افق روشن
www.ofros.com

مقاومت، فریاد و اعتراض خانواده های داد خواه


خانواده دادخواهان                                                                                                                        جمعه ٣ مهر ١۴٠۵ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۲٦


بازهم جلوی ورود خانوده های جانباختگان به گورستان خاوران را گرفتند اینجا کلیک کنید.

امروز جمعه ۳ مهر ماه، خانواده‌های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در سال ۱۳۶۷ بار دیگر از ورود به گورستان خاوران منع شدند و ناچار گل‌های خود را پشت درهای بسته این محل گذاشتند. آنان در همان محل مراسمی برگزار کرده و یاد قربانیان را گرامی داشتند. این در حالی است که در پایان این مراسم ماموران امنیتی نیز با حضور در محل اقدام به فیلمبرداری از خانواده‌های زندانیان کرده‌اند.
اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ واقعه‌ای بود که طی آن به فرمان بالاترین مقامات حکومتی و قضایی وقت ایران، چندین هزار نفر از زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ۱۳۶۷ به شکلی مخفیانه اعدام و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند. این واقعه با توجه به عدم انجام تحقیقات مستقل و برخورد با مسببان آن کماکان پس از گذشت بیش از سه دهه یک چالش بزرگ و مطالبه جدی در فضای سیاسی و حقوق بشری ایران تلقی می‌شود

***************

یادآر
برای دیدن تصاویرعزیزانی که توسط عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسیدند: اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا کلیک کنید.

از ترانه‌ های من اگر
گل را بگیرند
یک فصل خواهد مرد

اگر عشق را بگیرند
دو فصل خواهد مرد

و اگر نان را
سه فصل خواهد مرد

اما آزادی را
اگر از ترانه‌های من،
آزادی را بگیرند

سال، تمام سال خواهد مرد.

( شیرکو بیکس)

حدیث نجفی (۱۵ دی ۱۳۷۸ - ۳۰ شهریور ۱۴۰۱) مهرشهر کرج

حنانه کیا کجوری (۱۶ بهمن ۱۳۷۸ - ۳۰ شهریور ۱۴۰۱) نوشهر

محمدحسن ترکمان (۱۲ آذر ۱۳۷۴ - ۳۰ شهریور ۱۴۰۱) بابل

مینو مجیدی، (زاده ۱۳۳۹- ۲۹ شهریور ۱۴۰۱) کرمانشاه

غزاله چلابی (متولد ۱۳ مرداد ۱۳۶۸ - ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ ) آمل

و بسیار جانهای گرامی...

***************

جان باختن شهلا و همسرش مهدی در جریان اعتراضات شهرک الهیه کرمانشاه اینجا کلیک کنید.

شهلا کاکایی اهل روستای قلاجی از توابع جوانرود و ساکن کرمانشاه در «۱۸ دی ۱۴۰۴» در جریان اعتراضات شهرک الهیه کرمانشاه، مقابل منزل خود هدف قرار گرفت و جان باخت.
همسرش مهدی (خبات) کاکایی نیز مجروح شد.
پس از طی دوران درمان، مهدی در حالیکه با فشارهای روحی ناشی از فقدان همسرش دست و پنجه نرم می‌کرد، جان باخت.
پیامدهای آن روز تنها به یک نفر محدود نشد… و خانواده با محدودیت‌ها برای برگزاری مراسم مواجه شدند.

***************

۲۹ شهریور سالروز قتل نیکا شاکرمی توسط عوامل جمهوری اسلامی اینجا و اینجا کلیک کنید.

نیکا شاکرمی، معترض ۱۷ ساله، در شامگاه ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ در جریان نخستین روزهای خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در بلوار کشاورز تهران ناپدید و پس از هشت روز پیکر او به خانواده‌اش تحویل داده شد. او در روز تولدش به خاک سپرده شد.

ویدیوی آکاردئون‌ نواختن زنی در خیابانی در ایران را می‌بینم که دارد برای نیکا می‌زند هزار کپی از یک آواز: «یه دل میگه برم، یه دلم میگه نرم.»(ویدئو‌ مربوط به مهرماه ۱۴۰۱ است)

نیکا شاکرمی، ۱۰ مهر ۱۳۸۴ بدنیا آمد - ۲۹ شهریور خونین ۱۴۰۱ برای عدالت آزادی به دست سرکوبگران حکومت کشته شد🥀

***************

یادآر
برای مشاهدۀ تصاویر سارینا اسماعیل زاده و نیکا شاکرمی اینجا و اینجا کلیک کنید.

باز دوباره صبح شد؛
اما من هنوز حوصله‌ی هیچ چیزی رو ندارم؛
و باز شروع تمسخر‌های بی‌پایان؛
تا کی ادامه دارد؟
بی‌نهایت؟
---------
خشابش را پر از ظلم می‌کند؛
با قدم بعدی شرافت را زیر پاهایش گذاشته و محکم‌تر می‌دُوید، رو به راه فرار از انسانیت.
گلوله را با خشم رو به صورتش می‌کوبد.
دخترک را می‌گویم؛
که وجودش پر از زخم است.
اما آیا این زخم‌ها التیام خواهند بخشید؟
می‌چکد.
به تلخی می‌چکد؛
مایعی سرخ رنگ با رایحه‌ی رز.
آسمان شهر قرمز شد.
چشمان دخترک بسته شد.
او الآن هم از درون داغان بود و هم از بیرون؛
هم جسمش، و هم روحش؛
و تمام وجودش.
او با خود چه می‌گفت؟
مغزش چه رنگی به خود داشت، که بی‌رحمانه گلوله را پرتاب می‌کرد؟
آیا او به زیستن ادامه خواهد داد؟
او در ادامه چندین گلوله را پرتاب خواهد کرد؟
اما اگر تناسخ باشد، بی‌چاره آن جسم!
جسمی که روحِ در وجودش سبب تعفن شده باشد.
اما آیا کسی به شست و شوی این حجم از کثافت کمکی می‌کند؟

۲۹/١۴٠١/٦
١۵:۵۹
نوشته ی سارینا اسماعیل زاده در آخرین روزهای شهریور ۱۴۰۱

کانال کانون صنفی معلمان ایران

***************

🎼 ژینا اینجا کلیک کنید.

ترانه، آهنگ و اجرا: روجا
(ترانه‌ای مازندرانی برای ژینا که نامش رمزِ زندگی شد)
ترجمه‌ی فارسی:

ژینا هنوز زنده است،
آواز می‌خواند،
بر بام وطن
کبوتران را پرواز می‌دهد.
با جامه‌ای سرخ بر تن،
زیبا و رقص‌کنان،
دستان ما را می‌گیرد و
به میان فرا می‌خواندمان:
«اِی دختر، ای فرزند، تو نخواهی مرد!
نام تو نماد و نشانه شد.
کوردستان تا مازندران
از نغمه‌های تو لبریز است.»
می‌گوید: «همراه شوید،
پاسخ دهید ترانه‌ام را.
ستاره‌ی صبح طلوع خواهد کرد
و گردنِ شب را خواهد شکست.»
اِی دخترِ ستاره‌چشم،
بیداریِ فروغِ ما،
نَفَسِ ما، صدای ما،
پاسخِ ترانه‌ی توست...
«اِی دختر، ای فرزند، تو نخواهی مرد!
نام تو نماد و نشانه شد.
کوردستان تا مازندران
از نغمه‌های تو لبریز است.»

روجا
وارش فیلم
اتحاد بازنشستگان

***************

تا بتونم میگم از تو: اینجا کلیک کنید.

