افق روشن
www.ofros.com

اخبار، گزارش و مطالب کارگری


اخبار کارگری                                                                                                   یکشنبه ٢۹ دی ۱۳۹۸ - ١۹ ژانویه ۲۰٢٠


اسماعیل به دخترش: ما موظفیم برای زیستن بهتر شما بکوشیم

درود بر همه ی عزیزان
هشت سال پیش در چنین روزی نهالم چشم به جهان گشود تا آن روز بهترین و باشکوه ترین روز تمام زندگیم تا به امروز باشد روز بدنیا آمدنش بمدت چند ساعت حالتی عجیب و شگفت انگیز در من بوجود آمده بود زمین زیر پایم را حس نمیکردم احساس بی وزنی و سعادتی ناب میکردم ، این حالت دیگر هرگز در من تکرار نشد...
نهال روز تولدش مانند همه ی کودکان دنیا بهترین و هیجان انگیز روز زندگی اش است و از ماه ها قبل درباره ی تولدش و اتفاقاتش فکر می‌کند و حرف می‌زند، اما امسال چند روز قبل از تولدش ازم پرسید بابا برام تولد میگیری؟ گفتم آره بابا چرا نگیرم، گفت ولی امسال بابا جشن نگیریم دوستامو همکلاسی هامو نمیگم بیان فقط یک کیک بخریم برا خودمون، میپرسم خب چرا؟ میگه بابا مردم عزادارن زشته جشن بگیریم ما...
واقعیتش نمی‌دانم از این سطح شعور نهال که فضای پیرامونش را درک میکند خوشحال باشم یا غمگین؟ اما هرچه بیشتر فکر میکنم میبینم غمگین تر میشوم، تمام کوشش پدر و مادر این است که فرزندش غمی را حس نکند، همیشه می کوشند تا کودکشان هیچ یا حداقل اندوه پیش‌آمده بر خانواده را احساس کند تا شاد بزرگ شوند...
اما دردا و دریغا چه بر روزگاران این کشور گذشته است که کودکانمان هم، میزان غم و اندوه چیره شده بر فضای کشور را به خوبی میبینند و می‌فهمند و نمی‌توان چیزی از آنها پنهان کرد، چه بر ما رفته است که خودِ شادی هم غمگین است...
هیچ مسئولی هم احساس تقصیر نمی‌کند و امروز صدا و سیمای این کشور بجای اینکه با مردم باشد و تسلایی بر درد مردم و شادی بخش کودکانمان باشد عملا با مدیران حراستی اش، خبرنگاران و مجریان امنیتی اش، رسما به یک پادگان نظامی تبدیل شده است و با دروغ و تزویر، پدافند شادی است.
اما به نهال و تمام کودکان نازنین ایران زمین می‌گویم شما بخندید و شاد باشید، بار رنج و غم زندگی بر عهده ی ما بزرگتر هاست، ما موظفیم برای زیستن بهتر شما بکوشیم و رنج ها را بر دوش بکشیم.
امروز اگر عرضه داشته باشیم می‌جنگیم برای تغییر قضا و فضای اندوه بار و زندگی برده وار، اگر توانستیم به وظیفه ی انسانی و اخلاقی مان عمل کرده ایم. اگر نتوانستیم شرمسار تاریخیم، مارا ببخشید...

اسماعیل بخشی - ٢۷ دی ۹۸

************

سپیده قلیان: همه‌اش که نباید ترسید، راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد

پخش اعترافات اجباری تلوزیونی، به عنوان یک ابزار تهدید، فشار و سرکوب، یک سنت امنیتی چهل ساله در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی است. همواره و پس از هر اعتراض، تجمع یا رخدادی، تعدادی بازجو-خبرنگار به خط می‌شوند تا نامستندی در توجیه واقعه بسازند. این نامستندها که احتمالاً شاخص‌ترین نمونه‌ی آن، «مستند هویت» در توجیه قتل‌های زنجیره‌ایِ قبل و بعد از ۱۳۷۵ بوده است، همیشه بخشی از آنتن صدا و سیما را به خود اختصاص داده است.
هر چند ظاهراً، آنچنان که در قضیه‌ی دروغ بزرگ سقوط هواپیمای اوکراینی، موکداً ثابت شد، این نه فقط متهمان و محکومان و زندانیان سیاسی، که مسئولین حکومت هم می‌توانند سوژه‌ی نامستندها باشند! بخش عمده‌ی ما، شاید تصور کنیم که تمام مردم ایران، این شانتاژهای خبری را نادیده می‌گیرند و از روی آن‌ها عبور می‌کنند. اما متاسفانه چنین نیست. تکرار و تکرار و تکرار، در دروغگویی‌های امنیتی، می‌توانند عوامل پروپاگاندا و جنگ روانی‌ای باشند که در دراز مدت، به شکلی حقیقی، به باورهای بدنه‌ی مردم معترض و جان به لب آمده آسیب بزنند. به ویژه برای کسانی که در شهرهای کوچک‌تر زندگی می‌کنند، این نامستندها می‌توانند زندگی را تلخ و مختل کنند.
اما دیگر دوران برنامه‌ی هویت گذشته است. این تنها نهادهای امنیتی نیستند که می‌توانند تریبون داشته باشند و یک‌طرفه حرف بزنند. تمام قربانیان اعترافات اجباری امکان، حق و حتی وظیفه دارند در مورد این نامستندها سکوت نکنند. این ابزار سرکوب و فشار و تهدید، باید ناکارآمد و مختل شود.
من، به سهم خودم، قدم اول را با شکایت از آمنه سادات ذبیح‌پور و صدا و سیما و مدیر بخش خبری بیسا و سی برداشتم. شکایتی نه از سر اعتماد به قوه‌ی قضاییه، یا امید به رسیدگی، بلکه از موضع برداشتن یک قدم رسمی برای اخلال در بازی خطرناک بازجو-خبرنگارها. اما این تنها قدم اول است و آخر کار نیست.
بار دیگر از همه‌ی آنان که به هر نحو از نامستندهای نهادهای امنیتی آسیب دیده‌اند و قربانی این سرکوبِ ظاهراً با کلاس هستند، می‌خواهم حرف بزنند. بگویند که چه شد و چگونه شد. از آنچه که پشت دوربین گذشته است حرف بزنند و دیوار دروغ را فرو بریزند. این سد را باید شکست. «همه‌اش که نباید ترسید. راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد.»

