افق روشن
www.ofros.com

...عقب نشینی جمهوری اسلامی از احکام حبس، شلاق و

از اعتراضات ضد نژاد پرستی حمایت می کنیم

اتحاد بین المللی                                                                                                       شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ - ۴ ژولای ۲۰٢٠


عقب نشینی جمهوری اسلامی از احکام حبس، شلاق و بیگاری برای کارگران آذرآب

پس از صدور حکم یک سال َحبس،۷۴ ضربه شلاق و یک ماه بیگاری برای بیش از چهل نفر از کارگران کارخانه آذرآب توسط دادگاه کیفری اراک در تاریخ ۲۶ خرداد و رسانه ای شدن و انعکاس گسترده این خبر، مقامات قوه قضائیه در واکنش به صدور این حکم ضد انسانی، بطور کم سابقه به تناقض و دروغ گویی افتادند که حاکی از گسیختگی ساختاری در این نهاد سراپا فاسد و شدیدا سرکوب گر است.
مسئولین قوه قضائیه، ابتدا در رسانه های وابسته به نهاد های امنیتی و اطلاعاتی، موضوع را اساسا انکار کردند: روز چهارشنبه ۴ تیر ماه، ایرنا به نقل از رئیس کل دادگستری استان مرکزی نوشت : "حتی یک روزحبس و یک ریال جزای نقدی اجرایی در پرونده کارگران آذرآب صادر نشده است". یک روز بعد، پنج شنبه ۵ تیر خبرگزاری فارس به نقل از مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرد: "حتی یک روز حبس و یک ریال جزای نقدی اجرایی در پرونده کارگران آذرآب صادر نشده و خبر منتشره در این خصوص تکذیب می گردد". درست در همان روز تسنیم، خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران نیز به نقل از رئیس کل دادگستری استان مرکزی خبر را با همان مضمون تکذیب کرد. یک روز بعد، جمعه ۶ تیر بازهم رئیس دادگستری کل استان مرکزی در گفتگو با روزنامه عطریاس گفت":هیچ گونه مجازات اجرایی برای کارگران آذرآب در نظر گرفته نشده است".
رمز نهفته در همه این تکذیب ها همان کلمه "اجرایی" است. مسئولان این دستگاه تلاش کردند با بیان کلمه "اجرایی" وانمود کنند که اصولا هیچ دادگاهی برگزار نشده و خبر کذب است، و در همان حال راه را برای فرار خود از اتهام دروغ گویی باز بگذارند و ادعا کنند که نگفته اند دادگاهی برگزار و حکم مجازات صادر نشده، بلکه گفته اند حکم صادر شده "اجرایی" نیست. اما دم خروس با طرح این دو پرسش، بلافاصله بیرون می زند: اولا حکمی که "اجرایی" نیست برای چه صادر شده؟ و دوما، خبر از همان اول نیز این بود که دادگاهی که حکم را صادر کرده، بدوی بوده و حکم قابل تجدید نظر است. بنابراین گفتن اینکه خبر کذب است، چیزی جز دروغ گویی آشکار نیست.
اما روزدوشنبه ۹ تیر، رئیس کل دادگستری استان مرکزی مجبور شد با به میان کشیدن تجدید نظر در حکم، سر و ته قضیه را به هم بیاورد؛ او به ایسنا گفت:"پیگیر موضوع پرونده ۴۱ کارگر آذرآب هستم، رای عنوان شده، قطعی نیست و در این خصوص تجدیدنظر خواهد شد". و سرانجام نیز حکم دادگاه بدوی، تعلیقی اعلام گردید و روزسه شنبه ۱۰ تیر، رئیس کل دادگستری استان مرکزی اعلام کرد: "کارگران آذرآب درمرجع بدوی محکومیت تعلیقی داشتند که این پرونده بار دیگر مورد بررسی قرار گرفت ودر نهایت اقدام به تبرئه تمامی کارگران شد". او همچنین در مورد اتهامات جداگانه "تبلیغ علیه نظام" که به تعدادی از از این کارگران نسبت داده شده بود، اعلام کرد که "حکم برائت ۱۵ نفر از کارگران شرکت آذرآب اراک از اتهام تبلیغ علیه نظام صادر شد".
به این ترتیب بعد از یک هفته دروغ و تناقض گویی، دستگاه قضایی رژیم، عقب نشینی کرد و حکم صادر شده علیه کارگران آذرآب را پس گرفت. این تناقض و دروغ گویی های افتضاح آور، حاکی از دست پا زدن سیستم قضایی و بطور کلی رژیم جمهوری اسلامی در باتلاقی است که در آن فرو رفته است. قوه قضائیه به ریاست آدم کشی که بر راس آن نشسته، از سویی تلاش می کند که خود را حامی کارگران و طرفدار "عدالت" جا بزند و از سوی دیگر وظیفه خود می داند که برای بقای کلیت رژیم، احکام شلاق، زندان و اعدام برای هر صدای معترض، صادر کند. حکم اعدام برای سه نفر از معترضان آبان ماه ۹۸ از آخرین اقدامات جنایتکارانه این دستگاه سرکوبگر مدعی "عدالت" است. نمونه دیگر ادعای مبارزه با فساد اقتصادی است. دستگاهی که مانند دیگر نهاد های این حاکمیت، از جمله نهادهای تحت کنترل رهبری این نظام و ریاست جمهوری، سراپایش را فساد و اختلاس فرا گرفته است، مدعی است که قصد دارد دزدان و چپاول گران ثروت عمومی را محاکمه و مجازات کند.