به یاد جاوید نامان راه آزادی

***************

پیام مژگان افتخاری مادر مادر زنده یاد مهسا(ژینا) امینی

سلامی به عظمت و مهر بلند همه آن‌ها که پس از چهار سال، یاد ژینای عالم‌تاب را زنده نگاه داشتند...
امروز راه‌های منتهی به مزار دخترمان را بستند؛ اما از سوی دیگر مردم هزار راه دیگر از محبت گشودند، راهی که از کوچه‌ها و بازار سقز گذشت، و از پیرانشهر تا مهاباد و کامیاران و قروه و سنندج تکثیر شد.
در مقابل این مهر و محبت، این عزم راسخ و این همبستگی باشکوه سر تعظیم فرود می‌آورم و پروردگار را شاکرم که چنین عزت و سربلندی بی‌مثالی به ژینا داد.
شما ثابت کردید، هرچه سفره‌های مردم به واسطه بحران خالی‌تر شود، قلب‌شان را هیچ نیرویی نمی‌تواند از محبت خالی کند.

***************

پیام قدردانی خانواده ژینا امینی از مردم کردستان، ایران و جهان

مردم شریف و بزرگوار،
از صمیم قلب از همه مردمی که امروز، در چهارمین سالگرد از دست دادن دختر عزیزمان ژینا، با ما و یاد ژینا همراه و همدل بودند، سپاسگزارم. در این روزهای سخت، در میان همه مشکلات و تنگناهای اقتصادی و معیشتی، بسته نگه داشتن مغازه و دست کشیدن از کار، برای هیچ کس آسان نیست. همین همراهی و محبت، ارزش این همدلی را برای ما دوچندان می‌کند.
چهار سال از رفتن ژینا می‌گذرد؛ چهار سالی که برای ما پدر و مادرش، داغ او حتی برای لحظه‌ای کهنه نشده. اما در تمام این سال‌ها، مهر و محبت مردم نگذاشته خود را در این غم تنها احساس کنیم. ما یک دختر داشتیم و او را از ما گرفتند، اما محبت شما هزاران عزیز دیگر به خانواده ما اضافه کرد.

اگرچه آنها که یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی را مسدود کردند، اما دیدیم که چگونه امروز تمام کردستان از اشنویه تا کرند، ثابت کردند راه قلب این مردم به همدیگر مسدود شدنی نیست.

از مردم عزیز سقز و همه شهرهایی که امروز به هر شکلی یاد ژینا را گرامی داشتند و از همه کسانی که در ایران و بیرون از ایران با یک پیام، یک یاد، یک شاخه گل یا لحظه‌ای همدلی کنار ما بودند، صمیمانه تشکر می‌کنم.

همدلی شما، به استواری کوه‌های کردستان و قلب مهربان‌تان به گرمی آفتاب تابستان است.
بار دیگر صمیمانه و خاضعانه قدردان و سپاسگزار محبت، همدلی و همراهی شما مردم نازنین هستم و در مقابل بزرگواری شما سر تعظیم فرود می‌آورم.

با سپاس و احترام

امجد امینی

پدر زنده‌یاد ژینا (مهسا) امینی

***************

آرامستان "آیچی سقز" و بسته شدن مسیرهای ورودی به آرامستان اینجا کلیک کنید.

امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، در چهارمین سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی آرامستان آیچی سقز با نیوجرسی بسته شده . همزمان کسبه و بازاریان در شماری از مناطق کردنشین ایران اعتصاب کرده‌اند. منابع حقوق بشری از تشدید جو امنیتی در این شهرها خبر داده‌اند.

***************

پیام اسرین درکاله، از فعالین تشکل ندای زنان ایران اینجا کلیک کنید.

به مناسبت چهارمین سالروز آغاز زن زندگی آزادی

به خاکِ سرخِ ایران قسم
به عصمتِ این عصیان قسم
به اشکِ کُرد از بغضِ بلوچ
به غیرتِ هم‌رزمان قسم
که می‌دمد سپیده‌دم
دوباره بر فرازِ ایرانِ من
چو بشکند طلسمِ شب
دوباره می‌شود وطن، این وطن

آزادی! به پایِ عهدِ با تو بسته می‌مانم
تو را به گوشِ شهرِ خسته می‌خوانم
که از تو پشتِ شب شکسته، می‌دانم

آزادی!
به نایِ پاره‌ات صدا کردیم
ما دیگر زِ راه رفته برنمی‌گردیم
که این شفق
یادگار از عاشقان خفته در خون می‌ماند

سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

***************

سخنرانی هانا نویمن در پارلمان اروپا به مناسبت فرارسیدن چهارمین سالروز آغاز انقلاب زن زندگی آزادی / سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ اینجا کلیک کنید.

***************

یاد مهسا (ژینا) امینی و چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» را گرامی می‌داریم اینجا کلیک کنید.

چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا و برآمد قیام و جنبش زن، زندگی، آزادی است، جنبشی که با نام دختر جوان ۲۱ ساله‌ای از شهر سقز در استان کردستان گره خورده است. مهسا (ژینا) امینی که برای یک دیدار خانوادگی به تهران آمده بود و توسط گشت ارشاد دستگیر شد. به اتهام عدم رعایت “حجاب مناسب” (حجاب اجباری) از سوی پلیس گشت ارشاد تهران بازداشت شد. وی در هنگام انتقال اجباری به بازداشتگاه وزرا در تهران مورد ضرب و شتم خشونت‌آمیز قرار گرفت و از ناحیه سر مورد اصابت ضربه سخت، آسیب دید. سپس چند ساعت پس از دستگیری به کما رفت و به بیمارستان کسری منتقل شد. در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ سه روز پس از دستگیری درگذشت. مرگ او باعث برانگیخته شدن خشم سراسری مردم شد و موجی از اعتراضات به رهبری زنان و جوانان و با شعار “زن، زندگی، آزادی” را ایجاد کرد.... متن کامل را اینجا کلیک کنید.

***************

«برای مهسا» اینجا کلیک کنید.

در شبِ عصیان، طلوعِ آفتابت را ببین
ننگِ ابرِ تیره را، مرگِ حجابت را ببین

ای گلِ پژمرده! شهری مست شد از بوی تو
انتشار ِعطر خوشبوی گلابت را ببین

وقتِ رفتن یک سوالِ تلخ در جانِ تو بود
ای چرای پر طپش! اکنون جوابت را ببین

پاسخِ چشمی که موی نازکی را سخت دید
پاسخ اندوه و درد و اضطرابت را ببین

در تمام کوچه ها و در تمام خانه ها
طرح لبخند صریح و بی نقابت را ببین

در شب کابوسمان آغاز رؤیایی شدی
خفته ی زیبا! بیا تعبیر خوابت را ببین

اسمهایی که کنار اسمِ تو حک می شوند
تا ابد در متن ِزیبای کتابت را ببین

جام آزادی به دست ماست در این شامِ سرخ
مست های بی خود از جامِ شرابت را ببین

قافله سالار عشق! ای مادر آزادگی!
کاروانِ دخترانِ در رکابت را ببین

یک کبوتر رفت و از یک بال، بازی زاده شد
بر فرازِ قله، پروازِ عقابت را ببین

نامِ مهسا معنی ِ زن - زندگی - آزادی است
پاسخ کوبنده ی عمری عذابت را ببین

ای که اسمت رمز ما شد در قیامی بی شکست
رهبر راه رهایی! انقلابت را ببین!

