افق روشن
www.ofros.com

،پرویز قلیچ خانی کاپیتان محبوب فوتبال

!مسئول نشریه آرش، یار و یاور زحمتکشان، بدرود


مجموعه                                                                                                                                                                                           شنبه ۲خرداد ١۴٠۵ - ۲۳ مه ۲۰۲٦


شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست برگزار می‌کند:

" گرامی‌داشت پرویز قلیچ‌خانی"

سخنرانان: همایون ایوانی و حسن بهزاد
گرداننده‌ی جلسه: آزاده بارزاده و الماس فرضی
زمان: يک‌شنبه - ۳١ مه ۲۰۲٦
ساعت: ١۹:۰۰ به‌وقت اروپای مرکزی
مکان: کلاب‌هاوس، اتاق گفتمان سوسیالیستی
www.shorah.org
t.me/+9ysZiE_6mkZjZDZk
shorahamkary@gmail.com

***************

پیام صوتی نجمه موسوی - پیمبری، یار و همراه پرویز قلیچ‌خانی اینجا کلیک کنید.

پیام صوتی نجمه موسوی - پیمبری، یار و همراه پرویز قلیچ‌خانی در مورد تصمیم پرویز درباره‌ اهدای پیکرش به مراکز علمی و نیز تمایلش درباره آیین بزرگداشت و یادبود.
در این پیام، نجمه موسوی-پیمبری ضمن قدردانی از ابراز همدردی و محبت دوستان و هواداران این چهره مبارز و برجسته، به بیان تصمیم و تمایل پرویز قلیچ‌خانی درباره پیکرش و نیز مراسم‌های یادبود می‌پردازد:
پرویز قلیچ‌خانی، بر اساس باورهای شخصی خود تصمیم گرفته بود پیکرش را به مراکز علمی اهدا کند، به همین خاطر مراسم خاک‌سپاری برگزار نخواهد شد. پرویز، به دلیل فروتنی و برای جلوگیری از زحمت دیگران، تمایلی به برپایی مراسم یادبود رسمی نداشت. با این حال، نجمه موسوی-پیمبری تأکید می‌کند که دوستداران این شخصیت آزاداندیش، مبارز و وفادار به آرمان‌های عدالت‌خواهانه می‌توانند، برای بزرگداشت جایگاه مردمیِ پرویز قلیچ‌خانی در هر کجای جهان برنامه‌هایی داوطلبانه برگزار کنند. در پایان، او ضمن احترام به وصیت پرویز، بار دیگر از تمامی کسانی که با ارسالِ پیام‌های محبت‌آمیز، مهربان و دلگرم کننده در این غم شریک هستند؛ سپاسگزاری می‌نماید.

***************

بدرود کاپیتان اینجا کلیک کنید.

بدين وسيله و با كمال تأسف به اطلاع مردم ايران و تمامی دوستداران و همرزمان پرويز قليچ خانی می‌رسانم كه قهرمان ملی و چهره‌ی هميشه زنده‌ی ايران در تاريخ بيست و سوم ماه می ٢٠٢٦ مصادف با دوم خرداد ١٤٠٥ در ساعت يك و نيم بعدازظهر در بيمارستانی در حومه‌ی پاريس درگذشت.

نجمه موسوی - پيمبری يار و همراه پرويز

***************

فاطمه صفا: امروز با شنیدن خبر درگذشت پرویز، قلبمان شکست

امروز با شنیدن خبر درگذشت پرویز، قلبمان شکست.اگرچه زندگی ما را به مسیرهای مختلفی می‌برد، اما خانواده‌ای که تشکیل می‌دهیم همیشه پابرجا می‌ماند. من عمیقاً غمگینم، اما برای همیشه سپاسگزار فصلی از زندگی خواهم بود که با هم به اشتراک گذاشتیم و دختران زیبایمان(هاله و الدوز قلیچ خانی) را به ما هدیه داد. امروز که با هم در سوگ این فقدان هستیم، قلبم برای آنها بسیار سنگین است.

یادت مانا دوست من.

***************

درباره نشريه آرش

مجله‌ی آرش با مسئوليت پرويز قليچ‌خانی در سال ۱۳۷۰ شمسی (١٩٩١ ميلادی) در پاريس شكل گرفت و تا سال ٢٠١٤ ادامه يافت. اين نشريه كه از ابتدا خود را چون پلی بين داخل و خارج می‌خواست، همه‌ی هم و غم خود را بر انعكاس مسائل ايران گذاشت.
بيش از هزار انديشمند، پژوهشگر، فعال سياسی، نويسنده، شاعر، هنرمند با مجله‌ی آرش همكاری كرده‌اند. اين نشريه كه در دنيای دیاسپورای ايرانی توزيع می‌شد و در حد امكان به داخل راه می‌يافت در سال ۱۳۹۳ (٢٠١٤)، درست زمانی كه انقلاب ارتباطات تمام نشريات كاغذی را زير سوال برده بود با تصميم قاطع پرويز قلیچ خانی و همراهی دبير نشريه نجمه موسوی-پيمبری به كار خود پايان داد با اميد به توانايی نسل جوان در ادامه اين راه.
بعد از گذشت سال‌ها و توسعه‌ی شبكه‌های اجتماعی و به منظور امكان دسترسی نسل‌های بعد به آن چه در آن سال‌ها گذشت و به منظور امكان اشراف هر چه بيشتر به تاريخ اين دوره از حكومت جمهوری اسلامی و نقطه نظرهای نيروهای اپوزيسيون بر آن شديم كه اين مجموعه را از این طریق در اختيار علاقمندان بگذاريم.
لینک صفحه اینترنتی جدید آرش: اینجا کلیک کنید.
لینک ورود به کانال تلگرامی "آرش" اینجا کلیک کنید.
ای میل تماس با ادمین: اینجا کلیک کنید.

شبنامه Shabnameh

***************

یاد عزیز پرویز قلیچ‌خانی گرامی باد اینجا کلیک کنید.

پرویز قلیچ‌خانی برای ما کارگران فقط محبوبترین کاپیتان تیم ملی نبود. پرویز از طبقهٔ ما بود؛ در همان محلاتی بزرگ شد و رفت‌وآمد کرد که بسیاری از ما و پدران و مادران‌مان پیش از ما در آن‌ها زندگی کرده بودند.
پرویز قلیچ‌خانی در تمامی سالیان زندگی پرافتخار خود، و تا واپسین لحظاتی که جسم و روحش یاری می‌کرد، از حمایت از کارگران ایران، تشکل‌های مستقل کارگری، از جمله سندیکای ما، و تلاش برای آزادی اعضای زندانی سندیکا و حمایت از کلیه زندانیان، دریغ نورزید.
پرویز قلیچ‌خانی انسانی شریف، دلسوز، مهربان و مبارزی علیه استبداد، فقر، ستم و استثمار بود. او چنان متین و فروتن بود که باور نمی‌کردی یکی از پرافتخارترین فوتبالیست‌های تاریخ کشورمان، این‌گونه بی‌ادعا، بدون هیچ‌گونه تلاش برای اعمال نفوذ یا بزرگ‌نمایی، حامی همه‌جانبهٔ کارگران و مبارزه طبقاتی باشد.
متأسفانه شرایط ماه‌های اخیر و محدودیت دسترسی ما به اینترنت، این امکان را از ما گرفته بود که در جریان وضعیت سلامتی ایشان باشیم و از این بابت عمیقاً متأسفیم.
بدین‌وسیله صمیمانه مراتب تسلیت سندیکا را به خانواده، یاران و دوستداران پرویز قلیچ‌خانی گرامی ابراز داشته و خود را در غم درگذشت این انسان شریف و آزاده شریک می‌دانیم.
سندیکا همچنین صمیمانه به خانم نجمه موسوی‌پیمبری، یار و همراه پرویز قلیچ‌خانی، تسلیت گفته و تلاش‌های بی‌وقفهٔ ایشان را ارج می‌نهد.

یاد عزیز پرویز قلیچ‌خانی گرامی، و راهش پررهرو باد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۳ خرداد ۱۴۰۵

***************

بازنشستگان شوش یاد و خاطره پرویز قلیچ‌خانی گرامی داشتنند

امروز، یکشنبه ۳ خرداد، بازنشستگان شوش یاد و خاطره پرویز قلیچ‌خانی را گرامی داشتند؛ پرویز قلیچ خانی انسانی آزاده که همواره در کنار کارگران و زحمتکشان ایستاد و از حقوق آنان دفاع کرد.
نام و یاد او به‌عنوان صدایی برای عدالت و برابری در حافظه مردم ماندگار خواهد بود.

یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

***************

اطلاعیه شورای همکاری به مناسبت درگذشت پرویز قلیچ خانی

اسطوره‌ای که همیشه قهرمان ماند

کاپیتان پرویز قلیچ خانی، یکی از برجسته‌ترین و شناخته‌ترین چهره‌های تاریخ ورزش ایران روز شنبه دوم خرداد ۱۴۰۵ در سن ۸۱ سالگی در بیمارستانی در حومهٔ پاریس، جهان ما را گذاشت و گذشت. نجمهٔ موسوی - یار و همراه او - در اعلام این خبر، از کاپیتان پرویز قلیچ خانی به‌عنوان «قهرمان ملی و چهرهٔ همیشه ماندگار ایران» یادکرد. رسانه‌ها نوشته‌اند او سال‌های پایان زندگی‌اش را در نبرد با بیماری آلزایمر گذراند. بنا به خواسته خود پرویز، پیکر بی‌جانش به دانشگاه پزشکی اهداء خواهد شد، تا جسم او نیز در خدمت بشریت و علوم پزشکی قرار گیرد.

پرویز قلیچ خانی - این قهرمان اسطوره‌ای فوتبال ایران - در یک خانواده کارگری بزرگ شد. پدرش کارگر آجرپزی بود و فوتبال را در زمین‌های خاکی جنوب شهر تهران شروع کرد. در هفده‌سالگی فوتبال حرفه‌ای خود را با بازی در تیم کیان آغاز کرد. سپس در باشگاه‌های بزرگی نظیر تاج، پاس، پرسپولیس و سان‌خوزه بازی کرد. با بازی درخشان و گل‌های تاریخ‌ساز خود، سه بار پیاپی قهرمانی جام ملت‌های آسیا را برای ایران رقم زد. دوبار نیز همراه با تیم ملی به دو المپیک مونترال و مونیخ صعود کرد.

کاپیتان پرویز قلیچ خانی از معدود ورزشکاران ایرانی بود که قبل از انقلاب ۵۷ گرایش سیاسی چپ داشت و به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌اش بارها زیر فشار و بازجویی ساواک قرار گرفت. به خاطر همین مواضع سیاسی و انتقادی‌اش نسبت به رژیم پهلوی، از همراهی با تیم ملی در بازی‌های جام جهانی آرژانتین محروم و در پیامد آن از تیم ملی ایران نیز حذف شد.

قلیچ خانی، پس از انقلاب نیز با حکومت تازه به قدرت رسیده به مخالفت برخاست. در ادامه مبارزه با جمهوری اسلامی کشور را ترک کرد و سال‌های تبعید را در فرانسه اقامت گزید. در ایام تبعید، اگرچه از فوتبال حرفه‌ای فاصله گرفت، اما هرگز از سیاست و فرهنگ جدا نشد. در کنار نیروهای چپ و کمونیست باقی ماند. به دفاع از مبارزات کارگری پرداخت، علیه فراموشی مبارزه کرد و در دفاع از زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان همواره پیش‌قدم بود. در سال ۱۳۷۰ خورشیدی نشریه سیاسی - فرهنگی «آرش» را پایه‌گذاری و اداره کرد. نشریه‌ای وزین که شمارگان آن تا سال ۱۳۹۳ با انتشار شمارهٔ «صد و ده بعلاوه یک» ادامه یافت.

پرویز قلیچ خانی در آغاز «آرش» نوشته بود، این نشریه را در بهمن ۱۳۶۹ در پاریس منتشر کرد تا «جنس دیگری از صداهای تبعید» باشد و دردها، تحلیل‌ها و واکنش‌ها دربارهٔ تحولات ایران را بازتاب دهد. جملهٔ «زندگی در تبعید، اما نه در سکوت؛ دور از ایران، اما پیگیر سرنوشت ایران»، شاید یکی از دقیق‌ترین توصیف‌های زندگی دوم او باشد.

کاپیتان قلیچ خانی از معدود چهره‌هایی بود که هم در حافظهٔ ورزشی مردم ایران جایگاهی ویژه داشت و هم در حافظهٔ سیاسی - فرهنگی ایام تبعید نیز چهره‌ای ماندگار از خود برجای گذاشت. او قهرمان تیم ملی بود، اما به قهرمانی رسمی و بی‌خطر تن درنداد. کاپیتان بود، اما نه‌فقط در زمین فوتبال. که در بیرون از زمین فوتبال و ورزش نیز برای مردم ایران اسطوره‌ای ماندگار شد که قهرمانی‌اش در یادها و خاطره‌ها باقی ماند.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، درگذشت پرویز قلیچ خانی را به نجمهٔ موسوی - یار زندگی و همیشه همراه او در نشریه آرش - خانوادهٔ داغدار او، جامعهٔ فرهنگی، ورزشی، سیاسی و عموم توده‌های مردم ایران تسلیت می‌گوید.

یادش ماندگار و خاطره‌اش گرامی باد

نابود باد نظامی سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی - زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

سوم خرداد ۱۴۰۵ - ۲۴ ماه مه ۲۰۲۶

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

پیام دبیرخانه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران بمناسبت درگذشت پرویز قلیچ‌خانی

با تاسف فراوان پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران و از چهره‌های شناخته‌شده چپ و برابری‌طلب، ساعت يك و نيم بعدازظهر ۲۳ می ٢٠٢٦ مصادف با ۲ خرداد ١٤٠٥ در سن ۸۱ سالگی بعد از یک دوره بیماری در بیمارستانی در حومه پاریس با زندگی وداع کرد. او چهره‌ای ماندگار در عرصه آزادی‌خواهی و برابری‌طلبی بود. قلیچ‌خانی سال‌های تبعید را با همان پایداری ادامه داد؛ پایداری‌ای که در انتشار مجله «آرش» و حفظ صدای مستقل روشنفکری و آزادی‌خواهی نمود داشت.

قلیچ‌خانی که یکی از فوتبالیست‌های برجسته تاریخ ورزش ایران فوتبال را از محله‌های کارگری جنوب تهران آغاز کرد و به یکی از چهره‌های ماندگار ورزش ایران تبدیل شد. اما نام قلیچ‌خانی تنها با فوتبال شناخته نمی‌شود. او نماد نسلی بود که مردم در آینه‌ وجودشان صداقت، جسارت و سرخم نکردن برای استبداد و ارتجاع را می‌دیدند. چنین قهرمانانی در حافظه‌ میلیون‌ها انسان جا دارند، چون ریشه در دل مردم دارند. او از نسلی بود که ورزش را جدا از درد و رنج جامعه نمی‌دید؛ نسلی که برای بسیاری، قهرمانی فقط در زمین فوتبال معنا نداشت، بلکه در ایستادن صف آزادیخواهی و برابری‌طلبی نیز معنا پیدا می‌کرد. امروز نام او برای بسیاری یادآور پیوند میان ورزش، تعهد اجتماعی و آرمان‌خواهی چپ است؛ چیزی که در زمانه ورزشِ تجاری و سلبریتی‌سازی، بیشتر شبیه خاطره‌ای دور به نظر می‌رسد.

زندگی او خیلی زود از مرزهای فوتبال فراتر رفت. پیش از انقلاب، به‌دلیل گرایش‌ها و فعالیت‌های سیاسی‌اش بارها زیر فشار و بازجویی ساواک قرار گرفت. او از همان نسلی بود که میان شهرت ورزشی و مسئولیت اجتماعی فاصله‌ای نمی‌دید. محبوبیت گسترده‌اش در میان مردم، برای دستگاه امنیتی حکومت سلطنتی پهلوی حساسیت‌برانگیز بود و همین جایگاه، او را به چهره‌ای متفاوت در میان ستارگان ورزش بدل کرد.

قلیچ خانی در سال ۱۳۸۹ در گفت‌وگویی تلویزیونی با بی بی سی گفته بود: “پدر من کارگر کوره‌پزخانه و کارگر زحمتکشی بود. من در یک خانواده کارگری و فقیر رشد کردم. طبیعی است که همیشه با ظلم و فقر آشنا بودم. وقتی به حدی از بلوغ رسیدم، با جهان‌پهلوان تختی در میدان‌های کشتی آشنا شدم و به او علاقه‌مند شدم. وقتی علاقه تختی به مردم، به هم‌نوعانش، به محیط ورزش و جوانمردی‌اش را دیدم، احساس کردم که او انسانی است که فقط نوک دماغش را نمی‌بیند، بلکه تاریخ را می‌بینند”.

پس از انقلاب قلیچ‌خانی راه سازش با حکومت جدید را انتخاب نکرد. او ایران را ترک کرد و در فرانسه ماندگار شد. تبعید او را از فوتبال حرفه‌ای جدا کرد، اما از سیاست و فرهنگ جدا نکرد. در پاریس، نشریه «آرش» را پایه‌گذاری و اداره کرد؛ مجله‌ای سیاسی و فرهنگی که از سال ۱۹۹۱ میلادی تا سال ۲۰۱۴ به مدت ۲۳ سال ادامه یافت. صدها نویسنده، پژوهشگر، فعال سیاسی، شاعر، هنرمند و روشنفکر برای «آرش» نوشتند . پیگیری و تلاش او در مجله پربار «آرش» و دفاع او از آرمان‌های انسانی ، قلیچ خانی را به یکی از چهره‌های شناخته‌شده اپوزیسیون چپ و آزادیخواه و برابری طلب ایران بدل کرد.

دبیرخانه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران تسلیت و همدردی خود را به مناسبت درگذشت پرویز قلیچ خانی، به یار و همراهش نجمه موسوی- پيمبری، دخترهایش و همه انسانهای آزادیخواه ابراز می دارد.

