افق روشن
www.ofros.com

مجموعه ای از اخبار و گزارشات از اعتراضات معلمان


حقوق معلم و کارگر                                                                                        شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۹٦ - ۲۲ آوریل ۲۰۱٧

بیانیه کانون صنفی معلمان البرز در حمایت از اسماعیل عبدی 

نامه اخیر اسماعیل عبدی عضو کانون صنفی معلمان تهران از بند ۳۵۰ زندان اوین خطاب به قوه قضائیه بار دیگر دستگاه قضایی را در جایگاه متهم نشانده است. اسماعیل عبدی در این نامه ضمن اعتراض به عدم استقلال قوه قضاییه در «صدور احکام امنیتی» برای فعالان تشکل‌های صنفی، خواسته ی صریح خود را «خروج روند پیگیری پرونده‌اش از حالت امنیتی به عادی» مطرح کرده است.
متأسفانه دستگاه قضایی تاکنون در برخورد با برخی فعالان صنفی به گونه ای عمل نموده است که با دستگیری هر یک از آنان، پیش از آنکه دستگیرشدگان را در جایگاه متهم بنشاند، خود در موضع اتهام قرار گرفته است و لازم است نسبت به عملکرد خویش حداقل در پیشگاه جامعه معلمان کشور پاسخگو باشد. دستگاه قضایی در این موارد باید بیش از هر چیز تلاش کند تا خود را از موضع اتهام خارج کند و به جامعه معلمان ثابت کند مرزهای قانونی را زیر پا نگذاشته و عمل خلافی مرتکب نشده است.
کانون صنفی معلمان البرز ضمن حمایت از خواسته ی مشروع اسماعیل عبدی از دستگاه قضایی انتظار دارد در پیگیری و اجرای این خواسته حداقلی، جدیت و اهتمام لازم را داشته باشد؛ چرا که در غیر اینصورت می بایست مسئولیت و عواقب ناشی از بی توجهی به چنین خواسته ی مشروعی را بپذیرد. اسماعیل عبدی پیشتر و در سال گذشته نیز در اعتراض به بازداشت و حبس‌ ناعادلانه خود دست به اعتصاب غذا زده بود که متأسفانه هنوز هم به عوارض ناگوار جسمانی آن اعتصاب غذا دچار است و قطعاً اعتصاب غذای دوباره، وضعیت سلامت ایشان را به مرحله ای بسیار وخیم تر و خطرناکتری خواهد کشاند که امیدواریم با درایت و تدبر مسئولان دستگاه قضایی ، کار به آنجا نیانجامد.

کانون صنفی معلمان البرز - دوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

***********

اسماعیل عبدی: از دهم اردیبهشت اعتصاب غذا می کنم

به نام خداوند جان و خرد
امروزه کانون توجهات جهانی به آموزش و پرورش معطوف شده است و در تمام کشورهای جهان حق تشکیل اتحادیه‌های سراسری صنفی،به رسمیت شناخته می‌شود. نتیجه‌ ی باور به این اصل که «هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند از سطح معلمانش فراتر برود» باعث پیشرفت همه‌جانبه و تحولات شگرف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این کشورها شده است.
متأسفانه در کشور ما، نگاه واپسگرایانه،  و بی‌درایتی برخی مسئولان و انحصاری کردن تصمیمات، اختصاص کمترین بودجه به آموزش و پروش و برخوردهای امنیتی با عدالت‌خواهان در تشکل‌های صنفی مستقل، باعث شده که اساسی ترین حقوق معلمان، دانش‌آموزان و به دنبال آن حقوق قانونی جامعه به شکل وقفه‌ناپذیری پایمال گردد.
 نتیجه ی این بی تدبیری ها چیزی جز حقوق‌های نجومی مدیران، دزدی های بی‌سابقه از صندوق ذخیره فرهنگیان، بی‌انضباطی‌های مالی گسترده در تعاونی‌های مصرف فرهنگیان، تبعیض در استخدام‌ها، عدم تخصیص حقوق و دستمزدِ شایسته، بی‌توجهی به معیشت و منزلت بازنشستگان و مشکلات معلمان حق‌التدریس، پیمانی، پیش‌دبستانی و نیروهای آزاد، رشد بی سابقه کودکان بازمانده از تحصیل و افزایش تعدادِ کودکان کار، پایین آمدن سن فحشا،  پایین آمدن سنِ اعتیاد و کشیده شدن آن به مدارس، توزیع نامتوازن امکانات، نابرابری در حقوق دانش آموزان با ایجاد مدارس خاص، پولی سازی آموزش و پرورش، فرسودگی ابنیه مدارس به‌ویژه در حاشیه شهرها و مناطق مرزی، ایدئولوژی‌زدگی محتوای کتب درسی، امنیتی کردن فضای آموزش و پرورش، عدم اجرای کامل نظام هماهنگ پرداخت و...
و این همه بی‌عدالتی در جامعه، موجب آزار ذهنی معلمان، به‌عنوان موتور متحرک جنبش‌های اجتماعی شده است. در چنین شرایطی، کانون های صنفی و شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان کشور، در چارچوب اساس‌نامه مصوب ماده ۱۰ احزاب، بارها و بارها از راه‌های متعدد چون: نامه، تذکر، طومار، دیدار با نمایندگان مجلس و مسئولان آموزش و پرورش، مقالات و یادداشت‌های کارشناسانه و صدور بیانیه، تلاش کرد تا دغدغه‌های خرد و کلان جامعه ی فرهنگیان را به گوش فرادستان برساند، اما گویی مسئولان پنبه در گوش کرده و با فرافکنی و قلب واقعیت، سعی در عادی جلوه‌دادن وضعیت نابسامان آموزش و پرورش داشتند، آن‌گاه معلمان آگاه با دعوت کانونهای صنفی و با اراده و خرد جمعی، تجمعات مدنی و قانونیِ گسترده ی "سکوت" تشکیل دادند تا باصدایی رساتر خواسته های خود را این بار فریاد بزنند. همچنین با شرکت در جلسات مجمع عمومی تشکل‌های صنفی، برای بازتنظیم و چرخش دموکراتیک اعضای هیأت مدیره و بازرسان و رونمایی از ابتکارات رفورمیستی همچون تشکیل کمپین‌ کشوری پیگیری خواسته ها با  بیش از پنجاه هزار عضو و کمپین بودجه عادلانه با بیش از یکصد وده هزار امضا، نشان دادند که اگرچه در تفکرات سیاسی متکثرند ولی در کنش صنفی و عدالتخواهانه متحدند و پیاده‌نظام منافع هیچ حزب و گروه سیاسی نیستند.
اینک در فضای پسابرجام که فریاد قانون‌مندی، مردمسالاری، حقوق‌بشر و آزادی‌های مدنی دولتمردان، گوش فلک را کر کرده است، بدون توجه به مقاوله نامه‌های بین‌المللی حقوق مدنی- سیاسی ICCPR و اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی ICESCR وقوانین سازمانهای جهانی ILO و EI که جمهوری اسلامی ایران  متعهد به رعایت آنهاست؛ شاهد بازداشت اعضای هیأت مدیره کانون‌های صنفی معلمان و تشکل‌های مستقل کارگری و تشکیل دادگاه‌های چند دقیقه‌ای هستیم که همه‌ی افراد با اتهامهای مشخص و یکسانی مثل:  «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و...» محاکمه و روانه زندان می‌ شوند.
دستگیری بدون ابلاغِ اجرای احکام و بدون نشان دادن کارت شناسایی، در منزل و در میان ترس و بهت اعضای خانواده، نگهداری در زندان بدون دسترسی به وکیل تا روز دادگاه و عدم تمدید بازداشت نزدیک به یکسال، نشان‌دهنده‌ی نقض آشکار حقوق شهروندی و بدون شک برهم‌ زننده‌ی امنیت جامعه است.  اینجانب از سیاست گذاران کشور می پرسم:
- آیا عضویت در تشکل صنفی و برگزاری  تجمعات مسالمت‌آمیز بر اساس اصول ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی جرم است؟
- آیا اعتراض به دزدی و غارت اموال عمومی به‌ویژه صندوق ذخیره فرهنگیان جرم است؟
- آیا پیاده‌ روی معلمان در پارک، برهم زننده‌ی امنیت ملی است؟
- آیا حضور بر مزار معلمانی عدالتخواه چون دکتر خانعلی جرم است؟
- آیا جمع‌آوری امضا برای مکلف کردن دولت به اجرای قانون جرم است؟
- آیا می‌دانید دو قطعنامه‌ی فوری سازمان جهانی معلمان (EI ) درباره ایران در ۲۶ جولای ۲۰۱۵ به چه دلیلی صادر شد؟
- آیا صرفاً مردم ملزم به رعایت قانون هستند و دولتمردان از اجرای  قانون مبری هستند؟
با این اوصاف، اینجانب ضمن اعلام همبستگی با تمام معلمان و کارگران ، در اعتراض به عدم استقلال قوه قضاییه در " صدور احکام امنیتی"  برای فعالان تشکل‌های صنفی معلمان و کارگران و با درخواست صریح " خروج روند پیگیری پرونده‌ام از حالت امنیتی به عادی"  از تاریخ دهم اردیبهشت ۱۳۹۶ اعتصاب غذای خود را آغاز خواهم کرد.

اسماعیل عبدی - تهران، بند ۳۵۰ زندان اوین

دوم اردیبهشت ۱۳۹۶

***********

برگزاری دادگاه تجدید نظر محمود بهشتی لنگرودی
گزارش: رسول بداقی

محمود بهشتی لنگرودی باردیگر برای دادگاه تجدید نظر روز چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ راهی شعبه ی ۳٦ دادگاه انقلاب شد،این پرونده که سومین پرونده محمود بهشتی است،حاوی یک اتهام دیگر (اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور موضوع ماده ی ٦۱۱ قانون مجازات اسلامی است) و اشد مجازات آن ۵ سال زندان می باشد ،محمود بهشتی رادر پرونده ها ی پیشین خود به ۴ سال حبس تعلیقی و ۵سال حبس تعزیری به همین اتهام محکوم کرده اند. شاکی این پرونده قرارگاه ثارالله سپاه بوده است

***********

پیام تسلیت شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان سراسر کشور به مناسبت شهادت آتش نشانان تهران

آتش نشانی شغل نیست، عشق است
شعله ای زبانه کشید و آتشی در دلها نشاند.
خبر دردناک شهادت آتش نشان هایی که رفتند تا با خون خود آتشی را خاموش کنند که دیگرانش به شرار جهل و بی مسئولیتی در حیطه اجتماعی و مدیریتی افروخته بودند. ایران را به سوگ نشاند.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور، شهادت عاشقانه قهرمانان امداد و نجات تهران را به خانواده ی این عزیزان و جامعه آتش نشانان کشور و خیل عظیم زحمت کشان ایران، تسلیت عرض مینماید.

یکم بهمن ماه هزار سیصد نود وپنج

***********

پیام تسلیت جمعی از معلمان ایران به مناسبت شهادت شماری از آتش نشانان فداکار

با وقوع حادثه دلخراش آتش سوزی در ساختمان پلاسکو، جمعی از معلمان ایران با امضای پیام تسلیتی این فاجعه هولناک را به خانواده قربانیان و مردم ایران تسلیت گفتند. آنان در این پیام ضمن اشاره به مرگ دو کودک ”احد و صمد” در روزهای اخیر بر اثر آتش سوزی ، از مسئولین خواستند نسبت به حوادث رخ داده به افکار عمومی پاسخگو باشند. متن پیام تسلیت معلمان به شرح زیر است :
هنوز از خبر سوختن #احد_و_صمد دو کودک کار در حادثه آتش‌سوزی یک انبار بازیافت و بی‌تفاوتی و بی‌مسئولیتی برخی مسئولین و نهادها در شوک بودیم که حادثه ی دل‌خراش آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو جامعه ایران را در شوک دیگری فروبرد حادثه‌ای که موجب زیر آوار ماندن تعدادی از #آتش‌نشان‌ها و جان باختن تعداد دیگری گردید. ما به‌عنوان جمعی از معلمان ایران، خبر اولیه مبنی بر جانباختن تعدادی از #آتش‌نشانان قهرمان را به خانواده‌های آنان و هم‌وطنان تسلیت می‌گوییم. آتش‌نشان‌ها با امکانات حداقلی و با محدودیت‌های مالی در آموزش کودکان در مدارس همواره در کنار ما بوده‌اند. ما به‌سختی کار آنان و حقوق آن‌ها درزمینه ی ایمنی کار و امنیت جانی که جزئی از حقوق انسانی کارکنان است اشراف داریم.
ازنظر ما شهرداری و دولت موظف به پاسخگویی در قبال این فاجعه هستند و اگر سهمی در بروز یا سو مدیریت بحران داشته‌اند امیدواریم به‌صورت شفاف به افکار عمومی و خانواده جان‌باختگان توضیح دهند و در راستای جلوگیری از این فجایع گام‌های عملی بردارند. بی‌شک تجهیز همه‌جانبه و به‌روز کردن تجهیزات آتش‌نشانی و تأمین امنیت، ایمنی و رفاه آتش‌نشانان از بدیهی‌ترین گام‌های اساسی و اولیه است که گویی مغفول مانده است.

