افق روشن
www.ofros.com

...مجموعه ای از اخبار، گزارشات و اطلاعیه ها

حداقل دستمزد ما کارگران باید تأمین کننده واقعی معیشت خانواده باشد

كمیته پیگیری                                                                                                  دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹٦ - ۲۰ نوامبر ۲۰۱٧

فراخوان به همه کارگران و انسانهای شرافتمند و آزادیخواه:

همچنان در کنار زلزله زدگان (استان کرمانشاه) هستیم

برای یاری رساندن و جمع آوری کمکهای نقدی و تامین کردن نیازهای ضروری زلزله زدگان "سرپل ذهاب وبیشتر ازصد روستای آسیب دیده دیگر" با در اختیار گذاشتن، شماره حساب (شماره کارت بانکی) فعالین کارگری از جمله:
بهنام ( اسعد) ابراهیم زاده، و سعید یوزی، که در منطقه حضور دارند از همه کسانی که توانایی کمک نقدی دارند میخواهیم تا کمکهای نقدی خود را به شماره ها ی که در زیر می آید واریز بفرمایند.....
شماره کارت اسعد (بهنام) ابراهیم زاده
بانک ملت     ٦١٠۴ ٣٣٧٦ ٧٩٦٩ ۴٧٠١
شماره کارت سعید یوزی بانک سپه     ۵٨٩٢ ١٠١٠ ۴٩۴٨ ۵٠٧٧
شماره تماس بهنام ابراهیم زاده     ٠٩٣٩ ٧٩۵ ٩۵٣٦
شماره تماس سعید یوزی     ٠٩٣٨ ٦٣٠ ٩٧۴٦

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران و فعالین کودکان کار وخیابان

۲۹ آبان ۱۳۹۶

*******************

کارگران: سرنوشت معلمان با جنبش کارگری گره خورده است انها را تنها نگذاریم

کارگران و مردم آزاده!
امروز پنجشنبه ۱۳ مهر  ماه، روز جهانی معلم است . معلمان و دیگر اقشار زحمتکش و بازنشستگان ، مقابل سازمان برنامه و بودجه واقع در بهارستان جنب مجلس تجمع اعتراضی بر پا کردند.مااز این تجمع معلمان حمایت می کنیم و بر این باوریم که جهت تحقق مطالبات مان باید دست در دست هم دهیم و این قشر زحمت کش را تنها نگذاریم . اتحاد رمز موفقیت ما زحمتکشان است .این تجمع در ساعت ۱۰صبح شروع شد ، و ساعت۱۲ با قرائت  قطعنامه معلمان ، مراسم نیز خاتمه یافت. 
گزارش های تکمیلی ما را در همین کانال دنبال کنید.

۱۳ مهر ۱۳۹۶

*******************

روزی که روز معلم است!

۵ اکتبر که امسال با ۱۳ مهر مصادف شده است، روز معلم است. روز جهانی معلم. روز بزرگداشت جایگاه معلم. جایگاهی که از آن آموزش و پرسشگری بر می خیزد. آری؛ آموزشِ پرسشگری که گردونه ی دانش را به پیش می برد. وظیفه ی معلم - آن گونه که تبلیغ می شود- تلقین دانایی نیست، بلکه ایجاد کردنِ شرایط و فرصتی است تا دانش آموزان بتوانند فکر کردن و پرسیدن را تمرین کنند و بیاموزند. بیشترین ارزش در آموزشِ تفکر و چگونه پرسیدن است.
امروزه آموزش از معلومات و محفوظات عبور کرده و به مرحله ی حساس و اساسی تولیدِ دانش و برانگیختن انسان به پرسشگری رسیده است. به سخنی روشن تر؛ معلم کمک می کند تا دانش آموزان خوب بیندیشند و خوب سوال کنند. کارِ معلم اساسا همین است، نه تکرارِ چیزهایی که سال هاست کشف و اختراع شده اند.
۵ اکتبر( ۱۳ مهر) روز معلم، یادآوری این کارِ بسیار مهم و حیاتی در زندگی انسان امروز است.
از جهانی بودنِ روز معلم، علاوه بر این که دغدغه ی انسان امروز را که همانا آموختن برای زیستن است، به ما یادآوری می کند، بلکه همبستگی معلمان جهان- این کارگران و زحمتکشانِ اردوی دانش - را نیز با خود دارد.
در کشور ما، معلمان درگیر مناسباتی هستند که تمام عرصه های زندگی را به سمت کالا و سود پیش می برد.
خدمات آموزشی در ایران امروز، به تناسب برخورداری مردم از زندگی، تعریف شده است. یعنی اکثریت خانواده ها از حق تحصیل رایگان - چنان که در قانون اساسی پیش بینی شده است- محرومند. فقط طبقات دارا و وابستگان به نهاد های قدرت و ثروت به خدمات و امکانات ممتاز و مناسب آموزشی دسترسی دارند.
سهم بسیاری از کودکان و نوجوانان از آموزش و پرورش، شهریه های کمرشکن، تبعیض، مدرسه های فرسوده و غیر ایمن، کلاس های کپری و کانکسی، کلاس های آغلی و ترک تحصیل است.
روز جهانی معلم در ایران، روز معلمانی است که مجبورند برای زنده ماندن، به کارهای غیرفرهنگی بپردازند. روز معلمانی است که پرداخت حقوق اندک شان ماه ها و گاه سال ها به تعویق می افتد. روز معلمانی است که بیمه ی درمانی و خدمات پزشکیِ اطمینان بخشی ندارند. روز معلمانی است که برای احقاق حقوق شان دست به ایجاد تشکل های صنفی زده اند تا به تبعیض ها و دستبردها به صندوق فرهنگیان اعتراض کنند ولی اعضای تشکل صنفی معلمان ( اسماعیل عبدی- محمود بهشتی لنگرودی- محسن عمرانی - باغانی و دیگران) به اتهام واهی اقدام علیه امنیت ملی و نظیر این، بازداشت و محکوم به حبس های درازمدت می شوند. روز جهانی معلم در ایران، روز دکتر خانعلی ها، نجات الهی ها، فرزاد کمانگرها، عبدی ها، بهشتی لنگرودی ها، عمرانی ها و زنان و مردانی است جان و جوانی شان را برای آزاد اندیشیدن و داشتن زندگی شایسته ی انسانی فدا کرده اند و فدا می کنند.
روز معلم، روز پیروزی دانایی بر نادانی، روز غلبه ی پرسش و اعتراض بر سکوت و روز برتری صلح و آشتی بر کینه و دشمنی و در یک کلام؛ روز زندگی است. ما کارگران و مزدبگیرانِ متشکل در کمیته ی پیگیری ایجاد تشکل های کارگری، ۱۳ مهر( ۵ اکتبر) روز جهانی معلم را به معلمان، دانش آموزان، بازنشستگان و همه ی مردم شریف و آگاه شادباش می گوییم و دوشادوش معلمان و بازنشستگان، در تجمع ۱۳ مهر که در تهران و استان های کشور برگزار می شود، شرکت کرده و عموم مردم را به همراهی و شرکت در این تجمع سراسری دعوت می کنیم. فرخنده باد روز جهانی معلم.

پیوسته باد همبستگی معلمان و کارگران و زحمتکشان.

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

۱۲ مهر ۱۳۹۶

*******************

اطلاعیه شماره ٧

کارگر مبارز " محمد جراحی" اهل تبریز در شرایط بسیار بد جسمانی قرار دارد

امروز دوشنبه محمد جراحی را ، بدلیل وخیم شدن حالش به تهران منتقل کردند و در بیمارستان شهدای تجریش بستری شد . طبق گفته برادر ایشان روز چهارشنبه تحت عمل جراحی قرار خواهد گرفت.
محمد جراحی فرزند کار و تلاش و همت و محرومیت بود سالها فداکارانه وصادقانه بدون چشم داشت در صفوف مبارزه جنبش کارگری بود .
در میان مبارزین راه رهایی کارگران از معدود فعالینی بود که در بدترین شرایط مالی و با جسمی بیمار، خستکی ناپذیر زندگی خود را فدای آزادی و رها شدن از ستم سرمایه داری کرد و در بدترین شرایط زندان تیریز تمامی پنج سال حبس را بدون مرخصی سپری کرد. و برای دنیایی ٱزاد و برابر از هیچ کوششی فرو گذار ی نکرد.
ما این فعال کارگر گران قدر ومبارز و پیشرو را تنها نمی گذاریم وکماکان مسبب مریضی ( سرطان ) ودیگر مشکلات جسمی ایشان را مستقیما خود دولت می دانیم.

۱۰ مهر ۱۳۹۶

*******************

شادباش به کارگران آذرآب و هپکو!

کارگران و مردم شریف و آگاه!
یک بار دیگر ایستادگی و همبستگی کارگران نتیجه داد و باغ پر درخت اتحاد و پیروزی به بار نشست.
کارگران آذرآب و هپکو در مبارزاتی پیوسته و پیگیر کارفرمایان و قدرت های حامی آنان را مجبور به عقب نشینی کردند.
این پیروزی آسان به دست نیامد. آن ها برای به دست آوردن دستمزدهای معوقه شان نخست با کارفرمایان مراجعه و مذاکره کردند و وقتی نتیجه ای نگرفتند به خیابان آمدند تا اعتراض شان را اجتماعی کنند و به گوش مردم برسانند. سپس در زیر گازهای اشک آور و ضرب و شتم باتوم بدست های نیروی انتظامی برای مطالبات شان دست به راهپیمایی زدند. از سوی دیگر نمایندگان کارفرمایان برای ساکت کردن و به سرکار برگرداندن کارگران، وعده و وعید دادند. اما کارگران که می دانستند وعده ها تو خالی است به بستن جاده ی اصلی و سپس مسدود کردن راه آهن مبادرت کردند . تنها در این صورت بود که تجمعات اعتراضی کارگران اراک رسانه ای شد و در صدر 🔹اخبار خارجی و داخلی قرار گرفت. تنها در این صورت بود که کارفرمایان مجبور شدند واکنش نشان بدهند و یا این که وزارت کار و سازمان های امنیتی به خاطر جلوگیری از گسترش این اخبار و کنترل اوضاعی که داشت از دستشان در می رفت، به کارفرمایان اشاره و توصیه کردند که در مقابل امواج خروشان حرکت های کارگری و جلوگیری از سرایت شعله ها و لهیب های این حرکت کارگران به کارخانجات دیگری در اراک و سایر مراکز کارگری، کوتاه بیایند. از آن روز کارفرمایان به پرداخت قسمتی از مطالبات و معوقات کارگران اقدام کردند و اخبار این تجمع و ضرب و شتم به مجلس هم رسید و مقرر شد گروهی برای تحقیق و تفحص پیرامون موضوع تشکیل شود و نیز فرمانده انتظامی خبر داد که به ماموران سختگیر تذکر داده شد و چند روز بعد هم مدیرعامل آذرآب بازداشت شد و وزیر کار در جمع کارگران وعده داد که کلیه معوقات کارگران بی کم و کاست و در اسرع وقت پرداخت شود . ولی تا زمان نگارش این گزارش هنوز کارگران به مطالبات خود نرسیدند و اعتراضات کمابیش ادامه دارد. ما به کارگران آذرآب و هپکو برای تلاش های حق خواهانه شان شادباش می گوییم و موفقیت قطعی و نهایی شان را در سایه ی وحدت و هوشیاری، خواهانیم.

۹ مهر ۱۳۹۶

*******************

به سرکوب ما کارگران پایان دهید!

ما کارگران از اقشار زحمتکش ،تولید کننده گان و خدمات دهنده گان جامعه 80 میلیون نفری هستیم.
وجود جامعه و تداوم دهنده زندگی این جمعیت بزرگ انسانی با زحمات پایان ناپدیر ما کارگران ممکن می شود.
ما نیز جهت تداوم زندگی خود قطعا نیازهای ضروری داریم که با تامین آن قادر خواهیم شد که این گردش زندگی جمعیت جامعه خود را باز تولید کنیم .
ما طی این ۴۰ سال همیشه مورد بی توجهی و پایمال شدن حقوق انسانیمان قرار گرفته ایم . محروم ماندن ما و خانواده هایمان حتی از حداقل ملزومات زندگی ، اساس اعتراضات ما را تشکیل می دهد . امنیت ، آرامش و تامین زندگی شایسته انسانی درخواست ما کارگران و دیگر اقشار زحمتکش جامعه است .
ما معتقدیم که این ثروت در جامعه وجود دارد که همه در رفاه زندگی کنیم . اولا زحمت شبانه روزی پایان ناپذیر ما کارگران ثروت های زیادی را تولید کرده که در دست و جیب دولت و حاکمیت سرمایه است . ثانیا، ایران سومین تولید کننده و صادر کننده نفت و دومین کشور تولید و صادر کننده گاز طبیعی در جهان هستیم. ثالثا، در استخراج معادن غنی، نیز در جایگاه بالایی قرار داریم .
چنانکه در زمینه استخراج مس رتبه دوم را داریم .
رابعا، در استخراج طلا نیز از جایگاه ویژه ای برخورداریم . چنانکه معادن بافق و معادن البرز و معدن آق دره نیز از جمله آنها است. با این همه ثروت که نتیجه ی کار و زحمت ماست، کمترین سهم به ما می رسد و سفره های مان هر روز تنگتر و خالی تر می شود. در حالی که اگر فقط نیمی از این ثروت عظیم به ما اختصاص یابد، زندگی ما از این رو به آن رو خواهد شد. دستمزدهایی که همان را هم نمی دهند و ما مجبوریم با چنگ و دندان و با تجمع و اعتصاب و راه بندان آن را از حلقوم کارفرمایان و سرمایه داران بیرون بیاوریم، یک چهارم زیر خط فقر است.
با چنین اوضاعی که به ما تحمیل شده است، زندگی ما با فقر و فلاکت عجین شده است .ماه ها با تاخیر حقوقمان را دریافت می کنیم . فرزندانمان وادار به کار می شوند . طلاق در خانواده ها به کمین نشسته است. بیکاری بخش جدایی ناپدیری از زندگی به شمار می رود .
و نهایتا فرو پاشی خانواده های ما نیز در آخر این پروسه دردناک قرار دارد. زمانی هم که ناچارا پا به اعتراض می گذاریم، سرکوب اولین پاسخی است که از دولت به ما می دهد. ما کارگران با اقتدار و اعتقاد اعلام می کنیم .چنین نخواهد ماند .
اگر قرار است با زحمت وذلت زندگی کنیم، اعتراض و مبارزه را در پیش می گیریم . مانند ده ها و صدها کارگرِ معترض مانند رضا شهابی ، بهنام ابراهیم زاده ، جعفر عظیم زاده ، شاهرخ زمانی و... فریادمان بلند خواهد شد.
بترسید از روزی که صفوف اعتراضات ما کارگران به هم گره بخورد . ما کارگران به این زندگی غیر انسانی که با زور و اجبار به ما تحمیل کرده اید، پایان خواهیم بخشید . مانند کارگران هفت تپه ، کارگران فولاد و فلز اهواز ، کارگران هپکو و آذر آب و آلومینیم اراک و جای جای این جامعه برای زندگی شایسته انسانی از هر تلاشی فروگزارنخواهیم کرد .

۶ مهر۱۳۹۶

*******************

بیانیه شماره ۶

کارگران و مردم شریف و آزاده!
محمد جراحی کارگر زحمتکش و آگاهی که ۵ سال از عمر خود را در زندان های تبریز و گوهر دشت گذراند وبا داشتن گواتر سمی در گلوی خود بارها به درمانگاه های زندان ها مراجعه نمود وخواستار اعزام به بیمارستان برای معاینه ودرمان بیماری خود شده بود وهر بار با مخالفت شدید و ممانعت مسئولین زندان روبرو شد و از اعزام این کارگر شریف به بیمارستان جلوگیری شده بود.
اما امروز ۵ شنبه ششم مهر ماه ۱۳۹۶ او در بستر بیماری ودر زیر سِرُم با سرطان دست وپنجه نرم می کند، مجاری گوارشی اش زخم شده و نمی تواند غذا بخورد و بدنش از ماهیچه ها تغذیه می کند و لذا بشدت وزن کم کرده است.
در حقیقت مسئولین به مرگ تدریجی این زندانی دست زده اند وباید درقبال این قصور عامدانه، پاسخگو باشند.
این قصور ها و بی توجهی ها، کماکان در بازداشتگاه های مختلف در حال انجام است که اعتصاب غذاکنندگان گوهر دشت در اعتراض به این بی حقوقی های مفرط آخرین نمونه آن بوده اند . محمد جراحی را از یاد نبریم و حامی او و صدای رسای دیگر زندانیان باشیم.
رنج و دردی که امروز محمد جراحی می کشد، نتیجه ی کوتاهی های عامدانه ی قوه قضاییه و سازمان امور زندان هاست و باید پاسخگو باشند.

۶ مهر ۱۳۹۶

*******************

کارخانه قند فسا با190 کارگر فعالیت خود را از سرگرفت

به گفته کارگران کارخانه قند فسا، فعالیت این واحد تولیدی پس از یک وقفه حدودا 4 ساله از صبح روزسه شنبه (18 یهمن ماه) از سرگرفته شده است.
تعدادی از کارگران کارخانه قند فسا با اعلام این خبر به ایلنا گفتند: پس از 4 سال توقف فعالیت‌های خط تولید، امروز پنجمین روزی است که مشغول کارند.
این کارگران یادآور شدند: فعالیت تولیدی کارخانه «قند فسا» که از سال 92 به بهانه بحران مالی متوقف شده بود و در تمام این مدت نزدیک به 250 کارگری که تا پیش از این به صورت‌های مختلف در این کارخانه مشغول کار بودند، برای تامین معاش خود سرگردان بودند.

*******************

بازداشت وزندانی کردن فعالین سندیکاهای مستقل مصر

طی هفته ای اخیرجمعی از فعالین سندیکاهای مستقل مصر بدستور دولت بازداشت وتعدادی از آنها کماکان زندانی هستند.
ازجمله کارگران زندانی:
۱- طارق مصطفی کعیب، مسئول سندیکای کارگران اداره مالیات شهر کفر الشیخ، دراستان قلیبویه
۲- سعید علی گیمی، از سندیکای کارگران اداره مالیات شهر کفر الزایات در استان غربیا
۳-ایمان فتحی آل صباغ، از سندیکای کارگران اداره مالیات شهر برکت الصبا در استان مونوفیا
۴-عارف فتحی، از سندیکای کارگران اداره مالیات ولایت نول واله
۵-محمد عبدالحمید حسن، از سندیکای کارگران اداره مالیات استان مینیا
۶ و٧- محمد آل هنداوی سعید و عبد ال قونیمی کادوس، ازمسئولان سندیکای شرکت برق شهر ساممنود در استان غربیا
براساس آخرین اطلاعات احتمال می رود در آینده تعداد دیگری از فعالین سندیکاهای کارگری مستقل مصر بازهم دستگیر وزندانی شوند.
تاکنون اتحادیه جهانی سندیکاهای کارگری (ITUC) ، کنفدراسیون اتحادیه های کارگری بین المللی (ITUC) و فدراسیون جهانی سندیکاهای سرویس دولتی (PSI)و سندیکای سولیدر فرانسه اعتراضشان را نسبت به این بازداشت ها به دولت مصر اعلام داشته وخواهان آزادی این فعالین سندیکاهای مستقل کارگری زندانی ومتوقف کردن دستگیری هایی ازاین دست شدند.
دست اندرکاران اخبار وگزارشات کارگری در چارچوب همبستگی بین المللی ضمن محکوم کردن یورش دولت مصر به فعالین تشکل های مستقل کارگری این کشور وحمایت از تلاش ها ی جهانی برای آزادیشان، همه تشکل ها،نهادها و فعالین مستقل کارگری درایران وجهان را برای حمایت از فعالین زندانی تشکل های مستقل کارگری مصر فرا می خواند

*******************

بیانیه شماره ۳

زندانیان سیاسی باید از حقوق مسلم خود برخوردار باشند!

