افق روشن
www.ofros.com

اخبار، گزارش، مصاحبه و مطالب کارگری


رادیو زمانه                                                                                                            یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ - ۴ اکتبر ۲۰٢٠


کارگران از ترس اخراج ناچارند ابتلا به کرونا را پنهان کنند

آمار دقیقی از شمار کارگرانی که به دلیل کرونا جان خود را از دست دادند منتشر نشده است. دولت همچنان بر ادامه فعالیت بنگاه‌های تولیدی و خدماتی اصرار می‌ورزد و در این شرایط کارفرمایان کارگرانی که به کرونا مبتلا می‌شوند را اخراج می‌کنند. کارگران هم برای اینکه شغل‌شان را از دست ندهند ناچارند بیماری‌شان را پنهان کنند.
در اصفهان برخی کارگران به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفتند که بیشتر کارفرمایان هشدار داده‌اند در صورت ابتلا به کرونا، دیگر نیاز به حضور در محل کار ندارند و باید ۱۴ روز قرنطینه شوند، اما بعد از بهبودی نیز دیگر نیاز به بازگشت کار ندارند و نیروی جدید جایگزینشان خواهد شد.
یک کارگر که نامش فاش نشده گفته است:
«با وجودی که تست کرونایم مثبت شد، اما ناچار شدم با همان حالت تب در محل کار حاضر شوم، چراکه مرخصی نداشتم و کارفرمایم تاکید کرده بود، هر کسی کرونا بگیرد، بعد از ابتلا به این بیماری و گذراندن دوره نقاهت خود، دیگر به محل کار خود بازنگردد، چراکه نیروی جدیدی جایگزینش می شود به همین دلیل ناچار شدم با وجود تب و ضعف جسمانی در محل کار حاضر شوم و همکارانم نیز نگران بودند مبتلا به کرونا شوند.»
احمدرضا معینی، عضو هیئت مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار هم تهدید کارگران به اخراج در کارگاه‌های کوچک را تائید کرده و گفته است:
«مواردی مبنی بر اخراج کارگران بیشتر در واحدهای کوچک تر و به صورت خاص دیده می شود».
کارگران در صورت بیماری و یا ابتلا به کرونا می‌توانند تا دو هفته مرخصی بگیرند. در کارگاه‌های کوچک اما کارفرمایان این موضوع را نمی‌پذیرند. یکی از پزشکان مراکز جامع خدمات سلامت اصفهان (مراکز ۱۶ ساعته) در پیوند با این موضوع تائید کرده است متاسفانه با وجود اینکه برخی کارگران با علایم کامل ابتلا به کرونا با اصرار بسیار گواهی سلامت خود را دریافت می کنند. او گفته است:
در روز نمونه هایی از این موارد به فراوانی دیده می شود. افرادی که اصرار به دریافت گواهی سلامت برای بازگشت به کار دارند، از ترس بیکاری و اینکه در مدت ۱۴ روز بدون بیمه و حقوق بمانند، قصد بازگشت به کار دارند و به نوعی از سوی کارفرمای خود تحت فشار قرار گرفته اند.
نهادهای دولتی تا به حال آمار تفکیکی از میزان ابتلا و مرگ کارگران بر اثر کرونا ارائه نکرده‌اند. حاتم شاکرمی، معاون وزیر کار در گفت‌وگو با خبرگزاری دولتی کار (ایلنا)، گفته است که نمی‌توانند مشخص کنند که کارگران در محیط کار به کرونا مبتلا شده‌اند یا خارج از محیط کار.
او مدعی شده است که بیشتر کارگران در خارج از محیط کار، یعنی در مترو، سطح شهر، مراکز خرید و نانوایی به کرونا مبتلا می‌شوند. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که محیط‌های کاری به دلیل فاصله فیزیکی اندک کارگران، سرویس‌های بهداشتی و حمل و نقل مشترک، نبود امکانات و وسایل حفاظتی یکی از مراکز پرخطر برای ابتلا و انتقال ویروس کرونا به شمار می‌رود.
کاظم فرج‌اللهی، فعال کارگری در ایران با تایید این مسئله گفته است:
« بنا بر مشاهدات و گزارش‌های کارگران می‌توان گفت کمترین اقدامات برای حفاظت از جان کارگران در مقابل کرونا صورت گرفته است.»
به گفته فرج‌اللهی مدیریت واحدهای تولیدی و خدماتی «طبق قانون موظف است ماسک، دستکش، شیلد و مواد ضدعفونی‌کننده را به رایگان در اختیار کارگران قرار دهد؛ چراکه این تجهیزات و مواد، بخشی از لباس نیروهای کار محسوب می‌شود و طبق قانون، کارفرما باید آنها را تامین کند اما در اکثر موارد کارفرمایان از انجام این کار سر باز می‌زنند و جان کارگران را به خطر می‌اندازند.»
علی اصلانی، عضو هیئت مدیره شوراهای اسلامی کار هم کوتاهی کارفرمایان را تائید کرده و گفته است:
«در اکثر کارگاه‌ها دستکش، ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده از سوی کارفرمایان به کارگران تعلق نمی‌گیرد و این مسئله، یکی از عوامل تشدید بیماری کرونا در کل کشور و به خصوص در بین کارگران است.»
کارفرمایان اما نه تنها از تامین وسایل بهداشتی و حفاظتی ضروری سر باز می‌زنند بلکه کارگران را به اخراج در صورت بیماری هم تهدید می‌کنند.
براساس گزارش‌های رسمی تا شهریور امسال حداقل ۱,۵ میلیون نفر به دلیل شیوع کرونا شغل خود را از دست دادند. با شدت گرفتن موج تازه این بیماری در ایران انتظار می‌رود بار دیگر بسیاری از واحدهای خدماتی که بیشترین زیان از کرونا را دیدند تعطیل شوند و شمار کارگران اخراجی افزایش یابد.
وزارت کار به بیکار شدگانی که سابقه پرداخت بیمه دارند سه تا شش ماه مقرری بیمه بیکاری پرداخت می‌کند. مبلغ بیمه بیکاری برای این گروه یک میلیون و ۵۰ هزار تومان اعلام شده که هر دو ماه یک بار پرداخت می‌شود.