************

‍ علی اسحاق فعال کارگری و شاعر شعرهای انقلابی هنوز در بازداشت است

علی اسحاق فعال کارگری و شاعر شعرهای انقلابی آخرهای آبان ساعت ۱۲شب در خانه توسط لباس شخصی ها دستگیر شد
و بعد از دو هفته بی خبری از وضعیتش از زندان اوین تلفن میزند که در زندان اوین بازداشت شده و اکنون وثیقه ۲۰۰ میلیونی برای آزادیش تعیین شده ولی با عدم تامین قرار هنوز در زندان اوین نگه داشته میشود.   @ettehad

************

‍ ‍ اعمال فشار بر جعفر عظیم زاده توسط مسئولین زندان اوین

روز یکشنبه اول دیماه ابلاغیه ای با امضای وزیری معاون دادستان در رسیدگی به امور زندانیان سیاسی به جعفر عظیم زاده تحویل شده است مبنی بر اینکه تا پایان دوره محکومیت حق استفاده از مرخصی را نخواهد داشت. این در صورتی است که جعفر عظیم زاده تاکنون هیچ نوع درخواستی برای مرخصی ارائه نداده است. روز بعد مأمورین زندان به بهانه گزارش استفاده از موبایل تمامی وسایل جعفر از جمله یادداشت ها و نوشته های جعفر را بازرسی کرده و پس از اینکه هیچ گوشی موبایلی از وی موجود نبوده با اعتراض جعفر عظیم زاده روبرو شده اند. پس از آن از سوی مأمورین اداره حفاظت زندان اعلام شده است که طرح وجود موبایل بهانه ای بوده که یادداشتهای جعفر را مورد بازرسی قرار دهند و وی را متهم به تحریک زندانیان و صدور مخفیانه بیانیه نموده اند. جعفر عظیم زاده در اعتراض به این سخنان اعلام نموده که هیچگاه بیانیه ای را مخفیانه تنظیم نخواهد کرد و همانند گذشته اعلام موضع و صدور بیانیه را در صورت لزوم حق طبیعی خود میداند و از انتشار علنی آن نیز ابایی ندارد و با صدا و اسم خویش چنین کاری خواهد کرد.
اعمال فشار بر جعفر عظیم زاده و سایر زندانیان سیاسی متعاقب اتفاقات آبانماه و روزهای اخیر صورت میگیرد تا مانع از همصدایی زندانیان سیاسی با خارج از زندان شوند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران هرگونه اعمال فشار بر جعفر عظیم زاده و دیگر زندانیان سیاسی را محکوم نموده و ارسال پیام و بیانیه توسط زندانیان را حق طبیعی آنان می داند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۴ دی ۹۸

