افق روشن
www.ofros.com

مجموعه ای از اخبار و گزارشات


کانون مدافعان ...                                                                                           دوشنبه ۱ فروردین ۱۳۹٦ - ۲۱ مارس ۲۰۱٧

پیام تبریك نوروزی كانون مدافعان حقوق كارگر در سال ۱۳۹٦


ای بلبل خوش‌نوا فغان كن        عید است، نوای عاشقان كن

چون سبزه زخاك سربرآورد        ترك دل و برگ بوستان كن

عطار نیشابوری

سالی نو را آغاز می​كنیم و سال گذشته را با همه خوبی​ها و بدی​هایش پشت سر می​گذاریم، با امید آن كه در سال نو موفقیت​ها و كامیابی​های بیشتری برای دفاع از حقوق كارگران و زحمتكشان در پیش رو داشته باشیم. هر چند با اعلام حقوق​های ناچیز برای كارگران و زحمتكشان، جامعه كارگری نمی​تواند نوروز را با حداقل زندگی بگذراند اما شاد از آنیم كه امیدهایمان را از دست نداده ایم و همچنان برای حقوق از دست رفته خود بر سر پا ایستاده ایم و برای روزگاری بهتر و پر نشاط تر مبارزه را با تلاشی بی​وقفه ادامه خواهیم داد.
در سال گذشته بلایائی چند را از سر گذراندیم: گسترش فقر و سیه روزی كارگران و زحمتكشان و حقوق​های نجومی مدیران و سردمداران حكومتی همراه با رشوه​ها و اختلاس​های نجومی، گسترش اعتیاد و بی خانمانی همراه با خیل دستگیری​های فعالان كارگری و اجتماعی، گسترش اعدام​ها و ... همه و همه گویای آن بود كه باید از اصلاحات دولتی و حكومتی ناامید شده و دست یاری به سوی یكدیگر دراز كنیم تا از این فلاكت بیرون آییم.
در كنار این مسائل، اعتراضات سراسری كارگران، معلمان و زحمتكشان به صورت دسته جمعی ادامه داشت و در بسیاری از موارد با موفقیت​هایی همراه بود و نوید آن را می​دهد كه مردم تحت ستم اكنون راه مبارزات را گشوده اند و از حقوق حقه خود به خوبی دفاع می​كنند. این اعتراضات و پیروزی​ها چشم انداز آینده ای امید بخش در پیش روی مردم ما می​گشاید و اثبات می​كند كه "حق گرفتنی است." با امید گسترش حق خواهی​ها و همبستگی بیشتر تشكل​ها و نهادهای مردمی در همه زمینه​ها.

كانون مدافعان حقوق كارگر - فروردین ۱۳۹٦

***************

بیانیه به مناسبت حادثه دردناک پلاسکو

در هفته ی گذشته آتش بی رحمانه جان انسان هایی را گرفت، ابتدا احد و صمد دو کودک کار و بعد هم آتش در ساختمان پلاسکو... ساختمان پلاسكو یكی از نمادهای تجاری تهران ظرف چند ساعت در آتش سوخت و در حین خاموش كردن آتش توسط كارگران آتش نشانی، ساختمان به كلی فرو ریخت و تعدادی از آتش نشانان و نیز تعدادی از كارگران مشغول به کار در ساختمان به كام مرگ كشیده شدند. از تعداد كشته ها و مجروحان آمار دقیقی در دست نیست و دستگاه های رسمی همانند گذشته از اعلام چنین آمارهائی خود داری میكنند. فیلم های گرفته شده از لحظه لحظه تلاش برای خاموش كردن آتش و گزارش شاهدان عینی، سوءمدیریت ، ناتوانی و قصور دستگاه های به اصطلاح مسئول در این زمینه را به وضوح نشان می دهد، قصوری که انگار فقط باید با از جان گذشتگی آتش نشانان جبران می شد: کافی نبودن وسایل اطفاء حریق، نبود نردبان های بلند به تعداد کافی ، بالابرهای از رده خارج شده، لاستیک‌های نردبان‌ها که دو سال از تاریخ اعتبارشان گذشته و... به بهای جان تعداد زیادی از آتش نشانان و مردم حاضر در ساختمان تمام شد.
... و این همه در حالی است كه پیشرفته ترین وسائل سركوب اعتراضات در اختیار نیروهای امنیتی قرار دارد تا كوچكترین اعتراضات به راحتی به خاك و خون كشیده شود، (آن چنان كه در اعتراضات مردمی سال 88 مردم ما شاهد آن بودند) اما آتش نشانان و امدادگران به دلیل کمبود بودجه باید از ماشین آلات كهنه و از كار افتاده استفاده کنند. همه ی اینها خود نشان از آن دارد كه بی كفایت ترین مسئولان چگونه به راحتی جان كارگران و زحمتكشان و سرمایه های مادی و انسانی را با بی مسئولیتی به نابودی می كشانند و حتا از دادن اخبار درست به مردم نیز خودداری می کنند.
در اولین عکس العمل های شهرداری صحبت از بیش از ده اخطار مبنی بر ناامن بودن این ساختمان به مالکان بوده ، بدون اشاره به این که مالک اصلی ساختمان بنیاد مستعضفان است. شهرداری که برای تخریب خانه ی مردم با آلونك نشینان حاشیه شهرها بیشترین تجهیزات را در اختیار دارند و لحظه ای درنگ ندارند، اما در مقابل بنیاد مستعضفان به راحتی چشم بر هر اهمالی بسته است!!؟؟ بنیاد نیز در اولین عکس العمل خود فقط این نوید!!؟؟ را داده که ظرف یک یا دو سال این ساختمان را بازخواهد ساخت بدون این که اشاره کند که چرا به این اخطارها بی توجه بوده و چگونه ماموران و بازرسان شهرداری را تطمیع کرده تا بتواند اجاره های میلیونی ماهانه را دریافت کند!!؟؟
و در میان این دست از مسوولان، کسی انگار به فکر ده ها و شاید صدها جانی نیست که چنین به سادگی قربانی حرص و آز سود شده اند، به فکر خانواده هایی که عزیزانشان را با مرگی چنین دهشتناک از دست داده اند؟
ضمن همدردی با این عزیزان و بازماندگان آنان و تسلیت به همه مردم زحمتكش، كارگران و حقوق بگیران اعلام می​كنیم تا زمانی كه سیستم اقتصادی بر مبنای سودمحوری ادامه دارد هر روزه شاهد حوادثی مشابه خواهیم بود .
كانون مدافعان حقوق كارگر بارها بر ضرورت ایمنی محیط كار هشدارهای فراوان داده است و بارها سودپرستی سرمایه داران را به عنوان عامل اصلی این حوادث معرفی كرده است. نه تنها این حوادث بلكه حوادث ناشی از ایمن نبودن جاده ها و خودروهای تولیدی شركتهای استثمارگر داخلی كه سالانه جان هزاران نفر را می​گیرد و هم چنین آلودگی هوا و آلودگی های مربوط به پارازیت ها، سموم شیمیائی كه هر كدام از انها به نوعی سلامت جامعه را هدف گرفته اند ناشی از سودطلبی سرمایه دارانی است كه هیچ یك از حقوق انسانی افراد جامعه را در برابر سودهایشان ارج نمی​گذارند و دولتمردان كه خود نماینده این سرمایه دارانند چشم و گوششان را بر این همه نامردمی بسته اند.
در برابر این همه ظلم و ستم ، كارگران و زحمتكشان و سایر اقشار تحت ستم تنها باید به نیروی خود متكی باشند تا بتوانند نظامی انسان محور را جایگزین سود محوری كنند تا برای جان انسان​ها ارزش قائل باشند...

كانون مدافعان حقوق كارگر

***************

آخرین سخنران سمینار علیرضا ثقفی

در باره "چه باید کرد"

    برای گوش دادن به سخنرانی اینجا کلیک کنید.

سخنرانی ششم حسین آذرگشسب (فعال لغو کار کودک)

در رابطه با تاثیر این اصلاحات بر روی زندگی کودکان کار

    برای گوش دادن به سخنرانی اینجا کلیک کنید.

سخنرانی پنجم هاله صفرزاده

تلاش دولت های فرانسه و مکزیک را برای اصلاح قانون کار و اعتراضات کارگری علیه آن

    برای گوش دادن به سخنرانی اینجا کلیک کنید.

سخنرانی چهارم جعفر عظیم زاده

در باره تاثیر این اصلاحات بر روی زندگی کارگران

    برای گوش دادن به سخنرانی اینجا کلیک کنید.

سخنران سوم خانم الف - پگاه (پرستار)

در رابطه با شرایط کار پرستاران

    برای گوش دادن به سخنرانی اینجا کلیک کنید.

دومین سخنران سمینار یکی از دانشجویان

در باره تاثیر اصلاحات قانون کار بر زندگی دانشجویان

    برای گوش دادن به سخنرانی اینجا کلیک کنید.

اولین سخنران سمینار آقای محمد پوره، (معلم)

در باره تاثیر  اصلاح قانون کار بر زندگی معلمان

    برای گوش دادن به سخنرانی اینجا کلیک کنید.

***************

سمینار بررسی اصلاح قانون کار و تاثیر آن بر زندگی و کار اقشار مختلف

دوم دی ماه ۱۳۹۵، سمینار بررسی اصلاح قانون کار و تاثیر آن بر زندگی و کار اقشار مختلف با حضور جمعی از فعالان کارگری، لغو کار کودک، زنان، دانشجویان، پرستاران و معلمان برگزار شد. در این سمینار مساله ضرورت دفاع از حقوق کارگران، زحمتکشان و همه مزد وحقوق بگیران مورد تاکید قرار گرفت و شرکت کنندگان از زوایای مختلف به بررسی تاثیر تغییر قانون کار در بخش های مختلف جامعه پرداختند.
از آنجا که نیروی کار نقش اصلی را در تداوم حیات جامعه دارد و هر گونه تغییری در مناسبات کار تاثیر مستقیمی بر زندگی بخش های مختلف جامعه دارد، در این نشست بندهای پیشنهادی اصلاحیه قانون در مورد حذف حداقل سن کودکان از کارهای کارآموزی (بند ۱۱۲)، تاثیر خصوصی سازی بر آموزش و پرورش، تحمیل قراردادهای موقت و کمتر از یک ماه و حتا روزانه به معلمان، پرستاران و کارگران، بحث ادغام سازمان تامین اجتماعی با بیمه سلامت و حذف نام این سازمان از قانون کار که منجر به تضیع حقوق صاحبان این سازمان یعنی کارگران و زحمتکشان می شود، بازتر کردن دست کارفرمایان و شرکت های پیمانکاری و حذف بیمه اجباری از کارگاه ها و واحدهای تولیدی و خدماتی و همچنین بندهای دیگر آن که تاثیر مستقیمی بر زندگی زنان، پرستاران، معلمان، دانشجویان دارد، به تفصیل مورد بررسی قرار گرفت.
همچنین در این جلسه مساله مبارزات کارگران در سراسر جهان برای مقابله با فشار بیشتر بر سفره کارگران و ضرورت همبستگی با آنان جهت مقابله با نظام سرمایه داری در سراسر جهان مورد ارزیابی قرار گرفت.
در پایان نیز بر همبستگی هر چه بیشتر بخش های مختلف جنبش اجتماعی علیه سرکوب و اعمال بی حقوقی علیه اقشار تحت ستم و ضرورت هماهنگی و همدلی میان جنبش های کارگری، زنان، دانشجویی، پرستاران و معلمان و فعالان اجتماعی لغو کار کودک تاکید گردید و عنوان شد که اگر قرار است تغییری در قانون کار صورت گیرد تنها در صورتی مورد قبول خواهد بود که در جهت رفع محرومیت ها و افزایش حقوق انسانی، اجتماعی و اقتصادی مزد وحقوق بگیران باشد و محدودیت های جدی برای کارفرمایان و استثمارگران نیروی کار ایجاد کند و این کار وظیفه ی خود کارگران و زحمتکشان و نمایندگان واقعی آنان است تا بر مبنای نیازهای واقعی شان تغییرات لازم را در قوانین کار اعمال کنند. فایل های صوتی سخنرانی ها به تدریج منتشر خواهد شد.

فعالان کارگری برگزارکننده سمینار

**************

تهاجمی جدید به اعتراضات اجتماعی در حال شکل گیری است

شانزدهم آذر امسال فضای دانشگاه ها برای برگزاری مراسم مستقل دانشجویان بسیار امنیتی بود. در پی انتشار بیانیه شوراهای صنفی دانشجویان که نشان از خیز جدیدی در مبارزات دانشجویی است، اعتراضات چندی در دانشگاه ها برگزار شد ولی نیروهای حکومتی با راه انداختن مراسم دولتی در حد برگزاری یک جشن و دادن گل به دانشجویان و سخنرانی وابستگان و گسترش جو امنیتی تلاش کردند تا روز دانشجو را از محتوای مبارزاتی آن علیه استبداد و دیکتاتوری خالی کرده و از آن مراسمی بی محتوا برای تبلیغات حکومتی بسازند تا مبارزات واقعی دانشجوئی را سرکوب کنند.
هفته ی قبل نیز شاهد دو تهاجم وحشیانه نیروهای امنیتی و لباس شخصی به تجمع کانون نویسندگان ایران و تجمع اعتراضی اعضائ سندیکای شرکت واحد بودیم. این نوع اعمال غیرانسانی هر چند سابقه ای طولانی در برخورد های پلیسی دارد اما از این جهت بی سابقه بود که تجمع کنندگان قبل از رسیدن به محل تجمع مورد ضرب و شتم بسیار شدید قرار گرفتند. تجمع کانون نویسندگان در سالگرد مرگ پوینده و مختاری و در اعتراض به قتل های زنجیره ای و تجمع شرکت واحد در اعتراض به عدم رسیدگی به اختلاس در تعاونی مسکن رانندگان شرکت اتوبوسرانی صورت گرفته بود.
این برخوردهای پلیسی و خشونت بار نشان از پیش بینی اعتراضات گسترده مردمی علیه انواع فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، بی حقوقی ها، حق کشی ها، تبعیض ها، فسادها و دزدی هایی است که هر روز بیش از پیش افشا می شوند و به جای آنکه مرتکبان این جرایم به مجازات برسند افشاکنندگان به زندان می روند. اما تاریخ نشان داده که حتا پیش دستی کردن در سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردم به جان آمده، نیز نمی تواند از اعتلای این مبارزات و اعتراضات جلوگیری کند؛ زیرا فشارها که از حد بگذرند دیگر مردم چیزی برای از دست دادن نخواهند داشت.