*************

آرمان اسماعیلی، فعال کارگری در گیلان بازداشت شد

آرمان اسماعیلی، فعال کارگری و پژوهش‌گر موسیقی ساکن شهرستان لاهیجان در استان گیلان بازداشت شد. یک منبع مطلع درباره نحوه بازداشت این فعال کارگری به زمانه می‌گوید روز پنج شنبه، ۱۰ مهرماه، مأموران امنیتی پس از یورش به منزل پدری آرمان و بازداشت او، کلیه‌ لوازم شخصی، لپ‌تاپ و کتاب‌های او و خانواده‌اش را هم ضبط کرده و با خود برده‌اند. به‌گفته این منبع مطلع، مأموران امنیتی نه تنها در هنگام بازداشت این فعال کارگری حکم قضایی ارائه نداده‌اند، بلکه پس از گذشت دو روز همچنان از اعلام محل نگه‌داری از آرمان خودداری می‌کنند. برپایه اعلام خانواده آرمان اسماعیلی، او در حال حاضر بیمار است و نیاز مبرم به رسیدگی تخصصی پزشکی دارد.

*************

اعتصاب‌ کارگران پیمانی نیروگاه سیکل ترکیبی آبادان، ادامه اعتصاب در پتروشیمی اروند

کارگران پیمانی نیروگاه سیکل گازی آبادان روز چهارشنبه ۹ مهر با برپایی یک تجمع مقابل ورودی نیروگاه خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. همزمان، کارگران بخش خدمات پتروشیمی اروند واقع در سایت ۳ منطقه ویژه اقتصادی بندر خمینی در اعتراض به قراردادهای پیشنهادی و با خواست امنیت شغلی تجمع کردند.

اعتصاب کارگران پیمانی نیروگاه سیکل ترکیبی آبادان
حدود ۱۰۰ کارگر نیروگاه گازی سیکل ترکیبی آبادان که بواسطه یک شرکت پیمانکار در نیروگاه کار می‌کنند از اسفند سال ۹۸ مطالبات سنواتی و پاداش خود را دریافت نکرده‌اند و تغییر وضعیت شغلی آن‌ها در فیش حقوقی اعمال نشده است. کارگران به وضعیت صندوق قرض‌الحسنه شرکت معترضند. پیمانکار از پرداخت حقوق ماه گذشته کارگران نیز خودداری کرده است.
بیژن ربیعی معاون فرمانداری ویژه آبادان در پی تجمع کارگران گفت حقوق کارگران به حساب پیمانکار واریز شده اما حساب او به دلیل بدهکاری به سازمان تامین اجتماعی مسدود است. او وعده داد که حدود نیمی از مطالبات کارگران در ۲۴ ساعت آینده پرداخت خواهد شد.

