افق روشن
www.ofros.com

... مجموعه اخبار، گزارشات، اطلاعیه ها و


کانون مدافعان ...                                                                                                  شنبه ۲ تیر ۱۳۹٧ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱٨


به آفتابکاران

به یاد سی و هفتمین سالروز تیرباران «سعید سلطان پور»

کتابچه‌ی «به آفتابکاران» از انتشارات «کمیته‌ی از زندان تا تبعید» است. کمیته‌ی «از زندان تا تبعید» در اوایل سال ۱۳۵۷ توسط سعید سلطان‌پور و گروهی از زندانیان سیاسی در خارج از کشور و با هدف افشای جنایت‌های رژیم پهلوی در زندان‌ها تأسیس شد.
فعالیت این کمیته از لندن شروع و در فرانسه، ایتالیا و آلمان ادامه یافت. از جمله فعالیت های کمیته، برگزاری تظاهرات ضد رژیم پهلوی، شعرخوانی سعید سلطان‌پور و مصاحبه‌های مطبوعاتی بود که در آن‌ها، شکنجه‌های زندانیان توسط ساواک افشا می‌شد.
هم‌زمان با این افشاگری‌ها، سعید سروده‌هایی که در زندان، خود و دیگر زندانیان گفته بودند را بازآفرینی کرده و در این کتابچه چاپ کرد. متن کتاب دستنویس است چرا که در آن زمان، ماشین تایپ فارسی در دسترس گروه نبود. این کتابچه به تیراژ بالا در برلین، چاپ و در سراسر اروپا، پخش و پس از بهمن ۱۳۵۷ این کتابچه در ایران توسط «کارگاه هنر ایران» بازنشر شد. برای مشاهده و مطالعه کتابچه اینجا کلیک کنید.