***************

استوری مژگان افتخاری، مادر مهسا (ژینا) امینی اینجا کلیک کنید.

***************

اعتصاب عمومی در شهرهای مختلف کردستان اینجا و اینجا کلیک کنید.

در چهارمین سالگرد جان ‌باختن ژینا امینی

بر اساس اخبار گزارش‌شده، امروز چهارشنبه ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۵ (همزمان با چهارمین سالگرد جان‌باختن مهسا/ژینا امینی و آغاز خیزش سراسری ۱۴۰۱)، کسبه و بازاریان در چندین شهر کشور از جمله در استان‌های کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه با بستن مغازه‌ها و امتناع از فعالیت‌های روزمره، دست به اعتصاب عمومی زده‌اند.

شهرهای گزارش‌شده:
استان کردستان: سنندج، سقز، بانه، کامیاران، مریوان، دیواندره و قروه استان آذربایجان غربی: بوکان، پیرانشهر، مهاباد و اشنویه استان کرمانشاه: کرمانشاه / اتحاد بازنشستگان

اعتصاب عمومی در شهرهای مختلف کردستان، هم‌زمان با چهارمین سالگرد جان‌باختن ژینا امینی. این اعتصاب در پاسخ به فراخوان احزاب سیاسی کوردستان برگزار شده است.

***************

علیه فراموشی، آن‌ها رفتند، اما نامشان، یادشان و آرزوی آزادی‌شان در دل ما زنده است. ♥️ اینجا کلیک کنید.

برای داغ دل تمام خانواده‌های داغدار، برای جوانانی که در راه آزادی جان باختند،
برای همه آزادگان در بند،
و برای ایرانی خسته
ایران مهسا امینی جاوید نام

اسامی به ترتیب:
مهسا امینی - حمیدرضا روحی - نیکا شاکرمی - محمد‌مهدی کرمی - حدیث نجفی - محمد حسینی - آرمیتا گراوند - مهرشاد شهیدی - سارینا اسماعیل‌زاده - محسن شکاری - یلدا آقافضلی - مهران سماک - مهسا موگویی - بهنام لایق‌پور - نگین صالحی - خدانور لجه‌ای - حنانه کیا - مجیدرضا رهنورد - اسرا پناهی - کیان پیرفلک - و بسیاری عزیز دیگر…💔 ´

زن زندگی آزادی

نه میبخشیم نه فراموش میکنیم

گروه اتحاد بازنشستگان

***************

توماج در سالگرد مهسا نوشت:

«مهسای عزیزم، خون تو جوانه‌ای را در این سرزمین کاشت...» اینجا کلیک کنید.

اگر ممکن بود صدایم را به تو برسانم:
مهسای عزیزم، خون تو جوانه‌ای را در این سرزمین کاشت که برای متوقف کردن رشدش ده‌ها هزار نیروی سرکوب استخدام شد، جوانه‌ای که مرزهای طبقاتی را از میان برد، فاصله اقوام را از میان برد، که شوق و امید آزادی را در دل‌ها زنده کرد، که یادآور قدرت اتحاد مردم شد.
چنین شکوهی را هیچ رسانه و پول و قدرتی نمی‌توانست بسازد و هیچ قدرت و پول و رسانه‌ای هم نمی‌تواند قدرت عشق را از میان ببرد.
کاش بودی و می‌دیدی که چه دلاورهایی جانشان را فدای آزادی کردند، کاش بودی و از خودگذشتگی حمید مهدوی را دیده بودی، کاش محمد جباری را دیده بودی که توانست کار غیرممکنی را انجام دهد.
کاش بودی تا زیبایی موهای آزاد را ببینی که برای ما نماد توانستن و امید است.

توماج صالحی | پسر ایران

***************

مژگان افتخاری در چهارمین سالگرد قتل سبعانه فرزندش تصویری از او را منتشر کرد. اینجا کلیک کنید.

امجد امینی در آستانه چهارمین سالگرد جان‌ باختن ژینا(مهسا) امینی: اینجا و اینجا کلیک کنید.

«نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت»

امجد امینی، پدر مهسا (ژینا) امینی، در آستانه چهارمین سالگرد جان‌ باختن دخترش، با انتشار دل‌نوشته‌ای در استوری اینستاگرام خود یاد او را گرامی داشت و نوشت:
«چهار سال گذشته، اما داغت نه کهنه شده و نه حتی برای دمی آرام گرفته.»

آقای امینی در این نوشته خطاب به دخترش گفت:
«ژینای نازنینم، چهار سال گذشته»، و افزود برای خانواده‌اش او همچنان «همان فرشته‌ای» است که با لبخند و نگاهش به زندگی آنها رنگ می‌بخشید.او با اشاره به آرزوها و رویاهای دخترش نوشت: «اگر امروز در میان ما بودی چه می‌کردی؟ آیا هنوز همان شور زندگی را در چشمانت می‌دیدیم؟ آیا هنوز از فردا حرف می‌زدی و برای روزهای پیش رو رویا می‌بافتی؟»

پدر مهسا امینی در بخش دیگری از این دل‌نوشته تاکید کرد که:
ژینا برای خانواده‌اش پیش از هر چیزی دختر آنها بود، اما سرنوشت او باعث شد نامش از محدوده خانواده فراتر رود.او نوشت: «برای ما، تو پیش از هر چیز، دخترمان بودی. دختری که با آمدنش زندگی‌مان رنگ دیگری گرفت، و با رفتنش زخمی بر دل‌مان ماند که هیچ واژه‌ای توان بیانش را ندارد. اما سرنوشت تو به گونه‌ای رقم خورد که نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت.»

امجد امینی همچنین با اشاره به همبستگی مردم پس از جان‌ باختن دخترش گفت:
«در این چهار سال، بارها با خود اندیشیده‌ایم که ما یک دختر داشتیم و او را از ما گرفتند؛ اما مهر مردم، هزاران فرزند دیگر را به خانواده ما آورد.»
او در ادامه با تاکید بر خواست خانواده برای روشن شدن حقیقت جان‌باختن دخترش نوشت:
«در تمام این سال‌ها چشمی پرخون به خاک داشته‌ایم و چشمی به روزی که حقیقت آشکار شود»، و افزود که باور دارد «راز سهربه‌مهر» مهسا امینی و دیگر جان‌ باختگان «برای همیشه پنهان نخواهد ماند.

کانال کانون صنفی معلمان ایران

***************

درخواست برادر مهسا امینی از ماموران گشت ارشاد: اینجا کلیک کنید.

«خواهرم را نبرید، ما اینجا غریبیم.»

