دو چهره مدرنيته سرمايه داری آمريکا

افق روشن
www.ofros.com

دو چهره مدرنيته سرمايه داری آمريکا


ترجمه: مراد عظيمی                                                                                       پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹٧ - ۲ آگوست ۲۰۱٨

پيشگفتار مترجم
چهره يکم- اساس مدرنيته سرمايه داری بردزدی و غارت، جنگ ونابرابری جنسی ووو بنياد شده است و مدرنيته سرمايه داری آمريکا نماد اين کژی ها. نمونه ساده اش دزدی ارزش اضافی طبقه کارگر. سه کلان دزد آمريکا ٢۴۵ ميليارد دلار ثروت دارند، اين رقم برابراست با ثروت ١٦٠ ميليون آمريکائی، و يا ثروت ۵٠ در صد مردم آمريکا. هرچهار سال يک بار، در يک کارناوال مشئمزکننده ميليونرهائی برای پاسداری از منافع عده قليلی ميلياردر به کاخ سفيد، سنا و کنگره انتخاب می شوند.در چهار دهه گذشته، مدرنيته سرمايه داری آمريکا معنای تمام ارزش های انسانی را باژگون کرده بود. واژگان کارگر و طبقه کارگرحذف شدند، همه مردم آمريکا شدند طبقه متوسط، و مقوله سوسياليسم به لغتی نا پسند سقوط کرده بود....دونالد ترامپ ميلياردر دلال، ضد زن، نژاد پرست، ضد پناهنده، منکر تغيير بوم زيست، جنگ طلب، راست تا لبه فاشيست... سمبل و رئيس جمهور اين چهره مدرنيته سرمايه داری آمريکاست.
چهره دوم- بحران اقتصادی، در شکل بحران مالی ٢٠٠٧، شک عميقی بر مدرنيته سرمايه آمريکا وارد کرد. وقتيکه سناتور برنی سندرز در ٣٠ آوريل ٢٠١۵ در اولين سخنرانی اش اعلام کرد من هوادار سوسياليسم دموکرتيک هستم، در فضای رسانه های جمعی حاکميت ميلياردرها فکر کردند اين مرد مشاعرش را ازدست داده است. ولی، عواقب وحشتناک بحران از يک سو و يک عمر صداقت و پاکی سناتور برنی سندرز از سوی ديگر آن چنان زمينه ای ساختند، تا بيان افق سوسياليستی اش بويژه نسل جوان آمريکا را به تحرک آورد و دوباره از مقوله سوسياليسم مطرود اعاده حيثيت شد. و امروز دختر جوان ٢٧ ساله با پلتفرم سوسياليستی، «جو کرولی» ميليونرو نماينده کنگره کهنه کارو دغل باز را، د ر مبارزه انتخاباتی برای کنگره آمريکا، به زمين زد.      پايان پيشگفتار.