***********

من اقتصاددان نیستم، آیا تورم تک رقمی است؟

نبی اله معروفی عضو هیات مدیره سابق سندیکای کارگران بنا
همه ما حقوق بگیرها گرانی را با تمام وجودمان حس می کنیم. اقتصاددانان دولتی می گویند تورم تک رقمی شده است. آیا تورم که باعث گرانی و کمتر شدن قدرت خرید ما حقوق بگیرها شده تک رقمی می تواند باشد؟
من اول از هزینه رفت و آمد که دست دولت است شروع می کنم. سال ۹۴ رفت و برگشت به دورترین مسیر با مترو بوده ۹۰۰ تومان که امسال شده ۱۲۰۰ تومان یعنی ۳۳ درصدزیاد شده. همین طور اتوبوس ها. اینها وسیله رفت و آمد همه حقوق بگیرهاست.
کرایه خانه طبق گفته بانک مرکزی ۱۵ درصد اضافه شده که ما می پذیریم در صورتی که اینطور نیست.
برسیم به مواد غذایی . برنج ایرانی سال گذشته بود کیلویی ٨۵۰۰ تومان که امسال شده ۱۲هزار تومان یعنی ۴۱ درصد زیاد شده. گوشت از سال گذشته که ۲٨هزار تومان بوده امسال شده ۳٦ هزار تومان یعنی ۲۹ درصد زیاد شده ، نرخ نان تغییری نکرده اما هر روز از وزنش کم می شود بقیه موارد غذایی هم همینطور.
اما تنها موردی که می شود گفت تورم در آن هر روز کمتر می شود و گران نمی شود دستمزد کارگران هست. با بیکاری دستمزد کارگران هر روز آب می رود. امسال به اصطلاح ۱۵ درصد به حقوق کارگران اضافه شده اما حق مسکن بعد از دوسال، دولت گفته پرداخت بشه که خیلی ها پرداخت نمی کنند. اما موضوع مهمتر قراردادهایی است که با کارگر بسته میشود و در آن قرارداد کارگر را مجبور می کنند بپذیرد که بیمه نداشته باشد، بیش از ۹ ساعت کار کند، سنوات و مزایایی همچون شیر، رستوران، سرویس ایاب ذهاب، دستکش، لباس کار، ماسک، مرخصی جمعه و سالیانه، پاداش آخر سال را نگیرد و حتا کمتر از حقوقی که دولت گفته یعنی ۹۰۰ تومان بگیرد. این مال کسانی هست که کارفرمایش سروقت پولش را می دهد. اگر کارگرایی که شرکت های پیمانکاری پولشان را برمی دارد و فرار می کند یا در هیات های حل اختلاف با خریدن اعضای هیات، رای به نفع خود می گیرند و کارگرانی که حقوقشان ۴ ماه به ۴ ماه پرداخت نمی شود مثل کارگران پروژه ای را به همه کارگران سرشکن کنیم می بینیم که دستمزد کارگران بالا که نرفته هیچ، پایین هم آمده است. در اینجا می شود گفت که حرف اقتصادانان دولتی درست است تورم در دستمزدها تک رقمی است.

***********

بیانیه کانون صنفی معلمان تهران به مناسبت روز دانشجو

به نام خداوند جان و خرد
۱٦ آذر ماه در حافظه تاریخی ایرانیان به عنوان روز دانشجو و نمادی از آزادی خواهی و عدالت طلبی دانشجویان ایران زمین ثبت شده است.
این روز با یاد سه آذر اهورایی گره خورده است که در راه دست یابی به آرمان های بزرگ انسانی جان خود را فدا کردند.
کانون صنفی معلمان تهران ضمن تبریک این روز تاریخی به تمامی دانشجویان کشور و بزرگداشت آن ،اعلام می نماید که از خواسته ها و مطالبات صنفی و آموزشی دانشجویان سراسر کشور حمایت می کند . مطالباتی که جهت گیری آن به درستی، دفاع از آموزش رایگان،کیفی و برابر است .
ما معتقدیم حل بخشی از مشکلات فعلی آموزش در کشورمان چه در سطح آموزش عالی و چه در سطح مدارس ،در گرو پیگیری چنین هدف ارزشمندی است. چرا که سیاستهای خصوصی سازی در آموزش ،نهایتا منجر به محرومیت طبقات و اقشار ضعیف جامعه از آموزش کیفی و انسان ساز درسطح آموزش عمومی و آموزش عالی می شود؛ ما با تداوم این سیاستها در حوزه آموزش مخالفیم. ما معتقدیم ،جامعه ای که در آن آموزش به عنوان یکی از بدیهی ترین حقوق انسانی در دسترس همگان نباشد، با جامعه ای شرافتمند و انسانی، فاصله ای معنا دار دارد.
علاوه بر آن دیگر مشکلات صنفی دانشجویان در این سالها، از جمله کمبود امکانات رفاهی ،حذف تدریجی خوابگاههای رایگان از دانشگاههای دولتی و سطح نازل امکانات ارائه شده در این خوابگاهها، که به کرات مورد اعتراض دانشجویان و خانواده ها قرار گرفته است،نشان دیگری از جهت گیری نادرست مسئولان دولتی نسبت به سیاست گذاری در عرصه آموزش عالی می باشد.
کانون صنفی معلمان تهران ،خواهان آن است که این سیاستهای نادرست خواه در عرصه آموزش عالی و خواه در زمینه آموزش عمومی،تغییر کرده و دولت و حاکمیت،نسبت به وظیفه حمایتی خود از آموزش کشور مسئولیت پذیری و جدیت بیشتری نشان دهند.

کانون صنفی معلمان تهران - ۱۵ آذر ۹۵

***********

حمایت جمعی از فعالان صنفی معلمان از بیانیه فراگیر (صنفی/ آموزشی) دانشجویان ایران

جمعی از فعالان صنفی معلمان حمایت خود را از بیانیه فراگیر صنفی دانشجویان اعلام کرده اند.
این معلمان با امضای یک نامه در فضای مجازی گفته اند که از مطالبات صنفی دانشجویان حمایت می کنند.
متن نامه معلمان به این شرح است:
دانشجویان آگاه و عدالتخواه:
۱٦ آذر ، روز دانشجو را به شما تبریک می گوییم . ما به عنوان جمعی از فعالان صنفی جنبش معلمان ایران از بیانیه “فراگیر دانشجویان ایران به مناسبت روز دانشجو” حمایت می کنیم و معتقدیم این کنش شما به عنوان یک حرکت جدی، در راستای استقلال دانشگاه و از جمله مطالبات صنفی و آموزشی شما است؛ زیرا باور داریم بین مسئله و مطالبات مدرسه و دانشگاه پیوندی عمیق وجود دارد . از سویی می دانیم شرایط فعلی در دانشگاه تنها به سود اقلیتی برخوردار است و نگران آینده دانش آموزان و فرزندان خود هستیم. شما به درستی در بیانیه خود بر حقوق پایه دانشجویان و از رهگذر آن به حقوق اساسی جامعه در حوزه آموزش تاکید نموده اید و این رمز فراگیر شدن خواسته های بر حق شماست.
ما معتقدیم که حل معضل آموزش کشورمان، در سطح عمومی و عالی، وابسته به مشارکت واقعی دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و اساتید در ساختار آموزشی است .از این منظر، بر حق تشکل‌یابی مستقل در حوزه مدرسه و دانشگاه تاکید می کنیم. همچنین اعلام می کنیم با سیاست‌های خصوصی‌سازی و پولی سازی آموزش، که نتیجه غالب شدن تفکر سودمحور است مخالفیم.سیاستهایی که نتیجه آن محرومیت دانش اموزان و دانشجویان طبقات فرودست از اموزش کیفی و رایگان است.
در همین راستا به تمام معلمان ایران، دانشجویان رشته های دبیری دانشگاه های فرهنگیان، اساتید دانشگاه و کنشگران مستقل مدنی و تشکل های صنفی و آموزشی و مدنی نسبت به حمایت از بیانیه فراگیر دانشجویان فراخوان می‌دهیم و تاکید می‌کنیم که درک و حل مطالبات برحق دانشجویان بدون درک و حل مطالبات برابری خواهانه معلمان، کارگران، پرستاران و زنان و سایر اقشار جامعه در حوزه های مختلف میسر نخواهد شد؛ چرا که این مطالبات، خواسته‌های اکثریت جامعه است؛ اکثریتی که خواهان برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه و انسانی هستند.

جمعی از بازنشستگان و معلمان ایران

***********

تجمع رانندگان شرکت واحد مقابل شهرداری

صبح امروز حدود دویست نفر ازرانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه مقابل شهرداری درخیابان بهشت تجمع کردند. این رانندگان به وضعیت عملکرد تعاونی مسکن خود اعتراض دارند و خواستار رسیدگی مسئولان شهرداری به این مشکلات هستند. از قرار معلوم تاخیر در تحویل مسکن توسط تعاونی مسکن شرکت واحد و عدم پاسخگویی مسئولان شهرداری تهران دلیل برگزاری این تجمع اعلام شده است. در تجمع امروز نیروی انتظامی رانندگان را متفرق می کند و چند تن از رانندگان توسط عوامل نیروی انتظامی بازداشت می‌شوند. در این تجمع که از ساعت ده صبح آغاز شد، رانندگان پلاکاردهایی در دست داشتند و شعارهایی از قبیل کارگران درد دارند، مشکل مسکن دارند و شهردار بالانشین، معضل ما را ببین سر دادند.

***********

وضعیت نامشخص داوود رفیعی- بیش از بیست روز بازداشت

روز هجدهم آبان ماه، داوود رفیعی به همراه دو کارگر اخراجی دیگر بازداشت شدند.
این سه کارگر که اخراجی پارس خودرو هستند، برای پیگیری وضعیت کاریشان به کارخانه مراجعه کرده بودند که در محل کارخانه بازداشت شدند.
داوود رفیعی همچنان در بازداشت به سر می‌برد، درحالی که دو کارگر دیگر در روزهای بعد از بازداشت با قرار کفالت آزاد شدند.
گفته می شود برای رفیعی هم قرار وثیقه تعیین شده که خانواده او ناتوان از تامین آن هستند.