****************

ویژه برنامه “صدای کانون” به مناسبت روز جهانی لغو کار کودک

با توجه به آن که سالهاست نهادهای بین المللی، مبارزه‌ای را برای لغو کار کودکان شروع کرده اند و سابقه‌ی ممنوعیت کار کودکان به سال‌ها پیش برمی‌گردد، اما شاهد آن هستیم که نه تنها در این زمینه موفقیتی حاصل نشده بلکه در بسیاری جهات عقبگرد نیز شده است. پارلمان انگلستان در سال ۱۸۴۸ کار کودکان را ممنوع اعلام کرد. این ممنوعیت به دنبال آن صورت گرفت که سال‌ها مبارزات و اعتراضات کارگری در برابر بی‌حقوقی کودکان کارگر جامعه را فرا گرفته بود و گزارش بازرسان حاکی از آن بود که استثمار وحشیانه کودکان به وسیله‌ی سرمایه‌داران نوخاسته آن چنان شدید است که ممکن است نسل آینده دچار کمبود نیروی انسانی شود. از آن سال به بعد کشورهای دیگری نیز کار کودکان را لغو کردند.
در مقاوله‌نامه‌های سازمان جهانی کار پس از جنگ جهانی دوم کار کودکان زیر ۱۸ سال ممنوع اعلام شده است . همچنین در پیمان نامه حقوق کودک مصوب ۲۰ نوامبر ۱۹۷۹ مجمع عمومی ملل متحد کار کودک ممنوع اعلام شده اما با کمال تاسف و سرشکستگی جامعه بشری در مقاوله‌نامه ۱۸۲ سازمان جهانی کار در سال ۱۹۹۹ عقب‌گردی وحشتناک در زمینه‌ی کار کودک صورت می‌گیرد در این مقاوله‌نامه تنها “بدترین اشکال کار کودک” محکوم می‌گردد که این بدترین اشکال کار کودک شامل قاچاق کودکان، وادار کردن کودکان به روسپی‌گری یا فروختن آنان به بردگی و یا….. می‌شود. این مقاوله‌نامه که با الفاظ فریبنده‌ای هماننند جنایت و ضدانسانی بودن بدترین اشکال کار کودکان و ضرورت جلوگیری از آن و….داد سخن می‌دهد، در حقیقت بر کار کودکان به صورت اقتصادی و مشروع سرمایه‌داری!! صحه می‌گذارد.
نظام کنونی جهانی نمی‌تواند کار کودکان را لغو کند. زیرا نمی‌تواند از سودهای کلان و بادآورده خود بگذرد که حاصل کار ارزان و یا رایگان کودکان است. نظام سرمایه داری در هر جا که مجبور شده است تحت فشار افکار عمومی با این پدیده مقابله کند، بلافاصله دریچه‌ای دیگر ر ا برای استفاده از کار کودکان گشوده است. نظام سرمایه داری بسیاری از کار های زیان‌آور و با تکنولو‍‍‍ژی ابتدایی را به کشورهایی منتقل می‌کند که در آن از کار کودک بیشتر استفاده می‌کنند (پاکستان، بنگلادش، هند، و…) واز این طریق سودهای کلان خود از کار کودک را تامین می‌کند. از همین روست که ما شاهد گسترش کار کودکان در کشورهایی هستیم که تکنولو‍ژی عقب‌مانده‌تری دارند که به نیروی کار ساده‌تری نیازمند است. گسترش کار کودکان در این کشورها است که نظام سرمایه‌داری را همچنان به تداوم استثمار از کار کودکان تشویق می‌کند تا کل این نظام از آن بهره‌مند شود و نهادهای جهانی و حقوق بشری نیز با چشم‌پوشی از این ستم آشکار بر کودکان و ارائه آمارهای غلط از کاهش کار کودکان در کشورهایی خاص به خود جایزه می‌دهند.
