افق روشن
www.ofros.com

....مجموعه اخبار، گزارشات، مقالات، حمایت ها و

بیانیه پیرامون زندانی شدن جعفر عظیم زاده

اتحادیه آزاد کارگران                                                                                     شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹٦ - ۲۲ آوریل ۲۰۱٧

در صفی متحدانه به دفاع از خواستهای اسماعیل عبدی بر خیزیم

اسماعیل عبدی طی بیانیه مبسوطی از بند ۳۵۰ زندان اوین، اعلام کرده است در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی کارگران و معلمان و با خواست خارج کردن اینگونه اتهامات واهی از پرونده اش از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
این دومین بار است که این فعال برجسته جنبش اعتراضی معلمان و از پیشگامان اتحاد کارگران و معلمان ایران در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی طی بیانیه ای از داخل زندان اوین اعلام اعتصاب غذا میکند.
سال گذشته در چنین روزهایی بیانیه مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده از داخل زندان اوین انتشار عمومی پیدا کرده بود که در پی آن این دو فعال جنبش معلمان و جنبش کارگری ایران از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا زدند و مقامات قضائی با شکل گیری حمایتهای گسترده داخلی و بین المللی مجبور به آزادی موقت آنان و پذیرش اعاده دادرسی پرونده جعفر عطیم زاده شدند. اما بدنبال برگزاری دادگاه تجدید نظر اسماعیل عبدی عین حکم شش سال زندان ایشان تایید و این معلم  مسئول و برجسته در آبانماه سال گذشته بار دیگر بازداشت و به زندان اوین منتقل شد و جعفر عظیم زاده علاوه بر رد اعاده دادرسی پرونده اش در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به یازده سال زندان دیگر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه  محکوم و منزلش جهت بازداشت وی روز پنجم بهمن ماه سال گذشته مورد یورش مامورین امنیتی قرار گرفت.
تایید حکم اسماعیل عبدی، بازداشت و به زندان انداختن مجدد ایشان و رد اعاده دادرسی پرونده جعفر عظیم زاده و محکومیت مجدد او  به یازده سال زندان، چیزی جز یک دهان کجی آشکار از سوی نهادهای امنیتی و قوه قضائیه دولت جمهوری اسلامی به خواست میلیونها کارگر و معلم و افکار عمومی داخلی و بین المللی مبنی بر برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی نبود.
اینک اسماعیل عبدی در شرایطی که بدلیل اعتصاب غذای پارسال و لطمات ناشی از آن در وضعیت جسمانی نامناسبی قرار دارد بار دیگر میخواهد در اعتراض به امنیتی کردن  فعالیتهای صنفی و با خواست برداشته شدن اینگونه اتهامات از پرونده اش از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا بزند.
۸ روز باقیمانده به آغاز اعتصاب غذای اسماعیل عبدی بسیار حیاتی  و مهم است. بدون تردید وارد شدن اسماعیل به اعتصاب غذا جان او را بشدت در معرض خطر قرار خواهد داد و در این میان مسئولین امنیتی و قضائی همچنانکه تا کنون نشان داده اند به خودی خود با تن دادن به خواست بر حق اسماعیل ایشان را از اعتصاب غذا بر حذر نخواهند داشت.  
جان اسماعیل در گرو اعتراضات متحدانه و قدرتمندانه ما کارگران، معلمان و افکار عمومی بین المللی و داخلی است. نباید اجازه داد اقلیتی با جا زدن منافع چپاولگرانه و حفظ امنیت خود به جای منافع ملی و امنیت کشور، فعالین تشکلهای صنفی ما کارگران و معلمان را به زندانهای طویل المدت محکوم و با قرار دادن آنان در شرایطی غیر انسانی باعث اعتصاب غذا و به خطر افتادن جانشان بشوند.
اسماعیل عبدی، بهنام ابراهیم زاده و دیگر فعالین کارگری و جنبش معلمان که به زندانهای طویل المدت محکوم شده اند هیچ جرمی جز دفاع از معیشت و منزلت انسانی خود و ما کارگران و معلمان مرتکب نشده اند. آنان پیشگامان تحقق یک زندگی انسانی برای ما کارگران و معلمان هستند و نباید اجازه داد جان آنان در معرض خطر قرار بگیرد.
ما با حمایت قاطعانه از خواستهای اسماعیل عبدی و محکوم کردن تداوم سیاست امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط اسماعیل هستیم و بدینوسیله با فراخوان به کارگران و معلمان، سازمانهای حقوق بشری و افکار عمومی بین المللی و داخلی برای بر پائی اعتراضاتی  گسترده علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، اعلام میداریم مسئولیت آغاز اعتصاب غذا و به خطر افتادن جان اسماعیل عبدی مستقیما بر عهده بالاترین مقامات امنیتی، قضائی و دولت جمهوری اسلامی است.

۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹٦

*************

به مناسبت سالروز بیانیه مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده

یکسال از بیانیه مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده گذشت. سال گذشته در روز ۲۱ فروردین ماه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی با انتشار بیانیه ای از داخل زندان اوین اعلام کردند به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر از روز دهم اردیبهشت ماه بر علیه امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان دست به اعتصاب غذا خواهند زد. در پی صدور این بیانیه مشترک و آغاز اعتصاب غذا توسط این دو فعال برجسته صنفی، جنبش عظیمی در حمایت از آنان و بر علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی شکل گرفت که نهایتا منجر به آزادی موقت اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده گردید. با این حال اسماعیل عبدی بار دیگر از روز ۱۹ آبانماه سال گذشته زندانی شد و برای بازداشت جعفر عظیم زاده نیروهای امنیتی به منزلش یورش بردند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با قدردانی از مبارزات عدالتخواهانه اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده و ایستادگی آنان در برابر تداوم سیاست امنیتی کردن اعتراضات کارگران و معلمان، با باز انتشار بیانیه مشترک آنان از همه کارگران و معلمان در سراسر کشور میخواهد در آستانه اول ماه مه و روز معلم با خواست آزادی فوری اسماعیل عبدی، بهنام ابراهیم زاده و همه زندانیان آزادیخواه و عدالت طلب، خواهان برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های آنان و پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی بشوند.

۲۱ فروردین ماه ۱۳۹٦

*************

جعفر عظیم زاده: در حمایت از اسماعیل عبدی و همه زندانیان شریف و آزادیخواه

دور نیست روزهایی که همه انسانهای شریف را بر روی دوشهایمان از زندانها آزاد خواهیم کرد

قبل از آخرین روزهای تحویل سال نو، هر کاری کردم دستم برای نوشتن به یاد یاران در بندم یاری ام نکرد. اسماعیل عزیز، این معلم برجسته و اسطوره ایستادگی را بار دیگر به بند کشیدند. بهنام ابراهیم زاده مظهر مقاومت ما کارگران در برابر ستم را نزدیک به هفت سال است به بند کشیده اند و ارش صادقی، امیر امیر قلی، سعید شیرزاد، مهدی شاندیز، علی معزی،  علی شریعتی، نرگس محمدی، عبدالفتاح سلطانی و دهها انسان عزیز و شریف دیگر در لحظاتی که همه مردم ایران در سراسر کشور به دیدار هم می شتابند و چند روزی را فارغ از همه درد و رنجهایی که دارند میگذرانند به زنجیر کشیده اند و آنان دور از عزیزانشان در باشکوه ترین روزهای سال در کنج زندانهای کشور بسر می برند.
یاد این انسانهای بزرگ، گرامی ترین، عزیزترین و در عین حال دردناک ترین لحظه های من در عید نوروز است.  دهه هاست اقلیتی ناچیز در این مملکت منافع چپاولگرانه خود را امنیت کشور نامیده  و شریف ترین انسانها را با این بهانه مسخره و پوچ و واهی به بند کشیده اند. این غیر قابل تحمل ترین چیزی است که میتوان تصورش را کرد.
 مشتی دزد و غارتگر با سیطره بر سرنوشت مردم یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان، دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر کارگران را تا واپسین روزهای سال نمی پردازند. میگویند کلیه فروشی انسانها برای سیر کردن شکم ایرادی ندارد. فقر و گرسنگی، گورخوابی و کارتن خوابی، تکدی گری کودکان و بزرگسالان و تن فروشی زنان در خیابانها بیداد میکند. حداقل مزد و زندگی و معیشت نزدیک به ۵۰ میلیون نفر از جمعیت یک جامعه هشتاد میلیونی را آنطور که منافع چپاولگرانه شان اقتضا میکند  تعیین میکنند و آنوقت انسانهای شریف و مسئولی همچون اسماعیل عبدیها باید در گرامی ترین روزهای سال در کنج زندانها باشند.
 آیا این وضعیت قابل تحمل است؟ آیا میشود بی سابقه ترین شکلی از فقر و فلاکت را بر مردمان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تحمیل کرد و آنوقت زبانشان را نیز برای حرف زدن و انتقاد از کام کشید؟ اگر چنین وضعیتی در طول تاریخ بشر ضامن بقا سیستمی بوده است اینجا نیز در ایران چنین خواهد شد!؟ اما تاریخ درس دیگری به همه ما انسانها آموخته است: نمیشود و هیچ کس و هیچ خدائی نیز نمیتواند هم فقر و فلاکتی بی پایان را بر مردمان یک کشور ثروتمند تحمیل کند و هم زبانشان را ببرد و آنان را در کنج زندانها به بند کشد. 
دور نیست روزهایی که ما کارگران و معلمان و عموم مردم شریف ایران، اسماعیل عبدی ها، بهنام ابراهیم زاده ها و جوانان برومندی همچون امیر امیر قلی، ارش صادقی و وکلای متعهدی همچون عبدالفتاح سلطانی و زنان برابری طلبی همچون نرگس محمدی ها را بر روی دوشهایمان از زندانها خارج کنیم.

سی ام  اسفند ماه ۱۳۹۵

*************

جلسه دوم محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد

در دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ شهرستان ساوه برگزار شد

ساعت ۱۲ ظهر امروز ۲۱ اسفند ماه، جلسه دوم محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد با اتهامات بر هم زدن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه برگزار شد.
در این دادگاه ابتدا دو نفر از نگهبانان کارخانه که بعنوان شاهد از سوی وکیل کارفرما معرفی شده بودند اظهار داشتند: جعفر عظیم زاده را در محل کارخانه ندیده اند و در رابطه با شاپور احسانی راد نیز اظهار داشتند که وی از کارگران خواست تا از حق شان دفاع کنند.
سپس آقای جداری فروغی وکیل جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد با توجه به دفاعیات انجام شده در جلسه اول دادگاه، دفاعیات تکمیلی خود را ارائه و خواهان تبرئه موکلین خود شد. در این دادگاه که بمدت ۲۰ دقیقه طول کشید وکیل کارفرمای کارخانه نورد و لوله صفا اعلام کرد از جعفر عظیم زاده شکایتی ندارد. لازم به یاد آوری است جلسه اول محاکمه این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ ساوه روز هشتم شهریور ماه سالجاری برگزار شده بود.
شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در پی اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا در اواخر اردیبهشت ماه سال ۹۴ ، در ارتباط با این اعتصاب دستگیر و هر کدام به ترتیب پس از ۲٦ و ۱۸ روز بازداشت در سلول انفرادی و بازجوئی های متعدد با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند و سپس دو پرونده امنیتی و کیفری بر علیه آنان در دادگستری شهرستان ساوه تشکیل و هر کدام در رابطه با پرونده امنیتی با اتهامات "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور" و "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" در دادگاه شعبه اول انقلاب ساوه به ۱۱ سال زندان محکوم شدند. جعفر عظیم زاده علاوه بر یازده سالی که در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به زندان محکوم شده است پیش تر با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران نیز با همان اتهامات شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به شش سال زندان محکوم شده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن تداوم تعقیب قضائی شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده و تشکیل پرونده های متعدد بر علیه آنان، اعلام میدارد بکارگیری شیوه های مختلف سرکوب و برخوردهای امنیتی با اعتراضات صنفی، نه تنها ذره ای از عزم و اراده ما کارگران برای دفاع از حقوق انسانی مان نخواهد کاست بلکه روز بروز بر عمق و دامنه اعتراضات ما و نفرت و انزجارمان از وضعیت موجود خواهد افزود. تشکل، تجمع، اعتصاب و سازماندهی اعتراضات سراسری حق مسلم و خدشه ناپذیر ماست و هیچ قدرتی نمیتواند توام با تحمیل بی حقوقی و فقر و فلاکت روز افزون بر ما کارگران، مانع حق خواهی ما شود.

۲۱ اسفند ماه ۱۳۹۵

*************

دادگاه تجدید نظر محمود صالحی و عثمان اسماعیلی برگزار شد

مورخ ۹۵/۱۲/۱٦ عثمان اسماعیلی و محمود صالحی در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظراستان کردستان محاکمه شدند.قابل ذکر است که عثمان اسماعیلی در تاریخ ۹۴/۲/۸ در شهر سقز توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر و در تاریخ ۹۴/۸/۳۰ در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان سقز به ا تهام شرکت در مراسم روز جهانی کارگر به یک سال زندان تعزیری محکوم شد. عثمان اسماعیلی به رای صادره اعتراض نمود و امروز دوشنبه ۹۵/۱۲/۱٦ در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان محاکمه شد. محمود صالحی نیز در تاریخ ۹۴/۲/۸ توسط ماموران لباس شخصی اداره اطلاعات شهرستان سقز با نیابت از اداره اطلاعات استان کردستان در منزل مسکونی خود در شهر سقز دستگیر شد. محمود صالحی در دو جلسه در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال و نیم و به اتهام عضویت در جمعیت های معارض کشور به هفت سال و نیم در مجموع به ۹ سال زندان تعزیری محکوم شد. محمود صالحی به رای صادره اعتراض نمود و امروز مورخ ۹۵/۱۲/۱٦ در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان محاکمه شد.

(برگرفته از صفحه فیس بوک محمود صالحی)

*************

احضار و تهدید سه نفر از اعضای هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در شهر سنندج

بعد از ظهر دیروز مامورین ستاد خبری اداره اطلاعات شهر سنندج با مراجعه به محل کار مظفر صالحی نیا و شریف ساعد پناه  از اعضای هیات مدیره  اتحادیه آزاد کارگران ایران در شهر سنندج، آنان را از شرکت در هر گونه تجمعی بر حذر کردند و به دنبال آن خلیل کریمی یکی دیگر از اعضای هیات مدیره اتحادیه را به اداره اطلاعات احضار و صبح امروز از ۹ صبح تا ۳۰/۱۲ دقیقه وی را مورد بازجوئی قرار داده و از وی خواستند تا در رابطه با عدم شرکت در تجمعات تعهد بدهد. اما خلیل کریمی ضمن دفاع از عضویت در هیات مدیره اتحادیه و شرکت در تجمعات به عنوان حقوق قانونی کارگران حاضر به دادن تعهد نشده است. همچنین علاوه بر مامورین اداره اطلاعات که دیروز به محل کار مظفر صالح نیا و شریف ساعد پناه مراجعه کرده بودند صبح امروز مامورینی نیز از اطلاعات نیروی انتظامی به محل کار آنان مراجعه و آنها را از شرکت در هر گونه تجمعی بر حذر کردند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن اعمال فشار بر اعضای هیات مدیره خود در شهر سنندج، اعلام میدارد شرکت کارگران و عموم مردم ایران در تجمعات صنفی و مدنی جزو حقوق خدشه ناپذیر آنان است و هیچکس نمیتواند کارگران را از حق خواهی برای برخورداری از یک زندگی انسانی و یا عضویت در تشکلهای صنفی بر حذر دارد.

۱٦ اسفند ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده: آقای نوبخت، اگر شما نمیتوانید به گذشته بازگردید

و ببنید چه ستمی بر کارگران کرده اید، آنان خودشان اینکار را خواهند کرد

اخیرا محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت روحانی در پاسخ به سوالات خبرنگار ایلنا پیرامون حداقل مزد سال آینده، ضمن فرار از اعلام خط فقر توسط دولت، گفته است: دولت طبق تورم حقوق کارگران را برای سال آینده تا ده درصد افزایش خواهد داد و در ادامه با سلب مسئولیت از دولت روحانی در مورد فقر و فلاکتی که در طول دهه ها و سالهای گذشته بر کارگران شاغل و بازنشسته تحمیل شده، اعلام کرده است: "ما نمی‌توانیم به گذشته بازگردیم و ببینیم وضعیت از چه قرار بوده، باز هم تکرار می‌کنم دولت خود را مقید به افزایش حقوق‌ها بر اساس نرخ تورم می داند".
اظهارات فوق از سوی نوبخت قبل از هر چیز، بیانگر ماهیت فریبکارانه شورایعالی کار و ماهیت ضد کارگری نماینده ها و نهادهای دست ساز کارگری در این شوراست. چرا که در شرایطی که نهادهای دست ساز کارگری در حال فراخواندن کارگران برای سکوت در مورد حداقل مزد سال آینده به بهانه محاسبه سبد هزینه هستند از آنطرف سخنگوی دولت پرده از جایگاه شورایعالی کار و نماینده های دست ساز کارگری بر میدارد و با اعلام اینکه "دولت طبق تورم حقوق کارگران را برای سال آینده تا ده درصد افزایش خواهد داد" بر ماهیت دستوری بودن تعیین حداقل مزد در این شورا صحه میگذارد.
از طرف دیگر، نوبخت با حذف معیار سبد هزینه در تعیین حداقل مزد و اعلام اینکه، دولت نمی تواند به گذشته برگردد و عقب ماندگی مزدی را جبران کند، چشم در چشم میلیونها کارگری که از شدت فقر و فلاکت کارد به استخوانشان رسیده است، دارد میگوید وضعیت همینه که هست و به این معنا با گستاخی تمام اعلام میکند زندگی و سرنوشت میلیونها خانواده کارگری به مثابه اکثریت عظیم مردم ایران به ایشان و دولت روحانی ربطی ندارد.
اما جناب نوبخت و دولت اش باید بدانند: درست است که بدلیل نزدیک به چهار دهه سرکوب حق خواهی کارگران و محروم کردن آنان از داشتن تشکلهای مستقل و بویژه سرکوب سیستماتیک اعتراضات کارگری در چهار سال گذشته، کارگران ایران همین فردا صبح در خیابانها قادر به دادن پاسخی محکم به او و سیاستهای ضد کارگری دولت روحانی نیستند، اما اگر ایشان کمی فرصت کند و دور و برش را نظری بیاندازد آنوقت خواهد دید که هر روزه جای جای کشور و مقابل مجلس، صحنه دهها اعتراض کوبنده و پر از خشم و نفرت کارگران و معلمان و بازنشسته های کشوری و لشکری از وضعیت فلاکتبار موجود است که بی تردید در صورت ادامه شرایط مصیبت بار کنونی، به سیلی خروشان تبدیل و خواب را بر چشمان ستمگران حرام خواهد کرد.

نهم اسفند ۱۳۹۵

*************

علی رغم صدور ۱٧ سال زندان بر علیه جعفر عظیم زاده

به دلیل فعالیتهای صنفی، باز هم پرونده ایی دیگر و دادگاهی دیگر

*************

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد برای محاکمه به شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری۲ شهرستان ساوه احضار شدند

بر اساس احضاریه شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه، جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد می باید ساعت ۱۲ روز ۲۱ اسفند ماه در این دادگاه جهت محاکمه حاضر شوند.
این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با شکایت کارفرمای کارخانه نورد و لوله صفا  یکبار در روز هشتم شهریور ماه در این دادگاه با دو اتهام  بر هم زدن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی محاکمه شده بودند اما از آنجا که از سوی وکیل این کارخانه مدارک مستندی مبنی بر تخریب و آتش سوزی در کارخانه با تحریک عظیم زاده و احسانی راد ارائه نشده بود مقرر گردید تا ادامه محاکمه به جلسه دیگری موکول شود.
شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در رابطه با اعتصاب اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ کارگران کارخانه نورد و لوله صفا که در اعتراض به عدم پرداخت ۵ ماه دستمزد صورت گرفته بود به ترتیب در روزهای بیست و ششم اردیبهشت و سوم خرداد ماه بازداشت و بر علیه آنان دو پرونده امنیتی و کیفری جداگانه در دادگاههای شعبه اول انقلاب و شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه تشکیل شد.
بر اساس حکم شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ساوه، شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده به اتهام "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور" و "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" هر کدام به ۱۱ سال زندان محکوم شده اند و اینک بر اساس پرونده دیگرشان در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه، آنان  در روز ۲۱ اسفند ماه به محاکمه کشیده خواهند شد.
جعفر عظیم زاده علاوه بر یازده سالی که در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به زندان محکوم شده است پیش تر با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با همان اتهامات شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به شش سال زندان محکوم شده است و در حال حاضر زندانی بند ۸ زندان اوین می باشد که بدنبال اعتصاب غذای ۶۳ روزه ای که انجام داد در بیرون از زندان بسر می برد. احضار جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد به دادگاه کیفری ساوه در شرایطی صورت می گیرد که منزل عظیم زاده جهت بازداشت و بازگرداندن او به زندان اوین در روز پنجم بهمن ماه مورد یورش مامورین دادستانی تهران قرار گرفت.
یورش به منزل جعفر عظیم زاده و اینک احضار او و شاپور احسانی راد به دادگاه و فرا خواندن رضا شهابی به زندان، بیانگر چیزی جز تلاش برای به تمکین کشاندن این فعالین برجسته جنبش کارگری و  وادار کردن کارگران ایران به تسلیم در برابر وضعیت جهنمی موجود نیست. اما همانگونه که اتحادیه آزاد کارگران ایران بارها اعلام کرده است، چنین سیاستهایی نه تنها راه به جایی نخواهند برد بلکه طبقه کارگر ایران را بیش از پیش و به شکل تعیین کننده تری در برابر وضعیت موجود قرار خواهد داد.

۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده: رد اعاده دادرسی اسماعیل عبدی، تشدید سرکوب

هرگونه حق طلبی میلیونها کارگر و معلم در سرتاسر ایران است

خواست اعاده دادرسی اسماعیل عبدی توسط شعبه ۳۳ دیوانعالی کشور رد شد. این شعبه از دیوان، در واقع شعبه دیگری از دادگاههایی است که رسالت اش، نه رسیدگی حقوقی و قضائی به پرونده های متهمین صنفی و سیاسی، بلکه تایید هر رای ایی است که توسط بی دادگاههایی به نام دادگاههای انقلاب اسلامی بر ما کارگران و مردم ایران تحمیل شده است.
اسماعیل عبدی همچون فرزاد کمانگرها، بداقی ها، خواستارها، باغانی ها، بهشتی ها و صدها آموزگار مسئول دیگر، هیچ جرمی جز دفاع از منافع صنفی و انسانی طبقه کارگر ایران و مبارزه برای تحصیل رایگان میلیونها فرزندان خرد سال و جوانان خانواده های ما مزد بگیران زحمتکش مرتکب نشده است.
اسماعیل فرزند سازش ناپذیر و نماد اتحاد ما کارگران و معلمان ایران برای برخورداری از یک زندگی انسانیست. رد اعاده دادرسی چنین انسانی، آنهم در شرایطی که سیستم سرمایه داری حاکم بر ایران به عریان ترین شکلی در مقابل میلیونها کارگر از هپکو تا هفت تپه و کارگران شرکت نفت و پتروشیمی ها و صنایع فولاد و خودرو سازی و معادن قرار گرفته است، بیانگر چیزی جز اعلام جنگی اشکار و بی پرده به ما کارگران ایران نیست.
مگر میشود در یک جامعه هشتاد میلیونی که دارای سوابق تاریخی بلند و درخشانی از آزادیخواهی و برابری طلبی است اسماعیلها را به بند کشید، هزاران هزار میلیارد چپاول کرد، تجاوزگران به کودکان و غارتگران را آزاد گذاشت و آنوقت حقوق کارگران را تا ماهها پرداخت نکرد و در هنگامه فریاد آنان برای دریافت لقمه نانی خشک، شلاق زنی براه انداخت و گارد ویژه بر سرشان ریخت؟
تعیین تکلیف چنین درجه ای از تحمیل بربریت بر یک جامعه هشتاد میلیونی دور نیست.

*************

۱۰۰۰ کارگر و معلم و فعال مدنی در بیانیه متحدانه ای با حمایت از

عظیم زاده و عبدی، خواهان پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی شدند

موجیم که آسودگی ما عدم ماست
- جعفرعظیم زاده،  ازفعالین و مدافعین حقوق کارگری در تاریخ ۵ بهمن از سوی مراجع قضایی و امنیتی به منظور بازگشت به زندان، تحت تعقیب قرار گرفت.
- ماموران امنیتی با مراجعه به منزل نامبرده با اعمال فشار روحی و روانی بر خانواده و تهدید و ارعاب فرزند ارشدش،فشار برایشان و فعالین کارگری را تشدید کردند. - عظیم زاده که همواره دغدغه خویش را تضیع حقوق کارگر و طبقه مزد بگیرمانند معلمان اعلام نموده است ،در اردیبهشت سال ۹۵ همراه با اسماعیل عبدی ،اعتصاب غذای خود را با هدف برداشته شدن اتهامات امنیتی از پروندهای فعالین کارگری /معلمی آغاز نمود.
- پس از در دستور کارقرارگرفتن لایحه اصلاح قانون کار توسط مجلس ،عظیم زاده به همراه سایر فعالین و تشکل‌های کارگری اعتراضات خود را در قالب تجمع های مختلف اعلام نمودند که منجر به مسکوت  ماندن لایحه مذکور بطور موقت گردید ودرنتیجه با تلاش های بی وقفه ایشان و سایر فعالین، کارگری به توفیقی مهم دست یافت وتعرض سرمایه داران را به عقب راند.
- اصلاحات مد نظر درلایحه اصلاح قانون کارکه از سوی سرمایه سالارهای متکی به قدرت حمایت میشود ،عملا کارگر را به بی حقوق ترین و ارزانترین کالا در خدمت نظام سرمایه داری تبدیل میکند و شرایط فلاکت بار تری را به سطح معیشت کل جامعه تحمیل مینماید.
-  این تلاشها امنیت و منفعت سرمایه داران را به مخاطره انداخته و درنتیجه فشار بر فعالان صنفی و اجتماعی ازجمله جعفرعظیم زاده واسماعیل عبدی را بعنوان یک راهبرد اساسی جهت جلوگیری از بیداری و آگاهی کارگران  و مزد بگیران ، مد نظر دستگاههای امنیتی و قضایی قرارداده است.
- لذا
ماجمعی از فعالین صنفی معلم و کارگری و مدنی ضمن اعلام حمایت از جعفرعظیم زاده و  تلاشهای مستمر ایشان در جهت رفع اتهامات امنیتی ازپرونده های  فعالین کارگری ، ومعلمی خواستار رفع این اتهامات واهی و بی ربط از پرونده های فعالین کارگری ومعلمان شده و  خواهان آزادی بی قید وشرط آنان هستیم...


1- محمد حسن پوره  2-  رسول بداقی 3- سید هاشم خواستار 4- تهمینه خسروی 5- شاپور خسروی 6- پروین محمدی 7- ناهید خداجو 8- شاپور احسانی راد 9- شیث امانی 10- نسرین جوادی 11- فاطمه مرادی12- نسرین بهمن پور13- سارا سیاهپور 14- شهناز هاشمی 15- شهین مقامی16- زینب سپهری 17- سعید رضایی 18- محمد ساکی 19- منصورکاتوزیان 20- ناهید شریفی 21- بهرام گرگان 22- حمید پرویز 23-سکینه مرادی 24-رحمان عابدینی 25- زهرا آجرلو 26- صفیه بسیم 27- مهدی جباری 28- وحیده جوهر چی 29- افشین مبارکی 30- علی فروتن 31- اکرم نصیریان 32- النا محمدی 33- نسرین چراغی 34- پروین حیدر 35- جواد معصومی راد 36- مهین خیر خواه37- فرشته میرزایی 38- عبدالرحمان ایران نژاد 39- شهین طالب زاده 40 - عبدالرضا پاک سرشت 41- لیلا ملکی 42-ابوالفضل جلیلوند 43- محمد علی زحمتکش 44- منصوره کاشانی 45-امجد محمدی46-کاوه اورکی 47- جمال فرهادی 48-  شهربار رستمی 49- مهرداد آرامش 50- حامد صفایی 51-عادل نصرتی 52-هادی کاوه 53-شریف آخوندی 54-شرافت قطبی 55-یاور دوستی 56-فرهاد بابا سلجی 57-مراد وردی 58-محمد قطبی 59- خسرو امانی 60- قادر حسینی 61- بهرام خدری 62-مجتبی خدری 63-حسین خانی 64-محمود عندلیب 65--مریم حسینی 66- مسعود نسیمی 67-شیوا بابایی 68- منصور احسن 69-نسرین کمانگر 70--صادق پرهام 71-اشرف مدرسی 72-داود بهشتی 73- ملیحه سلیمانی 74-آرش ابراهیمی 75- سارا اشراقی76- رضا حکیم الهی 77-منصور حسن پور 78- مریم رنود 79- منصوره عرفانیان 80- حسن یوسفی 81- ناصر مرادپور 82-عدنان ویسی 83- شهناز رهسپار84- بهرام ندیمی85- فرهاد هادی86- جلال محمدی87- اصغر محمدی88- رسول قوامی89- مهناز جوپانی 90- کیومرث خدایی91- خالد چوپانی92- پوپک صفدری93- نرت جوادی94- مونا طراوتی95- حسین فریدونی96- عرفان چوپانی97-برهان ستوده98- نسترن ملاحت99- جمیل اشتیاق100- افسانه فدایی101-اکبر مدبر102- شکوفه امامی 103- هادی سلیمانی 104-  فریده محمدی 105- عبدالرحمان فتخی 106- رحمان سلیمانی107- بهمن سلیمانی 108-  امید ملایی109- فخرالدین سلیمانی110- جمال سلیمانی111- کمال سلیمانی112-هیوا احمدی11334- هیرش احمدی114- روف امجدی115- سلمان امجدی116- رزگارسلیمانی117- سامان محمدی118-شورش مرادویسی119- یداله مرادویسی120- حسن احمدی121- امید سلطان ابادی122-رحمان رحمتی123- اشکان رحمتی124- سیوان کرمی125- سیروان کرمی126- بهمن کرمی127- خیات کریم ملایی128- شیرکوپرویزی129- حامدهاشمی 130- ایوب هاشمی131- کیوان خالدی132- سامان خالدی133- صباح محمدی134- صاحب محمدی135- دانیال سلیمانی136-سیامک حمی 137- آرشام پرند 138- سیامک حمیدی 139- سیوان احمدی 140- جمیل محمدی 141-خالد سلطان ابادی142-حیدر سلطان ابادی143-مهدی رحیمی144-اوات محمدی145 - قدرت موسوی 146-عادل محمدالماسی147-نادرمحمدی148-شیرین الماسی149-الهام الماسی150-حسین خدری151-حسن خدری152-رضا محمودی153-جمشیدمحمد154-شکوفه پرویزی155-ولی لطیفیان156-سعیده محمدی157-ساکار محمدی158-یاسر شریفی159-رضاشریفی160-ازادسلیمانی161-لیلابهمنی162-رویابهمنی163-سمیه شهریسوند 164-شکوفه جعفری 165-عثمان فتاحی166-هانیه سهرابی167-فرج اله غلامی168 -اسفندیار پوریا 169-رعنا سمیعی170-وحید یوسفی171-پارسا فروغی172- شهریار عظیمی 173-آهو محدثی174-ثریا پاک نهاد175-شیرین محدثی176-کیوان پویا177-شهرام غفاری178-نورالدین سبحانی179-نوید زرین کمر180-شهاب یصربی181-هدایت ذوقی182-اختر لطفی183-سهیلا اردلان184-خبات لطفی185-عنایت بهرامی186-یاسر بهاری187-عارف تیمن188-انسیه خرمالو189-شوقیه زارع190-احسان لهراسبی191-رشاد آورزه 192-محسن نباتی193-مجید نباتی194-قدسیه خدیور195-محبت رحمانی196-آسیه فلاحت 197-نسیم فاطمی198- شاهرخ عدالت199- فاطمه چهاری200- رستم فارابی201- حیران اقایی202- نسترن مدیر203- یاسین نعمتی204- هوشیار گرجی205- سامان گرجی206- ادیب هنرمند207- یدالله نوروزی208- جلال آراسته 209- رویا آراسته210- شاهین رحمتی211- بدیع نوری212- حامد رحمتی213- علیرضا شریفی214- فرح حدادی215- نسیم شریفی  216- نسترن مدیر 217- یاسین نعمتی218- هوشیار گرجی219- سامان گرجی220- ادیب هنرمند221- یدالله نوروزی222- جلال آراسته 223- رویا آراسته224- شاهین رحمتی225-  بدیع نوری226- حامد رحمتی  227- علیرضا شریفی228- فرح حدادی229- نسیم شریفی230- زینب آقایی231- حسین فتحی232- اوات مبصری233- سارا آذرگشسب 234- لیلا عظیم زاده235- فرح حاتمی236- شهریار طوفانی237- حدیث شجاعی 238- نسرین شجاعی239- خسرو پرند240- صدیق مبصری241- نادر عدالت242- عدنان پرهام 243- فرهاد خدادادی244- نوری شیبانی 245- حسن محبی246- فاروق حسینی247- اسعد پناهی 248- آزاد پناهی249- پدرام قربانی 250- عادل فدایی 251- سلیم مدرسی252- فریاد برهانی253- مهتاب برهانی254- لیلا اراسته255- هوشمند شجاعی256- خالد عنبی257- برهان قداست258- نعیم اخوندی259- احمد دیوارگر260- بابک نوری261- یاسین نوری262- فهمیه اردلان263- حیدر فخاری264- مظفر شرافت265- شریف بهارلو266- فرخنده قربان267- مهین کاظمی268- زیبا عطاری269- اسکندر مختاری270- محمد کاظمیان271- فاطمه سرلک272- بابک اسماعیلی273- حبیب عزیزی274- منیژه آزادی275- معصومه الهی276- پروین ذبیحی277- حسین شاهپری278- رحمان بیگی279- تقی نوربخش 280- مریم حق شناس281- نسرین چیت ساز282- رضا همتی 283- نیوشا منطقی284- اسد براتی285- مختار آریا 286- پرهام سروش 287- مستوره ندیمی288- بهنام صدیقی289- آرش فداکار290- نسرین محبی291- اردشیر غفاری292- اردوان غفاری 293- شیدا مدبر294- آرزو شیدایی295- محبوبه توانا296- یاور بهمنی297- عبدالله تورانی298- مازیار حسنی299- مهرداد صدارت300- عطا الله یوسفی301- شهرام صادقی302- محسن براتی303- پروین کرامتی 304- ماهان مبصری305- نیوشا بهرامی306- بهمن داداشی307- سارا محسنی308- شراره فخاری309- تیمورخرسند310- ماریا پورعلی311- رامین رستگار312- شهره مهریاری313- احسان محمدبیگی314- منیره کاظمی315- ارسلان شریفی316- رسول جمشیدی317- حسین محمدنژاد318- کامران پسند319- خیرالله لطفی نژاد320- زهره رستمی321- امید زمان زاده 322- کتایون خجسته323- ناهید سلیمانی324- مهراب زمان زاده325- پوریا خرسند326- مهسا خرسند327- ایرج خرسند328- حمیرا رمضانی329- محمد جواد محمدی330- کریم ایراندوست 331- سهراب ظفرمند 332- حنانه کرمی333- امیرمسعود مجد 335- تقی رمضانی336- سالار حکیمی337- میترا مرادزاده338- شهرام نامدار339- مهرداد محمدبیگی340- بهنام محمدنژاد 341- منصور رستمی342- آزیتا پورعلی343- فرزاد نظریان344- بهروز قربان زاده 345- سیاوش پور بابا346- فرشید هکی347- علی رضا علم شاه بیگی348- نرگس محمدیان349- اشرف مسعودی350- فرنوش احمدی351- احترام شکوری352- آفاق شکوری353- مستانه آژیر354- مصطفی موسوی355- اقدس موسوی356- اشکان کاوه357- پروانه آشتیانی358- غلام حسنی359- ایرج رستمی 360- نعمت آریا361- فریدون مرادی362- مهناز فرخی 363- شهناز فرخی364- بهاره کاوه365- زیبا  فرهمند366- محمد فرهمند367- الهه شوقی368- نوید صارمی369- حدیث صارمی370- توران فرهمند371- فریباصارمی372- صابر کریمی374- مینو کیخسری375- مهرنوش  حیدزاده 376- رحیم امیری377- فاطمه سلیمانیان378- علی پیروز379- گودرز شفیعیان380- جلیل رحمانی381- افسانه قربانی382- زاهد قربانی383- سردار رحمانی384- خلیل رحمانی385- سعدی قربانی386- عبد الله رحمانی387- جعفر شادی388- سالار محمدی389- عثمان شادی390- سیف الله شادی391- ادریس شادی392- سیروس شادی393- برهان امینی394- مرتضی سیدی395- رئوف قربانی396- مهرداد قربانی397- ابولحسن  قربانی398- علی فتحی399- عبدالله قربانی400- نظیر قربانی401- حسن قربانی402- حسین قربانی  403- یدر قربانی404- الیاس قربانی405- محمد قربانی406- مظفر قربانی407- دانا کریمی408- جهانگیر کریمی409- فتح الله کمانگر410- یدالله کمانگر411- عبدالله یوزی412- آرمان قربانی413- فرشاد شادی414- سلام قربانی415- شورش خاطری416- تیمور قربانی417- عباس محمودی418- ابراهیم قربانی419- سیروس شاپوری420- حشمت فرستاده 421- على کامياب422- قربان پوره423- علی پوره424- محمدحسین بیات425- منصور بیات426- رسول بیات 427- کریم مهدوی428- کریم سرلک429- احمد توکلی 430- محمود گودرزی431- احمد پورمند432- عباس میر امینی433- حمید میرزایی 434- احمد جان بزرگی435- بهمن پهلوانی436- زهرا قاسمی437- علی رضا سالاروند438- عباس ساکی439- محسن ساکی440- حجت نصیری441- ناصر رمضانی442- ناهید خلیل نژاد443- نوراله برخوردار444- محمد خاکساری445- علی لکی زاده 446- حیدر قربانی447- ادریس قربانی448- الیاس قربانی449- حسن قربانی450- گلاله قربانی451- ثریا قربانی452- زهرا قربانی453- ارش محمدی454- یونس کریمی455- نصرالله اسیابی456- راحله ذوقی 457- حسین محمد زاده458- حشمت مرشد لو 459- درخشان فعا460- حسین رضایی461- جوانمیرمرادی462- فوزیه خالصی463- پرویز الهیاری464- گوهر الهیاری465- حشمت امیری466- رضا حق نظری467- محبوبه هرباسیان468- محسن هرباسیان469- بهرام علیزاده 470- امین رحیمی471- ایرج سرلک472- محمود لونی473- نورمراد نظری474- نادر عبدالوند475- بهمن جودکی476- غلامرضا محمدی477- اکبر قاسمی478- مجید جوادی479- پروین ذبیحی480- شکوفه امامی 481- منصور فیروزکوهی 482- جلال موسوی 483- عبدالله خرم( ماها)484- مسعودنظر485- عشرت بسنحانی486- حسین دانشوران487- علی سطوتی قلعه488- نگار مسعودی489- سما آوریاد490- محمدکریم آسایش491- واله زمانی492- سهیلا ممتحنی493- لادن کرمی494- سمانه محبی495- حسن اعظمی496- شادی عروجی499- فرزانه زهدی500- آرمان نقشی501- بهروزنقشی502- احسان پیام503- داریوش فدوی504- نسترن آسایش505- حمید رویگری506- نازیلا آسایش507- سروه فرخی508- مظفر فرخی  509- کاوه تابان510 -فریدون بلاغت511- هیوا درخشنده512- سارا معتمد513- قربانعلی معتمد 514- محمدتورانی515- شاهدعلامی516- تراب احسن517- شرافت احسن518- وحید احسن519- یاوردانش520- مستانه فدایی521- شریف صدیقی 522- لاله براتی523- شادی قنواتی524- مارال هادی 525- پوران صداقت526- هاشم صداقت 527- شیوا صداقت528- مصطفی هادی529- پیمان روشن530- عزت دولت آبادی 531- سردار شمس آوری 532- پروین توکلی533- آرمان نقشی534- مجیدجعفری535- فاطمه علیزاده 536- غلام ساکی537- محمد حسن پودینه آقایی538- صمد پورمند539- علی لک 540- محمود هیودی 541- محمود رمضانپور542- حاجی رضا میرزایی 543- محمود بسحاق 544- ولی قاسم زاده 545- محمود حسینی546- سهیلا مقدم 547- جمشید زمانی 548- حسین عجمی549- غلامعباس کریمی 550- محمود اسدالهی551- غلامعباس اسدالهی552- حسن دهفولی553- سکینه باقری معلم باز نشسته554- سپیده باقری دانشجو555- بهاران باقری دانشجو556- یداله باقری557- کمال کریوند558- مجید زارعی 559- ولی کوهشاری560- فرج زارع561- حبیب ورمزیار562- مصطفی ساکی563- مناف ساکی564- عبدالرحیم ساکی565- حسین مددی566- محمد تقی فراهانی567- حسین واشقانی فراهانی568- معصومه خلجی569- فرح گودرزی570- روح اله مهدی پور571- محمدعلی الهی572- اسرا پاکزاد573- کبری خوند 574- مرتضی خلیلی575- نادر زند576- حسین میر امینی 577- محمد گرجی578- امیر علی عیسوند579- تیمور بهمنی580- خدیجه کلهر581- زهرا بهمنی582- معصومه حسن آبادی583- خیرالله درویشی 584- عزت الله هنرمند 585- نادره حق جو 586- عزیزالله حق جو 587- حجت ورمزیاری588- سیف الله صادقی589- حمید لک 590- سعید لکی 591- حجت الله لکی592- تقی غلامی593- الناز غلامیان594- اسدالله يونصفهاني595- پژمان خالديان596- سيروس محمد زاده597- آرمين قيم اماني598- اميد اصفهاني599- حبيب اله اميري600- سيروان زارعي601- جمال احمد زاده602- بهزاد محمدي603- شيركوه محمدي604- زانيار سيفي605- سيد اميد نوري606- آرمان ساعد پناه607- رحيم جوانمردي608- خليل سيفي لاله609- شهاب خالديان610- نورا صفي زاده611- پرستو حيدري612- فرهنگ نادري613- نادر سليمان614- كوهستان خالديان615- هاوژين مباركي616- صبا موسوي617- رضا رشيدي618- سحر اقا خاني619- شادمان كريمي620- ناصر ناصر آبادي621- فرزاد شيري622- فرهاد شيري623- افسانه عظیم زاده 624- شهرام بهرامی625- انسیه مکتوبی626- محراب ایازی627- عطااله بهرامی628- باران دشتی629- فریبا خرسندی 630- الهیار بهشتی 631- قاسم علیخانی632- ثریا محمودی633- شکار روشنکار 634- هدیه ایازی 635- شهرام آقاسی 636- دلارام رستمی637- حمیرا نقاس 638- هیوا رستمی639- مهدی نقاش640- نعمت خداد641- فاروق افراشته642- مسعود خدیور643- هاشم رستمی644- صادق خوش رفتار645- ابرهیم شاه پسند 646- غلام مومنی647- بهرام عطایی648- فایزه قداست 649- نرمین شاهویی 650- یوسف محرمی651- نوید قاسمی  شاهرخ مددی652- افسانه مددی 653- نسرین مدبر654- مهدی نوبری 655- بیان عدالت 656- شهناز دشتی 657- محرم طالبی 658- علی طالبی 659- سراج خدادوست660-  ناصر برهانی661- محترم چراغی662- مریم وطن دوست663- یاشار منطقی664- حمید بهمنی665- زینب محسنی666- محمد نادری667- نریمان الیاسی668-  نطیفه یاری669- احسان خدابنده 670- مهدیه بداقی671- مریم محمدی672- محمد دهقانی673- سهیلا مرادی674- احمد خدابنده675- ناصرخسروی676- آرش سیف677- اکبریزدی678- حسین میر بهادری679- صادق رضایی680- صادق رضایی689- مرضیه دورود 690- پیر مراد نظری691- محسن میر نظیری692- حمید لک693- اسماعیل حموله 694- محمودرضا ستوده 695- حسن فلاحی696- کریم جان بزرگی697- سودابه میر نظیری 698- کبری قدیمی699- رقیه حق دادی 700- سارا پیر مراد701- تقی سگوند702-  سامان بیرانوند703- رضا بیرانوند 704-  ارسلان طالبی پور705- رضا شفیعی706-  خیرالله میرزایی707-  امیر مرادی بیجار708- رضا روحی709-  نزهت نیستانی710- دلشاد مجیدی711- نگار نوری712- سهیلا مرادی713- احمد خدابنده714- ناصرخسروی715- کاظم قربانی716- قباد صفایی مقدم717- هادی نوری718- احمد صفایی مقدم719- بشیر نوری720- محمود رمضانی721- فواد محمدی722- شاهد صادق723- احمد قربانی724- فاتح قربانی725- فیروز قربانی726- سعیده قربانی727- عرفان شاکری728- ابوبکر قربانی729- بهمن قربانی730- امید شادی731- رحمان پشابادی732- مریم جلالی733- مهین زینبی734- شیوا الهی735- لیلا زاهدی736- پریسا کشوری737- حمید جعفری738- خسرو زرگریان739- احمد صبوری740- علی سجادی741- رحیم عبدی742- شیرکو عبدی743- خالد امینی744- فایق سلیمی745- برهان سلیمی746- جلیل فتحی747- منوچهر فتحی748- شیدا رحیمی749- عیسی پرویزی750- عادل پروین751- علی پروین752- بختیار محمدیان753- سعدی محمدیان754- کامیل محمدیان755- شب گیر حسینی756- رحمان رستمی757- شورش قیومی758- بهمن قیومی759- سحرشیری760- رامین سلیمانی761- خالد محرابی762- شفیع الماسی763- یزدان محمدی764- محمد مفاخری765- عادل زارعی766- ایوب ولی زاده767- زهرا کارورزی768- خالد جوانمردی769- جبار الماسی770- سیامک حبیبی771- وریا غفوری772- کیوان قبادی773- حمید رشیدی774- صادق محمدی775- قیاس کولیوند776- میلاد پورعزیزی778- الیاس کیانفر779- رضا جایدری780- ایرج سعیدی781- آرمان ساعد پناه782- ملیحه کیانوش783- معصومه کشاورز784- سامان صادق785- زانیار ملایی786- مریم براتی787- منوچهر اکبری788- فاطمه باید رحمت789- مسلم سیدی790- مومن سیدی791- پیمان احمدی نیاز792- مینو تواضعی793- سید محمد مجیدی794- سیروس کریمی795- امبر عطاری796- اسوه قلی زاده797- مهدی گنجه ای798- زهره عشایری799- مریم عشایری800- خلیل عشایری801- خالد دادرسی802- مهدی دادرسی803- هادی دادرسی804- عیسی باسامی805- مهدی شفیعی806- هیوا اتشبار807- رزگار  اتشبار808- کمال ابراهیم809- فرهاد باسامی 810-  محمد  شریف 811- جلال شریف812- محمود شریف813-  جمشید عشایری814- رضا عشایری815- کمال عشایری816- سونا مروت817- شاهو شاهمرادی818- علیرضا شاهمرادی819- مظفر احمدی820- غلام محمدی821- اقبال محمدی822- ماهرخ سار مروت823- مسعود مروت824- مهدی زولفی825- مهدی رمضانزاده826- کیوان شکری827- الناز کاشف828- مخمد صدیق نوری829- نرگس نوری830- آبتین رضایی831- سودابه تبریزی832- حسین ترکاشوند833- نوید رضایی834- احسان محمد خانی835- نرگس درودیان836- کیوان مرادی837- دنیا مرادی838- حبیب الله مرادی839- سارا صالحی840- سمانه خاکپور841- اسفندیار باجلانی842- حسین باجلانی843- فواد باتمانی844- بهنام باتمانی845- فوزیه مروت846- خسرو اسدی847- الهام زمانی848- علیرضا رحیمی فرد849- الناز جولانی850- مریم جولانی851- فتانه عباس زاده852- صدیقه عباس زاده853- مریم طاهری854- محسن فتاحی855- ساناز شفیقی856- سینا پاکزاد857- سارا پاکزاد858- هادی عبدالهی859- محمد صدیق پرورش860- انور مرادی861- صلاح الدین شگرف862- نامدار حیدریان863- وریا احمدی864- سحر ساعدموچشی865- ثریا امینی866- احمد طاعتی867- امید خیر اندیش868- حسن خدا مرادی869- حبیب الله کریمی870- فواد امیدیان871- محمود لطفی872- محمود محمدی873- شهریارمحمد پناه874- ژاله ثروتمندیار 875- ایران زمانی876- مهدیه خطیری877- مینا مرادی878- مسعود نوری879- عزیز محمد حسنی880- ریزان بهرامی881- شادی بهرامی882- فریدون صدیق وزیری883- سید امید صلواتی884- میلاد زندی885- رویا ملک نژاد886- فرشاد تیموری887- امیر فیض اللهیاری888- توفیق ساعدی889- افشین رضایی890- بهزاد بی نیاز891- محمد رعوف مرادی892- حبیب الله کریمی893- بهرام بدرکرده894- ماشالله صمدی895- عماد تیموری896- خلیل محمدی897- غفار پرویزی898- محمد حسن رحمتی899- اشرف قربانیان900- رضاعلیخانی901- لادن ابراهیمی902- سودابه بهمنی903- لطیفه یونسی904- مریم شباب پور904- اقبال قاسمی905- پویا رشیدی906- اسدالله حسینی907- جمال معرفت908- زاهد کریمی909- سید نجم الدین صالحی910- محمد بهمن دستخوش911- ناصر گودرزی912- فرزاد حسنی913- فایق ارشدی914- شفیع مرادی915- طهمورث برازی916- محمد ناصر خانزاده917- دانش یوسفی918- احمد ساعد موچشی919- عیسی نگهدار920- پیمان اندرزا921- علی امجدی922- محمد کریم داوود پور923- رشید کاکایی924- عباس خدارحمی925- نگار ارشدی926- جمشید شریعتی927- سید علی صالحی928- بهاالدین حبیبی929- خالد صید مرادی930- محمدسیف پناهی931- رضا ضیائی932- حمید سلطانیان933- عابد حسین پناهی934- طارق شیخ الاسلامی935- فرهاد ویسانی936- سعیدباقری937- مرید سازور938- محبوبه فرحزادی939- شریفه اقبالی940- مصطفی برخوردار941- فاتح رسول زاده942- طراوت نیایش943- فریدون افراشته944- حسین مدبر945- قاسم کمانگر946- صالح شهیدی947- رعنا شهیدی948- علی اکبر مهدی پور949- میترا مهدی پور950- عرفان رستمی پور951- کیا علیزاده952- نجمه اسدی953- کیوان اسدی954- منصور خانی955- مرتضی حسنی956- پیمان محمدی957- عبدالله محمدی958- مصطفی محمدی959- سروه محمدی960- سیران کریمی961- سونیا بهرامی962- ریزان سوره بومه ی963- پیمان سوره بومه ی964- علی اکبر مروت965- بصیره قوامی966- سلامه قوامی967- محمد قلری968- یونس قلری969- سمانه لطفی970- آمنه لطفعلیان971- نرگس محمدی کانی سواران972- شیلام محمدی کانی سواران973- زهرا زمانی دادانه974- سونیا حاتمی975- علیرضا رحیمی976- پویان علیخانی977- حسین زمانی دادانه978- فرخ لقا بهرامی979- مهدیه سیاه منصوری980- فرشته خبازان981- اکبر افراسیابی982- لیلا بور بور983- عبدالکریم منشاد984- عباس مهریزی985- فریدون شمس986- زیبا ابطحی987- طاهره حاجی988- ثریا فولادوند989- سعید کرد بچه990- محمد عظیم بارونی991- لیلا نجم992- نرگس زهتاب993- روح الله فرج زاده994- نحید تاجیک995- مرتضی شیبانی996- ویدا کلهر997- محمد نوید میرزایی998- حامد قصابان999- هادی صالح پور1000- مدینه جوادی1001- کیامرز سادات جوادی1002- اسدالله لطف پور1003- منصوره فرح زادی1004- عنایت وثوقی

  جمعی از معلمان و کارگران:
بدینوسیله  با سپاس و قدردانی از کارگران و معلمان و فعالین مدنی که بیانیه حمایتی از جعفر عظیم زاده و  اسماعیل عبدی را امضا کردند، امید آن داریم تا  این حرکت اعتراضی متحدانه در ادامه اعتصاب مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده، راه را بیش از پیش برای اتحاد معلمان و کارگران و دیگر مزد بگیران زحمتکش باز کند.  تلاش برای پیوستن تعداد هر چه بیشتری از کارگران و معلمان به یک بیانیه مشترک، آنهم  بدون فراخوان سازماندهی شده و بدور از  رسانه ای کردن گسترده آن در سایتها و خبرگزاریها در مدت 48 ساعت، اولین تجربه جمع کوچکی از ما معلمان و کارگران بود. ما با پایان این تلاش 48 ساعته و در تداوم حرکت خود برای پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی، این بیانیه را در سایتها و خبرگزاریها منعکس و افکار عمومی را در جریان اعتراض متحدانه خود قرار خواهیم داد.

*************

نامه جمعی از کارگران جنوب کرج در محکومیت تلاش برای دستگیری جعفر عظیم زاده

بادرودبه کارگران مبارز ایران، دستگیری و زندانی کردن نمایندگان واقعی کارگران، ستمی مشخص به حقوق همه ی کارگران ایران. بنابراین، ما از مقامات قضایی و دادستانی می خواهیم، دست از تهدید و تعقیب نمایندگان حقیقی کارگران بر دارد، و یورش به منزل جعفر عظیم زاده را محکوم مینماییم، و این تحرکات را عملی غیر از دشمنی با منافع کارگران نمی دانیم. اگر بجای حمله و هجوم به فعالین کارگری، که خواسته ای غیر از مطالبات کارگران دنبال نمی کنند، تلاش کنید تا حقوق میلیونها کارگر که چند برابر زیر خط فقر بسر می برند، متناسب با تورم و هزینه خانوار گردد، قراردادهای موقت ضد کارگری لغو شود و قراردادهای دائمی جایگزین گر دد، بهره کشی  بشکل دوران برده داری را  از دوش کارگران بر دارید، نمایندگان واقعی کارگران را در شورای عالی کار بگمارید، تشکل های مستقل کارگری را به رسمیت بشناسید، نظارت بر صندوق سازمان تامین اجتماعی که متعلق به کارگران است، به خود کارگران بسپارید تا از دستبرد،غارتگری چون سعید مرتضوی محفوظ بماند.ثروت و دارایی چپاول شده کارگران را به سفره شان برگردانید، کودکان کار رابه جایگاه واقعی شان که پشت میز مدرسه است برگردانید، مسببین این سرایت اسفناکی را به پای میز محاکمه بکشانید.

جمعی از کارگران جنوب کرج. ۱۵ بهمن ۹۵  

*************

بازداشت و زندانی نمودن کارگران و معلمان را قویاً محکوم مینمایم

در آستانه تعیین حداقل دستمزد کارگران در سال ۹۶ ما کارگران در کردستان، اقدام حاکمیت و قوه قضاییه را که در روز ۵ بهمن‌ماه ۹۵ به منزل آقای عظیم زاده جهت دستگیری ایشان هجوم نموده‌اند قویا" محکوم مینمائیم .
چنین اقدامی را نه درمورد اختلاس گران، رانت خواران و مفاسد اقتصادی، بلکه علیه انسان های آزادی خواه و فعال‌ کارگری همراه با رعب و تهدید خانواده های آنان بکارمیگیرند.
مجریان و تحمیل کنندگان چنین شرایط فلاکتباری برمیلیونها کارگر و مزد گیر این جامعه، برای سودبیشتر و حل بحرانهای خودساخته شان، قصد ادامه تحمیل زندگی چندین‌ برابر زیر خط فقر برای کارگران ایران را جهت سال ۹۶‌ تدارک دیده اند.
سرمایه داران و حکومت حامی آنان، آقای جعفرعظیم زاده مدافع پیگیر بالا بردن سطح دستمزد ها و تلاشگربهبود شرایط زندگی مزدبگیران و فعال جمع آوری طومار چهل هزار امضاء و نماینده شاکیان علیه فسادمالی در سازمان تامین اجتماعی در دولت قبلی، را تهدیدی برای امنیت وچپاول های خود میبینند.درنتیجه جهت دستگیری ایشان با پرداخت هر هزینه ای اقدام‌ مینمایند.
اینان سخت در اشتباهند ونمیدانند که این جنبش اعتراضی کارگران است که چنین رهبرانی را به جلوی صحنه اجتماعی میراند. این اعتراضات بی وقفه از سفره خالی ما کارگران و آمار خودکشی های بیکاران و این همه نابرابری ها که درجامعه هر روز جریان دارد مایه میگیرد. و تا این شرایط مشقت بارادامه داشته باشد، امثال آقای عظیم زاده صدای اعتراضی این وضعیت اند وخاموش شدنی نیستند.
اقای عظیم زاده صدای اعتراضی ما کارگران و مدافع پیگیر حقوق کارگران است.
ما کارگران تلاش این انسان خستگی ناپذیررا ارج می نهیم. شرایط ما کارگران دیگر با این وضعیت غیر قابل تحمل و فلاکتبارکنونی، فرق چندانی با شرایط حبس و زندان ندارد. ما کارگران ایران از هیچ‌ تلاش و کوششی جهت ارتقاء دستمزدها، احیای حقوق پایمال شده خود و تلاش برای ایجاد وگسترش تشکل های مستقل کارگری دریغ نخواهیم کرد همچنانکه هر روزه شاهد چندین تجمع و اعتراض و اعتصابات کارگری برای دستبابی به مطالباتمان هستیم.
ما کارگران اجازه نخواهیم داد که براحتی کارگران را زندانی نموده و به حبس بکشید. قوه قضائیه و مسئولین امنیتی مطمئن باشند که در مقابل ادامه این فشارها بر فعالین کارگری ساکت نخواهیم نشست. و جهت ارتقاء دستمزدها وایجاد تشکل های کارگری مبارزه خواهیم نمود و کارگران زندانی را آزاد خواهیم کرد.

زنده باد مبارزات کارگران ایران

اعضا هیت مدیره و کارگران عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران درکردستان

جمعی به نمایندگی ازکارگران اخراجی کارخانه نساجی کردستان

جمعی به نمایندگی از کارگران اخراجی کارخانه پرریس سنندج

جمعی به نمایندگی ازکارگران کارخانه شاهو سنندج

۱۲ بهمن ۹۵

*************

جوانمیر مرادی: هزینه زندانی کردن مجدد جعفر عظیم زاده بسیار سنگین تر ازبار اول خواهد بود

روز ۵ بهمن ۹۵ مأموران دادستانی به قصد بازداشت جعفر عظیم زاده به منزل وی یورش برده و برای یافتن او تمام منزل و حتی انباری را در مقابل چشمان مضطرب همسر و پسر کوچکش به شیوه های معمول پلیسی خود که سرشار از وحشت آفرینی است، بازرسی کرده اند.
جرائم عظیم زاده که در دو پرونده مجزا اما به اتهامات کاملا مشابه در دو شعبه دادگاه و در دو شهر، یکی تهران و دیگری ساوه مورد رسیدگی قضائی قرار گرفته و او را مجموعا به ۱۷ سال زندان تعزیری محکوم کرده اند، از این قرار هستند؛ اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم و تبلیغ علیه نظام. اما از عجیب ترین مصادیق این اتهامات بشنویم: در پرونده شعبه ۱۵ تهران یکی از مصادیق اتهامات جعفر، شکایت به نمایندگی از هزار کارگر از دزدی و اختلاس سعید مرتضوی در زمان تصدی ریاستش بر سازمان تأمین اجتماعی است! مرتضوی درسال ١٣٨٨،باحکم رئیس قوه قضائیه به سمت معاون دادستان کل کشورمنصوب اما مدتی بعد،ازاین سمت برکنارشد. محموداحمدی نژاد،رئیس جمهوری سابق، اورادرهمان سال به ریاست ستاد مرکزی مبارزه باقاچاق کالاوارز ودرسال ١٣٩٠ به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب کرد. درارتباط باتخلفات درسازمان تامین اجتماعی مرتضوی به پرداخت ٤٦ میلیون تومان رد مال ویکسال حبس که ششماه آن تعلیقی است محکوم شده است. اما در آخرین دادگاه، قاضی او را به اتهام برداشت از اموال سازمان تامین اجتماعی وتصرف اموال عمومی وبیت المال به ١٣۵ ضربه شلاق تعزیری محکوم کرده است.کسی که این همه جرم فقط در زمینه اختلاس و دزدی از اموال کارگران دارد، دادگاه او را آزاد و حتی دارای استحقاق داشتن بادیگارد مسلح رها می کند و به اجبار زیر فشار افکار عمومی وی را تنها به تحمل ۱۳۵ ضربه شلاق محکوم می کند، اما جعفر عظیم زاده که از او به خاطر چپاولش از دسترنج کارگران شاکی می شود را به ۶ سال حبس محکوم می کند!
در دادگاه ساوه، بر مبنای شکایت بزرگترین بدهکار سیستم بانکی، دارای پیشینه ده ها سال چپاول که مهر ماه سال ۸۵ مدال افتخار مفسد اقتصادی بودن به گردنش آویخته شد، از پیمانکاران قدیمی شرکت ملی گاز که در آن دوران اقدام به پرداخت رشوه وگردش غیرقانونی وجوه درسیستم بانکی برای دریافت وام شده بود وبا داشتن پرونده فساد اقتصادی و پرداخت رشوه ازتاریخ ۲۷ تیر ۸٦ به مدت سه سال عضو اتاق بازرگانی صنایع ومعادن ایران وایتالیا نیزبوده است.ازبدهکاران سنگین بانک پارسیان بوده وهست وبااخذ وامازاین بانک مبلغ ۲٩٣ میلیارد تومان ازوجوه خود بانک برای خرید بانک هزینه کرده است! کسی که تیرماه ۸۸ به اتهام پرداخت رشوه به مبلغ ٩ میلیارد به همراه دونفردیگربه تحمل ٣ سال حبس تعزیری محکوم شد امابه دلیل فقدان پیشینه کیفری (عجب!! چرافاقد پیشینه کیفری؟ چون نام های دیگر این چپاولگران، کارآفرینان و سرمایه های مادی و معنوی ملی هستند!)،دادگاه تجدیدنظرمجازات حبس آنان رابالحاظ بند ۵ ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی هریک به پرداخت مبلغ ده میلیارد ریال جزای نقدی وضبط وجوه پرداختی رشوه محکوم کرد .کسی که هم اکنون ۱۵۵۰ میلیارد تومان به ۵ بانک بدهکار است، جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد بازداشت، محاکمه و به ۱۱ سال زندان محکوم گردیده اند.
کسانی که خود دارای پرونده های دزدی هزاران میلیاردی هستند و همین امروز هم از چپاول دسترنج کارگران دست بردار نیستند، نزد دستگاه های قضائی دارای قدر و احترام وافر هستند و با اشاره آنها انسانهای شریفی چون جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد که به کارگران تاراج شده مشاوره داده یا دزدیهای دزدان را رسانه ای کرده اند، به حبس های طولانی مدت محکوم می کنند تا ده ها میلیون انسان کارکن و محروم جامعه را از حق خواهی منع کنند.
اما جنبشی که رهبرانی مانند جعفر عظیم زاده را خلق کرده دیگر خیال باز ایستادن را ندارد. غولی که در خواب است شاید بتوان دوره خوابش را طولانی کرد، ولی آنگاه که بیدار شده دیگر نمی توان دوباره به خوابش کرد. اگر طی یک سال گذشته با بیانیه مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی جنبش طبقه کارگر توانست جنبشهای اجتماعی و آزادیخوانه دیگر را به خود نزدیک کند و چه در داخل و چه در سطح جهانی باعث شکل گیری حرکتی متحدانه گردید و همچنان خواست منع تعقیب فعالین همه عرصه های اجتماعی بر بنر اکثر اعتراضات نقش می بندد، مطمئنا با ادامه بازداشتها و زندانی کردن کسانی چون جعفر عظیم زاده، حرکتهای جاری به سیل های خروشانی تبدیل خواهند شد که هیچ سد و مانعی جلودارشان نخواهد بود.

۹ بهمن ۹۵

*************

ناهید خداجو: در صورت بازداشت و  زندانی کردن جعفر عظیم زاده، لحظه ای ساکت نخواهیم نشست

اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده نماد اتحاد ما کارگران و معلمان هستند، اسماعیل را به بند کشیدند و اینک مامورین دادستانی تهران با یورش به منزل جعفر عظیم زاده در صدد بازگرداندن او به زندان هستند.
۸۴٦ ۳۸ سال است بدون وقفه در حال تعرض به زندگی و هستی ما کارگران هستند اما آیا با تهدید و ارعاب و بازداشت نماینده های ما کارگران توانسته اند مبارزات بی وقفه  و امید و آروزی ما برای برخورداری از یک زندگی انسانی  را نیز به بند بکشند؟ آیا توانسته اند برای یک روز هم که شده مانع اعتصابات و تجمعات واعتراصات روز مره از سوی کارگران و معلمان و بازنشستگان بشوند؟
قراردادها را موقت کردند، کارگاههای زیر ۱۰ نفر را از شمول بسیاری از مواد قانون کار خارج کردند، شرکتهای پیمانکاری را گسترش داده و نهادینه کردند، ایجاد تشکلهای مستقل بدست خود کارگران را ممنوع کردند، سوبسیدها را قطع کردند، دستمزدها را به چند برابر زیر خط فقر رساندند، کارخانجات و مراکز تولیدی را از طریق خودمانی سازی بالا کشیدند و آنها را به ویرانه ای تبدیل کردند و برای تداوم غارت و چپاولشان  کارگران را شلاق زدند، اعتراضات بر حق شان را امنیتی کردند، جسورترین و فداکارترین فرزندان طبقه ما همچون جعفر و اسماعیل و بداقی و رضوی و مددی و صالحی و شهابی و بهنام ابراهیم زاده و دهها نفر دیگر را به بند کشیدند، تن و جسم برخی از آنان را ناقص کردند و کسانی همچون شاهرخ زمانی را از ما گرفتند.
و اینک طبقه کارگر ایران را تمام قد در مقابل خود دارند و زندان و شلاق و امنیتی کردن اعتراضات صنفی، همچنانکه تاکنون شاهد آن بوده ایم نه تنها راه به جایی نبرده است بلکه کارگران ایران همچون کارگران معترض هپکو و دهها مرکز کارگری دیگر از مخابرات تا وزارت نیرو و پتروشیمی ها و معادن تا صنایع فولاد و خودرو سازی و کارگران شهرداری و...، هر روزه و بیش از پیش  در حال فتح خیابانها و مقابل مجلس برای دستیابی به مطالبات انسانی شان هستند.
زندانی کردن اسماعیل عبدی و تلاش برای دستگیری جعفر عظیم زاده و تداوم سیاست امنیتی کردن فعالیتهای صنفی، تعرص به میلیونها میلیون  انسان کارگر و زحمت کشی  است که سهم شان را از زندگی و از رنج  و زحمتی که میکشند میخواهند.
ما معترضیم به دستگیری اسماعیل عبدی و تداوم زندان بهنام ابراهیم زاده، معترضیم به امنیتی کردن اعتراضات صنفی، معترضیم به اصل قانون کار و لایحه دولت بر روی این قانون، معترضیم به دزدی از صندوق سازمان تامین اجتماعی، به حقوقهای نجومی، به قرار داد موقت، به دستمزد های چندین برابر زیر خط فقر، به ممنوعیت ایجاد تشکلهای مستقل کارگری، به وجود شرکتهای پیمانکاری، به گسترش پدیده کودکان کار، به کارتن خوابی و گور خوابی  و معترضیم به تلاش برای دستگیری جعفر عظیم زاده و همینجا با قاطعیت اعلام میداریم در صورت بازداشت جعفر عظیم زاده لحظه ای ساکت نخواهیم نشست و متحدانه طوفانی از اعتراض را بر پا خواهیم کرد.

*************

پروین محمدی: تلاش برای بازداشت جعفر عظیم زاده اقدامی علیه طبقه کارگر ایران است

هجوم به منزل جعفر عظیم زاده برای بازگرداندن وی به زندان ، تعرض به جنبش افزایش مزد در آستانه فصل تعیین دستمزد و تلاش برای به حبس کشیدن صداها و فریادهای حق طلبانه ایست که بی وقفه علیه فقر و فلاکت و بی عدالتی در جریان است.
یورشی است به  کارگرانی که ایشان را نماینده خود جهت پیگیری دزدیها و غارت در سازمان تامین اجتماعی نمودند و انتقام اختلاس گران سازمان تامین اجتماعی است از معترضین و نماینده های واقعی کارگران.
یورشی است به کارگران  معترض به قرارداد های موقت و سفید امضاء ، معترض به وجود شرکتهای پیمانکاری و معترض به لایحه اصلاحیه ضد کارگری قانون کار. یورشی است بر علیه میلیونها معلم و کارگری که به حق پشتیبان خواست مشترک بیانیه عبدی و عظیم زاده جهت برچیدن اتهام اقدام علیه امنیت ملی از پرونده های فعالین اجتماعی و کارگری بودند.
این یورش ،اقدام علیه امنیت کارگران و کل جامعه و دهان کجی  به اتحادیه های بزرگ کارگری در سطح جهان است که حمایت خود را از بیانیه اعتراضی  عظیم زاده و عبدی علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی اعلام کردند.
تلاش برای بازگرداندن جعفر عظیم زاده به زندان که در راستای اهداف فوق  و به عقب راندن جنبش اعتراضی طبقه کارگر است را قویا محکوم میکنیم و بدینوسیله اعلام میداریم نسبت به بازداشت و زندانی کردن جعفر عظیم زاده لحظه ای ساکت نخواهیم نشست.

٦ بهمن ۹۵

*************

پیام شاپور احسانی راد پیرامون تلاش برای دستگیری جعفر عظیم زاده

یورش به منزل جعفر عظیم زاده محکوم است

تعقیب قضایی، امنیتی کردن حق خواهی، تهدید، ارعاب، شلاق و زندانی کردن کارگرانی که سالهاست زیر ستم کارفرمایان و سرمایه داران حقوق شان پایمال شده و حالا فریادشان آسمانها را هم در نوردیده، محکوم است.
دولت جمهوری اسلامی و هر دولتی باید مطالبات کارگران، معلمان، پرستاران ، اتش نشانان و دیگر زحمتکشان حقوق بگیر را بر آورده نماید نه اینکه نمایندگان واقعی انان  را به بند بکشند.
آنچه مشهود است در ماههای اخیر اعتراض سراسری بازنشستگان، کارگران، معلمان، پرستاران، اتش نشانان و دیگر مزدبگیران چنان ابعاد گسترده ای پیدا کرده  و همدردی  و همراهی جامعه با آنان به جایی رسیده است که دولت و  قوه قهریه اش در صدد اعمال فشار و تهدید و سرکوب مطالبه گران این عرصه برامده اند، اما انها باید بدانند که زمان تهدید و سرکوب بسر امده است و زحمتکشان تا زمانی به حقوق و مطالبات خود نرسند هرگز از پای نخواهند نشست و بدانند ما اسماعیل عبدی، جعفر عظیم زاده و دیگر کنشگران علیه ظلم و ستم را تنها نخواهیم گذاشت.

شاپور احسانی راد - ۵ بهمن ماه ۱۳۹۵

*************

یورش مامورین دادستانی تهران به منزل جعفر عظیم زاده را قویا محکوم میکنیم

ظهر امروز سه نفر از مامورین دادستانی تهران در حالی که جعفر عظیم زاده در منزل حضور نداشت به خانه وی مراجعه و به محض باز کردن درب منزل توسط فرزند نوجوانش، وارد خانه شدند و سپس برگه ورود به منزل و حکم دستگیری ایشان را که به امضای حاجیلو رسیده بود به همسرش نشان دادند.
این مامورین با ادعای اینکه رد گوشی جعفر را زده اند اصرار داشتند که وی در منزل است و به همین دلیل همه جای خانه و انباری آنرا با دقت بازرسی نموده و بمدت یک ساعت در منزل وی حضور داشتند. همچنین یکی از این مامورین در اقدامی غیر قانونی در بیرون از منزل، فرزند بزرگ جعفر را بشدت تهدید نموده و اعلام کرده است کاری خواهیم کرد تا زندان پدرت هیچوقت تمام نشود.
جعفر عظیم زاده که بدنبال یک اعتصاب غذای ٦۳ روزه از روز دهم تیر ماه در بیرون از زندان بسر می برد در اواخر فروردین ماه سالجاری همراه با اسماعیل عبدی طی بیانیه ای از داخل زندان خواهان برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و مدنی شده بود. این دو فعال برجسته جنبش کارگری و جنبش معلمان ایران برای تحقق خواست خود که با استقبال کم نظیر کارگران و معلمان و افکار عمومی در داخل کشور و سطح جهانی مواجه شد مشترکا از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا زدند و نهایتا هر دو نفر موقتا آزاد شدند. اما قوه قضائیه جمهوری اسلامی در یک دهان کجی آشکار به حمایت میلیونها کارگر و معلم، افکار عمومی و بزرگترین اتحادیه های کارگری و سازمانهای حقوق بشری در سرتاسر جهان از خواست بر حق این دو فعال صنفی و در تداوم سیاست امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، اسماعیل عبدی را روز نوزدهم آبانماه در منزلش بازداشت و روانه زندان کرد و از یکماه پیش تلاشهای زیادی را بکار بست تا جعفر عظیم زاده خود را به زندان معرفی کند. اما ایشان با تاکید بر تحقق خواست خود مبنی بر برداشته شدن اتهامات امینتی از پرونده های فعالین صنفی، حاضر به معرفی خود به زندان نشده و اعلام کرده است در تداوم مبارزه برای پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی با پای خود به زندان نخواهد رفت و چنانچه مورد بازداشت واقع شود به مبارزه اش از درون زندان برای تحقق خواستهایش ادامه خواهد داد.
بازداشت اسماعیل عبدی و تلاش برای زندانی کردن جعفر عظیم زاده در حالی با جدیت از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی دنبال میشود که سعید مرتضوی که بنا بر اسناد منتشره توسط کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی دست به اختلاسهای میلیاردی از صندوق سازمان تامین اجتماعی زده بود حتی برای ساعتی نیز روانه زندان نشد. اما قوه قضائیه جمهوری اسلامی جعفر عظیم زاده را که نماینده هزار کارگر در شکایت از سعید مرتضوی بود و هیچ جرمی جز دفاع ازمنافع صنفی خود و هم طبقه ای هایش مرتکب نشده است ابتدا به شش سال زندان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران محکوم و وی را آبانماه سال گذشته برای اجرای آن روانه زندان کرد و سپس بلافاصله بعد از پایان اعتصاب غذا و آزادی موقت جعفر در روز دهم تیر ماه سالجاری، وی را به جرم حمایت از خواست کارگران نورد و لوله صفا و با همان اتهامات مشابه شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران در شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی ساوه محاکمه و به ۱۱ سال زندان دیگر محکوم کرد.
پرونده جعفر عظیم زاده، اسماعیل عبدی و همه فعالین صنفی کشور در مقابل دیدگان کارگران و معلمان و افکار عمومی قرار دارد. آنان همچنانکه خود در بیانیه مشترکشان اعلام کرده بودند تنها یک جرم را قبول کرده اند و آن به مخاطره انداختن امنیت و آسایش مشتی دزد و غارتگر در نتیجه فعالیتهای صنفی شان بوده است و نه امنیت کشور. کسانیکه امروز امنیت و منافع غارتگرانه خود را عین امنیت کشور میخوانند و با چنین دستاویز نخ نمائی فعالین صنفی مسئول، شریف و برجسته ای همچون اسماعیل و جعفر و دهها فعال صنفی دیگر را مورد تعقیب قضائی و بازداشت و محکومیت قرار میدهند باید بدانند کارگران و معلمان ایران مرعوب چنین سیاستهای سرکوبگرانه ای نخواهند شد و همچنانکه شاهدیم هر روزه بر عمق و دامنه ی اعتراضات کوبنده کارگران بر علیه وضعیت مصیبت بار موجود افزوده خواهد شد.

پنجم بهمن ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده- سخنی با اساتید و دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

بر اساس اخبار منتشره، قرار است روز دوشنبه ۲۷ دی ماه (فردا) در در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران میزگردی با شرکت آقایان محمد مالجو، علی خدایی و علیرضا محجوب پیرامون لایحه اصلاحیه قانون کار از منظر اقتصاد و حقوق کار برگزار شود. در این رابطه به عنوان یک کارگر مایلم نکاتی را با اساتید و دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در میان بگذارم:
- علیرضا محجوب، خانه کارگر و دیگر نهادهای دست ساز کارگری شریک و از سردمداران تمامی آن سیاستهایی هستند که  امروزه پس از گذشت ۳٨ سال از انقلاب ۵۷، حاصل آن چیزی جز بی حقوقی مطلق ما کارگران، دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر، تن فروشی گسترده زنان، گور خوابی و کارتن خوابی انسانها، پدیده کودکان کار و  استیصال و درماندگی میلیونها خانواده کارگری برای گذران زندگی نیست. اینان در طول ۳٨ سال گذشته به عنوان  تنها میدان داران مسائل کارگری، همراهی و همکاری تنگاتنگی با دولتهای مختلف  برای تحمیل فقر و فلاکت و بی حقوقی بر ما کارگران داشتند. در نبود و ممنوعیت تشکلهای مستقل کارگری همین ها بودند که چشم بر به رسمیت دادن به قراردادهای موقت در قانون کار بستند و صدایشان در نیامد. همین ها بودند که در روند شکل گیری و گسترش و نهادینه کردن شرکتهای پیمانکاری برای تحمیل بردگی مضاعف بر ما کارگران دولتها را همراهی کردند، همین ها بودند که هر ساله و از زمان تصویب قانون کار و تا همین سال گذشته، نماینده ها و دست پرورده هایشان چشم بر به زیر پا گذاشتن ماده ۴۱ قانون کار در شورایعالی کار  بستند و هر ساله با خیمه شب بازی و گرفتن ژست دفاع از منافع ما کارگران امضاهایشان را بر پای حداقل مزد دستوری دولت گذاشتند، همین ها بودند که دست در دست دولتها چشم بر غارت صندوق سازمان تامین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی بستند و حال بطور ریاکارانه ای فریاد وا غارت این صندوقها را سر میدهند، همین ها بودند که در پروژه خصوصی سازی صنایع چشم بر خودمانی سازی، رانت خواری و نابودی صنایع کشور فرو بستند و همین ها بودند که به محل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران یورش بردند، قداره کشیدند و آنجا را آتش زدند و...،
- اما گفته های فوق برای نسلی از جوانان که امروز در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران مشغول تحصیل هستند شاید کمی مبهم و ناشناخته باشد به همین دلیل توجه آنان و همه اساتید دانشکده اقتصاد را به عملکرد همین امروز جناب محجوب و شرکایش در خانه کارگر در رابطه با همین لایحه فرا میخوانم:
 بر اساس اسناد موجود آقای محجوب، شرکایش و دیگر تشکلهای دست ساز کارگری در همسوئی با دولت روحانی تلاش کردند تا لایحه اصلاحیه قانون کار را بی سر و صدا در مجلس به تصویب برسانند. در این رابطه و برای روشن شدن همسوئی پنهان جناب محجوب و شرکایش در خانه کارگر برای تصویب بی سرو صدای این لایحه در مجلس باید بگویم بر اساس گزارش خبرگزاری مهر* دریافت لایحه مزبور توسط  مجلس شورای اسلامی روز ۱۳ تیر ماه از سوی هیات رئیسه آن اعلام وصول شده بود و سپس بر اساس اسناد موجود در روز سوم مرداد ماه سالجاری در مجلس  چاپ** و در اختیار کمیسیون اجتماعی به عنوان کمیسیون اصلی و کمیسیونهای آموزش، تحقیقات و فناوری - اقتصادی - امنیت ملی و سیاست خارجی - برنامه و بودجه و محاسبات - بهداشت و درمان - شوراها و امور داخلی کشور - صنایع و معادن - فرهنگی - قضائی و حقوقی - کشاورزی، آب و منابع طبیعی به عنوان کمیسیونهای فرعی قرار گرفته بود. اما نه جناب محجوب و جلودار زاده  در مجلس و نه شرکایشان در خانه کارگر و نه دیگر تشکلهای دست ساز کارگری علیرغم اینکه از وجود این لایحه خبر داشتند و نسخه چاپی آن در اختیارشان بود تا زمان افشای آن توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران در روز ۱۲ شهریور*** ماه، مهر سکوت بر لب زده و از خبری کردن آن امتناع  نمودند.
حال برای من به عنوان صدایی از میان میلیونها کارگر این سوال مطرح است که چگونه است که دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و برخی اساتید آن به عنوان مرجعی معتبر و مسئول در قبال تحولات اقتصادی و اجتماعی، تریبون خود را در اختیار کسانی میگذارند که جدای از سوابقشان در دهه های گذشته، تا همین دیروز در همسوئی با دولت روحانی کارگران را از وجود این لایحه بی خبر گذاشته بودند و حال در مقام مدعی اعتراض به لایحه، توسط این دانشکده مورد دعوت قرار میگیرند!؟ آیا این همسوئی با سیاستهای تاکنونی تحمیق و سرکوب ما کارگران و تشکلها و نهادهای مستقل کارگری و میدان دادن به کسانی چون محجوب برای تداوم سیاستهای ریاکارانه شان از سوی ترتیب دهندگان میزگرد و برخی اساتید دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران نیست!؟


* شناسهٔ خبر: 3774657 - چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۸:۵۴ - لینک خبر:http://www.mehrnews.com/news/3774657

**

*** در رابطه با صحت این ادعا همگان میتوانند به خبرگزاری ایلنا مراجعه کنند. این خبرگزاری از روز چهاردهم شهریور سالجاری و به فاصله دو روز از افشای این لایحه توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران، آنرا منتشر و از این به بعد بود که محجوب و شرکایش به عنوان مدعی اعتراض به لایحه در رسانه ها حضور پیدا کردند در حالی که در خوشبینانه ترین حالت این لایحه حداقل از زمان اعلام وصول آن توسط هیات رئیسه مجلس در روز ۱۳ تیر ماه و خوشبینانه تر از این، حداقل از زمان چاپ و انتشار آن در مجلس شورای اسلامی یعنی سوم مرداد ماه و ارجاع آن به کمیسیونهای مختلف در مجلس شورای اسلامی در اختیار این حضرات بود و آنان از خبری کردن آن پرهیز کرده بودند.

