افق روشن
www.ofros.com

... اخبار، گزارشات و


کانون نویسندگان ایران                                                                                                                 پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۱ - ۱ دسامبر ۲۰۲۲


علیرضا آدینه، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران بازداشت شد

علیرضا آدینه، شاعر و عضو پیشین هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران صبح امروز ۹ آذرماه بازداشت شد.
ماموران امنیتی حکومت حوالی ساعت ۸ صبح به خانه‌ی آدینه هجوم برده‌اند و پس از تفتیش خانه، موبایل و لپ‌تاپ او را ضبط کرده‌اند.
علیرضا آدینه در تاریخ یکم مهرماه نیز برای بازجویی به یکی از ساختمان‌های وزارت اطلاعات احضار شده و مورد تهدید قرار گرفته بود. از نهاد بازداشت‌کننده و محل نگهداری او تا کنون اطلاعی در دست نیست.

***********

یاد علی‌اکبر سعیدی سیرجانی

۲۳ اسفند ۱۳۷۲ علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، نویسنده، پژوهشگر و شاعر، به دست ماموران امنیتی حکومت بازداشت شد. روزنامه‌ی «جمهوری اسلامی»، در ادامه‌ی پرونده‌سازی‌های حکومتی، جرم سیرجانی را «توزیع مواد مخدر و مشروبات الکلی» اعلام کرد؛ شیوه‌‌ای که به قصد بی‌اعتبار کردن مخالفان و معترضان در طول عمر چهل‌و‌چند‌ساله‌ی حکومت تکرار شده است.
اعضای کانون نویسندگان ایران که آن سال‌ها در فضای هولناک تهدید و سرکوب، مجال برگزاری مجمع عمومی کانون را نیافته بودند، در قالب «جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران» گرد هم می‌آمدند و فعالیت جمعی خود را پی می‌گرفتند. به لطف همین نشست‌ها بود که بی‌درنگ در اعتراض به بازداشت سعیدی سیرجانی نامه‌ای نوشته شد و با ۷۱ امضا انتشار یافت.
دو هفته پس از انتشار نامه، هوشنگ گلشیری، رضا براهنی و محمود دولت‌آبادی به دادسرای انقلاب احضار شدند و به آنان گفته شد: «جمع امضا‌کننده بهتر است امضاهای خود را پس بگیرند وگرنه عواقب آن دامن‌گیرشان خواهد شد». پاسخ نویسندگان به این خط‌و‌نشان‌ کشیدن‌ها و تنگناهای حکومت‌ساخته‌ی آن‌ سال‌ها، متنی شد با عنوان «ما نویسنده‌ایم» و به نام «متن ۱۳۴ نویسنده» شهرت یافت.
حکومت که همچون همیشه بنا را بر «عواقب دامن‌گیر» و «کشتار» گذاشته بود، سرانجام سعیدی سیرجانی را به کام مرگ کشید و ۶ آذر ۱۳۷۳ اعلام کرد که او بر اثر «حمله‌ی قلبی» در زندان درگذشته است.
ایستادگی نویسندگان دوشادوش یکدیگر به آزادی سعیدی سیرجانی و پایان تبهکاری حکومت نینجامید، اما بنای استوار مبارزه‌ای را نهاد که ضرورتش در این عبارتِ «ما نویسندایم» همچنان طنین‌انداز است:

«حضورِ جمعیِ ما ضامن استقلال فردی ماست»

***********

پروانه اسکندری و داریوش فروهر

از کشته شدگان قتل های سیاسی زنجیره ای پائیز ۱۳٧٧

یکم آذرماه ۱۳۷۷ پروانه اسکندری و داریوش فروهر، به دست ماموران حکومت کاردآجین شدند. این جنایت هولناک در خانه‌ی شخصی آن‌ها رخ داد و ادامه‌ی قتل‌های سازمان‌یافته‌ی حکومت، موسوم به قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای بود.
پرستو فروهر، نویسنده، نقاش و فرزند پروانه اسکندری و داریوش فروهر، به مناسبت پانزدهمین سالگرد قتل‌ها یادداشتی منتشر کرد و گوشه‌هایی از این جنایت هولناک‌ را شرح داد. در بخشی از این یادداشت آمده است:
«باید همیشه کسانی باشند که ببینند و بر نگاهشان مصلحت‌اندیشی و آسوده‌طلبی پرده نکشیده باشد، تا با انجام فعل دیدن، ما بازماندگان قربانیان را از نامرئی شدن نجات دهند، تا به برکت وجودشان بتوانیم خود را ما خطاب کنیم.
آن‌ها که قطعیت و فوریت دادخواهی را باور دارند، همیشه نجاتم داده‌اند. دادخواهی نه جدول زمان‌بندی می‌پذیرد که بتوان به بعدها موکولش کرد و نه در سیر حوادث از حقانیت آن کاسته می‌شود.
قربانیان جنایت‌های سیاسی، آنان که به جرم دگراندیشی کشته شده‌اند و دادخواهی‌شان به سرانجام نرسیده، مردگانی هستند که خاکسپاری‌شان ناتمام مانده است.»

دادخواهیم این بیداد را!