نظام سرمایه‌داری که به ضرورت کار کودک برای بقاء خود پی برده است، تمام تلاش خود را به کار می‌برد تا آن را قانونی کند. از یک طرف با تصویب مقاوله‌نامه‌هایی، تنها بدترین شکل آن را محکوم کند و از طرف دیگر با ایجاد نهادهای غیردولتی همانند ان جی او‌ها سعی می‌کند تا به نوعی نهادهای خیریه‌ای و کمک‌رسانی ایجاد کند تا به کودکان کار کمک‌های ناچیزی ارائه دهد و زشتی این کار را بپوشاند. نهادهای سرمایه‌داری با برگزاری سمینارها و نشست‌های پرهزینه هر از گاهی در یکی از کشورها با دعوت از صاحب‌نظران و متخصصان خود نظام سرمایه‌داری سعی برآن دارند تا به اصطلاح راه‌حلی برای گسترش کار کودکان که هر روز بیشتر می‌شود ارائه دهند. آن‌ها نیز به جای تاکید بر لغو کار کودک به مساله کار کودکان به عنوان واقعیتی موجود می‌نگرند و برنامه‌هایی را ارائه می‌دهند که به هیچ عنوان به لغو کار کودک عنایتی ندارد. با تاکید بر ایجاد نهادهای کمکی تعداد اندکی از کودکان کار را تحت پوشش قرار می‌دهند و مابقی را به دست بازار کار می‌سپارند تا سیستم طبقاتی و بهره کشی از کودکان را ادامه دهند. آن‌ها از زیر بار آموزش کودکان که ضرورت زندگی امروزه و بقاء و دوام زندگی کودکان است شانه خالی می‌کنند و با خصوصی کردن آموزش و پرورش و بهداشت و درمان و همچنین تامین مسکن، تمام بار تامین یک زندگی اولیه را بر دوش خانواده‌هایی می‌اندازند که خود از فقر و گرسنگی در عذابند.
برخورد رادیکال با مساله کار کودکان چیست؟
تنها راه حل برای مقابله با کار کودک و در حقیقت لغو آن، نابودی نظام سود محور سرمایه داری است. مقابله با این نظام دو وجه نظری و عملی دارد. به لحاظ نظری برخورد با نظام سرمایه‌داری باید در تمام برآمد‌های گفتاری، شنیداری، نوشتاری و آثار هنری و هر آن چه که مربوط به آموزش و آگاهی رسانی می‌شود، مد نظر قرار گیرد و از این طریق کار کودک به هر شکلی که هست، نفی شود و در هر فرصت، ازلی و ابدی نبودن نظام سرمایه‌داری را نشان داد، نظامی که از کودکان بهره‌کشی وحشیانه می‌کند.
به لحاظ عملی باید همه به خصوص خود کودکان کار را با حقوق‌شان آشنا کرد و به آنان آموخت که انسان‌اند، هم ردیف دیگران و حق زندگی‌ای شرافتمندانه دارند و این دیگران هستند که از آنان حق زندگی را سلب کرده‌اند.
ما اعتقاد داریم که برای لغو کار کودک باید موارد زیر اجرایی شود:
۱ -آموزش و پرورش رایگان در تمام سطوح و در تمام کشورها بدون هیچ قید و شرطی باید برای کودکان فراهم شود.
۲- تامین بهداشت رایگان و بیمه های عمومی برای تمام کودکان جهان از وظایف اولیه دولت هاست. هیچ عذر و بهانه ای در این زمینه پذیرفتنی نیست.
۳- مسکن مناسب برای تمام کودکان و خانواده های آنان باید فراهم باشد. هیچ کودکی نباید وجود داشته باشد که بدون سرپناه باشد و هیچ خانواده بدون مسکنی نباید وجود داشته باشد. ۴- تامین شغل برای برای همه و پرداخت بیمه بیکاری برای کسانی که در پی یافتن شغل هستند. ۵- حداقل دستمزد باید به گونه ای باشد که زندگی یک خانواده ی معمولی را در حد استانداردهای انسانی تامین کند تا هیچ خانوادهای و هیچ پدر ومادری مجبور نباشد کودک خود را برای کار به بیرون از خانه بفرستد. ۶- کارکودک باید جرم اعلام شود و هر کس که از کار کودکان استفاده می کند باید مجرم شناخته شده و تحت تعقیب قرار
گیرد. بی شک جرم انگاری کار کودک، هنگامی امکان پذیر است که ۵ مورد اول به اجرا در آمده باشد.
به آن امید که هیچ کودکی مجبور نباشد برای سیر کردن شکم خود و تامین نیازهای تن به کارهای طاقت فرسا دهد.
ویژه برنامه صدای کانون را می توانید از اینجا بشنوید: اینجا کلیک کنید.