در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، برادر مهسا به ماموران گفت: «خواهرم را نبرید، ما اینجا غریبیم.»
عصر سه‌شنبه، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، حوالی ساعت شش بعدازظهر، مهسا، ژینا امینی، به همراه برادرش در نزدیکی ایستگاه مترو شهید حقانی تهران بود که ماموران گشت ارشاد او را بازداشت کردند.
برادر مهسا به ماموران گفت: «ما در این شهر غریبیم.» اما در پاسخ شنید که خواهرش فقط برای شرکت در یک «کلاس توجیهی» منتقل می‌شود و تا یک ساعت دیگر آزاد خواهد شد...
شاهدان گفته‌اند یکی از ماموران مرد با کوبیدن سر او، مهسا را وادار به پیاده شدن از ون کرد. مهسا نیز پیش از بیهوش شدن، چند بار به اطرافیان گفته بود مورد ضرب و شتم قرار گرفته.
آخرین بار، وقتی به سوی یکی از ماموران رفت، ناگهان سرش را گرفت و بر زمین افتاد. در حالیکه ماموران بی‌تفاوت بودند!
۲۶ شهریور ۱۴۰۱، خبر فوت مهسا رسماً اعلام شد. مرگی که نه فقط خانواده‌ای را داغدار کرد، بلکه نام مهسا را به نماد مقاومت و خیزشی سراسری تبدیل کرد./دادبان

***************

بیانیه خانواده های خاوران در مخالفت با اعدام

چرا ما خانواده های گلزار خاوران به اعدام نه می گوییم.
زیرا ما رنج‌‌ زندان و اعدام عزیزانمان را زیسته ایم ! ما ساک های عزیزانمان را گرفته ایم اما پیکرشان را نه!
ما به اعدام نه می گوییم زیرا سالهاست با رنج جانکاه ناشی از اجرای این حکم برای عزیزان عدالتخواه و آزادیخواهمان زندگی کرده ایم و عمیقا همدرد خانواده هایی هستیم که فرزندان برومندشان قربانی این حکم می شوند.خانواده هایی که هرگز داغ این اندوه از قلبشان زدوده نخواهد شد.
ما به اعدام نه می گوییم زیرا حق حیات ابتدایی ترین حق انسان است و بر مبنای هیچ قانونی نمی توان آن را از کسی گرفت.
ما بر توقف حکم اعدام و جایگزین کردن این حکم با مجازات های بازدارنده تاکید داریم.
ما به اعدام برای هر کس ،هر کجا،و هر زمان و تحت هر عنوان نه می گوییم.

جمعی از خانواده های خاوران (داخل ایران)

شهریور ۱۴۰۵

***************

استوری امجد امینی در آسانه چهارمین سالگرد ژینا (مهسا) امینی اینجا کلیک کنید.

امجد امینی برای دخترش ژینا؛
نام تو در دل هر انسانی جای دارد

امروز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵؛ امجد امینی، پدر ژینا-مهسا امینی، ۸ روز مانده به چهارمین سالگرد قتل حکومتی دخترش، با انتشار یک تصویر از ژینا و با اشاره به ۲۵ شهریور، چهارمین سالگرد شهادت دخترش، نوشت: «نام تو در دل هر انسانی جای دارد.»

۲۵ شهریور ۱۴۰۱، ژینا-مهسا امینی ۲۲ ساله و اهل سقز در نتیجه ضرب ‌و جرح شدید نیروهای گشت ارشاد بعد از به کما رفتن در بیمارستان کسری تهران، جان خود را از دست داد.

قتل حکومتی او اعتراضات گسترده‌ای را در سراسر ایران به دنبال داشت که منجر به خیزش مترقی و مدرنی شد که در سطح جهان بازتاب چشمگیری داشت. هرچند ماه‌ها اعتراضات مردمی با سرکوب سیستماتیک و افسارگسیخته حکومت روبەرو بود و صدها کشته و زخمی برجای گذاشته، اما مبارزات آزادیخواهانه مردم وارد دوران نوینی شده است.

***************

«مزار پسرم کجاست؟»؛ چهار ماه بی‌خبری از محل دفن شاهرخ دانشور اینجا کلیک کنید.

چهار ماه از اعدام شاهرخ (اکبر) دانشور گذشته است؛ اما خانواده او همچنان از محل دفن و مزارش بی‌خبرند. مادر شاهرخ در این مدت با دادخواهی، خواستار روشن شدن حقیقت و مشخص شدن محل دفن فرزندش بوده است.
محروم کردن خانواده از حق دانستن محل دفن عزیزشان، رنج و فشار مضاعفی بر آنان تحمیل می‌کند. این مادر دادخواه تأکید دارد که تا رسیدن به حقیقت و عدالت، از پیگیری حق فرزندش عقب‌نشینی نخواهد کرد.
پنهان نگه داشتن محل دفن جان‌باختگان، نه‌تنها مانع فراموشی نام و یاد آنان نمی‌شود، بلکه بر رنج خانواده‌ها می‌افزاید. مادران دادخواه همچنان صدای حقیقت و عدالت‌خواهی هستند.

***************

سخنرانی بهنام ابراهیم‌ زاده در شنبه‌های اعتراضی کلن

سخنرانی بهنام ابراهیم‌ زاده در شنبه‌های اعتراضی کلن؛ تأکید بر همبستگی، محکومیت سرکوب و هشدار نسبت به انحراف جنبش «زن، زندگی، آزادی»
در جریان آکسیون «شنبه‌های اعتراضی کلن» که به فراخوان احزاب هم‌پیمانی کُرد برگزار شد، بهنام ابراهیم‌زاده، زندانی سیاسی سابق، از خانواده‌های دادخواه و عضو کنشگران حقوق بشر ایران، به ایراد سخنرانی پرداخت.
وی در آغاز سخنان خود با اشاره به پیامی که از داخل ایران دریافت کرده بود، از ادامه فشارها و تهدیدهای نهادهای امنیتی علیه خانواده‌های جان‌باختگان و دادخواهان سخن گفت و تأکید کرد که جمهوری اسلامی همچنان می‌کوشد با ایجاد فضای رعب و سرکوب، صدای دادخواهی را خاموش کند.
ابراهیم‌زاده در ادامه با تأکید بر جایگاه شعار «زن، زندگی، آزادی»، نسبت به تلاش جریان‌های راست افراطی برای به حاشیه راندن این شعار و مصادره مسیر جنبش مردمی هشدار داد و این روند را خطری جدی برای جنبش آزادی‌خواهانه مردم ایران دانست.

کنشگران حقوق بشر ایران

****************

بیانیه خانواده‌های زندانیان بند میثاق زندان لاکان رشت

صدای مظلومیت و استقامت؛ گزارشی از وضعیت بحرانی بند میثاق زندان لاکان رشت
درود بر تمامی مدافعان حقوق بشر، نهادهای بین‌المللی، فعالان مدنی و تلاشگران راه لغو مجازات اعدام،
این نامه را با قلبی سرشار از اندوه اما با اراده‌ای استوار، از سوی جمعی از خانواده‌های زندانیان بند میثاق زندان لاکان رشت خطاب به همه کسانی می‌نویسیم که برای کرامت انسانی، عدالت و حق حیات ارزش قائل هستند.

در شرایطی که روند اجرای احکام اعدام در ایران با شتابی نگران‌کننده افزایش یافته و فضای سرکوب، ارعاب و فشار بر منتقدان و معترضان هر روز گسترده‌تر می‌شود، سکوت جامعه جهانی بیش از هر زمان دیگری دردناک و پرسش‌برانگیز است. در داخل کشور، خانواده‌های زندانیان و خود زندانیان جز پایداری و تحمل هزینه‌های سنگین راهی پیش رو ندارند، اما این حجم از رنج و نقض حقوق انسانی نباید از نگاه افکار عمومی و نهادهای مدافع حقوق بشر پنهان بماند.

زندانیان بند میثاق، انسان‌هایی از میان اقشار کم‌برخوردار و طبقه کارگر هستند که امروز با احکام سنگین، از جمله خطر اجرای حکم اعدام، مواجه‌اند. آنان علاوه بر نگرانی از سرنوشت قضایی خود، هر روز با شرایطی مواجه هستند که سلامت و جانشان را به‌طور جدی تهدید می‌کند.

