افق روشن
www.ofros.com

علیه حکم قتل شریفه محمدی

دستگیری و شکنجه و مرگ، مجازات کارگران غیرمتشکل

در یادمان هزاران زندانی قتل عام شده در دهه خونین ٦۰

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست                                                                                                                                     یکشنبه ۲ شهریور ١۴٠۴ - ۲۴ آگوست ۲۰۲۵




اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست علیه حکم قتل شریفه محمدی

دستگیری و شکنجه و مرگ، مجازات کارگران غیرمتشکل

شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور حکم قتل شریفه محمدی را تایید کرد. شریفه محمدی در آذرماه ۱۴۰۲ بازداشت و در تیر ماه ۱۴۰۳ توسط قاضی احمد درویش گفتار با اتهام "بغی" به اعدام محکوم شد. در مهر ماه ۱۴۰۳، حکم قتل شریفه محمدی بدلیل ایرادات اساسی توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور نقض شد. در ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ پرونده برای بررسی مجدد به پسرش واگذار شد و محمد علی درویش گفتار نیز در چارچوب یک فرهنگ قشری‌گری اسلامی و پدرسالارانه بر تصمیم پدرش پافشاری کرد بدون اینکه به ایرادات دیوان عالی رسیدگی کند. پرونده مجددا به شعبه ۳۹ بازگشت اما این بار همین شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور بدون اینکه ایراداتی که خودش به پرونده داشت و آنرا نقض کرده بود رفع شده باشد، حکم قتل شریفه محمدی را به اتهام «بغی» تایید کرد!

حکم قتل شریفه محمدی هیچ مبنای حقوقی و قانونی ندارد. پوشش اسلامی، شرعی و قانونی برای قتل شریفه محمدی سرهم بندی کرده‌اند تا دشمنی طبقاتی رژیم اسلامی با کلیت طبقه کارگر ایران را پنهان کنند. رژیم اسلامی دشمن طبقاتی طبقه کارگر ایران است. حکم قتل شریفه محمدی حکم صاحبان سرمایه و صنایع ایران است که دفاع از منافعشان را دهه‌هاست به رژیم اسلامی سپرده‌اند. جرم شریفه محمدی کمک به ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری است که اعتصاباتش می تواند مانند رژیم شاه کمر رژیم اسلامی را نیز بشکند. قوه فاسد قضائیه بخشی از چرخ و دنده دستگاه آدمکشی رژیم اسلامی است. شکنجه گران وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه فعالین جنبش کارگری را شکار و شکنجه می‌کنند و پس از تعیین مجازات مرگ و زندان، آنها را به شعبه خود در قوه قضائیه میسپارند تا برایش پوشش شرعی، اسلامی و قانونی بتراشند. قاضی‌های فاسد قوه قضائیه ماشین امضای تصمیمات شکنجه گران وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه هستند.

از شلیک به ناصر توفیقیان، از سوسیالیست‌های جنبش کارگری در تظاهرات بیکاران اصفهان در نوروز ۵۸ تاکنون جمهوری اسلامی با اخراج، دستگیری و شکنجه و قتل فعالین جنبش کارگری کوشیده مانع مبارزه، اتحاد و ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری شود؛ چرا که سهم اعتصابات سراسری کارگری به ویژه اعتصابات کارگران نفت در شکستن کمر رژیم شاه که بخشی از تاریخ پر افتخار جنبش کارگری است را می داند. این بار قرعه به نام شریفه محمد‌ی افتاده تا عبرت سایرین شود و اتهام "بغی" فقط یک پوشش شرعی و اسلامی برای دفاع از منافع صاحبان سرمایه و صنایع است.

حکم قتل شریفه محمدی بر دشمنی رژیم اسلامی با جنبش کارگری و فعالینش بنا شده است. شریفه محمدی را شکار کرده اند، چون یکی از ما فعالین جنبش کارگری است تا بقیه از قتلش عبرت بگیریم و از مبارزه برای ایجاد تشکل مستقل کارگری دست برداریم. جنبش کارگری ایران هرگز از تلاش برای ایجاد تشکل مستقل دست برنداشته زیرا اطمینان یافته اگر متحد و متشکل بود رژیم اسلامی قادر نبود فقر و فلاکت عمومی به طبقه دهها میلیونی ما تحمیل کند و اعتراضات ما را با دستگیری، شکنجه و قتل پاسخ دهد.

از افتخارات رژیم اسلامی است که تنها ارگان کارآمدش از ابتدا تا کنون دم و دستگاه دستگیری، شکنجه و اعدام بوده است. احمد درویش گفتار و پسرش محمد علی نظیر صلواتی، رازینی و مقیسه آدمکشانی هستند در لباس مبدل قاضی. مردم رشت سهم بزرگی در جنبش انقلابی مهسا و زن زندگی آزادی داشتند. رژیم اسلامی یک ماشین کشتار و یک مرکز انتقام در رشت دایر کرده و زندان لاکان رشت شده مرکز نگه داری انسان‌هایی که شکار شده اند تا توسط دستگاه قوه فاسد قضائیه برایشان توجیهات شرعی و قانونی بتراشد. مبارزه با مجازات اعدام یکی از گسترده ترین وجوه اعتراضات علیه رژیم اسلامی است. بجز سلطنت طلبان و رضا پهلوی، نیروهای اپوزیسیون ایران مخالف مجازات اعدام هستند و به حکم قتل شریفه محمدی اعتراض خواهند کرد تا ماشین آدمکشی رژیم اسلامی خاموش کنند.

نه به اعدام، زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۲۷ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۸ اوت ۲۰۲۵

امضا: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

در یادمان هزاران زندانی قتل عام شده در دهه خونین ٦۰

کشتار تابستان ۶۷ زخمی که همچنان خون چکان است
از قتلعام زندانیان سیاسی در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ تا به امروز ۳۷ سال گذشته است. ۳۷ سال است که حنجره‌ها در سوگ هزاران زندانی سیاسی که در آن تابستان تفتان قتلعام شدند، زخمی و خونین است. سال‌هاست رنج مویه‌های هزاران خانواده داغدار در سوگ انبوه زنان و مردانی که «عاشق‌ترین زندگان آن سال» بودند، همچنان شنیده می‌شود. آن تابستان نفس گیر، آن مرداد و شهریور خونین که طوفان سهمگین اعدام جمعی زندانیان سیاسی، همانند بختکی سراسر ایران را فرا گرفت، طوفانی نبود که به یکباره از آسمان بی ابر جمهوری اسلامی بر سر زندان و زندانیان فرود آمده باشد.
کشتار آن تابستان، قتلعام هولناکی بود که ریشه در سرکوب و شکنجه و اعدام سال‌های نخست دهه ۶۰ و سال‌های پیش از آن داشت. اعدام‌هایی که از همان نخستین روزهای به قدرت رسیدن خمینی در پشت بام مدرسه رفاه کلید خورد، با اعدام و کشتار مردم کردستان در تابستان ۵۸ گسترش یافت، در زمستان ۵۸ بر سر مردم ترکمن صحرا آوار شد، از ۳۰ خرداد ۶۰ در ابعادی سراسری تمام شهرهای کشور را فرا گرفت و آنگاه در تابستان ۶۷، چون فواره‌های بلند خون از درون زندان‌های جمهوری اسلامی تا دورهای دور سر برکشید.