یاد پرویز قلیچ خانی عزیز گرامی باد!

دبیرخانه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۴ مه ۲۰۲۶

***************

پرویز قلیج خانی هم از میان ما رفت - یادش گرامی

جنبش کارگری ایران یار با وفایی دیگری که همواره پشتیبان آنان بود را از دست داد.
دو خرداد خبر رسید پرویز قلیچ خانی همانند زاده شدن اش در حاشیه شهر پاریس همانند دیگر نام آوران تاریخ عرصه سیاست، ورزش شمع زندگی اش خاموش شد.
او در جوانی و دوران دانشجویی خود که در آن دوران ورزشکار توانایی بود به یاری زحمتکشان شتافت چرا که در خانواده خودش با رنج محرومان آشنا شد و در همان محیط رشد کرده بود. حاکمیت گذشته که تاب انسان های مانند او را نمی آورد او را مجبور کرد که همانند گالیله که در زمان نفی اعتقادش پای بر زمین می کوبید که زمین کروی است عمل کند.

پرویز انسانی بود چند بعدی که در نگاه مردم عادی او پهلوان عرصه مبارزه در زمین مسابقه بود، در نگاه انسان های مترقی کسی بود که توانست در عرصه مطبوعات با انتشار ۱۱۰ شماره نشریه آرش در عرصه سیاست بدرخشد، آنهم در شرایطی که افول سیاست محلی شده بود برای درگیری های سیاسی تا محلی برای یافتن راه حل، او و یارانش شاهکاری را رقم زدند که در تاریخ کشورمان بی سابقه است، هم او بود که به اعتبار گذشته اش و زحمات شخصی سعی در آن داشت تا همه یاران و پشتیبانان مردم زحمتکش را گرد هم بیاورد و حتی از مریدان قدرت تا مخالفان قدرت را در یک مجموعه در کنار هم دور میز سیاست بنشاند و ایدئولوژی، آگاهی، ضعف و قدرت اهل قلم و عمل را به خدمت زحمتکشان در بیاورد تا در آن میان راهی برای رهایی و آزادی مردم در بند به ارمغان بیاورد تا آنکه دیگر آه یتیمی و فریاد گرسنه ای در گلو نماند.

در بیش از دو دهه رشد جنبش کارگری ایران٬ قلیچ خانی در کنار کشاندن مباحث کارگری در بطن نشریه آرش، نقش او و کمک های انسانی و مالی بی دریغ اش به جنبش کارگری ایران چقدر ارزشمند بود. امکاناتی ساخت که از شمال تا جنوب ، از شرق تا غرب را در حد خودش در بر می گرفت. فعالینی که به مشکل بر می خوردند چه در داخل و چه در خارج به او رجوع می کردند و او بدون لحظه ای درنگ کمک می کرد. این حمایت ها وقتی با نام قلیچ خانی گره می خورد در میان کارگران اعتبار جنبش کارگری را در خود دو چندان می کرد. باشد در انتشار یادنامه او به نقش موثر او بیشتر اشاره شود.

قلیچ خانی فرزند جامعه ای است که ستارگانی را در دل خود پرورانده است که محصول روابط اجتماعی اشان بوده اند، انسان های که به خودشان فکر نمی کردند. در اینجا جا دارد از نجمه موسوی-پیمبری و خانواده و دوستان اش قدردانی کرد برای ماندن در کنار او ، مراقبت از او، بیخوابی های بی حد، سر و کله زدن های بی شمار برای پیشرفت و رشد بهتر شدن فعالیت های پرویز در تمام دوران زندگی اش. در ایران نام های مانند زنده یاد تختی و پرویز قلیج خانی همانند گرزی گداخته در دست زحمتکشان در حال گردش است. او به ما آموخت که چگونه با تفاوت ها هیچگاه از یاری زحمتکشان باز نایستیم.

یادش گرامی و مسیرش در تداوم باد

کانون مدافعان حقوق کارگر

۳ خرداد ۱۴۰۵

***************

پرویز قلیچ‌خانی، قهرمان ملی و مبارزی که اسطوره شد!

پرویز قلیچ‌خانی در پاریس، شهری که سال‌های تبعیدش را در آن زیست، چشم هایش را برای همیشه بست، اما نام عزیز او در حافظه مردم، در تاریخ ورزش، در رنج مبارزان و در امید تهیدستان خاموش نخواهد شد. پرویز از دل محرومیت برخاست، بر بلندای افتخار و در کنار مردمی ایستاد که درد و رنج آنان را از کودکی زیسته بود.

در زمین فوتبال، او کاپیتانی جسور و بلند آوازه بود که بخشی از پرافتخارترین سال‌های ورزش ایران را رقم زد و نامش برای همیشه با تاریخ فوتبال این سرزمین گره خورد.

در حافظه چند نسل نیز، گل او به تیم فوتبال اسرائیل در روزگاری که همبستگی با مردم فلسطین و مخالفت با سیاست‌های تجاوزگرانه دولت اسرائیل در میان افکار عمومی ایران گسترده بود، تنها یک لحظه ورزشی نماند، آن گل به نمادی از همدلی با ستمدیدگان بدل شد و احساسات مردم را چنان برانگیخت که جای او را در اعماق دل بسیاری از مردم استوارتر کرد. نام آوری او تنها در میدان ورزش نبود، او در برابر دو حکومت مستبد سر خم نکرد و هزینه سنگین ایستادن بر سر ارزش های انسانی خود را تا پایان عمر پرداخت.

پرویز قلیچ‌خانی از موضع دفاع از آرمان‌های چپ و سوسیالیسم در همراهی با جنبش فدائیان، پا به میدان مبارزه سیاسی در دوره شاه گذاشت و بهای این انتخاب را با فشار، دستگیری و حذف پرداخت. پس از انقلاب نیز در چارچوب سازمان فدائیان خلق ایران در صف آرمان های انسانی خود ایستاد و به مبارزه برای آزادی و عدالت ادامه داد. در سال ۱۳۶۹، از فعالیت سازمانی فاصله گرفت اما به اشکال دیگر، مبارزه را با همان سرسختی و پایداری پی گرفت.

ثمره این پایداری، میراثی ماندگار بود. بیش از دو دهه تلاش خستگی‌ناپذیر برای انتشار ۱۱۰ شماره نشریه “آرش”، آرشیوی ارزشمند از اندیشه، نقد، فرهنگ، سیاست و تاریخ در تبعید ساخت. فعالیت موفق او در عرصه فرهنگ کاری سترگ بود که جز با ایمان عمیق و پشتکاری کم‌نظیر ممکن نبود. او نگذاشت تجربه‌ها، صداها و روایت‌های یک نسل به فراموشی سپرده شوند. “آرش” تریبونی بود برای حضور اندیشه‌های گوناگون، گفت‌وگو میان تفاوت‌ها و تلاشی برای اشاعه ایده ها و ارزش های انسانی نیروهای چپ جامعه.

اما شاید آنچه بیش از همه پرویز قلیچ‌خانی را در دل ها نشاند، منش انسانی و فروتنی او بود. از یکسو وفاداریش به دوستان و یاران و حساسیتی که به رنج دیگران داشت و از سوی دیگر حمایتی که بارها و بارها بی‌صدا به سوی کارگران و زحمتکشان، زندانیان سیاسی و خانواده‌ آنها و کنشگران در تنگنا، روانه کرد، از او چهره ای ماندگار ساخت.

عشق به محرومان، تنها برخاسته از تجربه زیستن در خانواده‌ای زحمتکش و شناخت مستقیم از رنج آنها نبود، این دلبستگی ژرف، ریشه در فرهنگی داشت که پهلوانی را در همراهی با مردم، ایستادن کنار محرومان و سرفرود نیاوردن در برابر قدرت معنا می‌کند. پرویز قلیچ‌خانی از نسل ورزشکارانی بود که قهرمانی را با روحیه پهلوانی درهم آمیخته بود.

بی‌سبب نبود که او همواره خود را رهرو جهان‌پهلوان تختی می‌دانست. تختی برای او تنها یک قهرمان ملی نبود، بلکه نماد شرافت، فروتنی، مردمداری و مسئولیت در برابر رنج دیگران بود. قلیچ‌خانی در رفتار و منش، بارها نشان داد که آموزگار نانوشته‌اش تختی و همان فرهنگ پهلوانی است، فرهنگی که در آن، اعتبار انسان نه به افتخاراتش، بلکه به نسبت او با مردم و یاری رساندن به آنان، سنجیده می‌شود. پرویز قهرمان نامداری بود که با همه فراز و فرودها، بی‌سودجویی و وفادار به اصول و ارزش هائی که زندگی‌اش را شکل داده بودند، باقی ماند.

ما در سوگ پرویز عزیز انسان فروتنی را به یاد می‌آوریم که در تن و جان و زندگی‌اش شرافت، تعهد، مهربانی، روحیه پهلوانی و عشق به مردم موج می زد. یاد او در میدان‌های ورزشی، در حافظه جنبش آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی، در تاریخ تبعید، و در دل کسانی که انسانیت را پاس می دارند، زنده خواهد ماند.