***********

اطلاعیه

علی اسدالهی بازداشت شد

علی اسدالهی، شاعر و منشی منتخب مجمع عمومی ۱۴۰۱ کانون نویسندگان ایران صبح امروز ۳۰ آبان‌ماه بازداشت شد. ماموران امنیتی حکومت حوالی ساعت ۱۱ به خانه‌ی علی اسدالهی هجوم برده‌اند، پس از تهدید سرایدار با اسلحه، وارد آپارتمان شده‌اند و او را بازداشت کرده‌اند.
ماموران پس از تفتیش خانه و ضبط لوازم الکترونیکی اسدالهی و همسرش او را به محل کارش برده‌اند و آن‌جا را نیز تفتیش کرده‌اند. به نقل از خانواده‌ی اسدالهی دستور بازداشت او را شعبه‌ی ۲ دادسرای اوین صادر کرده است.
کانون نویسندگان ایران بازداشت علی اسدالهی را محکوم می‌کند و چنانکه همواره در بیانیه‌های خود بر آزادی زندانیان سیاسی تاکید کرده است، علی اسدالهی و دیگر بازداشت‌شدگان جنبش آزادی‌خواهی اخیر باید بی قید و شرط آزاد گردند.

***********

یاد مجید شریف

مجید شریف (۱۳۷۷-۱۳۲۹) نویسنده و مترجم، صبح روز ۲۸ آبان ۱۳۷۷ با لباس ورزشی از منزل مادرش در محله‌ی یوسف‌آباد خارج شد و دیگر هیچ‌گاه به خانه باز نگشت. ماموران حکومت او را ربودند، به انباری پارکینگی در یوسف‌آباد منتقل کردند، با تزریق آمپول پتاسیم او را به قتل رساندند و جسدش را در خیابان رها کردند.

***********

یاد غفار حسینی

۲۰ آبان که سر می‌رسد، نویسندگان آزادی‌خواه ایران یاد نامی بلند را به دادجویی گرامی می‌دارند: غفار حسینی، متولد ۱۳۱۳: شاعر، نویسنده، منتقد، مترجم، مدرس دانشگاه و عضو هیئت مؤسس کانون نویسندگان ایران.
غفار حسینی از میانه‌ی دهه‌ی چهل خورشیدی پا به میدان فرهنگ نهاد و شعر سرود و نقد و مقاله نوشت و ترجمه کرد. در همان دوران، به دانشجویان دانشکده‌ی هنرهای زیبا، جامعه‌شناسی هنر آموخت.
از سال ۱۳۵۵ به فرانسه رفت و سال ۱۳۶۰ با دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه سوربن پاریس، به ایران بازگشت. با آغاز دهه‌ی شصت، مدت کوتاهی در دانشگاه‌های تهران به تدریس پرداخت و با پاک‌سازی‌های حکومتی، از دانشگاه اخراج شد.
غفار حسینی سال ۱۳۶۲ به فرانسه مهاجرت کرد و طی دوران اقامت در پاریس، پویا و پرتوان به نویسندگی و ترجمه و دفاع از آزادی بیان ادامه داد. سال ۱۳۷۰، هم‌زمان با بازگشت به ایران، بی‌درنگ به یاران خود در کانون نویسندگان ایران پیوست، و یکی از امضاکنندگان نامه‌ی ۱۳۴ نفره با عنوان «ما نویسنده‌ایم» بود. در دهه‌ی هفتاد، او بارها از سوی نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی تهدید و تعقیب شد.
نیروهای امنیتی جنایتکار و ضد آزادی بیان، در ۲۰ آبان ۱۳۷۵، به خانه‌ی غفار حسینی یورش بردند و با تزریق پتاسیم، او را کشتند.

یادش گرامی و نامش، نشان دادجویی باد.

کانون نویسندگان ایران

***********

احمد میرعلائی (۱۳۲۱ - ۱۳۷۴)

مترجم و از کشته شدگان قتل های سیاسی زنجیره ای

یاد
صبح دوم آبان ۱۳۷۴، احمد میرعلائی، مانند صبح‌های دیگر همان سال، راهی کتابفروشی‌اش شد. در حکومتی که آزادی بیان به انحاء گوناگون سرکوب می‌شود، هر اهل قلم و منتقدی آن‌گاه که از سرپناهش خارج می‌شود، ممکن است دیگر به آن‌جا بازنگردد، چنان که احمد میرعلایی رفت و دیگر بازنگشت. تن بی‌جان او را، پاسی از شب رفته، در محله‌ای دور از مسیر همیشگی‌اش یافتند.
اثر سوزن سرنگ بر دست راستش گواهی بود بر این که دژخیمان با تزریق بیش از حد انسولین، جانش را گرفته‌اند. هر چند حاکمیت ضد آزادی بیان و نویسنده‌کُش قتل میرعلائی را نیز مانند قتل «سعیدی سیرجانی»، «حمید حاجی‌زاده» و کودک خردسالش «کارون»، «ابراهیم زال‌زاده»، «پیروز دوانی» و… هیچ‌گاه به گردن نگرفت، اما، شواهد ما را به آمران و عاملان این جنایات رهنمون می‌کنند.
احمد میرعلائی، مترجمی پرکار، نویسنده‌ای متعهد، مستقل و آزادی‌خواه، روزنامه‌نگار، عضو کانون نویسندگان ایران و از امضاکنندگان متن ۱۳۴ نویسنده با عنوان «ما نویسنده‌ایم» بود.

یادش گرامی.