تداوم اعتصاب و تجمع در پتروشیمی اروند بندر خمینی
کارگران بخش خدمات پتروشیمی اروند واقع در سایت ۳ منطقه ویژه اقتصادی بندر خمینی روز چهارشنبه ۹ مهر در اعتراض به تغییر قرارداد کار توسط پیمانکار تجمع کردند. پیمانکار قراردادهای جدید کارگران را به قرارداد حجمی بدل کرده که کارگران در صورت امضای آن به جای دریافت حقوق به ازای ساعت کار، به ازای حجم کار انجام شده مزد دریافت خواهند کرد.
روز سه‌شنبه نیز در این شرکت تجمعی در اعتراض به دخالت مدیریت در تعیین «نمایندگان کارگری» برگزار شد. خبرگزاری دولتی کار ایران (ایلنا) سه‌شنبه هشتم مهر در این ارتباط به نقل از دبیر اجرایی «خانه کارگر» استان خوزستان نوشت مدیریت پتروشیمی اروند نمایندگان پیشنهادی کارگران را رد صلاحیت کرده و دو تن از سرپرست‌های شرکت را به عنوان «نمایندگان کارگری» به وزارت کار معرفی کرده است.
کارگران نفت، پتروشیمی و نیروگاه‌های برق در مرداد سال جاری اعتصاب گسترده‌ای را با خواست افزایش دستمزدها، امنیت شغلی، بهبود شرایط کار و کوتاه کردن دست پیمانکاران سازمان دادند که بیش از یک ماه ادامه یافت و حدود ۵۰ مرکز را در بیش از ۱۰ استان کشور فراگرفت.

*************

یک کولبر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در نوسود زخمی شد

سایت «کردپا» گزارش داد که در روزهای اخیر یک کولبر به نام صهیب فردوسی اهل روستای «دزآور» از توابع نوسود در مناطق مرزی این شهرستان واقع در استان کرمانشاه هدف تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی قرار گرفته و از ناحیه دست به‌شدت زخمی شده است. تیراندازی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به گروهی از کولبران و بدون اخطار قبلی بوده است. کولبران عمدتاً در استان‌هایی زندگی می‌کنند که بیشترین آمار بیکاری را دارند. کولبری محصول مستقیم فقر موجود در مناطق مرزی است و اکثر کولبران از روی ناچاری و بیکاری مجبور به انجام این کار هستند و در این کار، آینده‌ای برای خود متصور نیستند. هر سال در مناطق مرزی غرب کشور ده‌ها کولبر در مواجهه با خطرات طبیعی و یا با شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می‌شوند. شبکه حقوق بشر کردستان، فروردین‌ماه سال جاری، با انتشار گزارش آماری‌ خود از سال ۹۸، از کشته شدن دست‌کم ۷۰ نفر و زخمی یا مصدوم شدن بیش از ۱۵۴ نفر از کولبران و کاسب‌کاران کُرد خبر داد.

*************

هفت کارگر نیشکر هفت‌تپه احضار شدند

هفت کارگر مجتمع نیشکر هفت‌تپه با شکایت مدیریت این شرکت به پاسگاه مستقر در هفت‌تپه احضار شدند. اتهام کارگران «تحریک برای اعتصاب» است. سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه اسامی احضارشدگان را اعلام کرده است که عبارتند از: محمد امین حجازی، احمد شلاگه، رحیم حمدانی، میلاد لطیفی، محمد عبدلخانی، عظیم الکثیر و قاسم کثیر.
احضار کارگران در حالی صورت می‌گیرد که برغم ۷۲ روز اعتصاب کارگران هنوز به خواست‌های آنان پاسخی داده نشده است. کارگران از ۲۶ خرداد با خواست پرداخت دستمزد و حق بیمه معوقه، بازگشت کارگران اخراجی به کار و خلع ید از کارفرمای خصوصی دست به اعتصاب زدند.
با این که هر سه قوه حکومت مدعی‌‌اند برای حل مشکل هفت‌تپه کوشش می‌کنند و تا کنون ده‌ها نشست برگزار شده، اما هیچ یک از خواست‌های کارگران هنوز تحقق نیافته است.
اکنون نزدیک به چهار ماه از آغاز اعتصاب کارگران گذشته ولی هنوز حتی دستمزد آن‌ها بطور کامل پرداخته نشده است. کارگران دستمزد مرداد و شهریور را دریافت نکرده‌اند و دستمزد تیر نیز به برخی از کارگران پرداخت شده است. پرداخت اضافه‌کار و حق نوبت‌کاری هم به آینده موکول شده است.
امید اسدبیگی، مدیرعامل شرکت که محاکمه او به اتهام اختلاس یک و نیم میلیارد دلاری در جریان است، هنوز به طور رسمی مدیرعامل شرکت است و از تریبون رسانه‌های دولتی به دروغ مدعی پرداخت تمام و کمال حقوق کارگران شده است.
طی اعتصاب، کارفرما و عواملش و مسئولان استان با استفاده از روش‌های مختلف از جمله ایجاد شکاف قومی میان کارگران، تلاش کرده‌اند اتحاد و اعتصاب کارگران را درهم بشکنند.
چهارشنبه ۲۶ شهریور نیز جمعی از کارگران فصلی شرکت که اغلب عرب هستند، با خواست بازگشت به کار مقابل دفتر مدیریت شرکت تجمع کرده بودند که مورد حمله عوامل مدیریت قرار گرفتند. مهاجمان با شمشیر و چاقو به کارگران حمله کردند و با فحاشی به کارگران عرب آن‌ها را تحریک به درگیری کردند.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، پرونده سازی، احضار، تهدید و بازجویی از کارگران را شدیدا محکوم کرده و خواستار رسیدگی هرچه سریعتر به مطالبات کارگران شده است.

