افق روشن
www.ofros.com

اخبار، گزارش، مصاحبه و مطالب کارگری

اخبار کارگری                                                                                                پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳ آگوست ۲۰۲۰


اردوی کار: ادامه اعتراضات کارگران هپکو

برای دوازدهمین روز متوالی امروز هم تجمع اعتراضی کارگران هپکو اراک ادامه یافت.
کارگران هپکو اراک امروز پنجشنبه ۲۳ مرداد ماه برای دوازدهمین روز متوالی نسبت به بلاتکلیفی شغلی خود و وعده های دروغین مسئولان در محوطه کارخانه تجمع کردند.

**********

بیانیه‌ای کارگران اعتصابی در پالایشگاه عسلویه

دوستان عزیزان همکاران زحمتکش پروژه توجه توجه
پیمانکاران نمی‌خواهند که کارگرها در رفاه باشند
پیمانکاران می‌خواهند که کارگران همیشه نیازمند و دست تنگ باشند که دائما کارگران برایشان مثل برده کار کنند...
تاکی ما کارگران پروژه به زندگی با فقر ادامه بدهیم و سکوت کنیم؟
تاکی ما بگوئیم پیمانکار برادر ما هست فامیل ما هست دوست یا همشهری ما هست...
فریب پیمانکاران را نخوریم همکاران...
این‌که میگن بیاین مشغول شین بعداً حقوقها را طبق کمپین تنظیم می‌کنیم یه دروغ و فریب است که ما را بکشانند در منطقه‌ٔ کار هر برادر عزیزی هم که می‌خواهد مشغول شود از بدو ورود به کارگاه طبق کمپین قرار ببندد و همه‌ٔ بندهای کمپین در قرار داد ذکر شود...
دوستان همکاران صبر پیشه کنید
بیمه تکمیلی حق ماست...
حقوق طبق کمپین حق ماست...
پایه بیمه طبق حقوق حق ماست...
واریز حقوق سر ماه حق ماست...
خوابگاه و امکانات خوب حق ماست...
بیست روز کار ده روز مرخصی حق ماست...

تا کی ما باید برای پیمانکاران سخت کار کنیم...
لطفاً لطفاً اتحاد داشته باشیم...
در صورت اتحاد ما کارگران شرکت ها و پیمانکاران مجبور به قبول کردن همه‌ٔ قوانین کمپین هستن...
لطفاً همه همکاری کنید تا به هدفمان و به حقمان برسیم...

**********

تجمع کارگران هپکو وارد نهمین روز شد

کارگران شرکت هپکو برای نهمین روز در محوطه شرکت دست به تجمع زده و ضمن اعتراض نسبت به توقف تولید و بلاتکلیفی وضعیت شرکت، خواستار پاسخگویی مدیرعامل و مجموعه مدیریتی شرکت هستند.
کارگران معترض می گویند: یک سال است که تیم مدیریتی سازمان خصوصی‌سازی در هپکو مستقر شده است اما با این حال، هنوز هیچ سفارش ساخت نداریم و همچنان تولید تعطیل است.
در این چند روز که ما اعتراض صنفی داشتیم، مدیرعامل حاضر به پاسخگویی نشد؛ امروز هم مقابل درب اتاق مدیرعامل منتظر هستیم یا بیاید و به حرف‌های ما کارگران گوش بدهد و در نهایت، به ما پاسخ بدهد که چرا هپکو همچنان زمین خورده است و فکری به حال آن نمی‌کنند

اردوی کار

**********

پرستاران نیز به اعتراض سراسری پیوستند

برای مشاهدۀ تصاویر و فیلم ها به کانال تلگرام گروه اتحاد بازنشستگان اینجا مراجعه کنید.
اعتراض هماهنگ پرستاران در چند استان کشور!
در یک اقدام هماهنگ نیروهای شرکتی وزارت بهداشت امروز۹۹/۵/۲۰ در استان های زیر دست به تجمع در مقابل استانداری ها زدند:
🔹خراسان رضوی
🔹خوزستان
🔹یزد
🔹اراک
🔹لرستان
🔹کرمان
🔹ارومیه

