کارگران و جنگ
این جنگ، جنگ ما نیست!
برای مشاهدۀ تصاویر و کلیپ ها و مطالب هفت تپه - کانال مستقل کارگران
اینجا کلیک کنید.
گفته اند «جنگ ادامه سیاست است اما به روشهای دیگر»! به عبارت دیگر، جنگ ادامه دیپلماسی و دیپلماسی ادامه جنگ است. در واقع در جهانی که در هر گوشه آن رقابت بیوقفه برسر منابع و انرژی و بازارها و استثمار نیروی کار در جریان است، جنگ یک واقعیت ثابت است. جنگ یک صورت کشمکش دولتهای سرمایه داری و اقشار سرمایه برسر منافع است. به این معنا سرمایه داری با «صلح پایدار» و «همزیستی مسالمت آمیز» خوانایی ندارد، بلکه دوره های موسوم به «صلح» یا عمدتا موقت اند و یا در عمل «صلح مسلح» هستند که ظرفیت آغاز دور جدید جنگ را دارند.
کارگران بطور کلی با هر جنگی مخالف نیستند، بعنوان مثال بپاخاستن انقلابی برای تغییر ریشه ای، جنگ طبقاتی علیه نظم موجود، جنگ برای شکست دادن فاشیسم، جنگ برسر آزادی زنان، جنگ برسر رهایی از کولونیالیسم از جمله جنگهایی هستند که «عادلانه» نام میگیرند و حقانیت دارند.
کارگران مخالف جنگهای ارتجاعی هستند، جنگهایی که برسر منافع دولتها و طبقات ارتجاعی هستند و هیچ منفعتی به حال مردم عادی و طبقه کارگر ندارند. جنگ جاری از این نوع است و جنگی ارتجاعی بین دولتهای ارتجاعی و ضد کارگری و ضد بشری است. حکومتها در این جنگ هر کدام اهدافی را دنبال میکنند که تحقق آنها به ضرر طبقه کارگر و مبارزه جامعه برای آزادیهای فردی و اجتماعی است.
هواداران جنگ
در جنگ بین دولتها معمولا دو نیرو در دو سمت جنگ شکل میگیرد: نیروهای طرفدار یک سمت جنگ، یعنی طرفداران آمریکا و اسرائیل و یا طرفداران رژیم جمهوری اسلامی.
در جنگ جاری نیروهایی مانند سلطنت طلبان، بخش عمده ناسیونالیست های کرد و فدرالی، اصلاح طلبهای صادراتی و تازه سلطنت طلب شده، عناصر فرصت طلب که بوی کباب به مشامشان خورده است، طرفدار دوآتشه ارتش آمریکا و اسرايیل و «بمب های هوشمند» آنها هستند که گویا آزارشان به مورچه هم نمیرسد و فقط عوامل نظام را میزند. امروز این فضای بیمارگونه دارد برمیگردد و شکست پروژه بادکردن رسانه ای سلطنت طلبان از یکسو و ویرانی های بجامانده از بیمارستانها و دارو سازی و زیرساختهای اساسی یک کشور و کشتار مردم بیدفاع از سوی دیگر، راهی برای دفاع از این بی شرافتی باقی نگذاشته است. لحن و زبان بسرعت عوض میشود. بویژه وقتی «عمو»های اینها از لیندسی گراهام تا دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو از «نابودی کامل ایران»، بازگرداندن ایران به «عصر حجر» و تبدیل ایرانیان به نیازمندان و التماس گران غذا و آب سخن میگویند.
در سوی مقابل هواداران جمهوری اسلامی و جنگ طلبان طرف مقابل به خط شدند تا از جمهوری اسلامی دفاع کنند. اینها توجیه دفاع از قاتلین فرزندان مردم را با نام «دفاع از ایران و وطن»، «مقابله با تجاوز خارجی» و غیره توضیح میدهند. این صف مرز بین «حکومت و مردم» و «ایران و جمهوری اسلامی» را برمیدارد و بعنوان یک «محور مقاومتی» مرتجع و ناسیونالیست مدافع رژیم اسلامی کاسه داغ تر از آش رژیمی ها میشوند و هر نوع مذاکره را «خیانت به رزمندگان» نام میگذارند. این بخش عملا متحد سپاه پاسداران است.
