افق روشن
www.ofros.com

اخبار دولتی: روزگار سیاه کارگران درایران (مرداد)


خبرگزاری کار ایران                                                                                          جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۶ آگوست ۲۰۱۹


سقوط یک کارگر پتروشیمی بوشهر در مخزن گاز

به گزارش ایلنا، یک کارگر شرکت پارس حساس (یکی از پیمانکاران پتروشیمی بوشهر) بر اثر سقوط در مخزن حاوی گاز جان خود را از دست داد.
این کارگر ۳۰ ساله اهل شهرکرد بوده و روز گذشته(۲۴ مرداد) به دلیل سقوط در مخزن گاز جان باخت.
کارگر دیگری ۳۱ ساله اهل دهدشت که برای نجات جان همکار خود وارد مخزن شده بود، به علت شدت گاز بیهوش و به بیمارستان عسلویه منتقل شد که توسط تیم پزشکی تحت مداوا قرار گرفت.
شرکت پارس حساس یک شرکت اجرای پروژه‌های نصب برق و ابزار دقیق در صنایع پتروشیمی است.

-----------------

چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴ آگوست ۲۰۱۹

برگزاری دادگاه ده کارگر هفت‌تپه/ کارگران منتظر صدور رای هستند

به گزارش خبرنگار ایلنا، امروز (بیست و سوم مرداد ماه) دادگاه ده کارگر مجتمع نیشکر هفت‌تپه در شوش برگزار شد.
از قرار معلوم کیفرخواست این کارگران صادر شده و کارگران در انتظار صدور رای در روزهای آینده هستند. دادگستری شوش، قرار است رای نهایی را صادر نماید.
دو نفر از کارگرانی که امروز در دادگاه حاضر شدند، عضو شورای اسلامی کار این واحد صنعتی هستند.
پیش از این، هفت کارگر این مجتمع به هشت ماه حبس تعلیقی و 30 ضربه شلاق تعلیقی محکوم شده‌اند.

-----------------

سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۳ آگوست ۲۰۱۹

دادگاه ده کارگر هفت تپه فردا برگزار می‌شود

به گزارش خبرنگار ایلنا، فردا (۲۳ مرداد ماه) ده نفر از کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه باید در دادگستری شوش دانیال حاضر شوند؛ دو نفر از این ده نفر، عضو شورای اسلامی کار این واحد صنعتی هستند.
پیش از این در روزهای گذشته، ۷ کارگر این واحد صنعتی، محاکمه و به ۸ ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. از قرار معلوم، این دادگاه‌ها به اعتراضات سال گذشته‌ی کارگران نیشکر هفت‌تپه مربوط است.

-----------------

دادگاه مرضیه امیری برگزار شد/ با قرار وثیقه مخالفت شد

به گزارش خبرنگار ایلنا، مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه‌ی شرق و دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، امروز بیست و دوم مرداد، در شعبه‌ی بیست‌و‌هشتم دادگاه انقلاب تهران حاضر شد.
از قرار معلوم، باردیگر با تبدیل قرار او به کفالت یا وثیقه مخالفت شده است.
مرضیه امیری از یازده اردیبهشت (روز جهانی کارگر) در بازداشت موقت به سر می‌برد و اتهام‌های او در دادگاه "اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم و آسایش عمومی" عنوان شده است.

-----------------

«مرگ» در دمای بالای ۳۹ درجه کمین کرده است!

به گزارش خبرنگار ایلنا، قلب از کار می‌ایستند اما این، آخرین مرحله است؛ آخرین خوانِ دردناک از هفت‌خوانی که ابتدایش «نان» است.
ابتدا کل بدن، خیس از عرق می‌شود، ستون فقرات با لایه‌های ممتد عرق، پوشیده می‌شود؛ کف دست‌ها لیچ می‌شود؛ حتی مردمکِ چشم‌ها عرق می‌کند؛ صلاتِ ظهرِ جنوب، همه چیز را غرقِ شرجی و رطوبتِ عرق می‌کند و آنگاه، «عطش» از راه می‌رسد؛ میهمان ناخوانده اما همیشگیِ این گرما، همین عطش است؛ همین عطشی که دمار از روزگار آدم درمی آورد؛ عطش، ولع آب، وقتی دست‌ها مشغول ساختن هستند، تمام پهنه‌ی تابستان، روزگارِ کارگر پیمانکاری عسلویه را سیاه می‌کند؛ اول خاکستری به رنگ سرابِ بی‌پایان تابستان است و بعد سیاه؛ بعد که قلب «می‌تواند» از کار بایستد....

درد ما را از هر طرف که بنویسند، درد است!

موسی رضایی، کارگر پیمانکاری عسلویه، بیست و نهم تیرماه، در اثر گرمازدگی فوت کرد؛ این مرگ ناگهانی را همه رسانه‌ها منتشر کردند.
«نامدار رضایی» برادر این کارگر پیمانکار تعمیرات مکانیک سرویس پالایشگاه چهارم و پنجم شهرستان عسلویه، در باره آن روز، آن روز تلخ که برادر جوان در اثر گرما، جان می‌بازد، می‌گوید: «برادرم "موسی" ۳۵ ساله بود؛ جوانی سالم و تندرست که به علت گرمای بالای ۵۰ درجه در حین انجام کار در شهرستان عسلویه دچار ایست قلبی شد و فوت کرد. او را در همان لحظات اول، به داخل یکی از کانکس‌ها برده و آب یخ به او دادند که گویا همین باعث شوک و ایست قلبی‌اش شده و زمانی او را به درمانگاه می‌رسانند که دیگر کار از کار گذشته بود. نمی‌دانم این حرف‌ها به گوش مسئولان می‌رسد یا نه. ما مردم بدبخت، دردمان را از هر طرف که بنویسند درد است. مسئولان از کارگر فقط انتظار کار دارند بدون اینکه شرایط ایمن و مناسب کار را فراهم کنند. برادرم به خاطر این جانش را از دست داد که مجبور بود در گرمای بالای ۵۰ درجه به مدت ۱۲ ساعت کار کند. آیا مسئولان خودشان حاضرند در چنین شرایطی کار کنند؟ برادرم بخاطر گذران زندگی خود و خانواده‌اش مجبور بود در آن شرایط سخت کار کند و نان‌آور خانواده‌اش باشد چراکه یک دختر ۱۰ ساله و یک پسر ۲ ساله دارد و حالا هر دوی آنها در کودکی یتیم و بی‌سرپرست شده‌اند.»
دردهای «نامدار رضایی»، برای کارگران عسلویه و کنگان، یک جور درد مشترک است؛ در همان روزِ فوت موسی رضایی، وقتی با کارگران عسلویه تماس می‌گیریم، اولین چیزی که می‌گویند این است: «اینجا تا دلتان بخواهد، گرمازدگی هست؛ نمی‌توانید تصور کنید چقدر حالت تهوع، چقدر سرگیجه، چه میزان بی‌طاقتی را کارگران تاب می‌آورند؛ در گرمای ۵۰ درجه، کار کردن، به این سادگیها نیست...». در بین همه کارگران عسلویه، وضعیت شرکتی‌ها به مراتب بدتر است؛ آنها نه از سیستمِ کاریِ ۱۴-۱۴ یا حداقل ۲۱-۷ برخوردارند و نه ساعت کارشان، حساب و کتاب دارد؛ در گرمای شدید تابستان هم مجبورند روزی تا ۱۲ ساعت کار کنند؛ اگر کارگرِ تعمیرات و ساخت‌وساز باشند که لاجرم همه این ۱۲ ساعت را باید در فضای باز و زیر ظل آفتاب بایستند و ساختن یا تعمیرات پالایشگاه‌های نفت را پیش ببرند.

گاهی همه زندگی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد

سیدعلی‌اکبر فاطمی (نماینده بوشهر در شورای عالی استان‌ها) در رابطه با وضعیتِ بغرنج‌تر کارگران شرکتی یا پیمانکاری در عسلویه می‌گوید: «وضعیت شرکتی‌ها به مراتب بدتر از رسمی‌ها و حتی قراردادی‌هاست؛ آنها روزی دوازده ساعت و گاهی حتی خیلی بیشتر کار می‌کنند؛ در ماه نهایتاً ۳ یا ۴ روز مرخصی دارند؛ در حالیکه رسمی‌ها ۱۴- ۱۴ یا در نهایت ۲۱-۷ کار می‌کنند؛ برای شرکتی‌ها نه ساعت کار و نه حق مرخصی و تعطیلات رعایت نمی‌شود؛ اکثر آنها بیرون و در فضای آزاد کار می‌کنند و در معرض انواع آسیب‌ها و بیماری‌ها قرار دارند. معمولاً بعد از یک بازه زمانی ۴ یا ۵ ساله، این کارگران به علت مریضی یا خستگی مدام، از کارکردن در عسلویه کنار می‌کشند؛ برخی از آنها درگیر بیماری‌هایی می‌شوند که همه زندگی و آینده آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و دیگر نمی‌توانند هیچ کجا کار کنند....»
سازمان بین‌المللی کار (ILO) اخیرا گزارشی درباره تاثیر فشار گرما بر کارگران منتشر کرده است؛ تحقیقات سازمان بین‌المللی کار نشان می‌دهد که کارگران بخش‌های کشاورزی و ساخت‌وساز آسیب‌پذیرترین افراد در مرگ‌های ناشی از افزایش دما هستند.

«مهاجرت» یکی دیگر از پیامدهای فاجعه آب‌وهوایی

گزارش سازمان بین‌المللی کار می‌گوید: اگر دما به بالای ۳۵درجه برسد، آنگاه «عملکرد و توانایی‌های فیزیکی کارگر را محدود می‌کند» و اگر به بالای ۳۹درجه برسد، می‌تواند به «خستگی ناشی از گرما» و مرگ ختم شود. وقتی دما افزایش پیدا می‌کند، چیزی که اتفاق می‌افتد این است که بدن نمی‌تواند این گرمای اضافه را تحمل کند؛ چیزی که آن را با نام استرس گرمایی یا فشار گرما می‌شناسند.
این سازمان می‌گوید: در نتیجه افزایش دما، ساعات کار جهانی، عمدتاً در بخش‌های کشاورزی و ساخت‌وساز، کاهش یافته است. براساس محاسبات ILO ضررهای اقتصادی ناشی از افزایش دما در حال رشد است. در سال ۱۹۹۵ استرس گرمایی چیزی در حدود ۲۸۰ بیلیون دلار ضرر اقتصادی زده است. ILO پیش‌بینی می‌کند این عدد در سال ۲۰۳۰ تا ۴/۲ تریلیون دلار افزایش خواهد یافت. بیشتر این زیان‌ها در کشورهای با درآمد کم اتفاق خواهد افتاد.
به‌علاوه ILO می‌گوید در اثر فاجعه آب‌وهوایی حدود ۸۰ میلیون نفر، عمدتاً در بخش کشاورزی، کارشان را از دست خواهند داد.
این سازمان همچنین هشدار داده است که فشار گرما کارگران بخش کشاورزی را به فرار از مناطق روستایی به شهرها، و از مناطق گرم زمین به مناطق معتدل‌تر سوق خواهد داد. به بیان دیگر، مهاجرت یکی دیگر از پیامدهای فاجعه آب‌وهوایی خواهد بود.

«کارگران پیمانکاری عسلویه همواره در معرض «خستگی ناشی از گرما» و مرگ قرار دارند

اگر گزارش سازمان بین‌المللی کار که مهم‌ترین مرجعِ استناد مباحثِ روابط کار در جهان است را مبنا قرار دهیم، کارگران پیمانکاری عسلویه که در بخش ساخت‌ساز و یا تعمیرات کار می‌کنند، جزو آسیب‌پذیرترین گروه‌های کارگری در برابر «گرما» هستند. دمای هوا در عسلویه، در تابستان‌ها که در این بخش از جنوب ایران بسیار زودهنگام از راه می‌رسد و بسیار هم دیرپاست، در روزها که زمان کار کارگران است، همواره بالای ۳۹ درجه است؛ پس با این حساب، کارگران پیمانکاری عسلویه که در فضای باز کار می‌کنند، همواره در معرض «خستگی ناشی از گرما» و مرگ قرار دارند. البته باید این را هم باید در نظر بگیریم که در عسلویه در ساعاتی از روز، دما به بالای ۴۵ درجه هم می‌رسد!
«کارِ تعمیرات پالایشگاهی با ساخت و ساز» در عسلویه، یک کار شدیداً پرخطر است؛ قلب که از کار بایستد، دیگر راه بازگشتی نیست؛ اما قبل از آن می‌توانند ساعات کار و یا شرایط کار را برای کارگران تغییر دهند؛ به گفته‌ی سازمان بین‌المللی کار، «کمترین کار» این است که ساعات کاری را کاهش دهند و شیفت‌ها را به ساعات خنک‌تری از شبانه‌روز منتقل نمایند.
بی‌تردید عسلویه همیشه سرجایش است و ساخت‌وساز همیشه ادامه دارد؛ اما این کارگران پیمانکاری هستند که اگر زود به صرافت بیافتند و از بعد ۴ یا ۵ سال از عسلویه بروند، باید بار بیماری‌های برآمده از عطشِ مدام را یک عمر بر دوش بکشند! گزارش: نسرین هزاره مقدم

-----------------

برق گرفتگی جانِ کارگر "فولاد یزد" را گرفت/ کارگر دیگر مصدوم شد

منابع خبری ایلنا در استان یزد، از مرگ و مصدومیت دو کارگر در فولاد یزد خبر دادند.
به گفته‌ی آنها، شب گذشته بر اثر حادثه برق گرفتگی یک کارگر جوان 36 ساله کشته و یک کارگر هم مصدوم شد که حال وی چندان مساعد نیست. از قرار معلوم، کارگر مصدوم در بیمارستان و تحت مراقبت‌های پزشکی است.

-----------------

دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۲ آگوست ۲۰۱۹

یک کارگر ساختمانی در عمق چاهک آسانسور جان باخت

به گزارش ایلنا، یک کارگر ساختمان نیمه کار در تبریز بر اثر سقوط به چاهک آسانسور جان خود را از دست داد.
شب گذشته یک کارگر در حین کار در یک کارگاه ساختمانی واقع در در شهرک یاغچیان تبریز به داخل چاهک آسانسور سقوط می‌کند و پیش از اینکه نیروهای امدادی او از داخل چاهک بیرون بکشند، از دنیا می‌رود.

-----------------

یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۱ آگوست ۲۰۱۹

رد صلاحیت دو فعال کارگران ساختمانی در شهرستان کامیاران/ اداره کار کتبی اعلام نکرد

به گزارش خبرنگار ایلنا، این دو کارگر می‌گویند: در تاریخ ۳۰/۱۱/۱۳۹۷ مدارک و مستندات خود را به انجمن صنفی کارگران ساختمانی ارایه داده‌اند اما بعد از گذشت چندین ماه انتظار برای دریافت رد یا تایید صلاحیت، اداره کار به صورت شفاهی به ما اعلام نموده که رد صلاحیت شده‌اید و حق کاندیدا شدن را ندارید.
آنها می‌گویند: به صورت کتبی کاندیداتوری خود را اعلام نموده‌ایم و خواستار این هستیم که اداره کار به صورت کتبی رد صلاحیت ما را اعلام کند تا از مجاری قانونی وضعیت خود را پیگیری کنیم اما اداره کار از این کار سر باز می‌زند.
به گفته‌ی آنها، بر اساس مقاوله‌نامه‌های سازمان جهانی کار، تشکل‌های کارگری باید مستقل بوده و آزادانه فعالیت کنند؛ همچنین بر اساس ماده ۲۶ قانون مجازات اسلامی هیچ مانعی برای کاندیدا شدن در انجمن‌های صنفی وجود ندارد و تنها کسانی نمی‌توانند کاندیدا شوند که دچار محرومیت اجتماعی هستند. لازم به ذکر است که این دو فعال کارگری محرومیت اجتماعی ندارند.