بهنام ابراهیم زاده ، واله زمانی و پیمان سالم که در ۲۲شهریور ۹۶ در مقابل زندان گوهر دشت دستگیر شدند .تنها در حمایت از درخواست زندانیان در حال اعتصاب غذا و همراهی با خانواده هایشان تجمع کردند . تجمع حق مسلم شهروندان است . دولت و دیگر قوا حق تعرض به اجتماعات مردم را ندارند .بویژه آنکه این تجمع مسالمت آمیز بوده است . خانواده ها و مردم حق دارند برای جان انسانهای در بند از درخواست به حق آنها حمایت نمایند .
سلب حق اعتراض برای دریافت دستمزدهای معوقه کارگران و دیگر مطالباتشان منجر به دخالت نیروی انتطامی و نیروی ضد شورش می شود و این از نظر حقوق شهروندی و آزادی اجتماعات پسندیده نیست. در زندان هم حقوقشان از آنها سلب می شود.
"تامین رفاه اجتماعی همراه با امنیت و آزادی " حق مسلم ماست و تا آن را بدست نیاوریم ، کوتاه نمی آییم و سکوت نخواهیم کرد.
برای دریافت دستمزد معوقه مان مار را دستگیر و بازداشت می کنند .در زندان هم مانند بیرون بیرون حقوق مسلم ما را تامین نمی کنند . برای تحقق حقوقمان تا مرز جان باختن معترض می شویم ، حاضر به اجرای آیین نامه های نوشته خودتان نیز نیستید.حاضر به اجرای قانون اساسی هم نیستید.
اجرای منشور سازمان بین الملل که آنجا هم عضو هستید . رعایت نمی کنید.
پس میخواهید : چپاول و اختلاس و غارت ادامه داشته باشد. زندگی ۸۰ میلیون انسان را به گروگان گرفته اید و رویه خودتان را تداوم می بخشید .
نه این شدنی نیست و هیچ جامعه ای آن تحمل نکرده و به آن گردن نخواهد گذاشت.
ما خواهان آزادی فوری دستگیرشدگان اخیر هستیم و می گوییم که جای کارگر و معلم، زندان نیست.
جای بهنام ابراهیم زاده- عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران- زندان نیست. او ۸ سال در زندان بوده و پس از آزادی از زندان باید در کنار خانواده و فرزند بیمارش باشد نه این که دوباره دستگیر و زندانی شود! جای واله زمانی و پیمان سالم، زندان نیست. همچنان که جای اسماعیل عبدی و محمود بهشتی لنگرودی و محسن عمرانی- معلمانی که برای حقوق صنفی خود دستگیر شده اند- زندان نیست. همچنان که جای رضاشهابی - راننده شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه- زندان نیست.
به جای دستگیری و زندانی کردن کارگران و معلمان معترض، به در خواست ها و مطالبات قانونی و بر حق شان رسیدگی کنید.
بدیهی است که قوه قضاییه و سازمان زندان ها در قبال تندرستی و جان زندانیان مسوولند و باید آن را بعهده بگیرند.

۲۸ شهریور ۱۳۹۶

*******************

بهنام ابراهیم زاده در تجمع همبستگی مقابل زندان گوهر دشت بازداشت شد

بهنام ابراهیم زاده کارگر و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران، فعال حقوق کودکان، روز چهارشنبه ۲۲ شهریور در تجمع همبستگی با زندانیان سیاسی به همراه دو نفر دیگر به نام واله زمانی از سندیکای نقاشان البرز، پیمان سالم از دیگر شرکت کنندگان این تجمع دست گیر و زندانی شدند. بهنام ابراهیم زاده که در ۱۱ اردیبهشت امسال، صد و سی پنج روز پیش، از زندان گوهر دشت کرج آزاد شده بود. مجددن دستگیر شد.
بهنام ابراهیم زاده با داشتن نوجوان بیمار سرطانی، بدون شغل و بیکار بود. روزی را بدون فعالیت اجتماعی و صنفی کارگری سپری نکرد. دو هفته بود که در آخرین آزمایشات پسرش، در کمال ناباوری خبر بازگشت سرطان فرزند عزیزش را اطلاع دادند. ما اعضای کمیته پیگیری بهنام و خانواده و فرزند بیمارش را تنها نخواهیم گذاشت. او کارگری پیشرو و زحمتکش همیشه و همواره در جهت رفاه اجتماعی کارگران و ایجاد تشکل های کارگری ایران فعالیت میکرد. ما کارگران خواهان آزادی بهنام ابراهیم زاده و دیگر زندانیان سیاسی هستیم.

بیانیه شماره ۱ . ۹٦/٦/۲۳

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

*******************

دومین سال جان باختن  شاهرخ زمانی

روز شنبه ۹٦/٦/۱٨ در دومین سال جان باختن  شاهرخ زمانی فعالین کارگری و اجتماعی و همرزم وفادار وی، محمد جراحی در تبریز بر سر مزارش حضور یافته ضمن بر گزاری مراسم بزرگداشت، مزارش را گلباران کرده یاد و خاطره اش را گرامی داشتند.

*******************

دیدار با خانواده رضا شهابی

چهارشنبه ۹٦/٦/۱۵ چند تن از اعضای کمیته پیگیری.... به دیدار خانواده رضا شهابی رفتند .قابل توجه است که روحیه این خانواده فوق‌العاده خوب و قابل تحسین است.
با عدم حضور رضا شهابی خانواده اش با توانایی بر مشکلات پیش روی، که همه ما از آن آگاه هستیم ، فایق ٱمده اند و این تجربه‌ای گرانقدر برای سایر خانواده هاست.
یادآوری این نکته بسیار ضروری است که خانواده ی شهابی در کمال آگاهی که از رضا شهابی خواسته است تا به اعتصاب غذای خود پایان دهد.زیرا که تا همینجا نیز صدای اعتراض خود را به گوش جهانیان رسانده است و باید از مقاومت ایشان ستایش نمود .اما ادامه اعتصاب غذا موجب صدمه های جبران ناپذیر روحی و جسمی به خودش و در درجه دوم به خانواده اش و در نهایت به کارگران وارد می ٱورد. لذا ما کارگران خواهان پایان بخشیدن به اعتصاب غذای ایشان هستیم ولی معتقدیم که اعتصاب غذای زندانی، آخرین ابزار زندانی و صدای اعتراص به وضعیت موجود است .رضا شهابی نماینده و عضو سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران ، از پیشروان و رهبران کارگران به شمار می آید .ما همصدا با خانواده، رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، کارگران، زحمتکشان، معلمان و همه ی مردم آگاه و آزاده می گوییم:

رضا شهابی را آزاد کنید!

۱۳۹۶/۶/۱۶

*******************

امروز ۹۶/۶/۱۵ برابر با ۶ سپتامبر ۲۰۱۷ میلادی،

مصادف با روز تولد "شاهرخ زمانی" سیمای خستگی ناپذیر جنبش کارگری ایران است

شاهرخ زمانی: ۵۳ سال پیش در چنین روزی در "کلیبر" از توابع منطقه (ارسباران تبریز) دیده به جهان گشود. از ایام نوجوانی با مسایل کارگری آشنا شد و در این راه لحظه ای از پای ننشست.
شاهرخ در سال ۱۳۹۰ به اتهام واهی اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و زندانی شد و در روز ۲۲/۶/۹۶ در زندان رجایی شهر کرج جان خود را از دست داد.
مبارزه علیه تبعیض و نابرابری، ومتحقق کردن آرمانهای طبقه کارگر سالهاست در جریان استجوشش و کوشش برای دنیایی عاری از ستم و ظلم مضاعفی که ابعاد آن هر روز گسترده تر می شود ، هزاران انسان از جان گذشته وشریف را فدای این آرمان کرده است .دراین میان شاهرخ زمانی یکی از شاخص ترین مبارزین جنبش کارگری قرن ۲۱ درایران بود

یادش و راهش گرامی باد

۱۳۹۶/۶/۱۵

*******************

رضا شهابی کارگر زندانی را دریابیم

رضا شهابی ازاعضای ارشد سندیکای اتوبوسرانی تهران و حومه ، اکنون بیست و ششمین روز اعتصاب غذا را پشت سر می گذارد .طبق گزارشات رسیده ، او در بدترین شرایط قرار دارد. رضا شهابی کارگر زحمتکش نماینده ما کارگران است .او صدای اعتراض نه تنها ما کارگران ۶۰ میلیونی است ، بلکه صدای اعتراض جمعیت ۹۹/ درصدی جامعه است . جان او جان ماست .تامین سلامت جسم و جان او بر عهده قوه قضاییه و دولت است.ما کارگران اعلام می کنیم:
رضا شهابی را آزاد کنید. او اختلاس کننده و چپاولگر نیست. جای رضا شهابی در زندان نیست. مطالبه او عین مطالبه ما کارگران و دیگر تهیدستان است. ما کارگران همچنانکه گفتیم و بارها تکرار کردیم؛ جهت تامین خواسته های خود هرگز کوتاه نمی آییم و عقب نشینی نیز نخواهیم کرد. ما حقوق شهروندی و انسانی خود را از شما طلب داریم .به گفته همکاران بازنشسته:
یه اختلاس کم بشه ، مشکل ما حل میشه .ما خواهان آزادی بی قید و شرط و فوری رضا شهابی هستیم.

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست.

۹۶/۶/۱۲

*******************

نگرانی خانواده محمد جراحی از وضعیت وی

بیانیه  شماره یک  
محمد جراحی  عضو کمیته پیگیری  پس از تحمل ۵ سال زندان، در شهریور ماه سال ٩۵  از زندان مرخص گردید. وی جهت پیگیری مداوای خود، که از ناحیه گردن (غدد  تیرویید) و همچنین کبد، در زندان  از آن رنج میبرد، به درمان خود پرداخت. بارها و بارها نسبت به عدم رسیدگی به درمان  خود از سوی زندان تبریز اعتراض کرده بود. نتیجه ای نیز بدست نیاورده بود. البته عدم رسیدگی به درمان زندانیان عموما امری عادی است. زیرا که جان  و زندگی انسان در جمهوری اسلامی  برایشان بی ارزش است. جان زندانیان سیاسی علاوه بر اینکه برایشان بی ارزش است، از بین رفتن یک انسان مخالف و مبارزه عین ارزوی حاکمان است. عدم رسیدگی لازم و کافی جهت درمان زندانی  نقض آشکار حقوق انسانی، شهروندان به شمار میرود. علاوه بر ان شکنجه ای  است آشکار که سلامت زندانی را به گروگان میگیرند.
بی توجهی عمدی هم برای بهبود نیافتن محمد جراحی که با هزینه خانواده اش انجام شده بود. دارویی دیگر را به  او میخوراندند. نتیجه این اعمال و رفتار غیر  انسانی وحشت انگیز اینگونه پیش رفته است که علاوه بر سرطان کبد، غدد تیروئید نیز  دردی دیگر بر سرطان و افزایش قند خون و فشار خون را موجب گردیده است. چنانکه او بیش از سه ماه است که در بستر بیماری به سر میبرد. متاسفانه وضعیت درمان روز به روز دچار وضعیت خطرناک گردیده است. چنانکه پس از ۴ روز بستری شدن در بیمارستان شهدای تجریش تهران، مجددن به تبریز فرستاده میشود. ما  کارگران، خانواده، اعضای کمیته پیگیری، دولت و قوه قضاییه را مسئول وضعیت نگران کننده محمد جراحی، زندانی سیاسی سابق میدانیم.  

اخبار درمان محمد جراحی این کارگر مبارز و انقلابی را به اطلاع خواهیم رساند

۹٦/۵/٧

*******************

دیدار جمعی از فعالان کارگری ولغو کار کودک با فعال کارگری محمد جراحی.

جمعی از فعالان کارگری وحقوق کودک از جمله اعضای کمیته پیگیری و اتحادیه آزاد کارگران ایران و کانون مدافعان حقوق کارگر و سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد تهران، اعضای کانون صنفی معلمان وتعدادی از فعالان مدنی،  طی روزهای گذشته با محمد جراحی در بیمارستان شهدای تجریش دیدار کردند.  محمد جراحی فعال کارگری واز اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران به جرم فعالیت های کارگری وعضویت در کمیته پیگیری در یک دادگاهی ناعادلانه وچند دقیقه ای به  پنج سال حبس محکوم شد وتمام محکومیت پنج سال ناعادلانه خود را بدون حق استفاده از حق مرخصی در زندان تبریز سپری کرد. محمد جراحی همکار واز هم پرونده های زنده یاد شاهرخ زمانی می باشد. وی در داخل زندان  به سرطان کبد دچار شد ودستگاه قضای وزندانبانان در تمام  محکومیت پنج ساله این فعال کارگری اقدامی جهت رسیدگی به وضعیت پزشکی وی انجام ندادند اورا به بیمارستان خارج از زندان اعزام نکردند. آقای جراحی در تمام این سالها با تمام فراز ونشیب ها وفشار وتهدید ها لحظه ای دست از مبارزه نکشید.
 وضعیت امروز محمد جراحی مسبب و مسولش جمهوری اسلامی است جمهوری اسلامی نه تنها مسول وضع امروز جراحی است بلکه مسول مرگ شاهرخ زمانی عزیز هم می باشد که در شکنجه گاه رجای شهر او را به کام مرگ کشاند مرگ شاهرخ زمانی و حال و روز امروز محمد جراحی عزیز و نزدیک به هشت سال حبس برای دیگر اعضای کمیته پیگیری بهنام ابراهیم زاده که تنها فرزندش به سرطان خون مبتلا شد و دهها و صدها کارگر دیگر سند جنایتی است پیش روی جامعه جهانی وجنبش کارگری ایران که باید این جنایت ضد بشری توسط جامعه  جهانی متحدانه  محکوم گردد وعاملان آن را به  دادگاه های بین المللی وسازمان های پیگیر معرفی کنند.  

زنده باد مبارزه متحدانه کارگران ایران

*******************

دیدار فعالین از اسماعیل عبدی در مرخصی ایشان

 

********************

دیدار فعالین کارگری از محمد جراحی

 

********************

گزارشی از وضعیت كودكان در كانون اصلاح و تربیت

یکی از فجیع ترین تجاوزات به حقوق بشر، شکنجه است که در نتیجه ان حیثیت وکرامت قربانیان سلب می شود وبه توانایی انان در ادامه ی حیات وفعالیت های عادی شان اسیب می زند (ماده ۲، بند۵۵) شنیدن خبر وضعیت این کودکان زیر هیجده سال در کانون اصلاح وتربیت زابل که به خاطر دزدی های بی ارزش به زندان افتاده اند در باورتان سخت بگنجد . باید گفت این واقعیتی است که امروزه دهها کودک زیر هجده سال با ان وضعیت نابهنجار در کانون اصلاح وتربیت زابل ودیگر مراکز با ان دست وپنجه نرم میکنند ما هرروز تعدادی از این کودکان زیر هجده سال که ناخواسته واز روی اجبار و فقر اجتماعی مرتکب دزدی وحتی قتل شده اند معرفی میکنیم .لازم به ذکر است که مددکار این کودکان شخصی است به نام "محمد نظام دوست" که به شدت از نحوه برخورد وبی توجهی این شخص ورفتارهای وحشیانه اش ، کودکان مظلوم گله مند هستند.
متن کامل گزارش را اینجا کلیک کنید.

********************

دیدار جمعی از اعضای کمیته پیگیری ... با خانواده اسماعیل عبدی

جمعی از اعضای کمیته پیگیری:
ما خواهان آزادی بی قید وشرط آقای عبدی هستیم.

چهارشنبه سوم خردادماه جاری در بیست و پنجمین روز اعتصاب غذای آقای اسماعیل عبدی جمعی از اعضای کمیته پیگیری برای تشکلهای آزاد کارگری به دیدار همسر وفرزندان این فعال صنفی رفتند.
در این دیدار بهنام ابراهیم زاده فعال کارگر و وکودک وعضو شورای نمایندگان در کمیته پیگیری طی صحبت های در جمع خانواده اقای عبدی واعضای کمیته پیگیری ضمن محکوم کردن دستگاه قضایی مبنی بر بی توجهی برخواستهای صنفی اسماعیل عبدی که هیچ گونه مثال امنیتی یا خلاف قانونی انجام نداده خواستار آزادی بی قید وشرط آقای عبدی شدند، بهنام ابراهیم زاده در ادامه تاکید کرد که حق او آزادی است از روز شروع اعصاب غذا این معلم شریف ۲۵ روز میگذرد و خبرهای نگران کنده به گوش میرسد مبنی بر اینکه حال عمومی اسماعیل عبدی روبه وخامت هست و دچار بیماری های از قبیل آفت فشار و غلظت خون و نارسائی کلیوی شده است مسوولان قضایی تا الان هیچ جوابی به خواستهای بر حق این معلم عزیز نداده اند.
بهنام ابراهیم زاده در بخشی از صحبت های خود خطاب به دستگاه قضایی و امنیتی تاکید کرده که ٬٬آقای اسماعیل عبدی جرمی مرتکب نشده ایشان نه اختلاس کرده نه دزدی تنها خواسته ایشان یک زندگی انسانی برای همه زحمتکشان هست و این یک خواسته صنفی بوده و ما فعالین کارگری از اعضای کمیته پیگیری حمایت خود را از اسماعیل عبدی اعلام میداریم و خواهان آزادی بی قید و شرط او هستیم. ٬٬

جای معلم زندان نیست

جای او در کلاس درس هست

بهنام ابراهیم زاده و اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران در حمایت از اسماعیل عبدی معلم زندان

به امید آزادی همه زندانیان

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

۳ خرداد ۱۳۹٦

********************

گزارش سعید یوزی به تشکل ها مستقل کارگری و فعالین پیشرو

چرا، مرا دستگیر، زندانی و محاکمه کردند!!!