************

رد درخواست پروین محمدی برای انتقال به زندان اوین

پروین محمدی نائب رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران که از روز ۱۶ آذرماه در زندان کچویی دوران حکم یکسال حبس خویش را میگذراند طی درخواستی خواهان انتقال به زندان اوین بر مبنای قانون تفکیک جرایم شده بود که در پاسخ به وی اعلام نموده اند که این درخواست از سوی مقامات بالا رد شده است و تنها میتواند برای انتقال به زندان قرچک درخواست دهد.
لازم به ذکر است که در زندان کچویی و قرچک بند منفک زندانیان سیاسی برای زنان وجود ندارد و تنها بند تفکیک شده در زندان کچویی بند مادران است که کودک به همراه دارند.
پروین محمدی که اکنون در بند جرایم عمومی زندانی است پس از رد درخواست انتقال به زندان اوین به ناچار انتقال به بند مادران زندان کچویی را درخواست نموده است.
بنابر قوانین، زندانیان سیاسی بایست با رعایت قانون تفکیک جرایم در بند مخصوص زندانیان سیاسی نگهداری شوند و با توجه به اینکه محل سکونت پروین محمدی در تهران است می بایست وی را به بند زندانیان سیاسی در زندان اوین منتقل می کردند که مسئولین عامدانه با این درخواست مخالفت نموده اند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن محکوم نمودن نگهداری زندانیان سیاسی در بند جرائم عمومی خواهان آزادی پروین محمدی و تمامی کارگران زندانی و فعالین جنبش های اعتراضی از زندان است و همچنین با ابراز نگرانی از سلامت پروین محمدی با توجه به درگیری های شدیدی که در روزهای اخیر در زندان کچویی اتفاق افتاده است اعلام می دارد که مسئولیت سلامت پروین محمدی و دیگر زندانیان علی الخصوص زندانیان سیاسی با مقامات قوه قضائیه می باشد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۳۰ آبان ۹۸

************

فرزانه زیلابی: خانه از پای بست ویران است

امروز بیست و پنجم آذرماه ،احکام نا عادلانه ی حبس و شلاق کارگران هفت تپه :آقایان اسماعیل بخشی و محمد خنیفر که در فرآیند دادرسی ای غیرمنصفانه از سوی شعبه سی و شش دادگاه های تجدید نظر استان تهران به صورت قطعی صادر شده بود ، ابلاغ گردید و در نظر داریم درخواست اعاده دادرسی از حکم صادره را ارائه دهیم.
در حالی که آقای رئیسی، پس از صدور احکام سنگین در پرونده ی هفت تپه از سوی شعبه بیست و هشت دادگاه انقلاب، که احساسات عمومی را جریحه دار نموده بود، وعده رسیدگی در دادگاه منصفانه را داده بود. در کمال ناباوری بدون تشکیل جلسه، همان دادنامه ی نخستین را ضمن اصلاح، در ماهیت امر تٲیید نمود. با این توضیح که در دادنامه ی نخستین، از محکومیت اسماعیل بخشی هفت سال و محمد خنیفر پنج سال قابل اجرا بود و در حکم دادگاه تجدیدنظر از میزان حبس اسماعیل بخشی و محمد خنیفر، هر کدام پنج سال اعمال می شود.
افزون بر آن، به تازگی، برای رسیدگی به شکایت وزیر اطلاعات از اسماعیل بخشی در تاریخ دوم دی ماه، تعیین وقت رسیدگی به عمل آمده است.
و محمد خنیفر نیز چهار پرونده کیفری دیگر مرتبط با اعتصابات و تجمعات هفت تپه در شعب دادسرا و دادگاه باز شده است.
مسٸولین ارشد قوه قضاٸیه در حالی وعده رسیدگی منصفانه را داده بودند که در این پرونده و پرونده های مشابه، به تکرار و آشکارا، معیارهای دادرسی منصفانه گاه به صورت مصوب و گاهی سلیقه ای زیرپاگذاشته شده و اساسا غیر ممکن بود که چنین دادرسی به انصاف بیانجامد.
چه آنکه بارزترین معیارهای دادرسی منصفانه، برگزاری جلسه دادگاه و برخورداری متهمان از حق دفاع ، علنی بودن محاکمه، دسترسی آزاد به وکیل، محاکمه در مراجع صالح (دارای صلاحیت قانونی)، رعایت اصل بی طرفی و…..می باشند.
عدم دسترسی آزاد متهمان به وکیل: در حساس ترین مرحله که یک متهم نیاز به حضور وکیل در کنار خود دارد، در دادسرا و زمان انجام تحقیقات به صورت مصوب براساس تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری حق داشتن وکیل از آن ها سلب که در واقع حق دفاع از آن ها سلب شده است.
دادگاه تجدیدنظر براساس ماده ۴۵۰ قانون آیین دادرسی کیفری، ملزم به تشکیل جلسه هستند اما دادگاه های تجدیدنظر قانون مصوب مجلس را به کنار گذاشته اند و با ارجاع به دستور رٸیس قوه بر اساس استیذان از رهبر، خود را ملزم به تشکیل دادگاه تجدیدنظر نمی بینند.
از رعایت علنی بودن دادگاه ها که به صراحت در قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری کشورمان پیش بینی شده، در شعبه بیست و هشتم دادگاه انقلاب، با برخورد سلیقه ای آشکارا خودداری به عمل آمده بود و حتی متهمان تک تک و به صورت جداگانه محاکمه شدند در حالی که ماهیت یکی از اتهامات که اجتماع و تبانی است، محاکمه توٲمان و همزمان را ایجاب می کرد.
دادگاه انقلاب، صلاحیت رسیدگی به برخی اتهام های اسماعیل بخشی (اخلال در نظم عمومی و سلب آسایش عمومی و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی) را نداشته است ولی قاضی مقیسه به دارا بودن ابلاغ ویژه از سوی رٸیس قوه استناد می کند در حالی که استناد قاضی باید به قانون باشد و صلاحیت دادگاه ها را قانون مشخص می کند نه رئیس قوه…. و موارد صلاحیت دادگاه انقلاب در قانون احصاء شده است.
وقتی شکایت موکل من از مٲمورین امنیتی وزارت اطلاعات با موضوع شکنجه (اخذ اقرار زیر شکنجه) مستند به شهادت شاهدان در جریان هست و وزیر اطلاعات نیز شاکی خصوصی موکل من می باشد، دیگر مٲمورین وزارت اطلاعات بی طرف نیستند و حکمی که بر اساس گزارش این ضابطین علیه موکل صادر شده ،به وضوح، غیر منصفانه و چنین دادگاهی اصل بی طرفی را زیر پا گذاشته است.
با وجود این موارد و ناگفته های دیگر، آقای رٸیسی بر چه اساسی و باچه بضاعتی، وعده دادرسی عادلانه را داده بود؟؟؟؟!!!!
که خانه از پای بست ویران است…..
لازم به ذکر است که با توجه به جابجایی و اشتباه در درج اتهام های انتسابی موکلانم در متن حکم، تصحیح دادنامه و صدور و ابلاغ رٲی تصحیحی را تقاضا نمودم….