جنگ برای کارگران و مردم زحمتکش فقط رنج و فقر بیشتر و آوارگی و نابودی است. وقتی صنایع فولاد و پالایشگاه ها و کارخانجات اساسی منهدم میشوند، یعنی بیکاری کارگران، قتل عام کارگران، نابودی اقتصادی خانواده های کارگری، نابودی محل های امرار معاش. وقتی مراکز تامین دارو و آب شیرین و غذا را میکوبند، نه به اهداف نظامی بلکه به سلامتی و حیات و زندگی مردم ایران حمله میکنند. این اقدامات کوبیدن رژیم اسلامی نیست، بلکه سیاست مردم فقر زده را بیشتر به فلاکت و استیصال کشاندن برای تسلیم تحت هر شرایطی است.
کارگران علیه جنگ های ارتجاعی هستند. کارگران در جنگی که منافع طبقه و جنبش آنها نمایندگی نشود، در جنگی که اهداف و نیازهای بلافصل انسانی در دستور آن نیست، شرکت نمیکنند و به آن نیرو نمیدهند. یک سیاست کارگری بدون لکنت زبان علیه جنگ دولتهای سرمایه داری است، علیه تبلیغات ناسیونالیستی و شوونیستی جنگ طلبانه است، و مرتبا تاکید میکند که این جنگ، جنگ ما نیست. یک سیاست کارگری به نقد ماهیت و اهداف جنگ ارتجاعی می پردازد، تناقض و تقابل آنرا با اهداف عموم مردم جامعه و کارگران نشان میدهد. یک سیاست کارگری، زیر پرچم ناسیونالیسم و «دفاع از حکومت خودی» نمیرود، بلکه با اعلام همبستگی با کارگران و مردم آزادیخواه در کشورهای درگیر جنگ علیه دولتهای درگیر جنگ تلاش میکند.
ما کارگران جنگ و صلح این دولتها را دیده ایم و هر بار تاوان آنرا با جان و مال خود پرداخته ایم. حمایت از آدمکشان و کودک کش ها و عناصر ضد کارگری چون ترامپ و نتانیاهو، حمایت از جنایت جمعی و شرکت در ویرانسازی و جنایت مسلم است. حمایت از جمهوری اسلامی در این جنگ یعنی حمایت از اهداف جنگی رژیم، یعنی حمایت از کشتن غیر نظامیان، یعنی حمایت ضمنی از کشتار هولناک دیماه ۴۰۴ و دهه های مختلف، یعنی دفاع از جمهوری اسلامی است.
ما در هیچ سوی این جنگ ارتجاعی نیستیم بلکه خود کلید معمای آن هستیم. کارگران خواهان قطع فوری جنگ، محاکمه عاملان کشتار مردم و کودکان و معترضان، سرنگونی جمهوری اسلامی و نفی قلدری نظامی دولتهای مرتجع هستند.
نه به جنگ ارتجاعی، نه به جنگ طلبان، نه به جمهوری اسلامی.
پیام همکار
۱۶ فروردین ۱۴۰۵
***************
گفتگو با اسماعیل بخشی: اینجا کلیک کنید.
سوال: هفتتپه جزو معدود مراکزی است که در ایران از دههها پیش همچنان مبارزاتش را ادامه داده است. به خاطر تمام این گذشته، سوالها را از وضعیت تولید در سالهای اخیر شروع میکنیم. از زمانی که هفتتپه خصوصی شد، چه تغییراتی در وضعیت کارخانه، کارگران و کلاً تولید پیشآمد؟
از زمستان سال ۱۳۹۴ تا سال ۱۴۰۰ یعنی به مدت تقریبا ۶ سال شرکت افتاد دست بخش خصوصی. رکورد تولید در سال ۱۹۹۳، ۵۴ هزار تن شکر بود، یعنی هفتتپه بین ۵۴ تا ۶۰ هزار تن شکر سفید تولید کرده بود. شرکت را خیلی عجولانه دادند به بخش خصوصی و در تابستان سال ۱۳۹۴ آن را برای فروش وارد بورس کردند اما بعد در شهریور اعلام کردند که ما شرکت را از بورس خارج کردهایم و دیگر جزو شرکتهایی که قرار شده به فروش برسند و به بخش خصوصی واگذار بشوند نیست، چون کارگرها به این مسئله معترض بودند.....
برای مطالعه متن کامل
اینجا کلیک کنید.
کانال مستقل کارگران هفت تپه
جمعه ١١ اردیبهشت ١۴٠۵
___________________________________
برای مشاهدۀ و مطالعه اخبار و مطالب تا ۹ بهمن ١۴٠۴
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهدۀ و مطالعه اخبار و مطالب تابستان ۱۴۰۲
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهدۀ و مطالعه اخبار و مطالب قدیمی هفت تپه - کانال مستقل کارگران
اینجا کلیک کنید.