****************

ویدئو کلیپی به مناسب ۱۲ ژوئن، روز جهانی لغو کار کودک

به امید روزی که هیچ کودکی برای تامین هزینه زندگی خود و خانواده اش کار نکند.
برای دیدن ویدئو اینجا کلیک کنید.

****************

بیانیه کانون صنفی معلمان تهران پیرامون ادامه بازداشت موقت محمد حبیبی و کارشکنی در روند مرخصی اسماعیل عبدی

به نام خداوند جان و خرد
نزدیک به یک ماه از بازداشت غیر قانونی و موقت محمد حبیبی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران می گذرد. محمد حبیبی در زمان حضور در تجمع مسالمت آمیز ۲۰ اردیبهشت به شیوه ای بسیار خشن و پس از ضرب و شتم شدید بازداشت شد، جدا از سایر بازداشتی ها نگهداری شد و در حالی که می توانست مانند سایرین با وثیقه آزاد شود، برخلاف تمام موازین قانونی، با اعمال فشار از جانب ضابط و با پذیرفته نشدن وثیقه به زندان تهران بزرگ منتقل شد. تا سیر نقض مقررات و قانون از سوی مراجع قضایی کامل شود. همه ی این رفتار های خلاف قانون و مغایر با استقلال قوه قضاییه در حالی صورت گرفت که محمد حبیبی به خاطر ضربات مشت و لگد هنگام بازداشت و کشیده شدن روی زمین نیاز به درمان فوری در خارج از زندان داشته و هم اکنون به دلیل آسیب های وارده دچار مشکل تنفسی و درد در قفسه سینه است. اما متاسفانه می شنویم که به دلیل کمبود شدید امکانات و نامناسب بودن شرایط زندان تهران بزرگ برای نگهداری زندانیان و بالاتر از آن بی توجهی به حداقل حقوقی که در قوانین موجود برای زندانی در نظر گرفته شده است، تنها داروی مسکن مصرف می کند و هیچ گونه اقدام درمانی صورت نگرفته است. کانون صنفی معلمان تهران ضمن بیان اعتراض شدید خود به این روند غیرقانونی این سوال را مطرح می کند، در شرایطی که ضابط نوع حکم و محل نگهداری زندانی را مشخص می کند،اصولا استقلال دستگاه قضایی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ چرا که پیش از این نیز ضابط قضایی با اعمال نفوذ باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای معلمان زندانی شده است. یک نمونه ی اخیر آن شرایط اسماعیل عبدی است که گفته می‌شود مخالفت های ضابط قضایی است که مانع جدی در مسیر موافقت با درمان و مرخصی اسماعیل عبدی دیگر عضو هیات مدیره کانون تهران ایجاد نموده است.
در حالی بر معلمان زندانی اینگونه ظلم می شود که برخی دزدان و اختلاسگران اموال عمومی آزادند و اگر روزی هم زندانی شوند از خدمات ویژه در زندان و مرخصی های طولانی برخوردار هستند. اکنون برای افکار عمومی و معلمان این سوال پیش می آید که چه کسانی باعث اخلال در نظم و اقدام علیه امنیت هستند معلمان دربند چون محمود بهشتی لنگرودی و مختار اسدی ، اسماعیل عبدی یا ویژه خواران و رانت خوارانی که شدیدترین ضربات را بر اعتماد عمومی وارد نموده اند اما به نظر می‌رسد به طور کامل از مصونیت قضایی برخوردارند؟
چرا حقوق قانونی معلمان زندانی رعایت نمی شود. مختار اسدی حتی یک روز به مرخصی نمی آید. چرا با سپری شدن مدت قانونی، محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی، مختار اسدی نمی توانند از حق خود مبنی بر آزادی مشروط استفاده کنند؟ چرا برای بازگشت به کار رسول بداقی و محسن عمرانی اقدامی سریع و جدی صورت نمی گیرد؟ چرا پرونده سازی ها و تهدید معلمان فعال صنفی ادامه دارد؟ آیا معلمان بصورت عام و معلمان زندانی بصورت خاص چیزی جز عدالت آموزشی و زندگی شایسته برای معلمان و جامعه می خواهند؟ افکار عمومی چگونه باید این تناقضات را تحلیل نماید.
کانون صنفی معلمان استان تهران، ضمن اعتراض به روند برخورد با فعالان صنفی، خواهان انتقال فوری محمد حبیبی به زندان اوین و سپس ایجاد شرایطی برای آزادی وی است.نسبت به پیامدهای ممانعت از درمان اسماعیل عبدی هشدار می دهد و خواهان دسترسی فوری اسماعیل عبدی و محمد حبیبی به خدمات درمانی مناسب در خارج از زندان است.
ما معتقدیم زندان جای هیچ منتقدی نیست و ضمن تاکید بر حقوق انسانی هر زندانی، خواستار برخورداری محمود بهشتی و مختار اسدی و اسماعیل عبدی از قانون آزادی مشروط هستیم.