فرزانه زیلابی وکیل کارگران نیشکر هفت تپه

۹۸/۹/۲۵

************

حکم زندان علیه کارگران و مدافعان جنبش کارگری محکوم است

آیا قضات!! بی دادگاه ها، شرم را می فهمند!؟
آیا در بی دادگاه های که روزانه ده ها و صدها انسان بی گناه را با پرونده سازی از زندگی ساقط می کنند، باید انتظاری بیشتر از این داشت!؟
برای ما کارگران ثابت شده است که تمامی دستگاه قضایی در هماهنگی کامل با نهادهای اطلاعاتی و‌ امنیتی، پرونده سازی می کنند و بر اساس نظر نهادهای امنیتی، احکام از پیش تعیین شده را صادر می کنند. این به دان معناست که دادگاه!!!؟ و قضات!!؟ خود بخشی از یک سیستمی هستند که سرسختانه و با اتکاء به تمام امکانات قانونی و فراقانونی، می توانند انسان ها را، زنده زنده در تابوت بگذارند.
طی روز های گذشته احکام ۵ سال زندان برای علی نجانی، اسماعیل بخشی، محمد خنیفر و همچنین مدافعان جنبش کارگری، سپیده قلیان، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری، امیر امیر قلی و عسل محمدی صادر شده است.
صدور چنین احکامی نشان می دهد که محافظان نظام سرمایه داری شمشیرها را از رو بسته اند.
آنها خیال می کنند با ایجاد فضای رعب و وحشت، زندان و شکنجه و اختناق می شود جامعه ای که اکثریت افراد آن‌ با فقر و فلاکت و نداری دست و پنجه نرم می کنند را ساکت کرد!
نه با تک‌تیر انداز و زندان، نه با ریاکاری و دروغ و نیرنگ، نه با جعبه شاموراتی بازی صندوق رای و… کارگران و زحمتکشان، مرعوب نخواهند شد و تا رسیدن به حق و حقوق خود تلاش و مبارزه را ادامه خواهند داد.
تاریخ نشان داده است هیج تاج و تختی توان ایستادگی در مقابل اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران و توده های مردم زحمتکش را نخواهد داشت.

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران

کارگر، دانشجو، معلم؛ اتحاد اتحاد

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

۹۸/۹/۲۴

************

احکام ظالمانه دادگاه تجدید نظر اعضای «پرونده هفت تپه» را محکوم می کنیم!

امروز خبر رسیده که اعضای نشریه گام که حامی کارگران هفت تپه بوده اند در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال زندان محکوم شده اند. دیروز خبر رسیده بود که علی نجاتی نیز به ۵ سال زندان محکوم شده است. عدم پرداخت دستمزد کارگران، تهدید و اخراج آنان، زد و بند مالی و چپاول تسهیلات را تماما اسدبیگی کارفرمای نیشکر هفت تپه صورت داده است، در عوض قوه قضاییه به جای محاکمه و مجازات او به کارگرانی که در اثر سیاست های اسدبیگی و به بحران کشاندن نیشکر هفت تپه و خانواده هایشان دچار آسیب شده و برای تامین امنیت شغلی دست به اعتصاب زده اند و به حامیان این کارگران که مطالبات آنها را مطرح کرده اند، احکام سنگین داده است.
نه فقط از پیگیری پرونده اسدبیگی در قوه قضایی خبری نیست و او همچنان به قید وثیقه آزاد است که در برخی رسانه ها هم اخبار غیرواقعی در قالب رپرتاژ_آگهی پخش می کنند.
کارگران و مزدبگیران کشور همراهی و حمایت آشکار قوه قضاییه و سایر نهادهای حکومتی از کارفرمای مجرم و ضد کارگری نیشکر هفت تپه را فراموش نمی کنند و با اتحاد بزرگ هم سرنوشتان پاسخ می دهند. کارگران و مزدبگیران زندان و سرکوب را پاسخ مطالبات برحق صنفی نمی دانند و به احکام ظالمانه دادگاه تجدید نظر که در پشت درهای بسته در غیاب حضور متهمان کارگری و اعضای گروه گام برگزار شده معترض اند و خواستار آزادی بی قید و شرط همه اعضای «پرونده هفت تپه» هستند.