۱۷ آذر

**************

تعدیل نیرو و ماجراهای پس از آن

گرفتن بیمه بیکاری
نامه یکی از کارگران “تعدیل” شده یا اخراجی

سلام وقتی متوجه شدم که قرارداد من تمدید نشده و جزو نیروهای تعدیل شده هستم، شوکه شدم. هر چند وقتی شاهد اخراج و تعدیل سایر دوستان و همکارانم بودم، میدانستم که این شتری است که دیر یا زود درخانه من هم می خوابد. عزمم را جزم کردم تا حداقل از بیمه بیکاری بتوانم استفاده کنم. هفت دست کفش وکلاه ساز کردم و یک دوره سه ماه را طی کردم تا توانستم اولین حقوق بیکاری ام را بگیرم.
از قبل شنیده بودم که باید برگه عدم نیاز خودم را که شرکت مهر کرده بود با خودم داشته باشم علاوه بر آن باید برگه قرارداد یک سال آخر را همراه خودم ببرم. برگه ها را برداشتم به اداره کار رفتم. وقتی وارد اداره کار شدم شلوغ بود. همه ناراحت بودند. احساس ناخوشایندی بهت دست می داد. داخل حیاط دو کانکس گذاشته بودند که کارهای بیمه بیکاری را انجام می دادند.
دم درب اداره کار هم چند نفری با توزیع برگه و کارت موسسه های حقوقی تبلیغ میکردند و ادعای پیگیری و انجام کارهای قانونی کار را، مثلا برای شکایت کردن داشتند. اما انگار خودشان هم میدانستند که این تبلیغات سر کاری است.
در صف بودم بعد از اینکه نوبتم شد یک فرم به من دادند پر کردم: مشخصات شرکت (کارگاه کاری) ، تعداد ماه و روز در اصل سابقه کاری در شرکت و مشخصات خودم و… بعد از پرکردن فرم، نامه عدم نیاز ، قرارداد یک سال آخر ، اصل و کپی کارت ملی و شناسنامه و دفترچه بیمه و مدرک تحصیلی و کارت پایان خدمت، همه را تحویل می گرفتند. بعد از گرفتن این مدارک یک شماره به من دادند که در اصل نشان دهنده ثبت پرونده بود و گفتند ده روز بعد آنجا برم. . ( نکته جالب اینجا بود که اصلا واحد یا جایی نبود که از ما بپرسد اصلا چرا شما بیکارشده اید. چنین موضوعی در پروسه کاری خودشان جایی نداشتند . شاید هم خودشان چرایی اخراج را از شرکت مقابل استعلام می گرفتند.)
این زمان در اصل برای چک کردن اطلاعاتی بودکه من اعلام کرده بودم . بعد از آن من را فرستادند یکی از شعبه های تامین اجتماعی نزدیک میدان آزادی. آنجا هم به من گفتند دو هفته دیگر بروم و مدارک دفترچه بیمه تمام اعضا خانواده با شناسنامه را هم آنجا از من خواستند و کپی گرفتند. در انجا سوابق بیمه من چک و تایید شد . بعد دوباره با اصل پرونده و ۴ قطعه عکس و دریافت فرم های جدید دوباره به اداره کار رفتم البته تقریبا دو روز در ساختمان تامین اجتماعی بالا پایین شدم تا کار به این مرحله رسید. بعد آن هم من را دوباره به اداره کار فرستادند تا فرم حضور غیاب بگیرم. تقریبا یک بار در هر ماه در یک ساعت مشخص ( معمولا ۱۰ -۱۱ ساعت صبح) اثرانگشت را با دستگاه ثبت می کنم و تاریخ و ساعت ماه بعد را خود دستگاه مشخص میکند .
سپس من را به تامین اجتماعی تهرانپارس فرستادند که تقریبا دو سه هفته بعد از آخرین حضورم در اداره کار بود. آنجا هم دو روزی در آن ساختمان بالا و پایین شدم تا کارهای اداری انجام بشود. پرونده من از طریق شعبه تامین اجتماعی قبلی به آنجا فرستاده شده بود. البته تمامی این جاهایی که گفتم خیلی شلوغ بود اما پروسه مشخصی داشت .
بعد به من یک نامه دادند تا بانک رفاه حساب باز کردم و شماره حسابم را به آنها دادم و بالاخره تاریخ اولین حقوقم ۱۳ مهر ماه مشخص شد درحالی که من از تیرماه اقدام به کارهای حقوق بیکاری کرده بودم. هر دوماه یک مرتبه دو حقوق را می دهند. اما به من گفته شد: “شما باید از ساعت ۹ صبح تا ۲ بعد از ظهر همیشه در منزل باشی اگر سه مرتبه توسط بازرس اعلام شود خانه نبودی حقوقت قطع می شود.” این دیگر از همه سخت تر است. تا به حال یک مرتبه بازرس هم آمده است. البته من به بازرس گفتم اگر من در خانه نباشم و بخواهم اصلا در خیابان راه بروم، خریدی کنم یا اینکه اصلا من از نظر فکری مشکل دارم و توی خانه کلافه می شوم، آیا من باید حتما در خانه باشم؟ گفت قانون این را میگه.!!؟؟ یکی از دوستانم که با این مشکل برخورد کرده بود و خانه نبود به بازرس گفته بود برایم کار درست کنید تا در خانه باشم زندگیم که با این حقوق بیکاری نمی چرخه و این طوری آنها کوتاه آمده بودند.
این را یادم رفت بگویم که تعیین حقوق بیکاری براساس سال سابقه زمان دریافت ماههای بیمه بیکاری و بر اساس سه ماه حقوق دریافتی است که میانگین آن را می گیرند. این حقوق مربوط به حقوق و اضافه کار میشود که مقدار آن در اداره کار مشخص می شود. متاسفانه به علت درگیری و بهانه گیری هایی که کارفرما و سرپرست با من داشت دو ماه آخر اصلا نگذاشتند من اضافه کاری داشته باشم. حالا می فهمم چرا! با هر کارگری که بخواهند تعدیلش کنند همین کار را می کنند تا حقوق بیکاری کمتری پرداخت کنند.

این خلاصه ای از این دوره بود.
علی کارگر اخراجی و جویای کار

**************

تعرض بر سفره خالی كارگران تا كجا؟

به مناسبت اعتراضات سراسری کارگران و زحمتکشان به تغییرات در قانون كار

سرمایه​داران و نظام سراسر بن بست آنان كه هر روز ناتوانی​های خود را بیشتر نشان می دهد، گمان می​كنند كه با تعرض به معیشت كارگران و زحمتكشان می توانند به مشكلات این نظام فائق آیند. اكنون نظام سرمایه​داری و مناسبات استثمارگرانه نه تنها در ایران بلكه در سرتاسر جهان با بن بست​های هر روزه مواجه می شود و مدافعان و تئوریسین​های این نظام با ترفندهای مختلف تلاش می​كنند تا راه چاره و فرارهایی را از این بن بست​ها بیابند و هر گاه كه دیگر همه تیرهای تركششان به سنگ می خورد به فكر تعرضی جدید به سفره خالی كارگران و زحمتكشان می​افتند.
هنوز چند صباحی از اختلاس و غارت سازمان تامین اجتماعی نگذشته، سازمانی كه از دسترنج كارگران و زحمتكشان ساخته شده است و هنوز پرونده آن به نتیجه نرسیده كه بار دیگر آهنگ تغییر قانون كار، این بار هم به ضرر كارگران و زحمتكشان و به سود سرمایه​داران ساز شده است و دولت و مجلس به نمایندگی از كارفرمایان و در راس آنان سرمایه​های اختصاصی شده به تلاش آمده اند تا با تغییر موادی از قانون كار باز هم كمبود سودهای سرمایه​داران را جبران كنند.
همزمان طرح ادغام بخش درمان بیمه تامین اجتماعی با بیمه سلامت را نیز در دستور کار قرار می​دهند تا صندوق درمان تامین اجتماعی را هم بار دیگر به یغما دهند.
در این تغییرات پیشنهادی كه خواهان رسمیت دادن به شرکت​های پیمانکاری و قراردادهای موقت در همه زمینه​ها و آسان تر كردن اخراج كارگران بدون هیچ حق و حقوقی است، همان چند بندی از قانون كار را مورد تعرض قرار داده اند كه به نفع كارگران بوده و پس از سرنگونی شاه با مبارزات كارگران به دست آمده بود تا دیگر كارگران هیچ گونه حقی برای اعتراض به اخراج خود نداشته باشند و سرمایه​داران با خیال راحت هر گاه كه بخواهند از نیروی كار زحمتكشان استفاده كرده و هر زمان كه میل​شان بكشد با آنان قطع رابطه كنند.
این هجمه به قانون كار آن چنان سخیف و غیرقابل تحمل است كه صدای اعتراض نهادهای كارگری دست​ساز حكومتیان هم در آمده است. آنان هم سعی می​كنند كه خود را طرفدار حقوق كارگران قلمداد كنند. اما كارگران و زحمتكشان و تشکل​های مستقل آنان که به خوبی می​دانند این نهادهای زرد دولت​ساخته هیچ گاه به فكر حقوق كارگران و زحمتكشان نبوده​اند و در این باتلاق خود ساخته می خواهند از آب گل​آلود برای خود و جهه كسب كنند، مستقلانه نه تنها به این تعرض واكنش نشان داده، بلكه از اساس نیز با این نظم سرمایه​دارانه به مقابله بر خواهند خواست .
به طور قطع كارگران و زحمتكشان این تعرض​ها به حقوقشان كه سال​ها است ادامه دارد بی​پاسخ نخواهند گذارد و همچنان كه شاهد هستیم هر روزه در سراسر محیط​های كار و زندگی اعتراضات گسترده​ای در برابر تعرض به حقوق مردم ادامه دارد، بار دیگر اعتراضات به این هجمه​های جدید فراگیرتر خواهد شد.

۲۳ آبان ۹۵

**************

موج جدید احضارها و محكومیت​های فعالان كارگری و اجتماعی به راه افتاده است

محكومیت یازده سال زندان برای شاهپور احسانی​راد و جعفر عظیم​زاده، دو تن از فعالان كارگری در دادگاه ساوه، به دنبال محكومیت پنج ساله ابراهیم مددی و داود رضوی از سندیكای شركت واحد نشانگر آن است كه قوه قضائیه تصمیم گرفته است با بالا بردن هزینه​های فعالیت كارگری و اجتماعی از این پس با شدت عمل بیشتری برخورد كند. محكومیت حبس ۱٦ ساله برای نرگس محمدی فعال اجتماعی، محكومیت ٦ ساله برای اسماعیل عبدی نماینده معلمان معترض، احضار محمود بهشتی و جعفر عظیم زاده به زندان و تشدید فشارها بر بهنام ابراهیم زاده و ضرب وشتم وی در زندان تاییدی بر همین امر است كه صاحبان ثروت و حقوق​های نجومی و اختلاس​گران تصمیم گرفته​اند هر ندای مخالفی را در سینه خفه كنند تا با خیال راحت به چپاول اموال مردم و ته مانده سفره​های خالی كارگران و زحمتكشان بپردازند.
گسترش روزانه بیكاری، فقر و سیه روزی كارگران و زحمتكشان، گسترش آلونك​نشینی در حاشیه شهر​ها، همه و همه بیانگر غارت هر چه بیشتر اموال و دارائی​های مردم است که هر روزه اعتراضاتی را در جای جای كشور به همراه دارد و در مقابل صاحبان قدرت و ثروت از ترس گسترش اعتراضات مردمی فشار را بر فعالان كارگری و اجتماعی افزایش می​دهند.
قوه قضائیه كه به گفته برخی از مقامات، دیگر قانون در آن حكمفرما نیست، به نیابت از دزدان و غارتگران اموال مردم به دادن احكام شداد غلاظ به معترضان وضع موجود می​پردازد. بسیاری از احكام، چه سیاسی و یا عادی، بر مبنای توصیه​ها و پارتی بازی​ها و یا رشوه​های معمول صادر می​شود و طبیعی است که چنین احکامی مورد قبول مردم نخواهد بود. صدور این احكام نه تنها فعالان اجتماعی و كارگری را كه از حقوق كارگران و زحمتكشان و مردم محروم . چپاول شده دفاع می​كند، ساكت نخواهد كرد بلكه آنان را در پیگیری مطالبات مردم و همچنین لغو این احكام، مصمم​تر خواهد كرد.

۳ آبان ۱۳۹۵

**************

تجمع اعتراضی ساکنان منطقه قند آبکوه خراسان (شهرک امیرالمومنین)

صبح امروز (شنبه اول آبان ماه) بیش از یک صدو پنجاه نفر از اعضائ خانواده کارگران کارخانه قند آبکوه مشهد با تجمع در این منطقه به شرائط زندگی در این محل اعتراض کردند
این خانواده ها که ساکنین منطقه آبکوه (شهرک امیرالمومنین) در حاشیه شهر مشهد هستند به نبودن امکانات زندگی در این منطقه اعتراض داشتند . آنان در پلاکارد نوشته هائی که با خود داشتند به نبودن حتی یک درمانگاه در منطقه و هم چنین نبودن نانوائی در محل زندگیشان اعتراض داشتند .
منطقه کارخانه قند آبکوه که در گذشته در خارج شهر مشهد قرار داشت و اکنون با گسترش شهر مشهد به یکی از محلات حاشیه این شهر تبدیل شده است . اما هم چنان به دلیل حاشیه بودن از تمام امکانات شهری محروم است . تجمع کنندگان به نمایندگی از دو هزار خانواده ساکن این محل آمده بودند که همگان دچار این وضعیت نابسامان هستند . آنها همچنین از آلودگی محیط زیستشان که توسط دودکش های غیراستاندارد کارخانه قند آبکوه در فصل کار ایجاد می شود، به شدت شاکی بودند. این ساکنان که در منطقه شهرک امیرالمومنین زندگی می کنند اغلب کارگران فصلی و غیر فصلی کارخانه قند آبکوه و یا کارخانجات دیگر مستقر در جاده چناران هستند.
بنا به گفته برخی مسئولان بیش از ده میلیون حاشیه نشین در محلات اطرف شهر های بزرگ زندگی می کنند که دارای زندگی بسیار سختی هستند و اغلب کارگران بیکار و یا روزمزد در این مناطق ساکن هستند و با گسترش بیکار و تعطیلی کارخانجات و هم چنین نابودی روستاها روز به روز بر جمعیت این حاشیه نشین ها افزوده می شود.