***********

ادامه‌ی سرکوب نویسندگان، شاعران و مترجمان

بیش از ۴۰ روز از قتل مهسا (ژینا) امینی و آغاز جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران می‌گذرد. در این مدت زنان و مردم ایران دوشادوش هم ایستاده‌اند و هر لحظه بر دامنه‌ی این جنبش آزادی‌خواهانه افزوده‌اند. حاکمیت نیز از نخستین روز این جنبش، دست‌به‌کار سرکوب و کشتار شده است و در این میان سرکوب نویسندگان، شاعران و مترجمان نیز بی‌وقفه ادامه داشته است.
محمود طراوت‌روی، شاعر و وکیل دادگستری روز سه‌شنبه ۱۰ آبان‌ماه هنگام پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان در دادسرای شیراز بازداشت شد.
از بازداشت‌شدگان پیشین کماکان آتفه چهارمحالیان، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران، نوید سید‌علی‌اکبر، نویسنده‌ و مترجم، سعید هلیچی، شاعر و مترجم، کرم‌الله سلیمانی، نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر، امیرحسین بریمانی، نویسنده و روزنامه‌نگار، ماندانا صادقی، شاعر و روزنامه‌نگار، رضا محمدی، شاعر و نویسنده، بهروز یاسمی، شاعر و منتقد ادبی، امیرحسین آتش، شاعر، بهناز امانی، نویسنده و مترجم، آرش رمضانی، نویسنده، علیرضا ایزدی، نویسنده و کارگردان تئاتر، یوسف گرامی‌پور، شاعر و فعال کارگری، در زندان به سر می‌برند و شیلان کردستانی، مترجم اخیرا به قید وثیقه آزاد شده است.
همچنین بر اساس اخبار منتشر شده نصیبه نامی، شاعر، که روز ۲۸ مهر در گچساران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بود، در مدت بازداشت شکنجه شده و با وضعیت وخیم جسمی به زندان یاسوج منتقل شده است.
مژگان کاوسی، مترجم و‌ زندانی سیاسی سابق نیز پس از ۳۵ روز بازداشت در سلول انفرادی بازداشتگاهی در نوشهر، به زندان تنکابن منتقل شده است. ایرج زبر‌دست، شاعر، نیز در صفحه‌ی شخصی خود از هجوم ماموران امنیتی به خانه‌اش در شیراز، تفتیش خانه و بازجویی از او و همسرش، فرناز جعفرزادگان، شاعر، خبر داد.
پیش از بازداشت‌های اخیر، نویسندگان، شاعران و مترجمان دیگری نیز در زندان‌های حاکمیت محبوس بودند که رضا خندان (مهابادی)، نویسنده، پژوهشگر و عضو کانون نویسندگان ایران، آرش گنجی، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران، کیوان مهتدی، نویسنده، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران، سعید مدنی نویسنده و پژوهشگر، خسرو صادقی بروجنی، نویسنده و روزنامه‌نگار و مهوش ثابت، شاعر و آموزگار از آن جمله‌اند.

***********

گزارش از سرکوب گسترده‌ و بازداشت نویسندگان، شاعران و روزنامه‌نگاران

بیش از یک ماه از قتل مهسا (ژینا) امینی و آغاز جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران می‌گذرد. حکومت همچون همیشه دست‌به‌کار سرکوب و کشتار است و مردم نیز پا پس نکشیده‌اند و تا توانسته‌اند هر روز بر دامنه‌ی جنبش آزادی‌خواهی خود افزوده‌اند.
در این میان سرکوب نویسندگان، شاعران و روزنامه‌نگاران نیز بی‌وقفه ادامه داشته است و بسیاری بازداشت شده‌اند.
سعید هلیچى شاعر، نویسنده و مترجم عرب روز چهارشنبه ۲۷ مهرماه در خانه‌اش در اهواز بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بهروز یاسمی، شاعر و منتقد ادبی روز ۲۵ مهرماه در خانه‌اش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
ماندانا صادقی، روزنامه‌نگار آبادانی به همراه همسرش رضا محمدی، شاعر و نویسنده، در اهواز بازداشت شدند.
فرزانه یحیی‌آبادی، خبرنگار، در آبادان بازداشت شد.
سیدنوید سید‌علی‌اکبر، نویسنده‌، در تهران بازداشت شد.
فرخنده آشوری، خبرنگار ساکن شیراز روز ۲۵ مهرماه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
نصیبه نامی، شاعر، روز ۲۸ مهر در گچساران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
آرش قلعه‌گلاب، شاعر و روزنامه‌نگار آبادانی نیز با انتشار ویدئویی از یورش ماموران به خانه‌ی سابق‌اش خبر داد.
از بازداشت‌شدگان پیشین کماکان آتفه چهارمحالیان، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران، منصوره موسوی، نویسنده و پژوهشگر مطالعات زنان، امیرحسین بریمانی، نویسنده و روزنامه‌نگار، کرم‌الله سلیمانی، نویسنده، نمایش‌نامه نویس و کارگردان تئاتر، مژگان کاوسی، مترجم و‌زندانی سیاسی سابق و بیان عزیزی، شاعر و پژوهشگر حقوق بشر، در زندان به سر می‌برند.
همچنین بر اساس اخبار منتشر شده از ۳۰ شهریور تا ۲۵ مهر، دست‌کم ۱۸ روزنامه‌نگار و عکاس خبری نیز در شهرهای مختلف بازداشت شده‌اند. اسامی این ۱۸ تن عبارت است از: یلدا معیری، نیلوفر حامدی، فاطمه رجبی، الهه محمدی، مجتبی رحیمی، علیرضا خوشبخت، روح‌الله نخعی، مسعود کردپور، علیرضا جباری دارستانی، ایمان به‌پسند، ویدا ربانی، احمدی حلبی‌ساز، سمیرا علی‌نژاد، مهرنوش طافیان، فرشید قربان‌پور، آریا جعفری، سیاوش سلیمانی و فردین کمانگر.