گروه اتحاد بازنشستگان

۹۸/۹/۲۳

************

زورگیری ِقوه قضائیه با احکام طولانی مدت از کارگران!

علی نجاتی کارگر شرکت نیشکر و عضو سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که پیش از این از کار اخراج و مجبور به بازنشستگی پیش از موعد شده بود، طی حکمی از سوی دادگاه به پنج سال زندان محکوم شد. اتهاماتی که به علی نجاتی نسبت داده شده بیش از آنکه دارای وجاهت قانونی و عادلانه باشد به زور گیری از سوی مقامات قضائی شباهت دارد.
نکته دیگر قضیه این است که ایشان پیش از این نیز به همین اتهامات در چند نوبت مکرر محاکمه و حتی به زندان محکوم شده اند. اتهاماتی که آقای نجاتی به یمن قضاوت دادگاه “صالحه”باید همواره علیه خود به دوش کشد، دفاع از حقوق کارگران، مشارکت در تشکیل سندیکا، مسافرت به فرانسه به عنوان نمایده کارگران نیشکر هفت تپه و نماینده کارگران ایران و ایراد سخنرانی در مجامع کارگری به نفع کارگران است. از نظر مقامات قضائی این موارد جرائمی هستند که موجب تشویش افکار عمومی، اخلال در نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام شده است!
اعتراضات و اعتصابات متعدد کارگران نیشکر هفت تپه، و سایر بخش ها و مراکز کارگری نشان داده است که برخورد امنیتی و پرونده سازی و به محاکمه و حبس کشاندن کارگران و فعالان، پاسخی سرکوبگرانه به فقر و گرسنگی کارگرانی است که ماهها حقوقشان معوق مانده و در ناامنی معیشتی به سر می برند. اعتراض به این شرایط نه تنها جرم نیست بلکه حتی طبق قوانین موجود جزو حقوق کارگران می باشد. ضمن محکوم نمودن این احکام ظالمانه صادره و اتهامات واهی، یکصدا به حمایت از همکار بازنشسته علی نجاتی و سایر کارگران و فعالان برخیزیم. جای کارگر زندان نیست!

گروه اتحاد بازنشستگان

۲۲/آذر/۱۳۹۸

************

سپیده قلیان: مشروعیتی برای این احکام قائل نیستم

امروز حکم قطعی ۵ سال زندان برای نه نفر از فعالین کارگری و حامیان آن ها اعلام شده است. سپیده ی قلیان که یکی از این ۹ نفر است، در متنی که در ایسنتاگرام خود منتشر کرده و بر آن نام «پاره‌ای توضیحات درباره آنچه در این شنبه سیاه گذشت» گذاشته است، تاکید کرد برای چنین احکامی مشروعیت قائل نیست. در پیام او آمده است:
امروز صبح پیرو پیامک چهارشنبه به دادگاه انقلاب مراجعه کردم. ابتدا گفتند رای صادر نشده.
در نهایت با پیگیری و پافشاری وکیلم حکم به ما ابلاغ شد.
در دادنامه کوتاهی که سرنوشت و آینده ما را تعیین می کرد نوشته بود عضویت در گروه های ضد نظام فعالیت تبلیغاتی و نشر تکاذیب برای سپیده قلیان، محمد خنیفر امیر میرقلی، اسماعیل بخشی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل_محمدی محرز شده و جملگی مصداق اجتماع و تبانی بوده و تمام ما به صورت کیلویی به ۵سال حبس قابل اجرا محکوم شدیم.
بعلاوه اتهام توهین به رهبری نیز برای آقای بخشی تایید شده که با توجه به تجمیع اتهامات همان ۵ سال برای ایشان قابل اجرا است.
ضمن اینکه عاطفه رنگریز و مرضیه امیری با توجه به اینکه فعالیت شان در همین راستا تشخیص داده شده (!) به اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس قابل اجرا محکوم شده اند. که نمی‌دانم با توجه به بازداشت در روز کارگر و بازپرسی و روند به اصطلاح قضایی متفاوت چنین حکمی چه جایگاه حقوقی می تواند داشته باشد؟!
وقتی از منشی شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب جزئیات احکام را مطالبه کردم با توهین و تشر به من گفتند که نمی گوییم حکم شما چند سال است که بازی رسانه‌ای انجام ندهید و فقط میزان قابل اجرای آن را به شما می گوییم. در واقع مزه شیرین عدالت برای ما تایید نظر به جای تجدید نظر بوده است.
آن هم در شرایطی که تمام مسئولان به ما قول برگزاری دادگاه با حضور خودمان و وکیل را داده بودند و حتی صحبت از برگزاری دادگاه علنی بود تا حداقل بتوانیم صدای حق خواهی کارگران باشیم.
با توجه به روند غیر شفاف من هیچ مشروعیتی برای این احکام قائل نیستم و از ابتدا می دانستم که آزادی موقت ما چیزی جز کارناوال نمایشی برای مسولان نبوده است.
در روزهای آینده اعتراضهای خود را به هر طریقی که برایمان مقدور باشد ادامه خواهیم داد.