تناقض و دروغ گویی های چندش برانگیز مسثولان قوه قضائیه در رابطه با احکام صادره علیه کارگران آذرآب ریشه در همین وظیفه دوگانه ای دارد که قوه قضائیه برای کنترل و به بی راهه کشاندن خشم و نفرت عظیم کارگران و مردم از کل حاکمیت برای خود تعریف کرده است. قوه قضائیه سلاخی است که بخصوص در دوره اخیر می کوشد تا همگان، سیل خونی را که این دستگاه و دیگر ارگان های رژیم جاری کرده اند و می کنند، اشک های ترحم و شفقت ببینند. و این ناشدنی است؛ تلاشی بیهوده و از سر استیصال و در همان حال انزجار آور است.
حکم زندان و شلاق علیه کارگران آذرآب با اعتراض تشکل های مستقل کارگری در ایران مواجه شد ،انعکاس بسیار گسترده پیدا کرد و ادعاهای دروغ این دستکاه را بیش از بیش برملا کرد. اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران بعد از صدور حکم فوق با انتشار فراخوانی در ۲۵ ژوئن از کارگران و تشکل های کارگری در سراسر جهان در خواست کرد که نسبت به احکام صادر شده برای کارگران آذرآب به رژیم جمهوری اسلامی اعتراض کنند. بدنبال این فراخوان، از جمله "فدراسیون جهانی اینداستریال" که ۵۰ میلیون کارگر صنعتی در بخشهای معدن، انرژی و تولید را در ۱۴۰ کشور جهان نمایندگی می کند، با انتشار بیانیه ای در اول ژوییه این حکم را بشدت محکوم کرد و خواهان لغو فوری آن شد. در بخشی از این بیانیه به نقل از کمال اوزکان، معاون دبیر کل اینداستریال چنین آمده است: "یک بار دیگر کارگران در ایران به دلیل ایستادگی برای حقوق اولیه خود مورد حمله بی رحمانه قرار گرفته اند. کارگران آذرآب باید فورا آزاد شوند، همه اتهامات علیه آنها باید لغو گردد و دستمزد های معوقه آنان باید بدون تاخیر پرداخت شود. ما بار دیگر از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهیم که به بازداشت ها و سرکوب کارگران، فعالان کارگری و سندیکاهای مستقل کارگری خاتمه دهد. ما به ویژه خواهان الغای مجازات ضد انسانی اعدام هستیم".
اتحاد بین المللی ضمن ابراز خوشحالی از خبر لغو احکام شلاق و زندان علیه کارگران آذارآب، اعلام می کند که تصمیمات و اظهارات مقامات جمهوری اسلامی از جمله قوه قضائیه شفاف نبوده و قابل اعتماد نیستند؛ از جمله حکم بیگاری اجباری علیه کارگران آذرآب بنا به برخی گزارشات رسیده می تواند کماکان قابل اجرا باشد. همچنین روشن نیست که آیا اتهام "تبلیغ علیه نظام" برای تمامی کارگران آذرآب لغو شده است یا نه.
ما وظیفه خود می دانیم که در سطح بین المللی در باره چگونگی لغو احکام یاد شده، علت و ریشه تناقض و دروغ گویی های مسثولین قوه قضایه و بطور کلی در باره سیاستهای سرکوب گرانه و کارگر ستیز رژیم جمهوری اسلامی، اطلاع رسانی و روشنگری کنیم. در این رابطه ما همچنین به نقش فریب کارانه و ضد کارگری شوراهای اسلامی کار، بطور کلی و در این مورد مشخص "شورای اسلامی کار شرکت صنایع آذرآب" اشاره خواهیم کرد؛ با این تاکید که این تشکل دست ساز حکومتی ربطی به کارگران و منافع طبقاتی کارگران آذرآب ندارد و در تمام این مدت، کاری جز تلاش برای مهار مبارزات کارگران، همکاری با نهادهای امنیتی و قضایی و مجیزگویی از حکومت و قوه قضاییه جمهوری اسلامی انجام نداده است. ماهیت و عملکرد "شورای اسلامی کار" و دیگر تشکل های "کارگری" وابسته به حکومت باید همچنان افشا و این تشکلات بطور کلی از صفوف کارگران طرد شوند. کارگران برای رسیدن به خواست ها و اهداف خود پیش از هر چیز به تشکل های مستقل کارگری، همبستگی سراسری طبقاتی در ایران و جهان نیاز دارند.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