***********

افزایش فشار حکومت بر زندانیان سیاسی؛ انتقال رضا خندان (مهابادی) به زندان رجایی‌شهر

روز پنج‌شنبه ۲۱ مهرماه خبر رسید که رضا خندان (مهابادی)، نویسنده، منتقد ادبی، پژوهشگر و عضو کانون نویسندگان ایران به همراه چند زندانی دیگر به صورت ناگهانی و بدون اطلاع قبلی از زندان اوین به مکانی نامعلوم منتقل شده است. پس از ساعت‌ها بی‌خبری، رضا خندان در تماس با خانواده‌ از انتقالش به زندان رجایی‌شهر کرج خبر داد. به خندان فرصت جمع کردن وسایل شخصی‌اش را نیز نداده‌اند و دلیل انتقال ناگهانی او تا این لحظه روشن نیست. رضا خندان (مهابادی) که از بیماری قلبی و مشکل فشار خون رنج می‌برد، اکنون از دسترسی به داروهای خود نیز محروم مانده است. انتقال خندان به زندان شهری خارج از محل سکونت، جان او را به خطر انداخته است و فشار مضاعفی بر خانواده‌اش وارد می‌کند.
این در حالی است که خبرها حاکی از فضای ملتهب زندان اوین و واکنش و اعتراض زندانیان است. در زندان اوین جو شدید امنیتی برقرار است و فشار بر زندانیان افزوده شده است. گارد امنیتی زندان به بند زندانیان سیاسی هجوم برده‌ است و زندانیان سیاسی در پاسخ شعار سر داده‌اند و سرود خوانده‌اند.
پیش از این نیز اخبار مشابهی از زندان لاکان رشت منتشر شده بود که از وقوع فاجعه‌ای هولناک به دست ماموران حکومت در این زندان خبر می‌داد.
اکنون بیش از چهار هفته از جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران می‌گذرد؛ جنبشی که هر روز دامنه‌ی آن گسترده‌تر شده است‌. حکومت نیز با هراس از همین تداوم و گستردگی، همچون همیشه دست‌به‌کار کشتار و سرکوب شده است؛ در زاهدان، کردستان و بسیاری از شهرهای دیگر، در دانشگاه، مدرسه و دبستان، و در بازداشتگاه‌های پیدا و پنهان و در زندان. تا کنون بسیاری، از جمله چندین کودک، به دست ماموران جمهوری اسلامی کشته شده‌اند. حکومت این‌بار نیز معترضان بیشماری را ربوده است و در این میان نام نویسندگان، هنرمندان و روزنامه‌نگاران بسیاری به چشم می‌خورد. آتفه چهارمحالیان، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران نیز از جمله‌ی بازداشت‌شدگان اخیر است که از روز ۱۱ مهرماه تا کنون بازداشت شده است و در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد.
اکنون ۴ عضو کانون نویسندگان ایران، رضا خندان (مهابادی)، آرش گنجی، کیوان مهتدی و آتفه چهارمحالیان در بند حکومت هستند. بدیهی است مسئولیت هر گزندی به جان و سلامت رضا خندان (مهابادی) و دیگر زندانیان سیاسی بر گردن جمهوری اسلامی است.

***********

بیانیه‌ی اندیشمندان، نویسندگان و هنرمندان عرب در همبستگی با زنان و مردم ایران

بیش از شصت تن از اندیشمندان، نویسندگان و هنرمندان عرب با انتشار بیانیه‌ای با جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران اعلام همبستگی کرده‌اند. آنان این جنبش را «انقلاب ملت ایران» نامیده‌اند و افزوده‌اند: «ما امضا‌کنندگان این بیانیه، همبستگی مطلق و تایید نامحدود خود را از انقلاب ملت ایران اعلام می‌داریم؛ انقلابی که زنان شعله‌اش را برافروختند». در بخش دیگری از این بیانیه که ترجمه‌ی آن نیز در شبکه‌های مجازی منتشر شده، آمده است: «ما به این انقلاب عظیم توده‌ها فقط از زاویه‌ی مبارزه علیه حاکمان ددمنش ایران نمی‌نگریم بلکه می‌بینیم که این انقلاب علیه همه‌ی وحشیگری‌هایی است که از زهدان آن، توحش در عراق و سوریه و لبنان و یمن زاده شدند. همبستگی ما با جامعه‌ی ایران برخاسته از موضعی اخلاقی و ضمیری انسانی است».
نویسندگان این بیانیه ضمن ستایش از این «انقلاب دلاوران»، «کشتار و سرکوب و همه‌ی اشکال خشونت نظام حاکم» علیه معترضان و همچنین حمله‌ی حکومت به «کردستان عراق» را محکوم کرده‌اند و از سازمان ملل متحد خواسته‌اند تا به سرکوب‌ها در ایران واکنش نشان دهد.