*************

شاکی پرونده جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد، متهم اقتصادی است 

اتحادیه آزاد کارگران ایران: هنوز سه ماه از محکومیت ۱۱ ساله جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه نگذشته است که دادستانی تهران، مالک کارخانه نورد و لوله صفا را متهم اقتصادی معرفی و از مصادره این کارخانه و برخی دیگر از شرکتهای متعلق به رستمی صفا خبر داد. رستمی صفا شاکی این دو فعال کارگری در پرونده آنان در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه بود. شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده اردیبهشت ماه سال ۹۴ بدنبال اعتصاب کارگران کارخانه نورد و لوله صفا و حمایت از خواستهای کارگران این کارخانه، با شکایت رستمی صفا بازداشت و در حال حاضر هر کدام با ۱۱ سال حکم زندان منتظر رای دادگاه تجدید نظر هستند.
خبر گزاری فارس: دادستان تهران از انتقال ۵ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان از اموال گروه رستمی صفا به بانک پارسیان خبر داد.
دادستان تهران  به عنوان نمونه، به اقدامات اخیر دادستانی در پرونده گروه رستمی صفا اشاره کرد و افزود: نامبرده شش تا هفت هزار میلیارد بدهی بانکی با احتساب خسارت تأخیر تادیه داشته و پس از دستگیری و بازداشت اولیه، قول همکاری داد و در این راستا اموالی را به بانک منتقل نمود، اما با آزادی از طریق تودیع قرار وثیقه، در مقابل استرداد وجوه بانک مقاومت نمود که پس از بازداشت مجدد با اعطای وکالت رسمی، تا کنون ۵ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان از اموال خود را به بانک پارسیان منتقل نموده است.
دادستان تهران با احصاء برخی از اموال منتقل شده به شاکی در پرونده گروه رستمی صفا شامل کارخانه‌های ذوب نورد البرز تاکستان، صفا طوس، گالوانیزه سروش ری، گروه صنعتی آمل و شرکت صنعتی تولیدی استاد جمعاً به مبلغ ۷۱۰ میلیارد تومان، از انتقال کارخانجات نورد و لوله صفا، نورد و پروفیل ساوه، سازه‌های فلزی صفا و ساختمان دفتر مرکزی واقع در بلوار کشاورز در مجموع به مبلغ ۲ هزار و ۹۵۰ میلیارد تومان به بانک پارسیان خبر داد.
جعفری دولت‌آبادی هم‌چنین به توافق میان بانک و متهم در خصوص انتقال شرکت نورد و پروفیل ادبیکو واقع در ابوظبی، زمین متعلق به شرکت کارون واقع در استان خوزستان و شرکت کشت و صنعت صفا واقع در محمودآباد در مجموع به ارزش یک هزار و ۴۵۰ میلیارد تومان اشاره کرد و افزود: وکالت‌نامه‌های مربوط به این اموال و شرکت‌ها از جانب مالکان امضا شده و حسب توافق، اموال مذکور به صورت قطعی به بانک‌ واگذار گردید که جمع این اموال پنج هزار و یک‌صد میلیارد تومان است. وی افزود انتقال اموال نامبرده به بانک از طریق اعطای وکالت و در قالب عقد صلح یا اجاره به شرط تملیک انجام شده است.
لینک خبر - http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13951007001704

*************

در حمایت از خواستهای زندانیان در حال اعتصاب غذا:

ختم چرخه ی اعتصاب غذا در زندانها، مستلزم مبارزه ای متحدانه برای پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و سیاسی است

٦۳ روز،٦۲ روز، ۵۵ روز و ۲۰ روز به ترتیب از اعتصاب غذای آرش صادقی، مرتضی مرادپور، علی شریعتی و سعید شیرزاد گذشت. این جوانان و همه فعالین صنفی و سیاسی زندانی هیچ جرمی مرتکب نشده اند. آنان نه سلاح بدست گرفته اند، نه اختلاسهای میلیاردی کرده اند، نه صاحبان حقوقهای نجومی اند، نه رانت خوار بوده اند و نه حتی با براه انداختن تظاهراتی هزاران نفره و یا چند صد نفره در خیابانها باعث ایجاد راه بندانی کوچک شده اند.
آنان فقط حرف زده اند، کار نوشتاری کرده اند و حداکثر با حضور در فضای رسانه ای ابراز عقیده کرده و در جمع های محدودی خواستهایی انسانی را مطرح نموده اند. اینها تمام آن فعالیتهایی است که این انسانهای شریف بدلیل انجام آنها به زندانهای طویل المدت از ۵ تا ۲۱ سال محکوم شده اند. فعالیتهایی که امروزه در هیچ جای دنیا از پیشرفته ترین تا عقب مانده ترین ممالک (به استثنای دو - سه کشور همچون عربستان) و حتی در کشورهایی همانند عراق و افغانستان که دولت هایشان درگیر جنگ داخلی هستند نه تنهاهیچ انسانی بدلیل آنها مورد بازداشت و محکومیت قضائی واقع نمیشود، بلکه حتی مورد بازخواست نیز قرار نمی گیرد.
اما اینجا در ایران، اگر کارگران و معلمان و دیگر زحمتکشان نان میخواهند، اگر خواهان آموزش و تحصیل استاندارد و رایگان میشوند، اگر امنیت شغلی می خواهند، اگر به پدیده کار کودکان و هزار و یک معضل اجتماعی دیگر معترض میشوند، اگر در اعتراض به ماهها عدم پرداخت دستمزد زیر خط فقر دست به اعتراض میزنند، اگر دست به جمع آوری امضا برای افزایش مزد میزنند، اگر علیه حکم اعدام حرف میزنند، اگر اقدام به ایجاد تشکلهای مدنی و صنفی برای برخورداری از قدرت جمعی در دفاع از حقوق انسانی شان میکنند، اگر خواهان رفع تبعیض از اقلیتهای قومی و مذهبی میشوند، اگر برابری حقوق زن و مرد را مطرح میکنند، اگر خواهان آزادی زندانی سیاسی میشوند، اگر در دانشگاه به عنوان دانشجو دست به نقد سیاسی میزنند، اگر به احکام ظالمانه و حکم شلاق معترض میشوند، اگر به فروپاشی اقتصادی و نابودی رودخانه ها و دریاچه ها و به یغما رفتن ثروتهای اجتماعی اعتراض میکنند و اگر حتی خواهان نفس کشیدن و زیستی شرافتمندانه می شوند بلافاصله با دستگاه عریض و طویل قضائی و امنیتی مواجه، و به دلیل طرح چنین سطحی از خواستها و مطالبات انسانی شان به "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور" متهم و به زندانهای طویل المدت محکوم و بر این بستر به اعتصاب غذا و تحمیل شکنجه ی ناشی از گرسنگی کشانده میشوند.

مردم آزاده ایران
جوانانی که امروز در زندانهای کشور دست به اعتصاب غذا زده و در معرض شکنجه ی وحشتناک ناشی از گرسنگی قرار گرفته اند، نه اولین اعتصابیون در زندانها و نه آخرین آنها خواهند بود. این چرخه ی مرگ و شکنجه در زندانهای کشور، مولود نگاه امنیتی حکومت به شهروندان یک جامعه هشتاد میلیونی و امنیتی کردن اعترضات بر حق صنفی و سیاسی آنان است.
این جوانان و کسانی همچون آیت الله نکونام و محمد علی طاهری در اعتراض به پرونده سازیهای واهی و امنیتی، لب بر غذا فرو بسته و آرش صادقی، مرتضی مرادپور و علی شریعتی به دردناکترین شکلی در آستانه از دست دادن جان خویش قرار گرفته اند. اما علیرغم این فاجعه بزرگ، دولت و قوه قضائیه و نهادهای امنیتی نه تنها توجهی به خواستهای بر حق آنان ندارند بلکه در انتظار به تسلیم کشاندن این جوانان از طریق طولانی کردن و تشدید شکنجه ناشی از گرسنگی و حتی مرگ آنان هستند.
در برابر چنین رویکرد فاجعه باری از سوی حکومتگران، این ما کارگران، معلمان و عموم مردم ایران هستیم که با اعتراضات متحدانه خود میتوانیم به فاجعه ای که در حال رخ دادن در حق فرزندانمان است پایان دهیم و دولت و قوه قضائیه و نهادهای امنیتی را وادار به تن دادن به خواستهای بر حق این زندانیان و توقف فوری امنیتی کردن فعالیتهای مسالمت آمیز صنفی و سیاسی بکنیم.
باید بدانیم برای نجات جان جوانان مسئول و آگاه و برومندمان در زندانهای کشور، فردا دیر است.

جعفر عظیم زاده -  ٦ دی ماه ۱۳۹۵

*************

تحمیل اعتصاب غذا به زندانیان، به صلیب کشیدن انسانها در قرن بیست و یک است

در حمایت از جوانان ظلم ستیز آرش صادقی، مرتضی مراد پور، علی شریعتی، سعید شیرزاد و همه زندانیان سیاسی

آن چیزی  که به صلیب کشیدن انسانها را یک عمل بسیار جنایتکارانه میکند بستن دست و پای آنها به چوب صلیب نیست بلکه مرگ تدریجی و بسیار جانکاه  یک انسان بر اثر گرسنگی و تشنگی بر بالای چوب صلیب است تا شکنجه آورترین و دردناک ترین شکلی از زنده بودن و تلخ ترین نمایش از مرگ را برایش رقم زنند.
و اما امروزه در ایران، انسانها بدلیل اعتقادات و طرح خواستهایی انسانی به موقعیتی رانده میشوند که بی هیچ دست و پا بستن زورگونه و به صورت اجباری نادیدنی به شکنجه گاه  گرسنگی کشانده میشوند و آنوقت دولت و قوه قضائیه و نهادهای امنیتی به نظاره می نشینند تا با گذشت روزها و هفته ها، فرد اعتصاب  کننده بر اثر شدت شکنجه ناشی از گرسنگی به زانو در بیاید و دست از مطالبه بر حق اش بر دارد. این همان چیزی است که در دوران برده داری، ستمگران برای تسلیم خواهی انسانهای آزاده و عدالت طلب، چوب صلیب را برایش ابداع کردند.
 سراغ زندانی اعتصاب کننده نمی آیند، توجهی به او و خواستهایش نمی کنند تا شدت شکنجه ناشی از گرسنگی، اعتصاب کننده را به تسلیم کشاند. حتی به صراحت میگویند بگذار بمیرد، بگذار آنقدر بر اثر رنج و شکنجه ی ناشی از گرسنگی به خود ببپیچد تا برایش درسی شود برای ساکت بودن و ساکت شدن و ساکت ماندن.
اعتصاب کننده در زندانهای ایران،  در حالی لب بر غذا می بندند که بدلیل زیست در اتاقی بیست - سی نفره، هر روز صبح و ظهر و شام بوی ناخوشایند غذای زندان، همچون غذایی لذیذ و شاهانه تمام جسم و جانش را از ولع به دندان کشیدن تکه نانی خشک پر میکند و نگاههای دلسوزانه و بعضا حرفهای نومید کننده زندانیان عادی، توام با رنج گرسنگی آتش بر جان نحیف اش میزند.
هر روز بیش از پیش جسم و جانش تحلیل میرود، توان چندانی برای شنیدن و حرف زدن برایش باقی نمی ماند و بناچار از نشست و برخاست با دیگران پرهیز و  عزلت و تنهایی را بر می گزیند. رفته رفته،  سیاهی رفتن چشم و کم شدن قدرت شنوایی و بی هوشی های مقطعی و کوتاه مدت به سراغش میایند و کلیه هایش بدلیل ضعف جسمانی  آنطور که باید عمل نمی کنند. مقاطعی، بدلیل شدت درد ناشی از گرسنگی و بی تفاوتی حکومتگران به خواستهای بر حق اش و دیگر عذاب های طاقت فرسایی  که بدنش را در بر گرفته اند بر سر دو راهی شکنجه آوری قرار میگیرد و مشقت ایستادگی در برابر نومیدی بر دیگر رنج هایش افزوده میشود.
هر چه به پیش میرود شدت شکنجه ی ناشی از گرسنگی و کل شرایطی که در این مهلکه مرگ آور برایش رقم خورده است دردناک تر و غیر قابل تحمل تر میشود. به جایی میرسد که بحث اعزام به بیمارستان و مقاومت و ایستادگی برای در هم شکستن تحمیل لباس زندان و پابند و دست بند برای اعزام، همچون سد سکندری در برابر جسم نحیف و از دست رفته اش ظاهر میشوند. زمزمه خواست پایان اعتصاب از یاران و دیگر انسانهای عزیز به گوشش میرسد و باز هم  در دو راهی عذاب آورتر دیگری قرار میگیرد. دلش لبریز از مهر این انسانهای بزرگ است و می ماند که در برابر مهر و محبت آنان چه بکند و همین عذابی دردناک تر را بر روح و جانش مستولی میکند. اما اراده اش در هم نمی شکند و همچنان به پیش میرود.
اعتصاب کننده با توجه به تجارب دیگر اعتصاب کنندگان میداند که تا ۵۰ روز، احتمال اینکه در کام مرگ فرو رود چندان زیاد نیست. اما پس از گذشت ۵۰ روز، هر روز که میگذرد سایه سنگین مرگ و دست شستن از زندگی و عذاب و شکنجه ناشی از آن بر دیگر شکنجه های غیر قابل تحمل اش افزوده میشود. اما انسانی که به اینجا رسیده است دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. آنوقت است که فریاد بر میاورد: "اگر قرار است دولت جمهوری اسلامی این درجه از بربریت را از خود به نمایش بگذارد که انسانی را از گرسنگی به خاطر خواستی بر حق در مقابل چشمان جهانیان به قتل برساند بگذارید اینکار را انجام دهد، من حاضرم قربانی چنین صحنه ای از نمایش بربریت و وحشی گری باشم"
و دیگر هیچ چیز دست خودش نیست، خود در معادله ای به ظاهر اختیاری!؟ که حکومت و نهادهای امنیتی برایش رقم زده اند حاضر به قربانی شدن در صحنه ای از نمایش جنایت و شقاوت میشود. مراقبت های پزشکی در بیمارستان فقط مرگش را به شکل دردناک تری چند روز به عقب میاندازند. تزریق سرم بدلیل ضعف و خشکی رگها از هر شکنجه ای دردناک تر میشود، با تزریق هر سرم انگار که رگ مورد استفاده را قطعه قطعه میکنند،  پرستار از پیدا کردن رگی تازه وا می ماند و بناچار از همان رگی استفاده میکند که ورم کرده و گلوله گلوله شده است. درد تزریق سرم به چنین رگهایی  همانند کشیدن چاقویی کند بر زخمی عمیق است اما دردناک تر از همه اینها نظاره ی چشمان نگران و درد آلود همسر و فرزندان، پدر و مادر، خواهر و برادر و دیگر عزیزان و یارانش است که همگی با غمی جانکاه در اضطراب و استرس جان باختن اش قرار گرفته اند. احساس گناهی ناشناخته و مبهم و عذاب آور،  از دردی که به این عزیزان وارد شده است هر لحظه و هر لحظه جانش را میخورد.
اعتصاب کننده در این مرحله، مرگی دردناک  را هر روز و هر لحظه لمس میکند. شدت ضعف جسم در حال مرگش به چنان مرحله ای میرسد که برای اولین بار در طول عمرش بطور کاملا ملموسی متوجه میشود جسم اش برای شنیدن کوچکترین صدایی (همچون برداشتن باری سنگین که انرژی بالایی مصرف میشود و دست آدمی از طاقت میافتد) نیرو و توان از دست میدهد طوری که دیگر نایی، حتی  برای شنیدن کلامی از سوی عزیزانش برایش باقی نمی ماند. درد پذیرش مرگ و دل کندن از عزیزان و یاران به سراغش میاید و توام با این شکنجه ی غیر قابل تصور، مرگی بسیار دردناک از راه میرسد. دردی تدریجی و سنگین از نقاطی از بدن شروع میشود و همچون ریشه درختی به هر سو می دود و هر چه به دیگر قسمتهای بدن می رسد دردناک تر میشود و اعتصاب کننده در معرض مرگی بسیار جانکاه و ما فوق تصور انسانی قرار میگیرد.
اما با این حال و علیرغم پذیرش بی چون و چرای مرگش، همچنان تسلیم ناپذیر و با چشمانی مالامال از برق عدالت خواهی و مبارزه جوئی، رو به بیرون در تکاپوی نجات و  به عقب راندن ستمگران است. چشمانش به یاران، خانواده  و ظلم ستیزی یک جامعه هشتاد میلیونی و به وجدانهای بیدار در سرتاسر جهان  است تا به عقب راندن ظالمان و بیداد گران، ناجی جانش و بشارت دهنده دست یابی به بر پائی دنیایی بهتر و جامعه ای عاری از ستم و استبداد باشند

جعفر عظیم زاده -  ۲٦ آذر ماه ۱۳۹۵

*************

اعمال فشار بر وثیقه گذاران جعفر عظیم زاده را قویا محکوم میکنیم

صبح دیروز بدنبال احضار پروین محمدی به معاونت دادستانی تهران، برگ اخطاریه ای  به عنوان وثیقه گذار جعفر عظیم زاده به ایشان ابلاغ شد. در این اخطاریه از پروین محمدی خواسته شده است تا ظرف مدت یکماه جعفر عظیم زاده را به زندان معرفی کند در غیر اینصورت نسبت به ضبط وثیقه برابر مقررات اقدام خواهد شد.
جعفر عظیم زاده با وثیقه ۴۵۰ میلیون تومانی و بدنبال اعتصاب غذایی شصت و سه روزه، در حالی که در بیمارستان سینا بستری بود،  روز دهم تیر ماه آزاد شد. وی این اعتصاب را همراه با اسماعیل عبدی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان و از فعالان برجسته جنبش اعتراضی معلمان آغاز کرده بود.  آنان در بیانیه ای که پیش از آغاز اعتصاب غذا از داخل زندان اوین صادر کرده بودند خواهان پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی  مدنی شده بودند. با این حال و علیرغم جنبش عظیمی که حول این مطالبه بر حق به میدان آمد حکم شش سال زندان اسماعیل عبدی در دادگاه تجدید نظر تایید و این معلم برجسته روز نوزده آبانماه بازداشت و به بند ٨ زندان اوین منتقل شد.
جعفر عظیم زاده بدنبال پایان اعتصاب غذا و آزادی، بلافاصله به دادگستری ساوه احضار و در آنجا علاوه بر شش سال محکومیت در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران که بر اساس  آن از ۱۷ آبانماه سال گذشته زندانی شده بود، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه نیز با همان اتهامات به ۱۱ سال زندان دیگر محکوم و از ماه گذشته برای تداوم اجرای حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران  به زندان اوین فرا خوانده شد اما وی با غیر قانونی خواندن محکومیت خود و اصرار بر تحقق خواستهایش مبنی بر برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی مدنی حاضر به رفتن به زندان نشد.
عظیم زاده در قبال اعمال فشار بر وثیقه گذارانش اعلام کرده است من در منزلم حضور دارم و کسانیکه مرا به طور غیر قانونی به زندان محکوم کرده اند اگر اصرار بر تداوم اعمال غیر قانونی خود دارند میتوانند مرا با زور و متوسل شدن به اقدامات غیر قانونی از منزلم به زندان منتقل کنند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن اعمال فشار بر وثیقه گذران جعفر عظیم زاده،  اعلام میدارد همچنان که تا به حال امنیتی کردن فعالیتهای صنفی مدنی نتوانسته است مانعی در برابر حق خواهی کارگران و معلمان ایجاد کند از این پس نیز تداوم چنین سیاستهایی راه به جایی نخواهد برد و کارگران و معلمان ایران متحدانه تر از پیش برای دست یابی به حقوق انسانی اش به پیش خواهند رفت. http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5691

۲۵ آذر ماه ۱۳۹۵
*************

در حمایت از خواست آرش صادقی و دیگر زندانیان در حال اعتصاب غذا

تحمیل اعتصاب غذا به زندانیان، مصداق شکنجه و سلب جنایتکارانه ی زندگی و حیات از یک انسان است
یادم نمی رود روزهایی را که انسانهای بزرگ و عزیزی در ۱۳ روز آخر اعتصاب غذایم در بیمارستان سینا به ملاقاتم می آمدند و نیرویی صد چندان برای ایستادگی در برابر مرگ و مقاومت در برابر ظالمان به من عطا میکردند. همینجا بار دیگر و تا ابدیت از همه این دلاور زنان و مردانی که در مقابل احتمال مرگ دردناک یک انسان، آشکار و پنهان اعتراض میکردند و اشک می ریختند، مراتب سپاس و قدردانی وصف ناپذیر خود را اعلام میکنم.
یادم میاید در مقابل استدلال برخی از این عزیزان و بزرگان که از مراتب بسیار والای انسانی خواهان پایان اعتصاب غذایم بودند، بارها و بارها بر روی تخت مرگ در بیمارستان سینا تکرار کردم: "اگر قرار است دولت جمهوری اسلامی این درجه از بربریت را از خود به نمایش بگذارد که انسانی را از گرسنگی به خاطر خواستی بر حق در مقابل چشمان جهانیان به قتل برساند بگذارید اینکار را انجام دهد، من حاضرم قربانی چنین صحنه ای از نمایش بربریت و وحشی گری باشم".
می گفتم و همین امروز هم با صدای بلند و بلندتر از همیشه میگویم: تحمیل اعتصاب غذا بر یک انسان و مرگ از گرسنگی در زندانهای جهان معاصر، هیچ تفاوتی با به صلیب کشیدن انسانها در هزاران سال پیش ندارد. میگفتم و باز هم میگویم اگر در دوران برده داری انسانها را بدلیل مطالبات شان با به میخ کردن اجباری به چوب صلیب از گرسنگی و تشنگی می کشتند همین امروز حکومتهایی همچون ....، شرایطی را پدید آورده اند که انسانهای شریفی همانند آرش صادقی، سعید شیرزاد، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، بهنام موسیوند، امید علیشناس، محمد جراحی، امیر امیر قلی، ، مهدی و حسین رجبیان، علی شریعتی، ارژنگ داودی، علی معزی، علیرضا گلی پور، محمدعلی طاهری، مرتضی مرادپور، فواد رضا زاده ، رضا شهابی، محمود صالحی، بهنام ابراهیم زاده و دهها و صدها انسان دیگر هر کدام به نوبه خود و بی هیچ اجبار قابل دیده شدنی به دلیل آزادیخواهی و عدالت طلبی به ورطه چنین مرگ دردناکی کشانده میشوند. گو که این انسانهای شریف و عدالتخواه، خود داوطلبانه خواهان چنین شرایط دردناک و احتمال مرگی شکنجه آور شده اند!؟
آیا چنین است!؟ و آیا میشود در برابر تحمیل چنین بربریتی به جوانان و کارگران و معلمان و انسانهای شریف یک جامعه هشتاد میلیونی سکوت کرد؟
دست در دست هم، در حمایت از خواستهای زندانیان در حال اعتصاب غذا و آرش صادقی که در چهل و هفتمین روز اعتصاب غذا، در شرایطی بسیار جانگاه همچنان در حال ایستادگی در برابر ظلم و ستم است به پا خیزیم.

جعفر عظیم زاده -۲۱ آذر ماه ۱۳۹۵

*************

اسماعیل و اسماعیلها آنگاه که ظلم و ستم بیداد میکند چیزی برای از دست دادن ندارند

دو هفته از به بند کشیدن معلمی که دل و جان و تمام هستی اش را در گرو تحقق خواستهای بر حق معلمان و کارگران ایران گذاشته است، سپری شد.
اسماعیل انسانی متفاوت است، نگاهش را برای تحقق عدالت از رفتار و کردار عوام فریبانه و وعده های پوچ و توخالی حکومتگران نمی گیرد. چشم او برای دادخواهی، به چانه زنی های مکرر و بی فایده با بالایی ها دوخته نشده است. نگاه او به پایین است، به درد و رنج معلمان است، به شان و منزلت له شده ی آنان و به بازنشسته های کارگر و معلم دردمندی است که برای لقمه نانی آخرین سالها و روزهای عمرشان را با مسافر کشی در خیابانهای آلوده و مرگ آور شهرهایی چون تهران سپری میکنند.
چشم او به دانش آموزان جزغاله شده شین آباد، مدارس کپری و آموزش و پرورش ویران شده ای است که هر ساله صدها هزار کودک و نوجوان و جوان را از چرخه تحصیل محروم و آواره خیابانها میکند. او نگاهش را برای حرف زدن، ملاقات با همکاران در سطح کشور و دیده شدن و ایستادن در برابر ستم از تباهی یک جامعه هشتاد میلیونی، استیصال و درماندگی آنان برای گذران زندگی، له شدن انسانها، بی افقی میلیونها جوان آماده ی بکار و نابودی و اضمحلال آینده ی فرزندان ما کارگران و زحمتکشان میگیرد.
اسماعیل و اسماعیلها آنگاه که ظلم وستم بیداد میکند چیزی برای از دست دادن ندارند. برای آزادی اسماعیل، برای آزادی کارگر زندانی بهنام ابراهیم زاده و برای برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی مدنی باید همچون اسماعیل به میدان آمد

جعفر عظیم زاده - دوم آذر ماه ۱۳۹۵

*************

او یک  معلم است

اسماعیل عبدی وزیر و وکیل نیست، اسماعیل عبدی در گم شدن دکل های نفتی هیچ نقشی ندارد،  اسماعیل عبدی مدیر کل بانک مرکزی نیست و در کانادا زندگی نمیکند او هیچ نقشی در وام دادن بانک سرمایه به بابک زنجانی ندارد (هرچند سرمایه ی عمده ی این بانک مختص فرهنگیان است). عبدی هیچ نقشی در گم شدن مبالغ کلان صندوق ذخیره  فرهنگیان ندارد.
 او غار علی صدر را ماهیانه پنجاه و شش هزار تومان اجاره نکرده است.
عبدی هیچ نشستی برای گرفتن هیچ پستی با مسوولان آموزش و پرورش نداشته است.
اسماعیل عبدی فقط یک معلم است. معلم ریاضی که در اسلامشهر تدریس میکند.
او عضو کانون معلمان تهران است. بنا به وظیفه ی صنفی خود پیگیر مطالبات براورده نشده ی فرهنگیان بود.
او جزو هیچ کدام از کسانی که به کشور خیانت کرده اند نیست که مستحق این باشد که شش نفر او را در منزلش دستگیر کنند
اوفقط و فقط یک معلم است ....  

رضا مسلمی-۲۱ آبانماه ۱۳۹۵

*************

قوه قضائیه جمهوری اسلامی باید در مقابل جمعیت

هشتاد و پنج میلیونی کشور و میلیاردها کارگر و معلم در سرتاسر جهان پاسخگوی زندانی کردن اسماعیل عبدی باشد

دولت روحانی و قوای قضائیه و امنیتی کشور باید پاسخگوی اجرای حکم شش زندان اسماعیل عبدی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران و از رهبران سرشناس جنبش اعتراضی معلمان و جنبش کارگری ایران باشند.
اسماعیل عبدی هیچ جرمی، جز دفاع از منافع صنفی و انسانی معلمان و مبارزه برای تحصیل رایگان و استاندارد و امروزی میلیونها فرزند خرد سال و جوانان خانواده های فرو دست جامعه مرتکب نشده است. اسماعیل و خانواده اش مظهر مقاومت و ایستادگی در برابر ستمی هستند که بر میلیونها معلم و کارگر در ایران تحمیل شده است. اسماعیل عزیزمان، سازش ناپذیر و پیام آور اتحاد کارگران  و معلمان ایران است. اسماعیل نیازی به دلسوزی اخلاقی ندارد. اسماعیل فرزند سازش ناپذیر طبقه کارگر ایران است  و دقیقا از همین روست که به سبعانه ترین شکلی در مقابل چشمان حیرت زده فرزند خردسال و فریاد ظلم ستیزانه ی همسرش بازداشت و به زندان افکنده میشود.
اسماعیل مظهر جسارت و شرف و آبروی ما کارگران و معلمان و بی آبروئی حکومتگرانی است که در حکومت آنان، مرتکبین جرم جنایی بر علیه کودکان و غارتگران دسترنج ناچیز میلیونها کارگر و انسان زحمتکش،  راست راست میگردند و از مقام و منزلت حکومتی برخوردارند اما اسماعیلها و جوانان برومند و آزادیخواه و عدالت طلبی همچون امیر امیر قلی، آرش صادقی، گلرخ ابراهیمی ایرائی،  بهنام موسیوند و دهها و صدها انسان شریف و عدالتخواه  دیگر به بند کشیده  میشوند.   همین دیروز بود که معلمان تهران در مجمع عمومی خود با بالاترین رای  اسماعیل عزیزمان را امین و معتمد خود برای دستیابی به حقوق انسانی شان قرار دادند. این رای، انتخابی آشکار و جسورانه از سوی معلمانی بود که امنیت شان را بر خلاف حکومتگران در انتخاب اسماعیل عبدی و بداقی و باغانی و بهشتی دیدند و  با اعتماد بالایی به آنان رای دادند.
اسماعیل برای من به عنوان یک کارگر،  یار و یاور مقاوم و سازش ناپذیرم در  لحظات بسیار خطیر مرگ و زندگی و مظهر وفاداری به اتحاد کارگران و معلمان ایران بود. لذا حکومتگران باید بدانند ما کارگران و جعفر عظیم زاده، لحظه ای در دفاع از اسماعیل عبدی درنگ نخواهیم کرد و  در صورت عدم آزادی فوری و بی قید و شرط این انسان بزرگ،  همدوش با معلمان در سراسر کشور دست به اعتراضات بی وقفه ای برای آزادی  وی خواهیم زد.

جعفر عظیم زاده -۱۹ آبانماه ۱۳۹۵

*************

به مناسبت اعتصاب غذای آرش صادقی

همه باهم در حمایت از آزادی گلرخ ایرائی و دیگر زندانیان سیاسی و مدنی، فریادهایمان را رساتر کنیم برای اولین بار آرش صادقی را زمانی که هفته های اول اعتصاب غذایم را در بند ٨ زندان اوین سپری میکردم ملاقات نمودم. در همان برخورد اول، او را جوانی سرشار از روحیه و امید و باوری ستودنی به تحولات انسانی یافتم و بلافاصله ارتباطی عمیق بین ما برقرار شد.
آرش زندانی با سابقه ای بود و قبل از اینکه به بند ٨ زندان اوین وارد شود دوران بسیار سخت و طاقت فرسایی را در بندهای امنیتی ۲۰۹ ، ۲۴۰ و بندهای عمومی زندان اوین سپری کرده بود. اما هیچ نشانی از خستگی بر روی چهره پر صلابت این انسان بزرگ وجود نداشت. وی پس از انتقال من به بیمارستان سینا دو بار در حمایت از این اعتصاب و خواست برداشته شدن اتهامات امنیتی از روی پرونده های فعالین صنفی مدنی، به همراه دیگر یاران هم بندی ام از جمله امیر امیر قلی، علی معزی و بهنام موسیوند بصورت دسته جمعی دست به اعتصاب غذا زدند که بار آخر را اعتصاب غذای نامحدود اعلام کرده بودند.
در بیمارستان سینا گلرخ ایرایی به دیدارم آمد، پس از رد و بدل چند جمله با همدیگر، علیرغم شرایط سختی که داشتم  لحظاتی از همسانی و همگونی این دو انسان شگفت زده شدم. انگار که دو وجود مالامال از عشق به رهایی انسان و مبارزه جوئی سر سختانه برای آزادی و برابری توام با صلابت و جسارتی ستودنی و عشق به زندگی در یک وجود جمع شده باشند. اما اینک گلرخ عزیزمان را نیز به بند کشیده اند و آرش با اعتصاب غذا، جانش را در گرو آزادی همسنگر و عشق زندگی اش گذاشته است.
مبارزه برای آزادی گلرخ ایرائی که از داخل بند ٨ زندان اوین توسط آرش صادقی آغاز شده است بخشی از مبارزه تعطیل ناپذیر زندانیان سیاسی و مردم ایران برای برچیده شده اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی  مدنی و پایان دادن به سرکوب و زندان بر علیه آنهاست.

همه با هم در حمایت از ازادی گلرخ ایرائی و دیگر زندانیان سیاسی فریادهایمان را رسا تر کنیم.

جعفر عظیم زاده -۱۹ آبانماه ۱۳۹۵



بیانیه شماره یک اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون بازداشت اسماعیل عبدی

بازداشت و انتقال اسماعیل عبدی به زندان اوین را قویا محکوم میکنیم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط وی هستیم

حوالی ساعت ده صبح امروز مامورین بازداشت اسماعیل عبدی به منزل این فعال صنفی جسور و از رهبران جنبش اعتراضی معلمان ایران هجوم آورده و وی را در میان بهت و حیرت فرزند خردسال و اعتراض همسرش با خود بردند.
بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، اسماعیل عبدی را پس از بازداشت ابتدا به دادسرای عمومی و انقلاب کرج منتقل و پس از پرسش و پاسخ،  وی را به شعبه یک اجرای احکام زندان اوین برده اند و تا لحظه صدور این بیانیه، وی هنوز ارتباطی با خانواده اش بر قرار نکرده است.
اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، علی اکبر باغانی، جعفر عظیم زاده و دیگر رهبران و فعالین جسور جنبش کارگری و معلمان هیچ جرمی جز دفاع از بدیهی ترین حقوق انسانی ما کارگران و معلمان ایران مرتکب نشده اند.
بازداشت و زندانی کردن اسماعیل عبدی در حالی صورت گرفته است که طوسی ها و مرتضوی ها طبق اعترافات و  اسناد نهادهای رسمی حکومتی جرائمی در حد جنایت بر علیه کودکان و منافع عمومی مردم ایران مرتکب شده اند و با این حال در کمال امنیت و رفاه و آسایش مشغول زندگی هستند و آنوقت انسان شریف و بزرگی همچون اسماعیل عبدی که تمام زندگی اش را بر علیه ستم و نابرابری و رفاه کارگران و معلمان و عموم مردم زحمتکش ایران گذاشته است با وحشیانه ترین و سبعانه ترین شکلی در میان بهت و حیرت فرزند خردسال و  فریاد ستم ستیزانه همسرش بازداشت و روانه زندان اوین میشود.
اتحادیه آزاد کارگران ایران، بازداشت و انتقال اسماعیل عبدی به زندان اوین را قویا محکوم میکند و با خواست ازادی فوری و بی قید و شرط اسماعیل از زندان، از عموم کارگران، معلمان، تشکلها و نهادهای مستقل کارگران و معلمان و فعالین مدنی سیاسی و حقوق بشری میخواهد تا در صفی یکپارچه و متحد برای آزادی اسماعیل عبدی و همه زندانیان آزادیخواه و عدالت طلب  به میدان بیایند و اجازه ندهند شریف ترین انسانهای این جامعه به بند کشیده بشوند.

کارگر معلم اتحاد اتحاد

اتحادیه آزاد کارگران ایران -۱۹ آبانماه ۱۳۹۵

*************

قانون کار، اساسی ترین و بنیادی ترین قانون در چهارچوب مناسبات موجود در جهان معاصر است (متن کامل)

نوشته حاضر یادداشتهایی است که جعفر عظیم زاده از سه هفته پیش شروع به نوشتن آنها کرد  اما بدلیل اهمیت موضوع، این یادداشتها و قسمت آخر آن، مجموعا بصورت یک مقاله منتشر میشود.

اینکه میلیونها کارگر در سراسر کشور مشمول قانون کار هستند و میلیونها کارگر دیگر مشمول این قانون نیستند یک واقعیت است، و اینکه حداقل مزد و سایر شرایط زیست معلمان، پرستاران، بازنشستگان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، بخشهای خدماتی رفاهی، رانندگان، مستخدمین کشوری و حتی مستخدمین سطوح پایین لشکری و... ، جدا از هم و جدا از حداقل مزد سالیانه کارگران مشمول قانون کار تعیین می شود، باز هم یک واقعیت است.
اما این واقعیات بیانگر تضاد منافع ما زحمتکشان و۹۹ درصدی های جامعه نیست، چرا که قبل از هر چیزی و بر اساس داده های کنونی زندگی بشر که خارج از اراده جداگانه ی یکایک ما انسانهاست، همه ی ما در یک جغرافیای سیاسی واحدی به نام ایران زندگی میکنیم و نمیشود حداقل مزد کارگران مشمول قانون کار را مثلا به دو برابر افزایش داد ولی مزد بقیه مزد بگیران زحمتکش را ثابت نگه داشت. بر عکس این مسئله نیز صادق است. به عنوان مثال مگر حکومتی میتواند حقوق معلمان را به دو برابر افزایش دهد آنوقت مزد کارگران کارخانه ها و مراکز تولیدی و اساتید دانشگاه یا مستخدمین کشوری و لشکری سطوح پایین، کمی افزایش پیدا کند و یا ثابت بماند. از همین رو هم است که اقلیت حاکم در راس هرم غارت و قدرت در ایران، در برابر هر گونه امتیاز دهی به معلمان که توانایی امتیاز دهی به آنان را نیز دارد مقاومت میکند چرا که خود به خوبی میداند در اینصورت علاوه بر افزایش حقوق کارگران و همه بخشهای زحمتکش جامعه، حتی باید جیره و مواجب قضات حلقه به گوش و مامورین امنیتی را نیز افزایش دهد.  به این معنا اگر مثلا حداقل مزد برای کارگران مشمول قانون کار در سال آینده یک میلیون و ششصد و بیست و چهار هزار تومان، معادل  دو برابر حداقل مزد کنونی تعیین بشود طبیعی است که دیگر مزد کارگر ساختمانی و یا جوشکار پروژه ای که مشمول قانون کار نیست نمیتواند از ۵۰ هزار یا صد هزار تومان کنونی در روز به ٦۰ یا ۱۱۰ هزار تومان افزایش پیدا کند بلکه به تناسب تعیین همین حداقل مزد دو برابر برای کارگران مشمول قانون کار، مزد ما کارگران ساختمانی و پروژه ای نیز به دو برابر و یا نزدیک به این کمیت و کیفیت افزایش پیدا خواهد کرد. همینطور اگر حداقل مزد کارگران مشمول قانون کار در سال آینده به دو برابر افزایش پیدا بکند بدیهی است که حکومتگران مجبور به افزایش حقوق معلمان، پرستاران، بازنشستگان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، بخشهای خدماتی رفاهی  و دیگر مستخدمین کشوری و لشکری و حتی قضات حلقه بگوش و مامورین امنیتی(که اکثریت آنها را از طبقه بزرگ ما کارگران استخدام کرده اند)، به دو برابر کنونی خواهند بود.
مثالهای فوق قبل از هر چیز، بدرست دلالت بر هم سرنوشتی کارگران و معلمان و دیگر بخشهای زحمتکش جامعه دارد. گو که، سفره همه بخشهای طبقه کارگر و میزان بهرمندی آنان از هر درجه رفاه و خوشبختی و یا فقر و فلاکت،  همچون زنجیری ناگسستنی به همدیگر گره خورده است. اما این هم سرنوشتی، خود، حاصل مناسبات بنیادی تری در زندگی انسان معاصر است. مناسباتی که مبتنی بر تقسیم جامعه به دو طبقه اصلی و جایگاه آنان به عنوان کارگر یا صاحب سرمایه  در چرخه تولید و استثمار اکثریت عظیم انسانها توسط اقلیتی صاحب سرمایه است. این تقسیم بندی و کشاکش این دو طبقه برای سهم بری از ثروت تولید شده، سر آغاز تمامی کشمکشهای موجود در جهان معاصر و مدار شکل دهی به قوانین در تمامی عرصه های حیات سیاسی اقتصادی و فرهنگی اجتماعی در هر جامعه ای در گستره گیتی است. 
با این حال، همه ی قوانین موجود، بطور آشکاری بیانگر این کشمکش و جنگ و جدال بر سر سهم بری از تولید ثروت و نفس استثمار انسان از انسان و درجه شدت و حدت آن در چهار چوب مناسبات جهان معاصر نیستند. مثلا قوانین مربوط به انتخابات آزاد و یا انتخابات غیر دموکراتیک و یا حتی قانون اساسی را نمیتوان بطور مستقیم، بلاواسطه و سر راستی به مسئله استثمار اکثریت عظیم انسانها توسط اقلیتی صاحب سرمایه و کشمکش دو طبقه اصلی جامعه بر سر سهم بری از تولید یا درجه استثمار در جوامع مختلف ربط داد. هر چند که در بنیادی ترین سطح، قانون اساسی و همه قوانین ناظر بر حیات اجتماعی انسانها، بر آمد تضادهای طبقاتی و کشمکش دو طبقه اصلی جامعه  و یا حتی بخشهای مختلف طبقه سرمایه دار بر سر سهم بری از ثروت اجتماعی تولید شده می باشند. اما در این میان، قانون کار تنها سند قانونی است که میزان بهره کشی صاحبان سرمایه از کارگران و سهم این طبقه بزرگ از تولید و زندگی اجتماعی، بطور نسبتا سر راستی در آن متبلور می شود.
این قانون نسبت به سایر قوانین و قانون اساسی، با ابهام بسیار کمتری، قانونی بر سر درجه استثمار کارگر، روابط استثمارگرایانه کارگران و سرمایه داران و به این معنا کل جامعه بشری بر سر کشمکشی دائمی در مناسبات جهان مسلط سرمایه داری  در مورد کمیت و کیفیت استثمار و بهره کشی انسان از انسان است. اینجاست که بطور عینی و بی هیچ اغراقی قانون کار به عنوان بیان آشکار و نماد رابطه اسثتمارگرایانه زندگی مادی و معنوی انسان جهان معاصر، بر بالای سر همه قوانین دیگر و منجمله قانون اساسی که در ابعاد کلان و نسبتا ناروشنی، حیات سیاسی اقتصادی و فرهنگی اجتماعی همه جوامع بشری را ترسیم میکنند، قرار میگیرد و میتواند مبنای قضاوتی تاریخ ساز بر سر کل روابط اجتماعی انسانها و قوانین و مناسبات آنها در هر جامعه ای قرار بگیرد.
با این حال، قانون کار از آنجا که طبق تعاریف رایج، دارای جایگاهی حقوقی! و در مقام قانون ناظر بر حقوق صنفی!؟ کارگران، مهندسی شده و تعین پیدا کرده است کمتر مورد توجه روشنفکران، اقتصاددانان چپ و آزادیخواه، جنبشهای عدالتخواه از قبیل جنبش دانشجوئی و دیگر جنبشهای مدنی و ترقی خواه و حتی برخی نیروهای جنبش سوسیالیستی قرار می گیرد. اما در  عالم واقع و در چهارچوب مناسبات موجود، این قانون، قانونی بر سر اولین و بنیادی ترین حقوق انسان، یعنی حق حیات و امرار معاش، چگونگی تامین این حقوق برای استثمار شوندگان و معرف موقعیت اکثریت قریب به اتفاق انسانها در برابر اقلیت صاحب سرمایه در چرخه ی تولید ثروت است که سایر قوانین و حقوق اجتماعی ناظر بر حیات اجتماعی این اکثریت از قبیل آموزش رایگان، مطبوعات آزاد، تحزب، آزادی بیان و هر درجه از مدنیت از دل آن سر بر میکشند.
به عنوان مثال آموزش رایگان در اقصی نقاط دنیا، زمانی آغاز و به شکل امروزی نهادینه میشود که پیش از آن، جدال و کشمکش عظیمی بر سر کار کودکان از اواسط قرن نوزدهم در کشورهای اروپایی در میگیرد و بر متن این کشمکش بتدریج قوانینی در قالب قانون کار برای کم کردن ساعات کار کودکان و یا ممنوعیتهای مختلفی در مورد سن و نوع  کار کودکان تصویب میشود و در پس این روند، آموزش رایگان که اساسا معطوف به تحصیل کودکان طبقات فرودست است  بتدریج از دهه سی ام قرن بیست به این سو در کشورهای اروپایی آغاز و شروع به بسط و گسترش در همه نقاط دنیا میکند. اینگونه مثالها را به ترتیب فوق در مورد همه قوانینی که امروزه برای همگان امری جدا از کشمکش دائمی کارگران به مثابه اکثریت عظیم انسانها با اقلیت صاحبان سرمایه تلقی میشود میتوان تا به آخر به طور تجربی درک و توضیح داد.
برای اثبات مدعای فوق، در یک نگاه کلی تر همین کافی است که بپرسیم: آیا ممکن است در کشوری کار کودکان ممنوعیت قانونی نداشته  باشد و میلیونها  کودک به عنوان امری متعارف بطور روزانه در مراکز تولیدی و صنعتی مشغول بکار باشند آنوقت در چنین جامعه ای آموزش رایگان و اجباری برای کودکان در قانون اساسی اش گنجانده شود؟ و یا آیا میشود در کشوری کارگران با قوانین کار و مناسبات قرن نوزدهمی در یک بعد وسیع اجتماعی کار  و زیست بکنند و آنوقت در آن کشور دیکتاتوری قرن نوزدهمی سر بر نکشد و آزادی بیان و تحزب و...، در اشکال امروزین اش به عنوان بخشی از اصول قانون اساسی آن کشور مصوب و عملی گردد؟
اینجاست که قانون کار به مثابه برآمد و شکل حقوقی مناسبات استثمارگرایانه عصر حاضر، در معنای رایج و مهندسی شده اش که گویا قانونی خاص کارگران و مربوط به امور صنفی!؟ آنان است، رنگ می بازد و جایگاه کلیدی آن در همه عرصه های حیات زندگی اجتماعی سیاسی انسان معاصر در هر جامعه ای باز نموده می شود. حال اگر از این منظر و از این واقعیت عینی در  مورد قانون کار به لایحه اصلاحیه دولت روحانی بر روی آن بنگریم آنوقت ابعاد وحشتناک و فاجعه بار این لایحه، نه تنها بر زندگی و معیشت کارگران و میلیونها مزد بگیر زحمتکش، بلکه بر تمامی عرصه های زندگی سیاسی اجتماعی یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی روشن میشود.
 بر اساس این لایحه: ۱- دولت میتواند علیرغم تورم بالا با استناد به شرایط اقتصادی کشور حداقل مزد را ریالی افزایش ندهد و اقدام به انجماد دستمزدها بکند. علاوه بر این اختیار تعیین حداقل مزد بدست میل و اراده دولت و تک به تک کارفرمایان خواهد افتاد ۲- اخراجهای دسته جمعی به محض کمترین نوسان و کاهشی در تولید صورت قانونی پیدا خواهد کرد و صدها هزار کارگر بطور دسته جمعی اخراج خواهند شد ۳- قراردادهای شفاهی به مرور جایگزین قراردادهای کتبی خواهد شد و هر گونه قانونمندی از روی ساعات کار، تعطیلات، مرخصی ها، بیمه و.. برداشته خواهد شد ۴- پایه های قانون تامین اجتماعی متزلزل و دیری نخواهد پائید که همین حداقلهای موجود نیز مضمحل خواهد شد ۵- با مخدوش شدن پرداخت مزایای پایان کار به کارگران قرارداد موقت، دولت و کارفرمایان خواهند توانست به انحا مختلف پرداخت این مزایا به کارگران قرارداد موقت را متوقف بکنند.*
با توجه به نکات فوق، لایحه پیشنهادی دولت برای تغییر قانون کار بطور عینی یک پدیده قرن نوزدهمی مبتنی بر تشدید بی حد و حصر استثمار انسان از انسان، محو حق اشتغال و امنیت شغلی، امحا تدریجی تامین اجتماعی و در خوشبیانه ترین حالت تضعیف بنیانهای تامین اجتماعی و رها سازی مطلق سرنوشت انسانها بدست سرمایه و بازار و تحمیل بقا بر میلیونها انسان در خط مرگ است که در صورت تصویب و اجرا میتواند بربریتی غیر قابل تصور را بر روابط و مناسبات میان انسانها در جامعه ایران حاکم نماید و یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی را به یکصد سال پیش عقب براند. بدین معنا، این لایحه از جنس هیچیک از لوایح ضد کارگری معطوف به تعرض به زندگی و معیشت کارگران در کشورهای اروپائی و سایر نقاط جهان نیست و خیلی سر راست، هر درجه از مدنیت و انسانیت نسبی تثبیت شده در عصر حاضر  را نشانه رفته است که میتواند سیمای سیاسی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی جامعه ایران را، بیش از هر نظام ضد کارگری دیگری در عصر حاضر، معادل با نظامهای دوران اوان شکل گیری نظام سرمایه داری بکند.
 کاملا روشن است که احیا چنین مناسباتی ما بین اکثریت عظیم مردم یک کشور به عنوان کارگران و زحمتکشان با اقلیت صاحب سرمایه، بطور عینی و عملی نمیتواند بدون یک چرخش عظیم در سایر حوزه های زندگی سیاسی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی متحقق شود. لذا دادن فرصت به تصویب و اجرای لایحه پیشنهادی دولت برای تغییر  قانون کار، دادن فرصت به تحمیل یک عقب گرد تاریخی در تمامی ابعاد زندگی سیاسی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی بر مردم ایران خواهد بود.
 از این رو انتظار این است تا نه تنها کارگران بلکه معلمان، دانشجویان و دانش آموزان (به عنوان نیروی کار سال آینده و چند سال آینده)، فعالان مدنی و همه جنبشها و نیروهای عدالتخواه، حقوقدانان، روشنفکران، اقتصاددانان، روزنامه نگاران و تمامی انسانهای شریفی  که در قبال سرنوشت یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی احساس مسئولیتی میکنند بر علیه این لایحه به میدان بیایند و با تحمیل باز پس گیری آن به دولت، جنبشی را حول اعمال  تغییرات اساسی در قانون کار موجود  که با رسمیت دادن به قراردادهای موقت، گسترش و نهادینه کردن شرکتهای پیمانکاری و ممنوعیت تشکلهای مستقل صنفی و ...، موجبات قانونی تحمیل بی حقوقی افسار گسیخته ای را بر کارگران و همه زحمتکشان ایران فراهم کرده است برپا کنند و اجازه ندهند بیش از آنچه که تاکنون بر علیه انکشاف یک جامعه انسانی  و مدرن در ایران به پیش رفته است بنیانهای لازم و ملزوم یک زندگی اجتماعی مبتنی بر دستاوردهای تاکنونی بشریت معاصر در کشورمان به خطر بیافتد.

*نقل از بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران در مورد لایحه اصلاحیه دولت بر روی قانون کار

*************

دفتر دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی جعفر عظیم زاده را به زندان اوین فرا خواند

ظهر امروز دفتر دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی طی تماسی با جعفر عظیم زاده وی را به زندان اوین فراخواند و اعلام کرد چنانچه وی فردا صبح به زندان مراجعه نکند غیبت اش را به دادستانی تهران اعلام خواهیم کرد. فرا خواندن جعفر عظیم زاده به زندان در شرایطی صورت میگیرد که وی در حال حاضر از مشکلات عدیده ای منجمله بیماری قلبی رنج می برد و در حال حاضر پیگیر درمان بیماری قلبی خود است.
جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران، ۱۷ آبانماه سال گذشته در پی تایید حکم شش سال زندان توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر در بند ٨ زندان اوین محبوس شد و بدنبال اعتصاب غذایی ٦۳ روزه، در روز دهم تیر ماه از بیمارستان سینا بطور موقت آزاد شد. بدنبال این آزادی وی سه روز بعد بر اساس پرونده ای مرتبط با اعتصاب کارگران کارخانه نوردو ولوله صفا به شعبه چهار بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه احضار و پس از محاکمه در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه با همان اتهامات شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ۱۱ سال زندان دیگر محکوم شد. در ارتباط با اعتصاب اردیبهشت ماه سال ۹۴ کارگران کارخانه نورد و لوله صفا پرونده دیگری نیز در دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ ساوه با اتهامات تشویش اذهان عمومی و بر هم زدن نظم عمومی بر علیه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد تشکیل شده که جلسه اول محاکمه آنان در این دادگاه در روز هشتم شهریور ماه برگزار و ادامه محاکمه به جلسه دیگری موکول شد.

سوم آبانماه ۱۳۹۵

*************

صدور حکم زندانهای طویل المدت بر علیه فعالین صنفی

خشم و نفرت عمومی را بر علیه وضعیت موجود دامن خواهد زد

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد به جرم تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران و مصاحبه و انتشار مقالاتی پیرامون وضعیت مصیبت بار کارگران هر کدام به یازده سال زندان محکوم شدند. این حکم سنگین در حالی در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه بر علیه این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران صادر شده است که آنان می باید در دادگاه کیفری ساوه نیز به جرم تشویش اذهان عمومی و بر هم زدن نظم عمومی مورد محاکمه قرار بگیرند و علاوه بر آن جعفر عظیم زاده در حال حاضر با حکم شش سال حبس از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، زندانی بند ٨ زندان اوین محسوب میشود که بدنبال اعتصاب غذایی شصت و سه روزه در بیرون از زندان بسر می برد.
احکام طویل المدت زندان در حالی در طول دو سال گذشته، علیه طیف وسیعی از فعالین کارگری و جنبش معلمان صادر میشود که روزبروز بر عمق و دامنه ی فقر و فلاکت کارگران و معلمان و دیگر مردم زحمتکش ایران بطور فاجعه باری افزوده میشود و از دیگر سو اختلاسهای میلیاردی و فساد گسترده در نهادهای دولتی از ارگانهای نظامی گرفته تا آموزش و پرورش و گسترش نابسامانیهای اجتماعی از قبیل وجود ۱۱ میلیون حاشیه نشین، میلیونها بیکار، تن فروشی گسترده زنان، دهها هزار کودک کار و خیابان، الکلیسم و رواج گسترده انواع مواد مخدر و دهها معضل لاینحل اجتماعی دیگر، یک جامعه هشتاد میلیونی را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
معنای صدور این احکام در چنین شرایطی روشن است. واضح است که اینان به عنوان قدرت حاکم هیچ پاسخی به شرایط مصیبت بار موجود، جز گسترش سرکوب و به زندان انداختن شریف ترین انسانها ندارند. اما در این سو، کارگران و معلمان و دیگر توده های زحمتکش مردم ایران با اعتراضات هر روزه خود در حال نمایش قدرت خویش و پیشروی برای دستیابی به خواستهای بر حق شان هستند و صدور اینگونه احکام ذره ای نتوانسته است منویات دولت تدبیر و امید سرمایه داران و قوه قضائیه را برای به تمکین واداشتن آنان متحقق بکند.
همین چند روز پیش بود که معلمان با انتخاب اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، رسول بداقی و علی اکبر باغانی به عنوان مسئولین کانون صنفی معلمان، اعتماد بالای خود را به این انسانهای بزرگ که به زعم نهادهای امنیتی و قوه قضائیه خطری برای امنیت ملی کشور محسوب می شوند، به نمایش گذاشتند.
معلوم شد، این انسانها و دیگر فعالین صنفی جنبش کارگری و معلمان از جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد تا محمود صالحی، داوود رضوی، نیک نژاد، بهلولی، علی نجاتی، ابراهیم مددی، رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده و دهها فعال صنفی شناخته شده و شناخته نشده ی دیگر، نه تهدیدی بر علیه امنیت کشور، بلکه تهدیدی بر علیه دزدان و غارتگران و پیام آوران امنیت و سعادت و بهروزی برای کارگران و معلمان و دیگر توده های زحمتکش مردم ایران هستند.
پرونده فعالیتهای جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در برابر چشمان کارگران و همه افکار عمومی در سطح کشور و در سطح جهانی قرار دارد. آنان نماینده های پر شور و سازش ناپذیر و مورد اعتماد ما کارگران در اتحادیه آزاد و فریاد عدالتخواهی و خشم فرو خورده میلیونها کارگری هستند که از شمال تا جنوب و شرق و غرب کشور، کمرشان در زیر فقر و فلاکت در حال خرد شدن است.
جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد نه سلاح بدست گرفته اند، نه باعث تجمعات خیابانی منجر به آسیب برای کسی شده اند، نه میلیاردها میلیارد غارت کرده اند، نه استثمار کرده اند، نه وام بانکی دارند که عودت نکرده باشند، نه کاخها از طریق رانت و اختلاس ساخته اند، نه مرزها را به خطر افکنده اند، نه وارد بازیهای سیاسی شده اند، نه سر سپرده قدرتی هستند و نه حتی کوخی در این مملکت زرخیز برای همسر و فرزندانشان مهیا کرده اند. آنان فقط ظلم ستیز و نماینده ای سازش ناپذیر برای احقاق حق ما کارگران از طریق ایجاد تشکل کارگری و فعالیتهای صنفی بوده اند و فقط به این جرم هر کدام به یازده سال زندان و تا بدینجا جعفر عظیم زاده مجموعا به ۱۷ سال زندان محکوم شده است.
صدور چنین احکام ظالمانه ای، اگر چه در درون نهادهای امنیتی و قضائی در کمال آرامش و سکوت صورت میگیرد اما در این سو در جامعه ای که در تب فقر و فلاکت و عصیان میسوزد این احکام و تداوم سیاست سرکوب موجب افزایش خشم و نفرت میلیونها کارگر و معلم و انسان زحمتکش از وضعیت موجود خواهد شد و بی تردید بر ضریب احتمال وقوع تلاطمات شدید اجتماعی خواهد افزود.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۵

*************

مظفرصالح نیاوهاشم رستمی تبرئه شدند

امروزچهارشنبه ۹۵/۷/۲۸ طی پیامکی ازجانب شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج ازمظفرصالح نیاعضوهیئت مدیره اتحادیه آزادکارگران ایران وهاشم رستمی ازفعالین کارگری شهرسنندج که روز۱۷مهر۹۵آنهارامحاکمه کرده بود،خواسته شدکه به این شعبه دادگاه مراجعه نمایند.
باحضوراین افراددردادگاه،به آنهاحکم برائت ازاتهامات وارده (اقدام علیه امنیت ملی وتبلیغ علیه نظام) داده شد.
هاشم رستمی روز۲۹خرداد۹۵ومظفرصالح نیااول تیر۹۵به خاطرفعالیتهای کارگری ازسوی اداره اطلاعات سنندج بازداشت وبعدازحدود۲۰روزباوثیقه۵۰میلیون تومانی به طورموقت آزادشدند. این فعالین چه درایام بازداشت وچه هنگام محاکمه دردادگاه ازفعالیتهای کارگری خوددفاع کرده وهمچنین مظفرازحقانیت اتحادیه آزادکارگران ایران به عنوان تشکلی کارگری دفاع نموده بود.
اتحادیه آزادکارگران ایران خودرادرشادی این فعالین وخانواده های آنها شریک میداندوبه مظفروهاشم به خاطرتلاشهایشان درجهت دفاع ازمنافع کارگران وسرفرودنیاوردن دربرابرفشارهاواذیت وآزاردستگاههای امنیتی درودمیفرستد. همچنین ازحق تشکلیابی کارگران وعضویتشان درهرتشکل کارگری باجدیت دفاع مینمایدوخواستارحذف اتهامات امنیتی ازپرونده هاوآزادی کلیه فعالین اززندان میباشد.

*************

بر اساس حکم شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد هر کدام به یازده سال زندان محکوم شدند+ اصل حکم

امروز ۲۴ مهر ماه، حکم شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه در مورد جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد به وکیل آنان جناب آقای محمد علی جداری فروغی ابلاع شد. بر اساس این حکم، این دو عضو هیات مدیره اتحادیه ازاد کارگران ایران بابت تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران و اداره نمودن آن به ده سال زندان و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی به یک سال و مجموعا هر کدام به یازده سال زندان محکوم شده اند. اتهامات جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در پرونده آنان در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور" و "فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی" می باشد. علاوه بر این دو اتهام، آنان به اتهام تشویش اذهان عمومی، بر هم زدن نظم عمومی و مشاوره به کارگران اعتصابی نورد و  لوله صفا در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ ساوه نیز مورد محاکمه قرار گرفته اند و مقرر شده است پس از برگزاری جلسه دیگری حکم مربوطه صادر شود.
جعفر عظیم زاده علاوه بر یازده سالی که در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به زندان محکوم شده است پیش تر با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران نیز با همان اتهامات شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به شش سال زندان محکوم شده است و در حال حاضر زندانی بند ٨ زندان اوین می باشد که بدنبال اعتصاب عذای ٦۳ روزه ای که انجام داد در بیرون از زندان بسر می برد. وی با حکم ۱۱ سال زندان دادگاه انقلاب ساوه  مجموعا به ۱۷ سال زندان محکوم شده است.
اتحادیه آزاد ایران با محکوم کردن صدور حکم ۱۱ سال زندان بر علیه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد، متعاقبا اطلاع رسانیهای بیشتر و اقدامات مقتضی را در اعتراض به این احکام ظالمانه به انجام خواهد رساند.

۲۳ مهر ماه ۱۳۹۵

تصاویر حکم جعفر  عظیم زاده و شاپور احسانی راد را اینجا کلیک کنید.

*************

تایید حکم شش زندان اسماعیل عبدی در دادگاه تجدید نظر را قویا محکوم میکنیم

حکم شش سال حبس اسماعیل عبدی که پیش تر توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب با اتهامات واهی "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور" و "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" صادر شده بود، توسط شعبه ۳٦ دادگاه تجدید نظر تایید و ۱٦ مهر ماه جاری به وکیل ایشان ابلاغ شد.
اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران(تهران) و از چهره های سرشناس جنبش اعتراضی معلمان است که همراه و همدوش صدها هزار نفر از همکارانش در سطح کشور بطور خستگی ناپذیری برای برخورداری معلمان از یک زندگی انسانی مبارزه کرده است.
خواست اسماعیل عبدی و صدها هزار معلم در سرتاسر کشور پایان دادن به فقر و فلاکت، اجرای کامل قانون نظام هماهنگ پرداختها در مورد فرهنگیان شاغل و بازنشسته، بر چیده شدن استخدام موقت معلمان با حقوقهای بسیار ناچیز تحت عناوین حق التدریس و شرکتی و پیمانی، جلوگیری از رشد فزاینده مدارس غیر انتفاعی و هیات امنایی و برخورداری فرزندان ما کارگران و عموم مردم ایران از آموزش و تحصیل رایگان و مطابق با استانداردهای امروزی است. اما در این مملکت، این مطالبات برحق و تلاش و مبارزه برای تحقق آنها، اقداماتی امنیتی و تبلیغ بر علیه نظام جمهوری اسلامی به حساب میایند و معلمان برجسته و شریفی همچون عبدی و یارانش در کانونهای صنفی معلمان با این اتهامات به زندانهای طویل المدت محکوم میشوند.
مبارزه خستگی ناپذیر معلمان ایران برای دست یابی به مطالبات بر حق شان، چیزی نیست که با زندان و سرکوب آرام بگیرد. جنبش اعتراضی معلمان سالهاست بی وقفه ادامه دارد و علیرغم هزینه های سنگینی که متحمل شده است امروزه استوارتر و آگاه تر از هر زمان دیگری در حال پیشروی و گره خوردن با دیگر جنبشهای عدالتخواهانه اجتماعی و بطور اخصی با جنبش کارگری ایران است.
ما کارگران و معلمان، خود به خوبی میدانیم که چه چیزی را در این مملکت به خطر انداخته ایم. ما با تلاش برای تحقق مطالبات انسانی مان، نوید بخش یک زندگی توام با سعادت و خوشبختی و بالاترین درجه از امنیت اقتصادی اجتماعی برای جامعه هستیم و بدیهی است که تحقق هر درجه ای از امنیت اقتصادی اجتماعی همگانی، میتواند منافع و امنیت رانت خواران و چپاولگران ثروتهای اجتماعی را به مخاطره بیاندازد و آنان را از بهشت برینی که بر روی دوش فقر و فلاکت و بی تامینی ما برای خود ساخته اند محروم نماید. به همین دلیل نیز هست که اینان با وارونه سازی و قرار دادن خود در مقام مدافعان امنیت ملی، اتهام بی اساس و پوچ اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور را به ما فعالین صنفی و مدنی وارد میکنند تا حفاظی در برابر به خطر افتادن منافع خود ایجاد کنند.
اما واقعیت این است که دیگر دوره وارد کردن اینگونه اتهامات نخ نما و به زندان افکندن فعالین صنفی و مدنی با چنین اتهامات پوچ و بی اساسی به سر آمده است. اعتصاب غذای مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده با محوریت خواست برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و جنبش عظیمی که همین چند ماه پیش حول این مطالبه شکل گرفت خود گواه این مدعاست.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن تایید حکم زندان اسماعیل عبدی اعلام میدارد: به نوبه خود در قبال احتمال اجرای این حکم و یا به زندان انداختن دوباره جعفر عظیم زاده و محمود بهشتی لنگرودی ساکت نخواهد نشست و همدوش با معلمان و دیگر سازمانها و نهادهای کارگری داخلی و بین المللی دست به اعتراضات گسترده ای بر علیه زندانی کردن این فعالین خواهد زد.
جای اسماعیل عبدی زندان نیست، اسماعیل زبان گویای مطالبات ما کارگران نیز هست و ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران، با اعلام حمایت قاطعانه از وی، همراه و همدوش او و معلمان کشور برای دست یابی به مطالبات شان محکم و استوار ایستاده ایم.

کارگر معلم اتحاد اتحاد

۲۳ مهر ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده و شاپوراحسانی راد در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه محاکمه شدند

در پی دو بار تاخیر در برگزاری جلسه محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد، صبح امروز این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران با اتهامات "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور" و "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان ساوه مورد محاکمه قرار گرفتند. مصادیق این اتهامات تشکیل و مدیریت اتحادیه آزاد کارگران ایران و مقاله ها و مصاحبه های این دو فعال کارگری پیرامون مسائل صنفی بود.
در این جلسه محاکمه که از ساعت ۹/۳۰ صبح تا ۱۲ ظهر به طول انجامید و وکیل کارخانه نورد و لوله صفا نیز در آن شرکت داشت، وکیل جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد جناب آقای محمد علی جداری فروغی دفاعیه مبسوط و مستدلی را ارائه و ضمن وارد کردن برخی ایرادات قانونی به مراحل اولیه تشکیل پرونده و اشاره به تشابه کامل اتهامات وارده و مصادیق آنها بر جعفر عظیم زاده در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه با شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران که وی را به شش سال زندان محکوم کرده است، بر ضرورت عدم تشکیل پرونده های امنیتی بر علیه کارگران معترض و حق خواه تاکید نمود. در این جلسه همچنین جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد نیز از فعالیتهای صنفی خود و اتحادیه آزاد کارگران ایران دفاع کردند و توضیحات مفصلی را پیرامون فعالیتهایشان که تماما معطوف به مسائل صنفی می باشد ارائه نمودند و با رد اتهامات وارده، خواهان برداشته شدن اتهامات امنیتی از روی پرونده های فعالین صنفی شدند.
برای جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد پرونده دیگری نیز در دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ شهرستان ساوه تشکیل شده است. جلسه اول این دادگاه روز هشتم شهریور ماه برگزار شد و قرار است وقت رسیدگی دیگری برای این پرونده تعیین و ابلاغ شود. تشکیل دو پرونده امنیتی و کیفری بر علیه این دو فعال کارگری در رابطه با اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ می باشد.

۱۴ مهر ماه ۱۳۹۵

*************

بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون رد اعاده دادرسی جعفر عظیم زاده در دیوان عالی کشور

با گذشت بیش از سه ماه از پایان اعتصاب غذای ٦۳ روزه جعفر عظیم زاده، شعبه ۳۳ دیوانعالی کشور طی حکمی اعاده دادرسی او را رد کرد. رد اعاده دادرسی جعفر عظیم زاده از سوی دیوانعالی کشور در حالی صورت می گیرد که با آغاز اعتصاب غذای وی و اسماعیل عبدی در روز دهم اردیبهشت ماه، پرونده مسکوت مانده جعفر و شاپور احسانی راد در دادگستری شهرستان ساوه با هدف به تسلیم کشاندن وی به جریان افتاد و همزمان دو پرونده کیفری و امنیتی بر علیه این دو عضو ثابت قدم و استوار هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران گشوده شد. در این پرونده ها، ۵ اتهام امنیتی و کیفری به جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد از جمله اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور، بر هم زدن نظم عمومی، جعل عنوان در رابطه با کمک و مشاوره به کارگران اعتصابی کارخانه نورد و لوله صفا، تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی وارد شده است.
وارد کردن این اتهامات به جعفر عظیم زاده در حالی است که وی همزمان با بازداشت در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ در شهرستان ساوه، در دادگاه انقلاب شعبه ۱۵ تهران با همین اتهامات به شش سال زندان محکوم شده بود اما علیرغم این محکومیت، دادگستری شهرستان ساوه اقدام به تشکیل پرونده مشابه دیگری با همان اتهامات و مصادیق بر علیه وی کرد.
رد اعاده دادرسی جعفر عظیم زاده در شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور در رابطه با محکومیت شش ساله اش و همزمان با آن برگزاری جلسات محاکمه در دادگاههای کیفری و انقلاب شهرستان ساوه بر علیه وی و شاپور احسانی راد، بیانگر اصرار مسئولین قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی بر تداوم امنیتی کردن فعالیتهای صنفی - مدنی و دهان کجی به خواست میلیونها کارگر و معلم در ایران و دهها سازمان جهانی و کشوری کارگران و سازمانهای حقوق بشری در سطح جهانی برای پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی - مدنی و برداشتن اتهامات امنیتی از روی پرونده های فعالین این جنبشهاست.
اعتصاب غذای مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی که موج کم نظیری از اتحاد کارگران و معلمان و عکس العمل سازمانهای کارگری و حقوق بشری جهانی را بر علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی - مدنی به همراه آورد، چیزی نیست که با انتقام جوئی از جعفر عظیم زاده از طریق رد اعاده دادرسی و افتتاح دو پرونده امنیتی و کیفری دیگر در شهرستان ساوه به سرانجام مطلوب مسئولین قضائی و امنیتی ختم بشود.
جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، هیچ جرمی جز دفاع از منافع خود و دیگر هم طبقه ای هایش مرتکب نشده است. تنها جرم جعفر همچون هزاران کارگر و معلمی که با جسارتی ستودنی بطور روزانه در سراسر کشور مشغول اعتراض و اعتصاب بر علیه بی حقوقی و فقر و فلاکت هستند، ایستادگی در برابر ظلم وستم است. وی نماینده هزار کارگر در شکایت از سعید مرتضوی در مورد غارت و چپاول صندوق سازمان تامین اجتماعی، نماینده سازش ناپذیر و پرشور کارگران عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران، از هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران در اعتراض به حداقل مزد، نماینده کارگران برخی کارخانه ها در هیاتهای تشخیص و حل اختلاف، همراه و همدوش دهها اعتصاب و اعتراض کارگری در کارخانجات سراسر کشور و فریاد اعتراض و خشم فرو خورده میلیونها کارگر به جان آمده از وضعیت مصیبت بار موجود است که در اعتصاب غذایی ٦۳ روزه تا پای جان ایستادگی کرد و تسلیم ظلم و ستم نشد.
وی و صفی از رهبران کارگری و معلمان همچون عبدیها، بداقی ها، بهشتی ها، صالحی ها، رضویها، مددیها، باغانی ها، خواستارها، نجاتی ها، شهابی ها، بهنام ها، جراحی ها، شاپورها و دهها و صدها نفر دیگر از رهبران اعتراضات کارگری در معادن و صنایع تولیدی خدماتی، کسانی نیستند که با زندان و پرونده سازی دست به عقب نشینی از خواستهای بر حق و انسانی شان بزنند. این، آن چیزی است که حکومتگران از درک آن عاجزند و به همین دلیل پاسخ حق خواهی چنین انسانهای شریف و جسوری را با اتهامات واهی امنیتی و زندان و سرکوب میدهند.
اما اگر تاکنون، سرکوب و زندان ذره ای مانع در برابر این انسانهای بزرگ برای حق خواهی و سدی در برابر اعتراضات رو به گسترش کارگران و معلمان و بازنشستگان و بیکاران ایجاد کرده است، حکومتگران همچنان میتوانند به امنیتی کردن مطالبات صنفی - مدنی و به زندان انداختن و فرود آوردن ضربات شلاق بر گرده کارگران برای تداوم وضعیت موجود امیدوار باشند.

۱۳ مهر ماه ۱۳۹۵

*************

محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به زمان دیگری موکول شد

ساعت ده صبح امروز چهاردهم شهریور ماه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد بر اساس احضاریه شعبه اول داگاه انقلاب ساوه با وکیل خود جناب آقای محمد علی جداری فروغی، در این شعبه حاضر شدند. اما قاضی دادگاه با طرح این موضوع که کیفر خواست صادره دارای اشکال می باشد و می باید جهت اصلاح به شعبه چهار بازپرسی ارجاع شود از برگزاری دادگاه این دو فعال کارگری خودداری کرد. لازم به یادآوری است بدنبال محاکمه شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در دادگاه کیفری ۱۰۱ ساوه در روز هشتم شهریور ماه که با حضور وکیل آنان و وکیل کارفرمای نورد و لوله صفا برگزار شد، این شعبه نیز با وارد کردن اشکالاتی به پرونده این دوفعال کارگری، آنرا به شعبه ۴ بازپرسی ارجاع داده است.
در پرونده کیفری جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در دادگاه ۱۰۱ کیفری شهرستان ساوه، سه اتهام بر هم زدن نظم عمومی، جعل عنوان از طریق ارائه مشاوره به کارگران اعتصابی نورد و لوله صفا و تشویش اذهان عمومی و در پرونده دیگر آنان در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه، دو اتهام اجتماعی و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به این دو فعال کارگری وارد شده است.
وارد کردن پنج اتهام امنیتی و کیفری به این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در دادگاههای شهرستان ساوه در شرایطی صورت میگیرد که جعفر عظیم زاده با همین اتهامات و مصادیق مربوطه، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به شش سال زندان محکوم شده است و در حال حاضر به دنبال اعتصاب غذای ٦۳ روزه ای، پس از طی نزدیک به هشت ماه از دوران حبس، در بیرون از زندان به سر می برد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن گشایش پرونده های متعدد بر علیه جعفر عظیم زاده، پرونده سازی بر علیه شاپور احسانی راد و دیگر فعالین کارگری و جنبش معلمان در سراسر کشور، اینگونه اقدامات از سوی دولت، نهادهای امنیتی و قوه قضائیه را در راستای سرکوب بیش از پیش مطالبات صنفی کارگران و معلمان ایران و به تمکین واداشتن آنان به شرایط مشقت بار موجود ارزیابی میکند و بدینوسیله با تاکید بر پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی و رفع فوری اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین این جنبشها، اعلام میدارد طبقه کارگر ایران همانگونه که تاکنون نشان داده است، مرعوب چنین سیاستهایی برای دست یابی به مطالبات انسانی و بر حق خود نخواهد شد.

چهاردهم شهریور ماه

*************

محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد

در دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه را قویا محکوم می کنیم

صبح امروز دوشنبه هشتم شهریور ماه بر اساس ابلاغیه شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه، جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد از اعضای هیات مدیره اتحادیه ازاد کارگران ایران به همراه وکیل خود محمد علی جداری فروغی در این شعبه حاضر شدند.
شاکی پرونده های جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در دو دادگاه کیفری و امنیتی شهرستان ساوه، کارفرمای کارخانه نورد و لوله صفا می باشد. در دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ ساوه که صبح امروز این دو فعال کارگری در آن حضور پیدا کرده بودند وکیل کارخانه نورد و لوله صفا نیز شرکت داشت و آنان با اتهامات بر هم زدن نظم عمومی، جعل عنوان از طریق مشاوره به کارگران اعتصابی این کارخانه و تشویش اذهان عمومی با مصادیق تشکیل و مدیریت اتحادیه آزاد کارگران ایران، تحریک کارگران کارخانه نورد و لوله صفا به اعتصاب و فعالیتهای صنفی از قبیل دادن مشاوره به کارگران اعتصابی و مصاحبه ها و نوشتارهای آنان در مورد مسائل کارگری به محاکمه کشیده شدند.
در این جلسه ی محاکمه هر دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با تشریح وضعیت فلاکتبار کارگران و همراهی دولتهای مختلف و وزارت کار با کارفرمایان در تحمیل بی حقوقی بر آنان، با قاطعیت از حقانیت و قانونی بودن فعالیتهای اتحادیه دفاع و بر حق برخورداری کارگران از تشکلهای مستقل صنفی در محل کار و در بعد سراسری تاکید کردند. در این جلسه، وکیل کارخانه نورد و لوله صفا تلاش کرد با نام بردن از اعتراضات بر حق کارگران نورد لوله صفا به عنوان شورش و وارد کردن اتهاماتی از قبیل تخریب و آتش سوزی در کارخانه به کارگران و ربط دادن آنها به شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده اقدام به سیاه نمایی از فعالیتهای بر حق این دو فعال کارگری بکند که با پاسخهای قاطعانه ای از سوی محمد علی جداری فروغی مواجه شد.
در پایان این جلسه ی محاکمه که از ساعت ۱۰ صبح امروز تا ساعت ۱۲ ظهر ادامه داشت قاضی دادگاه ادامه این محاکمه را به جلسه دیگری موکول کرد. علاوه بر تشکیل پرونده و محاکمه این دو فعال کارگری در شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ ساوه با اتهامات بر هم زدن نظم عمومی، جعل عنوان از طریق مشاوره به کارگران اعتصابی نورد و لوله صفا و تشویش اذهان عمومی ، پرونده دیگری نیز بر علیه آنان با اتهامات اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان ساوه گشوده شده و طبق ابلاغیه این دادگاه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد قرار است در روز ۱۴ شهریور ماه جاری در این دادگاه مورد محاکمه قرار بگیرند.
شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در پی اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا در اواخر اردیبهشت ماه سال ۹۴ ، در ارتباط با این اعتصاب دستگیر و هر کدام به ترتیب پس از ۲٦ و ۱٨ روز بازداشت در سلول انفرادی و بازجوئی های متعدد از سوی مامورین امنیتی با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند. تشکیل دو پرونده کیفری و امنیتی بر علیه این دو فعال کارگری در شهرستان ساوه، در حالی صورت گرفته است که جعفر عظیم زاده با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با همان اتهامات مشابه دو دادگاه کیفری و انقلاب شهرستان ساوه به شش سال زندان محکوم شده است و در حال حاضر پس از گذراندن نزدیک به هشت ماه از مدت این محکومیت در زندان اوین، بدنبال اعتصاب غذای ٦۳ روزه اش در بیرون از زندان بسر میبرد.
محاکمه این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با اتهامات متعدد امنیتی در پی اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و شکل گیری جنبشی عظیم بر علیه امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان، چیزی جز دهان کجی به افکار عمومی و میلیونها کارگر و معلم از سوی دستگاههای امنیتی و قضائی نیست.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن اعمال سیاست سرکوب و وارد کردن اتهامات امنیتی بر فعالیتهای صنفی که از زمان روی کار آمدن دولت روحانی بطور گسترده ای از طریق شکایت کارفرمایان از کارگران در سراسرکشور به پیش برده میشود اعلام میدارد نه تنها بکارگیری اشکال مختلف سرکوب و برخوردهای امنیتی با اعتراضات صنفی، ذره ای از عزم و اراده ما کارگران برای دفاع از حقوق انسانی مان نخواهد کاست بلکه روز بروز بر عمق و دامنه اعتراضات ما و نفرت و انزجارمان از وضعیت موجود خواهد افزود. تشکل، تجمع، اعتصاب و سازماندهی اعتراضات سراسری حق مسلم و خدشه ناپذیر ماست و هیچ قدرتی نمیتواند توام با تحمیل بی حقوقی و فقر و فلاکت روز افزون بر ما کارگران، مانع اعتراضات بر حق ما بشود.

هشتم شهریور ماه ۱۳۹۵

*************

احضارمجدد مظفرصالح نیا وهاشم رستمی به دادگاه سنندج

امروز یکشنبه ۷ شهریور ۹۵ مظفر صالح نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در پی احضاریه تلفنی روز قبل شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج، ساعت ۱۱صبح به این شعبه مراجعه و دفاعیات خود را نسبت به اتهامات همیشگی و تکراری وارده را مبنی برتشکیل اتحادیه آزادکارگران ایران و مجوز فعالیت آن ونحوه ارتباط اش در این تشکل کارگری، ارائه نمود.
به فاصله نیمساعت بعد هاشم رستمی هم در همین شعبه حاضر و درمورد فعالیت های کارگری تحت پرسش قرارگرفت.
پس از پایان این جلسات، دادگاه برای ۱۷ مهرماه بمنظور ادامه محاکمه وقت مجدد داده است.
مظفر صالح نیا روز اول تیر ۹۵ توسط مأموران اطلاعاتی سنندج در محل کارش بازداشت و بعد از ۱۹ روز با سپردن وثیقه ۵۰ میلیون تومانی به همراه هاشم رستمی که او هم قبل از مظفر بازداشت شده بود، روز ۱۹ تیر آزاد گردید. اتهامات وارده توسط دستگاه قضائی به مظفر، عضویت در اتحادیه آزاد کارگران ایران و فعالیتهای کارگری و برای هاشم رستمی نیز فعالیتهای کارگری عنوان گشته است.
این عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در ۴ مردادماه ۹۵ نیز در پی احضاریه شعبه چهار بازپرسی دادگاه سنندج ساعت یک و سی دقیقه بعد از ظهر به این شعبه بازپرسی مراجعه و آخرین دفاعیات خود را نسبت به اتهامات وارده بر خود، ارائه نموده بود.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن تاکید بر حقانیت مسلم موجودیت وفعالیتهای خود در دفاع از مطالبات حق طلبانه کارگران ، برای حذف این اتهامات پوچ و بی اساس از پرونده های این فعالین با جدیدیت مبارزه خواهدکرد. عضویت در هر تشکلی و هر نوع فعالیتی در راستای دفاع از حقوق انسانی حق همه افرادجامعه ست.
اتحادیه آزادکارگران ایران ضمن محکوم کردن این رویه و رفتار مراجع امنیتی و قضایی نسبت به فعالین کارگران که در راستای ایجاد رعب و فشار و محدودیت به فعالین صنفی صورت میگیرد، به همراه همه بخشهای طبقه کارگر، کلیه تشکلها، سازمانها و نهادهای کارگری و مدافع حقوق انسانی در ایران و جهان برای خنثی نمودن هر گونه فشار و ارعاب علیه فعالین کارگری به ویژه مظفر صالح نیا و هاشم رستمی از طریق تلاش برای گسترده تر و قدرتمند تر کردن جنبش حذف اتهامت امنیتی علیه فعالین، تمام توان خود را به کار خواهد گرفت.