گزارش‌های خانواده‌ها از وضعیت این بند، از شیوع بیماری‌های جدی، کمبود امکانات درمانی، دسترسی محدود به پزشک متخصص، کیفیت نامناسب تغذیه، آب آشامیدنی غیربهداشتی، نبود شرایط استاندارد بهداشتی، وجود حشرات موذی و همچنین دشواری یا تأخیر در اعزام بیماران به مراکز درمانی حکایت دارد. تداوم چنین شرایطی، سلامت جسمی و روانی زندانیان را با خطرهای جدی روبه‌رو کرده است.

در بیرون از زندان نیز خانواده‌های این زندانیان زیر فشار سنگین مشکلات اقتصادی و روانی قرار دارند. بسیاری از همسران، فرزندان و والدین آنان با دشواری‌های معیشتی و نگرانی دائمی نسبت به وضعیت عزیزانشان دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

ما از تمامی نهادهای بین‌المللی حقوق بشر، گزارشگران ویژه سازمان ملل، سازمان‌های مدافع حق حیات و همه وجدان‌های بیدار جهان درخواست می‌کنیم نسبت به وضعیت زندانیان بند میثاق زندان لاکان رشت بی‌تفاوت نباشند و برای جلوگیری از نقض بیشتر حقوق آنان، از جمله توقف اجرای احکام اعدام، تأمین دسترسی به خدمات درمانی مناسب و نظارت بر شرایط نگهداری زندانیان، اقدامات مؤثر و فوری انجام دهند.
امید آن داریم که همبستگی جهانی بتواند از جان انسان‌ها حفاظت کند و راه را برای تحقق عدالت، آزادی و کرامت انسانی هموار سازد.

صدای زندانیان باشيم

***********

بیانیه کیفرخواست علیه قتل عامی هولناک

قربب شش ماه از قتل عام هولناک دی ماه خونین می گذرد. تنها در دو روز هجدهم و نوزدهم ، صف معترضین خیزش دی ماه که برای رهایی و علیه نابودی معیشت شان به خیابان آمده بودند به گلوله بسته شد و هزاران نفر به قتل رسیدند. تاریخی که به نقطه عطفی بدل شد که باید چشم بشریت به روی آن باز بماند تا محاکمه عاملین و آمرین جنایت خونین آرام نگیرد.
جنایتی که روی همه کشتارهای تاکنونی را سفید کرد و از آن به عنوان هولوکاست اسلامی و نسل کشی یاد می شود.
جنایتکاران آگاهانه شریف ترین انسانها، که با مشتهای اعتراض و فریادهای حق خواهی به میدان آمده بودند را به مسلخ کشاندند و با بیرحمی تمام سلاخی کردند و به کودک، پیر و جوان رحم نکردند.
جان عزیزانمان را گرفتند و جسم بی جانشان را برای نمایش سناریوی شوک آور مرگ به گروگان گرفتند.
تلاش کردند با نمایش هولناک انبوهی از اجساد بر زمین ریخته شده به پیکرهای پاک عزیزانمان بی حرمتی کنند و از مردم معترض زهر چشم بگیرند.
ما دادخواهان را برای گرفتن پیکر پاک عزیزانمان تحت فشارهای مالی و روانی قرار دادند.
گمان می کردند می توانند با ایجاد وحشت و ارعاب مرگ، شور زندگی عزیزانمان را به زیرخاک فرو برند.
هر پیکری که از سیل کیسه های مشکی شوم بر دوش خانواده ها روان می شد به نمادی از زندگی و عصیان بدل شد.
ما با پیکر عزیزانمان پایکوبی کردیم و رقص کنان آنان را به خاک سپردیم، تا یاد جاودانه شان، خواب را از چشم قاتلان برباید.
اجازه نمی دهیم خاک مرگ بر نام جاویدنامان بپاشند.
آنها زنده ترین نامها باقی خواهند ماند.
نام هایشان پرچم دادخواهی همه ما می باشد.
کیفر خواست دی ماه خونین با فریاد "نمیبخشیم" دادخواهان همراه می شود و از دادخواهان خاوران پشت درب های بسته تا به امروز همه با هم یکصدا هستیم.
صف دادخواهی ما دیگر نه فقط خانواده های جانباختگان که به گستره ی همه مردم ایران است.
ما زخمی در دی ماه خونین خوردیم که تا محاکمه کشاندن همه آمرین و عاملین کشتار عزیزانمان مرحم نخواهد گرفت.
بین ما و حاکمان دریایی از خون است!
از خاک سپاری پیکرهای شریف ترین انسانها، جوانه ها می رویند و نوید آزادی خواهند شد و گورسپاری جنایتکاران، حکم نابودی شریان پلیدیهاست.
کیفرخواست ما علیه جنایتکاران قاتل، پرچم دادخواهی ماست.
اجازه نمی دهیم نام و یاد عزیزانمان گرد فراموشی بگیرد .
اجازه نمی دهیم بشریت چشمش را به روی هولناک ترین قتل عام خیابانی توسط حکومت ببندد.
ما دادخواهان به همراه همه مردم معترض خواهان محاکمه و مجازات همه آمرین و عاملین کشتار دی ماه و همه جنایتهای چندین دهه جمهوری اسلامی هستیم. پرونده کشتار دیماه ۱۴۰۴ و جنایات جمهوری اسلامی را به دادگاههای بین المللی ببریم و اعلام کیفرخواست کنیم.

نه میبخشیم نه فراموش میکنیم

دادخواهی ادامه دارد

دادخواهان دی ماه:
از همه خانواده های دادخواه دی ماه خونین میخواهیم به این کیفرخواست بپیوندند و موارد دادخواست خود را به کیفرخواست اضافه کنند.

نهاد دادخواهان - ۱۴ تیر ۱۴۰۵

***********

عفو بین‌الملل خواهان پیگیری عدالت کیفری بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی شد اینجا کلیک کنید.

شش ماه پس از قتل‌عام معترضان در دی‌‌ماه ۱۴۰۴، عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که ناکامی جامعه جهانی در پیگیری عدالت در رابطه با این کشتار، جمهوری اسلامی را برای "کشتارهای گسترده بیشتر" جسورتر کرده و از آنجا که هیچ چشم‌اندازی برای تحقق عدالت در ایران وجود ندارد، باید مسیرهای عدالت کیفری بین‌المللی "به عنوان یک اولویت فوری و غیرقابل مذاکره" دنبال شوند.
دیانا الطحاوی، معاون مدیر منطقه‌ای خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل، گفت: «شش ماه پس از آنکه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی طی دو روز هزاران مرد، زن و کودک را به شکل غیرقانونی در سراسر کشور کشتند، ناتوانی جامعه بین‌المللی در انجام اقداماتی مؤثر برای پیگیری عدالت بین‌المللی، غیرقابل توجیه است.»
او اضافه کرد: «جهان نباید اجازه دهد چرخه فزاینده جنایت‌های ناقض حقوق بین‌الملل علیه معترضان، در سایه تلاش‌های جاری برای دستیابی به یک توافق پایدار میان آمریکا و ایران به منظور پایان دادن به جنگ، به فراموشی سپرده شود یا تحت‌الشعاع قرار گیرد.»

***********

به مناسبت روز جهانی مادر اینجا کلیک کنید.

«مادران دادخواه» به مادرانی اطلاق میشود که پس از کشتار فرزندانشان در اعتراض‌ها و اعدام‌های سیاسی، برای پیگیری حقیقت و مجازات عاملان به مبارزه برخاسته‌اند؛ در ایران این جنبش با نامه‌های گروهی مادران به مسئولان جمهوری اسلامی در دی ۶۷ آغاز شد و با عنوان «مادران خاوران» فراگیر شد.