**************

باز هم حادثه کار جان کارگری را گرفت

صبح امروز در کارخانه قند شیروان، آقای محسن عارفخانی، کارگری که در انبار شکر زرد مشغول به کاربود، بر اثر سقوط داخل قیف و انبار شدن شکر خام بر روی بدنش فوت کرد. وی از اهالی روستاهای نزدیک به شیروان بوده است.
با ابرازتاسف از فوت این کارگر و تسلیت به خانواده ی ایشان، بار دیگر این سوال را طرح می کنیم که تا کی باید حوادث کاراین گونه ادامه یابد؟ آیا امکان جلوگیری از این گونه حوادث واقعا وجود ندارد؟

**************

دو خبر کارگری

اخراج بیش از سی تن از کارگران شرکت آستان قدس رضوی در خراسان شمالی

شرکت آستان قدس رضوی که یکی از بزرگترین شرکت های پیمانکاری و عمرانی است بیش از سی تن از کارگران خود را در خراسان شمالی با وجود ادامه پروژه، بدون ارائه هیچ دلیلی اخراج کرد. سابقه خدمت این کارگران برای این شرکت بین ۳ تا ۱۰ سال بوده است.
در صحبت با یکی از کارگران، دلیل اصلی این گونه اخراج ها در این شرکت، نداشتن قرارداد و عدم پرداخت حق بیمه از طرف شرکت بیان شده است. آقای “ر” معتقد است اگر قرار داد داشتیم ، اینها به این راحتی در یک روز نمیتوانستند این تعداد از نیرو ها را اخراج کنند. کارگران اخراج شده از بخش های سرویس کاری اتومبیل و کارگران ساده اجرایی و چند تن هم از رانندگان ماشین های سنگین بوده اند.

***

کارگر ساختمانی دچار حادثه شد

در روز دوشنبه اولین روز شهریور ماه به دلیل فرو ریختن دیوار گودبرداری شده منزل مسکونی در خیابان افق شهر بجنورد، کارگری ۵۵ ساله زیر آوار ماند که با کمک نیروهای اتش نشانی از زیر آوار خارج شد و خوشبختانه زنده ماند.
ایشان پس از خروج از زیر آوار به بیمارستان امام علی این شهر منتقل شد و مشخص شد از چند جا دچار شکستگی است.

۲ شهریور ۱۳۹۵

**************

آزادی محمد جراحی و محکومیت ابراهیم مددی

محمد جراحی فعال کارگری که به جرم دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان بیش از۵ سال را در زندان گذرانده بود دوشنبه گذشته پس از طی کردن دوران طولانی حبس خود بدون حتی یک روز مرخصی، از زندان آزاد شد. او در زندان به سر طان تیروئید مبتلا شد و دوران سخت شیمی درمانی و پرتو درمانی را در زندان گذراند در حالی که پزشکان تاکید کرده بودند که باید دوران درمان را در خارج از زندان بگذراند. اما به او هیچگونه مر خصی درمان ندادند. با این همه آزادی او مایه خوشحالی فعالان کارگری و دوستان و خانواده است که بالاخره پایان شب سیه، سپید است.
اما هنوز یکی دو روز از آزادی او نگذشته بود که خبر محکومیت فعال کارگری شناخته شده دیگری به بیش از ۵ سال زندان منتشر شد. ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای اتوبو سرانی شرکت واحد که قبلا سه سال نیم را به دلیل دفاع از حقوق کارگران و تلاش برای ایجاد سندیکای شرکت واحد گذرانده بود، بار دیگر به زندان محکوم گردید . جرم او این بار تلاش برای برگزاری مراسم روز کارگر در یکی از پایانه های شرکت واحد است.
اکنون روشن است که نیروهای ضد کارگری و سینه چاکان سرمایه داران و غارتگران خواهان آن هستند که همواره تعدادی از فعالان کارگری به هر بهانه ای در زندان با شند. تا آن که که به راحتی بتوانند آنان را کنترل کنند. و سرمایه داران و غارتگران با خیال را حت به چپاول سفره تهی کارگران و زحمتکشان بپردازند. هم اکنون بخشی از فعالان کارگری و مدافعان حقوق زحمتکشان در مسیر زندان ها هستند . جعفر عظیم زاده، بهنام ابراهیم زاده، مهدی فرائی شاندیز و امیر امیرقلی و سعید شیرزاد و…..دوران محکومیت خود را میگذرانند و داود رضوی و محمود صالحی و دیگران در زیرحکم هستند و همواره این لیست محکومان در حال افزایش است. آنها گمان میکنند که با افزایش تعداد فعالان کارگری در زندان و یا در زیر حکم، اعتراضات کارگری فروکش خواهد کرد درحالی که باید این امر را بدانند که تا زمانی که مدیران بیعاره که تنها هنرشان سرکوب و آزار مردم است حقوق های چند صد میلیونی دریافت میکنند و هر روز ابعاد اختلاس و تاراج اموال کارگران و زحمتکشان رسوا تر از گذشته میشود، و در برابر مردم تحت ستم از حقوق های حداقلی بخور و نمیر هم دستشان کوتاه است و خیل عظیم بیکاران و گرسنگان . آلونک نشینان سرتاسر جامعه را فرا گرفته است، اعتراضات کارگران و زحمتکشان نه تنها فروکش نخواهد کرد بلکه احکام زندان و شلاق وغیره خشم مردم را فزون تر خواهد کرد. و فعالان کارگری را در احقاق حقوق کارگران و زحمتکشان مصمم تر میکند. زیرا که امروزه همگان میدانند راهی جز مبارزه برای بدست آوردن حق و حقوق از دست رفته خود وجلوگیری ازغارت اموال خود ندارند.

۲۳ مرداد ۱۳۹۵

**************

دادن داروی اشتباه به محمد جراحی و ایجاد عوارض جسمانی

بر طبق تماس محمد جراحی از زندان تبریز، وضعیت جسمانی این زندانی مدتی است که مختل شده است. در بررسی های پزشکی، علت این مسئله دادن داروهای اشتباهی به او تشخیص داده شد. بی حالی و غیرفعال شدن دستگاه گوارش او از جمله عوارض این داروهای اشتباه بوده است.
محمد جراحی که از بیماری سرطان تیروئید رنج می برد و دوره ی درمان را تماما در زندان و در شرایطی سخت آنجا گذرانده است. وی میباید مداوم داروهای خاص این بیماری را مصرف کند. در آخرین نسخه ای که یک ماه پیش در زندان برای او پیچیده اند، داروهای عوضی برایش ارسال شده بود که منجر به مشکلات جسمانی او گردیده است . چند روز پیش قند خون وی بین ۶۵ و ۱۵۰ در نوسان بوده است.
از مدت محکومیت محمد جراحی فقط بیست روز باقی مانده است. او تمام دوره زندان پنج سال و نیمه خود را بدون حتی یک ساعت مرخصی که بارها به تشخیص پزشکان برای او ضروری بوده، طی کرده است. در آستانه آزادی دادن داروی عوضی به او جای سوال بسیار دارد!؟
محمد جراحی هم پرونده شاهرخ زمانی است که سال گذشته به طرز مشکوکی در زندان گوهردشت کرج فوت کرد و بر طبق شنیده ها، نتایج آزمایش های پزشک قانونی، مرگ وی را غیرطبیعی نشان داده است.

۱۱ مرداد ۱۳۹۵

**************

برخورد فیزیکی کارفرما با کارگران

نمونه ای از بر خورد کارفرمایان با کارگران قرار داد موقت و حقوق های زیر حداقل تصویب شده
برخورد فیزیکی با کارگران در محیط های کار یکی از اولین راه هایی بود که سرمایه داری برای به انقیاد کشیدن آنان استفاده می کرده است. شیوه ای که بازمانده از دوران برده داری است. حال در قرن بیست و یکم، در شرایطی که کارگران از حق داشتن هر گونه تشکلی برای احقاق حقوق خود محرومند، این شیوه دوباره احیا شده است.
آقای … صاحب واحد خدماتی “کارواش …” که محل کارواش اش در خیابان طالقانی بجنورد قرار دارد، کارگر خود را مورد ضرب و شتم قرار داد.
در کارگاه ایشان که نزدیک به ده کارگر کار میکنند و هیچ کدام دارای بیمه و قرار داد نیستند کارگران نه تنها از لحاظ معیشتی بلکه از لحاظ جانی هم حاشیه امنیتی ندارند. ایشان به کارگران خود روزانه پانزده هزار تومان دست مزد میدهد و تعطیلی ها و مرخصی ها و جمعه ها را هم حساب نمی کند، با این تفاسیر باز هم از استثمار کارگران خویش راضی نبوده و کارگران را مورد ضرب و شتم قرار میدهد.
در آخرین برخورد فیزیکی اش با کارگران ، چنان با مشت به چشم یکی از کارگران بخش تمیزکاری زد که چشم اش کبود و بسته شده و ایشان راهی بیمارستان شده اند. پس از آن به دیگر کارگران خطاب کرده که بگویید دیگر ایشان سر کار نیایند. یعنی هم ضرب شتم و هم اخراج کارگر.
کارگران کارواش یکی از جمله بی حقوق ترین بخش های کارگران هستند. در گزارشی که در سال ۹۱ در سایت کانون منتشر شده است به وضعیت دستمزد و شرایط کار این کارگران پرداخته شده است:

“چه کسی باید به کارگران کارواش حقوق بدهد؟”

**************

بیش از سی صد تن از کارگران فضای سبز شهرداری بجنورد از فروردین ماه حقوق نگرفته اند

در تمام ماه هایی که از سال نود پنج گذشته است، کارگران فضای سبز شهرداری بجنورد حقوق خود را دریافت نکرده اند. علاوه بر آن عیدی و پادداش اخر سال ۹۴ نیز به حساب این عزیزان واریز نشده است.
بعد از تغییر در مدیریت شهرداری این شهر حقوق کارگران پرداخت نشده است. آیا می توان تصورکرد که این خانواده ها که با حداقل حقوق زندگی را می گذرانند در این مدت چگونه زندگی کرده اند؟ آیا حقوق مدیران شهرداری این شهر هم دراین مدت پرداخت نشده است؟

**************

فرو ریختن دیوار سوله و مصدوم شدن کارگر

روستای یکه سعود از توابع شهرستان راز و جرگلان استان خراسان شمالی در فاصله ۲۵۰ کیلومتری شهر بجنورد قرار دارد. این روستای محروم که نقش بسزایی در تولید گندم استان دارد به دلیل عدم وجود راه مناسب برای انتقال غلات تولید شده مانند گندم و جو در این منطقه دست به ساخت سیلو ای زده اند اما متاسفانه در ساخت این سیلو از حداقل مواد ایمن جهت حفظ پایداری سازه استفاده نشده است در تاریخ ۳۰اُم تیر ماه به دلیل فرو ریختن دیوار منجر به زخمی شدن یک تن از کارگران این مجموعه شد.
امروز دیوار حائل بین سیلو گندم با جو که از جنس بلوکهای درجه چندم بوده و بدون رعایت ضوابط ساختمانی ساخته شده بود بر روی کارگر بخش سیلو خراب شد و منجر به صدمه دیدن وی شد.

**************

بازهم حادثه کار و سود طلبی کارفرما جان کارگری را گرفت

فوت کارگر ساختمانی به دلیل سقوط از ارتفاع
سه شنبه ۸ تیر ماه، کارگر ساختمانی در خیابان قیام شهرستان بجنورد از ارتفاع سقوط کرد و جان باخت. ایشان که بیش از ده سال سابقه سنگ کاری نمای ساختمان را داشته است جان عزیزش را بر اثر سهل انگاری کارفرما در تهیه لوازم ایمنی و ایجاد حفاظ ایمنی از دست داده است.
لازم به ذکر است که وجود حفاظ ایمنی و هم چنین کمربند ایمنی برای کار در ار تفاع از ضروریات و بخشی از دستورالعمل ایمنی کار است. هر کارگری که در ارتفاع کار میکند علاوه بر داربست مناسب ضرورتا باید دارای کمربند ایمنی باشد تا در صورت لغزیدن یا عدم تعادل که معمولا در چنین شرائطی از کار پیش می آید، جان کارگر به خطر نیافتد . اما متاسفانه با آنکه این مسئله بارها تکرار شده است کارفرمایان برای صرفه جوئی در هزینه ها و بالا بردن سود خود و هم چنین به بهانه کندی کار در صورت داشتن کمربند ایمنی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و این چنین با جان کارگران بازی میکنند. از سوی دیگر کارگران نیز حتا اگر از این اصول ایمنی و حقوق خود آگاه باشند، از فرط بیکاری به این شرایط تن می دهند.

**************

شصت روز اعتصاب غذا

شصت روز اعتصاب غذا حتا اگر" تر" باشد، حتا اگر در بیمارستان و در ده روز آخر، فرد اعتصابی به سرم وصل باشد، چه بر سر بدن می آورد؟
فشار ۵ روی ۷، ضربان قلب نامنظم بین ۴۰ تا ٦۰، خونریزی روده و معده، دستگاه گوارش دیگر همان چای و قند را هم نمی پذیرد. کاهش وزن شدید، درد و ضعف شدید که به تدریج به کم شدن هوشیاری خواهد انجامید و...
این شرایط جسمانی جعفر عظیم زاده است. گزارش پزشک قانونی که از طرف دادستانی جعفر عظیم زاده را معاینه کرده است دال بر وخامت وضع وی بوده است. پزشک بیمارستان اعلام کرده که مشکلات ضربان قلب ربطی به خود قلب ندارد، تنها به دلیل عدم تغذیه به مدت طولانی است و اعلام کرده اند که دیگر کاری از دست آنان برنمی آید و باید هر چه زودتر تغذیه شروع شود و گرنه خطر جدی خواهد بود.
و در مقابل تنها سکوت و بی توجهی مسوولانی است که باید پاسخگوی سلامت جسمانی زندانی سیاسی باشند. سکوت که نه، زیرا دادستانی به خانواده اعلام کرده است که "برای او هیچ کاری نمی‌کند حتی اگر بمیرد. "

و اما چرایی بزرگ، جرم او چیست؟؟؟؟؟
اطلاع رسانی از وضعیت زندگی اسف بار کارگران و دفاع از آنان، اعتراض به دستمزدهای اندک و عقب افتادن همین اندک برای ماه ها، دفاع از حق فعالیت های صنفی برای کارگران و همه ی اینها جرم های بزرگی است در کشوری که قرار بود حقوق کارگران "قبل از خشک شدن عرقشان" داده شود، قرار بود "مستکبر و سرمایه داری" نباشد تا از ...
در اینجا دزدی از حقوق کارگران و زحمتکشان و به نابودی کشاندن زندگی هزاران کارگر و خانواده های آنان جرم نیست اما همه ی این اطلاع رسانیها و اعتراضها جرمهای بزرگی هستند، همه ی اینها "اذهان عمومی را مشوش می کند" و "امنیت ملی را به خطر می اندازد" به گونه ای که مرتکبان به آن باید به حبس های طولانی محکوم شوند، سلامت و شاید جان خود را در زندان از دست دهند و...
زیرا حقوقهای میلیونی و میلیاردی مدیران برای لحظه ای نباید عقب بیافتد و سودهای نجومی سرمایه داران نباید اندکی کاهش یابد، حقوقهای عقب افتاده کارگران باید در حساب های بانکی سرمایه داران باقی بماند و سود روی سود بیاورد، نباید خاطر آنان از اعتراض کارگران به جان آمده ذره ای آزرده شود. این است دلیل اصلی بی توجهی به وضعیت جعفر عظیم زاده و خواست های او.
جعفر عظیم زاده و جعفرها بیانگر اعتراض فروخورده کارگران و زحمتکشانی هستند که سالیان سال فریادشان به جایی نرسیده و به جای حقوق حقه خود، فشار گرسنگی و بیکاری، زندان و شلاق دریافت کرده اند.
عظیم زاده اکنون کارگری زندانی است که صدای این محرومیت است.
ما از همه کارگران و فعالان کارگری و نهادهای مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان در سراسر جهان می خواهیم تا با همه توان از خواست های جعفر عظیم زاده حمایت کنند و اعتراضات خود را به هر شکلی که می توانند علیه این برخوردهای غیر انسانی علیه کارگران ایران اعلام کنند.
تا پیش از وقوع فاجعه، جعفر عظیم زاده و تمامی زندانیان سیاسی بدون قید و شرط باید آزاد شوند و به جای آنان دزدان و غارتگران اموال مردم مجازات شوند.