۷ شهریور ۹۵ ‎

*************

یورش به مراسم تولد ستار بهشتی لکه ننگ دیگری بر دامن سرمایه داری حاکم بر ایران است

امروز پنجم شهریور ماه روز تولد کارگر مبارز ستار بهشتی بود. مادر ستار بهشتی برای گرامیداشت یاد عزیز فرزند قهرمانش از انسانهای شریف و ازادیخواه برای گرامیداشت تولدش دعوت کرده بود و بزرگ زنان و مردان زیادی برای شرکت در این مراسم عازم منزل پدری این کارگر جسور شده بودند. اما این مراسم از همان ساعات اولیه شروع با تهاجم بیشرمانه مامورین و چماق بدستان حکومت مواجه شد و سحر بهشتی عزیز(خواهر ستار بهشتی) و همسرش در همان ساعات اولیه بازداشت و از حضور دهها انسان شریف و آزادیخواه در این مراسم ممانعت بعمل آمد.
چنین برخوردی با مراسم تولد انسانی که زیر دستان مامورین رسمی دولت جمهوری اسلامی جانش را از دست داد چیزی جز بیانگر وحشت حکومتگران از طبقه کارگر ایران و یاد و خاطره فرزندان در خاک خفته آن نیست.
دستگیری سحر بهشتی و همسرش و تحمیل رنج و محنت مضاعف بر مادری وارسته و فرزند از دست داده، لکه ننگ دیگری بر دامن حکومتی است که بر دوش آرمانهای انسانی انقلاب ۵۷ بردگی محض را بر طبقه کارگر ایران تحمیل کرد. دور نیست روزهایی که کارگران و مردم ایران دست به بازخواستی تاریخی از اینان خواهند زد، اما تا آنروز ما لحظه ای در دفاع از شرافت و حقوق انسانی خود درنگ نخواهیم کرد.
سحر بهشتی عزیز و همسرش بی درنگ آزاد باید گردند و باید دولت روحانی به عنوان قوه مجریه کشور از گوهر عشقی، این مادر بزرگ طبقه کارگر ایران برای عمل امروز مامورین اش عذرخواهی کند و به فوریت دادگاهی صالحه با حضور نماینده های تشکهای مستقل کارگری برای رسیدگی به قتل ستار بهشتی عزیز تشکیل و آمران و مرتکبین این جنایت به سزای عمل خود برسند.

جعفر عظیم زاده - عصر روز پنجم شهریور ماه ۱۳۹۵‎

*************

دیدار فعالین کارگری از محمد جراحی‎

روز پنجشنبه ۲۸ مردادماه تعدادی از چهره های مبارز کارگری از جمله جعفرعظیم زاده و محمودصالحی هرکدام از راه های دور به دیدار محمد جراحی عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری و یکی از رهبران زندانی جنبش کارگری ایران که بعد از تحمل ۵ سال درد و رنجهای روحی و جسمی ناشی از شرایط و فضای غیر انسانی حاکم بر زندان در روز سه شنبه ۱۹ مرداد ۹۵ آزاد شده بود، رفتند.
فرصت این دیدار که اینک پس از سالها مقاومت و پایداری و مبارزه و تحمل مصائب و مشکلات فراوان که بصورت جداگانه و درعرصه های مختلف فعالیت های کارگری برای هریک از این رهبران حاصل شده بود، در فضایی بسیارصمیمی و پرشور صورت گرفت.
در این دیدار ضمن گرامیداشت زنده یاد شاهرخ زمانی و ابراز خشنودی از آزادی محمد جراحی پس از ۵ سال مقاومت، این رهبران جنبش کارگری بر ادامه تلاشها و مبارزات خود برای دستیابی به مطالبات حق طلبانه کارگران و لغو اتهامات امنیتی بر فعالیتهای صنفی و مدنی پای فشردند.

*************

پیام به مناسبت آزادی سرافرازانه محمد جراحی

محمد جراحی فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری پس از تحمل ۵ سال زندان، صبح امروز آزاد شد. وی علیرغم مشکلات حاد جسمانی وعدم دریافت مرخصی که به عنوان ابزاری برای به تمکین واداشتن زندانیان مقاومی همچون محمد جراحی بکار گرفته میشود لحظه ای در دفاع از منافع طبقه کارگر ایران درنگ نکرد و در طول ۵ سال زندان پرمشقت با جسارتی ستودنی از داخل زندان به دفاع از منافع طبقه کارگر ایران پرداخت.
اتحادیه آزاد کارگران ایران، آزادی محمد جراحی این فعال جسور و برجسته جنبش کارگری را به خانواده و دوستان، طبقه کارگر ایران و عموم انسانهای شریفی که دل در گرو عدالت و آزادی دارند صمیمانه تبریک میگوید و با تاکید بر پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از روی پرونده های فعالین صنفی و مدنی، خواهان به رسمیت شناخته شدن حق برپائی تشکلهای مستقل کارگری، اعتصاب، تجمع، راهپیمائی و آزادی سازماندهی و انجام اعتراضات سراسری از سوی کارگران برای دست یابی به مطالبات شان می باشد.

درود بر محمد جراحی

۱۹ مرداد ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد جهت محاکمه به دو دادگاه کیفری و انقلاب شهرستان ساوه احضار شدند

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب و شعبه ۱۰۱ کیفری شهرستان ساوه احضار شدند. بر اساس احضاریه ای که به این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران ابلاغ شده است آنان روز هشتم شهریور در شعبه ۱۰۱ کیفری و روز چهاردهم شهریور در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان ساوه مورد محاکمه قرار خواهند گرفت. شاکی هر دو پرونده ای که بر علیه شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در دو دادگاه کیفری و انقلاب تشکیل شده است کارفرمای کارخانه نورد لوله صفا می باشد.
بر اساس کیفر خواستی که در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان ساوه بر علیه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد صادر شده است آنان متهم به اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ بر علیه نظام جمهوری اسلامی شده اند. همچنین بر اساس کیفر خواست دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری شهرستان ساوه آنان متهم به تشویش اذهان عمومی، اخلال در نظم عمومی و جعل عنوان و شغل مرتبط با دادن مشاوره حقوقی به کارگران شده اند. مصادیق هر دو کیفر خواست دادگاههای انقلاب و کیفری شهرستان ساوه در رابطه با ۵ اتهام این دو فعال کارگری، تشکیل و مدیریت اتحادیه آزاد کارگران ایران و فعالیتهای صنفی از قبیل دادن مشاوره به کارگران نورد لوله صفا و مصاحبه و نوشتارهای آنان در مورد مسائل کارگری می باشد.
شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده بدنبال اعتصاب و تجمعات کارگران کارخانه نورد و لوله صفا در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ ، به ترتیب در روزهای ۲٦ اردیبهشت و سوم خرداد ماه همانسال بازداشت و روز ۲۰ خرداد ماه با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند. پرونده های این دو فعال کارگری در طول یکسال گذشته مسکوت گذاشته شده بود اما با آغاز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و مقاومت و ایستادگی آنان در مقابل امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان، پرونده های جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد به جریان انداخته شد و سه روز پس از پایان اعتصاب غذای جعفر، وی جهت ارائه آخرین دفاعیات به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ساوه احضار شد. به جریان انداخته شدن پرونده های شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده با اتهامات واهی در شرایطی در دستور کار قوه قضائیه قرار گرفته است که علیرغم وجود میلیونها پرونده در قوه قضائیه و دزدیهای صدها و هزاران میلیاردی حکومتیان و آقازاده ها هیچ اقدام عاجل و موثر قضائی در باره آنان صورت نمی گیرد اما پرونده های تشکیل شده بر علیه فعالین کارگری حق طلبی همچون جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد با سرعت بالائی مراحل قضائی خود را طی میکند.
محاکمه این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با اتهامات متعدد امنیتی در پی اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و شکل گیری جنبشی عظیم بر علیه امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان، چیزی جز دهان کجی به افکار عمومی و میلیونها کارگر و معلم از سوی دستگاههای امنیتی و قضائی نیست. اینان با پرونده سازی و تعجیل در به جریان انداختن این پرونده بر علیه جعفر عظیم زاده که در حال حاضر دارای ٦ سال محکومیت از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب در تهران می باشد و هم اکنون در نتیجه اعتصاب غذایش در بیرون از زندان بسر می برد هیچ هدفی جز در هم شکستن عزم و اراده وی، شاپور احسانی راد و دیگر کارگران عضو اتحادیه برای دست شستن از فعالیتهای صنفی و در بعد کلانتری به تمکین وادشتن طبقه کارگر ایران ندارند. اما همانگونه که مقاومت ستودنی و سرسختانه جعفر عظیم زاده و عموم فعالین کارگری و مبارزات بی وقفه کارگران در سراسر کشور تاکنون نشان داده است چنین سیاستهای سرکوبگرانه ای نه تنها راه به جائی نخواهد برد بلکه روز بروز بر عمق و دامنه اعتراضات ما کارگران و نفرت و انزجارمان از وضعیت موجود خواهد افزود و ما را متحدانه تر و مصممانه تر از هر زمانی برای دست یابی به مطالبات انسانی مان به پیش خواهد راند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۱۹ مرداد ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی با حضور

در بیمارستان سینا از پرسنل این بیمارستان قدردانی کردند

صبح امروز جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی با حضور در بیمارستان سینا و ملاقات با دکتر شکوری راد و برخی دیگر از مسئولین این بیمارستان، مراتب تشکر و امتنان خود را از زحمات آنان در طول ۱۳ روز بستری بودن جعفر در بیمارستان سینا اعلام و در ادامه با مراجعه به بخش جراحی مردان با تقدیم گل و شیرینی به پزشکان و پرسنل این بخش، از زحمات آنان قدردانی کردند.
جعفر عظیم زاده در پنجاهمین روز اعتصاب غذا به بیمارستان سینا منتقل و مدت ۱۳ روز در بخش جراحی مردان این بیمارستان بستری بود. وی در طول این مدت زیر سرم و تحت نظر پزشکان قرار داشت و هر روز جمع های کثیری از کارگران و معلمان و فعالین مدنی و اجتماعی و دانشجویان به ملاقات وی می آمدند و بخش بشدت شلوغ می شد با اینحال پرسنل این بخش علیرغم شدت کار بالا و فشارهای سنگین کاری با صبر و حوصله با مراجعین برخورد و با مسئولیت بالایی از جعفر عظیم زاده مراقبت میکردند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ٦ مرداد ماه ۱۳۹۵

*************

مظفر صالح نیا به شعبه چهار بازپرسی دادگاه سنندج احضار گردید

امروز دوشنبه ۴ مرداد ۹۵ مظفر صالح نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در پی احضاریه شعبه چهار بازپرسی دادگاه سنندج ساعت یک و سی دقیقه بعد از ظهر به این شعبه بازپرسی مراجعه و آخرین دفاعیات خود را نسبت به اتهامات وارده بر خود، ارائه نمود.
در این جلسه بازپرسی، رئیس شعبه اتحادیه آزاد کارگران ایران را غیر قانونی عنوان کرده و مظفر صالح نیا را به تبلیغ علیه نظام و عضویت در اتحادیه آزاد کارگران ایران متهم نموده و همچنین در رابطه با حمایتش از جعفر عظیم زاده مورد بازجوئی قرار داد که مظفر ضمن رد اتهامات امنیتی از جمله تبلیغ علیه نظام، از کلیه فعالیتهای اتحادیه و فعالیتهای کارگری خود به ویژه حمایت از جعفر عظیم زاده به عنوان حق انسانی خود دفاع کرده است.
مظفر صالح نیا روز اول تیر ۹۵ توسط مأموران اطلاعاتی سنندج در محل کارش بازداشت و بعد از ۱۹ روز با سپردن وثیقه ۵۰ میلیون تومانی به همراه هاشم رستمی که او هم قبل از مظفر بازداشت شده بود، روز ۱۹ تیر آزاد گردید. اتهامات وارده توسط دستگاه قضائی به مظفر، عضویت در اتحادیه آزاد کارگران ایران و قعالیتهای کارگری و برای هاشم رستمی نیز فعالیتهای کارگری عنوان گشته است.
روز چهارشنبه ۳۰ تیر ۹۵ نیز شریف ساعدپناه به اداره اطلاعات شهر سنندج احضار و به مدت چند ساعت به خاطر شرکت در گلگشت حمایت از جعفر عظیم زاده و همچنین دیدار با خانواه او در زمان اعتصاب غذا و عکس گرفتن با پلاکارد "جان جعفر عظیم زاده در خطر است" و همچنین در مورد فعالیتهای اتحادیه آزاد کارگران ایران زیر فشار و بازجوئی بازجویان اداره اطلاعات قرار گرفته بود.
اتحادیه آزاد کارگران ایران عضویت در هر تشکلی و هر نوع فعالیتی در راستای دفاع از حقوق انسانی را حق همه می داند و به همراه همه بخشهای طبقه کارگر، کلیه تشکلها، سازمانها و نهادهای کارگری و مدافع حقوق انسانی در ایران و جهان برای خنثی نمودن هر گونه فشار و ارعاب علیه فعالین کارگری به ویژه مظفر صالح نیا، هاشم رستمی و شریف ساعدپناه از طریق تلاش برای گسترده تر و قدرتمند تر کردن جنبش حذف اتهامت امنیتی علیه فعالین، تمام توان خود را به کار خواهد گرفت.

۴ مرداد ۹۵

*************

شعری از سعید رضایی: تقدیم به جعفر عظیم زاده

*٦۳ روز*

روزها پیاپی میگذشت و دلهره ها صد چندان...
کام های تلخ و شب های پر درد و
جستجوی لحظه ای آرامش که کیمیا شده است.
برای حمایت از جعفر عزیز اعتصاب غذا شروع شد و من دست به قلم شدم تا غمنامه ای از جعفر نگارم.
نگاشتم:
جعفر عزیز حال که برایت مینویسم در اعتصاب غذا هستم تا اندکی از این دردهای عظیمت را کمی احساس کنم.
تو همچو نامت آن رود عظیمی هستی که زایشگر مقاومت و استقامت در برابر تمام ظلم و ستم و بیدادی.
جعفر عزیز
*با سوز در سوی تو سوختن
در حکم یک نعره لب دوختن*
نمیدانم چه شد که جهان دگرگون شد برایم به ناگه...
جعفر عظیم زاده آزاد شد...
اشک شوق من و تو همراه شد با اشک خدا که با شنیدن خبر آزادیت لحظه ای شادمان گریست.
*هنوزم زنده ای و زنده بودنت خواریست در چشم تمام ستمگرین*
عاشق از خود نمیپرسد که عشق چیست و من نیز از خود نمیپرسم که جعفر عظیم زاده چرا و چگونه قلبم را تسخیر کرد که هویداست که اسیر (عشق)عظمت این رود شده ام.
وقتی در ٦۳ روز به خاطر عظمتت زمین خودسوزی کرد و ماه از آسمان جدا شد ،پس چرا من به خاطر عظمت و بزرگیت ایستاده کلاه از سر بر ندارم و عاشقت نشوم؟
این آغاز عاشقی را از من مگیر...

تنت سلامت باد

(سعید رضایی)

*************

شریف ساعد پناه به اداره اطلاعات شهر سنندج احضار و مورد بازجوئی قرار گرفت

روز چهار شنبه ۳۰ تیر ۹۵ به دنبال احضار شریف ساعدپناه عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران توسط اداره اطلاعات سنندج، وی ساعت ۹ صبح به اطلاعات سنندج مراجعه نموده و تا ساعت یک و پانزده دقیقه بعد از ظهر مورد بازجوئی قرار گرفته است.
شریف ساعدپناه به خاطر شرکت در گلگشت حمایت از جعفر عظیم زاده و همچنین دیدار با خانواه او در زمان اعتصاب غذا و عکس گرفتن با پلاکارد "جان جعفر عظیم زاده در خطر است" و همچنین در مورد اتحادیه آزاد کارگران ایران زیر فشار و بازجوئی بازجویان اداره اطلاعات قرار داشته است. بازجویان علاوه بر اعمال این فشارها، از شریف خواسته اند که تعهد بدهد در هیچ تجمعی شرکت نکند.
پیش از شریف ساعد پناه، هاشم رستمی از فعالین شناخته شده کار گری در شهر سنندج و مظفر صالح نیا از اعضاء هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران نیز به دلیل فعالیت های مشابه ساعد پناه توسط مامورین اطلاعات به مدت بیش از بیست روز بازداشت و تحت بازجویی و اعمال فشار قرار گرفته بودند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران اعمال فشارها بر کارگران و بقیه مزدبگیران به قصد ممانعت از گسترش حق طلبی و مبارزات طبقه کارگر برای دستیابی به حقوق انسانی شان را قویا محکوم می‌کند و بدینوسیله اعلام میدارد به نوبه خود وهمدوش با تشکل ها و نهادهای مستقل کارگری و معلمان تا تحقق منع هر گونه تعقیب قضایی، بازداشت و اذیت و آزار فعالین صنفی به مبارزات خود با تمام توان ادامه خواهد داد.

۳۱ تیر ۹۵

*************

ارائه لایحه دفاعی جعفرعظیم زاده به شعبه چهار بازپرسی دادسرای شهرستان ساوه

در پی احضاریه شعبه چهار بازپرسی دادسرای شهرستان ساوه، جعفر عظیم زاده که قبلا" توسط بازپرس این شعبه تفهیم اتهام شده بود، صبح امروزمجددا" پس از یک مهلت ۱۵ روزه همراه وکیل خودآقای محمدعلی جداری فروغی دراین بازپرسی حاضرو لایحه دفاعی خودرا به بازپرس این شعبه ارائه نمود.
در کیفر خواستی که در دادسرای شهرستان ساوه بر علیه جعفرعظیم زاده تنظیم شده است به وی چهار اتهام "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور"، "تشویش اذهان عمومی"، "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" و "اخلال در نظم عمومی" وارد شده است. مصادیق این اتهامات در کیفرخواست مذکور کمک و مشاوره به کارگران اعتصابی کارخانه نورد و لوله صفا، تحریک کارگران کارخانه پروفیل ساوه به اعتصاب، تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، قرار گرفتن در راس این اتحادیه و مصاحبه و کار نوشتاری حول مسائل کارگری می باشد.
جعفر عظیم زاده در لایحه دفاعیه خود که حدود سه صفحه بود ، ضمن رد قاطع این اتهامات ، از فعالیتهای صنفی خود که مصادیق این اتهامات قرارگرفته اند دفاع نمود. همچنین از فعالیتهای اتحادیه آزادکارگران که درجهت منافع و معیشت کارگران تلاش میکند، دفاع کرده و بر حق اعتراض کارگران برای دفاع از منافع و مطالباتشان برای بهبود زندگی شان تاکید نمود.
جعفرعظیم زاده در این لایحه مجددا" برخواست اصلی خود که فعالیت های صنفی نباید با اتهامات امنیتی روبرو شود، تاکید گذاشت.
لازم به ذکر است که بازپرس شعبه ۴ دادسرای شهرستان ساوه به آقای محمدعلی جداری فروغی وکیل جعفرعظیم زاده، اعلام کرد که فعلا" امکان دسترسی ایشان به پرونده در این مرحله وجود ندارد. درنتیجه وکیل نامبرده تا مدتی نامعلوم ، به پرونده موکل خود ،جهت مطالعه و بررسی دسترسی ندارد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران اتهامات وارده به جعفر عظیم زاده را بی ربط و از اساس در راستای ایجاد رعب و وحشت و بستر سازی با بکار گیری اتهامات امنیتی به قصد سرکوب فعالیتهای کارگری، معلمی و اجتماعی توسط دستگاه قضائی می داند و قاطعانه علیه این رویکرد دستگاه قضائی تا تغییر رویکرد مذکور و آزادی قطعی جعفر عظیم زاده و دیگر فعالین دربند به مبارزات خود ادامه خواهد داد.

*************

بهنام ابراهیم زاده: آزادی جعفر عظیم زاده ، یک موفقیت شادی بخش

سرانجام جعفر عظیم زاده همسنگر سرسخت عزیزمان به دنبال قبول خواست اولیه اش و دادن قول اعاده بررسی پرونده او و آزادی موقت از زندان به اعتصاب غذایش خاتمه داد. آزادی او یک پیروزی بزرگ برای همه ماست و تبریک میگویم. و همین جا اعلام میکنم که به سهم خود از حمایت های وسیع از کارزاری که او و اسماعیل عبدی برای لغو پرونده های تشکیل شده برای کارگران، معلمان و همه کسانیکه بخاطر اعتراض برحقشان تحت پیگرد قرار گرفته اند، اعلام کرده اند، و خواست همه ما نیز هست، اعلام میکنم.
من از زندان این پیام را میدهم. بعد از چند ماه دوندگی و سردواندن همسر و فرزندم، قرار بود همین روزها به من مرخصی داده شود که کنار همسر و خانواده ام و با فرزندم نیما که بیمار است باشم، ولی وقتی پدرم سند را بعنوان وثیقه برای مرخصی ام آماده کرده و خواست تحویل دهد، گفتند فقط سه روز مرخصی میدهند و این درحالیست که من باید تا کردستان میرفتم که مادر و خانواده ام را دیدار کنم. از همین روز نه پدرم و نه من هیچکدام حاضر به قبول مرخصی سه روز نشدیم. من را با اتهامات واهی در زندان نگاهداشته اند و حتی اجازه مرخصی رفتن و دیدار خانواده ام را هم به من نمیدهند. اما من پیگیر حق و حقوقم هستم.
همانطور که جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی بعد از پیروزی شادی بخش آزادی موقت جعفر از زندان، اعلام کردند، آزادی آنها موقتی است و هنوز پرونده قضایی آنان باز است. در همین فاصله جعفر با پرونده دیگری از سوی بازپرسی ساوه احضار شد، و باز هم چند اتهام امنیتی به او وارد کردند که معنی اش ممنوعیت حق تشکل و اعتراض و تعرض به تشکل های کارگری و از جمله به اتحادیه آزاد کارگران ایران است. همچنین رسول بداقی از اعضای کانون صنفی معلمان که سالها در زندان بوده دوباره به دادگاه احضار شده است. بعلاوه اینکه پرونده های تشکیل شده برای کارگران، معلمان و مردم معترض تحت عناوینی چون اخلال در نظم و امنیت ملی همچنان باز است. از جمله کسانی چون من هنوز در زندانند. و زندانی سیاسی ای چون نرگس محمدی در شرایطی بسیار بدی بسر میبرد و حتی اجازه تماس با فرزندانش را هم ندارد.
بنابراین قدم بعدی بدنبال این پیروزی، فشار آوردن برای لغو تمامی این پرونده هاست. و این همان خواستی که بیانیه عظیم زاده- عبدی بر آن تاکید دارد.
من بهنام ابراهیم زاده از سال ٨٩ تا کنون با همین اتهامات در زندانم و هفت سال و ١٠ ماه دیگر نیز حکم گرفته ام. و خواست من اعاده بررسی پرونده ام و لغو تمامی اتهامات وارده شده است. محمد جراحی کارگر زندانی دیگری است که ٥ سال حبس داشته است و همچنان در بازداشت بسر میبرد. یک قلم مهم از اتهامات ما نیز اخلال در نظم و امنیت ملی است. باید کارزارمان را تا آزادی تک تک کسانی چون ما از زندان ادامه دهیم.
تشکل، اعتصاب، آزادی بیان، برگزاری مراسم روز جهانی کارگر و آزاد و تامین زندگی کردن، همگی حقوق مسلم ماست. و مبارزه ما برای حق و حقومان و داشتن یک زندگی بهتر و شایسته جرم نیست. چرا مقامات دولتی از حقوقها های نجومی برخوردارند و دستمزد ما چند بار زیر خط فقر است. ما همانطور که کارگران و معلمان اعلام کرده اند، خواستار افزایش دستمزدها در سطح سه میلیون و پانصد هزار تومان که خط فقر اعلام شده دولتی است، هستیم. جعفر عظیم زاده و عبدی و همه ما را بخاطر همین خواستها زندانی کردند. و ما بر حقانیت خواستهایمان تاکید داریم.

زنده باد آزادی، زنده باد کرامت انسانی

بهنام ابراهیم زاده- زندانی رجایی شهر

٢٢ تیر ٩٥

*************

بهنام ابراهیم زاده به مرخصی آمد

روز سه شنبه ۲۲ تیر ۹۵ بهنام ابراهیم زاده عضوکمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری و فعال دفاع از حقوق کودک با سپردن وثیقه ٦۰۰ میلیون تومانی برای مدت چهار روز مرخصی از زندان رجائی شهر کرج مرخص شد.
بهنام ابراهیم زاده سال ۱۳٨۹ به اتهامات امنیتی "اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم و غیره" با مصادیق شرکت در تجمعات کارگری و حمایت از کودکان ابتدا به ۲۰ سال و سپس در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس محکوم گردید. او که در زندان نیز همچنان صدای اعتراض کارگران و ستم دیگان و کودکان بود، پس از واقعه روز جمعه (جمعه سیاه)۲٨ اردیبهشت ۹۳ که حمله ای سازمان یافته توسط مأموران امنیتی به بند ۳۵۰ زندان اوین بود و تعداد زیادی از زندانیان این بند از جمله بهنام ابراهیم زاده با عبور از تونل سربازان باتوم به دست، مجروح و سر و دست شکسته روانه انفرادی شده بودند، در دی ماه ۹۳ توسط شعبه ۲٦ دادگاه انقلاب در حالیکه چهار ماه به اتمام حکم پنج ساله اش باقی مانده بود، مجددا به اتهامات امنیتی به ۹ سال و نیم زندان محکوم گردید.
بهنام ابراهیم زاده ٦ سال است که به خاطر دفاع از انسانیت، دفاع از حقوق کارگر، معلم، همه مزدبگیران و کودکان که از نظر دستگاه قضائی مصادیق اقدام علیه امنیت ملی و غیره می باشد، به جای اینکه همراه با خانواده اش و در کنار فرزند بیمارش "نیما" باشد که به گفته پزشکان حضور او در کنار فرزندش برای بهبودیش حیاتی است، در پشت میله های زندان سپری کرده است. اما کسانی که با دزدیها، چپاولها و اختلاسهای هزاران میلیارد تومانی و حقوقهای صدها میلیونی امنیت و بقاء ده ها میلیون انسان کارگر، معلم و مزدبگیر را به طور واقعی به خطر می اندازند و کودکان را به جای برخورداری از تحصیل و شادی روانه کارگاههای زیر زمینی، کوره های آجر پزی، دستفروشی سر چهار راهها و زباله گردی می کنند، در کمال آرامش و در سایه قانون به زندگی شاهانه و عیش و نوش مشغول هستند.
جای بهنام ابراهیم زاده و بقیه انسانهائی که به خاطر دفاع از حقوق انسانهای محروم به اتهامات امنیتی محکوم شده اند، در زندان نیست. این انسانهای شریف و آزادیخواه باید فورا آزاد گردند. بهنام ابراهیم زاده نباید به زندان باز گردانده شود. مرخصی او باید به آزادی دائمیش تبدیل گردد. صفی واحد و متحد برای ممانعت از بازگرداندش به زندان ایجاد کنیم.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۲۳ تیر ۹۵

*************

مظفر صالح نیا و هاشم رستمی موقتا آزاد شدند

امروز شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵ مظفر صالح نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و هاشم رستمی فعال کارگری با سپردن وثیقه ۵۰ میلیون تومانی برای هر یک، به طور موقت از زندان سنندج آزاد شدند. اتهام مظفر صالح نیا، فعالیتهای کارگری و عضویت درتشکل به زعم دستگاه قضائی غیر قانونی اتحادیه آزاد کارگران ایران و اتهام هاشم رستمی نیز فعالیتهای کارگری اعلام گردیده است.
اتهامات وارده به این فعالین و گرو گرفتن وثیقه ها تا زمان محاکمه و تعیین تکلیف آنان توسط دستگاه قضائی، به وضوح آشکار است که هدفی غیر از ایجاد رعب و وحشت به منظور ممانعت از گسترش بیشتر از پیش اعتراضات حق طلبانه کارگران، معلمان و بخشهای معترض دیگر جامعه را دنبال نمی کند. فعالیت در تشکلهای کارگری و از جمله اتحادیه آزاد کارگران با هدف دفاع از حقوق انسانی و برای تغییر شرایط زندگی با دستمزد چهار برابر زیر خط فقرغیر قانونی و سزاوار تعقیب، زندان و غیره است، اما زیر چتر همین قانون دزدیهای هزاران میلیاردی و چپاول افسار گسیخته انجام می گیرد و باز هم مطابق همان قانون حقوقها و پاداشهای صدها میلیون تومانی به بی خاصیت ترین افراد تحت عنوان مدیران و غیره پرداخت می گردد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران آزادی موقت مظفر صالح نیا و هاشم رستمی را به خانواده ها و دوستان آنان و همه کارگران مبارز تبریک می گوید و برای حذف این اتهامات پوچ و بی اساس از پرونده های این فعالین با جدید مبارزه خواهد کرد. همچنین از همه کارگران، معلمان و مزدبگیران و تشکلها و نهادها و سازمانهای مدافع حقوق انسانی و کلیه مزدبگیران در سطح داخلی و بین المللی می خواهد با تمام توان به این رویکرد تاکنونی دستگاههای قضائی نسبت به بکارگیری اتهامات امنیتی و بی ربط با فعالیتهای حق طلبانه انسانها، به قصد سرکوب و منکوب کردن بخشهای به ستوه آمده جامعه بخصوص کارگران، معلمان و مزدبگیران اعتراض کنند.

۱۹ تیر ۹۵

*************

علی اصغر ذاتی: جعفرعظیم زاده كم نظیر است

جعفرعظیم زاده كم نظیر است اما واقعیت دارد؛ همه ی بزرگی انسان درك درست بیان صادقانه ومنطقی وآگاه صمیمیت عاشقانه وبی پرده وهمه ی ویژگی های یك انسان بزرگ وهمگرا به نسبت در رفتار وگفتار او شفاف و ماندنی دراوایجاد شده؛ آنچه او را به حد شگرفی دوستداشتنی ومردمی می نمایاند و كیمیا و كم نظیرجلوه میدهد ٦٣ روز مقاومت اعتصاب غذا در زندان جعفرعظیم زاده را انسانی بزرگ و سخنانش او را فهیم و آگاه و مهربانی اش او را دلنشین و ایستادگی كوه وار او درزندان فردی با اراده نمایان می كند او كه از خود گذشته چنان عاشقانه دیگر خواه احتماعی آزادیخواه وعدالت طلب وهمگراست كه دستانت برای همیشه با اوهمدست خواهد شد؛ آری او و دوستان و همراهان وهمكارانش همان شخصیت كارگر آگاه و ارزشمندی هستند كه می توانند با هم پیمان شدن معلمان؛ بهترین ضرورت ها را با پیوند به دیگر گروهها درجامعه بر پای دارند و فرهنگ سازی كنند. او انسان نازنین و ارزشمندی است كه درجامعه ای آزاد می تواند رشد كند و رشد دهد و تحولی نوین زندگی ساز نشاط آور و امید بخش ایجاد شود اگر چه طی دوران حبس بعنوان كارگر فعال سندیكایی واعتصاب غذا حتی حدود ٢٠ كیلو از جسم و جانش آب شده اما چند برابر رشد شخصیتی داشته است. ملتی برخود ببالد كه ازپس مشقت ورنج دردناك دارای چنین كارگران و چنان روشنفكران؛ فعالان مدنی اجتماعی سیاسی ومعلمانی آگاه ووو ... اندیشمند وفهیم دارد؛ آزادی امید رفاه خنده وشادی حق چنین مردمی است؛ آنگاه كه با ترانه همدست وهمداستان وهمراه شوند .... درود درود درود

*************

مظفر صالح نیا و هاشم رستمی آزاد باید گردد

مظفر صالحی نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران که از روز اول تیر توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده بود، روز گذشته چهارشنبه ۱۵ تیر به قرنطینه زندان سنندج منقل شد.
صبح روز گذشته قرار بوده مظفر از اداره اطلاعات به دادگاه آورده شود اما به بهانه عدم حضور قاضی جلسه دادگاهی را به بعد از ظهر موکول کرده بودند. خانواده مظفر بعد از ظهر همان روز برای دیدار با وی و در جریان قرار گرفتن روند بازپرسی پرونده مجددا به دادگاه مراجعه می کنند ولی بعد از مدت طولانی انتظار کشیدن او را به دادگاه نمی آورند. بعد از آن مظفر تلفنی انتقال خود به قرنطینه زندان را به اطلاع خانواده اش می رساند.
همچنین هاشم رستمی فعال کارگری شهر سنندج نیز که روز ۲۹ خرداد بازداشت شده بود، بعد از صدور قرار بازداشت یک ماهه برای وی، همچنان در زندان بسر می برد.

۱٦ تیر ۹۵

*************

مظفر صالحی نیا به زندان سنندج انتقال یافت

مظفر صالحی نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران که از روز اول تیر توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده بود، روز گذشته سه شنبه ۱۵ تیر به قرنطینه زندان سنندج منتقل شد.
صبح روز گذشته قرار بوده مظفر از اداره اطلاعات به دادگاه آورده شود اما به بهانه عدم حضور قاضی جلسه دادگاهی را به بعد از ظهر موکول کرده بودند. خانواده مظفر بعد از ظهر همان روز برای دیدار با وی و در جریان قرار گرفتن روند بازپرسی پرونده مجددا به دادگاه مراجعه می کنند ولی بعد از مدت طولانی انتظار کشیدن او را به دادگاه نمی آورند. بعد از آن مظفر تلفنی انتقال خود به قرنطینه زندان را به اطلاع خانواده اش می رساند.
همچنین هاشم رستمی فعال کارگری شهر سنندج نیز که روز ۲۹ خرداد بازداشت شده بود، بعد از صدور قرار بازداشت یک ماهه برای وی، همچنان در زندان بسر می برد.

۱٦ تیر ۹۵

*************

تفهیم چهار اتهام امنیتی به جعفر عظیم زاده در شعبه چهار بازپرسی دادسرای شهرستان ساوه

در پی احضاریه شعبه چهار بازپرسی دادسرای شهرستان ساوه، صبح امروز جعفر عظیم زاده علیرغم وضعیت جسمانی نامناسب در این بازپرسی حاضر و توسط بازپرس این شعبه تفهیم اتهام شد. در ادامه این بازپرسی جعفر بدلیل ضعف جسمانی و عدم توانائی ذهنی در تنظیم دفاعیه درخواست مهلت برای ارائه دفاعیات را مطرح کرد که از سوی بازپرس شعبه مورد توافق قرارگرفت و مقرر گردید وی دفاعیات خود را دو هفته دیگر به این بازپرسی ارائه کند.
در کیفر خواستی که در دادسرای شهرستان ساوه بر علیه جعفرعطیم زاده تنظیم شده است به وی چهار اتهام "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور"، "تشویش اذهان عمومی"، "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" و "اخلال در نظم عمومی" وارد شده است. مصادیق این اتهامات در کیفرخواست مذکور کمک و مشاوره به کارگران اعتصابی کارخانه نورد و لوله صفا، تحریک کارگران کارخانه پروفیل ساوه به اعتصاب، تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، قرار گرفتن در راس این اتحادیه و مصاحبه و کار نوشتاری حول مسائل کارگری می باشد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۱۵ تیر ماه ۱۳۹۵

*************

متن مصاحبه رادیو ندا با جعفر عظیم زاده، فردای آزادی

روشن: حمید روشن هستم از رادیو ندا
عظیم زاده: قربانت، زنده باشید آقای روشن، زنده باشید.
روشن: خوشحالم که صداتونو میشنوم
درود بر پایداری و استواریتان که در واقع در احقاق حقوق کارگران و معلمان چنین ستودنی جان عزیزتون رو در کف دست گرفته بودید،خوشحالم که صداتون رو می شنوم.
جعفر عظیم زاده: زنده باشید منم ممنونم از شما و همه ی دوستان که در سطح جهانی و داخلی در واقع کار رو انسان های شریف و بزرگی انجام دادند که به نظرم اون خواسته ای رو که ما از داخل زندان مطرح کردیم، تبدیلش کردند به یک جنبش بزرگ. و افتخار می کنم که جزو کوچکی از این جنبش بزرگ هستم.
روشن: و در واقع ما و همه به شما افتخار می کنند که کاری کردید کارستان. این اقدام مشترک شما با آقای اسماعیل عبدی، پژواک جهانی یافت و در واقع صدای فریاد دادخواهی کارگران و معلمان در سطح جهان پژواک یافت. درود بر این شرف و استواری شما.
عظیم زاده: زنده باشید، زنده باشید. من در خدمت شما هستم.
روشن: زنده باشید، در واقع زهی سعادت که الان با شما می تونم گفتگو کنم و صداتون رو بشنوم ولی باتوجه به اینکه تازه از بیمارستان مرخص شدید، وضعیت جسمی بعد از ٦۴ روز اعتصاب غذا مسلمه که مساعد نیست من مزاحمتون نمی شم ولی می توانیم از این تریبون باز هم صدای دادخواهی و فریادتون رو به گوش شنوندگان برسانیم.
عظیم زاده: خواهش می کنم. من فکر می کنم که هنوز ما در آغاز راه هستیم. درسته که سر مطالبه ی پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و مدنی یه جنبش عظیم به واقع شکل گرفته ولی واقعیت اینه که هنوز به لحاظ قانونی هیچ اقدام در خور تاملی برای رسیدگی به این موضوع انجام نشده. هر چند که من بیرونم و اسماعیل هم اومد بیرون، آقای بهشتی اومد بیرون، آقای بداقی آزاد شد، آقای هاشمی آزاد شد، همه ی این ها به خودی خود شعف انگیزه ولی واقعیت اینه که هنوز همونطوری که گفتم اقدام درخور تاملی برای تحقق مطالبات ما انجام نشده و به این معنا من فکر می کنم که این جنبش تازه در آغاز راهیه که نهایتا بایستی به نظرم به اونجایی ختم بشه که این اتهامات از پرونده فعالین کارگری برداشته بشه. کارگران در ایران همچنین در نقاط دیگر دنیا قادر بشن تجمع بکنن، اعتصاب کنن، راهپیمایی کنن، تشکل های مستقل خودشون رو داشته باشن، بدون اینکه با اتهامات امنیتی و زندان های طویل المدت رو به رو بشن. به هر حال از نظر من این جنبش ادامه خواهد داشت.
روشن: بله،درود بر شما، درود بر پایداری شما. یقینا همونطوره که فرمودید. به واقع هنوز در آغاز راه هستیم ولی امید هست که با همبستگی و با اتحاد این پرچمی که واقعا با شایستگی برافراشتید و تا به اینجا حمل کردید بشه با اتحاد و همبستگی کارگران و معلمان به پیش برد و این جنبش دادخواهی را به سرانجام رساند. عظیم زاده: زنده باشید، ممنونم که این فرصت رو به من دادید، دستتون درد نکنه.
روشن: زنده و پایدار باشید آقای عظیم زاده. امیدوارم که فرصت دیگری باشد که گفتگوهای مفصل تری انجام بدیم ولی الان واجب ترین چیز، در واقع سلامتی شماست که باید به آن توجه بشه.
عظیم زاده: ممنون از توجهتون.
روشن: خداحافظ.

*************

جعفر عظیم زاده به شعبه چهار بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه احضار شد

در حالی که تنها سه روز از آزادی موقت جعفر عظیم زاده میگذرد و وی بدنبال ۶۳ روز اعتصاب همچنان در شرایط جسمانی نامناسبی قرار دارد اول وقت صبح امروز به شعبه چهار بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه احضار شد. بر اساس این احضاریه جعفر فردا صبح می باید در این شعبه بازپرسی حضور پیدا کند.
جعفر عظیم زاده اواخر اردیبهشت ماه سال گذشته در پی اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا و دستگیری شاپور احسانی راد عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، با حضور در دادگستری شهرستان ساوه پیگیر آزادی شاپور بود که توسط بازپرس شعبه اول بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه در محل این شعبه دستگیر و بمدت ۲۰ روز در سلول انفرادی محبوس گردید و سپس با مصادیقی از قبیل کمک به اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا، تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران و راه اندازی سایت اتحاد(سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران) به اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی متهم و با وثیقه یکصد میلیون تومانی آزاد شد.
این اتهامات واهی در حالی در اواخر اردیبهشت ماه سال ۹۴ در دادگستری شهرستان ساوه به جعفر وارد شد که وی دو ماه قبل از آن در اواخر اسفند ماه سال ۹۳، با همین اتهامات در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به شش سال زندان محکوم شده بود و منتظر حکم دادگاه تجدید نظر بود که در ادامه با تایید حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر در ۱۷ آبانماه سال گذشته روانه زندان اوین شد. احضار جعفر عظیم زاده به شعبه چهار بازپرسی دادگستری ساوه از زمان آغاز اعتصاب وی و اسماعیل عبدی در دهم اردیبهشت ماه سالجاری بطور مکرر با هدف وارد کردن فشار مضاعف بر وی و وادار کردن جعفر به تمکین و سکوت صورت گرفته است.
بی تردید احضاریه جدید شعبه چهار بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه نه تنها خللی در عزم جعفر عظیم زاده و ما کارگران برای دستیابی به مطالبات بر حق مان ایجاد نخواهد کرد بلکه بر عمق و دامنه اتحاد ما کارگران و کارگران و معلمان برای مقابله با وضعیت موجود خواهد افزود.
جعفر عظیم زاده، اسماعیل عبدی و محمود بهشتی لنگرودی پس از آزادی، اکنون در شرایطی قرار دارند که خطر بازگرداندن آنان با بهانه های واهی به زندان کاملا مرتفع نشده است از همین رو ما به نوبه خود در اتحادیه آزاد کارگران ایران با تاکید و اصرار بر تحقق خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و مدنی اعلام میداریم در مقابل هر گونه اقدامی که منجر به بازگرداندن این عزیزان به زندان صورت بگیرد ایستادگی خواهیم کرد.

۱۴ تیر ماه ۱۳۹۵

*************

صدیق کریمی: برای آزادی جعفر عظیم زاده

آزادی جعفر عظیم زاده از رهبران محبوب و خستگی ناپذیر جنبش کارگری را به تمام تشکلها ، جمعها ، فعالین و همه انسانهای شریف و آزادیخواهی که بی وقفه و خستگی ناپذیر با حضور فیزیکی خود ویا حمایت و ارسال پیغام برای تحقق مطالبه بر حق او تلاش کردند صمیمانه تبریک میگویم و دست تک تک آنان را به گرمی میفشارم.خواست جعفر عظیم زاده همواره خواست تمام کسانی بوده که یک زندگی انسانی را شایسته همه انسانها دانسته اند ولی با سرکوب و ضرب سیستم حاکم عقب زده شده است اما اینبار جعفر با ایستادگی و مقاومت خود ونیزپشتیبانی همه جانبه کارگران و معلمان و توده های معترض مردم صف و سیعی را در ابعاد جهانی پدید اورد که سرانجامش پیروزی جعفر و مردم و عقب نشینی سیستم بود. اگر سیستم با کمال بی شرمی اعلام میکرد که هزینه مرگ جعفر را میپردازد اما جعفر اثبات کرد اگر جانش میتواند در زندگی انسانها نقش داشته باشد حاضر است ان را نیز بدهد. اما نکته ای را که دوست دارم به ان اشاره کنم اینست که موفقیت جعفر عظیم زاده در امتداد خطی است که اتحادیه ازاد کارگران ایران از ابتدای تشکیل شدنش بر ان پافشاری میکند و ان اینست که کارگران برای تحقق مطالباتشان باید متحدانه سازمان یابند و راه نجاتشان تنها در قدرت اتحاد و سازمانیابیشان است .خطی که جعفر و اتحادیه در طول دوران تاسیسش با همکاری و همفکری لحظه به لحظه با اعتصابات و اعتراضات کارگری مختلف در سراسر ایران از جمله پیگیری حکم ابقا به کار کارگران کارخانه شاهو سنندج ، پیگیری و شکستن حکم محاربه بنده و شیث امانی ، پیگیری و لغو حکم زندان کارگران دستگیر شده اول ماه می ٦٨ سنندج ، پیگیری و جمع کردن امضاء برای طومار ۴۰ هزار امضاء و ...... بر آن پا فشرده بود. امتداد این خط امروز با مقلومت جعفر از زندان ادامه یافته و با همت و پایداری او و همبستگی صف وسیع در مقیاس جهانی رود خروشانی را به راه انداخته است که صدای دلنشین آن توجه تمام انسانهای زحمت کش را به خود جلب کرده است . برای توسعه این رود خروشان باید متحد شویم.

*************

دیدار مادر ستار بهشتی با جعفر عظیم زاده

به دیدار آقای جعفر عظیم زاده رفتیم کارگر زندانی که برای احقاق حق خود۶۳ روز دراعتصاب غذا بودند و دیشب به گفته مادر رگ غیرت رفعت اسلامى برخى تکان خورد و قول مساعد براى رسیدگى دادند که بهر حال اعتصاب خود را شکست، مادر اما بخاطر توصیه هاى پزشکان براى مراقبت بیشتر نتوانسته بود در این مدت به دیدار این کارگر شریف و غیرتمند برود و از این بابت احساس خوبى نداشت چرا که باور دارد باید به دیدار وى بیش و پیش از همه مى رفت.
باور اینکه این کارگر غیور چقدر نحیف و لاغر شده بود و باید گفت حاشا به غیرت حاکمان کشور مستضعفین.
بهر حال این دیدار محیا شد و مادر احساس خود را اینگونه گفت که وقتى جعفر را دیدم احساسم این بود که ستارم از زندان رهایى یافته. اما جعفر عظیم زاده با آن حال ضعف چنان کرد که عرق شرم بر پیشانى همه ما نشاند.
جعفر عظیم زاده به راستى عظمت و روح بلندش چنان است که گویى چون کوه دماوند استوار و ثابت قدم بود.
شرح دیدارروز جمعه را سخت میتوانم بیان کنم و شاید بهتر باشد با انتشارعکسها با سکوت حرفهاى نهفته را فریادگر باشیم.

*************

متن کتبی پیام جعفر عظیم زاده پس از پایان اعتصاب غذا به کارگران و معلمان و همه انسانهای شریف و آزادیخواه

پیام صوتی جعفر عظیم زاده

    اینجا کلیک کنید.

ادای احترام می کنم به جنبش بین المللی طبقه ی کارگر، به سازمان ها واتحادیه های کارگری محلی و بین المللی در اروپا و کانادا و استرالیا و همه ی نقاط دنیا
ادای احترام می کنم به معلمان سراسر کشور، به کانون های صنفی معلمان و به فعالین و چهره های جسور این جنبش بزرگ
ادای احترام می کنم به فعالین مدنی و اجتماعی، به فعالین حقوق بشر و آزادیخواه، به زندانیان سیاسی در رجایی شهر و اوین و به جنبش دانشجویی که همواره جنبش کارگری و جنبش معلمان را علیرغم هزینه های فراوان همراهی کرده اند
ادای احترام می کنم به تشکل ها و نهادهای مستقل کارگری و محافل و جمع های کارگری در کارخانه ها و یاران عزیزم در اتحادیه ی آزاد کارگران ایران که دست در دست هم، دوشادوش کانون صنفی معلمان، خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالان صنفی و مدنی را تبدیل به یک جنبش عظیم کردند.
اما تا آن جا که به مطالبات این جنبش بر می گردد باید بگویم هنوز اتفاق در خور تاملی برای تحقق آن ها رخ نداده است. هر چند که معلمان بزرگ ما رسول بداقی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی و علیرضا هاشمی آزاد شده اند و من امروز در خانه ام هستم و این به نوبه ی خود شعف انگیز است اما هر لحظه امکان این که اسماعیل عبدی و محمود بهشتی و من به زندان باز گردانده شویم وجود دارد. مهمتر از این، هنوز بهنام ابراهیم زاده و محمد جراحی در زندان هستند و علیرغم هفت سال حبس توام با رنج و مشقت ناشی از بیماری فرزند بهنام و بیماری محمد جراحی، آنان هنوز آزاد نشده اند که بایستی فورا و بی قید و شرط آزاد گردند.
به این معنا باید بگویم جنبشی که در طول نزدیک به سه ماه گذشته شکل گرفته است هنوز در آغاز راه و در خوشبینانه ترین حالت در میانه راهی است که بایستی به آن جایی ختم گردد که کارگران ومعلمان و پرستاران و همه ی زحمتکشان قادر به ایجاد تشکل های مستقل و سازماندهی و برپایی اعتراضات محلی و سراسری برای دستیابی به مطالبات برحقشان بشوند، بدون این که اعتراضاتشان امنیتی بشود و آنان با اتهامات سنگین امنیتی و زندان های طویل المدت مواجه گردند.
علاوه بر اینها افزایش دستمزدها مطابق با استانداردهای زندگی امروزی، مزد برابر در ازا کار برابر، حق برپایی تجمع و راهپیمایی، حق برپایی اعتصاب، حق برپایی تشکل مستقل و وجود امنیت شغلی به مثابه حقوق بنیادین کارگران و معلمان، آن مطالبات حداقلی هستند که بایستی متحقق گردند.
من به نوبه ی خود به عنوان یک جز کوچک از جبنش عظیم طبقه کارگر چه در زندان باشم و چه بیرون از زندان، لحظه ای از مبارزه برای تحقق این مطالبات دست بر نخواهم داشت. این مبارزه و تلاش برای دست یابی به مطالباتمان بدیهی ترین حق ماست و هیچ قدرتی نمی تواند این حق را از ما کارگران و معلمان سلب کند و به ما بگوید نان نخواهید و خواهان بهبود شرایط زندگی خود نشوید.
و اما در رابطه با ٦۳ روز اعتصاب غذا که با اسماعیل عبدی عزیز آنرا آغاز کردم مایلم با تاکید بر پیشگامی چهره های جنبش معلمان در اتحاد طبقاتی کارگران و معلمان، اعلام کنم هر چند که در طول این مدت روزهای بسیار سخت و پر مشقتی را پشت سر گذاشتم اما این مدت در عین حال زیبا ترین و پرشکوه ترین روزهای عمر پنجاه ساله من بود. زیبا و پر شکوه به این لحاظ که این اعتصاب با همت کارگران و معلمان، تشکلهای صنفی آنان و فعالین مدنی و اجتماعی و جنبش جهانی طبقه کارگر به یک جنبش بزرگ و نقطه عطفی در تاریخ مبارزه طبقه کارگر ایران تبدیل گردید. جنبشی که به یقین منشا تحولات انسانی و بزرگی در دست یابی کارگران و معلمان و زحمتکشان ایران به مطالبات بر حق شان خواهد شد.
پیام فوق بر اساس متن ویدیویی پیام جعفر عظیم زاده تنظیم شده است و به دلیل مکتوب شدن با نظر خود عظیم زاده معدود نکاتی حذف و یا به آن اضافه شده است. رونوشت به سازمانهای کارگری و حقوق بشری در سراسر جهان

*************

با اتکا به پیروزی کسب شده با استقامت و استحکام بیشتر تا رسیدن به اهداف نهائی گام برداریم

تحت فشار اعتراضات کارگران، معلمان، بقیه مزدبگیران و بخشهای متعدد بشریت آزادیخواه و سازمانها و نهادهای مرتبط بین المللی، اسماعیل عبدی روز ۲۵ اردیبهشت، بعد از ۱٦ روز اعتصاب با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی موقتا آزاد گردید و جعفر عظیم زاده نیز پس از تحمل ٦۳ روز گرسنگی و درد و رنج فراوان ناشی از آن، شب گذشته، پنج شنبه ۱۰ تیر با پذیرش بخش ابتدائی خواستش (مرخصی تا اعاده دادرسی) از سوی دستگاه قضائی، اعتصاب غذای خود را پایان داد.
اگر چه جعفر با سپردن وثیقه ۴۵۰ میلیون تومانی مرخصی گرفته است و به خاطر رویکرد تلافی جویانه دستگاه قضائی در برابر مقاومت و سرسختی جعفر و پافشاری او بر رسیدگی به خواستش، دچار صدمات جسمانی بسیاری گردیده، اما با این حال برای جنبش عمومی طبقه کارگر جهانی و بویژه جنبشی که با محوریت خواست مشترک دو تن از رهبران زندانی جنبش کارگری و معلمی، جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان ایران مبنی بر حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین همه عرصه های اجتماعی در گستره جهان شکل گرفته، موفقیت چشمگیر و حائز اهمیت فراوانی است.
امروز با این موفقیت جنبش طبقه کارگر بیشتر از گذشته به مرکز ثقل همه جنبشهای انسانی تبدیل شده و افقی شفاف تر و وسیعتر نمایان گشته است. تردیدی نیست افقی که اکنون با شفافیت بیشتری چهره گشوده است، جنبش ما را امیدوارتر و مصمم تر به سوی خود می کشد.
اکنون که با پایان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده تا حدی از اضطرابها و نگرانیها کاسته شده است، باید توان و انرژی بیشتری را تا تحقق خواست اصلی جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی به کار گیریم و به فوریت از دستگاه قضائی بخواهیم کلیه امکانات مناسب پزشکی جهت مداوا را در اختیار جعفر بگذارد. دستگاه قضائی به خاطر ٦۳ روز بی اعتنائی و عدم پاسخگوئیش به خواست جهانی برای آزادی جعفر عظیم زاده، باعث وارد آمدن آسیبها و صدمات جسمی جدی ای بر وی شده است. مسؤلیت همه آسیبهای وارده ناشی از اعتصاب غذا بر عهده دستگاه قضائی است.
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه خود را در آرامش نسبی فراهم شده برای خانواده جعفر عظیم زاده و همه کسانی که نگران جان او بوده اند، شریک می داند و این پیروزی را به همه آنها تبریک می گوید.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه - ۱۳۹۵/۴/۱۲

*************

با پایان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده، مبارزه برای دستیبابی به مطالبانتان را تشدید خواهیم کرد

جعفر عظیم زاده پس از تحمل ٦۳ روز گرسنگی و درد و رنج فراوان ناشی از آن، شامگاه پنجشنبه ۱۰ تیر با پذیرش بخش ابتدائی خواسته اش (مرخصی قابل تمدید تا اعاده دادرسی) از سوی دستگاه قضائی، اعتصاب غذای خود را پایان داد.
بیش از ٨۰ روزقبل، دو نفر از فعالین برجسته طبقه کارگر ایران، جعفرعظیم زاده و اسماعیل عبدی با انتشاریک بیانیه، حرکت متحدانه ای را علیه یکی از متداولترین ابزارهای سرکوب و یکی ازموانع اصلی سد راه گسترش مبارزات حق طلبانه جنبش های اجتماعی آغاز کردند. آنان با خواست "پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و اجتماعی" وتوقف این نوع اتهامات که مستقیما" رهبران وفعالین جنبشهای اجتماعی را با قصد زمینگیر کردن قدرت بدنه آنها هدف قرا داده و به حبس میکشید، فریادی اعتراضی را علیه شیوه های چندین ساله قوه قضائیه و دستگاههای امنیتی در مقابله با جنبش های کارگری و اجتماعی، بلند کردند.
همانطور که انتظار میرفت برافراشتن این پرچم درآستانه روزجهانی کارگر، با موجی کم سابقه از حمایت های داخل و خارج روبرو شد وابعاد مقاومت های اجتماعی را درمقابل تعرضات سرمایه داران و دولت حامیشان گسترده تر کرد.
این حرکت وادامه آن، روحیه تعرضی کارگران و معلمان را ارتقاء و سیاست سرکوب بر پایه واهی بودن اتهامات را به آشکارترین شکل برملا کرد. اگرچه توازن قوای شرایط کنونی به کارگران ومعلمان و سایر جنبشهای اجتماعی این توانایی و فرصت را نداد که مستقیما" درابعادی میلیونی علیه این پرونده سازیها برای جلوگیری از سیاست سرکوب به خیابانها بیایند، اما این ظرفیت را در یک فرصت تاریخی به دوتن از رهبران این جنبش ها داد که با استفاده از شکل و شیوه ای که در اختیار داشتند و با مایه گذاشتن از جسم و جان خود در حقیقت به نیابت از خواست عمومی، پرچم توقف سیاست بگیر و ببندها و احضار و حبس وتبعید را برافراشته کنند ومبارزات کارگران را بجلو برانند. در نتیجه، این حرکت و مقاومت به شایستگی موجی از بیشترین و گسترده ترین پشتیبانی ها را بدنبال داشت. حمایت ها نه فقط قدردانی ازحرکت و ابتکارعمل دونفر از رهبران شاخص کارگران ومعلمان بلکه پیوستن و از آن خود دانستن جنبشی است که مستقیما" توازن قوای موجود را به نفع منافع کارگران وسایر جنبشهای اجتماعی تحت تاثیر قرارداده است.
از دل این حرکت که از درون زندان آغازشد درصحنه اجتماعی ایران، پایه و بنیان یک اتحاد وهمبستگی عملی بین کارگران ومعلمان برای نخستین بار و به گونه ای برگشت ناپذیرشکل داده شد.
امروز جنبش عدالتخواهانه و انسانی ای که طبقه کارگرشامل کارگران، معلمان و همه مزدبگیران مرکز ثقل آن است، به یمن مبارزه سرسختانه و مجدانه ای که طی بیش از ٨۰ روز (از هنگام صدور بیانیه مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی) جهان متمدن و بشر به تنگ آمده و خواهان تحول را به خروش در آورد، به همان درجه گام در جایگاه و موقعیت مطمئن تری نهاده و مصمم تر و امیدوارتر به افقی مملو از موفقیتهای بزرگتر می نگرد.
یقین داریم که صلابت این حرکت اثربخش در صحنه سیاست اجتماعی ایران ماه ها و شاید سالهای بعد بهتر روشن خواهد شد. در پرتو این حرکت بزرگ ، همبستگی جهانی گسترده ای از جمع ها و محافل کارگری و معلمان، چهره ها وشخصیت های اجتماعی و تشکلها و احزاب را چه در داخل و چه خارج کشور بویژه تشکلهای بزرگ کارگری در اروپا ، آمریکا، کانادا واسترالیا را شاهد بوده ایم.
ما به نوبه خود در اتحادیه آزاد کارگران ایران با درک عمیق و احساس مسئولیت بالا از فرصت پیش آمده ناشی از این ابتکارعمل و موج همبستگی جهانی حامی آن، این پرچم مقاومت و تعرض را برای تغییر در شرایط زندگی اکثریت انسانها، در ابعادی وسیع تر و بهر نحو و شکل و ابتکار عملی که پیش رویمان قرار گیرد برافراشته نگاه خواهیم داشت.
آزادی موقت اسماعیل عبدی و مرخصی جعفر عظیم زاده اگر چه برای جنبش ما موفقیت ارزشمندی است اما هدف نهائی و پایان مصاف برای لغو پرونده های مفتوح با اتهامات امنیتی نیست. این مبارزه همچنان تا تحقق خواست مطروحه در بیانیه مشترک ادامه خواهد داشت. امروز که با پایان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده تا حدی از اضطرابها و نگرانیها کاسته شده است، باید با توان و انرژی بیشتری جنبش خود را تقویت و قدرتمند سازیم. باید خواهان آزادی قطعی جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، بهنام ابراهیم زاده، محمد جراحی و همه انسانهائی که با اتهامات امنیتی در زندان هستند شویم.
اتحادیه آزادکارگران ایران با احساس مسئولیت بالا درقبال تداوم وموفقیت جنبشی که آغاز شده و در ابتدای راه است از تلاش همه انسانهایی که صفی نوین ازعدالت و آزادیخواهی را بوجود آورده اند قدردانی میکند و پایان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده و حضور او در جمع خانواده و دوستان و یارانش را به همه ی آنان صمیمانه تبریک میگوید.

١۲ تیر ۹۵

*************

جعفر عظیم زاده ساعتی پیش از بیمارستان آتیه مرخص شد

جعفر عظیم زاده صبح امروز از بیمارستان آتیه به منزل خود منتقل شد.
مقرر شده است جعفر عظیم زاده پس از برقراری تغذیه به مدت سه هفته در رابطه با مشکلات جسمی خود از قبیل بررسی معده، خونریزی روده، مشکلات مثانه و ضربان قلب، جهت معاینات تخصصی به پزشکان مربوطه مراجعه کند.
در بیمارستان آتیه ضمن دادن یک نسخه دارویی، توصیه های پزشکی لازم برای شروع تغذیه به جعفر داده شد و او صبح امروز جمعه ۱۱ تیر ماه از بیمارستان مرخص و به منزل خود انتقال یافت.

۱۱ تیر ۹۵

*************

جعفر عظیم زاده به مرخصی فرستاده شد

ساعت ٨ شب پنج شنبه ۱۰ تیر با پذیرش خواست مرخصی تا زمان اعاده دادرسی پرونده از سوی دستگاه قضائی، جعفر عظیم زاده از بیمارستان سینا ترخیص و برای مداوا به بیمارستان آتیه توسط خانواده و دوستانش انتقال یافت.
جعفر که به خاطر ٦۳ روز اعتصاب غذا به شدت دچار ضعف جسمانی شده و توان راه رفتن نداشت به طوری که با استفاده از ویلچر مسافت داخل حیاط تا روی تخت بیمارستان را طی نمود اما همچنان با روحیه رزمندگی و مصمم به ادامه راه تا رسیدن کامل به خواستش، همراه با همراهانش غرق درسرور و شادی است.
جعفر هم اکنون در بیمارستان آتیه بستری است و تعداد زیادی از کارگران و معلمان و دوستان و بستگان او در حالی که از طرفی خوشحال از اینکه مقاومت جعفر و مبارزات گسترده جهانی تا این لحظه موفقیت بزرگی به دنبال داشته و از طرف دیگر مضطرب و نگران از وضعیت جسمانی او به خاطر مدت طولانی اعتصاب غذا هستند، مقابل درب بیمارستان جمع شده اند.

زنده باد جعفر عظیم زاده

زنده باد مبارزه متحدانه و همبسته جهانی

۱۰ تیر ۹۵

*************

وعده ما هر شب ساعت ۹:۰۰ به وقت # تهران در توئیتر تا آزادی # جعفر_عظیم‌زاده

✌✌✌ سلام رفقا؛
✅ لینک زیر حاوی توئیت‌های از پیش آماده شده در حمایت از جعفر عظیم‌زاده می‌باشد. وارد لینک زیر بشوید و با کلیک روی یکی از جمله ها و انتخاب اپلیکیشن مورد نظر، جمله ی مورد نظر را #توئیت کنید.
از آنجایی که توئیت کردن پشت هم موجب بلاک شدن اکانت مربوطه میشود بین هر توئیت به اندازه دو دقیقه فاصله باشد.
در این زمان میتوان توئیت های مربوط به طوفان را لایک و ریتوئیت کرد.
برای ریتوئیت کردن هم از گزینه ی Quote (نقل قول) استفاده کنید و پیش از ارسال هشتگ مورد نظر را اضافه کنید.
https://sites.google.com/site/freeazimzadeh/tweets-english

*************

بیانیه عفو بین الملل: جان جعفر عظیم زاده فعال صنفی ایرانی در خطر است

سازمان عفو بین‌الملل با صدور بیانیه ای نسبت به در خطر بودن جان جعفر عظیم‌زاده، فعال کارگری زندانی هشدار داد. این سازمان در بیانیه مذکور با اشاره به بیهوشی دو روز پیش وی در بیمارستان بر اثر ضعف ناشی از دوماه اعتصاب غذا و سخن دادستانی تهران مبنی بر «عدم انجام هیچ کمکی حتی در صورت مرگ آقای عظیم‌زاده» از مقامات ایران خواست این فعال صنفی را فورا و بی قید و شرط آزاد کنند.
روز گذشته سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه ای نسبت به خطر افتادن جان جعفر عظیم‌زاده فعال کارگری زندانی در زندان اوین که در اعتراض به «سرکوب فعالین کارگران و معلمان از طریق پرونده سازی‌های امنیتی» در اعتصاب غذا بوده و در بیمارستان بستری است، هشدار داد.
سازمان عفو بین الملل در بیانیه خود ضمن درخواست اقدام فوری با توجه به در خطر بودن جان عظیم‌زاده آورده است: “فعال صنفی ایرانی جعفر عظیم زاده، رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران، در تاریخ ۲۷ ژوئن درپی اعتصاب غذای دو ماهه از هوش رفت. وی از هجدهم ماه ژوئن با توجه به وخامت اوضاع سلامتی‌اش در بیمارستان بستری شده است، اما همواره در خطر بازگشت به زندان اوین تهران و تهدید جانش قرار دارد. او یک زندانی عقیدتی است.”
در این بیانیه با ذکر فعالیت‌های صنفی و روند دستگیری، محکومیت و هم‌چنین سخن دادستانی تهران مبنی بر «عدم انجام هیچ کمکی حتی در صورت مرگ آقای عظیم‌زاده» از مقامات ایران خواسته شده بدون قید و شرط و فورا این فعال صنفی را آزاد کنند، “او صرفا به دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز صنفی محکوم شده و یک زندانی عقیدتی است. تا آزادی او اطمینان دهند که مراقبت‌های پزشکی لازم را دریافت خواهد کرد.”
عفو بین‌الملل به مقامات ایران یادآوری کرد که بر اساس معاهدات بین المللی که خود آن‌ها نیز امضا کرده‌اند، شهروندان حق تشکیل و پیوستن به اتحادیه‌های کارگری را دارا هستند

⚠️⚠️⚠️ #IRAN: JAILED TRADE UNIONIST’S HEALTH AND LIFE AT RISK: # JAFAR_AZIMZADEH

⚠️ بیانیه عفو بین‌الملل در حمایت از #جعفر_عظیم‌زاده https://goo.gl/wkiMs9

*************

دیوید پرنتیس، دبیرکل اتحادیه یونیسون: جعفر عظیم‌ زاده باید آزاد شود!

دیوید پرنتیس، دبیرکل اتحادیه یونیسون، بزرگترین سندیکای کارگران بخش دولتی و عمومی در انگلستان در کنفرانس سالیانه یونیسیون که در روزهای اخیر در شهر ساحلی برایتون در جنوب شرق انگلستان برگزار شد، خواهان آزادی زندانی سیاسی جعفرعظیم‌زاده گردید.وی در روز اول کنفرانس یونیسون طی سخنانی در همین رابطه به اعتصاب‌غذای طولانی جعفر عظیم زاده، وضعیت نگران‌کننده فیزیکی و سلامت او و خواستهای قانونی او اشاره کرد و خطاب به مقامهای ایران گفت جعفر عظیم‌زاده را از زندان آزاد کنید.‎همچنین در اجلاس هیأت اجرائیه کنفدراسیون سندیکایی «اینداستریال» که در خرداد ماه جاری در آلمان برگزار شد، مسأله برخورد امنیتی کارگزاران ایران با فعالان سندیکایی مورد توجه قرار گرفت. رهبری اینداستریال به‌ نمایندگی از طرف ۵۰ میلیون اعضای خود در این اجلاس مصوب کرد که در این رابطه با یک کارزار بین‌المللی مؤثر، ایران را مجبور به اجرای مقاوله نامه‌های ٨۷ و ۹٨ سازمان جهانی کار بکند.

گزارش مقدماتی از برگزاری تجمع اعتراضی امروز مقابل دفترریاست جمهوری

درپاسخ به فراخوان جمعی از کارگران، معلمان وفعالین جنبش های اعتراضی درحمایت از جعفرعظیم زاده وانتشارگسترده آن، امروزچهارشنبه ۹ تیرماه پیش از ساعت ۱۰ صبح گروههایی از مردم بتدریج در محل قرارقبلی و سایر محلهای ورودی به خیابان پاستور (محل دفتر ریاست جمهوری) تجمع کرده و ضمن حمایت از بیانیه عظیم زاده -عبدی، خواستار آزادی فوری ونجات جان جعفرعظیم زاده کارگر زندانی که ٦۲ روز دراعتصاب غذا ودروضعیت شدیداً بحرانی بسر میبرد، شدند.
این تجمع اعتراضی متشکل ازکارگران ومعلمان وسایرافراد وبا سر دادن شعارهای زیردر یک فضای امنیتی و با حضور نیروهای پلیس، همچنان تا زمان دریافت خبر ادامه دارد:
جای کارگر زندان نیست. مزد کارگرشلاق نیست.
کارگرزندانی آزادبایدگردد.
٦۲ روز گذشته، جعفرآزاد نگشته
غارتگران آزادند، کارگران زندانند.
نیروهای پلیس مستقر درمحوطه مانع گرفتن فیلم و عکس میشوند.
دریکساعت اولیه شرکت کنندگان مقابل محوطه ریاست جمهوری در حال شعار دادن بودند وپس از آن نمایندگانی از طرف جمع با مسئولین دفتر درحال مذاکره اند.
گزارش تکمیلی متعاقبا" به اطلاع خواهد رسید.

گزارش تکمیلی تجمع و حمایت از جعفرعظیم زاده مقابل دفتر ریاست جمهوری

پس از گذشت ٦۲ روز از اعتصاب غذای جعفرعظیم زاده ، علیرغم موج حمایت های گسترده کارگران و معلمان وسایر جنبش های اجتماعی در داخل و همبستگی و حمایت های کم نظیر جهانی، و دراعتراض به عدم پاسخ واقدام عملی موثرقوه قضاییه به مطالبه ی این کارگر زندانی درجهت خاتمه دادن به طولانی ترین اعتصاب غذایی که هر لحظه به فاجعه نزدیکتر میشود، اتحادیه آزادکارگران ایران بهمراه تعدادی از معلمان و کارگران و شخصیت ها وفعالین اجتماعی، امروزچهارشنبه ۹۵/۴/۹ از ساعت ۱۰ صبح حرکت متحدانه ای را در مقابل دفتر ریاست جمهوری در خیابان پاستورآغازکردند.
شرکت کنندگان حدود یکساعت ونیم با شعار های پرشور، خواستهای خودرا درمقابل دفتر ریاست جمهوری فریاد زدند. نیروهای پلیس ولباس شخصی بطور گسترده ای گرداگرد تجمع کنندگان حضور داشته وتعدادی ازآنان بطور مستمر مشغول عکس و فیلمبرداری بودند که پس از اینمدت با ایستادگی و پافشاری تجمع کنندگان برخواسته های خود ، فرمانده نیروی انتظامی به جمع حاضرگفت که صدایتان شنیده و منعکس شد و در جهت پاسخگویی اقدام میشود واز افراد حاضر خواست که محل را ترک کنند.
شرکت کنندگان با اعتراض گفتند که با توجه به شرایط بحرانی و خطرناک جعفرعظیم زاده، تا بدست آوردن نتیجه عینی و حصول اطمینان از اقدامی موثر، محل را ترک نمیکنیم و همگی به روی زمین نشستند. نیروی پلیس و یگان ویژه که با این مقاومت جمعی روبرو شدند با مشورت مقامات ، درخواست تعیین نمایندگان برای گفتگو با مسئولین دفتر ریاست جمهوری را کردند.
در نتیجه یکی از اعضای هئیت مدیره اتحادیه آزادکارگران ایران همراه با دبیرکانون صنفی معلمان و همچنین همسر و خواهر جعفرعظیم زاده ازطرف خانواده ، به دفتر مراجعه وبا توصیف شرح حال و اولویت خواسته های جعفر و شرایط بحرانی اش،خواستار اقدام فوری در جهت آزادی موقت واعاده دادرسی پرونده وی شدند.
همانجا گزارشی از طرف این دفتر با توجه به اظهارات نمایندگان جمع ، تهیه و با قید فوریت موضوع به ریاست جمهوری ارسال شد. وبا توجه به وخامت حال جعفر عظیم زاده قول پیگیری سریع و فوری داده شد.
پس از ارائه گزارش نمایندگان به شرکت کنندگان درتجمع ، همگی در ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه به تجمع خودپایان داده و جهت دیدار و تجدید حمایت از خواسته وآزادی جعقر عظیم زاده به بیمارستان سینا، به ملاقات ایشان رفتند.
برخی از شعارهای داده شده در تجمع امروز عبارت است از:
-جای کارگر، جای معلم، زندان نیست - مزد کارگر، شلاق نیست - معلم معترض، کارگر معترض، امنیتی نمیشه - هر یک ساعت یک فاجعه، جعفر باید آزاد بشه - کارگر زندانی ، معلم زندانی، آزاد باید گردد - ٦۲ روز گذشته ، جعفر آزاد نگشته - غارتگران آزادند، کارگران دربندند

۹ تیر ۹۵

*************

نامه اعتراضی کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس در حمایت از جعفر عظیم زاده و محکومیت احکام شلاق

رهبر جمهوری اسلامی
آیت الله سیدعلی خامنه ای
info_leader@leader.ir

رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران
حسن روحانی
media@rouhani.ir

شورای عالی حقوق بشرقوه قضائیه جمهوری اسلامی
info@humanrights-iran.ir

نماینده دائم جمهوری اسلامیایران در سازمان ملل متحد
iran@un.int
۲۴ ژوئن ۲۰۱۶، برن

ما این نامه را نوشته که نگرانی جدی خود را در مورد سلامتی و تندرستی آقای جعفر عظیم زاده، رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، که از ۲۹ آوریل ۲۰۱۶ در اعتصاب غذا به سر می برد، اعلام کنیم. جعفر عظیم زاده از نوامبر ۲۰۱۵ برای گذراندن حکم شش سال حبس تعزیری تنها به دلیل فعالیتهای کارگریش در زندان اوین محبوس است.او متهم به " اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی"شده بو
د؛ این یکی از اتهامات اصلی ای است که دولت ایران بطور روتین علیه فعالین کارگری بکار می برد. از زمانی که او اعتصاب غذای خود را آغاز کرد، جعفر عظیم زاده حداقل سه بار به بخش اورژانس بیمارستان منتقل شداما هر بار بدون معالجه به زندان بازگردانده شد. جعفر در اعتراض به اتهامات ساختگی "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" و دیگر اتهامات امنیتی علیه خود و دیگر فعالین کارگری و همچنین در محکومیت سیاستهای ضد کارگری روزافزون دولت ایران در یک اعتصاب غذای نامحدود به سر می برد.
ما همچنین شدیدا از اجرای حکم بی رحمانه شلاق علیه ۱۷ کارگر معدن طلای آق دره در ماه مه ۲۰۱۶ در ایران خشمگین هستیم. این کارگران به جز اعتراضعلیه بیکارسازیها و برای امنیت شغلی کاری نکرده بودند. علاوه بر این، ما مطلع شده ایم که ۹ نفر از کارگران شرکت معدن بافق واقع در استان یزد نیز به دهها ضربه شلاق و زندان محکوم شده اند. احكام آنها در حال حاضر به صورت تعلیقی می باشد اما در صورت نقض دستورات دادگاه توسط آنها به مورد اجرا گذاشته خواهند شد. کارگران معدن بافق (شرکت سنگ آهن مرکزی ایران-بافق) به دلیل اعتصابات و اعتراضاتی که از سال ۲۰۱۴ آغاز شد دادگاهی شده بودند. چنین احكام ضدانسانی ای علیه کارگران معترض نقض فاحش کلیه مقاوله نامه ها و دستاوردهای شناخته شده بین المللی دررابطه با حقوق کارگری و حقوق انسانی بطور علی العموم می باشد.
ما بطور جدی نگران سلامتی و تندرستی جعفر عظیم زاده و دیگر کارگران زندانی در ایران هستیم و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط آنها می باشیم. حکومت ایران مسئول جان جعفر عظیم زاده و دیگر زندانیان سیاسی می باشد. ما همچنین یک بار دیگر قویا احکام بی رحمانه شلاق علیه کارگران معادندر ایران را محکوم می کنیم. شلاق یک عمل بشدت بی رحمانه و نوعی از شکنجه است و باید بلافاصله متوقف و ممنوع شود.

با احترام،
کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس
لوکا سیریگلیانو، دبیر مرکزی، امور بین المللی

*************

فریادی از اعماق

درکمال ناباوری به شصتمین روز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده رسیدیم،جسمش کاملا به تحلیل رفته اما همچنان تتمه شمع وجودش فروزان مانده و اراده پولادینش پابرجا وسرسختانه از بیانیه مشترک اش با اسماعیل عبدی که پرچم مطالباتی دوجنبش بزرگ اجتماعی ایران که کارگران ومعلمان باشند دفاع می کند. درصدر این مطالبات حذف اتهام ساختگی اقدام علیه امنیت ملی ، جهت برداشتن موانع پیشروی این جنبش عظیم اجتماعی یعنی قرار دارد. متاسفانه این بیماری تاریخی برای قدرت مداران حاکم همواره بوده که صدای اعتراضات اجتماعی را نمی شنوند ویا آنقدر دیر می شنوند که دیگر جای جبران ندارد وهمواره درچرتکه محاسباتی شان دررویارویی با این اعتراضات دچار اشتباهات فاحش می شوند وصرفا هزینه را بالا می برند. درتصویر ٦۰ روزی که گذشت می بینیم که ظاهرا"حضرات این اعتراضات را تک صدا می بینند ومی شنوند وآنرا جدی نمی گیرند ، اما همان بیماری لاعلاج تاریخی آنها راغافل می کندکه این تنها تک صدا نیست بلکه نوک کوه اعتراضاتی ست که به حرکت در آمده.
صدای جعفر عظیم زاده برآیندی از اعماق جامعه است.چهره طبقه ای که طی دهه ها مورد هجوم بوده ودچار زخم های عمیقی شده است. فقروفلاکت حاصله چهره کریه خودرادرآمار روز افزون اخراج های فله ای وبیکاران تازه به میدان آمده که از دسترسی به معیشت اولیه هم برخوردار نیستند،چهره کریه اعتیاد به انواع مواد مخدر به گسترده ترین شکل فارغ از جنسیت وسن وسال به نمایش درآمده است،چهره کریه فحشا از ابتدای سنین نوجوانی به گسترده این خاک وبوم و...که قلم قاصر از توصیف این همه آسیب می باشد.اما تاریخ را نمی توان به کام حاکمان برای همیشه متوقف کرد. افرادی ازسر استیصال ممکن ست در ابعاد نگران کننده دست به خودکشی بزنند.اما جامعه هرگز خودکشی نخواهد کرد وسرانجام این بغض های فروخورده به فریاد تبدیل می شوند ومکانیزم تغییر را در پیش پای خود خواهد گذاشت.ما خیل بی شماران درجای جای این حوزه جغرافیایی به میدان آمده ایم وبه سطح نازل و تحقیرآمیزمعیشت و زندگی خود معترضیم.گرچه به صورت پراکنده که خود راز ماندگاری این وضعیت نکبت بار بوده است، اما این مصاف ها این قابلیت تاریخی را دارند که تبدیل به سیل شوند ومسیل خودرا بسازند وحالا داریم به این مصاف اصلی وتاریخ ساز نزدیک می شویم.ما می خواهیم که ثروت اجتماعی به صاحبان اصلی خود بازگردد ودیگر شاهد به نمایش گذاشتن ورقابت برای دریافتی های اقلیتی رانت خوار قدرت که صفرهای طولانی فیش های حقوقی شان که بخشی از دسترنج به یغما رفته ماست، نباشیم. ماهم با صفرهای بی شمار تعداد خود به میدان می آئیم که نشان از همبستگی وقدرت ماست.
جعفرعظیم زاده صدای رسای کارگران است که بازتاب و انعکاس دهنده اعماق جامعه و دراصل برآیند نیروی میلیونی است که استوار به حرکت درآمده است. جامعه ای که از وضعیت فلاکت بار موجود به تنگ آمده ودنبال روزنه وراهکاری است که خود را برهاند وهیچ نیرویی یارای مقابله با آن را ندارد. به فکرآن نباشید که این تک صدا را از دور خارج کنید تاهمه چیز به حالت قبل خود باز گردد. درادامه، این صداها از پژواک جمعی برخوردار خواهد شد وهمچون زلزله ای که تاخیرش به بالا رفتن ریشتر لرزه اش می انجامد.
ما گذشته مان را به بایگانی تاریخ خواهیم سپرد وبا ورق زدن آن آموخته هایمان را برای رقم زدن تاریخی جدید به کار خواهیم بست....

رضا رضایی -٧ تیر ۹۵

*************

حضورچشمگیرملاقات کنندگان ازجعفرعظیم زاده در شصتمین روز از اعتصاب غذا- بیمارستان سینای تهران

ازده روزقبل با انتقال جعفرعظیم زاده از زندان اوین به بیمارستان تاکنون، که در پی وخامت شدید جسمانی اش صورت گرفت، همه روزه شاهد حضور کارگران و معلمان و دوستان و شخصیتها درکنارتخت جعفرعلیرغم محدودیتهای تیم پلیس مراقبت بوده ایم. اما پس از انتشار خبر بیهوش شدن ناگهانی جعفرعظیم زاده درساعت چهاربامداد واحیای مجدد او پس ازیکساعت تلاش کادرپزشکی، وبا بالاگرفتن موج نگرانیها، امروز دوشنبه هفتم تیرماه پیش از ساعت ۲ بعدازظهریعنی قبل از آغاز ساعت ملاقات، با استفاده ازفرصت روز تعطیلی ، تعداد بسیار زیادی از معلمان، کارگران، دوستان دور و نزدیک ،شخصیتها و افرادمختلف به دیدار جعفر عظیم زاده شتافتند.
ازدحام ملاقات کنندگان که فضای ورودی طبقه چهارم بیمارستان را پر کرده بود موجب واکنش ومداخله مامورین مراقبت اعزامی از زندان اوین گردید.
مداخله مکرراین مامورین باعث گردید که متاسفانه بعضی از این عزیزان یا نتوانستند حضورا" باجعفر عظیم زاده ملاقات داشته باشند ویا مجبورشدند از فاصله دور با تکان دادن دست ابراز حمایت کنند.
با مشاهده این وضعیت ، برای لحظاتی جعفر عظیم زاده علیرغم ضعف و بیحالی شدید ،از اتاق وارد راهرو بیمارستان شد تا بتواند با جمع بیشتری دیدار داشته باشد.
برخی از ملاقات کنندگان امروز عبارت بودند از:
-جمعی ازاعضای کانون صنفی معلمان گیلان( ازصبح زود ازشمال به تهران آمدند)
- همچنین جمعی ازاعضای کانون صنفی معلمان تهران، اسلامشهر و الیگودرز
- تعدادی ازکارگران ایران خودرو و سایپا ، کیان تایر، سندیکای واحد اتوبوسرانی تهران، کارگران پارس جنوبی و جمعی از کارگران ساختمانی .جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی و صنعت نفت
-طیف وسیعی از دانشجویان تهران، کرمانشاه و ساوه.
تعدادی از کارگران از کرج و اصفهان.
•تعدادی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
•تعدادی از فعالین جنبش های مدنی و اجتماعی
•جمعی از مادران دهه شصت همچنین مادران پارک لاله
•جمعی از فعالین جنبش زنان وخانواده ها و شخصیت های مستقل
حضورگسترده وچشمگیرملاقاتهای امروز عملا به یک گردهمایی اعتراضی ناشی از نگرانی شدید برای سلامت جعفرعظیم زاده پس از ٦۰ روز اعتصاب غذا که در روزهای اخیر تنها با تزریق مستمرو 24 ساعته سرم ها زنده نگهداشته شده وعدم اقدام قوه قضاییه ، تبدیل شد.
ملاقات کنندگان ، در فضایی بسیار صمیمی وامیدوار ومتحدانه دیدارهای مشترک و چند جانبه ای را در حاشیه ملاقات امروزبا جعفر عظیم زاده داشتند.
ملاقات کنندگان که پس از پایان ساعت رسمی ملاقات همچنان در محوطه بیمارستان تجمع کرده بودند، حمایت خودرا از خواسته عمومی جعفرعظیم زاده که در بیانیه مشترکشان با اسماعیل عبدی اعلام شده بود بیان میکردند و خواستار اقدام فوری و اضطراری قوه قضائیه برای پایان دادن به این اعتصاب بمنظور جلوگیری از یک فاجعه قریب الوقوع بودند.