مادران دادخواه در ایران از دهه ۶۰ تا دی‌ماه ۱۴۰۴، در چند نسل متمایز با تجمع‌های خیابانی، نامه‌نگاری حقوقی و ارتباط با نهادهای بین‌المللی برای مطالبه حقیقت و عدالت تلاش کرده‌اند؛ جنبشی که نه‌تنها روایت رسمی سرکوب را شکسته‌اند که همانند مادران میدان مایو در آرژانتین، مادران شنبه ترکیه و مادران ناپدیدشدگان شیلی با تکیه بر مشروعیت اخلاقی نقش مادری، به بخشی از حافظه جمعی ما تبدیل شده است.

ویدیو، مربوط به دیدار گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی و دایه مینا، مادر شهریار محمدی و همچنین مادر، اسرین و میلاد محمدی، در خرداد ۱۴۰۳ است

پ.ن.عبارت «خفته در دامنت توفان زمان / داری در یاد خود درد و تلخی‌ها» برگرفته از شعر «سرود خاوران» سروده زنده یاد پروانه میلانی است؛ شاعر و از چهره‌های ماندگار جنبش دادخواهی است.

از: جاستیداد
مادران دادخواه

***********

صدیقه مکرمی، مادری دیگر از مادران خاوران درگذشت اینجا کلیک کنید.

صدیقه مکرمی (اسکندری)، مادری دیگر از تبار مادران خاوران، چشم از جهان فرو بست و به مادرانی پیوست که بی‌آنکه پاسخی برای دادخواهی سالیان خود بیابند، ناگزیر این جهان را ترک کردند؛ مادرانی که عمرشان در جست‌وجوی حقیقت، عدالت و نشانی از فرزندان‌شان گذشت.
صدیقه مکرمی، مادر شاپور ـ علیرضا اسکندری ـ روز شنبه نهم اردیبهشت، در سن ۹۰ سالگی، در بیمارستانی در شمال ایران درگذشت. فرزند او، علیرضا اسکندری (شاپور)، بنا بر گواهی صادرشده از سوی حکومت، در پنجم مرداد ۱۳۶۷ در زندان اوین اعدام شد.
عفت ماهباز، همسر علیرضا اسکندری و عروس خانواده که خود نیز از زندانیان سیاسی دهه شصت است در این باره نوشت: «مادر شاپور، همچون دیگر خانواده‌های زندانیان سیاسی اعدام‌شدهٔ دههٔ شصت، بیش از چهار دهه چشم‌انتظار روشن شدن حقیقت کشتار تابستان ۱۳۶۷ و شناسایی عاملان و آمران آن جنایت ماند. تا واپسین سال‌های زندگی، ذهن و دلش درگیر همان پرسش‌های بی‌پاسخ بود:
پیکر فرزندان‌مان کجاست؟ چرا و به چه جرمی کشته شدند؟ محل دفن‌شان کجاست؟ وصیت‌نامه‌ها و یادگارهایشان چه شد؟
او، همچون دیگر مادران دادخواه، خواهان حقیقت، عدالت و پاسخگویی بود. مادر شاپور دادخواهی را، همانند دیگر مادران خاوران، تا پایان عمر و با وجود همه فشارهایی که بر آنان اعمال می‌شد ادامه داد. او هر سال، در جمعه‌های اول شهریور و آخرین جمعه سال، به خاوران می‌رفت و همراه دیگر مادران، یاد فرزندان برومند این سرزمین را گرامی می‌داشت.
صدیقه مکرمی، مادر شاپور که بعدها برای من نیز چون مادری مهربان بود، با وجود تحصیلات اندکش، زنی آگاه، روشن‌فکر و کم‌نظیر بود. او معنای برابری زن و مرد را عمیقاً درک کرده بود و آن را در زندگی و تربیت فرزندانش به روشنی نشان می‌داد. من این نگاه انسانی و برابرخواهانه را در زندگی مشترکم با شاپور به‌خوبی لمس کردم».

***********

روز جهانی مادر اینجا کلیک کنید.

مادرانی داغدار که سهمشان از این زندگی شد مشتی خاک.
سهمشان شد چشمانی پر از اشک که بر در ماند تا شاید عزیز از دست‌ رفته‌شان بر چارچوب در ظاهر شود.
مادرانی که به وقت اذان صبح پشت درهای سرد زندان نام فرزندشان را صدا کردند تا که بر دار نشود.
روز جهانی مادر است، اما سهم مادران ایران دلی است پر از داغ فرزند و چشمی پر از اشک و خون و صورت‌هایی که از داغ فرزند رنگی به صورت ندارند.

***********

همبستگی مادران دادخواه

حضور مادر « عرشیا براری » در همدردی با خانواده « ایلیا اجاقلو » بر مزار او
ایلیا اجاقلو و عرشیا براری هر دو در اعتراضات ۱۸دی۱۴۰۴ زنجان با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شدند.

***********

مادر معتمدی، مادری دیگر از مادران خاوران درگذشت

مادر معتمدی، مادری دیگر از مادران خاوران جهان ما را گذاشت و گذشت مادر فرخ معتمدی (مادر هدایی)، مادری دیگر از تبار مادران خاوران، روز چهارشنبه ١٩ آذر ١٤٠٤ برابر با ١٠دسامبر ٢٠٢۵، بعد از نزدیک به پنج دهه رنج و دادخواهی، در منزل‌اش در کرج دیده بر جهان فرو بست. مادر هدایی، مادر منیژه و بیژن هدایی بود.
منیژه، از اعضای سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر، عضو مرکزی سازمان دانش‌آموزی و دانش‌جویی و پیش از دستگیری عضو مشاور مرکزیت این سازمان بود.
بیژن، هوادار سازمان و از مسئولان بخش دانش‌آموزی و دانشجویی سازمان پیکار بود. مسعود جیگاره‌ای، همسر منیژه، داماد مادر هدایی، از اعضای رهبری سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر بود. منیژه در هنگام دستگیری شش ماهه حامله بود. فرزند آنان در زندان متولد شد و از سرنوشت او اطلاعی در دست نیست. جمهوری اسلامی بیژن را هشتم آذر ١٣٦٠ و منیژه و همسرش مسعود را در یک روز در بهمن یا اسفند ١٣٦١ در زندان اوین اعدام کرد.
مادر هدایی، به هنگام اعدام پسرش بیژن و سپس دخترش منیژه و دامادش مسعود در مقابل زندان اوین به اعتراض دست می‌زند و شعارهایی در محکومیت اعدام آنها سر می‌دهد. سرکوبگران جمهور اسلامی او را در حالی که نسبت به اعدام منیژه و مسعود اعتراض می‌کند، دستگیر و به زندان اوین می‌برند و در پتویی می‌پیچند و آنقدر او را بر زمین می‌کوبند که تا پایان عمر از درد کمر رنج می‌کشید. در حالی‌که او را با این وضعیت به سلول انفرادی می‌بردند، شعر بلندی را می‌خواند. او بعد از سه ماه آزاد می‌شود و همان شعر را به‌عنوان مادری دادخواه در مراسم‌ هشت مارس در کرج و سپس در مراسم‌های خاوران و یادبود فرزندانش در منزل می‌خواند. مادر هدایی از روحیه بالای مبارزاتی و همبستگی برخوردار بود و در هر جمعی که وارد می‌شد به افشاگری علیه جنایات جمهوری اسلامی می‌پرداخت.
مادر هدایی و همسرش تا قبل از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ در ارتباط با حزب توده فعالیت می‌کردند. مادر هدایی فعالیت‌اش را تا سال‌ها بعد از کودتا با سازمان دمکراتیک زنان ادامه داد و در جریان جنگ ویتنام، برای کمک به مردم ویتنام بافتنی می‌بافت. بنیاد ایران تریبونال، یاد مادر هدایی (مادر فرخ معتمدی) را گرامی می‌دارد و فقدان وی را به‌ فرزندان‌اش و خانواده‌‌های معتمدی و هدایی، خانواده بزرگ خاوران و جنبش دادخواهی ایران تسلیت می‌گوید.