۷ تیر ماه ۱۳۹۵

**************

افزایش چشمگیر حوادث کار در خراسان شمالی

سعید منصوری

حوادث حین کار که منجر به فوت شده است در سال های اخیر دارای رشد چشمگیری بوده است. افزایش میزان فوت درمقایسه با آمار سازمان جهانی کار از نسبت بسیار بالا تری برخوردار است. یعنی در ما بین سال های۱۹۹۸ تا ۲۰۰۸ که میزان حوادث منجر به فوت طبق آمار سازمان بین المللی کار ۷ در صد پایین آمده است اما در ایران حد فاصل سال های ۸۳ تا ۹۳ به میزان ۱۲۱ درصد افزایش یافته است.
این افزایش حوادث شغلی منجر به فوت به صورت مشخص در خراسان شمالی هم دارای رشد چشم گیری بوده است حتی در نسبت با میزان رشد کشور هم حد بالاتری را داشته است. به خصوص در نیمه اول سال ۹۴ که رشد۵۰ درصدی نسبت به کل سال ۹۳ داشته است و از ۱۰ تَن در تمام سال ۹۳ به ۱۵ تَن در شش ماه نخست سال ۹۴ رسیده است. که دلیل اصلی این رشد خسارات جانی بنا به گفته مدیر کل اداره کار خراسان شمالی که در مصاحبه با خبرنگار ایلنا انجام داده است عدم آموزش های ایمنی به کارگران و نحوه مدیریت برای تامین امنیت جانی نیرو ی کار به کارفرمایان میباشد. که البته این فقط یک روی سکه است و سمت دیگر این سکه عدم هزینه برای تهیه لوازم ایمنی ضروری است زیرا که کارفرمایان اصراری به مراقبت های ایمنی ندارند و معتقدند که رعایت مسائل ایمنی علاده بر هزینه، سر عت کار را پائین می اورد و اثر بخشی نیروی کار را کم میکند.که معنای اصلیش با لا بردن شدت کار و سود بیشتر است .زیرا که رغایت مسائل ایمنی سود را پائین می اورد و چون برای کارفر مایان جان کارگر ارزش ندارد و کسی هم انان را برای جان کارگران مورد تعقیب قرار نمیدهد پس چه بهتر که برای بالا بردن سود از جان کارگران مایه گذارده شود . علاوه بر ان خیل عظیم نیروی بیکار که به علت رکود کارهای ساختمانی و تعطیلی پرو ژه های عمرانی در سالهای اخیر با وارد امدن فشار بیشتر بر نیرئی کار شده است ، سبب میشود تا کار گران به خصوص کارگران فصلی و سا ختمانی برای امرار معاش تن به هر کاری بدهند و لو انکه برایشان خطر جانی داشته با شد و حاکمیت تفکر سود پرستانه در کارفر مایان مو جب سو ء استفاده هر چه بیشتر از این بازار کار میشود .
طبق آمارمنتشر شده از مدیر کلی اداره کار خراسان شمالی بیش از ۶۰ در صد سوانح حین کار در پروژه هایی عمرانی و بیشتر آن در ساختمان های کوچک میباشد که دلیل اصلی بالا بودن میزان سوانح در این کارگاه ها نبود واحد ایمنی برای تهیه لوازم ایمنی و پیگیری و الزام نیرو ها به استفاده از آن می‌باشد.
از این رو است که طبق آمار اعلام شده برای ۶ ماه نخست سال ۹۴ برای حوادث حین کار منجر به فوت از ۱۵ مرگ ۹ فقره آن سقوط از ارتفاع بوده است به عبارتی ۶۰ در صد مرگ ها به دلیل عدم استفاده از مهار در ارتفاعات صورت گرفته است و ۳ فقره از فوت ها به دلیل برخورد جسم سخت و سه فقره ان به دلایل جدا از این موارد بوده است.
حوادث منجر به فوت کارگران در سال های اخیر تنها در سال ۹۳ نسبت به ۹۲ بوده است که رشد منفی را تجربه کرده است. و از ۱۸ تَن در سال ۹۲ به ۱۰ تَن در سال ۹۳ رسیده است والا در تمام سال های پس از ۹۰ این رشد مثبت و بالاتر از میزان کشوری بوده است.

در صد رشد استانی   تعداد فوت استان   در صد رشد کشوری   تعداد فوت کشوری   سال حادثه
          ____                ۱۶               ____                          ۱۷۹۶                ۹۱
          ۱۲٫۵                ۱۸                ۱۱                             ۱۹۹۴                ۹۲
         ۴۴٫۵-               ۱۰                ۵٫۱-                           ۱۸۹۱                ۹۳
           ۵۰                ۱۵               ۲۰-*                            ____                ۹۴
* در صد ها بدون تعداد فوت اعلام شده است

**************

آزادی مصطفی غلام‌نژاد

بعد از ظهر امروز پنج شنبه ۲۷ خرداد ماه مصطفی غلام نژاد با وثیقه‌ی ۲۰۰ میلیونی از زندان تبریز آزاد شد.

**************

محمد جراحی در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته های

جعفر عظیم زاده و در همبستگی با وی ، به مدت محدود اعلام اعتصاب غذا کرد

محمد جراحی در تماسی تلفنی از زندان تبریز اعلام کرد که بعد از ۴۴ روز بی توجهی به خواسته های جعفر عظیم زاده، با توجه به بحرانی شدن وضیت وی، از روز دوشنبه ۲۴ خرداد ، بهمدت سه روز اعتصاب غذا خواهد کرد.جراحی به خاطر بیماری اش باید دارو مصرف کند.
محمد جراحی، کارگر زندانی، با وجود سرطان تیروئید و نیاز به ادامه درمان در خارج از زندان، همچنان بدون مرخصی، سالهای حبس خود را در زندان تبریز می گذارند

**************

کارگر کارخانه آسفالت شیروان در زیر ماسه ها جان داد.

با تاسف فراوان بار دیگر جنایت دیگری تحت عنوان "حادثه کار" رخ داد. پنج شنبه ۲۰ خرداد ماه کارگرکارخانه آسفالت شیروان در اثر افتادن در قیف تولید آسفالت فوت شد. این کارگر ۴٠ ساله که به دلیل گیر کردن حجم زیادی از مصالح در قیف بر روی خط، حاضر شده بود با رفتن در قیف آن را باز کند اما به خاطر سرعت در راه اندازی خط دچار سانحه منجر به فوت شد و در انبوه مصالح جان خود را از دست داد.
وی بیش از ٨ سال سابقه کار در کارخانه آسفالت را داشته و دارای ۵ فرزنده بوده و از بیماری مادرزادی کری و لالی هم رنج میبرده است.
شهرستان شیروان در استان خراسان شمالی و در فاصله ٦۵ کیلومتری شهرستان بجنورد قرار دارد.

**************

انتقال مصطفی غلام‌نژاد به زندان تبریز و صدور قراربازداشت موقت

پس از دوازده روز بازداشت، در روز ۱۷ خرداد ماه، مصطفی غلام‌نژاد (فعال اجتماعی و کارگری) از بازداشت گاه اطلاعات به زندان تبریز منتقل شد.
به گفته خانواده اش برای او قرار بازداشت موقت صادر شده است. مدت قرار بازداشت معلوم نیست و احتمال دارد تا زمان دادگاه در بازداشت باقی بماند.
مصطفی غلام نژاد در جریان زلزله اهر و ورزقان، کمک های شایانی در زمینه اسکان، توزیع آذوقه، لباس و دارو در بین زلزله زدگان داشت. وی یک بار نیز در جریان این کمک رسانی به همراه عده ی دیگری از امدادگران بازداشت شده بود. در ماه های گذشته نیز این فعال اجتماعی و کارگری چندین بار از سوی مقامات امنیتی احضار شده بود.

**************

چهار ماه از عدم پرداخت حقوق کارگران فروشگاه ملورین بجنورد می گذرد.

ملورین بزرگترین هاپیر مارکت خراسان شمالی است که با وجود اشتغال بیش از ٧٠ نفر در این مجموعه از بهمن ماه سال گذشته هنوز حقوق هیچ یک از کارگران خود را پرداخت نکرده است. این کارگران در اعتراض به شرایط موجود در هفته گذشته پس از ساعت کاری مشکلات خود را با مدیران این واحد تجاری در میان گذاشتند و خواستار پرداخت حقوق های عقب افتاده و همچنین حق استفاده از مرخصی های خود شدندکه تنها با شنیدن این جمله مواجه شدند: "انشاالله پرداخت خواهد شد. هر که ناراضی است برود برای تسویه حساب". این کارگران سال جدید را تحت شرایطی آغاز کردند که نه تنها حقوق و پاداش, عیدی خود را دریافت نکرده بودند بلکه تمام تعطیلات عید به جز روز نخست فروردین را در سرکار حاضر بودند و در ادامه سال تمامی روزهای تعطیل را هم از جمعه یا مناسبات تقویمی، بر سر کار گذرانده اند و حتی حق استفاده از مرخصی های قانونی خود را هم ندارند.
آقای "میم" که از کارگران این مجموعه تجاری است. در بیان شرایط سخت کاری خود گفت: به دلیل خارج از شهر بودن این مرکز تجاری روزانه ٣,٠٠٠ تومان هزینه رفت و آمد پرداخت میکنیم که ماهانه نزدیک به صد هزار تومان میشود. این در شرایطی است که آخرین حقوق دریافتی ما ٧٠٠,٠٠٠ تومان بوده است و الان هم چهار ماه است که حقوقی دریافت نکرده ایم.
و در پاسخ به این سوال که چرا ترک کار نمیکنید؟ گفت: درسته وسیله ایاب ذهاب نداریم، تعطیلی و مزایا نداریم و بدتر از همه این که ۴ ماه حقوق دریافت نکرده ایم، ولی شخصا چون همسر پا به ماه دارم برای استفاده از مزایای بیمه تامین اجتماعی ناچارم تن یه این شرایط بدهم، ولی این تنها دلیل نیست. چون اکثریت میدانند که وضعیت بازار کار به چه میزان بد است و این که اگر ترک کار هم بکنیم همین حقوق ماه های کارکرده را هم نمیتوانیم بگیریم.

**************

تامین سلامت جسمانی زندانیان سیاسی به عهده ی زندان بانان است

بیم آن می رود که به دلیل بیش از یک ماه اعتصاب غذای تر، جعفرعظیم زاده دچار مشکلات کلیوی جبران ناپذیری شود و از این رو نیاز به اقدامات پزشکی فوری دارد.
به دنبال وخامت حال جعفرعظیم زاده در سی و سومین روز اعتصاب غذا، ابتدا به بیمارستان شهدا منتقل شد و بدون هیچ اقدامی به زندان بازگشت. سپس عصر همان روز مجددا از بهداری زندان به بیمارستان امام خمینی منتقل و به رغم آنکه اعلام کردند که حداقل ۲۴ ساعت در بیمارستان بستری خواهد شد، نیمه شب مجددا به زندان بازگردانده شد. وی که به رغم ضعف جسمانی شدید از روحیه بسیار بالایی برخوردار بود، کوچکترین تزلزلی در ادامه اعتصاب غذا تا رسیدن به خواسته های خود نداشت. جعفر عظیم زاده، فعال کارگری که به اتهام اقدام علیه امنیت کشور وتشویش اذهان عمومی به شش سال زندان محکوم شده است، با خواست برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده فعالان کارگری همراه با اسماعیل عبدی دست به اعتصاب غذا زده است.
اعاده دادرسی و تجدیدنظر در حکم صادره برای وی و پیگیری مسایل درمانی وی اولین اقدام موثر برای پایان دادن به اعتصاب غذای وی می باشد.

**************

تعطیلی فاز ۱۹ پارس جنوبی

فاز۱۹ پارس جنوبی تعطیل شد درگیری فیزیکی کارگران و حراست عده ای را زخمی و روانه بیمارستان کرد و عده دیگری را روانه زندان نمود.
علت این درگیری، بیماری فرزند یکی از کارگران بود. بیمارستان معالجه را مشروط به پرداخت یک میلیون تومان می کنند به کارگر تلفنی اطلاع می دهند. او که ماه ها حقوق طلبکار بود سراغ پیمانکار می رود. طبق معمول جواب منفی بود. بیمارستان هم از معالجه خود داری کرده و کودک متاسفانه فوت می کند.
کارگران فاز ۱۹ همگی با شعار “چرا مرگ بر امریکا؟” ، به دفاتر حمله میکنند و با حراست درگیر می شوند. درگیری آنقدر شدید شد که یگانهای ویژه از بوشهر اعزام گردید و … متاسفانه این کودک خردسال قربانی خصوصی سازی، فعالیت بدون نظارت شرکت های پیمانکاری و زد و بندهای آنان برای فرار از قوانین نیم بند موجود، حقوق های معوقه و بی توجهی مسوولان شد. این جنایت دیگری از سیستم سودمحور است. سیستمی که برای جان انسان ها ارزش قائل نیست.
فرزندان مسوولان و مدیران شرکت های پیمانکاری در صورت بیماری از بهترین امکانات بهداشتی و درمانی برخوردارند. گذر آنان حتا به بیمارستان های دولتی خصوصی شده هم نمی افتد که به بهانه خودگردانی و نداشتن بودجه از درمان عزیزشان خودداری کنند. حساب های آنان انباشته از مزدهای عقب مانده کارگران است و با سود مزدهای معوقه کارگران به راحتی می توانند هزینه های گزاف درمان را در بهترین بیمارستان های خصوصی در داخل و خارج از کشور بپردازند. حقوق های چند ده میلیونی و یا حتا چند صد میلیونی آنها هیچ گاه عقب نمی افتد. نداشتن بودجه و نبود نقدینگی هیچ گاه شامل پرداخت حقوق های آنان نمی شود.
این تبعیضات و واقعیات آن قدر دردناکند که مورد اعتراص هر انسانی قرار میگیرند. اما کارگران به جان آمده و عصبانی از این جنایت، خود قربانی جنایت دیگری می شوند و اعتراض به حق شان با مقابله گاردهای ضدشورش روبرو می شود. دستگیری و زندان، ضرب و شتم پاسخ مسوولان است.
روشن است که این بی حقوقی مطلق نمی تواند مدتهای مدید ادامه یابد و کارگران متشکل میتوانند به گونه ای از حقوق خود دفاع کنند که این روند ضدانسانی را تغییر دهند.