سوم ژوئیه ۲۰۲۰

*************

فراخوان اقدام فوری

به کارگران و تشکلات کارگری در سراسر جهان

به احکام حبس، شلاق و بیگاری برای ۴۲ نفر از کارگران در ایران اعتراض کنید!

شعبه ۱۰۶ دادگاه کیفری اراک در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ دریک حکم ضد انسانی، ۴۲ نفر از کارگران شرکت آذرآب واقع در همین شهر را هر کدام به یک سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و یک ماه بیگاری اجباری محکوم کرد. "جرم" این کارگران این است که در سال گذشته به همراه دیگر همکاران خود، نسبت به عدم دریافت دستمزدهای به تعویق افتاده، عدم امنیت و بلاتکلیفی شغلی خود پس از واگذاری این شرکت بزرگ صنعتی به بخش خصوصی و علیه این خصوصی سازی دست به اعتراض زدند. این حکم در شرایطی صادر شده است که حقوق ماه های اردیبهشت و خرداد کارگران هنوز پرداخت نشده است.
تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، دهها میلیون نفر از خانوارهای کارگری در ایران برای چندین دهه، با دستمزد های زیر خط فقر، عدم پرداخت به موقع همین دستمزد های ناچیز، نا امنی شغلی، بیکارسازی های گسترده و خصوصی سازی های توام با اخراج روبرو بوده اند. در تمام این مدت هر اعتراض دستجمعی کارگران نسبت به این شرایط تحمل ناپذیر، از سوی رژیم جمهوری اسلامی با سرکوب عریان و خشونت آمیز، بازداشت و زندان پاسخ گرفته است. لازم به تاکید است که اخراج کارگران حق طلب در سه ماهه اول سال جاری گسترش پیدا کرده است.
صدور حکم شنیع و قرون وسطایی شلاق برای کارگران معترض توسط جمهوری اسلامی امر بی سابقه ای نیست. رژیم همواره شلاق را به عنوان یکی از ابزارهای شکنجه روحی و جسمی علیه کارگران و فعالین کارگری و جهت تشدید اعمال فشار بر تشکلات و خانواده های کارگری به کار برده است. آخرین مورد از این احکام در روز اول ژوئن امسال علیه رسول طالب مقدم عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به اجرا درآمد. رسول طالب مقدم به جرم شرکت در مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر در سال ۹۸ دستگیر و سپس از سوی دادگاه قوه قضاییه رژیم به دو سال زندان، دو سال تبعید و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. رسول طالب مقدم که با وثیقه آزاد بود در روز اول ژوئن مجبور شد که خود را به دادسرای زندان مخوف اوین معرفی کند. به محض ورود ایشان به دادسرا، حکم شلاق او به اجرا گذاشته شد و ماموران رژیم ۷۴ ضربه شلاق بر پیکر این کارگر زحمت کش زدند.
با وجود این، صدور حکم دستجمعی و فله ای زندان و شلاق و بیگاری بطور همزمان برای ۴۲ کارگر زحمتکش معترض آذرآب حتی با توجه به پرونده خونین و قطور رژیم جمهوری اسلامی که هر برگ آن حکایت از نقض مکرر حقوق اولیه کارگران دارد، در نوع خود بی سابقه است و مصداق شکنجه علنی و دسته جمعی کارگران و خانواده های آنها است. باید تلاش نمود که حکم صادر شده که در مرحله بدوی است با تکیه به یک انزجار عمومی در ایران و جهان هر چه فوری تر لغو گردد. تشکلات مستقل کارگری در ایران این اقدام جنایتکارانه حکومت ایران را قویا محکوم کرده اند و خواستار لغو این احکام ظالمانه شده اند. ما از همه تشکل های کارگری و مدافعین حقوق انسانی در جهان در خواست می کنیم که به عنوان امری اضطراری و همچون یک وظیفه بین المللی کارگری و انسانی، نسبت به صدور این احکام سرکوب گرانه و قرون وسطایی علیه کارگران آذرآب، به رژیم جمهوری اسلامی ایران شدیدا اعتراض کنند و خواستار لغو فوری احکام حبس، شلاق و بیگاری برای این کارگران شوند. اذیت و آزار، تعقیب، سرکوب، شکنجه و حبس کارگران، فعالین کارگری و زندانیان سیاسی در ایران باید بطور کامل و بدون قید و شرط متوقف گردد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۲۵ ژوئن ۲۰۲۰