پلیس سیاسی طبق سابقه ی تاریخی ش، نسبت به هر چیزی حساس و تا حد کنکاش و دخالت در خصوصی ترین روابط محفلی و خانوادگی را جز وظایف خود تعریف می کند. پیش پا افتاده ترین بحث و تبادل را از طریق شنود و کاشتن افراد در روابط فردی و اجتماعی ،را به عنوان جرم سیاسی قلمداد می کنند. شرایط و اعمال پیچیده ی تعقیب و مراقبتی که برای دستگیری من در چهار شهر در استانهای تهران ،البرز ،کرمانشاه و کردستان به کار برده بودند، و پس از دستگیری خودشان برام تعریف کردند ، به خود شک کردم و ترسیدم، شاید کار مهم و خلاف بزرگی ،علیه امنیت انجام داده ام. اما براستی طی روند باز جویی متوجه شدم که اصلا اگر تلفنی با من تماس می گرفتند، دیگر نیازی به این همه تلاش اداره اطلاعات و این همه هزینه و پرداخت حقوق و وقت گذاشتن نبود، نمی دانم چرا دوست دارند بی خودی موضوع را بزرگ جلوه بدهند و این همه مثلا" بیت المال را حرام کنند. تردد به عراق ، دنبال روابط کاری و مسئله ی انجمن کارگران مهاجر ، همچنین فعالیت در انجمنهایی صنفی. قانونی و غیر دولتی شهر های غرب ،از جمله کامیاران سنندج ،مریوان ،دیواندره ،سقز وسایر ،مجموعه ی از اتهاماتی بودند ،که به نام جاسوسی، اقدام علیه امنیت و تبلیغات سیاسی علیه نظام در کیفر خواست، تنظیم شده بود. نحوه ی دست گیری ،خیلی. پیچیده و برام غیر قابل باور بود. مدت پنج روز در اداره اطلاعات سنندج بودم. بعد از بازجویی فشرده و تکراری ،تحویل زندان مرکزی دادند. مدت سی و چند روز هم ،طی سه بار مرا به دادگاه انقلاب شعبه چهار باز پرسی جهت تفهیم اتهام بردند، برایم تعیین وثیقه صد میلیونی کردند، من شدیدا" با چنین ظلمی مخالفت کردم، و آنها مرا روانه زندان کردند، در نهایت بعد از حدود ده روز جهت محاکمه به دادگاه فرا خواندند. دادگاه علنی بوده و مانعی برای حضور خانواده وجود نداشت. بعد از قرائت کیفر خواست، خواستند که، دفاع کنم. ضمن اینکه کلیه ی اتهامات وارده را قبول نداشتم و در بازجوییهای اداره ی اطلاعات هیچ موردی از آنها را نپذیرفته بودم. در دفاعیه ی جامع و شفاف اعلام کردم هر گونه فعالیت صنفی و اجتماعی باید آزاد باشد و هیچ کدام از فعالیت های صنفی و اجتماعی نباید به عنوان اقدام علیه امنیت قلمداد شود. و تمام مسائل و مشکلات کارگران و خانواده های آنان را تشریح و بیکاری بیش از ده میلیون کارگر و پائین بودن سطح دست مزد ها را، بانی تمام مشاغل کاذب، مانند، سرقتهای مسلحانه، قتلهای وسیع ، گسترش خرید وفروش مواد مخدر، اعتیاد و همچنین بالارفتن آمار خشونت و خود کشی و خود سوزی، تن فروشی به شکل سازمان یافته ، کودکان و کار و خیابان، فروش و کرایه دادن کودکان و نوزادان ، فروش و کرایه دادن اعضای بدن ، کول بری و دیگر مسائل اعلام کرده و از حقوق خود و دیگر هم طبقه هایم دفاع کردم. بر مبنای آن دفاعیه که در حکم رای صادره در شعبه ی یک دادگاه انقلاب ، تبرئه شدیم.
بهیم گفتند تا روزی بر قراری دادگاه که برایت کیفر خواست تنظیم می شود، باید سند جهت وثیقه بگذاری.
به قاضی پاسخ دادم: هیچ اعتبار مالی ندارم، قاضی با تعجب و نگاه غضبناکی پرسید: با این همه پر حرفی طی این همه سال چکار کردی..؟ ملک و ثروتی نداری..؟! گفتم: آقای قاضی من کارگرم از کجا بیارم، با این دستمزدهای کلان کارگری که به ما کارگران می دهید؟ یا با امنیت شغلی و کار مستمر به ما دادید؟ یا به اعتبار وبه امید شرایط و امکانات و تسهیلات و ایمنی محیطهای کار برایمان مهیا کردید؟ امروز ما گرفتار و مشغول دست و پنجه نرم کردن با موج اخراج سازیهای میلیونی، و شرایط طاقت فرسای دوازده و شانزده ساعت کاری هستیم که شما ها لطف کرده، ما کارگران را گرفتار کردید ، و البته اگر از لطف و مرحمت شما کاری پیدا شود، با ۱۲ تا ۱٦ ساعت آن هم تازه با عدم پرداخت همان چندر قاز تا بیش از یک سال، حالا شما لطفا" بفرمائید با این شرایط ثروت مورد نظر شما جمع میشود....؟
ناخودآگاه دور برداشتم ودر دفاع از واقعیتهای زندگی کارگریم برای خودم هم کنترل نشدم ودر همین حال قاضی هم در سکوت کامل خیره شده بود،و منتظر وقفه ای برای بیرون کردن من از جلسه دادگاه....
و بالاخره پس از فورجه ای که ایجاد شد بهم گفت: تا وثیقه نزاری بیرون نمی روی. بعد به ماموران دستور داد؛ ببرینش بیرون. قبل از دست بند زدن اجازه خواستم و به ش گفتم: آخه من تنها جز نیروی کارم در زندگیم هیچ انباشتی ندارم، تنها سر مایه ام همین نیروی کارم هست که به مرور زمان مستهلک شده و دیگه خریداری هم نداره، مگه دوباره جوان شوم....
از دفتر بیدادگاه بیرون اومدم و راهی زندان شدم، و این بار با صراحت تمام گفتم: بیرون نخواهم رفت، زندان امن تر از محیط کاره...
با خودم گفتم: امروز تمام ثروت و سرمایه دست مالک است و تجار و کاسب حبیب خدا و صاحب کاره -
اما من نیز صاحب این افتخارم که دارای نیروی خلاقه کارم -
در تولید و خلق ثروت جامعه تاثیر گذارم
به همین خاطر نه کاسب شدم نه تاجر و نه پیمانکارم
تا یک ماه مشغول شش ماه بیکارم
هرچند برای نان شب محتاج نیروی کارم
در تمام زندگی خوشبختی انسان است شعارم
این است تنها افتخارم
خالق تمامی ثروتهای جامعه منم، با وصف خصلت اجتماعیم انسان دوستم گر چه چهره ام در معدن، صنعت و باغ و مزارع تبدیل به کالا شده، به گفته مارکس: جوهره ی تمام زیبایی های من کارگر نقش بر الماس و طلاست. دگر وگوهر میبارد از دستم، میدرخشد از نقشم خورشید و جاودانگی. بهره ی کارم به یغما میرود، استثمارم میکند دیو سرمایه، محتاج نان روز میشوم به دلیل از خود بیگانگی...
بگذار بهم بخندند قماش محتکر و انگل و بهره کشان که به گمان آنان چون مال و ثروت ندارم، از سر ندانم کاری است..... اما این همان نگین و نگار زندگی است، که علیه بورژوازی زالو صفتان داریم. در دنیایی که دست بردن برای نقد و تغییر و شرکت همگان در تولید و سازندگی، زندان و شکنجه و اعدام دارد، قشر بازاری، پادوهای خورده بورژوا و انگل و بیکاره از طلا فروش تا پیمانکار و ول گردان مخبر جیره خوار و دلال خود را صاحب ارزش کالای خلق شده ی کارگر میدانند!

بگذار بورژوازی و همه اقشار جیره خوارش، بازاری و دلال اش بر خود زوزه بکشند.

طبقه کارگر و مزد بگیران با اتحاد وهمبستگی طبقاتی خود دنیایی انسانی بر پا خواهند کرد........

زنده باد انقلاب....

زنده باد انسانیت.....

سعید یوزی ۲٦ اردیبهشت ۱۳۹٦

عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

عضو انجمن صنفی کارگران و استاد کاران ساختمانی شهرستان کامیاران

********************

استقبال گسترده مردم منطقه از بهنام ابراهیم زاده

روزجهانی کارگر بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال کارگری وکودک عضوکمیته پیگیری تشکلهای کارگری وجمعیت دفاع از کودکان کار وخیابان بعداز تحمل هفت ونیم سال حبس از زندن ازاد شد ..با ازادی این فعال کارگری جمعی از فعالین مدنی وکارگری وسیاسی با بهنام ابراهیم زاده در تهران دیدن کردند روز دوشنبه هیجدهم اردیبهشت ماه بهنام برای دیدار با خانواده اش از جمله پدر ومادرش ومردم منطقه خصوصا دوستان واشنایان راهی کوردستان شهرستان اشنویه محل زادگاهش شد که با استقبال گسترده مردم منطقه روبرو شد خبرهای دریافتی حاکی از ان است مردم منطقه در شهرستان اشنویه گروه گروه به دیدن این فعال کارگری وکودک رفته اند وتا تنظیم این خبر همچنان ادامه دارد فعالین کارگری ومدنی وگروههای کوهنوردی پیشرو٬ سپی ریز ٬باران وتعدادی از اعضای کمیته هماهنگی طی این چند روز در شهرستان اشنویه با زندانی تازه ازاد شده دیدار کردند ومقاومت وپایداری وی را ستودند و ارج نهادند

********************

بهنام ابراهیم زاده از زندان آزاد شد

بهنام ابراهیم زاده عضو شورای مرکزی نمایندگان کمیته پیگیری ... و فعال حقوق کودکان، پس از تحمل ۸ سال زندان آزاد شد.
بهنام ابراهیم زاده درسال ۸۸ در پی اتفاقات وجنبش ۹۹/ درصدی در خیابان دستگیر گردید. او پس از تحمل ٦ سال زندان و ٦ ماه اضافه بر حکمش، مجددا به دادگاه برده شد. در آن دادگاه بدون حضور وکیل به اتهام فحاشی به مسئولین و ارتباط با سازمانها و احزاب معاند خارج از کشور به ۱۱ سال زندان محکوم گردید .پس از اعتراض به حکم، بلاخره در دادگاه تجدید نظر٧ سال و ۵ ماه تایید شد.
در مورخه ۹٦/۲/۹ از دادگاه مستقر در زندان اوین با همسر بهنام تماس گرفته شد و از وی خواستند، برای ازادی بهنام مبلغ ٦ میلیون ریال همراه با مدارک مورد نیاز به دادگاه مراجعه نماید. بعد از پایان مراحل اداری، بهنام در ساعت ۲۱ از زندان گوهر دشت (رجایی) آزاد شد. ما آزادی بهنام را به خانواده و جنبش کارگری شاد باش می گوییم.

۱۱ اردیبهشت ۹٦

********************

بیانیه شماره ٦: دادگاه سعید یوزی تشکیل شد

سعید یوزی از اعضای شواری مرکزی کمیته پیگیری ...... و از اعضای انجمن صنفی کارگران ساختمانی کامیاران، از موسسین سندیکای کارگران ساختمانی در عراق، همچنین از موسسین انجمن برق و فلزکار کرمانشاه، که در ۲٦/ اسفند ماه ۹۵ در کامیاران دستگیر شده بود. پس از ۳۸ روز زندان در چند روز اخیر با وثیقه ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ آزاد شده بود.
البته به همراهی و هم پرونده بودن صالح امانی، که از بدو دستگیری و پروسه زندان و دادگاهشان با هم صورت گرفته بود. دیروز به دادگاه فراخوانده شدند. امروز پنجشنبه ۹٦/۲/٧ دادگاه تشکیل شد. خوشبختانه سعید یوزی و صالح امانی هر دو نفر تبرئه گردیدند. ما آزادی و تبرئه شدن این دو عزیز را به خانواده محترم شان و جنبش کارگری شاد باش میگوییم.

٧ اردیبهشت ۹٦

********************

بیانیه شماره ۵: سعید یوزی آزاد شد

سعید یوزی عضو شورای نماینده گان کمیته پیگیری..........، کارگری پیشرو و از رهبران عملی کارگران پس از ۳۸ روز زندان در شهر سنندج، با سپردن وثیقه ۱۰۰ میلیون تومان از زندان آزاد شد.
ما آزادی سعید یوزی را به خانواده، همکارانش، و کارگران شاد باش میگوییم.

۲ اردیبهشت ۹٦

********************

سعید یوزی نماینده کارگران دستگیر شد

سعید یوزی از رهبران کارگران در مورخه ۲٦ اسفند، در کامیاران توسط ماموران اطلاعات و امنیت دستگیر شد. او در اختیار نهادها، سازمان های اطلاعات و امنیتی قرار دارد. دولت و قوه قضاییه مسئول جان ایشان هستند. سعید یوزی نه دزد و نه اختلاس کننده است. بلکه او کارگری است که تنها با دسترنج خود همراه خانواده زندگی فقیرانه ای دارد. او بر این اعتقاد است که کارگران باید با دستمزد خود بتوانند زندگی شایسته انسانی داشته باشند. تامین رفاه اجتماعی کارگران، دغدغه و محور فعالیت های صنفی کارگری او به شمار میرود. همچنین برای تامین مطالبات کارگران ازجمله دستمزدهای معوقه، امنیت شغلی، قراردادهای سفید امضا، اخراج های دسته جمعی ،اشتغال بیکاران، حقوق مکفی برای بیکاران، افزایش دستمزد و کمک به ایجاد تشکل های کارگری فعالیت داشته است. ما کارگران معتقد هستیم که جای سعید یوزی در زندان نیست، و باید بدون قید و شرط آزاد شود.

********************

(آدم ربایی متداول ترین روش بازداشت فعالین کارگری)

به دنبال بازداشت محمد رضا آهنگر از فعالین کارگری وعضو انجمن کارگران ساختمان شهرستان کامیاران در روز ۲۳ اسفند ماه بدونه هیچگونه اطلاع به خانواده ایشان، برای دومین بار در این ایام خبر از بازداشت دیگری با همین روش غیر قانونی که هیچ ارزشی برای حقوق شهروندی وانسانی شهروندان جامعه قایل نیستند، توسط اداره اطلاعات این شهرستان بگوش میرسد. عضو دیگر انجمن صنفی کارگران ساختمانی شهرستان کامیاران به نام ((سعید یوزی)) از طرف اداره اطلاعات به مکان نامعلومی انتقال داده شده و حتی از دادن هیچ گونه اطلاعاتی از اتهام وحتی بازداشت این افراد به خانواده های انان خود داری می کنند. حال باید دید که این روشهای بازداشت که بیشتر به روشهای آدم ربایی مافیایی برای سرنگون کردن واز بین بردن انسانها استفاده میشود تاکی ادامه پیدا خواهد کرد.............. لطفا در انتشار هر چه سریع تر این خبر اقدام کنید.....

********************

مهدی فراحی زندانی سیاسی تبعید شد

مهدی فراحی از اعضای کمیته پی گیر ۳ سال پیش طی دادگاهی به تحمل سه سال زندان محکوم گردید. البته در سال ٨٨ همراه دیگر فعالین کارگری در پارک لاله هنگام برگزاری مراسم روز جهانی کارگر دستگیر شد. سپس در سال ٨۹ مجددا به زندان رفت. ودر سال ۹۲ نیز برای سومین مرتبه دستگیر شد، که قبل از اتمام دوران محکومیت ۳ ساله، در زندان دادگاهی گردید وبه اتهام توهین به رهبری ۳ سال دیگر حکم گرفت. روز شنبه ۱۴ اسفند بدون اطلاع قبلی، به دفتر زندان فرا خوانده شد وبه زندان بویین زهرا منتقل گردید. ما کارگران خواهان آزادی مهدی فراحی و دیگر زندانیان سیاسی هستیم. زندان جای انسانهای مبارز و ظلم ستیز نیست. بلکه جای دزدان، غارت گران و اختلاس کنندگان است.

۱۴ اسفند ۹۵

********************

آیت نیافر: رمز گشایی از افزایش حداقل دستمزد و تورم

شورای عالی کار باید پاسخ دهد. حداقل دستمزد باید تأمین کننده هزینه زندگی ما باشد. حداقل دستمز٨١٢٠٠٠ تومانی به هیچ وجه تأمین کننده هزینه زندگی ما کارگران نبوده است. چنانکه سطح زندگی ما از فقر مطلق نیز پایین بوده و حداقل دستمزد ما ٣ برابر زیر خط بقاء قراردارد. ما برای تأمین هزینه بقاء خانوارمان باید شغل دوم و حتی سومی هم داشته باشیم. ما باید در ٢۴ ساعت بیش از ١٦ ساعت کار کنیم. زیرا که دستمزد ٨١٢٠٠٠ تومانی هیچ تناسبی با هزینه زندگی ما ندارد. ما کارگران از شورای عالی کار توضیح می خواهیم: آنها باید محاسبه دستمزد را برای ما معین نمایند و توضیح دهند که حداقل دستمزد چگونه محاسبه شده است. باید مبلغ هزینه مسکن، معاش و خواروبار، بهداشت و درمان، پوشاک، آموزش و تحصیل و وسایل زندگی، هزینه کرایه تردد شهری(ایاب و ذهاب)و هزینه ملزومات دیگر، برای یک خانوار چهارنفری را محاسبه نمایند. محاسبات باید با ذکرارقام،قیمت جز به جز کالاهای مصرفی و مورد نیاز را در بازار مشخص کنند و اعلام نمایند. متن کامل را اینجا مطالعه کنید.

********************

از حق حیات مردم اهواز حمایت نماییم

عدم سلامت زندگی، یک استان با چندین میلیون نفر هیچ توجیحی ندارد. تامین سلامت مردم بدون قید و شرط ،اساسی ترین وظیفه دولت هاست.معضل ریز گردها پدیده جدیدی نیست بلکه سال هاست که کوچکترین فعالیتی جهت کاهش آن از سوی دولت انجام نشده است. وجود ریز گردها یک بحران جدی و خطرناک است که، سلامت مردم محروم منطقه جنوب را به چالش کشیده است. دولت و دیگر مسولین نیز کمترین اهمیتی به آن نمی دهند، بلکه فقط به آمال و آرزوی خودشان که غارت، چپاول و ثروت اندوزی است می اندیشند. طبعا برای تداوم بقاع خود، کوچکترین اعتراض مردم را تحمل نمی کنند و آن را سرکوب می نمایند. مردم این منطقه علاوه بر ظلم بزرگ عمومی از سوی حکومت، بلکه ظلم مضاعف دیگری را متحمل میشوند.منطقه جنوب با دارا بودن بزرگترین و بیشترین چاه های نفتی، مردم از کمترین بهره آن برخوردار نیستند. ما کارگران از جمعیت ۹۹/ درصدی جامعه میخواهیم، که مردم اهواز را تنها نگذاریم و به هر وسیله ممکن از اعتراضات آنها حمایت کنیم. بیایید همه با هم صدای اعتراض مردم اهواز باشیم. جمعیت ۹۹/ درصدی خوزستان نیز با اتحاد، سازمانی یابی و گسترش اعتراضات خود از کارخانه ها تا مدارس، قادر خواهند شد که به مطالبه حیاتی شان دست یابند.

۲۸ بهمن ٩۵

********************

احضار و پیگرد فعالان کارگری سرکوب انسانیت است.

احضار نمایندگان و فعالین کارگری رضا شهابی و جعفر عظیم زاده مصداق بارز سرکوب جنبش کارگری محسوب می گردد.پایین نگه داشتن سطح معیشت ما کارگران تا ۵ برابر زیر خط فقر، تمام هنر و دستاورد دولت ها به شمار می رود. تعویق و تاخیر در پرداخت دستمزدها، اخراج و بیکارسازی دسته جمعی ، ضرب و شتم اعتراصات، مجازات شلاق از جمله احکام قرون وسطایی است که سر تا پای دولت و قوه قضاییه را پوشانده است. اذهان عمومی هرگز چنین اعمال ضد انسانی را تحمل نخواهد کرد. پایین نگه داشتن حداقل دستمزد، ایجاد می کند که سکوت را بر ما کارگران حاکم کنند. در سایه این سکوت، سرمایه داران به سودها و فوق سود های افسانه ای دست یابند.
حاکمان و دیگران نیز به غارت، چپاول و اختلاس های نجومی بیکران بپردازند. ما کارگران و دیگر مزد بگیران اعلام می نماییم، احضار و پیگرد، زندان و تبعید نمایندگان و فعالین کارگری را پایان دهید. ما کارگران و دیگر مزد بگیران تا احقاق حقوق انسانی و تامین زندگی شایسته، از پای نخواهیم نشست. اینگونه اعمال ضد انسانی هرگز خدشه ای در آمال و آرزوی ما به وجود نخواهد اورد.

ما موجیم که آسودگی ما، عدم ماست.

۲۵ بهمن ٩۵  

********************

قوه قضاییه مسئول جان بهنام ابراهیم زاده و دیگر زندانیان است.

بهنام ابراهیم زاده از اعضای شورای نمایندگان کمیته پی گیری ایجاد تشکل های کارگری ایران است ، که در زندان رجایی بسر می برد .او مدتهاست که از درد مزمن گردن و کمر رنج می برد . پزشکان معالج بر عمل جراحی وی تاکید دارند .همچنین عدم تامین گرمایش سالن های زندان موجب اذیت و آزار بهنام ابراهیم زاده و دیگر زندانیان شده است .با توجه به اعتراض متوالی زندانیان به هوای بسیار سرد سالن ها و بندها ، متاسفانه نتیجه ای حاصل نگردیده ، و اغلب زندانیان مریض شده اند .عدم تامین گرمایش برای زندانیان ، قطعا مصداق شکنجه زندانیان به شمار می رود . قوه قضاییه مسئول جان زندانیان است.

۲۴ بهمن ٩۵  

********************

اعلام نظر علی خدایی عضو شورای عالی کار در باره افزایش حداقل دستمزد

علی خدایی عضو کارگری شورایعالی کار در روزنامه همشهری مورخه ۱۸ بهمن ۹۵ می گوید:"حداقل دستمزد باید ۳ برابر شود. اما در وضعیت فعلی این کار شوک بزرگی بر بازار وارد می کند. در طول ٤-۵ سال آینده این خلع کمبود باید پر شود."
علی خدایی عضو کارگری شورایعالی کار، نماینده ما کارگران نیست. بلکه برگزیده دولت است. شورای اسلامی موجود در کارخانه ها، کارگزاران و عصای دست کارفرمایان و دولت هستند. آنها کارگران گزینش شده توسط وزارت کار ونهادهای امنیتی هستند. وظیفه شان به بیراهه کشاندن و گمراه کردن کارگران است.
گفته وی بیان کننده هدف و منظور ایشان از افزایش حداقل دستمزد است. سخن او بعنوان یک خبر، می خواهد اذهان عمومی کارگران را برای افزایش بسیار ناچیز ۱۰ الی ۱۵ درصدی آماده سازی نماید. او نگران وضعیت کارگران نیست، بلکه نگران منافع کارفرمایان و دولت است. متن کامل را اینجا مطالعه نمائید.

********************

 کمپین حمایت از کارگران کولبر

 هم‌چنان که همه ما اطلاع داریم، سال‌هاست پدیده تاریخی کول‌بری که از تبعات سیستم سرمایه‌داری است، در نوارهای مرزی ایران خصوصا" در کردستان به یک قتل‌گاه و تراژدی همه‌جانبه علیه این بخش از کارگران تبدیل شده است. بی‌شک فقر و فلاکت و بی‌کاری در مرزها موجب روی آوردن بسیاری به این کار بسیار خطرآفرین شده، خطری که هم از جانب نیروهای مرزدار و هم از شرایط نا مطلوب آب و هوایی ناشی و موجب مرگ صدها نفر از کول‌بران بوده است. این کار نه تنها هیچ‌گونه امنیت اجتماعی و بیمه‌ای ندارد بل‌که فاقد هرگونه تشکل و دفاع قانونی و انسانی است. از نظر سلامتی هم صدمات شدیدی به دلیل سنگینی بارها بر جسم و جان آنان وارد می‌کند. بنابراین ما علاوه بر حمایت از این هم‌طبقه‌ای‌های‌مان خواستار مطالبات فوری زیر هستیم:
۱- ایجاد شغل مناسب و بیمه تامین خدمات اجتماعی.
۲- ایجاد تشکل کارگری برای کارگران شاغل و بی‌کار برای دفاع از مطالبات‌شان.
۳-  توقف کشتار این بخش از کارگران از سوی نیروهای مرزی.
۴- ایجاد بیمه بیکاری برای بی‌کاران تا پیدا شدن کار.
از همه انسان‌های ستمدیده و آزادی‌خواه می‌خواهیم به این کمپین به‌پیوندند. لطفا از گذاشتن پست و بحث در گروه خودداری فرمایید،تبلیغات و مطالب‌ حذف خواهند شد. فقط نام و نام خانوادگی خود را برای حمایت از کول‌بران در گروه درج نمایید. بعد از ثبت نام، دوستان خود را نیز به کمپین دعوت نمایید.

