افق روشن
www.ofros.com

دولت احمدی نژاد و «طرح مشاغل خانگی»

کمیته هماهنگی                                                                                                   یکشنبه ۴ بهمن ۱٣٨٨

جنجال ها، عوام فریبی ها و دروغ پردازی های دوره نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد در باره مبارزه با بیکاری نهایتاً در طول و عرض « طرح های زودبازده» به پایان رسید. طرح ها به طور واقعی زودبازده بودند اما نه برای بیکاران، نه در راستای اشتغال جمعیت چندین میلیونی توده های متقاضی فروش نیروی کار، بلکه برای خیل کثیری از سرمایه داران سپاهی، بسیجی و اعوان و انصار دولت که در یک چشم به هم زدن میلیاردها هزار تومان را بر کوه عظیم سرمایه های دیگر خود افزودند. هجوم موج بحران، کاهش شدید اضافه ارزش های نفتی، کسری ٣٠ هزار میلیارد تومانی بودجه سال ٨٩ و تنگ شدن مجاری بذل و بخشش های حاتم وار دولت به سرمایه داران مجری طرح های فوق، ضرورت فرارهمین سرمایه داران از بازپرداخت هزارها میلیارد تومان سرمایه های خارج شده از بانک های دولتی و پاره ای عوامل دیگر، همه و همه بانگ می زنند که باید بساط طرح های زود بازده را جمع کرد. باید دکان کسب سود و سرمایه را در جای دیگری گشود. باید بساط انباشت و استثمار وحشیانه نیروی کار را در حوزه های دیگری و با سازماندهی کارآمدتری پهن کرد و بالاخره باید دنیای هیاهوها، دروغ ها و شیادی ها در مورد « ایجاد اشتغال» را در بوق و کرناهای تازه تری ساز کرد. سرمایه داران و دولت سرمایه داری ایران در برنامه ریزی چنین جا به جایی ها و طراحی این نوع شعبده بازی ها مهارت بسیار دارند و تا دلتان بخواهد از این جادو و جنبل ها به صورت آماده و بسته بندی شده در آستین نهان دارند. «طرح مشاغل خانگی» آقای عبدالرضا شیخ الاسلامی، وزیر کار دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، هم در زمره همین اعجازهای «کارآفرین»* است.
یک ویژگی مهم طرح وزیر کار جمهوری اسلامی این است که تمرکز اصلی استثمار نیروی کار را بر سلاخی هر چه بیشتر نیروی کار زنان کارگر قرار می دهد. شیخ الاسلامی می گوید: « طرح مشاغل خانگی یک میلیون شغل ایجاد خواهد کرد و به حمایت از کسانی می پردازد که در خانه کسب و کاری ایجاد کرده اند». او در تکمیل توضیح طرح خود به ردیف کردن اوصاف، مزایای خارق العاده و معجزات خیره کننده آن می پردازد و توضیح می دهد که «از ویژگی های طرح این است که نیاز به کارخانه، سوله و تشکیلات خاص، هزینه رفت و آمد ندارد و مشکلاتی نظیر آلودگی هوا و ترافیک نیز در طرح جایی ندارد». ملاحظه می کنیم که پروژه شیخ الاسلامی به راستی « معدن لب لعل است و کان حسن» و « آنچه خوبان دارند همه را یکجا دارد». نه کارخانه می خواهد، نه زمین و ساختمان، نه ماشین آلات، نه تشکیلات لازم اداری برای اداره کارخانه و کنترل کارگران، نه هیچ مخارجی برای جلوگیری از آلودگی محیط زیست و نه هیچ چیز دیگری که متضمن هیچ نوع هزینه انباشت و سرمایه گذاری باشد. خاصیت طرح شیخ الاسلامی بسیار بیشتر از این هاست. در اینجا اصلاً پرداخت هیچ دستمزدی به هیچ کارگری هم لازم نیست. در یک کلام، پروژه اعجاز کارآفرینی وزیر کار