کشتار زبده‌ترین کادرهای سیاسی - نظامی احزاب و سازمان‌های چپ و کمونیست و انقلابی و مبارز، همراه با کشتار هزاران تن از برومندترین جوانان کشور در سال‌های نخست دهه ۶۰ و پس از آن، کشتار مقاوم‌ترین زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، فاجعه‌ای نبود که به سادگی از یادها برود. فاجعه کشتار آن سال‌های آتش و خون، آنچنان بزرگ و سهمگین بود که اکنون با گذشت این همه سال، هنوز هم که هنوز است، فقدان آن همه جان‌های شیفته‌ای که «عاشق‌ترین زندگان» آن سال‌ها بودند، در مبارزات انقلابی و جاری جامعه ما به خوبی احساس می‌شود.

اینچنین بود کشتارهای آن دهه خونین، کشتاری بی وقفه که این جهان وارونه، این جهان خو کرده به درد، این جهانی که چرک و خون از درون نظم استثمارگرانه اش فوران می‌کند، بر تمامی کشتارهای آن دهه، چشم پوشید. تمام جنایات و اعدام و بی رحمی‌های آوارشده بر توده‌های مردم ایران را نادیده گرفت. فریاد مادران داغدار را نشنید. لخته‌های خون مانده بر در و دیوار زندان و شکنجه گاه‌های مخوف جمهوری اسلامی را ندید و با بی پروایی تمام بر بال های بی رحمی جمهوری اسلامی باد دمید.

نه فقط دولت‌های جهان سرمایه داری، بلکه تمامی نهادها و سازمان‌های بین المللی و حقوق بشری نیز تا سال‌های متمادی یکسره کور و کر و لال شده بودند و بر انبوه جنایات جمهوری اسلامی چشم فرو بسته بودند. چرا که دولت‌های بزرگ سرمایه داری منافع خود را در ماندگاری و پروار شدن ارتجاع حاکم بر ایران می‌دیدند. ماهیت طبقاتی آنان در تضاد و تعارض با موجودیت سازمان‌های انقلابی و مبارز و چپ و کمونیست در ایران و جهان قرار داشت و دارد. لذا، همه این دول بزرگ سرمایه داری بر این باور بودند که در پی سرنگونی استبداد سلطنتی و قدرت گیری جلادی همچون خمینی، نه فقط انقلاب بزرگ مردم ایران را به شکست خواهند کشانید، بلکه با به قدرت رساندن یک ارتجاع اسلامی هارتر از ارتجاع سلطنتی، دست کم خمینی و دار و دستهٔ آدمکُش او می‌توانند کار نا تمام رژیم پادشاهی را در کشتار نیروهای انقلابی و مبارز و کمونیست به اتمام برسانند. وظیفه‌ای که جمهوری اسلامی با اعدام و کشتارهایی که از همان آغار به قدرت رسیدنش به راه انداخت، به خوبی انجام داد و رضایتشان را فراهم کرد.

قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، اوج کشتار زندانیان در آن سال‌های وحشت و مرگ بود. دهه خونبار ۶۰ با کشتارهای وسیع به انتها رسید؛ اما اعدام‌ها متوقف نشد. از آن دهه تا به امروز، اعدام زندانیان سیاسی با فراز و فرودهایی به فراخور شرایط زمانی و موقعیت سیاسی جمهوری اسلامی در عرصهٔ داخلی و بین المللی همچنان ادامه یافته است. وسعت اعدام‌ها که طی دو دهه کمتر شده بودند، پس از خیزش انقلابی توده‌های مردم ایران در دیماه ۹۶ بار دیگر افزایش یافت، در قیام آبان ۹۸ شدت گرفت، در جنبش انقلابی نیمهٔ دوم ۱۴۰۱ گردن‌های بیشتری به بالای دار رفت و اکنون در دوران پساجنگ و ایام آتش بس موقت جنگ ارتجاعی ۱۲ روزه بار دیگر روند اعدام‌ها در زندان‌های ایران شتاب گرفته است.

وقوع جنگ ارتجاعی ۱۲ روزهٔ میان دو دولت فاشیست ایران و اسرائیل همراه با شکست و افتضاحی که در این جنگ نصیب ارتجاع حاکم بر ایران شد، هیئت حاکمه را بر آن داشت تا با تشدید سرکوب و اعدام در ایام پساجنگ، بر شکست و زبونی و ناتوانی خود سرپوش بگذارد.

اما، تشدید بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و تعمیق تضادهای درونی رژیم همراه با سر درگمی هیئت حاکمه در مواجه با چالش‌های بزرگ داخلی و بین المللی تنگناهای عدیده‌ای را برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. تنگناهایی که نه فقط بقاء رژیم را به چالش گرفته‌اند، بلکه پیشبرد سیاست سرکوب و اعدام را نیز - به رغم عطشی که حاکمان اسلامی در گسترش اعدام دارند - انجام چنین کاری را برای آنان در گستره‌ای وسیعتر بسیار دشوار کرده است.

هم اینک تعمیق بحران‌های خارجی نظیر بحران هسته‌ای و احتمال شروع جنگی مجدد، همراه با بحران‌های ناعلاج داخلی، نظیر آب و برق و انرژی و محیط زیست، همراه با تعمیق بحران معیشتی مردم به حدی رسیده است که جامعه در وضعیتی انفجارگونه قرار دارد. جمهوری اسلامی ایام روزمرگی خود را می‌گذراند. به میدان آمدن دوباره جنبش‌های اجتماعی، شکل گیری مجدد اعتصابات کارگری و گسترش مبارزه علیه اعدام، بویژه گسترش و تداوم جنبش اعتراضی سه شنبه‌های «نه به اعدام» که اکنون در ۴۸ زندان کشور جریان دارد، یقیناً به جمهوری اسلامی فرصت نخواهد داد تا با توسل به اعدام‌های بیشتر، توده‌های مردم ایران را از مبارزات خیابانی باز دارد.

شواری همکاری نیروهای چپ و کمونیست، در سی و هفتمین سالگرد کشتار جمعی زندانیان سیاسی در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ ضمن گرامی داشت یاد و خاطرهٔ تابناک همهٔ آن عزیزان جانفشانده در دهه خونین ۶۰، بویژه جانفشاندگان تابستان ۶۷ و همچنین با گرامی داشت یاد سرخ دیگر زندانیان سیاسی که تا به امروز توسط جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند، عموم جنبش‌های اجتماعی و توده‌های مردم ایران را با شعار «نه به اعدام» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» به گسترش مبارزه علیه اعدام در تمامی سطوح و اشکال آن در گستره‌ای وسیعتر همراه با بهم پیوستگی مبارزات نه به اعدام به سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی فرا می‌خواند.

نه به اعدام، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۲۲ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۳ اوت ۲۰۲۵

امضا: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه مشترک

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست و "سازمان سوسیالیست‌های کارگری افغانستان"

سرکوب مهاجران افغانستانی، سرکوب کارگران ایران است!

دستگیری و اخراج صدها هزار مهاجر افغانستانی توسط نیروهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی که به وحشیانه‌ترین شکل در جریان است، نشان از وحشیگری و کینهٔ طبقاتی این رژیم، نه‌فقط از طبقه کارگر ایران، بلکه به‌طورکلی از همه کارگران در هر موقعیت و با هر ملیتی است.

حکومت سرمایه‌داری اسلامی ایران با اخراج گسترده مهاجران افغانستانی چند هدف را دنبال می‌کند. اول این‌که بدین شکل فضای امنیتی پس از جنگ را در ایران و در کنار دستگیری فعالین سیاسی و کارگری دامن می‌زند. دوم در توجیه ضعف اطلاعاتی خود در مقابل اسرائیل تلاش دارد به‌دروغ نشان دهد که افغانستانی‌ها اطلاعات افراد و مراکز حکومت را به اسرائیل می‌دادند و اکنون حکومت با اخراج مهاجران این ضعف را از بین می‌برد و امنیت مهره‌های خود را افزایش می‌دهد. درصورتی‌که درز اطلاعات عوامل و مراکز حکومتی در سطح بالایی اتفاق افتاده است و سوم این‌که رژیم با این اقدام تلاش دارد تا به‌دروغ نشان دهد که با بیکاری ناشی از بحران اقتصادی در حال مبارزه است و بدین شکل آن را تخفیف خواهد داد. درصورتی‌که این ساختار سرمایه‌داری و فاسد حکومت است که باعث بیکاری وسیع و دیگر مشکلات اقتصادی است.