من اولين بار «الکساندريا اوکازيو-کورتز» را دراوت ٢٠١٧، در گلگشتی از سوسياليست های دموکراتيک شهر نيويورک در حمايت از نامزدی انتخاباتی وی از ناحيه «کوينز» برای کنگره آمريکا ملاقات کردم. روزی داغ و شرجی بود. من با بچه هايم بودم، و الکساندريا ا اوکازيو-کورتزبدون اينکه از مبارزه انتخاباتی اش سخن بگويد، پيش ما آمد. الکساندرا زن جوان زيبائی بود، همه مجذوبش شدند. الکساندرا طرفدار سناتور برنی سندرز بنيانگزار «جنبش سوسياليسم دموکراتيک آمريکا» است.
پيروزی يک زن جوان ٢٧ ساله گمنام در مبارزه برای انتخاب نمايندگی کنگره آمريکا از ناحيه ١۴ نيويورک بعيد می نمود. الکساندريا گهگاهی به جلسات ما در ناحيه ١۴کوينز نيويورک می آمد، و در باره مبارزه انتخاباتی اش برای کنگره آمريکا با ما صحبت می کرد. ولی، به اين علت که سوسياليست دموکراتيک های شهر نيويورک آمريکا در پائيز سال ٢٠١٧ نيروهايشان را در مبارزه عليه نژادی پرستی در شورای شهر بروکلين متمرکز کرده بودند ، ايده حمايت از کانديدائی که انتخاب شدنش به کنگره آمريکا ناممکن بود را جدی نگرفتند. و چالش با « ماشين انتخاباتی کوينز نيويورک » را همچون هرز دادن نيرو و توانمانشان ارزيابی کردند. هنوز سوسياليست های دموکراتيک ناحيه کوينز نيويورک مبارزه انتخاباتی شان را آغاز نکرده بودند، از اين رو مبارزه انتخاباتی دراين ناحيه با نيم ميليون جمعيت و با چندين محله و تکثر زبانی چالش جاه طلبانه ای جلوه می کرد. بعضی از اعضای سوسياليست های دموکرتيک نيويورک، عليرغم اينکه الکساندريا را دوست داشتند، ولی اکراه داشتند از نامزدی وی پشتيبانی کنند. با اين وجود، در فرايند دموکراتيک «سوسياليست های دموکراتيک» شهر نيويورک، در ٢٢ ماه آوريل ٢٠١٨، بعداز يک بحث دوستانه و با نشاط ، رهبريت کميته سراسری شهر نيويورک نامزدی الکساندرا را تائيد نمود.
اما، رقيب الکساندرا اوکازيو-کورتز برای نامزدی کنگره آمريکا چه کسی بود؟ ̋ جو کرولی ̏ از سال ١٩٩٩ تا مقطع حاضر از حزب دموکرات آمريکا نماينده کنگره بوده است.
جو کرولی، يکی از مقامات عالی رتبه حزب دموکرات، شايعه بود که امسال با انتخابش می رود تا نفر بعدی برای رياست کنگره آمريکا انتخاب شود. مهمتراز همه، گفته می شد جو کرولی نفوذ زيادی داشت و در حوزه انتخاباتی بدون رقيب بود. جو کرولی با قد بلند و سن ۵٣ سالش شايد از آخرين صاحبان قدرت طبقه حاکم ايرلندی نژاد ناحيه انتخاباتی کوينز بود. کرولی مدير مدرن ناميده می شد، و پشتوانه مالی عظيم انتخاباتی ماشين حزب دموکرات کوينز را پشت سر داشت. به عنوان رئيس، کرولی قضات دادگاه ايالتی را تعيين می کرد و سمت های خالی در انتخابات ويژه(حدود يک سوم تمام کرسی های مقننه ايالتی از اين طريق دست چين می شد ) را او پر می کرد. تقريبا تمام کرسی ها با رقم بالای حزب دموکرات در استان با موافقت کرولی تعيين می شدند(استان کوينز به تقريب با جمعيت ۴/٢ ميليون و نسبت هشت به يک از حزب دموکرات و حزب جمهوری خواه يا محافظه کار، به اين معنا بود که مرحله اول انتخابات رقابتی فشرده در کوينز بود). در حالی که بعضی از نامزها عليرغم ماشين انتخاباتی حزب دموکرات انتخاب می شدند، ولی- مآلا آنها دنباله رو سياست های «کرولی» و کميته کوينزحزب دموکرات می شدند. مضاف بر کنترل کردن سياست های کوينز، کرولی بر انتصاباتی نظير رئيس قدرتمند شورای شهر نيويورک نفوذ داشت؛ وی رئيس شورای شهر و طرفدار مديران املاک معاملاتی را در سال ٢٠١٧ برگزيده بود، و از اين موقعيت به نفع سياست های متحديدنش استفاده می کرد. اينکه چرا کرولی و ماشين انتخابات پرقدرت حزب دموکرات ناتوان شدند، دليل کليدی اش جنبش از پائين و با نفوذ باشگاه حزب دموکرات و روابط اش (اغلب اقتصادی) با کارگزاران قدرت بود.