جدید دولت احمدی نژاد «یک میلیون شغل» ایجاد می کند بدون این که حتی به یک ریال هزینه سرمایه گذاری نیاز داشته باشد، بدون این که هیچ سرمایه ثابتی هزینه شود یا هزینه هیچ سرمایه متغیری بر دوش دولت سرمایه داری نهاده شود. دایره اعجاز طرح به این جا هم محدود نمی شود. کشف سترگ وزارت کار جمهوری اسلامی نه فقط یک میلیون شغل ایجاد می کند، نه فقط برای ایجاد این یک میلیون شغل به هیچ ریال سرمایه ثابت و متغیر نیاز ندارد، نه فقط از هر نوع شائبه آلودگی محیط زیست هم منزه است بلکه، از همه این ها مهم تر، « به حفظ کیان، حرمت، جایگاه و کرامت بانوان منجر می شود و بسیاری از هزینه های ضروری افراد در خانه را هم کاهش می دهد». تا اینجا همه از معجزات و کرامات طرح گفتیم. چند کلمه هم در مورد واقعیت مادی و جسم و جان اقتصادی آن بگوییم. وزیر کار این بخش را هم بسیار شفاف و به زبان بسیار ساده و عامه فهم چنین بیان می کند : «دولت تصمیم گرفته است فعلاً یک هزار میلیارد تومان ( یک میلیارد دلار) وام اشتغال زایی قرض الحسنه به متقاضیان طرح مشاغل خانگی پرداخت کند».
توضیح شیخ الاسلامی برای معرفی پروژه اشتغال زایی خویش بسیار ساده و روشن است. اما پشت این روشنی، یک دنیا تاریکی و سیاهی و وحشت خوابیده است. طرح او نه در جامعه ما جدید است و نه در سطح جهان سرمایه داری. سرمایه برای کاهش بهای نیروی کار، برای سلاخی بردگان مزدی و برای افزایش اضافه ارزش های خود به هر نوع درندگی و خونخواری دست می یازد پروژه اشتغال زایی شیخ الاسلامی گوشه ای از برنامه ریزی سرمایه در سراسر جهان به ویژه در جوامعی مانند ایران، هند، چین، آسیای جنوب شرقی، کل آفریقا، کشورهای آمریکای لاتین و مانند این ها برای بلعیدن بخش باز هم هر چه عظیم تر کار توده های کارگر دنیا و افزودن آن به سودهای نجومی سرمایه هاست. «محمد یونس» بنگالی سرمایه دار شریک خانواده کلینتون و سهامدار غول پیکرترین کارتل های صنعتی و مالی جهان در قبال تحمیل همین توحش سرمایه بر میلیون ها کارگر مفلوک زن بنگالی بود که جایزه صلح نوبل سال ٢٠٠٧ میلادی را از دست پادشاه نروژ گرفت. کمتر غول انحصاری چند ملیتی سرمایه بین المللی را در اوضاع کنونی می توان یافت که بخش قابل توجهی از سرمایه های خود را در همین پروژه ها در جوامعی که گفتیم و به ویژه در هند و فیلیپین و چین و اندونزی و مالزی و ممالک آفریقایی یا آمریکای لاتین سرمایه گذاری نکرده باشد. شیخ الاسلامی راست می گوید. برای اجرای این طرح های ضدکارگری نه کارخانه لازم است، نه کارگری استخدام می شود، نه دستمزدی پرداخت می گردد، نه هیچ صدای اعتراضی علیه هیچ درجه از شدت استثمار نیروی کار بلند می شود، نه هیچ امکانی برای اعتصاب و از کارانداختن چرخ تولید در دست توده های کارگر وجود دارد، نه کارگران اساساً همدیگر را می بینند تا خطر اتحاد و همبستگی و اعتراض و مبارزه آن ها در میان باشد، نه از هیچ حق بیمه و حق بازنشستگی و هیچ تقاضای افزایش دستمزد یا حق تولید و آکورد و رکورد، هزینه ایاب و ذهاب و نوع این ها سخنی در میان است، نه کسی فریاد آزادی تشکل و اعتصاب سر می دهد و نه هیچ نوع محدودیت و مرزی برای هیچ شکل تاخت و تاز و تهاجم سرمایه موجود است.