***********

رسول بداقی: ماجرای کمک های نقدی از شایعه تا واقعیت

از گوشه و کنار شنیده شده ،اینجانب مبلغ یک صدمیلیون تومان برای اشتغال، ازکانونهای صنفی معلمان دریافت کرده ام .
ضمن رد این ادعا به اطلاع همکاران ارجمند میرسانم.باوجودی که آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ،من وخانواده را صددرصد ازهمه حقوق قانونی وانسانی خود درطول ۲۱سال دوران معلمی محروم کرده است.
اگر کمک های ماهانه ی یک ونیم میلیون تومانی وگاه دومیلیون تومانی کانون صنفی معلمان تهران ویک میلیون تومانی کانون همدان و برخی کمک های جسته گریخته ی دیگر تشکلهای کشوری نبود، شایدزندگی من وخانواده بسی دشوار وزندگی صنفی من به کلی مختل ومجبور به پذیرفتن خواسته های نیروهای امنیتی مبنی بر خواری و ذلت خود می شدم.
ضمن سپاس ازهمکارانی که تاکنون باخانواده ی من همراهی کرده اند،ادامه فعالیت های صنفی خودرامدیون این عزیزان می دانم.
باری برای اهمیت این کمک ها یک نمونه از خاطرات خودم راعرض می کنم:
در زندان انفرادی و مراحل چندگانه ی بازجویی ، سربازان گمانم امام زمان (عج) در سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات از من خواستند،از میان سه راه پیش رو یکی را برگزینم .
۱- تمام فعالیت های صنفی را کنار گذاشته واز فعالیت های کانون صنفی معلمان اعلام برائت کرده ،و از مقامات پوزش بخواهم
۲- ازایران بروم مانند بسیاری دیگر از فعالان صنفی و مدنی
۳- در غیر این صورت راهی زندان بشوم.
اینجانب زندان را برگزیدم و راهی زندان هم شدم.
پس از دوماه زندان ،همسرم اطلاع داد که آقای قنبر زاده رئیس آموزش و پرورش اسلامشهر،حقوق ماهانه ی مار ا قطع کرده است.
بااین خبرهمه ی دنیادور سرم چرخید،انگار با پتک توی سرم زدند،داشتم فکر می کردم،که آیا این همان تن دادن به خواسته ی سربازان گمنام امام زمان در زندانهای مخوف وزارت اطلاعات است؟
آیااین به معنای پایان تلاش های صنفی من است؟
آیا من باید به مبارزه خودبا بیداد پایان دهم ؟
دیگر متوجه اطرافم نشدم،پاسخهای من به خانمم،بی ربط به پرسشها ی او بود،همسرم نگرانی مرا متوجه شده بود،بغضی سنگین گلویم رامی فشرد ،نمی توانستم،چیزی بگویم ،پیاپی آب دهانم را قورت می دادم، بلکه بغضم را فروببرم،همه ی تلاشم را کردم ،که کسی اشک چشمانم را نبیند.،نمی خواستم همسرم را بیشتر ناراحت کنم،دندانهایم را به هم فشردم،آب دهانم را قورت دادم،به خود نهیب زدم:
“این بود،شجاعتی که ادعا می کرد؟”
همسرم به شدت ناراحتی من پی برده بود،مرا دلداری داد،او پیشنهاد داد،اگر لازم باشد،من بچه ها را به شهرستان پیش مادر شما یا مادر خودم می برم ،خانه ی اینجارا اجاره می دهیم و با پول اجاره ی خانه زندگی می کنیم.
این پیشنهاد با همه ی مشکلاتش در آن لحظه از طرف همسرم آرامشی بود، برای روحیه ی در هم شکسته ی من.
گفت و گوی من و همسرم به پایان رسید،اما من با کوهی از اندوه آرام آرام گوشی را زمین گذاشتم،و به بند 350 برگشتم،یکی از تلخ ترین روزهای زندان من ،آن لحظه بود،سختی زندان را با همه ی وجود حس کردم،فهمیدم که سختی زندان فقط انفرادی و بازجویی و فحاشی برخی بازجوهای نانجیب نیست .
به همه چیز می اندیشیدم،احتمال متلاشی شدن خانواده ،فساد در خانواده ی خودم، به گدایی رفتن بچه هایم مانند همه ی کودکانی که بالباسهای دود گرفته،سرچهار راههادستشان پیش راننده ها دراز است،کودکان کار را پیش چشمم مجسم می کردم،حرف های تلخ آدمهای ناجوانمرد رابه زنان نیازمند،فریاد کارفرمایان خودخواه را بر سر زنانی که برای یک لقمه نان استثمار میشوند،هر آنچه مشکلات خانواده های نیازمند است ،را به تخیل خود راه دادم.به کمک ذهن، بچه هایم را درهر لباسی تجسم می کردم،شب ها کابوس آوراگی بچه هایم،مرا باتن خیس عرق وحشت زده از خواب بیدار می کرد. هیچ کدام از همبندیهای من نمی دانستنددرد من چیست،پرت و پلا گفتن ها ی من اسباب خنده ی دیگران شده بود،بویژه کسانی که با من آشنایی قبلی نداشتند.
بسیار پریشان و آشفته حال بودم .سیستم مغزم به هم ریخته بود.هیچ چیز در ذهن من سرجایش نبود.
یک هفته ی تمام موریانه های خیال، مرا از درون می خورد.داشتم از درون می پوسیدم،بالاخره همسرم به ملاقات من آمد،ارزشمند ترین پیامی که برایم آورد این بود: آقای نادر قدیمی ازکانون صنفی معلمان همدان پیشنهاد داده اند:
“برای جلوگیری از پیش آمدن مشکلات اقتصادی خانواده ، معلمان همدان ماهانه مبلغ یک میلیون تومان به ما کمک می کنند.”
همه چیز با شنیدن این خبر در ذهن من به جای خود بازگشت،سلول های مغز من به سر جایشان بازگشتند. لبخندی دلنشین لبهاودل مرا در بر گرفت ،بغض مانده در گلویم خود را کنار کشید،نفس ام !نفسی که یک هفته در بن بست بود،راهی به بیرون گشود،اما پرسشهایی که ذهن مرا به خود مشغول کرده است ،اینها هستند:
آیا روزی خواهم توانست این محبتها راجبران کنم؟
آیا لطف عزیزان را فراموش خواهم کرد؟

***********

بیانیه‌ی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور، آذر۹۵

به نام خداوند جان وخرد
با گذشت حدود دودهه از شکل‌گیری تشکل‌های صنفی فرهنگیان، این تشکل‌ها برای آگاه‌نمودن فرادستان کشور در جهت ایجاد تغییر مطلوب در نگرش آن‌ها به نهاد تعلیم‌وتربیت از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌اند. در تمام این سال‌ها، فرهنگیان برای بیان مطالبات برحقی چون اجرای نظام واقعی پرداخت هماهنگ حقوق، اجرای اصل سی‌ام قانون‌اساسی و… از تمام ابزارهای قانونی استفاده کرده‌اند. جای تأسف است که همه‌ی این تلاش‌های قانونمند در این سال‌ها نتوانسته است تغییری شایسته در نگرش حاکمیت، نسبت به نهاد تعلیم‌وتربیت ایجاد کند. بی‌توجهی دست‌اندرکاران به نظام تعلیم وتربیت، موجب نامناسب ماندن وضعیت آموزش‌وپرورش و منزلت و معیشت فرهنگیانِ شاغل و بازنشسته گردیده است، به‌گونه‌ای که هرسال معلمان و دانش‌آموزان شرایط سخت‌تری را نسبت به قبل تجربه می‌نمایند. واقعیت‌های زندگی و مشکلات اقتصادی معلمان و بی‌تفاوتی مسئولان، فرهنگیان را وادار نموده است که بر خلاف میل باطنی و به‌منظور تأمین حداقل‌های یک زندگی آبرومندانه، حق‌شان را زمزمه و درنهایت فریاد کنند.
در این سال‌های متمادی، تشکل‌های صنفی فرهنگیان برآمده از اراده‌ی جمعی معلمان کشور، به‌دور از هرگونه وابستگی به جریان‌های قدرت و فارغ از هرنوع سیاسی‌کاری، صرفاً برای به‌دست آوردن حقوق مادی و معنوی وصنفی فرهنگیان تلاش نموده‌اند. آنچه مایه‌ی تاسف می‌باشد این است که نه‌تنها متولیان امر و آنان که بر اریکه قدرت تکیه زده‌اند، صدای اعتراض معلمان را نشنیده‌اند بلکه در هر دوره به‌نوعی در فروکاستنِ قدر و منزلت فرهنگ و فرهنگی نقشی به‌سزا ایفا نموده‌اند و این بی‌توجهی به نظام آموزشی، تمامی زیر ساخت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور را به چالش کشیده است.
نمایندگان معلمان در تشکل‌های صنفی در زمان حاکميت دولت نهم و دهم تحت شدیدترین فشارهای نهادهای امنیتی دولتی بودند. آن دولت به‌جای شنیدن صدای عدالت‌خواهی فرهنگیان و دفاع از ایشان، نمایندگان معلمان را با اتهاماتی ساختگی مورد مجازات قرار داد.
اما در دولت یازدهم که با وعده‌ی برچیدن فرهنگ امنیتی از عرصه‌ی فرهنگ بر اریکه‌ی اجرایی کشور تکیه زد، نه‌تنها از حجم برخوردهای امنیتی کاسته نشد، که شدت بیشتری گرفت.
بی‌تفاوتی دولت در صیانت از امنیت شغلی کارکنان خود باعث شد تا نهادهای فرادولتی به سخت‌گیرانه‌ترین شکل ممکن با نمایندگان معلمان برخورد نمایند و نهایتاً مقدمات صدور احکام سنگین قضایی علیه آن‌ها را فراهم آورند.
در این میان ورود و مواجهه‌ی نیروهای امنیتی سپاه‌پاسداران انقلاب‌اسلامی با اعتراضات صنفی جامعه معلمان که برخاسته از دغدغه تعلیم‌وتربیت این مرزوبوم و شرایط اسفبار تبعیض در بین کارکنان دولت است، سؤالاتی را در اذهان فرهنگیان کشور ایجاد کرده است:
۱_ حرکت‌های اعتراضی معلمان در چه سطحی از اقدامات ضدامنیتی بوده که علی‌رغم اشراف نیروهای وزارت اطلاعات و عدم شکایت و تشکیل پرونده در این‌خصوص، قرارگاه ثارالله رأساً مبادرت به ورود در آن امر می‌نماید؟
۲_ درحالی که متعرضان به بیت‌المال و دریافت‌کنندگان حقوق‌های نجومی و وام‌گیرندگان غیرقانونی از صندوق مالی آموزش‌وپرورش و فروشندگان دکل‌های نفتی و اختلاس‌کنندگان از بیت‌المال که جان و مال مردم و امنیت کشور و اعتبار جمهوری‌اسلامی را نشانه گرفته‌اند، یا در شغل خود ابقا شده‌اند و یا به محکومیت‌های ناعادلانه همچون؛ جریمه‌های چندصدهزار تومانی یا زندان‌های کوتاه‌مدت همراه با مرخصی محکوم می‌گردند، با چه استدلالی فعالیت صنفی نمایندگان معلمان اقدام علیه امنیت ملی تلقی می‌شود و با چه منطقی به حبس‌های طولانی محکوم می‌گردند؟
قضاوت در این مقایسه را به اذهان عمومی و در نهایت به تاریخ می‌سپاریم.
بازداشت اسماعیل عبدی در مقابل چشمان فرزندانش و زندانی‌کردن او و نسبت دادن اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ایشان و محمود بهشتی‌لنگرودی و علی‌اکبر باغانی و دیگر فعالان صنفی هیچ‌گاه مورد پذیرش جامعه‌ی فرهنگیان کشور نبوده و نخواهد بود. بدون شک این‌گونه اقدامات و اتهامات نخواهد توانست صدای حق‌طلبی منتقدان و معترضان را خاموش نماید، چرا که معتقدیم این حرکت حق‌طلبانه، معطوف به احقاق حقوق به‌عمد فراموش‌شده‌ی ماست و در صورتی که سیاست‌های فرادستان در حوزهٔ آموزش‌وپرورش همچون گذشته رویکردی تبعیض‌آمیز باشد و از حد وعده فراتر نرود، نباید انتظار آرامش از جامعهٔ فرهنگیان داشت.
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور ضمن محکوم کردن شیوه بازداشت اسماعیل عبدی، بر استمرار فعالیت قانونمندتشکل‌های صنفی تأکید مجدد می‌نماید و از مقامات ذی‌ربط قویاً می‌خواهد با ورود به پرونده‌ی ایشان تمهیدات لازم را برای آزادی این فعال صنفی فراهم سازند.
این شورا ضمن اعتراض به احکام قضایی صادره علیه فعالان صنفی فرهنگیان و شیوه‌ی مواجهه ناعادلانه با حرکت‌های عدالت‌خواهانه معلمان، از مسؤلان قوه قضائیه می‌خواهد دستور توقف اجرای احکام آقایان باغانی و بهشتی‌لنگرودی را صادر و تمهیدات لازم برای برداشته‌شدن این احکام را فراهم نموده و بارقه‌ی امید به عدالت را در اذهان جامعه فرهنگیان روشن سازند. هم‌چنین با دستور رسیدگی مجدد بدون “رویکرد امنیتی” پرونده‌های این عزیزان را در مسیر عادی و برمحور عدالت قرار دهند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور

دوازدهم آذرماه ۱۳۹۵
.

***********

بیانیه کانون صنفی فرهنگیان استان خراسان رضوی. در رابطه با دستگیری اسماعیل عبدی ، دبیر کل کانون صنفی معلمان تهران

به نام خداوند جان وخرد
فعالان صنفی فرهنگی سالهاست بر اساس حس وظیفه شناسی، مسئولیت پذیری و نیز احساس نگرانی از شرایط نامطلوب آموزشی ، قدم در مسیری نهاده اند تا به واسطه ی تلاش های قانونی، نه تنها بخشی از دغدغه های جامعه ی فرهنگی را بکاهند؛ بلکه روز به روز بر توسعه ی آموزشی و ارتقا جایگاه والای فرهنگیان بیفزایند . اما به فراخور این همه تلاش های بی منت، نه تنها مورد ستایش قرار نگرفته اند ،بلکه فعالیت های آنان تاکنون مورد توجه نهاد های قدرت قرار نگرفته و یاس و ناامیدی محیط های آموزشی و فعالین صنفی را فراگرفته است.
کانون صنفی فرهنگیان خراسان رضوی ضمن ارج نهادن به تلاش های فعالین صنفی امیدوار است حرکت های نهادهای قدرت در راستای قانون و با بذل توجه به خواسته های به حق و قانونی فرزندان خانواده آموزش و پرورش و فعالین صنفی با رویکرد همدلی و همراهی صورت بگیرد و همه عاشقان ایران عزیز در هر کسوت و سنگری منتهی به رشد و توسعه همه جانبه کشور گردد.
براین اساس یادآوری چند نکته شاید بتواند رابط دولت -ملت را بر اساس تعاریف جامعه های در حال گذار بهبود ببخشد: ۱ – دریافت خبر چگونگی برخورد و دستگیری همراه و هم صنف کانون های فرهنگی کشور، اسماعیل عبدی ، دبیر کانون صنفی فرهنگیان استان تهران،جامعه فرهنگی را نگران ومات ومبهوت نموده است .
فرهنگیان از خود می پرسند آیا در زمانی که کانون های صنفی بازوی دولتمردان و منعکس کننده درد ها و آلام فرهنگیان تعبیر می شوند ، این امکان میسر نبود با گذشت و رافت اسلامی یک فعال فرهنگی را که دغدغه ای جز اصلاح نظام آموزشی و رابطه دولت - ملت ندارد ، بجای دستگیری و زندان مورد تقدیر قرارداد؟ ۲ -آیا وقت آن نرسیده است که فعالان کانون های صنفی و نخبگان فرهنگی با قرارگرفتن در کنار دولتمردان و برنامه نویسان نظام تعلیم و تربیت کشور در این شرایط دشوار که بنا به اذعان همه کارشناسان و تحقیقات میدانی، می رود که شکاف بین خانواده و فرزندان را عمیق تر نماید ایا دستگیری فعالین صنفی،گره های کور نظام آموزشی و پرورشی کشور را باز گشوده است؟
۳ -اکنون که دولت و نهاد های حاکمیتی به این نتیجه رسیده اند که اجازه راه اندازی دفاتر کانون های صنفی و برگزاری مجامع عمومی و انتخابات اعضای هیات مدیره را بعد از گذشت یک دهه رخوت و سستی صادر نمایند ، امیدواریم اینگونه حرکت های نسنجیده و نگران کننده همه امیدهای فرهنگیان را به یاس و نا امیدی مبدل نکند و مسولان با درک شرایط حاضر و تحلیل مشخص از شرایط مشخص، نسبت به آزادی فعالان صنفی فرهنگی و صدور پروانه فعالیت کانون ها به بازسازی رابطه خود با فرهنگیان بپردازند.
درپایان یک بار دیگر یادآور می شویم هیچ بند و زندانی نمی تواند مطالبات به حق فرهنگیان را به فراموشی بسپارد و این پرچم عدالت خواهی همیشه به اهتزاز در خواهد آمد.