*************

از اعتراضات ضد نژاد پرستی حمایت می کنیم

خیزش گسترده مردمی علیه نژاد پرستی و خشونت پلیس آمریکا با شدت و ابعاد گسترده تر، دو هفته پس از به قتل رسیدن جورج فلوید مرد سیاه پوست ۴۶ ساله آمریکایی توسط پلیس این کشورهمچنان ادامه دارد. در آمریکا میلیون ها نفر در اعتراض به این قتل و علیه نژاد پرستی ضد سیاهان که در دستگاه پلیس و ساختار قدرت سیاسی طبقه حاکم در این کشور نهادینه شده است، هر روز دست به تظاهرات زده اند. سرکوب گری های پلیس علیه تظاهرات کنندگان، دستگیری و بازداشت بیش از ده هزار نفر و گسیل گارد ملی توسط دولت نژاد پرست و دست راستی ترامپ برای مقابله با تظاهرات و تهدید به فراخواندن ارتش برای کشتار و سرکوب معترضان، نه تنها موجب ترس مردم و رفتن آنها به خانه نشده، بلکه بر خشم آنها و دامنه اعتراضات افزوده است. با گسترش تظاهرات، شکاف در میان مسئولین و مقامات دولتی و بطور کلی در نظام سیاسی در مورد چگونگی مقابله با موج خروشان اعتراضات سر باز کرده است. تا هم اکنون تظاهرکنندگان توانسته اند دولت ترامپ را به عقب نشینی وادار کنند. دولت، گارد ملی را فعلا از صحنه بیرون کشیده و در حال حاضر دیگر سخنی از بکار گرفتن ارتش علیه مردم نیست. همزمان با تظاهرات گسترده در آمریکا با شعار اصلی "جان سیاهان مهم است"، مردم برابری طلب و نیروهای ضد تبعیض نژادی در سایر کشورها، از بریتانیا، آلمان و فرانسه گرفته تا آفریقای جنوبی، استرالیا و کانادا در خیابانها و میادین شهرها علیه نژاد پرستی دست به اعتراض زده اند. شواهد نشان می دهد که این اعتراضات به اشکال مختلف ادامه خواهد یافت.
در سالهای گذشته در بسیاری از کشورها نیروهای راست افراطی، فاشیست و شوینیست با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا تقویت شده اند. این بلوک بطور آشکار از برتری نژادی طرفداری می کند، دشمن برابری جنسیتی است، تخریب محیط زیست توسط سرمایه داری را انکار می کند و حمله به همه دست آوردهایی که نتیجه بیش از دو قرن مبارزه جنبش کارگری و دیگر جنبش های مترقی و آزادی خواهانه بوده را هدف خود قرار داده است. تظاهرات کنونی در ماهیت خود، بیان گر خشم ، انزجار و اعتراض علیه مجموعه این بلوک ضد انسانی است که دولت ترامپ سرکردگی اش را به عهده گرفته است؛ این امواج اعتراضی از این پتانسیل برخوردار است که کل سیستم سرمایه داری که این شرایط تبعیض آمیز و فقر و فرودستی نژادی-طبقاتی را نهادینه کرده است را هدف قرار دهد.
در این میان موضع گیری مقامات رژیم جنایتکار و سرکوب گر جمهوری اسلامی ایران نسبت به این اعتراضات ضد نژاد پرستی و برابری طلبانه به همان اندازه واکنش دولت نژاد پرست ترامپ، انزجار آور است. خامنه ای در رابطه با این اعتراضات و با اشاره به دولت آمریکا می گوید: "آدم می کشند و زبان شان هم دراز است". این را رهبر رژیمی می گوید که نیروهای تحت فرمان او در آبان ماه سال گذشته مردم محروم و معترض ایران را در خیابان ها مستقیما به گلوله بستند و طی سه روز صدها نفر و طبق گزارشات رسانه ای حدود ۱۵۰۰ نفر را کشتند