********************

 مصاحبه با محمد جراحی

     برای دیدن مصاحبه اینجا کلیک کنید.

********************

فراخوان برای افزایش حداقل دستمزد  

امسال افزایش حداقل دستمزد باید بر مبنای خط فقر باشد.
هفته های پایانی سال جاری را سپری می کنیم .طی سالیان گذشته ، معمولا در نیمه دوم اسفند ماه افزایش حداقل دستمزد اعلام میشود .ما کارگران پس از گذشت ، سالیان سال به این نتیجه رسیدیم که ، افزایش حداقل دستمزد به تبعیت از ماده ۴١ قانون کار نه تنها با روند افزایش تورم، افزایش نمی دهند ،بلکه با استفاده از این عوام فریبی خاک به چشم ما کارگران می پاشند. چنانکه با ایجاد فاصله عمیق بین تامین"سبد هزینه خانوار " با دستمزدهای ناچیز ، ما کارگران را در فقر و فلاکت پایان ناپذیر فرو می برند .طبق گزارش جدید وزارت صنایع " از ۵٧ قلم کالا تعداد٣٠ کالای اساسی طی سال جاری تورم ٢ رقمی داشته است ." در ادامه گزارش تسنیم " در سال جاری کالاهای اساسی تا ٦٢ درصد افزایش قیمت داشته است ."
کارگران، همکاران، معلمان، بازنشستگان و پرستاران بیایید، متحدانه فریاد بزنیم.
"مبنای تعیین حداقل دستمزد نه با نرخ تورم اعلام شده خودتان ، بلکه باید با رشد روز افزون خط فقر تعیین گردد."چنانکه افزایش دستمزدها بر مبنای رشد نرخ تورم اسمی ،موجب افزایش ١٠ الی ١۵ درصدی دستمزدها می گردد. .در صورتی که افزایش نرخ واقعی تورم سبد هزینه خانوار ،بیش از ٣٠ تا ٦٢ درصد می باشد .عدم حضور نماینده گان واقعی کارگران در نشستهای تعیین حداقل دستمزدها، باعث می شود که ارقام افزوده شده بر دستمزدها ، تامین کننده افزایش سبد هزینه خانوار نباشد.حداقل دستمزدها هیچ زمانی تامین کننده حداقل سطح معیشت نبوده است!!
تلاش دولت و کارفرمایان در جهت تحمیل نازلترین دستمزد به ما کارگران، برای تامین سودهای نجومی خودشان می باشد، لذا هرگز در نشست های سه جانبه گرایی خویش، که از آرای بیشتری هم برخوردارند، هیچگاه سبد هزینه واقعی د کارگر تامین نخواهد شد .دولت با تمام دستگاه عریض و طویلی که در اختیار دارد، تلاش می کند، که کمترین خدشه ای به منافع خود و دیگر کارفرمایان وارد نشود .سرکوب هر نوع اعتراض ، آن دیکتاتوری عریانی است ، که اجازه کوچکترین تجمع را نمی دهد ، و ایجاد تشکل های صنفی را از ما کارگران سلب می کند.زندگی بسیار سخت ما کارگران ناشی از دستمزدهای ۵ برابر زیر خط فقر و عدم وجود آزادی تشکل ها ، اعتراضات و تجمعات است ، که اثرات این دو عامل موجب: فقر و فلاکت گسترده، افزایش آمار زنان تن فروش، اعتیاد، کودکان کار، کارتن خوابی، طلاق، کلیه فروشی و افزایش بیکاری، گرانی، دزدی، چپاول ،اختلاس‌ها،وحقوقهای نجومی، تمامی این ناهنجاری ها چهره کریه نظام سرمایه داری و روبنای سیاسی دولت های ان است.
افزایش دستمزدها باید بر" مبنای خط فقر " باشد، نه بر حسب تورم اسمی تا بلکه این اوضاع و شرایط غیر انسانی و غیر قابل تحمل ، اندکی کاهش یابد .ما کارگران انسانیم و باید از زندگی شایسته انسانی برخوردار باشیم.

١۴ بهمن ٩۵  

********************

 به یاد و خاطر کارگران جانباخته آتش نشان ساختمان پلاسکو

از حادثه دلخراش ساختمان پلاسکو در تهران چهار روز میگذرد.
با فرو ریختن برج تولیدی و تجاری پلاسکو ۴۰۰۰ هزار نفر، کارگر بیکار و۵٨۰ کارگاه تولیدی از بین رفت.تعداد مسدومین تا کنون حدود ۱۲۵ نفر و ۵ نفر از کارگران آتش نشان جان خود را از دست دادند.
قطعا آمار تلفات بیشتر از این خواهد بود. وزیر کار شرمسار از عدم مدیریت شهر و مدیریت بحران توسط دولت خود، با صدور دستوری تلاش میکند که حداقل وجه ای برای خود مهیا سازد.
وی میگوید "با این دستور التیامی برای خانواده های کارگران بیکار شده باشد."
دستور وزیر کار" برقراری بیمه بیکاری برای کارگرانی که دارای دفترچه هستند."
همانطورکه جناب وزیر میداند قریب به اتفاق آن کارگاه ها زیر ۱۰ نفر کارگر داشته است. و این کارگاه ها بر اساس مصوبه سالهای اخیر مشمول قانون کار نیستند.چرا که در حدود بیش از ۱۰ سال است بر اساس تغییر و اصلاح قانون کار " کارگاه های زیر ۱۰ نفر کارگر از شمول قانون کار خارج شدند." این نیز حاصل اصلاح قانون کار است .قانون فوق خیلی آشکار و روشن بر علیه منافع کارگران است. چنانکه اصلاح و تغییر قانون کار در حال حاضر نیز روی میز مجلس است. اصلاح قانون کار به صلاحدید تامین منافع سرمایه داران ،دولت و قانون گذاران است ،کارگرانی که در ساختمان پلاسکو مسدوم یا جان باختند ،اگر بیمه نداشته باشند که قریب به اتفاق آنها ندارند ،تا آخر عمر از دریافت مستمری و از کارافتادگی برخوردار نمی شوند. کالبد شکافی علل آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکو تهران را میتوان در عدم وجود"
حداقل استانداردهای" این برج تولیدی و تجاری جستجو نمود. عمر مفید ساختمان در کشورهای جهان سوم تا ۳۰ سال است، که قابل بهره برداری میباشد. با سر آمدن این زمان ساختمان از استاندارد های خود خارج می گردد، " باید تخریب و نو سازی شود."
یا حداقل باید سیستم های ایمنی آن را تقویت و به استاندارد روز رساند .این عملیات ساختمانی و ایمن سازی، همراه با هزینه کردن است. نکته قابل توجه اینکه این ساختمان که برج محسوب میگردد.ظرف مدت ۵۵ سال، هنوز از لوله کشی گاز برخوردار نبوده است. کلیه واحد های تولیدی و تجاری از هی تر های برقی و کپسول گاز و گاز پیک نیک استفاده میکردند. طبعا کلیه وسایل مورد استفاده گرمایشی از ایمنی لازم و کافی برخوردار نیست.
مالکین و سهامداران این برج پلاسکو از کمبود ها و نواقص ملک خود کاملا آگاه و مطلع بودند.
جهت تعمیرات و بازسازی نیاز به تعطیلی واحدها بود. مالکین و سهامداران نیز از تعطیلی واحد ها خودداری کردند. زیرا که بنفع شان نبود ، که تعطیل کنند و هزینه بگذارند. چند نکته مهم بقای برج پلاسکو معلوم شد.
طبق قوانین شهرداریها ، آنها موظف ومکلفند که موارد نقض کننده ایمنی های لازم اماکن را به اطلاع مالکین برسانند ،و پیگیری های لازم بشود. ماده ۵۵ و بند ۱۴ قوانین شهرداری،شهردار را موظف و مکلف می نماید ، در صورتی که مالکین اقدام به اجرای رفع نواقص ملک خود نکردند ، نواقص باید توسط شهرداری انجام پذیرد. شهردار بانی شهر است .مدیریت شهرها بر عهده این سازمان است.
بانی و شهردار بودن به معنای تفسیر و تصور سودآوری کردن برای آن سازمان و خود نیست. مدیریت به این معناست که چنین حوادث در شهر روی ندهد.امنیت خاطر شهروندان محترم شمرده شود.کارتن خواب ها در زمستان یخ نزنند .کودکان کار در مراکز تخلیه زباله ، به جای زباله به کام آتشی که شهرداری ان را افروخته است، جان ندهد.
حوادث نا گوار همواره در پایتخت رخ میدهد. تعمیرات کف خیابانها در ساعات پر تردد، عملیات عمرانی غیر ضرروی بوجود آورده میشود، که این نوع عملیات جهت پولشویی و رانت خواری در شهرداری ایجاد می گردد؟؟
با توجه به الودگی هوای تهران ،باید از تردد و سایل نقلیه جدا خودداری شود .در صورتی که شهرداری با دریافت میلیاردها تومان هوای تهران را به شهروندان مرفه ثروتمند می فروشد . شهرداری با فروش طرح محدوده ترافیک ، بهترین تجارت سود آور را برای خود کسب کرده است. سلامت شهروندان که قطعا و بدون قید و شرط قابل معامله و فروش نیست.اما شهرداری آن را می فروشد!!؟ درآمد دیگر شهرداری که خلاف قوانین زیست محیط است .با تغییر کاربری اراضی کشاورزی به املاک تجاری و مسکونی برای مالکین آن ۲ سوم این اراضی را تصاحب کرده ، و به ۱ یک سوم ان مجوز ساخت میدهد.
تمامی این ثروتهای بیکران را بین مدیران ارشد تا کارمندان یقه سفید چپاول می کنند و علاوه بر ان از مزایای گوناگون برخوردارند .همچنین املاک را با بهای نجومی پیشکش می نماید . سازمان شهردار تهران ،جزئی از قلمرو دزدی و چپاولشان محسوب میگردد. چنانکه تنها یک مورد از غارت و چپاولشان به روزنامه ها درز کرد. این سفره گشوده شده سازمان شهرداری از مدیران ارشد تا افراد خاص را شامل میشود.نکاتی که گفته شد به عنوان علل اصلی فرو ریختن برج پلاسکو محسوب میگردد. بنیاد مستصعفان مالک اصلی و مالکین جزء دیگر، متهمین دیگر این حادثه به شمار می روند.
از این رو متهم هستند که ، جهت استاندارد سازی برج پلاسکو اقدام نکردند!! آنها نیز به سرمایه شان بیش از جان انسانها ارزش قائل شدند. اولویت دادن به سرمایه از محور مناسبات وجودی این نظام سرمایه داری به شمار می رود. به ویژه آنکه در روبنای سیاسی این نظام مدیریت ملوک الطوایفی حاکم است. با اینگونه مدیریت جامعه اوضاع مردم به خصوص کارگران و دیگر مزد بگیران زحمتکش بهتر از این نمی شود!!
قربانیان این حادثه و حوادثی اینگونه ، از مردم فرودست جامعه هستند.
دستمزد کارگران که بهای ارزانترین کالا در زنجیره تولید باشد، مسلم است که در روابط اجتماعی جاری نیز از ارزش فرو دستی برخوردار خواهد بود . عدم اهمیت لازم و کافی به جان این کارگران از نکات مهم و محور مشترک اعم از مالکین برج ( بنیاد مستضعفان ) ، شهرداری تهران ، وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی است . در نتیجه شهرداری تهران در ردیف اول متهمین حادثه قرار دارد و باید پاسخگو ی خانواده های جانباخته آتش نشانی و مسدومین باشد.
عدم اقدام اگاهانه شهرداری نسبت به نواقص موجود در این برج موجب جان باختن کارگران آتش نشانی و دیگر مجروحین گردید.
ما کارگران خواهان مجازات شهرداری تهران، بنیاد مستصعفان، سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار هستیم.
همچنین باید غرامت جان باخته گان به خانوادهایشان وغرامت مسدومین پرداخت شود. لذا ایجاد مستمری برای خانواده هایی که نان اورخود را از دست داده اند.مقرری بیمه بیکاری به کلیه مسدومین، که قادر به انجام کارشان نیستند. مقرری بیمه بیکاری برای کارگرانی که بیکار شده اند.
بدیهی است که کلیه حقوق و مقرری و مستمری، سازمان تامین اجتماعی باید مستثنی از قانون کار(کارگاه های زیر ۵ نفر و کارگاه های زیر ۱۰ نفر کارگر از شمول قانون کار خدف شدند) به همه نامبردگان فوق تعلق بگیرد.
ما کارگران ضمن عرض تسلیت به خانواده های جانباخته آتش نشانی، خود را نیز شریک غم آنها میدانیم .

۵/بهمن ۹۵

********************

 کارگران تولیدی در آتش پلاسکو سوختند

بی شک در چنین ساختمانهای تجاری  اولین و آخرین قربانیان آن کارگرانند.
در طبقات فوقانی ساختمان پلاسکو،  تولیدی هایی بودند که اغلب در تولید پوشاک فعالیت داشتند. کارفرمایان نیز جهت بالا بردن سودهای خود، در کمترین مکان، از بالاترین کمیت کارگران استفاده میکنند تا در میزان  بالاتری کسب سود کنند.
آمار تلفات کارگران  از بیشترین آمار برخوردار است. از سوئی دیگر کارگران آتش نشان نیز اولین  قربانیان این حادثه به شمار میروند.
ما کارگران ضمن همدردی با قربانیان این حادثه ، خواهان تامین برقراری  بیمه  کارگران هستیم.
نباید فراموش کنیم که کارگاههای کمتر از ۱۰ نفر از مشمولیت قانون کار خارج شدند. این حادثه قبل از هر چیزی باعث  قربانی شدن کارگرانی است که در بی حقوقی مطلق به سر بردند. اکنون نیز خانواده های کارگری هستند که نان آور خود را از دست دادند. خانواده های آنها نیز در بدترین شرایط ممکن، قربانیان ثانوی این  حادثه به شمار میروند.
ما خواهان برقراری مستمری برای این خانواده های کارگران هستیم. همچنین پرداخت دیه  کامل به خانواده ای، قربانیان این حادثه هستیم.

 کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

۳۰ دی ۱۳۹۵

********************

در همبستگی با امدادگران و آتش نشان های جان باخته حادثه «پلاسکو»

آخرین روز پایانی دی ماه، شاهد رویداد تلخ دیگری بود: آتش سوزی گسترده و غیرعادی ساختمان پلاسکو که با فروریختن ۱۵ طبقه، تقریباً با خاک یکسان شد. شدت آتش سوزی به حدی بوده است که ۱۰ ایستگاه با ۲۰۰ آتش نشان اعزام شده اند و طبق اخبار رسمی حدود ۳۰ آتش‌نشان زیر آوار مانده‌اند وعملیات امداد و نجات به کندی پیش می‌رود.
از ساختمان پلاسکو به عنوان اولین ساختمان مرتفع و «مدرن» ایران یاد می شود. اما نابودی تمام و کمال این ساختمان مدرن با قدمت ۵۳ ساله در مقابل چشم مردم، بیش از هرچیز کیفرخواستی است علیه شهرداری تهران که علاوه بر فهرست بلندبالای کم کاری‌هایش در نوسازی بافت‌های فرسوده، لیاقت بالای خود را نیز در رسوایی واگذاری زمین‌های نجومی به اعضای شورای شهر و سایر تسهیلات نشان داده است.
حادثه امروز در شرایطی رخ می دهد که سخنگوی آتش‌نشانی بارها در پیش نسبت به ناایمنی ساختمان پلاسکو اخطار داده بوده است.
در این حادثه نیز به روال همیشه کارگران قربانی شده اند: این بار آتش نشانان که در دشواری‌ها و مخاطرات کار و درجۀ بالای ازخودگذشتگی و فداکاری‌شان تردیدی نیست. عوارض ناشی از استرس رانندگی و ترافیک؛ عوارض صدای آژیر و بلندگو و نور چراغ گردان؛ اثرات دود و گازهای سمی و مواد شیمیایی در محل عملیات و حرارت در محل حریق، تا مشاهده صحنه‌های دلخراش و احتمال مرگ در اثر سقوط یا ریزش و برخورد اجسام خارجی و انفجار و ...
با همه این‌ها تنها در سال ۹۲ بود که «مصوبه»ای برای سهولت در امر بازنشستگی این قشر از کارگران برای احتساب سخت و زیان آور بودن این مشاغل به تصویب هیئت وزیران رسید، بی‌آنکه اجرا شود. به همین دلیل بود که سال پیش حدود ۳۰۰ نفر از پرسنل آتش نشانی تهران در اعتراض به اجرایی نشدن قانون مشاغل سخت و زیان آور برای حرفه خود در مقابل شهرداری تهران تجمع کردند.
حادثه تلخ امروز بهانه‌ای شد تا نه فقط بی‌کفایتی شهرداری و اولویت دادن اصل سود به همه چیز را برای چندمین بار مشاهده کنیم، بلکه ببینیم که چگونه این حوادث اول از همه از طبقه کارگر قربانی می گیرد. ما ضمن ابراز همدردی عمیق با خانواده‌های این عزیزان، از مردم درخواست می کنیم که به عیادت مجروحین در بیمارستان‌ها بروند و در اعتراض به بی‌کفایتی هایی که این چنین باعث تشدید بحران‌ها و تبدیل هر حادثه به یک فاجعه تمام عیار و قربانی گرفتن از کارگران می شود، اعتراضاتی را سازمان دهند. در غیر این صورت، این «سانحه» نیز دیر یا زود در بین انبوه اخبار دیگر فراموش می شود و آن¬چه می ماند زمینی است که لابد جای خود را به پاساژها و برج‌های آنچنانی خواهد داد، بی‌آنکه حتی خسارتی به بازماندگان حادثه و جان باختگان پرداخت شود.

سندیکای نقاشان استان البرز

۳۰ دی ۱۳۹۵

********************

دیدار جمعی از اعضای کمیته پیگیری با اسماعیل عبدی معلم مبارز

برای دیدن تصاویر اینجا کلیک کنید. خانواده و جمعی از فعالان مدنی تبریز روز دوشنبه ۹/۲۹ توسط نیروی انتظامی از مقابل دادگستری تبریز دستگیر و تحویل اطلاعات انتظامی  شدند. آنها در اعتصاب غذا بسر می بردند.
ما ضمن  محکوم کردن دستگیری خانواده مرتضی مرادپور و همراهانش، خواهان ازادی فوری تجمع کنندگان هستیم. تجمع و اعتراض حق مسلم همه  شهروندان است .  سرکوب وحشیانه شهروندان فقط جهت تداوم دزدی، غارت و چپاول جامعه است.

زندانی ظلم ستیز آزاد باید گردند. دانشجو، معلم، کارگر اتحاد  اتحاد

۲۹ آذر ۱۳۹۵

  دقایقی پیش فردین مرادپور طی تماسی که از بازداشتگاه صائب تبریز با مادر خود بر قرار می کند، اعلام می دارد که برای کلیه بازداشت شدگان قرار وثیقه تعیین شده است و قرار است که تا دقایقی دیگر دستگیر شدگان به دادسرای تبریز منتقل شوند.

********************

آرش صادقی ودیگر زندانیان اعتصابی را  دریابیم

آرش صادقی زندانی سیاسی، امروز پنجاه یکمین  روز اعتصاب غذای خود را سپری می کند. به گزارش اخبار رسیده، حال وی بسیار نامناسب ودر مرز خطر به سر میبرد.شاید که اکنون با مرگ نحس پنجه در افکنده است.
ما جمعیت ۹۹/ جامعه از آرش عزیز  می خواهیم که به اعتصاب غذای خود پایان دهد. دوست عزیز مرگ تو تنها خون خواران، ظالمان، دزدان، غارتگران و اختلاس کنندگان حاکم را خشنود خواهد کرد. اما ما کارگران، معلمان و دیگر زحمتکشان، یک رهبر عملی و انسانی پیشرو و آزادیخواه و برابری طلب را از دست می دهیم.
آرش عزیز ما به اینگونه جان باختن تو رضایت نخواهیم داد. وجود تو در میان جنبش های آزادیخواه و برابری طلب یک ضرورت است. وجود شما ها: آرش صادقی، گلرخ ابراهیمی، بهنام موسیوند و دیگر عزیزان متحصن زندانی به مثابه  چراغ راه آینده و افق درخشان یک دنیای بهتر است .
ما ضمن حمایت و دفاع از مطالبات شما، آرش صادقی و دیگر عزیزان زندانی متحصن، بر پایان بخشیدن به اعتصاب غذایتان  قویا پای می فشاریم. 