***********

گزارش از بازداشت نویسندگان، شاعران و روزنامه‌نگاران

پس از قتل مهسا امینی که به نقطه‌ی آغازین دور جدیدی از جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران بدل شد، حکومت همچون همیشه همزمان با سرکوب و کشتار معترضان در خیابان‌ها، موج گسترده‌ای از احضار و بازداشت به راه انداخت و علاوه بر روزنامه‌نگاران، تعدادی از نویسندگان، شاعران و پژوهشگران را نیز بازداشت کرد.
منصوره موسوی، نویسنده و پژوهشگر مطالعات زنان، ۲۹ شهریور ماه در منزل‌اش در مشهد بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
کرم‌الله سلیمانی، نویسنده، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، ۳۰ شهریور ما در گچساران بازداشت شد.
مژگان کاوسی، پژوهشگر، مترجم و زندانی سیاسی سابق، یکم مهر ماه در منزل‌اش در نوشهر بازداشت شد. او از اردیبهشت ماه ۱۳۹۹ تا دی ماه ۱۴۰۰ نیز در زندان‌های اوین تهران و کچویی کرج زندانی بوده است.
بنفشه کمالی، شاعر، دوم مهرماه در یزد بازداشت شد.
مونا برزویی، شاعر و ترانه‌سرا، ۶ مهرماه در منزل‌اش در تهران بازداشت شد. در همین روز امیرحسین بریمانی، نویسنده و روزنامه‌نگار، نیز در تهران بازداشت شد.
بیان عزیزی، شاعر و پژوهشگر حقوق بشر، ۷ مهر ماه پس از احضار به اطلاعات سنندج بازداشت شد.
همچنین بر اساس اخبار منتشر شده از ۳۰ شهریور تا ۷ مهر ماه، دست‌کم ۱۹ روزنامه‌نگار و عکاس خبری نیز در تهران، سقز، بوکان، قزوین، اصفهان و اهواز بازداشت و عمدتاً به مکان‌های نامعلوم منتقل شده‌اند. اسامی این ۱۹ تن عبارت است از: یلدا معیری، نیلوفر حامدی، فاطمه رجبی، الهه محمدی، مجتبی رحیمی، علیرضا خوشبخت، روح‌الله نخعی، مسعود کردپور، خسرو کردپور، مرضیه طلایی، علی خطیب‌زاده، ایمان به‌پسند، ویدا ربانی، احمدی حلبی‌ساز، بتول بلالی، سمیرا علی نژاد، مهرنوش طافیان، فرشید قربان‌پور، آریا جعفری.
بر این فهرست می‌توان هنرمندان و فعالان رسانه‌ای بازداشت شده از جمله شروین حاجی‌پور و حسین رونقی را نیز افزود.
پیش از بازداشت‌های اخیر، نویسندگان، مترجمان و روزنامه‌نگاران دیگری نیز در زندان‌های جمهوری اسلامی محبوس بودند که رضا خندان (مهابادی)، نویسنده، پژوهشگر و عضو کانون نویسندگان ایران، آرش گنجی، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران، کیوان مهتدی، نویسنده، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران، علیرضا ثقفی، مترجم، نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران، خسرو صادقی بروجنی، نویسنده و روزنامه‌نگار، مهدی سلیمی، نویسنده و مترجم، سعید مدنی و نویسنده و پژوهشگر، کسری نوری، روزنامه‌نگار از آن جمله‌اند.
پس از موج اخیر بازداشت‌ها اکنون بیش از ۳۴ نویسنده و روزنامه‌نگار در زندان‌های جمهوری اسلامی محبوس‌اند.