-----------------

شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۰ آگوست ۲۰۱۹

کارگران شهرداری مریوان: از ابتدای سال فقط ۲ میلیون گرفته‌ایم/ شهرداری: پولی در بساط نیست

کارگران شهرداری مریوان در تماس با خبرنگار ایلنا از مراجعه به فرمانداری برای پیگیری معوقات مزدی خود خبر دادند.
این کارگران می‌گویند: تعداد ما حدود ۶۰۰ نفر است که امروز ۱۰۰ نفر به نمایندگی از جانب بقیه با حضور مقابل فرمانداری، خواستار رسیدگی به اوضاع معیشتی خود شدیم.
کارگران در رابطه با مطالبات مزدی خود گفتند: تعدادی از ما عیدی سال‌های ۹۵، ۹۶ و ۹۷ را نگرفته‌ایم؛ از سال ۹۶ و ۹۷ اضافه‌کار طلبکاریم و از ابتدای سال نیز فقط ۲ میلیون تومان حقوق گرفته‌ایم که یک میلیون تومان آن، پنج شنبه به حساب ما واریز شده است.
تاخیر در پرداخت مطالبات مزدی کارگران در شرایطی اتفاق می‌افتد که شهرداری مریوان می‌گوید با کمبود نقدینگی روبروست و پولی در بساط نیست.
بدهی‌های قبلی شهرداری، رکود ساخت‌وساز و شرایط ناموزون اقتصاد، دلایلی هستند که شهرداری مریوان را با «بحران نقدینگی» مواجه کرده است.

-----------------

کارگران پروژه تونل انتقال آب سد کانی سیب معوقات مزدی طلبکارند

به گزارش خبرنگار ایلنا، منابع کارگری در استان آذربایجان غربی گفتند: به‌صورت مشخص حدود ۱۲۰ نفر از کارگران پروژه عمرانی تونل انتقال آب سد کانی سیب که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری در منطقه روستایی بیگم قلعه نقده فعالیت دارند، حدود ۴ ماه معوقات مزدی دارند.
این کارگران می‌گویند: مهم‌ترین عامل پرداخت نشدن مزد کارگران کمبود نقدینگی و نبود منابع مالی است. به همین دلیل وقتی پیمانکار یک ماه طلب مزدی ما را پرداخت می‌کند برای پرداخت مابقی مطالباتمان زمان مشخصی ندارد و ما باید ماه‌ها منتظر بمانیم.
این کارگران که به‌صورت پیمانکاری در پروژه ساخت تونل انتقال آب کانی سیب به دریاچه ارومیه مشغول به کارند، از بی‌نتیجه ماندن پیگیری‌ها و ادامه بلاتکلیفی خود خبر دادند.
کارگران می‌گویند: مشکلاتی که در زمینه پرداخت دستمزد بوجود آمده، زندگی ما را بسیار سخت کرده‌ به‌طوری که برخی از همکاران‌مان حتی توان مالی خرید نیازهای روزانه خود را ندارند.
به گفته آنها؛ کارگران تونل کانی سیب در اعتراض به مطالبات مزدی خود تاکنون مقابل ساختمان چند نهاد دولتی و همچنین محوطه کارگاه اعتراض خود را مطرح کرده‌اند اما تاکنون موفق نشده‌اند معوقات خود را دریافت کنند. آخرین حضور آنها نیز مربوط به خرداد ماه سال جاری در محوطه کارگاه بود که با وعده برخی مسئولان، خاتمه پیدا کرد.

-----------------

دست کارگر رستوران در چرخ گوشت صنعتی گیر کرد

به گزارش ایلنا، یک کارگر ۱۷ ساله درحالی که در آشپزخانه یک رستوران مشغول کار با چرخ گوشت صنعتی بود بر اثر رعایت نکردن اصول ایمنی دچار حادثه شد و دستش در داخل چرخ گوشت فرو رفت.
این حادثه که در ساعت ۱۲ ظهر جمعه (۱۸ مرداد) در یک رستوران بلوار کربلا، بعد از دانشگاه پردیس اراک به وقوع پیوست، موجب مصدومیت این کارگر جوان شد.
این کارگر جوان در آشپزخانه رستوران مشغول کار با چرخ گوشت صنعتی بود که ناگهان دست چپ وی به علت بی‌احتیاطی در داخل چرخ دنده‌های این دستگاه گیر کرده بود.
به گفته رئیس سازمان آتش نشانی اراک؛ نجاتگران آتش‌نشانی در اتاق عمل بیمارستان تحت نظارت پزشکان متخصص، بعد از بیهوشی مصدوم، در عملیاتی حساس که حدود ۳ ساعت به طول انجامید، دست این پسر جوان را از میان چرخ گوشت آزاد کرده و وی را برای مداوا تحویل عوامل پزشکی بیمارستان دادند.

-----------------

مرگ یک کولبر ۱۶ ساله در مریوان و یک کولبر ۲۵ ساله در پیرانشهر

به گزارش خبرنگار ایلنا، در روزهای گذشته، یک کولبر 25ساله اهل پیرانشهر بنام فاخر عبداللهی در نواحی مرزی اطراف پیرانشهر بر اثر حادثه غیرطبیعی جان باخت. در عین حال، کولبر 16ساله دیگری اهل مریوان به نام اسماعیل ساوجی‌نژاد، در نواحی مرزی اطراف مریوان، جان خود را از دست داد.

-----------------

مرگ کارگر خدماتی شهرداری بندرعباس بر اثر برخورد با خودرو

به گزارش ایلنا، روز گذشته (۱۸ مرداد ماه) حوالی ساعت ۵ و۳۵ دقیقه صبح یکی از کارگران خدماتی شهرداری بندرعباس حین انجام کار در برخورد با یک خودرو بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.
این کارگر به نام «امین بهمنی» ۲۹ ساله مشغول کار در قسمت کندرو غرب به شرق بلوار امام خمینی(ره) شهر بندر عباس بود که بر اثر برخورد با یک خودرو سواری خودرا از دست می‌دهد. در عین حال خودرو سواری نیز بعد از برخورد با کارگر شهرداری در محل حادثه واژگون می‌شود.

-----------------

جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۹ آگوست ۲۰۱۹

اجساد ۳ کارگر حادثه خیابان ظفر پس از ۱۰ ساعت از زیرآوار خارج شد

به گزارش ایلنا، سید جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران گفت: ساعت ۱۶:۵۸ دقیقه عصر روزگذشته کارگران مشغول تخریب یک ساختمان ۳ طبقه بودند که ناگهان قسمت جنوب شرقی این ساختمان دچار ریزش می شود و چهار کارگر در زیرآوار گرفتار شدند.
وی افزود: آتش نشانان در همان لحظات اولیه یک کارگر را زنده، اما مصدوم از زیرآوار خارج کردند و با توجه به حجم زیاد آوار عملیات جستجو و آواربرداری آتش نشانان تا ساعت ۳ بامداد ادامه داشت.
وی ادامه داد: پس از ۱۰ ساعت عملیات آتش نشانان هر ۳ کارگر را از زیرآوار خارج کردند که به تایید عوامل اورژانس در محل مشخص شد، هر ۳ کارگر ساختمانی در این حادثه کشته شدند.
ملکی با بیان اینکه علت این حادثه مرگبار در دست بررسی قرار دارد، گفت: از مالکان ساختمانی درخواست دارم که به هنگام تخریب و همچنین گودبرداری از پیمانکاران و کارگران متخصص و با تجربه استفاده کنند.

-----------------

حادثه‌دیدگی یک کارگر جوشکار مریوانی

به گزارش خبرنگار ایلنا، امروز صبح یک کارگر ساختمانی به اسم کاک فاتح ابراهیمی عضو انجمن کارگران ساختمانی مریوان و سروآباد و اهل روستای بودیدر که مشغول جوشکاری بودT از طبقه اول یک ساختمان سقوط کرد و دچار حادثه شد.
از قرار معلوم، این کارگر صدمه جدی ندیده است و اکنون در بیمارستان بوعلی مریوان بستری است.

-----------------

چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ - ۷ آگوست ۲۰۱۹

کارگران شهرداری کلاله معوقات مزدی دارند/ فرماندار وعده پیگیری داد

به گزارش خبرنگار ایلنا، حدود ۵۰ نفر از کارگران شهرداری کلاله که تحت مسئولیت یک شرکت پیمانکاری مشغول کارند، روز گذشته (۱۵ مرداد ماه) به نبود امنیت شغلی، عدم تحقق وعده‌های پیمانکار و عدم پرداخت معوقات مزدی اعتراض کردند.
کارگران می‌گویند: علی بیانی (فرماندار شهرستان کلاله) با حضور در جمع کارگران؛ در جریان مشکلات آنها قرار گرفت و وعده پیگیری به مشکلات آنها را داد.
به ادعای کارگران شهرداری کلاله، آنها از سال ۹۳ که تحت مسئولیت پیمانکار در شهرداری مشغول کار شده‌اند مطالباتشان با تاخیر پرداخت می‌شود.
آنها گفتند: دستمزد ما حدود دو میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است که آن هم توسط پیمانکار به موقع پرداخت نمی‌شود و حداقل‌های زندگی ما را تامین نمی‌کند. با این وضعیت خانواده‌هایمان با مشکلات بسیاری رودررو هستند.
به گفته آنها، مهم‌ترین دغدغه کارگران شهرداری کلاله که در بخش‌های مختلف شهر مشغول کارند، دریافت مطالبات معوقه و به خطر افتادن امنیت شغلی‌شان است. این درحالیست که اخیرا پیمانکار تعدادی از همکارانمان را با حدود ۱۵ سال سابقه از کار بیکار کرده است.
کارگران تصریح کردند: ماه‌هاست منتظر پرداخت مطالبات معوقه خود هستیم اما پیمانکار هیج اهمیتی به پرداخت مطالباتمان ندارد. شرایط اقتصادی سخت است و این تأخیر در پرداخت حقوق‌ها بیشتر ما را تحت فشار قرار می‌دهد.

-----------------

مصدومیت یک کارگر قزوینی بر اثر ریزش آوار

به گزارش ایلنا، یک کارگر ساختمانی شب گذشته در خیابان بوعلی حدفاصل چهار راه نظام وفا و چهار راه راهنمایی رانندگی شهر قزوین، به دلیل ریزش آوار مصدوم شد.
این کارگر که در حال بتن ریزی بخشی از دیوار ساختمان مسکونی در حال ساخت بود، در اثر ریزش سقف خانه دچار مصدومیت شد. این درحالی است که وی زیر آوار محبوس شده بود. بعد از عملیات نجات، این کارگر که از ناحیه کمر، گردن و مچ پا آسیب دیده بود، به بیمارستان منتقل شد.

-----------------

وضعیت بغرنج "دکترمعلم‌ها" در آموزش و پرورش

جمعی از اعضای جمعیت دکتر معلمین سراسر کشور در اطلاعیه‌ای به وضعیت شغلی و معیشتی خود اعتراض کردند.
در این بیانیه آمده است: آموزش و پرورش در ایران از یکسو با مشکلات عدیده‌ای مواجه است_ که کم و بیش همگان با تبعات آن دست و پنجه نرم می‌کنند_ و از دیگر سو وزارت‌خانه‌ای‌‌‌ست با بیش از 2500 نیروی دکتر معلم متخصص. افراد متعهدی که برای کسب مدارج علمی سالها تلاش، مطالعه مستمر داشته و دشوارترین آزمون‌های علمی را پشت سر گذاشته‌اند. نخبگانی که بهترین سالهای جوانی‌شان صرف تحقیق، پژوهش، کار آزمایشگاهی و مقاله‌نویسی شده است و هم اکنون دلسوزانه در آموزش و پرورش به خدمت مشغولند. متاسفانه اما وزارتخانه‌ی متولی امر آموزش، از به‌کارگیری و مدیریت با سواد‌ترین و فرهیخته‌ترین نیروهایش یعنی "دکتر معلم‌ها" تا به این لحظه ناتوان بوده است. پیش از این، ماده‌ی 8 قانون "نظام هماهنگ پرداخت"، تصریح می‌داشت که حقوق دارندگان مدرک تحصیلی دکتری نباید از 80 درصد مجموع حقوق و مزایای اعضای هیئت علمی دانشگاه کمتر باشد. اما زمانی‌که قانون "مدیریت خدمات کشوری" جایگزین "قانون نظام هماهنگ پرداخت" گردید به دلیل عدم توجه به ماده فوق در قانون جدید، به مرور اختلاف بسیار زیادی بین حقوق دکتر معلمان با هم رتبه‌هایشان در وزارت علوم ایجاد شد. این امر سبب شد عده کثیری از دکتر معلمان در تقلای خروج از آموزش و پرورش و یا اشتغال‌های مکمل باشند. موضوعی که می‌تواند سبب آسیب‌های جدی به بدنه آموزش و پرورش گردیده و نیز سلامت روان این قشر فرهیخته را که دخالت جدی در امور آموزشی و پژوهشی جامعه دارند، تهدید کند. اگرچه این تقلا نیز غالبا با شکست مواجه می‌شود. چراکه خروج از این وزارتخانه و استخدام در جای دیگر همواره با مخالفت آموزش و پرورش مواجه است. این وزارتخانه تاکید دارد نیازمند نیروهای "دکتر معلم" است؛ با این وجود هیچ‌گونه تلاشی جهت همسان‌سازی حقوق آنان به عنوان "هیئت علمی" یا اجرای عدالت درباره آنها نمی‌کند.
در ادامه این بیاینه می‌خوانیم: باید توجه داشت دکتر معلمین از مزایای بسیاری همچون حق تالیف مقالات، پروژه‌های پژوهشی و پرداخت‌های مربوط به سمینارها و پایان‌نامه‌ها نیز محروم هستند. چراکه علی‌رغم داشتن سواد، تجربه و تخصص کافی، آموزش و پرورش فضای لازم جهت اینگونه فعالیت‌ها را در اختیار ندارد. از دیگر سو مسلما تدریس، کلاس‌داری و سر و کله زدن با دانش‌آموزان دبیرستانی در مناطق مختلف بسیار بسیار دشوار‌تر از تدریس دروس دانشگاهی ست. با این اوصاف و در کمال تعجب شاهدیم که؛ بر خلاف شرط عدالت، حقوق دکتر معلمان در قیاس با حقوق دارندگان مدرک مشابه در سایر وزارتخانه‌ها تفاوت آشکاری داشته و حتی از حقوق شاغلین غیر هیئت علمی در سایر وزارتخانه‌ها نیز کمتر است. آموزش و پرورش برنامه‌ای جهت اختصاص ساعات دکتر معلمین به امر پژوهش و تحقیق و مقاله‌نویسی ندارد و این افراد باید همانند سایر همکاران تمامی ساعات موظف خود را به امر تدریس در کلاس درس بپردازند. دکتر معلم‌ها در برنامه‌ریزی‌های کلان وزارتخانه، نظیر تالیف و اصلاح کتب درسی و یا تدوین پروژه‌های علمی، فرهنگی و پرورشی نقشی ندارند و مهارت‌هایشان به درستی به کار نمی‌رود. اجرای "نظام رتبه‌بندی" به شکل موجود نیز به دلیل عدم توجه به توانمندی‌های این قشر، مشکلات موجود را مرتفع نخواهد ساخت.