٧ تیر ۹۵

*************

خبر فوری جعفر عظیم زاده بیهوش شد

امروز دوشنبه ٧ تیر ماه ساعت چهار بامداد جعفر عظیم زاده در شصتمین روز اعتصاب غذای خود، پس از مراجعه به سرویس بهداشتی همان جا نقش بر زمین شد.
همسر وی و سربازان مراقب، از صدای به زمین خوردن او متوجه مسئله شدند و خود را به سرویس بهداشتی رساندند و تن بیهوش جعفر را به روی تخت منتقل کردند وضعیت جعفر به قدری وخیم بود که پس از یک ساعت با تلاش پزشکان به هوش آمد وی پس از این اتفاق، به دلیل وخامت شدید وضعیت جسمانی از پایین آمدن از تخت توسط پزشکان منع شده است.
جعفر عظیم زاده در نه روز گذشته فقط با سرم زنده نگاه داشته شده است، با اینحال علاوه بر ادامه خونریزی روده و مشکل ادرار و درد های شدید معده که از دیروز آغاز شده است قند و فشار خون و ضربان قلبش به حدی پایین آمده است که بامداد امروز به مدت یک ساعت بیهوش شد و هر آن این خطر و عدم بازگشت او به هوشیاری و وقوع فاجعه‌ای بزرگ جان او را تهدید میکند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ٧ تیر ۹۵

*************

مظفر صالحی نیا در اداره اطلاعات و هاشم رستمی در زندان سنندج

مظفر صالحی نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران که از روز اول تیر در بازداشت اداره اطلاعات سنندج بسر می برد روز گذشته شنبه ۵ تیر با منزل تماس تلفنی گرفت. هنوز علت بازداشت وی مشخص نیست.
هاشم رستمی فعال کارگری نیز روز گذشته به زندان سنندج منتقل گردیده است. هاشم رستمی به پرونده سازی صورت گرفته توسط اطلاعات علیه خودش اعتراض کرده که به همین خاطر به دستور مسؤلان قضائی و اطلاعاتی سنندج باید تا زمان رسیدگی به اعتراضش در زندان بماند.

*************

آخرین وضعیت جعفر عظیم زاده در پنجاه و نهمین روز اعتصاب غذا

امروز یکشنبه ٦ تیر۹۵ وضعیت جسمی جعفر عظیم زاده بسیار وخیم بود. آقای عظیم زاده در آستانه شصتمین روز اعتصاب غذا دچار معده درد شدید٫ همراه با حالت تهوع بود بطوریکه پرستاران مجبور شدن با تزریق آمپول مسکن وی دردش را کم کنند. وی همچنین قادر به صحبت کردن نبود.
بنا به گزارشات آقای عظیم زاده طی مدتی که در بیمارستان است بطور شبانه روزی و لاینقطع زیر سرم بوده و در اغلب اوقات شبانه روز به طور همزمان دو یا سه سرم وصل به ایشان تزریق میشود بطوریکه رگهایش دیگر جواب نمی دهند.
لازم به یادآوریست که این فعال کارگری و زندانی سیاسی از روز ده اردیبهشت ماه در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی در اعتصاب غذا نامحدود بوده و شرط پایان اعتصاب غذای خود را بدست آوردن این خواسته گذاشته است.

*************

صدای جعفر عظیم زاده باشیم، پیش از اینکه جانش تمام شود

جعفر عظیم زاده یک کارگر است کارگری زندانی که در تمام طول زندگی اش، شغل ثابت نداشته است پس هیچ وقت فیش حقوقی نداشته است که صفرهایش را بخواهیم بشماریم. دستمزد و حقوق جعفر و رفقای کارگرش را همین هایی تعیین می کنند که حالا فیش های رسوایی اشان هویدا شده است فیش هایی که نشان از ظلم و نابرابری است و جعفر و معلمان و کارگران و ... به همین اوضاع نابسامان اعتراض کردند/می کنند.وقتی هم اعتراض می کنند به آنها اتهام امنیتی می زنند و زندانی می کنند تا درس عبرت همه زحمتکشان شود. ولی این یک سر قصه است جعفر و برخی زندانی ها وقتی به زندان می روند باز اعتراض می کنند چون فکر می کنند نباید هیچ کس را به خاطر مطالبه حق زندانی نمود و دست به اعتصاب غذا می زنند اعتصابی که ممکن است به مرگ منجر شود ولی ادامه می دهند.
حالا جعفر، پس از ۵۸ روز، ۱۸ کیلو یعنی چیزی نزدیک به یک سوم وزنش را از دست داده فشار خونش ٧ روی ۵ است و ضربان قلبش که به زیر ۵۰ رسیده است. اینها یعنی خطر مرگ در آستانه دو ماهگی اعتصاب. اما جعفر عظیم زاده همچنان بر ادامه اعتصاب و رسیدن به خواسته هایش اصرار دارد. او می داند که هر ثانیه به لحظه برگشت ناپذیر نزدیک می شود اما چرا دست از اعتصاب نمی کشد؟ بی شک جعفر عظیم زاده از هرکسی نسبت به موقعیت خود آگاه تر است کار اخلاقی به ظاهر این است که از او بخواهیم به اعتصابش پایان دهد اما کار انسانی آن است که از مسئولین بخواهیم که خواسته های او را محقق کنند و از مطالباتش حمایت کنیم پیش از انکه جان جعفر تمام شود.

جعفر ابراهیمی

*************

دلنوشته ایی از شعله پاکروان

هشت روز است که #‏ جعفر_عظیم_زاده به بیمارستان منتقل شده است. دوبار به دیدنش رفتم . یک مشت پوست و استخوان دیدم . مردی کمتر از پنجاه سال سن، اما صورتی پیر و تکیده. زوی دستش لکه های کبود زیادی به چشم میخورد. سه سرباز از این یک مشت استخوان که نزدیک ٦۰ روز است لب بر غذا بسته مراقبت میکنند. از او خواستم برای زنده ماندنش اعتصابش را بشکند. چشمهای ریزش برقی زد و با لبهای خشکش یک نه قاطع گفت. همسرش گفت به خدا چقدر گریه کردم که تکلیف ما چه میشود بی ت؟
هر کس به دیدارش آمد پند و اندرزش داد که راه رفته را بازگردد. اما پاسخ جعفر چیست؟
او میگوید: خواسته ی من شخصی نیست. کجای دنیا اعتراض یک کارگر به عدم پرداخت دستمزد و یا پایین بودنش را اقدام علیه امنیت ملی میگویند؟ اینکه بگویی سفره ام خالی ست، اینکه بگویی من کارگرم و با کمترین میزان دستمزد صورتم را با سیلی سرخ میکنم. اینکه بگویی مگر فرزندان ما ادم نیستند و نان نمیخورند؟ اینکه بگویی حقوقم را پرداخت کن، جرم است؟ آیا نان خواستن جرم است؟
میگویم جان تو برای ملت ایران اهمیت دارد. تو فرزند مبارز این ملتی که برای احقاق حق صنفی جان ت را به خطر انداختی. با این کار ، توجه یک ملت را به مساله دستمزدهای کارگران جلب کردی. با این اقدامت احترام جهان را برانگیختی. اکنون بشکن این اعتصاب تاریخی ات را . میگوید نمیتوانم به سفره های خالی کارگران نگاه نکنم.
پسر ١٢ ساله ی او با چشمهای تگران در اتاق حضور دارد . مادرش میگوید چند روز غذا نمیخورد و میگفت بابا گرسنه است منهم غذا نمیخورم . نگرانی در وجود این کودک و برادر ٢٠ ساله اش موج میزند . سربازان محافظ هم جوانانی ١٨ - ١٩ ساله اند . سکوت میکنم . نگاهم را به اتاق و شرایط خاص آن میدوزم . من یک مادرم . نگرانی مادران در مورد آینده ی فرزندان را درک میکنم . سربازان محافظ و سخت گیری های بیمورد شان نگاهم را روی صورت هایشان ثابت میکند . دقایقی از جهان حقیقی کنده شدم. در ذهنم با آنها سخن میگویم . با پسران عظیم زاده و آن سه سرباز:
کاش میدانستید که اکنون جعفرعظیم زاده ، همین یک مشت پوست و استخوان ، نمادی از پیکر نحیف و شلاق خورده ی کارگران و مزدبگیران است . کاش میدانستید که وقتی سربازی تان تمام شود و کارت پایان خدمت بگیرید ، به خیل کارگران خواهید پیوست . تازه اگر شانس بیاورید و بتوانید بصورت قراردادی و بدون هیچ تضمینی برای ادامه ی کار ، شغلی دست و پا کنید . آنگاه خودتان به صف میلیونی ناراضیان صنفی خواهید پیوست . شاید با خود بگویید که آن مرد ، آن یک مشت پوست و استخوان که دهانش خشک بود و اعضای بدنش یکی یکی دچار اختلال میشد ، آن مرد نحیف و تکیده با ضربان قلب کمتر از ۵۰ تا در دقیقه ، جانش را کف دستش گرفت تا برای آینده ی من مبارزه کند . آن مرد ، جعفر عظیم زاده نمادی از من و ما بود . با قامتی کوتاه و جثه ای کوچک برای احقاق حق ما ، خیل خاموشان و گرسنگان و پابرهنگان ، برای میلیونها کارگر و مزدبگیر، جانش را در طبق اخلاص گذاشت. و ما چه کردیم؟ چشمهایمان را بستیم و همراه او فریاد نزدیم.
اتحادیه آزاد کارگران ایران, [۲۶.۰۶.۱۶ ۰۸:۵۳]

و چنین شد که مدعی العموم به همسر عظیم زاده میگوید، جعفر بمیرد هم اهمیتی ندارد. راست میگوید آن مدعی. کارگران بمیرند اهمیتی ندارد. چرا که کشتی کشتی اجناس چینی وارد کشور خواهد شد و نفت حراج شده، سودهای هزار هزار میلیاردی تصیب طبقه ای خاص میکند که آنان شهروندان خودی و درجه یک و مهم هستند. راست میگوید مدعی . کسی که جیب و حلق و حلقوم خود و خانواده اش را از مال مفت پر کرده مهم است. صاحب معدن آق دره . سرمایه دار و دزد کلان و اختلاسگر مهم است. وگرنه کارگر آق دره ای که باید شلاق بخورد تا بفهمد میبایست لال باشد و تقاضای نان نکند. معدنچی بافق باید در صف شلاق قرار بگیرد تا بفهمد حق گفتن "نان من کو" ندارد. راست میگوید مدعی باید شلاقی با ٨٠ میلیون رشته برداشت و به یکباره بر صورت ملت ایران کوبید تا بداند هر کلیدی نمیتواند قفل بسته ی زندگی سخت کارگران و مزدبگیران را باز کند.
. راست میگوید مدعی . جعفر باید بمیرد. و من و تو و ما در بهت و حیرت لبهایمان را بگزیم و بر پشت دست بکوبیم. چشم بگردانیم و سر چهارراهها و کوچه ها و خیابان ها ، در گوشه گوشه این خاک پهناور، دست به گدایی برداریم شاید شانس بیاوریم و آقازاده ای سوار بر پورشه ی زرد یا قرمز از جلویمان رد شود و اسکناس هزار تومانی کف دستمان بگذارد. مثل یارانه ای که جلویمان پرت میکردند تا چرخ اختلاس بچرخد. هرچند آنها اصلا ما را نمیبینند. ما خیل عظیم خاموشان را. گاز میدهند و دور میشوند تا به پارتی هایشان برسند که تحت حمایت نیرویی ست که شادی فرزندان ما را هم با شلاق پاسخ میدهد. اری جعفر نماینده ی تن تکیده و داغان شده ی ملت ایران است. هرچند استقامت بینظیر او کجا و واماندگی ما کجا ؟ اصرار بر احقاق حق او کجا و سکوت
و درماندگی ما کجا؟ شجاعت او کجا و وحشت همیشگی ما از روز مبادا و راضی بودن به نان گدایی کجا؟ راست میگوید مدعی.
جعفر باید بمیرد تا بار دیگر اثبات شود که سرمایه بر خون پیروز است . ثابت شود که "خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر انکه ..." خودتان در قران مجید بخوانید معنای آیه را. مگر در شب قدر قران به سر نمیگیرید؟ بخوانید تا کشف کنید رابطه ی بین تاریخ و سرمایه و فقر و کارگر و واژه ی تهی شده از معنای مستضعف و حقوق معوقه و دستمزد پایین و خط فقر و خط فلاکت و دسته کلید بی مصرف و ... اعتصاب غذا و مرگ و جعفر و عظمت مبارزه ای که میکند.

*************

گزارشی از آخرین وضعیت جعفر عظیم زاده و پاسخ دادستان تهران

جعفر عظیم زاده که از هشت روز پیش از لحظه ورود به بیمارستان سینا با درخواست مصرانه خانواده و دوستان نزدیکش، تزریق سرم را پذیرفته است همچنان به طور شبانه روزی زیر سرم قرار دارد و در حال حاضرپس از نزدیک به ٦٠ روز اعتصاب غذا ، فقط به دلیل پذیرش سرم قادر به حرف زدن و حفظ هوشیاری است. وی علیرغم پذیرش لاینقطع سرم درشبانه روز، فشار خونش ٧ روی ۵ است و دچار افت شدید ضربان قلب، سرگیجه و اختلالات ادراری و خونریزی گوارشی (روده) میباشد.
با بررسی وضعیت جسمی جعفرعظیم زاده توسط پزشکی قانونی در روز چهارشنبه اول تیرماه که به درخواست دادستانی تهران صورت گرفته، کلیه موارد مربوط به وضعیت حاد جسمانی او از قبیل خونریزی روده، افت شدید ضربان قلب، مشکلات ادراری، سرگیجه، کاهش شدید وزن و افت شنوایی مورد تایید قرار گرفته و به دادستانی اعلام گردیده است.
همچنین بعد از انجام اکوی قلب در روز پنج شنبه دوم تیرماه، امروز شنبه نیز مجددا توسط متخصص قلب بیمارستان معاینات قلبی به عمل آمد که بر اساس بررسی های پزشکی در رابطه با قلب و فشار خون وی اعلام گردید تمامی این عوارض حاد، مربوط به اعتصاب غذا می باشد و تنها با بر قراری روال معمول تغذیه امکان رفع آنها میسر خواهد بود در غیر این صورت وضعیت موجود وی به سرعت وخیم تر نیز خواهد شد
مسئولین قضایی با اینکه از وضعیت جسمانی فوق العاده بحرانی جعفر عظیم زاده آگاهی کامل دارند، کلام آخر خود را امروز با اعلام پذیرش هر هزینه ای در رابطه با آنچه که قرار است به سر او بیاورند، بیان کردند.
امروز شنبه ۵ تیرماه به دنبال مراجعه خانواده جعفر عظیم زاده به دادستانی برای پیگیری وضعیت پرونده وی، مسئولین دادستانی اعلام کردند که دادستان تهران فقط دستور رسیدگی پزشکی را برای او صادر کرده است و گفته است هر بلایی در نتیجه اعتصاب غذا بر سر وی بیاید برای ما مهم نیست

۵ تیر ۹۵

*************

دلنوشته ایی از زرتشت راغب احمدی در حمایت از جعفر عظیم زاده

#ایران- درود . # جعفر عظیم زاده # کارگر # فعال صنفی زندانی که به جهت اعتصاب غذای طولانی دچار مشکلات شدید جسمی شده و در بیمارستان سینا بستری گردیده ، می گوید دست از اعتصاب غذا برنمی دارم تا به خواسته هایم رسیدگی شود، #رییس اتحادیه آزاد #کارگران ایران با جان خود به نهاد قدرت و دستگاه قضا پیام می دهد تا صدای عدالت خواهی او را بشنوند . جعفر عظیم زاده مرد مقاوم و پایداری است و هیچ خواسته شخصی ندارد ، خواسته های او فریاد کارگران و فعالان مدنی و صنفی در ایران است ، بی تردید آزادیخواهان ایران و جهان همراه و حامی جعفر عظیم زاده در این کارزار نابرابر هستند تا صدای آزادی این مرد بزرگ باشند . اما در این میان دستگاه حاکم باید هر چه زودتر ، امروز بهتر از فرداست . جعفر عظیم زاده را آزاد کنند و در پی پافشاری در ادامه محکومیت و زندانی این کارگر مبارز نباشند چرا که ادامه این روند اشتباه لطمه به جان این فعال کارگری خواهد زد که دیگر جبران ناپذیر خواهد بود . باز هم از عقلای قوم حاکم خواستار آزادی جعفر عظیم زاده هستم پیش از آن که فاجعه ای رخ دهد آزادش کنید . طوفان هایی که بی خردان کاشته اند گردبادهای سهمگینی براه خواهد انداخت . جعفر عظیم زاده را آزاد کنید امروز بهتر از فرداست ......زرتشت راغب احمدی

*************

بیانیه بیش از صد تن از کنشگران سیاسی و مدنی، خانواده ها و زندانیان سیاسی به نهاد های بین المللی حقوق بشر؛

امروز چهارشنبه ۲ تیر ماه ۹۵ بیش از صد تن از کنشگران سیاسی و مدنی دربیانیه ای به وضعیت و شرایط زندانیان اعتصاب کننده در زندانهای ایران جعفر عظیم زاده ٫ علیرضاگلیپور٫احسان مازندرانی و شهرام پورمنصوری اعتراض و ابراز نگرانی کردند . ایشان با اعلام حمایت از این زندانیان سیاسی نسبت به وضعیت آنها هشدار دادند.
متن بیانیه به این شرح است:
انسان زاده شدن تجسد وظیفه بود و انسان بودن در ایران، بی شک، زندان و رنج را در بر خواهد داشت، چرا؟!
این نامه سرگشاده را از روی نگرانی و ناراحتی، اما آگاهانه، با این مقدمه شروع میکنیم تا دوباره این مهم را یادآور باشیم، همانگونه که پیش از این نیز شاهد رخدادهای تلخ و ناگوار بوده ایم و یک یک آنها را، پیش از وقوع حادثه ای غیرقابل بازگشت و از سر دادخواهی، به نهادهای بین المللی انعکاس داده ایم.
در ایران انسان در مقابل زندان قرار گرفته است و حال، سراسر این خاک بی دادرس را زمزمه مردان و زنانی فراگرفته که به دادخواهی، خون خود را در کنار قطره قطره خون انسانهایی یافته اند که فریاد عدالتخواهی و ماهیت خود را برآورده بودند.
لازم نیست متنی با جملات تاثیرگذار ارائه دهیم، چرا که آنچه در ایران میگذرد، دربردارنده فاجعه ای انسانی می باشد.سرنوشتی که جان بسیاری از افراد بی گناه را در زندان ربود، ستار بهشتی، هدی صابر و نامهایی که دیگر قلم از تکرار آنها در نامه هایی از این دست به ستوه آمده است.
مدت زمانی است که وخامت اوضاع نگران کننده ی حقوق بشر و صدور احکام غیر انسانی از جانب حاکمیت برای انسان های بی گناه، احکامی که جان و زندگی همه انسان ها را در ایران به مخاطره انداخته، به جایی رسیده است که بسیاری از زندانی های سیاسی، راهی جز بستن لبهای خود و اعتصاب غذاهای سنگین و خطرناک نمی بینند.
زنجیره ای از گوشت و خون انسان های، در زندان های ایران ساخته شده است تا با یکدیگر بخوتنند سرود آزادی و عدالتی را که از این خاک بار سفر بسته است. زنجیره ای که ما را با نامهایی چون: جعفر عظیم زاده ، علی رضا گلی پور ،احسان مازندرانی، شهرام پور منصوری , و کلیه زندانیان گمنامی که در سراسر ایران در شرایط وخیمی به سر میبرند ، رو به رو می کند.
و ما اکنون از نزدیک شاهد و پیگیر حادثه ای غیرقابل باور هستیم.
جعفر عظیم زاده که حدود یک سال است که بی گناه در زندان به سر می برد، به دلیل نیافتن فریادرس و گوش شنوای حکم کننده ای عادل و برای احقاق مطالبات به حقش، بیش از ۵۴ روز است که لب به غذا باز نکرده و اینک در شرایطی بسیار بحرانی با مرگ دست و پنجه نرم میکند.
اما با وجود پیگیری های مستمر در واحدهای خبری و نیز ارسال نامه های متعدد گزارشگران به سازمان های مربوطه و ایجاد گروه های اطلاع رسانی عمومی، متاسفانه تا کنون از جانب هیچ سازمان و نهاد جهانی هیچ ترتیب اثری داده نشده و مذاکره ای جدی با نظام حاکم و مسئولین این فاجعه عظیم را شاهد نبوده ایم.
ما، جمعی از کنشگران، خبرنگاران و گزارشگران، فعالین سیاسی و مدنی، فعالین حقوق بشر و معتمدین سازمان های بین المللی در داخل و خارج از ایران، به دلیل عمق بحران در جریان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده وسایر زندانیان نگرانی فزاینده از وضعیت جسمی این زندانیان، بر آن شدیم تا با تنظیم و ارائه این نامه به نهادهای مربوطه و با در جریان قرار دادن اندام های مذکور، خواهان ترتیب اثر فوری در این رابطه شویم و با تاکید بر اینکه توان زنده ماندن، با گذشت بیش از ۵۴ روز از اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده با توجه به مستندات پزشکی وی، بسیار اندک شده است، درخواست خود را به صورت هشداری بسیار جدی در مقابل فاجعه انسانی دیگری مطرح کنیم.
کمال تاسف از اینکه جمله جمله چنین هشدارهایی را باید بر تخت تاکید تکیه دهیم تا شنونده ای تاثیرگذار پیدا کنند، در حالیکه از جان و روان انسان هایی سخنن گفته می شود که کلامی مهم و برحق بر زبان جاری کرده اند و کلیت این امر دور از وجدان مدعیان بین المللی می باشد.
امیدواریم نگارش این بیانیه، تاثیری مثبت و به سزا، در توقف روند فاجعه بار این اتفاق نگران کننده داشته باشد.



امضا کنندگان این بیانیه ؛


1. دکتر ملکی 2. دکتر سیف زاده 3. شهناز کریم بیگی 4. حوریه فرج زاده طارانی 5. اکرم نقابی 6. مادر اسانلو 7. فرشته اسانلو 8. سیمین عیوض زاده 9. شعله پاكروان 10. احترام عبدوس 11. رضا ملک 12. سارا طلایه دار 13. امیرعلی مرادی 14. پوریا ابراهیمی 15. هما احد 16. شمیم معزی 17. سارا سحر 18. سارا معزی 19. ندا واحدی 20. نوا آهنگ 21. سارا شهابی 22. تارا دانایی 23. سعید حسین زاده موحد 24. رهام برکچی زاده 25. سپیده قلیان 26. کریم مرادی 27. شهلا مرادی 28. امیر مهرانی 29. بابک آسیایی 30. محبوبه کرمی 31. پویا جگروند 32. لیلا میرغفاری 33. محمد حسن یوسف پور یوسفی 34. ناصر اشجاری 35. رضا ضیادوست 36. محمد نجفی 37. علی باقری 38. سید رضا حسینی 39. روزبه اکرادی 40. سید احمد رضا احمدپور 41. عارف سرایی 42. هیوا مولانیا 43. رضا رسول دوستی 44. محمد زمانی 45. کارو قهرمانی 46. علی تیموری 47. بهاره محمدی 48. گوهر رحمانی 49. حمید محمدی 50. علیرضا رجبیان 51. سعید شعبانی 52. حسن رضوی 53. آزاده خزایی 54. احمد منتظری 55. دانیال آریا 56. ناهید شاهین 57. فرانک مظاهری 58. احمد عالی نژاد 59. مجید ایرانی 60. شکوفه آذر 61. مریم هاشمی 62. عبدالرضا سلمان پور 63. میترا اعتضاد 64. زرتشت احمدی راغب 65. مرتضی اسماعیل پور 66. محمد مظفری 67. سید ساسان راد 68. محسن رحمانی 69. فرشته ناجی 70. راحله راحمی 71. شاهین فریاد شیران 72. پروانه راد 73. رقیه زارع پور 74. دکتر بهیه جیلانی 75. محمد رضا شفیع زاده 76. مجید دری 77. احمد ناصری 78. سام یسلیایی 79. مجید نیکویی 80. طناز عسگری 81. علی احمدی 82. رویا صدری 83. فاطمه زارع 84. سیروس اخوان 85. حبیبه عامری 86. حوری فخیمی 87. محمد رضا فرهاد پور 88. آیدا مهرانی 89. مهرداد گریوانی 90. فاطمه رستگار 91. رضا رمیزی پور 92. محسن یعقوبی 93. سروش صفایی 94. سیاوش بهمن آبادی 95. داوود بهمن آبادی 96. حوری گلستانی 97. رضا غیابی 98. مریم تاجبخش 99. انسیه رحمانی 100. فواد رضایی نژاد 101. سینا کمالی 102. مریم دانش 103. فریبرز شاملو 104. رضا فراهانی 105. سجاد درخشان 106. اکبر ساداتی 107. رامین نوگرایی 108. مهرداد فخیمه 109. هنگامه عباسی 110. اکبر عباسقلی زاده 111. یوسف واحدی 112. فریده یزدی 113. مانی صبا 114. گلرخ بهبهانی 115. باران امامی 116. مونا میر محمدیان 117. زری عرفانی

*************

جعفر عظیم زاده باید آزاد شود!

با توجه به وخامت وضع جسمانی جعفر عظیم زاده بعد از ۵۰ روز اعتصاب غذا و بستری شدنش در بیمارستان سینا مقام های رسمی باید با پاسخ به خواست های قانونی و منطقی این فعال کارگری به این شرایط که می تواند به یک فاجعه انسانی منتهی شود، نقطه پایان بگذارند.
جعفرعظیم زاده در اعتراض به امنیتی کردن تلاش های کوشندگان صنفی در حفاظت از دستاوردهای کارگریشان، دست به اعتصاب غذا زده است. خواست جعفر عظیم زاده در رابطه با اینکه اتهام او را “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور”اعلام کرده اند ، اینست كه آن را ملغی کنند. او یک فعال سندیکایی است و به «جرم» فعالیت های سندیکائی اش در زندان است.
دراجلاس هیات اجرائیه کنفدراسیون سندیکایی «اینداستریال» که در خرداد ماه جاری در آلمان برگزار شد، به پیشنهاد سندیکای فلزکارمکانیک ایران مسئله برخورد امنیتی مقامات ایرانی با کوشندگان سندیکایی مطرح شد و خواسته کارگران ایران مبنی بر اینکه دولت فعالیت سندیکاهای کارگری در ایران را رسماٌ بر اساس مقاوله های جهانی به رسمیت بشناسد و اجرایی شدن آن را تضمین کند، مورد توجه قرار گرفت. رهبری اینداستریال به نمایندگی از طرف ۵۰ میلیون اعضای خود در این اجلاس مصوب کرد که در این رابطه با یک کارزار بین المللی موثر دولت ایران را مجبور به اجرای مقاوله نامه های ٨٧ و ۹٨ سازمان جهانی کار بکند.
در کنفرانس سالیانه یونیسیون هم که در روزهای اخیر در شهر ساحلی برایتون در جنوب شرق انگلستان برگزار می شود فعالان حقوق بشر و کوشندگان مدافع حقوق سندیکایی در ایران کارزار وسیعی را سازمان داده اند. در پاسخ به درخواست کمیته دفاع از حقوق مردم ایران (کودیر) در همین رابطه در روز اول کنفرانس یونیسون که با یک میلیون و سیصد هزارنفر عضو بزرگترین سنیکای کارگران بخش دولتی و عمومی است، آقای «دیوید پرنتیس»، دبیر کل، در سخنرانی افتتاحیه خود در جلسه گردهمایی بین المللی کنفرانس که با حضور همه مهمانان بین المللی و نمایندگان کنگره برگزار شد، به اعتصاب غذای طولانی جعفر عظیم زاده، وضعیت نگران كننده فیزیكى و سلامت او و خواست های قانونی او اشاره کرد. آقاى پرنتیس از مقام هاى دولت خواست كه جعفر عظیم زاده را از زندان آزاد كند.
دبیر کل یونیسون همچنین حمایت پیگیر سندیکای خود را از مبارزه کارگران ایران برای حقوق حقه خود اعلام کرد و همبستگی سندیکای خود با کارگران و فعالان سندیکایی زندانی ایرانی را مورد تاکید قرار داد.
سندیکای کارگران فلزکار مکانیک قدردانی خود از کوشندگان دفاع از حقوق سندیکایی، نهاد های سندیکایی بین المللی و همچنین از «کودیر» در رابطه با انعکاس پیگیر اخبار کارگری ایران و سازمان دادن کارزارها و تلاش های بین المللی در رابطه با مشکلات و مبارزات برحق کارگران ایران اعلام می دارد.
ما همه کوشندگان کارگری، سندیکاهای کارگری و همبستگان بین المللی جنبش کارگری ایران را فرا می خوانیم که با ، هماهنگ کردن و گسترش فعالیت هایمان همه باهم تلاش کنیم ، که امکان تحقق آزادی ها و حقوق سندیکایی را فراهم کرده و جعفر عظیم زاده هم، آزاد و سلامت به آغوش خانواده اش برگردد.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک - اول تیرماه۱۳۹۵

*************

وضعیت فوق العاده بحرانی جعفر عظیم زاده به خاطر افت شدید ضربان قلب

جعفر عظیم زاده از صبح روز گذشته سه شنبه اول تیرماه، بارها بر روی تخت بیمارستان حالش وخیم وبحرانی شده است. امروز چهارشنبه ۲ تیرماه ، قبل از شروع کلونوسکپی روده ، پزشک مربوطه متوجه ضربان بسیار پایین قلب وی شد به همین دلیل با احتیاط و بکارگیری برخی تمهیدات کلونوسکپی را آغاز کرد
اما بدلیل افت بلافاصله و شدید ضربان قلب، فقط موفق به کلونوسکپی از قسمت محدودی از روده شد و همانجا روی تخت کلونوسکپی به ایشان سرم وصل شد تشخیص اولیه از خونریزی روده دلایل مربوط به اعتصاب غذای وی میباشد
هم اکنون به خاطر غیر عادی بودن وضعیت قلبی جعفر، دستگاه کنترل ضربان قلب به او وصل است و قرار است فردا توسط متخصص قلب معاینه شود.
در حال حاضر(ساعت هشت شب )علی رغم مراقبتهای موثر پزشکی از جعفر عظیم زاده در طول پنج روز گذشته در بیمارستان سینا فشار او هشت به پنج و ضربان قلبش بین ٤۳ تا ۵۰ میباشد
به خاطر پایین بودن فشار خون و همچنین افت ضربان قلب، پزشک وی از خانواده جعفر خواسته است که شب حتما باید یک نفر همراه بر بالین وی باشد
جعفر عظیم زاده بعد از ۵۶ روز اعتصاب غذا همچنان بر ادامه این اعتراض تاهنگام رسیدگی به خواستش مصمم است. اما دستگاه قضایی متقابلا بر عدم پاسخگویی به خواست او که اینک به خواست عمومی تبدیل شده است، ادامه می دهد. برخورد با قصد مقابله و تلافی جویانه ی دستگاه قضایی با جعفر عظیم زاده طی این مدت طولانی عملا هدف کشتن این کارگر زندانی را نمایان کرده است.
ادامه این روند، قتل جعفر عظیم زاده را به دنبال خواهد داشت. نباید اجازه وقوع این قتل را داد. به اعتراضات خود نسبت به رویکرد دستگاه قضایی شدت ببخشیم و خواهان آزادی فوری جعفر عظیم زاده گردیم.

۲ تیر ۹۵

*************

محبوبه فرحزادی: جای جعفر عظیم زاده زندان نیست

وحقوق ما؟؟؟؟؟ بیاییم کمی فکر کنیم. آیا این حقوقی که به من باز نشسته می دهند شایسته من است؟ آیا من میتوانم با این حقوق بیماریم را درمان کنم؟؟ آیا بیمه رایگان حق مسلم من نیست.؟ آیا من به عنوان یک انسان حق ندارم زندگی آرامی داشته باشم.؟ آیا مسئولین. به فکر زندگی من هستند ِ اصلا. مرا میشناسند که یک معلم شاغل گذشته هستم. ؟؟ اصلا خودشان باز نشسته میشوند که درد من باز نشسته را درک کنند؟؟ به راستی من کیستم؟ آیا شهروند این جامعه هستم؟؟ پس چرا حتی حق شهر وندی برایم رعایت نمی شود؟؟؟ ولی اگر صدایم در بیاید وجلوی مجلس، سازمان بر نامه وبودجه، دفتر ریاست جمهوری، دیوان عدالت بروم باز هم مرا نمی ینند فقط نگهبانانشان را جلویمان میفرستند تا ما را به خانه بفرستند.؟ آیا این عدالت است؟؟؟ الان هم فیشهای فضایی آنها توسط خودشان افشاء شده است. این چه معنا یی دارد اینجا چه خبر است. ما چه باید بکنیم هر جا میرویم زور میگویند. شما قضا وت کنید ": من معلم باز نشسته اموزش و پرورش هستم. هستم وقتی در جامعه حضور میابم. و دانش آموزانم را میبینم. حس مادریم. نسبت به آنها. قلبم را به درد می اورد. چون یا بیکارند یا کار بدون دستمزد داشته اند . وحالا. دانش اوز. کلاسم. به خاطر دفاع از انسانهای زحمتکش به زندان است.!!! منی که دیروز در کلاس. میگفتم باید ما به انسانیت فکر کنیم واز هم نوع خود دفاع کنیم حالا به همان جرم محکوم شده است. در کجای دنیا حمایت از حقوق انسانیت جرم محسوب میشود؟؟ من. خواهان آزادی شاگرد کلاسم جعفرعظیم زاده هستم. او هیج جرمی مرتکب نشده است او از حقوق من معلم. کارگر که دستمزدی چند برابر زیر خط فقر می گیریم دفاع کرده این نه تنها جرم نیست بلکه یک حق گویی انجام شده و الان که جانش به خاطر میلیونها معلم و کارگری که محروم از زندگی انسانی هستند در خطر است. جای جعفر عظیم زاده در زندان نیست.

*************

مظفر صالحی نیا بازداشت شد

مظفر صالحی نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران امروز سه شنبه ۱ تیر ۹۵ توسط نیروهای امنیتی شهر سنندج بازداشت گردید. طبق خبر رسیده ساعت ۵ بعد از ظهر امروز نیروهای اداره اطلاعات سنندج مظفر صالحی نیا را در مغازه خود بازداشت کرده اند. مظفر حین حضور مأموران با همسرش تماس می گیرد و می گوید دارن مرا نزد هاشم رستمی می برند. همسر مظفر بلافاصله به ستاد خبری برای کسب اطلاع از همسرش می رود اما مأموران ستاد خبری می گویند مظفر در بازداشتگاه نیروی انتظامی است. او سپس به نیروی انتظامی مراجعه می کند که آنها می گویند ستاد خبری دروغ به شما گفته همسرتان همانجا است. بعد از این از سر دوانی ستاد خبری، مظفر تلفنی از ستاد خبری با همسرش تماس می گیرد. سپس یکی از مأموران ستاد خبری گوشی را از مظفر می گیرد و تلفنی از همسر مظفر می خواهد که تلفنی که مظفر از آن برای تلگرام استفاده می کند را به ستاد خبری بیاورد.
یاد آوری می گردد که هاشم رستمی از اعضاء کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری چند روز پیش توسط نیروهای اطلاعاتی سنندج بازداشت گردیده و هم اکنون زیر بازجوئی قرار دارد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ادامه فشارها بر فعالین جنبش طبقه کارگر را در راستای بی افقی و بن بست در حل بحرانهای موجود در ایران می داند و بر این باور راسخ است که مسؤلان تنها چاره خود را در مقابل انتظارات و خواستهای عمومی، از آنجا که پاسخی برای آن ندارند به وارونه در سرکوب و بگیر و ببند فعالین و انسانهای معترض یافته اند. جنبش اعتراضی طوفان وار در حال از بن کندن موانع سر راهش است. نسیم سالیان گذشته امروز به طوفان تبدیل شده است.

*************

وضعیت عمومی جعفر عظیم زاده و نتایج آزمایشات پزشکی

جعفر عظیم زاده که از روز شنبه ۲۹ خرداد در پی وخامت حالش به بیمارستان سینا اعزام و در آنجا بستری گردید، همچنان دارای ضعف شدید جسمی و دچار سرگیجه است که به همین خاطر مرتبا سرم به بازویش وصل می باشد. در حالی که بعد از انجام آزمایشات معلوم گردیده که کبد و پروستات او دچار آسیب های جزئی شده اند و همچنین برای بررسی علت خونریزی روده قرار است فردا به طور تخصصی آزمایشات لازم انجام گیرید، اما جعفر همواره بر تداوم اعتصاب غذایش تا زمان رسیدگی به خواستش پافشاری می کند.

۱ تیر ۹۵

*************

كنفدراسیون اتحادیه هاى كارگرى نروژ (ال او) در حمایت از جعفر عظیم زاده

موضوع: اعتراض علیه اذیت و آزار ادامه دار فعالین کارگری در ایران
رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه ای

كنفدراسیون اتحادیه هاى كارگرى (ال او- نروژ) به نمایندگی از ٩٠٠ هزار کارگر در نروژ اعتراض خود را علیه خشونت زشت در قبال حقوق کارگران در كشور شما را اعلام میدارد. تعدادی از رهبران جنبشهاى مستقل کارگری در ایران دستگیر شده اند و در زندانند در حالیکه آنها حقوق پایه ای خود را میخواهند.
ال او در نروژ بشدت نگران تداوم بدتر شدن وضعیت اتحادیه هاى كارگرى و دیگر حقوق پایه ای بشر در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی است. این سركوبها مخصوصا منجر به كشته شدن و زندانى شدن فعالین كارگرى شده است.
ما به دلایل بسیار قوی بر این باور هستیم که بدبنال توافق هسته اى با گروه ١+٥ سرکوب فعالیتهاى اتحادیه ای برای ترساندن و به انفعال کشاندن جنبش اتحادیه هاى مستقل كارگرى در ایران طرح ریزى شده است. ما به نوبه خود مصمم هستیم تا حمایت کامل سیاسی و اخلاقی خود را از کارگران ایران و خواسته های برحق آنان برای آزادی تشکل و بدون ترس از دستگیری و یا هرنوع اذیت و آزار اعلام میکنیم.
در عین حال سازمان ال او در نروژ، مصرانه از شما میخواهد كه دستور آزادی فوری همه فعالین كارگرى و رهبران آنها را صادر كنید.

جعفر عظیم زاده محکوم به ٦ سال حبس شده است
جعفر عظیم زاده، یک رهبر شناخته شده کارگرى و رهبر اتحادیه آزاد کارگران ایران و یکی از هماهنگ کنندگان طومار ٤٠ هزار امضا براى افزایش دستمزدها، از تاریخ ۸ مارس ۲۰۱۵ به ۶ سال زندان محكوم شده و در زندان اوین محبوس مانده.
جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی، یکی از فعالین شناخته شده معلمان، در بیانیه مشترکی علیه مساٸلى چون امنیتی اعلام كردن و جرم دانستن فعالیتهاى صنفی و تجمع و اعتصاب بوسیله کارگران و معلمان اعتراض كرده اند. آنها با اعلام این خواست از ٢٩ آپریل اعلام اعتصاب غذا کردند. اسماعیل عبدی در ١٤ ماه مه با ضمانت آزاد شد ولی جعفر عظیم زاده همچنان در بازداشت بسر میبرد و وضعیت او اضطراری است. او مصر است که تا زمانیكه دولت به شرایط او را نپذیرد به اعتصابش ادامه خواهد داد.خواستهاى او خواستهاى كارگران و معلمین است.
ما، ال او- نروژ، معتقدیم كه حکومت ایران تحت عنوان قوانین و اتهامات "امنیت ملی" براى مشروعیت دادن به سركوب مبارازات عادلانه کارگران و محروم کردن قربانیان این سركوبها از استفاده از وكلا و نمایندگان قانونى استفاده میكند. این وضعیت روى زندانیان و خانواده هاى آنها تاثیرات وحشتناكى داشته، و همچنین روى اقتصاد ایران هم تاثیرات مخربى گذاشته است.
از این رو، ال - نروژ از شما، آیت الله سید على حسینى خامنه اى، رهبر جمهوری اسلامی میخواهد که مقامات مسئول را براى اجرای موارد زیر موظف کنید:
آزادی فوری و بدون قید و شرط جعفر عظیم زاده و لغو اتهامات او و آزادى سایر فعالین اتحادیه اى كه بازداشت شده اند.
متوقف کردن سرکوب كارگران و فعالین اتحادیه اى و احترام به آزادی تجمع و آزادى حقوق اتحادیه ای مطابق مقاوله نامه های ٨٧ و ٩٨ آى ال او.
تا زمانی که دولت شما نتواند به رعایت حقوق اتحادیه اى كارگران و سایر حقوق پایه ای کارگران گردن بگذارد، و همچنین به تعهدات ناشى از عضویت خود در سازمان بین المللی کار عمل کند، جنبش اتحادیه های کارگری بین المللی از جمله ال او در نروژ بطور واقعی هیچ چاره ای جز ادامه مبارزات عمومی خود در برابر این سرکوب غیر قابل قبول و مطرود ندارد.

با احترام
دبیر كنفدراسیون اتحادیه های کارگرى نروژ (ال او)
گرد کریستیانسوم

*************

نامه اتحادیه کارگران خدماتی بریتیش کلمبیا در کانادا در حمایت از جعفر عظیم زاده

از: اتحادیه کارگران خدماتی بریتیش کلمبیا در کانادا
به: رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه ای
حسن روحانی، رئیس جمهوری
در باره کارگران زندانی

من از جانب ٧٠ هزار عضو اتحادیه کارگران خدمات بریتیش کلمبیا در کانادا این نامه را با تاکید بر خواست آزادی فوری و بدون قید و شرط کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی درایران به شما مینویسم.
ما همبستگی خود را با کارگر زندانی، جعفر عظیم زاده و خواستهایش اعلام میکنیم. او باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شود. ما همبستگی خود را با کارگران ایران اعلام کرده و خواستار آزادی فوری و بدون قید شرط کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی در ایران هستیم. احکام زندان برای کارگران زندانی و همه فعالین سیاسی باید لغو شود. و هر نوع تهدید و پرونده سازی امنیتی باید فورا متوقف شود.
ما اذیت و آزار فعالین کارگری و فعالین سیاسی در ایران را محکوم میکنیم. ما از مبارزات کارگران و مردم ایران برای آزادی، حق تشکل، حق اعتصاب و داشتن یک زندگی خوب و برابر و عادلانه و انسانی حمایت میکنیم.
ما از حکومت شما انتظار احترام به انسانیت و حقوق پایه ای کارگران و همه مردم را داریم.

با احترام
استفانی اسمیت

رونوشت: قوه قضاییه جمهوری اسلامی
شورای عالی حقوق بشر
نماینده دائمی جمهوری اسلامی در سازمان ملل

***


To:
Leader of the Islamic Republic
Ayatollah Sayed 'Ali KhamenE?i
Twitter: @khanienei_ir (English) or @Khamenei_fa (Persian) Email: info leader@leader.ir
President of the Islamic Republic of Iran Hassan Rouhani Email: media@rouhani.ir
Twitter: @HassanRohani (English) and @Rouhani_ir (Persian)
Subject: Imprisoned Trade Unionists
I am writing on behalf of the 70,000 members of the BCGEU to demand the immediate and unconditional release of all jailed and all political prisoners in Iran.
We express our solidarity with the jailed worker leader Jafar Azimzadeh and support his demands. He should be released immediately and unconditionally.
We express our solidarity with all Iranian workers and call for the immediate and unconditional release of all jailed trade unionists and political prisoners in Iran; trials of workers and all political activists must be cancelled and any kind of fabrication of charges against them must be stopped.
We condemn the persecution of the Iranian worker activists and political dissidents.
We support the struggle of the workers and people of Iran for freedom, the right to organise and strike, and for welfare, equality, justice and a life of dignity.
We expect your government to respect the human and labour rights of its workers, and all citizens.

Yours truly,
Stephanie Smith
President
CC
The Judiciary of the Islamic Republic of Iran - High Council of Human Rights info@humanrights-iran.ir
Permanent Mission of the Islamic Republic of Iran to the United Nations Email: iran@un.int >

*************

نامه اتحادیه پست کانادا در حمایت از جعفر عظیم زاده و خواستهایش

از: اتحادیه سراسری پست کانادا
به :علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، حسن روحانی رئیس جمهور، مقامات قضایی جمهوری اسلامی و نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل
به نمایندگی ٥٢ هزار عضو اتحادیه کارگران پست کانادا ، این نامه را مینویسم تا بار دیگر نگرانی خود را در باره نقض حقوق کارگران در ایران اعلام کنم. ما با توجه به وضعیت سلامتی جعفر عظیم زاده فعال کارگری ای که ٥ هفته است در زندان اوین در اعتصاب غذا بسر میبرد، این نامه را مینویسیم.
این اولین بار نیست که اتحادیه کارگران پست کانادا در اعتراض به زندانی شدن فعالین کارگری در ایران و وضعیت جعفر عظیم زاده برای شما نامه میدهد. در نامه ای در اول دسامبر ٢٠١٥ اتحادیه پست برای شما نوشت: .. یک موضوع دیگر جعفر عظیم زاده کسی است بخاطر اینکه در دفاع از حقوق کارگران و برای داشتن یک زندانی بهتر با دستمزدهای بهتر مبارزه کرده است، ٦ سال حکم زندان گرفته است. و خواستار آزاد فوری او شدیم.
عظیم زاده بخاطر خواستهایش دست به اعتصاب غذا زده است . اولین خواست او لغو اتهامات تحت عنوان اقدام علیه امنیت ملی از پرونده های فعالین کارگری و خود اوست. ما از خواسته های او پشتیبانی میکنیم و به شما اطمینان میدهیم که ما همچنان وضعیت حقوق کارگران در ایران را دنبال میکنیم.

مایک پارلک
دبیر کل اتحادیه پست کانادا

*************

بهرام عابدینی : جعفرعظیم زاده را آزاد کنید

با توجه به وضعیت فلاکتباری که بر زندگی میلیون ها کارگر، معلم، پرستار و دیگر اقشار مزدبگیر جامعه حاکم است وجامعه ای که در آن فقر بیداد میکند و میلیون ها نفر بیکار در جستجوی کار به هر دری میزنند.جامعه ای که در آن کارگر برای تامین ابتدایی ترین نیازهای زندگی خود مجبور به فروش کلیه میشود.جامعه ای که در آن فاصله فقر و غنا به اندازه فاصله مرگ و زندگی است. جامعه ای که در آن کارگر نه به عنوان یک انسان صاحب حقوق، بلکه به عنوان برده ای خاموش در خدمت سرمایه و نفری برای استثمار شناخته میشود. جامعه ای که در آن هر روزه شاهد پایمال شدن هر چه بیشتر حق کارگران و مزدبگیران به اشکال مختلف هستیم،جامعه ای که درآن هر گونه صدای حق طلبی و اعتراض کارگر با شلاق و زندان پاسخ میگیرد.در چنین شرایط غیر انسانی کارگران حق دارند و باید برای دفاع از زندگی و کرامت انسانی خویش، و بهبود شرایط زندگیشان، وخلاصی ازاین وضعیت، هر لحظه تلاش بنمایند. رویکرد ضد کارگری دولت یازدهم همانند دولت های پیشین وتاکید بر سیاست کار ارزان و کارگر خاموش چنان شرایطی غیر قابل تحملی را برای کارگران بوجود آورده است که میتوان آن را با دوران برده داری و وضعیت برده ها مقایسه نمود.عقبگرد جامعه به دوران برده داری و شلاق زدن کارگر در قرن بیست و یکم نشان از سقوط و انحطاط جامعه از معیارهای انسانی دارد. محکوم کردن کارگران به شلاق و زندان، وشلاق زدن کارگران معادن و دیگر مراکزکارگری همه حاکی از سیاست های ضد کارگری وغیر انسانی حاکم بر جامعه دارد.اعتصاب واعتراض حق کارگران است. تشکل حق کارگران است. امنیت شغلی حق کارگران است. رفاه مالی و اقتصادی حق کارگران است.دولت موظف است در مقابل مطالبات کارگران،معلمان ،پرستاران و بازنشستگان پاسخگو باشد. در حالی که اختلاس های میلیاردی و غارت اموال عمومی به یک امرروزمره تبدیل گشته ودستگاه قضایی با اغماض و چشم پوشی از کنارعاملین آن رد شده و کمترین مجازات ها شامل حالشان میگردد، اما کوچکترین اعتراض کارگران در مقابل پایمال شدن حقوق شان با شدیدترین مجازاتها مواجه میشود.پرداخت حقوق، عیدی و پاداشهای چند ده میلیونی به روسا، مدیران و مسئولین مملکتی در کنار دستمزدهای هشتصد ودوازده هزار تومانی کارگران و پرداخت نشدن همین دستمزدهای ناچیز به مدت چندین ماه راچگونه و با چه منطقی میتوان توضیح داد.فاصله خط فقرو میزان حداقل دستمزد کارگران را چگونه باید جبران کرد، خط فقر ۳۵۰۰۰۰۰ تومان و حداقل دستمزد هشتصد و دوازده هزار تومان. شرایط برده وار حاکم بر محیط های کارومناسبات بین کار و سرمایه را چگونه میتوان تغییر داد.آیا یک طرف اصلی این معادلات کارگران نیستند. آیا پاسخ این همه ستم و بی حقوقی به کارگران از سوی صاحبان سرمایه شلاق و زندان است. آیا پاسخ بیکاری، فقر،گرسنگی، سوء تغذیه، بیماری، محرومیت از دارو، درمان و دکتر،محرومیت از تحصیل و ترک تحصیل فرزندان کارگران و و.......شلاق و زندان است؟جعفر عظیم زاده کارگر زندانی، ریئس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و از رهبران جنبش کارگری در اعتراض به پروسه پرونده سازی های معمول و امنیتی کردن تلاش های صنفی برای فعالین کارگری و معلمان، بعد از روزهای متوالی اعتصاب غذا جانش در خطر است.جمهوری اسلامی مسئول حفظ جان جعفر عظیم زاده و تمامی زندانیان سیاسی است. جعفر عظیم زاده، محمد جراحی، بهنام ابراهیم زاده، محمود بهشتی، اسماعیل عبدی، رسول بداقی و ده ها کارگر و معلم زندانی دیگر جرمشان چیست؟ آیا جرمشان غیر از دفاع از حقوق کارگران و معلمان و سایر زحمتکشان بوده است؟ آیا ایستادگی در مقابل ظلم و ستم جرم میباشد؟ در حقیقت این عزیزان هیچ جرمی بجزءحق طلبی ندارند، و در واقع کسان دیگری که مسبب اصلی بوجود آمدن این شرایط غیر انسانی هستند باید محاکمه و مجازات شوند.باید کسانی محاکمه شوند که حق کارگران و معلمان و و.....را لگد مال مینمایند. شلاق و زندان شایسته کسانیست که کارگران را شلاق میزنند..

۱۳۹۵/۳/۳۰

*************

محمود صالحی: از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی حمایت کنیم.

کارگران مردم آزاده و تشکل های کارگری
به دنبال اعلام اعتصاب غذا از سوی اسماعیل عبدی معلم زندانی و جعفر عظیم زاده کارگر زندانی در تاریخ ۹۵/۲/۱۰ هر چند اسماعیل عبدی بعد از مدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شد، اما جعفر عظیم زاده تا این تاریخ هنوز در اعتصاب غذا بسر می برد و به دلیل بی توجهی مسئولان مربوطه جان این انسان شریف و مقاوم در خطر جدی است.
با اعلام اعتصاب غذا از سوی جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی رفته رفته پرده از چهره تعدادی از گرایشات موجود در جامعه برداشته شده و حقیقت از میان ابرهای تیره و تار نمایان شد.
افرادی که در چند سال اخیر خود را بنام فعال کارگری و سیاسی به جامعه معرفی کرده بودند و داد و فریاد راه انداخته بودند که به کار جمعی و خرد جمعی اعتقاد دارند و طرفدار طبقه کارگر هستند. آهسته آهسته چهره واقعی اشان آشکار شد. من گمان نمی کردم که حمایت ما در خصوص اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده که پرچمدار یک خواسته به حق و مشخص است ، ضرری برای این اشخاص که خود را با جنبش کارگری تداعی می کردند، داشته باشد. اینک دیده می شود که حمایت از اعتصاب زندانیان سیاسی و یا همراه بودن با آنان، منافع تعدادی از این افراد را به خطر انداخته و قلم فرسایی کرده و اعلام می نمایند که جعفر عظیم زاده رهبر و وارث ما نیست و....
بلی این درست است که جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی رهبر و وارث ما نیستند و همه ما نیز بر این امر واقفیم.واما سئوال من از شما ها این است. آیا خواسته های جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی هم خواست شما نیست؟
اگر واقعا" خواست شما ها نیست اعلام کنید و رو به جامعه بگوید که خواست زندانیان اعتصابی غیر مشروع و هیچ ربطی به شما وهمفکرانتان ندارد و برخورد قوه قضائیه با کارگران و زندانیان سیاسی درست و مشروع است.
همه ما شاهد آن هستیم که ده ها نفر اززندانیان سیاسی بعد از اتمام احکام تحمیلی از زندان آزاد نشده اند و پرونده جدید برایشان تشکیل شده است.صدها کارگرفقط بخاطر اعتراض به وضعیت کار و معیشت خود بازداشت و پرونده امنیتی برای آنان تشکیل داده و به زندان های سنگین محکوم و یا آنان را به جریمه نقدی و شلاق محکوم کرده اند. همه ما می داینم که هر کارگری اقدام به تشکیل تشکل کارگری کند، در قدم اول او را از کار اخراج و مورد تعقیب نهادهای امنیتی کشور قرار می گیرد.
در این مورد صدها پرونده برای کارگران معترض در مراجع قضایی و امنیتی تشکیل شده ودارای پرونده مفتوح شده اند.
از همه مهمتر همه ی ما اطلاع داریم که آن دستمزدی که از سوی شورای عالی کار تعینب شده سه فقره زیر خط فقر است و در مقابل مسئولان دولتی حقوق های نجومی دریافت می کنند و.....
بلی آقایان انقلابی و آقایانی که به خرد جمعی اعتقاد دارید، ولی در عمل ضد خرد جمعی هستید. بالای سر شما ها و دوستانتان یک عده انسان فداکار با مشت های آهنین ایستاده اند و اقدامات ضد کارگری شما ها را عقیم کرده اند. یعنی شما ها در طول ۵۱ روز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده یک بار هم به فضای مجازی سرکی نکشیده اید؟ تعجب می کنم !!! چون شما ها مثل کرم فضای مجازی همیشه حضور دارید و امروز در برابر این واقعیت سکوت کرده اید.
ما ،خوب میدانیم شماها از چه چیزی نگران هستید. شماها عملا نمی توانید دوش به دوش این افراد فداکار وانقلابی قدم بردارید و به همین خاطر به مخالفت برخواسته اید. واقعا" جای بسی تاسف است که این همه جرم و جنایت از دید شما ها پنهان است . ولی ....
در پایان باید عرض کنم که جعفر عظیم زاده رهبر من نیست، اما خواستی که جعفر عظیم زاده رو به جامعه سرمایه داری و مسئولان مربوطه اعلام کرده است، خواست من و همه کارگرانی است که برای برابری مبارزه می کنند. بر همین اصل و با تمام توان از خواست جعفر عظیم زاده حمایت کرده و خواستار لغو اتهام امنیتی از پرونده کلیه کارگران و معلمان کشور هستم.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

محمود صالحی - ۹۵/۳/۳۰

*************

بیانیۀ جمعی از دانشجویان، معلمان و کارگران کولبر مرز نوسود در حمایت از جعفر عظیم زاده

سرمایه داری از بدو پیدایش حامل نابرابری و ستم علیه طبقه ایست که خالق تمام امکانات بوده اما خود از ابتدایی ترین این امکانات محروم است.
اعتراضات و مبارزات مستمر طبقه ی کارگر در راستای رفع نابرابری ها و بدست آوردن زندگی شایسته همیشه با سرکوب مواجه بوده است.
در ایران نیز سیستم سرمایه داری روز بروز بیشتر به سفره ی کارگران و محرومان دست درازی کرده و اعتراضات کارگران با احکامی ناعادلانه چون شلاق،زندان ،تبعید و تهدید روبرو بوده است.
در اعتراض به سرکوب و استثمار و در دفاع از خواست های انسانی طبقه ی کارگر جعفر عظیم زاده فعال کارگری به اتهام واهی اقدام و تبانی علیه نظام به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.
در اعتراض به این حکم ناروا که امروز پنجاه دومین روز اعتصاب غذایش را پشت سرگذاشت ضمن پشتیبانی از خواست های جعفر عظیم زاده اعلام میکنیم که مسئولیت هر گونه تهدیدی که سلامت و جان او را به خطر اندازد با سیستم سرمایه داری حاکم است.
ما جمعی از کارگران کولبر ،معلمین و دانشجویان منطقه ی نوسود خواستار آزادی بی قیدو شرط جعفر عظیم زاده و رفع تمام اتهامات علیه او می باشیم جمعی از کارگران کولبر،معلمین و دانشجویان منطقه ی نوسود

*************

رفتم به دیدنش ....(قاسم فلاح معلمی از اسلامشهر)

باسلام.شنیده بودم که او در بیمارستان سینا بستری شده است.به همین خاطرامروز صبح عزم خود را جزم کردم که بروم و او را ملاقات کنم.در برخورد اولیه علی رغم ضعف و بی حالی شدید که در اثر ۵۲ روز اعتصاب غذا حسابی لاغر شده بود او با بی حالی شدید از جایش بلند شد و من را در آغوش گرفت و از آمدن یک معلم بر بالینش بسیار خوشحال شد.در این مدت کم ملاقات (شاید ۱۵ دقیقه) او همچنان از ادامه کار خود مبنی بر اعتصاب غذا بطور نامحدود حرف می زد.مقاومت او واقعا ستودنی است.نمی دانم کار او درست است یا نادرست.از یک طرف او راهی رفته است که به حق درست است.دفاع از حقوق چند میلیون کارگر که توسط کارفرماها در حال نابودی یا استثمار است و دفاع از خود برای برداشته شدن اتهام امنیتی و از طرف دیگر جان خودش در خطر است.کبد و کلیه هایش آسیب دیده است.هر آن احتمال خطر سکته مغزی یا قلبی وجود دارد.اینجاست که بین دو واقیت قرارمی گیریم.واکنش حکومت هم نسبت به اعتصاب او تا الان بی نتیجه بوده است.نهاد های حکومتی ظاهرا از جامعه معلمین بیشتر از جامعه کارگری حساب می برد.آقا جعفر با اون حالش برای من تعریف می کرد که علت این موضوع اینست که شما معلمین انسجام بیشتری دارید. روحیه بالای او مرا به وجد می آورد.او می گفت من از سال های اول انقلاب از شما معلمین خیلی چیزا یادگرفتم.او می گفت معلمین به من درس شجاعت و پایداری یاد دادند.خلاصه تواین مدت کم او با ناخوشی و ضعف زیاد حاضر نشد روی تخت دراز بکشد و به احترام من تقریبا نشسته با من صحبت می کرد.از او خواهش کردم که به خاطر سلامتی خود و خانواده و همسر محترمشان دیگر به اعتصاب خود پایان بدهید.به او گفتم که دنیا صدا تو شنید.اما او گفت نه.من راهی را که با اسماعیل عبدی شروع کردم ادامه می دهم.جعفر عظیم زاده فعال کارگری یک انسان وارسته از هر چیزی است.او ۵۲ روز است لب به غذا نبرده است.او ۵۲ روز است فقط آب و چای می خورد.۱7 کیلو لاغر شده است.اما ایستاده است.مقاومت کرده است.همسر شجاع او نیز در این مدت پابه پای او با او بوده است.او مرا بر بالین همسرش برد.باید به او نیز بابت داشتن چنین مرد شجاعی تبریک گفت.کم کم باید می رفتم.صدای پچ پچ سه سرباز می امد که زودتر باید بروم.ازو او خدا حافطی کردم.اواز دیدن من خیلی خوشحال بود.وقتی خود را به عنوان معلم معرفی کردم صورتم را با عشق بوسید. موقع خداحافطی نیز همینطور بود.ناخدا گاه اشکم جاری شد.او در آخرجمله ای به من گفت که اتحاد معلم و کارگر باید حفط شود.ومن بعد از خدا حافظی از او و در مسیر بازگشت به خانه به این ملاقات فکر می کردم و امروز را جز یکی از بهترین روزهای زندگی خود می دانم.به امید آزادی جعفر عظیم زاده.لطفا برای آزادی او هر کاری می توانید دریغ نکنید.

قاسم فلاح معلمی از اسلامشهر۹۵/۳/۳۰

*************

نامه ی ولفگانگ لمب عضو هیئت اجرایی اتحادیه متال آلمان

ولفگانگ لمب عضو هیئت اجرایی اتحادیه متال آلمان در نامه ای خطاب به آقای خامنه ای و روحانی
” من از طرف دو میلیون و دویست و سی هزار اعضای صنایع متال، پارچه و لباس و چوب آلمان، این نامه را برای شما مینویسم. ما بزرگترین تشکل اتحادیه ای در جهان هستیم و ریاست اتحادیه جهانی ایندستری آل “IndustriALL” را در اختیار داریم که ۵٠ میلیون کارگر را نمایندگی میکند. ما عمیقا درمورد پایمال کردن حقوق کارگران در ایران نگران هستیم.
من در مورد وضعیت سلامتی یکی از زندانیان سیاسی، جعفر عظیم زاده برایتان مینویسم که یک فعال کارگری شناخته شده و یکی از هماهنگ کنندگان طومار ۴٠ هزار امضا برای افزایش دستمزدهاست. او و اسماعیل عبدی یکی از فعالین شناخته شده معلمان، طی بیانیه مشترکی به مسائلی از قبیل امنیتی کردن و جرم محسوب شدن فعالیتهای اتحادیه ای و صنفی و تجمع و اعتصاب توسط کارگران و معلمان، اعتراض کردند. آقای عبدی با وثیقه آزاد شد، اما آقای عظیم زاده که از نوامبر گذشته دستگیر شده، فقط بخاطر فعالیتهای مسالمت آمیز و مشروع کارگری به شش سال زندان محکوم شده و محکومیت خودرا میگذراند. او دست به اعتصاب غذای نامحدود برای عملی کردن خواستهایش زده است که در راس آنها بررسی مجدد پرونده او و رد اتهام اقدام علیه امنیت ملی قرار دارد…”
” از شما میخواهیم که با ازادی همه این زندانیان سیاسی، به حقوق پایه ای کارگران و مردم، به حق کارگران برای متشکل شدن در تشکلها و اتحادیه های مورد نظر خود، حق قرار داد جمعی، و حق اعتصاب برای بهبود شرایط خود احترام بگذارید. کارگران و همه مردم کارکن بدون قید و شرط دارای حق تشکل، حق اعتصاب، حق اعتراض، و تشکل برای مقابله با ظلم و بی حقوقی و فقر میباشند”.

*************

عزیز قاسم زاده: وقتی اراده مغرورانه ظلم را به سخره می گیرد

جعفر عظیم زاده اینک تمام معیارهای مقاومت را هم در هم کوفته و به نقطه ای ویژه کوچیده.نقطه ای که تنها متعلق به وجود آرمان طلبی است که صدایش در آستانه پنجاهمین روز اعتصابش نه تنها کمترین خلل و تردیدی در او راه نیافته، که دلیرانه و سرافرازانه چنان استوار و محکم همه ی قانون شکنان و ظالمان را با کلام عظیمش که تنها مختص عظیم زاده است، به بازی عاشقانه ی قمار سخت و طاقت فرسای خویش گرفته وقتی صدای جعفر به گوش آدمی می رسد شوقی وصف ناپذیر وجود آدمی را تسخیر می کند که آرش های سرزمین ما هنوز کمان عدالت را به درست ترین و دورترین نقطه پلشتی های بی امان، عاشقانه برای گسترش عدل و مهر می جهانند.امروز اما اعتصابش از مرز پنجاه گذشت و کار جعفر دلاور ما به بیمارستان کشید.جسم نازنین او دیگر طاقت این همه رنج را نداشت.چشمانش،شنواییش،توان حرکتش همه در اثر این اعتصاب سخت و صعب از کار افتاده است. با این وصف دلاور ما همچنان بر مواضع حق طلبانه اش مصر است.اما آنچه که جای تاسف عمیق است،تماشای سردمدارانی است که از قصه های پر طمطراق عدالت تا توانسته اند بر منبرها خوانده اند اما چشم خویش در پایین این منبرها بر تمامی ستم ها بسته اند.گاه خود هم در توزیع این ظلم نقش داشته اند یا به همراهی با آن نشسته اند.جعفر عظیم زاده به نقطه ای فوق نگران کننده رسیده است.شگفتا آن سو تر پاره ای از نمایندگان تازه بهارستان در هتل های پنج ستاره مستقر شده اند و هزینه ی هر شب آن ها از مرز یک و نیم میلیون گذشته است.رقم های نجومی حقوق ماهانه کارگزاران دولت تدبیر و امید هم را کنار رفتار حق طلبانه ی جعفر عظیم زاده بگذارید ببینید به چه معادله ای می رسید؟ آن سوتر خاطرات هاشم صباغیان از بازرگان را بخوانید و ببینید از کجا به کجا رسیده ایم.ما ترقی معکوس کردیم.تنها عدالتی که اینک بعد از سال ها جاری و ساری است توزیع عادلانه ظلم میان اقشار و طبقات گوناگون است.امید که جعفر ما سربلند و سرافراز بیمارستان و زندان را بدرود گوید و به نگرانی های نگرانان متعدد خویش پایان دهد.راستی چند نفر در این سرزمین به نفرتی عمیق بر ستم کنندگان جعفر دچارند؟ چه کسی قدرتمند است جعفر عظیم زاده یا مخالفان

*************

نامه رئیس شورای کارگری ونکوور و حومه در کانادا به جعفر عظیم زاده

برادر عزیزم عظیم زاده
موضوع: اعتصاب غذا

از جانب شورای اتحادیه های کارگری ونکوور و حومه که یک فدراسیون اتحادیه ای کاناداست این نامه را برایت مینویسم. ما طی سالهای زیادی در همبستگی و پیوند با تشکلهای کارگری و فعالین حقوق انسانی و فعالین سیاسی ایران فعالیت داشته ایم. همین هفته گذشته نامه ای به مقامات ایران و آی ال او فرستادیم و فراخوان قبلی خود را در مورد اقدام سریع در باره زندانیان سیاسی در ایران و پرونده خود تو مورد تاکید قرار دادیم.
ما بعلاوه در جریان هستیم که اعتصاب غذای تو که از ٢٩ آوریل شروع شد موفق شده است توجه بین المللی را به پایمال شدن حقوق انسانی در ایران جلب کند. از خود گذشتگی تو تاثیرات زیادی داشته است. اما اینکه شندیم وضعیت جسمی ات خوب نیست، ما را بسیار نگران کرده است.
ما از تو میخواهیم که با توجه به نقش زیادی که داری، اعتصاب غذیت را پایان دهی که بدنت بتواند شروع به بازسازی کند و بتوانی فعالیتها و رهبریت را برای تغییراتی که میخواهی، از سر بگیری.
با ارادت
جوی هارتمن
رئیس شورای کارگری ونکوور و حومه
رونوشت به:
- هیئت اجرایی شورای کارگری ونکوور و حومه

رسول بداقی برای دومین بار بطور تلفنی احضار گردید

دیروز شنبه ۲۹خرداد ۹۵ رسول بداقی فعال صنفی معلمی بوسیلۀ شخصی ناشناس بطور تلفنی به شعبۀ ۲٦ دادگاه انقلاب احضار شد. این دومین باراست که نامبرد در طول دوهفته به دادگاه احضارمیشود، اما از حضور در دادگاه خودداری میکند.
رسول بداقی خواهان احضاریه ی رسمی و مکتوب از طرف دادگاه شده و اینگونه احضارهای تلفنی را خلاف قانون دانسته وآنرا رفتارهای خودسرانه تلقی کرده است.

*************

هاشم رستمی دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال یافت

هاشم رستمی فعال کارگری در سنندج ،امروز شنبه ۲۹خرداد ساعت حدود ۴ بعد از ظهر هنگامیکه در حال رفتن به مراسم ختم برادر سهراب جلالی بوده است قبل از وارد شدن به مسجد توسط سه نفر از نیروهای اطلاعات دستگیر و به مکان نامعلوم برده شده است

*************

جعفر عظیم زاده در بیمارستان سینا بستری شد

امروز شنبه ۲۹ خرداد ۹۵ ساعت یک بعد از ظهر جعفر عظیم زاده به خاطر وخامت حالش با تلاش مشترک خانواده وی، تعدادی از اعضاء اتحادیه آزاد کارگران ایران و چهار نفر از اعضاء کانون صنفی معلمان در تهران از جمله اسماعیل عبدی جهت انجام مراحل پذیرش و بستری، به بیمارستان سینا منتقل و در آنجا بستری گردید.
جعفر عظیم زاده از ۱۰ روز گذشته دچار افت شدید قدرت شنوائی، کاهش دید، عدم تعادل حین راه رفتن، بی حسی و به خواب رفتن دستها، بی حسی قسمتی از ناحیه چپ سر، عدم توانائی در شناخت دوستان و نزدیکان از پشت تلفن، تشدید مشکل دفع ادرار، خونریزی روده، افزایش تعداد و طول مدت سرگیجه ها طی روز شده است.

*************

همبستگی با جعفر عظیم زاده در کمبرلند کانادا

همبستگی با جعفر عظیم زاده در کمبرلند کانادا در اولین شب گرامیداشت "جینجر گودمن" رهبر کارگران معدن که در سال ۱۹۱۸ توسط پلیس تحت تعقیب قرار گرفت و کشته شد. در اعتراض به قتل او اولین اعتصاب عمومی در ونکوور برگزار شد و از حدود ۳۰ سال پبش هر سال یاد جینجر گودمن در فستیوالی چند روزه گرامیداشته میشود. در مراسم امسال که با خواندن سرودهای کارگری شروع شد با جعفر عظیم زاده سخنگوی اتحادیه آزاد کارگران که در زندان به سر میبرد و در اعتراض به بستن اتهامات امنیتی به فعالین کارگری در اعتصاب غذاست، اعلام همبستگی شد.

*************

نامه سرگشاده جعفر عظیم زاده به حسن هفده تن معاون وزیر کار

جناب آقای حسن هفده تن معاون وزیر کار دولت جمهوری اسلامی نامه سرگشاده

با سلام
قبل از هر چیزی مایلم بگویم خوشحالم از اینکه پس از گذشت بیش از دو ماه از جنبشی که امنیتی کردن اعتراضات صنفی و پرونده سازیهای امنیتی برعلیه کارگران و معلمان را به چالش کشیده است جنابعالی ناچار به اظهار نظر شدید و طی گفتگویی با روزنامه ایران مورخه ۹۵/۳/۱۹ اعلام کردید با توجه به صنفی بودن تجمعات و اعتراضات کارگری ، دولت با هرگونه برخورد سیاسی و حقوقی مخالف است.
در رابطه با صحت و سقم چنین ادعایی از سوی جنابعالی لازم میدانم به عنوان یک فعال کارگری و انسان آگاه به شیوه ی برخورد دولتهای مختلف و منجمله دولت روحانی به اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و همچنین به عنوان یکی از هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی ۴۰ هزار نفری کارگران برای افزایش مزد که با دولت روحانی و وزارت کارش در رابطه با این طومار از نزدیک برخورد داشتم نکاتی را یادآوری و اظهارات شما را در رابطه با رویکرد دولت نسبت به اعتراضات صنفی کارگران و معلمان در معرض قضاوت افکار عمومی قرار بدهم.

اهم این نکات به شرح ذیل است:
۱. معلوم نیست چطور میشود دولتی که وزیر کارش از بالاترین مقامات امنیتی کشور و معاونش جناب حسن هفده تن از اعضای یکی از نهادهای نظامی امنیتی است ودر مذاکرات با ما هماهنگ کنندگان طومار ۴۰ هزار نفری کارگران در اواخر سال ۹۲ به عنوان معاون وزیر کار و سپس با حفظ همان سمت در روز جهانی کارگر سال ۹۳ در کسوت یک نظامی ، بازداشت کارگران را در مقابل وزارت کار فرماندهی میکند، چگونه میتواند دولتی با رویکردهای سیاسی امنیتی نسبت به اعتراضات صنفی کارگران نباشد .
۲. در طول حدود ۱۵ سال گذشته که اعتراضات صنفی کارگران و معلمان امکان بروز علنی پیدا کرده است ، سیاسی امنیتی کردن این اعتراضات پای ثابت سیاست همه ی دولتها و بطور گسترده تر و اخذتری سیاست دولت حاضر بوده است . بطوریکه در طول سه سال گذشته طبق اخبار منتشر شده در رسانه های رسمی کشور، کمتر اعتراض قابل توجه و مهم کارگری از شمال تا جنوب و مرکز و غرب و شرق کشور بوده است که کارگران در آن بازداشت و مورد پرونده سازیهای امنیتی قرار نگرفته باشند. من بدلیل حبس و عدم دسترسی به سایتهای خبری جهت ارائه آمار دقیق ، قضاوت در مورد این ادعا را که در دولت روحانی ، سیاسی امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران ابعاد هر چه وسیعتری پیدا کرده است به کسانی میسپارم که در طول سه سال گذشته و سالهای قبل تر اخبار اعتراضات کارگری را دنبال کرده اند . لازم است جهت تنویر افکار عمومی تاکید کنم هرگونه برخورد با اعتراضات مهم کارگری در سطح کشور به موازات دخالت و اقدامات اولیه نیروهای انتظامی ، در فرمانداریها و استانداریها مطرح و تصمیم سازی و تصمیم گیری در مورد نحوه مواجه با آنها در این نهادها ، وزارت اطلاعات و شورای تامین شهر و استان به مثابه نهادها و نیروهای تحت امر دولت صورت میگیرد .
۳. علاوه بر گسترش ابعاد برخوردهای سیاسی امنیتی با اعتراضات کارگری در سه سال گذشته ، دولت روحانی در یک بدعت گذاری که حداقل درطول یکی دو دهه ی گذشته بی سابقه بوده است ، کار را بدانجا رسانید که سال گذشته توسط قوه قضاییه در استان خوزستان مبادرت به اعلام رسمی ممنوعیت اعتراضات کارگری در محل کار نمود . در این مورد نیز لازم است تاکید کنم درست است که اعلام رسمی ممنوعیت اعتراضات کارگری در محل کار در استان خوزستان توسط قوه قضاییه به مراکز کارگری ابلاغ شد اما همان طورکه در بند ۲ گفتم چنین تصمیماتی در برخورد با اعتراضات صنفی کارگران ، تصمیماتی مربوط به قوه قضاییه نیستند بلکه هر گونه تصمیم سازی و تصمیم گیری در اینگونه موارد ، کاری است که ابتدا در نهادهای امنیتی ، فرمانداریها ، استانداریها و شورای تامین شهرها و استانها به عنوان نهادهای تحت امر دولت صورت میگیرد و سپس با طی مراحل قضایی به یک حکم اجرایی بدل میشود.
۴. با گذشت سه سال از عمر دولت روحانی ، اغلب فعالین موثر تشکل های مستقل کارگران و معلمان دارای پرونده هایی با اتهامات سنگین سیاسی امنیتی و محکومیتهای طویل المدت شده اند . اکثریت بالای این فعالین توسط وزارت اطلاعات بعنوان نهاد تحت امر دولت بازداشت و بطور کم سابقه ایی به صددرصد آنان اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور وارد و با خواست اشد مجازات پرونده هایشان به دادگاههای انقلاب ارجاع شده است .در این مورد معین نیز بدعتی که در طول سه سال اخیر در دولت روحانی گذاشته شده است بی سابقه و مختص این دولت بوده است . به این معنا که هم تمامی فعالین موثر تشکل های مستقل صنفی کارگران و معلمان که مورد بازداشت و پرونده سازی قرار گرفته اند بطور بلااستثنایی همگی توسط وزارت اطلاعات مشمول اتهام سنگین اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور شده اند و هم وارد کردن این اتهام سنگین به آنان به پایین ترین سطح ابراز وجود و فعالیت صنفی آنها از قبیل جمع آوری امضا برای دستیابی به مطالبات صنفی ، کمک و مشاوره به کارگران ، نشست و برخاست فعالین تشکل های مستقل صنفی با یکدیگر ، تجمعات محدود صنفی در محوطه وزارت کارو مجلس و فعالیتهایی در این سطوح بسط پیدا کرده است.
در رابطه با مصادیق ادعاهای فوق میتوان صحت و سقم آنها را با گذاشتن پرونده های فعالین تشکل های مستقل کارگری و کانونهای صنفی معلمان در سه سال اخیر در معرض دید افکار عمومی ثابت کرد و یا صحت وسقم آن را از زبان خود این فعالین شنید. اما تا آنجایی که در این رابطه به اینجانب و اتحادیه آزاد کارگران ایران برمیگردد باید بگویم من و یارانم به عنوان هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی ۴۰ هزار نفری کارگران از طریق جمع آوری امضا که آرام ترین و پایین ترین سطح اعتراض صنفی کارگران میباشد اقدام به اعتراض به زیرپاگذاشتن ماده ۴۱ قانون کار درمورد افزایش مزد کردیم و چندین بار در اعتراض به عدم توجه و رسیدگی به خواستهای این طومار درجمعهای چهل - پنجاه نفره و گاها کمتر ، دست به تجمع در محل وزارت کار زدیم ( اغلب در زمان دولت قبل ). آخرین بار نیز در اواخر سال ۹۲ طی نامه ایی به وزیر کار خواهان تجدید نظر در مزد مصوب تحقیر آمیز سال ۹۳ براساس ماده ۴۱ قانون کار شدیم و اعلام نمودیم درصورت عدم رسیدگی به این خواست برحق و در اعتراض به قانون شکنی های وزارت کار دست به تجمع در محل این وزارت خانه در روز جهانی کارگر خواهیم زد . اما عکس العمل وزارت کار دولت روحانی به این خواست ما ، درخواست از وزارت اطلاعات برای برخورد با ما (درپرونده ی اینجانب موجود است) و گسیل فوجی از نیروهای امنیتی در نیمه شب دهم اردیبهشت ماه به منزل من و یارانم بود که منجر به دستگیری اینجانب شد که در ادامه به وارد کردن اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و دیگر اتهامات امنیتی به من ، محاکمه فرمایشی در دادگاه انقلاب و محکومیتم به شش سال حبس ختم گردید.روندی که امروز در اعتراض به آن و با خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی کارگران و معلمان، چهل و نه روز است در زندان اوین در اعتصاب غذا بسر میبرم.

موخره
جناب اقای حسن هفده تن معاون وزیر کاردولت جمهوری اسلامی

دنیا، دنیای انفجار اطلاعات، رشد غول آسای تکنولوژی ارتباطات و بالا رفتن خارق العاده ی شعور و اگاهی انسان ها از پیشرفته ترین تا عقب مانده ترین کشورهای جهان است. اطمینان داشته باشید دولتها و حکومتهایی که با این وجود، هنوز شعور و اگاهی کارگران و توده های مردم را دست کم میگیرند و هنوز در تلاشند با دروغ و فریب خود را از زیر بار مسئولیت مصائبی که برای آنان ایجاد کرده اند خارج کنند نمیتوانند شانسی هر چند مختصر و کم برای دوام و بقا داشته باشند.