از دست رفتن این یار شریف و وفادار مردم را، به خانواده و نزدیکان او، به یار زندگی‌اش نجمه موسوی پیمبری، فرزندانش هاله، الدوز و تارا، به فاطمه صفا، به دوستان و یارانش، به جامعه ورزشی و فعالان جنبش های اجتماعی و به همه کسانی که دل در گرو آزادی، عدالت و انسانیت دارند، تسلیت می‌گوییم.

آینده آزاد، پیران آزاد، نسرین آزاد، فرشید آزاد، محمد آزادگر، آزیتا آشنائی، امیر حسن آقایاری، ابراهیم آوخ، خسرو آهنگر، پریسا احمدیان، نسرین ابراهیمی، مهدی ابراهیم زاده، باقر ابراهیم زاده، سلیم احمدیان، مانی اخوان، بهروز اسدی، نسرین اسدیان، بانو اسکندانی، قادر اسکندانی، مزدک اسکندرخواه، مریم اسکوئی، جواد اسکوئی، مهران اسفندیاری، فرید اشکان، رحیم اشمیت، سیمین اصفهانی، علی اعتدالی، حسن اعتمادی، مرتضی اعرابی، فرخنده اعظمی، محمد اعظمی، مرجان افتخاری، حسن افراز، سعید افشار، علی افشاری، رضا اکرمی، فرید الهامی، ناهید امیری، علی انتشاری، ایراندخت انصاری، رضا انصاری، محمد انصاری، محمود انصاری، پوران انصاری، صبا انصاری، نسان انصاری، منصور انصاری، حسین انورحقیقی، داوود بخت نیا، اصغر ایزدی، ارژنگ. بامشاد، کمال بایرامزاده، عباس بختیاری، وحید بدیعی، منیره برادران، امیر برادران، فریده برازنده، مهدی برزین، ارژنگ برهان، یلداله بلدی، سعید بهرنگ، رضا بهروران، اژدر بهنام، فرامرز بهار، امیر حسین بهبودی، محمد علی بهبودی، حمید پارسائی، محمود پارسائی، ناصر پایدار، کوکب پدرود، علی پُرسان، محمد پروین، شکوفه پرویز، مهدی پرویز، ژینوس پزشکی، فلوریا پزشکی، مریم پورتنگستانی، حسین پورجانکی، ارسلان پور قباد، احمد پورمندی، علی پورنقوی، فرامرز پورنوروز، پوریا پورهمت، امیر حسن پویا، پریسا پوینده، حسن پیریائی، علی پیریائی، امید پیوندی، مسعود پیوندی، منیژه تام، تقی تام، سعید تبریزی، رضا ترابی، اسد ترابی، نرگس ترابی، ملیحه تسلیمی، ایرج تقی زاده، مجید تمجیدی، قدرت تندر، مریم تنگستانی، منیر توفیق، رسول تیهوئیان، فریبا ثابت، فلور جاوید، علی جاوید، حمید رضا جاودان، مهدی جباری، سودابه جزنی، میهن جزنی، حسن جعفری، عاطفه جعفری، فردوس جمشیدی رودباری، هما جوادی، ذبی جودکی، کاووس جوکار، ناصر جوهری، سیامک جهانبخش، بهروز جهانزاد، ثریا چیت ساز، صدیقه حاج محسن، علی حجت، حسن حسام، حمید حسینی، شاهو حسینی، غلامرضا حق شناس، بهروز حقی، صحرا حکاکپور، نقی حمیدیان، احمد خادمی، نسیم خاکسار، شهلا خباززاده، اسماعیل ختائی، اصغر خرسند، بهروز خسروی، محمد رضا خشتی، بهروز خلیق، الدار خیاوی، مجید دارابیگی، توران دانا، مرضیه دانش، بهروز دانشور، رضا درخشان، مهرداد درویش پور، علی دماوندی، ابراهیم دینخواه، فردوس دینی، رویا ذوغالیان، تارا راحلی، طیبه راحلی، فیروزه راد، منوچهر رادین، مهشید راستی، ناصر رحمانی نژاد، ناصر رحیم خانی، بیژن رستگار، کاظم رستمی، رزا روزبهان، سهیل رسولی، جواد رضوی نیا، فاطمه رضائی، فرهمند رکنی، فروزنده رکنی، محمد رضا روحانی، حمید روشن، حبیب روشن زاده، تقی روزبه، رضا روزیخواه، میهن روستا، سعید رهنما، رضا رئیس دانا، مجید زربخش، فخری زرشگه، اسماعیل زرگریان، سیامک زندی، حسن زهتاب، مینا زرین، حسین سازور، رحمان ساکی، جلال سبزواری، ساسان سترگ، سهیلا ستاره، علی ستاری، عبدی سردا، فرج سرکوهی، مریم سطوت، بیژن سعیدپور، مسعود سفری نسب، یونس سلطان زاده، سیامک سلطانی، حمید سلطانی، البرز سلیمی، فریدا سهرابیان، علی سیاح، فرود سیاوش پور، بهمن سیاووشان، محمد تقی سید احمدی، محید سیادت، اکبر سیف، اسد سیف، جلال شالگونی، محمد رضا شالگونی، یونس شاملی، محمد رضا شاهید، مسعود شب افروز، پرویز شریعت، ناصر شریعت، ملیحه شریف زاده، پویان شریفی، فرح شعبان پور، شمسی شفیع، آزاده شکوهی، م. شکیب، کیتاش شمس، ابوالقاسم شمسی، پروین شهبازی، حماد شیبانی، بیژن شیروانی، ناصر صابری، نسترن صارمی، کیومرث صابغی، شهلا صالح پور، سیمین صبری، ضیاء صدرالاشرافی، محمد صدیق یزدچی، جمشید صفاپور، اسماعیل صفرزاده، جمال صفری، نبی صمیمی، فرزانه ضیاء فتحی، عصمت طالبی، رحیم طالقانی، مجتبی طالقانی، مزدک لیماکشی، بهروز عارفی، شمسی عباسی، مجید عبدالرحیم پور، محمود عبدی، باقر عربی، حسن عزیزی، نادر عصاره، فرزانه عظیمی، برهان عظیمی، حمزه عظیمی، مریم عظیمی، مه دی علوی، محمد صادق علی اصغری، بیژن علیپور، ابراهیم علیپور شاهین دژ، رضا علیجانی، عیسی علیزاده، محمود علیزاده لسانی، ثریا علیمحمدی، سرور علیمحمدی، انو عیسی بیگلو، محمد غدیری، کامبیز فاروقی، مهدی فتاپور، مسعود فتحی، بهروز فدائی، مسعود فراز، سیاوش فرجی، علی اصغر فرداد، بهروز فرهانی، ملیحه فرهنگ، سیامک فرید، علی فکری، قاسم فولادی، ناهید قاجار، وجی قاسمی، نصراله قاضی، ناصر قاضی زاده، سوین قربانی، پرویز قریشی، قدرت قلی زاده، شهرام قنبری، پویان قوشچی، ایرج قهرمانلو، رحیم قیومی، صادق کارگر، علی کارون، مقصود کاسبی، محمد کازرونی، زریون کشاورز، مازیار کشاورز، علی کشتگر، فرشین کاظمی، جمشید کرمی، علی کریمی، بهزاد کریمی، فرزاد کریمی، اسفندیار کریمی، سودابه کسرائیان، سیروس کسرائیان، نگار کلکار، اکرم کوهساری مرند، امیر کیانپور، سهیلا گلشاهی، حسن گلشاهی، منوچهر گلشن، ژیلا گل عنبر، پرویز گهواره ای، محمد گیلانی، بهزاد لادین، روبن مارکاریان، محمد علی ماکنعلی، عفت ماهباز، جلیل مبشری، مهناز متین، مریم متین دفتری، هدایت متین دفتری، علی متین دفتری، فرهاد مجیدزاده، یوسف محمدی، مجید محمدی، میترا محمودی، ضرغام محمودی، علی مختاری، منوچهر مختاری، ابراهیم مددزاده، سیروس مددی، اسد مذنبی، هما مرادی، باقر مرتضوی، محمد مروج، سهیلا مسافر، بنفشه مسعودی، حعفر مسعودی، ناصر مصلحتی، عزت مصلی نژاد، عباس مظاهری، مصطفی مدنی، محمود معمارنژاد، امیر معیری، خاطره معینی، هایده مغیثی، رضوان مقدم، حسین مقدم، منوچهر مقصودنیا، مهر آفاق مقیمی، امیر مُمبینی، علی منفرد، سیروس ملکوتی، شجاع ملکوتیان، محمد منتظری، ذبیح موسوی، نوید مومن زاده، ناصر مهاجر، هوشنگ مهدی زاده، جمشید مهر، اردشیر مهرداد، محسن مهمنش، انور میرستاری، مهران میرفخرائی، اشرف میرهاشمی، مجید میزانی، حسن نادری، حجت نارنجی، نوشزاد ناظمی، ناهید ناظمی، احمد نائینی، پوریا نایب، شیدا نبوی، نصرت اله نجات بخش، احمد نجاتی، عنایت نجفی، رضا نجفی، علیرضا ندیمی، محسن نژاد، هلن نصرت، مجتبی نظری، فرهاد نعمانی، مسعود نقره کار، امید نقره کار، فرخ نگهدار، شهین نوائی، داوود نوائیان، حمید نوروزی، حمید نوشادی، پرویز نویدی، ایرج نیری، حمیلا نیسگیللی، نیک آذر، مرتضی نیکی، احد واحدی، پروین واحدی پور، شیده ورزگر، الهام ورشوچی، تونیا ولی اوغلی، مسعود واثقی، مهرداد وهابی، علی اکبر هادی پور، احمد هاشمی، توران همتی، هرمز هوشمند، هانری نهرینی، نسیما یامچی، بابک یحیوی، نرگس یلاقی، دکتر جواد یوسف معمار، محسن یلفانی،

***************

پیام تسلیت به مناسبت درگذشت پرویز قلیچ‌خانی اینجا کلیک کنید.