رژیم جمهوری اسلامی در طی بیش از چهار دهه، از مهاجران افغانستانی به‌شدت سوءاستفاده کرده است. آن‌ها برای سرمایه‌داران نیروی کار ارزان و کمتر معترض بودند. کارگران افغانستانی بخش زیادی از صنایع و پروژه‌های عمرانی در ایران را ساختند اما از بیمه، مسکن مناسب و امکانات دیگر کارگران در محیط کار و... بی‌بهره بودند. رژیم جمهوری اسلامی نه‌تنها از نیروی کار ارزان کارگران مهاجر ثروت‌اندوزی کرد، بلکه از سوی دیگر به افکار فاسد نژادپرستانه و افغان ستیزی نیز دامن می‌زد تا مبادا کارگران و مردم ایران با مهاجران متحد شوند. گرایشات ناسیونالیستی و پان ایرانیستی نیز در کنار جمهوری اسلامی به ستیز و ستم علیه مهاجران افغانستان مشغول بودند و در این راه در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتند.

اکنون و در این مقطع با اخراج مهاجران افغانستانی، جمهوری اسلامی عملاً آن‌ها را به جهنم تحت حاکمیت طالبان می‌فرستد. هرچند مهاجران افغان در ایران نیز به‌شدت تحت ستم بودند، اما بخشی از کودکان آن‌ها می‌توانستند تحصیل کنند و عموماً مردان کاری داشتند و با درآمد بخورونمیر زندگی‌شان را می‌گذراندند. اما در افغانستان گرفتار در فقر و فلاکت اقتصادی، زیر سلطهٔ امارت اسلامی طالبان، زنان از حق کار و تحصیل محروم شده‌اند و بیش از بیست میلیون نفر بیکار هستند و عملاً کاری برای آن‌ها وجود ندارد و کودکان دختر نمی‌توانند تحصیل کنند و فاجعهٔ هولناکی در انتظار آن‌ها است.

در جریان این کوچ اجباری و غیرانسانی ستم‌های مضاعفی بر آن‌ها تحمیل‌شده است و کارفرمایان سودجو و استفاده‌گر و برخی دیگر مطالبات و حق کارگران افغانستانی را نمی‌دهند. لذا ضروری است تا حد ممکن نهادها و مردم به آن‌ها کمک کنند تا حق‌وحقوق خود را از کارفرماها و رهن خود را از صاحب‌خانه‌های آزمند بگیرند.

اکنون وظیفه همهٔ ما کارگران و مردم شریف و آزادیخواه است که نسبت به این سرکوب و توحش جمهوری اسلامی علیه مهاجران افغانستانی، اعتراض کنیم. آن‌ها سال‌های مدیدی در ایران کار و زندگی کرده و بخشی از طبقه کارگر ایران به شمار می‌روند و کودکانشان در ایران بزرگ‌شده‌اند. آن‌ها نه‌تنها حق‌دارند به‌عنوان مهاجر در ایران باشند، بلکه لایق حق شهروندی ایرانی و حق‌وحقوق کاملاً برابر با دیگر مردم هستند.

دولت‌های ارتجاعی جمهوری اسلامی و طالبان دشمن کارگران هستند و از هر موقعیتی برای استثمار و بهره‌کشی و سوءاستفاده از آن‌ها دریغ نمی‌کنند. مهاجران افغانستانی که به افغانستان بازمی‌گردند با مطالبات بسیاری در مقابل حکومت ارتجاعی طالبان صف‌آرایی خواهند کرد و می‌توانند مبارزه خود را در شرایط جدید پیش ببرند و سازمان‌دهی کنند.

در این شرایط وظیفه فعالان رادیکال و سوسیالیست جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی در برابر سیاست‌های ضد انسانی و ارتجاعی جمهوری اسلامی، دفاع قاطع از حقوق مهاجران و مقابله با سیاست‌های فریبکارانه و سرکوبگرانه حکومت اسلامی است. ما سوسیالیست‌ها، فعالین کارگری و مردم آزادیخواه، در کنار مهاجران افغانستانی هستیم و هرگونه ستم ملیتی و نژادی و بازگرداندن اجباری آن‌ها را محکوم می‌کنیم. این نه‌تنها وظیفه انترناسیونالیستی ما است که از آن‌ها حمایت کنیم، بلکه آن‌ها را بخشی از طبقه کارگر و مردم ایران نیز می‌دانیم.

جمعه ۲۰ تیر/ سرطان ۱۴۰۴ برابر با ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۵

امضاها: سازمان سوسیالیست‌های کارگری افغانستان، اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان(اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

اوضاع سیاسی ایران پس از جنگ دوازده روزه

با فرمان ترامپ جنگ اسرائیل و رژیم اسلامی که از ۲۳ خرداد و با حمله اسرائیل آغاز شده بود، قطع شد. این جنگ آغاز شد تا راه حلی برای سوالات پاسخ نگرفته آژانس اتمی و شرایط تسلیم رژیم اسلامی به آمریکا که خامنه ای انرا صلح تحمیلی و غیر قابل قول خواند بیابد. زیرا هیچ دورنمایی برای حل این معضلات از طریق مذاکرات رژیم اسلامی با آژانس، سه کشور اروپایی و پنج دور مذاکره با نماینده ترامپ نداشت. این آتش بس ناپایدار زیرا هنوز مبانی و مفاد توافق آتش بس علنی با آمریکا منتشر نشده تا بتوان تاثیر جنگ را در حد عقب نشیی رژیم اسلامی مشاهده و تحلیل کرد.

دو طرف هر جنگی در مدت آتش بس به ترمیم ضربات و رفع نقاط ضعف خود می پردازند تا برای امکان شروع مجدد جنگ آماده تر باشند. توانایی هر طرف جنگ در کسب آمادکی برای آغاز مجدد جنگ مبنای چانه زنی در مذاکرات است. حفظ مشهود شکاف بزرگ اکثریت مردم ایران با رژیم اسلامی در طول جنگ، از هم پاشیدن استراتژی بازدارندگی که بر تهدید اتمی، موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی استوار بود، نفوذ سازمانهای اطلاعاتی کشورهای خارجی و به ویژه اسرائیل در بالاترین نهادهای رژیم اسلامی و ناتوانی مفرط این رژیم در دفاع از حریم هوایی کشور در کوتاه مدت، از جمله نقاط ضعف بزرگی است که در کوتاه مدت نمی توان بر آن غلبه کرد. بنابراین رژیم اسلامی در مذاکرات حول مفاد آتش بس در مقابل هر تهدید به آغاز مجدد جنگ شدیدا آسیب پذیر است.
حد عقب نشینی و یا تسلیم رژیم اسلامی چه بسا منشا اختلافات بزرگ در بالاترین سطوح قدرت شود منتها مادام که خامنه ای کنترل اوضاع را در دست دارد، اختلافات جناحها منجر به دو رویه متضاد نخواهد شد و همگی علیه مردم و برای حفظ کل نظام یکسان عمل خواهند کرد.