************

دادگاه تجدید نظرفعالین کارگری هفت تپه و فعالین نشریه گام و

دو شرکت کننده در تجمع اول ماه مه را به حبس محکوم کرد

دادگاه تجدیدنظر استان تهران، احکام هفت متهم پرونده اعتراضات هفت تپه و دو تن از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را صادر کرد. هر یک از متهمان پرونده ی هفت تپه به ۵ سال حبس محکوم شده اند، بر اساس گزارش های منتشر شده اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی، هفت تن از متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه هر کدام به ۵ سال حبس قطعی محکوم شده‌اند. همچنین عاطفه رنگریز و مرضیه امیری دو تن از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر نیز هر کدام به ۵ سال حبس قطعی محکوم شده‌اند. احکام صادره روز جاری به وکلای مدافع آن ها ابلاغ شده است. علی نجاتی دیگر متهم پرونده اعتراضات هفت تپه نیز هفته گذشته توسط دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. پیش از این و در روز شنبه ۱۶ شهریور، دادگاه انقلاب تهران به ریاست محمدرضا مقیسه، اسماعیل بخشی، نماینده کارگران نیشکر هفت‌تپه را به ۱۴ سال حبس که ۷ سال آن قابل اجرا بود و ۷۴ ضربه شلاق و محمد خنیفر، کارگر دیگر نیشکر هفت‌تپه را به ۶ سال حبس که ۵ سال آن قابل اجرا بود محکوم کرد. همچنین سپیده قلیان، امیر امیرقلی، عسل محمدی، امیرحسین محمدی‌فرد و ساناز الهیاری که در ارتباط با اعتراضات هفت‌تپه دستگیر شده بودند را هم به ۱۸ سال زندان محکوم کرده بود. بر اساس این احکام عاطفه رنگریز و مرضیه امیری دو تن از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر هر کدام به ۵ سال حبس قطعی محکوم شده‌اند. شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه، در شهریورماه امسال عاطفه رنگریز را به ۱۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق و مرضیه امیری را به ۱۰ سال و شش ماه حبس تعزیری و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم کرده بود. عاطفه رنگریز و مرضیه امیری همزمان با روز جهانی کارگر به همراه ده‌ها تن از شرکت کنندگان در تجمع اعتراضی در مقابل ساختمان مجلس در پی ورود نیروهای امنیتی و به خشونت کشیده شدن این تجمع بازداشت شده بودند. مرضیه امیری در تاریخ ۴ آبان‌ماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی و عاطفه رنگریز در تاریخ ۴ آبان ماه ۹۸، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شده بودند.