**********

هفت هزار تپه برپا کنیم

شبحی دراین فلات فلاکت زده در گشت و گذار است. در این دریای ثروت اکثریتی گرسنه و فقیر زنجیرهای بردگی را بصدا درآوردەاند. این هنوز آغاز جدی تر نبرد فقر و ثروت و بعبارت رساتر نبرد کار و سرمایه است. ربایندگان ثروت و برخورداران از این چپاول آنگاه این فریاد ها را خواهند شنید که دستانمان بهم برسد و زنجیرها بگسلد و آنگاه جهانی نوین سر برخواهد آورد. بدون بردگی کارمزدی، بی گرسنگی و تن و فرزند فروشی، بدون گورخوابی. در آن هنگام مردمان بی لبخند چنان قهقهه سرخواهند داد که چشمه بجوشد و کوه سبزه پوشد و طبیعت آرام گیرد. و این رویا نیست فقط مشروط به اتحاد اردوی بیشمار کار و زحمت حول برنامەی ادارەی شورایی جامعه است. از صفر تا صد باید شورا را زندگی کنیم. آندم پیکار نهایی برای برپایی جهانی نو آغاز میشود. بایستی همه فراخوانده شوند؛ پرستاران، معلمان، بازنشستگان و خلاصه همەی طبقه و متحدان باید در این کارزار همراه شوند. بگذار هفت هزار تپه برخیزد. اکنون کارگران نفت و پتروشیمی بە فریاد آمدەاند، دیر نیست که شریان ثروت و مکنت و رانت و مخازن تدارکاتی سرکوب با اعتصاب و اعتراض کارگران نفت و پتروشیمی قطع گردد. باید مراقب فتنه و توطئەی دشمنان باشیم که این هیولایی مکار و حیلەگر است.
ما جمعی ازفعالین کارگری که خود را بخشی از اردوی کار در نبرد بی امان کار و سرمایه میدانیم حمایت بیدریغ خود را از تمامی مطالبات کارگران هفت تپه، صنایع نفت و پتروشیمی، هپکو و سایر اعتراضات کارگران و زحمتکشان اعلام نموده و خود را ملزم به ابراز همبستگی با آنان میدانیم. باشد تا درسراسر ایران هفت هزار تپه برپا کنیم.

نان کار آزادی ادارەی شورایی

جمعی از فعالین کارگری شهرستانهای اشنویه، نقده، پیرانشهر

**********

اسماعیل عبدی، جعفر عظیم زاده و

تعداد زیادی از زندانیان بند ۸ زندان اوین به بیماری کرونا مبتلا شدند

فوری فوری
طی خبر های رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران ۱۲ نفر از زندانیان بند ۸ زندان اوین به کرونا مبتلا شدند و هم اکنون در بهداری مرکزی زندان اوین بستری شدند.
هفته گذشته با شدت گرفتن علائم بیماری در بین زندانیان، مسئولین بند به طور رندوم از ۱۷ نفر از آنان تست کرونا گرفتند که امروز یکشنبه جواب تست زندانیان به آنان اعلام شد که از ۱۷ نفر، ۱۲ نفر به کرونا مبتلا شده اند.
جعفر عظیم زاده، اسماعیل عبدی، امیر سالار داودی، مجید آذرپی، فریدون احمدی، سعید شریفی و تعداد دیگری که اسامی آنها فعلاً در دست نیست ابتلایشان به کرونا قطعی اعلام شده است.