رضا شهابی
با اندوهی عمیق و قلبی سنگین، درگذشت پرویز قلیچ‌خانی، چهرهٔ برجستهٔ ورزش ایران و از همراهان صادق مردم و جنبش کارگری را به خانوادهٔ محترمش، به همسر گرامی‌اش خانم نجمه موسوی - پیمبری، و به همهٔ دوستداران او تسلیت می‌گویم.

طبق اعلام همسر ایشان، پرویز قلیچ‌خانی در تاریخ ۲۳ مه ۲۰۲۶، برابر با دوم خرداد ۱۴۰۵، در ساعت یک و نیم بعدازظهر در بیمارستانی در حومهٔ پاریس چشم از جهان فروبست.

متأسفانه به دلیل قطع بودن اینترنت در روزهای گذشته، من و بسیاری دیگر از مردم و فعالان کارگری از وضعیت او و خبر درگذشتش بی‌اطلاع ماندیم و به محض وصل شدن اینترنت، با این خبر تلخ روبه‌رو شدیم.

پرویز قلیچ‌خانی برای بسیاری یک قهرمان ورزشی بود، اما برای ما کارگران و فعالان اجتماعی، او نماد شرافت، صداقت و ایستادگی بود. انسانی که شهرت ورزشی‌اش را در خدمت مردم، آزادی و عدالت قرار داد و هیچ‌گاه از اصول انسانی خود فاصله نگرفت.

پیش از زندان با نشریهٔ آرش آشنا نبودم. اما پس از آزادی و در سفر به پاریس جهت نشست سندیکایی، در دیداری صمیمانه با پرویز، علاوه بر بسیاری خصایل انسانی ایشان با نقش مهم و تأثیرگذار این نشریه نیز آشنا شدم؛ نشریه‌ای که سال‌ها با تلاش، دقت و مسئولیت‌پذیری او منتشر شد و به یکی از تریبون‌های مهم نقد، آگاهی و مقاومت تبدیل گشت. نشریه آرش در سال‌های اخیر، به‌ویژه از زمان بیماری پرویز، منتشر نمی‌شد؛ اما اثر آن و نقش او در شکل‌گیری و تداومش همچنان در حافظهٔ جمعی ما زنده است.

در کنار و فراتر از همهٔ این‌ها، باید از یار گرامی و همراه همیشگی پرویز، خانم نجمه موسوی - پیمبری، یاد کنم؛ انسانی که سال‌ها دوشادوش او ایستاد، در سخت‌ترین سال‌های تبعید همراه و پشتیبانش بود و در دوران سخت بیماری تا واپسین لحظه با عشق و مسئولیت از او مراقبت کرد. نقش او، چه در زندگی و مبارزهٔ پرویز و چه فراتر از آن، عمیق و انکارناپذیر است.

پرویز قلیچ‌خانی حتی در تبعید نیز از مردمش جدا نشد. او با قلم، با مواضع شفاف و با وفاداری به حقیقت، همواره در کنار کارگران، ستمدیدگان و آزادی‌خواهان ایستاد. او نمونه‌ای کم‌نظیر از پیوند میان ورزش، فرهنگ و مبارزهٔ اجتماعی بود؛ انسانی که نشان داد می‌توان از دل شهرت، به قلب مردم رفت و در کنار آنان ماند.

درگذشت پرویز قلیچ‌‌خانی ضایعه‌ای بزرگ برای جامعهٔ ایران، برای طبقه کارگر و برای همهٔ کسانی است که به آزادی، عدالت و کرامت انسانی باور دارند. اما یاد و راه او همچنان زنده خواهد ماند و در مبارزات مردم برای حقوق و آزادی‌هایشان ادامه خواهد یافت.

یاد و نام پرویز قلیچ‌خانی گرامی و ماندگار باد.

رضا شهابی

کارگر اخراجی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

عضو سندیکای کارگران شرکت واحد

زندانی سابق

***************

پرویز قلیچ‌خانی، در دو میدان ورزش و سیاست

در جوامع طبقاتی پیوند و درهم‌آمیختگی میان ورزش و سیاست پدیده‌ای جدید به شمار نمی‌آید. در مورد رابطه ورزش و هنر که از شعر و نقاشی تا دیگر جلوه‌های فرهنگی را شامل می‌شود، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. دیدگاه نخست بر این باور است که ورزش و هنر باید به‌طور مستقل از سیاست و مسائل ایدئولوژیک مورد بررسی قرار گیرند؛ در مقابل، دیدگاه دوم معتقد است که هیچ پدیده‌ای را نمی‌توان از ساختارِ قدرت، فرهنگ و ایدئولوژیِ حاکم بر جامعه جدا کرد. بر این اساس، ورزش و هنر نیز بازتاب‌دهنده روابط اجتماعی و طبقاتی هستند و هر یک به‌نوعی سخنگو و نماینده بخش‌های مختلف جامعه، ازجمله فرادستان و فرودستان می‌باشند. درنتیجه فعالیت‌های ورزشی و خلق آثار هنری نه‌تنها حامل ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی‌اند، بلکه در بسیاری از موارد به ابزارهایی برای بازآفرینی یا به چالش کشیدن ساختارهای اجتماعی و سیاسی موجود تبدیل می‌شوند. پرویز قلیچ‌خانی نیز به این دسته تعلق داشت و سیاست مخالفت با طبقه حاکم در دو نظام سرکوبگر را برگزید.....

در روزهای اخیر مطالب بسیاری درباره [درگذشت] پرویز قلیچ‌خانی نوشته و گفته شده است؛ از نقل‌قول‌های مستقیم گرفته تا روایتِ خاطرات و تحلیل‌های ورزشی؛ اما آنچه او را از بسیاری دیگر، به‌ویژه از افراد متملق عرصه ورزش و هنر، متمایز می‌کرد، مخالفت و پایداری‌اش، در برابر ستمگران و مدافعان تعرض به معیشت طبقات فرودست بود. نه حکومت پهلوی بدون دلیل در پی تسلیم و سرکوب او بود و نه جمهوری اسلامی کوچک‌ترین سنخیتی با افکار و نگاهش داشت. پرویز قلیچ‌خانی از معدود چهره‌هایی بود که هم‌زمان در میدان ورزش و سیاست، در برابر ناهنجاری‌ها و استبداد ایستادگی کرد و برخلاف بسیاری از هم روزگارانش، هزینه مخالفت را به جان خرید، اما به سازش و خواری تن نداد. می‌توان هر شیوه‌ای از زندگی را برای رهایی از دغدغه‌های سیاسی برگزید، اما انتخابِ هم‌نشینی و همراهی با حاکمانی که کارنامه‌شان سرکوبِ محروم‌ترین اقشار جامعه است، انتخابِ زندگی برای آزاد زیستن نیست، بلکه تن دادن به سرافکندگی و پستی است. این همان راهی است که برخی از ورزشکاران هم‌دورهٔ قلیچ‌خانی و نیز شماری از شاعران و هنرمندان در دو نظام برگزیدند و بی‌شک نامشان با لکه‌ای از ننگ در تاریخ باقی خواهد ماند. ولی پرویز قلیچ‌خانی برخلافِ چاپلوسان هر دو نظام، در سمت درست تاریخ قرار گرفت و تا پایان عمر به آرمان‌ها و باورهای خود وفادار ماند.