*************

ترسیم نقشه کانون‌های بحران کارگری در ایران

مروری بر مهمترین اعتراضات کارگران معادن در فاصله سال‌های ” ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹ “


(بخش اول)

نبض اعتراضات کارگری، تند می‌زند! هفت تپه، هپکو، آذرآب؛ نامهایی آشنا در جنبش اعتراضی سالیان اخیر ایران هستند. اما آیا اعتراضات کارگری تنها به همین مجتمع‌های صنعتی محدود شده است؟ آنهایی که اخبار اعتراضات کارگری را دنبال می‌کنند، پاسخی صریح به این پرسش دارند. خیر! در گزارش پیش رو با در نظر گرفتن مولفه‌هایی چون گستردگی اعتراضات ، زمینه و علت بروز آنها به شناسایی و ترسیم نقشه کانونهای بحران در حوزه کارگری پرداخته‌ایم.
به گزارش تارنمای داوطلب؛ آمار و گزارشهای متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد، تحرکات و اعتراضات کارگری در فاصله سالهای ۹۲ تاکنون ، در پی وخیم شدن بحران اقتصادی و گسترده شدن شکاف طبقاتی، عقب افتادگی دستمزد از معیشت و سرانجام عواقب خصوصی سازی فله‌ای و فساد ساختاری بیش از هر زمان دیگری در جریان بوده است. کانون‌های بحران در حوزه کارگری حالا دیگر تنها به بنگاههای اقتصادی محدود نیست و به خصوص در طول سالهای اخیر بخش‌های خدماتی و آموزشی نیز به آنها اضافه شده‌‌اند.     برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید.

(بخش دوم)

سختی کار در معدن بر هیچ‌کس پوشیده نیست. اما درجه سختی برای کارگران معدن وقتی بالاتر می‌رود که در ازای ساعت‌ها کار مداوم در تونل‌های ناایمن و پرحادثه، نه قراداد کاری با آنها بسته می‌شود و نه پرداخت مطالبات حقوقی به موقع انجام ‌می‌شود. در حالی که بخش معدن در سالهای اخیر، بیشتر در حوزه حوادث کار با کشته شدن صدها کارگر خبرساز بوده اما کارگران معادن و پیمانکاریهای فعال در آنها ، بارها با طرح مطالباتی چون لغو قراردادهای موقت، افزایش دستمزد، پرداخت بیمه، پاداش و مزایای سختی کار، اجرای طرح طبقه بندی و افزایش سطح ایمنی و بهداشت کار، به شرایط حاکم بر این بخش اعتراض کرده‌اند. پرشورترین این اعتراضات کارگری را می‌توان در اعتراضات اخیر کارگران زغال سنگ کرمان دید که نشان دهنده افزایش اعتراضات کارگری در این بخش است.     برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید.

*************

کرونا جان ۴۰۰ کارگر صنعت نفت را گرفت

کوتاهی شرکت‌های پیمانکاری و وزارت نفت در تامین امنیت و بهداشت محیط کار پروژه‌های نفت و گاز جان ده‌ها کارگر این بخش را گرفت.
حجت‌الله سمیع، مدیرعامل سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت ایران یکشنبه ششم مهر تائید کرد که حداقل ۴۰۰ تن از کارگران صنعت نفت به دلیل ابتلا به کووید-۱۹ جانشان را از دست داده‌اند.
او بدون بیان جزئیات تنها گفت که ۱۵۰ نفر از این کارگران «بومی و غیرشرکتی بودند».
سمیع شمار کارکنان صنعت نفت که به کرونا مبتلا شدند را هم ۴ هزار و ۱۰۰ نفر اعلام کرد. به گفته او از این تعداد نیز هزار و ۳۵۰ نفر «بومی و غیرشرکتی» بوده‌اند.
خبرگزاری‌های ایران که اظهارات این مقام مسئول در وزارت نفت را منتشر کردند، مشخص نکردند منظور او از «بومی و غیرشرکتی» کارگران پیمانکاری صنعت نفت و گاز است یا ساکنان مناطق نزدیک به پروژه‌های نفت و گاز.
کارگران شاغل در پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌های ایران از آغاز سال جاری چند مرتبه نسبت به رعایت نکردن نکات ایمنی و بهداشتی و تامین نشدن لوازم حفاظتی کارگران در خوابگاه‌های کارگری و محل کار هشدار دادند و به این وضعت اعتراض کردند.
مدیرعامل سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت ایران اردیبهشت امسال تعداد کارگران فوت شده صنعت نفت بر اثر کرونا را تنها ۱۶ هزار نفر از ۲۵۰ هزار شاغل در بخش نفت و گاز اعلام کرده بود.
تیر ماه اما نماینده کنگان در مجلس شورای اسلامی آمار ابتلا به ویروس کرونا و مرگ و میر کارگران در عسلویه به عنوان یکی از مراکز اصلی پروژه‌های نفت و گاز ایران را «تکان‌دهنده» توصیف کرد و گفت:
«هر روز گزارش‌های تکان دهنده‌ای از عسلویه و کنگان به دست ما می‌رسد و متاسفانه شاهد مرگ و میر در استان هستیم. درصد نگرفتم اما آمار خوبی نداریم. نه تنها کارگران، بلکه مردم محلی هم به شدت آلوده شده‌اند».
مرداد ماه نیز کارگران شاغل در عسلویه نسبت به رعایت نشدن نکات حفاظتی برای جلوگیری در خوابگاه‌ها و سالن‌های غذاخوری هشدار دادند و اعلام کردند: «رعایت پروتکل‌های بهداشتی در پالایشگاه در حد صحبت و حرف است اما در عمل چنین چیزی نیست».
کارگران شاغل در پالایشگاه‌ها مرداد امسال نیز در اعتراض به تبعیض و شرایط کاری در چند نقطه مختلف برای چند روز پیاپی تجمع و اعتصاب کردند.