اتحادیه آزاد‌کارگران ایران-۱۹ مرداد ۹۹

**********

اسماعیل بخشی: کارگران نیشکر هفت تپه چه می گویند،

مسئولین و رسانه های جمهوری اسلامی چه می شنوند

نزدیک به دوماه است کارگران نیشکر هفت تپه در وضعیت وخیم کرونایی، گرما و شرجی نفس گیر استان خوزستان در اعتراض به شرایط اسفناکی که بخش خصوصی در این پنج سال به زندگی آنها تحمیل کرده است دست به اعتصاب زده اند، سخن از اینکه مطالبات کارگران چیست دیگر زیاده گویی ست آنقدر گفته اند و فریاد زدند که بعید می‌دانم از هفت تپه بگوییم و کسی نداند امروز مطالبه ی اصلی کارگران نیشکر هفت تپه چیست، در این پنج سالی که این شرکت سرافراز را به بخش خصوصی منحوس واگذار کرده اند آنقدر رنج و محنت و یاس و فقر بر کارگرانش تحمیل شده است که کارگران در دور جدید اعتصابات مطالبه ی «خلع ید» بخش خصوصی را بعنوان اصلی ترین شعار و مطالبه خود مطرح کرده و دو ماه است در این گرمای جانفرسای تیر و مرداد خوزستان، وضعیت کرونا و اوضاع بسیار بد اقتصادی شان با تمام وجود دست در دست و دوشادوش همدیگر، متحدانه، آگاهانه و مسالمت آمیز از جان مایه گذاشته اند تا این خواسته شان(خلع ید بخش خصوصی) محقق گردد زیرا امروز کارگران هفت تپه نیک می‌دانند عامل اصلی بدبختی و تبعیض و نابرابری و طبقاتی شدن جامعه چیزی نیست جز مالکیت خصوصی و خصوصی سازی کارخانه ها و صنایع ، «خلع یدی» که کارگران هفت تپه امروز فریاد می زنند به معنی کوتاه شدن دست «هر» بخش خصوصی و نیمه خصوصی و حقیقی و حقوقی از هفت تپه است نه اینکه این کارفرما برود دیگری بیاید از اساس با هرگونه خصوصی و نیمه خصوصی و مالکیت دیگری در این شرکت مخالفند و دوماه این خواسته را کف خیابان جلوی فرمانداری شهرستان شوش فریاد زده و به گوش همگان رسانیده اند. اما مسئولین و رسانه های جمهوری اسلامی چه می شنوند و در پاسخ چه میگویند...
پس از پنجاه روز سکوت مرگبار بالاخره مسئولین و رسانه یکی یکی وارد گود ما حامی کارگر هستیم شدند (با دوربین و فیلمبردار و عکسهای یادگاری)، حال ببینید کارگران چه گفتند آنها چه شنیدند.
برای شروع ماجرا رسانه میلی پس از پنج سال چند دقیقه به فعالین کارگری فرصت می‌دهد تا از دلیل اعتصاب و مطالبات شان حرف بزنند، یکی از نمایندگان کارگری با قاطعیت می‌گوید مطالبه اول و اصلی ما «خلع ید» بخش خصوصی است و از این خواسته کوتاه نمی آییم، سپس مجری برنامه در پاسخ می‌گوید بله پس خواسته اول شما «تغییر مدیریت» است!!!
چرا میگوید تغییر مدیریت؟ چون حامی بخش خصوصی هستند و اینگونه القا میکنند به ببینده که انگار کارگران از این کارفرما ناراضی هستند و بدنبال کارفرمای جایگزین هستند
و قبل از برنامه از فعالین خواسته بودند علیه رسانه های خارجی موضع بگیرند و این در حالی ست که امروز کارگران هفت تپه بشدت نسبت به عملکرد صدا و سیما اعتراض دارند.
روز بعد نمایندگان مجلس به تجمع کارگران می آیند به حرف کارگران گوش می‌دهند باز همه فریاد می‌زنند «خلع ید» بخش خصوصی، اما آنها بله ماهم به مانند شما به این نتیجه رسیدیم که این کارفرما «اهلیت» نداشته و باید شرکت از او گرفته شده و به کسی دیگر داده شود!!!
به همه ی همکاران رنجدیده ام در شرکت عرض میکنم اگر مسئولینی می آیند و در حمایت از ما می‌گویند این کارفرما «اهلیت» لازم را ندارد نباید خوشحال شویم بلکه بالعکس باید نگران باشیم چرا؟ چون وقتی واژه ی «اهلیت» کارفرما را مطرح میکنند یعنی اینکه این کارفرما برود و دیگری که به زعم آنها اهلیت دارد جایگزین شود و این به معنای «خلع ید» بخش خصوصی که ما می‌گوییم نیست و این حرف کجا اثبات می شود با حضور امام جمعه اهواز و نماینده رهبر در تجمع اعتراضی امروز کارگران هفت تپه، مجدد کارگران مطالبه ی خلع ید بخش خصوصی را فریاد می‌زنند و می‌گویند یا شرکت را به کارگران واگذار کنید یا دولتی شود با نظارت کارگران.
اما امام جمعه اهواز هم این حرف را تکرار می‌کند : بله ما می‌دانیم که کارفرمای فعلی هفت تپه «اهلیت» نداشته و واگذاری اشتباه بوده، و در ادامه جایگزین های اهلیت دار معرفی می‌کند : یا دولتی بشود یا آنرا به اهلش واگذار کنیم «سپاه، بنیاد مستضعفان، ستاد فرمان امام.......»
ببینید عزیزان هیچکدام از این مسئولین و رسانه های جمهوری اسلامی قصد ندارند مراد اصلی شما که «خلع ید» هر چه خصوصی و نیمه خصوصی از هفت تپه ست را حاصل کنند. همه بدانند برای اداره ی هفت تپه هیچ کس به اندازه ی کارگران و کارکنان هفت تپه که عمرشان را در کشت نیشکر و تولید شکر صرف کردند «اهلیت» ندارد بنیاد مستضعفان و سپاه و فرمان امام چه تخصص و سابقه ای در کشت و صنعت نیشکر دارند، کارگران معترض از هرچه بخش خصوصی و نیمه خصوصی بیزارند و نمی‌خواهند از چاله به چاه بیفتند و وقتی می‌گویند مدیریت هفت تپه را به کارگرانش بدهید یا آنرا به دولت برگردانید با «نظارت کامل کارگران» چون به دولت هم اعتماد ندارند پس همه بدانند مطالبه ی اصلی کارگران هفت تپه «خلع ید» هرچه خصوصی و نیمه خصوصی از سر کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه ست."

به امید عبور از رنجها و زندگی در شادیها

اسماعیل بخشی هیجده مرداد نود ونه

**********

پای درد دل‌های کارگران پیمانکاری پارس جنوبی!