با این تفاسیر، پرویز قلیچ‌خانی نه از سر مصلحت‌جویی و نه برای زیستن در حاشیه‌ای امن، بلکه آگاهانه و از همان آغاز در کنار معدود ورزشکارانی ایستاد که می‌خواستند ورزش را از انفعال و بی‌طرفی اجباری و به‌ویژه حمایت‌های تحمیلیِ حکومتی خارج کنند و آن را به بستری برای اعتراض سیاسی بدل سازند. این پیوند میان ورزش و سیاست در آن دوره، تأثیری عمیق بر نسل جوان و فضای ورزشی جامعه داشت؛ نسلی که حاضر به تحمل سکوت، سرکوب و فضای خفقان‌آور حاکم بر نظام پهلوی نبود و سودای تغییر در سر داشت. همراهی با دانشجویان معترض، نافرمانی و امتناع از دستورات شاهنشاهی و درنهایت بازداشت توسط ساواک، همگی از مسیری حکایت می‌کردند که جامعهٔ ورزشی را به جامعهٔ سیاسی گره می‌زد. در مقابل، گروهی از ورزشکاران و هنرمندان نیز ترجیح دادند در چارچوب مطلوب حکومت باقی بمانند. این افراد با سکوت، سازگاری و بهره‌مندی از روابط قدرت، عملاً در تضعیف جریان‌های اعتراضی و تقویت نظام سرکوبگر و فساد موجود نقش داشتند. آن‌ها آسایش و امنیت شخصی را به مقاومت و همراهی با مطالبات اجتماعی ترجیح دادند. این انتخاب نه‌تنها ناشی از اجبار، بلکه بازتابی از ساختار اجتماعی و ویژگی‌های یک جامعه است که در آن هر فرد، به‌نوعی نماینده یا سخنگوی قشر یا گروهی خاص به شمار می‌رود.

خلاصه اینکه، پرویز قلیچ‌خانی پلی میان ورزش و سیاست برقرار کرده بود و ورزش را به‌عنوان ابزاری برای بازتاب دردها و رنج‌های جامعه و دفاع از حقوق توده‌های ستمدیده در برابر بی‌عدالتی‌ها تبدیل کرد. زندگی او در تبعید، صراحت در بیان دیدگاه‌های سیاسی، انتشار نشریه «آرش»، مخالفت و ایستادگی در برابر سیاست‌های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، همگی نشان‌دهنده مسیری است که او برای مقابله با نابرابری‌های اجتماعی برگزیده بود.

شباهنگ راد

۲٨ مه ۲۰۲٦ - ٧ خرداد ١۴٠۵

***************

و این دفتر خالی تا چند ورق خواهد خورد اینجا کلیک کنید.

پرویز قلیچ‌خانی (۱۳٢۴- ١۴٠۵)، ورزشکار افسانه‌ای، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران، و نماد اخلاق و شرافت حرفه‌ای در ورزش ایران، درگذشت.
او تا پایان عمر به ارزش‌هایی وفادار ماند که در این روزگار «سلبریتی‌ها» و «کاسبکاران - ورزشکاران»، کیمیایی دست‌نایافتنی جلوه می‌کند.

یادش را گرامی می‌داریم!

***************

ای وای… ای دریغ و درد
رفیق عزیز ما رفت، اما ردِ او در دل‌ها و خاطره‌ها ماندگار است.
پرویز قلیچ‌خانی؛
قهرمانِ بی‌ادعا، «آقای گل» در میدان زندگی، نه برای قدرت و نام، بلکه برای حقیقت و ایستادگی.
زندگی‌اش آمیخته بود با فوتبال، با سیاست، با رنج، با امید، با زندان و با مقاومت ؛ زندگی‌ای که در آن، صدای ایستادگی حتی در سکوت سال‌های دشوار خاموش نشد.
او از آن‌هایی نبود که برای قدرت سر خم کند؛
حتی دست‌بوسی نکردنِ او در برابر شاه، برایش فقط یک انتخاب نبود، بلکه یک منش بود، یک خط روشن از استقلال و عزت.
آرشِ محله و زمانه‌اش بود؛
با همان وقت، نیرو و توان محدودش، اما با قلبی بزرگ، برای سازماندهی، برای مدیریت، برای کنار مردم بودن.
برای اینکه محله و جامعه فقط یک جغرافیا نباشد، بلکه یک حس جمعی باشد، یک خانه.
او عاشق بود؛
عاشق همه مبارزان، همه همراهان، همه آن‌هایی که در مسیر سختِ مقابله با استبداد، دیکتاتوری و جنایت قدم برمی‌داشتند؛ چه در برابر «شیخ»، چه در برابر «شاه»، در هر شکلی از قدرتِ سرکوبگر.
و حالا…
بدرود پرویز قلیچ‌خانی عزیز…
بدرود مقاوم روزگار…
بدرود برادر، همراه، هم‌صدا و هم‌درد…
نامت از یاد نخواهد رفت،
یادت در دل‌ها زنده خواهد ماند،
و راهی که رفتی، در خاطره جمعی ما ادامه پیدا خواهد داشت بدرود رفیق

مینا زرین

***************

امروز رفیق پرویز قلیج خانی کاپیتان در گذشت اینجا کلیک کنید.

امروز رفیق پرویز قلیج خانی کاپیتان در گذشت. یادش و نامش ماندگار، راهش پر رهرو باد! پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران و فعال سیاسی چپ در ۸۱ سالگی درگذشت. او به آلزایمرمبتلا بود.
نجمه موسوی-پیمبری، «یار و همراه» پرویز قلیچ‌خانی گفت: «قهرمان ملی و چهره همیشه زنده ایران در تاریخ بیست و سوم ماه مه ٢٠٢٦ مصادف با دوم خرداد ١٤٠٥ در بیمارستانی در حومه پاریس درگذشت.»قلیچ‌خانی، پیش از انقلاب، علاوه بر تیم ملی، در باشگاه‌های تاج، پرسپولیس و پاس هم بازی کرد. او تنها بازیکنی است که با تیم ایران سه بار قهرمان جام ملت‌های آسیا شده است. پرویز قلیچ‌خانی بعد از انقلاب هم در خارج از کشور، مجله آرش را با گرایش سیاسی چپ اداره می‌کرد. او فوتبال را از کوچه‌های محله صابون پزخانه میدان شوش تهران شروع کرد..🥀
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و صحنه رود
خوش آن‌ نغمه که مردم بسپارند به یاد .

***************

پرویز قلیچ‌خانی در بیمارستانی در حومه پاریس درگذشت

پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران و فعال سیاسی چپ در ۸۱ سالگی درگذشت. او به آلزایمرمبتلا بود.
نجمه موسوی - پیمبری، «یار و همراه» پرویز قلیچ‌خانی به یکی از رسانه ها گفت: «قهرمان ملی و چهره همیشه زنده ایران در تاریخ بیست و سوم ماه مه ٢٠٢٦ مصادف با دوم خرداد ١٤٠٥ در بیمارستانی در حومه پاریس درگذشت.»
قلیچ‌خانی، پیش از انقلاب، علاوه بر تیم ملی، در باشگاه‌های تاج، پرسپولیس و پاس هم بازی کرد. او تنها بازیکنی است که با تیم ایران سه بار قهرمان جام ملت‌های آسیا شده است. پرویز قلیچ‌خانی بعد از انقلاب هم در خارج از کشور، مجله آرش را با گرایش سیاسی چپ اداره می‌کرد.
او فوتبال را از کوچه‌های محله صابون پزخانه میدان شوش تهران شروع کرد و بعد از مدتی کوتاه فوتبالیستی ماهر و بالاخره کاپیتان تیم ملی ایران شد.
ولی هنوز طعم قهرمانی فوتبال را درست نچشیده بود که توجهش به سیاست جلب شد و از پشت میله های زندان سر درآورد.
پس از انقلاب از فوتبالیست حرفه‌ای به فعال سیاسی و روزنامه‌نگار خارج‌نشین تبدیل شد.

***************

غلامرضا تختی و پرویز قلیچ خانی اینجا کلیک کنید.

**** ياد بعضی نفرات
روشنم می‌دارد:
اعتصام يوسف،
حسن رشديه.
قوّتم می‌بخشد
ره می‌اندازد
و اجاقِ كهنِ سردِ سَرايم
گرم می‌آيد از گرمی عالی دَمِشان.
نام بعضی نفرات
رزقِ روحم شده است.
وقت هر دلتنگی
سويشان دارم دست
جرئتم می‌بخشد
روشنم می‌دارد.

نیما یوشیج

***************

پرویز قلیچ‌خانی، ستاره ‌ماندگار فوتبال ایران درگذشت اینجا کلیک کنید.

پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران و فعال سیاسی چپ‌گرا، در ۸۱ سالگی درگذشت
پرویز قلیچ‌خانی از چهره‌های استثنایی فوتبال ایران به شمار می‌رفت. بازیکنی که نامش بیش از هر چیز با تیم ملی ایران، سه قهرمانی پیاپی در جام ملت‌های آسیا و سال‌ها درخشش در میانه میدان گره خورده است. او تنها بازیکنی است که با تیم ملی ایران سه بار به عنوان قهرمانی آسیا رسیده است.
او فوتبال را از محله صابون‌پزخانه در میدان شوش تهران آغاز کرد و خیلی زود به یکی از استعدادهای کم‌نظیر فوتبال ایران بدل شد.
قلیچ‌خانی در دوران بازیگری خود پیراهن تیم ملی ایران و همچنین باشگاه‌های تاج، پرسپولیس و پاس را بر تن کرد و از همان سال‌های نخست، به دلیل قدرت بدنی، هوش تاکتیکی، توان رهبری و تاثیرگذاری در جریان بازی، جایگاهی ویژه یافت. خبر درگذشت او را نجمه موسوی-پیمبری، «یار همیشگی او»، اعلام کرد و گفت که قلیچ‌خانی روز ۲۳ مه ۲۰۲۶ در بیمارستانی در حومه پاریس جان باخت. او مدتی به بیماری آلزایمر مبتلا بود.. او زمان جوانی قبل از انقلاب به فعالیت سیاسی رو آورد و بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی ایران را ترک کرد به روزنامه‌نگاری در خارج از کشور روی آورد و بیش از صد شماره از مجله «آرش» را منتشر کرد.