۱۳۹۵/۸/۳۰

***********

نامه کانون صنفی معلمان تهران به وزیر آموزش و پرورش در خصوص بازداشت اسماعیل عبدی

به نام خداوند جان و خرد
جناب فخرالدین دانش آشتیانی، وزیر محترم آموزش و پرورش

پیش از هر چیز بر خود بایسته می دانیم که انتخاب تان به عنوان وزیر آموزش و پرورش را به شما تبریک بگوییم؛ امیدواریم که با همراهی دولت و مجلس،بتوانید در راه استیفای حقوق از دست رفته فرهنگیان، گام هایی مفید و موثر بردارید. بی شک بر شما پوشیده نیست که آموزش و پرورش این کشور سال هاست که از مشکلات عدیده ای در رنج است و بهسازی آن نیاز به عزمی استوار و اندیشه ای روشن دارد. ما امیدواریم در دوره وزارت شما شاهد حرکت در راستای بهبود وضعیت آموزش و پرورش و به ویژه بهبود وضعیت معیشت فرهنگیان باشیم. همینطور رفع کامل نگاه امنیتی به فعالیت‌های صنفی آنان.
فرهنگیان البته سال هاست که به روش های گوناگون،انتقاد و اعتراض خود را به این وضعیت نابسامان آموزش و پرورش بیان کرده و به نمایش گذاشته اند ولی متآسفانه گویا در این کشور عزمی ملی برای پاسخ به این اعتراض های بحق وجود ندارد. در همین راستاست که از حدود ۱٦ سال پیش و در سراسر کشور،برخی نهادهای مدنی و کانون های صنفی معلمان در سراسر کشور شکل گرفتند. کانون های صنفی سراسر کشور،نهادهای قانونی و قانون مداری هستند که در این سال ها،هزینه های بسیاری را متحمل گشته اند اما هیچگاه پا از جاده قانون بیرون نگذاشته اند. در این سال‌ها ،شمار زیادی از فرهنگیان معترض به وضعیت بد معیشتی خود و همچنین ناراضی از مشکلات گوناگون در آموزش و پرورش که کیفیت و کارایی را از این نهاد دور ساخته است، با پرونده های اداری و قضایی متفاوت مواجه شده اند. همچنین به مدت ده سال،به صورت غیرقانونی از برگزاری مجمع های عمومی کانون های صنفی سراسر کشور جلوگیری گردید.
خوشبختانه از چندی پیش این رویکرد منفی نهادهای مسئول تغییر کرده است. و شاهد آن بوده ایم که شماری از کانون ها و انجمن های صنفی در برخی استان های کشور،توانسته اند مجمع های عمومی خود را برگزار کنند. ما البته خواستار آن هستیم که این مهم در سایر استان های کشور هم که هنوز موفق به برگزاری مجمع خود نشده اند، اتفاق بیفتد. بی گمان نهادهای مدنی و مستقل فرهنگیان،در بهسازی آموزش و پرورش،نقش مثبت خواهند داشت.
اما همان گونه که بی تردید شما نیز مطلعید،حدود دو هفته پیش،در تاریخ ۱۹ آبان ماه، متآسفانه شاهد این بودیم که اسماعیل عبدی،دبیر کل سابق این کانون،در منزل شخصی خود و در مقابل چشمان وحشت زده کودک خردسال و همسرش دستگیر و برای اجرای حکم شش سال حبس،راهی زندان اوین گردید. اسماعیل عبدی،معلم ریاضی اسلامشهر است که هم اکنون چندین سال است در کنش های صنفی فرهنگیان حضور دارد و با همکاری و همراهی دیگر فرهنگیان،در پی استیفای حقوق از دست رفته این قشر فرهیخته بوده است. عبدی در برخی از گردهمایی های آرام و مدنی سال ۹۳ و ۹۴ فرهنگیان روبروی مجلس شورای اسلامی همانند بسیاری همکاران دیگر خود،حضور یافت. اما هم اکنون این حضور از سوی مقامات قضایی به عنوان “اقدام علیه امنیت کشور” نام گذاری شده است.
فرهنگیان گردهمایی های اعتراضی خود را در حضور ماموران نیروی انتظامی، وگاه با حضور برخی نمایندگان مجلس در کمال آرامش و حتی در سکوت برگزار کردند و بدون هیچگونه اتفاق ناخوشایندی اعتراض مدنی،آرام و صنفی خود را به پایان بردند.
اکتون معلمان از شما به عنوان وزیر آموزش و پرورش انتظار دارند در برابر این مساله بی تفاوت نمانید و از همه توان و اختیارات خود در راستای آزاد کردن اسماعیل عبدی، معلمی که بدون وجود کمترین مستندات محکمه پسند به شش سال حبس محکوم شده است، استفاده کنید.
همینطور برای لغو حکم تبعید ناعادلانه ی معلم بازنشسته علی اکبر باغانی و برداشتن فشار از محمود بهشتی برای بازگشت به زندان اقدام نمایید.
لازم به یادآوری است که جنابعالی در برخی سخنان رسانه ای خود در روزهای پیش از رای اعتماد، قول به مساعدت در رفع مشکلات قضایی کنشگران صنفی معلم داده بودید. چشمان نگران همسر و سه فرزند عبدی و همکاران او، اقدام بدون فوت وقت را از شما می طلبد.

***********

بیانیه کانون صنفی فرهنگیان استان قزوین در رابطه با دستگیری دوباره اسماعیل عبدی ، دبیر کل کانون صنفی معلمان استان تهران

به نام خداوند جان و خرد
فعالان صنفی فرهنگی سالهاست بر اساس حس وظیفه شناسی، مسئولیت پذیری و نیز احساس نگرانی از شرایط نامطلوب آموزشی ، قدم در مسیری نهاده اند تا به واسطه ی تلاش های قانونی، نه تنها بخشی از دغدغه های جامعه ی فرهنگی را بکاهند؛ بلکه روز به روز بر توسعه ی آموزشی و ارتقا جایگاه والای فرهنگیان بیفزایند . اما به فراخور این همه تلاش های بی منت، نه تنها مورد ستایش قرار نگرفته اند ،بلکه فعالیت های آنان تاکنون مورد توجه نهاد های قدرت قرار نگرفته و یاس و ناامیدی محیط های آموزشی و فعالین صنفی را فراگرفته است.
کانون صنفی فرهنگیان قزوین ضمن ارج نهادن به تلاش های فعالین صنفی امیدوار است حرکت های نهادهای قدرت در راستای قانون و با بذل توجه به خواسته های به حق و قانونی فرزندان خانواده آموزش و پرورش و فعالین صنفی با رویکرد همدلی و همراهی صورت بگیرد و همه عاشقان ایران عزیز در هر کسوت و سنگری منتهی به رشد و توسعه همه جانبه کشور گردد.
براین اساس یادآوری چند نکته شاید بتواند رابط دولت -ملت را بر اساس تعاریف جامعه های در حال گذار بهبود ببخشد: ۱ - اگر چه در استان قزوین برخورد نهادهای قدرت با فعالان صنفی کاملا از سر آگاهی و احترام و همدلی و همراهی است اما گاهی اوقات شنیدن اخباری مبنی بر رفتارهای ناراحت کننده با جامعه فرهنگی در سایر استان ها دشوار و گزنده است .
در امتداد همین نگرانی ها، دریافت خبر چگونگی برخورد و دستگیری همراه و هم صنف کانون های فرهنگی کشور، اسماعیل عبدی ، دبیر کانون صنفی فرهنگیان استان تهران، هم فعالان صنفی استان را نگران کرد و هم پیام خوبی ارسال ننمود.
فرهنگیان از خود می پرسند آیا در زمانی که کانون های صنفی بازوی دولتمردان و منعکس کننده درد ها و آلام فرهنگیان تعبیر می شوند ، این امکان میسر نبود با گذشت و رافت اسلامی یک فعال فرهنگی را که دغدغه ای جز اصلاح نظام آموزشی و رابطه دولت – ملت ندارد ، بجای دستگیری و زندان مورد تقدیر قرارداد؟ ۲ -آیا وقت آن نرسیده است که فعالان کانون های صنفی و نخبگان فرهنگی با قرارگرفتن در کنار دولتمردان و برنامه نویسان نظام تعلیم و تربیت کشور در این شرایط دشوار که بنا به اذعان همه کارشناسان و تحقیقات میدانی، می رود که شکاف بین خانواده و فرزندان را دهان باز تر نماید ،گره های کور نظام آموزشی و پرورشی کشور را باز گشود؟
۳ -اکنون که دولت و نهاد های حاکمیتی به این نتیجه رسیده اند که اجازه راه اندازی دفاتر کانون های صنفی و برگزاری مجامع عمومی و انتخابات اعضای هیات مدیره را بعد از گذشت یک دهه رخوت و سستی صادر نمایند ، امیدواریم اینگونه حرکت های نسنجیده و نگران کننده همه امیدهای فرهنگیان را به یاس و نا امیدی مبدل نکند و مسولان با درک شرایط حاضر و تحلیل مشخص از شرایط مشخص، نسبت به آزادی فعالان صنفی فرهنگی و صدور پروانه فعالیت کانون ها به بازسازی رابطه خود با فرهنگیان بپردازند.
درپایان یک بار دیگر یادآور می شویم هیچ بند و زندانی نمی تواند مطالبات به حق فرهنگیان را به فراموشی بسپارد و این پرچم عدالت خواهی همیشه به اهتزاز در خواهد آمد.

۱۳۹۵/۸/۲۷

***********

اسماعیل عبدی کیست؟

اسماعیل عبدی - فرزند احمد، متولد ۱۳۵۳/۴/٢٨ معلم رسمی شاغل در آموزش وپرورش اسلامشهربا مدرک لیسانس ریاضی  و ۱۹سال سابقه تدریس میباشد .
دارای مدرک بین المللی ۱۹۱۴ فدراسیون جهانی شطرنج و مربی شطرنج دانش اموزان مقاطع مختلف .
سوابق کانونی و صنفی:
- عضو هیات مدیره ی کانون اسلامشهر
- عضو فعال کانون صنفی معلمان ایران (تهران) از سال ١٣٨۵
- و دیگر بار اخذ بالاترین رای درانتخابات مجمع عمومی کانون تهران در سال جاری ١٣٩۵.
- در آذرماه ١٣٩٢ انتخابات دبیرکلی کانون انجام گرفت که دراین سال تهران ٣ بار میزبان شورای هماهنگی بوده و در اعتراض به عملکرد صندوق ذخیره همراه با ۱۹ تشکل از شورای هماهنگی ، جلسه ای با آقای غندالی ترتیب داد ومراتب اعتراض شدید فرهنگیان را رسانید.
- ٢٠ شهریور ١٣٩٣ با حضور ٣۴ تشکل نمایندگان وزارتخانه در نشست شورا به سوالات معلمان پاسخ دادند که دراین گفتمان جناب عبدی و جناب فاضل نماینده بودند .
- خرداد ١٣٩٣ برای شرکت در اجلاس بین المللی اگی تیم سن زیر نظر سازمان جهانی معلمان که در انکارا برگزار گردید، به نمایندگی از شورای هماهنگی شرکت کردند .
- با پی گیری مجدانه اسماعیل عبدی از سال ١٣٩٣ از طریق هیات بازگشایی برخی شعبات کانون راه اندازی گردید ، همچون پاکدشت ، رباط کریم و اسلام شهر .
و برخی شعبات مانند بروجرد، شاهرود و زرین دشت تاسیس گردید .
- ٢ تیر ١٣٩۴ به عنوان نماینده شورای هماهنگی برای حضور در اجلاس جهانی معلمان ( کنگره ٧ در کانادا ) در مرز ارمنستان پاسپورت ایشان توقیف گردید . این اجلاس هر ۴ سال یکبار با حضورمعلمان از سراسر دنیا برگزار می گردد که دراین سال نماینده ایران به دلیل توقیف پاسپورت به عدم شرکت مجبور گردید . سوابق دستگیری:
١- دستگیری در ٢٣ اسفند ١٣٨۵ جلوی وزارتخانه به جهت تجمع اعتراضی -یک روز بازداشت .
٢- دستگیری ٢٦ شهریور ١٣٨٦ توسط پلیس امنیت درنشست شورای هماهنگی کانونهای سراسر کشور ، یک روز بازداشت .
٣- دستگیری ١١ دیماه ١٣٨٧توسط پلیس امنیت در دیدار نمایندگان کانونهای کشور  با نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس جلوی پارلمان - یک روز باز داشت.
۴- دستگیری در ٢٩ اردیبهشت ١٣٨٩ توسط وزارت اطلاعات- صدور قرار مجرمیت توسط قاضی شعبه ١ اسلامشهر با نیابت قضایی غیر قانونی ،تفتیش منزل و برداشتن لپ تاب کامپیوتر ، دفتر خاطرات و حبس در بند ٢٠٩ زندان اوین(٣۴ روز انفرادی و ١١ روز عمومی) و ازادی با ۵٠٠ میلیون وثیقه .
۵- در ١٣٩٠ دادگاه انقلاب با ریاست قاضی پیرعباسی حکم ١٠ سال زندان تعلیقی صادر گردید . این حکم با استناد به مواد قانونی ۵٠٠ و ۵٠۵ صادر گردیده است .
٦- ششم تیرماه ١٣٩۴ توسط قرارگاه ثارالله دستگیر شد با گذراندن ۴٠ روز انفرادی و ١٠ ماه بازداشت در بند ٧ و ٨ زندان اوین .
اسماعیل عبدی در اعتراض به حکم خود ، همزمان با هفته معلم به اعتصاب غذای نامحدود در بازداشتگاه اوین روی اوردو با تشکیل کمپین های حمایتی گسترده معلمان وحمایت فعالین مدنی پس از ١٦ روز با قید وثیقه ٣٠٠ میلیون تومانی ازاد شد .
دادگاه تجدید نظر در دو مرحله برگزار گردید و ٦ سال حکم زندان وی تایید شد .
٧- دستگیری مجدد ایشان در منزل صبح ١٩ آبان ١٣٩۵( سال جاری )
هم اکنون اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان در زندان اوین بسر میبرد!