کارگران پیمانکاری پارس جنوبی، دردهای زیادی دارند. این کارگران می گویند:
بیماری کرونا در بوشهر بیداد می‌کند؛ با این وجود هیچ پروتکل ایمنی خاصی به جز قرار دادن تب‌سنج در ورودی‌های نفررو پالایشگاه‌ها در دستور کار قرار نگرفته است؛ حتی ساعت کار کارگران پیمانکاری کم نشده. مدیران صنایع بعضاً توجهی به پروتکل‌های بهداشتی ندارند و مرخصی‌های پرسنل به دلیل انجام تعمیرات اساسی، طبق روال سالهای قبل صورت می‌گیرد؛ در بسیاری از پالایشگاه‌ها تعمیرات اساسی یا اورهال در حال انجام است و نفرات به صورت تنگاتنگ و فشرده مشغول به کار سخت هستند.
از آنجا که در پارس جنوبی کارگرانی از همه جای کشور حضور دارند و کار می کنند، اگر پروتکل‌های بهداشتی رعایت نشود، بیماری کرونا خیلی راحت از عسلویه و کنگان به همه نقاط کشور می‌رود؛ هر کارگر وقتی به مرخصی می‌رود، می‌تواند ناقل بیماری باشد و آن را به خانواده و اطرافیان خود منتقل کند.
حتی توزیع ماسک به صورت مرتب انجام نمی‌شود و در ضدعفونی کردنِ کانکس‌های محل استراحت و غذاخوری کارگران، اهمال می‌شود.
اوایل با وایتکس ضدعفونی می‌کردند؛ کارگران ریه‌هایشان ناراحت بود و نمی‌توانستیم راحت تنفس کنیم؛ گفتیم مواد ضدعفونیِ ایمن بیاورید، وایتکس ضرر و زیان بسیار دارد؛ اکنون یک هفته است که قرار است مواد ضدعفونی بی‌خطر بیاورند اما هنوز نیاورده‌اند؛ همانطور بدون ضدعفونی کنار هم می‌نشینیم؛ استراحت می‌کنیم و غذا می‌خوریم!
تبعیض خیلی زیاد است؛ یک کارگر رسمی با چهار یا پنج سال سابقه کار، حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان در هر ماه حقوق می‌گیرد اما کارگر پیمانکاری با ده سال سابقه، فقط ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان دریافتی ماهانه دارد؛ حتی طرح طبقه‌بندی مشاغل در پالایشگاه‌ها اجرا نمی‌شود؛ ما بارها از طریق دادگاه‌ها و اداره کار شکایت کردیم اما به جایی نرسیدیم؛ وقتی برای اجرای طرح طبقه‌بندی به ادارات کار مراجعه کردیم، به ما گفتند اینجا یعنی پارس جنوبی از شمول قانون کار خارج است و لذا اجرای طرح طبقه بندی در اینجا الزامی نیست؛ دل‌بخواهی است اگر کارفرما بخواهد طرح را اجرا می‌کند و اگر نخواهد، الزام و اجباری در کار نیست! چون شما تحت پوشش قانون کار نیستید!
یکی از کارگران پیمانکاری با ده سال سابقه در بخش تعمیرات یکی از پالایشگاه‌های پارس جنوبی می‌گوید: ما همه سختی‌ها را تحمل می‌کنیم اما دستمان به جایی بند نیست؛ چرا باید رسمی‌ها که بیشتر کار دفتری دارند و زیر کولر می‌نشینند، بیش از ده میلیون تومان حقوق بگیرند اما ما کارگران پیمانکاری که در دمای ۵۰ یا ۶۰ درجه جنوب، در فضای باز کار می‌کنیم و مدام عرق می‌ریزیم، ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان دریافتی داشته باشیم؛ ما بدی آب و هوا و سختی کار را تحمل می‌کنیم اما دستمزدمان به هیچ وجه کافی نیست.
آنها نظرکرده هستند و ما بچه سر راهی! تفاوت فقط در میزان حقوق و مزایای مزدی نیست؛ آنها بهترین امکانات رفاهی، خوابگاه‌های مدرن و باکیفیت، رستوران‌های خوب و راحت با بهترین غذاها، اتوبوس‌های باکیفیت برای حمل و نقل از کمپ به محل کار و بلیط هواپیمای رفت و برگشت برای روزهای مرخصی دارند اما ما هیچ کدام از این امکانات را نداریم! ما کیفیت غذایمان به شدت بد است؛ خوابگاه‌های محل استراحت و خواب ما هیچ گونه امکاناتی ندارند؛ به ما نه تنها بلیط هواپیما برای رفت و برگشت نمی‌دهند، بلکه پول بلیط اتوبوس هم نمی‌دهند؛ یعنی ما اگر بخواهیم ماهی یکبار پیش خانواده‌هایمان برویم، باید با همین ماهی ۴ میلیون یا ۴ میلیون و ۵۰۰ حقوق، خودمان بلیط رفت و برگشت بگیریم. حتی در ساعات کار هم تبعیض است؛ رسمی‌ها غالباً تا دو ظهر کار می‌کنند اما ما تا هفت و هشت شب، سر کار هستیم.
غذا را از رستوران بیرون با پرایدبار می‌آورند درب پالایشگاه. بعد چند نفر غذا را از پرایدبار به مینی‌بوس منتقل می‌کنند و داخل پالایشگاه می‌آورند؛ آنجا در یک کانکس غذا برای چهار واحد (هر واحد حدود ۳۰ نفر) توزیع می‌شود؛ ببینید چند مرحله توزیع و تقسیم غذا داریم! اگر در هر کدام از این مراحل یک نفر ویروس کرونا داشته باشد، در دست به دست شدن، همه مریض می ‌شوند! کیفیت غذایی که با این سختی به دست ما می‌رسد، خیلی بد است؛ حتی گاهی در حد صفر است
سرویس‌هایی که بررسی و چک فنیِ مرتب نمی‌شوند اما هر روز کارگران را از خوابگاه به پالایشگاه و برعکس، جابجا می‌کنند
حتی درسرویس‌های بهداشتی وکیفیت آنها تبعیض دیده می‌شود؛سرویس‌های بهداشتی رسمی‌ها،با کیفیت وکولردار است و مواد بهداشتی به وفور دارداماسرویس‌های بهداشتی ما آنقدر بد وبی‌کیفیت است که وقتی داخل‌شان می‌رویم، دراین گرمای تابستان خیس عرق می‌شویم؛ انگاردوش گرفته باشی..