*************

حمید مافی: آموزه‌های نیشکرهفت‌تپه: مقاومت راه پیروزی است

وعده‌های رنگارنگ جناح‌های حکومتی برای «رفع بحران» در نیشکر هفت‌تپه بی‌ثمر مانده و کارگران هنوز حتی معوقات مزدی را به صورت کامل دریافت نکرده‌اند. یوسف بهمنی، نماینده کارگران گفته که با گذشت چند هفته از پایان اعتصاب مسئولان دولتی و مجلس از برگزاری جلسه مشترک سرباز می‌زنند.
خواسته‌های کارگران معترض در دور تازه اعتراضات که از ۲۶ خرداد آغاز و پس از هفتاد و دو روز به صورت معوق معلق شد فراتر از تنها دستمزد معوق و بهبود قراردادهای کار است. آنها خواستار پایان بخشیدن به خصوصی‌سازی به عنوان یکی از عمده‌ترین برنامه‌های جمهوری اسلامی هستند.
حکومت یا آنطور که برخی رسانه‌های داخلی ایران گزارش می‌کنند دولت در معنای کابینه در برابر این خواسته مقاومت می‌کند. اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس دولت که به دفاع بی‌پرده از بخش خصوصی شهره است در جلسه‌ای که برای رسیدگی به وضعیت نیشکر هفت‌تپه برگزار شده به صراحت با خلع ید از مالکان این مجتمع که به فساد متهمند مخالفت کرده است. وزیر اقتصاد و رئیس دفتر حسن روحانی موضعی مشترک با او دارند و گفته‌اند که خلع ید باید به شورای داوری برود که اکثریت آن را اعضای اتاق‌های بازرگانی و تعاون تشکیل می‌دهد.
در این میان گروهی از نمایندگان مجلس همراه با حلقه‌هایی از بسیج دانشجویی به فکر کره گرفتن از آب گل‌آلود افتادند و می‌خواهند با مصادره به مطلوب مطالبات کارگران، سرنوشت آنها را به یکی از خودی‌های تحت نظر دفتر خامنه‌ای، مانند بنیاد برکت یا قرارگاه خاتم‌الانبیاء، بسپارند.
کارگران اما تا به حال همچون گذشته نه تنها تسلیم این بازی‌ها نشده‌اند که برخواسته‌های خود تا خلع ید از اسدبیگی و رستمی و بازگشت مالکیت کارخانه به دولت و اداره آن تحت نظر کارگران پافشاری می‌کنند. این خواست نه فقط برای دولت که برای عدالتخواهان ولایی هم خوشایند نیست، چرا که خصوصی‌سازی فرمان علی خامنه‌ای است که در پاسخ به انتقاد «دانشجویان عدالت‌خواه» گفته بود؛ «نیاز مبرم» اقتصاد کشور است.
اصل ۴۴ که رهبر جمهوری اسلامی آن را «نیاز مبرم کشور» می‌خواند از فردای پایان جنگ سرلوحه سیاست‌های اقتصادی دولت‌های مختلف در ایران بوده است و هر یک تلاش کرده‌اند خود را «بهترین» در اجرای خصوصی‌سازی بخوانند. نتیجه مسابقه دولت‌های سازندگی، اصلاحات، مهرورزی و اعتدال در خصوصی‌سازی برای کارگران و خانواده‌هایشان اما چیزی جز فلاکت و بیکاری نبوده و نیست.
چیت‌سازی بهشهر از اولین کارخانه‌های واگذار شده به بخش خصوصی است که امروز از آن چیزی جز ساختمان متروکه‌ای که به زودی با تغییر کاربری به ساختمان مسکونی یا تجاری تبدیل خواهد شد، باقی نمانده است؛ سرنوشتی مشابه پارس الکتریک در رشت و یا آخرین نمونه از این روند: کنتورسازی ایران در شهر صنعتی البرز قزوین.
در همه سال‌هایی که «خصوصی‌سازی» در پوشش عناوینی چون «کوچک‌سازی دولت»، «حمایت از تولید»، «چابک‌سازی اقتصاد» و «حمایت از بخش خصوصی» اجرا شد، کارگران در نقاط مختلف دست به اعتراض زدند. از آن اعتراض و مقاومت‌ها اما تنها تن‌های رنجور کارگرانی که بسیاری از آنان بیکار و «آواره» شدند باقی مانده است و ماشین خصوصی‌سازی با سرعت بیشتری در حال حرکت است، چنانکه دولت برای فروش ۱۸۰ بنگاه با اتاق بازرگانی به توافق رسیده است.
کارگران نیشکر هفت‌تپه در سه سال گذشته با اعتراضات پیوسته به الگویی برای تن ندادن به وضعیت موجود و تسلیم نشدن در برابر اراده حکومت برای پیشبرد خصوصی‌سازی و سرکوب هر شکلی از سازمان‌یابی و مقاومت تبدیل شده‌اند.