درنيويورک تعدادی باشگاه حزب دموکرات وجود دارند که از باورمندان راستين و فعالين متعهد در درون حزب دموکرات آمريکا سامان يافته اند. بعضی ازاين فعالين وارد فرايند موقعيت های حزبی می شوند، و در اوقات فراغت از سن دبيرستان داوطلبانه و بدون دريافت حقوق به عنوان رهبران ناحيه فعاليت کرده و وفاداريشان به کرولی و ماشين انتخاباتی را ثابت می کنند.ولی، اگر از انجام وظيفه محوله کوتاهی کرده باشند، بخاطر هر گونه لغزشی تنبيه شده و به اعتبار و وفاداريشان به ماشين انتخاباتی لطمه می زنند. از اين گذشته، کرولی به روابط اش با مقامات انتخاباتی ديگر و رهبران اتحاديه های کارگری محلی برای کسب حمايت و کمک مالی برای مبارزه انتخاباتی و اخذ آرای آنان تکيه داشت.(به عنوان عضوی از اتحاديه دانشگاه، من ناراحت شدم که اتحاديه سراسری من يک روز پيش از انتخابات نامه ای گران قيمت به منزل من فرستاده بودند، و تاکيد می شد اکنون بيش از هرزمان ديگر و بدون اينکه حرفی در باره پلتفرم انتخاباتی جو کرولی نوشته باشند، به رای من نياز دارند). هم چنين کرولی از دسترسی اش به ساختار قدرت و منابع پر نفوذ برای همکاران و اعضای خانواده اش سود می برد. به سخن ديگر، عليرغم فضای سياسی جاری، نماينده کنگره بودن امتياز شخصی جو کرولی بود و به نظر می رسيد وی شکست ناپذير است.
دليل اينکه چگونه می شد به ماشين انتخاباتی حزب دموکرات نزديک شد، موضوع ارتباط من با « اينز» چهل و چند ساله اهل آمريکای لاتين و رهبر کاميونيتی (معادل محله فارسی، مترجم) بود. روز شنبه ٢٣ جون، من با اينز و گروهی از زنان در المهرست با کارگران آمريکای لاتين و مردم محله آسيائی های شمال کونيز، در مکانی که دفتر نامزدهای انتخاباتی قرار داشت، ملاقات کرديم. ما در اينجا فرصت يافتيم با الکساندريا برای تبليغ انتخابات به منازل مردم سربزنيم. بعد از اينکه الکساندريا رفت تا به تکزاس پرواز کند(و عليه جدا کردن غير انسانی بچه های پناهنده های آمريکای لاتين از مادرانشان اعتراض کند) اينز و من دور بلوک ساختمان ها رفته و درمنازل را زديم، و حمايت بسيار خوبی از آنها گرفتيم. اينز به من گفت: اونمی تواند حمايتش از الکساندريا را علنی کند به اين سبب که او عضو هيات مديره کاميونيتی،کمون، است و می دانست که حتی فعاليت در فضای مجازی در حمايت از مبارزه انتخاباتی، روابطش با مقامات انتخاب شده ديگر را به خطر خواهد انداخت، از اين رو، به موقعيتش در فعاليت حول مسائل راديکال مورد توجهش صدمه بزند.
ولی، عليرغم اين ملاحظه، فعالين داوطلب سوسياليست های دموکراتيک آمريکا با قيد احتياط از امکان پيروزی الکساندريا خوش بين بودند. در پس تائيد نامزدی الکساندريا برای نمايندگی کنگره در ٢٢ آوريل، مسئول ارشد ميدان عمليات ما تقريبا هر روز برای الکساندريا بطور متوسط ٦ نفر(بعضی مواقع ١۵ نفر) داوطلب جذب می کرد.
اعضای ديگر که نمی توانستند به کوينز بيايند گروه های «بانک تلفنی» (حروف درشت از مترجم) (١) محلی تشکيل دادند.
بانک تلفنی و ديدار از مردم منجر به آشنا شدن با همسايه های حامی الکساندريا گرديد. گرايش سوسياليست های دموکراتيک آمريکا به تلاش های ما برای سرزدن به خانه های کارگران و بويژه ترغيب مردم به الکساندريا رای دهند، کمک کردند. البته، ما هميشه در ائتلاف با جنبش های ديگر، از جمله « جنبش جان سياهان مهم است » ( حروف درشت از مترجم) (٢)، جنبش پيشرو مسلمانان، گروه های محلی مقاومت و گروه های به اصطلاح نامرئی در سراسر کوينز و برونکس، سازمان های عدالت در آموزش، و جنبش از پائين برنی سندرز همکاری کرديم. ما با اصل کار از پائين، در درون مردم فعاليت می کرديم. رويکرد سوسياليستی جسورانه الکساندريا اوکازيو-کورتز ده ها نفر را به دفتر تنگ و اغلب بسيارگرم در طبقه دوم و بالای يک رستوران مکزيکی درمحله «المهرست» جذب می کرد.