جعفر عظیم زاده - بند ۸ زندان اوین - ۲٦ خرداد ماه ۱۳۹۵

*************

پیام همبستگی و اعلام حمایت بخشهای مختلفی از کارگران کردستان

جعفر عزیز در حالیکه شما وارد پنجاهمین روز اعتصاب غذا شده اید و پنجاه روز مقاومت بر سر تحقق خواست انسانی ات که به اعتبار همین انسانی بودن خواستت موجی از حمایت و همبستگی به گستردگی جهان متمدن و مترقی بنیاد نهاد، را با تحمل دردها و مشکلات جسمی ناشی از اعتصاب غذا پشت سر می گذارید،
ما کارگران ازکردستان از دیاری که در ازای بیرون آوردن طلا از دل کوه هایش تنها فقر وفلاکت نصیبمان شده، از گوشه ای در درون خطوط حصاری که ایران نام گرفته است و به خاطر حق خواهی (حق داشتن کار، حق دریافت به موقع دستمزدها و به طور کلی داشتن زندگی انسانی)، همان خواستهائی که شما در بیانیه مشترکتان با اسماعیل عبدی مطرح کرده اید به جرم مخل امنیت ملی شلاق می خوریم در حالیکه دزدیهای میلیاردی باندها و چپاول اموال عمومی با عناوین مختلف از جمله حقوقهای صدها میلیون تومانی مدیران در جریان است به طوری که وقاحت این دزدیها به حدی است که به سوژه و اهرمی برای رسوا کردن و از میدان بدر کردن رقبا تبدیل شده است، امروز به دیدار خانواده با استقامت شما آمده ایم تا پیام خود و اعلام همبستگی با شما را این بار از فاصله نزدیک تر اعلام کنیم.
ما کارگران پشتبان شما ودر کنار خانواده شما هستیم

شیث امانی نماینده جمعی کارگران نساجی کردستان
شریف ساعد پناه نماینده جمعی از کارگران ریسندگی پرریس سنندج
خلیل کریمی نماینده جمعی از کارگران ساختمانی کردستان
منصور کریمی نماینده جمعی از کارگران گاز خانگی استان کردستان
مظفر صالح نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران
هادی سلیمانی، هاشم رستمی، رفیق کریمی فعالین کارگری و به نمایندگی از بخشهای مختلفی از کارگران کردستان

۲۸ خرداد ۹۵

*************

تکذیبه آقایان اسماعیل عبدی، رسول بداقی و محمود بهشتی لنگرودی

امروز پنج شنبه بیست و هفتم خرداد نود و پنج باخبرشدیم، که طی بیانیه ای با امضای هجده تن از فعالان اجتماعی، از آقای جعفر عظیم زاده خواسته شده که به اعتصاب غذای خود پایان دهد
ما (محمود بهشتی، اسماعیل عبدی، رسول بداقی) ضمن تکذیب این بیانیه مبنی بر شکستن اعتصاب غذای آقای عظیم زاده بویژه با یک متن ناشایست، به شدت از تهیه کننده و پخش کننده ی این متن ناراضی هستیم، زیرا علاوه بر اشکالات ادبی، بدون اینکه در این باره با ما صحبتی کرده باشند، در یک عمل کاملا یک جانبه از طرف ما اقدام به صدور بیانیه کرده اند. امیدواریم ازاینگونه رفتارها ی یک جانبه خودداری شود.

محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و رسول بداقی

۲۷ خرداد ۹۵


متن منتشر شده در سایتها

فریاد اعتراضت طنین انداز شد"


جعفرعزیز! آنچه تو می خواستی، طنین انداز شدن صدای اعتراضت به لایه های زیرین جامعه بود که، انجام پذیرفت.
ما، همه زحمتکشان و آزادیخواهان در اعتراض به امنیتی شدن فعالیت های صنفی خواهیم کوشید. به اعتصابت خاتمه بده!
تاریخ در مورد عملکرد ما و حاکمان قضاوت خواهد کرد.

ناصر زرافشان؛ کانون نویسندگان ایران - اکبرمعصوم بیگی؛ کانون نویسندگان ایران - بکتاش آبتین؛ کانون نویسندگان ایران - علیرضا عباسی؛ کانون نویسندگان ایران - علی اکبر پیرهادی؛ سندیکای شرکت واحد - کیومرث الفتی؛ سندیکای کارگران شرکت واحد - علی نوری شاد؛ سندیکای کارگران شرکت واحد - علی اکبر نظری؛ سندیکای کارگران شرکت واحد - کاظم فرج الهی؛ انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد - بابک پاکزاد؛ انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد - علی اصغرذاتی؛ کانون صنفی معلمان ایران - اسماعیل عبدی؛ کانون صنفی معلمان ایران - محمود بهشتی لنگرودی؛ کانون صنفی معلمان ایران - رسول بداقی؛ کانون صنفی معلمان ایران - حسین امیدی؛ سندیکای کارگران نقاش تهران - مازیار گیلانی نژاد؛ سندیکای کارگران فلزکارمکانیک - محمد اکبری؛ سندیکای کارگران فلزکارمکانیک - حمید شرقی؛ سندیکای کارگران فلزکارمکانیک.

*************

پروین محمدی: زنده باد زندگی

پنجاه روز از اعتراض و اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده کارگر معترض و زندانی و دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران میگذرد.
او بهمراه اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان از بدیهی ترین حقوق پایه ایی کارگران و معلمان سخن گفتند و خواهان برچیده شدن بساط اتهام امنیتی زدن به اعتراضات صنفی و اجتماعی شدند.
در حالی که در روزهای اخیر بحث افشای فیش های حقوقی چندصدمیلیونی و بریز و بپاشهای مفتخوران به نام مدیران ، رسانه ای شده٬ ودرمقابل خشم مردم بجان آمده مجبور به عذرخواهی شدند٬ اخبار لفت و لیس ها همراه با خبربه گلوله بستن کارگران خواهان کار در شهررویی بهبهان وشلاق زدن کارگران آق دره و صدورحکم تعلیقی شلاق برای کارگران معدن بافق و خودسوزی کارگر شهرداری به علت فقرو دستمزد معوقه و دستگیری ۲۴ کارگر شهرداری اهواز و پرونده سازی و تعیین وثیقه برای کارگران معدن البرز شرقی ودیگر کارگران نفرت عمومی و فضای سیاسی اجتماعی جامعه را تحت تاثیر قرار داده٬ با سماجتی هیستریک واردر مقابل خواست برحق جعفر عظیم زاده مقاومت میکنند تا اثبات کنند در این مملکت نان خواستن جرم است. رفاه خواستن اقدام بر علیه امنیت مفتخوران است ،تا اثبات کنند زندگی مرده است.
ولی ما کارگران با مقاومت و دفاع از زندگی و معیشت خود٬ در یک تقابل وسیع اجتماعی مطالبات وسهم خودرا از داشتن حق یک زندگی مرفه باز پس خواهیم گرفت. و هر مانعی را برای رسیدن به این حق طبیعی انسانها با اتحاد و همبستگی خود٬ پشت سر خواهیم گذاشت.
پرچم مطالباتی را که جعفر عظیم زاده- اسماعیل عبدی، ۷۰ روز پیش با صدور بیانیه ایی برافراشتند ٬ تا برآورده شدنش در یک مقیاس وسیع اجتماعی ادامه خواهیم داد.

پروین محمدی - ۲۷ خرداد ۹۵

*************

بیانیه همبستگی با کارگران ایران

همبستگی و پشتیبانی بخش وسیعی از جامعه روشنفکری، سازمانهای مترقی و دانشگاهی امریکا و کانادا از جمله نوام چامسکی از #جعفر_عظیم_زاده و کارگران ایران
اطلاعات مندرج در سند پیوست موردتوجه ما قرارگرفته و به مجازاتهای شلاق علیه کارگران معدن طلای آق دره درایران اعتراض نموده٬ و همچنین نگرانی جدی خودرا در خصوص صحت و سلامت جسمی آقای جعفرعظیم زاده٬ ابراز میداریم‌. فعال کارگری ضدسرمایه داری و رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزادکارگران ایران که از آوریل ۲۰۱٦ دراعتصاب غذا میباشد. برای مطالعه متن کامل بیانیه اینجا را کلیک کنید.


(اسامی به ترتیب الفباء) همراه با سمت و عنوان سازمانی:
گرگ آلبو(Greg Albo) دانشکده علوم سیاسی دانشگاه یورک و یکی از ویرایشگران نشریه سوسیالیست ریجستر.
کوئین.ب.اندرسون(Kevin.B.Anderson) پروفسور علوم اجتماعی از دانشگاه کالیفرنیای سانتا باربارا
سیروس بینا(Syrus Bina) پروفسورمحقق ممتاز اقتصاد دانشکاه مینوسیتای آمریکا و اقتصاددان صلح و امنیت.
نوام چامسکی(Noam Chomsky) انستیتو پروفسور٬ پروفسور زبان شناسی دانشگاه MIT.
جان کلارک(John Clarke) سازماندهنده ائتلاف علیه فقر. انتاریو- کانادا
سفیه گاهایر(Safia Gahayr) رئیس کمیته همبستگی بین المللی. کیو آنتاریو.
سام گین دین(Sam Gindin) معاون بازنشسته رئیس کارگران اتومبیل کانادا و مسئول سابق عدالت اجتماعی در دانشگاه یورک.
دیوید مک نالی(David Mc Nally) پروفسور دانشکده علوم سیاسی دانشگاه یورک .
پیرجورجیو مورو(Piergiorgio(Pier)Moro ) دبیرارتباطات کارگری آسیا و استرالیا.
لئو پانیک )Leo Panitch) رئیس محققان کانادا در اقتصادسیاسی مقایسه ای و پروفسور محقق ممتازعلوم سیاسی از دانشگاه یورک و ویرایشگر سوسیالیست ریجستر.
هرمان روزنفلد(Herman Rosenfeld) نویسنده٬ مدرس و فعال عضو پروژه سوسیالیستی

*************

جعفر عظیم زاده در وضعیت جدال با مرگ است

جعفر عظیم زاده در چهل و هفتمین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد. در این مدت مسؤلان قضائی به عنوان مسببین مستقیم به بند کشیدن انسانهای معترض به شرایط غیر انسانی ای که اکثریت عظیم جامعه ایران را احاطه کرده و به طبع آن به مثابه سوق دهندگان و مشوقان زندانیان در دست زدن به شیوه های منسوخ اعتراض، از جمله اعتصاب غذا، کمترین توجهی به خواست او نکرده اند.
مقاومت مقامات دولتی و قضائی در برابر اعتراضات وسیع جهانی در بکارگیری اتهامات امنیتی علیه فعالین جنبشهای موجود در ایران که در بیانیه مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی به مثابه خواست اصلی خود مورد تأکید قرار داده و اعتصابشان را با محوریت آن آغاز کردند و همچنین دهن کجی به صدها میلیون کارگر، معلم و فعال اجتماعی و حقوق بشری که چه به صورت شخصی و چه در قالب تشکلها و نهادهای داخلی و بین المللی خواهان تحقق این خواست و آزادی جعفر عظیم زاده بوده اند، باعث طولانی شدن مدت اعتصاب غذا گردیده و اکنون بعد از ۴۷ روز این کارگر زندانی را به لبه مرگ کشانده است.
دست زدن زندانی به اقدامی مانند اعتصاب غذا برای بیان اعتراضش، قبل از هر چیز بیانگر وجود سیستم و فضائی مستبدانه و متعلق به دوران بربریت است که امروز به عنوان یک عقب گرد در دنیای مدرن قرن بیست و یکمی در راستای حفاظت از سرمایه داری ضرورت یافته است. فقط در چنین فضائی که به شیوه های متناسب با دنیای مدرنی که طبقه کارگر و بشریت آزادی خواه در مناطق وسیعی از کره زمین در خلق و تحمیل آن به سرمایه داری نقش تعیین کننده داشته ،امکان اعتراض نیست، زندانی ناچار به خود زنی و نابود کردن خود می شود. سرمایه داری ایران برای نجات خود از بحرانهایش از جمله بحران اقتصادی، از هیچ درجه از شقاوت و بی رحمی نسبت به انسانهای معترض بخصوص کارگران و بقیه مزدبگیران فرو گذار نیست. امروز سوق دان به خود زنی و نهایتا مرگ زندانیان با اعتصاب غذا ،نوعی از اعدام است که حکم آن در اعمال فشارها و فراهم نمودن شرایط ممانعت از بیان اعتراض به شیوه های غیر مخاطره آمیز نوشته شده و اجرای آن به خود زندانی واگذار شده است.
در دوره حاضر بیش از هر زمانی نیروی کار ارزان و کارگر رام و مطیع همچون برده، نیاز حیاتی سرمایه داری ایران برای نجات از بحران است. برای میسر کردن این شرایط، سرکوب عریان و خشن از نوع به گلوله بستن و به شلاق کشیدن رایج در دوران بربریت همراه با زندانی کردن انسانهای معترض مخصوصا فعالین و رهبران کارگری در زمره رؤس وظایف نظام سرمایه داری ایران قرار گرفته است. در نتیجه به مزاجش بد نمی آید زندانیانی که نقش فعال و رهبری کننده در جنبش های اعتراضی داشته اند، زیر فشار غیر قابل تحمل و غیر انسانی زندان به اشکال مختلف و بخصوص با اعتصاب غذا دست به خودکشی بزنند.
جعفر عظیم زاده بر خلاف باور خود که همیشه اعتصاب غذا را اقدامی در جهت نابودی نفس انسانی می دانست، فضای خفقان و استبداد شدید حاکم او را به اقدامی کشانده که منتقدش بوده است و امروز دارد قربانی اختناق و شرایط محرومیت از هر گونه آزادی و اجازه بیان اعتراض می گردد.
ما فعالین و اعضاء اتحادیه آزاد کارگران ایران همواره اعتصاب غذا را نه به مثابه روش مناسبی برای بیان اعتراض، بلکه اقدامی زیانبخش به حال هر انسان معترضی دانسته ایم. اما معتقد بوده و هستیم با وجود اینکه اعتصاب غذا را شیوه مناسب مبارزه نمی دانیم، دفاع نکردن و تنها گذاشتن انسانهایی که در اعتراض به ناهنجاریهای موجود در جامعه و در زندان جان خود را در معرض خطر قرار داده و از جان گذشتگی می کنند، هیچ توجیهی ندارد. از اینرو از زمان صدور بیانیه مشترک جعفرعظیم زاده و اسماعیل عبدی تمام تلاش خود را به کار گرفتیم تا همراه با صف اعتراض جهانی، هر چه سریعتر به خواست این رهبران زندانی دو جنبش درون طبقه کارگر پاسخ داده شود و از بروز اتفاقات ناگوار احتمالی جلوگیری گردد. در نتیجه فشارهای ناشی از حمایتهای جهانی، اسماعیل عبدی موقتا آزاد گردیده ولی تا امروز دستگاه قضائی از آزادی جعفر عظیم زاده خودداری نموده و به این ترتیب از پاسخگوئی به خواست صدها میلیون انسان در سراسر جهان سر باز زده است. جعفر عظیم زاده هم اکنون در شرایط بحرانی و کاملا مخاطره آمیز قرار دارد و به معنای واقعی در حال جدال با مرگ است. بانی و مسؤل وضعیت جسمانی کنونی این زندانی، قوه قضائیه است و در صورت رخداد هر اتفاق ناگواری بی تردید شاهد وقوع طوفان اعتراضات خواهد بود.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۲۵ خرداد ۹۵

*************

به برخوردهای قرون وسطایی در روابط کار پایان دهید!

در دی ماه ۹٣ کارگران معدن طلای آق دره در اعتراض به حکم اخراج ٣۵۰ کارگر در مقابل این شرکت تجمع کردند. درپی شکایت کارفرما در اواخر اردیبهشت ماه ۹۴ دادگاه قضایی احکام زندان بین ٣۷ ماه تا ۵ سال زندان به همراه ۲۰ تا ۵۰ ضربه شلاق و جریمه نقدی برای ۱۷ کارگر معترض را صادر کرد.
شلاق زدن مجرم به عنوان یکی از اشکال مجازات قرون وسطایی در دنیای امروز یه عنوان یکی از اشکال شکنجه شناخته میشود. استفاده از این نوع شکنجه در مناسبات میان کارگر و کارفرما ما را شگفت زده کرده است و آن را به شدت محکوم میکنیم. تجمع، اعتراض و تظاهرات طبق قوانین بین المللی کار حق ابتدایی و بدیهی کارگران است و واکنش کارفرما به آن نیز می بایست در چهارچوب رعایت همین قوانین و حقوق کارگری انجام گیرد.
از نظر ما واکنش کارفرما در استفاده از خشونت توسط نگهبانان شرکت علیه تجمع کارگری و از آن مهمتر صدور حکم زندان و شلاق علیه ۱۷ کارگران معترض تخطی از این قوانین بوده و مسببین آن نیز باید طبق قوانین بین المللی مجازات شوند. ما اکیدا خواستار لغو احکام قرون وسطایی از جمله حکم ارتجاعی و غیرانسانی شلاق در جامعه و بطور اخص در روابط کار در ایران میباشیم.

پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد- ایران - ۱٣ ژوئن ۲۰۱۶

*************

اعلام همراهی و حمایت زندانی سیاسی علیرضا گلیپور با زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا

زندانی سیاسی علیرضا گلیپور که در زندان اوین محبوس است؛ در پیامی با فعال کارگری زندانی جعفر عظیم زاده و دیگر زندانیان سیاسی در حال اعتصاب غذا اعلام همدردی و حمایت خود را اعلام کرد.
این زندانی سیاسی در نامه خود ضمن اعلام خشم و درد اعلام کرده است که بعلت بیماری و مصرف دارو قادر به اعتصاب غذا نیست ولی سکوت نمی کند و خواهان همراهی مردم با خواستهای زندانیان در اعتصاب غذا می باشد. متن نامه وی به شرح زیر است:

دوستان عزیزم
کلمات و جملات برای رساندن احساسم برای یاری شما قاصر هستند و تن هر انسانی به لرزه در می آید از خشم و دیدن اینهمه ظلم و بیرحمی .
من را همراه خود بدانید و دستم را در دستان خود حس کنید. بدانید بیماری و درد آنقدر ناتوانم کرده که نمیتوانم بدون مصرف داروهایم همراهیتان کنم. اما با تمام وجودم در کنارتان هستم و مشتم از خشم و درد بابت رنج شما گره خورده است.
اما سکوت نکردم و بعنوان خادمی کوچک؛ از همه شما زندانیان سیاسی تا پای جانم برای رسیدن به خواسته هایتان و برچیدن ظلم ایستاده ام.

از مردم عزیزم خواستار حمایت و همراهیتان هستم.

دوستدار و اردتمند شما علیرضا گلیپور - بند ۷ سالن ۱۲ - زندان اوین

۲۳ خرداد ماه ۱۳۹۵

*************

پافشاری جعفرعظیم زاده برخواسته خود و وضعیت بحرانی جسمی اش.

دیروز ۲۲ خرداد ماه همزمان با برگزاری تجمع اعتراضی جمعی از کارگران و معلمان بهمراه خانواده عظیم زاده درمقابل زندان اوین که بامقاومت و ممانعت شدید نیروهای امنیتی، لباس شخصی و پلیس انتظامی همراه بود، در درون زندان نیز جعفر عظیم زاده پنج شش بار به مدت کوتاه سرش گیج رفته واز حال میرود و کف سلول میافتد و این مسئله در گزارش زندان نیز به ثبت میرسد
جعفرعظیم زاده تا کنون علیرغم بحرانی و غیرقابل پیش بینی شدن وضعیت جسمی اش پس از ۴۵ روز اعتصاب غذای طولانی همچنان با اصرار بر تحقق خواسته اش مبنی بر تجدیدنظر بر پرونده اش بعنوان کوچکترین اقدام و نخستین گام قوه قضائیه در اجرای آن خواسته ومطالبه عمومی که مشترکا" با اسماعیل عبدی طی بیانیه ای که بمنظور حذف اتهامات امنیتی از پرونده های کارگران و معلمان و فعالین اجتماعی مطرح کرده اند، همچنان به اعتصابش ادامه میدهد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران دستگاه قضایی را مسئول مستقیم هر گونه عواقب زیانبار و غیر قابل پیش بینی این اعتصاب غذای طولانی میداند

۲۳ خرداد ۹۵

*************

در چهل و چهارمین روز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده،

معترضان به عدم رسیدگی به خواست وی مقابل زندان اوین تجمع کردند

امروز شنبه ۲۲ خرداد ماه ۹۵ خانواده جعفر عظیم زاده به همراه جمعی از کارگران و معلمان از ساعت ۱۰.۳۰ دقیقه صبح در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولین به مطالبات جعفر عظیم زاده که سبب طولانی شدن اعتصاب غذای وی شده است در مقابل زندان اوین دست به تجمع زدند. به محض شروع تجمع و با بالا بردن پلاکاردها، با مقاومت نیروهای امنیتی و لباس شخصی و پلیس انتظامی مواجه شدند که خواستار توقف تجمع و متفرق شدن آنان شدند.در حالیکه مأموران مدام تهدید می کردند و می گفتند : پلاکاردها را جمع کنید و متفرق شوید. معترضان در جواب مأموران گفتند که ما روزهای گذشته به امید پاسخ از طرف مسئولین به مراکز زیادی مراجعه کرده و تاکنون هیچ رسیدگی صورت نگرفته است. این در حالی است ۴۴ روز از اعتصاب غذا ی جعفر عظیم زاده میگذرد و شرایط وی در مرحله بحرانی قرار دارد و می بایست هرچه سریعتر به وضعیت او رسیدگی شود.باید به ما پاسخ دهید.
در نتیجه پافشاری جمع معترض برای کسب جواب، مأموران اکرم رحیم پور همسر جعفر عظیم زاده و یک نفر از حاضرین را با وعده ملاقات با رئیس زندان و یا یکی از مسؤلین رده بالای دادستانی اوین با خود به سمت ساختمان دادستانی برده و بقیه حاضرین را با تهدید و گرفتن تراکت و پلاکاردها از محل متفرق نمودند.
پس از بازگشت همسر و یکی از نزدیکان جعفر عظیم زاده از ساختمان اوین اعلام نمودند که هیچ مسئولی حاضر به دیدار با آنان و شنیدن خواسته هایشان نشدند اما مأمورین حاضر در دادستانی وعده دادند که برای صبح فردا قرار ملاقاتی را با رئیس زندان اوین تنظیم و از طریق تلفن باطلاع شان خواهند رساند.
باتوجه به مراجعات مکرر خانواده ی عظیم زاده و کارگران و معلمان به نهادهای ذیربط و طبق اظهارات آنان در هیچ کدام از این نهادها توجهی به این نکته که پس از هفته ها اعتصاب غذا جان جعفر عظیم زاده همچنان در معرض خطرات جدی و حتی مرگ قرار دارد، نکرده اند و تلاش امروز ما در پی گشودن راهی برای رسیدگی به خواست بر حق جعفر عظیم زاده و نجات جان وی بوده و تا یافتن راهی قطعی برای دستیابی به این مطالبه انسانی از پا نخواهیم نشست.

۲۲ خرداد ۹۵

*************

شب گذشته مجددا حال جعفر عظیم زاده رو به وخامت رفت.

پنجشنبه شب جعفرعظیم زاده دچار درد شدید در ناحیه کلیه ی راست و مثانه گردید وبتدریج به دلیل افت فشار و ضعف جسمانی و درد شدید، بحالت اغماء فرو رفت . اما بدلیل بی توجهی مسئولین به خواسته اش که آزادی موقت بمنظور بازبینی مجدد پرونده اش میباشد وهمانطور که از قبل اعلام کرده بود از رفتن به بهداری و مداوا سر باز زد.
جعفر عظیم زاده اعلام کرده که در چارچوب خواسته ی مشترکی که از۴۴ روز پیش با اسماعیل عبدی مبنی بر لغو اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین کارگران و‌معلمین اعلام کرده اند٬ نخستین گام و پاسخ عملی به این خواسته عمومی٬ آزادی موقت ایشان از زندان و بازبینی مجدد پرونده اش میباشد. تا با بررسی این پرونده رابطه فعالیتها و تلاشهای معیشتی کارگران و معلمان با بخطر افتادن امنیت ملی ، برای افکارعمومی روشن شود.
اتحادیه آزاد کارگران ایران بی توجهی دستگاه قضایی به این خواسته برحق و قانونی را که توسط وکیلش ارائه و به ثبت رسیده٬ اما تا کنون بررسی و اقدام نشده ٬ دلیل وباعث ادامه اعتصاب طولانی جعفرعظیم زاده و عواقب بسیار زیانبار و غیر قابل پیش بینی آن و اینکه هر لحظه امکان دارد از لحاظ وضعیت جسمانی فاجعه ای رخ بدهد ، میداند

۲۱ خرداد ۹۵

*************

جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین با انتشار نامه ای خطاب به

دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی زندان اوین نسبت به وضعیت سلامت جعفر عظیم زاده ابراز نگرانی کردند.

جعفر عظیم زاده، دبیر هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، که در دادگاه انقلاب اسلامی تهران به شش سال زندان و دو سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیت در فضای مجازی و رسانه ها محکوم شده بود. او در تاریخ ۱۰ اسفند ۹۳ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی به شش سال زندان و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شد. او همچنین با استناد به ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی از عضویت در احزاب، گروه‌ها و دستجات سیاسی و فعالیت مجازی، رسانه‌ها و مطبوعات به مدت دو سال محروم شده است.
جعفر عظیم زاده، از ظهر روز جمعه ۱۰ اردیبهشت ۹۵ اعتصاب غذای نامحدود خود را به همراه جمعی از زندانیان دیگر شروع کرد. آنها تصمیم خود به اعتصاب غذا را در نامه یی به رییس زندان اینگونه بیان کردند:« در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و تجمعات و اعتصابات کارگران و معلمان، دستمزدهای زیر خط فقر، ممنوعیت برگزاری مستقلانه و آزادانه روز جهانی کارگر و روز جهانی معلم، عدم شفافیت و عمل مؤثر سازمان جهانی کار در قبال نقض حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران و با خواست خارج کردن اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده‌های مفتوح کارگران و معلمان معترض و برداشتن این‌گونه اتهامات جعلی و ساختگی از پرونده‌های خود و دیگر فعالان کارگری و معلمان زندانی از امروز دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ از دریافت غذای زندان خودداری و دست به اعتصاب‌غذای نامحدود می‌زنیم.» این اعتصاب که تا امروز به طول کشیده باعث ایجاد مشکلات جسمی متفاوت برای جعفر عظیم زاده شده است. ۵ تن از زندانیان سیاسی زندان اوین در این نامه خواسته اند تا شرایط آزادی، اعاده دادرسی و در نتیجه پایان اعتصاب غذای او فراهم شود.
متن کامل این نامه که برای انتشار در اختیار «زیتون» قرار گرفته به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای حاجی لو دادیار محترم ناظر بر زندانیان سیاسی زندان اوین با سلام و احترام متاسفانه چهل روز از اعتصاب غذای هم بندمان جعفر عظیم زاده فعال صنفی کارگران میگذرد، در حالی که ایشان ۱۴ کیلو از وزن خود را از دست داده است(۲۳/۰ وزن) و شرایط جسمی او بسیار بحرانی است، اعتراض نامبرده امنیتی کردن فعالیت صنفی کارگران و محکومیت او در این زمینه است. خلط فعالیت های صنفی با امنیتی قطعا در شان جمهوری اسلامی نیست و خلاف قانون است. در شرایط کنونی که جامعه احتیاج به وحدت ملت - دولت دارد و ظرفیت حقوقی و قضایی رسیدگی به پرونده وی در دیوان عالی کشور هم فراهم می باشد که متاسفانه این روند شروع نشده است. درخواست داریم شرایط آزادی نامبرده را فراهم نمایید که هم اعتصاب غذای وی پایان یابد و هم شرایط اعاده دادرسی فراهم شود، و هم قدمی باشد برای دلگرمی طبقه کارگر ایرانی که بتواند از حقوق صنفی خویش بدون برچسب امنیتی دفاع نموده و نقش سازنده خود را در تولید و اقتصاد مقاومتی ایفا کند. پیشاپیش از بذل توجه شما سپاسگذاریم.

امضا کنندگان: محمد حسین رفیعی، مجید معین، علیرضا بابایی، مهدی ساجدی فر، نصرالله لشنی

*************

جعفر عظیم زاده با رد مرخصی و تاکید بر ادامه اعتصاب غذا

خواهان برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی شد.

صبح دیروز چهارشنبه ۱۹خرداد خانواده جعفر عظیم زاده، وثیقه ایی را که به منظور اعزامش به مرخصی ۵ روزه اخذ شده بود پس گرفتند.
این اتفاق در پی آن روی داد که به دنبال خودداری عظیم زاده از تست روزانه فشار خون در بهداری زندان و اعزام به بیمارستانهای سطح شهر، مسئولین قضایی اعلام کردند که با آزادی موقت وی با این منظور که نامبرده خواسته هایش را از مجاری قانونی پیگیری و پس از آزادی اعتصاب غذایش را پایان دهد، موافق هستند.
در پی این موافقت خانواده عظیم زاده با سپردن وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی شرایط آزادی او را فراهم کردند. اما آخر وقت اداری روز سه شنبه مورخ ۱۸ خرداد ماه متوجه شدند که این وثیقه بر خلاف توافق انجام شده، نه برای آزادی جعفر بلکه به منظور دادن مرخصی ۵ روزه به وی اخذ شده است .
بدنبال این وضعیت و کسب اطلاع جعفر عظیم زاده از آن، وی با قاطعیت ضمن تاکید بر رسیدگی به خواسته هایش مبنی بر برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و در این چارچوب اعاده دادرسی و آزادی خودش، با مرخصی ۵ روزه مخالفت و با خواست وی خانواده اش اقدام به پس گرفتن وثیقه اخذ شده کردند.
جعفر عظیم زاده امروز در شرایطی چهل و دومین روز اعتصاب غذا را پشت سر میگذارد که از یک هفته پیش در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته هایش از دادن تست روزانه فشار خون و وزن در بهداری زندان و اعزام به بیمارستانهای سطح شهر خودداری کرده و در حال حاضر با قرارگرفتن در یک شرایط جسمانی نامعلوم و وخیم تر ، جانش بیش از پیش به مخاطره افتاده است .
جعفر خواهان برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های مفتوح کارگران و معلمان معترض ، فعالین صنفی زندانی و پایان دادن به امنیتی کردن به اعتراضات و اعتصابات کارگران و معلمان است.
علیرغم اینکه این خواسته های برحق از دو ماه پیش و طی بیانیه ی مشترکی از سوی وی و اسماعیل عبدی اعلام و در این مدت به نحو شور انگیزی به خواست میلیونها کارگر و معلم تبدیل شده است، با این حال دولت و مسئولین قضایی نه تنها کمترین توجهی به آن نکرده اند بلکه اسماعیل عبدی را با عجله و بلافاصله پس از آزادی از زندان به محاکمه کشیدن و اخیرا در صدد بر آمدن که به جای آزادی جعفر عظیم زاده طبق توافق انجام شده، با حیله و نیرنگ از طریق دادن مرخصی ۵ روزه به وی، اراده این کارگر حق طلب و مصمم را برای ادامه اعتصاب غذا در هم بشکنند. از نظر ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعمال چنین سیاستهایی از سوی دولت و قوه قضاییه یک دهن کجی آشکار به خواست میلیونها معلم و کارگر و سماجت و تاکید بر تداوم سیاست سرکوب و امنیتی کردن اعتراضات کارگران و معلمان است. سیاستی که نه تنها عملا راه به جایی نخواهد برد بلکه بیش از پیش با اعتراضات گسترده تر و قاطعانه تر کارگران و معلمان مواجه و دیری نخواهد پایید که با نیروی متحد آنان در هم شکسته خواهد شد.

کارگر، معلم، اتحاد اتحاد

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۲۰ خرداد ۹۵

*************

دیدار جمعی از فعالین معلمی و اعضاء کانون صنفی معلمان با خانواده جعفر عظیم زاده

روز یکشنبه ۱٦ خرداد ۹۵ جمعی از فعالین معلمی و اعضاء کانون صنفی معلمان به دیدار خانواده جعفر عظیم زاده رفتند و با خانواده وی و تعدادی از اعضاء اتحادیه آزاد کارگران ایران که در آنجا حضور داشتند به بحث پیرامون وضعیت جعفر عظیم زاده و جنبشی که به دنبال بیانیه مشترک رهبران زندانی جنبش کارگری و معلمان حول اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و اجتماعی شکل گرفته است، پرداختند. در این دیدار، حاضرین بر اهمیت پیوند خوردن مبارزات بخشهای مختلف طبقه کارگر و تلاش برای ناکام کردن جریاناتی که با اشاعه افکار تفرقه افکنانه برای خدمت گذاری به طبقه حاکم سرمایه دار سعی می کنند این بخشها، بخصوص معلمان و کارگران را از هم تفکیک نمایند، صحه گذاشتند و علاوه بر آن به عنوان موضوع عاجل جنبش، بر ادامه مبارزه متحدانه برای آزادی جعفر عظیم زاده تأکید نمودند.
بعد از ۳۹ روز از اعتصاب غذا، مسؤلان قضائی هنوز با عدم پاسخگوئی به خواست جعفر عظیم زاده و ادامه فشارها از جمله اجازه رسیدگی پزشکی ندادن به آسیب دیدگیهای جسمیش اصرار بر شکستن مقاومت وی دارند. اما در برابر این ضدیت دستگاه قضائی، سیل حمایتها از این رهبر زندانی جنبش کارگری همچنان خروشان است. دیدار فعالین عرصه های مختلف اجتماعی با خانواده جعفر عظیم زاده یکی از شیوه های تقویت جنبش مبارزه با به کارگیری اتهامات امنیتی علیه فعالین است. با تداوم بخشیدن به دیدار با خانواده جعفر عظیم زاده و دیگر زندانیان عرصه های اجتماعی و تبدیل کردن این دیدارها به یکی از سنتهای مبارزه، زندانیان را زیر چتر حمایتهای توده ای گرفته و خواهان آزادی فوری آنها شویم.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۱۷ خرداد ۹۵

*************

دیدار جمعی از فعالین سیاسی، اجتماعی و مادران پارک لاله با خانواده جعفر عظیم زاده

روز شنبه ۱۵ خرداد ۹۵ جمعی از فعالین سیاسی، اجتماعی و مادران پارک لاله به دیدار خانواده جعفر عظیم زاده رفتند. افراد ضمن ابراز همدلی و همراهی با خانواده جعفر، دفاع از خواست او مبنی بر حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین وظیفه خود که بازماندگان قربانیان واز آسیب دیدگان ناشی از به کارگیری چنین حربه هائی توسط دستگاه قضائی برای صدور احکام غیرقابل جبران هستند و همچنین وظیفه عموم انسانهای شریف جوامع بشری دانستند.

*************

نامه اتحادیه کشتیرانی کانادا به دبیر کل سازمان جهانی کار

گای رایدر دبیر کل سازمان جهانی کار
سازمان جهانی کار و دیگر نهادی های بین المللی در جریان توحش سازمان یافته جمهوری اسلامی و کارفرما هایش بر علیه کارگران و فعالین کارگری در ایران قرار گرفته اند. همه اینها نمونه های اعمال تروریستی کارفرمایان علیه کارگران است. این دیگر به چه منوالی است که همه این اتفاقات و موارد به رویت شما رسیده است اما ایران عضو سازمان جهانی کار باقی مانده است. سازمان جهانی کار چه اقداماتی بعمل اورده است تا اطمینان حاصل کند که ایران و کارفرماها و عواملش از ضدیت با کارگران دست بر دارند و بیعدالتی در قبال آنان پایان پذیرد و تضییع حقوق پایه ای انسان, اختناق و همه دیگر اشکال اعمال بربریت به همین منوال ادامه نیابد.
اعدام کارگران, کتک کاری, شلاق و تازیانه زدن انان, استثمار زشت و شنیع کودکان کار، ارعاب و تهدید کارگران, تضییع حقوق مسلم و پایه ای کارگران مانند حق تشکل، حق آزادی ابراز عقیده سیاسی و خیلی موارد دیگر، از زمره اتفاقات روزمره در ایران است. همه این موارد به اطلاع سازمان جهانی کار رسانده شده است. یقینا فقدان یک اقدام اساسی و جدی علیه ایران، حاکی از همدستی و شریک بودن در این جرایم است. این باعث شرم و سرافکندگی یک سازمانی مثل سازمان جهانی کار و سازمان هایی است که مبلغ ارزش ها و اصول کارگری می باشند. که آگاهانه چشم شان را به روی واقعیت می بندند.
واحد سیدنی اتحادیه کشتیرانی استرالیا ایران را برای ادامه توحشش نسبت به کارگران و فعالین کارگری محکوم می کند. در عین حال ما تمام افراد و سازمانهایی را که اجازه می دهند چنین بربریت بر علیه کارگران در ایران ادامه یابد را بدون اینکه هیچ کمپینی برای لغو قوانین ضد کارگری پیش برند، محکوم می نماییم.
ما سازمان جهانی کار را عاجلا فرا می خوانیم که عضویت ایران از سازمان جهانی کار را لغو نماید. ما سازمان جهانی کار را عاجلا فرامی خوانیم تا از ایران فورا بخواهد که همه زندانیان سیاسی و کارگران زندانی را آزاد کند و همه قوانینی را که اعدام ها و زندانی نمودن و همه تنبیهات دیگر دولت و کارفرماها را مجاز می نماید، لغو نماید و قوانینی را وضع نماید که حافظ حقوق انسان و دسترسی به همه حق و حقوق انان باشد.
اگر مایلید که روی این موضاعت مباحثا کنیم لطفا از تماس با من دریغ نفرمایید.

با احترام
پل مک لی
رئیس واحد سیدنی
اتحادیه کشتیرانی استرالیا

*************

شاید فردا دیر باشد

جعفر عظیم زاده را یک بار، آن هم فقط به مدت چند دقیقه دربند هشت زندان اوین دیدم. درهیجد همین روز از سومین اعتصاب غذای خود بودم و دادیار ناظر بر زندان به بند هشت آمده بود و بازندانیان
سیاسی این بند سرگرم گفت و گو بود. درادامه مر اهم ازبند هفت خواسته بود و ضمن شنیدن حرف ها و خواسته هایم واعلام این که کاری ازدستش بر نمی آید، تقاضا می کرد که به اعتصاب غذا پایان دهم.
در پایان این گفت وگوی بی نتیجه، از وی خواستم که اجازه دهد چند دقیقه ای بازندانیان سیاسی و صنفی بندهشت که پشت در منتظرم بودند گفت و گویی داشته باشم. ایشان هم پذیرفت و فرصتی پیش آمد تا با دوستانی که خیلی هایشان را نمی شناختم وبعضا فقط اسمشان را شنیده بودم روبرو شوم. البته همکارانم، اسماعیل عبدی، رسول بداقی و علیرضاهاشمی هم درجمع آنان بودند.
اکثریت این دوستان و یا بهتر است بگویم تمامی آن هایی که با آن ها به گفت و گو پرداختم به شدت نگران سلامتیم بودند و درخواست داشتند که به اعتصاب غذایم پایان دهم .
یکی ازکسانی که بیش از همه نگران بود و از من می خواست راه های دیگری برای پی گیری خواسته ها و بیان اعتراضاتم به احکام ناعادلانه پیداکنم، جعفر بود. نگاه دلسوزانه ی او به موضوع و بیان صادقانه ی درخواستش برای شکستن اعتصاب غذا، مرابه شدت مجذوب وی کرده بود اما از آن جاکه بر ادامه ی راه مصمم بودم نتوانستم به درخواست او وسایر دوستان پاسخ مثبت دهم.
به هرحال چندروزبعد، دادستانی، باقول مساعد برای پی گیری پرونده ام، مرا روانه ی منزل کرد و متعاقب آن در ۳۲ مرخصی بودم و بحث اعاده ی دادرسی را پی گیری می کردم.
چند ماهی از آن دیدار گذشت و هم زمان با اعتصاب غذای اخیر، تعداد زیادی از دوستانی که آن روز مرا از اعتصاب غذا نهی می کردند، دست به اعتصاب غذا زدند که دربین آن ها نام جعفر عظیم زاده نیز به چشم می خورد. این که چرا و چگونه فرد یا افرای به این نتیجه می رسند که دست به این عمل خطرناک بزنند را فقط خود اعتصاب کننده می تواند توضیح دهد و چه بسا شرایطی پیش می آید که برخی ازافراد علی رغم تمامی دلایل و استدلالهایی که برای نفی این عمل دارند مجبوربه انتخاب این راه می شوند، یعنی به مرحله ای می رسند که احساس می کنند تمامی راه های رساندن پیام و یارسیدن به نتیجه به رویشان بسته شده و باالاجبار به این روش پناه می برند. افرادی مانند جعفرعظیم زاده، کبودوند و دیگران نیز قطعا همین مسیر را طی کرده اند و پس از روزها وساعت ها کلنجار رفتن با خود و بررسی فواید و ضررهای کار ، تن به این انتخاب داده اند.
با این اوصاف وعلی رغم همه ی نظرات موافق و مخالفی که درباب اعتصاب غذا وجود دارد و بدون لحاظ کردن جنبه های مختلف قضیه که خود نیاز به نگارش مقالاتی مستقل، انتقادی و تحلیلی دارد، معتقدم وظیفه ی تک تک انسان هایی که نظاره گر ماجرا هستند، حمایت بی قید و شرط از شخص اعتصاب کننده در زمان اعتصاب غذا و تلاش برای انتقال پیام وی و جلب رضایت مسوولان مربوطه برای حل مشکلات اعتصاب کننده است. رفتاری که در چنین شرایطی، یعنی زمانی که مشاهده می کنیم جان انسانی درخطراست به طور کاملا طبیعی ازهمنوعان انتظارمی رود.
یادم هست، وقتی که حسین رونقی ملکی دراعتصاب غذا بود و وضعیتش به مرزبحران رسیده بود، حتی برخی زندانیان مالی، که بعضا به دلیل اختلافات سیاسی درجبهه ی مخالف او قرار داشتند نیز نتوانستند نسبت به سرنوشتش بی تفاوت باشند و با امضای نامه ای در حمایت از او، خواستار رسیدگی به وضعیتش شده بودند.
با این اوصاف، درحال حاضربیش از ۳۷ روز از اعتصاب غذای جعفرعظیم زاده می گذرد، یعنی جعفر تاکنون خود را ازخوردن حداقل ۱۰۰ وعده ی غذایی محروم کرده است و این یعنی نگرانی، نگرانی برای بروز و وقوع یک فاجعه که هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد. امروزجان امثال عظیم زاده وکبودوند و ... به شدت در معرض خطر است. انسان هایی که نه مرتکب جنایتی شده اند و نه حق مظلومی را ضایع کرده اند و شاید تنها جرمشان این باشد که نتوانستند یا نخواستند نسبت به آن چه در اطرافشان می گذرد بی تفاوت باشند.
به عقیده ی حقیر، وظیفه ی انسانی هر فردی است که از تمام توان خود برای نجات انسانی دیگر که درمعرض مرگ وخسارت است استفاده نماید.
دراین راه، رایزنی با مسوولان، بویژه مسوولان دادستانی ونمایندگان مجلس نیز به عنوان یک گزینه ی تاثیرگذار درکنارسایرگزینه ها، هرگز نباید نادیده گرفته شود. درخاتمه به مسئولان قضایی وامنیتی نیز یادآوری می کنم که ایجاد فضای امنیتی برای فعالیتهای صنفی و مدنی و سوق دادن فعالان اجتماعی محکوم به احکام سنگین به سمت تصمیمات خطرناکی چون اعتصاب غذا، ممکن است عواقب بسیار خطرناک و جبران ناپذیری برای فرد و جامعه به همراه داشته باشد که قطعا باتدبیر و مدارا می توان مانع ازبروز این خسارت ها شد.

والسلام - محمودبهشتی لنگرودی - ۱۴ خرداد ۱۳۹۵

*************

حمایت برخی از زندانیان سیاسی از جعفر عظیم زاده

۳۷ روز از اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده می گذرد، وخامت وضعیت جسمانی و شرایط خطیر او رسیدگی فوری به وضعیت ایشان را ایجاب می کند. ضمن تاکید بر مطالباتشان از قبیل رفع اتهامات امنیتی برای فعالین صنفی، کارگری و معلمان، در اعلام حمایت و همبستگی با ایشان از روز یکشنبه ۱۶ خرداد به مدت دو روز در اعتصاب غذا خواهیم بود.

علی معزی - سعید شیرزاد - امیر امیرقلی

*************

تجمع اعتراضی فعالین مریوانی در حمایت از محمد صدیق کبودوند و جعفر عظیم زادە و کارگران شلاق خوردە آق درە

امشب ۱۵ خرداد شهروندان و فعالین مریوانی در حمایت از فعال حقوق بشری آقای محمد صدیق کبودوند ، فعال کارگری جعفر عظیم زادە و در اعتراض بە حکم شلاق خوردن کارگران آق درە تجمع اعتراضی برگزار کردند.
در این تجمع کە با حضور جمعی از شهروندان و فعالین در پارک شانو مریوان برگزار شد ، حاضرین با در دست داشتن تراکت هایی نقض گستردە حقوق زندانیان و کارگران محکوم کردند

******************

افشین بایمانی در حمایت از اعتصابیون به اعتصاب غذا پیوست

زندانی سیاسی زندان رجایی شهر که هفته پیش پس از یک حمله قلبی به بیمارستانی در کرج اعزام شده بود٫با نوشتن نامه ای رو به هموطنان از شرایط ضد انسانی انتقالش به بیمارستان و عدم رسیدگی نوشت و طی این نامه اعلام کرد که از امروز اعتصاب غذا کنندگان می پیوندد.

متن نامه این زندانی سیاسی به شرح زیر است:
هموطنان عزیز در ۲ بامداد چهارشنبه مصادف با ۱۳۹۵/۳/۱۲ در اثر حمله قلبی اینجانب را به بیمارستانی در کرج اعزام کردند، اما با وجود ازدحام بیماران در آن محل مجبور شدم که تمام مدتی که در بیمارستان بودم در روی یک صندلی با دست بند و پابند نشسته و در نهایت بدون هیچ گونه رسیدگی و درمان به زندان عودت شدم، در حالی که به شدت از ناراحتی قلبی و ریوی رنج می برم.
در همین حال شنیدم تعدادی از زندانیان سیاسی در زندان های مختلف کشور در اعتراض به فشارهایی که به طرق مختلف بر آنها وارد شده دست به اعتصاب غذا زده اند. این حس درد مشترک که من با گوشت و پوست خود آن را لمس کردم مرا مکلف می سازد که برای اعتراض به وضعیت خودم و حمایت از دوستان اعتصابی از جمله مریم نقاش زرگران در زندان اوین، مسعود عرب چوبدار،جعفر عظیم زاده، محمد عبداللهی، امیر درستی، محمدصدیق کبودوند، احسان مازندرانی و ... از روز شنبه ۱۳۹۵/۳/۱۵ دست به اعتصاب غذا بزنم.

******************

افشین بایمانی - زندان گوهردشت (رجایی شهر کرج)

جعفر عظیم زاده اعلام کرد، از مراجعه به بهداری زندان و اعزام به بیمارستان خودداری خواهد نمود

جعفر عظیم زاده از امروزجمعه ۱۴ خرداد ۹۵ در اعتراض به عدم توجه مسئولین قضایی و حکومتی جمهوری اسلامی به خواست برحق برداشته شدن اتهامات امنیتی از روی فعالیتهای صنفی وعدم انجام کمترین اقدامی دراین زمینه، در طول نزدیک به ۴۰ روز اعتصاب غذا، اعلام کرده است، از مراجعه به بهداری زندان جهت تست فشار خون و اندازه گیری وزن روزانه خودداری و مطلقا حاضر به اعزام به هیچ بیمارستانی نخواهد شد.
جعفر عظیم زاده در مدت نزدیک به ۴۰ روز اعتصاب غذا، علی رغم اینکه از بیست روزپیش مشکل حاد تخلیه ادرار خود را اعلام کرده وبا وجود بی حالی مفرط، چهار بار فقط به مراکز درمانی بیرون از زندان اعزام شده که در اورژانس این بیمارستانها غیر از رسیدگی به بی حالی وی (همان اقداماتی که در بهداری زندان روزانه انجام می گیرد) در حالیکه بیش از ۲۰۰ سی سی خون از ایشان گرفته شده است، هیچ خدمات دیگری ارائه نکرده اند.
طبق آخرین تستهائی که امروز در بهداری زندان از فشار خون و وزن جعفرعظیم زاده به عمل آمده، فشار خونش هفت روی پنج بوده و وزنش از ٦۴ کیلو به ۵۰ کیلو رسیده که نزدیک به ۲۲ درصد از وزن خود را از دست داده است.
ممانعت از رسیدگی پزشکی، یکی از روشهای معمول دستگاههای قضائی و دولتی در شکنجه دادن زندانیان است که به خاطر منحصر بودنش در ایران، قبح و ضد انسانی بودن آن هنوز به اندازه روشهای دیگر شکنجه مانند شلاق و کابل و درآوردن ناخن در اذهان بشریت متمدن رسوا نشده است. این، نوعی از شکنجه به قصد کشتن است که زندانی را تا هنگام مرگ همراهی می کند. جعفر عظیم زاده تا امروز در نتیجه اعمال این نوع از شکنجه، مجاری اداریش آسیب دیده و بیم آن می رود بعد از مدت طولانی اعتصاب غذا و عدم درمان ،اعضاء دیگر داخلی بدنش هم دچار ضایعه گردند.
با تداوم و وسعت دادن به اعتراضاتمان ضمن برملا کردن ممانعت از رسیدگی پزشکی به عنوان شکنجه زندانیان، خواهان رسیدگی پزشکی و آزادی فوری و بی قید و شرط جعفر عطیم زاده شویم.

۱۴ خرداد ۹۵

******************

اعتراض جمعی از زنان بازنشسته کارگری به تداوم فشار بر جعفر عظیم زاده

خواستهای به حق جعفر عظیم زاده همانا خواستهای همه ما کارگران ومزد بگیران است. در اعتراض به امنیتی کردن خواستها و اعتراضاتی که این کارگر زندانی آغازگرش است، هم صدائیم. به ۴۰ روز بی توجهی کردن مسؤلان زندان، درمانگاه زندان و دستگاه قضائی ، نسبت به خواست و سلامتی جعفر عظیم زاده معترض هستیم ،چرا و چگونه است هیچ ارگانی پاسخگو نمیباشد؟
ما همه کارگران و مزد بگیران نگران سلامتی این کارگر میباشیم و به قوه قضائیه اعلام می کنیم مسئول مستقیم جان جعفر عظیم زاده میباشید، تا فاجعه ای رخ نداده صدای اعتراض مان را بشنوید.

******************

وخامت وضعیت جسمانی جعفر عظیم زاده و انتقالش به بیمارستان

امروز چهارشنبه ۱۲ خرداد ۹۵ ساعت ۹ صبح جعفر عظیم زاده به خاطر وخامت حالش به بیمارستان شهدای تجریش انتقال یافت، اما پس از ۴ ساعت بلاتکلیفی در بیمارستان ، اعلام نمودند که پزشک متخصص داخلی در بیمارستان وجود ندارد .به همین دلیل بدون هیچ گونه اقدامی در جهت مداوای وی، به زندان اوین بازگردانده شد. در حالیکه کلیه های جعفر عظیم زاده تقریبا از کار افتاده اند و نیاز مبرم و اضطراری به مداوا دارند و حال عمومیش به شدت وخیم است.
به نظر میاید که مسئولین بیمارستان اوین در اعزام و بستری شدن جعفر عظیم زاده، علی رغم دستور دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی کارشکنی میکنند.
اما پس از بازگرداندن جعفر عظیم زاده به زندان اوین حال وی وخیم میشود و او را به بیمارستان امام خمینی انتقال میدهند و اکنون در ارژانس این بیمارستان بستری گردیده است.

۱۲ خرداد ۹۵

******************

نامه اتحادیه کارگران ساختمان، جنگل و مراتع، انرژی و معدن استرالیا

۳۱ مه ۲۰۱۶
رهبر جمهوری اسلامی ایران
ایت الله سید علی خامنه ای
رئیس جمهور اسلامی ایران
حسن روحانی
وزارت دادگستری
هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران مستقر در سازمان ملل

واحد عمومی استان نیو سات ولس اتحادیه ساختمان، جنگل و مراتع، انرژی و معدن که بزرگترین اتحادیه کارگری استرالیا می باشد و کارگران این واحدهای صنعتی را تحت پوشش دارد، این نامه را برایتان می نویسد و نگرانی عمیق خود در مورد بی حقوقی کارگران در ایران را ابراز می دارد.
ما این نامه را برایتان می نویسیم تا بگوییم که نگران سلامتی و تندرستی زندانی سیاسی جعفر عظیم زاده فعال حقوق کارگری که الان مدت ۳ هفته است در زندان وحشتناک اوین در اعتصاب غذای نامحدود بسر می برد، هستیم. جعفرعظیم زاده در نوامبر سال قبل به جرم شرکت در فعالیت های مشروع کارگری دستگیر شده و در حال حاضر حکم شش ساله زندان خود را طی می کند. او بمنظور نائل شدن به مطالباتی از جمله توقف اجرای حکم فعلی و بررسی مجدد درخواست او مبنی بر رد اتهام فعالیتش بر علیه امنیت ملی، دست به اعتصاب غذا زده است. (لازم به توضیح است که جعفر عظیم زاده امروز ۳۳ روز است در اعتصاب غذا بسر میبرد که در نامه این اتحادیه به اشتباه سه هفته ذکر شده است) ما همچنین این نامه را درمورد شلاق زدن به ۱۷ نفر از کارگران معدن آق دره تکاب در غرب غرب ایران که با شکایت و درخواست کارفرمای مربوطه و بخش حراست بوقوع پیوست و هر کارگری بین ۳۰ تا ۱۰۰ ضربه شلاق خورد، مینویسیم. این اولین باری نیست که کارگران در ایران شلاق میخورند.
ما انزجار خود نسبت به استثمار وحشیانه کارگران در ایران و محرومیت آنان از حق تشکل و اعتراض که در بیشتر کشورهای دنیا پذیرفته شده است، را ابراز می داریم.

ارادتمند شما
ریتا ملیا
رئیس واحد استان

******************

دومین روز تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی و دفتر ریاست جمهوری در اعتراض

ادامه عدم پاسخگوئی قوه قضائیه نسبت به وضعیت جسمی و خواست جعفر عظیم زاده

امروز سه شنبه ۱۱ خرداد ۹۵ خانواده جعفر عظیم زاده به همراه جمعی از کارگران و معلمان برای دومین روز متوالی از ساعت ۱۰ صبح علی رغم اینکه در بدو ورود به مقابل مجلس با ممانعت مأموران مواجه شدند، با بالا گرفتن پلاکاردها و با مقاومت خود را به محل مورد نظر رساندند و در آنجا تجمع کردند. در حالیکه مأموران مدام تهدید می کردند و می گفتند:
پلاکاردها را جمع کنید و متفرق شوید، ما دستور داریم جمعتان کنیم! معترضان در جواب مأموران گفتند ما روز گذشته در همین جا اعتراض به پا کردیم و نامه ای حاوی شرح حال جعفر عظیم زاده و خواست پاسخگوئی به طومار اعتراضی از سوی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ارائه دادیم و همان وقت هم اعلام کردیم در صورت عدم پاسخگوئی به تجمعاتمان در روزهای آتی ادامه خواهیم داد. حالا باید به ما پاسخ دهید. در نتیجه پافشاری جمع معترض برای کسب جواب، مأموران اکرم رحیم پور همسر جعفر عظیم زاده و یک نفر از حاضرین را نزد مسؤل دفتر مراجعه به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس فرستادند، اما مسئول مذکور اعلام کرده که هنوز هیچکدام از نمایندگان کمیسیونها اعتبارنامه نگرفته اند، ضمن اینکه مجلس نمی تواند در کار قوه قضائیه دخالت کند! بعد از بازگشت همسر جعفر عظیم زاده و همراه وی، معترضان با حمل پلاکاردها در حالیکه مأموران آنها را مراقبت می کردند، تا مترو راهپیمائی کردند، ولی قبل از سوار شدن بر قطار، مأموران اقدام به تهدید کردن و گرفتن تعدادی از پلاکاردها نمودند
تجمع کنندگان به دنبال طفره رفتن مجلس از پاسخگوئی، مقابل مجلس را ترک کرده و در برابر دفتر ریاست جمهوری اقدام به تجمع کردند. دفتر ریاست جمهوری نیز از ناتوانی این بالاترین نهاد اجرائی از دخالت در کار قوه قضائیه صحبت کرد! اما با اصرار حاضرین یکی از مسؤلین دفتر ریاست جمهوری ناچار به پذیرش آنها با همراهی دو تن از مأمورین لباس شخصی برای شنیدن صحبتهایشان گردید. سپس نامه ای مشابه همان نامه که روز گذشته به مجلس داده شده بود، به مسؤل دفتر ریاست جمهوری داده شده. مسؤل دفتر ریاست جمهوری در پایان گفت که ما هر چند توان دخالت در کار قوه قضائیه را نداریم، اما سعی می کنیم شرایط ویژه زندانی را گوشزد و خواهان رسیدگی فوری شویم. ساعت ۱۱:۲۰ دقیقه جمعیت با اعلام اینکه اگر جواب ندهید ما بازهم بر می گردیم، محل را ترک کردند.
لازم به ذکر است که رونوشت طومار اعتراضی با بیش از۳ هزار و ششصد نفری به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، به دفتر ریاست جمهوری نیز داده شده است.
طفره رفتن نهادها و دستگاههای مسؤلیت دار از پذیرش مسؤلیتهای خود در قبال تضییع حقوق انسانهای تحت ستم از کارگران و معلمان گرفته تا هر مزدبگیر و ..... نه تنها استقلال این نهادها از همدیگر را اثبات نمی کند، بلکه رویکردی سیستماتیک برای پوشش دادن اقدامات مشترک آنها علیه این اکثریت جامعه می باشد. این هم پوشانی و یکی بودن نهادها در میدان عمل در برابر کارگران و معلمان و ..... هر روزه به نمایش گذاشته می شود. شورای عالی امنیت ملی که یکی از وظایفش تأمین امنیت ملی! (همان امنیتی که مزدبگیران با داشتن زندگی راحت آن را به خطر می اندازند) است، سران سه قوه اعضاء اصلی آن هستند و در رأس آن رئیس جمهور قرار دارد. ولی آشکارا تلاش می کنند نقش خود را در چنین مواقعی پنهان کنند.
اما کارگران، معلمان و همه مزدبگیران نخواهند پذیرفت. وظیفه همه است که به عدم پذیرش مسؤلیت و طفره رفتن هر دستگاهی اعتراض کنند.

۱۱ خرداد ۹۵

******************

هشدار: طبق نتایج آزمایشگاهی، کلیه های جعفرعظیم زاده درحال ازکارافتادن است.

بدنبال معاینه ای که در مدت بسیارکوتاهی در روز شنبه هشتم خرداد در جریان انتقال جعفر عظیم زاده به بیمارستان شهدای تجریش صورت گرفت ، دکترمتخصص ارولوژی دستورآزمایش خون و ادرار و سونوگرافی از کلیه ها رو صادرکرد. بعلت بازگشت سریع جعفر عظیم زاده به زندان، این نمونه برداری ها نه در بیمارستان بلکه در خود زندان و با امکانات آنجا انجام شد.
امروز جواب آزمایشات منتشر شده نشان میدهد که درآزمایشات مریوط به کلیه ها ماده ای بنام کتون دیده شده که نشان از روند تخریب کلیه هاست و طبق نظر متخصصین روند ازکارافتادن کلیه ها شروع شده است.
اجسام کتونی حدود ۱۲-۴ ساعت بعد از ظاهر شدن در ادرار، در خون تجمع پیدا می کنند. به همین خاطر است که تشخیص زود هنگام کتواسیدوز از طریق انجام آزمایش کتون ادرار اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در واقع در اثر شکسته شدن بیش از حد ذخایر چربی ، مقدار اسید چرب خون (که همان مواد سازنده چربی خون است) به طرز خطرناکی بالا می رود و این اسید های چرب اضافی به "اجسام کتون" تبدیل می شوند.
جعفر عظیم زاده با پشت سر گذاشتن ۳۳ روز اعتصاب غذا، جانش در خطر است در حالیکه مسؤلان قضائی همچنان به قصد شکستن اراده ومقاومت ایشان ، سعی بر عدم پاسخگوئی وعدم اقدام اساسی درجهت حل آن دارند.
اتحادیه آزادکارگران ایران ضمن هشدار به مسئولین زندان و قوه قضائیه ، همراه با گسترش حمایت های اقشارمختلف جامعه و پشتیبانی های بین المللی ، برفشار خود برای مداوا ، تحقق خواسته و آزادی ایشان تلاش خواهد کرد.

۱۱ خرداد ۹۵

تجمع کارگران و خانواده های آنان در پارک کودک سنندج در اعتراض

به عدم پاسخگوئی دستگاه قضائی به خواست جعفر عظیم زاده و شلاق زدن کارگران "آق دره"

امروز دوشنبه ۱۰ خرداد ۹۵ جمعیتی حدود صد نفر از اعضاء اتحادیه آزاد کارگران ایران، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری، تعدادی از کارگران شهر سنندج به همراه خانواده هایشان در اعتراض به عدم پاسخگوئی مسؤلین قضائی به خواست جعفر عظیم زاده و همچنین به شلاق بستن کارگران معدن طلای "آق دره" از ساعت ٦ بعد از ظهر به مدت ۴۰ دقیقه در پارک کودک شهر سنندج اقدام به تجمع و سر دادن شعارهائی ازقبیل "جان جعفر عظیم زاده در خطر است و شعارهای دیگری که حاوی خواست آزادی بی قید و شرط جعفر و محکومیت شلاق زدن کارگران آق دره" بود، نمودند.
این تجمع در ساعت ٦ و چهل دقیقه قبل از رسیدن مأمورین انتظامی به پایان رسید.
تجمعات امروز صبح مقابل مجلس شورای اسلامی در تهران و بعد از ظهر در پارک کودک شهر سنندج، نمادی از عزم و اراده کارگران، معلمان و بقیه مزدبگیران جامعه برای مقابله با به کارگیری اتهامات امنیتی علیه فعالین این جنبشها به قصد منکوب کردن اعتراضات اکثریت به تنگ آمده جامعه از فقر و تنگدستی و تنگناهای اجتماعی، توسط دستگاه قضائی را با گام گذاشتن در مرحله تعیین کننده تری به نمایش گذاشتند. جنبش وسیعی که از هنگام صدور بیانیه مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی حول مطالبه حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین براه افتاده است، بیانگر اهمیت این مطالبه در زندگی اکثریت جامعه است و به همین خاطر روز به روز بر وسعت و رو به اعتلا گذاشتنش افزوده می گردد.
زنده باد کارگران و معلمان و خانواده هائی که امروز با تجمعات خود، جنبش تازه پا گرفته علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و اجتماعی را قدرت بیشتری بخشیدند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۱۰ خرداد ۹۵

******************

تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی در اعتراض به تداوم

مقابله قوه قضائیه با خواست جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

امروز دوشنبه ۱۰ خرداد ۹۵ جمعی شامل اعضاء خانواده جعفر عظیم زاده، فعالین کارگری و معلمان در اعتراض به تداوم مقابله قوه قضائیه با خواست جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی از ساعت ۱۰ صبح در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع کرده که تا ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه ادامه داشته است.
این تجمع اعتراضی بعد از ۳۲ روز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در ادامه سیل گسترده حمایتهای جهانی از وی و اسماعیل عبدی، و همچنین به قصد پیگیری طوماری صورت گرفته که طی هفته گذشته در اعتراض به مقاومت دستگاه قضائی در برابر اعتراضات بین المللی و فشار آوردن به جعفر عظیم زاده به منظور شکستن اراده اش از پیگیری خواست حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین، با امضاء بیش از ۳ هزار و ششصد نفر تحویل کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی داده شد و در آن خواهان پاسخگوئی شده بودند.
در جریان تجمع امروز مقابل مجلس، کسی به نمایندگی از مجلس برای جویا شدن از علت تجمع به میان جمع آمده که تجمع کنندگان ضمن ارائه گزارشی از وضعیت جعفر عظیم زاده، با ارائه نامه ای خطاب به هیئت رئیسه مجلس با امضاء خانواده جعفر عظیم زاده و تعدادی از تجمع کنندگان خواهان پاسخگوئی به خواست مندرج در طومار ۳ هزار وششصد نفری و رسیدگی فوری به مطالبه عظیم زاده شدند. همچنین معترضین اعلام کردن در صورت بی پاسخ ماندن خواستشان از فردا وروزهای آتی به تجمعات خود ادامه خواهند داد.
قابل توجه است که از هنگام انتشار بیانیه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی، همزمان با مقاومت رو به بیرون و عریان دستگاه قضائی در برابر خواست آنها مبنی بر حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی که اکنون به یک خواست سراسری در ایران با پشتوانه ای جهانی تبدیل گشته است، در داخل زندانها و بازداشتگاهها، در خفا و به دور از انظار عمومی فشارها و مقابله هایی همسو با آنچه که به طور علنی بیرون از زندانها در جریان است، علیه افرادی که طی این مدت بازداشت شده اند، به نمایش گذاشته می شود. طی این مدت تعدادی از فعالین بازداشت شده اند که دستگاههای قضائی با دور زدن همین قانونی که بر مبنای آن "خواستار نان بودن" را مصداق جرم علیه کارگر و معلم و غیره می دانند، همچنان تا زمان محاکمه و تعیین تکلیف نهائی (مجازات یا تبرئه و آزادی) در بازداشت هستند در حالیکه مطابق قانون باید تا زمان محاکمه و صدور حکم با سپردن وثیقه موقتا آزاد شوند!
جعفر عظیم زاده با پشت سر گذاشتن ۳۲ روز اعتصاب غذا، جانش در خطر است در حالیکه مسؤلان قضائی همچنان به قصد شکستن اراده توده ای در اصرار بر حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین، سعی بر عدم پاسخگوئی دارند و از طرفی دیگر در بازداشتگاهها و زندانها با بلاتکلیف نگه داشتن بازداشت شدگان می خواهند پروژه مقابله با این خواست سراسری را تکمیل نمایند. باید وسیعا به این رویه و رویکرد مسؤلان مربوطه اعتراض کرد. باید به تجمعات اعتراضی خود مقابل مراکز و نهادهای مسؤل که از امروز شروع شده ادامه داد و به طور گسترده در آنها شرکت کرد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۱۰ خرداد ۹۵

******************

جعفر عظیم زاده به بیمارستان انتقال یافت و بدون مداوا به زندان برگردانده شد!

بعد از ۳۰ روز اعتصاب غذا ، امروز جعفر عظیم زاده برای دومین بار طی ۸ روز گذشته به خاطر وخامت حالش به بیمارستان اعزام می گردد و بدون هیچ مداوائی به زندان برگردانده می شود.
شب اول خرداد جعفر عظیم زاده را به خاطر صدمه به کلیه هایش ظاهرا به قصد مداوا به بیمارستان تجریش منتقل کردند که بعدا معلوم گردید این یک بازی بیش نبوده و صرفا به قصد تزریق سرم غذائی بوده تا اعتصاب غذایش را بشکنند. در آن شب جعفر عظیم زاده اجازه تزریق سرم غذائی را نداده بود اما به توصیه پزشک اورژانس و اصرار همسر و همراهان همسرش رضایت به تزریق سرم نمکی به خاطر انجام آزمایشات کلیه هایش می دهد که با تعویض پزشک به بهانه تعویض شیفت! پزشک جدید اعلام می کند مشکل اورژانسی ندارد و برای آزمایشات ارولوژیکی باید به درمانگاه برود. به این ترتیب ساعت ۴ صبح مأموران او را بدون مداوا به زندان اوین می برند.
امروز شنبه ۸ خرداد نیز برای بار دوم جعفر عظیم زاده به خاطر وخامت حالش ساعت ۱۰ صبح به همراه مأموران به بیمارستان تجریش منتقل می شود که با وجود اینکه متخصص کلیه و مجاری ادرار برایش انجام آزمایش و سونوگرافی تجویز می کند، اما بعد از بیست دقیقه مأموران بدون انجام آزمایش و سونوگرافی جعفر را به زندان بر می گردانند!
اجرای نمایشات تحقیرآمیز و ضد انسانی مانند آنچه مسؤلان قضائی و زندان طی ۸ روز گذشته به بهانه مداوا بر سر جعفر عظیم زاده آورده اند به بخشی از پروژه اعمال فشار و شکنجه جسمی و روحی علیه زندانیان تبدیل شده است. جعفر عظیم زاده در حالیکه به خاطر یک ماه اعتصاب غذا کلیه هایش شدیدا" آسیب دیده و دفع ادرار نیز برایش به سختی فراوان انجام می گیرد ، وبلحاظ جسمی بشدت توان و انرژی اش تحلیل رفته، مسؤلان قضائی مشغول اجرای چنین نمایشات مشمعز کننده و انزجار آمیزی با وی هستند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن این رفتارغیرانسانی و با توجه به سلامتی کامل جعفر عظیم زاده طبق آزمایشات ومستندات پزشکی دربدو ورود به زندان، مسئولیت عواقب ناگوار وغیر قابل پیش بینی را متوجه قوه قضاییه میداند.

هشتم خرداد ۹۵

******************

پیام جعفر عظیم زاده به اجلاس سازمان جهانی کار ILO می ٢٠١٦

   فایل صوتی اینجا کلیک کنید.

با سلام و احترام

جناب دبیر کل و نماینده های کارگری حاضر در اجلاس

من جعفر عظیم زاده کارگر زندانی در ایران هستم و امروز ٢٧ می، بیست و نهمین روز اعتصاب غذا را در اعتراض به نقض گسترده حقوق بنیادین کارگران ایران و در اعتراض به عملکرد سازمان جهانی کار ILO پشت سرمیگذارم .
من بدلیل شرکت موثر در تاسیس اتحادیه آزاد کارگران ایران، شرکت در جمع آوری چهل هزار امضا با خواست اجرای ماده ۴١ قانون کار برای افزایش مزد ،مشاوره و کمک به کارگران اعتصابی در برخی نقاط کشور برای دستیابی به خواسته های قانونی اشان، برگزاری و شرکت در تجمعات مسالمت آمیز کارگری در مقابل وزارت کار و مجلس و برگزاری نشست با دیگر تشکلها و نهادهای مستقل کارگری به شش سال زندان محکوم شده ام.
لازم است تاکید کنم نکاتی را که به عنوان دلایل محکومیت شش ساله ام برشمردم عینا اهم مواردی است که در متن حکم صادره بر علیه من به عنوان مصادیق اتهامات اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ذکر شده است.
بهنام ابراهیم زاده و محمد جراحی بیش از شش سال است به دلیل فعالیتهای صنفی در زندان به سر میبرند. بهنام به دلیل ابراز نظر و عقیده از داخل زندان به هفت و نیم سال زندان دیگر نیز محکوم شده است .علاوه بر اینها در طول یک سال گذشته صدها کارگر بدلیل اعتراضات مسالمت آمیز به اخراج و عدم پرداخت مزد به دادگاهها احضار ،تهدید و مورد بازدداشت و پرونده سازی قرار گرفتن و اکثریت بالایی از نماینده ها و فعالین موثر معدود تشکلهای مستقل کارگران و معلمان در دادگاهها به زندانهای طویل المدت از ۵ تا ١۴ سال محکوم و منتظر تایید و اجرای این احکام ظالمانه میباشند.
در ایران کوچکترین و مسالمت آمیزترین اشکال اعتراضی کارگران در محیطهای کار برای دریافت ماهها حقوق معوقه و یا اخراج و مسائلی از این دست ،بلافاصله با حضور نیروهای امنیتی در محل و امنیتی کردن این گونه اعتراضات با هدف ارعاب کارگران مواجه میشود، در اینجا کارگرانی را که به اخراج و یا عدم پرداخت مزد اعتراض میکنند، با حکم قضات همچون عهد بربریت شلاق میزنند .آخرین نمونه چنین مجازات شنیعی علاوه بر موارد متعددی که توسط تشکلهای مستقل کارگری ایران در طول سالهای گذشته به آن سازمان گزارش شده است، ١٧ کارگر معدن طلای آق دره در آذربایجان شرقی میباشد که حدود دو هفته پیش حکم شلاق در مورد آنها در ملا عام اجرا شد.
اینجا در ایران ،امنیت شغلی بدلیل گسترش قریب به صددرصدی قراردادهای موقت سه ماهه، یکماهه و سفید امضا مطلقا وجود ندارد. مزد برابر در ازای کار برابر هم به لحاض جنسیتی و هم بدلیل گسترش و نهادینه شدن شرکتهای پیمانکاری در صنایع بزرگ و متوسط در میان مردان نیز کاملا برافتاده و تبعیض مزدی بیداد میکند ،عدم پرداخت ماهها حقوق کارگران در سطحی گسترده به یک روال عادی در پرداخت مزد کارگران بدل شده است ،کار کودکان بیش از پیش در حال گسترش و تبدیل شدن به امری عادی است ،
اجازه برپایی هیچگونه تشکل مستقلی به کارگران داده نمیشود و اگر در مواردی همچون معدود تشکلهای مستقل موجود، کارگرانی جسارت به خرج داده و اقدام به برپایی چنین تشکل هایی بکنند به شدت مورد سرکوب قرار میگیرند و مطلقا به آنها اجازه حضور و دخالت در مسائل کارگران داده نمیشود .
به طور خلاصه بگویم: در ایران حق برگزاری تجمع ،اعتصاب ،راهپیمایی ،ایجاد تشکلهای مستقل صنفی ،پرداخت بموقع دستمزد ها، امنیت شغلی ،مزد برابر در ازای کار برابر ،ممنوعیت کار کودکان وعدم تحمیل اضافه کاری به عنوان حقوق بنیادین کارگران و معلمان به خشن ترین و گسترده ترین شکلی توسط حکومت پایمال و نماینده ها و فعالین کارگری و معلمان با محکومیت های طویل المدت مواجه و به زندان افکنده میشوند.
نکات مهمی که من بطور فشرده به آنها پرداختم مسائلی نیستند که ما به عنوان فعالین و معدود تشکلها و نهاد های مستقل کارگری ایران گزارش هر ساله ی آنها را به سازمان جهانی کار نداده باشیم. ما در طول حداقل یکدهه ی گذشته هر ساله اینکار را کرده ایم .مقایسه این گزارشها از ده سال پیش به این سو نشان میدهد که نه تنها دولت جمهوری اسلامی خود را ذره ایی ملزم به رعایت حقوق بنیادین کارگران نکرده است بلکه ما با عدم پرداخت بموقع دستمزد ها در ابعادی بسیار گسترده ،نابودی آخرین ذره های امنیت شغلی، تبعیض جنسیت بیشتر، محو مزد برابر درازای کار برابر، گسترش کم سابقه سیاست امنیتی کردن اعتراضات مسالمت آمیز کارگران در محیطهای کار توام با تهدید، ارعاب ،احضار ،بازدداشت، پرونده سازیهای امنیتی و سرکوب سازمان یافته و سیستماتیک تر نسبت به سالهای دهه هشتادشمسی و نسبت به همین سه سال پیش مواجه بوده ایم .
ما کارگران ایران سازمان جهانی کار را بر قوام و دوام چنین وضعیتی بی نقش نمیبینیم چرا که این سازمان نه تنها به مسئولیتهای خود در قبال وظیفه ایی که نسبت به جلوگیری از نقض حقوق بنیادین کارگران توسط دولتهای عضوش دارد، عمل نمیکند. بلکه تا آنجاکه به موضوع حضور نماینده های به اصطلاح کارگری ایران در اجلاس سالیانه ILO برمیگردد چشم خود را سالهاست بر روی این واقعیت محرزنیز میبندد که کسانی که هر ساله تحت عنوان نماینده های کارگران ایران در اجلاس سالیانه آن سازمان شرکت میکنند نه منتخب کارگران ایران، بلکه افراد دست ساز و منتخب نهاد های امنیتی هستند که بطور خالصانه ایی متعهد به حفظ منافع دولت ایران میباشند.
به همین دلایل نیز بود که من و همبندیم اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان در بیانیه مشترکمان برای اعتصاب غذا، اعتراض به سازمان جهانی کار ILO را بدلیل عدم شفافیت و عمل موثر در قبال نقض حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران، یکی از محورهای اصلی اعتراض به اعتصاب غذای خود اعلام کردیم .

جناب دبیر کل و نماینده های کارگری حاضردر اجلاس
من از پشت میله های زندان اوین و در بیست و نهمین روز اعتصاب غذایم ، بار دیگر با صدایی رسا این اعتراض را به سازمان جهانی کار اعلام میدارم و از نماینده های کارگران جهان که در اجلاس جاری ILO حضور دارند میخواهم تا همصدا با ما کارگران ایران، عدم شفافیت و عمل موثر ILO در قبال نقض حقوق بنیادین کارگران ایران و بی تفاوتی این سازمان نسبت به اعتصاب غذا و اعتراض من و اسماعیل عبدی و عملکردش را مورد اعتراض متحدانه خود قرار بدهند و مصرانه از سازمان جهانی کار بخواهند تا دولت ایران را متعهد و ملزم به رعایت حقوق بنیادین کارگران ایران ،پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و خارج کردن اتهامات امنیتی از پرونده های مفتوح کارگران و معلمان معترض و پرونده های فعالین صنفی زندانی بنمایند. متشکرم

جعفر عظیم زاده بند ٨ اوین ٧ خرداد ٩۵ (٢٧ می ٢٠١٦)

******************

نامه اتحادیه آزاد کارگران ایران به آی تی یو سی

از :اتحادیه آزاد كارگران ایران

به : خانم شارون بارو دبیركل كنفدراسیون بین المللی اتحادیه های كارگری ituc

موضوع: لغو اعتبار نامه نمایندگان کارگری ایران

با درودهای فراوان

احتراما با استحضار میرساند همانطور كه همواره در مكاتبات شما با مقامات ایران و به تفصیل در گزارش حقوق بشری شما به سازمان جهانی كار آمده بود كارگران و فعالین تشكل های كارگری به طور روزافزون مورد تعرض و بازداشت نیروهای امنیتی در ایران قرار میگیرند و همه اینها در حالیست كه در كشور ما كارگران با دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر و معوق افتادن همان میزان دستمزد به مدت ماه ها زیست و معیشت خانواده هایشان مداما به گرو گرفته میشود.
ده ها نفر از كارگران و فعالین كارگری و معلمان هم اكنون با حبس های طویل المدت و به اتهام واهی " تبانی واقدام علیه امنیت ملی" و " اخلال در نظم كشور" در زندانند و عملا زندگی خانواده هایشان تباه شده است و ده ها تن دیگر در معرض اجرای احكام زندان و پرونده سازی های واهی هستند و شرایط واقعی برای كارگران در ایران و سركوب شدید مطالباتشان در زمره غیر انسانی ترین شرایط قرار دارد .
همه این بی حقوقی در حالی اتفاق میافتد كه هر ساله هیئتی از طرف دولت ایران به عنوان نمایندگان كارگران در اجلاس سالانه سازمان جهانی كار شركت میكنند و تصویری به شدت مغایر با شرایط واقعی كارگران در ایران به نهادهای بین المللی ارائه میدهند و مماشات اركان رسیدگی سازمان جهانی كار با این امور نیز برای ما كارگران در ایران جای سؤال و اعتراض است. دولت ایران با جا زدن نهادی متشكل از عناصر بشدت ضد كارگری بنام " مجمع عالی كارگران ایران" به جای تشكل و نماینده واقعی كارگران قصد خاك پاشیدن به چشم ما كارگران و نهاد های جهانی را دارد و در عوض كارگران را مورد شدیدترین سركوب و بی حقوقی ها قرار داده و نمایندگان واقعی كارگران را به زندان انداخته است و هم اكنون جعفر عظیم زاده در اعتصاب غذا به سر میبرد و سلامتی اش به شدت در معرض خطر است.

جناب دبیر كل
ما از شما درخواست داریم كه در اجلاس امسال ilo یكبار دیگر در گزارش خود به نقض خشونت بار حقوق كارگران در ایران و سركوب و زندانی كردن انها اعتراض كرده و خواهان اخراج نمایندگان غیرواقعی كارگران ایران در اجلاس شوید.
ما اعتقاد داریم كه اولین قدم برای رساندن صدای واقعی كارگران ایران به نهادهای بین المللی برچیده شدن كرسی این نمایندگان دروغین از اینگونه اجلاس ها است.

دست شما را به گرمی میفشاریم.

اتحادیه آزاد كارگران ایران



From: The Free Union of Workers in Iran May 16, 2016

To: Ms. Sharan Burrow the General Secretary of the International Trade Union Confederation

Subject: Proposal to dismiss Iranian representatives in ILO meetings due to severe violation of Iranian labors’ rights


As your correspondence with Iran’s authorities and your human rights report to the United Nations show, workers and labour activists are assaulted and arrested increasingly. All these happen when workers are paid several months late and under the poverty line. Tens of workers, labor activists and teachers have long term imprisonments for vague charges such as “conspiracy or activity against national security” and “disturbing country’s peace” and there are tens more who are subject to prison charges and false accusations. Workers’ circumstances in Iran and severe crackdowns of their demands are amongst the most inhumane situations. All these violations happen when every year a committee from Iran’s government participates in the annual meeting of the International Labor Organization labors’ representative and convey a view grossly inconsistent with the actual conditions of workers in Iran and we object and question the appeasement of the international labor organization in this issue. Iran’s government tends to blind Iranians and the international organizations by creating an extremely anti-labour rights organization called the “Supreme Assembly of Iranian Workers” and they put workers under severe repression and imprison workers real representatives. Currently Jafar Azimzadeh is on hunger strike and his health is in danger.

Ms. General Secretary,

Once more we request that in this year’s conference you object the violent violation of workers' rights and the repression and imprisonment of workers in Iran and dismiss Iran’s unreal labor's representatives.
We believe that discarding the Iranian agents from these meetings is the first step in getting Iranian workers voice to the world.

Sincerely,
The Free Union of Workers in Iran

******************

محمود بهشتی لنگرودی، معلم و فعال صنفی در بیمارستان بستری شد

محمود بهشتی لنگرودی که پس از ۱۳ روز اعتصاب غذای تر و متعاقب آن ۱۰ روز اعتصاب غذای خشک در اعتراض به حکم ۱۴ سال زندان و عدم اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی، پس از ۵ روز بستری شدن دربیمارستان امام خمینی روانه ی منزل شده بود، صبح امروز به تشخیص پزشکان بیمارستان طالقانی به دلیل احتمال بروز مجدد عارضه خونریزی معده (ملنا) دربخش اورژانس این بیمارستان بستری شد و آزمایشات مختلف برای تشخیص نوع بیماری ایشان درجریان است.َ
خواسته این معلم و فعال صنفی، برگزاری دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی است.

۵ خرداد ۱۳۹۵

******************

به سازمانهای سندیکایی فرانسه س اف د، ث ژ ت، اف اس او، همبستگی سود سولیدر، او ان اس ا

با گرمترین درود های رفیقانه

نامه همبستگی و مالامال از احساس مسئولیت انسانی و طبقاتی شما را در حالی که اخبار هشتمین روز مبارزه ی سخت و حیاتی کارگران فرانسه را در مقابله با اعمال تغییرات ضدکارگری در قانون کار دنبال میکردم دریافت نمودم.