اردوی کار

**********

پزشک هفت تپه به کارگران اعتصابی پیوست

«به شرکت نیشکر هفت‌تپه آمده‌ام. زیر باد کولر گازی، لم داده‌ام و کمر خم‌شده این سنگ‌های تیپاخورده رنجور رو معاینه می‌کنم. کارگران هفت‌تپه پنجاه روز است در اعتصابند. از زمانی که که خود را شناختم، اینان در اعتصاب بودند. اعتصاب برای یک سال، چند ماه و ... اعتصاب تنها برای نان. پدرانی که غم نان کمرشان را دولا کرده است. غم نان به زندان‌شان افکنده است. وادار به اعترافات اجباری‌شان کرده است. به سرویس‌های امنیتی بیگانه متصل‌شان کرده است!!! شلاق‌شان زده است و من هیچ دوست ندارم تصویری از کمر خم‌شده پدر ایرانی را بازتاب دهم. خودم شرمم می‌شود. ولی کمرهاشان را می‌بینم اشک از چشمانم و هق‌هق از دهانم جاری می‌شود.
چه حکایت تلخی است داستان ناتمام پرابهام هفت‌تپه. بعد از تایم کلینیک به جمع‌شان خواهم رفت. صدای‌شان خواهم شد. مدیران این شرکت فقط زیر باد کولر گازی لم داده‌اند و مشغول رشوه‌دهی به مقامات قضایی. ولی من امروز به جمع‌شان خواهم رفت. صدای بی‌صدایان خواهم شد.
به قول شفیعی کدکنی
"کمترین تصویری از یک زندگی این است
آب. ‌نان. آواز
ورفزون‌تر خواهی از آن، گاه‌گاه پرواز
آنچنان بر ما به آب و نان
اینجا تنگ‌سالی شد
که کسی در فکر آوازی نخواهد بود
وقتی آوازی نباشد
شوق پروازی نخواهد بود.»

از صفحه اینستاگرامی یاسر رحمانی

شورای بازنشستگان ایران

**********

بیانیه در رابطه با آغاز اعتصابات گسترده و همزمان کارگری

روز شنبه ۱۱ مرداد ۹۹ یک روز متفاوت در تاریخ مبارزات کارگری ایران بود. به موازات ادامه مبارزات و اعتصابات پر شور و قدرتمند کارگران هفت تپه که اکنون ۵۰ روز است خیابان را صحنه ابراز مطالبات خود کرده اند، اعتصابات گسترده و همزمانی در چندین مرکز بزرگ تولیدی و حیاتی به وقوع پیوست. کارگران پالايشگاه های نفت آبادان، نفت سنگین قشم، پارسیان، پالايشگاه گاز فازهای ۲۲ تا ۲۴ پارس جنوبی در کنگان، پتروشیمی لامرد، پتروشیمی پارس فنل، کارکنان پترو پالایش کنگان و کارگران هپکو در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه و پائین بودن دستمزد دست به اعتصاب زدند.
وقوع چنین اعتصابات وسیعی آن هم در یک روز و در حساس ترین مراکز تولیدی، نوید شروع اعتصابات عمومی و سراسری را می دهد. کارگران ایران سالهاست که علیه عدم پرداخت حقوق معوقه و پایین بودن میزان دستمزد در شرایط افسارگسیختگی تورم و گرانی، فریاد اعتراضشان بلند است و هر مرکز کارگری تجربه ی بارها اعتصاب و اعتراض در کارنامه خود را به ثبت رسانده است. اما هنوز هیچیک از خواستها و مطالباتشان پاسخ درخور توجه نگرفته است، معترضین سرکوب شده اند، احضار و بازداشت شده اند و از کار بیکار گردیده اند. کارگران همچنان با معضل حقوق های معوقه مواجه اند. دستمزدشان ۵ برابر زیر خط فقر است. خیلی از همکاران، فعالین و رهبران اعتصاباتشان همچنان زیر فشار و در زندان هستند.
کارگران ایران دوره طولانی ای از مبارزه را سپری کرده تا به شرایط امروز رسیده اند. امروز هم به میزان لازم تجربه کسب کرده اند و هم به یمن مبارزات جانانه خود به یک توازن قوای تعیین کننده دست یافته اند. به این آگاهی، تجربه و اطمینان رسیده اند که به شیوه پراکنده و جدا از هم دستیابی به مطالبات خود و برخورداری از زندگی در خور شٱن انسان برایشان میسر نخواهد بود.
کارگران مراکز یاد شده، روز شنبه ۱۱ مرداد مسیری که سالهاست کارگران ، معلمان ،پرستاران، بازنشستگان و دانشجویان هموار کرده اند را وارد مرحله ای جدید و پرتوان کرده است. در نتیجه در این شرایط ضروری ست که کارگران همه مراکز تولیدی و خدماتی به اعتصابات عمومی و سراسری بپیوندند.
تنها راه خلاصی از فقر، نداری، حقوق ۵ برابر زیر خط فقر، حقوق معوقه و عموم مشقات گریبانگیر کارگران، همان است که کارگران این مراکز در پیش گرفتند. اعتصاب عمومی تنها راه است.

