تشکیل کمیته های محلات، ایجاد تشکل در محل های کار و زندگی است و هر جا که در شرایط بحرانی امروز اعتراض و جنبشی برقرار است، تشکیل این هسته ها، با اتحاد آگاه ترین و پرشورترین کارگران، شرط ضروری پیشبرد جنبش کارگری و کل جنبش اجتماعی است.
۵- مبارزه برای آزادی بیان، آزادی انتشار و حق برخورداری از رسانه های جمعی و مبارزه علیه اختناق و سانسور و سکوت خبری و آزادی اینترنت
۶- مبارزه برای آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی.
هیچ نیرویی بر روی زمین نیست که بتواند میلیون ها کارگری را که بیش از پیش به آگاهی طبقاتی دست می یابند، متحد می شوند و سازمان می یابند، درهم بشکند. هر شکستی که کارگران متحمل می شوند، مبارزین جدیدی را برای صفوف مبارزه به ارمغان می آورد، چشم توده های وسیع تری را به یک زندگی جدید باز می کند و آنها را برای مبارزات تازه آماده می سازد.
تنها کارگران سازمان یافته و برخوردار از آگاهی طبقاتی می تواند آزادی حقیقی و نه ساختگی را برای مردم به ارمغان بیاورد. تنها طبقۀ کارگر سازمان یافته و برخوردار از آگاهی طبقاتی است که می تواند هرگونه تلاش را برای فریفتن مردم، محدود کردن حقوق آنها و تبدیل آنها به ابزاری صِرف در دستان بورژوازی، در نطفه خفه کند.
زنده باد اتحاد طبقاتی کارگران
گرامی باد اول ماه مه روز جهانی کارکران
اردیبهشت ماه ۱۴۰۵
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
کارگران بازنشسته خوزستان
گروه اتحاد بازنشستگان