 ۲۳ آذر ۹۵
    

********************

بهنام ابراهیم زاده تحت بازجویی جدید قرار گرفته ...

بهنام کارگر و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران است. او بیش از ٧ سال است ، که در زندان بسر می برد.وی اخیرا تحت بازجویی قرار گرفته ، با اتهامات ،فحاشی به رهبری و ارتباط با احمد شهید روبرو گردیده است .
طی این بازجویی، علاوه بر تهدید ، تنبهاتی نیز برایش تدارک دیده اند.ممنوع الملاقات برای ۴ جلسه و عدم ملاقات با همسرش در مورخه ۱۵ آذر از جمله آن است .همچنین علاوه بر اذیت و زار وی ،جهت اعزام به بیمارستان نیز هزینه درمان را طلب کرده اند.
این رفتارها مصادیق آشکار شکنجه روحی و روانی این زندانی به شمار میرود.ما کارگران :اینگونه رفتارهای غیر انسانی را مقادیر و نقض آشکار حقوق زندانی دانسته و آن را محکوم می کنیم .

۲۰ آذر ۱۳۹۵

********************

شانزدهم آذر  روز دانشجو را گرامی می داریم

این جنبش همواره ،همراه وهم سوی  دیگر جنبش های انقلابی بوده است. دانشجویان جز جدایی ناپذیری از خانواده های کارگران، معلمان  و دیگر اقشار زحمتکش جامعه هستند. دانشجویان علاوه بر محرومیت های خانواده های خود از ظلم مضاعف دیگر برخوردارند.
دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر  پدران ومادران کارگر، معلم و پرستاران و دیگر اقشار زحمتکش جامعه ،بیش از همه دانشجویان را تحت شعاع  قرار داده است. هزینه بالای تحصیل، از جمله شهریه ها ،ایاب وذهاب، بهداشت، ودیگر هزینه های آنها  موجب ترک تحصیل خواهران و برادرانشان  و تداوم تحصیل آنها با اعمال شاقه  همراه بوده است.
علاوه بر آن تحمل دروسی اجباری که خودشان بیش از هر کسی بر دروغ پردازیهای آن در طول تاریخ  واقفند. .تفتیش عقاید در دانشگاهها ،پوشش اجباری (حجاب اجباری غیر انسانی)، زندگی و تحصیل زیر دوربینهای انواع سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی، تمامی ان  فاکتورهایی است که از مصادیق آشکار ظلم مضاعف به دانشجویان است .
ما کارگران ، جنبش دانشجویان را همانند معلمان و پرستاران همسوی خود میدانیم. ونیز میدانیم که تحقق مطالبات مان   نه تنها جدا از یکدیگر  نیست. بلکه  در گرو اتحاد با یکدیگر ممکن است.
ما میدانیم که ،سرکوب تمامی جنبش های آزادیخواه و برابری طلب از سوی حاکمان ، جهت تداوم زندگی زالو صفت خود هستند .زیرا امنیتی که از آن داد سخن می گویند .همان ارامشی است که در سایه آن بتوانند به استثمار کارگران  و دیگر اقشار زحمتکش ، ونیز به غارت و دزدی و چپاول،اختلاس های خود بپردازند.
ما کارگران: از بیانیه های جنبش دانشجویان حمایت می کنیم . کلیه مطالباتشان را نیز جزیی از مطالبات خود  میدانیم .

زنده باد اتحاد دانشجویان، معلمان، پرستاران  و کارگران

بر افراشته باد پرچم جنبش دانشجویان  

کمیته پی گیری ایجاد تشکل های کارگران ایران

۱۵ آذر ۱۳۹۵

********************

کارگران معترض اتوبوس رانی تهران را حمایت کنیم.

امروز مورخه ۱۴ آذر سندیکای کارگران شرکت اتوبوس رانی تهران جهت تامین مسکن و در اعتراض به تعاونی مسکن خود تجمع پرشکوه در مقابل شهرداری تهران واقع در خیابان بهشت ضلع جنوبی پارک شهر برگزار کردند. که متاسفانه پلیس با کارگران درگیر شد.و پس از ضرب شتم کارگران تعداد بیش از ده ها نفر از کارگران را دستگیر و بازداشت نمود. طی این درگیری حال سه نفر از کارگرا ن وخیم بوده است.
این تجمع کارگران که با سرکوب ضد انسانی پلیس، به درگیری منتهی شد تا ساعت ۱۴ هم چنان تداوم داشته است.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل کارگران، ضمن حمایت از مطالبات کارگران شرکت اتوبوس رانی تهران و دفاع از هرگونه تجمع و اعتراض کارگران جهت تحقق مطالباتشان .سرکوب و یورش به اعتراضات کارگری را محکوم میکنیم.اعتراضات کارگری حق ما کارگران است .ما برای تحقق مطالبات خود از پای نخواهیم نشست .بلکه با تمام توان همچنان به اعتراضات خود ادامه خواهیم داد.

پر توان و باشکوه باد اعتراضات کارگری.

پیش به سوی اعتراضات سراسری کارگران ایران .

مستحکم و برافراشته باد پرچم سندیکای کارگران شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه.

۱۴ آذر ۱۳۹۵

********************

تغییر قانون کار کوبیدن آخرین میخ‌های تابوت کارگران است

دست درازی بر حقوق کارگران، بیش از ۳ دهه است که برای دولت و قانون‌گزاران رایج گردیده، تا شاید راه برون رفت از این بحران اقتصادی شود.
شرایط بسیار غیر انسانی بر جامعه، به ویژه کارگران حاکم است، تهاجم به قانون کاری که ملاحظاتی هر چند، اندک برای بقاء کارگران در بر دارد، با ارائه لایحه ای از سوی دولت به مجلس آغاز شده است. بدین وسیله دولت،شرایط برده‌داری را برای کارفرمایان تسهیل می‌کند. سال‌هاست که دست‌آوردهای کارگران و دیگر مزایای قانونی از کارگران سلب می‌گردد.
دست درازی بیشتر به سفره کارگران از تغییرات قانون کار نیز عبور کردند. اکنون با شرایط بسیار سختی که با دستمزدهای ۴ برابر زیر خط فقر، بیکاری‌های دسته جمعی کارگران، به تعطیل کشاندن کارگاه‌ها و کارخانه‌ها، تعویق در پرداخت ماه‌ها دستمزد که تا نان قرض گرفتن، خانواده‌های کارگران را پیش برده ، به معنای واقعی فقر و فلاکت، جامعه را در بر گرفته است. از سویی دیگر ما شاهد بهره‌وری با سود های افسانه ای ، جمعیت یک درصدی جامعه از حاصل دسترنج کارگران و حقوق بگیران هستیم. علاوه بر آن تاراج و چپاول، دزدی و غارت، ثروت‌های عمومی توسط بخش بسیار ناچیزی از جمعیت یک درصدی است که تحت نام اختلاس‌های میلیارد دلاری، رانت‌خواری‌ها، دریاخواری و جنگل‌خواری و غیره از شگردهای دزدی ثروت عمومی جامعه، هر روزه در رسانه‌ها کشف می‌شود.
همچنین حقوق ها و پاداش های نجومی ، مدیران ، سندی دیگر از حقانیت سخن ما ومطالبات بر حق ماست.
لذا جهت محرومیت طبقه کارگر و دیگر زحمتکشن جامعه از حاصل دسترنجشان، و سود بری بیشتر کار فرمایان و دولت، موادی از تغییرات قانون کار در برنامه ششم توسعه تقدیم مجلس گردید:
١-افزایش سن از ٦٠ سال به ٦۵ سال جهت بازنشستگی و شاید هم بیشتر از ٦۵ سال، از طریق پلکانی کردن این افزایش از تاریخ مصوبه آن به ازای هر سال که از مصوبه آن می‌گذرد، شش ماه به آن اضافه می‌گردد. همچنین افزایش سابقه کار از ٣٠ سال به ٣۵ سال با این ماده پیش برده می شود.لذا حداقل سابقه کار و پرداخت حق بیمه بازنشستگی از ١٠ سال به ١۵ سال افزایش خواهد یافت .
٢- میانگین حقوق محاسبه برای مستمری از ٢ سال آخر بازنشستگی به میانگین حقوق ۵ سال آخر جهت محاسبه مستمری بازنشستگی افزایش می یابد.
مثال: میانگین حقوق دریافتی ٢ سال آخر قبل از بازنشستگی: سال‌های ١٣٩۴ و ١٣٩۵، محاسبه می‌گردد و کارگری با حداقل دستمزد در ١٣٩۴ که ٠٠٠/٧١٢ تومان بوده است با حداقل دستمزد سال ١٣٩۵، ٠٠٠/٨١٢ تومان جمع می‌شود و مستمری تقریبی ٠٠٠/٧٦٢ تومان حقوق یک کارگر پس از ٣٠ سال زحمت است.
مقرری، مستمری بگیران کارگران سال ٩٦= (٩۵+٩۴حقوق دریافتی )/( (دوسال)٢۴ ماه) و معادله جدید محاسبه مستمری(٩۵+٩۴+٩٣+٩٢+٩١)/(سال ۵ ماه ٦) میانگین حقوق دریافتی مستمری کارگرانی که در فصل بهار ١٣٩٦ بازشسته می شوند، مبلغ تقریبی ٠٠٠/٧٦٢ تومان است. با احتساب افزایش خط فقر سالانه ٣٠% درصدی، مبلغ ۴ میلیون تومان سال ١٣٩۵ به مبلغ٠٠٠/٢٠٠/۵ تومان در سال ١٣٩٦افزایش می یابد .
با احتساب فرمول فوق الذکر، حقوق یک کارگر مستمری بگیر، پس از ٣٠ سال کار و زحمت نسبت دریافتی دستمزد او کمتر از ۶/١ خط فقر کاهش می‌یابد. با توجه به این معادله، سطح دستمزدها از کاهش چشمگیر برخوردار خواهد شد ،چنانکه با افزایش بیکاری هر سال کارگران بازنشسته، چون با دریافت مستمری که کمتر از ۶/١ خط فقر ‌باشد، مجبور به یافتن کار مجدد می‌شوند. یعنی افزایش بیکاران است.
با توجه به قانون عرضه و تقاضا در بازار ، حداقل دستمزد واقعی و نه اسمی کارگران کاهش می‌یابد و در نتیجه سود حاصله برای کارفرمایان افزایش می‌یابد.
افزایش سن بازنشستگی، معنای دیگری هم در بر دارد. زیرا که کارگران شاغل، ۵ سال نیز دیرتر بازنشسته می‌شوند. در نتیجه خالی شدن جای کارگران شاغل برای جایگزینی کارگران بیکار به تأخیر می‌افتد. عاقبت اینکه صفوف لشکر بیکاران در پشت درهای کارخانه ها بیشتر فشرده تر می گردد این امر موجب می‌شود حداقل دستمزد باز هم کاهش چشمگیر بیابد. در نتیجه سود کارفرمایان از افزایش چشمگیری برخوردار خواهد شد. ٣-لغو دائمی: مشاغل سخت و زیان‌آور.
مشاغل سخت و زیان‌آور، در کمیته‌ای که از رأی اکثریت مطلق برخوردار است. تشخیص و تأیید وزارت بهداشت و درمان است. به اعتقاد کارشناسان این وزارتخانه، کارگرانی که در این مشاغل، مشغول کار هستند طول عمر آنها ٣/١ الی ۴/١، کمتر از طول عمر کارگران مشاغل عادی است.
لغو این قانون بازنشستگی پیش از موعد مساوی این قانون است که کارفرمایان حق دارند که از کارگران خود تا مرز کشتار کار بکشند، بدون اینکه دیه‌ای به آنها تعلق گرفته شود. کارفرمایان از پرداخت ٤% حقوق کارگران بابت بیمه مشاغل سخت و زیان آور به سازمان تأمین اجتماعی و دیگر صندوق های مستمری، معاف می گردند. زیرا که سازمان های فوق از دریافت حق بیمه کارگران مشاغل سخت و زیان آور(بازنشستگی پیش از موعد)محروم می شوند.پس باید به ازای بازنشست شدن هر کارگر 4% حقوق آنها را به ازای هر سال سابقه در شغل سخت و زیان آور به صندوق های بازنشستگان و تأمین اجتماعی پرداخت نماید.
4-بحث دیگر، کارشناسان و خود وزارت کار لغو، قانون تعلق، قانون کار به مناطق آزاد کشوری است. این قانون در سال ١٣٨٢/١/١٦ به تصویب رسید. از سویی دیگر مناطق مثل عسلویه که جمعیت کارگران بسیار زیادی را داراست و شامل قانون کار است، با لغو مناطق آزاد از شمولیت قانون کار، دست کارفرمایان را در مناطق آزاد کاملاً باز می‌گذارد و هر گونه که خودش تشخیص می‌دهد با کارگر رفتار کند.
نکتۀ قابل توجه و حائز اهمیت این قانون، بطور آشکارا، از کارفرمایان و سرمایه‌داران کاملاً حمایت می‌نماید. و کارگر به عنوان برده شخصی کارفرمایان مجبور و محکوم هستند، آن طور که فقط کارفرما تشخیص می‌دهد. روابط کاری با کارگران خودش یک سویه و بی دخالت قانونی، رفتار نماید. از سویی دیگر کارگر تمامی مزایای شغلی خود را از دست می‌دهد و مانند یک برده باید کاملاً مطیع کارفرما، قرار گیرد. هر چند که ما در عصر ٢١ زندگی می‌کنیم، اما سود کارفرمایان، تنها حاکم مطلق جامعه امروزی هستند. ۵-کاهش پاداش سنوات خدمت، در پایان دوره خدمت از حقوق یک ماه در سال به ده روز، در سال کاهش یافت. یکی از آخرین مزایایی که به کارگران و کارکنان تعلق می‌گرفت. از کارگران سلب می شود. پاداش ٢٠ روز در سال طی ٣٠ سال از کارفرما دریافت نمی شود.
کارگران برای این مبلغ پاداش آخر خدمتش خیلی امیدها داشتند و این مبلغ، حداقل اندکی از مشکلات و کاستی‌های کارگران را می‌پوشاند.
کاهش این مبلغ پاداش یک ماه حقوق در هر سال به ١٠ روز حقوق در سال یعنی،٣/٢ این مبلغ را از کارگران کم کردند و به سودها و انباشت سرمایه کارفرمایان افزودند. نکته قابل توجه و حائر اهمیت دیگر آن است که: حاصل تغییرات فوق الذکر در قانون کار، کاهش قابل توجه و چشمگیر، قدرت خرید جمعیت ٩٩ درصدی جامع است تمام تلاش دولت برای تغییرات قانون کارجهت افزایش مافوق سودهای افسانه‌ای برای سرمایه داران و کافرمایان تدارک دیده شده است. اما روی دیگر سکه برایشان قابل تصور نیست. عدم قدرت خرید جمعیت ٩٩ درصدی جامعه باعث می‌گردد که در بازار، از کاهش فروش کالاهای تولید شده برخوردار ‌گردد. افزایش کالای تولید شده که به فروش نمی رسد، و این تأخیر سیکل خرید و فروش کالا در بازار، کارخانه‌ها را از تولید بازمی‌دارد .
در نتیجه بحران فزونی کالا در بازار به کاهش تولید در کارخانه‌ها منجر می‌شود. کاهش تولید، مساوی با کاهش نیروی کار در کارخانه‌ها می‌گردد. بحران بیکاری چندین برابر افزایش می‌یابد. کارگران بیکار جمعیت ٩٩ درصدی به بحران عمومی در جامعه منجر می‌گردد و کارخانه‌های ورشکسته نیز افزایش می‌یابد. آنگاه سیل خروشان بیکاران، پایه‌های قدرت اقتصادی و سیاسی را فرو خواهد ریخت. فرو ریختن بنیاد خانواده بیکاران، خواب را بر چشم متصدیان پایه‌های قدرت اقتصادی و سیاسی جامعه را فرو خواهد ریخت.

سخنگوی کمیته: آیت نیافر -٩۵/٦/١٦

پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

********************

درسالگرد جان باختن شاھرخ زمانی،

با تاکید بر تداوم راھش یاد او را گرامی میداریم...

شاهرخ زمانی ‌عضو شورای نمایندگان ‌(کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری) چهره خستگی ناپذیر، جسور و بی باک، فعال در امر مبارزه برعلیه ستم وبی حقوقی کارگران روز ٢٢ شهریور ١٣٩۴ شمسی در زندان رجایی شهر کرج بطور مشکوکی جان باخت.... متن کامل را اینجا کلیک کنید.

********************

محمد جراحی آزاد شد

محمد جراحی فعال با سابقه جنبش کارگری یار وهمرزم زنده یاد شاهرخ زمانی وعضو فعال کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری روز سە شنبە ۹۵/۰۵/۱۹ با تحمل کردن پنج سال حبس، از زندان تبریز آزاد شد. جراحی همه‌ی این پنج سال رادر بدترین شرایط ممکن، حتی بدون یک روز مرخصی با جسمی بیمار تحمل کرد. اوایل سال نود و دو در زندان ،متوجه تغییراتی در وضعیت جسمانی خودش شد. زندان تبریز از کم امکانات‌ترین زندان‌های ایران است. برای یک سرماخوردگی ساده و رفتن به بهداری، باید سه روز نامه‌نگاری کنید تا بهداری زندان با چند حبە قرص که تجویز پزشکان غیر مسئول و متخصص است، زندانی را مداوا کنند. یک ماه طول کشید تا مراحل قضایی انتقالش به بیمارستان جهت معالجه، صورت پذیرد. تشخیص پزشکان سرطان تیروئید بود. با دستبند و پابند راهی بیمارستان شد.انتظار می‌رفت طبق قانون مرخصی استعلاجی بگیرد.اما تشخیص دادستان این بود که وی مجرم امنیتی‌است و حق مرخصی ندارد.
امروز حکم پنج ساله اش تمام شد، به خانه‌ی خودش نرفت. اولویت‌اش دیدن خانواده‌ی شاهرخ زمانی بود. بعد سرِ خاک شاهرخ، هم بندی خودش رفت. می‌گفت برای من زندان معنایی نداشت. زمانی که شاهرخ به زندان رجایی‌شهر تبعید شد و خبر فوتش از آنجا رسید، به ماهیت خشن و ضد انسانی زندان پی بردم ..

دوستان، کارگران. مردم آزادیخواه..
دولت جمهوری اسلامی بقای خود رادر بر پا کردن زندانها و دربند کردن فعالین سیاسی ،ایجاد ترس وتوحش در جامعه، طناب دار واعدام میداند. دشمنی دیرینه این سیستم با جنبش کارگری وفعالین این جنبش دهها سال است ادامه دارد. اما طبقه کارگر در این مبارزه رو دررو، دست بالا را داشته و جمهوری سرمایه داری در برابر عزم راسخ وپولادین، محمد جراحی ها و شاهرخ زمانیها وصدها قهرمان دیگر باید زانو بزند ..
کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری، رهایی رفیق محمد جراحی را به جنبش کارگری خانواده ایشان ودوستا نش شاد باش میگوید . و امید دارد در تداوم راه به کرسی نشاندن خواسته ها و مطا لبات و رهایی طبقه کارگر راسخ تر باشیم...

۹۵/۰۵/۲۰

********************

«بحثی در مورد روش اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده»

بیش از یک ماه از صدور اطلاعیه تیر ماه نود و پنج اتحادیه آزاد گذشته است. اطلاعیه ایی که اعلام کرد: « پس از تحمل ٦۳ روز گرسنگی و درد و رنج فراوان ناشی از آن ، شامگاه پنجشنبه ۱۰ تیر با پذیرش بخش ابتدایی خواسته اش (مرخصی قابل تمدید تا اعاده دادرسی) از سوی دستگاه قضایی، جعفر عظیم زاده، اعتصاب غذای خود را پایان داد.» ما اعضای کمیته پیگیری خوشحال هستیم که این اعتصاب غذا تلفات جانی نداشت، کما اینکه هر آن ممکن بود قلب ایشان از حرکت باز ایستد.
قبل از وارد شدن به موضوع، بر خود لازم می دانیم به جهت رفع پاره ای از سوء تفاهمات احتمالی به چند نکته اشاره ای داشته باشیم:
۱- هدف از این نوشتار ارتقاء کیفی پروسه مبارزه طولانی مدت طبقه کارگر و همه ی مزدبگیران است.
۲- ما باور داریم بحث بر سر تاکتیکهای متنوع اتخاذ شده در درون جنبش طبقه کارگر، همواره باید باز بوده باشد و هر کدام از ما باید با بالا بردن آستانه یی تحمل خود در پذیرش توصیه ها و نقد های منصفانه، از خود شیفتگی های فردی و گروهی پرهیز نمائیم.
و اما موضوع را سعی می کنیم با پاسخ به یک سوال کلیدی شروع کنیم ، و آن اینکه آیا اعتصاب غذا هم زمان یک یا چند زندانی سیاسی و ... برای تحقق یک خواست عمومی صنفی، اجتماعی و کارگری می تواند در هر شرایطی ابزار پیش برنده و کارایی باشد، و اساسا" از این ابزار در کجا ها می توان استفاده کرد؟ متن کامل را اینجا کلیک کنید.