و هزاران نفر را دستگیر و زندانی کردند که تا کنون نیزاز سرنوشت بسیاری از آنها خبری در دست نیست. رژیمی که کارنامه اش شامل بالاترین تعداد اعدام ها و شکنجه هزاران زندانیان سیاسی است و نیروهای سرکوب آن از جمله نیروهای انتظامی، پلیس، سپاه و بسیج، نماد های وحشت و جنایت هستند، رژیمی که حقوق و آزادیهای طبقه کارگر، تشکلات و فعالین کارگری را وحشیانه پایمال کرده و در قوانین خود رسما زنان را نیم انسان تعریف کرده است و بیش از چهل سال، سیاست تبعیض و سرکوب جنسیتی، ملی، نژادی و مذهبی را در ایران پیش برده است، حال این رژیم جنایتکار و ارتجاعی به همتای سرکوب گر و امپریالیست خود می گوید که چرا "حقوق بشر" را رعایت نمی کند.
در همین حال، موضع گیری اپوزیسیون دست راستی و شونیست ایرانی نیز از لحاظ ماهیت ضد مردمی آن تفاوتی با مواضع ترامپ و رژِیم جمهوری اسلامی ندارد. این اپوزیسیون که حامی دولت ترامپ و به ویژه حامی تحریم های اقتصادی دولت ترامپ علیه ایران و دخالت ها و ماجراجویی های نظامی آمریکا در منطقه است، از برخورد دولت ترامپ نسبت به تظاهرات مردم علیه نژادپرستی آشکارا دفاع می کند. بعضی از عناصر این اپوزیسیون بدون هیچ شرمی حتی تظاهرات میلیونی مردم آمریکا علیه نژاد پرستی و خشونت پلیس را اغتشاش عده ای آشوب گر و غارت گر می نامند. انتظار دیگری نیز از این ها نمی رفت و راهی دیگر هم ندارند؛ اپوزیسیونی که امیدش آن است که به کمک دولت ترامپ و با دخالت های نظامی آمریکا به قدرت برسد و یک سیستم سرکوب گر دیگر را بجای جمهوری اسلامی مستقر کند، برایش صرف نمی کند که مردم ایران بدانند که سیاست مبتنی بر تبعیض ها و محرومیت ها در قدرت سیاسی طبقه حاکم آمریکا نهادینه شده و ترامپ و دولت او نژاد پرست است، و مردم معترض را سرکوب می کند و اگر بتواند ارتش را همانطور که رسما اعلام کرده برای کشتن مردم غیر مسلح به خیابان ها گسیل می کند. این اپوزیسیون بنابراین باید سیاهان و مردم معترض در آمریکا را ارازل و اوباش بنامد تا بر خورد دولت ترامپ با معترضان در آمریکا، با سرکوب گری های رژیم جمهوری اسلامی علیه مردم ایران، تداعی نشود.
توجیه خشونت پلیس و حمایت از نژادپرستی ضد سیاهان و بومیان آمریکا توسط اپوزیسیون دست راستی ایران را باید افشا و محکوم کرد و در همان حال به رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی اجازه سوءاستفاده از مبارزات برابری طلبانه در آمریکا را نداد.
اتحاد بین المللی به همراه کارگران، تشکل ها و اتحادیه های کارگری در آمریکا و سایر کشورها از اعتراضات به حق جامعه سیاهان آمریکا و مردم معترض علیه نژاد پرستی و خشونت پلیس و جنبش "جان سیاهان مهم است" حمایت می کند و همبستگی خود را با آنها اعلام می دارد. ما از کارگران و تشکل های کارگری و برابری طلب در ایران می خواهیم که همگام با کارگران و تشکل های کارگری و مردم مترقی و برابری طلب در جهان هر گونه که می توانند از این مبارزات برحق پشتیبانی کنند.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۲۰ خرداد ۱۳۹۹، برابر با ۹ ژوئن ۲۰۲۰