************

شانزده آذر۹۸ نقطه عطفی در جنبش دانشجویی ایران

برگزاری باشکوه تجمعات دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر در تهران و شهرستان ها ،آن هم درست بعد از سرکوب خونین اعتراضات مردمی و به رغم همه تهدیدها و بگیر و ببندها شور و شوقی دیگر در دل کارگران آگاه و زحمتکشان ایجاد کرد و به نوبه ی خود مرهمی شد بر زخم دل داغدیدگان. این تجمعات نه تنها نشان دهنده فداکاری و شهامت دانشجویان برگزار کننده این مراسم بود، بلکه همچنین حکایت از آگاهی و هوشمندی آنان در این برهه حساس از تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی کشورمان می کرد. دانشجویان با برگزاری مراسم روز دانشجو بدین شکل و با این محتوی نشان دادند که به عنوان فرزندان صادق و فهیم کارگران در کنارآنان ایستاده اند و به مسئولیت خطیر خود به عنوان بخش پیشرو و آگاه جنبش های اجتماعی واقفند. آن ها همچنین نشان دادند که هیچ توهمی به جریانات و افراد فرصت طلب نداشته وبا مرزبندی روشن و واضح، تکلیف خود را با برخی از این جریانات موج سوار و عافیت طلب روشن کرده اند.
جنبش دانشجویی در دهه های گذشته نشیب و فرازهای بسیاری را از سر گذرانده و گرایش ها و جریانات متعددی را در درون و در سیر حرکت خود تجربه کرده است. طی دوره هایی چپ، “چپ سوسیالیست” بر آن مسلط بوده و در مقاطعی برخی جریانات حکومتی و “اصلاح طلب” مدافع سرمایه جهانی، در آن جولان داده اند. گاه حتی معدود عناصری از جریانات به اصطلاح “لیبرال” و ضدکارگر که امروزه با القاب و اسامی مختلف، تماما در پناه کاخ سفید لانه کرده و “مفتخرند” که در جلسات و میهمانی های کوچک و بزرگ ان شرکت می کنند، در پس و پشت و حاشیه های آن خودی نشان می دادند. این جنبش اما امروز و به ویژه در شرایط حساس کنونی، با عزمی راسخ و صدایی رسا اعلام می کند که به عنوان ” فرزندان کارگران” و مردم زحمتکش و محروم جامعه، در کنار آن ها ایستاده و با آنان و اعتراضات شان همسو و همراه خواهند بود. چنبش دانشجویی امروزه با کسب دانش و آگاهی های علمی و تحت تاثیر شرایط اجتماعی و به ویژه جنبش زنده و پویای کارگری، رشد چشمگیری یافته و می رود تا در پرتو نقادی آگاهانه ی خویش، گام به گام در اتحاد با جنبش کارگری، نقش به مراتب پررنگ تری در مبارزه طبقاتی جاری ایفا نماید. شعارهای هوشمندانه ی دانشجویان در ۱۶ آذر امسال، مستقیما “نیولیبرالیسم” را به عنوان نماد سرمایه داری هار، جنگ طلب و ضدکارگر معاصر، در همه جای دنیا نشانه رفته و نوک تیز حمله ی خود را به درستی متوجه این تبلور سرکوب و استثمار سرمایه جهانی و اقتصاد در حال بحران آن قرار داده است. شعارهای دانشجویان در مراسم گرامی داشت روز دانشجو، آشکارا نشان از ارتقا سطح دانش و آگاهی سیاسی و طبقاتی دانشجویان و جنبش دانشجویی و جایگاه ویژه ی این جنبش در رو در رویی با سرمایه داری جهانی از یک سو و اتحادش با جنبش کارگری از سوی دیگر دارد.
حضور و حرکت دانشجویان در مراسم بزرگداشت این روز و فریاد رسای شان در شرایط حساس کنونی، به نوبه ی خود حکایت از آن دارد که عوامل سرمایه و نهادها و ارگان های تحت فرمانش، با همه تهدیدها، اخراج ها، بگیر و ببندها و ترفندهای خود در دانشگاه ها و بزرگ تر و بالاتر از آن، کشتار وحشیانه و دهشتناک مردم معترض در سرتاسر ایران، نتوانسته است این جنبش را به محاق برده، ساکت و خاموش نماید. جنبش دانشجویی در ۱۶ آذر امسال آگاه تر و گسترده تر از سال های پیش به میدان آمد و گام های محکم و شجاعانه ای را در اتحاد با جنبش طبقه ی کارگر و مبارزات جاری و حی و حاضر آنان برای:”نان، کار، آزادی” برداشت.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، ضمن حمایت از مراسم گرامی داشت ۱۶ آذر، روز دانشجو و شعارهای پرمحتوای آن در اتحاد و همبستگی با کارگران و مبارزات آنان همچون: “فرزند کارگرانیم، همراهشان می مانیم”؛ “کارگر، معلم، دانشجو، اتحاد، اتحاد”، کارگر زندانی، زندانی سیاسی، آزاد باید گردد؛ و ... خواهان آزادی تمامی کارگران و دانشجویان دربند و زندانیان سیاسی می باشد.

گام هایتان استوار

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری - آذر ۹۸

************

حمایت سندیکای کارگران هفت تپه از شانزده آذر دانشجویان

دانشجویان عزیز، فرزندان دردهای بی شمار، شما یک بار دیگر نشان دادید که صدای خفه شده مردم در ایران هستید.
شما با بیان خواست و مطالبات به حق تان، نشان دادید که نه تنها فرزند کارگران هستید، بلکه متحد جنبش کارگری می باشید.
شما در مقاطع مختلف مبارزاتی تا کنونی، مورد سخترین اذیت و آزار ها قرارگرفته اید.
اما باز داشت، تهدید و زندانی شدن، محرومیت از درس و دانشگاه و ستاره دار شدن، امنیتی شدن فضای دانشگاه و وجود سرکوب خشن، نتوانسته است صدای شما دانشجویان را خاموش کند.
امسال در روز دانشجو در ۱۶ آذر با شعار «کارگر، معلم، دانشجو اتحاد اتحاد» نشان دادید که جنبش های اجتماعی باید بتوانند بر خواست های مشترک خود متحد شوند.
شما با رساتر کردن شعار «نان کار آزادی، اداره شورایی» نشان دادید که برای رهایی از تمامی مصائب موجود راهی جز اداره شورایی باقی نمانده است. شما با شعار «نان کار،آزادی» یک بار دیگر فریاد زدید که شما در کنار جنبش کارگری، خواستار آموزش و تحصیل رایگان، خدمات بهداشتی و درمانی رایگان، برخورداری از تمام ثروت های مادی و معنوی در جامعه برای آحاد افراد جامعه هستید.
شما با شعار «نان کار آزادی» نشان دادید که خواستار داشتن یک زندگی پر از رفاه و آسایش و امنیت همراه با حرمت و کرامت، بدور از فقر، فلاکت، تبعیض، نابرابری ها… و استثمار هستید.
جنبش کارگری به خود افتخار می کند که اینچنین فرزندانی را دارد، افتخار می کنیم که شما صدای رسای میلیون ها انسان به تنگ آمده از فقر و فلاکت و اختناق هستید، صدایتان پرخروش تر و پیوند تان مستحکم تر باد.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ضمن حمایت از خواست و مطالبات شما، خواستار آزادی کلیه بازداشت شده گان دانشجو می باشد.