***********

بیانیۀ انجمن صنفی معلمان کردستان (مریوان) در محکومیت زندان مجدد اسماعیل عبدی

به نام خداوند جان و خرد
مشارکت صنفی معلمان، فراگرد ایفاء نقش مشارکتی آنان و بیان خواسته ها، به منظور تأثیر مطلوب بر تصمیم‌گیری های حکومتی در مقولۀ آموزش بوده و لزوم شکل گیری تشکل های صنفی برای سازماندهی این تصمیمات از ارکان آموزش و پرورش پیشرو محسوب می شود.
در حالی دو دهه از شکل گیری مجدد تشکل های صنفی فرهنگیان می گذرد که فعالین صنفی فرهنگیان در نهایت قانونمندی مطالباتی چون حق معیشت، رفع تبعیض، آزادی حق ایجاد تشکل، نفی خصوصی سازی، افزایش سرانه فضای آموزشی، حذف نگاه سخیف مصرفی بودن به مولدترین نهاد کشور و مواردی از این دست را مطرح کرده اند و نیز برای استیفاء حقوق بدیهی خود، مطابق قوانین جاری در نهایت قانون مداری، به اقداماتی از قبیل نامه نگاری، نوشتن طومار، رایزنی با مقامات ، ….‌ و در نهایت تجمع های مدنی اقدام نموده اند.
با وجود آن که معلمین همواره کمترین مزایای شغلی را در بین کارمندان دیگر وزارتخانه های دولت داشته اند، اما کوچکترین و مدنی ترین اعتراضات این قشر فرهیخته با برخوردهای قهری مقامات امنیتی، مواجه شده است و فعالینی چون اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، علی اکبر باغانی و ده ها فعال دیگر هزینه های سنگینی از قبیل زندان، تبعید، انفصال خدمت و .. را متحمل شده اند.
اسماعیل عبدی به جهت تلاش برای مطالبات صنفی در حالی به حبس مجدد و متعاقب آن بازداشت و انتقال به زندان اوین محکوم شده است که سیاست های دولت در راستای تقویت امر آموزش و معیشت معلمان نبوده و دسترسی کودکان خصوصاً کودکان خانواده های کم درآمد را به آموزش رایگان و با کیفیت سخت و سخت تر کرده است. آن هم دولتی که با داعیه حذف فضای امنیتی در آموزش و پروش بر مسند قدرت نشسته است فرهنگیان در حالی که دستمزدشان کماکان زیر خط فقر است نهایت توان خود را برای امر آموزش بکار بسته اند و همزمان با اعتراضات خستگی ناپذیر خود خواهان تغییر نگاه حاکمیت نسبت به کنشهای فعالین صنفی هستند.
انجمن صنفی معلمان کردستان (مریوان ) به عنوان تشکلی صنفی، ضمن محکوم کردن احکام ناعادلانۀ قضایی که به نام اقدام علیه امنیت ملی بر فعالین صنفی تحمیل می شود، بر خواسته های به حق جامعۀ فرهنگیان ایران و ادامۀ کنشهای عدالتخواهانه برای حذف نگاه امنیتی پای می فشارد و خواستار لغو احکام فعلی و محاکمۀ عادلانۀ فعالین در دادگاه های علنی و غیر امنیتی با حضور هیات منصفه مطابق اصل ۱۶۸ است.

انجمن صنفی معلمان کردستان( مریوان)

***********

درباره عمل زشت مامور سد معبر با زن دستفروش فومنی

خداوند عاقبت محرومیت از دستفروشی را هم بخیر کند
عمل زشت مامور سد معبر شهرستان فومن با زن زحمتکش فومنی که در حال دستفروشی و فروش سبزیجات بود مسائل دردناکی را به وجود می‌آورد که می تواند خیلی مهم تر از یک برخورد به ظاهر کوچک با یک زن باشد.
آن چه همیشه بر آن بسیاری تاکید و بسیاری فراموش می کنند این نکته است که دستفروشی معلول است نه علت !وقتی مامور شهرداری دست خود را به روی زنی بلند میکند و سیلی جانانه ای حوالی این بانوی زحمتکش می نوازد هیچوقت باخودش فکر نکرده است که تنبیه دستفروش کار غیر اخلاقی و مهمتر از همه پاک کردن صورت مسئله است و مسئله اصلی چیز دیگریست.
از همین جهت می توان شهردار را در این قضیه مورد بازخواست کرد که اگر وی قبل از این توصیه های خود را نسبت به برخورد با دستفروشان گوشزد می کرد ماموری نمی توانست به همین راحتی به یک زن سیلی بزند. امروز با گسترش شبکه های اجتماعی و دوربین تلفن های همراه در سطح جامعه برخوردهای اینچنینی بیشتر دیده می شود ولی باید قبول کرد که این پدیده های زشت منحصر به همین تصاویر ویدئویی نیست.
همین دیروز بود که همایشی در رشت برگزار شد به نام «نقش شوراها و شهرداری ها در کاهش جرایم کیفری در زندان ها» مساله ای که ظاهرا درباره آن صحبت نشد همین برخورد شدید با دستفروشان توسط ماموران شهرداری بود. شاید خوب است بدانیم یکی از مواردی که منجر به افزایش جرایم کیفری می شود همین برخوردهای نامناسب به ظاهر قانونی با کسانی است که با دستفروشی به دنبال لقمه ای نان هستند. خداوند بخیر کند عاقبت دستفروشی را که از همین شغل خود هم محروم شود.

منبع: پایگاه خبری گیل‌ خبر

***********

نامه کانون صنفی معلمان خوزستان به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی

باسمه تعالی
کمسیون محترم حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی:
سلام علیکم
آموزش و پرورش سنگ بنای توسعه کشور است.

یقینا در جریان وضع نابسامان معیشتی معلمان هستید که بدلیل ناتوانی در داشتن یک زندگی آبرومندانه و ناکافی بودن حقوق های دریافتی، دغدغه معلمان معیشت است نه آموزش چرا که خط فقر اعلام شده از سوی مراجع ذیصلاح دو برابر حقوق دریافتی هر معلم است و تا وقتی که معلم دغدغه نان داشته باشد کیفیت آموزشی و خلاقیت و ابداع و نشاط در محیط های آموزشی صورت نمیپذیرد.در همین راستا معلمان سراسر کشور بصورت خودجوش در اعتراض به وضعیت بحرانی معیشت خود تجمعات مسالمت آمیز سکوت در مقابل ادارات کل برگزار کرده اند که بدون تنش و هرگونه حاشیه و هنجارشکنی بوده و این میتوانست بعنوان شروع یک حرکت صحیح در راستای آزادی بیان و حق اعتراض مسالمت آمیز در چارچوب قانون باشد که در واقع سوپاپ اطمینانی برای نظام هست نه زنگ خطر. متاسفانه علیرغم تایید مسئولین و نمایندگان مجلس از تبعیض در پرداختها و مزایا بین معلمان و دیگر کارمندان دولت، در کمال ناباوری روند دستگیری ، بازداشت و صدور احکام سنگین برای فعالان صنفی تشکل های رسمی فرهنگیان را تنها پاسخ مناسب دانستند که جامعه معلمان را دچار شوک کرد. آیا معلمانی که ۳8 سال در مناسبتهای مهم کشوری و انقلابی مانند ۱۳آبان و ۲۲ بهمن و روز قدس و انتخابات متعدد یار و همراه نظام بوده اند اکنون دشمن انقلاب هستند و با ناسزا گفتن و ضرب و شتم آنان در جلوی خانه “”ملت”” حقشان را بدهند؟
در کجای سیره عملی معصومین و حکومت عدل علوی اعتراض به تبعیض معیشتی اینگونه سرکوب شده است؟
چرا با وجود نص صریح قانون اساسی در خصوص تشکل های صنفی با فعالان این عرصه برخورد امنیتی میشود و معلمان را نسبت به حاکمیت بدبین و زاویه دار میکنند؟
با بگیر و ببند و اتهام زنی و برخوردهای پلیسی با معلم باید منتظر تربیت نسلی مستبد و خودکامه و زورگو و بدور از هرگونه نقد و احترام به دیگر تفکرات و اندیشه ها باشیم.
در همین زمینه آقای اسماعیل عبدی منتخب معلمان استان تهران و دبیر کانون صنفی آن با صدور حکم شش سال زندان از کلاس درس به زندان فرستاده شد بی تردید این اتفاق در رویکرد نگاه معلمان به حاکمیت و دستگاه قضا تاثیر منفی خواهد گذاشت و تاکنون نیز جامعه فرهنگیان را دچار التهاب و ناامنی شغلی قرار داده است لذا از منتخبان و وکلای خود در خانه ملت دست یاری و کمک می طلبیم و از آنها می خواهیم ضمن پایان دادن به این نوع برخوردها،مقدمات آزادی و بازگشت ایشان به آغوش خانواده و کلاسهای درس را فراهم نمایند.

کانون صنفی معلمان استان خوزستان

۱۳۹۵/۸/۲۸


رونوشت:
- کمسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی - وزارت آموزش وپرورش - وزیر دادگستری - ستاد حقوق بشر قوه قضائیه -دفتر مقام معظم رهبری - نمایندگان مجلس » مجمع نمایندگان خوزستان » پزشکیان نماینده تبریز » مطهری نماینده تهران » صادقی نماینده تهران

***********

بیانیه کانون صنفی معلمان اسلامشهر در خصوص بازداشت اسماعیل عبدی

به نام خداوند جان و خرد
“هرکس به من کلمه ای بیاموزد من را بنده خود کرده است” حضرت علی علیه اسلام.
در تمام فرهنگ ها و جوامع جایگاه علم و معلم بسی عظیم و بالا است.دانایی و علم همیشه دشمن جهل و خرافات بوده است.این ها صفات با ارزش هستند که خدا نیز در آیات مختلف از آن به نیکی یاد کرده است.بسیاری از نظامهای سیاسی حاکم بر دنیای امروز همه در چارچوب های فرهنگی خود نقش علم در توسعه پایدار بخوبی درک کرده اند.آنها بخوبی می دانند که پایه واساس همه مشکلات بشر امروز از سر ناآگاهی و جهل و خرافاتی است که گریبان جامعه بشری را گرفته است.اما هستند جوامع و حکومت هایی که علارغم این بینش راههای نفوذ آگاهی را در جامعه و حاکمیت می بندند تا خود به ایفای نقش قدرت طلبی و انحصار گرایی منطقه ای و حتی بین المللی بپردازند. راستی چرا با وجود اینکه در آموزه های ما ایرانیان و مسلمان تاکید زیادی به دانش اندوزی شده است و حتی فکر کردن نوعی عبادت محسوب می شود نسبت به معلمان کشور مان اینگونه برخورد می شود؟دوگانگی و تناقض گوییهای مسئولین حاکم را باید به حساب چه چیز بگذاریم؟آنها همچنین در این بین و در راستای آن تناقض گویی ها از هرگونه رفتارهای غیر قانونی و غیر انسانی مردم خود برای جلوگیری از ضربه زدن به نظام به بهانه های مختلف من جمله امنیت ملی دریغ نمی کنند.دستگیری قرون وسطی و فراقانونی اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران در منزلش و در حضور همسر و فرزندانش بخصوص فرزند خرسالش مثال واضحی از نمونه رفتارهای وحشیانه ای است که هیچ توجیه قانونی نمی تواند داشته باشد.به زندان افتادن افرادی چون رسول بداقی به مدت هفت سال و محکومیت آقای محمود بهشتی به مدت ۱۴ سال و تبعید و زندانی کردن آقای باغانی به زابل نمونه های دیگری از هزینه های است که ما معلمان در این چند سال اخیر بابت هیچ چیز جز دفاع از معلم و حق و حقوق از دست رفته آن و همچنین وضعیت نابهنجار نظام آموزشی پرداخت کرده ایم. حاکمیت نظام باید خوب بداند که جامعه معلمین ایران نسبت به این گونه رفتارها ساکت نمی شیند و قویا این عمل را محکوم می کند.انتظار ما از دولت و قوه قضاییه این است که از این گونه رفتار های نا خوشایند دوری کنند و هر چه سریعتر اسماعیل عبدی را آزاد کنند.