***********

نظر بر خبر

موج گسترده‌ی بازداشت روزنامه‌نگاران در روزهای اخیر

با اوج‌گیری جنبش اعتراضی مردم و گسترش آن در سراسر کشور، برابر اخباری که در رسانه‌های غیرحکومتی منتشر شده است شمار زیادی از روزنامه‌نگاران در روزهای اخیر بازداشت شده‌اند. انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران در بیانیه‌ای از احضار و بازداشت نیلوفر حامدی، روح الله نخعی، فاطمه رجبی، علیرضا خوشبخت ، مجتبی رحیمی ، ویدا ربانی ، الهه محمدی و الناز محمدی خبر داده است. در بیانیه‌ی فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران افزون بر روزنامه‌نگاران فوق از از احمد حلبی‌ساز، ایمان به‌پسند، یلدا معیری، مسعود و خسرو کردپور، مرضیه طلایی و علی خطیب‌زاده نام برده شده است. فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران در بیانیه‌ خود از مقامات ایران خواسته است «به دستگیری روزنامه‌نگاران پایان داده و دسترسی آزادانه به اینترنت را فراهم کنند.» آنتونی بلانگر، دبیر کل این فدراسیون در باره‌ی این بیانیه گفته است «ما از مقامات ایرانی می خواهیم که از پوشش اعتراضات ملی به عنوان بهانه‌ای برای سرکوب رسانه‌ها استفاده نکنند. هر شهروند در ایران حق دارد بداند چه خبر است.» از مژگان کاوسی روزنامه‌نگار که به تازگی بازداشت شده‌ است نیز در خبری دیگر نام برده شده است. پیش از این، خبر بازداشت منصوره موسوی، پژوهشگر امور زنان و بازداشت و ضرب و شتم حسین رونقی وبلاگ‌نویس منتشر شده بود. به نظر می‌رسد شمار روزنامه‌نگاران بازداشت شده بیش از این‌هاست و بازداشت‌ها همچنان ادامه دارد. افزون بر این باید به ایجاد اختلال در شبکه‌ی اینترنت و حتی قطع اینترنت در بعضی از شهرهای کردستان اشاره کرد که همگی حکایت از آن دارد که جمهوری اسلامی عزم خود را جزم کرده است که مردم ایران و جهانیان را از آن‌چه در خیابان‌ها می‌گذرد در بی‌خبری نگه دارد.
اگرچه در جمهوری اسلامی هیچ یک از رسانه‌ها و هیچ روزنامه و روزنامه‌نویسی از آزادی بیانِ حقایق در محدوده‌ی خط قرمزهای حاکمیت که دائماً در حال افزایش است، برخوردار نبوده‌اند و بسیاری یا همه‌ی آن‌ها برای رعایت آن خط قرمزها مجبور بوده‌اند برای ماندن و بقای خود و رسانه‌ها و نشریات‌شان از خیر رعایت اصول حرفه‌ای خویش بگذرند، بوده‌اند و هستند روزنامه‌نگارانی که از هر فرصتی، ولو اندک و کمیاب، برای انجام رسالت حرفه‌ای خود استفاده کرده‌اند. به عنوان نمونه می‌توان از روزنامه‌نگاری که هم اکنون در زندان است یاد کرد که برای تهیه‌ی گزارش میدانی از چند و چون بازداشت و علت بستری شدن، به اغما رفتن و مرگ مهسا امینی به هر دری زد تا حقیقت ماجرا را دریابد و به اطلاع مردم برساند. او حاصل مشاهدات خود را در روزنامه‌ای که با مجوز ارشاد فعالیت می‌کند منتشر کرد و نتیجه‌اش برای او بازداشت و زندان بود.
درست است که دستگاه سانسور جمهوری اسلامی توانسته است بسیاری از حقایق را از دید مردم پنهان دارد، بسیاری از حقایق را وارونه جلوه دهد، از بلندگوهای صدا و سیمایش خروار خروار دروغ به خورد مردم بدهد، اما سرپوش گذاشتن بر حقیقت قتل مهسا (ژینا) امینی و وارونه جلوه دادن جنایتی چنین آشکار حکایت طبل و گلیم است و به قول شاعر: همی طبل کوبد به زیر گلیم.
صدای اعتراض به بازداشت روزنامه‌نگاران و درخواست آزادی فوری و بی قید و شرط آن‌ها در روزهای اخیر از سوی برخی نهادهای صنفی روزنامه‌نگاران، از جمله فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران شنیده شده است. اما این صدا هنوز چندان قوی نیست و انتظار می‌رود که در روزهای آتی شمار بیشتری از روزنامه‌نگاران و تشکل‌های صنفی آن‌ها و روزنامه‌ها و رسانه‌هایی که همکاران آن‌ها بازداشت شده‌اند به این اعتراض بپیوندند و آزادی همکاران خود را درخواست کنند.

***********

احضار و بازجویی عضو هیئت دبیران کانون

روز یکم مهر ماه، دستگاه‌های امنیتی با دو تن از دبیران کانون نویسندگان ایران تماس گرفتند تا آنها را برای بازجویی به یکی از ساختمان‌های وزارت اطلاعات احضار کنند. علیرضا آدینه، شاعر و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، پس از تماس‌های مکرر نیروهای امنیتی با خود و همسرش، سرانجام ظهر دوم مهر به نشانی اعلام شده از سوی نیروهای امنیتی رفت و در مورد مطالب منتشر شده در صفحه‌های مجازی‌اش و نیز فعالیت‌های کانون نویسندگان ایران تحت بازجویی ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفت. آنچه در این بازجویی اتفاق افتاده، تهدید و خط و نشان کشیدن برای دبیران کانون و برآشفتگی نیروهای سرکوب از بیانیه‌های کانون بوده است. بدیهی است کانون نویسندگان ایران پس از این نیز بر اساس منشور و اساسنامه‌ی این کانون به وظایف ذاتی خود عمل خواهد کرد و در کنار مردم ایران خواهد ایستاد.

***********

حکم دادگاه فرامرز سه‌دهی صادر شد

حکم شعبه‌ی۴ دادگاه انقلاب اهواز علیه فرامرز سه‌دهی، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران صادر شد. بر اساس این حکم فرامرز سه‌دهی به اتهام «عضویت در گروه‌های معاند نظام ‌به قصد فعالیت تبلیغی علیه نظام» بامصداق «عضویت در گروه معاند وغیر قانونی کانون نویسندگان ایران» به ۲سال‌ و ۷ ماه‌ و ۱۶ روز حبس تعزیری و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام ازطریق طبع ونشر کتاب» به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شده است. با توجه به «فقدان سابقه‌ی کیفری، کهولت سن، تأهل و بیماری»، مجازات حبس سه‌دهی به ۳۲ میلیون تومان جزای نقدی تبدیل شده است. این درحالی‌است که سه‌دهی و وکیل او در جریان جلسات متعدد دادگاه همواره این اتهام‌های واهی را رد کرده‌اند.
بی‌شک پرونده‌سازی برای فرامرز سه‌دهی، احکام صادرشده علیه او و جرم‌انگاری عضویتش در کانون نویسندگان ایران، چیزی جز ادامه‌ی سرکوب گسترده‌ی آزادی بیان، نشر و اندیشه به دست حاکمیت نیست. این فشارها و آزارها در شرایطی ادامه دارد که اکنون چهار عضو دیگر کانون نویسندگان ایران، رضا خندان(مهابادی)، آرش گنجی، علیرضا ثقفی و کیوان مهتدی نیز کماکان در زندان‌ محبوس‌اند.

