خبر   |   گزارش   |   اطلاعیه و بیانیه   |   مقاله   |   مصاحبه   |   اوّل ماه مه   |   زنان   |   "انتخابات١"   |   صوتی   |   سایتهای دیگر   |   تماس

افق روشن
www.ofros.com

در شط جاری تاریخ


م.الف                                                                                                                                 شنبه ٢٨ خرداد ۱٣٩۰

در شط جاری تاریخ

من کارگرم،
مولود آخرین تاریخم
سده های اخیر تاریخ
همه جا
با نام من عجین است.

من معترض به هستی موجودم.
زیرا که هستی موجود
تاراج هستی من است.
خوان ملون یغمایی است
کز کار برده گونۀ من
بر بزم عیش دغلکاران
پهن گشته است.

من اعتراض خویش را
از چند قرن پیش
در جنبشی بزرگ و جهانی
فریاد کرده ام.
من اعتراضم را
اما!
هرگز!
قادر نگشته ام
تا مرز باژگونی این هستی
تاختن دهم.

در انگلیس،
به چارتیسم ره یافتم
در فرانسه
تا برپایی کمون پاریس پیش تاختم
و آنگاه خواستم
شالودۀ نظام جدیدی را
استوار کنم
تا بر ستیغ آن
فرخ درفش جهان نوین را
بر افرازم.
اما! بسیار زود،
از پا درآمدم.

در ١٨٤٨ مانیفست یعنی:
منشور انهدام نظام سیاه معاصر را
بر مغز بانیان تبه کار این نظام کوبیدم.

چندین سال بعد
در سرزمین تزارها
سرمایۀ بزرگ روس را
با جنگ بیست ساله ام
در رزمگاه جاودانۀ اکتبر
شکستی نظامی دادم.
اما!
این بار نیز
بسیار زود
از پا درآمدم.

شکست اکتبر دردناک ترین شکست من بود.
بعد از شکست اکتبر
زنجیرۀ عظیم آورد هایم
در سرتاسر جهان
گسسته شد.

درفش سرخ رزم هایم
مانیفستم
اعتراض نامۀ پرشورم
هویتم
و تمامی هست و نیست سیاسی ام
در دست دشمنان بد اندیشم
غصب گردید.

آری!
اینگونه رفت
و آن پس
دشمن
در سرتاسر جهان با نام من حرف زد
به نام من حکم داد
به نام من اعتراض کرد
با نام من
در پاره ای ممالک دنیا
انقلاب کرد
با نام من!
بر نیمی از جهان حکم راند.

آری!
من در مصاف نابرابر
با تمامی هست و نیستم
در مسلخ سیاه سرمایه
تا سالهای سال
قربان گردیدم.

اکتبر من
آن قلۀ عظیم فتوحاتم،
میعاد جاودانۀ رستاخیزم،
آنجا که من می خواستم،
دنیای کهنۀ موجود را
درهم فرو کوبم
آنجا که من مصمم بودم
تا نظم آتی هستی را
استوار سازم.

آری!
درست همانجا،
در ها لۀ سیاه ابهامات،
با دست دشمنی نقابدار،
که دوستش می پنداشتم،
خلع سلاح گردیدم.

من باختم،
و آن پس،
تا سالهای سال،
دشمن به نام من،
نظم پلید کهنۀ موجود را،
بر گردۀ لهیدۀ من بار کرد.

من در همه جا،
به اسارت دشمن درآمدم.
در اردوگاه،
مهد تولد اکتبر!
ذبح عظیم مناسک تمعید
گردیدم.

در آسیا،
در آفریقا،
در آمریکای لاتین،
به سرباز بی نشان ناسیونالیسم
تبدیل گشتم.
در اروپا و غرب،
تسخیر باورهای خوشرنگ میانجی ها شدم.

آری! همه جا هویتم را گم کردم.
و امروز
برپایی مجدد درفشی
که از من ربوده اند
سنگین ترین وظیفه ایست
که بر دوش می کشم.

م الف - سیمای سوسیالیسم
«هنر و ادبیات افق روشن»
نقل مطالب افق روشن با ذکر منبع آزاد است
بهترین تصویربا: ٧٦٨ × ١٠٢٤