یاد مادر هدایی (مادر فرخ معتمدی) گرامی باد!

بنیاد ایران تریبونال پنجشنبه ٢٠ آذر ١٤٠٤ برابر با ١١ دسامبر ٢٠٢٥

***********

گرامیداشت یاد قربانیان پرواز ۷۵۲ توسط خانواده هایشان

جمعی از خانواده‌های جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی، جمعه ۲۵ مهر در آرامگاه لواسان گرد هم آمدند تا یاد عزیزان متولد مهرماه را گرامی بدارند. این تجمع با راه‌پیمایی کوتاه و در دست داشتن عکس و پلاکارد، اعتراض آشکار به اظهارات اخیر علی شمخانی بود؛ اظهاراتی که در آن عمدی بودن شلیک به پرواز ۷۵۲ انکار شد. خانواده‌ها بر ادامه دادخواهی تأکید کردند و هرگونه سناریو برای انکار حقیقت را تلاشی برای منحرف‌کردن افکار عمومی دانستند. اینجا کلیک کنید.
پرواز ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین، چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، تنها ۳ دقیقه پس از برخاستن، توسط دو موشک پدافند هوایی سپاه هدف قرار گرفت.

***********

فراخوان!

همه با هم علیه اعدام

سه شنبه ۲۳ اردیبهشت تا سه شنبه ۶ خرداد

نه به اعدام و کشتن انسانها به هر اتهام و جرمی!
اعدام نکنید!

اعدام و قتل حکومتی انسانها از ابزارهای جنایت حاکمان بوده و با تداوم این جنایت حکومتی آشکار، هر روز به خانواده هایی که تجربه کشته شدن عزیزانشان توسط ماشین جنایت اعدام تجربه می کنند، افزوده می شود.
تنها در چند ماه اول سال میلادی ۲۰۲۵ تعداد ۳۵۹ مورد اعدام در ایران گزارش شده است، به طوری که ۳۸ شهروند بلوچ در طی ۲۷ روز گذشته اعدام شده اند.
به اعدام، این جنایت آشکار علیه بشریت پایان داد.
باید مجازات شنیع اعدام متوقف و همه احکام اعدام لغو شود!
ما خانواده های محکومین به اعدام که هر لحظه در انتظار هولناک اعدام عزیزانمان هستیم، در کنار خانواده هایی که زخم جانکاه اعدام را برای همه عمر در سینه دارند همگان را فرا می خوانیم تا از تاریخ سه شنبه ۲۳ اردیبهشت تا سه شنبه ۶ خرداد، برای توقف اعدام ها در ایران دست به دست هم دهیم و از همه انسانهای آزادیخواه و نهادهای حقوق بشری در سراسر دنیا می خواهیم پژواک صدای محکومین به اعدام و خانواده هایشان باشند.

نه به اعدام

سه‌شنبه‌های نه به اعدام

اعدام قتل عمد حکومتی

امضاها:

۱- اعدام نکنید

۲- دادخواهان

۳- جمعی از خانواده های محکومین به اعدام

***********

سخنان فریبا بلوچ در سمینار دادخواهی و مبارزه با ناپدیدسازی قهری در ایران

در سمینار «دادخواهی و مبارزه با ناپدیدسازی قهری در ایران» که روز یکشنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۳ در شهر کلن آلمان برگزار شد، خانم فریبا بلوچ در سخنرانی خود تأکید کرد که دادخواهی نه‌تنها مطالبه‌ی عدالت، بلکه مقاومتی در برابر بی‌عدالتی‌های سیستماتیک است.
این نشست در سالگرد حکم اعدام محسن مظلوم، پژمان فاتحی، وفا آذربار و هژیر فرامرزی، چهار متهم پرونده موسوم به «بازداشت‌شدگان صومای برادوست» در روز دوشنبه ۹ بهمن ‌ماه ۱۴۰۲ در زندان قزلحصار کرج برگزار شد.
برای مشاهده و شنیدن سخنرانی فریبا بلوچ اینجا کلیک کنید.

***********

پدر پخشان عزیزی، زندانی محکوم به اعدام:

«دختر من سیاسی نبوده و نیست، او مددکار است»

این پدر نگران اضافه می‌کند: اینجا کلیک کنید.
‏«چه کسی می‌تواند در یک دوره‌ی کوتاه همزمان دوره‌ی آموزشی دندانپزشکی، سیاسی، و نظامی را بگذراند. پرونده پخشان حتی با عقل هم جور در نمی‌آید.»
او از همه‌ی کسانی که انسانیت را اساس وجدان خود قرار می‌دهند درخواست دارد که صدای دخترش باشند که در چنگال بی‌عدالتی افتاده است.
پخشان عزیزی با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده است، این در حالی است که معین خزائلی، حقوق‌دان، درباره پرونده پخشان این طور توضیح می‌دهد:
«جزییات پرونده پخشان نشان می‌دهد که صدور حکم اعدام در نتیجه یک پرونده‌سازی محض علیه او بوده است، بدون هرگونه توجه به مدارک و شاهدی که در پرونده موجود است، یعنی مدارکی که وکیل پخشان، آقای رییسیان در شبکه ایکس منتشر کرده‌اند، نشان از آن دارد که پرونده کاملا به نفع موکلش پخشان بوده است و بی‌اساس بودن اتهام بغی را به طور آشکار نشان می دهد.
اما اتهام بغی به صرف عضویت در گروه‌هی خاص محقق نمی‌شود از جنبه قانونی، اولا خود عضویت محل سوال است، صرف عضویت در گروه‌های معارض به معنی بغی نیست، بر اساس قانون، بغی یعنی : عضویت در گروهی است که بر علیه جمهوری اسلامی قیام مسلحانه کند. درحالی که گروهی که پخشان عضو آن بوده نه تنها مسلح نبوده، بلکه نشان می‌دهد پخشان به عنوان یک مددکار اجتماعی که در جریان جنگ‌های سوریه در جریان بود، به عنوان پرستار در آن مناطق حضور داشته و فعالیت می‌کرده و اسنادش هم موجود است.
مساله دیگر این است که چندین سازمان بین‌المللی اسنادی منتشر کرده‌اند و گواهی‌کرده‌اند که پخشان به عنوان مددکار و امدادگر در سوریه فعالیت داشته است. حتی اسنادی وجود دارد که نهادهای حاکمیتی داخل ایران هم تاکید کرده‌اند که پخشان عزیزی هیچ گونه فعالیتی جز فعالیت‌های مددکاری و امدادی در سوریه و عراق نداشته است.
تمام این مدارک نشان می‌دهد که پخشان در هیچ گروه مسلحی عضو نبوده است.
گروهی که پخشان عزیزی در آن فعالیت داشته به هیچ وجه گروه مسلحانه و علیه جمهوری اسلامی نبوده است، و قیام کرده باشد، نکته بعدی اینکه خانم پخشان به هیچ وجه در فعالیت‌هایش سابقه فعالیت در گروه‌های نظامی نداشته و براساس اسنادی که وجود دارد و در پرونده موجود است و وکیل ایشان منتشر کرده است، سازمان‌های مختلف در خارج و ایران تاکید کرده‌اند که فعالیت‌های ایشان صرفا مددکاری بوده است.»