برقرار و پرتوان باشید.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

سه شنبه ۱۹ آذر ۹۸

************

پیام اسماعیل بخشی به مناسبت روز دانشجو

هرچند این روزها حس میکنم تبریک گفتن چیزی یا داشتن حال خوب، انگار خیانت به مردم است اما دانشجویان نورچشمی های مردم هستند، امروز را، روزشان نامیدند، روزی که در دانشگاه خون ریخته شد، روز اعتراض بود، روز غم، شانزده آذر…
شاپرکان زیبا!!!! روز غمگین تان مبارک.
دانشجویان، «صادق ترین» «دوست داشتنی ترین» کنشگران اجتماعی هستند و مردم بیشترین امید و نگاهشان به حرکات و واکنش های آنهاست.
واقعا، واقعا، واقعا «جای دانشجو، زندان نیست».

************

یادداشت سپیده ی قلیان به مناسبت ۱۶ آذر

درباره آنچه که در ۱۶ آذر گذشت، و به عنوان یک دانشجوی زن می‌نویسم: پیوند کارگران و دانشجویان ترسناک‌ترین سیمای اعتراضات برای نهادهای امنیتی است. آن‌ها این خوف را کتمان نمی‌کنند و بارها از تریبون‌های مختلف اعلام کرده‌اند که از پیوند جنبش‌های اعتراضی مختلف، سخت هراسان‌اند. سرکوب نیز همواره در جایی سخت‌تر و خشن‌تر بوده است که جنبش‌های اعتراضی مختلف با هم گره خورده‌اند. چه در میان فعالان دانشجویی و چه در بین فعالان کارگری، آن‌هایی شدیدتر سرکوب شده‌اند که بر روی گرانیگاه سیاسی حکومت دست گذاشته‌اند: پیوند میان کارگران و دانشجویان. حمایت دانشجویان از مطالبات کارگران هفت‌تپه، چنان لرزه بر اندام نهادهای سرکوب‌گر انداخت، که آن‌ها سرگشته و مستاصل، ابتدا دست به بازداشت فعالان نزدیک به هفت‌تپه زدند و بعد تریبون‌های تخریبی-امنیتی خود را علیه هفت‌تپه، که مقابل خصوصی‌سازی ایستاده بود به کار گرفتند.
در وضعیت بحرانی موجود، در موقعیتی که خیابان، به شکلی عینی و انضمامی، تضادهای مردم و حاکمیت را روشن کرده است و تورم افسار گسیخته، استخوان‌های طبقات پایین‌دست را له کرده است، پس از تجمع دانشجویان، در روز دانشجو و سر دادن شعارهایی در پیوند با جنبش کارگری، بخشی از نیروهای راست چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیون، چنان به به دانشجویان مستقل دانشگاه تهران توپیده‌اند که گویی آن‌ها روی مردم اسلحه کشیده‌اند و در سرکوب خونین مردم، در شکنجه‌ی جوانان عاصی و اعتراف‌گیری از معترضین جان به لب آمده، نقش داشته‌اند.
شاید ما، به عنوان ناظران بیرونی این وقایع، چرایی این هجمه‌ی وسیع را به طور کامل درک نکنیم. اما قطع به یقین، محکوم کردن اعتراضات دانشجویان و تلاش برای خفه کردن آن‌ها، بخشی از روند سرکوب است. نقد اقتصاد نئولیبرال، در هر شمایلی، نقد وضعیت اسفناکی است که به مردم ایران تحمیل شده است. مگر نئولیرالیسم تعریفی جز بنیادگرایی سرمایه دارد؟ و مگر دولت در افزایش قیمت بنزین هدفی جز آزادسازی قیمت‌ها داشت که سرآغاز خیزش سرخ آبان شد؟ اگر مدافعان یواشکی وضعیت موجود، نسبت به اصطلاح «نئولیبرالیسم» حساسیت دارند، آن‌ها به صحبت‌های کارگری در مقابل فرمانداری ارجاع می‌دهم که می‌گفت:
صدتا حقوقم بدی بی فایده‌ست. شرکت باید برگرده به بخش دولتی. این البته که به معنای دفاع از سرمایه‌داری دولتی نیست. اما آزادسازی قیمت‌ها، مقررات‌زدایی از کار، و کالاسازی هست و نیست جامعه، سیاست‌های نئولیبرال هستند و این سیاست‌ها، زندگی و معیشت بخش عمده‌ی مردم را هدف گرفته‌اند.