***********

حبس آرش گنجی در سلول انفرادی

پس از گذشت چهار روز از انتقال آرش گنجی، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران، به زندان رجایی‌شهر کرج، او همچنان در سلول انفرادی محبوس است و تنها چند تماس کوتاه با خانواده‌اش داشته است.
مسئولان زندان اعلام کرده بودند که او امروز، ۱۲ شهریور، به بند عمومی این زندان منتقل خواهد شد. حبس گنجی در سلول انفرادی، پس از انتقال بی‌دلیل و شتابزده‌ی او از زندان اوین به زندان رجایی‌شهر، فشار مضاعفی را به او و خانواده‌اش تحمیل کرده و بر نگرانی‌های پیرامون وضعیت سلامت او دامن زده است.
آرش گنجی از بیماری قلبی رنج می‌برد و ادامه‌ی حبس او در سلول انفرادی، جان او را بیش از پیش در معرض خطر قرار داده است. انتقال او به زندانی خارج از حوزه‌ی اقامت خود و خانواده‌اش نیز با توجه به بیماری مادرش، بر دشواری‌های خانوا‌ده‌ی او برای ملاقات افزوده است.
تا این لحظه پیگیری‌های مکرر خانواده و وکلای گنجی برای اطلاع از دلایل این انتقال کماکان بی‌نتیجه مانده است و مسئولان زندان هیچ پاسخ روشنی در این خصوص نداده‌اند.
صبح روز نهم شهریورماه، آرش گنجی به واحد اجرای احکام زندان اوین احضار شد و ساعاتی پس از این احضار، بدون دلیل موجه و بدون اطلاع قبلی از بند ۸ به زندانی خارج از حوزه‌ی اقامتی خود و خانواده‌اش منتقل شد. به گنجی حتی این فرصت داده نشد که برای برداشتن وسایل شخصی‌اش به بند بازگردد. این انتقال به دنبال پرونده‌سازی‌های اخير علیه آرش گنجی، به اتهام انتشار فایلی صوتی از وضعیت بند ۸ زندان اوین به خارج از زندان صورت گرفته است. اتهامی که در جلسه‌ی رسیدگی شورای انضباطی زندان اوین در تاریخ ۲۶ مردادماه، صراحتا از سوی گنجی رد شده است. او در این جلسه به رئیس زندان، رئیس بند ۸ و رابط قضایی اعلام کرده که نه تنها در انتشار این فایل نقشی نداشته‌، بلکه اساسا از وجود چنین فایلی بی‌اطلاع است.
آرش گنجی که با اتهام‌های واهی و پرونده‌سازی‌های بی‌اساس، به جرم ترجمه‌ی یک کتاب به ۱۱ سال زندان محکوم شده، اکنون با ادامه‌ی همان شیوه‌ها و پرونده‌سازی‌ها تحت فشار و آزار مضاعف قرار گرفته است. بی‌شک مسئولیت هر گزندی به جان و سلامت گنجی بر عهده‌ی حاکمیت، به ویژه زندانبانان و قوه‌ی قضاییه خواهد بود.

***********

عباس معروفی درگذشت

عباس معروفی نویسنده، نمایشنامه‌نویس و روزنامه‌نگار ایرانی در سن ۶۵ سالگی درگذشت. او در سال‌های اخیر به بیماری سرطان مبتلا شده بود. معروفی در اردیبهشت ۱۳۳۶ در تهران به دنیا آمد و تحصیلاتش را در رشته‌ی ادبیات دراماتیک دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان رساند. از آثار او می‌توان به رمان‌های «سمفونی مردگان»، «سال بلوا»، «فریدون سه پسر داشت»، «پیکر فرهاد»، «ذوب شده»، «نام تمام مردگان یحیاست»، «تماما مخصوص» و مجموعه‌داستان‌های «دریاروندگان جزیره‌ی آبی‌تر»، «روبه‌روی آفتاب» و «عطر یاس» اشاره کرد. معروفی در سال ۱۳۶۹ مجله‌ی «گردون» را بنیاد نهاد اما پس از توقیف این مجله راهی آلمان شد، نشر «گردون» را دایر کرد و به کار ادبی خود در آن‌جا ادامه داد. درگذشت عباس معروفی را به خانواده، بستگان، دوستان و دوست‌دارانش تسلیت می‌گوییم.