سرمایه در جریان اجرای این پروژه ها و از جمله در قلمرو « طرح مشاغل خانگی» وزیر کار احمدی نژاد بر روی کل آنچه گفتیم پل می بندد و سیل خروشان اضافه ارزش های ناشی از شدیدترین و هولناک ترین میزان ممکن استثمار طبقه کارگر را بدون تحمل هیچ کدام از هزینه ها و مشکلات و خطر کردن های بالا یکراست به سوی خود سرازیر می کند. کارگران زن بیکار و زندانی سرمایه در درون آلونک های دنیا قربانیان مستقیم این هارترین و حادترین و کشنده ترین شکل استثمار سرمایه اند. در بنگلادش، تراست مالی بزرگ موسوم به « گرامین بانک» متعلق به محمد یونس و تله نوردیای نروژ و سایر شرکا مبلغ ناچیزی وام به هر زن متقاضی پرداخت می کنند. زن کارگر در قبال دریافت این وام لیستی از تعهدات بسیار شاق را امضا می کند. او باید تا پایان سال علاوه بر کل رقم وام، بیش از ۴٠ درصد بهره به گرامین بانک بپردازد. اقساط وام باید بموقع و بدون هیچ تأخیر پرداخت شود، درغیر این صورت پلیس بنگلادش کل دار و ندار زن کارگر را حراج خواهد کرد و تا گرفتن دینار آخر او را در مرگبارترین سیاهچال ها زندانی خواهد ساخت. میلیون ها زن بنگالی از این طریق توسط گرامین بانک و سرمایه داران شریک محمد یونس و تله نوردیا به دژخیمانه ترین شکل استثمار می شوند. آنان با کار شاق خویش و با حراج بی هیچ قید و شرط نیروی کار خود یک نرخ سود ۴٠ درصدی را برای بخش بسیار عظیمی از سرمایه های بانک مذکور تضمین می کنند. زن بنگالی اسیر زنجیر استثمار توحش بار سرمایه هر روز از سپیده صبح تا پایان شب کار می کند. او به هر کاری تن می دهد، از بافتن گلیم و قالی تا مونتاژ موبایل و کامپیوتر و تلویزیون و بسیاری کارهای تکنیکی دیگر که توسط سرمایه برنامه ریزی شده است. او به تنهایی کار نمی کند. همه کودکان خردسالش و تمامی افراد خانواده نیز باید در جان کندن و فرسودن و گداختن او سهیم شوند تا نرخ سود ۴٠ درصدی سرمایه داران جهانی شریک محمدیونس برنده جایزه صلح نوبل تأمین شود. زن بنگالی باید تولید کند، حاصل تولید خود را بفروشد، نقش یک کارگر صنعتی، یک کارگر فروشنده، یک کارگر بازاریاب، یک کارگر حمل و نقل و چند کارگر دیگر را ایفا کند. او باید تولید را در آلونک خویش انجام دهد. نقش کارگر فروشنده را در حاشیه خیابان ها به دوش گیرد. برای حمل و نقل باید از تن فرسوده خود و کودکان خردسالش مایه بگذارد. پول برق و آب و سایر هزینه های تولید و فروش و بازاریابی را خودش بپردازد. او باید همه چیز را بر وفق مراد سرمایه و در راستای کسب هرچه بیشتر سود سرمایه ها، انجام دهد. زن بنگالی باید در همین راستا و در جهت پاسخ به تمامی شروط نجومی بودن سود سرمایه ها، شدت فرسایش و گداختن و نابودسازی خویش را به حداکثر ممکن برساند. تمامی آنچه که گرامین بانک و سرمایه داران جهانی شریک محمد یونس در بنگلادش بر سر زنان و کودکان خردسال بنگالی می آورند، سرمایه های کوه پیکر غول های عظیم چند ملیتی در هند و چین و جنوب شرقی آسیا، مزارع کاکائو آفریقا و ممالک آمریکای لاتین به سر تمامی همزنجیران دیگر آن ها می آورند. در جامعه ما، تاریخ سرمایه داری با تاریخ این شیوه های استثمار وحشیانه نیروی کار آمیخته و عجین است. آنچه در دخمه های تیره و تار مرگزای قالی بافی ها با جان زنان و کودکان کارگر شده است اگر به لحاظ شکل ظاهری کار سرمایه با این طرح تفاوت داشته و دارد، اما در حوزه برنامه ریزی تشدید هر چه درنده تر استثمار نیروی کار عین همین نقش را بازی کرده است و بازی می کند. در طول ٣٠ سال حاکمیت جمهوری اسلامی نیز این طرح