رژیم اسلامی و فاشیستهای سلطنت طلب و رضا پهلوی و کلا همه جریاناتی که از یک طرف این جنگ ارتجاعی دفاع کردند، از بازندگان جنگ دوازده روزه بودند. فاشیستها سلطنت طلب یک طرف جنگ بودند اما نتوانستند وظیفه خود را در به میدان آوردن مردم ایران بعنوان نیروی زمینی آمریکا و اسرائیل انجام دهند. ملی‌مذهبی‌ها، بخشی از لیبرالها و جمهوریخواهان نیز فاصله خود را با رژیم اسلامی کم کردند و از یک طرف جنگ دفاع کردند. سوسیالیستهای ایران در مجموع، و تشکلهای فعلا موجود جنبشهای اجتماعی و طبقاتی ایران فاصله خود را با هر دو طرف جنگ ارتجاعی حفظ کردند و انسجام خود را از دست ندادند. در میان کل اپوزیسیون، سوسیالیستها و پایگاه طبقاتی و اجتماعی شان در موقعیت بهتری برای ادامه مبارزاتشان در راستای جنبش انقلابی مردم ایران که از دیماه ۹۶ آغاز شد برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی قرار دارند.

جمهوری اسلامی با شکست‌های پی درپی در عرصه‌های جهانی، منطقه‌ای و ناتوانی در تامین حداقل‌های نیازهای جامعه، در وضعیت شکننده و نابسامانی قرار گرفته و از ترس گسترش جنبش انقلابی، سیاست سرکوب را که در طول جنگ افزایش یافته بود، با دستگیری، شکنجه و اعدامهای گسترده تر تشدید کرده است. مقابله با ایجاد یک فضای قبرستانی در اولویت فعالین جنبش کارگری و همه جنبش های پیشرو اجتماعی و جریانات چپ و کمونیست قرار میگیرد. ادامه شکلگیری همیاری های مردمی در طول جنگ که نشانه بلوغ جامعه و زمینه های همبستگی از پائین است، بستر مناسبی برای ابتکار عمل و همبستگی علیه سرکوب را فراهم می آورد.

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی

زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

چهارشنبه ۴ تیر ۱۴۰۴ - برابر با ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

پیامدهای شرکت مستقیم آمریکا

در جنگ ارتجاعی با حمله به مراکز هسته ای

حمله نظامی آمریکا به تاسیسات هسته ای اصفهان، نطنز و فردو در یکشنبه اول تیرماه، رژیم اسلامی را در مقابل توافق با ترامپ، نه اروپا، یا روبرو شدن با جنگی تمام عیار گذاشت. توافقی که تسلیم محض است و خامنه ای آنرا صلح تحمیلی و غیر قابل قبول دانست. حمله سپاه پاسداران به پایگاه نظامی آمریکا در قطر خساراتی ببار نیاورده که ترامپ برای باز گرداندن رژیم اسلامی به میز مذاکره، نتواند از آن صرف نظر کند.

رژیم اسلامی قدرت دفاع از حریم هوایی کشور را ندارد و هواپیماها و پهبادهای اسرائیل هر روزه اهدافی را در ایران بمباران می کنند. سپاه پاسداران بجز حمله موشکی به شهرهای اسرائیل که فقط تعداد کمی از "گنبد آهنین" عبور می‌کنند، هیچ اهرمی برای متوقف کردن حملات اسرائیل ندارد. اهدافی که اسرائیل و آمریکا در مقابله با رژیم اسلامی داشتند متناسب با توانشان در حمله به اهداف نظامی و غیر نظامی رو به تغییر است. غنی سازی صفر درصد، محدودیت در برد موشک‌های بالستیک و قطع کمک به نیروهای نیابتی دارد کنار گذاشته میشود و ترامپ پس از حمله به تاسیسات اتمی اصفهان، نطنز و فردو "رژیم چنج" را مطرح کرده است.
شکاف جناح های رژیم اسلامی برای پاسخ به اروپا، اسرائیل و آمریکا علنی است، منتها هنوز از کنترل خامنه ای خارج نشده و همگی یکدست عمل می کنند. خارج شدن توازن قدرت فعلی جناح ها به دلیل مرگ خامنه ای و یا دلایل دیگر در تغییر مسیر جمهوری اسلامی در مواجهه با جنگ و بحران کنونی موثر است. آمریکا و اسرائیل برای "رژیم چنج" پیاده نظام ندارند. فاشیست های سلطنت طلب و رضا پهلوی در تلاشند تا مردم ایران را تبدیل به پیاده نظام نتانیاهو کنند که به جنایت جنگی و نسل کشی متهم است و تحت تعقیب دادگاه بین المللی کیفری است.

مشکل بزرگ جمهوری اسلامی با هر توافقی بررسی تاثیر آن در مردم ایران است که خواهان سرنگونی انقلابی آن هستند. رژیم اسلامی در میانه منگنه مردم ایران و حملات نظامی اسراییل و آمریکا و فشار "مکانیسم ماشه" سه کشور اروپایی قرار گرفته است. جمهوری اسلامی بجای تسلیم به مردم ایران، راه مذاکره و سازش و تسلیم به آمریکا و اروپا را پیش گرفته و سرکوب مردم تشدید کرده است. گشت های شبانه و بازرسی‌های جاده ای به ویژه در کردستان و افزایش دستگیری‌ها تلاش عبث رژیم اسلامی است برای حفظ خود در مقابل مردم.

اسرائیل و آمریکا بدون هیچ نگرانی از عواقب مرگبار تشعشعات اتمی برای مردم و محیط زیست، به تاسیسات اتمی در ایران حمله کردند و مردم ایران بدون هیچ امکانات و آموزشی برای مقابله با خطر تشعشعات اتمی رها شده اند. رژیم اسلامی برای محافظت از سانتریفیوژها و موشک‌هایش شهرک‌هایی زیر کوه ساخته، اما مردم ایران برای در امان ماندن از بمباران رژیم آپارتاید و آدمکش اسرائیل شهرهای محل زندگیشان را ترک می کنند. مردم ایران که حتی قبل از حمله اسرائیل در ۲۳ خرداد نیز با کمبود آب و برق روبرو بودند، بجز خودشان و ابتکاراتی نظیر گروه‌های همیاری برای اسکان، هیچ یار و یاوری ندارند تا از صدمات جنگ ارتجاعی رژیم اسلامی و رژیم اسرائیل بکاهند. همبستگی مردم ایران علیه رژیم اسلامی و علیه آمریکا و اسرائیل بزرگترین عامل آمادگی است برای تعیین سرنوشت خود علیه دو جریان ارتجاعی و آدمکش حاکم بر ایران و فاشیست های سلطنت طلب و رضا پهلوی.

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی!، زنده باد سوسیالیسم!