در ١۵ جون،شعبه « سوسياليست های دموکراتيک نيويورک» از اعضايش دعوت کردند در جلسه بحث و بانک تلفنی الکساندريا اوکازيو- کورتز شر کت کرده و افق سياسی استوارش برای اجرای عدالت اقتصادی و اجتماعی، در تقابل با ديدگاه محافظه کارانه جو کرولی، را استماع کنند. داوطلبان، بيشترين شان جوانان، از شنيدن موضع نستوه الکساندريا عليه مواضع جو کرولی، با مسرت از وی حمايت کردند. همچنين فعاليت تيم ائتلافی از گروه های گوناگون بسيار تاثير گذار بودند. در حاليکه، سه هفته پيش از روز انتخابات مطابق نظر سنجی ها الکساندريا ۳٦ واحد پشت جو کرولی بود، الکساندريا با ١۵ واحد جلوتر از کرولی در مرحله اول انتخابات پيروز شد.
انتخاب دونالد ترامپ نشان داد که سياست های آمريکا آکنده از رويدادهای غيرقابل پيش بينی است، از جمله پديدار شدن گرايش چپ درآمريکا. گرچه فعاليت ها در عرصه های گوناگون گواه بر شور و شوق نيروی داوطلب داشت، شايد قويترين سرمايه مبارزه انتخاباتی خود الکساندريا بود. الکساندريا اوکازيو-کورتزبه ندرت به خود شخص کرولی حمله می کرد، ولی، موضوعی که حتی آقای سفيد پوست همسايه ام به من گفت، او تحت تاثير قرارگرفته بود: اين سخن الکساندريا بود که آقای کرولی نماينده کنگره دراين ناحيه زندگی نمی کند، هوای ما را تنفس نمی کند، آب ما را نمی نوشد و بچه هايش را به مدارس ما نمی فرستد(حروف درشت از مترجم).
من واقعا تحت تاثير ويدئوی فضای مجازی مبارزه انتخاباتی الکساندريا شدم ، که اعضای سوسياليست های دموکراتيک آمريکا در ديترويت تهيه کرده بودند و فعالين داوطلب (از جمله فرزندان نويسنده اين مطلب) چقدر زيبا ديدگاه سوسياليستی الکساندريا را به جهان معرفی می کردند، مبالغه کرده باشم.
اما، برخلاف نامزدهای انتخاباتی ديگر، که با ويدئوهای پرزرق و برق بر خصلت های استثنائی شخصی شان تاکيد می کردند، الکساندريا اوکازيو- کورتز در ويدئوی اش خود را به عنوان يک زن جوان عادی نظير هر زن ديگر پرشور و احساساتی می ديد. الکساندريا با مردم عادی نيويورک نشست و برخاست می کرد، با آنها حرف می زد، در پلتفرم يا سکوی مترو کفش هايش را عوض می کرد، و در آپارتمانی با تهويه هوای گنده بغل صندلی اش با حاضرين گپ می زد.
الکساندريا کورتز-اوکازيو نامزد انتخابات کنگره فردی مجاب کننده و سوسياليستی با افق انسانی، او را در موقعيتی قرار داده بود که قدرت ماشين حزب دموکرات را چالش کند، و ثابت کند که احساس کمرمق طبقه سرمايه دار با شور و شوق، انرژی و قدرت گسترده جنبش سوسياليسم دموکراتيک هماورد نيست. افق ̋ مشارکت دموکراتيک اقتصادی، اجتماعی و برابری نژادی ̏ الکساندريا و صحبت اش با مردم نيويورک ناحيه ١۴ انتخابات کنگره، با من و همسايه ها چنان بود که غير ممکن ممکن گرديد.
نويسنده مقاله: سوزان کنگ دانشيار علوم سياسی در کالج جان کی، از دانشگاه نيويورک. سوزان مولف کتاب های حقوق بشر و همبستگی با کارگران: اتحاديه های کارگری در اقتصاد جهانی. منبع سايت، Jacobin

ترجمه: مراد عظيمی


يادداشت


١- بانک تلفن شيوه ای از فعاليت سياسی بود که در خلال مبارزه انتخابات رياست جمهوری آمريکا در سال ٢٠١٦ هوادران برنی سندرز ابداع کردند و سپس همين تاکتيک از سوی نسل جوان انگلستان، تحت نام «حرکت، Momentum» در حمايت جرمی کوربين کنش گرديد.
بانک تلفن تلاش دارد با بهره گيری ازداوطلبان و استفاده از تلفن ها به شهروندان تلفن کرده و پلتفرم سياسی را تشريح کنند.

٢- ̋ جان سياهان مهم است ̏ ، در پی به قتل رساندن تعدادی از جوانان سياه آمريکا توسط پليس نژادپرست آمريکا وتبرئه آنها از طرف دادگاه های نژاد پرست، جنبش راديکال جان سياهان مهم. است، در آمريکا سامان يافت.سپس، مشابه آمريکا، عليه قتل جوانان سياه توسط پليس نژاد پرست انگلستان، جنبش جان سياهان مهم است، شکل گرفت.

از همین مترجم: گالای معدنچيان و آزادی عبداله اوجالان اینجا کلیک کنید.