**************

شلاق زدن بر بدن كارگران معترض

بیانگر خشم سرمایه داران از بن بست های این نظام است

۱۷ نفر از كارگران معدن طلای اق دره كه حق و حقوق خود را از كارفر مای معدن مطالبه كرده بودند به شلاق محكوم شده و حكم شلاق در باره آنان اجرا شد.
این اولین بار در تاریخ نیست كه كارگران و زحمتكشان در ایران برای احقاق حقوق خود به شلاق، كه یكی از وحشیانه ترین مجازات های ضد انسانی است، محكوم می شوند. كارگران و زحمتكشانی كه در سخت ترین شرائط برای گذران زندگی خود و خانواده هایشان كار میكنند، جسمشان، در آلوده ترین شرایط کاری به سرعت فرسوده می شود و محیط زندگی خود و خانواده هایشان به دلیل عدم رعایت موارد زیست محیطی درخطر جدی است. (در این کارخانه جهت استحصال و فرآوری طلا روزانه ۴ تن سیانور، ٦ تن انواع مواد سمی دیگر روانه منطقه و طبیعت تکاب می شود)
آنان بارها به شیوه های مختلف اعتراض خود را به شرایط غیرانسانی که در آن به تناوب کار می کنند و بیکار می شوند ابراز داشته اند. از تحصن و تجمع و اعتصاب گرفته تا نوشتن و ارسال نامه به مقامات مسوول.
این کارگران به چه چیزهایی اعتراض داشته اند؟
آنان به حقوق نگرفته، اخراج های بی دلیل، نداشتن بیمه بیکاری، استحصال بیش از حد، غیرقانونی و غیر اصولی معدن و همچنین آلودگی شدید محیط زیستشان بارها و بارها اعتراض کرده اند.
اما گوش شنوای مسوولان فقط برای صاحبان سرمایه باز است و پیگیرانه شکایت صاحبان معدن را پیگیری می کنند تا مبادا اندکی از سود سرشارشان کاسته شود. اما چشم و گوش آنان بر جنایتی که هر روزه بر این کارگران و خانواده هایشان می شود، همیشه بسته بوده است.
معادن طلائی كه سود های سرشاری نصیب دولت و صاحبان معدن میكند، گویا برای اطفای حرص سیری ناپذیر این سرمایه داران كافی نیست، بلكه باید حتی دستمزد بخور و نمیر كارگران را هم دزدید تا بر آز سیری ناپذیر خو د مرهم بگذارند و از خشم به بن بست رسیدن همه برنامه های خود و افشای شیوه های غیرانسانی سودجویی شان، كارگران را به شلاق ببندند تا شاید راه استثمار و بهره كشی را بازتر كنند.
غافل از آنكه این اعمال نشان از به آخر رسیدن خط ستم و استثمار است

کانون مدافعان حقوق کارگر - خرداد ۱۳۹۵

  

**************

دستگیری یک فعال اجتماعی در تهران

عصر روز سوم خرداد ۱۳۹۵، مصطفی غلام نژاد دستگیر و به محل نامعلومی منتقل شد.
حدود ساعت ۶ بعد از ظهر دوشنبه سوم خرداد وی همراه با شش مامور به منزل مسکونی اش مراجعه کرد. ماموران پس از گشتن منزل وی را به همراه لپ تاپ، و تعدادی کتاب با خود بردند.

خبر تکمیلی در باره بازداشت مصطفی غلام نژاد

به قرار اطلاع، پس از ۲۴ ساعت از زمان بازداشت، مصطفی غلام نژآد در یک تماس کوتاه تلفنی با خانواده اش اعلام کرد که وی را به اداره اطلاعات تبریز منتقل کرده اند. از علت بازداشت وی هنوز اطلاعی در دست نیست.

۴ خرداد ۱۳۹۵

**************

جعفر عظیم زاده همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد

بر طبق گفته خانواده جعفر عظیم زاده این زندانی سیاسی همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد. در حالی که بیش از ۱۸ روز از اعتصاب غذای او گذشته است همچنان بر خواسته های خود پافشاری می کند و مسوولان نیز به خواسته های وی بی توجه اند. طبق آخرین اخبار به رغم آنکه جعفر عظیم زاده دچار ضعف جسمانی شدید شده، بینایی وی دچارمشکل شده و کلیه هایش درست کار نمی کند، مسوولان زندان از رسیدگی به وضعیت او امتناع می کنند.
از دهم اردیبهشت ماه جاری، جعفرعظیم زاده، رییس اتحادیه آزاد کارگران همراه با اسمائیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان در بند ۸ زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده و خواستار آن بودند که پرونده های امنیتی برای فعالان صنفی و کارگری ملغا شود و این خواسته ی خود را به اطلاع همه رسانده بودند. همراه با این دو نفر محمود بهشتی لنگرودی نیز دست به اعتصاب غذای خشک زده بود که به وخیم شدن حال وی نامبرده را به بیمارستان منتقل کرده بودند.
اکنون محمود بهشتی لنگرودی و اسمائیل عبدی در خارج زندان به سر می برند اما جعفر عظیم زاده به رغم پیگیری خانواده و فعالان کارگری و اجتماعی، همچنان از جانب مسوولان زندان مورد بی توجهی قرار گرفته است. ما ضمن حمایت از خواسته های به حق این زندانی سیاسی ، خواهان رسیدگی به وضعیت او، اجرای خواسته هایش و آزادی او و کلیه زندانیان سیاسی هستیم.

۲۷ اردیبهشت ۹۵

**************

دل نوشته ای برای خانواده زندانیانی که اعتصاب غذا کرده اند

باید عزیزی را در زندان داشته باشی، آن هم یک زندانی سیاسی، تا لحظات سختی را درک کنی که بر خانواده ی او میگذرد.
در هر لحظه از این دوری اجباری، تصور این که به جرم های واهی عزیزت که می توانست برای جامعه اش بسیار تاثیرگذار باشد، در چهاردیواری سلول حبس است، دلت را به درد می آورد. دردی بزرگ که قلبت را چنان می فشارد که انگار هم اکنون از هم خواهد گسست. چرایی بزرگ در ذهنت شکل میگیرد، چرایی که هیچ پاسخی برای آن نمی یابی؟
اما وقتی می اندیشی که او چیزی برای خود نمیخواهد. او دغدغه ثروت و مکنت ندارد و تنها جرم او حقیقتی است که فاش می گوید و زبان سرخش است که سر سبزش را به باد می دهد، دلت انباشته از غروری سترگ می شود. غروری آن قدر بزرگ که نمی گذارد سرخم کنی، همانند او که سرخم نمی کند.
وقتی می شنوی که او عصیان کرده در مقابل این بی عدالتی که در حق او و صدها تن چو او جاری شده و می شود، با نخوردن غذا. دیگر لقمه ای غذا، جرعه ای آب از گلویت پایین نخواهد رفت. نگرانی رهایت نخواهد کرد:
چه خواهد شد؟
آیا گوش شنوایی برای این فریاد بی صدا پیدا خواهد شد؟
آیا از این مصاف سالم بیرون خواهد آمد؟
اما این فقط یک طرف ماجراست.
دیگر لحظه ها بیش از پیش سنگین می شوند و زمان نمی گذرد. انگار پاتاوه ای از سرب به پا کرده و آنقدر آهسته گام می زند که انگار متوقف شده است.
اگر همسر باشی و مادر ، فرزندانت را که نگران پدرشان هستند، هر لحظه می بینی، بی تابی شان را، نگرانی شان را، دلتنگی شان را؛ آن وقت بارت چند برابر خواهد شد. دیگر نگرانی خودت رنگ می بازد، پنهانش می کنی. سعی می کنی دلداریشان دهی در حالی که دل خودت خون است…
هزاران کار داری هر روز به این دادسرا و آن دادگاه باید سر بزنی، با این و آن صحبت کنی تا شاید صدای عزیزت را به گوش کسی، مسوولی برسانی، با این آرزو که راهی ، روزنه ای بیابی که اندکی روشنایی امید را به چشمانت برساند. یک سره می دوی و نمی دانی این همه انرژی و توان را از کجا آورده ای!

بدانید تنها نیستید. تلاش آنها، شما، خانواده های زندانیان دیگر، دوستان و همراهانشان بی ثمر نخواهد ماند.
دستتان را می فشاریم و همراه با هم “آزادی زندانیان سیاسی” را فریاد می کنیم.

این جا اگر چه گاه
گل به زمستان خسته خار می شود
این جا اگر چه روز
گاه چون شب تار می شود
اما بهار می شود
اما بهار می شود

سید علی صالحی

هاله صفرزاده

**************

گزارشی از كاخانه فولاد اسفراین

كارخانه فولاد اسفراین با داشتن حدود هزار كارگر در خراسان به تو لید قطعات فولادی مشغول است . این كار خانه با قدمتی سی ساله به تولید قطعات فولادی برای صنایع سنگین و از جمله كشتی سازی و غیره اشتغال دارد . علاوه بر آن بخشی از تولیدات كارخانه را شمش های فو لادی تشكیل می دهد كه مورد استفاده در صنایع فولاد و آهن كشور است.
با و جود آنكه صنایع فولاد سازی از ارزش اضافی بالائی بر خوردارند و با وجود معادن بزرگ سنگ آهن در كشور و هم چنین در خراسان ، این كارخانه می تواند ضمن فرآوری سنگ آهن و استفاده از ضایعات آهن با سودآوری بالا قطعات فولادی مورد نیاز صنایع دیگر را فراهم كند .گزارشی از كاخانه فولاد اسفراین كارخانه فولاد اسفراین با داشتن حدود هزار كارگر در خراسان به تو لید قطعات فولادی مشغول است . این كار خانه با قدمتی سی ساله به تولید قطعات فولادی برای صنایع سنگین و از جمله كشتی سازی و غیره اشتغال دارد . علاوه بر آن بخشی از تولیدات كارخانه را شمش های فو لادی تشكیل می دهد كه مورد استفاده در صنایع فولاد و آهن كشور است.
با و جود آنكه صنایع فولاد سازی از ارزش اضافی بالائی بر خوردارند و با وجود معادن بزرگ سنگ آهن در كشور و هم چنین در خراسان ، این كارخانه می تواند ضمن فرآوری سنگ آهن و استفاده از ضایعات آهن با سودآوری بالا قطعات فولادی مورد نیاز صنایع دیگر را فراهم كند.
با وجود تمام مزایای فوق اما متاسفانه كار فر ما و نهاد های دولتی به خواسته های كارگران این مجتمع توجهی ندارند و در حالی كه كار كردن در كنا ركوره های ذوب فلز همواره از شغل های سخت و زیان اور محسوب میشده است اما كار فر ما با تبانی با ساز مان تامین اجتماعی از رعایت حقوق حقه كارگران سر باز میزند . در این رابطه مصاحبه ای با یكی از كارگران قدیمی این مجتمع صنعتی انجام شده كه در زیر ان را می خوانید
سوال / جناب آقای امیری مدتی قبل، در صحبتی که با هم داشتیم در خصوص مشکلات بیمه ای کارگران مجتمع فولاد اسفراین مواردی را عنوان کردید ، با توجه به اینکه این کانون مدافعان حقوق کارگر بناست که مسائل مروبط به کارگران را به صورت تخصصی و کارشناسی پی گیری نماید ، خواهشمندیم در این خصوص توضیحات جامعی را ارائه نمایید.
پاسخ / با عرض خسته نباشید و تشکر از متولیان کانون مدافعان حقوق کارگر ، اینکه مسائل کارگری این استان را مورد بررسی قرار می دهید قابل تقدیر است..خدمت شما عارضم که مسائل حوزه بیمه و کار متاسفانه مسائل عدیده ی است.کارگران ما در این حوزه با مسائل و مشکلات زیادی دست به گریبان هستند که از عدم اجرای درست قانون نشات می گیرد .شما مستحضرید که کار درکارخانه های فولاد در همه جای دنیا از مشاغل سخت موجود هستند که البته کارگران فولاد اسفراین هم از این امر مستثناء نیستند.متاسفانه با گذشت قریب به بیست سال ، وقتی که کارگران فولا اسفراین برای درخواست مشاغل سخت و زیان آور به ادارات کار مراجعه می کنند و درخواستشان را مطرح می کنند بعد از تایید فرم ها توسط ادارات محترم کار ،به در بسته بر می خورند .علت آن هم عدم ثبت درست عنوان شغلی گارگران است.به طور مثال کارگر پای کوره یا تکنسین جرثقیل را بعضا در تامین اجتماعی کارگر طلاساز یا شیلات ثبت کرده اند. به همین خاطر تامین اجتماعی علی رغم اینکه استان ما قابلیت چنین مشاغلی را ندارند اما با علم به این مهم از اجرای آرای مراجع مذبور خوداری می کند و هیچ پاسخ قانع کننده ای رادر این خصوص نمی دهند.مشکل بعدی ، بیمه همکارانی است که پس از روند جذب و طی نمودن دوره های خاص و اخذ حقوق ،که مشخص می کند رابطه کارگری شان محرز است و طبق آرای قطعی که مراجع حل اختلاف کار صادر کرده اند و بلاشک است ، اما تامین اجتماعی از اجرای آن امتناع می نمایید و این رفتار ها تنها در این امر خلاصه نمی شود بلکه ما تعداد زیادی آرای هیات عمومی دیوان عدالت را داریم که ادارات تامین اجتماعی مکلفند که تبعیت و اجرا نمایند اما با استناد به بخش نامه های داخلی سازمان، از اجرایی آن خوداری می کنند. به این علت که شاید جامعه کارگری را اشخاصی دون پایه تصور می کنند که اطلاع درستی از قانون ندارند.
كارمندان تامین اجتماعی دستور العمل ماده ۱۴۸ را وجه عمل خود می دانند؛ در حالی که این دستور العمل توسط دیوان عدالت اداری باطل اعلام شده است. خاستگاه این مشکلات به نظر بنده عدم مدیریت درست و عدم پاسخگویی قانونی به خواسته های مشروح کارگران است.
سوال/ شما در صحبت های خود فرمودید که برخی از متولیان تامین اجتماعی با خود می پندارند که جامعه کارگری اطلاعات کاملی از مفاد قانون نداشته و این امر بانی معضلات صورت پذیرفته است ، به نظر شما قانون گذار شفافیت کاملی از قانون را اعمال کرده است یا هنوز ما در خصوص جامعه کارگری با خلاء قانونی مواجهه ایم؟ پاسخ/ در شرایط فعلی عدم اجرای صحیح قانون همه را آزار می دهد ، تامین اجتماعی دارای قوانین شفافی است، ولی به صراحت قوانین توسط این دستگاه زیر پا گذاشته شده و اجرا نمی شود.کار بعضی از شعب دیوان ابطال دستو العمل های خلاف قانون این دستگاه است .این اداره دستو العمل های خلاف قانون صادر می کند و شعب دیوان هم آن را ابطال می نمایند و جامعه کارگری در این دور باطل شکل گرفته، سرگردان شده است. من نگاه و آرزوی ام این است که به امید خدا بتوانیم ، روزی مطالبه محوری را در جامعه نشر بدهیم و نهادینه نماییم

گزارش از “وفا”

**************

قطع انگشتان كارگرحفاری

کارگر بخش حفاری پروژه سد بشقارداش بجنورد انگشت های خود را از دست داد. آقای "خالقی پور" که به عنوان کمک حفار در حال انجام کار برای پروژه سد بشقارداش در فاصله ۷ کیلومتری جاده بجنورد به اسفراین در استان خراسان شمالی بود ، به دلیل گیر کردن دستش در بین چرخ دنده های دستگاه حفاری انگشت کوچک خود را از دست داد و انگشت انگشتری اش هم دچار له شدگی شد. وی بعد از قطع شدن انگشت اش توسط همکاران بخش حفاری با ماشین پیمانکار دست دوم به بیمارستان امام علی شهرستان بجنورد منتقل شد تا مورد معالجه قرار گیرد.
ایشان تا پیش از دچار سانحه شدن نه قراردادی با شرکت داشتند و نه حق بیمه برایشان واریز می شده است ولی بعد از اتفاق حادثه، پیمانکار اصلی برای آن که دیه ایشان به گردن شرکت بیمه کننده حوادث کارگاه بیافتد، با ایشان در بیمارستان قرار داد بسته است.