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴ - برابر با ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

علیه جنگ ارتجاعی اسرائیل و رژیم اسلامی

حمله اسرائیل در روز جمعه، رژیم اسلامی را که در تدارک شرکت در دور ششم مذاکرات روز یکشنبه با آمریکا در مسقط بود، غافلگیر کرد. استراتژی بی‌پایه بازدارندگی هسته‌ای رژیم اسلامی که با صرف صدها میلیارد دلار و به قیمت فلاکت اقتصادی ده‌ها میلیون مردم ایران بناشده بود، فروریخت. حاکمان اسلامی پس از شوک اولیه که بر کل نظام و بدنه‌اش به خاطر از دست دادن فرماندهان ارشد سپاهی و هسته‌ای واردشده بود، از دیشب موشک‌باران اسرائیل را آغاز کرده است. اما چگونگی پایان دادن به این جنگ که هیئت حاکمه ایران از ابتدا حیثیت خود را به نابودی اسرائیل گره‌زده همراه با تعیین تکلیف نهایی پرونده هسته‌ای که با اجلاس شورای حکام شماره معکوس آن شروع‌شده، چه‌بسا محور مناقشات درونی و بروز شکاف‌های بزرگ در رژیم اسلامی خواهد بود.
همان‌گونه که از پیش روشن بود و از دیروز که حمله اسرائیل شروع شد مجدداً اثبات گشت که اکثریت مردم ایران در هیچ جنگی در کنار رژیم اسلامی نخواهند بود. جنگ واقعی مردم ایران، جنگ با کلیت رژیم اسلامی برای سرنگونی انقلابی آن است. جنگی که از دی‌ماه ۹۶ شروع شد و با قتل مهسا و جنبش انقلابی ۱۴۰۱ ادامه یافت. از دید رژیم اسلامی، مردم ایران دشمن اصلی موجودیتش هستند، نه اسرائیل. بنابراین حاکمیت اسلامی سعی خواهد کرد از حمله اسرائیل به نفع خود سود جوید تا مبارزات جنبش‌های مختلف اجتماعی و طبقاتی را که تا پیش از حمله اسرائیل جریان داشت، سرکوب کند.
پوشیده نیست رژیم نژادپرست اسرائیل که مانع دسترسی میلیون‌ها نفر از مردم غزه به غذا، دارو و ابتدایی‌ترین امکانات زنده ماندن است و دادگاه‌های بین‌المللی حکم بازداشت نتانیاهو را به جرم نسل‌کشی صادر کرده‌اند، دوست و متحد فاشیست‌های سلطنت‌طلب و رضا پهلوی هستند نه مردم ایران. رژیم فاشیست اسرائیل و رژیم اسلامی بهانه وجودی یکدیگرند و ادامه حیات جنایتکارانه خود را با وجود دیگری توجیه می‌کنند و هر دو دشمنان کارگران و مردم زحتمکش و علیه هر نوع ترقی و آزادی‌خواهی در منطقه‌اند.

بی‌تردید این جنگ، توده‌های مردم ایران را که عزم جزم کرده‌اند تا از شر نظام سراپا فاسد و جنایتکار اسلامی خلاص شوند، خانه‌نشین نخواهد کرد. جنبش‌های اجتماعی و طبقاتی در ایران در کنار نیروهای‌های چپ و کمونیست و نهادهای پیشرو با کمک یکدیگر راه خود را برای ادامه مبارزاتشان علیه کلیت رژیم اسلامی، علیه اسرائیل و متحدان سلطنت‌طلبش خواهند یافت.

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی - زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۱۴ ژوئن ۲۰۲۵

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه شورای نیروهای چپ و کمونیست:

قتل دولتی مجاهد کورکور را محکوم می‌کنیم!

موج اعدام جمهوری اسلامی برای ایجاد ترس و وحشت در جامعه را درهم شکنیم
سحرگاه روز چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ رژیم جنایتکار سرمایه‌داری اسلامی ایران زندانی سیاسی مجاهد کورکور را اعدام کرد. بنا به گزارش مرکز رسانه دستگاه قضایی رژیم، این زندانی سیاسی که در آذر ۱۴۰۱ به اتهام تیراندازی به کیان پیر فلک و دست داشتن در سازمان‌دهی ناآرامی‌های ایذه بازداشت‌شده بود در زندانی شیبان اهواز اعدام شد.
اعدام جنایتکارانه مجاهد کورکور در حالی صورت گرفت که اتهام قتل کیان پیر فلک توسط وی از سوی خانواده این کودک ۹ ساله با ادله و شواهد قوی رد و عامل کشتن فرزندشان را مأموران جمهوری اسلامی دانستند. بااین‌وجود ازآنجاکه قوه قضائیه رژیم برای ارتکاب جنایتی دیگر و سری برای طنابی که آماده نموده بود، این زندانی سیاسی را انتخاب کرده و با بستن اتهامات دیگری چون 'بغی' و'محاربه' 'و فساد فی‌الارض' کمر به قتل وی بست.
اکنون دیگر همگان به‌خوبی می‌دانند که حکومت جمهوری اسلامی که غرق در بحران‌های عمیق، گسترده و همه جانب‌های است از اعدام به‌عنوان حربه‌ای برای وحشت پراکنی، ممانعت از گسترش اعتراضات توده‌ای و گرفتن انتقام از مبارزین و مخالفین خود استفاده می‌کند. سران جنایتکار و آدمکش جمهوری اسلامی موج سرکوب جنبش‌های اجتماعی و اعدام فعالین آن‌ها را تشدید نموده و تلاش دارند با ایجاد ترس و وحشت، از برآمد مبارزاتی و سرنگونی انقلابی توسط توده‌های ناراضی و مردم زحمتکش، جلوگیری نماید. مضاف بر آن رژیم تلاش می‌ورزد تسلیم زبونانه خود در مقابل فشارهای آمریکا و اسرائیل به‌عنوان یکی از پیامدهای شکست سیاست‌های ویرانگر منطقه‌ای‍ش را با گرفتن انتقام از مخالفین و مبارزین در داخل کشور پوشش دهد.
به همت زندانیان سیاسی زن و خانواده‌های زندانیان سیاسی، کمپین "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" از مدت‌ها پیش آغازشده و تاکنون هفتاد و دومین هفته آن در ۳۸ زندان تداوم داشته است. این کمپین موردحمایت وسیع نیروها و نهادهای مترقی، دموکراتیک و چپ در ایران و سراسر جهان قرارگرفته است.
مقابله وسیع و همه‌جانبه با سیاست سرکوب و کشتار رژیم تنها با پیوستن مبارزات مردم در بخش‌های مختلف جامعه، با حمایت همه‌جانبه از زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان و با به اهتزاز درآوردن پرچم مخالفت با اعدام و خواست آزادی بی‌قیدوشرط زندانیان سیاسی، تنها راه عقب راندن رژیم و از کار انداختن ماشین جنایت و آدمکشی است. تا جمهوری اسلامی هست سرکوب و اعدام و فقر و فلاکت موجود ادامه خواهد یافت. تنها راه نجات توده‌های کارگر و زحمتکش سرنگونی انقلابی این رژیم فاسد و سرکوبگر است.

اعدام قتل عمد دولتی است و بایستی بدون قید و شرط لغو شود.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