ها با تمامی ابعاد بربرمنشانه اش در چهار گوشه مملکت در درون آلونک های مسکونی توده های کارگر از شهر تا روستا و از مناطق دورافتاده روستایی تا صنعتی ترین نواحی اجراشده است. در طول این ٣ دهه، استثمار نیروی کار زنان و کودکان کم سن و سال در عمق خانه ها با نرخ استثمارهای هولناک و نرخ سودهای حیرت انگیز توسط بنگاه های بزرگ و متوسط انباشت سرمایه دنبال شده است. بخشی از روند کار سرمایه ها و تولید حجم افسانه ای اضافه ارزش ها در همین جا محقق می شده است. سرمایه داران صاحب کارخانه های تولید لباس، برای برش و دوخت و آماده سازی و بسته بندی لباس ها، نیروی کار ماورای ارزان همین زنان و کودکان را در گوشه های نمور همین آلونک ها استثمار کرده اند. مالکان کشت و صنعت ها برای بسته بندی محصولات خود از نیروی کار شبه رایگان همین زنان و کودکان خردسال حداکثر بهره برداری را به عمل آورده اند. سرمایه داران صاحب کارگاه های عظیم فرش بخش اعظم دارهای قالی خود را در قلب همین کومه های یخ بسته به پا داشته اند و نفیس ترین و پربهاترین فرش های جهان را از همین جا به بازار بین المللی فرش روانه کرده اند. بنگاه های بزرگ نشر کتاب بساط تالیف و ترجمه و ویراستاری و حروف چینی و نمونه خوانی کتاب های پرفروش خویش را در درون خانواده های کارگری ساکن همین آلونک ها پهن کرده اند. چاپخانه ها تولیدات انبوه خود را در درون همین ویرانه ها به کار انداخته اند. سخن کوتاه، در طول و عرض جهنم سرمایه داری ایران، نیروی کار حراج زنان و کودکان محبوس در عمق دخمه های سرد و تاریک سرچشمه های جوشش و جریان سیل های پرخروش سود برای صاحبان سرمایه بوده است. طبقه سرمایه دار ایران در مکیدن خون کارگران در اعماق گورهایی که نام خانه و کاشانه بر خود نهاده اند نه فقط از همتایان هار بین المللی خود عقب نمانده بلکه پای به پای آنان پیش رفته است.
بنابراین، «طرح مشاغل خانگی» شیخ الاسلامی طرح تازه ای نیست. با این همه، پروژه این وزیر کار سرمایه از یک ویژگی بارز برخوردار است. مجری طرح این بار نه سرمایه داران منفرد بلکه دولت طبقه سرمایه دار است. وزیر کار تصریح کرده است که وام ها به صورت قرض الحسنه در اختیار زنان متقاضی بیکار قرار خواهد گرفت. طرح وزیر کار فعلی دولت سرمایه بدون هیچ کم و زیاد، همان هدفی را دنبال می کند که پروژه آقای جهرمی در دوره نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد دنبال می کرد. در آنجا سرمایه های حاصل استثمار توده های کارگر هر چه بیشتر و انبوه تر به کوه سرمایه های سرمایه داران بسیجی و سپاهی اضافه شد و دست این سرمایه ها در استثمار هرچه هارتر مفلوک ترین بخش توده های کارگر بازتر و بازتر شد. در اینجا نیز سرمایه های بسیج و سپاه است که میدان دیگری از میادین بیشمار استثمار نیروی کار بردگان مزدی نفرین شده را فتح می کنند و گوی سبقت از رقبای دیگر خویش می ربایند. این که نرخ بهره این وام ها چه قدر خواهد بود هنوز روشن نیست. اما مسأله اساسی آن است که سرمایه های دولت به موجب این طرح فرصت خواهند یافت تا همان گونه که شیخ الاسلامی گفته است بدون نیاز به تأسیس کارخانه، بدون پرداخت هیچ دستمزد، بدون تحمل هزینه های گوناگون انباشت، بدون خطر مواجهه با اعتصاب و اعتراض کارگران و بدون هیچ مشکلات دیگر، نیروی کار شبه رایگان فرسوده ترین، گرسنه ترین، بیمارترین، ستم زده ترین و زنده به گورترین بخش طبقه کارگر را تا هر کجا که تیغ قتل عام آن ها کار می کند استثمار کنند و حاصل این استثمار را وثیقه فربه تر کردن خود سازند.