********************

درود بر کارگران مبارز و مقاوم ایران ترانسفو.

روی صحبت ما با همه کارگران ایران است ، دوستان کارگر:

امروز نوبت تعطیلی و اخراج کارگران ایران ترانسفو است !!!

فردا نوبت کارگران کدام کارخانه خواهد بود؟

سالهاست که حمله به دستمزد، حقوق و امنیت و نان کارگران توسط سرمایه داران هر روز بیشتر از قبل شدت می یابد و هر وقت کارگران به غارت و چپاول و استثمار اعتراض می کنند، دولت سرمایه داری جمهوری اسلامی با اشکال مختلف کارگران را سرکوب می کند. برای ایجاد رعب و وحشت و چنگ و دندان نشان دادن به کارگران، نیروهای پلیس و نظامی در شهر ها به طور علنی مانور های سرکوب برگزار می کنند، دستمزد کارگران را نه تنها قبل از خشک شدن عرق شان پرداخت نمی کنند، و نه تنها دست کارگران را نمی بوسند، بلکه بعد از ماهها به تعویق انداختن دستمزد کارگران در مقابل اعتراض به جای دادن مزدشان، کارگران را در خیابان شلاق می زنند. متن کامل را اینجا کلیک کنید.

********************

کارگران و مردم شریف ایران:

آزادی موقت جعفر عظیم زاده فعال کارگری را صمیمانه

به ایشان و خانواده محترمشان و همه ی کارگران و مزدبگیران تبریک می گوییم.

از ظهر ۵ شنبه ساعت ۱۴:۱۲ که اعلام شد معده آقای عظیم زاده دیگر آب را هم قبول نمی کند و خطر جانی ایشان بسیار بالا است لحظات سخت و نفس گیری بود.
اطلاعیه اتحادیه به صراحت اعلام کرده بود که "هرچه زودتر باید کاری برای پایان اعتصاب غذای ایشان صورت گیرد در غیر این صورت خطر مرگ وجود دارد و او خواهد مرد." روی سخن این هشدار بالا خص قوه قضائیه نیز بود که در روز قبلش چهارشنبه ۱۰ تیر ماه ساعت ۱۰ و در مقابل نهاد ریاست جمهوری شاهد برگزاری تظاهرات خیابانی جمعیتی بود که فریاد می زدند "جای کارگر زندان نیست" و همچنین دعوت به تجمع ملاقات کنندگان در ساعت ۲ روز جمعه ۱۲ تیر ماه در حیاط بیمارستان سینا در اعتراض به بی تفاوتی مراجع قضایی بود.
در مجموع پیامدهای اتفاقات بعدی قابل پیش بینی نبود کما اینکه جعفر تبدیل اعتصاب تر را به اعتصاب خشک به عنوان آخرین گزینه در برنامه داشت و همچنین هر آن ممکن بود قلبش از حرکت باز ایستد.
عزم و اراده قوی در نیل به هدف دولت سرمایه و کارفرمایان را به تکاپو وا داشت که دستگاه قضایی در حوالی ساعت ٨ پنجشنبه ۱۰ تیر ماه با پذیرش خواست مرخصی قابل تمدید تا زمان اعلام دادرسی پرونده از سوی دستگاه قضایی، آقای عظیم زاده به اعتصاب ٦۳ روزه خود پایان داد و از بیمارستان مرخص گردید.
این خبر در ساعت ۲۱:۵۲ دقیقه در کانال تلگرام اطلاع رسانی شد و موجی از شادی را در بین همگان موجب شد.
عوارض ناشی از ٦۳ روز اعتصاب از قبیل کم کردن حدود ۲۰ کیلو وزن بدن و ناراحتی های گوارشی و کلیوی به مرور باید تا حدودی تسکین یافته و حتی الامکان ترمیم گردد.
اعتصاب غذا آخرین راه یک زندانی برای فریاد بر آوردن است، این فریاد و درد مشترک سایر کارگران و مزدبگیران را نیز به تکاپو وا می دارد که با فعالین کارگری معترض همدل و همراه شوند چراکه این زندان و بعضا" شلاق نیز در انتظار آنان می باشد.
عرصه جدال طبقاتی فراز و نشیب های فراوانی دارد و کارگران و عموم مزدبگیران اعم از معلم و باز نشسته و پرستار و غیره ابتدا باید به حقوق پایه ایی و اساسی خود آگاه گشته و سپس با متشکل شدن خود نهاد های صنفی و مبارزاتی حقوقی پایه ای خود را مطرح و تحقق آنرا از دولت سرمایه داری و کارفرمایان بخواهند و به شکل های مختلف آنها را پی گیری نمایند.
مجددا" آزادی موقت آقای جعفر عظیم زاده فعال کارگری را به خانواده و جامعه بزرگ کارگری ایران تبریک و تهنیت می گوییم .

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

۹۵/۴/۱۲

********************

بیانیه

به احترام بیش از شصت روز اعتصاب غذایی فعال کارگری جعفر عظیم زاده تمام قد می ایستیم.

کارگران و مردم شریف ایران
ماشین نظام سود محور سرمایه داری هم چنان به پیش می تازد و هر روز ، ذخایر و ثروت بیشتری انباشت می کند، در نتیجه انباشت بیشتر سرمایه استثمار و شکاف طبقاتی بیشتر و بیشتر می گردد.
کارگران و تمامی مزدبگیران از معلم و پرستار گرفته تا مهندس و دکتر و کارگر خدماتی ، راننده کامیون و تاکسی و غیره در یک زنجیره ی به هم پیوسته تولید و خدمات درجهت تولید نعمات و ثروت در جامعه را مجموعان ممکن می کنند، که حتی در غالب نظام سرمایه داری نیز حق دارند و باید از این زنجیره تولید سهمی در خور توجه برای گذران یک زندگی سالم و مرفه مطابق استاندارد های جهانی داشته باشند.
در ایران اگر چه مقاوله نامه های بین المللی ٨٧ و ٩٨ در مورد داشتن تشکل های صنفی و سندیکایی به امضای دولتهای جمهوری اسلامی رسیده است ، اما به محض اینکه کارگران برای تشکیل و یا احیاء تشکل های خود اقدام می کنند، با کارشکنی ها و سرکوب های متعدد روبرو شده و در آخر به اتهام اخلال در نظم عمومی و یا اقدام علیه امنیت ملی بر علیه آنان پرونده سازی نموده و فعالین تشکل های فوق را اخراج یا احضار و بازداشت و زندانی کرده و همه گونه به شخص و خانواده اش فشار های روحی و مادی وارد می کنند.
در ماده ٢٣ اعلامیه جهانی حقوق بشر در بند ۴ آن به صراحت قید شده است که " هر کس حق دارد برای حفظ منافع خود به تشکیل اتحادیه های صنفی و عضوبت در انها اقدام کند" در پرونده سازیهای بی پایه و بی اساسی که علیه فعال کارگری جعفر عظیم زاده شده است ، از جمله به جمع آوری امضاء از کارگران در اعتراض به پایین بودن دستمزدها و تلاش برای ایجاد تشکلهای کارگری و ده مورد متنوع دیگر در همین زمینه ها که به عنوان اتهام به چشم می خورند. ردیف کردن چنین مواردی به عنوان اتهام نشان می دهد که خواب راحت دولت و کارفرمایان با هرگونه مطالبه و فعالیت کارگران و معلمان و مزدبگیران به شدت آشفته می شود. بستن اتهامات قید شده خاص کارگران نبوده بلکه تمامی فعالین جنبش های اجتماعی و معلمان و پرستاران زحمتکش را نیز در بر میگیرد، بطوریکه حتی در اجتماعات مسالمت آمیز معلمان در مقابل مراکز حکومتی از جمله ادارات آموزش و پروش و مجلس و غیره تعداد انبوهی از آنان را دستگیر و روانه زندان کردذه اند.
دیگر اینکه به یاد داشته باشیم ، اشکهای پیر مرد ریش سفید روستایی که با ده سر عائله و با بغض به حضرت عباس قسم می خورد که دیگر روی خانه رفتن را ندارم ، وجدان مسئولین را از خواب بیدار نمی کند.
مسئولین دولتی با حقوق های چند صد میلیونی باید که توجیه گر وضع موجود باشندو چشم بر تمام نابرابری ها بسته و به صورت مخفیانه و بدون هیچگونه تشریفاتی بر سینه خود مدال و نشان و درجه لیاقت آویزان کرده و یکجا ٧۵ یا ١٠٠ سکه بهار آزادی دریافت کنند.
وقتی بالاترین مقام قضایی افشای ارقام دریافتی حقوق مدیران را " تزریق نا امیدی بر جامعه " می شمارد قطعا" مقصر رسانه ها نیستند، بلکه مقصر اصلی نظامی است که ثروت های جامعه را نا عادلانه توزیع می کند.
مسئولین دولتی و حکومت همواره تلاش می کنند که با اعمال هر چه بیشتر خشونت هزینه فعالیت و کارهای صنفی را بیشتر بالا برده و از گسترش اعتراضات روزانه همه ی اقشار مزدبگیر اعم از کارگر و معلم و باز نشسته و غیره جلوگیری بعمل آورند.
این حد از خشونت تا بدانجا پیش رفته که به قول خودشان به جای بوسیدن دست کارگر و پرداخت مزدش قبل از اینکه عرقش خشک شود ، با فرود آمدن شلاق بر بدن رنجور کارگران همراه شده است، در این نظام هر کس حقی بخواهد شلاق در یافت می کند،بجای اینکه پول بعنوان دستمزد کار کارگر کف دستش بگذارند، با شلاق علامت بر پشتش حک می کنند. در کنار جریمه نقدی و به زندان افکندن ، این شکنجه ها ( شلاق) بر پیکر ١٧ تن از کارگران معدن طلای آق دره فرود آمدو این حکم شکنجه مستقیم برای ٩ تن از کارگران معدن بافق نیز صادر شده که فعلا" در انتظار می باشند.
وقتی یونس عساکره از در ماندگی و استیصال در کنار خیابان خود را به آتش می کشد و یا هنگامی که مرتضی فرج نیا در اعتراض به نداشتن کار با تیر کشته می شود یا سه کارگر آق دره در مقابل اخراج خود کشی می کنند و یا کارگران و جوانانی که خود را از پل های عابر حلق آویز می کنند و ... و یا وقتی کارگران زحمتکش شهرداری اهواز در اعتراض به سه ماه عدم دریافت حقوق باز داشت شده روانه زندان می شوند ، می توان به درستی دریافت که حکومت سرمایه داری تلاش دارد ، هزینه های اعتراضی و فعالیت های صنفی را بشدت بالا برده و هرگونه تلاش را با انگ اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی پاسخ دهد.
در اقدامی خجسته و مبارک آقایان جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی به عنوان فعال کارگری و فعال معلمین علی رغم داشتن در خواست های متعدد بر یک نقطه مشترک توافق کرده " حذف اتهامات امنیتی از پرونده های مفتوحه علیه فعالین صنفی"را خواستار شده و از دهم اردیبهشت اعتصاب غذایی تر خود را شروع کردند. در میانه راه حکومت سرمایه داری اسلامی با دادن مرخصی به آقای عبدی تلاش می کند با جدا کردن این دو فعال کارگری و معلمی از هم از گسترش اتحاد کارگران و معلمین جلو گیری کند، اما از آنجاییکه دستمزد های چهار برابر زیر خط فقر، زندگی تمامی مزدبگیران اعم از معلم و کارگر و پرستار و دانشجو و غیره را به ورطه فلاکت کشانده و تمرکز ثروت و قدرت در دست مشتی سرمایه دارباعث عمیق ترشدن فاصله طبقاتی گردیده و نا هنجاری های اجتماعی متعددی اعم از گرانی و بیکاری ، فقر و فحشا و اختلاس و رشوه خواری و رانتخواری و ... تمامی سطوح مقامات دولتی و غیر دولتی را در خود فرو برده است، و همچنین، همپیمانی تاریخی کارگران و معلمین بخصوص در دور جدید که از درون زندان رجایی شهر بین شاهرخ زمانی به عنوان فعال کارگری و رسول بداقی و عبدالرضا قنبری به عنوان فعالین معلمان زندانی کلید خورده، بنای اتحاد در دور جدید گذاشته شده بود، در این مقطع با اعتصاب غذای متحدانه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی متبلور شده در سطح بالاتری ادامه یافت.
یغینا" و بدون هیچ شک و تردیدی جای معلم و کارگر و دانشجوی مبارز زندان نیست و تمامی این زندانیان باید بدون قید و شرط آزاد شده و به آغوش گرم خانواده خود باز گردند ، چرا که زندانی بودن این عزیزان نشان دهنده وجود ظلم و ستم و نبود عدالت و قانون است ، حق هر کارگر و معلم و هر زحمتکشی است که بدون هیچ مانعی بتواند به سطح پایین معیشت خود اعتراض کند و باید بدون هیچ مانعی اجازه داشته باشد تشکل های صنفی خود را بر پا کرده و حق داشتن یک زندگی مرفه شرافتمندانه متناسب با استاندارد های جهانی را برای خود محفوظ داشته و برای کسب آن بدون هیچ مانعی مبارزه کند،و باید کسانی که در مقابل چنین خواستهای مانع تراشی می کنند، محاکمه شوند.
ما فعالین ( اعضای) کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری از تمامی کارگران و مزدبگیران می خواهیم که با تمام توان از آزادی بدون قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی حمایت نمایند ، این زندانیان زندگی و جان شریف خود را در راه همنوعان و هم طبقه ایی های خود گذاشته و هیچگونه منافع شخصی ندارند . بیش از ٦٠ روز اعتصاب غذا پیکر نازنین رفیقمان جعفر عظیم زاده را رنجور و ضعیف ساخته و با فشار خون پایین و همچنین افت ضربان قلب هر لحظه این فعال کارگری را خطر ایست قبلی تهدید می کند.
دولت جمهوری اسلامی و قوه قضائیه مسئول مستقیم جان این زندانی سیاسی می باشد.
ما همچنین از کلیه نهاد های بین المللی، حقوق بشری، سندیکا ها و اتحادیه های کارگری سراسر جهان می خواهیم که با تشدید فشار های خود بر دولت جمهوری اسلامی زمینه آزادی کلیه زندانیان سیاسی را فراهم آورند.

کارگر زندانی، معلم زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

۱۳۹۵/۴/٨

********************

شلاق زدن به کارگران عین شکنجه است

تشکیل پرونده با عنوان شاکی خصوصی علیه کارگران ، تلاش برای خلع سلاح آنها در مقابل خصلت استثمار گرانه کارفرمایان و پنهان کردن ماهیت سرمایه داری در روابط میان کار و سرمایه است.
کار فرمایان و دولتشان با قانونی جلوه دادن شکنجه (شلاق زدن) از طریق تشکیل پرونده های با عنوان شاکی خصوصی علیه کارگران دارند دوران برده داری را احیا می کنند. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی کارگران معدن طلای آق دره را به دلیل اینکه برای حفظ شغل خود دست به اعتراض زده اند ، با ترفتد و تبانی میان خود و کارفرماها پرونده های خصوصی علیه کارگران بی گناه تشکیل می دهند . دستگاه قضایی در روند حمایت از کارفرمایان تلاش می کند با زدن اتهامات بی اساس و تشکیل پرونده با عنوان شاکی خصوصی مبارزه و نبرد طبقاتی میان کارگر و کار فرما را مخدوش کنند، بر مبنای چنین ترفندی است که علیه کارگران معدن طلای آق دره تشکیل پرونده داده محاکمه کرده و زندانهای بلند مدت علیه شان قرائت کرده اند، نباید فراموش کنیم جمهوری اسلامی طی ۳٧ سال گذشته بار ها کارگران را با شلاق شکنجه کرده است اما تشکیل پرونده با عنوان شاکی خصوصی علیه کارگران با محاکمه کارگران پلی اکریل اصفهان به صورت سیستماتیک طرح شد و اکنون با شلاق زدن کارگران معدن آق دره سرعت گرفته است ، اگر در مقابل چنین ترفند و تبانی اقدام اعتراضی عاجلی و گسترده صورت نگیرد کارفرمایان با استفاده از ابزار های خود یعنی دولت و دستگاههای قضایی و امنیتی تمامی کارگران و عرصه مبارزه طبقاتی را منحرف خواهند کرد.
ما در کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ضمن محکوم کردن شکنجه کارگران ( شلاق زدن ) به طرح تشکیل پرونده های با عنوان شاکی خصوصی اعتراض کرده ، از تمامی فعالین و تشکل ها می خواهیم هر چه گسترده و متحدانه تر در مقابل پروژه ضد کارگری شاکی خصوصی اقدام به اعتراض کنند.

کارگر زندانی، معلم زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردند

شکنجه کردن انسانها ممنوع باید گردد.

شلاق زدن عین شکنجه است

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

۱۳۹۵/۳/۱٦

********************

جعفر عظیم زاده را آزاد کنید!!!

در ایران وقتی کارگران و معلمان افزایش دستمزد یا دستمزد های معوقه خود را می خواهند، وقتی می خواهند تشکل های مستقل خود را تشکیل بدهند و ... وقتی زنان آزادی و حقوق انسانی می خواهند ، وقتی کودکان به جای کار و آواره بودن در خیابانها به مدرسه بروند ، وقتی کارگران ، معلمان و دانشجویان و جوانانی که می خواهند دانشگاهها ، مدارس ، بیمارستانها رایگان بوده و همه افراد جامعه بیمه شوند، وقتی فعالین کارگری، معلمان فعال و فعالین جنبش های اجتماعی خواهان آزادی بیان ، قلم ، مطبوعات، زبان ، هویت ملی و قومی و غیره می شوند، وقتی جوانان، فعالین و روزنامه نگاران و ... به وجود میلیونها بیکار ، میلیونها معتاد ، هزاران زن و مرد کارتون خواب اعتراض می کنند، با شدیدترین سرکوب و ضرب و شتم، دستگیری، محاکمه و زندان رو برو می شوند. در این راستا هزاران زن و مرد، پیرو جوان، کارگر و معلم ، پرستاران و بازنشستگان و فعالان جنبش های مختلف با اتهامات مختلف از جمله اتهامات امنیتی هم اکنون زندانی هستند از جمله به عنوان نمونه از زندانیانی هم چون جعفر عظیم زاده ، بهنام ابراهیم زاده ، محمد جراحی ، مهدی فراحی شاندیز، کبودوند ، امیر امیر قلی ، سعید شیرزاد، عبدالرضا قنبری ، بهلولی ، نیک نژاد ، خالد حردانی و ...می توان نام برد.که بیگناه زندانی شدند.و در بدترین شرایط تحت فشار های روحی و روانی نگهداری می شوند . دستگاههای قضایی و امنیتی به صورت سیستماتیک شرایطی را برای زندانیان، ایجاد کردند که آنها در زندانها گرفتار بیماریهای لاعلاج می شوند، که حتی در صورت که بخت یارشان باشد آزاد شوند بیماریهای فراوانی با خود به همراه می آورد، اکنون فعال کارگری زندانی جعفر عظیم زاده بعنوان نمونه ی است که در چنین وضعیتی برای اعتراض به اتهامات امنیتی دست به اعتصاب غذا زده است، از اعتصاب غذای جعفر ۴٠ روز می گذرد، اما متاسفانه بی توجهی مسئولین باعث شده جان جعفر عظیم زاده به شدت در خطر باشد. ما در کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ضمن اعلام اینکه مسئولیت حفظ جان جعفر عظیم زاده و تمامی زندانیان به عهده مقامات جمهوری اسلامی است ، خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط جعفر عظیم زاده و بقیه زندانیان هستیم .