زنده باد اتحاد و همبستگی سراسری

۱۳۹۹/۵/۱۳

۱- اتحاد بازنشستگان ایران

۲- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

۳- سندیکای نقاشان البرز

۴- شورای بازنشستگان ایران

۵- شورای همبستگی کارگری

۶- کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری

۷- جمعی از بازنشستگان فولادی

۸- گروهی از فعالین کارگری سقز

۹- گروهی از فعالین لغو کار کودکان

۱۰- تشکل برای کودکان پیرانشهر

۱۱- تشکل مستقل دانشجویان پیشرو دانشگاه اصفهان

۱۲- دانشجویان دانشگاه آزاد نجف آباد اصفهان

۱۳- جمعی از دانشجویان هنر دانشگاه‌های تهران

**********

تایید حکم ۱۳ ماه حبس جدید علیه جعفر عظیم زاده در دادگاه تجدید نظر

به دنبال اجبار قانونی برای آزادی جعفر عظیم زاده پیرو بخشنامه ۲۸ اسفند ۹۸ قوه قضائیه، نهاد های امنیتی جهت جلوگیری از این امر، در اقدامی کاملا دستوری و فرمایشی پرونده جدیدی را با تعجیل فراوان علیه ایشان تشکیل و در اقدامی بی سابقه در قوه قضائیه جمهوری اسلامی، ظرف مدت بیست روز کل روند بازجویی، بازپرسی، محاکمه و صدور حکم را به سرانجام رسانده و او را به جرم تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به ۱۳ ماه حبس جدید محکوم کردند که عینا و طبق دستور نهادهای امنیتی در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر تایید و دیروز ۱۱ مرداد در زندان به او ابلاغ گردید.
مصادیق تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی در این پرونده اعتراض عظیم زاده به عدم درمان زندانیان در اوایل سال ۹۸ و اعتراض به صدور احکام ظالمانه علیه کارگران هفت تپه و کارگران تجمع کننده در مراسم روز جهانی کارگر سال ۹۸ در مقابل مجلس بوده است.
صدور چنین حکمی در‌حالی صورت میگیرد که وی در حال سپری کردن دوره محکومیت پنجساله‌اش میباشد. جعفر عظیم زاده هیچ جرمی مرتکب نشده است و تنها به دفاع از خواست ‌و مطالبات صنفی کارگران مبادرت ورزیده است. صدور احکام ظالمانه حبس و زندانی کردن کارگران از سوی نهادهای امنیتی و قضایی در راستای سرکوب هر نوع حق خواهی و مطالبه گری کارگران صورت میگیرد. اگر کارگری مانند جعفر عظیم زاده به صدور احکام زندان علیه کارگران هفت تپه و بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و یا به عدم درمان زندانیان اعتراض میکند به اتهام تبلیغ علیه نظام به حبس مجدد محکوم میگردد. اگر این ظلم آشکار علیه جامعه نیست پس چیست؟
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن ابراز انزجار از صدور حکم زندان مجدد علیه جعفر عظیم زاده، اقدام به بازنشر نامه جمعی زندانیان سیاسی در اعتراض به عدم درمان زندانیان که جعفر نیز از امضا کنندگان آن بود و نیز فایل صوتی وی که در اعتراض به صدور حکم زندان علیه کارگران منتشر شده بود مینماید تا این موارد ‌که مصادیق اتهام تبلیغ علیه نظام در پرونده سازی جدید جعفر عظیم زاده بودند را در معرض قضاوت طبقه کارگر و کل جامعه ایران قرار دهد. تا از این طریق دایره برخوردهای ظالمانه سیستماتیک حاکمیت علیه کارگران بیشتر از پیش در معرض نظر جامعه آشکار گردد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۱۲ مرداد ۹۹