**************

باز هم خودسوزی یک دست فروش

یک بار دیگر شهرداری با جمع آوری بساط دست فروشی، سبب شد که جوان دستفروش با ریختن یک گالن بنزین روی خود، در آتش بسوزد.
هر ساله در آستانه ی خرید عید، جوانان بیکار بسیاری، بساط دستفروشی را به پا کرده و از این فرصت اندک برای تامین بخش کوچکی از هزینه زندگی خود وخانواده شان استفاده می کنند.
امسال ماموران شهرداری با شدت بیشتری با این دستفروشان برخورد می کنند و این چندمین بار است که دستفروشی خود را به آتش می کشد. حوالی نیم روز، پنج شنبه ٦ اسفند ماه، عابران چهار راه جمهوری شاهد خوسوزی این جوان بودند، سریع به یاری او شتافتند و آتش را خاموش کردند و جوان سوخته را به بیمارستان منتقل کردند. از سرنوشت این دستفروش اطلاعی در دست نیست.
و پرسش بزرگ : تا کی خشم فروخورده این جوانان دامن خود آنان را می گیرد؟ و تا کی باید شاهد این جنایات بود؟

**************

موفقیت كارگران كارخانه آلومینیوم جاجرم

کارگران کارخانه آلومینیوم جاجرم بیست سال پس از تاسیس و شروع به کار خط تولید آن کارخانه ، در تابستان سال ۹۳ برای اولین بار در مورد اختلاس از کارخانه تشکلی ایجاد کردند تا بتوانند حقوق پایمال شده خودرا از دست غارت گران باز پس گیرند.
در این روند که از اعتصاب غذا شروع شد و تا تعطیل کردن خط تولید برای چند روز در برهه های متفاوت هم ادامه داشت، كارگران موفق شدند تا بحث اختلاس را رسانه ای كنند و خاطیان مورد پیگیری قانونی قرار گرفتند و این حرکت قدرت تشکل و سازماندهی را به کارگران نشان داد تا جسارت پیدا کنند و پیگیر مطالبات صنفی خود باشند.
كارگران پس از موفقیت در این قدم اول، شیوه جدیدی را برای ایجاد تشكل مستقل خود پی گرفتند. در هر واحد کارگران بین خود به صورت انتخاباتی یا اجماعی فردی را به عنوان نماینده آن بخش یا واحد انتخاب کردند و نمایندگان بخش های متفاوت که در مجموع ده نفر هستند تحت نام “شورای نمایندگان مستقیم کارگران کارخانه آلومینیوما جاجرم” به چانه زنی با مدیریت کارخانه و پی گیری خواسته های خود دست زدند.
این شورا در آخرین حركت خود، به نمایندگی از کارگرانی که در ساخت کارخانه مشارکت داشتند ولی در آن روزها كار آنان جزء مشاغل سخت قرار نگرفته بود، خواست كارگران را مطرح و پیگیری كرد تا آنکه موفق شدند این خواسته را به كارفرمایان بقبولانند. با پذیرفته شدن این درخواست، کارگرانی که از لحظه ساخت کارخانه در ساخت آن مشغول به کار بوده اند و پس از آن کار خود را در خط تولید یا بخش های دیگر آن ادامه داده اند، می توانند طبق قانون مشاغل سخت و زیان آور بازنشسته شوند.

۲۵ فوریه ۲۰۱٦

**************

ضرب و شتم محمد جراحی در زندان تبریز

محمد جراحی فعال كارگری محبوس در زندان تبریز طی تماسی از زندان گفت كه مورد ضرب شتم سه تن ازماموران زندان قرار گرفته است. علی آهنگر وكیل بند متادون و حسین بقال مسئول انتظامات و اصغر نقوی مسئول فرو شگاه مشتركا اقدام به ضرب و شتم محمد جراحی كرده اند كه این امر در پیش چشم مقامات زندان و با سكوت آنان همراه بوده است.
محمد جراحی فعال كارگری و زندانی سیاسی محبوس در زندان تبریز حدود ۵ سال است كه بدون مرخصی دوران محكومیت خود را میگذراند. او همراه با شاهرخ زمانی در یك دادگاه در تبریز محكوم به ٦ سال زندان شد. در این دادگاه شاهرخ زمانی به ۱۱ سال حبس محكوم شده بود. شاهرخ زمانی در زندان گوهر دشت جان خود را از دست داد و اكنون محمد جراحی برای بار دوم است كه در زندان مورد ضرب و شتم قرار میگیرد.
جراحی از همه نهادها و فعالان كارگری خواست تا او به سرنوشت شاهرخ زمانی دچار نشده است به این رفتار غیر انسانی تا آنجا كه در توانشان هست اعتراض كنند .و صدای اورا به همه نهادهای بین المللی برسانند.

۲۵ ژانویه ۲۰۱٦

**************

اعتصاب غذای دانشجویان دانشکده نفت آبادان

تعداد کثیری از دانشجویان دانشکده نفت آبادان در اعتراض به تصمیم وزارت نفت برای عدم استخدام در این وزارتخانه (که بخشی از امتیازات دانشجویان این دانشگاه در دفترچه راهنمای انتخاب رشته سازمان سنجش بوده است) اعتصاب غذا و تجمع کردند. عدم استفاده از غذای دانشگاه از چهارشنبه شروع شده و تا امروز ادامه داشته است. در گذشته دانشکده نفت آبادان بنا بر مندرجات دفترچه سازمان سنجش، اقدام به استخدام دانشجویان این دانشگاه در وزارت نفت می‌کرد.
بنابر تصمیم جدید مسئولین مربوطه و وزارت نفت، دانشجویان گروه الف ورودی‌ها به استخدام وزارت نفت در نمی‌آیند. این همه درحالی است که این تصمیم نباید عطف به ماسبق و شامل دانشجویانی که - پیش از این تصمیم و به دلیل این امتیاز وارد این دانشکده شدند- شود. اما اخبار واصله حاکی از آن است که مسئولین طی ۹ماه اخیر چه از طرف وزارت نفت و چه از طرف وزارت علوم قول شفاف سازی و تصمیم گیری به نفع دانشجویان را داده اند که تا کنون متاسفانه اقدامی در این جهت صورت نگرفته است. به همین خاطر، تعداد زیادی از دانشجویان این دانشگاه در یک حرکت صنفی که از هفته گذشته شروع شده است، اقدام به تجمع و اعتصاب غذا کردند.
دانشجویان می‌گویند که اعتراض ها تا رسیدن به خواسته ها و تعیین تکلیف دانشجویانی که قبل از تصمیم مسئولین وارد شدند،‌ ادامه خواهد داشت. دانشجویان در بیانیه‌های خود اعلام کردند که حرکت آنان به هیچ وجه سیاسی نیست و آنان به دنبال یک خواسته صنفی هستند.

   

۱۰ ژانویه ۲۰۱٦

**************

تشكر و قدردانی محمد جراحی از كلیه نهادها و كسانی كه از ایشان حمایت كرده اند

محمد جراحی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تبریز كه بیش از ۵ سال است بدون مرخصی در زندان به سر می برد طی پیامی از كلیه كسانی كه تا به حال از ایشان و سایر زندانیان سیاسی حمایت كرده اند تشكر و قدردانی كرد .
جراحی كارگر نقاش و عضو سندیكای نقاشان ساختمان و همچنین عضو كمیته پیگیری ایجاد تشكلهای مستقل كارگری است، پنج سال پیش همراه با شاهرخ زمانی، دیگر فعال كارگری در دادگاهی در تبریز به جرم فعالیت به نفع كارگران و دفاع از حقوق آنان محاكمه شد.
در این دادگاه شاهرخ زمانی به یازده سال و محمد جراحی به شش سال حبس محكوم شدند . افراد دیگری نیز در این پرونده محكومیتهای كوتاه مدت تری گرفتند. شاهرخ زمانی در زندان رجائی شهر به دلائلی كه هنوز روشن نشده، جان خود را از دست داد.
محمد جراحی در زندان دچار سرطان شده و باید تحت درمان ویژه قرار گیرد. اكنون از مدت محکومیت محمد جراحی بیش از چند ماهی باقی نمانده است، اما به رغم گواهی پزشكان جهت مداوا در خارج زندان، مسئولان زندان و مقامات قضائی همچنان از آزادی او خودداری می كنند. در حالی که زندانیان مالی و دزدان و غارتگران ثروت و مال مردم، اگر هم در چند صباحی را در زندان به سر برند از کلیه قوانین موجود از جمله مرخصی درمانی یا مرخصی متصل به آزادی برخوردار می شوند.
بر طبق قوانین بین المللی مقامات زندان مسئول جان زندانیان هستند. شك نیست كه هر اتفاقی که در این مدت باقی مانده برای محمد جراحی، کارگر زندانی بیافتد، مسئولیت آن مستقیما بر عهده كسانی خواهد بود كه مانع آزادی او از زندان شده اند.

۳۱ دسامبر ۲۰۱۵

**************

آزار و اذیت محمد جراحی در زندان تبریز

محمد جراحی طی تماس تلفنی از زندان تبریز اطلاع داد كه مدت‌هاست او را در بند متادون، یعنی بند زندانیان معتاد نگهداری می كنند و اخیرا با آزار و اذیت های جدیدی مواجه شده است. از جمله آنكه ماموران زندان از مطالعه روزنامه شبانه وی به بهانه ی آنكه خواندن روزنامه در شب مانع استراحت سایر زندانیان است ، جلوگیری می‌كنند. در حالی كه خود زندانیان تا كنون اعتراضی به این امر نداشته اند
لازم به ذكر است محمد جراحی بر اثر فشارهای زندان دچار عارضه ی بی خوابی شده است و تنها می تواند شب ها را با مطالعه بگذراند.
او كه بارها تحت فشار قرار گرفته تا با نوشتن توبه نامه از زندان آزاد شود، تا كنون به رغم گذشتن ۵ سال از زندان هیچ گونه مرخصی نداشته است. اكنون نیز با آزارهای جدیدی مواجه است تا از فعالیت كارگری و دفاع از حقوق كارگران دست بردارد. او با تاكید بر این كه این فشارها بر عزم او در دفاع از حقوق كارگران و زحمتكشان بر تاثیر است بر پایداری واستقامت خود درمقابله باا ین محدودیت ها تاكید كرد .لازم به ذكر است كه محمد جراحی چندی پیش تحت عمل سرطان حنجره قرار گرفته بود و تیم پزشكی او بر ضرورت ازادی او از زندان تاكید داشتند .اما زندان بانان از این امر خود داری كردند .

**************

اعتراض کارکنان مخابرات خراسان

صبح روز چهارشنبه هفتم مهر ماه بیش از صد نفر از کارکنان بخش‌های خصوصی مخابرات خراسان رضوی در مقابل استانداری خراسان رضوی در مشهد تجمع کرده‌اند. در تجمع امروز بیشتر کارکنانی که قرار داد های کوتاه مدت داشتند شرکت داشتند.
افرادی که با نزدیک به ده سال سابقه کار همچنان در بهترین حالت ممکن قرارداد ها را ٦ ماه تا یک سال امضا میکرداند کارگرانی که عدم امنیت شغلی و تهدید دائم قطع همکاری و بیکار شدن را در بالای سر داشتند.
بخش خصوصی با این حربه ها فشار روز افسونی را به این کارگران وارد می‌کند. فشارهایی که دیگر صبر این کارگران را لبریز کرده است وآنان را از محل کارشان به خیابان کشانده است.
کارگران با حقوق کم و دریافت نکردن مزایا با شیفت های شب بدون در نظر گرفتن حق سختی کاراین بار نه با رفتن به دفتر مدیر عامل شرکت مخابرات مشهد بلکه با تجمع در مقابل استان داری خراسان رضوی و بستن و خیابان اعتراض خود را به دولت و مردم نشان داده‌اند.