-----------------

بیکاری ۸۰ کارگر فولاد علویجه در اصفهان

به گزارش خبرنگار ایلنا، کارخانه فولاد علویجه که سالها در صنعت پروفیل فعال بوده است، مجبور شده ۸۰ کارگر باقیمانده خود را تعدیل کند. اخراج کارگران در پی سهمیه‌بندی مواد اولیه و بخشنامه‌های دست‌وپاگیر وزارت صمت اتفاق افتاده است.
کارگران اخراجی می‌گویند: بعد از سالها کار کردن، به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی بیکار شدیم؛ قبلاً این کارخانه ۲۰۰ کارگر داشت و در ۳ شیفت کاری مشغول به کار بودیم اما اکنون اوضاع کاملاً به هم ریخته است.
مدیرعامل کارخانه نیز در رابطه با این تعطیلی و توقف تولید می‌گوید: در طی هفته‌های اخیر به دلیل نرسیدن مواد اولیه، مجبور شده‌ایم نوبت کاری کارخانه فولاد علویجه را از ۳ نوبت به یک نوبت تقلیل دهیم، میزان مواد اولیه موجود در کارخانه جوابگوی ظرفیت تولیدی آن نیست و به همین دلیل نیز تاکنون ۸۰ کارگر را به دلیل مشکلات تولید، تعدیل کرده‌ایم.

-----------------

سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۶ آگوست ۲۰۱۹

سبد معاش از مرز ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان گذشت/ در تیر ماه، هزینه‌های زندگی ۶۲۲ هزار تومان زیاد شد!

به گزارش خبرنگار ایلنا، هشتم مرداد ماه، بعد مدت‌ها انتظار، وزارت کار حاضر شد جلسه شورای عالی کار را برگزار نماید؛ یکی از موضوعاتی که گروه کارگری در این جلسه مطرح کرده‌اند، بحث راهکارهای افزایش قدرت خرید دستمزد یا به عبارت دیگر، «راهکارهای ترمیم غیرمستقیم دستمزد» بوده است.
گروه کارگری شورای عالی کار در تلاش برای مجاب کردن شرکای اجتماعی خود، به لزوم تامین مایحتاج زندگی توسط دستمزد ماهانه‌ی کارگران اشاره می‌کنند؛ به الزامات صریح ماده ۴۱ قانون کار و البته به وظایف مشخص شده برای دولت در متن قانون اساسی؛ به الزام تامینِ «نان»، «مسکن» و «آموزش».

«دستمزد گرسنگی» چیست؟

حال فارغ از آنچه پیش رو داریم و بدون توجه به اینکه آیا دولتی‌ها به پذیرش استدلال‌های گروه کارگری تن خواهند داد یا بازهم می‌خواهند هر نوع بحث در مورد افزایش قدرت خرید کارگران را به روزهای پایانی سال موکول کنند، آنچه ضرورتِ «ترمیم دستمزد» را برجسته می‌کند، فاصله عمیق دریافتی کارگران با سبد معاش حداقلی خانوار است؛ آیا تنزل ارزش واقعی حداقل دستمزد به مرحله نرسیده که بتوانیم آن را آنگونه که سازمان بین‌المللی کار دسته‌بندی می‌کند، دستمزد گرسنگی یا Starvation Wage بنامیم؟!
براساس تعاریف، «دستمزد گرسنگی» آن دستمزدی‌ست که کارگر پایان هر ماه می‌گیرد اما با آن حتی نمی‌تواند نیازهای خوراکی خانواده خود را تامین کند چه برسد به اینکه بخواهد برای آموزش، مسکن شایسته و یا احتمالاً تفریحات و مسافرت هزینه کند؛ دستمزد گرسنگی بسیار کمتر از هزینه‌های سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌هاست و برای یک سفره‌ی حداقلی نیز کفاف نمی‌دهد.
اما حداقل دستمزدِ کارگران ایرانی اکنون چه نسبتی با هزینه‌های حداقلی خانوار دارد؛ چه میزان از هزینه‌های زندگی با این دستمزد، پوشش داده می‌شود و کارگران چند میلیون تومانِ اضافه در هر ماه نیاز دارند تا بتوانند امورات زندگی خود را کجدار و مریز بگذرانند؟‍!
فرامرز توفیقی (رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) به روال چند ماه گذشته، سبد معاش حداقلی خانوار را برای تیرماه ۹۸ نیز محاسبه کرده است اما بهتر است ابتدا مسیری را که سبد معاش در ماه‌های گذشته پیموده، با دقت ترسیم کنیم.

مسیر سبد معاش در سه ماهه‌ی اول سال

سبد معیشت خانوار در اسفند ۹۷، ۳ میلیون و ۷۵۹ هزار و ۲۶۲ تومان تعیین شد؛ توفیقی با محاسبات خود نشان داد که این سبد تا انتهای فروردین ماه، ۵۷ درصد افزایش قیمت پیدا کرده و در این ماه، برای حفظ قدرت خرید کارگران به بیش از ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان مازاد دستمزد نیاز است. او با این محاسبات، سبد معاش در انتهای فروردین ماه را ۵۹۰۷۵۶۲۵ ریال تعیین کرد. برای حفظ قدرت خرید، فاصله سبد معاش محاسبه شده در اسفند ماه، ۳۷۵۹۲۶۲۵ریال، و سبد معاش فررودین ماه، ۵۹۰۷۵۶۲۵ ریال باید به کارگران پرداخت شود. در واقع کارگران برای حفظ قدرت خرید خود و جلوگیری از سقوط آن در فروردین ۹۸ به ۲۱۴۸۳۰۰۰ ریال نیاز داشتند.
سبد معاش خانوار برای اردیبهشت ماه برابر شد با ۶ میلیون و ۴۸۲ هزار و ۲۱۵ تومان. حال اگر سبد معاش اردیبهشت را با مبلغ فروردین ماه - ۵۹۰۷۵۶۲۵ ریال- مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که هزینه‌های زندگی در اردیبهشت به نسبت فروردین، ۵۷۴۶۵۳۴ ریال افزایش یافته است؛ در واقع کف هزینه‌های خانوار در اردیبهشت نسبت به فروردین، ۵۷۴ هزار تومان متورم شده است. برای حفظ قدرت خرید، فاصله سبد معاش محاسبه شده در اسفند ماه، ۳۷۵۹۲۶۲۵ریال، و سبد معاش اردیبهشت ماه، ۶۴۸۲۲۱۵۹ ریال باید به کارگران پرداخت شود که این میزان برابر با ۲۷۲۲۹۵۳۴ ریال است. در نهایت، محاسبات نشان می‌دهد که سبد خانوار در اردیبهشت ماهِ ۹۸ به نسبت اسفند ۹۷، ۷۲.۴۳ درصد جهش قیمتی داشته است.
سبد معاش حداقلی خانوار برای خرداد ۹۸ برابر با ۶ میلیون و ۹۰۸ هزار و ۷۳۷ تومان محاسبه شد. تفاوت ریالی این سبد نسبت به سبد اردیبهشت ماه، ۴۲۶۵۲۱۶ ریال است؛ در واقع هزینه‌های حداقلی زندگی در خرداد ماه به نسبت ماه قبل، ۴۲۶ هزار تومان افزایش یافته است. در ماه پایانی بهار ۹۸، کارگران اگر بخواهند قدرت خرید خود را به اندازه اسفند ۹۷ حفظ کنند به ۳ میلیون و ۶۸ هزار تومان هزینه اضافه نیاز دارند و با استناد به این اعداد، درصد جهش قیمتی سبد خانوار در خرداد، ۸۳.۷۸ درصد نسبت به سبد تعیین شده انتهای سال ۱۳۹۷ است.

سبد معاش تیرماه

توفیقی حالا به سراغ محاسبات سبد معاش خانوار برای تیرماه می‌رود؛ مبنای کارِ محاسبات او، آمارهای رسمی تورمِ مرکز آمار ایران و اطلاعات رسمیِ خوراکی‌های انستیتو پاستور ایران است. او ابتدا سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها را محاسبه می‌کند و بعد با اِعمال یک ضریب، سبد حداقلی معاش خانوار را به دست می‌آورد.


توفیقی با استناد به جدول فوق، هزینه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های یک روز یک نفر را ۲۰۰۸۴۱ ریال محاسبه می‌کند که در نهایت، هزینه‌ ماهانه‌ی خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های یک خانوار متوسط ۳.۳ نفری به دست می‌آید:

۶۶۲,۷۷۵.۳ = ۳.۳ ×۲۰۰۸۴۱

۱۹,۸۸۳,۲۵۹=۳۰×۶۶۲,۷۷۵.۳ ریال

در ادامه، با استناد به ضریب ۲۶.۴ که در سبد معاش فروردین ماه، مبنا قرار گرفته، سبد معاش خانوار برای تیرماه ۹۸ می‌شود: ۷۵,۳۱۵,۳۷۵= ۲۶.۴ / ۱۰۰ × ۱۹,۸۸۳,۲۵۹ ریال در ماه
با این حساب، هزینه سبد معاش خانوار ۳.۳ نفره در تیرماه ۹۸، ۷ میلیون و ۵۳۱ هزار و ۵۳۷ تومان است که در مقایسه با خردادماه، ۶۲۲ هزار تومان افزایش قیمت داشته است: ۶,۲۲۸,۰۰۰ =۶۹۰۸۷۳۷۵- ۷۵,۳۱۵,۳۷۵
در واقع هزینه‌های خانوار در تیرماه ۹۸ نسبت به خردادماه، ۶۲۲ هزار تومان زیاد شده است؛ این میزان افزایش هزینه‌ها در حالی اتفاق افتاده است که دریافتی کارگران در این بازه زمانی ثابت مانده و ریالی زیاد نشده است.
توفیقی، در ارتباط با مولفه‌ای به نام «میزان مورد نیاز برای حفظ قدرت خرید» به تفاوت سبد تیرماه با سبد محاسبه شده در اسفند ۹۷ اشاره می‌کند؛ این مبلغ، برای حفظ قدرت خرید کارگران در سطح اسفند ۹۷ مورد نیاز است:
۳۷,۷۲۲,۷۵۰ =۳۷۵۹۲۶۲۵- ۷۵,۳۱۵,۳۷۵
در واقع کارگران در تیرماه ۹۸ به ۳ میلیون و ۷۷۲ هزار تومان اضافه نیاز دارند تا بتوانند قدرت خرید خود را در سطح اولین روز سال حفظ کنند؛ این درحالیست که «دستمزد» در سال جدید چیزی حدود ۶۰۰ هزار تومان زیاد شده است.
پس با این حساب، کارگران به جز حداقل دستمزد دریافتی، به مبلغ ۳ میلیون و ۱۰۰ هزار تومانِ اضافه در هر ماه نیازمندند تا از سقوط معیشت خود جلوگیری کنند. حال سوال اینجاست که این مبلغ اضافه – که به هیچ وجه مبلغ کمی هم نیست- چگونه و از چه راهی باید تامین شود؟!

تورم بیش از ۱۰۰ درصدی سبد

در نهایت، توفیقی به «درصد جهش قیمتی سبد خانوار» اشاره می‌کند که فاصله سبد معاش تیرماه و سبد معاش محاسبه شده در انتهای سال قبل است؛ درصد جهش قیمتی سبد، ۱۰۰.۳۴ درصد است؛ در واقع سبد معاش در تیرماه با احتساب مسیری که در طول این چند ماه طی کرده، نسبت به اسفند ۹۷، بیش از ۱۰۰ درصد تورم قیمتی را تجربه کرده است.
در مجموع، هزینه‌های خانوار در تیرماه مرز ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان را پشت سر گذاشته است؛ این هزینه‌ها، نسبت به سبد معاش ۳ میلیون و ۷۵۹ هزار تومانیِ اسفند ماه، از دوبرابر هم بیشتر شده است. فقط در ماه خرداد، هزینه‌های زندگیِ خانوار ۶۲۲ هزار تومان زیاد شده است.
با در نظر گرفتن این اعداد و ارقام است که فرامرز توفیقی می‌گوید: برای ترمیم دستمزد، فردا دیر است؛ همین امروز باید اقدام کرد. گزارش: نسرین هزاره مقدم

-----------------

کارگران شهرداری محمدیار نگران دریافت معوقات خود هستند

یکی از منابع خبری در شهرداری محمدیار واقع در شهرستان نقده به خبرنگار ایلنا گفت: این کارگران در واحد اداری و خدماتی شهرداری محمدیار به‌صورت قراردادی مشغول کارند. آنها صبح روز یکشنبه (۱۳مرداد ماه) با مراجعه به ساختمان شهرداری به معوقات مزدی خود اعتراض کردند.
این کارگران که در سه ماه گذشته دستمزد و حق بیمه آنها پرداخت نشده است، گفتند: در شرایط فعلی اقتصاد کشور که هر روز شاهد افزایش قیمت اجناس مصرفی و غیرمصرفی هستیم، نگران تامین هزینه‌های زندگی خود شده‌ایم.
به گفته کارگران شهرداری محمدیار، شهرداری و شورای شهر هیچ برنامه‌ای برای پرداخت مطالبات‌ آنها ندارد.
از قرار معلوم حق بیمه کارگران شهرداری محمدیار طی یک الی دو ماه گذشته پرداخت نشده و کارگران برای تعویض دفترچه‌های بیمه دچار مشکل هستند.
کارگران همچنین افزودند: مشکلات مالی و نبود درآمد پایدار ازجمله مشکلات شهرداری‌هایی با جمعیت زیر ده هزار نفر است.

-----------------

دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۵ آگوست ۲۰۱۹

تجمع معلمان حق‌التدریس با خواسته استخدام/ آموزش و پرورش به وضعیت ما رسیدگی کند

به گزارش خبرنگار ایلنا، امروز (چهاردهم مرداد) جمعی از معلمان حق‌التدریس کشور با تجمع مقابل وزارت آموزش و پرورش خواستار رسیدگی به اوضاع شغلی خود شدند.
این معلمان می‌گویند: خواسته ما استخدام و جذب در بدنه آموزش و پرورش براساس قوانین مصوب مجلس است. ما حدود 30 هزار معلم حق‌التدریس در سراسر کشور هستیم که از دستمزد مناسب و امنیت شغلی بی‌بهره‌ایم و از آموزش و پرورش می‌خواهیم که به خواسته‌های ما رسیدگی کند. این معلمان دیروز هم مقابل وزارت آموزش و پرورش جمع شده بودند.