در پایان، یادآوری یک نکته مهم را لازم می بینیم. تاریخ جنبش کارگری ما همواره شاهد ابراز حیات و میدان داری احزاب یا فرقه هایی بوده است که تلاش کرده اند تا رویکرد سرمایه ها به این شکل استثمار و تشدید توحش بار استثمار نیروی کار را به بخش یا بخش های خاصی از سرمایه نسبت دهند و از این طریق دامن کل نظام بردگی مزدی و ساحت وجود سرمایه صنعتی به عنوان شکل شاخص شیوه تولید سرمایه داری را از این گونه سبعیت ها و جنایت ها پاک کنند. احزاب ناسیونالیست و از جمله جریانات چپ ناسیونالیست با هر نام و نشان و عنوان به این وارونه پردازی ها دست زده اند و دست می زنند فقط برای این که نظام سرمایه داری را تطهیر کنند. آنان به طور مثال در همین مورد معین جنجال می کنند که این سرمایه صنعتی نیست که راهی کومه زنان کارگر شده است. این سرمایه بانکی و ربائی و سوداگر و تجاری و مانند این ها است!! کار آنان حتی از کار کبک ها هم که سر خود را زیر برف می کنند تا واقعیت های پیرامون خود را نبینند خودفریبانه تر است. آن ها با چشم خویش می بینند که سرمایه های بزرگ ترین غول های صنعتی جهان هم بخش جدایی ناپذیری از سرمایه های بانک ها و بنگاه های عظیم مالی است اما به محض این که همین سرمایه ها راه خانه محقر کارگر زن ایرانی را برای استثمار کشنده او پیش می گیرد، فریاد می کشند و غوغا راه می اندازند که: « چه نشسته اید که سرمایه سوداگر تمام خاک میهن را اشغال کرده است»!!
ما بارها به مناسبت های مختلف و در موارد گوناگون توضیح داده ایم که پیش کشیدن بحث این یا آن شکل سرمایه یا موضوعاتی از قبیل تفاوت میان سرمایه صنعتی و سایر اشکال سرمایه تا جایی که به کارگران، به شدت استثمار و بی حقوقی و ستم کشی و گرسنگی آنان و به فشار دیکتاتوری و خفقان علیه جنبش آنان مربوط می شود، جز جعل واقعیت، وارونه پردازی و توهم آفرینی برای منحرف کردن مسیر واقعی پیکار طبقه کارگر علیه سرمایه هیچ چیز دیگری نیست. سرمایه یک رابطه اجتماعی است. سرمایه رابطه تولید ارزش اضافی است. سرمایه می تواند چهره های بسیار مختلفی به خود گیرد. می تواند سرمایه صنعتی باشد و صرف تولید گردد. می تواند سرمایه تجاری باشد و در حوزه داد و ستد انباشت شود. می تواند در قلمرو موسوم به « خدمات» سرمایه گذاری شود و شکل و شمایل بیمارستان، مدرسه، آموزشگاه، دانشگاه و مراکز دیگر را به خود بگیرد. ممکن است در مؤسسات مالی و بانک ها تمرکز یابد، از همان قله سیلاب وار به همه عرصه ها و میادین انباشت سرریز شود، در استثمار نیروی کار تمامی این مراکز و حوزه ها شریک گردد و کنترل روند کار همه آن ها را به دست گیرد. سرمایه ممکن است در مالکیت سرمایه داران منفرد و خصوصی باشد. می تواند به مالکیت دولت درآید. دولت ها می توانند مالکیت کل سرمایه های یک کشور را در دست گیرند. سرمایه دار ممکن است مالکیت متعارف رسمی و حقوقی هیچ کارخانه، هیچ تجارتخانه، هیچ فروشگاه، هیچ مؤسسه « خدماتی» و هیچ مرکز کار و تولید را دردست نداشته باشد. بسیاری از سرمایه داران این چنین