دسیسه‌های دولت و بخش خصوصی
حکومت در سه سال اخیر که اعتراضات در هفت‌تپه تداوم داشته، راهکارهای متفاوتی را برای «سرکوب» در پیش گرفته است. از بازداشت و شکنجه فعالان کارگری تا تشکیل تشکل‌های کارگری زرد و تفرقه‌افکنی در میان کارگران معترض و تلاش برای مصادره مطالبات کارگران و هدایت آن به کانال‌های «امن» و «مورد تائید نظام».
مرور آنچه در سه سال اخیر در نیشکر هفت‌تپه گذشته می‌تواند شکل و شیوه‌های مختلف سرکوب که در همدستی مالکان کارخانه و نهادهای حکومتی اجرا شد را نمایان‌تر کند:
♦ بازداشت و پرونده‌سازی: اسماعیل بخشی و محمد خنیفر تنها دو نمونه از کارگران نیشکر هفت‌تپه هستند که گرفتار نهادهای امنیتی و پرونده‌سازی آنها شدند. آنطور که حالا به گفته یوسف بهمنی با وجود موافقت رهبر جمهوری اسلامی با «عفو» آنها، مقام‌های امنیتی و دولتی در استان خوزستان و نمایندگان مجلس با بازگشت به کار اسماعیل بخشی مخالفت می‌کنند. به روایت سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه در پی اعتراضات سال‌های اخیر حداقل ۵۰ کارگر به نهادهای امنیتی احضار، یا بازداشت شدند. شماری از کارگران نیز تهدید شدند. آخرین نمونه آن تیراندازی به خانه پدری محمد خنیفر بود.
♦ تفرقه‌افکنی: بافت جمعیتی استان خوزستان این امکان بالقوه را برای مالکان و نهادهای حاکمیتی فراهم کرده تا با طرح مباحثی چون «کارگر بومی» یا «کارگر عرب» و «کارگر لر» میان کارگران معترض فاصله و تفرقه بیاندازند. شبکه اسدبیگی در چند مرحله تلاش کرد از این «امکان» بهره ببرد. در بیرون نیز برخی گروه‌ها با طرح مباحثی چون استعماری بودن طرح نیشکر هفت‌تپه یا انکار مسئله ستم ملی که در خوزستان به عرب‌ها تحمیل می‌شود، خواسته یا ناخواسته راه را برای پیشبرد این شیوه هموار کردند.
پرداخت دستمزد به کارگران برخی بخش‌ها برای بازگشت به کار آنان یا تطمیع شمار اندکی از کارگران هم با هدف تفرقه‌افکنی میان کارگران اجرا شد.
♦ مصادره به مطلوب اعتراضات: «عدالت‌خواهان» بازیگران اصلی و میدان‌دار این راهکار بودند. این گروه در تجمع کارگران حاضر شد، اعتراضات کارگران و مطالبات آنان را به صورت گزینشی در رسانه‌هایش پوشش داد. شماری از نمایندگان مجلس نزدیک به این جریان هم برای «مدیریت» مطالبه کارگران به شوش سفر کردند و قول دادند با همکاری قوه قضاییه گره از مشکل چند ساله نیشکر هفت‌تپه باز کنند. آنها از این همین راهی و پیگیری مطالبات کارگران یک هدف بزرگ داشتند و دارند: انتقال مالکیت از بخش خصوصی نااهل به بخش خصوصی / خصولتی توانمند همچون بنیاد برکت یا سپاه پاسداران.