-----------------

اخراج ۱۵ نفر از کارگران پژوهشکده سوانح طبیعی

به گزارش خبرنگار ایلنا، از اخراج خود و همکارانش می‌گوید؛ در پژوهشکده سوانح طبیعی که سازمانی عمومی زیرمجموعه بنیاد مسکن است، شاغل بوده و اکنون چند ماهی می‌شود که درگیر رفت و برگشت به دادگاه‌های حل اختلاف و کمیسیون‌های روابط کار است.
می‌گوید: ما ۱۵ نفر هستیم که سال جدید بیکار شدیم؛ تعدادی از ما «قراردادی» و تعدادی نیز «رسمی» هستند؛ من ۱۵ سال سابقه کار دارم و همکاران بیکار شده‌ی من نیز هر کدام چند سال سابقه دارند با این حال، ما را به بهانه عدم نیاز و کمبود بودجه اخراج کردند.
این کارگر سابق پژوهشکده سوانح طبیعی از شکایت خود و همکارانش به اداره کار خبر می‌دهد و می‌گوید: همه ما – رسمی‌ها و قراردادی‌ها- برای بازگشت به کار اقدام کرده‌ایم؛ رسمی‌ها ظاهراً توانسته‌اند بعد چند ماه، حکم بازگشت به کار بگیرند.
او ادامه می‌دهد: ما از بنیاد مسکن درخواست داریم به وضعیت ما رسیدگی کند؛ چرا سازمانی که در قوانین بودجه سالانه، بودجه و اعتبار مشخص دارد، باید دست به تعدیل نیروهای باسابقه‌اش بزند؟!

کار خلاف قانونی صورت نگرفته

امیرحسین گرکانی (رئیس پژوهشکده سوانح طبیعی) در ارتباط با این اخراج با اشاره به ضوابط و اساسنامه سازمان متبوع خود، به خبرنگار ایلنا گفت: اخراج این نیروها براساس توانمندی نیروها و نیاز مجموعه و با توجه به اعتبارات و وضعیتی که داشته‌ایم، انجام شده است.
او در پاسخ به این سوال که چگونه کارگر رسمی اخراج شده‌ است؛ می‌گوید: در اساسنامه ما شرایطی پیش‌بینی شده که کارگران رسمی می‌توانند اخراج شوند؛ در ضمن، ما خلاف ضوابط اداره کار عمل نکرده‌ایم.
گرکانی تصریح می‌کند: وقتی سازمان یا مجموعه‌ای مازاد نیرو داشته باشد، اگر تعدیل و اصلاح صورت نگیرد، کل مجموعه دچار مشکل می‌شود؛ مطمئن باشید که اخراج براساس ضوابط اداره کار صورت گرفته و نیازمندی‌های مجموعه در نظر گرفته شده است.
کارگران اخراجی از ماه‌ها بوروکراسی طولانی برای بازگشت به کار انتقاد دارند؛ آنها می‌گویند نگرانیم که جای ما را نیروهای جدید بگیرند؛ نیروهایی که به اندازه ما سابقه کار نداشته باشند.

-----------------

شیوه سنتی بارگیری در بازارچه سومار، کارگر را مصدوم کرد

به گزارش ایلنا، عصر روز گذشته شیوه سنتی بارگیری دو کامیون ایرانی و عراقی مخصوص تخلیه و بارگیری محموله و گرفتاری یک کارگر گیلان غربی در بین ۲ خودرو حادثه ساز شد. این کارگر اهل گیلان غرب که بین دو کامیون گرفتار شده بود، از ناحیه سر دچار آسیب شد.
این در حالی است که تخلیه و بارگیری کالا در بازارچه مرزی سومار به شکل سنتی است که ۲ کامیون پشت به پشت شده و کارگران نسبت به انتقال محموله‌های صادراتی از کامیون ایرانی به داخل کامیون عراقی اقدام می‌کنند.
گفتنی است که بازارچه مرزی سومار فاصله حمل کالا را به بغداد کوتاه‌تر کرده است و اکنون عمده کالا از این معبر به استان‌های شرقی عراق صادر می‌شود.

-----------------

یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۸ - ۴ آگوست ۲۰۱۹

کارگران شهرداری بیجار دو ماه دستمزد و چهار ماه اضافه کاری طلبکارند

به گزارش ایلنا، مهدی بیگ محمدپور (شهردار شهر بیجار) در نشست خبری خود با اصحاب رسانه که در محل شهرداری این شهر برگزار شد، با بیان اینکه در حال حاضرکارگران مجموعه شهرداری دوماه دستمزد و چهار ماه اضافه کار‌ی از شهرداری طلبکارند اظهار داشت: شهر بیجار همانند برخی شهرداری های کشورمنابع مالی کافی برای پرداخت مطالبات مزدی و هزینه‌های شهرداری ندارد.
وی از بهسازی معابر خاکی سطح شهرستان خبر داد و افزود: امسال تمام معابر و مسیرهای خاکی شهر آسفالت می‌شود و چهار پروژه از ستاد بازآفرینی بافت‌های فرسوده تحویل گرفته شده و عملیات اجرایی پیاده‌راه و مدرسه آغاز شده است.
شهردار بیجار، کارخانه آسفالت را ظرفیت مغفول مانده شهرداری در ایجاد درآمد پایدار خواند و تصریح کرد: کارخانه آسفالت بیجار دارای ظرفیت بالایی است که تاکنون به بازدهی درآمدی نرسیده اما خوشبختانه تاکنون یکهزار تن قیر رایگان به این شهرستان اختصاص یافته است.
وی از نوسازی وسایل بازی پارک ۱۵ خرداد بیجار خبر داد و گفت: باتوجه به مستهلک شدن دستگاه‌های بازی و ورزشی و امکان خطرآفرینی برای کودکان، این امر به زودی انجام می‌شود.
محمدپور همچنین از تاسیس بازار صنایع دستی در بیجار خبر داد و خاطرنشان کرد: بازار عرضه صنایع دستی با اعتباری بالغ بر ۹۵ میلیون تومان راه‌اندازی می‌شود.
شهردار بیجار در پایان سخنان خوددر خصوص وضعیت مالی و استخدام نیروی جدید در شهرداری نیز گفت:طی دوسال گذشته علاوه بر اینکه نیروی غیرمجاز به مجموعه شهرداری اضافه نشده ،بدهی‌ها مالی نیزافزایش نیافته در عین حال موفق شدیم ۴ میلیارد تومان از بدهی‌ها مجوعه شهرداری را نیز پرداخت کنیم.

-----------------

مرگ یک معدنچی در معدن زغالسنگ تاریکدره سوادکوه

به گزارش ایلنا، علی عباسی (مدیرکل پزشکی قانونی مازندران) امروز یکشنبه (۱۳ مرداد ماه) گفت: عصر دیروز یکشنبه (۱۲ مردادماه) خبری مبنی بر فوت یک کارگر ۴۴ ساله در معدن (تاریکدره) سوادکوه به پزشکی قانونی و نیروی انتظامی گزارش شد.
او افزود: یک گروه از کارشناسان پزشکی قانونی شهرستان برای پیگیری و علت مرگ به منطقه اعزام شدند. در عین حال جسد برای شناسایی و کشف علت مرگ به پزشکی قانونی ساری منتقل شد.

-----------------

تجمع مربیان پیش‌دبستانی خوزستان برای اجرای یک مصوبه قانونی

به گزارش خبرنگار ایلنا، امروز (سیزدهم مرداد) تعدادی از مربیان پیش‌دبستانی خوزستان با حضور در مقابل اداره آموزش و پرورش این استان، خواستار تبدیل وضعیت خود به حق التدریسی شدند. آنها می‌گویند: سالهاست بلاتکلیفیم و می‌خواهیم از این بلاتکلیفی نجات پیدا کنیم.
گفتنی‌ست مجلس شورای اسلامی، استخدام ۳۲ هزار نفر حق‌التدریسی را مصوب کرده است و مربیان پیش‌دبستانی خوزستان، خواستار اجرای این مصوبه قانونی هستند.

-----------------

دادگاه متهمان پرونده هفت‌تپه ادامه دارد/ کیفرخواست قرائت شد

به گزارش خبرنگار ایلنا، روز گذشته، جلسه اول دادگاه کارگران هفت‌تپه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در تهران برگزار شد؛ در این دادگاه کیفرخواست قرائت شد و ادامه دادرسی به روزهای بعد موکول گردید. امروز نیز یکی، دو نفر از متهمان این پرونده برای ادامه دادرسی در دادگاه حاضر شده‌اند.
در دادگاه متهمان پرونده هفت‌تپه به اتهامات، علی نجاتی، اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و چند نفر دیگر رسیدگی می‌شود. پس از دادگاه عسل محمدی به زندان منتقل شد.

-----------------

مرگ یک کارگر بر اثر برق گرفتگی

به گزارش ایلنا، سرهنگ محمدرضا خدادوست (فرمانده انتظامی اصفهان ) اظهار داشت: یک کارگر ۳۰ ساله حین کار در یک رستوران دچار برق گرفتگی شد که بلافاصله مأموران کلانتری به همراه نیروهای امدادی به محل اعزام شدند.
وی افزود: بررسی‌های اولیه مأموران حاکی از آن بود که این کارگر هنگام کار دچار برق‌گرفتگی شده است و اقدامات درمانی نیروهای امدادی نیز مثمرنتیجه نبوده و این کارگر متأسفانه در محل جان خود را از دست داده است.
فرمانده انتظامی اصفهان ضمن ابراز تأسف از وقوع این حادثه خاطرنشان کرد: جسد مرد ۳۰ ساله برای اقدامات قانونی به پزشکی انتقال یافته است.

-----------------

بلاتکلیفی کارگران کارخانه «کنتورسازی ایران»

به گزارش خبرنگار ایلنا، یکی از کارگران کارخانه «کنتورسازی ایران» مدعی شد که از ابتدای مرداد ماه سال جاری درهای کارخانه به روی آنها بسته شده‌ و همگی سرگردان شده‌اند.
او با بیان اینکه برای بیان مشکلاتمان روز گذشته (شنبه ۱۲ مرداد ماه) به محل استانداری قزوین مراجعه کردیم، در ادامه افزود: وضعیت پیش آمده در حالی است که ۲۰۰ کارگر شاغل در این واحد صنعتی، هرکدام از سال ۹۵ تا هم‌اکنون حدود ۲۵ ماه معوقات مزدی از کارفرما طلبکارهستند در عین حال از ابتدای مرداد ماه جاری کارفرمای اصلی کارخانه با تغییر مدیر داخلی درهای ورودی کارخانه را بسته است.
به گفته وی؛ کارگران کنتورسازی نزدیک به یک دهه است که با مشکلات تولید و معیشت مواجه هستند و در حال حاضر هیچ گونه فعالیتی ندارد و کارخانه تعطیل است.
این کارگر که تاکید دارد به دلیل مطلوب بودن بازار فروش، روند تولید این واحد صنعتی تا سال ۸۸ بدون مشکل بود، اما مشکلات پیش آمده در نتیجه وضعیت مدیریتی کارخانه اتفاق افتاده است.
براساس اظهارات این کارگر، کارخانه کنتورسازی در شهر صنعتی قزوین واقع شده است. در این واحد تولیدی کارفرما بدون توجه به وضعیت کارگرانی که ۲۰ تا ۲۵ سال سابقه کار دارند، می‌گوید کارگران حق ورود به محل کار خود را ندارند این در حالیست که طی سالهای گذشته حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰کارگر در کارخانه مشغول کار بوده‌اند و هم‌اکنون این تعداد به نصف رسیده است.
به گفته وی، همه کارگران این کارخانه قراردادی هستند. آنها اغلب ماه‌ها حقوق خود را به‌صورت کامل از کارفرما دریافت نکرده‌اند و علاوه‌ بر آن پرداخت حق بیمه‌شان در فاصله سالهای گذشته به صورت کامل به تامین اجتماعی پرداخت نشده است.
این کارگر گفت: در نتیجه پرداخت نشدن مطالبات بیمه‌ای در حال حاضر تعدادی از همکاران که مشمول بازنشستگی با مشاغل سخت و زیان‌آور هستند، به دلیل آنکه کارفرما برای پرداخت هزینه بازنشستگی آنها با مشکل روبروست، امکان بازنشسته شدن ندارند.

-----------------

معوقات مزدی کارگران فاز ۱۴ پارس جنوبی/ پیمانکاران می‌روند، کارگران می‌مانند و مطالباتی که پرداخت نمی‌شود

کارگران فاز ۱۴ پارس جنوبی که در شهرستان کنگان واقع شده است، در تماس با خبرنگار ایلنا، از عدم پرداخت مطالبات مزدی خود خبر دادند.
این کارگران که «پیمانکاری» هستند، از پیمانکار قبلی، چند ماه دستمزد معوق طلبکارند؛ میزان معوقات این کارگران به ۵ ماه می‌رسد.
این کارگران از کارفرمای مادر درخواست دارند که معوقات آنها را از پیمانکار وصول کند؛ آنها می‌گویند: روال کار در عسلویه اینگونه است که پیمانکاران خیلی از وقت‌ها معوقات کارگران را نمی‌پردازند، می‌گذارند و می‌روند و دست کارگر هم دیگر به آنها نمی‌رسد.

-----------------

یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۸ ژولای ۲۰۱۹

اعتراض کارگران خطوط ابنیه فنی راه‌آهن نواحی احمد آباد و سیرجان به معوقات مزدی

منابع کارگری در خطوط ابنیه فنی راه‌آهن به خبرنگار ایلنا گفتند: گروهی از کارگران نگهداری از خطوط راه‌آهن نواحی احمدآباد و سیرجان که تحت مسئولیت یکی از شرکت‌های پیمانکاری راه‌آهن مشغول کارند، دیروز و امروز (۵ و ۶ مرداد ماه) به عدم پرداخت معوقات مزدی خود اعتراض کردند.
به ادعای این کارگران؛ پرداخت مطالبات مزدی آنها دو تا سه ماه (اردیبهشت، خرداد و تیر ماه ۹۸) به تاخیر افتاده و درخواست آنها تسریع در پرداخت حداقل بخشی از معوقات مزدی است. آنها از عملکرد بخش خصوصی نیز رضایت ندارند.
به گفته آنها، مشکلات‌ کارگران خطوط ابنیه فنی از ۴ تا ۵ سال قبل زمانی آغاز شد که این بخش زیر بنایی راه‌آهن به بخش خصوصی واگذار شد و آنها از آن زمان تاکنون با مشکلات مختلفی روبه‌رو هستند و طی این مدت به دلیل بی‌توجهی مسئولان نه تنها وعده‌ها هنوز بی‌عمل مانده که بر مشکلات افزوده نیز شده است.
این گروه از کارگران اظهار داشتند: بخش‌های زیربنایی همچون امور تعمیر و نگهداری راه‌آهن قابل واگذاری نیستند و اساسا باید منابع مالی نگهداری از آن از بودجه جاری راه آهن تامین شود.
این کارگران که در خطوط ریلی راه‌آهن ناحیه زاگرس به عنوان نگهدارنده و تعمیرات مشغول کارند، اظهار داشتند: چند سالی هست که وضعیت شغلی و پرداخت مطالبات مزدی مشخصی نداریم. لطفا مسئولان چاره‌اندیشی کنند.

-----------------

فرهنگیان بازنشسته بازهم مقابل سازمان برنامه و بودجه جمع شدند/ حضور معاون نوبخت میان حاضران

به گزارش خبرنگار ایلنا، امروز (6 مرداد) بازنشستگان فرهنگی 97 مقابل سازمان برنامه و بودجه تجمع کردند. آنها که روز گذشته نیز در همین مکان حاضر شده بودند، خواستار پرداخت پاداش پایان خدمت خود هستند و می‌گویند: تاخیر در پرداخت مطالبات بازنشستگان، زندگی آنها را با دشواری مواجه می‌سازد.
از قرار معلوم، امروز معاون سازمان برنامه و بودجه در جمع معترضان حاضر شده و توضیحاتی ارائه داده است؛ بازنشستگان در این رابطه می‌گویند: نباید بار کمبود بودجه دولت بر دوش بازنشستگان بیفتد؛ آنهم معلمان بازنشسته که سی سال کار تعلیم تربیت دانش‌آموزان مملکت را برعهده داشته‌اند.
آنها معتقدند؛ هر روز تاخیر، قدرت خرید مطالبات را کاهش می‌دهد و بازنشسته از این لحاظ متضرر می‌شود.