*************

اجرای حکم شلاق علیه رسول طالب مقدم

شناعت تا کی تا کجا

دیروز ١٢ خرداد برابر با اول ماه ژوئن ماموران اجرای احکام دادسرای اوین، حکم ٧۴ ضربه شلاق برای رسول طالب مقدم عضو سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و از بازداشت شدگان تجمع روز جهانی کارگر ٩٨ را اجرا کردند. خبر به همین کوتاهی بود. آیا در جامعه ای که سالهاست صدور فله ای احکام زندان و حکم شنیع شلاق برای فعالان کارگری و معلمان و دیگر فعالان اجتماعی و سیاسی توسط حکومت اسلامی به روال عادی بدل شده است، دیگر چنین واقعه و خبری باعث ایجاد خشم، نفرت و انزجار در مردم نمی شود؟ به نظر می رسد که به زعم حکومت کنندگان، جواب به این پرسش مثبت است. می پندارند که تکرار وعمومیت بخشیدن به شناعت، تلقی و پذیرش آن همچون امری عادی توسط مردم را نیز به دنبال خواهد داشت. اما سران رژیم در اوهام تبهکارانه خود، پتانسیل، خواست و تلاش دهها میلیون انسان برای زندگی توام با کرامت انسانی را بسیار دست کم گرفته اند.
رسول طالب مقدم بعد از بازداشت در تجمع روز جهانی کارگر سال ٩٨ طبق حکم صادره از سوی دادگاه قوه قضایه رژیم به ٧۴ ضربه شلاق و دوسال زندان و دوسال تبعید محکوم شده بود. او تحت فشار و به دلیل داشتن وثیقه سنگین مجبور شد که خود را برای اجرای حکم به زندان اوین معرفی کند. به گزارش سندیکای کارگران شرکت واحد، به محض ورود رسول طالب مقدم به شعبه دادسرای اوین، حکم شلاق وی به اجرا گذاشته شد که باعث زخم، تورم و کبودی پشت وی گردید.
یکی از اهداف رژیم در صدور و اجرای احکام شلاق (علاوه بر زندان) برای فعالین کارگری، معلمان، دانشجویان، زنان، و دیگر فعالین اجتماعی و سیاسی تحقیر شخصیت آنان و دست درازی به کرامت انسانی آنان است. اما این هدف رژیم نیز مدت ها است که به وهنی چندش اور بدل شده است. شلاق زدن بر پیکر این فعالین اگر چه نشانه و سندی است بر تحقیر و خوار شمردن کرامت انسانی توسط این رژیم اما نه تنها از ارج و اعتبار اجتماعی و شخصیت این فعالین نزد میلیون ها مردم نکاسته بلکه بر عکس بر جایگاه و اعتبار اجتماعی انها افزوده است و خواهد افزود.
چهل سال تجربه در برپایی و تداوم حکومت وحشت، کافی بوده است تا خرفت ترین و متحجر ترین مسئولان و دست اندار کاران این رژیم نیز دریابند که هر چه می گذرد از کارایی چنین اعمال وحشیانه کاسته می شود. بنابراین اگر رژیم همچنان به این مجازات قرون وسطایی متوسل می شود از آن روست که راه دیگری برایش باقی نمانده است. خوب می داند که بدون توسل به کشتار و زندان و شلاق نمی تواند بر جامعه ای حکومت کند که حتی طبق محاسبات شورای عالی کار هزینه سبد معاش خانواده متوسط شهری حدود ۵ میلیون تومان است اما همین شورا حداقل دستمزد کارگران را یک میلیون هشصد هزار تومان تعیین کرده است. تنها راه تحمیل این فقر و فلاکت بر بیش از ۴٠ میلیون نفر از اعضای خانواده کارگری، گسیل نیروهای امنیتی و انتظامی برای سرکوب خشونت بار و بی رحمانه اعتراض های کارگری، تشکیل دادگاه برای فعالین کارگری و صدور احکام سنگین زندان و شلاق است .