پرتوان باد مبارزات کارگران و توده‌های آزادیخواه و زحمتکش

برای سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۱۱ ژوئن ۲۰۲۵

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

فراخوان به تجمع اعتراضی مقابل سازمان جهانی کار در ژنو - ۶ ژوئن ۲۰۲۵

کنفرانس سازمان جهانی کار در روزهای ۲ تا ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ در ژنو ، یکصد وسیزدهمین اجلاس خود را برگزار میکند. این کنفرانس سالانه ، فرصتی است که بار دیگر فعالین جنبش کارگری و نیروهای چپ و کمونیست ، خواستها ومطالبات طبقه کارگر ایران را انعکاس داده تا صدای آنها باشند؛ سرکوب جنبش کارگری و بی حقوقی کارگران ایران از جمله ممنوعیت حق تشکل و اعتصاب را به گوش کارگران و تشکلهای کارگری سایر کشورهای جهان در اجلاس برسانند وهمبستگی آنها را با مبارزه طبقه کارگر ایران جلب کنند.
در این اجلاس، رژیم جمهوری اسلامی هیئتی را تحت عنوان «نمایندگان کارگران ایران» به این کنفرانس می‌فرستد که از سرکوبگران شناخته شده جنبش کارگری اند که در تمام حیات این رژیم ضد کارگری، ابتدایی‌ترین حقوق طبقه‌ی کارگر را در ایران سرکوب کرده اند. در حالیکه حق تشکل‌یابی مستقل، حق اعتصاب، دستمزد عادلانه، امنیت شغلی و دیگر حقوق پایه‌ای کارگران در ایران به‌طور سیستماتیک پایمال و دستمزدهای چندین برابر زیر خط‌ فقر تحمیل می شود. در کنار این بی حقوقی، سرکوب کارگران از جمله ویژگی های بارز جمهوری اسلامی است. تا جاییکه اکنون ده‌ها فعال کارگری به‌خاطر فعالیت‌هایی که براساس مقاوله‌نامه‌های خود سازمان جهانی کار حق مسلم کارگران است، در زندان‌های جمهوری اسلامی در شرایط غیرانسانی محبوس هستند.
برای ما بعنوان سازمانهای چپ و کمونیست ، روشن است که سازمان جهانی کار، نهادی است در چارچوب نظم سرمایه داری بین المللی ، واین نهاد در راستای تثبیت مناسبات نابرابر موجود وتنظیم مناسبات کار و سرمایه عمل میکند. ما براین باوریم که رژیم سرمایه داری اسلامی در ایران ، ‌حتی به حداقل های مندرج در مقاوله نامه های بین المللی این نهاد هم پایبند نیست. به این خاطر باید از این سازمان اخراج شود و بجای مزدوران وسرکوبگران جنبش کارگری، نمایندگان واقعی ومستقل کارگران ایران در این اجلاس های بین المللی، برای طرح مطالبات و خواستهای طبقه کارگر ایران حضور یابند.
تظاهرات ۶ ژوئن در مقابل سازمان جهانی کار ، فرصتی است که فعالان کارگری و چپ و کمونیست ، اعتراض خود را علیه همدستی نهادهایی چون سازمان جهانی کار با رژیم‌های ضدکارگری نظیر جمهوری اسلامی اعلام کرده، بر ضرورت مبارزه‌ی مستقل و انقلابی طبقه‌ی کارگر علیه کلیت نظم سرمایه‌داری و ابزارهای بین‌المللی‌اش تأکيد کنند.در مقابل سکوت و مماشات این نهاد در برابر نقض آشکار مقاوله‌نامه‌هایش توسط جمهوری اسلامی، بایستند
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست ، از همه‌ی فعالان چپ و کمونیست ، کارگری ، نهادها وسازمانهای مدافع حقوق انسانی میخواهد که در این تجمع اعتراضی با حضوری پرشور و گسترده شرکت کنند و صدای کارگران ایران، صدای فریاد قربانیان خاموش معدن تا بندر، صدای فریاد اعتصابگران سه شنبه های کارزار علیه اعدام، صدای خفه شده کارگران مهاجر افغانستانی، صدای انقلاب ورهایی وبرابری و آزادی باشند!

زنده باد همبستگی بین‌المللی طبقه‌ی کارگر

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

سرنگون باد رژیم سرمایه داری اسلامی

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه شورای همکاری نیروی های چپ و کمونیست:

برعلیه برنامه‌های مهاجر ستیزی جمهوری اسلامی از حقوق انسانی شهروندان افغانستانی دفاع کنیم

جمهوری اسلامی موج دیگری از دشمنی با شهروندان افغانستانی براه انداخته است. فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی، نمایندگان مجلس ارتجاع اسلامی، رسانه‌ها و سردمداران جناح‌های مختلف رژیم همگی بخط شده‌اند تا میلیونها آفغانستانی را مسبب بی‌کاری، بزهکاری و نابسامانی‌های جامعه جلوه دهند. این موج ارتجاعی را اپوزیسیون راست فاشیستی و پیروان "ایرانشهری" همراهی می‌کنند.
احمدرضا رادان، فرمانده کل نیروهای انتظامی رژیم اسلامی، در روز ٦ خرداد اجرای قاطع قانون درباره "مهاجران غیرمجاز" را اعلام نموده و مدعی شد که این افراد مهمان ما نیستند، زیرا قانون کشور را زیر پا گذاشته‌اند و باید دستگیر و از کشور اخراج شوند. احد بیوته، نماینده مجلس به حضور بیش از ۴ میلیون "مهاجر غیرمجاز" در کشور هشدار داد و گفت: "اگر دولت اقدامی نکند، این حضور به بحران امنیتی منجر خواهد شد". روزنامه "جمهوری اسلامی" نیز در سرمقاله‌ای، مهاجران افغانستانی را متهم به "بلعیدن آب، برق، نان و کالاهای اساسی" کرد و آن‌ها را عامل اشغال مشاغل و بی‌نظمی اجتماعی خواند.نادر یاراحمدی، رئیس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی نیز، بار دیگر بر اخراج هزاران دانش‌آموز مهاجر افغانستانی تاکید نموده و رسما اعلام کرد که دانش‌آموزان فاقد ولی یا سرپرست بدون اقامت، پس از پایانامتحانات تا ١۵ تیرماه باید کشور را ترک کنند. اینها تنها گوشه‌ای از مجموعه‌ سیاستهای راسیستی، ضدپناهندگی و اخراج سازی شهروندان افغانستانی است که بر علیه حقوق اجتماعی مهاجرین و بویژه ضد حقوق شناخته شده جهانی برای دستیابی کودکان به آموزش است. بعلاوه دختران دانش ‌آموز و دانشجو نیز به انحا مختلف برای بازگشت به افغانستان تحت فشار قرار گرفته‌اند در صورتی که همگان آگاهند که تحصیل دختران بالای دبستان در افغانستان تحت سلطه طالبان ممنوع است. تنها طی سه سال گذشته نزدیک به سه میلیون افغانستانی از ایران اخراج شده‌‌اند.

همراه با جمهوری اسلامی، جریان‌ها و گرایشات دست راستی ناسیونالیستی و پیروان"ایران شهری" با اتکا به مناسبات و فرهنگ ارتجاعی و "ضرورت تدوین قوانین علیه حضورانبوه اتباع بیگانه"، می‌کوشند مردم ناگاه را به جان شهروندان افغانستانی بیاندازند و شرایط زیست عادی آنها را در مخاطره قرار دهند. برای یک جامعه شرم آور است که دربرخی از شهرها و مناطق، بنرهایی با عنوان "ورود افغانی ممنوع" نصب شده است. همچنین انبوهی از افغانستانی‌ها به‌علت فقدان "هویت ایرانی" هنگام خروج از محل سکونت خود دلهره و اضطراب دارند. آنها ازحق خرید بلیط مترو و یا نان ودیگر مایحتاج زندگی نیز محروم هستند. این همه بی‌عدالتی و گسترش اخراج‌سازی علیه مردمی که سالهاست در ایران با دستمزد اندک کارکرده و زندگی سختی داشته‌اند و یا در سالها اخیر از ترس طالبان ناچار به ترک افغانستان شده‌اند، نمایش آشکار سیاست فاشیستی جمهوری اسلامی است.

شهروندان افغانستانی نه تنها در ایران، بلکه در پاکستان با شدید‌ترین اقدامات امنیتی و سرکوب‌گرانه مواجه هستند. علارغم عملکرد قرون وسطایی طالبان علیه زنان و مردم زحمتکش افغانستان، دول امپریالیستی چین و روسیه در راستای منافع اقتصادی و سیاسی خود به انحا مختلف با طالبان همکاری کرده و آنرا تقویت می‌کنند. دولتهای امپریالیستی مدعی "حقوق بشر" در غرب، نیز که خود زمینه ساز برآمد گرایشات اسلامی و طالبان‌ بوده و راه ورود این نیروی ارتجاعی را در بازگشت به قدرت هموار نموده، سیاست عمومی اخراج پناهجویان افغانستانی را در دستور قرار داده و آشکار و نهان و با زد و بند با دول ارتجاعی منطقه و طالبان می‌کوشند، شرایط دیپورت آنها را به افغانستان تسهیل کنند. اخیرا نیز ترامپ در پی سیاستهای نوفاشیستی خود، قانونی را به اجرا گذاشته که شهروندان چند کشور و در راس آن افغانستانی‌ها را از ورود به آمریکا منع می‌کند. همه این سیاست‌های ضدپناهندگی و ضد مهاجرت در شرایطی است که انبوهی از پناهجویان که از دست طالبان گریخته‌اند در کشورهای مختلف در جستجوی مکان امن برای زندگی هستند. طنز تلخ این است که ظاهرا همه این دولتها طالبان را به "رسمیت" نمی‌شناسند.