-----------------

مرگ یک کارگر بر اثر انفجار کمپرسور هوا در تعمیرگاه

به گزارش ایلنا صبح امروز؛ انفجار کمپرسور هوا دریک تعمیرگاهی در سنندج حادثه آفرید.
در جریان این حادثه که در شهرک مولوی سنندج رخ داد، شاگرد مکانیک ۲۰ ساله جان خود را از دست داد.
از قرار معلوم، نیروهای امدادی به محل حادثه اعزام شدند و پس از یک عملیات امداد و نجات چند ساعته، جسد متوفی را از تعمیرگاه خارج وبه پزشکی قانونی انتقال دادند.

-----------------

سه نفر از نیرو‌های آتش نشانی بجنورد راهی بیمارستان شدند

به گزارش ایلنا، مجید گریوانی مدیرعامل آتش نشانی بجنورد گفت: ۱۳ دستگاه خودرو آتش نشانی در این سانحه برای مهار آتش به کار گرفته شدند.
وی افزود: با اشاره به اینکه به علت قدیمی بودن ساختمان، سقف تیرچوبی و قابل اشتعال بودن مواد کارگاه، احتمال ریزش ساختمان وجود داشت و برای مهار آتش و جلوگیری از خسارت و صدمه به آتش نشانان، ۲ مغازه مجاور این کارگاه تخریب شد تا کار مهار آتش آسان‌تر شود.
وی اظهار کرد: سه نفر از نیرو‌های آتش نشان به علت طولانی شدن زمان عملیات، دچار ضعف شدند که با کمک اورژانس به بیمارستان اعزام شدند. علت آتش سوزی در دست بررسی است.

-----------------

شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۷ ژولای ۲۰۱۹

تجمع فرهنگیان بازنشسته مقابل سازمان برنامه و بودجه/ پاداش پایان خدمت ما را بپردازید

به گزارش خبرنگار ایلنا، صبح امروز (۵ مرداد) جمعی از فرهنگیان بازنشسته با تجمع مقابل سازمان برنامه و بودجه خواستار پرداخت پاداش پایان خدمت خود شدند.
این فرهنگیان که در سال ۹۷ بازنشست شده‌اند، می‌گویند: تاخیر در پرداخت پاداش پایان خدمت که تنها امید ما برای سال‌های بازنشستگی و پیری است، ارزش آن را به شدت کاهش می‌دهد؛ با توجه به نرخ تورم، از ارزش واقعی پاداش، هر ماه که می‌گذرد، کاسته می‌شود و این، به ضرر ما بازنشستگان است.
این بازنشستگان از مسئولان سازمان برنامه و بودجه درخواست دارند بودجه کافی در اختیار آموزش و پرورش قرار دهد تا این نهاد بتواند پاداش پایان خدمت بازنشستگان را پرداخت کند.

-----------------

دبیرسابق انجمن صنفی کارگران چادرملو:

خواسته‌ام بازگشت به چادرملوست/ شش سال انتظار برای اجرای قانون!

بهرام حسنی‌نژاد (دبیرسابق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو در استان یزد) در تماس با ایلنا، روند پرونده خود را با درخواست «بازگشت به کار» تشریح کرد.
او که در سال ۹۲ بعد از اعتراضات کارگران چادرملو اخراج شده، شش سال است در انتظار صدور رای نهاییِ بازگشت به کار است.
حسنی‌نژاد می‌گوید: دوبار دیوان عدالت به نفع من رای داده؛ یک بار در سال ۹۶ و یک بار دیگر در سال ۹۷؛ براساس رای دیوان، هیات‌های حل اختلاف باید دوباره تشکیل جلسه بدهند که یک جلسه حل اختلاف یزد ۱۹ خرداد برگزار شد و تصمیم‌گیری را به هیات حل اختلاف استان یزد واگذار کرد که هیات حل اختلاف استان یزد نیز ۱۸ تیر تشکیل جلسه داد اما هنوز نتیجه را اعلام نکرده‌اند.
او با تاکید بر اینکه خواسته من براساس مواد قانون کار، بازگشت به کار است؛ افزود: امیدواریم این بار رای به نفع من صادر شود و بتوانم بعد شش سال به کارم در چادرملو بازگردم.

-----------------

پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۵ ژولای ۲۰۱۹

دشواری‌های بسیار کارگران «قند فسا»/ باز هم تا شنبه صبر می‌کنیم

به گزارش خبرنگار ایلنا، کارگران قند فسا در استان فارس مدتهاست که درگیر تاخیرهای طولانی در پرداخت مطالبات خود هستند؛ عبدالرضا خراسانی (رئیس شورای اسلامی کار این کارخانه) ریشه مشکلات فعلی را در چهار سال پیش و خصوصی‌سازی این واحد تولیدی می‌داند.
او می‌گوید: یک ماه از مطالبات ما پرداخت شد و قرار بود تا 31 تیر باقی معوقات کارگران پرداخت شود اما متاسفانه ریالی به حساب ما واریز نشد.
او با بیان اینکه اکنون با احتساب تیرماه مطالبات مزدی کارگران به سه ماه کامل رسیده، می‌گوید: امیدواریم اوضاع در قند فسا تغییر کند؛ بارها به فرمانداری مراجعه کرده‌ایم و خواستار بهبود اوضاع و پرداخت مطالبات کارگران شده‌ایم.
فرمانداری فسا به کارگران گفته است تا شنبه (5 تیرماه) صبر کنند؛ چراکه کارفرما وعده داده معوقات را تا آن تاریخ پرداخت کند. خراسانی می‌گوید: امیداواریم تا شنبه به این وعده عمل شود و کارگران دست خالی به خانه بازنگردند.

-----------------

کارگران ایرانی‌ به عراق مهاجرت می‌کنند حتی لیسانسه‌ها/ زندگی در اتاق‌های ۹ متری با روزی ۳۰۰ هزار تومان حقوق

به گزارش ایلنا، خبرگزاری فرانسه در گزارشی نوشته که کردستان عراق، به میزبان موج گسترده‌ای از کارگران ایرانی بدل شده است.
به نوشته این گزارش، بیشتر این ایرانی‌ها در کارگاه‌های «ساخت‌و ساز» کردستان عراق مشغول می‌شوند.
بنابر این گزارش دستمزد روزانه هر کارگر در اربیل بین ۲۵ تا۳۰هزار دینار عراقی، حدود ۲۵دلار (تقریبا ۳۰۰هزارتومان) و سه‌برابر دستمزدشان در ایران است.
این رسانه مدعی است در میان کارگران ایرانی، دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها نیز حضور دارند که به‌سبب ناامیدی از یافتن کار در ایران، در کردستان عراق کارگری می‌کنند.
به ادعای این رسانه، بیشتر کارگران ایرانی با ویزای یک‌ماهه گردش‌گری به کردستان عراق می‌روند و پس‌از ۲۸روز به خانه بازمی‌گردند و پس از یک هفته استراحت این چرخه تکرار می‌شود.
در این گزارش آمده: اتاق‌های محل سکونت این کارگران ۹متری است و چهار کارگر در هر اتاق ساکن می‌شوند و هریک برای آب، برق و تخت، شبی سه‌دلار می‌پردازند.

-----------------

شرکتی‌های واحد تعمیرات لکوموتیو را تجمیع کنید/ ما در برف و بوران و زیر آفتاب سوزان، زحمت می‌کشیم

به گزارش خبرنگار ایلنا، پرسنل شرکتی پویش پژوهان صنعت در نامه ای خطاب به مدیرعامل شرکت راه آهن ایران، خواستارِ اجرای طرح تجمیع پرسنل شرکتی واحد تعمیرات لکوموتیو شدند.
در این نامه توسط ۳۰۰ نفر امضا شده، آمده است که تعدادی از همکاران ما طرح تجمیع شده‌اند ولی در این رابطه برای پرسنل واحد تعمیرات لکوموتیو صورت نپذیرفته است متاسفانه علیرغم پیگیری‌های فراوان کارگران، هیچ حمایتی از طرف مسئولان نیروی کشش، شامل حالمان نگردید . این در حالیست که کارگران در تمامی فصول در سرما و گرما به کارهای سخت و طاقت فرسای این واحد مشغول هستند. تجمیع کارگران پیمانکاری شرکت‌های مختلف موجب یکسان سازی شرایط کار می شود و نظارت و اجرای قانون را تسهیل می‌نماید.

-----------------

فوت یک کارگر مریوانی در سلیمانیه

به گزارش خبرنگار ایلنا، در روزهای گذشته، یک کارگر مریوانی اهل یکی از روستاهای اطراف مریوان بر اثر برق گرفتگی در هنگام کار در سلیمانیه جانش را از دست داده است. این کارگر ساختمانی به دلیل رکود بخش ساختمان در ایران برای کار به سلیمانیه عراق رفته بود؛ قرار است پیکر او را برای خاکسپاری و تدفین به مریوان منتقل کنند.

-----------------

چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۴ ژولای ۲۰۱۹

معلمان حق‌التدریس شادگان خواستار تبدیل وضعیت خود شدند

به گزارش خبرنگار ایلنا، جمعی از معلمان حق‌التدریس شادگان روز گذشته (۱ مرداد ماه) با حضور مقابل اداره کل آموزش و پرورش این استان، خواستار تبدیل وضعیت خود شدند. آنها همچنین خواستار استخدام رسمی در آموزش و پرورش هستند و می‌گویند ظرفیت‌های جدید جذب، بایستی به ما که سالها سابقه تدریس داریم، اختصاص یابد.

-----------------

دستمزد کارگران شهرداری منجیل هنوز پرداخت نشده/ مسئولان وعده می‌دهند

به گزارش خبرنگار ایلنا، بعد از گذشت ده روز از تجمع کارگران شهرداری منجیل که با وعده معاونت سیاسی اجتماعی فرمانداری رودبار موقتا خاتمه یافت، هیچ‌کدام از ۴۰ کارگر خدماتی و فضای سبز موفق به دریافت دستمزد خود نشده‌اند.
یکی از کارگران خدماتی شهرداری منجیل از عدم واریز دستمزدش خبر داد و گفت: قرار بود بعد از گذشت ۴۸ ساعت پول ما را پرداخت کنند ولی با گذشت نزدیک به ده روز هنوز هیچ واریزی نداشته‌ایم.
وی ادامه داد: اگر به این پول احتیاجی نداشتم هیچ وقت اعتراض نمی‌کردیم. با وجود اینکه مسئولان شهرستانی وضعیت ما را می‌دانند ولی هیچ اهمیتی به ما نمی‌دهند. تماس هم که می‌گیریم مرتبا وعده می‌دهند.
این کارگر منجیلی اضافه کرد: از ترس اخراج قدرت اعتراض دوباره نداریم چراکه مرتبا تهدید می‌شویم.
وی تاکید کرد: با به پایان رسیدن تیرماه؛ یک ماه دیگر به مطالباتمان اضافه شد. در عین حال مطالبات مزدی سابق‌مان به بخشی از دستمزد ماه‌های فروردین و اردیبهشت ماه و حقوق کامل خرداد ماه سال جاری مربوط می‌شود و عیدی و معوقات یکساله سنواتی سال ۹۷ خود را هم دریافت نکرده‌ایم.
تلاش خبرنگار ایلنا برای برقراری تماس با شهردار منجیل جهت پیگیری و دریافت اطلاعات دقیق‌تر تا ساعت مخابره خبر بی‌نتیجه مانده است.

-----------------

نیروی پاره‌وقت استخدام می‌کنند تا حق کارگر را ندهند/ اشتغال ناقص اغلب غیراختیاری است