جعفر عظیم زاده آزاد باید گردد

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری - ۱۳۹۵/۳/۱٦

********************

از مطالبات زندانیان در اعتصاب غذا حمایت کنیم

برتولت برشت: "بیچاره مردمانی که نیاز به قهرمان دارند." معلم زندانی اسماعیل عبدی و کارگر زندانی جعفر عظیم زاده از ۱۱ اردیبهشت دراعتراض به اتهامات خود مبنی بر "فعالیت انها صرفا صنفی بوده است ونه سیاسی" در اعتصاب غذا به سر میبرند.
این مطالبه کاملا ضروری و واقعی است. کارگرانی که پس از ماهها خواهان دریافت دستمزد معوقه شان هستند،کارگران قراردادی که تنها خواستشان عقد قرارداد دایمی است،کارگرانی که ماهها ست در بلاتکلیفی بسر می برند وکارفرمایشان بدون پرداخت حق سنوات ،حق بیمه ، دستمزد وبدون بیمه بیکاری به حال خودشان رها شده اند. ایا اینگونه مطالبات و یا کار برای بیکاران و افزایش دستمزد برای کارگران شاغل جرم است؟
ایا در خواست کارگران برای تحقق مطالبات صنفی فعالیت سیاسی است؟ ایا اعتراض جهت تحقق درخواستهایشان اقدام علیه امنیت ملی است؟ کارگرانی که تنها و تنها حقوقشان را میخواهند ویا دستمزدی ناچیز که حتی یک چهارم خط فقر نیست.
ایا حق انان سرکوب است؟ .این همان دنیای وارونه غیر انسانی است که بایدویران شود. روی دیگر سکه فقر، فلاکت،وسرکوب .دزدی ،غارت ، سرقتوچپاول اشکاروپنهان بیکران هزاران میلیارد دلار ویورو است که حتی تصور ان هم برای ما کارگران تولید کنندگان این ثروت غیر قابل تصور است.
مطالبه زندانیان اعتصابی از حقانیتو عقلانیت انسانی برخوردار است.تن دادن بهاعتصاب غذا ،برای تحقق مطالبه ای که نه تنها ، یک امر شخصی نیست بلکه یک مطالبه مهم اجتماعی است. این دو زندانی اکنون نمایندگی این امر مهم اجتماعی را به دوش می کشند. اعتصاب غذا در چنین شرایط غیر انسانی وبا تحمل ظلم مضاعف در زندان ، کاری بزرگ وقابل ستایش است.موفقیت این دو زندانی در طرح این مطالبه بسیار ضروری و برحق اجتماعی است.وپای اجرای ان رفتن به خودی خود یک امر انقلابیو فداکاری بزرگی است. پیگیری این امر بسیار بزرگ {مطالبه این زندانیان} را باید به حرکت سازمان یافته جنبش انقلابی ۹۹ درصدی جامعه که از گستردگی برخودار است واگذار کرد.
بی شک این خواست را جنبش اجتماعی ۹۹ در صدی محقق خواهد نمود. این دو عزیز باید به اعتصاب غذای خود پایان بخشند. چرا که وجودشان برای جنبش انقلابی مفید خواهد بود.

سخنگوی کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران

آیت نیافر - ۹۵/۲/۲۲

********************

از مطالبات زندانیان اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده حمایت می کنیم

زندگی جمعیت ۹۹ % جامعه ما برکسی پوشیده نیست. زندگی که همواره خط بقا است. افزایش روزانه بیکارسازی، کاهش قدرت خرید عدم امنیت شغلی قرادادهای موقت ، پرداخت دستمزدها با ماها تاخیر، دستمزدهای ۴ برابری زیر خط فقر ، ممنوعیت تشکیل تشکلهای صنفی، بیکاری میلیونی از پایین ترین سطوح جامعه تا درجه فوق لیسانس و دیگر فارغ تحصیلان دانشگاهی، افزایش آمار طلاق، خطر تهدید فروپاشی خانوادهای فرو دست جامعه، آخرین نقطه کریهه زندگی است که جمعیت فرو دست با آن روبرو است.
طبقه کارگر علاوه بر شرایط بسیار سخت اقتصادی، از کمترین و بنیادی ترین حقوق اجتماعی برخوردار نیستند.
کارگران، معلمان، پرستاران جهت تحقق مطالبات صنفی خود با اتهامات سیاسی از جمله " اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور" و دیگر اتهامات امنیتی سرکوب میشوند.
ما کارگران از مطالبات معلم زندانی اسماعیل عبدی و کارگر زندانی جعفر عظیم زاده حمایت میکنیم و از دیگر مردم آزادیخواه و برابری طلب میخواهیم که برای تحقق مطالبات کارگران زندانی به این کمپین به پیوندند.

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

********************

حداقل دستمزد ما کارگران باید تأمین کننده واقعی معیشت خانواده باشد

ما کارگران، می خواهیم زنده بمانیم و از زندگی شایسته انسانی برخوردار باشیم . سالهاست که دولت اعلام می کند دستمزدها را افزایش دادیم . افزایش حداقل دستمزد با افزایش نرخ تورم تعیین شده، براساس ماده ۴١ قانون کار می باشد.
ما کارگران معتقدیم این نحوه محاسبه حداقل دستمزد، تأمین کننده دستمزد واقعی نیست . زیرا که اولا" تورم واقعی موجود ، مبنای محاسبه حداقل دستمزد قرار نمی گیرد. دوما" در شرایط سیاسی و اقتصادی جامعه ما ، تورم از میزان ثبات عمومی برخوردار نمی باشد. نرخ تورم مداوم درحال تناوب و افزایش قراردارد. سوما" بر اساس دلایل فوق ، تعیین میزان حداقل دستمزد سالانه د رآخرین روزهای سال جاری مشخص می گردد. درحالی که ما با سال آینده ای روبرو هستیم که رشد تورم از ماههای ابتدای سال رو به افزایش است. درصورتی که زمان تعیین حداقل دستمزد اگر با نرخ تورم واقعی محاسبه شده باشد ، حداقل دستمزد از تورم واقعی موجود عقب مانده است . تکرار این نحوه محاسبه حداقل دستمزد ، طی سالیان گذشته ، موجب آن گردیده که فاصله هزینه زندگی با حداقل دستمزد فوق العاده زیاد و متفاوت شده است . چنانچه طبق محاسبات مالی بانک مرکزی و کمیسیون مربوطه مجلس خط بقاء در ایران را ٢،۵٠٠،٠٠٠ تومان مشخص کرده اند و خط فقر نیز ٣،۵٠٠،٠٠٠ تومان محاسبه شده است . تفاوت حداقل دستمزد ٧١٢،٠٠٠ تومان با خط بقاء بیش از ٣ برابرپایین تر است و تفاوت خط فقر با این دستمزد چیزی در حدود ۵ برابر زیر خط فقر می باشد.
آنچه بر زندگی ما کارگران جاری ساخته اند، بسیار بیش از این است که با اعداد و ارقام محاسبه گردد . زندگی ما با فقر و فلاکت واقعی همراه است . گذراندن عمرما ، دیگر با لغت ها و کلمه مرسوم زندگی غیرقابل توصیف است . گذراندن عمر بردگی ما کارگران به اینجا ختم نمی شود. بیکاری رو به افزایش ، نهایت عمق و گستردگی فقر و فلاکت است. تنها درآمد خانواده کارگر بیکار ، از آن مبلغ ٧١٢٠٠٠ تومان که سه برابر زیر خط بقاء نیز تهی شده است . زندگی که دیگر به معنای واقعی کلمه نه نامش زندگی می ماند و نه با هیچ لغات و کلمه ای به توصیف و تصویر کشیده نمی شود. ما کارگران می گوییم تمام زحمات این جامعه ، ازجمله تولید ، خدمات و کلیه کارهای موجود فیزیکی و ذهنی بر دوش ما کارگران است . ما کارگران تولید کنندگان و خالق ثروت اجتماعی هستیم ، پس چرا باید از ابتدایی ترین حقوق انسانی برخوردار نباشیم.
ما کارگران ، به این اعتقاد رسیده ایم که زندگی ما درصدد یک فاجعه انسانی قرارگرفته است . این فاجعه انسانی زندگی همه شهروندان ٩٩ درصدی جامعه را دربرگرفته است . همچنین زمانی نخواهد گذشت که امنیت زندگی آن یک درصد جامعه نیز از بین برود.
ما کارگران اعلام می کنیم : ما انسانیم و شایسته یک زندگی مرفه انسانی هستیم. اعتراضات جاری ما کارگران درحال به هم پیوستن است . زمانی که متحد شویم (که آن زمان دور نیست ) یک دنیای بهترپی خواهیم ریخت . چهره کریه فقر و فلاکت را از زندگی خود کنار خواهیم زد و نظام سرمایه داری و دولتش را محو می نمائیم.
حداقل دستمزد ما کارگران باید تأمین کننده معیشت و زندگی مناسب با عزت انسانی باشد. همچنین حقوق بیمه بیکاری نیز باید و باید افزایش یابد، چنانکه تأمین زندگی خانواده کارگران بیکار را پوشش بدهد.

آیت نیافر

عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

********************

به شکنجه کارگر زندانی محمد جراحی پایان دهید

محمد جراحی کارگر زندانی و عضو کمیته پیگیری بیش از ۵ سال است که در زندان تبریز به سر می برد.
محمد جراحی اخیرا" تحت توهین و اهانت به اذیت و آزار و همچنین ضرب و شتم زندانبانان به نام های عسگر نقوی و علی آهنگر و حسین بقال قرارگرفته است . زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی دارای حقوق اولیه می باشند. عدم رعایت حقوق زندانی سیاسی به مثابه شکنجه بشمار می رود. علاوه برآن رفتار ناشایست و غیرانسانی زندانبانها به عمد و با دستور مافوق های خود می باشد.
ما کارگران و همکاران و خانواده محمد جراحی از قوه قضائیه می خواهیم که به اینگونه رفتارها که مصداق کامل آشکار شکنجه به شمار می رود، پایان دهد . امنیت جانی این کارگر زندانی برعهده قوه قضائیه می باشد.

عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

********************

کارگر زندانی   زندانی سیاسی آزاد باید گردد

جعفر عطیم زاده کارگر جوشکار وعضو اتحادیه آزاد، برای گذراندن ٦ سال زندان به اوین رفت.
آیا این دنیای وارونه نظام سرمایه داری ضد انسانی نباید نابود گردد؟
آیا کارگرانی همچون جعفر عظیم زاده که برای مطالبات حداقلی خود معترض می شوند، باید به ٦ سال زندان محکوم شوند؟
حداقل حقوقی که ماهها پرداخت نمی گردد.حداقل دستمزدی که چندین برابر زیر خظ فقر قرار دارد. قراردادهای موقت که عدم امنیت شغلی است. نداشتن تشکل کارگری که از حقوق بدیهی کارگران به شمار میرود.
سرکوب تجمعات، اذیت وآزار کارگران معترض، تشکیل بی دادگاهای پی در پی برای محکومیت فعالین و نمایندگان کارگران، به زندان انداختن کارگران معترض ونمایندگانشان همان وارونه بودن این نظام سرمایه داری و دولتشان است. کارگران تولید کنندگان ثروتهای اجتماعی وهستی بخش جوامع انسانی صاحبان اصلی این جهانند. و شایسته یک دنیای بهتر برای همه انسانها.
ما کارگران از تمامی سازمانها و اتحادیه های کارگری ودیگر سازمانهای مدافع حقوق بشرمی خواهیم که برای آزادی کارگران زندانی، ما کارگران ایران را یاری دهند.

کارگر زندانی   زندانی سیاسی آزاد باید گردد

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران

********************

نماینده کارگران "شاپور احسانی راد" را فورن آزاد کنید

احسانی راد کارگر بازنشسته و نماینده کارگران لوله و پروفیل ساوه در ساعت ۲۲ شب ۲٦ اردیبهشت توسط ماموران اطلاعات دستگیر و بازداشت شد.
در این دنیای وارونه سرمایه داری با دولت ارتجاعی وضد انسانی اش به جای اینکه کارفرمای "لوله صفا" را به جرم نپرداختن ۵ ماه حقوق کارگران و همچنین نپرداختن ماه ها حق بیمه کارگران ان شرکت نماینده کارگران را بازداشت می کند. این دنیای وارونه و مضحک مستحق واژگونی نیست؟
ما اعضای کمیته پی گیری و دیگر کارگران از کلیه نهاد ها و سازمانها و احزاب مدافع حقوق کارگران و حامیان حقوق بشر و همچنین اتحادیه های کارگری می خواهیم که ضمن محکوم کردن بازداشت کارگران از دولت جمهوری اسلامی خواهان آزادی این نماینده کارگران وهمچنین دیگر کارگران زندانی شوند.

کارگر زندانی   زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

********************

تهدید محمد جراحی به اعتصاب غذا

محمد جراحی کارگر زندانی که در زندان عمومی تبریز به سر میبرد مدتهاست که در این بند دچار نا امنی جانی شده است واز سوی افرادی (رحمان استادی و جواد محمدپور) که توسط ماموران زندان حمایت می شوند مورد توهین واهانت و آزار قرار گرفته است ، چنانکه شدیدا فضای بند را برایش نا امن کرده است به همین دلیل محمد جراحی با شرح فضای بند برای رییس زندان ، از وی خواسته است که به بند سیاسی منتقل شود ، در غیر این صورت دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
کمیته پیگیری و خانواده محمد جراحی از سازمانهای کارگری میخواهیم که جهت تحقق مطالبه این کارگر زندانی تلاش نمایند.

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری

********************

مادر همرزمان شاهرخ زمانی در گذشت، شاهرخ جان ما را شریک غم خود بدان

خانم زرین تاج نجاتی مادر شاهرخ زمانی سه روز قبل دیده بر جهان فروبست ، مادر شاهرخ طی سه سال گذشته که شاهرخ زمانی در زندان است و برای آزار و اذیت او را از زندانی به زندان دیگری می بردند ، هر دو هفته یک بار برای دیدن شاهرخ مجبور بود مسیر طولانی بین شهر های مختلف از جمله تبریز تا تهران و قبلاً از تبریز تا یزد را طی کند و بیشتر مواقع نیز به او اجازه ملاقات نمی دادند اما مادر شاهرخ هر گز نا امید و خسته نمی شد ، بعدها طی صحبت های مختلف متوجه شدیم که خانم نجاتی بیش از ۴٠ سال است که دائمان در مسیر زندانها ، دادگاهها و ... برای دیدن عزیزانش فعالیت و مبارزه کرده است، و تجربه دارد که هرگز نباید خسته شد، امید واریم بتوانیم از او یا بگیریم استقامت، پشتیکار داشته و فداکار باشیم.
به شاهرخ زمانی عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری و عضو هیات باز گشایی سندیکای نقاشان تهران فوت مادرش را تسلیت گفته و ضمن اعلام اینکه خانم نجاتی را همچون مادر خود دانسته، تلاش و کوشش، اراده و فداکاری های او را الگویی خود می دانیم، همچنین اعلام می کنیم برای اینکه دیگر انسانها بخصوص خانواده زندانیان از این همه ظلم و ستم نجات یابد ، تنها یک راه وجود دارد همه تلاش و فعالیت در تمامی عرصه ها را متشکل پیش ببریم، لذا از تمامی فعالین می خواهیم در جهت متشکل شدن اقدام نمایند، و اقدام به ایجاد تشکل های خود کنند، بدون شک اگر کارگران متشکل باشند هیچ حکومتی نمی تواند کارگران را زندانی کند،

به امید روزی که کارگران متشکل باشند، و هیچ کارگری زندانی نباشد.

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری

۱۳۹۳/۱۱/٦

********************

بهنام ابراهیم زاده زیر بار اتهامات دروغ و کذب محض به سر میبرد

به كارگران ایران و اتحادیه های كارگری وسازمان های مدافع حقوق بشر
بهنام ابراهیم زاده یک کارگر زندانی است، ابتدای محکومیت اش به زندان ،برپایه اتهامات کذ ب بوده است، اخیرا نیز اتهامات کذب و دروغ محض برایش صادر گردید.
وی دوره اول زندانش پایان یافته و٦ ماه نیز بیشتر از محکومیتش در زندان به سر برد ،ناگهان دادگاه دیگری برایش ترتیب داده شد و ۹ سال و ۴ ماه دیگرنیز محكوم به زندان شد. اتهامات دادگاه اخیر وی،عبارت بود از
یک - عضویت در سازمان مجاهدین و پل ارتباطی بین دیگر اعضاء
دو- تبلیغ وتشویق اذهان عمومی بر علیه نظام اسلامی از داخل زندان.
اتهام اول عضویت در سازمان مجاهدین دروغ محض بوده و وی در این باره سال ٨٩ نامه سر گشاده ای برای دادستان نوشته بود.
برای هر شخص عادی، روشن و واضح است که فعال حقوق کودکان وفعال کارگری ، اساساهیچ ربطی به خط سیاسی فکری مجاهدین ندارد. در دادگاهی که اجازه داشتن وکیل به وی ندادند و جلسه دادگاه وی بیش از چند دقیقه که قاضی تفهیم اتهام کند ، به طول نیانجامید، از همه مهمتر قاضی دادگاه هیچ اسناد و شهودی مبنی بر مصداق عضویت وی در سازمان مجاهدین را ارائه نداده است.
همچنین تبلیغ علیه نظام را مبنی بر ارتباط گرفتن با دفتر ((احمد شهید)) را از مصادیق جرم وی اعلام نمودند. آیا قوه قضاییه وقاضی دادگاه وی کمترین تاملی براتهامات وی کرده است ؟!
وی یک فعال کارگری و مدافع حقوق کودکان است. اکنون نزدیک به ۴ سال است که در زندان به سر میبرد .چرا ؟؟؟؟
قوه قضاییه با در بند کشیدن این فعال کارگری کدام منافع نظام را دنبال میکند. مطالبات جنبش کارگری کدامیک از ستونها وارکان نظام را تهدید میکند. پی گیری حقوق زندانی نیز چه تهدیدی بر علیه نظام به شمارمیرود ؟.
قوه قضاییه باید بداند هرشهروندی، از حقوقی برخوردار است وانسانها برای زنده ماندن نیازهایی دارند . هر انسان جهت تامین ابتدایی ترین نیازش تلاش می کند .کارگران نیز برای بدست آوردن حداقل های معیشت خود و خانواده اش، برای صاحبان سرمایه، دولت یا اشخاص سرمایه دار، کارمیکنند، و ارزش اضافه تولید میکنند ودر قبالش دستمزد می گیرند ، اگر دستمزدش به موقع پرداخت نگردد مجبور است تلاشی دیگربرای گرفتن دستمزد عقب افتاده اش نماید.
این پروسه آشکار وروشن و واضح رابطه اجتماعی است. قوه قضاییه ودولت ودیگر ارکان نظام هرگز قادر نخواهند شد که کلیه شهروندان وبه ویژه کارگران را با زندانی کردن ، آنها را مجبور به كار بدون دستمزد نماید.
قانون تنازع بقا تلاش برای زنده ماندن است، نه شهروندان ونه کارگران را شامل استثناء نمیکند.
قوه قضاییه نیز با پر کردن زندانهایش هرگز قادر نخواهد شد کارگران ودیگر مزد بگیران را به بیگاری و ساکت ماندن وادار کند.

ما خواهان آزادی بی قید وشرط بهنام ابراهیم زاده هستیم.

كارگر زندانی، زندانی سیاسی آزادباید گردد

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

k .peygiri.tash @gmail.com

********************

۹ سال و۴ ماه دیگر به دوران محکومیت بهنام ابراهیم زاده افزوده شد

ما کارگران، اعضای کمیته پیگیری وخانواده بهنام ابراهیم زاده، حکم دادگاه اخیر را محکوم می کنیم.
بهنام ابراهیم زاده، طی هفته های اخیر به دادگاه فراخوانده شد. در این دادگاه که برای این کارگر زندانی تشکیل شد اتهاماتی به اتهامات گذشته اش افزوده گردید. متعاقبا طی هفته اخیر حکم جدید دادگاهش به وی اعلام شد. بهنام ابراهیم زاده طی این حکم به ۹ سال ۴ ماه زندان محکوم شده است.
بهنام ابراهیم زاده کارگر زندانی، صدای اعتراض میلیونها کارگر جان به لب رسیده است. دولت و قوه قضائیه با این احکام غیر انسانی هرگز قادر نخواهد بود که اعتراضات کارگران برای تامین یک زندگی انسانی را سرکوب و خاموش نمایند.

بهنام ابراهیم زاده نه اولین کارگر زندانی است و نه آخرین کارگر زندانی

ما کارگران جهت تامین رفاه زندگی خود هرگز با ابزارهای نظام ضد انسانی سرمایه داری و دولتش از مطالبات مان کوتاه نخواهیم آمد.