کانون صنفی معلمان شهرستان اسلامشهر

***********

بیانیه کنشگران صنفی معلمان خراسان رضوی، در حمایت از اسماعیل عبدی

به نام بهارآفرین خدای
نوزدهم آبانماه است.
برگریزان فرهنگ دیریست که آغاز شده است.
زمستان درب خانه معلمی را می‌کوبد.
اسماعیل که بهار در سینه دارد، زیر نگاه نالان از ستم همسر و فرزند، اسیر یخبندان می شود.
او را به زندان جمود می‌برند.
مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است…آی…
با اندک گرمای هر نفس دست‌هایمان را گرم می‌کنیم و قلم به دست، می‌نگاریم تا زمستان بداند؛ در زیر لایه های قطور برف هنوز بسیارند ریشه‌هایی که سبزی،
بهار و رویش را در صدف جان خویش، بسان مادری که فرزند در آغوش می‌کشد، به حراست نشسته‌اند. آنان خورشید را باور دارند.
با طلوع همزادند.
می دانند غروب و تاریکی، ماندگار نیست.

***********

بیانیه انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی در اعتراض به اجرای حکم اسماعیل عبدی

به نام خدا
“برآنکه کنار تخته فرسود درود
خود سوخت ولی روشنی افروخت درود
برموی سپیدو تن افتاده زتاب
بردست و برانگشت گچ آلود درود ”
حقیقت نمی خشکد و هر چه بیشتر دفنش کنید، ریشه دوانده و تنومندتر سبز خواهدشد. اسماعیل عبدی, محمود بهشتی, علی اکبر باغانی, رسول بداقی, محمود باقری, هاشم خواستار و….. تک تک کنشگران فرهنگی صنفی که بخاطر پیگیری مطالبات صنفی با برخورد قهریه دستگاههای امنیتی و قضایی روبرو شده اند هر یک نمادی هستند از حقیقتی که مسئولان وقت، نتوانسته یا نخواسته اند که حقیقت را بشنوند و بجای رفع کاستیهای مورد نظر معترضان و منتقدان سعی کرده اند با ایجاد ترس صدای واقعیتی ملموس در جامعه را به سکوت وادارند.
به بهانه حکم شش سال زندان دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران(تهران) اسماعیل عبدی در مورخه 1395/8/19 به طور ناپسند و فراقانونی در جلو چشمان مضطرب همسر و ماندانا کوچولوی دوساله و بهت همسایگان بازداشت شد و به اوین منتقل گردید.کسانی که خود را مامور قانون میخوانند, حاضرنمیشوند برطبق همان قانون, مدرک شناسایی خود یا مجوز ورود سرخود به حریم شخصی شان را به آنها نشان دهند. عبدی سوای معلم بودن, یک شهروندهست که به همراه خانواده اش حقوقی دارند. متاسفانه این شیوه برخوردها غیر قانونی بوده و مایه نگرانی خانواده, همسایگان و جامعه فرهنگی رافراهم میآورد.
حکم 6 سال زندان اسماعیل عبدی دبیرکل و 14 ساله محمود بهشتی لنگرودی سخن گو , زندان و تبعید علی اکبر باغانی عضوهیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران و دیگر فعالین صنفی, همگی بخاطر پیگیری و اعتراض و شرکت در تجمعات سکوت برای مطالبات صنفی خود و دانش آموزان خویش صادر شده و اتهامات اکثر این عزیران اقدام علیه امنیت ملی, تشویش اذهان عمومی, تبلیغ علیه نظام ذکر شده است.
* اگر مطالبه گری صنفی و انتقاد از بیعدالتی موجود کاری ضد امنیتیست!! آری, این عزیزان امنیت جامعه را به خطر انداخته اند.
* اگرایجاد تشکلی مدنی و دارای مجوز قانونی برای پیگیری حقوق معلمان و دانش آموزان مایه تشویش ذهنهای خفته میگردد!! بله, این نازنینان اذهان را مشوش کرده اند!!!!!
* اگردفاع از حقوق معلم و مقاومت در برابر خصوصی سازی مدارس و …. در راستای اهداف نظام ما نمیباشد!! آری, این عزیزان تبلیغات ضد نظام را داشته اند!!!!
یقینا برطبق قانون اساسی, قوانین ساری و جاری کشور و آرمانهای انقلابی تمام موارد فوق عین صواب میباشد. اما حقیقت چیز دیگرست, مسئولان ما بجای شنیدن صدای عدالتخواهی معلمان و نشستن پای درد دل معلمان راه دیگری را انتخاب کرده اند.سرکوب معترضان و تهدید پرچمداران این عرصه راهیست که تاکنون ناظر و شاهد آن بوده ایم.
ضمن محکوم کردن شدید اینگونه برخوردهای امنیتی و قضایی برای فعالین صنفی به جد خواهان پیگیری و رسیدگی مسئولان و رفع هرگونه اتهام و محکومیتی از پرونده فعالین صنفی فرهنگی میباشیم.
در ضمن توصیه میکنیم قبل از اینکه فرهنگیان بخواهند با اعتراض و تجمعهای قانونی صدا و گلایه خویش را به گوش فرادستان برسانند, خود مسئولین چاره جویی کنند و برای ایجاد جو آرامش و رضایتمندی عمومی فرهنگیان اقدامهای عملی و شایسته ای را انجام دهند.بی شک با جلسات بیشمار , گفتگوهای فراوان و مکاتبات زیادی که تاکنون انجام شده است, تک تک مسئولان امر از کاستیهای آموزش و پرورش و نگرانیهای معلمان آگاهی کامل دارند. امیدواریم بجای اتهام زنی و وادار به سکوت کردن صدای حق طلبی معلمان موارد زیر را مورد بررسی قرار داده و در جهت رفع نواقص و برآورد این مطالبات بکوشند.
۱) رسیدگی به وضعیت حقوقی معیشتی و رفاهی بازنشستگان عزیز, پرداخت پاداش به موقع پایان خدمت و بیمه مناسب روزگار پیشکسوتی. ۲) رسیدگی به وضعیت مدارس محروم و دو شیفته, مدارس کپری, مدارس صحرایی, فضاهای آموزشی کلنگی و….. و تجهیز مدارس به امکانات و تکنولوژی آموزشی به روز.

۳) تجدید نظردر دیدگاه خصوصی سازی و طبقه بندی کردن مدارس و ایجاد شرایط تحصیلی برابر و آسان برای همه فرزندان وطن,مصرح در قانون اساسی.
۴) رسیدگی به وضعیت حقوقی و دستمزد معلمان و اجرای طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق و مزایا برای کلیه کارکنان دولت و رفع بیعدالتیهای موجود.
۵) رسیدگی جدی و شفاف سازی وضعیت صندوق ذخیره و سوءاستفاده های مدیران از سرمایه معلمان و همچنین سپردن نظارت و مدیریت این صندوق به صاحبان واقعی آن.
٦)ایجاد فضای امن و آرامش برای جامعه فرهنگی با نگاه احترام و اعتماد به این قشر فرهیخته ی جامعه و رفع هرگونه اتهامی از فعالین صنفی و باز گرداندن منزلت اجتماعی به تاراج رفته فرهنگیان.
بامید روزیکه تنها دغدغه ى معلمین آموزش و تربیت نسل آینده باشد و مسئولین درعمل پاسدارواقعی خانواده بزرگ آموزش و پرورش باشد.

دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۴ نوامبر ۲۰۱٦

انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی

ب1395/8/26
***********

بیانیه ی کانون صنفی معلمان شهر قدس در حمایت از اسماعیل عبدی ،دبیرکل کانون صنفی معلمان

به نام خداوند جان و خرد
” و اقیموا الوزن بالقسط و لا تخسروا المیزان ”

خبر اجرای حکم جناب عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان، با برخورد آنچنانیِ نیروهای امنیتی، چنان همگان را در بهت و حیرت فرو برد که گویا صاعقه ای از پیش تعیین شده را برای فرود بر اذهان باورمند ما تدارک دیده بودند! پس از دریافت مجوزِ برگزاری انتخابات مجامع کانون های صنفی از وزارت کشور(پس از ده سال) در سایه ی دولت امید و اعتدال ، بارقه های امید بر اذهان زخمی و دردمند عموم فرهنگیان باریدن گرفت…و کانون های صنفی فرهنگیان در سراسر کشور با رمقی تازه ، به استقبال رویش جوانه های امید، جهت احقاق حق های به ناحق پایمال شده ی خود، طیّ سالیان دراز می رفتند…
پس از نارضایتی گسترده و اعتراضات فرهنگیان به وضعیت موجود و عملکرد ضعیف وزیر پیشین، در زمینه ی عدم رسیدگی به اختلاس های صورت گرفته از صندوق ذخیره ی فرهنگیان که آوازه ی رسوایی آن هفت اقلیم را درنوردیده،همچنین اعتراض به معیشت و حقوق ناچیز فرهنگیان طیّ سالیان طولانی ، اعتراض به فرم ارزشیابی جدید از فرهنگیان و اعتراض به وضعیت نابسامانِ آموزشی و معیوب بودن سیستم آموزشی و ناکارآمدی آن و موارد عدیده ی دیگر… دولت محترم با ارائه ی مجوز برای برگزاری مجمع کانون صنفی در استان های مختلف و بالاخص عزل وزیر پیشین وانتخاب وزیر جدید، با رویکردی فرهنگی و نه امنیتی، به نوعی به همدلی با فرهنگیان پرداخت تا ثمره ی آن به بار نشستنِ حلاوتِ اعتماد و امید باشد به کام تشنه ی فرهنگیانِ سراسر درد و سرآغازی باشد برای شروعی دیگر…
در برهه کنونی با تغییر وزیر آموزش و پرورش و انتظار تغییر رویکرد امنیتی به رویکرد فرهنگی، از دولت تدبیر و اعتدال، برای ایجاد حسّ وفاق و همدلی میان جامعه ی فرهنگیان و مسئولین محترم، انتظاری دیگرمی رفت نه اجرای شتابزده ی حکم شش سال زندان برای یکی از محبوب ترین چهره های صنفی کشور! جای تاملِ بسیار است. ما ضمن محکوم کردن چنین رویه ای به نسبت فعالیت های مدنی – صنفی امیدواریم مسئولین ذیربط با تجدید نظر در این حکم و احکام مشابه ، زمینه های نشاط و پویایی در عرصه فرهنگ و آموزش را در کشور عزیزمان فراهم کنند. و پس از دو دهه مواجهه معلمان با تبعیض های بسیار از دولتمردان انتظار می رود درایجاد امنیت برای فعالان صنفی در این عرصه و حلّ معضلات و مشکلات عدیده درآ.پ و اختصاص اعتبارات کافی و ایجاد رفاه نسبی برای معلمان و کارکنان آموزش و پرورش،گام های موثرتری را در این مسیر بردارند و صدالبته مسئولین قضایی نیز در تعامل با فعالیت های صنفی معلمان، مرهمی بر زخم های دیرینه پیکر آموزش و پرورش و معلمان باشند تا درد را بر درد آوار ننمایند. باشد تا شاهد به گِل نشستنِ این کشتی شکسته نباشیم و با باروری جوانه ی امید در دل های پر درد ما، شاهد بالندگی و رشد همه جانبه ی این مهم باشیم.