به گزارش خبرنگار ایلنا، تازه‌ترین آمار مرکز آمار نشان می‌دهد ۱۰ درصد جمعیت شاغل، به دلایل اقتصادی (فصل غیرکاری، رکود کاری، پیدا نکردن کار با ساعت بیشتر و…) کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار کرده و آماده برای انجام کار اضافی بوده‌اند. در شرایطی که کار تمام وقت نیز در مواردی جوابگوی هزینه افراد نیست، چرا صدها هزار نفر در ایران به صورت ناقص کار می‌کنند؟
کاظم فرج اللهی (فعال کارگری و کارشناس بازار کار) دلیل میزان بالای اشتغال ناقص در ایران را سوءاستفاده برخی کارفرمایان می‌داند که جای استفاده از چند نیروی ثابت به استفاده از تعداد بیشتری از افراد اما به صورت نیمه وقت تمایل دارند. اشتغال ناقص باعث تضییع حقوق نیروی کار می‌شود و مشکلات آنها را تشدید می‌کند.
سال‌هاست که شاغلان در ایران با اشتغال ناقص درگیر هستند. اشتغال ناقص باعث می‌شود افراد از برخی مزایای شغلی نظیر حق بیمه کامل محروم شوند. دلیل اشتغال بیش از دو میلیون نفر به صورت ناقص چیست و چه تبعاتی دارد؟
بخشی از اشتغال ناقص مربوط به افت سطح تولید است. شرایط اقتصادی حال حاضر باعث می‌شود برخی از بنگاه‌های اقتصادی تولید خود را کاهش دهند و این باعث کاهش ساعات کاری و در مواردی اشتغال ناقص می‌شود که بنا به تعریف اشتغالی کمتر از میزان ساعت تعیین شده در هفته است. دلیل دیگر و مهمتر اشتغال ناقص مربوط به مناسبات سرمایه‌داری است که در کشور‌های مختلف وجود دارد و در ایران نیز در سال‌های اخیر چنین روالی پیش گرفته شده است. در بسیاری موارد کارفرما برای اینکه تعهدش را در قبال نیروی کار به انجام نرساند، از نیروی کار نیمه وقت استفاده می‌کند. منشی‌هایی که چند ساعت از روز کار می‌کنند، فروشندگان نیمه وقت و همچنین کارمندانی که در شرکت‌هایی هستند که برای یک شیفت کاری از چند نیرو استفاده می‌کنند، همگی اشتغال ناقص دارند. در واقع شرکت‌هایی هستند که می‌توانند از تجمیع چند کارمند نیمه وقت یک یا دو کارمند تمام وقت داشته باشند، اما برای اینکه تعهدی به نیروی کار نداشته باشند، حقوق و مزایایش را کامل پرداخت نکنند و دست‌شان در اخراج نیروی کار باز باشد، تن به چنین کاری نمی‌دهند. این در حالی است که جامعه برای تولید نیروی کار متحمل هزینه می‌شود. یعنی برای این کار هم جامعه و هم خانواده باید هزینه بپردازند. در واقع سازمان‌های مختلف اعم از نهاد‌های آموزشی، بهداشتی و ...
برای یک شهروند هزینه می‌کنند تا به نیروی کار تبدیل شود. وظیفه دولت‌هاست که برای این شهروند کار ایجاد کند و شرایط مناسبی برای کار کردنش فراهم آورد تا این فرد بتواند زندگی خود را بگرداند. اینکه ما می‌بینیم فردی با کار چند ساعتی در هفته شاغل حساب می‌شود و این در آمار‌ها نیز محاسبه می‌شود، نتیجه عدول از وظایفی است که عنوان شد. در واقع جای اینکه از نیروی کار به لحاظ اجتماعی و قانونی حمایت شود، او فقط با کارفرما رابطه برقرار می‌کند و در مواردی هم کارفرمایان سوءاستفاده کرده و حقوق و مزایای نیروی کامل را پرداخت نمی‌کنند. نمونه بارز آن به کارگیری افراد به صورت ناقص در یک شغل است. هر کسی که هشت ساعت در هفته کار کند شاغل محسوب می‌شود. همه می‌دانیم که کار کامل نیز در مواردی نمی‌تواند نیاز‌های افراد را برطرف کند. اگر می‌بینیم که بسیاری از افراد دنبال اضافه‌کاری یا شغل دوم و سوم هستند، یعنی اینکه یک کار کافی نیست. پس اشتغال ناقص در بسیاری موارد غیر اختیاری است و تامین‌کننده نیاز‌های فرد هم نیست. وقتی نیاز‌های فرد تامین نشود بستر آسیب‌های مختلف از فقر گرفته تا بزهکاری به وجود می‌آید.
اخیرا آمار از نرخ بیکاری منتشر شده است. این آمار نشان می‌دهد بیکاری در بهار 98 نسبت به بهار 97 کاهش داشته است. با وجود این اشتغال ناقص تغییر چندانی نکرده و از 10.2 درصد در بهار سال گذشته به 10 درصد در بهار امسال رسیده است. این در حالی است که با توجه به بارندگی‌های امسال احتمال می‌رفت بخش کشاورزی که در زمینه اشتغال ناقص مهم است رونق یابد و به این ترتیب میزان اشتغال ناقص کم شود. تحلیل شما چیست؟
می‌دانیم که بخشی از اشتغال ناقص مربوط به نیروی کار فصلی است و در حوزه کشاورزی چنین چیزی معمول است. بخشی از نیروی کار در حوزه کشاورزی بسته به فصل کشت و زرع کار می‌کنند و وقتی این فصل تمام شود بیکار می‌شوند. این اتفاق در مورد صنایع تبدیلی برای فرآوری محصولات کشاورزی هم تا حد زیادی وجود دارد. با توجه به همان چیزی که اشاره شد یعنی افزایش بارندگی و همچنین نوسانات قیمت محصولات کشاورزی که تولید و فروش آنها را به صرفه کرد، قاعدتا باید شغل در این بخش بیشتر شده و مشاغل ناقص حوزه کشاورزی کم می‌شدند. یا این اتفاق نیفتاده یا اینکه اشتغال ناقص در بخش‌های دیگر بیشتر شده است که نرخ اشتغال ناقص تقریبا ثابت مانده است. اشتغال ناقص اتفاق بدی است و وقتی بدانیم کارفرمایان تعمدا افرادی را برای اشتغال ناقص جذب می‌کنند، این معضل عمیق‌تر هم می‌شود.
جای اینکه از نیروی کار به لحاظ اجتماعی و قانونی حمایت شود، او فقط با کارفرما رابطه برقرار می‌کند و در مواردی هم کارفرمایان سوءاستفاده کرده و حقوق و مزایای نیروی کامل را پرداخت نمی‌کنند. نمونه بارز آن به کارگیری افراد به صورت ناقص در یک شغل است. همانطور که عنوان شد در بسیاری موارد ما شاهد این اتفاق بد هستیم که در یک محل جای دو نیرو با شغل کامل چهار نیرو با شغل ناقص استفاده می‌شود. این ریشه در نگاه سرمایه‌دارانه‌ای دارد که در آمریکا و اروپا سال‌هاست که وجود دارد و متاسفانه ما در جذب این مورد بد فعال بوده‌ایم. نیروی کار ما از این معضل ضربه می‌خورد و باید با موارد تعمدی اشتغال ناقص برخورد شود. بسیاری از نیرو‌های موقتی کار می‌توانند کار دائم داشته باشند و برای بهبود شرایط کار باید پیگیر این موضوع باشیم.
در سال‌های اخیر با دو رقمی ماندن نرخ بیکاری برخی افراد مقصر را زنان دانسته‌اند. آنها عنوان می‌کنند که زنان حاضر به کار با حقوق پایین، به صورت موقتی و با مزایای کم هستند و همین باعث می‌شود کارفرمایان آنها را استخدام کنند. در واقع اشتغال ناقص زنان یکی از دلایل رشد اشتغال نیمه وقت و همچنین افزایش بیکاری قلمداد می‌شود. آیا مقصر بیکاری ناقص در ایران زنان هستند؟
نمی‌توان چنین عنوان کرد. اشتغال ناقص ریشه در شرایط بازار کار و همچنین سوءاستفاده‌های کارفرما‌ها دارد. همانطور که عنوان شد برخی روند‌ها باعث گرایش کارفرمایان به استخدام نیروی موقت کار شده است. در این بین زن و مرد فرق نمی‌کند. در حوزه‌های مختلف گرایش به کار پاره وقت بیشتر شده است و حتی کار ناقص به یک روال طبیعی تبدیل شده است. شما همین کار خبرنگاری را در نظر بگیریم. بسیاری از فعالان حوزه رسانه به صورت پاره وقت و به صورت حق‌التحریری کار می‌کنند. کار نیمه وقت در رسانه به موارد فنی هم سرایت کرده و صفحه‌بند و حروف‌چین نیمه وقت داریم. آنقدر استفاده از چنین نیرو‌هایی باب شده که دیگر طبیعی به نظر می‌رسد. من می‌خواهم بگویم رویکرد ما به مقوله اشتغال باعث شده که اشتغال ناقص داشته باشیم و زنگ خطر برای افزایش آن به صدا درآید. البته درباره کار زنان در جامعه باید نکته‌ای را عنوان کنم. در این زمینه تناقض‌هایی وجود دارد و به دلیل همین تناقض‌هاست که سهم زنان از اشتغال آنطور که باید و شاید نیست و موارد نقض حقوق کار در مورد آنها مشاهده می‌شود. از طرفی کارفرمایان ما خواستار به کارگیری زنان هستند، اما از طرف دیگر برخی محدودیت‌ها هست و تلاش می‌شود زنان را خانه‌نشین کنند. وقتی کاریابی برای یک زن سخت باشد، او ممکن است تن به شرایط نه چندان مساعد شغلی هم بدهد. در واقع زنان فقط با توانایی‌هایشان سنجیده نمی‌شوند و در مواردی چون زن هستند برای کار کردن‌شان مشکل هست، پس طبیعی است که از فرصت‌های شغلی استفاده کنند، ولو اینکه در مواردی حقوق آنها کاملا رعایت نشود. دلیل تمامی این مسائل اقتصاد بیمار و نبود تشکل‌های مستقلی است که از حقوق نیروی کار دفاع می‌کند. اگر می‌خواهیم مشکلات حوزه کار از جمله اشتغال ناقص را حل کنیم باید اصلاحات ساختاری انجام دهیم و اجازه دهیم تشکل‌های مستقل کارگری ایجاد شوند و فعالیت کنند.

-----------------

دست‌های آغشته به دوده و قیر جز اندکی دریافت نمی‌کنند

به گزارش خبرنگار ایلنا، بخش اعظم صنعت نفت و پتروشیمی‌ها را کارگران پیمانکاری و «ارکان ثالثی» می‌گردانند؛ دست‌های این کارگران است که صنایع عظیم نفت و مشتقات آن را به گردش درآورده است اما متاسفانه حضور و اشتغالِ این کارگران به صورت «پیمانکاری» در مناطقی که «مناطق آزاد و ویژه اقتصادی» نامیده می‌شود، آنها را از حقوق حداقلیِ کار محروم ساخته است.
این کارکنان از بسیاری چیزها انتقاد دارند؛ از پایین بودن حقوق و مزایای شغلی خود نسبت به «رسمی‌ها» و «قراردادی‌ها»؛ از عدم برخورداری از خدمات رفاهی و حمایتی و از عدم اجرای طرح «طبقه بندی مشاغل» و اینکه به دلیل عدم اجرای این طرح، مجبور هستند علیرغم داشتن مدرک لیسانس یا حتی فوق لیسانس و سالها تجربه و تخصص، با حقوق «کارگر ساده» زندگی کنند. این در حالیست که سهم پیمانکاران در گردانندن صنعت نفت، به هیچ وجه ناچیز نیست و با واگذاری‌های انبوه به شرکت‌های ریز و درشت پیمانکاری، این سهم در حال افزایش نیز هست.

پیمانکاری‌ها چند نفرند؟
کافی‌ست فقط «پارس جنوبی» را به عنوان یک نمونه مرجع در نظر بگیریم تا دریابیم، کارگران پیمانکاری چه سهمی دارند؛ دوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۸، مدیرعامل مجتمع گاز پارس جنوبی آماری از پراکندگی نیروهای این مجتمع گازی ارائه داد: «در حال حاضر نزدیک به ۱۰ هزار نفر در این شرکت مشغول به کار هستند؛ مطابق چارت سازمانی، پالایشگاه‌های گاز پارس جنوبی دارای ۴ هزار و ۲۲۳ نیروی رسمی است؛ هم اکنون ۶۰۹ نیروی قرارداد مستقیم در فازهای مختلف مشغول فعالیت هستند و بیش از ۸ هزار و ۸۸۹ نیروی ارکان ثالث نیز در این مجتمع شاغل هستند؛ این تعداد تنها در مورد نیروهایی است که در خود مجتمع مشغول به کار هستند.»
با این حساب فقط در مجتمع گاز پارس جنوبی، تعداد پیمانکاری‌ها دو برابر رسمی‌هاست؛ بقیه پروژه‌های پارس جنوبی، پتروشیمی‌های بندر امام و ماهشهر و سایر پروژه‌های نفت و گاز را اگر در نظر بگیریم، تعداد کارگران پیمانکاری به چند ده هزار نفر می‌رسد. این در حالیست که آمار دقیق و به‌روزی از تعداد این کار کنان نداریم؛ آخرین اطلاعات منتشر شده توسط وزارت نفت نشان می‌دهد: «تعداد کارکنان پیمانکار وزارت نفت از حدود ۵۳ هزار نفر در سال ۸۴، به ۱۳۶ هزار نفر در سال ۹۱ افزایش یافته است»؛ و مسلما بعد از ۹۱ نیز با صعود نرخ کارگران پیمانکاری روبرو بوده‌ایم.
تبعیض در دریافتی پیمانکاری‌ها با قرارداد موقتی‌ها و قرارداد موقتی‌ها با رسمی‌ها در حالی همواره مورد انتقاد بوده است که از یکم آذرماه سال ۹۳، هرگونه استخدام یا تبدیل وضعیت کارکنان دستگاه‎های اجرایی، منوط به مجوز سازمان امور اداری و استخدامی شد و این سازمان هم مجوز را تنها بر پایه برگزاری آزمون و مصاحبه صادر می‎کند.
بنابراین وزارت نفت سال گذشته اعلام کرد: «بررسی وضعیت کارکنان قرارداد مدت موقت صنعت نفت حاکی از این بود که تنها حدود ۸ هزار نفر از این کارکنان، شرایط شرکت در آزمون استخدامی را داشتند و از آنجا که وزارت نفت به دنبال طرح جامعی بود که وضع معیشتی همه کارکنان قراردادی را دربرگیرد، ساماندهی وضع پرداخت و شرایط رفاهی این کارکنان در دستور کار قرار گرفت».

پیمانکاری‌ها امیدی ندارند!
اما برای پیمانکاری‌ها، اوضاع به این خوبی نبود؛ کارگران پیمانکاری نه تنها امیدی به تبدیل وضعیت و برابری شرایط شغلی ندارند، بلکه اولین و پایه‌ای‌ترین خواسته‌های آنها از جمله؛ اجرای طرح طبقه بندی مشاغل، در بسیاری از پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌های نفتی کشور نادیده گرفته شده است.
کارگران پیمانکاری شاغل در یکی از شرکت‌های نفتی بندر ماهشهر که مدتهاست درگیر رفت و آمد به نهادهای ذیربط و رساندن صدای اعتراض خود هستند، می‌گویند: گرچه وزیر کار وعده داده بود که سال ۹۸، سال خوبی برای پیمانکاری‌ها خواهد بود و الزامات قانون از جمله؛ پرداخت کمک هزینه معیشتی و اجرای طرح طبقه بندی برای کارگران پیمانکاری نفت اجرایی خواهد شد، اما هنوز هستند پتروشیمی‌هایی که در آنها هیچ اراده‌ای برای اجرای طرح طبقه بندی مشاغل وجود ندارد.
به گفته آنها؛ هم اکنون برخی پتروشیمی‌های بندر ماهشهر، این طرح را اجرا کرده‌اند اما برخی دیگر هنوز برنامه‌ریزی برای اجرای این طرح را هم آغاز نکرده‌اند.

ریشه مشکل کجاست؟!
ناصر آقاجری (سخنگوی اتحادیه نیروی کار پروژه‌ای ایران) که خود سالها در میادین نفت و گازِ عسلویه کار کرده، مهمترین آسیبی که اشتغال کارگران پیمانکاری نفت را تهدید می‌کند را «خروج مناطق نفت و گاز از شمول قانون کار» می‌داند و می‌گوید: در قانون کار، فقط اجازه واگذاری کارهای خاصی- کارهای پروژه‌ای، ساخت و ساز و عمرانی با زمان محدود- به پیمانکاران داده شده است و در بقیه فعالیت‌ها که دائمی هستند، کارفرما موظف به عقد قرارداد مستقیم با نیروی کار است؛ اما در پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها که در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی و خروج از شمول قانون کار هستند و بازرسی کار به آن معنا که باید، وجود ندارد، ممکن است هر نوع پروژه‌ای را بدون هیچ محدودیتی «برون سپاری» کنند و به پیمانکار واگذار کنند؛ پس تهدید اصلی از ناحیه خروج از شمول قانون کار است.
او ادامه می دهد: طرح طبقه بندی مشاغل، تامین مسکن مناسب و خیلی از حقوق دیگر نیز، در «قانون کار» آمده است؛ وقتی کارگری در مناطق آزاد وویژه اقتصادی و خارج از شمول قانون کار، کار می‌کند، خیلی راحت می‌تواند از این حقوق محروم بماند.
آقاجری «تعدیل» و «مقررات‌زدایی» را یک رده بالاتر از واگذاری فلان و بهمان بخش یک پالایشگاه و پتروشیمی به شرکت‌های پیمانکاری می‌داند. او معتقد است؛ خودِ ایجاد مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در مناطق نفتی و در صنایع مادر و زیرساختی، مهمترین «مقررات‌زدایی» و « بی‌حقوق‌سازیِ» صورت گرفته در دهه‌های گذشته بوده است.
اما چه بر سر پیمانکاری‌های نفت خواهد آمد؛ در شرایطی که ضوابط سفت و سخت، پای تبدیل وضعیت را بسته است، آیا بهبود شرایط شغلی، می‌تواند یک «امید» برای آینده باشد؟

طرح سه مرحله‌ای و انتظاراتی که برآورده نشد
در روزهای آغازین سال، مدیر منابع انسانی شرکت ملی نفت، از کلید خوردن طرح سه مرحله‌ای بهبود معیشت کارکنان پیمانکاری نفت خبر داد. بیستم فروردین ماه، «ناصر مولایی» با اشاره به دستورات وزیر نفت در راستای بهبود معیشت و ترمیم حقوق کارکنان پیمانکاری شاغل در صنعت نفت، گفت: برای اجرای این برنامه، کارگروهی به ریاست مدیر منابع انسانی مناطق نفت‌خیز جنوب و با عضویت مدیران منابع انسانی شرکت‌های تابعه شرکت ملی نفت راه‌اندازی شده است. مدیر منابع انسانی شرکت ملی نفت با اعلام اینکه به منظور اجرای برنامه بهبود معیشت و ترمیم حقوق کارکنان پیمانکاری صنعت نفت، طرحی سه مرحله‌ای در این کارگروه تعریف شده است، تصریح کرد: مرحله اول شامل آسیب‌شناسی قراردادهای پیمانکاری و تامین نیروی پیمانکاری بوده که این مرحله به سرانجام رسیده است. این مقام مسئول با تاکید بر اینکه مرحله دوم این طرح، تدوین الگوهای قراردادی نیروهای پیمانکاری شاغل در صنعت نفت بوده که در این مرحله دو مدل الگو مورد ارزیابی قرار گرفته است، اظهار داشت: بر اساس بررسی انجام شده بیشترین فراوانی قراردادهای پیمانکاری در شرکت ملی نفت شامل قراردادهای عملیاتی، تعمیرات، بهره‌برداری، HSE و حراست است. وی با تاکید بر اینکه با انجام مرحله دوم که مطالعات آن از پارسال آغاز شده در نهایت مرحله سوم که تصویب‌خواهی و اجرا خواهد بود، بیان کرد: به منظور بهبود معیشت و ترمیم حقوق کارکنان پیمانکاری برنامه مفصلی پیش‌بینی شده و قصد داریم که آنقدر قراردادها و پیمان‌های کارکنان پیمانکاری را جذاب کنیم که حتی کارکنان قراردادی به صورت داوطلبانه خواستار تبدیل وضعیت از قراردادی به پیمانکاری شوند.