دوستان و یاران

آیا میدانید که ما کارگران ایران بدلیل محرومیت از بدیهی ترین و ابتدایی ترین حقوق صنفی و اجتماعی خود و سرکوب شدید، حتی یک بار و برای دقایقی نیز نمیتوانیم همچون شما دست به اعتراضات و اعتصابات سراسری و خیابانی بزنیم؟ و آیا میدانید که تغییرات ضد کارگری که هم اکنون دولت فرانسه در صدد اعمال آنها در قانون کار است از ۲٧ سال پیش در قانون کار ایران اعمال شده است و بر این بستر هم اکنون قریب به صد در صد کارگران ایران با قراردادهای موقت سه ماهه، یکماهه و سفید امضا با مزد روزانه ی معادل ٨۰۰ گرم گوشت و کمتر از آن مجبور به کار هستند و تحت چنین شرایط برده واری برای بقا خود ناچار به کار روزانه ی تا ۱٨ ساعت میباشند و کار روزانه ۱۲ ساعته به روال معمول ساعت کار در ایران تبدیل شده است؟
حتما میدانید که در ایران افرادی چون من و یارانم وقتی با مسالمت آمیزترین شکلی همچون جمع آوری چهل هزار امضا به شرایط فوق اعتراض میکنیم و خواهان افزایش مزد میشویم و وقتی بر اساس اسناد مجلس ملی کشور مبنی بر غارت یک میلیارد دلاری از صندوق سازمان تامین اجتماعی ( متعلق به کارگران ) به عنوان نماینده آنها دست به شکایت میزنیم با اتهامات سنگین امنیتی مواجه و به شش سال زندان محکوم میشویم و وقتی کارگرانی با هدف دریافت ماهها حقوق عقب افتاده و مسائلی از این دست ، اقدام به اعتراضی کوچک آنهم نه در خیابان بلکه در محیط کارشان میکنند توسط دادگاهها احضار، تهدید، و با اتهامات امنیتی مورد بازداشت و محکومیت قرار میگیرند.
و حتما میدانید که تجمع ، اعتصاب، راهپیمایی و ایجاد تشکلهای صنفی به عنوان حقوق بنیادین کارگران و معلمان در ایران به خشن ترین و گسترده ترین شکلی پایمال و نماینده ها و فعالین آنها به زندانهای طویل المدت از ۵ تا ۱۴ سال محکوم میشوند و آیا میدانید ....و....

رفقا

طبقه ی کارگر فرانسه از همان اوان پیدایش خود تا کمون پاریس و تا به همین امروز مبارزه ای سخت ، طاقت فرسا و پر فراز و نشیب را برای رسیدن به حداقلهایی از حقوق انسانی طی و هزینه های بسیار سنگینی را در این راه متحمل شده است و هیچگاه بدلیل وجود این هزینه ها از حرکت و مبارزه باز نیاستاده است. برای ما نیز در ایران به عنوان یک طبقه جوان و عظیم اجتماعی ، وضعیت به همین منوال است و خواهد بود و ما ناچاریم برای دست یابی به مطالبات انسانی مان با تحمل هزینه های سنگین مبارزه ی خود را به پیش بریم. اعتصاب غذای من در این چهار چوب است . من و دوست و هم بندی عزیزم اسماعیل عبدی در اعتراض به ممنوعیت ایجاد تشکلهای مستقل صنفی کارگران و معلمان ، ممنوعیت برگزاری مستقلانه و آزادنه مراسم روز جهانی کارگر و معلم، تحمیل دستمزدهای زیر خط فقر ، عدم شفافیت و عمل موثر سازمان جهانی کار ILO در قبال نقض فاحش حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران و با خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های مفتوح کارگران و معلمان معترض و پرونده های فعالین صنفی زندانی منجمله خودمان از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا زدیم.
من نامه همبستگی شما را بسیار ارج می گذارم ، دست همه ی شما را صمیمانه می فشارم و در حالی که بیست و پنجمین روز اعتصاب غذایم را پشت سر میگذارم همبستگی خود را با مبارزات کارگران فرانسه در مقابله با اعمال تغییرات ضد کارگری در قانون کار اعلام میدارم و با تاکید بر گسترش و تعمیق همبستگی بین اللملی طبقه کارگر ، از شما انتظار دارم در اجلاس پیش روی سازمان جهانی کار ILO صدای اعتراض ما کارگران ایران باشید.

با همبستگی کارگری

جعفر عظیم زاده - بند ٨ زندان اوین - سوم خرداد ماه ۱۳۹۵

******************

حمایت کارکنان پتروشیمی پلیمر کرمانشاه از خواسته های عظیم زاده و عبدی

ما جمعی از کارکنان پتروشیمی پلیمر کرمانشاه اعلام می کنیم آقایان جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی به خاطر دفاع از معیشت و زندگی ما کارگران بهاتهام اقدام علیه امنیت ملی محکوم به حبسهای طولانی شده اند. ما حمایتخود را از جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی اعلام می کنیم و خواهانبرداشتن اتهام اقدام علیه امنیت ملی از کل پرونده های کارگران و معلمان و دیگر فعالین اجتماعی که خواست این عزیزان و همه ما می باشد هستیم.
این دو انسان عزیز و با شرافت کاری غیر از دفاع از کارگران و معلمین وبازنشسته ها نکرده اند. در کجای دنیا دفاع از حق کارگر و معلم و بازنشسته و بیکار، جرم اقدام علیه امنیت ملی است؟ اینها از زندگی و امنیت ما دفاع کرده اند. حق اینها زندان نیست و باید اتهام اقدام علیه امنیت ملی از پرونده همه فعالین کارگری و معلمین و فعالین اجتماعی حذف و همه فعالین زندانی فوری آزاد شوند کارکنان پتروشیمی پلیمر کرمانشاه ما همه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی هستیم.

خرداد ۹۵

******************

شکوائیه بیش از سه هزار و پانصد نفر ازمعترضین به

امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و اجتماعی به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی

بعد از صدور بیانیه مشترک جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان ایران در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و اجتماعی توسط دستگاه قضائی و با خواست حذف این نوع اتهامات از جمله اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" از پرونده فعالین عرصه های یاد شده ، از روز دهم اردیبهشت ۱۳۹۵ زمان شروع اعتصاب غذای انها، به طور وسیعی با حمایتهای کارگران و معلمان و بخشهای دیگر مزدبگیران چه در ایران و چه در سطح بین المللی مواجه گردید. در نتیجه فشار این حمایتهای بین المللی مسؤلان مربوطه مجبور به آزادی موقت اسماعیل عبدی با وثیغه ۳۰۰ میلیون تومانی گردیدند. ولی جعفر عظیم زاده همچنان در زندان و در اعتصاب غذا بسر می برد. از آنجا که این بیانیه حاوی یکی از اصلی ترین مطالبات بخشهای مختلف طبقه کارگر ایران است، جنبشی را حول خود شکل داد که دیگر سر تسلیم شدن و کوتاه آمدن را ندارد. به همین خاطر روزبروز این مبارزه وارد مراحل تازه تر و جدی تری می گردد.
در همین راستا بعد از گذشت حدود ۲۵ روز از اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده، در حالیکه مسؤلان قوه قضائیه در تلاش هستند تا فشار موج گسترده اعتراضات حمایتی از این کارگر زندانی را با اعمال فشار و شکستن مقاومت و اصرارش بر تحقق خواستش را کاهش دهند، با وجود زمان بسیاراندک و امکانات محدود،هزاران نفر در اعتراض به این عدم پاسخگوئی،شکوائیه ای به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی را طرح کرده و با امضاء خود خواهان رسیدگی و برآورده کردن مطالبه جعفر عظیم زاده گردیده اند که روز دوشنبه ۳ خرداد اصل شکوائیه تحویل کمیسیون اصل ۹۰ و رونوشت آن به دفتر ریاست جمهوری و دفتر قوه قضائیه داده شد.
بی تردید اگر چنانچه قوه قضائیه همچنان نسبت به تحقق خواست جعفر عظیم زاده مقاومت نماید اقدامات مؤثرتری در دستور کار قرار خواهد گرفت.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۳ خرداد ۹۵

اصل نامه به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی ایران

کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی ایران

با سلام

ما کارگران و همه مزدبگیران جامعه از ابتدائی ترین حقوقِ معیشتی و اجتماعی محروم بوده و سالهاست که خواهان تغییر و بهبود شرایط فوق العاده غیر انسانی زندگی خود هستیم. هر گاه که صدای اعتراضمان بلند شده است سر از مراکز انتظامی و امنیتی در آوردیم، برایمان پرونده های امنیتی تشکیل دادند و توسط دستگاههای قضائی به اتهامات امنیتی از قبیل "اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم و غیره" محاکمه و محکوم به حبس، پرداخت جریمه و غیره شدیم.
اکنون تعدادی از کارگران و معلمان معترض که گناهی غیر از تلاش برای بهتر شدن وضعیت زندگی خود و هم سرنوشتانشان نکرده اند، به اتهامات امنیتی به حبسهای طولانی مدت محکوم شده اند که یا در زندانند یا با سپردن وثیقه های سنگین موقتا تا تعیین تکلیف نهائی آزاد هستند. جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران یکی از آن دهها فعال کارگری است که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به شش سال حبس محکوم شده و هم اینک در بند ۸ زندان اوین زندانی است. این فعال کارگری در اعتراض به این اتهام وارونه که با آن به شش سال زندان محکوم شده است، از روز دهم اردیبهشت اقدام به اعتصاب غذا نموده است. اما با وجود اینکه به خاطر اعتصاب غذا وضعیت جسمیش رو به وخامت می رود و سلامتیش مورد تهدید جدی است، مسؤلان قضائی که در این رابطه مسؤلیت مستقیم دارند، تا کنون هیچ عکس العملی نشان نداده اند!
خواست جعفر عظیم زاده حذف اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" از پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی است. این خواستی است که به همه کارگران ومعلمان و مزدبگیران مربوط می باشد. در نتیجه ما امضا کنندگان این طومار ضمن تأکید بر تحقق خواست حذف اتهامات امنیتی از همه پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط جعفر عظیم زاده هستیم.

رونوشت به : دفتر قوه قضاییه

رونوشت به: دفتر ریاست جمهوری

برای مشاهدۀ اسامی امضاء کنندگان طومار اینجا را کلیک کنید.

******************

جعفر عظیم زاده به بیمارستان و دوباره به زندان انتقال یافت

جعفرعظیم زاده شب گذشته اول خرداد ماه با محافظت سه مامور زندان، در پی تشدید وخامت حالش بویژه بابت نارسایی شدید کلیه از طرف زندان اوین ، بدون درخواست وی، ابتدا به بیمارستان طالقانی وسپس بعلت نداشتن بخش ارولوژی در آن بیمارستان، ،پس از دوساعت بلا تکلیفی، به بیمارستان شهدای تجریش انتقال یافت.
دراورژانس بیمارستان شهدای تجریش جهت بستری نمودن وی، دستور تزریق سرم رادادند که با مخالفت جعفرعظیم زاده روبرو گردید. لذا مسئول وقت اورژانس بعد از ممانعت از تزریق سرم از سمت جعفر عظیم زاده گفت، بدون وصل سرم مراحل پذیرش و دادن تخت برای بستری انجام نخواهد شد.
جعفر عظیم زاده نیز با اعتراض به این شرایط گفت،من برای وصل کردن سرم وشکستن اعتصابم به اینجا نیامده ام. بلکه پس از بحرانی شدن وضعیت کلیه ام واینکه قادر به تخلیه ادرار بطور نرمال نبودم، به بهداری زندان مراجعه کردم اما مسئولین زندان دستور انتقال مرا به بیمارستان صادر نمودند .لذا اگرمیتوانید تشخیص و درمان را بدون شکستن اعتصاب غذایم ، ادامه دهید.
بعد ازممانعت جعفرعظیم زاده از تزریق سرم،وی را بدون گرفتن هیچگونه درمانی، ساعت ۴ صبح دوم خرداد ماه مجددا" به بند هشت زندان اوین بازگرداندند
طبق گفته خانواده و دوستانی که در بیمارستان بدیدنش آمده بودند علیرغم لاغری و ضعف شدید جسمی همچنان مصمم برخواسته اش که لغو احکام امنیتی از پرونده های کارگران و معلمان و فعالین اجتماعی است، پافشاری میکرد.

۱ خرداد ۹۵

******************

احضار جعفر عظیم زاده به دادسرای عمومی و انقلاب ساوه!

بعد از ۲۳ روز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران و از رهبران جنبش کارگری محبوس در زندان اوین، مسؤلان قضائی در مقابله با سیل گسترده حمایتها از خواست مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی ، مبنی بر حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی و برای کاستن از فشار و حجم این مبارزه که در حال توده ای و سراسری شدن است، اقدام به اعمال فشار بر جعفرعظیم زاده نموده است. در حالی که وی به خاطر اعتصاب غذا از نظر جسمی در وضعیتی کاملا مخاطره آمیز قرار دارد، دادسرای ساوه احضاریه ای به درب منزلش فرستاده است که ۵ روز فرصت دارد تا برای اخذ دفاعیات به شعبه چهارم دادسرای عمومی و انقلاب ساوه خود را معرفی کند، در غیر اینصورت حکم جلبش صادر خواهد شد!
واقعا نمونه این منطق را کجای این دنیا می شود پیدا کرد؟ کسی به حکم یک قاضی در زندان است و به حکم قاضی دیگری احضار و تهدید به جلب و بازداشت می گردد! و جالب تر اینکه بر مبنای احضاریه دیگری که چند روز قبل همین دادسرای ساوه از طریق "اس ام اس" به شماره همراه جعفر(که نزد همسرش است) ارسال کرده، این زندانی درخواست انتقال خود را به دادسرای ساوه برای حضور و ارائه دفاعیات خودنموده امادرخواستش پذیرفته نشده است!
همانطور که توضیح داده شد، به جریان انداختن چند روز گذشته پرونده ساوه و صدور امروز احضاریه ی دادسرای همان شهر، به جای پاسخگوئی و رسیدگی به خواست جعفر عظیم زاده که امروز با موج وسیعی از حمایتها و پشتیبانیهای کارگران، معلمان و مزدبگیران چه در ایران و چه در سراسر دنیا مواجه گردیده است، فقط به خاطر متوقف نمودن و به شکست کشاندن مبارزه ای است که در رابطه با منع به کارگیری اتهامات امنیتی علیه فعالین راه افتاده است و راه موفقیت و‌مقابله با این‌موج حمایتی را در وادار نمودن جعفر عظیم زاده به شکستن اعتصاب غذا می دانند!
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن اینکه از ادامه اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده به شدت نگران سلامتی اوست، اعلام می دارد مبارزه ای که حول حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی شکل گرفته است را به دوران اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده محدود نمی داند وتا رسیدن به نتیجه قطعی و مطلوب به همراه همه بخشهای جنبش کارگری در سطح جهان به این مبارزه ادامه خواهد داد. بنابراین با فشار آوردن دستگاه قضائی بر جعفر عظیم زاده روند این اعتراضات دچار هیچ گونه خللی نخواهد گردید.
برای برداشتن فشارهای دستگاه قضائی بر جعفر عظیم زاده و خنثی نمودن ترفندهایی اینچنینی که در هیچ جای دنیا سابقه نداشته و همچنین تحقق سریعتر خواست سراسری حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین ،لازم و ضروری است که با همبستگی جهانی بیش از پیش به اعتراضات خودعلیه رویه وفشار دستگاه قضائی نسبت به وضعیت به شدت خطرناک جعفر عظیم زاده و اقدامات تشدید کننده خشونتش علیه این کارگر زندانی ادامه داده و مسؤلان قضائی را ناچار به پذیرش مطالبات به حقش که یک خواست و‌مطالبه عمومی ست ٬ نماییم.

۱ خرداد ۹۵

******************

اولین، دومین، سومین و چهارمین لیست از معلمان و کارگران

طومار "صدای اعتراض جعفر عظیم زاده باشیم"

برای مشاهدۀ اسامی اینجا را کلیک کنید.

******************

نامه سندیکاهای فرانسه (متن اصلی به فرانسه و ترجمه فارسی آن)

خطاب به جعفر عظیم زاده و درخواست پایان دادن به اعتصاب غذا

پاریس : ۱۸ مه ۲۰۱٦

جعفر عزیز،

در پیکار دشواری که تو در دفاع از حقوق کارگران و برای کسب حقوق سندیکائی در ایران درگیراش هستی، ما سازمان های سندیکائی فرانسوی س اف د ت، س ژ ت، اف اس او، همبستگی (سود سولیدر)، او ان اس آ، را همواره و با تمام وجود در کنار خود داری.
اعتصاب غذای شجاعانه ات در آگاه ساختن افکار عمومی دنیا در رابطه با زندانی شدن غیرعادلانه ات و همچنین در افشای شرایط غیرقابل قبولی که در زندان متحمل می شوی، نقش مهمی داشته است.
به هر حال وخامت سلامتی ات شدیدا ما را نگران کرده است.
حفط سلامت جسمانی ات شرط اولیه برای ادامه مبارزه سندیکائی است.
کارگران به تو نیاز دارند!
به این دلایل است که ما از تو می خواهیم که همین امروز به اعتصاب غذای ات خاتمه دهی.
به تو اطمینان می دهیم که تمام تلاش های خود را برای آزادی تو بکار می گیریم. تنها از این طریق است که مبارزه تو می تواند تداوم یابد.

با بهترین درودهای رفیقانه

CFDT : preau@cfdt.fr
CGT : n.ferouse@cgt.fr
FSU : michelle.olivier@snuipp.fr
Solidaires : contact@solidaires.org
UNSA : emilie.trigo@unsa.org


Paris, le 18 Mai 2016
Cher Djafar,

En tant qu’organisations syndicales de la France, CFDT, CGT, FSU, Solidaires et UNSA, nous sommes toujours et pleinement à vos côtés dans la difficile lutte que vous menez pour la défense des droits des travailleurs et le respect des libertés syndicales en Iran.
La courageuse grève de la faim que vous avez entamée avec Esmaïl a grandement contribué à sensibiliser l’opinion publique internationale sur votre injuste détention et ses conditions inhumaines.
Toutefois nous sommes sérieusement préoccupés par l’aggravation de votre état de santé.
La sauvegarde de votre intégrité physique est indispensable à la poursuite du combat syndical. Les travailleurs ont besoin de vous ! C’est pourquoi nous pensons qu’il serait raisonnable de suspendre votre grève de la faim.
Soyez persuadés que nous continuerons à mettre en œuvre toutes les initiatives possibles pour obtenir votre libération, car c'est ainsi que votre combat pourra se poursuivre.

Recevez nos plus fraternelles salutations.

CFDT : preau@cfdt.fr
CGT : n.ferouse@cgt.fr
FSU : michelle.olivier@snuipp.fr
Solidaires : contact@solidaires.org
UNSA : emilie.trigo@unsa.org

******************

پرونده دادگاه ساوه جعفر عظیم زاده را به جریان انداختند

روز دوشنبه 27 اردیبهشت همسر جعفر عظیم زاده با مراجعه به دادستانی تهران اعتراض خود را از به جریان انداختن پرونده دادگاه ساوه وبی توجهی مقامات قضائی ومسئولین زندان اوین نسبت به نابودی تدریجی همسر خود ابراز داشت و خواستار رسیدگی جدی به شرایط وخیم جسمانی وی ودیدار فوری با ایشان شد
نماینده دادستانی برای روز سه شنبه (دیروز)۲۸ اردیبهشت ماه دستور ملاقات حضوری عظیم زاده با همسرش را صادر کرد واز وی خواست ، در صورت شکستن اعتصاب غذا ،با مرخصی طولانی مدت به ایشان موافقت خواهد شد روز سه شنبه جعفر عظیم زاده ،را که توان راه رفتن نداشت ،با ماشین تا محل ملاقات حضوری آوردند. همسرش با دیدن آثار جسمانی ۲۰ روز اعتصاب غذا و تحت تاثیر تالمات روحی و عاطفی شدید، آنچه را که درروز دوشنبه، بین او و نماینده دادستانی گذشته بود برایش بازگو کرد.
جعفر قبل از هرچیز مراتب قدردانی خودرا از حمایت های گسترده ای که در طی اینمدت از ایشان شده و از تک تک آنها مطلع شده بود را اعلام میکند . ایشان در پاسخ به نماینده دادستانی تهران صراحتا" میگوید : من برای گرفتن مرخصی، اعتصاب غذا نکرده ام و در نامه ای که قبل از شروع اعتصاب غذا داده ام ،خواسته های روشنی را اعلام کرده ام و باید به این خواسته ها پاسخ داده شود. نخستین گام برای تحقق این خواسته و پایان اعتصابم ، توقف اجرای حکم و بازبینی مجدد پرونده با رد اتهام اقدام علیه امنیت ملی ست. لذا همچنان به اعتصاب غذای نامحدود خود ادامه خواهم داد.
همچنین جعفر عظیم زاده نامه ای به دادگاه ساوه مینویسد که وی در زندان اوین محبوس میباشد واز مسئولین میخواهد شرایطی را فراهم آورند تا بتواند با حضور در دادگاه ساوه از خودش در مقابل اتهامات وارده دفاع نماید.
همسرش امروز چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه، نامه وی را به دادگاه ساوه میبرد اما دادگاه از پذیرش نامه خودداری کرده و با گفتن اینکه " این پرونده ، پرونده ایی خاص است "خواهان حضور وکیلش برای دفاع از ایشان میشود.
دادگاه ساوه حتی نیابت دادستانی تهران را برای ادامه مراحل پرونده و تعیین تکلیف آن نپذیرفت.
در چنین شرایطی ، با تشدید فشار ها ،تنها ادامه حمایت و پشتیبانی گسترده تر ما میتواند به نجات جان این کارگر مقاوم و تحقق خواسته هایش که یک مطالبه عمومی است بیانجامد. با حمایت های بیشتربه یاریش بشتابیم.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

۲۸ اردیبهشت ۹۵

******************

جان جعفر عظیم زاده در خطر است: صدای جعفر عظیم زاده باشیم


با امضای طومار زیر (نامه به ریاست قوه قضائیه آیت ا... آملی لاریجانی) کمک کنید صدای جعفر عظیم زاده باشید

با ارسال نام و نام خانوادگی خود و دیگر دوستانتان به یکی از طرق زیر به جمع امضا کنندگان طومار بپیوندید به ایمیل

jafar.tomar@gmail.com و یا در تلگرام @ette9 ارسال کنید.

ریاست قوه قضائیه آیت ا... آملی لاریجانی

با سلام

ما کارگران و همه مزدبگیران جامعه از ابتدائی ترین حقوقِ معیشتی و اجتماعی محروم بوده و سالهاست که خواهان تغییر و بهبود شرایط قوق العاده غیر انسانی زندگی خود هستیم. هر گاه که صدای اعتراضمان بلند شده است سر از مراکز انتظامی و امنیتی در آوردیم، برایمان پرونده های امنیتی تشکیل دادند و توسط دستگاههای قضائی به اتهامات امنیتی از قبیل "اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم و غیره" محاکمه و محکوم به حبس، پرداخت جریمه و غیره شدیم.
اکنون تعدادی از کارگران و معلمان معترض که گناهی غیر از تلاش برای بهتر شدن وضعیت زندگی خود و هم سرنوشتانشان نکرده اند، به اتهامت امنیتی به حبسهای طولانی مدت محکوم شده اند که یا در زندانند یا با سپردن وثیغه های سنگین موقتا تا تعیین تکلیف نهائی آزاد هستند. جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران یکی از آن دهها فعال کارگری است که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به شش سال حبس محکوم شده و هم اینک در بند ٨ زندان اوین زندانی است. این فعال کارگری در اعتراض به این اتهام وارونه که با آن به شش سال زندان محکوم شده است، از روز دهم اردیبهشت اقدام به اعتصاب غذا نموده است. اما با وجود اینکه به خاطر اعتصاب غذا وضعیت جسمیش رو به وخامت می رود و سلامتیش مورد تهدید جدی است، مسؤلان قضائی که در این رابطه مسؤلیت مستقیم دارند، تا کنون هیچ عکس العملی نشان نداده اند!
خواست جعفر عظیم زاده حذف اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" از پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی است. این خواستی است که به همه کارگران ومعلمان و مزدبگیران مربوط می باشد. در نتیجه ما امضا کنندگان این طومار ضمن تأکید بر تحقق خواست حذف اتهامات امنیتی از همه پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط جعفر عظیم زاده هستی.

******************

وخامت حال جعفر عظیم زاده

پس از هجده روز اعتصاب غذا، جعفر عظیم زاده طی تماس تلفنی اززندان درباره وضعیت جسمانی خود گفت: وزنم بشدت کاهش یافته ،چشم هایم شدیدا تار شده، کلیه هایم خوب کار نمی کند و قادر به دفع ادرار نیستم. این در حالی است که در طول ۱۸ روز اعتصاب غذای وی،فقط وزن و فشارش را هر روز، اندازه میگیرند ولی معاینه ی دقیق،کنترل قند خون و دیگر آزمایشات مربوطه انجام نگرفته است
بی توجهی مسئولین زندان نسبت به سلامت جسمانی زندانیان و معلمین و کارگران زندانی موضوع تازه ای نیست . یا زندانی را به کام مرگ می کشانند، و یا تا زمانی که تا سرحد مرگ نرسیده باشد او را به بیمارستان انتقال نداده و به وضعیت و خواسته های وی توجهی نمی کنند.
مسئولین از یک سو با فشار بر زندانیان، آنان را مجبور به اعتصاب غذا می کنند و از سوی دیگر با نادیده گرفتن وضعیت جسمانی آنان، جسم و جانشان را مورد تهدید قرار می دهند.
جعفر عظیم زاده به معاینه ی دقیق پزشکی نیاز دارد و نادیده گرفتن این حق، به معنای پایمال کردن بدیهی ترین و انسانی ترین خواست هاست و عواقب و مسئولیت جدی برای مسئولین زندان به دنبال خواهد داشت.

۲۷ اردیبهشت ۹۵

******************

به جریان انداختن پرونده جدید علیه جعفر عظیم زده

غروب روز شنبه ۲۵ اردیبهشت ماه، همزمان با آزادی معلم مبارز اسماعیل عبدی پس از ۱۷ روز اعتصاب غذا وانعکاس وسیع آن ، از طریق پیامک به اطلاع خانواده جعفرعظیم زاده رساندند که برای تعیین تکلیف پرونده سال گذشته ی وی به دادگاه شهرستان ساوه مراجعه کنند.
درست یکسال پیش ، پس از ۳۵ روز اعتصاب کارگران لوله و نورد صفا در شهرستان ساوه وبازتاب گسترده آن که ابتدا منجر به دستگیری شاپوراحسانی راد ازکارگران اخراجی پروفیل ساوه و سپس جعفر عظیم زاده در وزارت اطلاعات ساوه گردید پرونده مفتوحی با همین اتهامات همیشگی که اکنون بطور بیسابقه ای مورد اعتراض طیف وسیعی از کارگران و معلمان قرار گرفته ، تشکیل دادند.
اکنون پس از گذشت ۱۷ روزاز اعتصاب غذا در زندان وهمزمان با آزادی اسماعیل عبدی ، احضار این کارگر زندانی به دادگاه ساوه برای بازگشایی پرونده ای دیگر ، معنایی جزء فشار بیشتر برای درهم شکستن مقاومت ایشان از طریق پایان دادن به مبارزه ای که با اعتصاب غذا علیه صدور احکام ظالمانه قضایی آغاز کرده است، ندارد.
بازتاب و انعکاس تصمیم و حرکت همزمان این دوفعال کارگر ومعلم معترض ، موجی از حمایت وهمبستگی را درسطح جامعه (داخل و خارج کشور) به راه انداخت و به نمادی از اتحاد کارگران ومعلمان علیه صدور احکام "امنیتی" برای فعالین صنفی و اجتماعی تبدیل گردید.
اکنون با آزادی رسول بداقی پس ازسالها حبس، و آزادی موقت محمود بهشتی لنگرودی و اسماعیل عبدی ، فشار بر جعفر عظیم زاده برای دست کشیدن از اعتصاب غذای خود ، به هر طریقی ادامه دارد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن گشایش پرونده ی جدید با همان اتهامات تکراری در شرایطی که جعفرعظیم زاده پس از ۱۸ روز اعتصاب غذادر شرایط جسمانی نامناسبی به سر میبرد ، همه کارگران ، معلمان و فعالین اجتماعی را به دفاع از خواسته ی این کارگر مقاوم فرامیخواند.

۲٦ اردیبهشت ۹۵

******************

بیانیه جعفر عظیم زاده پیرامون آزادی اسماعیل عبدی

یار و همبندی عزیز و مقاومم اسماعیل عبدی با قرار وثیقه سیصد میلیونی آزاد شد. وی بدون حکم قطعی قضایی و به صرف خواست و اراده نهاد های امنیتی مدت یازده ماه در زندان بود.
آزادی اسماعیل در عین حال که بسیار شعف انگیز و مسرت بخش است اما به معنای برداشته شدن حتی قدمی کوچک در راستای تحقق خواسته های ما و میلیونها معلم و کارگر نیست.
ما در بیانیه مشترک خود که مورد حمایت قاطعانه و شورانگیز تشکلها و جمعهای کارگران و معلمان کشور و سازمانهای کارگری و معلمان در سطح جهان قرار گرفته است،خواهان پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی و برداشته شدن اتهام"اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور" از پرونده های مفتوح کارگران و معلمان معترض و فعالین صنفی زندانی، منجمله خودمان شده ایم.
ما به دستمزد زیر خط فقر، ممنوعیت برگزاری مستقل و آزادانه مراسم روز جهانی کارگر و معلم، ممنوعیت ایجاد تشکلهای مستقل صنفی و به عدم شفافیت و عمل موثر سازمان جهانی کار ILO در قبال نقض گسترده و فاحش حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران اعتراض کرده و دست به اعتصاب غذا زدیم.
بر این اساس، تا آنجا که به موضوع آزادی اسماعیل عبدی از طریق اخذ وثیقه سنگین و باز بودن پرونده وی بااتهامات سنگین امنیتی برمی گردد چنین اقدامی از سوی مرجع رسیدگی کننده به پرونده ایشان حتی در چهار چوب قانون شکنیهای موجود امری معمول و در مورد اسماعیل نیز محتمل و قابل پیش بینی بود.به همین دلیل آزادی او نه تنها نمیتواند مدعایی بر رسیدگی به خواستهای ما و میلیونها کارگر و معلم باشد بلکه به نظر می آید با هدف تحت الشعاع قرار دادن و محدود کردن دامنه ی (کارگر و معلم) جنبش رو به گسترش صورت گرفته باشد که حول خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات کارگران و معلمان و اعتراض به وارد کردن اتهامات سنگین امنیتی به فعالین صنفی در اقصی نقاط کشور و در گستره ای جهانی آغاز شده است.
لذا من به نوبه ی خود با قدردانی وافر از حمایتهای تاکنونی کارگران و معلمان ایران و سازمانها و نهادهای کارگری و معلمان در سراسر جهان از خواسته هایمان در بیانیه مشترک با اسماعیل عبدی ،و با تاکید بر تحقق آنها، به اعتصاب غذای نامحدود خود که از دهم اردیبهشت آغاز کرده ام، ادامه خواهم داد.

رونوشت به: کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری ITUC

جعفر عظیم زاده - بند ۸ زندان اوین - اردیبهشت ماه ۹۵

******************

اسماعیل عبدی را از زندان بیرون آوردیم به مبارزه برای آزادی بقیه زندانیان ادامه دهیم

علی رغم وجود فشارهای امنیتی و شدت سرکوبها علیه همه بخشهای طبقه کارگر (از کارگران و معلمان و پرستاران و بقیه مزدبگیران گرفته تا بازنشستگان و اخراجیان و بیکاران)، جنبش اعتراضی نه تنها مغلوب و زمین گیر نگردیده، بلکه با فشار قدرتمندی که مخصوصا در مدت یک سال گذشته با پیوند خوردن دو بخش مهم یعنی کارگران و معلمان حول مطالبات اساسی بویژه افزایش دستمزد بالای خط فقر بر سرمایه داری ایران وارد آورده و در تکمیل آن جنبشی که بر سر بیانیه و اعتصاب غذای دو تن از رهبران کارگری و معلمی زندانی، جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان ایران با خواست حذف اتهام اقدام علیه امنیت ملی از پرونده های فعالین کارگری و معلمی و اجتماعی شکل گرفت، امروز یک پیروزی در تاریخ خود به ثبت رساند و همه انسانهای دخیل در پیکار طبقه کارگر را به وجد و سرور آورد.
اسماعیل عبدی که به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به شش سال زندان محکوم شده بود و از یک سال پیش در زندان اوین محبوس بود، در نتیجه جنبش وسیعی که در داخل و سطح بین المللی حول بیانیه او و جعفر عظیم زاده شکل گرفت و سیل خروشان و پر جنب و جوشی که در حمایت از این دو رهبر زندانی براه افتاد، امروز آزاد گردید و به آغوش خانواده و دهها میلیون کارگر، معلم، پرستار، بازنشسته و بیکار و انسانهای شریف و آزادی خواه برگشت.
این اتفاق نیست، این نتیجه قدرت گیری و تغییر توازن قوای جدیدی است که طبقه کارگر در یک سال گذشته با پیوند زدن مبارزات بخشهای مختلفش از جمله مبارزات کارگران و معلمان،عرصه نوینی را باز کرد که حالا بتواند رهبرش را از زندان آزاد کند. اکنون مبارزات همبسته و متحدانه بخشهای متعدد طبقه کارگر اقدامات سرکوبگرانه دستگاههای سرکوب و تقلاهای عوامفریبانه جریانات و باندهایی که مدام در حال اشاعه تفکرات تفرقه پراکنانه هستند و تلاش می کنند کارگر و معلم و پرستار و مزدبگیران دیگر را از هم تفکیک کنند، ناکام کرده و طبقه ای هم سرنوشت و همگام در برابر کل سرمایه داری و چپاولگران منافع عمومیشان شکل داده است و با ادامه مبارزات و اعتراضات مجدانه برای آزادی دیگر رهبران زندانی به پیش خواهد رفت.
اتحادیه آزاد کارگران ایران به عنوان تشکلی کارگری که در این مبارزه نقشی برجسته و پر رنگ را ایفا نموده، با افتخار و سربلندی از اینکه تلاشهای متحدانه اش با دیگر تشکلها و جمعهای وسیع و متعدد کارگری از کارخانه ها و مراکز مختلف و کانونهای صنفی معلمان در شهرها و زندانیان سیاسی و غیر سیاسی از داخل زندانها و تشکلها و سازمانهای کارگری بین المللی ثمر داده، آزادی اسماعیل عبدی را به خانواده او و کل طبقه کارگر تبریک می گوید و خود را غرق در شادی می بیند.

بیست و پنجم اردیبهشت ۹۵

******************

دلنوشته ایی از مصطفی عزیزی همبندی سابق جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی در اینستاگرام وی

انسان با انسان‌های دیگر انسان می‌شود انسان منفردِ رابینسن کروزئه تجرید ذهن است و واقعیت عینی ندارد. ما با دوستان‌مان و دوستی‌های‌مان تعریف و بازتعریف می‌شویم. من این بخت و اقبال را داشته‌ام که در حوزه‌های مختلف دوستان گوناگون داشته باشم. دوستان دوران دبستان و دبیرستان از کرمان و تبریز تا قم و لرستان و بعد دوستان سربازی و جنگ و جبهه از فکه و دشت‌عباس تا ترکش و بیمارستان و بعد دانشگاه تهران و دانشکده‌ی اقتصاد و دوستان گرمابه و گلستان و سپس کار پیش آمد از رادیو و تلویزیون تا سینما و تآتر و شعر و داستان و روزگار چنان بود که سر از تپه‌های اوین درآورم و بند هشت و دوستانی تازه پیدا کنم از دزدان دریایی سومالی تا قاچاقچیان نیجریه و کنیا و کامرون تا بده‌کاران وطنی و کلاه بر سررفته و برسردیگران گذاشته در بده‌بستان و سرانجام دوستانی از جنس دیگر جنس ناب انسان.
از میان دوستان بند هشت دو تا عزیز بودند یکی کارگر دیگری معلم از همان طبقه‌یی که زمانی قرار بود یک تار موی‌شان بیارزد به تمام کاخ‌نشینان حالا آنان که یقه می‌بندند و موی بر صورت نمی‌تراشند چک چند ده میلیونی به پاداش می‌گیرند و این‌ها باید به گناه نکرده در بند باشند و لب بر غذا ببندند که بگویند ما امنیت کشور را بر هم نزده‌ایم تنها از نانی غیب شده از سر سفره‌ی بچه‌های‌مان حرف زده‌ایم و به‌زیر خط فقر بودن دست‌رنج‌مان اعتراض کرده‌ایم چرا ما را زندانی امنیتی می‌خوانید!؟ من از سیاست چندان نمی‌دانم اما لازم نیست آدم سیاست‌مدار باشد تا بداند امنیت هر کشوری در گروی میزان رضایت و بهره‌مندی آموزگاران و کارگران آن کشور است یکی مداد می‌سازد و دیگری نوشتن می‌آموزد و هر دو هیچ ندارند مگر حاصل دست‌رنج‌شان و حالا باید معلمی و کارگری در شمالی‌ترین نقطه‌ی شهر دهان بر غذا ببندند تا از نان سر سفره‌ی ما دفاع کنند. امیدوارم این نوشته که از دل برآمد است بر دلی اثر کند و این دوستان هر چه زودتر آزاد شوند و دیگر هیچ‌کس به گناه ناکرده‌ی دفاع از حقوق اولیه انسانی‌اش مخل امنیت کشور خوانده نشود.
به چهره‌های‌شان نگاه کنید سمت راستی کارگر است جعفر عظیم‌زاده و سمت چپی آموزگار است اسماعیل عبدی به این چهره ها می‌آید علیه امنیت کشور کارى كرده باشند!؟
به قول صادق عزیز : وقتی دیدم درشکه را اسب میکشد و انعام را درشکه چی می برد و به چشمان اسب چشم بند زده ، بر دهانش پوزبند تا کم ببیند و کم بخورد و دم نزند ! همه چیز را فهمیدم.... تداعی تراژدی غم انگیز زندگی فلاکت بار مردم نگون بختی که روی گنج نشسته اند ولی از جهل و فقر و بدبختی رنج میبرند....... !
· قدیما میگفتن الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم ، ولی الان میبینیم که ظاهرا یبقی حتی مع الظلم... اینم از سرنوشت ما

******************

حمایت زنان خانه دار از زندانیان اعتصابی

ما جمعی از زنان خانه دار که که خود را کارگرخانگی ومحروم از هرگونه حق و حقوقی از جمله بیمه و دستمزد و مزایا میدانیم در طول شبانه روز فقط چند ساعت استراحت و خواب داریم. هرصبح اولین عضو خانواده ایم که بیدار میشود و آخرین نفری هستیم که شب هنگام با خستگی بخواب میرود. فعالیتی همیشگی ودائم، بی وقفه ، تکراری ، بدون مرخصی و تعطیلات. حاصل دسترنج ما در بازارکار قابل مشاهده نیست. بهمین خاطر بعنوان کارگر به حساب نمی آئیم . حال آنکه خدماتی که به اعضاء خانواده ارائه میدهیم آنان را آماده و مهیا برای فعالیت فردای آنروزمینماید.یا مثلا" کودکان را برای آینده واستفاده از نیرو و استعداد وتوانشان برای جامعه پرورش میدهیم. ارائه خدماتی که سودش را جامعه میبرد بدون اینکه خود ما بعنوان یک انسان بهره ای از این تلاشهای دائمی ببریم.
با چنین حجمی از کار گسترده و تعطیل ناپذیرهم در قوانین موجود قضایی و هم بواسطه تسلط سنت های حاکم ، بسیار به ما ظلم شده است.
ما به این بی حقوقی ها و بی حرمتی ها معترضیم . ارتباط و نشست و برخاست با سایر زنان به اصطلاح خانه دار مدتهاست که مارا به جایی رسانید که به حق و حقوق واقعیمان آشنا شویم. دیگر نمیپذیریم که بلحاظ حقوقی نصف مرد هستیم. دیگر نمیپذیریم که ضعیفه ایم.
دیگر نمیپذیریم که کارمان به حساب نیاید. .ما زنان بعنوان کارگران خانگی بابت کارمان در خانه که بسیار متنوع، طولانی و خسته کننده وتکراری است، باید دستمزد مناسب کارمان را داشته باشیم. همچون دیگر کارگران زن خانه دار در اروپا و سایر نقاط جهان.
از آنجایئکه خودرا کارگرخانگی میدانیم از خواست و مطالبه همه کارگران جامعه در جهت رفاه و آسایش و امنیت بیشتر در زندگی دفاع میکنیم.
ما به زندانی کردن کارگران و معلمان که با فعالیت های خود برای بهترشدن سطح معیشتشان وبهبود شرایط زندگی برای اکثریت جامعه تلاش میکنند معترضیم. ما از فعالینی که برعلیه میزان دستمزد حقیرانه چند برابر زیر خط فقر فعالیت میکنند ویا علیه اخراج سازی ها و برای دفاع از منافع میلیونها بیکار تلاش میکنند، پشتیبانی میکنیم.
در نتیجه از آقایان جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی که اینگونه تلاشها را برای بهبود شرایط زندگی اکثریت جامعه انجام میدهند و از خواست اعتصاب غذایشان که حذف اتهامات امنیتی از این فعالیتهای معیشتی است ، جانبداری میکنیم.
گرچه اعتصاب غذا مرگ تدریجی و موجب صدمات بسیار بر جسم و جان انسان است. اما برای این عزیزان راهی جز این مسیر برای طرح و پیگیری مطالبه قانونی و حق طالبانه شان که خواسته همه کارگان و معلمان است باقی نگذاشته اند.
امروز پس از 14 روز اعتصاب غذا دیگر توان و انرژی برای این عزیزان نمانده و قطعا" ادامه آن موجب حوادث ناگواری است که قوه قضائیه با بی توجهی اش مسئول عواقب غیر قابل پیش بینی برای آنان خواهدبود.

"جمعی از زنان کارگرخانگی" - ۹۵/۲/۲۳

******************

حمایت از زندانیان سیاسی اعتصابی وظیفه انسانی ما است!

کارگران، مردم آزادیخواه و تشکل های کارگری
همچنان که اطلاع دارید، محمود بهشتی لنگرودی یکی از معلمان مبارز در اول اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ با استناد به اصل ۱۶۸ قانون اساسی درخواست محاکمه مجدد بصورت علنی کرده است. کارگر مبارز جعفر عظیم زاده همراه با معلم مبارزاسماعیل عبدی از تاریخ ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ در اعتراض به احکام فله ای با اتهامات نخ نما( اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی) اقدام به اعتصاب غذای نامحدود کرده ا ند. خواست زندانیان اعتصابی خواست همه ی ما کارگران وتمامی انسانهای آزادیخواهی است که برای رسیدن طبقه محروم جامعه به یک زندگی انسانی مبارزه می کنند. زندانیان سیاسی منافعی جدا از منافع اکثریت جامعه ندارند به همین دلیل حمایت از این عزیزان حمایت از خواست انسانهای است که تغییر رو لازم میدانند و برایش مبارزه میکنند. لازم است با تمام قدرت از خواستها و مطالبات آنان که خواست و مطالبات همه ماست دفاع کنیم.باید نیرو وتوانمان را یکی کنیم تا بتوانیم مطالباتمان را به آنهای که سالهاست حقوق انسانی ما را پایمال کرده ومیکنند تحمیل کنیم.
زندانی در شرایطی اقدام به اعتصاب غذا می کند که هیچ راه چاره ای برایش باقی نمانده و تمام درها را بروی خود بسته می بیند،زندانی در چنین حالتی مجبور و وادارش می کنند که با جان وزندگی خود به مقابله با نابرابریها و حق کشیها در داخل زندان به مقابله بر خیزد.
ضمن محکوم کردند بی تفاوتی مسئولان مربوطه به وضعیت زندانیان اعتصابی مسئول جان آنان کسانی هستند که آنان را وادار کرده اند تا اقدام به اعتصاب غذا کنند.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

محمود صالحی - ۹۵/۲/۲۲

******************

عدم حضور جعفر عظیم زاده در ملاقات هفتگی بدلیل ضعف جسمانی

امروز چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت ماه طبق روال هر هفته نوبت ملاقات هفتگی کابینی جعفر عظیم زاده با خانواده اش بوده است.اما وی به خانواده اش خبر داد که به دلیل پائین آمدن فشار خون، بیحالی و ضعف شدید جسمانی پس از ۱۳ روز اعتصاب غذا نمیتواند مسیر طولانی تا محل ملاقات را طی کرده ودر آنجا حاضر شود در نتیجه ازبستگانش خواست که به ملاقاتش نیایند.
لازم بذکر است که مسیر طولانی و سر بالایی بند زندان تا محل ملاقات از پلکان بسیار زیادی میگذرد که جعفر عظیم زاده بدلیل ناتوانی جسمی دیگر قادر نیست این مسیر را طی کند. ملغی کردن لحظات اندک زمان ملاقاتی که جعفرعظیم زاده ،یک هفته در بدترین شرایط موجود، مشتاقانه منتظردیدار با عزیزانش بود، حکایت از رو به وخامت نهادن وضعیت جسمانی این کارگر معترض و مقاوم دارد.
از آنجائیکه جعفر عظیم زاده بمنظور جلوگیری از بروز نگرانی در همسر و فرزندان و بستگان و دوستانش همواره در طی اینمدت میزان وخامت روز افزون جسمی اش را بگونه ای پنهان میکرد و در مقابل اصرار دیگران برای بیان وضعیت جسمی اش با جملاتی از قبیل "مشکلی نیست" یا " لطفا نپرسید" مصمم بودن روی خواسته خودرا با پاسخی کوتاه برای عبور از آن میداد ، در نتیجه حذف ملاقات از طرف ایشان و درخواست از همسر و فرزندانش برای ناتوانی از دیداربا آنها، باعث نگرانی و دغدغه بسیار شده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با آغاز شروع بحران سلامت جسمی جعفر عظیم زاده وبا هشدار به ادامه این وضعیت ، مسئولیت بروز هرگونه عواقب ناگوارو غیر قابل پیش بینی را بعهده مسئولین قوه قضائیه میداند.

٢٢ اردیبهشت ٩۵

******************

‏حمایت کارگران اخراجی و بازنشسته شرکت پرسی ایران گاز

ما جمعی از کارگران اخراجی و بازنشسته شرکت پرسی ایران گاز با درود به زندانیان اعتصابی محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده که در دفاع از حقوق معلمان و کارگران دست به اعتصاب‌غذا زده‌اند، عموم مردم به‌ویژه معلمان و کارگران را به همبستگی با آنها فرا می‌خوانیم و از عموم مراجع مدافع حقوق‌بشر و ارگانهای مدافع حقوق معلمان، فرهنگیان و کارگران می‌خواهیم تا اقدامی فوری و مؤثر برای آزادی سریع و بی‌قید و شرط آنها و رسیدگی به خواستهایشان به‌عمل آورند. ما حمایت قاطع خود را از این زندانیان سیاسی اعلام می‌کنیم و هر نوع اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی را بی‌پایه و اساس می‌دانیم و خواهان آزادی بی‌قید و شرط آنها هستیم و مسئولیت هر گونه مشکل پیش روی را متوجه قوه قضاییه می‌دانیم... در کجای جهان فعالیت صنفی و اعتراضات معلمان اقدام علیه امنیت ملی است؟ براستی در کجای جهان اعتراض به حق و حقوق صنفی، آن هم توسط فرهیخته‌ترین قشر جامعه، حتی یک روز زندان دارد که شما سالها معلمان بی‌گناه را زندانی می‌کنید؟ کارگران اخراجی و بازنشسته شرکت پرسی ایران گاز

٢١ اردیبهشت ٩۵

جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر

******************

محمود بهشتی لنگرودی، پس ۲۲ روز اعتصاب غذا، پس از ترخیص از بیمارستان به سمت منزل خواهد رفت.

محمود بهشتی لنگرودی، پس ۲۲ روز اعتصاب غذا، پس از ترخیص از بیمارستان به سمت منزل خواهد رفت.

به محمود بهشتی لنگرودی مرخصی داده شد

بعد از ظهر امروز محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی سابق کانون صنفی معلمان ایران بعد از۴ روز بستری در بیمارستان به خاطر خونریزی معده ناشی از اعتصاب غذا، به مرخصی فرستاده شد.
محمود بهشتی که به شیوه محاکمه خود و حکم ۱۴ سال زندان به اتهامات امنیتی معترض بوده و به همین خاطر اقدام به اعتصاب غذا نموده بود، امروز به جای رسیدگی به خواستش که باید فوری آزاد گردد، به خاطر کاهش شدت اعتراضات حول اعتصاب غذا و خواست رهبران زندانی در حال اعتصاب، او را به مرخصی فرستاده اند.
خواست محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده به مرخصی آمدن نیست. این زندانیان باید آزاد شوند. نباید اجازه داد محمود بهشتی مجددا به زندان برگردانده شود.

٢٢ اردیبهشت ٩۵

******************

به همبندان عزیزمان جعفر عظیم زاده، اسماعیل عبدی

دوستان! همبندان عزیز!
ما زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر، به اعتراض شما و بیانیه ای که به مناسبت اول مه منتشر کردید، ارج میگذاریم و از آن پشتیبانی میکنیم. شما براستی از حق ما زندانیان سیاسی و حق ما کارگران و ما مردم دفاع میکنید. اعتراض شما به فقر، دستمزدها و حقوقهای زیر خط فقر و بی تامینی، اعتراض شما به امنیتی کردن هر اعتراضی علیه این وضعیت تحت عنوان "اخلال در امنیت ملی" و برابر شدن آن با زندان، اعتراض همه ما کارگران و ما مردم است. ازجمله ما زندانیان سیاسی که امضا کننده این نامه هستیم تحت اتهاماتی از همین دست حکم زندان گرفته و بهترین سالهای زندگی مان را داریم در زندان میگذرانیم.
خوشحالیم که تشکلهای مختلف کارگری و معلمان و بسیاری از همکارانمان به این اعتراض پیوسته اند. این حمایت ها نشان میدهد که ما بسیاریم.
اما اعتصاب غذای شما که از دهم اردیبهشت واردش شده اید، بشدت ما رانگران وضعیت جسمی و سلامتی شما کرده است. ما وضعیت شما را متوجه هستیم. چه بسا بارها خودمان بخاطر اینکه صدایمان را به بیرون برسانیم ناگزیر شده ایم، با دست بردن به اعتصاب غذا فریادمان را بلند کنیم. اما نیرویی که همیشه به ما قدرت داده است، اتحاد و همبستگی هم طبقه ای هایمان و مردم معترض با خواستهای برحق ما بوده است.
دوستان اعتراض شما شنیده شد. صدای آن نه فقط در ایران بلکه در آنسوی مرزها انعکاس یافت. با اتکا به این حمایت ها و پشتیبانی ها از شما میخواهیم که هر چه زودتر به اعتصاب غذایتان خاتمه دهید. بگذارید تا در کنار یکدیگر و با نیرویی قویتر خواستهایمان را پیگیر شویم و به جلو بریم. از اعتصاب غذای آقای محمود بهشتی نیز خبر داریم و سخنمان خطاب به ایشان نیز هست. و میخواهیم که در کنار ما باشد و به اعتصاب غذایشان خاتمه دهد.
به امید آزادی همه کارگران زندانی، معلمان زندانی و تمامی زندانیان سیاسی
تمامی احکام زندان تحت عنوان "اخلال در امنیت ملی" باید لغو شود

سهیل بابادی، محمد جراحی، بهنام ابراهیم زاده، زانیار مرادی،رمضان احمد کمال، احمد کریمی، مهدی عظیمی، ابراهیم فیروزی، یاسر حمیدی شهرابی، حسین کاکاوند، حمید نوروزی، حسین غلامی آذر

٢١ اردیبهشت ٩۵، ١٠ مه ٢٠١٦

جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر

******************

حمایت و درخواست سندیکای نقاشان استان البرز

از جعفر عظیم زاده، محمود بهشتی و اسماعیل عبدی برای پایان دادن به اعتصاب غذا

در حمایت از جعفر عظیم زاده، محمود بهشتی و اسماعیل عبدی، و درخواست پایان اعتصاب غذا
امروز ۲۱ اردیبهشت ماه، با دریافت اخباری از وضعیت حاد سه فعال صنفی دربند، جعفر عظیم زاده، محمد بهشتی لنگرودی و اسماعیل عبدی، نگرانی در میان فعالین کارگری شدت گرفته است
محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان که در اعتراض به اتهامات وارده و حکم ۵ سال زندان و با خواست برگزاری دادگاهی علنی، از اول اردیبهشت ماه وارد اعتصاب غذای تر شد و از روز ۱۳ اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذای خشک زده بود، اخیراً به دلیل خونریزی معده و مشکلات کلیه، به بیمارستان امام خمینی منتقل است. به بیان محمد بهشتی، «به راستی کدام کشور استبداد‌زده را می‌شناسید که چنین احکامی را برای معلمان جامعه خود صادر کرده‌ باشد؟»
امروز اعتصاب غذای نامحدود جعفر عظیم زاده، دبیر هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران، و اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران، وارد یازدهمین روز خود می شود؛ و این دو فعال صنفی نیز با وضعیت حاد سلامتی، به خصوص افت فشار خون، ضعف جسمانی و کاهش وزن، دست به گریبان هستند.
هرچند در شرایط «مرگ تدریجی» در زندان، زمانی که دیگر هیچ مجرایی برای رساندن صدای زندانی به بیرون باقی نمانده است، اعتصاب غذا به شکل محدود به آخرین گزینه تبدیل می شود، اما این رفقای نازنین باید بدون لحظه‌ای تردید بدانند که جنبش عظیم کارگری ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین فعالین و نیروهای پیشرو و ثابت قدمی نیاز دارد. دست کم حبس‌های طولانی مدت، شرایط غیرانسانی زندان و فشارهای تاکنونی بر شما، نشان دهنده اهمیت و جایگاه شما در جنبش امروز است. درست به همین دلیل است که ما تشکل‌های کارگری، ضمن درخواست مصرانه از شما برای پایان بخشیدن به اعتصاب، وظیفه محوری خود می دانیم که به هر شکل ممکن، با تمام نیرو، صدای شما در بیرون باشیم و از هیچ اقدامی در جهت لغو احکام غیرانسانی علیه شما و همین طور دفاع از خواست‌های برحق شما (با محوریت خارج شدن اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و دیگر اتهامات از پرونده فعالین کارگری و معلمان زندانی) فروگذار نباشیم. شما یک جنبش را پشت خود دارید، و چه نیرویی قابل اتکاتر، تواناتر و خلاق تر از این. از همین روست که باز هم به جد می خواهیم با شکستن اعتصاب خود به نفع جنبش، ادامه این مسیر را به حامیان خود در بیرون از زندان واگذار کنید. در همین جا از تمامی تشکلات کارگری، دانشجویی و معلمان و دیگر اقشار درخواست می کنیم که بسته به توان و امکانات خود، متحدانه برای آزادی این زندانیان مبارزه کنند. مسئولیت هرگونه مشکل سلامتی و جانی به عهده دولت و مسئولین زندان است.

پیش به سوی ایجاد تشکل‌های مستقل

پیش به سوی لغو احکام صادره علیه معلمان و کارگران زندانی

کارگر زندانی، معلم زندانی، آزاد باید گردد

سندیکای نقاشان استان البرز

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

******************

«حمایت از خواست کارگران اعتصابی در زندان»

ما با خبر شدیم که جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی رئیس کانون صنفی معلمان در اعتصاب غذا بسر می برند. این عزیزان به خاطر فعالیتهای صنفیشان، به اتهام همیشگی ای که علیه کارگران، معلمان و دیگر فعالین اجتماعی به کار برده می شود، یعنی اقدام علیه امنیت ملی هر یک به شش سال زندان محکوم شده اند. ما جعفر عظیم زاده را سالهاست می شناسیم، تمام تلاشش در جهت دفاع از ما کارگران و زحمتکشان بوده است. حالا وظیفه خود می دانیم که از این دو رهبر کارگری و معلمان حمایت کنیم. ما شدیدا نگران ادامه اعتصاب غذا و اثراتی که اعتصاب غذا ی طولانی بر روی جسم و روانشان می گذارد هستیم و اعلام می کنیم هر نوع صدمه و آسیبی که به خاطر اعتصاب غذا به این افراد وارد آید، مسؤلیتش با قوه قضائیه و مسؤلین زندان است و باید پاسخگوی عواقب آن باشند.

جمعی از کارگران ساختمانی برج کالج واقع درمینی سیتی تهران

۲۲ اردیبهشت ۹۵

******************

از زندانیان در حال اعتصاب حمایت و دفاع کنیم، نه تقاضا

تازگی تقاضانامه ای ظاهرا توسط تعدادی از فعالین معلمی و کارگری در داخل و خارج از کشور خطاب به سه نفر از زندانیانی که در زندان اعتصاب غذا کرده اند، نوشته شده و در آن از محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده درخواست شده تا به اعتصاب غذایشان پایان دهند و همچنین از کسانی که موافق متن نوشته شده هستند خواسته شده که آن را امضاء کنند.
از قصد و نیت تهیه کنندگان این تقاضانامه که بر اساس دلسوزی و نگرانیشان از تبعات اعتصاب غذا برای اعتصاب کنندگان به آن متوسل شده اند، تردیدی نیست. اما این متن سهوا یا عمدا با اشکالات و ایراداتی تنظیم گردیده است. تنظیم کنندگان دراین متن غیر از ابراز نگرانی از به خطر افتادن سلامتی اعتصاب کنندگان و بیان احساس خود از سر دلسوزی هیچ چیز دیگری را عنوان نکرده اند. به بیان مشخص تر، هیچ وظیفه پیگیری و شرکت و دخالت در جنبشی که حول مطالبات زندانیان اعتصابی شکل گرفته را برای خود و افرادی که با متن موافق هستند، قائل نشده اند.فقط به اعتصاب کنندگان اطمینان خاطر داده اند که صدای دادخواهیشان به گوش جهانیان رسیده و حمایت گسترده را به خود جلب کرده اند و از اینکه این صدای دادخواهی دیوار و باروی زندان را شکسته، احساس رضایت کرده اند. چنان درمتن نوشته اند که گویا کل هدف این زندانیان ازاعتصاب غذا فقط رساندن صدای اعتراضشان به بیرون از زندان بوده و نه اعلام اقدام به یک حرکت برای تحقق خواستی معین که اتفاقا حمایت و دفاع همه جانبه معلمان و کارگران و همه انسانهائی که به انسانیت می اندشند را می طلبد. نگرشی که این دوستان در تقاضانامه شان به وضوح به نمایش گذاشته اند، منفعلانه و حاکی از شانه خالی کردن از پذیرش مسؤلیت فعالانه نسبت به وظیفه ای است که در برابرشان قرار گرفته.
همانطور که این دوستان ابراز داشته اند که اعتصاب غذا موجب آسیبهای جسمی و روحی می گردد، از نظر هر انسان دیگری که حس انساندوستی در وجودش زنده باشد و جان انسان برایش ارجح تر از هر منفعتی دیگر باشد، اعتصاب غذا مورد تأیید و قابل توصیه به هیچ کسی نیست. اما نباید اهمیت موضوع اعتصاب را به نفس اعتصاب گره زد. شکی نیست که به خاطر جلوگیری از بیشتر شدن آسیبها، اعتصاب غذا باید هر چه زودتر شکسته شود. ولی آیا باید جنبشی که شکل گرفته و حرکتی که آغاز شده را هم بدون رساندن به نتیجه خاتمه داد؟درتقاضانامه مذکورنه به اهمیت بیانیه اعتصابیون ونه به ضرورت ادامه تلاش برای تحقق خواست اصلی آن یعنی حذف اتهام اقدام علیه امنیت ملی ازپرونده های فعالین صنفی واجتماعی اشارهای نشده ،بلکه فقط از اعتصابکنندگان خواسته شده تا اعتصاب غذا را پایان دهند.در واقع به این طریق میان خود و سیلی از انسانهائی که خواهان برآورده کردن هر چه سریعتر مطالبه زندانیان اعتصابی شده اند تا اعتصاب غذا نیز زودتر پایان یابد، فاصله ایجاد کرده اند. نباید فراموش کرد که این سه نفر برای پایان دادن به اعتصابشان نیاز به حمایت و احساس پشت گرمی از جانب ما دارند. احتیاج به نوشتن تقاضا نامه نیست، حمایت نامه لازم است. اگر ما به آنها اطمینان دهیم که با پایان دادن به اعتصابشان با جدیت تمام پیگیر خواستشان هستیم و حرکتی که آغاز کرده اند را تا رسیدن به نتیجه دلخواه ادامه خواهیم داد، به احتمال زیاد اعتصاب را خواهند شکست.
این دوستان اگر چنانچه نگران آسیب دیدن زندانیان از اعتصاب غذا هستند که بی تردید هستند، باید قبل از تقاضای شکستن اعتصاب، در همین متن اطمینان می دادند که با جدیت و تمام توان تا تحقق خواست آنها به گسترش دادن حمایتها کمک خواهند کرد و با دادن چنین تعهدی از زندانیان می خواستند که اعتصاب غذا را پایان دهند.
بنابراین ضروری است که برای فراهم نمودن شرایط پایان دادن به اعتصاب غذا، متن نوشته شده مطابق با جوهر بیانیه اعتصاب کنندگان اصلاح گردد.

جوانمیر مرادی - ۲۱ اردیبهشت ۹۵

******************

تجمع واعلام حمایت کارگران رستوان خلیج فارس از خواست اعتصاب کنندگان زندانی

روز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه ، کارگران رستوران خلیج فارس که در جاده فشم میگون قرار دارد در اعتراض به عدم پرداخت چهار ماه دستمزد، علیه کارفرما تجمعی را در محل کار برگزار کردند. حدود ٣۰ نفر از ۵۰ نفرپرسنل این رستوران از صبح در تجمع حضور داشته و خواستار پرداخت مطالبات عقب مانده خود شدند. بعلت عدم حضور کارفرما تعدادی از کارگران رستوران تا ساعت ٨:٣۰ شب نیز در محل مانده تا کار فرما رو ببینند اما موفق نشدند و پیگیری مطالباتشان را به زمان دیگری موکول کردند.
تجمع کنندگان همان جا ضمن بحث و تبادل نظر درمورد مشکلات معیشتی و زندگی طاقت فرسای کارگران ، حمایت خود را از رهبران کارگری زندانی از جمله جعفرعظیم زاده و اسماعیل عبدی که تلاششان دفاع از منافع کارگران وانعکاس صدای آنها در طرح مشکلاتشان هستند ابراز داشته و ازخواسته آنها مبنی بر حذف اتهامات "امنیتی" از فعالیت های حق طلبانه معیشتی فعالین کارگری و معلمان پشتیبانی کرده وخواستار آزادی آنها وسایر کارگران زندانی شدند.

******************

حمایت زنان بازنشسته تهران از جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

ما جمعی از زنان کارگر بازنشسته و از امضا کنندگان طومار ۴۰ هزار نفری حمایت قاطعانه خود را از بیانیه آقای جعفر عظیم زاده و آقای اسماعیل عبدی که در بند هستند اعلام می نمایم. این رهبران کارگری و معلمی در اعتراض به وضعیت اسفبار ی که بر زندگی اکثریت مردم جامعه سایه بسیار سنگینی انداخته و در اعتراض به سرکوب کارگران و زحمتکشان که خواستار یک زندگی شرافتمندانه هستند، بیانیه ای نوشته و بعد از آن اعتصاب غذا کرده اند. بیانیه این انسانهای شریف، حاوی خواست میلیونها کارگر و معلم و بقیه مردم زحمتکش است. دستگاه قضائی با زدن انگ اقدام علیه امنیت ملی یا تبلیغ علیه نظام به اعتراضات با خواستهای به حق این فعالین هر اعتراضی را امنیتی کرده تا بتواند صدای میلیونها کارگر و معلم را خفه کند ولی این چنین نخواهد شد. این عزیزان که در زندان غیر از به خطر انداختن جسم و جانشان با اعتصاب غذا، راه دیگری برای اعتراضشان نداشته اند، تنها نیستند. قوه قضائیه مسول مستقیم به خطر افتادن سلامت آنها میباشد. ما همه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و آقای محمود بهشتی هستیم.

جمعی از زنان کارگر بازنشسته تهران ۱۹ اردیبهشت ۹۵

******************

امنیت ملی به مفهوم امنیت برای سرمایه و ناامنی برای کارگر

سالهاست که ما شاهد دستگیری افرادی از اقشار مختلف اجتماعی از جمله کارگران ومعلمان، در ارتباط با عنوان اقدام علیه امنیت ملی هستیم.افرادی که تنها جرمشان، دفاع از معیشت و منزلت انسانی شان بوده و در ارتباط با خواستهای صنفی، در چهار چوب مطالبات اقتصادی و صنفی خویش فعالیت کرده و خواهان کسب حقوق خود بوده اند.ولی بر اساس اتهامات بی اساسی چون اقدام علیه امنیت ملی ، تشویش اذهان عمومی و برهم زدن نظم، دستگیر و محاکمه شده اند. با توجه به اینکه که اکثریت قاطع این ملت را کارگران،معلمان و خانواده های آنان تشکیل میدهد، چگونه میتوان پذیرفت که این انسانهای شریف و زحمتکش علیه امنیت و بر ضد منافع و مصالح ملت خویش که خود بخش بزرگی از آن هستند مبادرت بنمایند.در حالی که اتهام، اقدام علیه امنیت ملی تبدیل به اسم رمزی شده است، که در راستای سرکوب مطالبات به حق طبقه ی کارگر، معلمان و سایرمزدبگیران و گروه های اجتماعی در جهت تامین منافع سرمایه داران، چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی گشته، هر روز شاهد پایمال شدن هر چه بیشتر حقوق کارگران، معلمان و.......هستیم.آمار میلیونی بیکاران،ناامنی شغلی،نبود تشکلهای مستقل کارگری و صنفی، قراردادهای موقت و سفید امضا، دستمزدهای زیر خط فقریا به عبارتی زیر خط مرگ، دستمزدهای پرداخت نشده به مدت چندین ماه متوالی ،برچیده شدن استخدام های رسمی و دائمی و سپردن امور صنعت و تولید به شرکت های پیمانکاری در کلیه صنایع بزرگ اعم از دولتی و غیر دولتی و غارت وچپاول دسترنج کارگران و قطع سوبسید کالاهای اساسی و مایحتاج عمومی، از قبیل آب،برق،گاز،نان و........
ادامه مطلب را اینجا مطالعه کنید.

بهرام عابدینی - ١٨ اردیبهشت ٩۵

******************

حمایت کارگران قالبهای صنعتی سایپا وقالبهای صنعتی ایران خودرو

از خواستهای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

ما جمعی از کارگران شرکتهای قالبهای بزرگ صنعتی سایپا وقالبهای صنعتی ایران خودرو از خواست برچیدن اتهام اقدام علیه امنیت ملی از پرونده کارگران و معلمین و فعالانی که از حقوق ما دفاع کرده اند، حمایت می کنیم و می خواهیم فوری جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان که به خاطر اعتراض به این اتهامها اعتصاب غذا کرده اند، آزاد شوند. اینها هیچ کاری نکرده اند تا امنیت ملی به خطر بیافتد، فقط از حقوق کارگران و معلمان دفاع کرده اند.

جمعی از کارگران شرکت قالبهای صنعتی سایپا و قالبهای صنعتی ایران خودرو

۱۷ اردیبهشت ۹۵

******************

حمایت دانشجویان دانشگاه گوهردشت کرج از زندانیان در بند

امروز در ایران اگر کارگر به دستمزد زیر خط فقر، به قرارداد موقت و نداشتن امنیت شغلی، به پرداخت نشدن حقوق، به اخراج و به بیکاری اعتراض کند، امنیت ملی به خطر می افتد. اگر معلم به حقوق پایین و به طرح حق التدریسی و در دسترس همگانی نبودن امکان آموزش اعتراض داشته باشند، امنیت ملی به خطر می افتد و اگر دانشجو و دیگر فعالین اجتماعی خواهان آزادی بیان و اندیشه باشند باز هم امنیت ملی به خطر می افتد! ما می پرسیم که این امنیت ملی چیست که باید به بهای فقر و گرسنگی و خفقان برای اکثر جمعیت جامعه تأمین شود؟
اکنون دهها فعال کارگری و معلمی و دانشجوئی و اجتماعی به خاطر اعتراض به مصائب معیشتی و اجتماعی در زندان هستند که اتهامشان اقدام علیه امنیت ملی است. از جمله فعالین زندانی، اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان و جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران هستند که به این پرونده سازیهای امنیتی علیه فعالین صنفی و اجتماعی دست به اعتصاب غذا زده اند.
ما خواهان حذف اتهام بی اساس اقدام علیه امنیت ملی از پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی و آزادی فوری آنان می باشیم. بدیهی است که مسؤلین قضائی و زندان در قبال هر گونه آسیبی که در جریان اعتصاب غذا بر اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده وارد آید، مسؤل خواهند بود.

جمعی از دانشجویان دانشگاه گوهردشت کرج

۱۷ اردیبهشت ۹۵

******************

حمایت جمعی از کارگران فصلی و ساختمانی شهر جدید اندیشه (کرج)

از خواسته های اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده

ما کارگران فصلی و ساختمانی و از امضاء کنندگان طومار اعتراضی ۴۰ هزار نفری در اعتراض به پائین بودن دستمزد، حمایت خود را از خواستهای برحق جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی رئیس کانون صنفی معلمان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی زندانی شده اند، اعلام می داریم. ما این اتهام را مانعی برای بیان اعتراض کارگران و معلمان و همه کسانی که به هر دلیلی معترض هستند می دانیم و خواهان برداشتن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین کارگری و معلمین و همه کسانی که به این اتهام در زندان هستند می باشیم.

۱۷ اردیبهشت ۹۵

******************

اعلام حمایت کارگران شرکت "ونک پارک" مهرشهر کرج

از خواسته رهبران کارگری زندانی

ما کارگران شرکت "ونک پارک" مهرشهر کرج پس از اطلاع یافتن از اعتصاب غذای جعفرعظیم زاده و اسماعیل عبدی در اعتراض به چسباندن اتهامات امنیتی برای فعالیتهای معیشتی کارگران و معلمین ، ما نیز از این خواسته آنها حمایت و پشتیبانی میکنیم.
چرا که ما کارگران هیچ رسانه ی گسترده از قبیل روزنامه و رادیو تلویزیون سراسری و یا تشکل ها ونماینده های مستقل خود که آزادانه صدای ما را درجامعه منعکس کنند نداریم و امثال آقایان عظیم زاده و عبدی و رهبران کارگری در حبس صدای اعتراضی ما نسبت به وضعیت موجود و فقر وفلاکتی ست که سالهاست با آن دست بگریبانیم.
چگونه میتوان تصورکرد که به کارگران معترض به سطح مزد و معیشت وبیکاری و فقر و تلاش آنها برای ایجاد و بهبود شرایط قابل قبول تری برای ادامه زندگی که موجب آرامش و امنیت بیشتری در جامعه میشود برچسب " اقدام علیه امنیت ملی" زد؟!
اعتراض آنان به پرونده سازی و زدن اتهامات واهی امنیتی ، صدای اعتراضی ما نیز هست.
ما خواهان پایان دادن به اینگونه پرونده سازیهای قضایی و تضمین آزادی فعالیت های مرتبط با مطالبات معیشتی خود و آزادی کارگران و معلمین در زندان هستیم.

۱۷ اردیبهشت ۹۵

******************

حمایت جمعی از کارگران بازنشسته کارخانه ریسندگی و بافندگی شاهو سنندج

ما کارگران بازنشسته کارخانه ریسندگی و بافندگی شاهو سنندج از نزدیک آقای عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران را میشناسیم و بارها در کارخانه و کنار ما حضور یافته و با پیگیری مستمر،جهت بازنشستگی بیش از موعد به سبب کار سخت و زیان آور در ادارات متولی کار و تامین اجتماعی استان کردستان تا حصول نتیجه تلاش کرده که خود تأثیر بسزائی در زندگی ما به جای گذاشت.ما زحمات ایشان را ارج مینهیم و به یاد خواهیم داشت. آقای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی رئیس کانون صنفی معلمان به خاطر این نوع فعالیتها اکنون به اتهام اقدام علیه امنیت ملی که هیچ ربطی به فعالیت آنها ندارد، در زندان هستند. این رهبران ما در اعتراض به این نوع پرونده سازیها از دهم اردیبهشت اعتصاب غذا کرده اند. با سپری شدن شش روز از اعتصاب غذای اقایان جعفر عظیم زاده و اسمائیل عبدی و حدود ۱۵ روز از اعتصاب غذای آقای محمود بهشتی ، این اقدام تا حالا با بی تفاوتی مسئولین قوه قضائیه مواجه شده و همین موجب تشدید نگرانی ها شده است. ما کارگران وخانوادهایمان این بی تفاوتی مسئولین قضائی را شدیدا محکوم مینماییم وآنها را مسئول وارد آمدن هر گونه آسیب ناشی از اعتصاب غذا به این عزیزان می دانیم. مسئولین بدانند که زندان شایسته انسانهای بزرگ و رهبران ما نیست. ما ضمن حمایت از خواسته های این عزیزان خواستار لغو احکام صادره و آزادی بی قید و شرط آنها میباشیم.

زنده باد جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

و همه رهبران و فعالین مدافع کارگران و زحمتکشان در بند.

جمعی کارگران بازنشسته کارخانه ریسندگی و بافندگی شاهو سنندج

١۵ اردیبهشت ٩۵

******************

حمایت جمعی از کارگران بازنشسته کیان تایر

از خواسته های جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

جعفر عظیم زاده و اتحادیه آزاد کارگران ایران همیشه در کنار کارگران کیان تایر در دوران اعتراضات و اعتصابات بوده اند. علاوه بر این یکی از دغدغده هایشان کمک به حل مشکلات زندگی بازنشستگان بوده. اما کسانی که نمی خواهند کارگران و بیکاران و معلمان و همه انسانهای تنگدست زندگی راحتی داشته باشند، کسی مانند جعفر عظیم زاده را که حامی آنها است به اتهام اقدام علیه امنیت ملی زندانی می کنند. ما از خواست حذف اتهام اقدام علیه امنیت ملی از پرونده های همه فعالین دفاع می کنیم و خواهان آزادی فوری جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و فعالین زندانی دیگر می باشیم.

جمعی از کارگران بازنشسته کیان تایر

١۵ اردیبهشت ٩۵

******************

حمایت کارگران ساختمانی در تهران

از خواستهای برحق جعفر عظیم زاده واسماعیل عبدی

ما کارگران ساختمانی واز امضا کنندگان طومار اعتراضی ۴۰ هزارنفری ، حمایت خودرا از خواسته های بر حق و قانونی جعفرعظیم زاده(رئیس وهیت مدیره اتحادیه ازاد گارگران ایران) واسماعیل عبدی(رئیس کانون صنفی معلمان)که در زندان به سر میبرند،اعلام میکنیم.
این دو رهبر جنبش کارگری در اعتراض به شرایط فلاکتباری که بر زندگی اکثریت قاطع جامعه ایران نزدیک به چهار دهه سایه افکنده است توسط صاحبان سرمایه و زیر چتر حمایت سرکوبهای عریان و سازمانیافته همه دستگاههای دولتی همچون دیگر رهبران جنبش کارگری به زندان نا حق طولانی مدت محکوم شده و اعتصاب غذای خود را علیه پرونده سازیها وامنیتی کردن فعالیت های حق طلبانه کارگران و معلمان، شروع کرده اند.
اعتراض به تنگناها وفشار های معیشتی و دفاع از سطح زندگی حق طبیعی کارگران در همه جای جهان است وهرنوع اتهامات واهی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی وپرونده سازیهای امنیتی را محکوم می کنیم.
اعتراض به سرمایه داران وقدرتهای حامی آنان که با هجوم به سطح معیشت و رفاه عمومی، امنیت جامعه و زندگی مردم را به مخاطره میاندازند اقدامی درجهت تامین امنیت زندگی مردم است .در نتیجه اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" حربه ای برای خاموش کردن و زمینگیر ساختن جنبشهای کارگری و اجتماعی است . ما ضمن نگرانی از ادامه اعتصاب غذای فعالین جنبش کارگری که اکنون صدای اعتراض کارگران و معلمان هستند، خواهان آزادی فوری همه زندانیانی هستیم که به خاطر همین پرونده سازیها در زندان به سر میبرند.

جمعی از کارگران ساختمانی در تهران

١۴ اردیبهشت ٩۵

******************

حمایت جمعی از پرستاران تهران از خواسته های اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده

ما پرستاران به خاطر شرایط سخت کار و بهره کشیهائی که از ما می شود و نیز به خاطر اینکه حاصل کار و زحمتمان به جیب چپاولگران می رود، فرقی با کارگران کارخانه ها نداریم و خود را کارگران بخش خدمات بهداشتی می دانیم. ما هم مثل همه کارگران و معلمان زیر خط فقر زندگی می کنیم. می دانیم که کسانی مثل اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده از همه کارگران، معلمان، پرستاران و بیکاران دفاع کرده اند و حالا در زندان هستند.می دانیم که تشکیل پرونده های به اتهامات اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم برای این جور فعالینی به خاطر ساکت کردن ماست که زندگی با فقر و نداری را قبول کنیم و هیچی نگوئیم. این دو فعال زندانی از روز دهم اردیبهشت در اعتراض به پرونده سازیهای امنیتی اعتصاب غذا کرده اند و سلامتیشان در خطر است. ما خواهان برآورده کردن خواست جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی هستیم تا هر چه زودتر به اعتصاب خود پایان دهند.

جمعی ار پرستاران تهران

١۴ اردیبهشت ٩۵

******************

حمایت جمعی از بازنشستگان تهران از خواسته های اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده

آقایان جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی رئیس کانون صنفی معلمان، مدافعان ما بازنشستگان، کارگران و معلمان هستند که در زندان بسر می برند. این دو نفر و همه فعالان کارگری و اجتماعی و معلمان به همین جرم برایشان پرونده های اقدام علیه امنیت ملی تشکیل شده و به حبسهای سنگین محکوم شده اند. ما بازنشستگان که ٣٠ سال از بهترین دوران عمرمان را با کار و زحمت گذرانده ایم در این دوران کهولت و ناتوانی با این مستمریهای بسیار ناچیز بدترین شرایط زندگی را داریم. هر جا و هر وقت اعتراض کنیم با این نوع اتهامها تهدید می شویم. این اتهام ها به ما نمی چسبد و باید علیه هیچ بازنشسته و بیکار و کارگر و معلم و فعالی به کار گرفته نشود و خواهان آزادی همه کسانی هستیم که به این اتهام زندانی شده اند.

اردیبهشت ٩۵

******************

اعلام حمایت کارگران اخراجی نساجی کردستان

ما کارگران اخراجی نساجی کردستان و خانواده هایمان هرگز زحمات آقای جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران را در سال ٨٣ به مدت ۵٩ روز اعتصاب کارگران که به دفعات کنار ما قرار گرفتند را فراموش نخواهیم کرد و راهنمایی ها و حضور جسورانه وی در جلسات اداره کار و امور اجتماعی به حمایت از ما کارگران و اعتصاب کنندگان شجاعانه و قابل تحسین بود .
حال ما کارگران اخراجی نساجی کردستان با توجه به خواست و تصمیم به اعتصاب غذای نامحدودی که آقایان جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان ایران گرفته اند ، هر چند نمیتوانیم ناراحتی این عزیزان را نظاره گر باشیم ،با احترام به تصمیمشان حمایت قاطع خودمان را از این دو رهبر کارگران و معلمان اعلام میکنیم وهر نوع اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی را بی پایه و اساس میدانیم و خواهان آزادی بی قید و شرط فعالین کارگری و معلمین و سایر فعالین اجتماعی هستیم و مسئولیت هرگونه مشکل پیش روی را متوجه مسئولین قوه قضائیه میدانیم

زنده باد اول ماه مه

زنده باد جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و سایر فعالین کارگری و اجتماعی

کارگران اخراجی نساجی کردستان

٩۵/٢/١٢

******************

پیام حمایت جمعی از کارگران بازنشسته صنایع فلزی ایران از خواسته های جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی کاری غیر از دفاع از کارگران و معلمین و ما بازنشسته ها نکرده اند. در کجای دنیا دفاع از حق کارگر و معلم و بازنشسته و بیکار، جرم اقدام علیه امنیت ملی است؟ اینها از زندگی و امنیت ما دفاع کرده اند. حق اینها زندان نیست و باید اتهام اقدام علیه امنیت ملی از پرونده همه فعالین کارگری و معلمین و فعالین اجتماعی حذف و همه فعالین زندانی فوری آزاد شوند.

اردیبهشت ۹۵

******************

حمایت کارگران جوشکار لوله های گاز خانگی سنندج از خواسته های جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

ما جمعی از کارگران جوشکار لوله های گاز خانگی اعلام می کنیم آقایان جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی به خاطر دفاع از معیشت و زندگی ما کارگران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی محکوم به حبسهای طولانی شده اند. ما حمایت خود را از جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی اعلام می کنیم و خواهان برداشتن اتهام اقدام علیه امنیت ملی از کل پرونده های کارگران و معلمان و دیگر فعالین اجتماعی که خواست این عزیزان و همه ما می باشد هستیم.