***********

بیانیۀ کانون صنفی فرهنگیان البرز در واکنش به بازداشت اسماعیل عبدی

به‌نام خداوند جان و خرد
مردم عزیز ایران،

چنان‌که آگاهید، هر روز خبری تازه از خیل چپاولگران بیت‌المال به‌گوش می‌رسد؛ چه اختلاس‌های پرشمار و سربه‌فلک‌کشیدۀ دولت سابق، چه حقوق‌های نجومی و جرایمی که ناباورانه شاهدیم و خاطیان آنها همواره مصون باقی می‌مانند.
در این میان می‌شنویم حق‌طلباني که چیزی بیش از حقوق حقۀ خود و جامعه‌شان نخواسته‌اند، با زشت‌ترین برخوردها راهی ندامتگاه می‌شوند تا از درستکاري خود نادم شوند و بیاموزند که ایشان نیز باید راه چپاول درپیش می گرفتند.
متأسفانه صبح روز چهارشنبه (۹۵/۸/۱۹) ساعت شش بامداد، پنج تن از نیروهای امنیتی بدون ارائۀ هیچ‌گونه حکمی به خانۀ اسماعیل عبدی، معلم ریاضی شهرستان شهریار و اسلامشهر و دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، یورش بردند و درمقابل چشمان همسر و کودک چهارساله‌اش‌ او را دستگیر کرده، به زندان اوین منتقل کردند.
از شما می‌پرسیم، آیا اسماعیل عبدی حقوق نجومی دریافت کرده بود؟ یا در اختلاس چندهزارمیلیاردی صندوق ذخیرۀ فرهنگیان دست داشت؟ یا در چندین و چند اختلاس هزاران‌ميلياردي دولت مهرورزی؟!
وی تنها کوشید به وظیفه‌اش درمقام یک معلم عمل کند و از قول مولا علی(ع) به فرزندان این مرز و بوم بياموزد: جَعَلَ اللهُ سُبحانَهُ حُقوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لِحُقوقِهِ.
خداوند سبحان حقوق بندگانش را مقدمۀ رسيدن به حقوق خود قرار داده است.
آیا شایسته است که اسماعیل عبدی پس از هشت ماه بازداشت غیرقانونی و بدون محاکمه، به شش سال حبس محکوم شود؟ آیا جرم او چیزی جز مخالفت با نابرابری آموزشی است؟ مخالفت با پولی‌شدن آموزش (که خلاف اصل سی قانون اساسی است)؟ و اعتراض به حقوق حداقلی همکارانش که مقدار آن سال‌های متمادی است زیر یک سوم خط فقر است؟ و اینکه پس از بی‌پاسخ‌ماندن درخواست‌های مکرر برای داشتن تریبونی در رسانۀ ملی به‌منظور رساندن صدای حق‌طلبی معلمان به شما مردم، آیا شایسته است به زندان بیفتد تا فرزندانش بیاموزند که نتیجه ی حق‌گویی و حق‌طلبی دوری پدر و نان‌آور از خانه است و بیاموزند که در این جامعه حق‌طلبی مذموم‌ترین ارزش‌هاست؟
و اما نباید هدف کسانی را که هر روز برای ناامیدکردن مردم از دولت امید، به خانه‌های کنشگران صنفی و مدنی هجوم می‌برند، از نظر دور داشت. این نهادها بدون توجه به کلام و خواست عدالت‌طلبان، ایشان را تنها وسیله‌اي می‌دانند برای تغییر نتیجۀ انتخابات آتی و امتیازگیری‌های سیاسی.
لذا از شما مردم می‌خواهیم که از منتخبین خود، چه در مجلس و چه در دولت، بخواهید همان‌گونه که در شعارهای خود به کرات گفته‌اند، مقابل عملکردی چنین فراقانونی و مخرب بایستند؛ چرا که نتیجۀ این روند در اذهان عمومی، نه «امید» بلکه ناامیدی و درنهایت تخريب چهرۀ نظام است؛ درحالی‌که حذف فضای امنیتی موجود، آزادی دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران و لغو احکام قضایی دیگر فعالان صنفی، می‌تواند در بازگرداندن آرامش به فضای جامعه و آموزش‌وپرورش کشور نقشی مؤثر ایفا کند.

***********

بیانیه کانون صنفی فرهنگیان اليگودرز در خصوص اسماعیل عبدی

به نام خداوند جان وخرد
صبح روز چهارشنبه ۱۳۹۵/۸/۱۹ همه فرهنگیان کشور با حیرت خبری تاسف بار را دریافت کردند:
آقای اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی فرهنگیان تهران و نماینده شورای تشکلهای صنفی معلمان در آموزش بین الملل از خانه خود در مقابل چشمان وحشت زده خانواده و فرزند خردسال و نگرانش بدون هیچ مجوز و توضیحی به زندان برده شد.
حیرت از آنکه نه تنها رییس جمهور اعتدال در ابتدای دوره خود قول رفع فضای امنیتی را داده بود بلکه آخرین وزیر انتخابی ایشان نیز قبل از رای اعتماد از مساعدت در زمینه رفع مشکلات معلمان زندانی سخن راند.
تاسف از آن رو که نه تنها وعده های آقای روحانی جامه عمل نگرفت بلکه هنوز امضای حکم آقای وزیر خشک نشده تاوان انتخاب ایشان را معلمان و فرهنگیان آنهم بابت اعتراض بحق خود در مورد سرمایه های به غارت رفته اشان در صندوق ذخیره پرداختند.
کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز اعمال فرا قانونی فوق را محکوم نموده از دولت و شخص آقای رییس جمهور موکدا میخواهد به وعده های خود عمل نموده واین فضای تنگ وغیر قابل پذیرش امنیتی را از جامعه فرهنگیان کشور خصوصا فعالان صنفی آن برداشته، آرامش را به جامعه ملتهب فرهنگیان باز گرداند. شایسته نیست در نظام اسلامی که خدامحوری و عدالت سر لوحه و اساس ساختار آنرا تشکیل میدهد چنین وضعیت دهشت باری بر معلمان آن حاکم باشد.
فرهنگیان شهرستان الیگودرز همچون دیگر اقشار فرهنگی کشور منتظر رفع مصیبتهای وارده بر این قشر صبور و فرهیخته می باشند. امید که امیدمان به یاس نگراید.

۱۳۹۵/۸/۲۳

***********

بیانیه‌ی کانون صنفی معلمان تهران به مناسبت بازداشت اسماعیل عبدی

به نام خداوند جان و خرد
پس از برگزاری موفقیت آمیز مجمع کانون صنفی معلمان در ٢٧ مهرماه و در حالی که طی مراحل قانونی آن گام به گام در حال پیشروی است، باز هم اقدامی بدون سنجش از سوی کسانی که گویا تمایلی به تنش زدایی از فضای جامعه و شکل گیری نهادهای مدنی ندارند، کانون را با چالشی جدید و ناخواسته روبرو نموده است. بازداشت اسماعیل عبدی بدون رعایت جرئیات قانونی و با حضور پرتعداد مأموران در منزل شخصی ایشان و ایجاد دلهره و تشویش برای همسر و فرزند کوچکش نشانه ای است بر این که در بخش هایی از حاکمیت نگاهی وجود دارد که نگران اصلاح جامعه از رهگذر نهادینه شدن حرکت های مدنی و آرام است و از این رو برای رسیدن به هدف های خاص خود از هیچ سنگ اندازیی دریغ نمی کند.
این اقدام در شرایطی صورت گرفته است که مراحل اعاده دادرسی پرونده ی عبدی در حال انجام است و پرونده ی او در دیوان عالی کشور در انتظار بررسی است. اسماعیل عبدی نیز با پذیرش تغییر محل خدمت خود، با حضور در کلاس های درس، ضمن پیگیری دغدغه های صنفی، فعالیت های عادی زندگی اش را دنبال می نمود.
نکته ی مهم این که به استناد نظر آگاهان از قوانین، موارد اتهامی مطرح شده در پرونده ی اسماعیل عبدی در اغلب موارد، هیچ مبنای مجرمانه ی تعریف شده ای در قوانین جاری کشور ندارد. لذا حکم تعیین شده در دادگاه بدوی و تجدید نظر برای وی از دید آگاهان بسیار سنگین ارزیابی می شود. از این رو نخستین خواسته ی ما در ارتباط با اسماعیل عبدی، تمکین به قانون توسط خود مجریان و دست اندرکاران آن است.
همه ی ما به ویژه مسئولان امنیتی کشور به خوبی می دانیم که آن چه امنیت کشور را به مخاطره می اندازد، کنش های فعالان صنفی برای بهبود وضعیت آموزش و معیشت معلمان نیست. در مدت چند ماهی که عبدی خارج از زندان بود، کدام اقدام ضد امنیتی و مشوش کننده ی اذهان را انجام داد که ضرورت بازگشت او به زندان را ایجاب نمود؟ حتی با فرض انجام چنین اقداماتی چگونه می توان آن را در برابر سیل مداوم اخبار اختلاس ها و سوء استفاده ها و …. بزرگ کرد و بزرگ دید تا سزاوار چنین حکمی و چنین برخوردی و چنین بازداشتی باشد!؟ در برابر نابسامانی های اقتصادی، رکود، بیکاری، تخریبِ محیط زیست، ناشی از سوء مدیریت ها و سوءاستفاده ها،اختلاس در صندوق ذخیره ی فرهنگیان، کودکان بازمانده از تحصیل … که هر روز از سویی بیرون زده و اعتماد و امید مردم به آینده در جامعه را ویران می کنند، اقدامات عبدی وباغانی و بهشتی چه خطری را ایجاد کرده است که لازم است آنها یا در زندان و تبعید باشند یا در انتظار زندان های دراز مدت و حکم های سنگین!؟
اگر ضابطین موظف به انجام وظیفه اند، صادر کنندگان احکام که می دانند در یک دادگاه علنی با حضور هیئت منصفه، مستندات محکمه پسندی برای اثبات اتهامات وارد شده به این فعالان وجود ندارد.چه اصراری بر اجرای چنین احکامی است؟ هدایت کنندگان آنان که می دانند اینگونه برخوردها گره ای از مشکلات کشور و حتی پرونده های بی شمار قوه قضاییه کشور، نخواهد گشود، چه اصراری بر ادامه روند بی سرانجام پیشین خوددارند؟
خواسته ی دوم ما از صادر کنندگان احکام، هدایت کنندگان آنان و … تأمل بیشتر و اندیشیدن است.
اگر بناست مخاطره ای را از مردم دور کنند، آدرس اشتباهی به آنان داده شده است. دست کم در ده سال اخیر صداهای متعددی با این گونه اقدامات خاموش شده است اما آن چه که بلندتر شده است و بلندتر به گوش ها رسیده است، صدای رسای خواسته های صنفی - آموزشی فرهنگیان است که چه به لحاظ کمی و چه از نگاه کیفی ژرف تر و پر طنین تر از همیشه گشته ،با چنین برخوردهایی به سکوت کشانده نمی شود و به فراموشی سپرده نخواهد شد. برعکس تجربه نشان از آن دارد که چنین برخوردهایی خواسته ها را گسترده تر و همه گیرتر خواهد کرد.
به هر روی کانون صنفی معلمان تهران خواهان پایان یافتن چنین برخوردهای عصبی و خارج از معیارهای قانونی و عرفی است و به جد از مسئولان اجرایی به ویژه رییس جمهور به عنوان مجری قانون و همچنین از وزیر آموزش و پرورش می‌خواهد که به وضعیت اسماعیل عبدی و دیگر کنشگران صنفی رسیدگی کنند تا از بی قانونی ها در برخورد با کنشگران صنفی جلوگیری شود و به حبس فعالین صنفی پایان داده شود.