انگیزه برای تولید نداریم!
فعلا که هنوز نه قراردادهای پیمانکاری آنقدر جذاب شده که قراردادی‌ها را جذب کند و آنها «داوطلبانه» پیمانکاری شوند و نه پیمانکاری‌های پتروشیمی‌ها، پالایشگاه‌ها و حوزه‌های نفتی، از شرایط شغلی خود رضایت دارند.
این نیروها در بهمن ۹۷، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس آوردند: «اینجانبان قریب یکصد و بیست هزار نفر نیروی شرکتی (پیمانکاری یا ارکان ثالث) شاغل در شرکت‌های تابعه وزارت نفت اعم از شرکت ملی گاز، نفت، حفاری، پالایش و پخش فراورده‌های نفتی و پتروشیمی‌ها؛ پس از آنکه طی مکاتباتی با معاونت پارلمانی و حقوقی وزارت نفت، ایشان دلیل عدم حمایت و توجه به مطالبات ما را تلویحاً ضعف قانون‌گذاری در حوزه نیروهای شرکتی عنوان کردند، از حدود دو سال پیش تاکنون در جهت برقراری عدالت سازمانی اینجانبان با مکاتبات متعدد مطالبات خویش از جمله تبدیل وضعیت و عقد قرارداد مستقیم با دستگاه متبوعه خود را طی ملاقات‌های حضوری، به بیش از هشتاد و پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در سراسر کشور انعکاس داده و از نمایندگان مذکور نیز قول مساعدت و همکاری گرفته‌ایم. لکن با کمال تاسف تاکنون به هیچ نتیجه عملی، قابل ملاحظه و ملموسی جز اظهارنظرهای متناقض برخی از نمایندگان در رسانه‌ها در مورد "طرح عقد قرارداد مستقیم با نیروهای خدماتی توسط دستگاه‌های اجرایی و حذف شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی"که آخرین بار در تاریخ۹۷/۰۹/۲۷ در دستور جلسه کمیسیون اجتماعی قرار گرفت، نرسیده‌ایم.»
در ادامه این نامه طولانی آمده است: «جالب است بدانید وزارت نفت به جای پیشرفت دادن و ارتقای شغلی ما، اخیراً پیمان‌های تامین نیروی انسانی را حجمی نموده و هیچ گونه نظارتی نیز بر این موضوع علیرغم تذکرات مکرر ما صورت نپذیرفته است! جای سوال دارد که آیا در کل دنیا یک نیروی تحصیلکرده، با سابقه و با تجربه را بعد از سالیان سال خدمت، به لحاظ سازمانی ارتقاء می‌دهند و قراردادی یا رسمی نموده و به او ارج، بها و مسئولیت بیشتری می‌دهند یا اینکه وضعیت او را بدتر و او را حجمی می‌کنند و به جای پیشرفت، پسرفت می‌دهند؟ لازم است خطاب به مسئولان محترم بگوییم و تاکید کنیم پرسنل شرکتی با این قبیل تصمیمات هیچ امیدی به آینده ندارند و قطعا با این نحوه مدیریت و ترسیم آینده شغلی تاریک و فراهم شدن موجبات ناامیدی بین کارکنان شرکتی که بیش از ۸۰ درصد شاغلین در شرکت‌های تابعه وزارت نفت را تشکیل می‌دهند و عملا چرخ صنعت به دست توانمند آنها می‌چرخد، صنعت نفت چوب این بی‌تدبیری‌ها را در آینده خواهد خورد چراکه هیچ انگیزه و روحیه‌ای در نیروها برای بروز خلاقیت‌ها، نوآوری و تلاش مضاعف جهت بهبود وضعیت صنعت وجود ندارد.»

چرا پولی که به پیمانکاران می‌پردازید را به خودمان نمی‌دهید؟!
۱۲۰هزار نیروی تحصیلکرده، باسابقه و مجربی که چرخ‌های سنگینِ صنعت نفت کشور را می‌گردانند، خواستار ارتقای شغلی هستند؛ آنها در ادامه همین نامه آورده‌اند: «آیا وقتی دو نفر همکار در یک اتاق در مشاغل هم ردیف و هم تراز فعالیت می‌کنند و عینا یک کار را نیز انجام می‌دهند، ولی یکی از آنها که رسمی یا قرارداد مستقیم است به چشم یک شهروند درجه چندم به دیگری که شرکتی است نگاه می‌کند، دیگر امیدی برای ما باقی می‌ماند که دستمان در کار نلرزد؟ این چه سبک مدیریت است که پیشرفت در آن بر اساس شایستگی نبوده و فقط باید شرکتی نباشی تا پیشرفت کنی؟ چرا با تبدیل وضعیت ما به قرارداد مستقیم ما را به پیشرفت سازمانی بر اساس شایستگی‌هایی که داریم امیدوار نمی‌کنید؟ چه دلیلی دارد نیرویی که در حال انجام فعالیتی مستمر در دستگاه اجرایی می‌باشد و به سی سال خدمت او در سازمان متبوعه‌اش نیاز است مستقیما با خود او قرارداد منعقد نگردد و با واسطه به او حقوقش را بپردازند؟ چرا پولی که به پیمانکاران می‌پردازید را به خودمان نمی‌دهید؟!»
این نیروها هم از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس و هم از مجموعه دولت و وزارت نفت درخواست دارند که به خواسته‌هایشان رسیدگی شود؛ می‌گویند با مدرک کارشناسی ارشد، حقوق کارگر ساده را می‌گیریم و این، «عادلانه» نیست.
گزارش: نسرین هزاره مقدم

-----------------

مصدومیت دو کارگر در حادثه آتش‌سوزی شرکت «آریان تجارت مانا»

ه گزارش ایلنا، آتش سوزی در واحد شیرین‌سازی شرکت «آریان تجارت مانا» واقع در منطقه تجریان بخش چوار شهرستان ایلام منجر به مصدوم شدن دو کارگر شد.
مدیرعامل شرکت شیرین سازی آرین تجارت مانا این حادثه بعد از ظهر روز گذشته (سه‌شنبه یکم مرداد ماه) حوالی ساعت ۱۳ رخ داد و علت آن هم ایجاد ‌جرقه با سطح فلزی آغشته به میعانات گازی بوده است.
رضا قربانی با بیان اینکه دو کارگر در این حادثه از‌ ناحیه انگشتان آسیب جزئی دیدند، افزود: ‌حادثه در حدی نبوده که خسارات فروان به مجتمع وارد کند.

-----------------

تجمع کارگران کنتورسازی قزوین در اعتراض به ممانعت از حضورشان در کارخانه

یکی از کارگران معترض شرکت کنتورسازی ایران در تماس با خبرنگار ایلنا گفت: از صبح امروز (یکم مرداد ماه) مدیر داخلی کارخانه که روز گذشته منصوب شده است، به دلیل اتمام قرارداد کاری کارگران از ورود حدود ۲۰۰ کارگر کارخانه به محل کارشان خوداری می‌کند.
او با بیان اینکه سوابق فعالیت بعضی از کارگران این کارخانه به بیش از ۲۵ سال می‌رسد، اظهار کرد: روز گذشته فردی از سوی کارفرمای اصلی به عنوان مدیر جدید مجموعه کنتورسازی معرفی شد. امروز ما کارگران که به محل کار همیشگی خود رفتیم و انتظار داشتیم با تغییر مدیریت وضعیت شغلی‌مان بهبود پیدا کند ناگهان برخلاف تصور ما با درهای بسته کارخانه مواجه شدیم و ماموران حراست از ورودمان به کارخانه جلوگیری کردند.
این کارگر همچنین گفت: چندین سال است کارفرمای اصلی کارخانه به دلایلی که ما کارگران از آن بی‌اطلاعیم در زندان است و بدین ترتیب کارخانه و کارگران بلاتکلیف رها شده‌اند. کارگران کنتورسازی ایران با بیان اینکه در این واحد هیچ مسئولی نیست که پاسخگوی کارگران باشد، افزود: پیش از این کارخانه کنتورسازی که در شهر صنعتی قزوین واقع شده است، حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ کارگر داشت که طی دو تا سه سال گذشته تعداد کارگران به حداکثر ۲۰۰ کارگر تقلیل یافت.
به گفته یکی دیگر از کارگران، تیر ماه سال ۹۷ حدود یک سال پیش یکی از اعضای شورای اسلامی کارگران کارخانه که مطالبات کارگران را پیگیری می‌کرد بعد از سال‌ها تلاش صنفی با ۲۲ سال سابق کار به بهانه اتمام قرارداد کار از سوی کارفرما تعدیل شد و از آن زمان تاکنون کارگران نماینده واقعی برای پیگیری مطالبات صنفی خود نداشته‌اند.
این کارگر با بیان اینکه بخش اصلی مشکلاتمان مربوط به پرداخت مطالبات مزدی و بیمه‌ای می‌شود، افزود: از سال ۹۵ تاکنون حدود ۲۵ ماه مزد معوقه از کارفرما طلبکاریم و پرداخت حق بیمه‌هایمان با مشکل جدی مواجه است.
به گفته وی، هر یک از کارگران کنتورسازی دست‌کم دارای سه سر عائله هستند و نگرانی آنها با سیاست‌های جدید مدیریتی بستن درهای کارخانه برای همیشه است.

-----------------

عثمان، کودکی بلوچ که از "خیابان" می‌هراسد‍!

به گزارش خبرنگار ایلنا، می‌ترسد از خانه بیرون بیاید؛ از خانه که نه، از همان بیغوله‌ای که اسمش «سرپناه» است. عثمان، کودک بی‌شناسنامه‌ی بلوچ، هفته‌هاست که وقتی برای فال‌فروشی به «خیابان» می‌آید، دورو بر را می‌پاید؛ مبادا «آن ماشین‌ها»، ماشین‌های آرم‌داری که می‌‌‌آیند و می‌برند، از راه برسند و نپرسیده بِبَرند؛ ببرند و کارش بکشد به اردوگاه و «رد مرز».
نگرانی عثمان، از «ردِ مرز» است؛ احتمالی که اصلاً کمرنگ نیست؛ در جریان طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان که برای ۳۳ مین بار از اواخر خرداد آغاز شده، به گفته‌ی خود مجریان طرح تاکنون ۲۳۰ کودک، «ساماندهی» یا در واقع همان جمع‌آوری شده‌اند و از این تعداد، قرار است ۵۰ کودک مهاجر بدون شناسنامه، «رد مرز» شوند.
«حبیب‌الله مسعودی‌فرید» معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، ۲۲ تیرماه گفت: طی سه هفته گذشته در تهران حدود ۲۳۰ کودک جمع‌آوری شدند که از این تعداد ۵۳ درصد از اتباع بیگانه اوراق هویتی نداشتند.
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه سیاست ما امروز بحث رعایت حقوق کودک است، اظهار کرد: همچنین رویکرد ما باید دوستدار کودک باشد. بنابراین مراکز سازمان بهزیستی، شهرداری، مرکز فوریت‌های اجتماعی و … باید شرایط استانداردی داشته باشد. طی هفته گذشته نیز دو مرکز در اختیار این سازمان‌ها برای اجرای طرح قرار گرفته است.
دقیقاً دو روز بعد از این تاکید بر «رعایت حقوق کودک»، مدیر اداره بهزیستی تهران گفت: «بر اساس طرح سامان‌دهی کودکان کار و خیابان، تا آخر این هفته ۵۰ کودک مهاجر بدون مجوز رد مرز می‌شوند.»

احتمالِ «رد مرز» جدی‌ست
به نظر می‌رسد وحشت از «رد مرز» جدی است؛ نه فقط برای کودکان مهاجری که هویت و شناسنامه ندارند؛ بلکه برای کودکان ایرانیِ سیستان و بلوچستانی که فاقد شناسنامه هستند و از بخت بد، از لحاظ گویش، لباس پوشیدن و ترکیب چهره، شباهت زیادی به مهاجران دارند. نگرانی بابت رد مرز با اظهارت ضد و نقیض و اطمینان‌های نیم‌بند مسئولان بابت رعایت حقوق کودکان، شدت هم می‌گیرد.
وقتی اظهارنظرها را کنار هم می‌گذاریم، درمی‌یابیم نگرانی امثال عثمان، چندان بی‌دلیل نیست؛ انجمن حامی که به‌عنوان یک سازمان غیردولتی با این طرح همکاری می‌کند، پیش از این ادعا کرده بود که "ما تنها اطلاعات فردی کودکان را پایش می‌کنیم، در روند ترخیص این کودکان هیچ نقشی نداریم و به همه اطمینان می‌دهیم که هیچ‌کدام از این کودکان رد مرز نمی‌شوند". حبیب‌الله مسعودی‌فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی نیز پذیرش خارج از ظرفیت این کودکان در مرکز یاسر را تکذیب کرده بود؛ اما محمدرحیم فاضلی‌نژاد، مدیر اداره بهزیستی استان تهران ۲۴ تیرماه، گفته است: «تا آخر این هفته ۵۰ کودک رد مرز می‌شوند و به دلیل پذیرش خارج از ظرفیت، همکاری‌نکردن شهرداری و تحویل ندادن مراکز فوریت خدمات، اجرای طرح را متوقف کردیم.»