وضعیت مردم افغانستان در شرایط کنونی نمایش هولناکی از جهان نابرابر و زیر سلطه سرمایه‌داری است که با برآمد فزاینده راست و فاشیسم، حقوق و حرمت انسانی بیشتر از پیش، لگد مال می‌شود.

مردم شریف و آزادی‌خواه
علیه رژیم اسلامی که می‌کوشد شهروندان افغانستانی را علل نابرابری‌ها و شرایط دهشتناکی که به جامعه تحمیل کرده جلوه دهد و همه هم‌دستانش یعنی حاملین فرهنگ و مناسبات به‌غایت نژادپرستانه و ضد انسانی، مبارزه کنیم و با حمایت همه جانبه، مانع از اخراج و پیشبرد سیاستهای فاشیستی افغانستانی‌ ستیزی شویم.

زنده باد آزادی و ارتقای حرمت انسانی

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۰۶-۰۶-۲۰۲۵ / ۱۶-۰۳-۱۴۰۴

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه شورای همکاری نیروی های چپ و کمونیست

سرمایه داران و جمهوری اسلامی مسئول کشتار کارگران معدن مهماندویه دامغان هستند!

هنوز مدت زمان زیادی از کشتار بیش از ۵٠ کارگر شرکت معدنجو نگذشته است که بار دیگر با خبر دردناک کشتار کارگران معدن مهماندویه دامغان در استان سمنان مواجه میشویم. به گفته مسئولان، این معدن مدتی فعالیت نداشت. روز دوشنبه هجدم فروردین مالکین معدن، کارگران را برای بررسی شرایط آغاز کار مجدد به درون معدن می‌فرستند. هنگامی که از نخستین کارگری که برای ارزیابی به درون معدن فرستاده شده، خبری نمی‌شود ٦ کارگر یکی پس از دیگری برای کمک به همکاران خود به درون معدن می‌روند و همه ٧ کارگر بنام‌های مرتضی شکاری،احمد شکاری،مهدی گیلکی، هانی گیلکی، غلام حسین ابراهیمی،مجتبی اکبری و علی ابراهیمی بر اثر گاز گرفتگی درون معدن کشته می‌شوند. همه شواهد روز واقعه نشان میدهد که عدم رعایت ایمنی و استانداردهای عمومی و نیز استفاده از کارگران برای سنجش شرایط کار و بازگشایی معدن، توسط کارفرما که یک شرکت خصوصی بوده عامل کشته شدن کارگران بوده است.
استاندار استان سمنان با وقاحت تمام “خطای فردی و اشتباه محاسباتی”را علت جان باختن کارگران اعلام داشته در حالی که سرپرست امور عمرانی این استان اعتراف نمود که “نداشتن امکانات و تجهیزات کافی در حادثه فوت هفت کارگر در معدن مشهود بوده است.”

فجایع کشتار کارگران معدن در ایران مدام تکرار شده و افزایش می‌یابد. در روز یکشنبه ۱۷ فروردین یک روز قبل از کشته شدن کارگران معدن مهماندویه، دو کارگر بر اثر ریزش معدن سنگ آهن در روستای عبداله آباد مهاباد زیر آوار ماندند و یکی از آنها بنام حسن فلاح بر اثر جراحات وارده جان باخت. تنها در سال گذشته ٦ معدن دچار ریزش، انفجار و یا انتشار گاز شده و موجب کشته و زخمی شدن بسیاری از کارگران شده است.عدم رعایت استانداردهای ایمنی توسط سرمایه‌داران و دولت، فصل مشترک همه این رویدادها بوده است. اولویت آنها سود و استثمار است و جان کارگران برای آنها اهمیتی ندارد. دولت و مسئولین همانند گذشته با مانور‌های نمایشی برای فریب افکار عمومی مدعی “رسیدگی به کشتار معدنچیان” شده‌اند در حالی که هنوز رسیدگی به وضعیت جانباختگان و آسیب دیدگان معادن در سال‌های گذشته یا بنفع مالکین تمام شده و یا اینکه در دالان تودرتوی دولت سرمایه‌داران خاک می‌خورد و زندگی خانواده‌های آنان در معرض تباهی بیشتر قرار گرفته است. کشته و زخمی شدن کارگران بر اثر شرایط کار در سالهای اخیر پیوسته افزایش یافته است. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که تنها در شش ماهه نخست سال گذشته ۲۱۵۵ کارگر بر اثر رویدادهای کار کشته شده و بیش ۲۷۳۷۷ زخمی شده‌اند.

سرکوب مزد، انبوه بیکاران، کار ارزان و سود و استثمار بیشتر زمینه ساز کشتار کارگران و بی تفاوتی سرمایه‌داران و جمهوری اسلامی نسبت جان کارگران و حفاظت و ایمنی محیط کار است. ما ضمن همبستگی با خانواده کارگران جانباخته خواهان افشای نام مسئولین این جنایت و حامیان آنها در دستگاههای دولتی در پیشگاه افکار عمومی و نیز محاکمه آنها هستیم. راه مبارزه با چنین شرایط دهشتناکی که به کارگران تحمیل می‌شود اتحاد، همبستگی و تشکل طبقاتی کارگران است. کارگران همبسته و متحد نه تنها می‌توانند این شرایط را تغییر دهند بلکه با توجه به شرایط ملتهب جامعه و رشد مقاومت و مبارزه از پائین، می‌توانند شرایط را برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و بدیل خودسامان و شورایی کارگران و زحمتکشان هموار نمایند.

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

برقرار باد دولت کارگری شورایی

زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۸ آوریل ۲۰۲۵ / ۱۹ فروردین ۱۴۰۴