**************

بی‌خبری از وضعیت واله زمانی

خانواده‌ی شاهرخ زمانی که بهت‌زده، داغدار مرگ نابهنگام شاهرخ بودند و در انتظار پیگیری و یافتن علت مرگ شاهرخ، اینک بی‌خبر و نگران ِ یکی دیگر از اعضای خانواده‌ی خود هستند.
یک شنبه شب ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ هنگامی که عده‌ای از فعالان کارگری همراه با واله زمانی از اعضای سندیکای کارگران نقاش البرز، در تدارک برگزاری مراسمی در بزرگداشت شاهرخ زمانی بودند، بازداشت شد. در حالی که برگزاری مراسم بزرگداشت و ختم، پس از مرگ هر عزیزی، یکی از طبیعی‌ترین و بدیهی‌ترین حقوق خانواده و دوستان وی است. ماموران امنتیتی که بنابر شواهد، وابسته به اطلاعات سپاه بودند، ابتدا آنها را همراه با واله زمانی در خیابان مورد بازجویی قرار دادند و سپس با رها کردن آنان و تعقیب‌شان، واله زمانی و یکی دیگر از کارگران عضو هیات موسس کارگران نقاش را بازداشت کرده و در انتها واله زمانی را به مکانی نامعلوم منتقل کردند و تا کنون از سرنوشت وی اطلاعی در دست نیست. عدم تماس وی با خانواده سبب شده که خانوده و به خصوص مادر وی به شدت نگران و مضطرب باشند. طبیعی است که مرگ شاهرخ درزندان سبب شده که این نگرانی شدت بیشتری داشته باشد.
این دستگیری‌ها در هفته های اخیر شدت یافته است. به دنبال دستگیری معلمان، دستگیری علی نجاتی عضو هیات مدیره سندیکای هفت تپه و تعدادی دیگر از فعالان اجتماعی در اندیمشک و شوش، دستگیری فعالان دانشجویی در کرج را می‌توان به آن اضافه کرد، همراه با صدور احکام سنگین برای فعالان کارگری، (محمود صالحی ۹ سال، سعید شیرزاد ۵ سال، رسول بداقی ۳ سال ) نشان از آن دارد که گویا مقامات ومسوولان تنها فعالان کارگری را مسوول مشکلات اجتماعی می‌دانند. در حالی که فشارهای فزاینده زندگی اقتصادی واجتماعی کارگران و زحمتکشان را آن چنان تحت فشار قرار داده که اخبار خودکشی کارگران و زحمتکشان که ناشی از این فشارهای اقتصادی است هر روزه به گوش می‌رسد و وجدان‌های آگاه را به درد می‌آورد. آخرین آن، خودکشی امید راشدی در اهواز است که در اعتراض به اخراج و بیکاری خودسوزی کرده و جان خود را از دست داد.
آنان گمان می‌برند که با این دستگیری‌ها می‌توانند از اعتراض و شورش مردم به جان آمده جلوگیری کنند. تاریخ ثابت کرده که فشار و سرکوب معترضین هیچ گاه نتوانسته است مشکلات بوجود آمده بر اثر سودپرستی و بی‌لیاقتی مسوولان حکومتی را بپوشاند.
کانون مدافعان حقوق کارگر بارها هشدارداده است که این بگیر و ببندها نمی‌تواند چاه ویلی را که کنده شده، هموار کند، بلکه هر روز آتش خشم مردم ِتحت ستم را که زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی واجتماعی‌اند را فروزان‌تر خواهد کرد.
ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و لغو احکام ظالمانه صادر شده هستیم.

کانون مدافعان حقوق کارگر - ٣ مهر ۹۴

**************

در میان حیرت

حكم ۹ سال زندان برای محمود صالحی!

صبح امروز ۹۴/۶/۲۵ محمود صالحی برای دریافت حكم خود به دادگاه سنندج مراجعه كرد و دفتر دادگاه شفاها به وی اعلام كرد كه در مجموع به نه سال زندان محكوم شده است اما از تسلیم دادنامه به وی خود داری كرد.
این حكم در حالی صادر می‌شود كه محمود صالحی در دادگاه از كلیه فعالیت های خود در باره دفاع از حقوق كارگران و زحمتكشان و پیگیری ایجاد تشكل های مستقل كارگری به دفاع برخاسته و آن ها را حق همه كارگران و فعالان كارگری دانسته بود و با استناد به قوانین موجود اثبات کرده بود که هیچ اتهامی بر او وارد نیست. هیچ‌گونه مدرك و مستنداتی برای اتهامات دیگر او در دادگاه موجود نبوده است.
بر طبق حكم صادره كه تنها به رو یت محمود صالحی رسیده است، از سوابق فعالیت های او در دهه شصت و هفتا د تا فعالیت های كارگری او همه در حكم صحبت شده است اما هیچ مدرك مستندی دال بر غیرقانونی بودن فعالیت‌های او ارائه نشده است.
این حكم قابل اعتراض بوده و تا بیست روز وقت اعتراض دارد .

**************

گزارشی از شكل گیری سندیكای كارگران خباز سنندج

یدی صمدی

چند روز پیش فرصتی پیش آمد تا با کاک عبدالله ساعدی از بنیان گذاران سندیکا کارگران خبازی های سنندج و حومه دیدار و گفتگویی را در محل سندیکا داشته باشیم. کاک عبدالله پس از ٩۵ سالگی گه گداری به سندیکایی که خود از بنیان گذاران آن است می آید و تجارب خود از فعالیتها و مبارزات کارگران طی این سالها برایمان میگوید، او این بار از اولین روزهای تاسیس سندیکا کارگران خباز سنندج در اوخر دهه ٣٠ خورشیدی برایمان سخن گفت:

در آن روزها ما برای افزایش دستمزدها، داشتن یک روز تعطیل در هفته، مساله بیمه کارگران خباز سنندج، حق داشتن سندیکا و…. مبارزه می کردیم، به همین خاطر ما جمعی از کارگران شاغل در خبازی های سنندج در باغ ملی این شهر با برگزاری اولین مجمع عمومی خود، تاسیس سندیکا کارگران خباز سنندج را اعلام نمودیم. پس از اعلام موجودیت سندیکا از سوی سازمان امنیت کشور (ساواک) مورد تهدید، تعقیب و حتی بازداشت و ضرب و شتم و بی حرمتی های زیادی قرار گرفتیم اما همگی قرص و محکم ایستادیم تا از مطالبات برحق مان دفاع کنیم”. کاک عبدالله با آن صدای لرزان دلنشینش از برگزاری روز جهانی کارگر گفت: ” دقیقا نمیدانم ولی یادم هست که اوایل دهه چهل بود ما روز جهانی کارگر را همراه با کارگران شهرداری، کارگران گرمابه ها و برق و سندیکا بناها در سینما رئوف سنندج برگزار کردیم ما شهر را به تعطیلی کشاندیم در آن مراسم اعلام کردیم که امروز روز ما کارگران است امروز باید برای ما روز تعطیل باشد و از همه کارگران خواسته شد تا بعد از مراسم کسی به سرکار خود باز نگردد، بعد مراسم احدی به سر کارهای خود برنگشتند و کارها را تعطیل نمودند، با این کار بخش خدمات شهرداری با مشکل روبرو گشت و مسئولین دولتی در سنندج برای پاک کردن شهر از ارتش کمک خواستند”. کاک عبدالله از اعتراضات کارگران هم خاطراتی تعریف کرد: ” جمعی از کارگران خباز لواشی برای افزایش دستمزدهای خود چندین روز در توس نوذر اقدام به تحصن کرده بودند از سوی اداره کار وقت جلسه ای با حضور نمایندگان کارفرما مسئولین دولتی و ساواک برگزار گردید وقتی که مطلع شدیم که چنین جلسه ای در حال برگزاری است خودم را به محل جلسه رساندم، آقای وکیل که آن زمان رییس اداره کار بود پرسید آقای ساعدی برای کار خاصی اینجا هستید؟ گفتم بله من حامل پیامی برای شما هستم، ما کارگران شاغل در کارگاه های سنگک پزی تصمیم گرفتیم که اعتصاب کنیم، آقای وکیل گفت چرا شما که مشکل آنچنانی ندارید؟ من در پاسخ گفتم همکاران ما چند روز است که برای افزایش دستمزدهای ناچیز خود در توس نوذر تحصن کردند و ما هم تصمیم گرفتیم اگر مشکل آنان رفع نگردد در حمایت از آنها اعتصاب می کنیم و به آنها می پیوندیم.
سرهنگ سید اعظمی که نماینده ساواک در آن جلسه بود به من هشدار داد باید هر چه سریع تر به این موضوع خاتمه دهید و کارگران به سر کارهای خود بازگردند، من هم گفتم به دست من نیست که آنها را وادار به پایان تحصن کنم چون آنها مطالبه دارند و جمعا تصمیم گرفتن، اگر می خواهید بیایید برویم ببینیم چه مشکلی دارند. همان وقت ما به همراه نمایندگان کارفرمایان و نمایندگان دولتی و ساواک به جمع متحصنین رفتیم و آنها خواست و مطالبه خودشان را اعلام کردند و تحصن با افزایش دستمزدها با موفقیت به پایان رسید.” کاک عبدالله در پایان از زندگی اش برایمان گفت از نداری و فقر از مبارزه برای کسب یک زندگی انسانی از بی مسئولتی مقامات دولتی و ساواک از حبس کشیدنهای پی در پی در دهه شصت از اینکه با این سن و سال و بعد از بازنشتگی باز هم مشغول بکار است چون می گفت حقوق بازنشتگی ام تنها کفاف اجاره خانه و رفع مقداری از مشکلات زندگی ام را می دهد، آری کاک عبدالله بعد از ٩۵ سال خانه ای برای خود ندارد تا راحت زندگی کند؟!! در ادامه کاک عبدالله ما را به اتحاد و همبستگی هر چه بیشتر فراخواند و گفت زحمات و رنجها و سختی های زیادی را متحمل شدیم تا سندیکا به اینجا رسیده است آن زمان ما میگفتیم اگر روزی سندیکا به مشکل بربخورد ما خود شانه هایمان را ستون می کنیم تا سرپا بماند، شما هم با درک موقیت و جایگاهتان در همین راستا حرکت کنید. سندیکا کارگران خبازی های سنندج و حومه در اواخر دهه سی خورشیدی به همت جمعی از کارگران خباز سنندج تاسیس و در سال ١٣۴٢ ثبت و تا سال ١٣٧٣ به نام سندیکا کارگران خبازی های سنندج و حومه فعالیت می کرد، از سال ٧٣ خورشیدی برابر با ماده ١٣١ قانون کار به انجمن صنفی کارگران خبازی های سنندج و حومه تغییر نام داد و تاکنون به فعالیت خود ادامه می دهد.

**************

آتش‌سوزی درخرمدشت و سوختن ٦ نفر در آتش

منطقه كمال‌شهر كرج كه عمدتا محله‌ای كارگر نشین است با شهرك‌های اطرافش جمعیت زیادی را در خود جای داده است . این محله با شهرك‌های اقماری پیشاهنگی و خرمدشت یكی از محروم‌ترین مناطق است كه كمترین خدمات شهری به آنها ارائه می‌شود.
آتش‌سوزی مهیبی در این هفته در خرمدشت سبب شد تا شش نفر از اهالی محل در این آتش سوزی جان خود را از دست بدهند . با وجود اعلام سریع اهالی به آتش‌نشانی محل اما به علت بی‌توجهی و نیامدن به مو قع امدادرسانان، این شش نفر جان خود را از دست داده و تعداد دیگری مجروح شدند. پس از خاموش شدن آتش مسئولین انجمن شهر و شهرداری كمال‌شهر در محل حاضر شدند كه مورد اعتراض مردم قرار گرفتند . یكی از كسبه محل به نام محمد توكلی در جمع مردم معترض شروع به صحبت كرد و شهردار و مسئولین شهری را مقصر این حادثه اعلام كرد كه مورد تایید مردم قرار گرفت. اما این فرد از جانب نیروهای انتظامی دستگیر و با مكان نامعلومی انتقال یافت و تا كنون از وی خبری نیست.
اهالی محل روز دوشنبه بار دیگر جلو شهرداری در اعتراض به این امر تجمع كردند . یكی از اعضائ شورای شهر در میان معترضین حاضر شده و با تمام بی‌شرمی اعلام كرد كه در این آتش سوزی مردم مقصر بوده‌اند كه مورد اعتراض شدید تجمع‌كنندگان قرار گرفت.

**************

از تجمع معلمان برای آزادی زندانیان جلوگیری شد

نیروی انتظامی و عوامل امنیتی منطقه تجمع را اشغال كرده بوند.

صبح امروز(۹۴/۰۴/۳۱) بنا به دعوت كانون صنفی معلمان قرار بود تجمعی در مقابل مجلس در اعتراض به دستگیری فعالان این كانون و معلمان زندانی و زندانیان سیاسی و كارگری برگزار شود، از ساعات اولیه صبح یگان های نیروی انتظامی كلیه ی معابر منتهی به محل تجمع را اشغال كرده بودند و از رفت و آمد افراد به اطراف مجلس جلوگیری می كردند،
حضور نیروهای لباس شخصی و انتظامی آن چنان مشهود بود كه از تجمع حتی چند نفره جلوگیری میشد، معلمان كه در دسته های چند نفری به طرف محل تجمع حركت می كردند با مقابله نیروی انتظامی و لباس شخصی ها مواجه می شدند كه از حركت آن ها جلوگیری می كردند… خودروهای ون مخصوص دستگیری در اطراف محل مستقر شده و افرادی را كه به هر دلیل در برابر نیروهای انتظامی و لباس شخصی مقاومت می كردند بلافاصله دستگیر كرده به خودروهای مخصوص منتقل می كردند. با این اوصاف در بسیاری از نقاط دورتر تعدادی از شركت كنندگان گرد یكدیگر جمع شده و به بحث و صحبت می پرداختند بسیاری از كسانی كه برای شركت در تجمع آمده بودند به بحث با نیروی انتظامی پرداخته و به آنان اعتراض می كردند(اهداف خود را برای شركت در تجمع بازگو می كردند) عده ای از كارگران و فعالان كارگری برای شركت در این تجمع آمده بودند كه مورد استقبال معلمان قرار می گرفتند.
از دیگر موارد حضور علیرضا محجوب در میان معلمان بود كه ابتدا به صورت ناشناخته آمده بود اما هنگامی كه از طرف برخی معترضین شناخته شده و مورد اعتراض واقع شد، به صورت بیشرمانه ای اعلام كرد كه كانون صنفی معلمان غیرقانونی بوده و حق تجمع ندارد . و در مقابل استدلال تجمع كنندگان كه چرا خانه كارگر اجازه تجمع دارد و كانون صنفی این اجازه را ندارد هیچ استدلالی نداشت . یكی از تجمع كنندگان به محجوب گفت چگونه است كه در مجامع بین المللی از آزاد بودن تشكل ها صحبت می كنید و در این جا به گونه ای دیگر حرف می زنید. . تجمع كنندگان كه با این حجم از نیروهای امنیتی و انتظامی مواجه شده بودندنتوانستند تا زمان مخابره این خبر گرد یكدیگر جمع شده و اعتراض خود را اعلام كنند . تا ساعت مخابراه خبر از سر نوشت دستگیر شدگان اطلاعی در دست نیست .

**************

دستگیری معلمان معترض

امروز تجمع اعتراضی مقابل مجلس با دستگیری تعداد زیادی از معلمان، روبرو شد. ار صبح روز ۴ شنبه ۳۱ تیر ماه، فضای بهارستان و خیابان های اطراف محلس امنیتی بود. تعداد زیادی از نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها پیاده روها را اشغال کرده بودند. معلمان بسیاری نیز برای حضور در این تجمع در میدان و خیابانهای اطراف حاضر بودند. به گفته ای تعداد دستگیر شدگان بیش از صد نفر است. ماشینهای ون نیروی انتظامی به محض پر شدن محل را ترک می کردند.