**********

خبرهایی از اعتصاب در شرکتهای فاز ۱۳ و ۱۴ پتروشیمی لامرد

برای مشاهدۀ تصاویر و فیلم ها به کانال تلگرام شورای بازنشستگان ایران اینجا مراجعه کنید.
برخی معضلات صنعتگران، جوشکاران و پرسنل شاغل در صنعت جوش:
۱- عدم وجود یک اتحادیه یا انجمن صنفی جوشکاری در کشور جهت حمایت و پیگیری حق و حقوق کارگران صنعت جوش
۲- عدم ارسال لیست بیمه بطور کامل و اینکه بیمه شخص جوشکار بعنوان کارگر ساده ارسال می شود.
۳- عدم افزایش حقوق جوشکاران با توجه به افزایش حقوق سالانه و پایین بودن حقوق نسبت به کار تخصصی و شرایط بسیار سخت محیطی(مرگ کارگر ماهشهری بر اثر گرمازدگی در طی روزهای اخیر برای نمونه)
۴- عدم وجود قرارداد کاری قانونی بین کارگر و کارفرما و عدم نظارت بیمه و اداره کار بر این قراردادها
۵- وجود غیر قانونی قراردادهای یکماه
۶- عدم پرداخت سختی کار به صنعتگران جوش
۷- عدم وجود امنیت شغلی
۸- عدم واریز بموقع حقوق کارگران
۹- نبود ایمنی و امکانات رفاهی در محل پروژه ها
طرح های خود اشتغالی و صنعتی فراوان به علت عدم وجود زمین و حمایت بر زمین مانده است.

شورای بازنشستگان ایران

**********

بیانیه در رابطه با تائید حکم اعدام ۵ نفر از شرکت کنندگان در اعتراضات دیماه ۹٦

اجازه نمی دهیم دستگاه قضایی جان هیچ انسانی را با هیچ بهانه ای بگیرد.
اعتراضات گسترده پس از حکم اعدام سه جوان معترض آبانماه که با مقاومت و همبستگی مردم در ایران و جهان براه افتاد، دستگاه قضایی را علیرغم میلش به عقب نشینی و توقف حکم مجبورساخت.
مردم وسیعا نشان دادند که مخالف اعدام اند و در مقابل سیاستهای سرکوبگرانه حکومتها می ایستند، حکومتهایی که برای حفظ منافع و بقای خود چاره ای به جز سرکوب ندارند. اما اینک قوه قضائیه خشمگین از اتحاد کم نظیرافکارعمومی و برای پیشگیری از تکرار این قدرت اجتماعی در حالیکه هنوز زمان اندکی از عقب نشینی اش نگذشته دوباره اقدام به صدور و تایید حکم مرگ ۵ نفر دیگر را کرده است.
مهدی صالحی، هادی کیانی، محمد بسطامی، مجید نظری و عباس محمدی جوانان معترضی هستند که به جرم شرکت در اعتراضات مردمی دیماه ۹٦ توسط دادگاه های اصفهان به اعدام محکوم شده و این احکام از سوی دیوان عالی کشور تایید شده است.
این یک جنگ آشکار میان مردم انساندوست جامعه با دستگاه قضایی بر سر مرگ و زندگی است.
دستگاه قضایی با رویکرد قتل و کشتن برای ارعاب جامعه، در یک طرف و اراده مردمی که مصمم در دفاع از زندگی اند، در طرف مقابل ایستاده اند. ما با تکیه به قدرت اتحاد و همبستگی خود و با حمایت افکار عمومی ‌جامعه جهانی به حمایت از جان جوانانمان ادامه خواهیم داد و دیگر اجازه نمیدهیم انسانهای معترض و خواهان برخورداری از زندگی انسانی توسط دستگاههای سرکوب، اعدام شوند.
اسارت انسانهای معترض و سیاسی در زندانها ، این امکان را به دستگاه‌های قضایی و مجریان قتل می دهد که بمنظور انتقام یا پیشگیری از اعتراضات مردمی که خودشان وقوع آنرا هشدار داده اند، جان زندانیان را بخطر اندازند!
بدینجهت علاوه بر اعتراض شدید و محکومیت احکام اعدام جوانان معترض دی ماه ۹٦ و توقف بی قید و شرط آن، خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی هستیم.