بلوغ کارگران
کارگران اما تا به حال تسلیم هیچ یک از این شیوه‌ها که گاه همزمان با هم و گاه با فاصله زمانی و جداگانه برای «حل مسئله» نیشکر هفت‌تپه اجرا شده است، نشده‌اند و همچنان خواستار خلع ید از مالکانی که به فساد ارزی متهمند و پایان دادن به مالکیت بخش خصوصی هستند، خواسته‌ای که اصلی‌ترین سیاست اقتصادی حکومت یعنی خصوصی‌سازی را نشانه گرفته است.
«خودگردانی» یا اداره شورایی کارخانه پیشنهاد نخست کارگران در اعتراضات سال ۹۷ بود. ایده‌ای که اگر چه به مرحله اجرا و عملیاتی نرسید اما موجب طرح گسترده این موضوع در محیط‌های کارگری و دانشجویی شد.
کارگران در دور تازه اعتراضات هم دو پیشنهاد مطرح کردند: یکی واگذاری کارخانه به شرکت تعاونی کارگران و دیگری هم بازگرداندن مالکیت کارخانه به دولت و اداره آن تحت نظارت کارگران. خواسته‌ای که شاید عقب‌نشینی از ایده «رادیکال» اداره شورایی و خودگردانی باشد اما با توجه به امکانات و شرایط سیاسی حاکم امکان تحقق آن فراهم‌تر و در دسترس است.
فراموش نکنیم که اعتراضات سال ۱۳۹۷ با خشونت سرکوب شد. خشونتی که هدفش ارعاب کارگران بود. ارعاب اما کارساز نشد و نیشکر هفت‌تپه دوباره به کانون اصلی اعتراض به خصوصی‌سازی تبدیل شد و آنطور که خود کارگران روایت کردند؛ اسماعیل بخشی که در جریان اعتراضات آن سال بازداشت، شکنجه و زندانی شده بود، تکثیر شد.
شورای اسلامی کار هم که به زور نهادهای حکومتی و به منظور «هدایت اعتراضات» به کارگران تحمیل شده بود، مورد اعتماد کارگران واقع نشد و نتوانست نقشی که به آن سپرده شده بود را بازی کند. کارگران در اعتراضات اخیر خود باردیگر خواستار تشکیل مجمع نمایندگان کارگری شدند. شهریور امسال ۱۶۰۰ کارگر نیشکر هفت‌تپه در نامه‌ای به وزارت کار، شورای اسلامی کار را «موجب انشقاق در بین کارگران» خوانند و خواستار انحلال آن و تشکیل یک تشکل مستقل شدند.
کارگران سیاست‌های تفرقه‌افکنانه قومی و بخشی را هم خنثی کردند. پیام تسلیت آنها پس از مرگ مشکوک حسن حیدری، شاعر عرب اهوازی یک نمونه درخشان از برخورد آنها با این دسیسه است. کارگران «لر، بختیاری و دزفولی» در بیانیه خود نوشتند: «عزیزان اهوازی! عزیزان و برادران و خواهران عرب اهواز و خوزستان! مردم شریف خوزستان! در این روزها عده‌ای حکومتی و یا نادان و حکومتی تلاش کردند یک سری نوشته‌های تحریک‌آمیز و تفرقه‌ساز بین مردم و در فضاهای مجازی منتشر کنند. اما موفق نمی‌شوند. ما در هفت‌تپه هم از این دست افراد وابسته و نوکر صفت داریم که گاهی سعی می‌کنند به اسم لر علیه عرب‌ها و گاهی به نام عرب علیه سایرین بنویسند. اما اتحاد و آگاهی کارگران همیشه اقدامات کثیف و نوکرمنشانه آن‌ها را خنثی کرده است.»
بیشتر بخوانید: پنجاه و یکمین روز اعتصاب نیشکر هفت‌تپه- کارگران هشیارند
پیام «کارگران بختیاری، لر و دزفولی» نیشکر هفت‌تپه در واکنش به «مرگ مشکوک» حسن حیدری