**************

گزارش فعالان کارگری جنوب از وضعیت استان خوزستان

۱ - وضعیت كارون به گونه‌ای است كه تنها لجن‌های ته كارون مانده است و اعتراضات مكرر مردم استان خوزستان به جائی نرسیده است.
۲ - موضوع گرد و خاك همچنان مسئله روز است، و عده ای از دستگیرشدگان با وثیقه های ۲۰۰ میلیونی آزاد شده اند، هنوز عده ای از بازداشت شدگان آزاد نشده‌اند از جمله فردی به نام نوروزی تا چند روز پیش بازداشت بوده است ...
۳ - جیره‌بندی آب در حوالی شهر اهواز: در كوی دب هردان كوی الحای، و شهرهای سوسنگرد- حمیدیه ... آب جیره‌بندی است همان جیره‌بندی را هم نمی‌دهند و مردم با دبه آب آشامیدنی را از اطراف با زحمت تامین می‌كنند و این در حالی است كه هوای گرم تابستان در بیشتر روزها ۵۰ درجه بالای صفر است.
۴ - خشكسالی: نبودن آب بسیاری از محصولات كشاورزی را نابود كرده و كشاورزان در خطر فقر و گرسنگی قرار دارند. كشاورزان طرف شادگان، نیشكر امیركبیر و حوالی سوسنگرد جلو فرمانداری جمع شده بودند (حدود ٦۰۰ نفر حدود ۱۰ روز قبل) آن‌ها به كمبود آب اعتراض داشتند.
۵ - بیكاری در خوزستان بیداد می‌كند، گاه در برخی خانه‌ها ۴ تا ۵ جوان تحصیل‌كرده بیكار وجود دارد، این فشارهای مختلف بر جوانان خودكشی را در بین مردم افزایش داده است و هر چند آمارهای رسمی در این زمینه وجود ندارد اما شنیده حاكی از گسترش خودكشی‌ها به علت فشارهای فزاینده زندگی است. در چند هفته اخیر خبر چند مورد خودسوزی در میان مردم پخش شده است.
٦ - اغلب صنایع به غیر از فولاد اهواز و گروه ملی كه تحت مدیریت دولتی و گروه صنایع وابسته به نهادهای حكومتی تحت مدیریت دولتی و یا وابسته به وزارت صنایع هستند، مابقی تقریبا همه بسته شده‌اند از جمله كارخانجات سپنتا، لوله‌سازی خوزستان، صنایع فلزی و بخشی از شهرك صنعتی كه بر سر راه اندیمشك و سربندر هستند، یا به طور كامل تعطیل شده و یا به صورتی با حداقل ظرفیت كار می‌كنند ...
كارگران قراردادی لوله‌سازی شركت نفت چون قراردادهای كوتاه‌مدت را به قراردادهای بلندمدت تبدیل نمی‌كنند هراز چندگاه اقدامات اعتراضی انجام می‌دهند ....
٧ - حوادث كار كارگری به خصوص در بخشهای ساختمانی بیداد میكند، هیچ كس دراین مسایل احساس مسئولیت نمیكند ....
كارگران ماهشهر هم‌چنان درگیر مسائل گذشته خود هستند و پس از محكومیت نمایندگانشان به حبس و شلاق، همچنان وضعیت نابه‌سامان آنان ادامه دارد.
٨ - كارخانه‌های آجرسازی خوابیده است. آجرسازی منطقه كوت عبداله هم كه پارسال راه اندازی شد، دوباره به حال تعطیل در آمده است.

کانون مدافعان حقوق کارگر

**************

خطر بیماری‌های شغلی و کارگران

دوستان در اینجا قصد دارم که درخصوص سروصدای غیر مجاز مبحث کوتاهی را ارایه داده تا آن چه را که در پروسه تولید اتفاق می‌افتد و تاثیرات مخربی را که بر روی روان و جسم کارگر ایجاد می‌کند، در حد اطلاعات محدود خود بیان نمایم. در اینجا لازم می‌دانم برای درک بهتر، از مباحث طب صنعتی و بهداشت کار فاکت‌هایی را ارایه نمایم تا خواننده متوجه این مطلب گردد که بیماری‌های شغلی چه مخاطراتی را برای نیروی کار به ارمغان می‌آورد و چگونه کارگر را تا آخر عمر مبتلا می‌کند. بیماری‌های شغلی غیر قابل درمان وبازگشت ناپذیرند!
سرو صدای بیش از حد مجاز که بر طبق استاندارهای پزشکی و طب کار سنجیده می‌شود، می‌تواند بر روی سیستم‌های عصبی و اندام‌های انسان تاثیرات مخربی را ایجاد نماید به طوری که فرد هم از لحاظ روانی وهم از لحاظ جسمی صدمات جبران ناپذیری را متحمل می‌شود. میزان شدت صدا را با واحدی به نام دسی بل نشان م‌یدهند. طبق آمار در کشور‌های پیشرفته صنعتی قدرت شنوایی زنان بهتراز قدرت شنوایی مردان می‌باشد زیرا از نظر تقسیم کارزنان صداهای کمتری را تحمل می‌کنند. تاثیرات صدا بر روی انسان به عواملی از قبیل شدت صدا، نزدیکی افراد به منبع صدا، ادامه ومداومت صدا و وضع وموقعیت فیزیکی فرد بستگی دارد. میزان حد مجاز صدا در محیط صنعتی ٨۵ دسی بل برای یک شیفت کاری یعنی ٨ ساعت تعریف شده است. جدول زیر میران شدت صدا برحسب دسی بل، در دوره تناوبی در واحد زمان را نشان داده شده است.

میزان شدت صدا بر حسب دسی بل        مدت زمان مجازی که فرد می‌تواند در مجاورت صدا قرار گیرد
٨۵ دسی بل                                                  ٨ ساعت
٨٨ دسی بل                                                 ۴ ساعت
٩١ دسی بل                                                ٢ ساعت
٩۴ دسی بل                                                ١ ساعت
٩٧ دسی بل                                          ٣٠    دقیقه
١٠٠ دسی بل                                        ١۵    دقیقه
١٠٣ دسی بل                                       ٧/۵    دقیقه

همان طور که در جدول فوق مشاهده می‌شود به ازاء هر 3واحد افزایش صدا بر حسب دسی بل، زمان توقف در مجاورت صدا به یک دوم می‌رسد. به عنوان مثال اگر شدت صدا در واحدی که تجهیزات آن ٨۵ دسی بل آلودگی صوتی تولید کند،کارگر مجاز است ٨ ساعت در مجاورت صدا قرار گیرد ولی اگر به هر دلیلی ، به عنوان مثال تغییرات در وارد آوردن بار بیش از حد به تجهیزات یا خرابی تجهیزات، شدت صدا از ٨۵ دسی بل به ٨٨ دسی بل تغییر کرد، زمان مجاز به ۴ ساعت تغییر می‌کند.
خطرات و بیماری‌های ناشی از سر و صدای غیراستاندارد اولین عارضه صدمه شدید بر عصب‌های شنوایی می‌باشد، به طوری که می‌تواند به کری شغلی منجر گردد. افت شنوایی می‌تواند بر عملکرد و مناسبات اجتماعی فرد تاثیر منفی گذاشته و فرد را از فعالیت‌های اجتماعی باز دارد. ایجاد وز وز درگوش که تحت تاثیر صدا به وجود می‌آید، نگرانی و ناراحتی‌های عصبی، انقباض نایژک‌ها و تغییر ضربان قلب، تاثیر منفی بر روی کارکرد تیرویید، اثر منفی بر روی مردمک چشم و بیماری در دستگاه بینایی و... از تاثیرات مخرب سروصدای بیش از اندازه است.
ارایه راه حل طبق استاندارد‌های موجود:
١- اقدامات فنی: کلیه‌ی فعالیت‌هایی را شامل می‌شود که باعث می‌گردد شدت صدا را به حد استاندارد نزدیک ساخت از جمله جداسازی ماشین‌آلات و تجهیزات ، محصور کردن تجهیزات و غیره. ولی به دلایلی از قبیل ماهیت تجهیزات یا پایین بودن سطح تکنولوژی و یا به خاطر بالا بودن نرخ هزینه تا حال اقدامات عاجلی انجام نشده و نمی‌شود.
٢- اقدامات مدیریتی: شامل تغییرات دوره‌ای کارگران، بدین صورت که کارگران را در دوره‌های گوناگون، از منبع صدا دورمی‌کنند. این کار هم تا کنون انجام نشده است چرا که اکثر واحدها تقسیم کار صورت گرفته و به دلیل عدم آموزش‌های لازم، نیروی‌های کار سطح مشخصی تبحر را دارا می‌باشند. بدین معنی : کسی را که به عنوان تکنسین مکانیک مشغول کار است و در مجاورت صدا قرار دارد، نمی‌توان با یک کارگر ساده تعویض نمود. چرا که تعداد کارگران ماهر را بر اساس میزان کار موجود به استخدام درآورده‌اند نه بر اساس شرایط بهداشتی. از دیگر اقدامات این استاندارد آزمایشات دوره‌ای طب کار می‌باشد.
٣- استفاده از لوازم حفاظت فردی: این استاندارد که شامل استفاده از لوازم فردی مانند استفاده از گوشی می‌باشد، طبق استاندارد به عنوان آخرین راه حل جهت جلوگیری از صدای غیر مجاز است که اینهم دارای مشکلات خاص خودش است. طبق استاندارد، مدیران رده بالا تولید ملزم به رعایت بند ١ و٢ استاندارد هستند واستفاده از لوازم فردی به عنوان آخرین راه حل و آن هم در شرایط اضطراری .
ولی به راستی چرا توصیه‌های بهداشت کار باید به کار گرفته شود؟
بسیار ساده است.استفاده از گوشی که به عنوان آخرین راه حل در نظر گرفته شده ولی متاسفانه از طرف مدیران به عنوان اولین راه حل به کارگران تحمیل می‌شود. آیا فقط از گوش کارگر محافظت می‌کند؟ آیا گوشی مانع تاثیرات مخربی می‌شود که فوقا ذکر شد؟ آیا گوشی باعث جلوگیری از تاثیرات صدا بر کارکرد تیرویید می‌شود؟ (متاسفانه برخی از دوستان درگیر این نوع بیماری در واحد تولید هستند.) آیا باعث جلوگیری از تغییرات مردمک چشم می‌شود؟ آیا باعث جلوگیری از طپش قلب و بیماری‌های قلبی می‌شود؟
در اینجا من از مسولین محترم کمیته‌های بهداشت حرفه‌ای در وزارت کار، وزارت بهداشت و علوم پزشکی، تامین اجتماعی و کلیه‌ی دست اندرکاران در این رابطه می‌پرسم:
چرا نباید نظارتی نسبت به مدیران کارخانجات در خوزستان و احیانا در سراسر کشور در این خصوص وجود داشته باشد؟ آیا تا به حال گزارش‌های دوره‌ای طب کار صنعت نفت مانند پالایشگاه، پتروشیمی، صنایع فولاد خوزستان به دستشان رسیده است؟ آیا برای صیانت از نیروی کار اقداماتی انجام شده است؟ البته نه به صورت دستورالعمل!
چرا نباید حداقل، قانون کارهای سخت و زیان‌آور و آن هم در هوای آلوده خوزستان با وجود پدیده ریزگردها ، اجرا شود؟ آن هم به عنوان برنامه‌ی حد ِحد ِحد ِحداقل!! چرا تامین اجتماعی و اداره کار خوزستان به کارگران اعلام می‌کنند برای برای بهره‌مندی از این قانون باید بیست سال کار کرده باشی، بعد تقاضای بازنشستگی بدهی؟ جهت بهینه کردن شرایط کارچه اقداماتی از سوی کارفرمایان انجام شده است؟ عدم تعهد مدیران فقط نیروی کار را متضرر نمی‌کند بلکه مشکلات زیست محیطی را به همراه خواهد داشت و باید آگاه بود چرخه اکولوژی را هم نابود خواهد کرد.

از طرف یک کارگر آبادانی ساکن اهواز

کانون مدافعان حقوق کارگر

**************

گزارشی از مشكلات كارگران در فو لاد خوزستان

شرکت فولاد خوزستان یکی از ده بنگاه مهم اقتصادی کشور به شمار می آید. در حال حاضر حدود ٨٧٢٩ نفر آمار شاغلین این واحد تولیدی می باشد. در تاریخ ١٢ اسفند ١٣٩١ در اجرای قانون اصل ٤٤ قانون اساسی شرکت فولاد خوزستان به بخش غیر دولتی واگذار شد و کارکنان مشمول قانون کار شدند. قراردادهای کارکنان ، مطابق ماده ٧ این قانون به دو بخش موقت و دایمی تقسیم گردید.
از این تعداد نیروی کار ٢۵٨۴ نفر از کارکنان قرارداد دایم و ٢٣٩١ نفر تحت پوشش صندوق حمایت و بازنشستگی کارکنان فولاد می‌باشند.
۴٧٧۵ نفر قرارداد موقت ١٣٧٠نفر از کارکنان پیمانکار مستمر، به عبارت دیگر٦٣٣٨ نفر زیر نظر تامین اجتماعی هستند. طبق قانون کار به دلیل انواع مخاطرات از قبیل آلودگی هوا، صدای بیش از حد مجاز، مجاورت در کنار پرتو مذاب .و…… کلیه‌ی کارگران شاغل مشمول شرایط قوانین کارهای سخت و زیان آور می‌باشند.لازم به دکر است که تمام شاغلین قراردادی تا قبل از تاریخ اول مرداد ١٣٨٩ زیر نظر پیمانکار مشغول به کار بودند و از این تاریخ به بعد قراردادهای کارگران مستقیما با كارقرما مادر یعنی شرکت فولاد خوزستان بسته شد. با توجه به احراز شرایط سخت و زیان آور بودن از طرف اداره کار اهواز ، هنوز کارفرما حاضر به پرداخت ۴ درصد بیمه کارهای سخت و همچنین اضافه کردن مرخصی و ٣٦ ساعت به جای ٤٤ ساعت نمی‌باشد. قبل از اینکه کارگران با شرکت مستقیما وارد بستن قرارداد بشوند، پیمانکاران از پرداخت 4درصد طفره رفتند. حال کارگرانی که با بیست سال کار جانفرسا در این واحد تولیدی تقاضای بازنشستگی می‌دهند، اداره تامین اجتماعی ، با پرداخت 4 درصد از طرف کارگر ، مبادرت به بازنشستگی می‌کند.

گزارش ارسالی برای کانون مدافعان حقوق کارگر

از طرف یکی از کارگران شاغل در صنایع فولاد خوزستان