٧/۱۳۹۹/۵

۱- اتحاد بازنشستگان ایران

۲- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

۳- سندیکای نقاشان البرز

۴- شورای بازنشستگان ایران

۵- شورای همبستگی کارگری

٦- گروه‌کارگر و معلمان ۱۹ اسفند

٧- کانون گفتگوی بازنشستگان تامین اجتماعی

۸- گروهی از فعالین کارگری سقز

۹- گروهی از فعالین لغو کار کودکان

۱۰- تشکل مستقل دانشجویان پیشرو دانشگاه اصفهان

۱۱- دانشجویان دانشگاه آزاد نجف آباد

**********

جعفر عظیم زاده‍ حمله به جعفر عظیم زاده در داخل زندان

امروز ساعت یازده صبح یکی از زندانیان در داخل بند‌۸ به جعفر عظیم‌زاده حمله کرده و او را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. این زندانی که به جرم فروش مواد مخدر زندانی است در یکی دیگر از سالنهای بند‌ ۸ محبوس است و به گفته جعفر عظیم زاده تا قبل از این اتفاق هیچگونه برخوردی با این فرد نداشته است. پس از این اتفاق مسئولین زندان هیچگونه ترتیب اثری به این موضوع نداده و کوچکترین برخوردی به شخص ضارب نکرده اند. پس از این اتفاق حوالی غروب نیز زندانی دیگری از بندی دیگر در محیط هواخوری به جعفر عظیم زاده حمله میکند.
این اتفاقات در‌حالی رخ داده که مسئولین کوچکترین اقدامی در راستای حفظ جان و سلامتی جعفر انجام نداده اند در‌حالیکه اگر دعوا و یا جدالی بین زندانیان اتفاق بیافتد مسئولین سریعاً مانع شده ‌و برخوردهای شدیدی به زندانیان و یا شخص ضارب میکنند.
این اتفاق عجیب که در یک روز دو بار به شخص جعفر حمله شده و مسئولین نیز کوچکترین عکس‌العملی نشان نداده اند ما را بر این باور رسانده است که این حملات مطمئناً طرحی سازمانیافته از سوی نهادهای امنیتی است تا به جعفر عظیم زاده آسیب جدی رسانده و یا حتی او را به قتل برسانند یا اینکه با چنین اقداماتی جعفر را تحریک و وادار به عکس‌العمل کرده که دوباره بتوانند بهانه ای برای اِعمال فشار بیشتر و پرونده سازیهای مجدد به دست آورند.
اساساً تداوم عدم تفکیک نگهداری زندانیان سیاسی با زندانیان جرائم خطرناک اقدامی آگاهانه از سوی نهادهای امنیتی است تا در چنین مواقعی بتوانند به جان و سلامت زندانیان سیاسی یورش ببرند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران این حمله سازمانیافته به جعفر توسط نهادهای امنیتی را بشدت محکوم مینماید و مسئولیت حفظ جان و سلامتی جعفر و دیگر زندانیان سیاسی را متوجه مسئولین قوه قضائیه میداند. جان جعفر عظیم زاده در‌خطر است و باید به فوریت و بدون قید و شرط آزاد گردد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران- پنجم مردادماه نود و نه

**********

نهاد های امنیتی جمهوری اسلامی ایران

قصد جان جعفر عظیم زاده را دارند

امروز ساعت یازده صبح یکی از زندانیان در داخل بند‌۸ به جعفر عظیم‌زاده حمله کرده و او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد.
این زندانی که به جرم فروش مواد مخدر زندانی است در یکی دیگر از سالنهای بند‌ ۸ محبوس است و به گفته جعفر عظیم زاده تا قبل از این اتفاق هیچگونه برخوردی با این فرد نداشته است.
پس از این اتفاق مسئولین زندان هیچگونه ترتیب اثری به این موضوع نداده و کوچکترین برخوردی به شخص ضارب نکرده اند. پس از این اتفاق حوالی غروب نیز زندانی دیگری از بندی دیگر در محیط هواخوری به جعفر عظیم زاده حمله می کند.
این اتفاقات در‌حالی رخ داده که مسئولان کوچکترین اقدامی در راستای حفظ جان و سلامتی جعفر انجام نداده اند در‌حالی که اگر دعوا و یا جدالی بین زندانیان اتفاق بیافتد مسئولان سریعاً مانع شده ‌و برخوردهای شدیدی به زندانیان و یا شخص ضارب می کنند.
این اتفاق عجیب که در یک روز دو بار به شخص جعفر حمله شده و مسئولان نیز کوچکترین عکس‌العملی نشان نداده اند ما را بر این باور رسانده است که این حملات مطمئناً طرحی سازمان یافته از سوی نهادهای امنیتی است تا به جعفر عظیم زاده آسیب جدی رسانده و یا حتی او را به قتل برسانند یا اینکه با چنین اقداماتی جعفر را تحریک و وادار به عکس‌العمل کرده که دوباره بتوانند بهانه ای برای اِعمال فشار بیشتر و پرونده سازیهای مجدد به دست آورند.
اساساً تداوم عدم تفکیک نگهداری زندانیان سیاسی با زندانیان جرائم خطرناک اقدامی آگاهانه از سوی نهادهای امنیتی است تا در چنین مواقعی بتوانند به جان و سلامت زندانیان سیاسی یورش ببرند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران این حمله سازمان یافته به جعفر توسط نهادهای امنیتی را بشدت محکوم می نماید و مسئولیت حفظ جان و سلامتی جعفر و دیگر زندانیان سیاسی را متوجه مسئولین قوه قضائیه می داند.

جان جعفر عظیم زاده در‌خطر است و باید به فوریت و بدون قید و شرط آزاد گردد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

پنجم مردادماه نود و نه