شنبه ۲۲ دیماه ۱۴۰۳

***********

بیانیه‌ی تشکل‌ها و فعالان زنان و مدنی کردستان

در مخالفت با تایید حکم اعدام پخشان عزیزی

بیانیه‌ی تشکل‌ها و فعالان زنان و مدنی کردستان( دادخوازانی کردستان. اتحاد زنان کردستان. فعالین حقوق زنان سنندج و زنان در کردستان علیه تبعیض جنسیتی)
مردم مبارز ایران

نیک آگاهید،در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، هرگاه حکومت مستبد با چالش های جدی و افول اقبال خود در داخل و خارج ایران در طول حاکمیت ۴۵ ساله خود مواجه شده بر سرعت ماشین اعدام خود افزوده است.
پخشان عزیزی مددکار انساندوستی که روزی یاری رساننده آوارگان اردوگاه های شنگال و سوریه از دست داعش بوده ،حکم اعدام او در بیدادگاه حکومت داعشی جمهوری اسلامی ایران، تایید شده است.
ما فعالان حقوق زنان،فعالان مدنی،فعالان سیاسی و خانواده‌های دادخواه اعلام می داریم جمهوری اسلامی در روزهای پایانی حکمرانی خود قرار گرفته است، حکومت استبدادی که ناتوان در تامین نیازهای اولیه و اساسی(برق، آب و گاز) است، با توحش می‌خواهد‌ حکم اعدام و قتل‌های حکومتی را اجرا نماید.
بیدادگاه‌های حکومتی احکام اعدام و اجرای آن را در چنین برهه تاریخی ابزاری برای سرکوب و کنترل جامعه برگزیده‌اند و جبران شکست‌های منطقه‌ای و ثبات قدرت خود را در ایجاد رعب و کنترل جامعه با صدور احکام اعدام دیده‌اند.
روند تصاعدی احکام اعدام و اجرای آن نشان از هراس و وحشت حاکمان فعلی از پیشروی جامعه و ته‌کشیدن سرمایه‌های اجتماعی آنان است.
ما ضمن مخالفت با حکم اعدام #پخشان_عزیزی، #وریشه_مرادی و تمام فرزندان این سرزمین، اعلام می‌داریم امروز زمان آمدن به کف خیابان برای توقف ماشین اعدام است.
این بار دیگر مرعوب (طبیعی‌سازی) نشویم و سرفصل تازه‌ای از مبارزه آزادی‌خواهانه را با ایستادن در مقابل اقلیت جمهوری اسلامی ایران آغاز کنیم.

بار دیگر همچون شهریور ۱۴۰۱سکوت را بشکنیم.

پیروزی از آن ماست، زنده‌باد زندگی، نه به اعدام

دادخوازانی کردستان

فعالین حقوق زنان سنندج

اتحاد زنان کردستان(یه کیه تی ژنان کوردستان)

***********

پیام امجد امینی درباره تایید حکم اعدام پخشان عزیزی

خبر دهشتناک تأیید اعدام دختر بی گناه کورد ایرانی و مددکار و دلسوز اجتماعی خانم پخشان عزیزی آنقدر ناعادلانه و بی رحمانه است که روح و روان هر انسانی را که وجدانی زنده دارد می آزارد و آدمی را از این همه بی رحمی و قساوت به حیرت می اندازد.
بدون شک اعدام این دختر شریف، برگ سیاهی بر تاریخ حاکمیت فعلی خواهد بود و تبعات انسانی و سیاسی این حکم ناروا دامن مسئولان امر را دیر یا زود خواهد گرفت.
به عنوان پدری داغدیده که خون دخترم مهسا(ژینا امینی)، مظلومانه بر خاک ریخته شد و تا اکنون کسی پاسخگوی این غدر و ظلم بزرگ نبوده است.
همراه با همه خانواده های داغدار و دل سوخته با خانواده پخشان عزیزی همدردی می کنم و با تمام وجود فریاد می زنم که این حکم ناروا را تنقض نموده و اعدام را در این کشور متوقف کنید و بیش تر از این خانواده ها را داغدار عزیزانشان نکنید.

امجد امینی پدر زنده یاد مهسا(ژینا امینی)

***********

اعتراض گوهر هشقی: در مقابل احکام اعدام سکوت نکنید

گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس کشته‌شده در زندان جمهوری اسلامی، با انتشار ویدئویی به احکام اعدام صادر‌شده از سوی جمهوری اسلامی واکنش نشان داد.
او در توضیح این ویدیو نوشت: «فرزندانم! از همه آنهایی که به انسانیت و به ایران فکر می‌کنند، درخواست می‌کنم که در مقابل احکام اعدام سکوت نکنند، سکوت امروز ما موجب می‌شود که این طناب‌های دار فردا روی گردن ما بیفتد.» اینجا کلیک کنید.

***********

سنندج، محکوم کردن حکم اعدام پخشان عزیزی، از سوی خانواده دادخواهان

بعد از خبر‌ تائید حکم اعدام پخشان عزیزی زندانی سیاسی کوررد محبوس در زندان از سوی دیوان عالی کشور، خانواده‌های دادخوه این حکم را محکوم کردند.
۲۰ دی ماه ۱۴۰۳ پس از تائید حکم اعدام پخشان عزیزی زندانی سیاسی و مددکار اجتماعی و‌ کنشگر مدنی از سوی دیوان عالی کشور، بسیاری از مادران دادخواه و خانوادهای جانباختگان ژن،ژیان،ئازادی به صدور این حکم واکنش نشان دادند.
فرشید عبدالهی و آرزو حسینی با انتشار ویدیویی اعلام کردند ما بعنوان یکی از خانوادهای دادخواه خواهان توقف و لغو حکم اعدام پخشان عزیزی و‌ وریشه مرادی هستیم و همچنین از تمام سازمانهای حقوق بشر و فعالین حقوق بشر تقاضا داریم برای لغو و توقف احکام اعدام در زندانهای ایران با تمام وجود تلاش کنند. اینجا کلیک کنید.

***********

اعتراض خانواده‌های دادخواه به احکام اعدام

در پی تایید حکم اعدام پخشان عزیزی، فعال مدنی کرد زندانی، شماری از اعضای خانواده‌های دادخواه صداهای خود را در اعتراض به احکام ناعادلانه اعدام در ایران بلند کردند. در ویدئوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، خانواده‌های دادخواه خواستار آزادی وریشه مرادی، پخشان عزیزی و سایر زندانیان سیاسی شدند. اینجا کلیک کنید.

***********

حمایت مادران دادخواه کُردستان از پخشان عزیزی و وریشه مرادی

مادران دادخواه جاویدنامان میلاد معروفی، امجد عنایتی، شهریار محمدی، هیوا جان جان، ابراهیم شریفی‌فر، هژار مام خسروی، از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بوکان، با انتشار پیامی ویدیویی ضمن حمایت از پخشان عزیزی و وریشه مرادی، خواهان لغو حکم ناعادلانه اعدام این دو زن زندانی سیاسی شدند. اینجا کلیک کنید.