کانون صنفی معلمان تهران

۹۷/۳/۱۸

****************

ضرورت هوشیاری در مبارزات مردمی و ایجاد تشکل سراسری

تداوم مبارزات دی ماه را در صورت های مختلف اعتراضات مردم در این روزها شاهد هستیم . مردم به جان آمده از فقر، تبعیض و غارت اموالشان توسط نهادهای دولتی و افراد وابسته به قدرت در هر فرصتی اعتراضات خود را بیان می کنند و این اعتراضات تا رسیدن به خواسته به حق مردم سر ایستائی ندارد.
شک نیست که در این میان نیروهای ضد کارگری و وابستگان به قدرت و هم چنین جناح های مختلف سرمایه داری تلاش می کنند تا در مبارزات مردم تفرقه اندازی کرده و یا به هر ترتیب که می توانند آن را در جهت خواسته های خود سازماندهی کنند.
وجود اپوزیسیون سلطنت طلب قبلی و یا نیروهای دیگر وابسته به نظام سرمایه داری و هم چنین رفرمیست ها و فرقه گرایان که هر کدام مترصد منافع حقیر خود هستند ومی خواهند از فرصت اعتراضات کارگران و زحمت کشان ومردم تحت ستم در جهت به قدرت رسیدن و یا برقراری نظم کهن استفاده کنند، هم چنان در کمین برای انحراف مبارزات از مسیر اصلی خود هستند. دامن زدن به اختلافات قومی و ایجاد تفرقه میان اقوام و ملیت های مختلف یکی از همین موارد است وهم چنین طرح خواسته های انحرافی همانند بازگشت سلطنت یا تایید سیاست های توسعه طلبانه قدرت های نظام جهانی سرمایه داری در منطقه از امور مهمی است که می تواند خواسته های اصلی مردم را که محو نظام طبقاتی و ستمگرانه است به نوعی منحرف کند و نیروهای مبارزاتی مردم را به شاخه های فرعی تقسیم کرده و در انتها این مبارزات را به شکست بکشاند. در نتیجه هوشیاری و ایجاد ساز و کار مناسب در راستای به دست آوردن حقوق از دست رفته کارگران و زحمتکشان و مردم تحت ستم از مهمترین مسائلی که در پیش روی فعالان جنبش کارگری قرار دارد.
ایجاد پیوند میان خواسته های اساسی مردم در به دست آوردن آزادی های اجتماعی، همانند آزادی بیان و اندیشه و در کنار آن آزادی احزاب و سازمان های مردمی همانند اتحادیه ها و سندیکاها و شوراهای مستقل کارگری، امری است که امروزه باید سر لوحه کار فعالان کارگری قرار گیرد؛ زیرا که این امور جدا از هم نیستند و به دست آوردن حقوق مناسب و بالاتر از حد فقر برای کارگران و زحمتکشان در پیوندی تنگاتنگ با آزادی های اجتماعی و سیاسی قرار دارد و هم چنین باز گرداندن اموال به غارت رفته مردم و جلوگیری از اختلاس ها و حقوق های نجومی جز با به دست آمدن حقوق اولیه زندگی در یک جامعه مدرن امکان پذیر نیست؛ جامعه ای که در ان حقوق قومیت ها به رسمیت شناخته شده و آزادی های اجتماعی همانند آزادی بیان و مطبوعات آزاد همراه آزادی احزاب و سازمانها نهادینه شده باشد.
و از همین جهت است که فعالان کارگری در سال های اخیر بر ایجاد و گسترش تشکلی سراسری که بتواند نمایندگی خواسته های اقشار مختلف را برای رسیدن به یک جامعه ای عاری از ظلم و ستم طبقاتی برساند تا کید داشته اند . و اکنون بار دیگر می توان بر ضرورت ایجاد تشکلی سراسری که بتواند خواسته های بحق مردم را در اعتراضات و مبارزات اخیر پی گیری کرده و از انحراف این مبارزات جلوگیری کند، بیش از هر زمان دیگری احساس می شود و این چنین است که می تواند شعار مبارزات کارگری و مساله اصلی جنبش در این دوره باشد؛ امری که سال هااست فعالان کارگری به دنبال آن هستند: تشکلی با محوریت خواسته های کارگران و زحمتکشان و مردم تحت ستم و با مرزبندی مشخص با رفرمیسم و فرقه گرایی و گام نخستین برای ایجاد تشکل سراسری کارگران، ایجاد تشکل ها در هر صنف، نهاد و محله به منظور رسیدن به خواسته های مشخص است.

کانون مدافعان حقوق کارگر - ده خرداد ١٣٩٧


افق روشن: مطالب قبلی کانون مدافعان ... را اینجا کلیک کنید. (خرداد ۱۳۹۴ تا یکشنبه ۲٧ فروردین ۱۳۹٦)

برای مطالعه ادامه اخبار اینجا کلیک کنید.(فروردین ۱۳۹٦ تا سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۷)