یادش گرامی باد

بازنشر خیزش

***************

بخشی از سخنان پرویز قلیچ خانی در مورد

قتل عام زندانیان سیاسی در دهه شصت و تابستان ۶۷ اینجا کلیک کنید.

بدين وسيله و با كمال تأسف به اطلاع مردم ايران و تمامی دوستداران و همرزمان پرويز قليچ خانی می‌رسانم كه قهرمان ملی و چهره‌ی هميشه زنده‌ی ايران در تاريخ بيست و سوم ماه می ٢٠٢٦ مصادف با دوم خرداد ١٤٠٥ در ساعت يك و نيم بعدازظهر در بيمارستانی در حومه‌ی پاريس درگذشت.
"نجمه موسوی-پيمبری " يار و همراه پرويز
بخشی از سخنان پرویز قلیچ خانی در مورد قتل عام زندانیان سیاسی در دهه شصت و تابستان ۶۷
قتل عام ۶۷ نه به اعدام

یادعزیزشان گرامی باد🥀🥀

***************

پرویز قلیچ‌خانی نیز رفت...!

پرویز قلیچ‌خانی، فقط اسطوره‌ی فوتبال ایران نبود، چراکه در عرصه‌‌های اجتماعی و سیاسی نیز تلاش‌های بی‌مانندی کرد که هرگز فراموش‌‌کردنی نیست و نخواهد بود.
پرویز قلیچ‌خانی، در محله‌ای کارگرنشین در شهر تهران در سال ۱۳۲۴ چشم بر جهان گشود و بعدازظهر روز شنبه ۲۳ ماه می ۲۰۲۶، برابر با دوم خرداد ۱۴۰۵ در بیمارستانی در حومه‌ی شهر پاریس در کشور فرانسه چشم بر جهان فروبست! جایگاه اجتماعی پرویز قلیچ‌خانی با ورزش و انتشار نشریه‌ی روشنگر "آرش" در خارج کشور درآمیخته است، اما آنچه که نام و یاد پرویز قلیچ‌خانی را درخشان‌تر می‌کند، تن ندادن او به نهادهای قدرت و به موازات آن، مبارزه‌ی پیگیر او با فقر و استبداد و استثمار با هدف رهایی جامعه از انواع ستم و تبعیض بود.

یاد پرویز قلیچ‌خانی همواره گرامی باد!

ساسان دانش

***************

یاد رفتگان گرامی باد! اینجا کلیک کنید.

«برای کنارگذاشتن یک تصور پذیرفته باید اتفاقی رخ دهد. باید میدان تفسیری تازه‌ای گشود: باید تاریخ رسمی را به پرسش گرفت، دوباره وارسی کرد و به عنوان چیزی که می‌توان آن را جرح و تعدیل کرد در نظر گرفت. شاید لازم باشد که شرایط تاریخی با خوانشی نو سازگار شوند، خوانشی که میراث اولیه را دگرگون کند. لازم است وارثان تازه‌ای دعوی این میراث را مطرح کنند.»

پرویز قلیچ خانی، محمد رضا شجریان وبهرام بیضایی

به نقل از کانال "جغد مینروا"

***************

پرویز قلیچ خانی صدایی بود که در زمین و بیرون از زمین ، بر باورهایش ایستاد

پیروز زورچنگ با همایون ایوانی و حسن بهزاد


***************

میدان - قلیچ ستاره بود!

فهیمه خضر حیدری با رضا علامه زاده، یزدان شهدایی و علیرضا مرزبان


***************

دو پرویز: قلیچ‌خانی و ثابتی؛ و من

ولتاژ با شادی امین


***************

صحنه هائی از فیلم مستند در حال تدوین "سوگواره سفید"

شاید با اشتراک این کلیپ کوتاه از دوست از دست رفته ام پرویز قلیچ خانی بتوانم ساعتی چشم بر هم بگذارم و هزاران خاطره تلخ و شیرین که در طول پنج دهه از زندگی ام با او داشته ام را در ذهن خسته ام مرور کنم.

رضا علامه‌زاده


***************

سخنرانی پرویز قلیچ خانی در نخستین گردهمایی سراسری


***************

گفتگو با پرویز قلیچ‌خانی (آرشیو)مجله آرش، خاوران، ویژه‌نامه پرویز قلیچ‌خانی منتشر شده در ایران و...


***************

فیلم " قلیچ آخته " پرویز قلیچ خانی کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران و مدیر مسئوال نشریه آرش


***************

در ستایش فوتبالیست‌های شورشی و کاپیتان‌های آرمان‌خواه فوتبال ایران - قسمت دوم

در ادامه‌ی مجموعه‌ی «در ستایش فوتبالیست‌های شورشی و آرمان‌خواه»، این قسمت به جغرافیای ایران می‌رسد؛ جایی که فوتبال، دست‌کم در لحظاتی تعیین‌کننده، از یک بازی فراتر رفت و به میدان معنا، حافظه و ستیز اجتماعی بدل شد. این اپیزود، روایتی است از کاپیتانی که نامش با اخلاق، جسارت و وفاداری به فرودستان گره خورده است: پرویز قلیچ‌خانی. حمیدرضا صدر، منتقد سینِما و مفسر فوتبال گفته بود فوتبال ایران را باید به قبل از گل دقیقه ۸۷ پرویز قلیچ خانی به اسرائیل در عصر ۲۹ اردی‌بهشت ۱۳۴۷ و بعد از آن تقسیم کرد. از آن گل تاریخی چند تصویر سیاه سفید به جای مانده است و حتی سالها تلاش شد تا نام گلزن را تغییر دهند. سردار پرویز را سالهای طولانی از تاریخ و آرشیو رسمی حذف کردند، همچون مهدی خبیری کاپیتان تیم ملی جوانان و باشگاه هما که در تیر ۱۳۶۳ در زندان تیربارانش کردند، اما نتوانستند انکارش کنند. سال ۱۴۰۰ در نظرخواهی برای انتخاب بازیکن و تیم ملی قرن در ایران پرویز قلیچ خانی با اینکه سالهای طولانی از روایت رسمی حذف شده بود، دومین انتخاب کارشناسان، مربیان و بازیکنان فوتبال بود. بسیاری او را فوتبالیستی بی‌نظیر نامیدند که هر صد سال هم همانندش ظهور نمی‌کند. کاپیتان وفادار ستمدیدگان اما نه همچون «یاغی»های کاغذی که بنده دلارند، نام و نان فوتبال را به ایستادن در کنار ستمدیدگان، فرودستان و کارگران بخشید. این مجموعه به پاس دلبری های کاپیتان آرمانگرای فوتبال ایران در مستطیل سبز و وفاداری او به هم طبقه ای هایش از صابون پزخانه تهران تا پاریس در هشتادسالگی ش منتشر می‌شود تا در دوران «قهرمان های پوشالی» و «بندگان دلار» که از ارتجاعی به ارتجاعی دیگر کوچ می‌کنند، دورانی که فوتبال و فوتبالیست ها پیوندی با جامعه ندارند و ردای قهرمانی بر تن لمپن فوتبالیست های یک شبه سیاسی شده پوشانیده می شود، قهرمان و پهلوان های واقعی را فراموش نکنیم.

***************

گفتگوی همایون ایوانی با نجمه موسوی-پیمبری درباره نشریه آرش


***************

گفت‌وگوی همایون ایوانی با نجمه موسوی - پیمبری درباره آخرین وضعیت سلامت و زندگی پرویز قلیچ‌خانی


***************

نجمه موسوی پیمبری: انتشار تصاویر پرویز قلیچ‌خانی تجاوز به زندگی خصوصی او است • ار.اف.ای


***************

گفتگوی علی عمادی با پرويز قليچ خانی - ١


***************

گفتگوی علی عمادی با پرويز قليچ خانی - ۲


***************

نسخه طولانی تر مصاحبه با پرویز قلیچ خانی


***************

ساواک چگونه کاپیتان تیم ملی را دستگیر و مجبور به اعتراف کرد؟ داستان زندگی پرویز قلیچ خانی


***************

مقاومت یا تسلیم: موضعگیری تاریخی پرویز قلیچ خانی در تلویزیون بی‌بی‌سی

حسن نایب‌آقا
پرویز قلیچ‌خانی، بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران، در روز ۲ خرداد ۱۴۰۵ (۲۳ مه ۲۰۲۶) در بیمارستانی در حومه پاریس به علت بیماری آلزایمر در گذشت. این بازیکن شهیر فوتبال ایران، یک زندگی سراسر تنش و جنجال را در صحنه سیاسی، فوتبال و زندگی شخصی پشت سرگذاشته است. اما همواره در تمام زندگی و موضعگیریهایش، علیه رژیمهای جنایتکار شاه و شیخ و ارتجاع و استعمار در کنار مردم ایران موضع گرفت. مصاحبه بسیار خلاصه‌شده زیر، گفتگوی پرویز قلیچ‌خانی با تلویزیون فارسی‌زبان استعماری بی‌بی‌سی است که در جریان قیام قهرمانانه میلیونها تن از مردم و دختران و پسران ایران در ۲۳ آذر ۱۳۲۹ (۱۴ دسامبر ۲۰۱۰) در برابر رژیم دیکتاتوری مذهبی آخوندها و حامیان چپاولگر بین‌المللی‌شان بود که پس از ۱۰ماه قیام و نبرد، سرانجام با دراز کردن دست باراک اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا، به‌سوی آخوندها و خامنه‌ای خونخوار، دوباره به‌زیر خاکستر رفت.