امضاها: امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) وهسته اقلیت

***************

پیام نوروزی شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

فرارسیدن سال نو و شکوفایی طبیعت را به عموم توده های مردم ایران تبریک می‌گوییم. حاکمان اسلامی همواره جشن‌ نوروز را رقیب اعیاد اسلامی دانسته و علیه برگزاری مراسم سال نو اقدام کرده اند. به این اعتبار، برگزاری جشن های نوروزی همواره نوعی از اعتراض علیه رژیم اسلامی بوده و امسال نیز با همه ناملایمات تحمیل شده بر جامعه، مردم ایران در گستره ای همگانی می‌کوشند تا با برگزاری جشن‌های میدانی فرا رسیدن سال نو را گرامی دارند.
برگزاری مراسم نوروزی در شهرها و مناطق مختلف بویژه در کردستان و لرستان و پاره ای از دیگر مناطق ایران که این روزها بزرگترین جشن های نوروزی را برپا کردند، نمونه هایی از پاسداشت شادمانی مردم در مقابل ایدئولوژی مرگ و ماتم و عزای ۴۶ ساله جمهوری اسلامی است.
اگر چه فقر عمومی مانع بزرگی برای اجرای همه رسوم نوروز، از جمله دید و بازدید و خرید لباس نو ایجاد کرده، اما عزم ما را برای ادامه مبارزه و پایداری شادی و طراوت زندگی علیه مسبب اصلی اوضاع نابسامان کنونی که همانا رژیم اسلامی است، استوارتر کرده است.
سال نو در شرایطی فرا می‌رسد که جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین بازنده سال گذشته در منطقه بود. در داخل هم رژیم اسلامی روزگار خوبی نداشت. پروژۀ پزشکیان برای مقابله با برآمد یک جنبش انقلابی با شکست روبرو شد و تلاش او برای اتحاد جناح‌ها و باندهای مختلف رژیم تحت عنوان «وفاق ملی» با شکست مواجه شد.
سال گذشته در عین حال سال ایستادگی و گسترش مبارزات مردم بود و هیئت حاکمه در مقابله با تحمیل حجاب اجباری به زنان با شکست روبرو شد. اگرچه هنوز عوامل رژیم اسلامی زنان را در خیابان‌ها و اماکن عمومی آزار می دهند، اما رژیم ناچار شد نزد پایگاه ضد زن خود اعتراف کند که توان اجرای قانون کذایی «عفاف و حجاب» را ندارد. در طول سال گذشته کارزار سه شنبه های اعتراضی علیه مجازات ضد انسانی اعدام نیز گسترش یافت و به ۳۸ زندان رسید. اعتراضات اقشار گوناگون مردم ایران و کارگران و بازنشستگان همواره جریان داشت و جمهوری اسلامی با دستگیری و شکنجه و مجازات فعالان سیاسی – اجتماعی و محاکمه آنان در بیدادگاه های خود به مقابله با اعتراضات توده ای برخاست.
سال جاری در شرایطی به پایان می‌رسد که با ادامه سیاستهای رژیم اسلامی هیچ چشم اندازی برای بهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم وجود ندارد و هر گونه بهبود اوضاع در گرو ادامه و گسترش مبارزه جنبش های مختلف اجتماعی و طبقاتی است. در آخرین روزهای سال، شورایعالی کار، حداقل دستمزدی را برای کارگران تعیین کرد که قدرت خرید آنان حتی نسبت به اوایل سال هم کمتر شده است و برای مقابله با گرسنگی هیچ راهی بجز اعتصاب و تظاهرات برای کارگران باقی نگذاشت.
در آستانه سال نو، ما یاد همه عزیزانمان را که در راه آزادی و برابری جان خود را فدا کردند گرامی می داریم و همراه و همگام خانواده های دادخواه هستیم. به زندانیان سیاسی درود می فرستیم و مقاومت آنها را ارج می گذاریم و به مبارزه مان برای آزادی همه زندانیان سیاسی و نابودی دیکتاتوری حاکم ادامه می دهیم.
ما خود را بخشی از جنبش کارگری، زنان، دانشجویی، بازنشستگان، معلمان و رفع ستم ملی می دانیم و برای متحد و متشکل شدن این جنبشها از هیچ کوششی فروگذار نمی کنیم.
بکوشیم نوروز ۱۴۰۴ آغازی باشد بر اتحاد و همبستگی و پیشروی بیشتر ما و تحمیل شکستها و عقب نشینی های گسترده تر به رژیم اسلامی.

نوروزتان پیروز

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۲۹ اسفند ۱۴۰۳

  امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست:

در محکومیت تفرقه و نفرت پراکنی نژادپرستانه رژیم در ارومیه

روزهای اول و دوم فروردین در شهر ارومیه جریانات «پان‌ترکیست» با طراحی حکومتی تظاهراتی در خیابان‌های مرکزی شهر برعلیه مردم کُرد پیش بردند. این تظاهرات با سخنرانی و تحریک «محمد خلیل پور» رئیس شورای شهر ارومیه و تبلیغ و شرکت «نادر قاضی پور» نماینده پیشین مجلس صورت گرفت و در آن عوامل حکومتی و عده‌ای از ناسیونالیست‌های «پان‌ترکیست» شرکت داشتند. در این تظاهرات از جمله شعارهایی مانند: «آذربایجان بیدار است، کُردها مهمان ما هستند»، «آذربایجان پاینده باد، دشمنانش نابود باد» و «ارومیه تُرک است و تُرک می‌ماند» سر داده شد. تظاهرکنندگان چماق‌دار با حمل تصاویری از «ملاحسنی» نماینده خمینی در ارومیه و عامل قتل‌عام مردم بی‌دفاع «قارنا» و «قلاتان» در نزدیکی شهر نقده در سال ۱۳۵۸، هشدار تکرار همان فجایع را در اذهان زنده کردند.

این تجمع «پان‌ترکیست»ها، ظاهراً در واکنش به مراسم‌های نوروزی بزرگ و بی‌سابقه در شهرهای کردستان و ایران و به‌ویژه همایش نوروزی بی‌نظیر شهر ارومیه صورت گرفته است. نمایش همبستگی شکوهمند مردمی در مراسم‌های نوروزی امسال کارگزاران رژِیم را به وحشت انداخته و ازآنجا که قدرت جلوگیری از آن را نداشتد، با اتکا به دستجات «پان‌ترکیستی» به حربه ایجاد تفرقه و نفرت پراکنی بین کُردها و تُرک‌ها پناه برده‌اند. رژیم اسلامی می‌داند که مردم با هر زبان و تعلق ملی و مذهبی در ارومیه و هر جای دیگر ایران ادغام‌شده‌اند، معاشرت دارندِ و با هم کار و زندگی می‌کنند و مشکل مردم نه این تفاوت‌ها، بلکه فقر و فلاکت و سرکوبگری رژیم است. رژیم دیده است که این مردم، در طی خیزش ۱۴۰۱ وسیع‌ترین همبستگی و همدردی را با هم نشان دادند. می‌داند این مردم به‌شدت معترض و ناراضی هستند و از هر فرصتی برای ابراز انزجارشان از رژیم بهره می‌برند، لذا سیاستش را بر درهم شکستن این اتحاد و همبستگی و دامن زدن به تحریک ملی و مذهبی قرار داده است.

شهر «ارومیه» نماد رنگین‌کمان فرهنگی و زبانی در طول تاریخ بوده و تقلیل این شهر به یک ملت خاص، توهین بزرگی به انسانیت و به‌ویژه ساکنان آگاه ارومیه است. تقسیم ساکنان شهر به دو گروه بومی و مهاجر، به خطر انداختن امنیت و وحدت مردم و به نفع رژیم سرکوبگر است که با این نوع حربه‌ها می‌خواهد به بقای ننگینش ادامه دهد.
این واقعه «ارومیه» درعین‌حال هشداری جدی به مردم ایران و اردوی آزادیخواهی و انقلابی و کل نیروهای سیاسی مسئول در جامعه است.

«شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست» این تحرکات ناسیونالیستی و نژادپرستانه را محکوم می‌کند و فراخوانش به کارگران و مردم آزادیخواه این است که در مقابل سیاست‌های ارتجاعی رژیم اسلامی و مؤتلفین ناسیونالیستش قاطعانه بایستند و عنصر همبستگی و برابری و همدردی و نوع‌دوستی را تقویت کنند. مردم ایران آزادی و برابری و حرمت و رفاه می‌خواهند، اما حکومت اسلامی و فاشیست‌های عظمت طلب، ملی و مذهبی برای منافع خود حاضرند یک جامعه را با این سیاست‌ها به خون بکشند.

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

۳ فروردین ۱۴۰۴ - ۲۳ مارس ۲۰۲۵

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت). هسته اقلیت


___________________________________

برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ فروردین ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۳ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ تا ۲۰ اسفند ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ تا ۲۰ اسفند ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۲ تا ۱۵ شهریور ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۴۰۰ تا ۱۷ فروردین ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.