اما تا کی و تا کجا. به گلوله بستن کارگران معدن مس خاتون آباد نتوانست که مانع از اعتراض کارگران معدن آق دره شود، اجرای حکم شلاق بر پیکر کارگران آق دره موجب نشد که کارگران هفت تپه، فولاد اهواز و هپکو و آذراب برای دستیابی به مطالبات و خواسته های انباشته شده و پاسخ نگرفته خود دست به اعتصاب و اعتراض نزنند. و اینها فقط چند نمونه است. واقعیت کلی را همگان و ازجمله مسئولین و کارورزان حکومت می دانند، و آن اینکه در چند سال گذشته بطور متوالی هر سال بین ١۵٠٠ تا ١٧٠٠ مورد اعتراض و اعتصاب کارگری در اقصا نقاط کشور جریان داشته است. این سیل خروشان اعتراضات کارگری را دیگر نمی توان با به شلاق بستن فعالان کارگری متوقف کرد.
تحمل زندان، شلاق، سرکوب تا کی و و تا کجا.< جغد حکم شلاق و زندان در نوبت بعدی بر شانه چه کسی و یا کسانی خواهد نشست. این دور تا کی می تواند ادامه یابد. این پرسشی است که کارگران نیز باید از خود بپرسند، و می پرسند. و پاسخ نیز روشن است: هیچ بخش از طبقه کارگر در کشوری که نظام سیاسی، فعالین کارگری و دیگر فعالین اجتماعی را به شلاق می بندد، به نان و آزادی دست نخواهد یافت. در برابر طبقه حاکم سرمایه دار و رژیم سیاسی آن که تاروپودش با فساد در هم تنیده و شاکله قدرت اش را استثمارگران، دزدان و اختلاس گران تشکیل می دهند، کارگران برای دست یابی حتی به خواست های رفاهی و اقتصادی خود نیز راه دیگری ندارند مگر اینکه همچون یک طبقه در سطح اجتماعی ظاهر شوند، این قدرت سیاسی سراپا فاسد و سرکوب گر را به چالش بگیرند و توازن قوا را سنگر به سنگر به نفع خود تغییر دهند. این کار پیش از هر چیز مستلزم هماهنگی، هم کوشی و اتحاد همه بخش های طبقه کارگر است. در چنین شرایطی وظیفه بزرگ و سنگینی در مقابل فعالین کارگری قرار دارد. افشاگری اعمال سرکوب گرانه رژیم و محکوم کردن آن به تنهای کافی نیست. کار اصلی و کلیدی، سازماندهی هدفمند است. راه دیگری وجود ندارد.
اتحاد بین المللی ضمن اعلام انزجار ازاجرای حکم شلاق و زندان علیه رسول طالب مقدم از همه تشکل های بین المللی کارگری می خواهد که به سرکوب حقوق پایه ای کارگران در ایران اعتراض کنند و به عنوان یک وظیفه طبقاتی از مبارزات کارگران ایران پشتیبانی نمایند.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

٢٠/٠٦/٠٢

http://etehadbinalmelali.com/ak
info@workers-iran.org;
www.workers-iran.org;
IASWI | اتحاد بین المللی (@IASWIinfo) | Twitter