***********

انتقال آرش گنجی به زندان رجایی‌شهر کرج

صبح امروز، ۹ شهریور ماه ۱۴۰۱، آرش گنجی، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران به واحد اجرای احکام زندان اوین احضار شد. او ساعاتی پس از این احضار، بدون دلیل موجه از بند ۸ به زندانی خارج از حوزه‌ی اقامتی خود و خانواده‌اش منتقل شد. این انتقال که به دنبال پرونده‌سازی‌های اخير علیه آرش گنجی صورت گرفته، اعتراض زندانیان بند ۸ را نیز در پی داشت.
۲۵ مرداد ماه، نماینده‌ی دادیار ناظر بر زندانیان امنیتی، گنجی را به دفتر ریاست زندان اوین احضار کرد. او در این احضار به انتشار فایلی صوتی از وضعیت بند ۸ زندان اوین به خارج از زندان متهم شد و مورد بازجویی قرار گرفت.
یک روز پس از آن، شورای انضباطی زندان با حضور رئیس زندان، رئیس بند ۸ و رابط قضایی تشکیل شد و آرش گنجی و نیز آرش جوهری، فعال کارگری، برای رسیدگی به اتهام انتسابی به این جلسه فراخوانده شدند. گنجی و جوهری در این جلسه به صراحت اعلام کردند که نه تنها در انتشار این فایل نقشی نداشته‌اند بلکه اساساً از وجود چنین فایلی بی‌خبر بوده‌اند. گنجی همچنین از مسئولان زندان خواست دلایل انتساب این اتهام را روشن کنند.
روز پنجشنبه، نماینده‌ی دادیار ناظر بر زندانیان امنیتی، جوهری را نیز به دفتر ریاست زندان اوین احضار کرد و مورد بازجویی قرار داد. تا لحظه‌ی انتقال آرش گنجی به زندان رجائی‌شهر، رأی شورای انضباطی زندان به او اعلام نشده بود. با این حال شواهد حاکی از آن است که پرونده‌سازی اخیر پیش‌زمینه‌ی انتقال گنجی به زندان رجایی‌شهر بوده است.
نخستین بار نیست که اعضای زندانی کانون نویسندگان ایران در زندان با اتهام‌های واهی و پرونده‌سازی‌های بی‌اساس زندانبانان مواجه می‌شوند. کانون نویسندگان ایران انتقال آرش گنجی و پرونده‌سازی‌هایی از این دست را در راستای افزایش فشار بر او و سایر زندانیان سیاسی می‌داند؛ زندانیانی که حتا صدور و اجرای حکم حبس‌شان نیز بر پرونده‌سازی استوار بوده است.

***********

گزارش از برگزاری نخستین جلسه‌ دادگاه سپیده رشنو

ساعاتی پیش وکیل سپیده رشنو از برگزاری جلسه‌ی اول دادگاه او خبر داد و افزود: «قرار بازداشت موقت او فک و تبدیل به قرار وثیقه شد». پیش‌تر در تاریخ ۲۹ مرداد رسانه‌های حاکمیت خبر صدور و ابلاغ کیفرخواست علیه سپیده رشنو را منتشر کرده و اتهامات وارده به او را به نقل از رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور ازطریق ارتباط با افراد خارج‌نشین و فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی و تشویق مردم به فساد و فحشا» اعلام کرده بودند.
سپیده رشنو، شاعر و نویسنده، اواخر تیر ماه پس از اعتراض به تهدید و پرخاش یک «آمر به معروف» در اتوبوس، به دست مأموران امنیتی بازداشت شد و پس از ۱۴ روز بی‌خبری، شبکه‌های خبری جمهوری اسلامی ویدئوی اعتراف‌ اجباری او را پخش کردند. همزمان اخبار منتشر شده حاکی از انتقال رشنو به بیمارستان، پیش از اعتراف‌گیری بود و از احتمال ضرب و شتم پرده بر می‌داشت.
در همین زمینه کانون نویسندگان ایران در تاریخ ۱۰ مرداد بیانیه‌ای منتشر کرد و ضمن اشاره به کارنامه‌ی سیاه حاکمیت در «اعتراف‌گیری و دستکاری افکار عمومی» به قصد «بی‌اعتبار کردن اعتراض و ارعاب معترضان» افزود: «خشم و واکنش گسترده‌ی مردم» نشان داده است که حربه‌ی «سرکوب‌شدگان را به ضرب و زور مقابل دوربین نشاندن و خفقان حاکم را به نمایش گذاشتن» بیش از پیش از کار افتاده است. در بخش پایانی این بیانیه آمده است: «کانون نویسندگان ایران ضمن دفاع از حق انتخاب پوشش، بار دیگر حمایت خود را از حق تشکل‌یابی زنان اعلام می‌کند و این بازداشت‌ها و پخش اعترافات اجباری‌ را ادامه‌ی سرکوب سازمان‌یافته‌ی زنان می‌داند. آزادی بی‌قید و شرط، حق سپیده رشنو و همه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی است».

***********

احضار و تفهیم اتهام مجتبا میرتهماسب

در ادامه‌ی موج اخیر سرکوب سینماگران، صبح امروز مجتبا میرتهماسب، نیز با احضار قبلی در دادسرای اوین تفهیم اتهام شد. این مستندساز پس از ساعاتی با قرار وثیقه، تا زمان تشکیل دادگاه موقتا آزاد شد. میرتهماسب ۹ مرداد ماه نیز به دلیل امضای بیانیه‌ی موسوم به «تفنگت را زمین بگذار» احضار و بازجویی شده بود.
اقدامات تهدید‌آمیز حاکمیت علیه سینماگران امضاکننده‌ی این بیانیه به بازداشت محمد رسول‌اف و مصطفی آل‌احمد و سپس جعفر پناهی انجامید. اندکی پس از آزادی موقت آل‌احمد به قید وثیقه، دو کارگردان دیگر، مجید برزگر و محسن امیریوسفی، احضار، تفهیم اتهام و با صدور قرار وثیقه آزاد شدند.
کانون نویسندگان ایران پیشتر در گزارشی درباره‌ی افزایش فشار حاکمیت بر سینماگران، روندِ برخورد حاکمیت با سینماگران را یادآور سازوکارهای سرکوب در سال‌های سیاه دهه‌ی هفتاد دانسته بود. تهدید، بازداشت و پرونده‌سازی علیه سینماگران خبر از تنگ‌تر شدن عرصه‌ی آزادی بیان و افزایش سرکوب جامعه‌ی مستقل هنری، ادبی و فرهنگی می‌دهد.