مجری بی‌بی‌سی که در صدد توجیه بریدگی و تسلیم به اصطلاح اصلاح‌طلبان قلابی در زندانهای رژیم آخوندی و مخدوش کردن مرز مبارزه و مقاومت در برابر تسلیم و زبونی و خیانت به مردم ایران بودند، تلاش زیادی کرد که با سوء‌استفاده از جنایت و سرکوب و فشار ساواک علیه قلیچ‌خانی در زمان شاه خائن، او را به‌سکوت و سازش و تسلیم وادارد، اما قلیچ‌خانی در برابر انظار میلیونها تن از شنوندگان این رسانه در ایران از مقاومت و آزادی دفاع کرد. و به‌جای تسلیم در تلویزیون بی‌بی‌سی از مقاومت و مبارزه و شهیدان گرانقدر فوتبال ایران، مجاهدان شهید حبیب خبیری و حمید عترتی (علا کوشالی) یاد و قدردانی کرد. تا برای مردم و ملت ایران و قهرمانان و شهیدان ورزشکارش آبرو و شرف بخرد. خلاصه متن مصاحبه پرویز قلیچ‌خانی با تلویزیون بی‌بی‌سی را برای ثبت در تاریخ و آموزش نسل کنونی و آینده از دیکتاتوری سلطنتی و جنایات و وحشیگریهای بی‌پایان دیکتاتوری مذهبی آخوندها، را برایتان در این جا می‌آورم:

تلویزیون بی‌بی‌سی - به عبارت دیگر: گفتگو با پرویز قلیچ خانی
۲۳ آذر ۱۳۸۹ (۱۴ دسامبر ۲۰۱۰)

همکارانش می گویند اگر فقط به فوتبال توجه می کرد همتایی نداشت. فوتبال را از کوچه های محله صابون پزخانه میدان شوش تهران شروع کرد و بعد از مدتی کوتاه فوتبالیستی ماهر و بالاخره کاپیتان تیم ملی ایران شد. ولی هنوز طعم قهرمانی فوتبال را درست نچشیده بود که توجهش به سیاست جلب شد و از پشت میله های زندان سردرآورد. با وقوع انقلاب اسلامی از فوتبالیست حرفه ایی به فعال سیاسی و روزنامه نگار خارج نشین تبدیل شد. آیا پرداختن به سیاست به بهای فدا کردن محبوبیت در میدان ورزش کار درستی بود؟
آقای پرویز قلیچ خانی به برنامه به عبارت دیگر خوش آمدید.
خواهش می کنم، قربان شما.
آقای قلیچ خانی، چه چیز در سیاست برای شما جالب بود که جذابیتش حتی بیشتر از فوتبال بود، در آن زمان؟
والله بگذارید اول من سلام بکنم به هم میهن های عزیزم. و شاید بعد از مدت ها غیبت کبری بالاخره ما هم در این تلویزیون بی بی سی نمایان شدیم، و مردم اینجا به صدای من مقداری گوش می دهند. واقعیت این است که به اعتقاد من اصلا در کشورهای دیکتاتور زده، در کشورهایی که سابقه دیکتاتوری دیرینه است، و در واقع فقر و بیچارگی نهادینه شده، و مخصوصا اگر هنوز فاصله طبقاتی در این جوامع به اصطلاح جهان سوم زیاد باشد، هیچ چیزی خارج از چهارچوب سیاست نیست. نه تنها ورزش، همه چیز با سیاست و با زندگی روزمره گره خورده است.

و من درواقع در زندگی ام افتخار می کنم که در نوجوانی که ورزش را شروع کردم با انسانی آشنا شدم، یا در واقع انسانی الگوی زندگی من قرار گرفت، که در تاریخ ورزش ایران هیچگاه فراموش نخواهد شد و آن جهان پهلوان تختی بود....
حالا بهرحال شما بازداشت شدید و بعد آمدید تلویزیون و اظهار ندامت کردید.
بله.
چرا؟
من داشتم می آمدم به این مصاحبه، واقعیت را بگویم چون آدم باید با مردم رو راست باشد، من با خودم فکر می کردم کاشکی آقای فانی این سوال را نکند. به این علت نکند که ۴۰ سال از این قضیه گذشته، ۴۰ سال؛ من یک تاریخی پشتم دارم. و الان هم جمهوری اسلامی مثل دوره شاه سعی می کنند که با فشار انسانها را بشکنند و انسانها را در واقع وادار به همین مصاحبه ها بکنند. و امروز هم مد بسیار خوبی است. همه می گویند جمهوری اسلامی این کار را می کند، و کسانی که می آیند و مصاحبه می کنند گناهی ندارند تحت فشار آن حکومت هستند.
با خودم گفتم خوب اگر آقای فانی این سوال را بکند، من چه باید بگویم. من احساس کردم یک وظیفه دارم، بعنوان یک ورزشکار متعهد و اینکه در عرصه سیاسی هستم. تفاوت شکست و مقاومت را باید توضیح داد. امروز مسئله شکست و ضعف دارد با مقاومت مخدوش می شود.

به نظر من هرکسی در هر مقطع تاریخی بشکند، شکست بخورد، ضعف نشان بدهد، در آن لحظه تاریخی بزرگترین لطمه را به مبارزات اجتماعی مردم خودش زده است، هر کسی می خواهد باشد. دقیقا. هر کسی مصاحبه کند، هر کسی در زندان تحت شکنجه بشکند. یعنی شما هم در آن مقطع همان کار را کردید؟ دقیقا. همین ضربه را زدید؟ دقیقا. هر کسی مصاحبه کند، هر کسی در زندان تحت شکنجه بشکند. سوال من این بود چرا مصاحبه کردید؟ همین را دارم می گویم، اگر هر کسی بشکند، به هر دلیلی، ضعف فیزیکی، عدم دانش، فشار، هرچه که هست، اگر بشکند، در آن لحظه به مردم جامعه اش پشت کرده و لطمه زده است. چنانکه کسانی چه در گذشته چه امروز، بعد از مسئله تظاهرات اخیر بچه ها، بچه های اصلاح طلب. هر کسی مصاحبه کرده به جنبش اجتماعی لطمه زده. پس بین کسی که می شکند و ضعف نشان می دهد با کسی که مقاومت می کند فرق وجود دارد. و ما باید از مقاومت و "نه" گفتن به دیکتاتور دفاع بکنیم. البته آقای قلیچ خانی، بسیاری نظرشان این است که دوره قهرمان پروری گذشته، بهرحال آدم ها آدمند، انسانند با یک درجه ای از تحمل، با درجه ای که می توانند تحمل بکنند. در مقاطعی ممکن است ناچار بشوند و زیر فشار حرف هایی بزنند. این به معنای این نیست که اینها نظرات قلبی و واقعی خودشان را می گویند. آره ما دو دسته داشتیم، آقای فانی بهرحال، اجازه بدهید وارد آن مبحث نشویم و به سوالات خودمان ادامه بدهیم. من واقعا خودم را می گویم. چون من از خودم شروع می کنم. یعنی نتیجه صحبت شما این است که شما را زیر فشار گذاشتند و شما نتوانستید تحمل کنید. طبیعی است من شکستم. زیر چه نوع فشاری؟ فشار روحی، روانی. ببخشید من این اصطلاح را می گویم ولی در زندان حلوا خیر نمی کنند. سازمان اطلاعاتی وقتی کسی را می گیرد به هر شکلی سعی می کند انسان را بشکند. به همین خاطر است که می گویم وظیفه ماست که درواقع از مقاومت دفاع کنیم. بالاخره همینجوری که نیست، مبارزه اجتماعی هزینه دارد. خیلی متشکرم. خواهش می کنم. خیلی ممنون آقای پرویز قلیچ خانی از شرکتتان در برنامه به عبارت دیگر. ۰ در ارتباط دیرینه من با پرویز قلیچ‌خانی که از دوران جوانی تا دیرهنگام در زیر دیکتاتوری شاه و فاشیسم مذهبی آخوندها همواره ادامه داشت، پرویز به من گفت که در زندان شاه، ساواک، زنم را به زندان آورد و تهدید کرد که اگر کوتاه نیایم به او تجاوز خواهند کرد».

حسن نایب‌آقا
Hassan Nayebagha

شبنامه Shabnameh