کارگران گاز خانگی سنندج ما همه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی هستیم

اردیبهشت ۹۵

******************

با حمایت و دفاع قاطعانه از جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی حربه اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" را خنثی کنیم

امروز دهم اردیبهشت ۱۳۹۵ جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی رئیس کانون صنفی معلمان ایران مطابق اعلام قبلی خود با خواست حذف اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" از پرونده های کارگران و معلمان معترض و فعالین جنبشهای کارگری، صنفی و اجتماعی، اعتصاب غذای خود را شروع کردند. این دو رهبر جنبش کارگری که به خاطر اعتراض به شرایط فلاکتباری که بر زندگی اکثریت قاطع جامعه ایران توسط صاحبان سرمایه زیر چتر حمایت سرکوبهای عریان و سازمانیافته همه دستگاههای دولتی طی نزدیک به چهار دهه سایه افکنده است، به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به زندانهای دراز مدت محکوم گردیده و هم اکنون در زندان اوین محبوس می باشند.
تلاش برای افزایش دستمزدها به حدی که تأمین کننده هزینه های یک زندگی انسانی و شرافتمندانه برای همه بخشهای شاغل طبقه کارگر باشد، پرداخت بیمه بیکاری به همه بیکاران جامعه اعم از زن و مرد، پرداخت به موقع حقوقها، لغو قراردادهای موقت، سفید امضاء و رسمی شدن استخدام معلمین حق التدریسی و پیمانی که شاخص ترین فعالیتهای این دو رهبر زندانی قبل از بازداشت و زندانی شدنشان می باشند، از نظر دستگاههای امنیتی، انتظامی و بویژه قضائی "اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم و تبلیغ علیه نظام" معنا می یابد و برای فعالین این عرصه ها مصداق جرم تلقی می گردد.
برای دستگاههای دخیل در سرکوب، جمعیت حداکثری جامعه که زندگیشان به تباهی کشیده شده و فراتر از آن حتی میلیونها انسان فاقد سرمایه و ثروت فنا گشته اند، درون دایره امنیت مد نطرشان هیچ جائی ندارند. در نتیجه "امنیت ملی" ترجمه امنیت سرمایه ها و تضمین سودهای نجومی آن که متعلق به اقلیت ناچیز سرمایه داران است که مقدس و ارجح بر تأمین زندگی، حفظ شأن و احترام به کرامت انسانی اکثریت عظیم جامعه می باشد.
جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی در شرایط سخت زندان هم دست از مبارزه و پیگیری مطالبات طبقه کارگر برنداشته و به خاطر محدودیتهای زندان که اجازه ادامه مبارزه به روشهای کم هزینه تر از نظر سلامت جسمی و روحی را از آنان سلب کرده، با اعتصاب غذا از درون زندان صدای اعتراضشان به وارد کردن اتهام "امنیت علیه امنیت ملی" در پرونده های معترضان به وضعیت موجود و فعالین جنبشهای کارگری و اجتماعی را بلند کرده و خواهان حذف این گونه اتهامات از پرونده های موجود شده اند. اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" حربه ای برای منکوب و زمینگیر ساختن جنبشهای کارگری و اجتماعی است. حربه ای است برای ممانعت از اعتراض همه بخشهای طبقه کارگر از کارگران گرفته تا معلمان، پرستاران، بازنشستگان، بیکاران و .... به شرایط غیر انسانی زندگی و پذیرش اجباری آن.
کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، بیکاران و تشکلها و سازمانهای کارگری مدافع حقوق انسان در سراسر جهان!
با خواست حذف فوری اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" از پرونده های همه فعالین زندانی و موقتا آزاد شده با وثیغه، به حمایت و دفاع از این رهبران زندانی برخیزید. با پیوستن وسیع و جهانی خود به این خواست به حق و سراسری، مبارزه بر سر تحقق آن را سریع تر به نتیجه رسانده و دوره اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی که سلامتیشان را تهدید می کند هر چه بیشتر کوتاه کنید.

زنده باد اتحاد و همبستگی همه مزدبگیران (طبقه کارگر)

اتحادیه آزاد کارگران ایران

۱۰ اردیبهشت ۹۵

******************

حمایت کارگران فولاد زاگرس از جعفرعظیم زاده

بدینوسیله ما کارگران اخراجی فولاد زاگرس (ذوب آهن کردستان) اعلام میدارم که با توجه به اینکه آقای جعفرعظیم زاده درسال ۹۲ در کشمکش بین ما و کارفرمای فولاد زاگرس بنابه درخواست جمعی کارگران حق وکالت ما را در دفاع از منافعمان با تلاش بسیار وعلیرغم دوری از خانه و خانواده بعهده گرفتند و ایشان به عنوان نماینده درجلسات هیئت تشخیص وحل اختلاف اداره کارقروه انتخاب گردید و پیگیریهایش کاملا ازمسیرقانونی بوده ضمن تقدیروتشکراززحمات بی وفقه وبدون چشم داشت ایشان وبا توجه به شناختی که از او در دفاع از منافع کارگران داریم، هرنوع محکومیتی بویژه پرونده سازی امنیتی علیه ایشان را کذب خوانده وخواهان آزادی آقای عظیم زاده ودیگر فعالین کارگری می باشیم.

کارگران اخراجی فولاد زاگرس (ذوب آهن کردستان)

اردیبهشت ۹۵

******************

بیانیه اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران شهر سنندج

جهت دفاع از خواسته های جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

کارگران، انسانهای آزادیخواه وشریف ایران
کارگران منشاء کاروتولید ثروت جامعه در آستانه روز جهانی کارگر به واسطه ی تلاش سرمایه داری زالوصفت وحکومتهای دست نشانده اش در زندان بسرمی برد .ومدام موردتهدیدوحمله وارعاب نیروهای سازمان امنیت قرار می گیرد. جعفر عظیم زاده صدای ما ،نقشه ی راه ما،پیش آهنگ ما،در زندان بسر میبرد ایشان به همراه اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان بااعلام شروع اعتصاب غذا در مورخه ۱۰ اردیبهشت ماه امسال به اتهامات صادره از طرف دستگاه قضایی اعتراض نموده وخواهان لغو این اتهامات هستند .
کسی باید سوال مارا جواب دهد آیا دفاع کردن از حقوق کارگران وتشکیل اجتماع پیش بینی شده در قانون اساسی ومقاوله نامه های امضاء شده ی بین المللی ،اقدام علیه امنیت ملی است یا اقدام علیه سرمایه داری؟
قضات محترم را باید به اتهام جدا کردن منافع کارگران از منافع ملی محاکمه کرد! مسلما زندانی کردن وصدور احکام سنگین علیه کسانی مانند جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و... از نگاه افکار عمومی وبین المللی قابل پذیرش نیست! ابن کار مصداق واقعی خفه کردن کارگران برای سرمایه دارانی است،که یک لحظه هم از منافع ملی دفاع نمی کنند، جالب است کارگران ودوستان مردم ایران ،آنان که بار مقاومتها بر دوششان سنگینی می کند، برایشان حکم زندان صادر می شود .وبرای زالو صفتان، پیچ وخم های صادرات، هموار میشود.
کارگران مدافع منافع مردم، در زندان است وسرمایه داران سودجو که در هر بحران در فکر زیاد کردن سرمایه هایشان هستند ،در حکومت.
ما می خواهیم به خواسته های صدای کارگران ومعلمان رسیدگی شود واتهام اقدام علیه امنیت ملی لغوشود مسئول سلامتی جعفر عظیم زاده وتمامی زندانیان قابل پیگیری است مانمی خواهیم یک روز گرسنگی بکشند،بدون تردبد آزادی جعفر عظیم زاده و تمامی کارگران در بند،یکی از بندهای قطعنامه روز جهانی کارگر امسال خواهد بود.

اعضای اتحادیه ازاد کارگران شهرستان سنندج

۴ اردیبهشت ۹۵

******************

خواستهای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی فریاد کل جامعه است

روز بیست ویکم فروردین ماه بیانیه ای از جانب دو تن از رهبران کارگری ومعلمان ،اقایان جعفر عظیم زاده رئیس اتحادیه آزاد کارگران واسماعیل عبدی رئیس کانون صنفی معلمان ایران در اعتراض به روند بازداشت وحبس از طریق پرونده سازی و امنیتی کردن فعالیت های صنفی کارگران و معلمینی که علیه فقر وفلاکت، نا امنی شغلی،بیحقوقی و بیعدالتی،دست به مقاومت و اعتراض میزنند، بیانیه مشترکی صادر شده که ازروز ۱۰اردیبهشت در آستانه روز جهانی کارگروبه دفاع از انسانیت واعلام همبستگی با کارگران جهان ودر اعتراض به امنیتی کردن هر نوع فعالیتی که جهت احقاق حقوق ومعیشت کارگران ومعلمان به شرایط موجود میشود اعتصاب غذای نا محدودی را اعلام کرده اند.
سالهای سا ل است که کارگران ومعلمان برای زندگی ومعیشتشان با حاکمان وحامیان سرمایه دست به گریبانند. روزی نیست که این عزیزان به دلیل فلاکتی که از جانب سرمایه بر ما تحمیل شده وعرصه را بر میلیونها خانواده کارگری و معلمان تنگ کرده برای دفاع از زندگی و احقاق حق و حقوقشان ساکت باشند و همواره شاهد و ناظر دهها اعتصاب و تجمع واعتراض نباشیم
ابعاد اخراج سازیها به قدری وسیع شده که بیکاری را روتین و نرم جامعه کرده اند
ادامه چنین وضعیتی برای هیچ انسان شریف و فهیمی که زندگی مرفه وآزاد را حق طبیعی خود میداند ممکن نیست
کارگری که تا ۱۲ ساعت یا بیشتر در روز کار میکند و معلمی که برای تامین زندگی مجبور به روی آوردن به مشاغل دوم و سوم میشود ، طبیعی است خاموش نمیماند. اعتراض به چنین وضعیت فلاکتبار دور از شآن و کرامت انسانی، درحقیقت اقدام برای تامین زندگی و آسایش وامنیت اکثریت جامعه در ابعاد ملی است، ونه اقدام علیه امنیت ملی.
کارگران جهان در ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر که هر ساله مراسمی را به طور معمول با خواست های مطالباتی خود برگزار میکنند اما در ایران کارگران و زحمتکشان و رهبران کارگری باید با اتهام واهی به خطر انداختن امنیت ملی به زندان محکوم شوند و هر گونه اقدامی از قرار تجمع، اعتصاب و جمع آوری امضا بر علیه دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر را تحت نام "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور" احضار، دستگیر و سپس به زندانهای طویل المدت محکوم میشوند. کم نیستند افرادی که طی ۳٧ سال گذشته با چنین اتهامات واهی بهترین سالهای زندگی اشان را در چارچوب تنگ زندان که از ابتدایی ترین امکانات زندگی انسانی محرومند گذرانده اند. و در این راه زنده یادانی چون شاهرخ زمانی و کوروش بخشنده را از دست داده ایم.
اکنون عزیزانی همچون بهنام ابراهیم زاده، محمد جراحی، رسول بداقی، هاشمی، باغانی، بهشتی، محمود صالحی، علی نجاتی، و اخیرا جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و دهها و صدها نفر دیگر از فعالین کارگران و معلمان در اسارت به سر میبرند.
عزیزان ما را تحت عنوان به خطر انداختن امنیت ملی کشور دستگیر و زندان میکنند بدون اینکه توضیح دهند منظور از امنیت ملی چیست.
این دنیای وارونه را چگونه باید تفسیر کرد؟ امنیت ملی امنیت حاکمان وسرمایه دارهاست. امنیت آقازاده هاست امنیت آنهایی است که زندگی را به کام انسان و انسانیت تلخ کرده اند امنیت آنهایی است که زندانها را بپا کرده اند و به قصد خاموش کردن آنهایی که درمقابل تعرض به زندگی شان مقاومت کرده و معترضند. امنیت میلیونها انسان در جامعه ویک زندگی بی دغدغه برای همه مفهوم واقعی امنیت ملی ست . اما امنیت سرمایه و حامیانش به صورت آرا و تفکرحاکم قانون شد واز این طریق امنیت اکثریت جامعه به خطر افتاد. این دنیای وارونه را نمیشود تحمل کرد
اینست که طبق آمارهای اعلام شده طی سال گذشته حدود ۲۰۰۰ تجمع اعتراضی در همین فضای سرکوب شکل گرفته است.ابعاد مقاومت و اعتراض بیسابقه است. در شرایطی زندگی میکنیم که حداقل دستمزد امسال ۸۱۲ هزار تومان برایمان تعیین شد بدون آنکه خودمان کوچکترین نقشی در تعیین آن داشته باشیم حاکمان یک لحظه فکر کرده اند که چگونه با چنین دستمزد حقیرانه ایی میتوان حتی کرایه منزل مسکونی که خانواده ۴ نفره را در خود جای دهد تامین کرد؟ جدا از سایرنیازهای زندگی ازجمله ،هزینه تحصیل فرزندان ،خورد و خوراک پوشاک و امکانات دیگری که هر انسان برای زنده ماندنش به آن نیاز دارد چه کسانی باید پاسخ دهند؟
مگر میشود اکثریت قریب به اتفاق انسانها از صبح تا شب کار کنند اما برای ابتدایی ترین امکانات زندگی اشان درمانده و مایوس باشند چنین اوضاعی را در جامعه قانون کرده اند و معترضین به این قانون را بدون هیچ توضیحی محکوم میکنند
به واقع ادامه چنین زندگی برده وارانه ایی برای هیچ انسانی ممکن نیست چنین فجایع ایی برای ما کارگران و زحمتکشان هیچ وقت تحمل نشد دقیقا به همین دلیل است که معترضیم و تلاش میکنیم تا بتوانیم تشکلات مستقلمان را ایجاد کنیم و از طریق آن زندگی همیشه تضعیع شده امان را بهبود بخشیم اعتراضات به شرایط موجود را حق طبیعی خود میدانیم خواسته های آقایان جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی جدای از خواسته های میلیونها انسانی نیست که سرمایه داری معیشت وزندگی شان را به شدت به مخاطره انداخته است.
اتهام " اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور "حربه ای برای ساکت و خاموش کردن جنبش اعتراضی جامعه به ادامه این وضعیت غیر قابل تحمل است. من به نوبه ی خود با توجه به نگرانی بیش از حدم نسبت به سلامتی و زندگی این عزیزان دربند با اعلام اعتصابشان که جسم و روحشان را به خطر میاندازد از تمام خواسته هایشان به ویژه از برداشتن اتهامات جعلی و ساختگی امنیتی از پرونده های کل کارگران و معلمان طی ۳٧ سال گذشته و برای همیشه حمایت میکنم و خواهان رسیدگی هر چه زودتر به خواسته ها و مطالبات این عزیزان هستم

ناهید خداجو - دوم اردیبهشت ۹۵

******************

ﺩﺭ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﭼیﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠیﻪ ﺍﻣﻨیﺖ ﻣﻠی

ﻭ ﻧﻈﺎیﺮ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﺳﺎیﺮ ﻓﻌﺎﻟیﻦ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋی

ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﻫﺎی ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯیﺮ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ، ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻫﺎی ﺑﺮﺩﮔی ﺁﻭﺭ، ﺳیﺎﺳﺖ ﺑیﻜﺎﺭﺳﺎﺯی ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ، ﺗﺤﻤیﻞ ﺍﺟﺒﺎﺭی ١٢ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﺣﺘی ﺑیﺸﺘﺮ ﻛﺎﺭ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺟﺎی ٨ ﺳﺎﻋﺖ ﻛﺎﺭ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻭ ﺩﻩ ﻫﺎ ﻧﻮﻉ ﺩیﮕﺮ ﺑی ﺣﻘﻮﻗی ﻭ ﻋﻤﻼ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﺰﺩﺑﮕیﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯیﺮ ﺧﻂ ﺑﻘﺎ ﺭﺍﻧﺪﻥ ﻭ ﺗﺤﻤیﻞ ﮔﺮﺳﻨﮕی ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎی ﺍﻧﻬﺎ، یﻚ ﺑﺨﺶ ﺍﺯ ﺳیﺎﺳﺖ ﺳﺮﻣﺎیﻪ ﺩﺍﺭی ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﺍیﺮﺍﻥ ﺑﺮﺍی ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺣﺼﻮﻝ ﺍﺭﺯﺍﻧﺘﺮیﻦ ﻧیﺮﻭی ﻛﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺨﺶ ﺩیﮕﺮ ﺍیﻦ ﺳیﺎﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺮﻛﻮﺑی ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻮﺷی ﻛﺸﺎﻧﺪﻥ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﻭﻟﺘی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﻋﺮیﺎﻧﺘﺮی ﻃﺒﻘﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮ ﻭ ﺯﺣﻤﺘﻜﺶ ﺍیﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻣﺎﺝ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺗﺮ ﺑﻪ
ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻣﻌﺘﺮﺽ ﻭ ﻓﻌﺎﻟیﻦ ﻛﺎﺭﮔﺮی ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺧیﺮ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﺑیﺸﺘﺮ ﺍﻣﻨیﺘی ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺤیﻂ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺯیﺴﺖ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺸﻜیﻞ یﮕﺎﻥ ﻫﺎی ﺍﻧﺘﻈﺎﻣی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻫﺎی ﻛﺎﺭﮔﺮی ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﻗﻀﺎیی ﻣﻤﻨﻮﻋیﺖ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻭ ... ﺩﺭﺝ ﺍﺗﻬﺎﻡ " ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠیﻪ ﺍﻣﻨیﺖ ﻣﻠی " ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻓﻌﺎﻟیﺖ ﺻﻨﻔی ﻭ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﺍی ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻣﺮی ﻋﺎﺩی ﺗﺒﺪیﻞ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﮕﺮ ﻣیﺸﻮﺩ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺑﺪیﻬی ﺗﺮیﻦ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺣﺪﺍﻗﻠی ﺗﺮیﻦ ﻧیﺎﺯﻫﺎیﺸﺎﻥ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷی ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻦ ﺑﻪ ﮔﺮﺳﻨﮕی ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎیﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺩﻡ ﺑﺮﻧیﺎﻭﺭﻧﺪ؟
ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎی ﺍﺧیﺮ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﺤﻤیﻞ ﺑی ﺣﻘﻮﻗی ﺑیﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺗﻬﺪیﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺻﺪﻭﺭ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﻃﻮیﻞ ﺍﻟﻤﺪﺕ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ، ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﺎﺕ ﻭ ﺍﻋﺘﺼﺎﺑﺎﺕ ﺭﻭﺯﺍﻓﺰﻭﻥ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﺳﺎیﺮ ﻣﺰﺩﺑﮕیﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍیﻢ ﻭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﻛﺎﺭﮔﺮی ﻭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﺎﺕ ﺳﺮﺍﺳﺮی ﻭ ﺷﻮﺭﺍﻧﮕیﺰ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺭﻭﺯﺍﻓﺰﻭﻥ ﺟﻨﺒﺶ ﻋﻠیﻪ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﻫﺎی ﻣﺼﻮﺏ ﻭ ﻋﻠیﻪ ﺑیﻜﺎﺭی ﻛﻪ ﺣﺘی ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻪ ﻭ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﺷﺪﻥ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻣیﺪ ﻭ ﺩﻩ ﻫﺎ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺩیﮕﺮ ﺑیﺎﻧﮕﺮ ﭼﻨیﻦ ﻭﺍﻗﻌیﺘی ﺍﺳﺖ .
ﺍیﻦ ﺭﻭﻧﺪ ﺳﺮﻛﻮﺏ ﺭﺍ ﺑﺎیﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺷﻜﺴﺖ . ﺑﺎیﺴﺖ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑیﺎﻧیﻪ ﺩﻭ ﺗﻦ ﺍﺯ ﺭﻫﺒﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻈیﻢ ﺯﺍﺩﻩ ﻭ ﺍﺳﻤﺎﻋیﻞ ﻋﺒﺪی ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﻼﺵ ﻛﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﺗﻬﺎﻣﺎﺕ ﻭﺍﻫی " ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠیﻪ ﺍﻣﻨیﺖ ﻣﻠی " ﻭ ﻧﻈﺎیﺮ ﺍﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻫﺎی ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺯﻧﺪﺍﻧی ﻭ ﺳﺎیﺮ ﻓﻌﺎﻟیﻦ ﺟﻨﺒﺶ ﻫﺎی ﺍﺟﺘﻤﺎﻋی ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧیﺰ ﺩیﮕﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺩﺳﺘﺎﻭیﺰی ﺑﺮﺍی ﺳﺮﻛﻮﺏ ﻣﻄﺎﻟﺒﺎﺕ ﺑﺮﺣﻖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻈیﻢ ﺯﺍﺩﻩ ﻭ ﺍﺳﻤﺎﻋیﻞ ﻋﺒﺪی ﻭ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺑﻬﺸﺘی ﻭ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺻﺎﻟﺤی ﻭ ﺑﻬﻨﺎﻡ ﺍﺑﺮﺍﻫیﻢ ﺯﺍﺩﻩ ﻭ ﺩﻩ ﻫﺎ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻛﻪ یﺎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺴﺮ ﻣیﺒﺮﻧﺪ ﻭ یﺎ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ
ﻫﺎی ﻗﻀﺎیی ﻣﻔﺘﻮﺣی ﻋﻠیﻪ ﺷﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻣﺪﺍﻓﻌیﻦ ﻭﺍﻗﻌی ﺍﻣﻨیﺖ ﻋﻤﻮﻣی ﻭ ﺭﻓﺎﻩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺎیﺴﺘی ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﻧﻬﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﺮﺩ .
ﺍﺯ ﺍیﻨﺮﻭ ﺗﻤﺎﻣی ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﺗﺸﻜﻞ ﻫﺎی ﻣﺪﺍﻓﻊ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﺰﺩﺑﮕیﺮﺍﻥ ﺑﺎیﺴﺘی " ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﭼیﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠیﻪ ﺍﻣﻨیﺖ ﻣﻠی ﻭ ﻧﻈﺎیﺮ ﺍﻥ " ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺳﺎیﺮ ﻣﻄﺎﻟﺒﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﭘﺮﭼﻤی ﺑﺮﺍی ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻣی ﺯﻧﺪﺍﻧیﺎﻥ ﻛﺎﺭﮔﺮی ﻭ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﺳﺎیﺮ ﻓﻌﺎﻟیﻦ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋی ﺑﺪﻝ ﻛﻨﻨﺪ . ﺑﺎیﺴﺖ ﺻﺪﺍی ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺍیﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺭﻫﺒﺮﺍﻥ ﺩﺭﺑﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎی ﺑیﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠی ﻭ ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺍﺟﻼﺱ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧی ﻛﺎﺭ ilo ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻧﻤﺎیﻨﺪﮔﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌی ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪ . ﺑﺎیﺪ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺒﺎﺭﺯﺍﺗﺸﺎﻥ ﺑﺮﺍی ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎی ﺻﻨﻔی ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋی ﺭﺍ ﺗﻌﻤیﻖ ﻭ ﭘﺎیﺪﺍﺭ ﻧﻤﻮﺩ

حسن مجیدی - ۱ اردیبهشت ۹۵

******************

ما همه عظیم زاده و عبدى هستیم

و با صداى بلند اعلام مى كنیم این بندیان آگاه و راستكار و پاك اندیش و انسان محور كه موقعیت و وضعیت میلیون ها مزد و حقوق بگیر را آینه گى مى كنند از مایند و براى ما است كه در پیكار و گرفتارند. به احترامشان بر مى خیزیم و براى دفاع از سلامتى و تحقق خواست هایشان به پا مى خیزیم. تأیید و تأكید مى كنیم كه آنان از پیشقراولان و شكل دهندگان و راهبران حركت و مبارزه به خاطر نان و كرامت انسانى اند. بیانیه كوتاه و جامع "اتحادیه ازاد كارگران ایران" نشان دهنده ى مبارزۀ كارگران و معلمان و تمام به جان آمدگانى است كه براى زیستن و انسان زیستن، براى نان و امنیت و آگاهى و آزادى هستى و سلامت خود را هزینه كرده اند. نشان كوره ى همواره گدازانى است كه عظیم زاده ها و عبدى ها و بداغى ها در آن آبدیده شده اند.آینه هاى فولادینى شده اند كه شكسته نمى شوند به سرمایه هاى بزرگی براى طبقۀ خود و جامعه امروز ایران بدل شده اند.
اكنون كه بناگزیر و بنا بر اعلام، شكل دیگر مبارزه در زندان را بر گزیده و بر سلامتى خویش شوریده اند، راه هاى مختلفى براى هم صدایى و همراهى با آنان وجود دارد: ما بسیاریم صدایشان را كه از دیوارهاى قطور اوینتان گذشته است، پژواك خواهد یافت. و همین جا و هم اكنون اعلام مى كنیم، هم آنگونه كه از آغاز به بند كشیدنشان، اكنون و از این پس شما مسئول سلامتى جسم و جان جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدى هستید.

على اشرافى، معلم بازنشسته

******************

اگر این پدیده شوم و غیر انسانی اتهامات امنیتی نبود!!

امسال درحالی به استقبال روز جهانی کارگر میرویم که دوتن از رهبران برجسته و مؤثر طبقه کارگر,اقایان جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه ازاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان ایران در زندان اوین با اعلام شروع اعتصاب غذا در مورخه ۱۰ اردیهشت ماه سال ۱۳۹۵ خواستار لغو اتهامات امنیتی از جمله اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی برای فعالین تمام عرصه های اجتماعی شده اند. این ابتکار مدبرانه در شرایطی مطرح میشود که بر هیچ انسان منصف و شریفی پوشیده نیست که اولا اصل ۲٦ و٢٧ قانون اساسی و مقاوله نامه های بین المللی این حق را برای تمام فعالین در جهت ایجاد تشکل اجتماع وگردهمایی برای تحقق مطالبات به رسمیت شناخته است, ثانیا اگر این پدیده شوم و غیر انسانی اتهامات امنیتی, که برای مسئولین قضایی و امنیتی مایه شرمساری است در جامعه حذف گردد,دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای اعتراض برای سرپناه و مسکن مجبور به کارتن خوابی نمیشد. دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای اعتراض برای تأمین زندگی و معیشت خود مجبور به کلیه و تن فروشی نمیشد. دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای اعتراض برای مطالبات ابتدایی و بدهی خود به اعتیاد روی نمی اورد. دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای اعتراض به وضعیت جاده ها و غیر استاندارد بودن خودروها معلول و قربانی نمیشد. دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای اعتراض به وضعیت تغذیه و بهداشت دچار سرطان,ایدز و دیگر بیماری های لا علاج مبتلا نمیشد. دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای اعتراض به وضع الودگی هوا دچار انواع بیماری های تنفسی نمیشد. دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای اعتراض به وضعیت غیر انسانی حاکم بر جامعه دچار افسردگی نمیشد. دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای اعتراض برای اموزش و بهداشت رایگان بی سواد و بیمار نمیشد. دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای دفاع از زندگی انسانی با استاندارد امروزی بیکار ومجبور به اوارگی نمیشد. دیگر کسی از ترس زندانی شدن به جای اعتراض برای کار بیمه بیکاری و پرداخت حقوق معوقه مجبور به خودکشی نمیشد. دیگر کسی بخاطر دفاع از مطالبات صنفی و مدنی خود زندانی و یا مجبور به فرار نمیشد. اگر میخواهیم از همه و همه این پدیده های شوم در جامعه نجات پیدا کنیم,با اقدامی در جهت باز نمودن فضای حاکم بر جامعه و سهیل بودن فعالیت های صنفی و مدنی انجام گیرد و دیگر اجازه ندهیم که مسئولین به جای راهکار و حل مسائل اقدام به سرکوب و زندانی کنند,بیایید در راستای حمایت قاطعانه ازخواست بر حق این عزیزان شعار لغو اتهامات امنیتی برای تمام فعالین اجتماعی را سرلوحه مطالبات تمام اعتراضات اجتماعی کنیم.

صدیق کریمی،عضو هیئت مدیره اتحادیه ازاد کارگران ایران - فروردین ۹۵

******************

باز هم تعریف وارونه ی "امنیت ملی"

منافع ملی، منافع اکثریت جامعه یعنی صف میلیونی ۹۹ درصدی هاست و دقیقا کسانی که منافع ۹۹ درصد جامعه را به خطر انداخته اند باید به جرم "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه شوند.
کسانی که با طرحهای اقتصادی اشان باعث میشوند، در هر ساعت ۱۵۰ کارگر اخراج و از زندگی ساقط شده و به صف گرسنگان و بیکاران جامعه بپیوندند واز همین صف میلیونی بیکاران برای ارزان نگاه داشتن دستمزد کارگران، نهایت سوء استفاده را میکنند
کسانی که فقط با انگیزه سود بیشتر بی اعتناء به جان انسانها شرایطی در محیط های کار فراهم میکنند که روزانه پنج کارگر قربانی تولیدشان میشود و جان میدهد
کسانی که میزان دستمزدی برای میلیونها کارگر و معلم وپرستار و ...تعیین میکنند که فقر و گرسنگی را در سفره های آنان نهادینه کنند
کسانی که با تحمیل بیرحمانه ترین استثمار وحقارت به کودکان کار وخیابان متعلق به خانواده های کارگری ثروت نجومی به چنگ میاورند کسانی که درمان را به گرو گرفته اند تا مرگ را به خانواده های آنان هدیه دهند کسانی که ...
همگی اینان باید به جرم "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه شوند
در سالهای اخیرقانون "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" همانند دیگر وارونگی های این جامعه حربه ای است که علیه کارگران و معلمین و فعالینی بکار میرود که خواهان ابتدایی ترین حقوق انسانی هستند.
علیه کسانی که بعد از گذشت بیش از ۱۵۰ سال از تثبیت روز جهانی کارگر و معلم، خواهان برگزاری مستقلانه و آزادانه روز جهانی کارگر و روز جهانی معلم هستند
علیه کسانی که در دفاع از معیشت و زندگیشان خواهان برخورداری از یک زندگی با رفاه استاندارد موجود،خواهان ایجاد تشکلات مستقل به دور از وابستگی های جناحی و دولتی، خواهان کار یا بیمه بیکاری، خواهان درمان و اموزش رایگان، خواهان توقف کشتار کارگران در محیطهای کار،خواهان لغو قراردادهای موقت و سفید امضا با ساعات طولانی کار،خواهان لغو کار کودک و ...
تمامی این خواسته های ابتدایی و بدیهی بشر امروز ، جرم های ۹۹ درصدی هاست که امنیت و خواب و آسایش یک درصدی ها را به خطر انداخته است. پر واضح است که از طرف یک درصدی ها ، بمنظور پاپین نگهداشتن مزد و جلوگیری از تعرض اکثریت جامعه، جرم "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" بگونه ای وارونه تعریف و بعنوان کیفرخواست برای به حبس کشیدن و خاموش کردن صدای ۹۹ درصدی ها بکار رود.
جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران و اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان ایران از رهبران جنبش اعتراضی ۹۹ درصدی ها هستند که به جرم به خطر انداختن امنیت و آسایش کسانی که بر بستر قانون شکنی و تحمیل فقر و فلاکت بر کارگران و معلمان سالیان سال دست به غارتگری زده اند اکنون به حبس های طویل المدت محکوم و در زندان اوین محبوس هستند
طبق بیانیه منتشر شده از طرف این دو عزیز و با خواست خارج کردن اتهام "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور" و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده های مفتوح کارگران و معلمان معترض و برداشتن اینگونه اتهامات واهی و بیربط از پرونده های خود و دیگر فعالین کارگری و معلمان زندانی از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهند زد.

بیایید با اعتراض به این گونه اتهامات، شرایط امنیت واقعی را برای اکثریت جامعه تامین کنیم

پروین محمدی - ۲٦ فروردین ۹۵

******************

جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی را تنها نگذاریم

جعفر عظیم زاده رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی رئیس کانون صنفی معلمان ایران که به جرم دفاع از کرامت انسانی ده ها میلیون انسان از خانواده های کارگری، معلمی و پرستاری و دیگر مزدبگیران کم درآمد جامعه به حبس های طویل المدت محکوم گردیده و هم اکنون در حال سپری کردن احکام ضد انسانی صادر شده در زندان اوین هستند، در اعتراض به اتهامات واهی امنیتی مانند "اقدام علیه امنیت ملی" که از طرف دستگاه های قضائی به هر گونه حق خواهی و اعتراض به لگد مال شدن انسانیت نسبت داده می شود، طی بیانیه مشترکی اعلام کرده اند که از روز دهم اردیبهشت وهمزمان با گرامیداشت اول "می" روز همبستگی جهانی طبقه کارگر اقدام به اعتصاب غذای نامحدود خواهند کرد.
همانگونه که این دو رهبر جنبش کارگری در بیانیه خود شرح داده اند، اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" وصله ناروائی است که به کارگران و معلمان و هر انسان مزدبگیر معترض به شرایط فلاکت بار زیست خود، زده می شود و با ایجاد فضای ترس و وحشت سعی در خفه کردن صدای حق طلبی و ممانعت از بروز اعتراضات می گردد. کارگران و معلمان و فعالین زیادی هم اکنون به خاطر اعتراض به پایین بودن دستمزد، حقوقهای معوقه، عضویت در تشکلهای مستقل و غیره به اتهاماتی نظیر "اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم و ...." علیه شان پرونده های قضائی باز شده و یا به تحمل زندان محکوم و محبوس گردیده اند. مصادیق مندرج در همه پرونده های کارگران و معلمان معترض، به وضوح بیانگر این است که "اقدام علیه امنیت ملی" چیزی غیر از بر هم خوردن روند چپاول دسترنج اکثریت تولید گران و سازندگان جامعه و بیکار نمودن میلیونی و به فلاکت و نابودی کشاندن آنها توسط صاحبان سرمایه و کارفرمایان نیست. به این معنا امنیت ملی، همان حفاظت از منافع یک مشت سرمایه دار است در ازای تباهی و به ورطه نابودی سوق دادن اکثریت جامعه. واقعیت این است که امنیت اکثریت جامعه با پایین نگه داشتن دستمزدها به میزان بیش از ۴ برابر زیر خط فقر، محروم کردن بیکاران از بیمه بیکاری و روا داشتن مصائب دیگر بواسطه سرکوب عریان که باعث فحشاء، اعتیاد و از هم پاشیدن بنیان خانواده ها گردیده اند، به معنای واقعی به خطر افتاده است.
اتهام "اقدام علیه امنیت" باید متوجه سرمایه داران و کارفرمایان گردد و آنها هستند که باید مورد پیگرد، محاکمه و مجازات گردند، نه کسانی مانند جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی که مدافعان واقعی امنیت عمومی می باشند. از اینرو ضرورت مبرم دارد کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و بیکاران در قالب جمعها ی خود و تشکلهای مستقل همگام با تشکلها و سازمانهای کارگری و مدافع حقوق انسان در سطحی گسترده و جهانی با دفاع قاطع از جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی خواهان ممنوعیت وارد کردن اتهامات " اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم و تبلیغ علیه نظام " به معترضان به وضعیت معیشتی و فعالین و رهبران جنبش کارگری ایران و حذف این اتهامات از پرونده های آنان گردند.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

٢٧ فروردین ۹۵

******************

قاطعانه از جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی دفاع کنیم

جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان و از رهبران زندانی جنبش کارگری ایران طی بیانیه ای از درون زندان اوین در اعتراض به آنچه که خود اینگونه به شرح آن پرداخته اند:
"تحمیل دستمزدهای زیر خط فقر،عدم پرداخت به موقع دستمزدها در ابعادی گسترده، نابودی کامل امنیت شغلی اکثریت قریب به اتفاق کارگران با قراردادهای موقت و سفید امضا و بخش چشمگیری از معلمان تحت عناوین مختلفی همچون معلمان آزاد،حق التدریس،شرکتی،پیمانی و پیش دبستانی،بکارگیری معلمان آزاد بامدارک تحصیلی لیسانس و بالاتر با حقوق سیصدهزارتومانی و بدون بیمه،نهادینه کردن گسترده شرکتهای پیمانکاری در صنایع بزرگ و متوسط دولتی و غیردولتی و غارت مضاعف دسترنج کارگران ،گسترش کار کودکان، عدم اجرای کامل قانون نظام هماهنگ پرداخت و مصوبات هیات وزیران در مورد فرهنگیان شاغل و بازنشسته، رشد فزاینده مدارس غیرانتفاعی و هیات امنایی و نابودی تدریجی آموزش و تحصیل رایگان، غارت و چپاول صندوق تامین اجتماعی و برخی دیگر از صندوقهای بازنشستگی، ممنوعیت ایجاد تشکلهای مستقل کارگران و معلمان و امنیتی کردن اعتراضات آنان، قطع سوبسید کالاهای اساسی مانند نان،آب،برق، گاز، لبنیات وغیره" و همچنین برخورد دولتهای مختلف در مدت ۳٧ سال گذشته به اعتراضات و نحوه پاسخگوییشان به مطالبات کلیه مزد بگیران جامعه که چیزی غیر از سرکوب، تعقیب، بازداشت، اخراج و زندانی نمودن فعالین و رهبران اعتراضات، یورش به تشکلهای مستقل و بازداشت و زندانی کردن اعضاء آنها به اتهامات واهی امنیتی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی نبوده، اعلام کرده اند از روز دهم اردیبهشت به مدت نا محدود دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
خواست مشخص جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی، رفع کلیه مشقات معیشتی و بر قراری امنیت شغلی و حذف نابرابریهای آموزشی و در دسترس قرار گرفتن امکانات تحصیلی رایگان و یکسان مطابق با استانداردهای پیشرفته برای همه است که ضمانت رسیدن و برخورداری از این مطالبات، حذف کلیه اتهامات امنیتی موجود در پرونده های فعالین زندانی و آزادی آنها، مختومه شدن پرونده های قضائی علیه معترضان به وضعیت موجود، آزادی اعتراض و اعتصاب، حق ایجاد تشکلهای مستقل و آزادی عضویت در آنها می باشد.
خواست این دو رهبر زندانی همانطور که در بخشی از بیانیه آنها تأکید شده و به روشنی واضح و گویا است، خواست و آرزوی اکثریت انسانهای جامعه است. هر انسانی نیازمند برخورداری از امکانات زندگی مدرن و مرفه است که در بیانیه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی موکدا بر آنها انگشت گذاشته شده است. نباید جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی را که در زندان صدای اعتراضشان به فقر و فلاکت بلند کرده اند، تنها گذاشت. باید برای تحقق این خواستها خواهان آزادی فوری آنان و بقیه فعالین زندانی و مختومه شدن هر گونه پرونده قضائی علیه کسانی که خواهان پایان یافتن مشقاتی هستند که بر زندگیشان سایه انداخته است، شد.
کارگران، معلمان و پرستاران، تشکلها و سازمانهای کارگری، معلمی و پرستاری در ایران و هر نقطه دیگر از جهان. به هر طریق ممکن از این دو رهبر زندانی دفاع کنید.

۲۲ فروردین ۹۵

******************

بیانیه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

پیرامون اقدام به اعتصاب غذا از روز دهم اردیبهشت ماه ۹۵

امروزه بر هیچ انسان شریف و منصفی پوشیده نیست که میلیونها کارگر و معلم و دیگر زحمتکشان کشور با شرایط معیشتی طاقت فرسا و غیرقابل تحملی دست به گریبانند و سالهاست ابتدایی ترین حقوق انسانی آنان به طور وقفه ناپذیری پایمال میشود.
تحمیل دستمزدهای زیر خط فقر،عدم پرداخت به موقع دستمزدها در ابعادی گسترده، نابودی کامل امنیت شغلی اکثریت قریب به اتفاق کارگران با قراردادهای موقت و سفید امضا و بخش چشمگیری از معلمان تحت عناوین مختلفی همچون معلمان آزاد، حق التدریس، شرکتی، پیمانی و پیش دبستانی، بکارگیری معلمان آزاد بامدارک تحصیلی لیسانس و بالاتر با حقوق سیصدهزارتومانی و بدون بیمه، نهادینه کردن گسترده شرکتهای پیمانکاری در صنایع بزرگ و متوسط دولتی و غیردولتی و غارت مضاعف دسترنج کارگران، گسترش کار کودکان، عدم اجرای کامل قانون نظام هماهنگ پرداخت و مصوبات هیات وزیران در مورد فرهنگیان شاغل و بازنشسته، رشد فزاینده مدارس غیرانتفاعی و هیات امنایی و نابودی تدریجی آموزش و تحصیل رایگان، غارت و چپاول صندوق تامین اجتماعی و برخی دیگر از صندوقهای بازنشستگی، ممنوعیت ایجاد تشکلهای مستقل کارگران و معلمان و امنیتی کردن اعتراضات آنان، قطع سوبسید کالاهای اساسی مانند نان،آب،برق، گاز، لبنیات و...،تنها گوشه هایی از بی عدالتیها و شرایط مشقت باری است که بر کارگران و معلمان تحمیل شده است.
تحمیل چنین وضعیتی بر کارگران و معلمان و دیگر زحمتکشان به مثابه اکثریت عظیم مردم ایران، امروزه عرصه را چنان بر زندگی و هستی آنان تنگ کرده است که علیرغم جا افتادن اجباری کار روزانه ۱۲ ساعته و حتی ۱۸ ساعته در میان کارگران به عنوان ساعت کار معمول و روی آوری معلمان به مشاغل دوم و سوم، آنان نه تنها قادر به تامین حداقلهایی از استانداردهای زندگی امروزی نیستند، بلکه اکثریت عظیمی از آنها از خط فقر به خط بقا رانده شده اند.
اما پاسخ دولتهای مختلف به این وضعیت فلاکتبار، تنها و تنها تشدید سرکوب اعتراضات صنفی کارگران و معلمان، تلاش برای تحمیل بی حقوقی بیشتر به آنان و بر این بستر تسهیل زمینه های غارت و چپاول روز افزون سفره های خالی آنها بوده است.
بطوریکه در نتیجه این سیاستها از زمان استقرار دولت روحانی به این سو بخشنامه ممنوعیت اعتصاب و اعتراض از سوی قوه قضائیه بطور رسمی به برخی مراکز کارگری ابلاغ شده،دامنه سرکوب اعتراضات کارگران و معلمان در ابعادی سراسری به اعتراضات آرام آنان در محل کارشان گسترش پیدا کرده،صدها کارگر و معلم احضار ،بازداشت و تحت تعقیب قضایی قرار گرفته اند، چهره های موثر معدود تشکلهای مستقل کارگران و معلمان با اتهامات سنگین امنیتی مواجه شده اند و تعدادی از آنان و منجمله ما در حال گذراندن حبسهای طولانی در زندانهای کشور هستیم.
به ما اتهام "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور" زده اند و بر این اساس با حکم های طویل المدت در زندان اوین محبوس هستیم. ما همچون هزاران کارگر و معلم معترض، هیچ فعالیتی جز دفاع از کرامت انسانی خود و هم طبقه ای هایمان نداشتیم. تمام فعالیتهای ما و دیگر همکاران زندانی مان در کانون صنفی معلمان ،اتحادیه آزاد کارگران ایران و دیگر تشکلهای مستقل کارگری و معلمان در مقابل دیدگان افکار عمومی قرار دارد و بر همگان روشن است.
فعالیتهای ما برای دست یابی به مطالبات قانونی و انسانی مان چنان محرز است که حتی مصادیقی هم که بر اساس آنها در پرونده هایمان به ما اتهامات امنیتی وارد کرده اند تماما معطوف به فعالیتهایی از قبیل جمع آوری امضا در اعتراض به دستمزدهای زیر خط فقر، ایجاد تشکلهای مستقل کارگران و معلمان و فعالیت در آنها، شرکت در تجمعات صنفی در مقابل مجلس و وزارت کار و ارائه نامه های اعتراضی به نهادهای مسئول و دیگر کنشکریهای صنفی است.
بدینگونه بر اساس مستندات رای هایی که بر علیه ما صادر شده است باید گفت هر گونه تلاش برای اجرای قوانین حداقلی موجود و مبارزه برای بهبود شرایط زندگی و معیشت کارگران و معلمان در این کشور اقدام علیه امنیت ملی محسوب میشود.
ما میدانیم و بر این امر اذعان داریم که با فعالیتهایمان امنیت و آسایش کسانی را که بر بستر قانون شکنی و تحمیل فقر و فلاکت بر کارگران و معلمان سالیان سال دست به غارتگری زده اند به خطر انداخته ایم و با اصرار بر تحقق خواستهای بر حق مان تداوم منافع چپاوگرانه ی آنان را به چالش کشیده ایم.
اما آنان با نشاندن منافع و امنیت خود به جای امنیت ملی کشور و بر این بستر با هدف وا داشتن کارگران و معلمان معترض برای تمکین به وضعیت فلاکتبار موجود، ما و دیگر فعالین کارگری و معلمان را به بند کشیده اند.
لذا ما در گرامیداشت اول ماه می روز جهانی کارگر و اعلام همبستگی با کارگران جهان، به مناسبت این روز بزرگ در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و تجمعات و اعتصابات کارگران و معلمان، دستمزدهای زیر خط فقر، ممنوعیت برگزاری مستقلانه و آزادانه روز جهانی کارگر و روز جهانی معلم، عدم شفافیت و عمل موثر سازمان جهانی کار ILO در قبال نقض حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران و با خواست خارج کردن اتهام "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور" و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده های مفتوح کارگران و معلمان معترض و برداشتن اینگونه اتهامات جعلی و ساختگی از پرونده های خود و دیگر فعالین کارگری و معلمان زندانی از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهیم زد.

رونوشت به: کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری ITUC و سازمان جهانی معلمان EI

جعفر عظیم زاده         اسماعیل عبدی

زندان اوین - بند ۸         زندان اوین- اندیشگاه ۸

******************

پیام جعفر عظیم زاده به مناسبت سال نو

بهاران خجسته باد
بهار دیگر از بیشمار بهاران از راه رسید و سرسبزی و طراوت از پس سپیدی سرد زمستان سربرآورد.
هر ساله در چنین روزهایی، در لحظاتی که پیام اتحادیه آزاد کارگران ایران را به مناسبت سال نو تنظیم میکردم و در آن جملاتی را به یاد زندانیان آزادیخواه و عدالت طلب مینگاشتم، غم و اندوهی توام با خشمی عصیان گرایانه، سراپای وجودم را فرا میگرفت.
امسال در موقعیت دیگری دست به قلم بردم،احساسم همان احساس است اما با صلابتی روز افزون.صلابتی که ماحصل مبارزات بی وقفه کارگران برای تغییر و ماحصل افکار عمومی،سازمانهای کارگری، حقوق بشری و آزادیخواه از کارگران و معلمان زندانی و دیگر انسانهای عدالت خواه در بند است.
دست یکایک این عزیزان و یاران را صمیمانه میفشارم و به نوبه ی خود به عنوان یک کارگر زندانی از همه ی آنان قدردانی و سبد سبد گل بهاری تقدیمشان میکنم.
به کارگران صنایع نفت و پتروشیمی، معادن، فولاد، خودروسازی و عموم کارگرانی که سال گذشته در پی احقاق حقوق انسانیشان ایستادگی کردند درود میفرستم،همبستگی خود را با مبارزات آنان اعلام میدارم و سال نو را با امیدی وافر به سالی متحول و مالامال از تغییر،به کارگران و مردم شریف و آزادیخواه ایران صمیمانه تبریک میگویم

جعفر عظیم زاده بند ۸ اوین

اول فروردین ۹۵

******************

فشار بیشتر بر جعفرعظیم زاده

حدود ۵ ماه قبل که جعفر عظیم زاده در یک فرجه اندک برای تحمل حبس به زندان اوین احضارشد٬ انبوهی از مشکلات و مسائل جاری خانواده اش لاینحل برجای مانده ست.حکم تجدید نظر جعفر که هیچگاه به رویت او نرسید از تیرماه ۹۴ صادر و بیش از چهارماه یعنی تا آبان ماه ( زمان احضار به زندان اوین ) به وی ابلاغ نشد. در نتیجه فرصت لازم برای سروسامان دادن به زندگی ومشکلات فراوان خانوادگی قبل از رفتن به زندان برایش ممکن نشد. اصرارمکرر همسر ایشان برای گرفتن مرخصی بمنظور حل معضلات خانوادگی تاکنون بجایی نرسیده است.
در آخرین تلاش ها،اجازه مرخصی به جعفر عظیم زاده را موکول به جلب رضایت ضابتین(بازجوها) اعلام نموده اند.
باتوجه به مقاومت حق طلبانه ایشان درطی بازجویی ها و خشم و کینه بازجویان از این کارگر مبارز٬ چنین رضایتی ناممکن ست و عملاً سنگ اندازی مقامات امنیتی در صدور مرخصی به ایشان میباشد.
جعفر عظیم زاده در سالن ٨ بند ٨ زندان اوین حدود 5ماه در شرایط نامناسب این بند با محدودیتهای مختلف ازجمله غذای بسیار نامناسب ،حتی دوهفته قبل نیز جای مناسبی برای خوابیدن نداشت.
ایجاد ممانعت برای اجازه مرخصی و فضای نامناسب این بند زندان در راستای فشارهرچه بیشتر و سخت ترکردن شرایط تحمل حبس برای زندانیان از جمله جعفر عظیم زاده است.

۲٦ اسفند ۹۴

******************

سازمان بین المللی حقوق بشر کانادا خواهان آزادی جعفر عظیم زاده شد

جناب آقای حسن روحانی و آقای علی خامنه ای، رئیس جمهور و رهبر جمهوری اسلامی ایران
اینجانب نماینده سازمان بین المللی حقوق بشر کانادا میباشم. فعالیت های ما به مبارزه و حمایت از حقوق بنیادی انسانها مانند حق زندگی، احترام، آزادی، امنیت و برابری جنسیتی اختصاص دارد. ما با هر گونه تبعیضی مانند تبعیض نژادی، آئینی، جنسیتی ، گرایش جنسی و معلولیتهای جسمی و ذهنی، طبق بیانیه حقوق بشر که توسط سازمان ملل اعلام گشته مبارزه میکنیم. ما متعهد به دفاع ازقربانیان تبعیض، چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی هستیم.
من امروز در حال نوشتن نامه به شما هستم که احتراما خواستار آزادی آقای جعفر عظیم زاده فعال کارگری ای که به طور غیر قانونی بازداشت شده است، گردم.
آقای عظیم زاده به ” اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و بر هم زدن نظم عمومی” محکوم شده است، اما در واقع ایشان متهم به ایجاد اتحادیه آزاد کارگران ایران که در بر گیرنده کارگران شاغل و بیکار است. او سازمانده گردآوری بیش از ۴۰۰۰۰ امضا از هموطنان ایرانیش که تقاضای افزایش حقوق داشتند، بوده است. در حالی که گردهمایی افراد در ایران غیر قانونی است وبا وجود محدودیتهای ایجاد شده توسط رژیم اسلامی، آقای عظیم زاده تلاش کرده برای احقاق حقوق این افراد مبارزه کند. رژیم اسلامی راه های بازدارنده ای به کار گرفته تا مانع دست یابی طبقه کارگر به منافعش گردد و همچنین حقوق حقه کارگران به عنوان مزد بگیران، برسمیت شناخته نشود.
رژیم اسلامی در مورد سیاست گذاری اقتصادی، قوانینی که بر بازار کار حاکمند و روشی که طبقه کارگر را در اقتصاد سیاسی مد نظر قرار داده، محدودیتهائی را علیه مردم اعلام کرده است. رژیم اسلامی محدودیت هایی در سیاستگذاریهای اقتصادی اعمال کرده است که از طریق آنها افزایش حقرق کارگران مطابق با نرخ تورم اجرا نگردد. این باعث میشود طبقه کارگر در ایران قدرت خرید خود را سال به سال از دست بدهد که قطعا به نابرابری و تبعیض بیشتر میان کم درآمدها و طبقه متوسط منجر می شود.
رژیم اسلامی برای طبقه کارگر در بازارکار ایجاد محدودیت کرده است. در حالیکه در قانون ایران قیدهائی هستند که "حکم می کنند، کارفرما نمیتواند هیچ کارگری را اخراج کند مگر به دلایل خاص". این قید عملا به ضررنیروی کار در ایران است. چرا که با توجه به هزینه های استخدام و اخراج نیروی کار در مقیاس بالا در ایران، بسیاری از کارفرمایان در دستگاهشان از طریق منابع غیر وابسته به اتحادیه های کارگری تأمین نیرو می کنند. وقتی که چنین شرکتهایی برای استفاده از نیروی کار، قرارداد ۹۰ روزه را مقابل کارگر قرار می دهند، با این قراردادها هیچ امنیت شغلی، بیمه، تأمین خدمات متناسب با میزان سختی کار و خدمات رفاهی مشابهی باقی نخواهند ماند. این مکانیزم، کارگران را در حالت بی دفاعی رها میکند، زیرا آنها فاقد قدرت مذاکره اند و از ترس از دست دادن شغلشان نمی توانند به طور رسمی به مراجع قانونی شکایت کنند و یا با کارفرما مجادله کنند .
رژیم اسلامی از طریق جلوگیری از تشکیل اتحادیه یا سندیکای کارگری، برای طبقه کارگر موانع ایجاد کرده است. اتحادیه و یا سندیکا باید مورد تایید خانه کارگر قرار بگیرد و یا شورای اسلامی دراتحادیه نماینده داشته باشد. بسیاری ازکارگران که مشکوک به عضویت داشتن دریک اتحادیه هستند، به زندان و اخراج مواجه میشوند و باید هرزمان که نشانه ای از هر حرکت کارگری دیده شود، با حضور در کمیته های نظارتی مورد بازخواست قرار گیرد.
رژیم اسلامی با تفرقه افکنی بین همه ی سازمانهای کارگری، مانع ایجاد وحدت و همبستگی میان کارگران میشود و با اعمال محدودیت های قانونی، ازطریق بازداشت و اخراج فعالان کارگری ترس و دلهره میان کارگران ایجاد میکنند. نمونه های سابق از فعالین کارگری خوشنامی که بازداشت شده اند عبارتند از: شاهرخ زمانی، منصور اسانلو که همراه بوده با دستگیری محمد علی دادخواه، محمد سیف زاده و عبدالفتاخ سلطانی از وکلای حقرق بشر و همچنین بنیانگذاران کانون مدافعان حقوق بشردر ایران.
آقای جعفر عظیم زاده، هیچ خصومت یا قصد مقابله با حکومت ایران ندارد. تنها دغدغه ی او حمایت و کمک رسانی به هشهریان ایرانیش است. به عنوان نماینده سازمان بین المللی حقوق بشر کانادا، که موظف به مبارزه و حمایت از حقوق پایه ای است که شامل همه انسانهاست. من با احترام از شما میخواهم تا آقای جعفر عظیم زاده همراه با بنیانگذاران کانون مدافعان حقوق بشر، محمد علی دادخواه، محمد سیف زاده، و عبدالفتاح سلطانی را آزاد کنید.

ویکتوریا سینگ
پژوهشگر بین المللی، وکیل و مسؤل روابط عمومی سازمان بین المللی حقوق بشر کانادا - کریا



ضمیمه: متن نامه خانم ویکتوریا سینگ به حسن روحانی و علی خامنه ای

Mr. Hassan Rouhani and Mr. Ali Khamenei
President of Iran and Supreme Leader of Iran
To Mr. Hassan Rouhani and Mr. Ali Khamenei,


I am a representative from the Canadian Human Rights International Organization. We are dedicated to fighting and defending fundamental rights such as life, dignity, liberty, security, and gender equality. We fight against all forms of discrimination such as race, creed, gender, sexual orientation, physical and mental disabilities in accordance with the Universal Declaration of Human Rights set forth by the United Nations. We are committed to helping those on a domestic level as well as on an international level.
Today I am writing to you to respectfully request the release of Mr. Jafar Azim-Zadeh who is a Labour activist who has been illegally detained. Mr. Azim-Zadeh has been charged with “the intent of acting against national security, propaganda against Islamic Republic, and troubles to public order.” In actuality Mr. Azim-Zadeh is accused of establishing free unions for Iran’s workers that are both employed and unemployed. He has organized over 40,000 signatures from fellow Iranians who are requesting a pay raise. While gathering of individuals is something that is not legal in Iran, Mr. Azim-Zadeh is trying to fight for the rights of the people due to the limitations set forth by the Islamic Regime.
The Islamic Regime has set forth ways to preventing the working class people from receiving benefits as well as being treated to fair rights as income earners. The Islamic Regime has set forth many limitations towards the people in regards to economic policymaking, laws governing the labour market, and the way the working class is viewed in the political economy.
The Islamic Regime has placed limitations of economic policymaking by not increasing the pay salary to match the rate of inflation. This causes the workers of Iran to lose buying power year after year which inevitably results in more inequality and more disparity among low and middle class earners.
The Islamic Regime has placed limitations on the labour market in concerns to the working class. While there are stipulations in Iranian law that states, “The employer cannot fire an employee except in some specific cases.” This stipulation is actually harmful to the work force in Iran because many employers are outsourcing their work to machinery due to the cost of having to hire and fire employees on a large scale. When such companies do use the labour force they offer 90-day contracts. With these contracts there is no job security, insurance, level of job difficulty, or any such welfare services. This leaves the worker in a state of helplessness because they have no negotiating power and cannot officially lodge a complaint to legal authorities or challenge the employer for fear of losing his/her job.
The Islamic Regime has placed limitations on the working class by preventing the working people to create unions or labour syndicates. Unions or syndicate must be approved by the House of Labour or have the Islamic Council included in the union by representation. Many workers who are suspected of taking part of being in a union face imprisonment, dismissal and must make an appearance before a regulatory committees when any sign of a labour movement is seen.
The Islamic Regime prevents unity among workers by creating dissent among all labour organizations. They enforce legal limitations, invoking fear and apprehension among the workers through arrests and firing labour activists. Such previous examples of labour activists who were arrested are Shakrukh Zemani, Mansour Osanloo to name a few. Along with the arrest of Human Rights lawyers as well as founders of Defenders of Human Rights Center in Iran, Mohammad Ali Dadkhah, Mohammad Seifzadeh, and Abdolfattah Soltani.
Mr. Jafar Azim-Zadeh has no ill will or negative feelings towards the Iranian government. His only concern is trying to help his fellow Iranian citizens. As a representative for the Canadian Human Rights International Organization we are dedicated to fighting and upholding fundamental rights that all humans are entitled to. I respectfully urge you for the release of Mr. Jafar Azim-Zadeh, along with the release of the founders of Defenders of Human Rights Center, Mohammad Ali Dadkhah, Mohammad Seifzadeh, and Abdolfattah Soltani.

Victoria Singh
International Researcher & Advocate and Public Relations Officer
Canadian Human Rights International Organization - CHRIO

******************

وضعیت مخاطره آمیز زندانیان سیاسی

وقتی یک متهم در روند دادگاههایی غیرمعمول و جدا ازشاخص های پذیرفته جهانی و با اتهاماتی کلیشه ای بعنوان زندانی وارد اسارتگاهی به نام زندان میشود، چنین تصور میشود که برای تحمل حبس احکام ظالمانه ای که برایش صادرشده روزگار میگذراند. اما حوادث مکررپیش آمده ازیورش گاه وبیگاه وسازمانیافته تا تحریک لات و لمپنهایی که برای خلاصی از اسارت ، تسلیم وبرده قدرت میشوند حکایت از آن دارد که زندانی "سیاسی وامنیتی" برای کشیدن حبس معمول خود امنیت جانی ندارد وشرایط مخاطره آمیزی را همراه با تشویش و دغدغه میگذراند.
طی روزهای گذشته در بند ۸ زندان اوین بار دیگر یکی از اشرارو گردنکش های زندانی به بهانه درگیری که هفته پیش بوجودآمده بود، با چاقوکشی ، دادوبیداد راه انداخت تا جوی از رعب وترس ایجاد کند. بعد درحمام رفته و با زخمی کردن بدن خود بیرون آمده و در تمام طبقات عربده کشان زندانیان سیاسی را به باد ناسزا گرفت.
بدنبال این حرکت، زندانیان همگی در اعتراض به این وضعیت دم سالن هایشان تجمع کرده واعلام کردند که باید به این وضعیت که عواقب غیرقابل پیش بینی و مخاطره آمیز برای زندانیان دارد پایان داده شود.
روزبعد از حادثه نیزباز افسر نگهبان خزائی برای چندمین باربا زندانیان درگیر شده است که باز زندانیان با مراجعه به رئیس بند خواستار انتقال وی شدند. ودر ادامه پافشاری زندانیان علیه ایشان ناچارمجبور به عذر خواهی شده اما مورد قبول زندانیان قرار نگرفت و خواستار اقدام عملی در مورد ایشان شدند.
بند ۸ زندان اوین بدنبال انعکاس یورش به بند معروف ۳۵۰ اوین که به ضرب و شتم و زخمی شدن تعدادی از زندانیان منجر شده بود و اعتراضات گسترده ای را در داخل و خارج کشور بهمراه داشت ، با پراکندن وتغییر دادن زندانیان سیاسی ، بند ۸ زندان اوین شکل گرفت که بدترین شرایط ، فشارها ومحدودیت ها با کمترین امکانات را برای زندانیان دارد.
جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزادکارگران ایران و تعدادی از رهبران معلمین در این بند نگهداری میشوند.
یورش های گاه به گاه به زندانیان به بهانه های مختلف و جلوی صحنه فرستادن اوباش های عربده کشی که با پشتگرمی مدیریت زندان مسبب حوادث و اتفاقات غیر قابل پیش بینی میشوند مصادیق بارز آزار و اذیت و شکنجه جسمی و روحی به زندانیان است. ادامه این وضعیت بشدت خانواده ها را مضطرب ونگران کرده است.
اتحادیه آزادکارگران ادامه این وضعیت غیر انسانی با زندانیان را بشدت محکوم کرده و خواستار جدائی زندانیان سیاسی از سایر جرائم عادی میباشد.
و اعلام میداریم که تامین سلامت و امنیت زندانیان توام با امکانات و تضمین شرایط مناسب روحی و جسمی برای آنان بعهده قوه قضائیه و سازمان زندان هاست. در نتیجه مسئولیت عواقب حوادثی از این قبیل بعهده مراکز فوق میباشد.

۱۳۹۴/۱۰/۲۶

******************

بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران در رابطه با حمایتها از جعفر عظیم زاده

جعفر عظیم زاده دبیرهیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران روز ۱۷ آبان ۱۳۹۴ برای گذراندن حکم شش سال زندان روانه زندان اوین شد. با انتشارخبر زندانی شدن این چهره سرشناس جنبش کارگری، گروه ها، محافل و تشکلهای کارگری ، سازمانها و نهادهای مدافع حقوق کارگر در داخل و در سطح بین المللی با توجه به مصدایق اتهامات ایشان که تماما" تلاشهایی درجهت دفاع از حقوق طبیعی کارگران و ارتقاء سطح زندگی و معیشت آنان در مقابل تعرضات مستمر کارفرمایان و سرمایه داری حاکم بر ایران بود، به شیوه های مختلف با محکوم نمودن حبس جعفرعظیم زاده خواستارآزادی فوری او شده وعملا کمپینی جهانی در این راستا را شکل داده اند. شکل گیری فعالیتهای پشتیبانی و کارزارجهانی برای آزادی جعفر عظیم زاده بی تردید خانواده وی و همچنین اتحادیه آزاد کارگران ایران را که وظیفه اصلی دفاع از این رهبر کارگری را بعهده دارند را از پشتوانه ای محکم و قابل اتکاء برخوردار نموده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران، ضمن استقبال و قدردانی ازتلاش همه این عزیزان چه بصورت فعالیتهای عینی وحضوری وچه بصورت تلاشهای تاثیر گذار درکارزارهای جهانی در دفاع از رهبران و چهره های فعال جنبش کارگری اعلام میدارد که جعفر عظیم زاده همچون دیگر چهره های خوشنام کارگری تعلق به تشکلی خاص ندارند بلکه سیمایی از اعتراض ومقاومت و نماینده منافع کارگران در مقابل تعرضات سرمایه داری حاکم بر ایران هستند.
در نتیجه اتحادیه آزادکارگران ایران برای آزادی همه کارگران ومعلمین در بند به ویژه رئیس هیئت مدیره تشکل خودیعنی جعفرعظیم زاده با تمام توان و ظرفیت های خود تلاش خواهد کرد واقداماتی رابرای آزادی ایشان در دستورکار خود خواهد گذاشت . و در این راه دست همه حامیان ودلسوزان طبقه کارگررا که برای آزادی رهبران وچهره های کارگری تلاش میکنند به گرمی میفشارد.
به باور ما ، در شرایط کنونی هیچ چیزی ارزشمندتر از صف متحد ما کارگران در دفاع از زندگی و ارتقاء سطح معیشتمان در تقابل با اتحاد نهادهای قدرتمند حامی سرمایه داری حاکم بر ایران نیست. حمایت گسترده ترازچهره های معترض کارگران، بنیان این اتحاد ضروری را مستحکم خواهد کرد.

زنده باد اتحاد وهمبستگی سراسری کارگری

اتحادیه آزاد کارگران ایران

۱۵ دیماه ۱۳۹۴

******************

نامه به دبیرکل کنفدراسیون بین المللى اتحادیه هاى کارگرى

از طرف اتحادیه آزاد کارگران ایران
به خانم شارون بارو دبیرکل کنفدراسیون بین المللى اتحادیه هاى کارگرى ITUC
جناب دبیرکل
با درودهاى فراوان

همانگونه که جنابعالى در نامه به ILO با موضوع بروزرسانى شکایات ۲۵۰۸ و ۲۸۰۷ کمیته آزادیهاى تشکل ها CFA به تفصیل به پرونده همکار ما آقاى جعفرعظیم زاده دبیرهیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران اشاره نموده بودید ایشان در تاریخ هفدهم آبانماه) ۸ نوامبر(جهت تحمل شش سال حبس در زنداناوین زندانى شد. این در حالیست که شکایت دیگرى نیز از سوى دادسراى شهرستان ساوه علیه ایشان در جریان است و ما جزئیات آن را نیز در نامه مورخه ۱۳ خرداد) ۳ ژوئن ( به خدمت جنابعالى ارائه دادیم و بیم آن میرود که حکم دیگرى نیز علیه ایشان صادر شده و مدت حبس این همکار ما طولانى ترشود.
جمیل محمدى از دیگر اعضاى هیئت مدیره اتحادیه که همزمان با جعفر عظیم زاده بازداشت شده بود به سه سال و نیم حبس محکوم شده که امکان تائید حکم و زندانى شدن ایشان نیز وجود دارد.
شاپور احسانى راد و پروین محمدى از دیگر اعضاى هیئت مدیره اتحادیه نیز از سوى دادسراى شهرستان ساوه تحت پیگرد قضایى مى باشند و پرونده شکایت ازایشان نیز در جریان است.
آشکار است که نهادهاى امنیتى و قضایى در ایران ذره اى به زندگى و آزادى ما کارگران اهمیتى نداده و نمى دهند که اینچنین با تشکیل پرونده هاى قضایى و زندانى کردن کارگران ; ما را از زندگى و فعالیت روزانه مان ساقط مى نمایند. چنین برخوردهایى فقط به اعضاى اتحادیه ما ختم نمى شود و کارگران زیاد دیگرى مورد تعرض قضایى قرار گرفته اند که به عنوان مٽال مى توان به صدور حکم ۹ سال زندان علیه محمود صالحى و احکام جدید بهنام ابراهیم زاده و رسول بداقى و ده ها مورد اینچنینى دیگر اشاره کرد.

جناب دبیرکل
با در نظر گرفتن مرگ شاهرخ زمانى در زندان ما به شدت نگران سلامت جعفرعظیم زاده در زندان مى باشیم و نیز نگرانى ما در موارد:
- صدور حکم جدید علیه جعفر عظیم زاده توسط دادسراى ساوه
- تائید محکومیت سه سال و نیم جمیل محمدى و محبوس کردن وى
- برخورد قضایى باشاپور احسانى راد و پروین محمدى توسط دادسراى ساوه شدت گرفته است. لذا مؤکدا از شما درخواست داریم که از هر طریق ممکن ازمقامات مسئول در ایران بخواهید که جهت پایان دادن به تعقیب قضایى همکاران ما و آزادى جعفر عظیم زاده سریعا اقدام نمایند و همچنین موارد مطروحه را در گزارش هاى آتى به سازمان جهانى کار مجددا لحاظ فرمایید.

دوشنبه ۲۵ آبان ٩۴ (۱۶ نوامبر ۲٠۱۵)

******************

جان باختن مرتضی فرج نیا جنبش کارگری ایران را طوفنده تر از هر زمانی پیش خواهد راند

صبح امروز یکم دیماه خبر بسیار تکان دهنده ای شنیدم که از وقوع آن نزدیک یکهفته میگذرد.
کارگران بیکار روستای شهرویی که خواهان کار در پالایشگاه بید بلند ۲ بودند به گلوله بسته شدند.
در این تعرض وحشیانه مرتضی فرج نیا جان باخت، ابراهیم شهرویی کارگر بیکار دیگر این روستا به شدت زخمی شد و سه نفر از کارگران شاغل در پالایشگاه بیدبلند ۲ دستگیر شدند.
با این تعرض سبعانه به تجمع کارگران بیکار شهرویی که خواستی جز اشتغال نداشتند، سرمایه داری حاکم بر ایران به مثابه آخرین حربه اش برای بقا، متوسل به سرکوب خونین کارگران شد و صحنه هایی از شقاوت و درنده خویی را به نمایش گذاشت.
این جنایات قطعا یک اتفاق نیست بلکه در ادامه ی سیاست سرکوب سیستماتیک که اعتراضات کارگری از سوی دولت تدبیر و امید سرمایه داران و بازوی قضاییش است ، که حدود یکماه پیش با ممنوع کردن هرگونه تجمع و اعتصاب کارگری در استان خوزستان، جواز تعرض قهرآمیز به اعتراضات کارگری و وقوع جنایتی همچون جان باختن مرتضی فرج نیا را صادر کرد.
من از کنج اسارت گاه اوین، همچون دیگر هم طبقه ای هایم در سرتاسر کشور در غم جان باختن مرتضی فرج نیای عزی، سوگوارم و از همین جا مراتب همدردی عمیق و همیشگی ام را به خانواده، یاران مرتضی و کارگران شهرویی اعلام می دارم و با تاکید بر محاکمه ی فوری عاملان و آمران این جنایت و آزادی کارگران دستگیر شده، اطمینان دارم که جنبش کارگری ایران علی رقم اعمال هرگونه سیاست سرکوب گرانه ای، طوفنده تر از هر زمانی برای دستیابی به مطالبات انسانی اش به پیش خواهد رفت و مرتضی برای همیشه ی تاریخ بر تارک جنبش عظیم اجتماعی خواهد درخشید.

جعفر عظیم زاده سالن ۸ بند ۸ زندان اوین

۱ دی ٩۴

******************

اطلاعیه خانواده محمود صالحی درباره محکومیت جعفر عظیم زاده

کارگران، تشکل های کارگری و مردم آزادیخواه!
همچنان که اطلاع دارید جعفر عظیم زاده کارگر مبارز و معترض به وضع موجود در تاریخ ١٧/٨/٩۴ با قدم های استوار برای سپری کردن ۶ سال حبس تعزیری کە به ناحق علیە ایشان صادر شدە بود، خود را به زندان اوین معرفی کرد. جعفر عظیم زاده خوب می دانست که تحمل ٢١٩٠ روز زندان در شرایطی که تنها ۵۵ روز از مرگ کارگر مبارز و تسلیم ناپذیر شاهرخ زمانی که بر اثر فشارهای روحی و روانی در زندان در گذشت می گذرد، یعنی رفتن به زندان در این شرایط بدون هزینه نیست.اما بدون هیج تردید ی و به دلیل حقانیت راە و اهدافش خود را به زندان معرفی کرد.
عزیزان: همه ی ما بخوبی می دانیم که جعفر عظیم زاده و بقیه کارگران محکوم شده به زندان و یا کارگرانی کە با گذاشتن قرار وثیقە سنگین از زندان آزاد شدە و مدام مورد تهدید و فشار هستند، هیچ جرم و خطایی مرتکب نشده اند.تنها جرم کارگران زندانی ، دفاع از حقوق انسانی خود وهم طبقه ایهایشان است. طبقه کارگر و بخش اگاه و انساندوست جامعە به خوبی اطلاع دارند و میدانند که مجرمان اصلی جامعه چه کسانی هستند؟
ما،اعضای خانواده محمود صالحی، ضمن محکوم کردن حکم صادر علیه جعفر عظیم زادە، از کمپین برای آزادی جعفر عظیم زاده حمایت میکنم . ما خود را در صفوف اعضای این کمپین می بینیم و آماده هر نوع کمک و همکاری با این عزیزان هستیم.

خانواده محمود صالحی ، تلفن تماس ۰۹۱۸۳۷۴۷۶۱۷

شهرستان سقز ۹۴/۹/۲۸

******************

نامه سرگشاده نمایندگان کارگران برخی از کارخانه های سنندج

در اعتراض به حکم شش سال محکومیت جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران

ریاست محترم جمهور آقای روحانی
ما کارگران کردستان و اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران در این استان به اطلاع میرسانیم آقای جعفر عظیم زاده از اعضای هئیت مدیره و رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران به شش سال زندان محکوم شده است. جای تاسف است که فعال کارگری به حبس محکوم میشود ما جعفر عظیم زاده را از نزدیک میشناسیم ایشان از زندگی انسانی ما کارگران دفاع میکند و بر استثمار و بهره کشی و ثروت اندوزی می تازد جای چنین انسانی زندان نیست. زندان جای مجرمین است نه مدافعین و فعالین کارگری
جعفر عظیم زاده سالهاست که به حداقل دستمزدهای زیر خط فقر اعتراض میکند و طومار چهل هزار امضاء جمع آوری مینماید و از خیانت مدیران تامین اجتماعی به صندوق بیمه ای کارگران درمحاکم قضایی شکایت نمود و دو سال حقوق معوقه کارگران پرریس سنندج محکوم کرد بستن کارخانجات نساجی کردستان و اخراج کارگران آن را محکوم نمود و درکنار نمایندگان کارخانه های تعطیل شده استان کردستان از قبیله ریسندگی شاهو پرریس سنندج ذوب آهن قروه از حقوق کارگران دفاع نمود جای جعفر عظیم زاده زندان نیست میبایست از افکار چنین کارگرانی در جهت رفع مشکلات عدیده کارگران ایران استفاده نمود ما گواهی مینماییم که جعفر عظیم زاده مدافع حقوق کارگران است و او سزاوار زندان نیست.

ما کارگران خواهان آزادی آقای جعفر عظیم زاده می باشیم

۱- شیث امانی نماینده کارگران نساجی کردستان
۲- طیب چتانی نماینده کارگران شرکت پرریس
۳- شریف ساعدپناه نماینده کارگران پرریس و عضو اتحادیه
۴- اسماعیل کاظمی نماینده کارخانه شاهو
۵- سیدهادی احمدی نماینده کارخانه شاهو
۶- حسین قادری نماینده کارگران کارخانه شاهو سنندج
۷- رشید اسماعیلی نماینده کارگران نساجی کردستان
۸- مظفر صالح نیا عضو هئیت مدیره اتحادیه
۹- خلیل کریمی عضو هئیت مدیره اتحادیه
۱۰- منصور کریمی عضو اتحادیه
۱۱- جبار قادری عضو اتحادیه
۱۲- جبار خدارحمی نماینده کارخانه نساجی کردستان

۲۴ آذر ۹۴

******************

حق جعفر عظیم زاده و هیچ انسانی زندان نیست

جعفر عظیم زاده دبیرهیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و یکی از فعالین و رهبران جنبش کارگری را به اتهامات واهی از قرار اجتماع وتبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی وبرهم زدن نظم عمومی ونیز تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به ٦ سال حبس و ۲ سال محرومیت ازفعالیتهای اجتماعی و صنفی سیاسی محکوم کردند که در روز ۱٧ ابان ۹۴ برای گذراندن حبس راهی زندان شد.
راستش نمیدانم به کدامیک از اتهاماتی که به جعفر نسبت داده شده اشاره کنم چون هر چه بیشتر اتهامات و مصادیقشان را مرور میکنم بیشتر به واقعیتهای باورنکردنی که در ادامه به آن میپردازیم پی میبرم.
واقعیت های تلخ پیش روی جامعه ازقبیل بیکاری، فقر، اخراج سازیها، حقوقهای معوقه ،دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر،قراردادهای سفیدامضاء ، عدم دسترسی به امکانات بهداشتی درمانی مناسب، وقوع حوادث ناشی از کار، نداشتن بیمه بیکاری و نهایتا به گروگرفتن معیشت انسانها واقعیتهای انکار ناپذیری است که روزمره هزاران هزار خانواده کارگری را به لب پرتگاه سوق داده وپیامدها وتبعات اجتماعی آن ازجمله: اعتیاد، طلاق ،کودکان کار، فحشاء ، فروش نوزادان ، بی خانمانی، کلیه فروشی وخودکشی ومسائلی از این قبیل برای همان خیل عظیم (طبقه کارگر) را به ارمغان آورده است.
این طبقه بزرگ اجتماعی که تمام امکانات و رفاهیات ونعمات موجود در جامعه راتولید میکنند محروم از بهره مندی از تولیدات خودهستند. در چنین شرایطی است که ادامه چنین زندگی مشقت باری برای کارگران غیر ممکن میشود و مدام بدنبال راه چاره ای برای برون رفت از این شرایط میباشند. دقیقا در همین راستا است که کارگران برای تغییر وضعیت غیرقابل تحمل خود با ایجاد تشکل های مستقل کارگری بعنوان ظرفی که بتوانند وضعیت معیشتی خودرا بهبود ببخشند و از ان طریق به حق و حقوق تضییع شده شان برسند اقدام میکنند . "اتحادیه آزاد کارگران ایران" هم درپاسخ به این ضرورت تشکیل شد وتمام فعالیتهای "اتحادیه" ازقبیل جمع اوری امضاء دراعتراض به حداقل دستمزدها و تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار و ارتباط گیری با دیگر تشکلات کارگری همچون کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری سندیکای شرکت واحد وسندیکای هفت تپه و کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری و نامه اعتراضی به وزیر کار بدلیل عدم توجه و پاسخگویی به طوماراعتراضی چهل هزار نفری کارگران و شرکت در روز جهانی کارگر (که در همه جای جهان مراسم مستقلی از طرف کارگران درگرامیداشت این روزبرپا ست اما در ایران کارگر به خاطر برگزاری مراسم روز جهانی کارگر باید به زندان برود) و عناوین دیگری که درمتن حکم آمده تماما" فعالیتهای صنفی وتلاش های طبیعی و حق طلبانه کارگران است که درپاسخ به تعرض مستمر کارفرمایان و صاحبان سرمایه به زندگی و معیشت کارگران بطور روشن و علنی صورت گرفته وحداقل مطالبات وسهم کارگران ایران از زندگی درشرایط کنونی است .
و اما آخرین ومضحک ترین مصداق اتهام جعفر عظیم زاده این است که نامبرده در اوایل انقلاب تحت تاثیر فردی بنام قادرمظاهری در روستای شوط از توابع شهرستان ماکو، مارکسیست بدنیا امده است.
راستش تا به حال کسی با چنین اتهامی روبرو نشده بود. نه شنیده و نه دیده بودم که کسی از بدو تولدش مارکسیست بدنیا امده باشد. ازآنجائیکه اقایان ،برای موجه جلوه دادن 6 سال حکم ناعادلانه به جعفر به زمین وزمان متوسل شده تا بلکه بتوانند به حکم مثلا" وجاهت قانونی بدهند بنده ترجیح میدهم چیزی نگویم و تفسیرش را به افکارعمومی بسپارم.
تمام مصادیق و اتهاماتی که من گذرا به ان اشاره کردم هیچ مورد غیر قانونی مشاهده نمیشود که بتوان با آنها انسانی را به ٦ سال حبس محکوم کرد. در واقع چیزی که مد نظر سرمایه و حامیانش میباشد اینست که شما حداقل حقوقتان چند برابر زیر خط فقر باشد ،چند ماه به چند ماه همان حقوق تعریف شده راهم نگیرید، اخراج سازی در ابعاد وسیع باشد تا جائیکه زندگی و هستی تان ساقط شود، اما شما حق هیچ گونه اعتراض، تجمع و یا اعتصابی ندارید. باید سکوت کنید . صحبت اینجاست اگر کارگران در بستری طبیعی حق و حقوقشان به رسمیت شناخته میشد و بطور معمول در مقابل کارشان مزدشان را دریافت میکردند دیگراعتراضات به این ابعادگسترده و وسیع رخ نمیداد.
طی این سالها در هرکجا چه در کارخانه چه در تجمعات بیرون از کارخانه و چه از طریق تشکلات کارگری اگر تجمعی اعتراضی و یا اعتصابی بر علیه زندگی مشقت باری که برای میلیونها کارگری که زندگیشان به فلاکت رسیده و پایانی هم ندارد شکل گرفته ، تحت عناوین "اقدام علیه امنیت ملی" و "برهم زدن نظم عمومی" و نهایتا "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" به کارگران تعرض کرده و آنها را با تهدید به دستگیری و زندان عقب رانده اند . این عناوین بظاهرقانونی به ابزاری برای سرکوب و ساکت کردن کارگران در مبارزات صنفی شان تبدیل شده!!
جعفر عظیم زاده هم مستثنی از این قاعده نیست اوکارگر جوشکار لوله های گاز، مشمول همین شرایط فلاکت بارموجود میباشد. جعفر هم همچون کارگران دیگر با شرایط سخت و مشقت باری زندگی میکند. چنین انسان شریفی تمام تلاشش این بود که بتواند زندگی خود و هم طبقه ای هایش را که درد مشترکی دارند بگونه ای بهبود بخشد که در شان انسان معاصرباشد. چرا که کارگران یک زندگی انسانی ومرفه مطابق با معیارهاواستاندارهای امروزی را حق طبیعی خود میدانند . جعفر یکی از شش نفری بود که برای جمع اوری طومار چهل هزار امضاء کارگران دراعتراض به حداقل دستمزدها وسایر مطالبات کارگری تلاش کرد. ونیز یکی از شاکیان پرونده تامین اجتماعی مرتبط با پرونده سعید مرتضوی و دیگرانی بود که با همدستی مرتضوی ها صندوق تامین اجتماعی را که نتیجه سالها کار و زحمت واندوخته میلیونها کارگر بوده و هیچ ربطی به مرتضوی ها نداشته تا در زمان بازنشستگی بتوانند ازآن استفا ده کنند را به تاراج بردند.
چنین تعرض ودستبردی به این صندوق بازنشستگی هیچوقت به عنوان جرمی که امنیت ملی را بخطر انداخته یا نظم جامعه را برهم زده محسوب نشد. اما اگر کارگران خواهان افزایش حداقل دستمزدها که به اعتبار آن بتوانند زندگی انسانی داشته باشند و خواهان متوقف شدن اخراج سازیها و حقوق های معوقه شان باشند و یا بگویند چرا صندوق تامین اجتماعی که متعلق به ما میباشد راغارت کرده اید و یا تجمعی را برای پاسخ گرفتن به ارائه طومار چهل هزارنفری کارگران به اعتراض به حداقل دستمزدها را داشته باشیم بلافاصله نیروهای امنیتی و انتظامی قبل از حضور نماینده کارفرما ویا هر مسئول دیگری در محل تجمع و اعتراض حاضرشده و در مقابل اعتراض و تجمع کارگران صف آرا یی کرده و به حمایت از کارفرما کارگران را تهدید به اخراج و دستگیری و زندان میکنند . واقعا چه کسانی نظم جامعه و امنیت ملی را به قول اقایان بخطر می اندازند؟!
تهدید و فشار و زندانی کردن کارگران وجلوگیری از تجمع واعتراضشان وبکارگیری شیوه ها واتهامات امنیتی نمیتوانند جلو اعتراضات و اعتصاب موجود در جامعه را بگیرند بلکه جامعه با وجود ادامه چنین شرایطی شاهد اوج گیری تجمعات و اعتصابات خواهد بود چرا که شکم گرسنه از تهدید و زندان نمی ترسد.
جعفر عظیم زاده کارگر آگاه و فعال را به ٦ سال حبس محکوم کرده اند تا شاید بتوانند از طریق محکوم کردن فعالینی چون جعفرجنبش کارگری را عقب رانده تا با خیال راحت تر سود آوری سرمایه را تضمین کرده باشند . سالهای سال است فعالین کارگری را تحت عنوان بخطر انداختن امنیت ملی و برهم زدن نظم عمومی دستگیر و به زندان محکوم کرده اند. اما این کارگران آگاه و مبارز در متن مبارزات وفعالیتهای اعتراضی کارگران ، درحقیقت امنیت سرمایه را بخطر انداخته ودر نظم استثمارگرانه سرمایه اخلال میکنند.
این قبیل احکام بعنوان وسیله وابزاری برعلیه مبارزات حق طلبانه کارگران وبرای خاموش کردن آنان بکارمیرود تا شاید به خیالشان بتوانند جرات و جسارت واراده حق طلبی را ازطبقه کارگر بگیرند.
اما به گواه تاریخ چندصدساله جنبش کارگری جهان با همه فراز و نشیب هایش ، کارگران از سطح زندگی و معیشت خود همواره دفاع خواهندکرد. جعفرعظیم زاده وسایر کارگران زندانی که جرمی جز تلاش برای بهبود شرایط زندگی و دفاع از مطالبات کارگران نداشته اند باید بی قید وشرط آزاد شوند.