مصادره به مطلوب مطالبات کارگران هم تا به حال ثمری نداشته است. کارگران برای پیگیری خواسته‌های خود از تمامی ظرفیت‌ها و امکانات حکومتی بهره گرفته‌اند اما به صراحت گفته‌اند که هیچ توهمی به جناح‌های حکومتی ندارند و «خصوصی‌سازی خوب و بد ندارد». آنها در واکنش به حضور دانشجویان بسیجی نوشتند:
«همکاران عزیز! بالا و پایین پریدن‌ها و حضور دانشجویان بسیجی برای رضای کارگران نیست! برای به میدان آوردن رؤسای سپاهی خودشان است! هشیار باشیم. به نیروی اتحاد خودمان تکیه کنیم و همین تنها راه ماست. خصوصی سازی را لغو می‌کنیم و یا شرکت را کامل دولتی می‌کنیم و نظارت کامل کارگری بر آن اعمال می‌کنیم و یا شرکت را کاملا از آن خود می‌کنیم.»
یا در جایی دیگر نوشتند:
«وعده های داده شده در هر دوره و از طرف هر کدام ازاین سردمداران ریز و درشت حاکم و مسئولین برای کارگران هفت تپه کاملا بی ارزش بوده و هیچ اعتماد ی به این حضرات نیست.»
آنها حتی مصادره به مطلوب اپوزیسیون جنگ‌طلب را هم بی‌پاسخ نگذاستند و در واکنش به نامه این گروه به وزیر خارجه آمریکا برای تخصیص پول حاصل از فروش کشتی های توقیف شده ایران نوشتند:
«پول اعتصاب نباید از دولت بیاد. هیچ دولتی. چون اگه قرار باشه یک دولت، کمک مالی کنه و ما با اون پول برای اعتصاب جون بگیریم، فردا که نفرات مورد تایید اونها رو قبول نداشتیم پولی نمیدن. کلا پول کمک گرفتن از هر دولتی ما رو برده اونها میکنه. ما باید مستقل مبارزه کنیم. منافع کارگر با منافع دولت آمریکا و روسیه و چین و افغانستان و دولت ایران و دولت برزیل و همه دولت ها فرق داره. اصلا کارگرا در صف مقابل دولت ها هستن. دولت ها نماینده سرمایه دارها هستن.»

اگر کارگران پیروز شود؟
نیشکر هفت‌تپه در دو دهه اخیر کانون اصلی مقاومت کارگران بوده است. چه در دهه ۸۰ که تسلیم فشارهای امنیتی نشد و سندیکا تشکیل داد، چه در سه سال اخیر که پرده از «زد و بند» دولت و بخش خصوصی برداشت و خواستار لغو خصوصی‌سازی و استقلال تشکل‌‌های کارگری است.
مقاومت و پیروزی کارگران نیشکر هفت‌تپه آنهم در شرایطی که پیامدهای خصوصی‌سازی واحدهای تولیدی عیان‌تر از آن است که نهادهای حکومتی بتوانند انکارش کنند، همچون گذشته از شوش عبور می‌کند و بر محیط‌های کارگری و کارگران به تنگ آمده از سرکوب و استثمار اثر می‌گذارد. همانگونه که تجربه سازمان‌یابی و سازمان‌دهی هفت‌تپه می‌تواند به «الگو»ی ثمربخش برای کارگران دیگر تبدیل شود.
دستگاه حاکم نیز به این موضوع آگاه است و با همه توان می‌کوشد به خلع ید و لغو خصوصی‌سازی تن ندهد، آنهم در شرایطی که هم فساد مالکان کارخانه فاش شده و هم زد و بند در فروش آن. مشابه آنچه که در ماشین‌سازی تبریز رخ داد و به خلع ید از قربانعلی فرخزاد انجامید و یا در هپکو اراک حداقل به صورت موقت پذیرفته شد.
دولت به عنوان مجری خصوصی‌سازی در نیشکر هفت‌تپه همچنان جانب اسدبیگی و رستمی را گرفته و دیگران را به پرهیز از سیاسی کردن اعتراضات کارگران و واگذار کردن تصمیم‌گیری در باره خلع ید به شورای داوری توصیه می‌کند.
به موازات دولت، مجلس، قوه قضاییه و «عدالت‌خواهان» حکومتی هم در پی راهی برای سپردن سرنوشت کارخانه و کارگران آن به بنیاد/ بنگاه‌های وصل به رهبر جمهوری اسلامی به عنوان بخش خصوصی «دارای اهلیت و توانمند» ‌هستند. راهکاری که اگر به نتیجه برسد هم به کار تبلیغ و تطهیر رئیس دستگاه قضا و مجلس می‌آید و هم «مسئله امنیتی» کانون اعتراض و اعتصاب را به واسطه مدیریت نظامیان و امنیتی‌ها «کنترل» و به وقت نیاز سرکوب می‌کند.
تعلل دولت و مجلس در تعین تکلیف نیشکر هفت‌تپه را باید از این منظر دید: نگه داشتن کارگران در تعلیق به این منظور که از وضعیت موجود خسته شوند و در نهایت به نسخه حکومتی ترجیح گزینه «بد» به «بدتر»، یعنی بنگاه/ بنیادهای حکومتی به جای اسدبیگی- رستمی تن دهند. چرا که تحقق لغو خصوصی‌سازی به عنوان مطالبه محوری کارگران، آنهم در شرایطی که حکومت خصوصی‌سازی را سرعت بخشیده و برای واگذاری سهام دولتی در ۱۵۰ بنگاه تفاهمنامه امضاء کرده، پذیرش نادرست و زیان‌بار بودن این سیاست است در بعد کلان و حامل یک پیام مهم برای کارگران به تنگ آمده از سرکوب و استثمار؛ با همبستگی و مقاومت تحمیل مطالبه و اراده کارگران بر حکومت ممکن است و در دسترس.