***********

بیانیه کانون معلمان همدان در خصوص بازداشت اسماعیل عبدی، عضو کانون معلمان تهران

به نام خداوند جان و خرد
با روی کار آمدن دولت یازدهم و طرح شعارهایی از جمله حذف فضای امنیتی از عرصه‌ی آموزشی کشور و صدور مجوز برای فعالیت تشکل‌های صنفی بارقه‌ای از امید در جامعه فرهنگیان ایجاد شد. اما در عمل شاهد بودیم که فشار بر فعالان صنفی توسط نهادهای قدرت ، استمرار پیدا کرد .
دولت یازدهم علاوه بر اینکه برای صیانت از حقوق پرسنل خود و نیز حقوق شهروندی اهالی اين سرزمین قدمی برنداشت بلکه خود نیز همانند سلفش برنامه ای برای تغییر شرایط اسف بار حاکم بر آموزش و پرورش نداشت و برای پاسخ گو نبودن به خواسته های عدالت خواهانه فرهنگیان ، دست نهادهای امنیتی وابسته به خود را در مقابله و تحدید تشکل های اصیل و غیر سیاسی ، باز گذاشت .
هم اینک نیز با نگاه امنیتی و به شیوه اي کاملا حرفه ای با اعمال امتیازات منفی در فرم جدید ارزشیابی کارمندان دولت ، اقدام به بستن باب هرگونه انتقاد و مهار هر حرکت اعتراضی در آینده نموده است.
از بدو بوجود آمدن تشکل های صنفی فرهنگیان در اواخر دهه ٧٠ تا امروز این تشکل ها با حفظ استقلال و عدم وابستگی به جناح ها و جریانات سیاسی ، صرفا در راستای احقاق حقوق فرهنگیان و عدالت آموزشی برای دانش آموزان قدم برداشته اند اما از همان ابتدا ، برخورد با منتخبان معلمان در تشکل های صنفی جزء سیاست ها تغییر ناپذیر نهادهای قدرت بود و بویژه در دولت همسویشان ( دولت نهم و دهم ) این برخوردها به اوج خود رسید ، به گونه ای که در تمامی استان های کشور فعالان با احکام مختلف قضایی و اداری مواجه شدند.
رسول بداقی که در تمام زندگی خود به جز پیگیری مطالبات صنفی معلمان اقدامی نکرده بود به شش سال زندان با سخت ترین شرایط محکوم شد و در کمال ناباوری پس از اتمام شش سال زندان به سه سال دیگر در سال ۹۴ محکوم شد.
اسماعیل عبدی و محمود بهشتی لنگرودی و علی اکبر باغانی به خاطر فعالیت صنفی ، با اتهام اقدام علیه امنیت ملی! با احکام سنگین محکوم گردیدند. احکامی که برای به خطر اندازان واقعی امنیت ملی، اعم از اختلاسگران و غارتگران بیت المال اجرا نشد.
بی شک هدف از ایجاد فضای امنیتی در این سال ها، درگیر کردن تشکل های صنفی در مسائل قضایی و معطوف کردن پتانسیل آنها به آزادی همکاران خود از حبس بوده است تا از تشکل یابی جامعه فرهنگیان و طرح حقوق صنفی شان در قالب یک حرکت منسجم جلوگيري کنند.
گویی فشار بر معلمان یک استراتژی غیر قابل تغییر در همه دولت ها است و عملا هیچ دولتی در این امر رجحانی بر دیگری ندارند.
امروز، در اواخر دوره ی چهار ساله ی دولت تدبیر، شاهد دستگیری اسماعیل عبدی دبیر کل کانون معلمان تهران هستیم که ماموران در ابتدای صبح روز یکشنبه ۱۳۹۵/۸/۱۹ بدون ارایه ی حکم قضایی اورا دستگیر و علیرغم سپردن وثیقه برای اجرای حکم، راهی زندان می کنند.
کانون معلمان همدان ضمن ناعادلانه دانستن هرگونه برخورد امنیتی با فعالان صنفی از کمیسیون قضایی مجلس و آن عده از نمایندگان که در دفاع از حقوق فرهنگیان متعهد بوده و در برابر آرای صادره علیه این فعالان موضع حمایتی داشته اند، انتظار دارد جهت تغییر رویه ی قوه قضائیه در مواجه با فرهنگیان به طور جدی ورود نمایند و نتیجه اقدامات خود را به اطلاع جامعه معلمان کشور برسانند.
از رییس جمهور محترم نیز می خواهیم در ماه های پایانی دولت یازدهم، تکلیف خود را در قبال وعده های انتخاباتی اش روشن نماید و مطابق وظیفه ذاتی خود ، تمام همتش را برای تغییر فضای امنیتی و آزادی دبیر کل کانون صنفی معلمان تهران و پیگیری جهت لغو احکام قضایی دیگر فعالان صنفی به کار گیرد و به این ترتیب آرامش را به فضای آموزش و پرورش کشور بازگرداند.
بی تردید عملکرد دولت در این خصوص بر نوع قضاوت جامعه فرهنگیان کشور در آینده نزدیک اثر گذار خواهد بود.

کانون معلمان همدان - ۱۳۹۵/٨/٢٢

***********

اسماعیل عبدی شاه شمشاد قدان کانون

بار دیگر اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران به زندان فرا خوانده شد. این بار برای اجرای ٦ سال حکم ظالمانه‌اش. اینکه چه اتفاقی در جامعه‌ی ما افتاده که با وجود فساد گسترده صندوق ذخیره فرهنگیان، عزمی جدی با خاطیان ضایع‌کننده منافع قشر عظیمی از معلمان در اراده قضایی مملکت دیده نمی‌شود و در عوض یورشی مغول‌وار به خانه معلمی می‌برند، نیازمند تحلیلی اساسی در بررسی واژگونی تراژیک و کمدی قضایایی از این دست است جماعتی چهارشنبه ۱۹ آبان آن قدر درب خانه عبدی را کوفتند که نگرانی همسایگان هم برانگیخته شد و در مقابل چشمان نگران کودک ۴ ساله‌ی عبدی ماندانای مظلوم، پدرش را به اسارت گرفتند. به راستی اسماعیل چه گفته و چه کرده که تا این حد نسبت به او کینه وجود دارد و با وجود هزینه برخوردهای این‌چنینی، عاملان و آمرانش هرگز به عواقب آن اندیشه نمی‌کنند و گویی می‌خواهند کینه‌توزی خود را در صور اسرافیل بدمند. اسماعیل عبدی معلمی فوق‌العاده خون‌گرم، شجاع، پرجاذبه، خنده‌رو، نوع‌دوست، باهوش و مهربان است. او برای دفاع از منافع صنفی خود در تمام این سال‌ها منافع خود را به شکل‌های مختلف به خطر انداخته است. او دبیر ریاضی است و بسیاری از معلمان ریاضی از طریق کلاس‌های فوق‌برنامه به جبران حقوق ناچیز ماهانه‌شان می‌پردازند. اسماعیل اما به خاطر فعالیت‌هایش همان حقوق ماهانه‌ی ناچیزش را هم بارها در معرض خطر قرار داده است. او در عین‌حال مربی شطرنج است. اما به خاطر فعالیت‌های صنفیش این موقعیت را هم به خطر انداخته است. اما اسماعیل را با تمام خصایصش و شجاعتش و ابا نداشتنش از پرداخت هزینه، از جهت دیگری هم باید شاه شمشادقدان کنشگران صنفی نامید. در شرایطی که بسیاری به لحاظ مفهومی و نظری تفکیکی را میان کارگر و معلم قائل بودند و با دلایل مختلف به تبیین آن می‌پرداختند، او توانست این نزدیکی را هم به لحاظ نظری و هم عملی به مرحله‌ای برساند که اکنون بسیاری از مخالفان این ایده هم با تجدیدنظر در دیدگاه خود در تعریف مفهوم کار و کارگر، نشان داده‌اند که این همگرایی که اسماعیل مبدع و پیش‌قدمش بوده، نه هم‌گرایی خرده جنبش‌هاست و نه همگرایی سیاسی. بلکه تجلی عینی حرکت‌های صنفی است. اسماعیل عبدی نمودار صادق و کوشای کنشگران صنفی این مرز و بوم است. زندانی کردن او توسط قوه قضاییه و سکوت وزارت آموزش و پرورش به‌ویژه وزیر جدیدش، بیش از همه نشان‌دهنده‌ی بی‌قانونی حداکثری و ظلم افسار گسیخته در پرتو احکام غیرحقوقی است. حکم اسماعیل عبدی با کمترین موازین حقوقی هم‌خوانی ندارد. هیچ وکیلی را نمی‌توان به جرأت نام برد که حتی یکی از رفتارهای اسماعیل را مصداق جرم بداند. در عوض او به‌دلیل دغدغه‌هایش باید مورد ستایش قرار بگیرد. ای کاش تدبیری در میان دوستان وزارتخانه و کل دولت کنونی بود تا با مشاوره با معلمان صاحب‌نظر و دلسوزی چون عبدی و بهشتی و باغانی و بداقی امید را به جامعه معلمان باز می‌گرداندند. این حکم بیش از آن‌که کمانی علیه عبدی باشد، تیری است کارآمد بر قلب مجروح عدالت.
قوه قضاییه در این سال‌ها با صدور احکام فله‌ای علیه فعالان صنفی، کارگری، دانشجویی، مطبوعاتی و حقوق‌بشری به بانگ بلند گفته است که نه با آزادی میانه‌ی مطلوبی دارد و نه با روح عدالت آرام می‌پذیرد. محتوای کلی این احکام، بهترین گواه بر این مدعاست. اکنون باید کنشگران صنفی با هر کمیتی تأثیر حداکثری در تغییر حکم اسماعیل عبدی بگذارند. نباید گذاشت که در سکوت ما ظلم رفته بر رسول بداقی و خانواده‌اش، بر سر اسماعیل عبدی و خانواده‌اش آوار شود. باید به هرشکل نام عبدی را به اهتزاز درآورد. از نامه‌های اعتراضی به مسئولان قوا به‌ویژه قوه قضاییه تا نامه به نمایندگان و دیدار با آن‌ها به‌ویژه علی مطهری و یاران اندک او که در ماجرای نرگس محمدی به سوگند نمایندگی وفادار مانده‌اند، تا شرکت در حرکت‌های نمادین اعتراضی و تحصن. باید گام‌به‌گام این اقدامات را انجام داد و خسته نشد تا در نهایت حکم اسماعیل، شاه شمشادقدان جنبش معلمان ایران شکسته شود.

عزیز قاسم زاده - ٢٢ آبان ۱۳۹۵

***********

لایحه اصلاح قانون کار و نیروی کارآموزشی

لایحه اصلاح قانون کار” جدیدترین تهاجم به معیشت و زندگی مزدبگیران در ایران است اما بی‌شک این آخرین هجمه نخواهد بود و ادامه روند سرکوب دستمزد و معیشت کارگران و زحمتکشان تابعی از میزان و نحوه مقاومت در برابر این تهدیدات است. در این یادداشت کوتاه قصد ندارم تغییرات اعمال‌شده در قانون کار فعلی را یک‌به‌یک موردبررسی قرار دهم در این زمینه می‌توان به تفکیک قوانین فعلی را با قوانین پیشنهادی مقایسه نمود و مشاهده نمود که تغییرات در برخی مواد چگونه امنیت شغلی کارگران را به خطر خواهد انداخت بلکه می‌کوشم این نکته را بارز نمایم که قربانیان این قانون پیشنهادی تنها کارگران مشغول در خط تولید یا متقاضی بخش صنعت نیستند بلکه تمام نیروی کار در معرض این هجمه هستند. از نیروی کار متقاضی در بخش خدمات تا بهداشت و آموزش؛ و به آن دسته از همکاران که تحت تبلیغات عناصر دست راستی از شنیدن کلمه کارگر واهمه دارند و فکر می‌کنند قانون کار ربطی به معیشت آن‌ها ندارد بگویم تبعات این قانون کار جدید زندگی ما را خواهد بلعید.
اما چه کسانی از همکاران ما، هم‌اکنون و تحت همین قانون کار فعلی که به‌ظاهر بهتر از لایحه پیشنهادی دولت است تحت ستم و استثمار هستند؟ پاسخ روشن است آن بخش از نیروی کارآموزشی که در استخدام رسمی دولت نیستند اما در سطوح مختلف به امر آموزش مشغول هستند اگر موفق به عقد قرارداد با کارفرما شوند با این قانون موجود عملاً تحت یک مناسبات استثماری قرار دارند تمام مربیان و معلمان شاغل در آموزشگاه‌ها آزاد (علمی/هنری/زبان و…)، تمام معلمان خرید خدمتی، تمام معلمان شاغل در مدارس خصوصی، تمام مربیان مهدکودک و … مشمول قانون کار هستند این افراد مستقل از نیروی کارآموزشی است که در مدارس، آموزشگاه‌ها و مهدها بدون قرارداد مشغول به کارند و بالقوه برای ورود به بازار کار اگر شانسی داشته باشند باید مشمول قانون کار جدیدی شوند که به‌مراتب نرخ استثمار بالاتری دارد.
اما به نظر می‌رسد فراتر از نیروی کار غیررسمی بخش آموزش و با توجه به دکترین دولت موسوم به تدبیر و امید برای ارزان‌سازی نیروی کار، نیروی رسمی نمی‌تواند تحت تأثیر این سیاست‌های کلان چشم‌انداز مثبتی نسبت به آینده شغلی و افزایش دستمزد داشته باشد. نگاهی به احکام نیروی‌های رسمی آزمایشی در طی سال‌های گذشته نشان می‌دهد که پایه دستمزد معلمان تازه استخدام‌شده با میزان حداقل دستمزد قانون کار تقریباً به یک اندازه است. حال با توجه به این موضوع که یکی از موارد محل مناقشه در اصلاحیه قانون کار نحوه تعیین حداقل دستمزد و میزان آن است حداقل دستمزدی که تاکنون در غیاب تشکل‌های مستقل این میزان به نیروی کار تحمیل‌شده است. حال چگونه ممکن است نیروی کار رسمی نیز به آینده خوش‌بین باشد؟
فانی اگر در همه‌چیز ناکارآمد بود در تعدیل نیرو و ارزان‌سازی نیروی کارآموزشی و کالایی سازی هر چه گسترده آموزش موفق بود او به‌عنوان زیرمجموعه دولت عمل نمود و حتی از جیب معلمان و دانش آموزان به سود دولت صرفه‌جویی نمود. چشم‌انداز کلی برنامه ششم، سند تحول بنیادین و قانون کار همه باهم در راستای سیاست‌های روحانی است که طرفدارانی در مجلس دارد. این سیاست‌ها برنامه شکست‌خورده نئولیبرالی هستند که منافع اقلیتی را تأمین می‌کند و نصیب اکثریت سلب مالکیت عمومی است. بااین‌وجود فردا که این لایحه به قانون تبدیل شود تمام نیروی کار را شامل می‌شود از معلم تا کارگر و از پرستار تا دانشجویان تازه فارغ‌التحصیل شده. پس برای پس زدن این لایحه ضد انسانی نیاز به اتحاد جمعی است.

جعفر ابراهیمی - ٢۱ آبان ۱۳۹۵

ادامۀ اخبار، گزارشات و ... حقوق معلم و کارگر را اینجا مطالعه نمائید.