ناهید خداجو - آذر ۹۴ ۱٧

******************

مصاحبه سایت اتحاد با جعفر عظیم زاده در مورد اجرای حکمش

******************

جعفر عظیم زاده را آزاد کنید

ایمیل ارسالی به اتحادیه آزاد کارگران ایران
انسان برای اینکه بتواند به زندگی ادامه دهد ؛نیاز به داشتن, حداقل امکانات زندگی میباشد, این امکانات کدامند؟ /کار نان ؛مسکن/ سه مقوله جدایی نا پذیر در زندگی بشریت میباشند. بدون هرکدام از این سه مقوله است که ادامه زندگی به مخاطره میافتد. تامین این سه /کارو نان؛ومسکن /وظیفه دولت است. کارگر باید:کار داشته باشد ؛سفره خانه اش نان داشته باشد ؛برای آسایش خود وخانواده اش بایدسرپناه داشته باشد, تا بتواند به زندگی اجتماعیش ادامه دهد. کارگران را از کار خانه اخراج میکنند, آنها کارشان را از دست میدهند,سفره خانه اشان بی نان میشود,به خاطر نداشتن پول,ناتوان از پرداخت اجاره خانه, بی سر پناه میشوند,بدون هیچ تامین احتماعی آواره خیابانها میشوند,وسر چهار راهها به دنبال خریدار نیروی کارشان ساعتها به انتظار مینشینند, کسی صدایش در نمی اید که :چرا این گونه است!!!.......
حال اگر کار گران از خواسته های اساسی خود حرف بزنند وآنها را طلب کنند,تبلیغ علیه نظام محسوب میشود؟؟؟!!!!!! این یکی از اتهامات جعفر عظیم زا ده میباشد,/تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی/ طبقه کارگر ایران نه تنها این اتهامات را علیه کارگران رد میکند بلکه آن را یک توطئه علیه کارگران میداند. چرا وقتی کارگرانرا دسته دسته از کارخانه اخراج میکنند جمهوری اسلامی سکوت میکند!؟ ولی زمانی که کارگران نسبت به اخراجشان اعتراض مینمایند, نیروی سرکوبگرش را در خیابان مقابل کارگران قرار میدهد؟حال شما قضاوت کنید مجرم کیست؟ کارگران ، یا سرمایه داران و حامیانشان؟
حاکمان سرمایه باید به طبقه کارگر جوابگو باشند, زیرا که ماهیچ جرمی مرتکب نشده ایم, ما از زندگی انسانی دفاع کرده ایم. ما کار گران آزادی جعفر عظیم زاده را هر چه سریعتر خواهانیم,واین گونه اتهامات راعلیه طبقه کارگر محکوم میکنیم. ما کارگران میگوییم : باید دولت برای کارگران اخراجی کار ایجاد کند. خانوده کار گران باید در رفاه و اسایش زندگی کنند. عدالت اجتماعی باید در جامعه برقرار گردد, زیرا که ما یکی از کشور های ثروتمند جهان میباشیم, توزیع عادلانه ثروت باید در جامعه انجام شود این صحبت ما کارگران است : جعفر عظیم زاده ودیگر کارگران زندانی آزاد باید گردند......

مطالبه یک کارگر - آبان ۹۴ ۲٦

******************

درباره اتهامات واهی به جعفر عظیم زاده

ایمیل ارسالی از یک کارگر زن بازنشسته
من یک کارگرزن بازنشسته تامین اجتماعی هستم وقتی خبراتهامات و مصادیق آنهارا به اقای جعفر عظیم زاده دبیر هییت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران را شنیدم شوکه شدم که این انسان شریف که تمام دغدعه اش تنها و تنها دفاع از حقوق کارگران بوده چگونه این چنین حکم ظالمانه جهت داری را دریافت و برای اجرا شدن آن راهی زندان اوین میشود ، تعجب میکنم که این فرزند شریف و خلف ایران به کدامین گناه باید حکم ناعادلانه شش سال زندان را پشت سر بگذارد.
اتهام اول اقدام علیه امنیت ملی : از کدام امنیت ملی سخن میگویند؟ کسانی که اموال کشور را به غارت و تاراج برده اند تنها حکمش پرداخت جریمه دویست هزار تومانی می شود که صندوق سازمان تامین اجتماعی رابه یغما برد و گویا بودجه آن صندوق ، ارث پدری آقای مرتضوی بود که حالا هم بازنشسته ها و شاغلین تامین اجتماعی اینگونه در فلاکت و بدبختی زندگی کنند! البته که نامش دیگر زندگی نیست و مرگ تدریجی جامعه کارگری است . کارگری که استثمار میشود بیشترین نیروی کارش را میدهد تا کمترین دستمزدی که سه بار زیر خط فقر است را دریافت کند واگر خود یا خانواده اش دچار بیماری شود که دیگر وا مصیبتا .
بله آقای جعفر عظیم زاده برای دفاع از حقوق کارگر ان و زحمتکشان با صدای بلند دزدی افرادی که حمله کردن به صندوق زحمتکشان را اعلام تا به گوش جامعه برساند تا بلکه همراه بقیه شاکیان حقوق به یغما رفته را برملاکند, ایا این گناه اوست شما را خبر کند ای دولتمردان آیا اینگونه چپاول صندوق تامین اجتماعی حق کارگر است با کمترین دستمزد؟! تا سیل نشده به فکر زحمتکشان باشید نگذارید فاجعه عظیم بپا شود.
۲- برهم زدن نظم عمومی : کدام نظم عمومی را آقای جعفر عظیم زاده بر هم زده چون از حقوق کارگر که زیرخط فقر قرار دارد سخن گفته؟ از کارگران اخراجی که زیر فشار کارفرما تحت ظلم قرار گرفته و از سر درد مندی و استیصال ناچار به امضاء قرارداد های سفید میشود.؟ تازه آن هم با بیشترین ساعت کاری ده تا دوازده ساعت و گرفتن حداقل دستمزد و این باعث شده کارگر از شدت فشار کارو زندگی دست به خودکشی زده یا سکته میکنند. آقای جعفر عظیم زاده برای دفا ع از حقوق کارگران از زندگی خود گذشته بدون هیچگونه چشم داشتی حتی از حقوق خود گذشته. او فریاد شرایط فلاکتبار حدا قل دستمزد بگیرزیر خط فقر بود حال جعفر عظیم زاده نظم عمومی را بر هم زده یا سعید مرتضوی و بابک زنجانی ها یا اون خاوری دزد چندصد میلیاردی که فرارکرد کانادا ما غارتگران کشور را فراموش نخواهیم کرد.
ای دولتمردان! طبقه کارگر کارد به استخوانش رسیده است از ظلم و ستم روا داشته شده بر او.
۳- تبلغ عیله نظام : چگونه یک کارگر زحمتکش صادق که حتی در صفحه سفید پرونده اش نقطه سیاهی وجود ندارد را این گونه متهم میکنید. به جرم صداقت و دفاع از محروم ترین طبقه کارگر و فقط از حقوق قانونی این طبقه زحمت کش مانند من و امثال من دفاع کرده تا واقعیت به گوش دولتمردان برسد.
آیا دفاع از حقوق کارگران وتلاش برای افزایش دستمزد و سطح معیشت زندگی و یا جمع آوری امضاء برای بیان خواسته های قانونی وبرحق کارگران و اعتراض به نحوه افزایش مزد تبلیغ علیه نظام است؟ این بگیر و ببدندها تا کی میخواهد ادامه داشته باشد چرا نمیخواهید صدای در گلو خفته کارگران زحمت کش و محروم از حداقل زندگی را بشنوید, این کارگر فعال در دل چند صد هزار کارگر و زحمتکش جای دارد چون فقط از حقوق کارگران دفاع کرده و دزدان میلیاردی و کلاهبردارن از تامین اجتماعی را افشا کرده.
آیا وا قعیت های دزدی ازدسترنج طبقه کارگر را گفتن جرم است؟ آیا با به بند کشیدن فعالین شاخص جنبش کارگری و معلمان مشکل را حل می کنید یا برمشکلات بیش از بیش افزوده خواهد شد؟ جامعه در برابر این حکم های نا عادلانه وبه زندان افکندن کارگران و معلمین ایستادگی خواهد کرد و آرام نخواهد نشست و روزی چون سیل خروشان روان خواهد شد.
من بعنوان یک کارگرزن بازنشسته خواستار ازادی بدون قید و شرط آقای جعفر عظیم زاده و دیگر فعالین جنبش کارگری وجنبش معلمانمان امثال آقا رسول بداقی و دیگر عزیزان در بندهستم.

آبان ۹۴ ۲۵

******************

معلم بازنشسته: بی نظمی حاصل مدیریت سرمایه داران است، نه کار گران

ایمیل ارسالی به اتحادیه آزاد کارگران ایران
جعفر عظیم زاده کارگر جوشکار، برای گذراندن ۶ سال محکومیتش به زندان فرا خوانده شد.. به چه جرمی؟ بر هم زدن نظم عمومی!!!!!؟ ما کارگران جهان را ساخته ایم ونظم را در جهان ایجاد کرده ایم،نظمی که خودمان از ان بی نصیب میباشیم وسرمایه داران از ان سود میبرند وبرای ما کارگران چیزی جز بی نظمی در توزیع ثروت، چیزی نمی گذارند. سرمایه داران چگونه میتوانند صحبت از نظم عمومی کنند، وقتی که در سراسر ایران بی نظمی حاکم است؟از بی نظمی های اقتصادی،تا بی نظمی در صنعت مواد غذایی، بی نظمی در مدیریت بانکها، بیمه ها،وبیمه تامین اجتماعی بطور اخص از کدامشان باید گفت؟؟؟
از نظمی که دانش آموزش به خاطر پولی که از او خواسته وپدر بیکارش ناتوان از دادن پول، به زندگی خود پایان میدهد وخود را حلق اویز میکند، از خود سوزی کارگر اخراجی در جلوی کارخانه بگویم؟ اری ما کارگران اینهارا بی نظمی می دانیم وشما سرمایه داران را مسئول این بی نظمی در جامعه میبینیم. وخود را مبرا از تمامی این اتهامات میدانیم. این سرمایه داری حاکم است که بر هم زننده نظم در جامعه میباشد، نه کارگر ………… سرمایه داری در ایران باگسترش بیکاری فقر، فحشا گرانی و اختلاس های میلیاردی درشت درشت بر هم زننده نظم میباشد،نه کارگری که عمری را در تلاش و زندگی را به سختی میگذراند.
ما کارگران نه تنها این اتهامات را رد میکنیم، بلکه میگوییم: چرا ایران با داشتن این همه ثروت عظیم ومنابع زیر زمینی،بیشتر مردمش زیر خط فقر میباشند؟ آیا این خود نشانگر بی نظمی در جامعه نیست؟ آن وقت کارگر را به این جرم متهم میکثید؟!! طبقه کارگر ایران علیرغم فشارها، بیکاریها، داشتن سفره خالیها، طراح نظم در جامعه میباشد، کسی نمیتواند مارا به بی نظمی وبر هم زدن نظم متهم کند، بی نظمی حاصل مدیریت سرمایه داران است، نه کار گران.

آبان ۹۴ ۲۲

******************

بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون زندانی شدن جعفر عظیم زاده

جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران به مدت شش سال روانه زندان شد. زندانی کردن جعفر عظیم زاده با اتهامات اقدام علیه امنیت ملی، بر هم زدن نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی بیش از پیش معنا و مفهوم اتهاماتی از این دست را بر ملا کرد. چرا که مصادیق این اتهامات در حکم صادره بر علیه وی تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، سازماندهی طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران، تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار حول همین طومار با خواست افزایش مزد، مدیریت و شرکت در تجمعات و اعتصابات کارگری، شکایت از غارتگران صندوق سازمان تامین اجتماعی به عنوان نماینده هزار کارگر، نشست و برخاست با دیگر تشکلهای کارگری و مسائلی از این دست است.
با صدور و اجرای چنین حکمی بر علیه جعفر عظیم زاده، اینبار سرمایه داری حاکم بر ایران عریان تر از هر زمان دیگری رو به میلیونها کارگری که با کار ۱۲ ساعته و ۱۸ ساعته در فقر و فلاکت غوطه می خورند اعلام کرد حق خواست افزایش مزد و برخورداری از یک زندگی انسانی را حتی از طریق جمع آوری امضا و طومار ندارید. اعلام کرد هم باید روزانه ۱۲ تا ۱۸ ساعت کارکنید، هم باید گرسنه بمانید و هم نباید کلامی در باره چنین وضعیت مصیبت باری بر زبان آورید. اعلام کرد خواست افزایش مزد حتی با جمع آوری امضا و طومار، تجمع در مقابل مجلس و وزارت کار برای بیان خواستها، شکایت از غارتگران بر اساس اسناد مجلس خودشان و اعمالی از این دست از سوی کارگران، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ بر علیه نظام است. معلوم شد اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ بر علیه نظام معنایش چیزی جز اقدام علیه منافع استثمارگران و غارتگران نیست.
اینبارسرمایه داری حاکم برایران بادولت تدبیروامیدش،باصدورواجرای حکم شش سال زندان برعلیه جعفرعظیم زاده،دامنه تحمیل بیحقوقی وسرکوب برعلیه بدیهی ترین وبرحقترین مطالبات کارگری رابه پایینترین سطح بروزاعتراضات کارگری همچون جمع آوری امضا،شکایت ازغارتگران وشرکت درتجمعات کوچک واعتصابات کارگری کشانده است. این یک اعلام جنگ عریان و کم سابقه برعلیه منافع میلیونها کارگروبرعلیه هست ونیست آنهاست.
جعفرعظیم زاده را دههاهزارکارگرمیشناسند،وی بارها درهیاتهای تشخیص وحل اختلاف،دیوان عدالت اداری ودراعتصابات کارگری با درایت وتیزبینی شرایط رابه نفع هزاران کارگررقم زده است. این کارگران ویرا ازنزدیک میشناسند وبرزندگی و ازخودگذشتگی این انسان شریف واقفاند.
آیا می شود کسانی همچون جعفر عظیم زاده را به زندان افکند، فعالین شاخص جنبش معلمان و جنبش کارگری را به بند کشید، با هر اعتراض کارگری در محل کارخانه کارگران را تحت تعقیب قضائی قرار داد، دامنه سرکوب را به پایین ترین سطح اعتراضات کارگری کشاند، بر میلیونها خانواده کارگری گرسنگی تحمیل کرد و آنوقت آنهم در عصر انفجار اطلاعات انتظار تلاطمات شدید اجتماعی را در چنین جامعه ای نداشت.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با احساس مسئولیت بالا نسبت به روند رو به گسترش تحمیل شرایط برده وارتر بر طبقه کارگر ایران و اعلام مقابله قاطعانه با چنین روندی، یقین دارد که محبوس کردن جعفر عظیم زاده و تعرض گسترده به جنبش کارگری و جنبش معلمان نه تنها مفری برای تصمیم گیرندگان و مجریان چنین سیاستهایی نخواهد داشت بلکه لحظه به لحظه بر عمق و دامنه نفرت و انزجار عمومی از وضعیت موجود خواهد افزود.
ما در برابر زندانی کردن جعفر عظیم زاده و صدور و اجرای احکام سنگین بر علیه دیگر فعالین کارگری همچون محمود صالحی ها لحظه ای سکوت نخواهیم کرد. سرمایه داری حاکم بر ایران دامنه سرکوبش را به پایین ترین سطح مطالبات و اعتراضات کارگری کشانده است. چنین وضعیتی مسئولیت بسیار سنگینی را نه تنها بر دوش ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران، بلکه بر دوش همه کارگران، کلیه نهادها و سازمانهای کارگری در ایران و جهان می گذارد. ما با درک عمیق از این مسئولیت و تاکید بر خواست آزادی فوری جعفر عظیم زاده و دیگر کارگران و معلمان زندانی و منع تعقیب قضائی آنان، همه کارگران، تشکلها و نهادهای کارگری در ایران و سرتاسر جهان را به ایستادگی و اعتراض در برابر محبوس کردن فعالین شاخص جنبش کارگری و جنبش معلمان فرا می خوانیم و از آنان میخواهیم در صفی متحد و یکپارچه به اعتراض در برابر محبوس کردن جعفر عظیم زاده و تداوم زندان دیگر فعالین کارگری و جنبش معلمان برخیزند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۲۰ آبان ۹۴

******************

کارگران و امنیت ملی

روز ۱۷ آبان ۹۴ جعفر عظیم زاده دبیر هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و از فعالین سرشناس جنبش کارگری ایران برای گذراندن حکم ٦ سال زندان راهی زندان اوین شد. مجموعه فعالیتهای جعفر طی ده ساله گذشته در دفاع از حق حیاط خود به عنوان یک کارگر و دیگر کارگران هم سرنوشتش، از سوی قاضی پرونده مصداق اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام تشخیص داده شده و بنابراین حکم ٦ سال زندان بر علیه او صادر کرده است. یکی از مؤخر ترین اقدامات جعفر ایفای نقش به عنوان یکی از هماهنگ کنندگان جمع آوری ۴۰ هزار امضاء کارگران در اعتراض به پایین بودن دستمزد بوده است. این نمونه ای است از جرمهائی که کارگران مدام به خاطر شرایط اسفبار زندگیشان مرتکب می شوند و جعفر عظیم زاده هم به عنوان یک کارگر که هزاران مصیبت از جانب سرمایه داران بر او روا داشته شده است و به این وضعیت اعتراض داشته، مرتکب این گناه کبیره گشته است. طی ده ها سال گذشته کارگران زیادی به خاطر شرکت در اعتراضات نسبت به عدم پرداخت حقوقهای چندین ماه به تعویق افتاده یا پایین بودن سطح دستمزد و وجود دیگر مشکلاتی که کارفرمایان بانی انها بوده اند، از سوی حراست و نیروی انتظامی و اطلاعاتی احضار، بازداشت و زندانی شده اند. کلام مشترک همه بازجوها در برخورد به کارگران بازداشتی، جمله هائی از قبیل به مخاطره انداختن امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی بوده. چرا باید کارگر به این موارد متهم شود؟ چه خصومت و بیگانگی ای میان کارگر و این نوع نظم و امنیت هست؟ آنچه که به تجربه می شود از معنا و مفهوم این جملات طی بیش از سه دهه گذشته فهمید، این است که ما دهها میلیون کارگر به همراه خانواده هایمان از دایره امنیت خارج بوده و نظم در زندگیهایمان رخت بر بسته است. ما حق ورود به این دایره را نداریم و اگر بخواهیم مشمول امنیت قرار گیریم، امنیت ملی را به مخاطره می اندازیم! ما حق نداریم امنیت شغلی داشته باشیم، حق نداریم سر ماه دستمزد ۵ برابر زیر خط فقرمان را بگیریم، حق برخورداری از بیمه بیکاری، دستمزد بالای خط فقر، سرپناه مناسب، بهداشت و درمان نداریم ، فرزندانمان به خاطر فقر و نداری باید از تحصیل باز بمانند و تبدیل به کودکان کار شوند تا گرفتار باندهای مواد مخدر و فحشاء گردند و به دلیل وجود این مصائب که از جانب سرمایه داری بر ما اعمال گشته، شیرازه زندگی یعنی همان نظم، از هم پاشیده و باعث فروپاشی زندگیها، خودکشیها، اعتیاد، فحشاء و دهها بدبختی دیگر شود. اینها فقط گوشه ای از تاوانهای بی شماری است که کارگران باید برای حفظ امنیت و منافع ملی بپردازند. امنیتی که خود کارگران خارج از آن قرار دارند و چنانچه خواهان برخورداری از امنیت و حفظ نظم و از هم نپاشیدن شیرازه خانواده هایشان شوند،یعنی کار یا بیمه بیکاری بخواهند، سرپناه و درمان بخواهند و به طور کلی بخواهند از یک شرایط انسانی برای زندگی برخوردار باشند، در تعارض و ضدیت با امنیت ملی قرار می گیرند و باعث اخلال در نظم می شوند!وجود صدها هزارکارتن خواب، حاشیه نشین و کودکان کار که همگی از خانواده های کارگری ای هستند که یا کارشان را از دست داده و یا به خاطر کفایت نکردن دستمزدشان به چنین وضعیتهائی گرفتار شده اند، همه لازمه حفظ منافع و امنیت سرمایه های سرمایه داران است. باید این بخشهای وسیع و میلیونی جامعه از بدیهی ترین ملزومات زندگی، حتی از نان خوردن محروم شوند و هیچ امنیت و پناهی نداشته باشند و در عین حال صدایشان در نیاید تا سرمایه داران در آرامش و امنیت کامل به چپاول از کارگران و همه انسانهای کم درآمد که اکثریت جمعیت جامعه را تشکیل می دهند، بپردازند. امنیتی که کارگران معترض به جرم به خطر انداختنش بازداشت، محاکمه و زندانی می شوند، چیزی جز تعرض به منافع سرمایه داران و به هم خوردن آرامش آنها و فضائی که بتوانند کارگران را به وحشیانه ترین و قرون وسطائی ترین شیوه تحت فشار گذاشته و مورد بهره کشی قرار دهند، نیست. اگر غیر از این بود این کارگران هستند که به عنوان تولیدکنندگان و اکثریت انسانهای جامعه می بایست از هر حیث از امنیت برخوردار می بودند.
واقعیت آن است که این کارگران هستند که امنیتشان همواره به خطر افتاده و نظم اداره زندگیشان دچار شدیدترین اختلالات شده است و بنابراین و در واقع کارگران هستند که خواهان امنیت و وجود نظم می باشند. امنیتی که در آن شرایط زندگی انسانی برای همه انسانها تضمین و تأمین باشد و به آن نظم ببخشد.

جوانمیر مرادی - ۲۰ آبان ۹۴

******************

انتقال جعفرعظیم زاده به بند عمومی زندان اوین

جعفرعظیم زاده دبیرهیئت مدیره اتحادیه آزادکارگران ایران که صبح روز یکشنبه طبق حکم ابلاغ شده ، برای تحمل شش سال حبس به دادسرای زندان اوین رفته بود، عصر دیروز دوشنبه ۹۴/۸/۱۸ از قرنطینه شعبه دادسرای ۳۳ مستقر در اوین، به سالن شماره ۸ بند عمومی این زندان منتقل شد.
در همین زمان رسول بداقی از اعضای زندانی کانون صنفی معلمان نیز درحالیکه محکومیتش پایان یافته بود، با گشایش پرونده جدید، وپس ازتحمل ۵ ماه حبس انفرادی، عصر دیروز به همین بند منتقل شده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن محکوم کردن صدور واجرای حبس برای جعفرعظیم زاده و دیگر فعالین کارگری و معلمین که صدای اعتراضی طبقه بزرگ اجتماعی جامعه، علیه بی حقوقی و تعرض به زندگی و معیشت شان هستند، خواستار آزادی همه این عزیزان و بازگشت به جامعه و خانواده شان میباشد.

۱۹ آبان ۹۴

******************

جعفر عظیم زاده امنیت غارتگران و استثمارگران را به خطر انداخته بود

هنوز از شوک خبر مرگ شاهرخ زمانی بعد از تحمل پنج سال زندان به جرم دفاع از حقوق انسانی کارگران بیرون نیامده بودم که خبر دستگیری علی نجاتی، ۹ سال محکومیت محمود صالحی در دادگاه بدوی، حکم زندان زنده یاد کورش بخشنده و در ادامه با کمال ناباوری ابلاغیه دادگاه اجرای احکام مبنی بر اجرای شش سال زندان قطعی جعفر عظیم زاده به دستمان رسید. کارگری که در طول سالیانی که با ایشان آشنا شدم لحظه ای از اعتراض به آوار فجایعی که هر روزه بر سر ما کارگران خراب میشود دست برنداشت و همه توانش را برای پیشبرد اهدافش، که چیزی جز بهبود شرایط کارو زیست کارگران نبود به کار بست.روزی که در اواخر سال ۱۳۸۷ با اتحادیه آزاد کارگران ایران از طریق وی آشنا شدم آنان در تلاش برای جمع آوری طوماری اعتراضی بر علیه تحمیل حداقل مزد ناچیز در سراسر کشور بودند.
منکه درطول زندگیم به عنوان یک کارگر و نماینده آنان در شورای اسلامی کارخانه صنایع فلزی،تشکلی جز تشکلهای دست ساز دولتی ندیده بودم و بدلیل ماهیت ضد کارگری این نوع تشکلها در برزخی جهت پیدا کردن راهی برای دفاعی جانانه و واقعی از حقوق خود و همکارانم قرار داشتم، باورم نمیشد که کارگرانی با تحمل هزینه های فراوان پا به میدان گذاشته باشند و خواست و آرزوی هم طبقاتی هایشانرا که خواهان تشکلات مستقل و آزاد بوده اند تحقق بخشند، تشکلهایی که بدون وابستگی های جناحی و حکومتی خواسته های واقعی ما کارگران را بدون تخفیف نمایندگی کنند.
در سال ۹۱ وقتی همه ما در اتحادیه از تحمیل حداقل مزد خفت بار بشدت ناراحت بودیم این جعفر عظیم زاده بود که سامان دادن طومار اعتراضی بر علیه تعیین مزد و شرایط به غایت وحشتناک کارگران را پیشنهاد دادو طومار اعتراضی ۴۰ هزار نفره کارگران بر علیه دستمزدهای زیر خط فقر شکل گرفت.
در گیر و دار اعتراض به حداقل مزد و تلاش برای رساندن صدایمان به گوش حکومتیانبودیم که در کش و قوس دعواهای جناحی، پرونده اختلاس میلیاردی یکی از مدیران تامین اجتماعی (سعید مرتضوی) رونمائی شد. باز این جعفر عظیم زاده بود که پیشنهاد طرح شکایت از غارت صندوق تامین اجتماعی را مطرح کرد و در فرصت بسیار محدودی در هفته های آخر سال ۹۲ به همراه ۵ نفر دیگر به نمایندگی از هزار کارگر با انتخاب دکتر خلیل بهرامیان به عنوان وکیل دست به شکایت زدیم. جعفر هیچ توهمی نسبت به این مسئله که به این شکایت رسیدگی عادلانه نخواهد شد نداشت با اینحال بر این نکته تاکید داشت که به صرف اینکه ممکن است رسیدگی عادلانه ای به شکایت ما نشود ما نمی توانیم دست روی دست بگذاریم. این اموال ما در صندوق تامین اجتماعی است که به غارت رفته است بنا بر این اگر هیچ کاری از دست مان بر نمی آید و نمی گذارند در صفی هزاران نفره در خیابانها دست به اعتراض بزنیم خود نفس این شکایت یک نوع اعتراض تلقی می شود. می گفت بگذار دزدان بدانند که ما حداقل نسبت به غارت دسترنج مان بی تفاوت نیستیم.آری این جعفرعظیمزاده بود که ایده اعتراض به حکم شلاق برعلیه چهارکارگر پتروشیمی رازی را مطرح کرد و...،
وقتی اتهامات جعفر و مصادیق آنها را در حکم صادره خواندم از واماندگی کسانی که برای تحمیق ما کارگران اتهاماتی از قبیلاقدام علیه امنیت ملیرابه چنین انسان شریفی وارد می کنند در بهت و حیرت فرو رفتم چرا که متوجه معنای واقعی اتهام اقدام علیه امنیت ملی شده بودم. متوجه شدم که در این مملکت جمع آوری طومار اعتراضی برای افزایش حداقل مزد، شکایت از غارتگران، ایجاد تشکل مستقل، اعتراض به صدور حکم شلاق بر علیه کارگران و اعتراض به فقر و فلاکت از نظر حکومت اقدام علیه امنیت ملیاست. متوجه شدم که در نزد اینان اقدام علیه امنیت ملی چه معنائی دارد.
اقدامات جعفر عظیم زاده و همراهانش تنها امنیت مفت خورانی را که با به سکوت کشاندن کارگران در امنیت کامل به اختلاس و دزدیهای شان میپرداختند به خطر انداخته بود و لاغیر.
طومار اعتراضی ۴۰ هزار نفره کارگران، شرایط و امنیت را برای دزدانی که میخواستند هر ساله بیش از پیش حداقل مزد را منجمد کنند سخت تر کرد و انعکاس فوق العاده این اعتراض در رسانه ها و افکار عمومی، ترس و وحشت در صفوف آنانبراه انداخت و امنیت شان را به مخاطره افکند.
بله جعفر عظیم زاده، این کارگر معترض و آگاه،امنیت غارتگران و استثمارگران را به خطر انداخته بود و باید محبوسش میکردند تا در امان باشند تا قادر به تداوم غارت و چپاول دسترنج ما کارگران باشند. اما اینان از یک چیز غافل اندو آن اینکه به زندان انداختن جعفر و جعفرها راه به جائی نخواهد برد. چرا که طی ۳۷ سال گذشته چنان شرایط مشقت باری بر میلیونها کارگر در ایران تحمیل شده است که دیگر کارد به استخوان همه ما کارگران رسیده است. اینان سخت در اشتباهند که گویا می توانند هم بردگی و فلاکت بی پایانی را بر ما کارگران تحمیل کنند و هم مهر سکوت و تمکین بر زبانمان بزنند. دیگر هیچ کارگری حتی ذره ای تاب تحمل شرایط موجود را ندارد و دور نیست روزی که جعفر و جعفرها با مبارزات هر دم گسترده تر ما کارگران،بر روی دستهایمان از زندان آزاد شوند.ننگ به زندان افکندن کارگران بدلیل خواست افزایش مزد، بدلیل اعتراض به صدور حکم شلاق، بدلیل اعتراض به فقر و فلاکت و بدلیل عدالت خواهی و برابری طلبی برای ابدیت بر پیشانی طراحان و مجریان چنین سیاستهایی باقی خواهد ماند.

پروین محمدی - ۱۸ آبان ۹۴

******************

جعفرعظیم زاده برای اجرای حکم شش سال حبس به زندان رفت

بر اساس ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ۳۳ اوین، جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران امروز یکشنبه ۹۴/۸/۱۷ ساعت ده صبح برای تحمل شش سال زندان به دادسرای مستقر در زندان اوین رفت.
علیرغم عدم اطلاع رسانی عمومی درمورد حضور آقای عظیم زاده برای تاریخ امروز، با این وجود تعدادی از دوستان و کارگران همراه ایشان وتعدادی نیز قبل از حضور وی بمنظور اعتراض و دیدار با این کارگرمبارز سرشناس در محوطه زندان اوین حضوریافتند.
این کارگران که از نقاط مختلف از جمله سنندج، اصفهان، کرج و تهران برای مشایعت و قدرشناسی از این فعال کارگری که به جرم بیش از یک دهه تلاش های پیگیر در طرح مطالبات کارگران بویژه افزایش مزد وبعنوان صدای رسای اعتراض کارگری اینک راهی زندان شده بود، در فضایی از اندوه و خشم و اعتراض وانزجار برای مدت کوتاهی گردهم آمدند تا این چهره خوشنام کارگری را همراهی کنند.
جعفر عظیم زاده نیز ضمن تشکرازحضوردوستان وهمراهان، سخنان کوتاهی را ایرادکرد و گفت:
"در بیش از یک دهه فعالیت ما که بطور علنی وقانونی انجام وتماما" روی سایت ما منعکس ومنتشر شده، چیزی جزدفاع از منافع کارگران وارتقاء سطح زندگی ومعیشت آنان و همچنین تلاش برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری بعنوان پایه ای ترین حق طبقه کارگر، نبوده است. ودرهرشرایطی براین خواسته ها پای میفشاریم.
کیفرخواست من وامثال من صدای اعتراض کارگران علیه تعرض بی وقفه نهادهای سرمایه بر شرایط زیست و زندگی کارگران بوده است." حضور این دوستان و فعالین نه تنها سمبل اعتراض به این فشارها ومحدودیت ها به چهره های سرشناس کارگری که اخیرا" شدت بیشتری گرفته ست، بلکه نشان از عزم راسخ آنان برای ادامه راه نمایندگان زندانی خود در دفاع از سطح زندگی و معیشت کارگران درمقابل تعرض دایم مدافعان سرمایه است. زنده باد اتحاد وهمبستگی طبقه کارگر

اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۱۷ آبان ۹۴

******************

احضار پروین محمدی عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران توسط وزارت اطلاعات

در ادامه تشدید فشار و تعرض به زندگی مشقت بار مردم، موج دستگیری ها، احضار و احکام سنگین دادگاه برای کارگران، معلمان و فعالان اجتماعی که از مدتها قبل آغاز و بویژه پس از مرگ زنده یاد شاهرخ زمانی شدت بیشتری گرفته، اینک با هدف کند و محدود کردن فعالیت تشکلهای مستقل کارگری وارد فاز جدیدی شد.
پس از ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ٣٣ اوین، جهت اجرای حکم ٦ سال حبس آقای جعفرعظیم زاده دبیر هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با اتهامات سازمان دهنده طومار چهل هزار امضا برای افزایش دستمزدها، برپایی تجمع کارگری در روز جهانی کارگر سال ۹٣ در مقابل وزارت کار و غیره، در ادامه خانم پروین محمدی عضو هیئت مدیره اتحادیه برای پاسخ گویی به اتهاماتی؛ صبح روز سه شنبه ۵ آبان ماه به وزارت اطلاعات مرکز احضار گردید.
با توجه به صدور احکام پیشین برای دیگر اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران و احضار خانم پروین محمدی، عملا" در صدد تعرض گسترده به اتحادیه آزاد کارگران ایران با قصد به تعطیلی کشاندن و یا کاستن از ظرفیت های مبارزاتی تشکلهای مستقل کارگری که تنها مجاری ابراز مطالبات و اعتراضات کارگران می باشند تا در آستانه فرآیند به اصطلاح تعیین مزد، با دغدغه کمتر و با اهدافی پیشگیرانه، برای تحمیل شرایطی بمراتب خفت بارتر از سال های گذشته اما به سبک و روال پیشین برای سال آینده نیزبه طبقه کارگر اقدام نمایند.
شرایط اقتصادی- اجتماعی پیش رو و ادامه روند بحران کنونی اقتصادی، وضعیت فلاکت باری را برای کارگران وسایر مزدبگیران عرصه تولید وخدمات ترسیم میکند که تحمل آن فراتر ازتاب و توان یک زندگی انسانی دنیای امروزست. برمتن چنین جدال وکشمکش اجتناب ناپذیری؛ احضار، بازداشت ، تهدید وحبس فعالین کارگری بعنوان اقدامی پیشگیرانه در پاسخ به مطالبات و اعتراضات احتمالی پیش رو، در دستور دولت سرمایه قرار گرفته است.
اتحادیه آزادکارگران ایران اجرای حکم زندان برای جعفر عظیم زاده و احضار خانم پروین محمدی از طرف وزارت اطلاعات را که بمنظور ایجاد بستر و شرایط امن تر برای تعرض بیشتر سرمایه به زندگی کارگران طراحی شده است را قویا" محکوم نموده وتمامی تشکلهای مدافع کارگران و سایر نهادهای مستقل و مردم آزادیخواه را فرا میخواند تا در راستای همبستگی عمومی و جلوگیری و ممانعت از احضار ، بازداشت و حبس فعالان جنبش کارگری و دیگرعرصه های اجتماعی اعتراض نمایند.

۴ آبان ۹۴

******************

سندیکای کارگران نقاش استان البرز

اجرای حکم شش سال زندان جعفر عظیم زاده را محکوم میکند

بنا بر خبر منتشر شده از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران، جعفر عظیم زاده از رهبران شناخته شده جنبش کارگری و دبیر هیات مدیره این اتحادیه بر اساس ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ٣٣ اوین، جهت اجرای حکم ٦ سال حبس، باید خود را به زندان معرفی کند.
با نگاهی کوتاه به کیفر خواست صادره که بعنوان مصادیق جرم ابلاغ شده، از قبیل:
تشکیل اتحادیه آزاد کارگران و اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، شرکت در تجمع روز جهانی کارگر پارک لاله در سال ٨٨، هدایت کارگران در اعتراضات سال ٨۴، اقدام به تشکیل و برنامه ریزی و مدیریت تجمعات کارگری، جمع آوری طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران و تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار، نامه به وزیر کار برای برگزاری تجمع در روز جهانی کارگر سال گذشته و تجمع در مقابل وزارت کار در اعتراض به مزد مصوب، شکایت از سعید مرتضوی و دیگر غارتگران سه هزار میلیارد تومانی از صندوق سازمان تامین اجتماعی به عنوان نماینده هزار کارگر، اعتراض به ایجاد تغییرات ضد کارگری تر در قانون کار، نشست و ملاقات با دیگر تشکلهای مستقل کارگری، نشان میدهد که تمام آن چیزی که "مصادیق مجرمانه" اعلام و منجر به بازداشت و محاکمه و محکومیت ٦ ساله جعفر عظیم زاده شده است چیزی جز دفاع از حق حیات و معیشت کارگران ایران وتلاش برای تآمین شرایط زندگی مناسب شآن طبقه کارگر و برخورداری میلیونها خانواده کارگری ازیک زندگی انسانی نبوده است. تعرض و فشاربه فعالین کارگری و تشکلهای مستقل صنفی در شرایطی ادامه دارد که از طرفی چهره های مبارزکارگران و معلمان به بند کشیده با فشارها ومحدودیت های بیشتری همچنان در حبس بسرمیبرند واز طرفی این تعرض در متن جدال برسر دستمزد که از هم اکنون آغاز شده و آقای عظیم زاده یکی از فعالین پرشورعرصه آن برای بهبود شرایط زندگی کارگران بود، صورت میگیرد. وهشداری است به کارگران برای فشار بیشتر اقتصادی و اخراج و بیکارسازیهای پیش رو وتعرض بیشتر به سطح زندگی بمنظور پیشگیری از مبارزه و رویایی بیشترکارگران.
کارگران ایران هنوزازغم جانکاه و ضایعه بزرگ ناشی از مرگ کارگرمبارز و جسور شاهرخ زمانی که درون زندان اتفاق افتاد، بیرون نیامده اند که قصد دارند کارگر مبارز دیگری را که به جرم دفاع پیگیر و برحق از کارگران محکوم کرده اند، به بند بکشند.
سندیکای کارگران نقاش البرز ضمن محکوم کردن این حکم ناعادلانه که بمنظور تعرض بیشتر به کارگران انجام میشود، خواستارحمایت و پشتیبانی تشکلهای مستقل صنفی کارگران و معلمان و سایرفعالین اجتماعی از این فعال شناخته شده کارگری بمنظور ممانعت از اجرای چنین احکامی هستیم.

سندیکای کارگران نقاش البرز

۴ آبان ۹۴

******************

ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ۳۳

اوین به جعفر عظیم زاده جهت معرفی برای اجرای شش سال حکم زندان

بر اساس ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ۳۳ اوین، جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران می باید تا روز چهارم آبانماه خود را به این شعبه جهت اجرای شش سال حکم زندان معرفی کند.
جعفر عظیم زاده بدنبال نامه هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران به علی ربیعی(وزیر کار)برای بر پائی تجمع کارگری در روز جهانی کارگر سال ۱۳۹۳در مقابل وزارت کار جهت اعتراض به حداقل مزد مصوب، در نیمه شب روز دهم اردیبهشت ماه دستگیر و پس از ۴٦ روز بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوین با قرار کفالت یکصد میلیون تومانی آزاد شد. وی سپس در روز ۱۰ اسفند ماه سال گذشته در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب توسط قاضی صلواتی به محاکمه کشیده شد و با اتهامات اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی با استناد به ماده ٦۱۰ قانون مجازات اسلامی به تحمل پنج سال حبس و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به تحمل یکسال حبس و فعالیتهای غیر قانونی با استناد به ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی از عضویت در احزاب، گروهها و دستجات سیاسی و فعالیت در فضای مجازی و رسانه ها و مطبوعات به مدت ۲ سال محکوم شد. در پرونده جعفر عظیم زاده، گزارش وزارت کار دولت روحانی تحت عنوان تهدید این وزارتخانه توسط جعفر عظیم زاده و هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران برای افزایش مزد مطرح بود و وزارت اطلاعات بر این اساس خواهان اشد مجازات برای وی شده بود.
بدنبال صدور این حکم، جعفر عظیم زاده به همراه وکیل اش اعتراضیه ای را نسبت به آن تسلیم دادگاه تجدید نظر کرد اما دادگاه تجدید نظر شعبه ۵۴ نهایتا حکم صادره بر علیه جعفر عظیم زاده را تماما تایید و آنرا جهت اجرا به دادگاه اجرای احکام ابلاغ کرد.
در حکم پنج صفحه ای صادره از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، صدور این احکام بر علیه جعفر عظیم زاده با مصادیق: تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، شرکت در تجمع روز جهانی کارگر پارک لاله در سال ٨٨، هدایت کارگران در اعتراضات سال ٨۴، اقدام به تشکیل و برنامه ریزی و مدیریت تجمعات کارگری در زمان دولت جدید و تهدید به تجمع و اعتصاب در اسفند ماه سال ۹۲، جمع آوری طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران و تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار و هدایت و اجرای این تجمعات، تهدید وزارت کار در نامه ای به وزیر کار برای برگزاری تجمع در روز جهانی کارگر سال گذشته در مقابل وزارت کار در اعتراض به مزد مصوب، شکایت از سعید مرتضوی و دیگر غارتگران سه هزار میلیارد تومانی از صندوق سازمان تامین اجتماعی به عنوان نماینده هزار کارگر، اعتراض به ایجاد تغییرات ضد کارگری تر در قانون کار، نشست و ملاقات با دیگر تشکلهای مستقل کارگری از قبیل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کمیته هماهنگی، کمیته پیگیری و مصاحبه با سایت اتحاد (سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران) و برخی رسانه های برون مرزی و....، صورت گرفته است.
در این حکم تلاش شده است با ربط دادن جعفر عظیم زاده به یکی از سازمانهای چپ در اوایل انقلاب (در سن ۱۳- ۱۲ سالگی اش) با قید این عنوان که "نامبرده با افکار مارکسیستی بدنیا آمده است"، تمامی فعالیتهای قانونی و بر حق ایشان، اقدامی سیاسی بر علیه نظام وانمود و زمینه محکومیت اش فراهم شود.
چنین تلاشی از سوی مامورین امنیتی و قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در حالی صورت گرفته است که هیچ مستندی حتی یک خط و یا نیم برگ سند مبنی بر فعالیت جعفر عظیم زاده بر علیه امنیت کشور در پوشش فعالیت صنفی در پرونده وی و حکم صادره ارائه نشده است و بر اساس مستندات پرونده و بازجوئی های انجام شده از وی و مصادیق ذکر شده در برگه صدور حکم، تمام آن چیزی که منجر به بازداشت و محاکمه و محکومیت ٦ ساله جعفر عظیم زاده شده است چیزی جز دفاع از حق حیات کارگران ایران و برخورداری میلیونها خانواده کارگری از یک زندگی انسانی نبوده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با ابراز انزجار از اجرای حکم شش سال زندان بر علیه جعفر عظیم زاده، متعاقبا خبرها و مسائل مرتبط با این مسئله را رو به افکار عمومی منتشر خواهد کرد.

۳۰ مهر ماه ۱۳۹۴

******************

بیانیه پیرامون محکومیت جعفر عظیم زاده به ٦ سال زندان و ۲ سال محرومیت از فعالیت

جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و از هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران برای افزایش حداقل مزد، بر اساس حکم صادره از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب با اتهامات اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی با استناد به ماده ٦۱۰ قانون مجازات اسلامی به تحمل پنج سال حبس و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به تحمل یکسال حبس و فعالیتهای غیر قانونی با استناد به ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی از عضویت در احزاب، گروهها و دستجات سیاسی و فعالیت در فضای مجازی و رسانه ها و مطبوعات به مدت ۲ سال محروم شد.
در حکم پنج صفحه ای صادره از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، صدور این احکام بر علیه جعفر عظیم زاده با مصادیق: تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، شرکت در تجمع روز جهانی کارگر پارک لاله در سال ٨٨، هدایت کارگران در اعتراضات سال ٨۴، اقدام به تشکیل و برنامه ریزی و مدیریت تجمعات کارگری در زمان دولت جدید و تهدید به تجمع و اعتصاب در اسفند ماه سال ۹۲، جمع آوری طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران و تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار و هدایت و اجرای این تجمعات، تهدید وزارت کار در نامه ای به وزیر کار برای برگزاری تجمع در روز جهانی کارگر امسال در مقابل وزارت کار در اعتراض به مزد مصوب، شکایت از سعید مرتضوی و دیگر غارتگران سه هزار میلیارد تومانی از صندوق سازمان تامین اجتماعی به عنوان نماینده هزار کارگر، اعتراض به ایجاد تغییرات ضد کارگری تر در قانون کار، نشست و ملاقات با دیگر تشکلهای مستقل کارگری از قبیل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کمیته هماهنگی، کمیته پیگیری و مصاحبه با سایت اتحاد (سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران) و برخی رسانه های برون مرزی و....، صورت گرفته است.
در این حکم تلاش شده است با ربط دادن جعفر عظیم زاده به یکی از سازمانهای چپ در اوایل انقلاب (در سن ۱۳- ۱۲ سالگی اش) با قید این عنوان که "نامبرده با افکار مارکسیستی بدنیا آمده است"، تمامی فعالیتهای قانونی و بر حق ایشان، اقدامی سیاسی بر علیه نظام وانمود و زمینه محکومیت اش فراهم شود.
چنین تلاشی از سوی مامورین امنیتی و قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در حالی صورت گرفته است که هیچ مستندی حتی یک خط و یا نیم برگ سند مبنی بر فعالیت جعفر عظیم زاده بر علیه امنیت کشور در پوشش فعالیت صنفی در پرونده وی و حکم صادره ارائه نشده است و بر اساس مستندات پرونده و بازجوئی های انجام شده از وی و مصادیق ذکر شده در برگه صدور حکم، تمام آن چیزی که منجر به بازداشت و محاکمه و محکومیت ٦ ساله جعفر عظیم زاده شده است چیزی جز دفاع از حق حیات کارگران ایران و برخورداری میلیونها خانواده کارگری از یک زندگی انسانی نبوده است. صدور چنین حکمی بر علیه جعفر عظیم زاده و تداوم سیاست بازداشت اعضای تشکلهای مستقل کارگری از کوروش بخشنده تا دیگر اعضای این کمیته و محاکمه دسته جمعی ۲٨ کارگر معدن چادر ملو، تا بازداشت میلاد درویش در تجمع بر حق معلمان در مقابل مجلس و صدور حکم شلاق بر علیه کارگران پتروشیمی رازی، تا همکاری وزارت کار با کارفرمای فولاد زاگرس برای بیکار سازی کارگران این کارخانه و بازداشت کارگران پلی اکریل اصفهان، تا بازداشت و تهدید کارگران سیمان لوشان و خیمه شب بازی مشمئز کننده نماینده های دست ساز کارگری در شورایعالی کار و سناریو سازی خانه کارگر برای تحمیل مزدی خفت بار بر طبقه کارگر ایران، تا بازداشت و محکومیت سه و نیم ساله جمیل محمدی و بازداشت شاپور احسانی راد و پروین محمدی و کارگران شرکت واحد تهران در روز جهانی کارگر، تا محکومیت مجدد کارگر زندانی بهنام ابراهیم زاده به نزدیک به نه و نیم سال حبس مجدد و اعمال فشار بر فعال کارگری محمد جراحی در زندان مرکزی تبریز، تا انتصاب یکی از عالیرتبه ترین مقامات امنیتی به عنوان وزیر کار و استقرار کامل نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در این وزارتخانه و...، هیچ معنایی جز تلاش برای به تمکین واداشتن کارگران برای تن دادن به بردگی محض و اعلام یک جنگ آشکار و بی پرده بر علیه زندگی و معیشت طبقه کارگر ایران از سوی دولت تدبیر و امید سرمایه داران چپاولگر ندارد.
بی تردید همانگونه که سرکوبگریهای تاکنونی حکومت گران بر علیه رهبران و نماینده ها و فعالین کارگری هیچ تاثیر بازدارنده ای بر مبارزات کارگران ایران برای دست یابی به یک زندگی انسانی نداشته است و بطور بی وقفه ای هر روزه در جای جای کشور هزاران کارگر و معلم در حال اعتراض و اعتصاب هستند، محکومیت جعفر عظیم زاده و جمیل محمدی نیز هیچ خللی در عزم و اراده کارگران ایران و اعضای اتحادیه آزاد کارگران در دفاع از حق حیات و هستی شان وارد نخواهد کرد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران، با محکوم کردن صدور حکم شش سال زندان و دو سال محرومیت از فعالیت بر علیه جعفر عظیم زاده، اعلام میدارد: نسبت به صدور چنین احکام ظالمانه ای بر علیه وی و جمیل محمدی ساکت نخواهد نشست و بر علیه این احکام، هم در سطح کشور و هم از طریق طرح این مسئله در سازمان جهانی کار دست به اعتراضات گسترده ای خواهد زد و اجازه نخواهد داد این دو فعال کارگری سازش ناپذیر که از رهبران خوشنام اتحادیه آزاد و جنبش کارگری ایران هستند قربانی سرکوب گری منافع اقلیتی چپاولگر بشوند که با تحمیل فقر و فلاکت بی پایان بر میلیونها خانواده کارگری، هیچ وظیفه ای جز غارت دسترنج کارگران در اداره امور کشور برای خود قائل نیستند.
جعفر عظیم زاده و جمیل محمدی، هیچ جرمی تلاش و مبارزه شبانه روزی برای بهبود سطح معیشت کارگران و کوتاه کردن دست چگاولگران از سفره های خالی آنان از طریق تهیه طومار چهل هزار نفری و تجمع قانونی برای افزایش حداقل مزد و شکایت از غارتگران اموال کارگران مرتکب نشده اند. محکومیت این دو نفر و صدور حکم شش سال زندان در مدت کوتاه ١٣ روز بر علیه جعفر عظیم زاده در حالی صورت گرفته است که پس از گذشت یکسال از شکایت جعفر عظیم زاده و جمیل محمدی و همکارانشان به عنوان نماینده هزار کارگر از سعید مرتضوی و دیگر غارتگران اموال کارگران در صندوق سازمان تامین اجتماعی، هنوز هیچ حکمی بر علیه آنان صادر نشده است و آنان با اموال غارت شده ی ما کارگران مشغول زندگی در خانه های میلیاردی خود هستند.
بی تردید رقم زدن چنین شرایط به غایت ظالمانه ای بر علیه کارگران حق طلبی که علیه غارتگران اموال شان دست به شکایت زده اند و خواهان پایان دادن به ستم معیشتی بر میلیونها خانواده کارگری شده اند، نه تنها ما کارگران را وادار به تمکین در برابر وضعیت ستمگرانه موجود نخواهد کرد بلکه بر عمق و دامنه ی نفرت و انزجار ما کارگران و مردم شریف ایران نسبت به وضعیت موجود خواهد افزود.

۲۴ اسفند ماه ١٣٩٣

******************

صبح امروز جعفر عظیم زاده در شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران مورد محاکمه قرار گرفت

صبح امروز طبق احضاریه کتبی شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران، جعفر عظیم زاده به همراه وکیل خود دراین دادگاه حضور پیدا کرد وبه ریاست قاضی صلواتی مورد محاکمه قرار گرفت.
در این دادگاه که حدود دو ساعت طول کشید ابتدا نماینده دادستانی کیفر خواست تنظیم شده بر علیه این فعال کارگری را قرائت کرد و سپس جعفر عظیم زاده بصورت مکتوب به اتهامات وارده پاسخ گفت. در این کیفر خواست وی متهم به اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت ملی، اخلال در نظم و آسایش عمومی، بر هم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی با مصادیق شرکت در تجمعات غیر قانونی و ارتباط با رسانه های بیگانه و انعکاس لحظه به لحظه اخبار این تجمعات در فضای مجازی شده بود.
جعفر عظیم زاده در پاسخ به اتهامات وارده و مصادیق آنها با رد این اتهامات، مامورین امنیتی را به ارائه گزارشات کذب و گنجاندن آنها در پرونده اش متهم کرد و با دفاع از قانونی بودن اتحادیه آزاد کارگران ایران به تشریح فعالیتهای خود جهت افزایش حداقل مزد از طریق طومار چهل هزار نفری کارگران و شکایت از غارت صندوق سازمان تامین اجتماعی پرداخت و با غیر قانونی و مجرمانه خواندن عملکرد شورایعالی کار در تعیین حداقل مزد کارگران، اعتراض به شرایط فلاکت بار موجود را حق مسلم کارگران عنوان کرد و در ادامه بر تداوم فعالیتهای تاکنونی خود تاکید نمود.
در این دادگاه قاضی صلواتی طی گفتگوئی شفاهی جمع آوری امضا برای افزایش حداقل مزد و تجمع در محل وزارت کار را مجرمانه تلقی کرد و جعفر عظیم زاده در پاسخ اعلام داشت: اگر ما کارگران برای دستیابی به حقوق خود دست به اعتراض نزنیم و شرایط معیشتی مان بهبود پیدا نکند آنوقت اگر من کارگر فردا به دلیل فقر و فلاکت دست به قتل و دزدی بزنم شما مرا تبرئه خواهید کرد!؟ در پایان این دادگاه قاضی صلواتی بر عدم تداوم فعالیتهای جعفر عظیم زاده تاکید نمود و وی نیز متقابلا با قانونی خواندن فعالیتهایش، بر تداوم آن به عنوان حق مسلم خود و دیگر کارگران تاکید کرد.
جعفر عظیم زاده از بنیان گذاران کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی وبیکار، اتحادیه آزاد کارگران ایران، از هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران برای افزایش واقعی حداقل مزد و جزو شش نماینده ١٠٠٠ کارگری است که با وکالت دکتر خلیل بهرامیان شکایتی را علیه غارت و چپاول صندوق سازمان تامین اجتماعی در شعبه ١۵ دادرسی کارکنان دولت مطرح کرده اند. وی سالهاست دوشادوش کارگران کارخانه هایی از جنوب تا شمال و غرب و مرکز کشور برای احقاق حقوق کارگران ایران مبارزه میکند و به عنوان نماینده کارگران تعدادی از کارخانه ها در هیاتهای حل اختلاف و تشخیص در احقاق حق آنها بسیار موثر بوده است. اینها گوشه هایی از فعالیتهای جعفر عظیم زاده است که امروز بدلیل آنها در برابر دادگاه قرار گرفت و توسط قاضی صلواتی به محاکمه کشیده شد.
جعفر عظیم زاده امروز در حالی با انواع اتهامات امنیتی واهی مورد محاکمه قرار گرفت که دیروز حکم سه و نیم سال زندان برای جمیل محمدی در شعبه ١۵ دادگاه انقلاب توسط قاضی صلواتی به وی ابلاغ شد. صدور حکم سه و نیم سال زندان برای جمیل محمدی و محاکمه و محکومیت احتمالی جعفر عظیم زاده، معنایی جز چنگ و دندان نشان دادن سرمایه داری ایران برای میلیونها کارگر و تلاش برای به تمکین واداشتن آنان جهت تن دادن به یک زندگی فلاکتبار ندارد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن محاکمه جعفر عظیم زاده و صدور حکم سه و نیم سال زندان برای جمیل محمدی اعلام میدارد عضویت در تشکلهای مستقل کارگری، برپائی چنین تشکلهایی و دفاع کارگران از حقوق انسانی شان از طریق طومار، تجمع، راهپیمائی و سازماندهی مبارزه ای قدرتمند برای افزایش واقعی حداقل مزد جزو بدیهی ترین حقوق اجتماعی آنان است و بی تردید صدور حکم زندان و بر پائی دادگاههای فرمایشی بر علیه فعالین جسور جنبش کارگری، نه تنها ما کارگران ایران را در دفاع از حقوق انسانی مان ذره ای وادار به عقب نشینی نخواهد کرد بلکه ما را مصممانه تر از پیش به مصاف با وضعیت موجود خواهد کشاند.

دهم اسفند ماه ١٣٩٣

******************

جمیل محمدی با رای شعبه ١۵ دادگاه انقلاب به سه و نیم سال زندان محکوم شد

جعفر عظیم زاده فردا صبح مورد محاکمه قرار خواهد گرفت

صبح امروز جمیل محمدی به همراه وکیل خود در شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران حضور پیدا کرد و رای دادگاه به وی ابلاغ شد. بر اساس این رای جمیل محمدی به اتهام واهی اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور با استناد به ماده ٦١٠ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۴٢ ماه حبس محکوم شده است. همچنین وی بر اساس ماده ١٩ قانون ممنوعیت بکارگیری تجهیزات ماهواره ای ضمن ضبط دستگاه ماهواره به نفع دولت جمهوری اسلامی، به پرداخت ٣ میلیون ریال جزای نقدی و نگهداری یک بطر مشروب به پرداخت ٢ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده است. این حکم امروز در حالی به جمیل محمدی ابلاغ شد که قرار است فردا صبح جعفر عظیم زاده با اتهامات واهی اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی خارجی، اخلال در نظم و آسایش عمومی، بر هم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی مورد محاکمه قرار بگیرد.
جمیل محمدی و جعفر عظیم زاده دو تن از هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران، نیمه شب دهم اردیبهشت ماه سالجاری با یورش گسترده مامورین امنیتی(٢٠ نفر با انواع تجهیزات و ...) به منازلشان بازداشت و به ترتیب مدت ٢١ و ۴٦ روز در بند ٢٠٩ زندان اوین محبوس شدند. این بازداشتها بدنبال آن صورت گرفت که شورایعالی کار با زیر پا گذاشتن ماده ۴١ قانون کار در مورد تعیین حداقل مزد و تحمیل مزد چندین برابر زیر خط فقر بر کارگران، مورد اعتراض هماهنگ کنندگان و بخشی از امضا کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران قرار گرفت و آنان با دادن فرصتی به وزارت کار خواهان تجدید نظر در حداقل مزد تعیین شده برای سال ٩٣ شدند اما بدلیل عدم توجه وزارت کار به این اعتراض و همچنین اعتراضات متوالی دو سال قبل این کارگران برای تعیین حداقل مزد بر اساس ماده ۴١ قانون کار، آنان طی نامه ای به وزیر کار اعلام کردند در اعتراض به این بی توجهی ها و تحمیل مزد چندین برابر زیر خط فقر بر کارگران در روز ١١ اردیبهشت ماه دست به تجمع در محل وزارت کار خواهند زد. در پی این نامه از سوی هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران، مامورین امنیتی نیمه شب دهم اردیبهشت ماه سالجاری با هجوم به منازل جعفر عظیم زاده و جمیل محمدی آنان را بازداشت و به بند ٢٠٩ زندان اوین منتقل کردند.
جمیل محمدی عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، یکی از هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران در اعتراض به حداقل مزد و جزو شش نماینده هزار کارگری است که با وکالت دکتر خلیل بهرامیان شکایتی را علیه غارت و چپاول صندوق سازمان تامین اجتماعی مطرح کرده اند.
جمیل در حالی امروز به سه و نیم سال حبس محکوم شد که به عنوان یک کارگر هیچ جرمی جز تلاش برای افزایش حداقل مزد کارگران و شکایت علیه غارت کنندگان صندوق سازمان تامین اجتماعی مرتکب نشده است.
حکم امروز شعبه ١۵ دادگاه انقلاب مبنی بر محکومیت سه و نیم ساله جمیل محمدی، نه صرفا حکمی بر علیه این فعال خوشنام جنبش کارگری ایران، بلکه حکمی با هدف تداوم تحمیل حداقل مزد خفت بار بر میلیونها کارگر و حکمی بر علیه هر گونه اعتراض کارگران به ستم معیشتی است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران حکم صادره بر علیه جمیل محمدی را حکمی بغایت ظالمانه بر علیه حق اعتراض و حق حیات طبقه کارگر ایران ارزیابی میکند و بدینوسیله با توجه به گزارشات مغرضانه وزارت کار به مامورین امنیتی و دخالت مستقیم اش در دستگیری این فعال جنبش کارگری، با رویکردی بشدت معترضانه با محکومیت جمیل و محاکمه و محکومیت احتمالی جعفر عظیم زاده برخورد خواهد نمود و سازمان جهانی کار را با ارائه اسناد چهل هزار امضای کارگری برای تضمین مزدی عادلانه برای کارگران ایران و اسناد تجمعات و جوابیه ها و برخوردهای وزارت کار، در جریان صدور چنین حکم ظالمانه ای بر علیه جمیل محمدی و صدور هر گونه حکم ظالمانه ای بر علیه جعفر عظیم زاده قرار خواهد داد.

نهم اسفند ماه ١٣٩٣

******************

کدام اتهام؟ کدام جرم؟کدام تبانی؟ ما امضاء کنندگان طومار اعتراضی

به دستمزد احضار جعفر عظیم زاده به دادگاه انقلاب را شدیدا محکوم می کنیم

ما امضاء کنندگان طومار چهل هزار امضاء اعتراض به دستمزدهای زیر خط فقر در مقابل تعهدی که به خود و نماینده خود داریم وظیفه خود می دانیم که به محاکمه کشاندن جعفر عظیم زاده را شدیدا محکوم نموده و برای کارگران اعلام نمائیم که جعفر عظیم زاده جز دفاع از خواسته ها ومطالبات ما کارگران در جهت معیشت و منزلتمان هیچ جرمی مرتکب نشده است . آیا اگر ما کارگران برای خواسته هایمان نماینده انتخاب کنیم و او به دفاع از خواسته ها ومطالبات مان بر خیزد جرمی مرتکب شده است ؟ شما چه بخواهید وچه نخواهید کارگران در تمامی عرصه های کار وتولید و اجتماع نمایندگان خود را انتخاب میکنند و نمایندگان سخنگویان مطالبات و خواسته های اقشار و طبقات هستند . طی این سالها ما کارگران به اشکال مختلف توسط نمایندگانمان فریاد برآوردیم که گرسنه ایم حقوقمان کفاف زندگیمان را نمی دهد .نه تنها هیچ پاسخی نشنیدیم بلکه با طیف وسیعی از دستگیری ها و بازداشت ها و زندانی کردن کارگران و رهبران آنان روبرو شدیم دستگیری وزندانی کردن کارگران و رهبرانشان همچون رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده، شاهرخ زمانی، جعفر عظیم زاده و بسیاری از این کارگران که در زندان هستند جز ندای حق طلبی و حق خواهی هیچ جرمی مرتکب نشده اند . شما اگر نگاهی به اعتراضات وتجمعات واعتصابات و طومار نویسی ها این چند ساله بیاندازید خواهید دید که ما کارگران خواهان افزایش دستمزدهایمان، تامین امنیت شغلی، پرداختن بموقع دستمزدها، لغو قردادهای موقت و ایجاد تشکلات مستقل خود بوده ایم و در تمامی این سالها کارگران با نمایندگان خود و رهبرانشان در صف اعتراضات حضور داشتند ودر این میان طومار اعتراضی چهل هزار امضاءبه دستمزدهای زیر خط فقر با نمایندهای خود جعفر عظیم زاده، جمیل محمدی، پروین محمدی، شاهپور احسانی راد شیث امان و شریف ساعد پناه طی دو سال واندی اعتراض وتجمع ونامه هیچگونه جوابی نشنیدیم ولی در ازای جواب به اعتراض کارگران دستمزدهای زیر خط فقر تصویب شد و کارگران معترض به دستمزد زیر خط فقر دستگیر و زندانی شدند. در میان این کارگران پروین محمدی وشاهپور احسانی راد آزاد و جعفر عظیم زاده وجمیل محمدی باز داشت و زندانی شدند و در طی این دوره زندانی از خانواده و تامین معیشت خانواده محروم گشتند . جعفر عظیم زاده از تشکیل دهندگان کمیته پیگیری وکارگران اخراجی وبیکار واتحادیه آزاد کارگران میباشد. او کارگری شریف و زحمتکش است وهیچ جرمی بجز دفاع از مطالبات و خواسته های کارگران انجام نداده است .من به عنوان یک کارگر اعلام می کنم با محاکمه و زندانی کردن کارگران، اعتراضات واعتصابات و تجمعات آنان فروکش نخواهد کرد .در کجای این جهان موجود دفاع کارگران از معیشت شان وافزایش دستمزد و تاتش برای برخورداری از یک زندگی شاد ومرفه جرم شناخته میشود .چرا باید اعتراض به غارت و دزدی از صندوق تامین اجتماعی وصندوق بیمه بیکاری و اعتراض به دستمزدهای زیر خط فقر جرم شناخته شود ؟ جعفر عظیم زاده را نه به خاطر جرائمی که به وی نسبت داده شده بلکه بخاطر دفاع از حقوق کارگران و افزایش دستمزدهای زیر خط فقر به محاکمه کشانده میشود . مبارزه کارگربرای دستمزد یعنی مبارزه وی برای زندگی و زنده ماندن . سرمایه داران قانونآ مجازند که گرد هم جمع شوند و علنآ در مورد راههای پایین آوردن دستمزد کارگر بحث کنند ولی اگر کارگران به یک موافقت مشترک برای دستمزد برسند تبانی وجرم شناخته میشوند . پس ما کارگران متوجه می شویم که این قوانین به نفع کارفرمایان وسرمایه داران است که دهان کارگران را می بندند و به انان اجازه نمیدهند که احتیاجات خود را بیان کنند پس در این صورت کارگر ناچار است دست به اعتراض تجمع و اعتصاب بزند تا به خواسته هایش برسد . کارگران که معیشت ومنزلتشان در معرض نابودی قرار بگیرد بهر شکلی شده اعتراضات خود را بیان می کنند با وجود گرانی های هر روزه، بیکاری وسیع، گرسنگی، اعتیاد، بی مسکنی، آوارگی، تن فروشی و هزاران بی حقوقی هر روزه بر کارگران تحمیل میشود باز هم قوانین ضد کارگری تری را به اجرا می گذارند. هر دم از این باغ بری میرسد. طرح اشتغال بکار کارگران مشمول بیمه بیکاری در تعاونیها یک طرح ضد کارگری جهت غارت و چپاول صندوق بیمه بیکاری که جعفر عظیم زاده در سایت اتحاد آنرا بیشتر توضیح داده است. دکتر حسن طایی معاون توسعه اشتغال وزارت کار، بیکاران را علاف می نامد و می گوید در کشور هفت میلیون نفر بیکاره(علاف)وجود دارد همین حرف حاکی از این است که کارگران و زحمتکشان چقدر بی حقوق وتحت ستم هستند وچه بر خورد توهین آمیزی به انسان ها میشود. ما به کسانی که این کارگران را ابرهای پراکنده ای می بینند میگوییم این ابرها باران سیل آسایی خواهند شد و بر سر کسانی که آنان را بیکار کردند فرود خواهد آمد . طرح و اعمال این سیاست ها ی ضد کارگری در طول این یکسال گذشته در حالی اتفاق افتاده است که در این مدت طبق گزارش های منتشره در رسانه های کشور بسیاری از اقلام غذایی اساسی از قبیل میوه و لبنیات وگوشت از سفره های اغلب خانواده های کارگری بر چیده و یا به نازل ترین سطح خود رسیده و با عدم پرداخت دستمزد زیر خط فقر کارگران این وضعیت پیش از پیش ابعاد وحشتناکتری به خود گرفته است با این حال رویکرد دولت و دادگاه ها نسبت به این همه ستم، بازداشت زندان و صدور حکم شلاق بر علیه کارگران بوده است که دستمزدهای معوقه یا افزایش دستمزد یا رفع تبعیض واعاده حقوق انسانی اشان را خواستار بوده اند . جناب وزیر و مسئولین باید بدانید ما کارگران با توجه به افزایش ناچیز دستمزدهایمان در سالهای گذشته و افزایش چند برابری هزینه های زندگی در طول این مدت دیگر تحمل شرایط فلاکتبار کنونی را نداریم و بدینوسیله از شما می خواهیم به بازداشت و محاکمه کشاندن کارگران پایان دهید و در اجرای قانون برای تعیین حداقل مزد ما کارگران عمل نمائید و طبق ماده ٤١ قانون کار با تورم واقعی و تامین شرافتمندانه هزینه یک خانواده ٤ نفره که در آن ماده قانونی با قید {باید} بر آن تاکید شده است نسبت به تعیین حداقل مزد اقدام کنید .در غیر این صورت اگر به معیشت ومنزلت ما کارگران تعرضی صورت بگیرد معترضانه بر خورد خواهیم کرد.

کارگران زندانی آزاد باید گردند

حسن محمدی - ١۵ دی ماه ١٣٩٣

******************

محاکمه جعفر عظیم زاده، محاکمه تلاش و مبارزه

ما کارگران برای برخورداری از یک زندگی انسانی است

وقتی خبر احضار جعفر عظیم زاده یکی از کارگران معترض و سازش ناپذیر عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران را شنیدم قبل از هر چیز این مسئله به ذهنم خطور کرد که این چه دنیائی است که باید کارگران ایران به جرم تلاش برای بهبود زندگی و معیشت شان مورد تهاجم قرار بگیرند و با اتهاماتی واهی و سنگین، محاکمه و زندان نیز بر فقر و فلاکت شان افزوده شود. لحظه ای به یاد دیگر کارگران و رهبران کارگری سراسر کشور افتادم و بهنام ابراهیم زاده و رضا شهابی و شاهرخ زمانی و محمد جراحی و کارگران معترض خاتون آباد که برای لقمه ای نان به گلوله بسته شدند تا کارگران بافق و پلی اکریل اصفهان و کارگران پتروشیمی های ماهشهر و لاستیک البرز که یک شبه ٣٠٠ نفرشان را دستگیر کردند تا کارگران صنایع فلزی و واگن پارس تا فرش البرز و پارس و کارگران شورای موقت ذوب آهن اصفهان و غالب و خالد حسینی و وفا قادری و محمود صالحی و محمد عبدی پور و برهان دیوارگر و سعید ترابیان و داود رضوی و حسن سعیدی و ابراهیم مددی و منصور اسالو و ...، و نزدیک به هزار کارگر شرکت واحد تهران که بدلیل اعتصاب در سال ١٣٨٤ دستگیر شدند تا همکارانم در اتحادیه آزاد کارگران ایران از صدیق کریمی و شیث امانی و شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا تا جمیل محمدی و جوانمیر مرادی و خالد سواری و ١٣ کارگری که در سال ١٣٨۶ در روز جهانی در شهر سنندج دستگیر و به زندان و شلاق محکوم شدند تا کارگران ایرانخودرو و کارگران معترض شاهو و ریسندگی پرریس تا اعضای کمیته هماهنگی و کمیته پیگیری و کانون مدافعان حقوق کارگر و انسانهای عزیز دیگری که در جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی به زندان افکنده شدند و شرایط سختی را تحمل کردند افتادم و طبیعتا به خود آمدم و همچون همیشه بار دیگر این واقعیت تلخ بر دوشم سنگینی کرد که متاسفانه ما کارگران در جامعه ای زندگی میکنیم که هر صدای حق طلبانه ای را همیشه سرکوب و صاحبان این نوای روح انگیز انسانی را دستگیر و به زندان محکوم کرده اند تا آنها را وادار به عقب نشینی از مطالبات بر حق شان بکنند، غافل از اینکه معیشت و برخورداری از رفاه و تلاش برای برخورداری از یک زندگی انسانی هیچگاه تعطیل پذیر نبوده است. به همین دلیل هم است که میگویم حامیان سرمایه با اینهمه سرکوب و زندان و دار و درفش آیا توانسته اند اعتراضات و اعتصابات و تجمعات کارگران را مهار کنند؟ آیا توانسته اند تلاش کارگران و زحمتکشان را برای برخورداری از یک زندگی انسانی عقب برانند. آیا میتوانند حق طلبی کارگرانی را که تمام رفاهیات و امکانات موجود در جامعه بدست آنها تولید میشود و خود آنان از همه این نعمات محرومند وادار به تمکین بکنند و آیا جز این است که در همین دنیای موجود میلیونها کارگر و زحمتکش حق و حقوق واقعی شان را در مقابل کار تعریف شده میخواهند، امنیت شغلی و تامین بیمه ها و زندگی و معیشت انسانی شان را می خواهند؟ چگونه است که حاکمان و کارفرمایان تمام امکانات موجود در جامعه را متعلق به خود می بینند و در هر شرایطی زندگی مرفه و ایده آلی را با تجملات، مسافرتهای خارج کشور، خانه هایی که بیشتر به کاخ شبیه است، تحصیلات فرزندانشان در بهترین دانشگاههای خارج از کشور و بریز و بپاش های آنچنانی را برای خود و خانواده هایشان امری طبیعی میدانند اما به محض کوچکترین اعتراض کارگر به زندگی و معیشت به یغما رفته اش بلافاصله با اتهاماتی همچون اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و ضدیت با جمهوری اسلامی با او برخورد میکنند و با محاکمه و زندان سرنوشت نامعلومی را برایش رقم میزنند. مگر جعفر عظیم زاده و دیگر کارگران چه میخواهند که این حد حامیان سرمایه را به وحشت و مخاطره میندازد. جعفر عظیم زاده یک رهبر کارگری و از هماهنگ کنندگان ٤٠ هزار امضای کارگری است که در سال ٩١ برای افزایش حداقل مزد اقدام به جمع آوری امضا کردند و در نوبت اول ده هزار امضا را همراه با نامه ای اعتراضی به مجلس، ریاست جمهوری، و وزارت کار ارائه دادند و سی هزار امضای دیگر را در سه نوبت دیگر به همین ترتیب به همراه نامه های مربوطه تحویل و نهایتا بر اثر بی توجهی مسئولین تجمعاتی را در محل وزارت کار برگزار کردند و از اینطریق اعتراضشان را به حداقل مزد که همیشه از بالا تعیین میشود ابراز کردند. آخر این چه دنیایی است که میلیونها انسان در کشوری برای امرار معاش مجبور به فروش نیروی کارشان به همنوع خود میشوند و آنوقت قیمت آنرا کسان دیگری از بالا و در نهادی به نام شورایعالی کار تعیین میکنند. جرم جعفر این است که هر کجا صدای اعتراض کارگری بلند شده است وی به عنوان کارگری که هم طبقه ای هایش را به خاک سیاه نشانده اند همصدایی کرده است. جعفر عظیم زاده ایجاد تشکلهای مستقل کارگری را سر لوحه اقدامات حق طلبانه خود میداند تا کارگران قادر به ابراز اعتراض متحدانه نسبت به تحمیل بی حقوقی و ستم بر خود شوند تا از این طریق هستی به گرو گرفته شده میلیونها انسان از دست اقلیتی ناچیز و مفتخور باز ستانده شود. وی یکی از بانیان کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری و سپس اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار و نهایتا اتحادیه آزاد کارگران ایران است. جعفر یکی از نماینده های هزار کارگری است که با دادن وکالت به دکتر خلیل بهرامیان شکایتی را علیه غارت و چپاول صندوق سازمان تامین اجتماعی مطرح کرده اند. حق جعفر و میلیونها کارگر است که نسبت به غارت و چپاول صندوقی اعتراض کنند که قبل از دریافت دستمزدشان حق بیمه از حقوق ناچیزشان سالهای سال کسر شده و برای دوران پیری و از کار افتادگی در صندوقه این سازمان ذخیره شده است. اگر کارگر میداند و می فهمد کجا و چگونه هستی و دسترنج ناچیزش به یغما رفته است بسیار طبیعی نیز هست که نسبت به این غارت اعتراض کند و با صدای رسا آنرا به گوش حاکمان و افکار عمومی برساند. این حق را هیچکس نمیتواند از ما کارگران بگیرد لذا بنوبه خود اعلام میکنم دولت و کارفرمایان باید بدانند که محاکمه و زندانی کردن رهبران کارگری چیزی نیست که براحتی از گلویشان پایین برود اینان باید بدانند محاکمه جعفر عظیم زاده محاکمه حق ما کارگران برای یک زندگی انسانی است و آنان با چنین محاکماتی چه در مورد جعفر و چه در مورد دیگر کارگران معترض راه به جائی نخواهند برد چرا که زندگی و تلاش برای برخورداری از معیشتی شرافتمندانه و انسانی تعطیل بردار نیست، چرا که دیگر ما کارگران تحمل اینهمه بی حقوقی، نابرابری، دزدی از جیب و سفره هایمان و زندانی و محاکمه کردن هم طبقه ای های جسور و حق طلب مان را نداریم و طبیعتا عکس العمل مناسبی نیز به آن نشان خواهیم داد.

ناهید خداجو - عضو هیات مدیره اتحادیه ازاد کارگران ایران ١٣ دی ماه ١٣٩٣

******************

جعفر عظیم زاده برای محاکمه به دادگاه انقلاب احضار شد

جعفر عظیم زاده از اعضای هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و از هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران جهت محاکمه به دادگاه انقلاب خیابان معلم احضار شد. بر اساس این احضاریه کتبی این فعال کارگری می باید صبح دهم اسفند ماه سالجاری در این شعبه دادگاه انقلاب حاضر شود.
این فعال کارگری پیش تر در روز دهم آبانماه به شعبه ششم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب اوین احضار و با اتهامات اجتماع و تبانی برای ارتكاب جرم برضد امنیت داخلی، خارجی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی مورد بازپرسی قرار گرفته بود.
این اتهامات واهی و سنگین در حالی به جعفر عظیم زاده وارد شده است که وی از سال ١٣٩١ به همراه دیگر همکارانش در جمع هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران برای افزایش حداقل مزد در جمع آوری امضا و تجمعات اعتراضی و جلسات مربوط به آن در وزارت کار شرکت داشت و بدنبال بی توجهی وزارت کار به این خواست بر حق و تلاش هماهنگ کنندگان این طومار برای برگزاری تجمع اعتراضی در محل وزارت کار در ساعت ١ بامداد دهم اردیبهشت ماه در منزل خود بازداشت و به مدت ۴٦ روز در بند ٢٠٩ زندان اوین محبوس شد. مامورین امنیتی هنگام دستگیری جعفر عظیم زاده کلیه اوراق شناسائی وی را ضبط و بطور غیر قانونی در مدت نزدیک به هفت ماهی که از آزادی وی میگذرد از عودت آنها خودداری و از این طریق شرایط سختی را در زندگی روزمره بر وی تحمیل و سعی بر اعمال فشار بر او کرده اند.
جعفر عظیم زاده از بنیان گذاران کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی وبیکار، اتحادیه آزاد کارگران ایران و از هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری و جزو شش نماینده ١٠٠٠ کارگری* است که با وکالت دکتر خلیل بهرامیان شکایتی را علیه غارت و چپاول صندوق سازمان تامین اجتماعی در شعبه ١۵ دادرسی کارکنان دولت مطرح کرده اند. وی سالهاست دوشادوش کارگران کارخانه هایی از جنوب تا شمال و غرب و مرکز کشور برای احقاق حقوق کارگران ایران مبارزه میکند و به عنوان نماینده کارگران تعدادی از کارخانه ها در هیاتهای حل اختلاف و تشخیص در احقاق حق آنها بسیار موثر بوده است. اینها گوشه هایی از فعالیتهای جعفر عظیم زاده به عنوان یک کارگر است که در این مملکت اقدام علیه امنیت ملی، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی خوانده میشود و قرار است وی با این اتهامات در برابر قاضی حاضر و مورد محاکمه قرار بگیرد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن احضار جعفر عظیم زاده برای محاکمه اعلام میدارد این حق کارگران و مردم ایران است که در دفاع از حقوق اجتماعی و انسانی خویش دست به برپائی تشکل بزنند و برای احقاق حق شان تجمعات اعتراضی برگزار کنند. بی تردید همچنانکه تاکنون احضار و محاکمه و به زندان افکندن کارگران معترض در سطح کشور مانعی در برابر اعتراضات حق طلبانه کارگران ایران ایجاد نکرده است احضار و محاکمه جعفر عظیم زاده نیز نه تنها برای دست اندرکاران تحمیل بی حقوقی بر کارگران ایران مفری نخواهد داشت بلکه بر عمق و دامنه انزجار آنان از وضعیت موجود خواهد افزود.

تشکل، تجمع، اعتصاب حق مسلم ماست

زنده باد اعتراض و اتحاد و همبستگی سراسری کارگران ایران

اتحادیه آزاد کارگران ایران - دهم دی ماه ١٣٩٣


* تعداد کارگرانی که جعفر عظیم زاده و پنج همکارش را به عنوان نماینده جهت شکایت از غارت و چپاول صندوق تامین اجتماعی معرفی کرده بودند ١۵٠٠ نفر بودند. در مرحله اول این شکایت نزدیک ١٠٠٠ امضا به دکتر خلیل بهرامیان جهت طرح شکایت تحویل شد اما تحویل بیش از ۵٠٠ امضای دیگر که جمع آوری شده بود از آنجا که در این مرحله بدست نماینده های کارگران نرسیده بود مقرر شد پس از طرح شکایت اولیه تحویل دکتر خلیل بهرامیان بشود اما رسیدن آن به درازا کشید و در ادامه بدلیل گرفتاریها و تعطیلات نوروزی و مشغول شدن نماینده های این کارگران با مسائل اول ماه مه تحویل آن به تاخیر افتاد و سپس در نتیجه یورش مامورین امنیتی به منزل جعفر عظیم زاده در روز دهم اردیبهشت از بین رفت.