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری ایران

********************

بهنام جان اعتصاب خود را پایان بده

ما اعضای کمیته ی پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ضمن اینکه از بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری، عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری و فعال دفاع از کودکان کار و خیابان بنا به شرایط جسمی خطرناک ایشان می خواهیم برای حفظ سلامتی خود به اعتصاب غذای خود پایان دهد در همین حال از تمامی کارگران، فعالین کارگری، جنبشهای اجتماعی و همچنین از تمامی تشکلهای کارگری از جمله سندیکای شرکت واحد، سندیکای هفت تپه، سندیکای نقاشان تهران و فلزکار مکانیک، سندیکای خبازان، سندیکای نقاشان البرز، همین طور از کمیته هماهنگی و کمیته های دفاع از زندانیان می خواهیم حمایت و دفاعیات خود را از تمامی زندانیان کارگری و در شرایط فعلی بخصوص از بهنام ابراهیم زاده هر چه بیشتر گسترش بدهند تا کارگران زندانی بتوانند با حمایت و پشتیبانی شما عزیزان به خواسته های قانونی و حقوق حقه و انسانی خود دست یابند.
ما مصرانه خواهان اتحاد بیشتر برای کسب حق و حقوق کارگران هستیم که یکی از این حقوق آزادی فوری و بدون قید و شرط کارگران زندانی است .

كمیته پیگیری ایجاد تشكلهای كارگری

۱۳۹۳/۱٠/۱٢

********************

بهنام ابراهیم زاده كارگر زندانی آزاد باید گردد

بهنام ابراهیم زاده كارگر زندانی پس از نزدیك یك ماه اعتصاب غذا درمورخه ٦ دی ماه سلامتش به خطر افتاد و معده اش خونریزی كرد. وی كه بیهوش شده بود، به بهداری زندان منتقل شد. پس از جلب رضایتش به او سرم وصل میكنند. سپس او را به بند زندانیان عادی منتقل میكنند.
ابراهیم زاده از رییس زندان می خواهد كه او را بند قبلی سیاسی منتقل نمایند. رئیس زندان اهمیتی به در خواست وی نمی كند. بهنام نیز مجدداً به اعتصاب غذایش ادامه می دهد و یك مطالبه دیگر به خواسته های قبلی خود اضافه می نماید.

مردم آزادیخواه و كارگران
بهنام ابراهیم زاده و دیگر كارگران زندانی نه برای تامین زندگی خود، بلكه برای تامین مطالبات جمعیت ۹۹ درصد ی جامعه مبارزه میكنند. اینك این زندانیان از جمله بهنام ابراهیم زاده نیاز به حمایت های شما مردم دارد.

كارگر زندانی زندانی سیاسی      آزاد باید گردد.

كمیته پیگیری ایجاد تشكلهای كارگری

k.peygiri.tash@gmail.com

********************

طوس شاهمرادی پناهجوی ایرانی

طوس شاهمرادی پناهجوی ایرانی دانشجو وفرزند خانم آقایی عضو كمیته پیگیری وفعال كارگری است. وی نزدیك به ۳ سال است كه در تركیه به انتظار پذیرش به سر میبرد.
این پناهجو اكنون در كنار خیابان كارتن خواب شده است. طوس شاهمرادی كه با مادرش زندگی می كرد قربانی توطئه سازمان اطلاعات شد. سازمان اطلاعات از وی خواسته بود كه با آن سازمان همكاری نماید. پس از چند ماه تهدید وتعقیب مجبور شد خانواده و ایران را ترك كند.
این پناهجوی كارتن خواب هم اكنون نیاز به حمایت سازمانهای مدافع حقوق بشر و سازمانهای حامی پناهجویان دارد.

آیت نیافر سخنگوی كمیته پی گیری تشكلهای آزاد كارگری ایران

k.peygiri.tash@gmail.com

********************

کارگر زندانی محمد جراحی آزاد باید گردد

در روزهای اخیر زندانبانان بند ٨ با حضور ناگهانی در بند زندانیان را از بند خارج میکنند. زندانیان نیز وقتی که علت را مپرسند باهجوم وتوهین ضرب شتم نگهبانان روبرو میشوند. زندانیان نیز مقاومت میکنند.
تا اینکه نگهبانان زندان موفق میشوند زندانیان را از بند اخراج کرده و به جستجوی بند میپردازند.در عاقبت کلیه وسایل شخصی و ضروری محمد جراحی را با خودشان میبرند.
ما ضمن اینکه اذیت و آزار زندانیان را محکوم میکنیم. ازمسئولین زندان میخواهیم که به این گونه رفتارهای غیر انسانی پایان دهند و کلیه وسایل محمد جراحی و دیگر زندانیان را به آنها بازگردانند.
همچنین از سازمانهای مدافع حقوق بشر میخواهیم که به وحشیکریهای نگهبانان ومسئولین زندان واکنش نشان دهند.

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران

komitep.motalebat@gmail.com

********************

محمد جراحی كارگر زندانی نیاز مبرم به اعزام به بیمارستان

محمد جراحی كارگر زندانی كه اكنون در زندان تبریز به سر میبرد، چند ماه است كه از درد مشكوك دستها رنج میبرد. مسئولین زندان كمترین توجهی به درخواست اعزام به بیمارستان او را ندارند.
زندانی دارای حقوقی است. مسئولین زندان باید به حقوق زندانیان احترام و به آن پایبند باشند. پس مسئول سلامت زندانیان قوۀ قضائیه است. ما كارگران خواهان رسیدگی به مطالبات كارگر زندانی محمد جراحی هستیم. این زندانی بدون قید و شرط باید به بیمارستان اعزام گردد.

كارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

********************

بهنام ابراهیم زاده همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد

بهنام ابراهیم زاده كارگر زندانی كه از مورخ ۱٨ مرداد ماه در اعتصاب غذا به سر میبرد. این اعتصاب در اعتراض به عدم رعایت حقوق ومطالبات ایشان از سوی مسولین زندان است. مسولین به جای لن كه به مطالبات ایشان تونجه ورسیدگی نماید، او را تنبیح كرده و به زندان گوهردشت كرج در بند عادی اشرار منتقل كرده است . قوه قضاییه باید بداند كه اجرای مفاد حقوق زندانیان مسله مبرم امر مطالبات همه انسانهاست، او نمی تواند حقوق زندانیان را نادیده بگیرد و در پاسخ درخواستهای زندانیان آنها را تنبیح نماید. زندانیان تن به این بیحقوقی نداده وبر مطالبات خود همچنان پای میفشارند.
ما از كلیه سازمانیهای مدافع حقوق بشر و اتحادیه های كارگری می خواهیم كه درجهت انجام كلیه مطالبات بهنام ابراهیم زاده تلاش نمایند.
او كارگری زحمتكش وعضو كمیته پیگیری و پدر یك فرزند بیمار سرطانی است. او فورا باید ازاد گردد، و در كنار فرزند بیمارش باشد.

كارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

********************

بهنام ابراهیم زاده در اعتصاب غذا و انتقال به زندان رجایی

بهنام ابراهیم زاده ازمورخ ۱۳۹۳/۵/۱٨ در اعتصاب غذا به سر میبرد. وی از زندان اوین به زندان کوهر دشت کرج تبعید شده است. در زندان گوهردشت در بند یک سالن عمومی اشرار به سر میبرد.
آنچه مسلم است او را پس از سرکوب زندانیان بند ٣۵٠ اوین بیش از سه ماه است تهدید و تنبیه می کنند و وی به این دلیل اعتصاب غذای کرده است. ما از تمامی مردم، کارگران مبارز سازمانهای مدافع حقوق بشر، اتحادیه های کارگری می خواهیم که برای آزادی بهنام ابراهیم زاده و برآورده شدن کلیه مطالبات وی تلاش نمایند. ما اعلام می کنیم دولت وقوه قضاییه مسئول سلامتی و جان ایشان است. آزادی کلیه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی یکی از مهمترین مطالبات، مردم آزادیخواه است. باید برای آزادی سیاسی تلاش نماییم. آزادی زندانی سیاسی، آزادی تمامی انسانهاست.

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

۱۳۹۳/٦/۱

********************

بهنام ابراهیم زاده هنوز زیر بازجویی و شکنجه قرار دارد.

در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۱ بهنام ابراهیم زاده عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری و از همکاران جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان توانست تلفنی با خانواده اش صحبت کند ولی همچنان او در انفرادی ٢٠۹ قرار دارد و ملاقات به خانواده اش نمی دهند.
همسر بهنام دو روز قبل به دفتر خدابخشی نماینده دادستانی رفته و از او خواسته است که تکلیف بهنام را روشن کنند، وقتی همسر بهنام به وضعیت و در انفرادی نگهداشتن او اعتراض کرده و گفته است: بهنام را زدید زخمی شد و بعد به انفرادی بردید، ما فکر کردیم طبق عادت همیشگی ماموران زندانی را می زنند زخمی میشود تا خوب شدن جای زخمها در انفرادی نگه می دارند و بعد از خوب شدن زخم های زندانی او را به بند عمومی می آورد، بهنام زخم هایش خوب شد ولی باز به بند عمومی نیاوردید، چرا؟ هر روز ما تحت استرس و نگرانی و انتظار هستیم، پسرم، تنها فرزند ما بیمار است و هر روز از طرف شماها تحت فشار قرار دارد، و دیگر به خاطر ناراحتی های روحی که با اذیت و آزار بهنام به او وارد می کنید، مداوای بیماریش جواب لازم را نمی دهد، ٦ نفر مامور من و پسرم را بیش از سه ساعت بازداشت کردند و اجازه ندادند به خانه مان برویم و ما را تحت نظر به سبک گروگان گیری به خانه برده و خانه ما را زیر و رو کردند و وسایل ما را با خود بردند و هنوز هم نمی دهند، و هیچ جوابی هم نمی دهید، آقای خدا بخشی، ما مشکلات خود را به چه کسی بگوییم ؟ نه قانون را رعایت می کنید، نه به خانواده احترام می گذارید، نه از خدا می ترسید، نه به پسر بیمارم توجه می کنید، چرا اینقدر برای ما مشکل ایجاد می کنید؟ چرا به یک کارگری که تمام جرمش این است که به کودکان خیابان و کودکان کار خواندن نوشتن یاد می داد و از نان شب کارگران حرف می زد، اینقدر ظلم می کنید؟ خدابخشی در مقابل همه گفته های همسر بهنام فقط چند باری گفته است " ببینیم چه می شود"
آیا می شود زندگی یک کارگر بیگناه وخانواده اش را نابود کرد و منتظر شد که" ببینیم چه میشود"؟

آقای خدا بخشی:
دیدن ندارد، کاملا" مشخص است که چه می شود، زندگی سه نفر انسان به بر خورد شما بستگی دارد اگر قانون را رعایت کنید بهنام آزاد می شود و اگر همچنان به اعمال غیر قانونی ادامه بدهید، باعث آزار و اذیت بیشتر و بیشتر انها خواهید شد، آیا انتظار معجزه دارید؟، که "ببینید چه می شود؟" اگر نیاز به معجزه هم باشد بدون شک آن معجزه را شما ماموران و قاضی باید انجام بدهید و آن اینکه برای یک بار هم که شده، قانون را رعایت کرده بهنام را آزاد کنید، آنگاه خواهید دید که چه می شود.
بعد از سرکوب و ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ٣۵٠ اوین، که بهنام یکی از زندانیانی بود که بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس با بقیه به انفرادی انتقال داده شد، تا کنون تمامی زندانیان منتقل شده به انفرادی به بندهای عمومی یا زندانهای دیگر منتقل شدند، اما هنوز بهنام در انفرادی ٢٠۹ زیر بازجویی و شکنجه به سر می برد.
متاسفانه در جمهوری اسلامی هیچ انسانی پیدا نمی شود، که علاقه ای به رعایت قانون داشته باشد و بخواهد حق و حقوق انسانها را رعایت کند، بدون شک حتی اگر، حداقل قانون خودشان را رعایت کنند، نه تنها بهنام باید سریعاً آزاد شود، بلکه قاضی محاکمه کننده و ماموران و مسئولانی که آمر و عامل شکنجه و ضرب و شتم بهنام بودند بدلیل اینکه سالهاست قانون را زیر پا گذاشتند و اقدام به آزار و اذیت و شکنجه بهنام کردند باید محاکمه و مجازات شوند.
ما از کارگران و انسانهای آزادیخواه می خواهیم از هر طریقی که می توانند، اقدام به کمک و یاری بهنام ابراهیم زاده و خانواده او نمایند.

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

۱۳۹۳/۵/۳

********************

آزادی جعفر عظیم زاده را به جنبش کارگری تبریک می گوییم

ما اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری آزاد شدن جعفر عظیم زاده یکی از فعالین کارگری که برای سرکوب و جلوگیری از برگزار شدن مراسم اول ماه مه یک روز قبل از روز جهانی کارگر توسط ماموران نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی دستگیر شده بود و ۴۹ روز در زندان انفرادی تحت شکنجه های روحی و جسمی بود را به طبقه کارگر ایران تبریک می گوئیم و خوشحال هستیم که یک بار دیگر ماموران ضد کارگری در رسیدن به خواسته های خود با شکست روبه رو شدند ماموران از جعفر عظیم زاده می خواستند انحلال ایحادیه ازاد کارگران ایران را اعلام کند و او زیر بار چنین در خواستی نرفت. مقاومت جعفر عظیم زاده به دنبال مقاومت های که توسط فعالین و رهبران کارگری دیگر که طی ۱٠ سال گذشته هر روز تکرار شده است و هیچ کدام زیر بار انحلال تشکل خود نرفتند نشان می دهد که نیروهای فعال در طبقه کارگر تشکل را مانند نان شب برای زنده ماندن وهوا برای نفس کشید واجب می دانند و در راه ایجاد کردن و بر قرار ماندن آنها با هیچ کس وارد معامله نمی شوند و تا به این روز ماموران در مورد هیچ کدام از کارگران و تشکل ها موفق به پیش برد خواسته نا حق خود نشده اند . و همچنانکه می دانید کارگران زندانی بیشتر به این دلیل زندانی هستند که برای ایجاد تشکل های خود و جهت فعالیت برای همبستگی کارگری زندانی شده اند بنا براین درخواست ماموران جهت اعلام انحلال تشکل های کارگری و میزان فعالیت و مقاومت کارگران برای ایجاد تشکل های کارگری هر دو نشان می دهد که تشکل های کارگری برای مبارزات طبقه کارگر از اهمیت صد در صدی بر خوردار است.
ما به نوبه خود از حمایت های که برای ازادی جعفر عظیم زاده از طرف کارگران، فعالین و تشکل ها و نهاد ها در داخل و بیرون صورت گرفت و همراه مقاومت خود او به بار نشست تشکر و قدر دانی می کنیم و همچنان از تمامی کارگران، فعالین ، تشکل ها و نهادها می خواهیم جهت آزادی بقیه زندانیان سیاسی از جمله شاهرخ زمانی ، بهنام ابراهیم زاده ، رضا شهابی، محمد جراحی و ... به فعالیت و حمایت های خود با گستردگی و متحدانه ادامه بدهند.

۱۳۹۳/۳/۳٠

********************

بهنام ابراهیم زاده به بند عمومی اوین و مهدی فراحی شاندیز به رجایی شهر منتقل شدند.

بهنام ابراهیم زاده را که پس از یورش وحشیانه ماموران به بند ٣۵٠ زندان اوین و مورد ضرب و شتم قرار دادن زندانیان به سلول انفرادی منتقل کرده بودند پس از ۵۴ روز بودن در سلول انفرادی و شکنجه های جسمی و روحی این کارگر زندانی روز سه شنبه به بند عمومی منتقل کردند. البته هنوز خانواده او موفق به ملاقات نشده اند فقط بهنام دو روز قبل تلفن کرده و اعلام کرده است که به بند عمومی منتقل شده و هنوز در کدام بند است مشخص نشده است . در ضمن طی چند روز اخیر مهدی فراحی شاندیز معلم زندانی یکی دیگر از اعضای کمیته پیگیری را از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل کردند در مورد ایشان نیز هنوز خبری در دست نیست که به کدام بند رجایی شهر منتقل شده است. ما ضمن محکوم کردن یورش به بند ٣۵٠ خواستار محاکمه عاملین و امرین این یورش هستیم و همچنین خواهان آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی می باشیم

********************

آزادی كارگران زندانی را به همه در سراسر دنیا فریاد بزنیم

كارگران زندانی شاهرخ زمانی بهنام ابراهیم زاده و محمد جراحی وهمچنین جعفر عظیم زاده آزاد باید گردند.
جرم این كارگران تنها حق خواهی است. آنها میخواهند كه كارگران زندگی شرافتمندانه و شایسته انسانی را داشته باشند. و این حق همه انسانهاست. به ویژه كارگران زحمتكشان این جامعه هستند و جریان زندگی انسانها و جامعه به دست همین كارگران است.
بهنام ابراهیم زاده پس از ماجرای بند ٣۵٠ اوین نه ملاقاتی داشته و نه تلفن بی خبری از این زندانی باعث نگرانی خانواده اش و كارگران است. و تنها دولت با سازمان اطلاعات و قوه قضائیه مسئو ل جان این كارگر زندانی است. و همچنین زمانی و جراحی و عظیم زاده در اسارت سازمان اطلاعات و قوه قضاییه است ما اعلام میكنیم كه این كارگران فوری و بدون قید و شرط باید آزاد گردند. و تا آزادی باید از حقوق زندانی برخوردار باشند

كمیته پیگیری ایجاد تشكل های كارگری ایران

********************

گزارشی از:

اعتصاب و درگیری کارگران گیسون با پلیس سرکوب گر

شركت بین الملی كیسون كه در پروژه های عمرانی ساختمانی و شهرك سازی فعالیت می كند و اكنون پروژه شهرك سازی پرند را در دست اجرا دارد.در شهرك پرند ٦ هزار كارگر مشغغول كار بودند. ۱٦ هزار واحد اپارتمان در شهر فوق در دست ساخت است. محل شهرک در اتوبان تهران - ساوه واقع است. شرکت گیسون طی سال جاری تا كنون ۱٢٠٠ كارگر را از كار اخراج كرده است كارگران اخراجی ٦ ماه دستممزد خوود را دریافت نكرده اند. ۴٨٠٠ كارگر باقی مانده نیز بیش از ٦ ماه حقوق طلب كار هستند. كارگران در روز دوشنبه ٣٠-۱٠-۹٢ دست به اععتصاب زدند .كارگران اعتصابی جهت پاسخ به دفتر مدیریت میروند .ومدیران به حمایت از كارفرما كارگران را تهدید می کنند. كارگران نیز مدیران را گروگان میگیرند تا نماینده كارفرما در جمع شان حضور یابد.. با پایان روز كارگران مدیران را رها میكنند.
روز سه شنبه ۱-۱۱-۹٢ كارگران در اعتصاب به سر میبردند كه یلیس در محل حاضر میشود و با تهدید از كارگران میخواهد كه به اععتصاب خود پایان دهند. كارگران به پلیس اعلام میكندد .تادستمزد خود را دریافت ننمایند به اعتصاب خود ادامه میدهند. ساععتی پس از ان محوطه تجمعع كارگران توسط پلیس گارد ویژه به محاصره در میاید وشروع به دستگیری كارگران اعتصابی می کنند. كارگران نیز در دفاع از خود با گارد ویژه درگیر میشوند . این در گیری تا شب همچنان ادامه مییابد . در پایان روز كارگران متوجه میشوند كه در حدود ۱٠٠ نفر از همكارانشان دستگیر شده اند كارگران نیز تصمیم میگیرند كه مقابل مجلس تجمع اعتراض خود را همچنان ادامه دهند.

كمیته پیگیری ایجاد تشكلهای كارگری

۱۳۹٢/۱۱/۱

********************

محمد جراحی نیاز فوری به درمان دارد

محمد جراحی كه از ماهها قبل بیمار شده است جهت درمان خود با موانع رو در رو شده است. این كارگر زندانی عضو كمیته پیگیری كه سال سوم زندانی خود را در زندان تبریز می گذراند. خانواده این كارگر زندانی كلیه هزینه درمان را واریز كرده است و روزها از كمسیون پزشكی او می گذرد. هنوز به بیمارستان خارج از زندان مراجعه نكرده است.
عدم درمان این بیمار زندانی به مرگ وی منتهی میگردد. مسئولین زندان و همچنین قوه قضاییه باید پاسخگوی عواقب این كارشان باشند درمان زندانیان طبق قانون بر عهده زندان است. اما كلیه هزینه های درمان این زندانی به عهده خانواده اش واگذار شده است.
ما كارگران خواهان مداوای این كارگر زندانی هستیم. واز دولت و قوه قضاییه میخواهیم هر چه زود تر بدون هیچ بهانه ای اجازه درمان وی داده شود.

كارگر زندانی زندانی سیاسی آزاد باید گردد

كمیته پیگیری ایجاد تشكل های آزاد كارگری