طرح‌هایی که فقط «تعریف بودجه» است!
زهره صیادی (فعال حقوق کودکان کار و خیابان) که سالهاست در رابطه با حقوق کودکان بی‌شناسنامه‌ی بلوچ، فعالیت دارد، در رابطه با احتمال رد مرز می‌گوید: پیش از اینکه به "ردِ مرز" آخرین بخشِ چنین طرح‌هایی برسیم، من در جایگاهِ یک شهروند که حدودِ ده سال است از نزدیک‌ترین شکلِ ممکن با این طرح‌ها زندگی کردم، لازم است بگویم؛ چنین طرح‌هایی صرفا تعریفِ بودجه هستند در جهتِ ایجادِ روندی حذف-محور، با صرفِ هزینه‌هایی گزاف و البته تلخ و نامثبت...
او ادامه می‌دهد: در هر طرحِ «ساماندهی» با عنوان‌هایی چون جمع‌ آوری متکدیان، جمع آوریِ کودکانِ کار و خیابان، جمع آوریِ منازل و سکونت‌گاه‌هایِ غیرِ رسمی و ... یک بودجه خیلی کلان تعریف می‌شود. این بودجه‌ی کلان "در سطحِ ملی" به نسبتِ قدرتِ اجرایی، جایگاهِ سازمانی و نهادی و نقشِ توجیه‌سازِ افکارِ عمومی، میان افراد، سازمان‌ها و نهادها تقسیم می‌شود. کافی‌ست به وضعیت معتادانی که از سطح خیابان‌ها جمع‌آوری می‌شوند و سیکلی که این افراد از زمان دستگیری طی می‌کنند، نگاه کنیم. در نهایت، آخرین مرحله همواره «رد مرز» است؛ مرحله‌ای که مثل یک ابزار فشار بالای سر همه کسانی‌ست که به اصطلاح «ساماندهی» می‌شوند. این مرحله، این نقطه پایان برای خیلی از آسیب‌دیدگان، دردها و ناگفته‌هایِ بسیاری دارد.
صیادی از اینکه «بی‌شناسنامگی» دردی‌ست که با رنج و بیم بسیار توام است؛ روایت می‌کند: فرودستان بسیاری که در جایگاه‌هایِ متفاوت در «شهر» حضور دارند، با مشکل «بی‌شناسنامگی» دست و پنجه نرم می‌کنند؛ یا غیر ایرانی هستند؛ یا ایرانی‌هایِ بدونِ شناسنامه یا شناسنامه‌دارهایی که روندِ پر چالش و شکلِ زیست آنها سبب شده که مدارکِ شناسایی‌شان یا گم شود یا فروخته شود و یا ربوده! اما کودکان که به نظر می‌رسد دستِ کم به خاطرِ امضای پیمان‌نامه‌ی حقوقِ کودک توسطِ ایران باید از خشونتِ چنین طرح‌هایی ایمن باشند، مثل باقی گروه‌های آسیب‌پذیر، هدف اجرایِ این طرح‌ها هستند و متاسفانه نام چنین هدف‌گرفتنی را گذاشته‌اند «ساماندهی»!
او از رنج‌های خانواده‌ها می‌گوید: خانواده در بی‌خبریِ مطلقِ یکباره از کودکش قرار می‌گیرد. اردوگاه‌ها معمولاً اجازه تماس نمی‌دهند و گوشی‌ها را می‌گیرند غیرِ ایرانی‌هایی که به اردوگاه می‌رسند لب مرز رها می‌شوند. ایرانی‌های بی‌شناسنامه اما دو بخش هستند؛ بخشِ بزرگ‌تر که با شواهدی مسئولِ اردوگاه را در مرزِ افغانستان یا پاکستان یا قبل از آن، متقاعد به ایرانی بودن می‌کنند و در مواردی، در شهرِ مرزی رها می‌شوند. این افراد حتی نامه‌ای نیاز دارند که تایید کند توسطِ ماشینِ وزارتِ کشور به شهرِ مرزی آورده شده‌اند و ایرانی هستند و نیاز دارند که به شهرِ مبدا بازگردند.

«رهاشدگی» حمید در زاهدان!
صیادی، قصه کودکی را روایت می‌کند که خود از آغاز تا پایان، شاهد سرگردانی‌اش بوده: "حمید" جوانی است از اهالیِ غربِ ایران. او زباله‌گرد بوده و در یکی از این طرح‌ها دستگیر می‌شود؛ از او مدارکِ شناسایی می‌خواهند و او می‌گوید که شناسنامه‌اش را گم کرده. حمید را به عنوانِ غیرِ ایرانی به اردوگاهِ زاهدان می‌فرستند؛ در اردوگاهِ زاهدان، ایرانی بودن او برایِ مسئولان ثابت می‌شود و لاجرم حمید در شهرِ زاهدان رها می‌شود. این اولین تجربه‌ی سفرِ حمید به زاهدان است. او سر درگم، بی پول و بی‌مدرکِ شناسایی است. وقتی مدرکِ شناسایی نباشد یعنی راهِ خروج از زاهدان نیست... حمید اکنون هنوز در زاهدان است؛ او حوالیِ شیرآباد پناه گرفته و دلش برایِ رفقاش تنگ شده....

گذشتن از مرز برای کودک سخت است
او ادامه می‌دهد: واقعیت این است که چالشِ بی‌شناسنامه بودن، درحالیکه راهکارهایِ امن و در دسترسی دارد، همچنان حل نشده، باقی است. این چالش، یا انکار می‌شود و یا تلاش می‌شود در تبلیغاتِ لایحه‌هایِ ناکاملی چون اعطای تابعیت به فرزندانِ مادرانِ ایرانی با پایانی خوش در غوغاسالاری گم شود. در واقع موردهایی هست از اینکه سیستان و بلوچستانی‌های بدونِ شناسنامه، کودک، زن و یا مرد، از ایران اخراج شده‌اند. اما کودکان در هر فصلی و در هر مرزی که رها بشوند، مرگ تهدیدشان می‌کند. بخش‌هایی از مرز با افغانستان، کوهستان‌هایی سخت ودشوار است که تا کیلومترها، آبادی و روستایی نیست. زنده گذر کردن از این مسیرها برایِ کودکان، خیلی خیلی دشوار است. مرزِ پاکستان نیز بیابانی است تا کیلومترها خشک و بدونِ آب و بی‌هیچ آبادی و روستایی.
هنوز نمی‌دانیم چه بر سر آن ۵۰ کودک بی‌هویت آمده؛ آیا همانطور که مدیر بهزیستی تهران گفته آنها تا آخر هفته‌ای که گذشت، رد مرز شده‌اند یا نه؛ اما آنچه مشخص است این است که نگرانی‌های امثالِ «عثمان» جدی است؛ آنقدر جدی که او این روزها، ترجیح می‌دهد از بام تا شام، در بیغوله‌اش بماند بدونِ ذره‌ای درآمد؛ زیر «سقف» بماند و داروهای مادر معطل بماند اما سوار ماشین‌های آرم‌دارِ «ساماندهی» نشود!
گزارش: نسرین هزاره مقدم

-----------------

انتقال اعتراض کارگران عوارض آزادراه قزوین به تهران و ساختمان حمل ونقل جاده‌ای

به گزارش خبرنگار ایلنا، جمعی از کارگران قراردادی گیت‌های اخذ عوارض آزادراه قزوین، صبح امروز (سه‌شنبه یکم مرداد ماه) با سفر به تهران در اعتراض به بلاتکلیفی ۱۳۵ نفر از همکارانشان در نتیجه اجرای طرح الکترونیکی شدن اخذ عوارض، مقابل ساختمان سازمان حمل و نقل جاده‌ای تهران تجمع کردند.
یکی از کارگران به ایلنا گفت: مشکلات کارگران گیت‌های اخذ عوارض آزادراه قزوین در ماه‌های پایانی سال گذشته از زمانی آغاز شد که با اجرای طرح الکترونیکی شدن اخذ عوارض آزادراهی، آنها کنار گذاشته شدند.
به گفته وی؛ کارگران روز شنبه هفته جاری برای تحقق خواسته‌هایشان مقابل ساختمان استانداری قزوین تجمع کرده بودند که با وعده مسئولان خاتمه یافت.
این کارگر با بیان اینکه بدون شک همه کارگران گیت‌های اخذ عوارض که از صبح امروز در تهران حضور دارند، منتظر پاسخ موافق مسئولان هستند، گفت: کارگران گیت‌های اخذ عوارض آزادراه قزوین پیش از سفر به تهران پیگیری‌های زیادی ازسوی نهادهای مرتبط با مطالباتشان انجام داده‌اند اما در نتیجه بی‌تفاوتی مسئولان استانی ناچار شدیم اعتراض صنفی خود را به تهران انتقال دهیم.
او گفت: سالها تحت مسئولیت اداره کل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای استان مشغول کار بوده‌ایم اما اخیرا که طرح الکترونیکی شدن اخذ عوارض آزادراهی در حال اجراست، بدون مشخص شدن وضعیت شغلی و دریافت همه مطالباتمان کنار گذاشته شده‌ایم.

-----------------

از مشعل‌های پر از آلایندگی تا ۱۲ ساعت کار زیر آفتاب سوزان

کارگران فقط چند سال در عسلویه دوام می‌آورند!ِ

به گزارش خبرنگار ایلنا، عصر ۲۹ تیرماه، موسی رضایی، کارگر پیمانکاری فازهای ۴ و ۵ پارس جنوبی بر اثر گرمازدگی و قبل از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد؛ همکارانش می‌گویند دمای بالای ۵۰ درجه به اضافه شرجی مدام، امان کارگران را بریده است. آنها می‌گویند «گرمازدگی» پدیده‌ای رایج میان کارگران عسلویه و کنگان است.
سیدعلی‌اکبر فاطمی (نماینده بوشهر در شورای عالی استان‌ها) در ارتباط با حادثه مرگ رضایی و اتفاقات مشابه در پارس جنوبی می‌گوید: ساعات کاری کارگران پارس جنوبی زیاد است و شرایط کار بسیار سخت؛ در عسلویه، هم آلایندگی محیطی وجود دارد هم گرما و رطوبت زیاد است؛ بعضی وقت‌ها باد بسیار گرم می‌وزد و بعضی اوقات هم، شرجی شدید وجود دارد؛ در این شرایط، در میان این همه آلایندگی و گرما، کار کردن، آنهم در فضای آزاد بسیار سخت است؛ سخت‌تر از آنکه در تصور بگنجد.
به گفته فاطمی، کارگران پارس جنوبی به دلیل شرایط بد محیطی، اغلب درگیر بیماری‌های کوتاه مدت و بلند مدت هستند و معمولاً بیشتر از ۴ یا ۵ سال در عسلویه دوام نمی آورند. او ادامه می‌دهد: بعد از یک بازه زمانی ۴ یا ۵ ساله، کارگران به علت مریضی یا خستگی مدام، از کارکردن در عسلویه کنار می‌کشند؛ برخی از آنها درگیر بیماری‌هایی می‌شوند که همه زندگی و آینده آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و دیگر نمی‌توانند هیچ کجا کار کنند.
نماینده بوشهر در شورای عالی استان‌ها به وضعیتِ بغرنج‌تر و دشوارترِ کارگران شرکتی و یا پیمانکاری اشاره می‌کند و می‌گوید: وضعیت شرکتی‌ها به مراتب بدتر از رسمی‌ها و حتی قراردادی‌هاست؛ آنها روزی دوازده ساعت و گاهی حتی خیلی بیشتر کار می‌کنند؛ در ماه نهایتاً ۳ یا ۴ روز مرخصی دارند؛ در حالیکه رسمی‌ها ۱۴- ۱۴ یا در نهایت ۲۱-۷ کار می‌کنند؛ برای شرکتی‌ها نه ساعت کار و نه حق مرخصی و تعطیلات رعایت نمی‌شود؛ اکثر آنها بیرون و در فضای آزاد کار می‌کنند و در معرض انواع آسیب‌ها و بیماری‌ها قرار دارند.

در عسلویه پارک یا فضای سبز نیست
به گفته فاطمی در عسلویه، تفریح، پارک یا فضای سبزی نیست که کارگر شرکتی بعد از ۱۲ ساعت کار مدام، بتواند از آلایندگی و خستگی مفرط بگریزد و برای ساعتی یا حتی لحظه‌ای به «آرامش» برسد.
او در پاسخ به این سوال که شما به عنوان نماینده مردم، برای حل مشکلات کارگران پارس جنوبی و به خصوص کارگران پیمانکاری چه کرده‌اید؛ می‌گوید: ما بارها با نمایندگان مجلس و با وزرا و مسئولان در مورد مشکلات عسلویه و گرفتاری‌های کارگران شرکت کرده‌ایم و از آنها خواسته‌ایم به این اوضاع رسیدگی کنند. عیسی کلانتری (رئیس سازمان محیط زیست) قبلاً اعتراف کرد "حاضر نیستم حتی دو یا سه روز در عسلویه بمانم"؛ او گفت نمی‌دانم کارگران چطور طاقت می‌آورند! این اعتراف نشان می‌دهد که زندگی و کار در عسلویه چقدر دشوار و جانکاه است.

عسلویه ۱۰۰ برابر تهران آلوده است
فاطمی بحث آلایندگی را بسیار جدی می‌داند؛ او معتقد است در شرایط فعلی، سطح آلودگی عسلویه، ۱۰۰ برابر بیشتر از شهر تهران است. او در توضیحات بیشتر می‌گوید: در عسلویه و کنگان، فلرها یا همان مشعل‌های گازی کاملاً آزادند و آلایندگی آنها کل منطقه را گرفته است؛ منطقه عسلویه بین کوه و دریا محصور است؛ همین فضای بسته و محصوریت باعث می‌شود آلایندگی فلرهای گازی در منطقه بماند و وارد ریه‌ها و تنفس کارگران شود.
اما راه‌حل چیست؛ نماینده بوشهر در شورای عالی استان‌ها در مورد راهکارهایی که می‌تواند کارگران را از این شرایط دشوار خلاص کند؛ می‌گوید: اول از همه اینکه باید برای آلایندگی فلرهای گاز کاری بکنند؛ شما از دور که به عسلویه نگاه می‌کنید فقط یک هاله آلوده می‌بینید؛ رسیدگی به شرایط شغلی کارگران هم بسیار اهمیت دارد؛ باید از میزان ساعات کاری به خصوص برای کارگران پیمانکاری کاسته شود؛ کارگرانی که در فضای باز کار می‌کنند، نباید ۱۲ ساعت متمادی در یک روز کار کنند؛ حتی ۸ ساعت هم زیاد است؛ تعداد روزهای تعطیلات را باید برای کارگران شرکتی بیشتر کنند تا آنها بتوانند بیشتر کنار خانواده باشند و از این محیط پر از آلودگی و آسیب دور بمانند. اینها وظیفه وزیر نفت، مجلس و شرکت‌های بزرگ است؛ در غیر این صورت، وضعیت زندگی برای کارگران عسلویه به هیچ‌وجه آسان نمی‌شود.
فاطمی در پایان تاکید می‌کند: در حال حاضر یک کارگر پیمانکاری نهایت، سه یا چهار سال در عسلویه می‌ماند؛ در این مدت، تخصص و مهارت کسب می‌کند اما به خاطر شرایط، کار تخصصی در پالایشگاه‌ها را رها می‌کند و می‌رود؛ ترجیح می‌دهد برگردد شهر خودش و با ربع حقوق عسلویه کار کند؛ این شرایط باید تغییر کند.