هستند. وزیر و وکیل و مشاور و قاضی و حقوقدان و مدیران و صاحبان مقامات عالی دولتی و نمایندگان فکری و سیاسی سرمایه همگی می توانند از این گروه باشند. برای تشخیص سرمایه دار نباید دنبال سند مالکیت او گشت. برعکس، باید سرمایه را شناخت. باید سرمایه را به مثابه یک رابطه اجتماعی، رابطه استثمار نیروی کار و تولید ارزش اضافی، رابطه خرید و فروش نیروی کار شناخت و بسیار خوب و عمیق و کالبدشکافانه هم شناخت. سرمایه در هر شکل و هر کجا و زیر هر نام که باشد، صنعتی باشد یا تجاری، بانکی باشد یا ربائی یا سوداگر، هر چه باشد بالاخره سود خود را فقط از یک جا به چنگ می آورد. منبع همه سودها کار اضافی ما کارگران است. کاری که انجام داده ایم و در قبال آن حتی یک ریال دریافت نکرده ایم. در جامعه ما حجم این کار پرداخت نشده بیش از ١٢ برابر دستمزدی است که به ما پرداخت می کنند. سرمایه های مختلف همین کار پرداخت نشده ما را به صورت سود سرمایه صنعتی، سود سرمایه تجاری، سود سرمایه بانکی، بهره، اجاره زمین و مستغلات و ده ها نام و شکل دیگر میان خود تقسیم می کنند.
بخش آخر سخن را به طور خاص به این دلیل می آوریم که گروه هایی از سرمایه داران و نمایندگان سیاسی و فکری طبقه سرمایه دار تاریخاً بر طبل این دروغ کوبیده اند که به طور مثال دلیل سطح نازل دستمزدها، زندگی رقت بار، گرسنگی و بی حقوقی و محرومیت کارگران از همه امکانات اجتماعی و رفاهی، دلیل نابرابری های عظیم جنسی یا آزادی های سیاسی و حق تشکل و اعتصاب و همه این ها، فقط به خاطر آن است که مالکیت سرمایه ها در دست دولت است یا، برعکس، در دست سرمایه داران خصوصی است، به این خاطر است که سرمایه ها صرف تولید نمی شود بلکه راه تجارت و دلالی را در پیش می گیرد، به این خاطر است که سپاه پاسداران مالکیت همه صنایع و بنگاه ها و تراست های مالی و صنعتی را به انحصار خود درآورده است، به این خاطر است که رقابت آزاد در بازار حاکم نیست. و بسیاری حرف های دیگر که مثل نقل و نبات بر زبان ناسیونالیست های چپ یا راست جاری است. پیشتر در باره یاوه بودن و دروغ بودن این نوع استدلال ها و تحلیل ها و تفسیرها حرف زده ایم. معضل ما کارگران هیچ کدام از این ها نیست. ریشه کل مصائب و مشکلات ما فقط یک چیز است. ریشه استثمار، شدت هر چه خونبارتر استثمار، بیکاری، گرسنگی، فقر، نداشتن آزادی های سیاسی، محرومیت ما از هر نوع حق و حقوق اجتماعی و مدنی و کل بدبختی های دیگر فقط در وجود سرمایه یعنی رابطه خرید وفروش نیروی کار نهفته است. «طرح مشاغل خانگی» طرحی برای تشدید هر چه بیشتر استثمار ما توسط سرمایه است. این کار تا امروز توسط سرمایه های این و آن سرمایه دار منفرد خصوصی انجام می گرفت. اینک دولت احمدی نژاد بر آن شده است که این میدان وسیع تشدید استثمار ما را به سرمایه داران سپاهی و بسیجی و اعوان و انصار خود بسپارد. راه کاهش معضلات ما، راه بهبود شرایط معیشتی ما، راه آزادی ما، راه رهایی نهایی ما از شر استثمار و وجود طبقات و دولت سرمایه داری و کل نظام بردگی مزدی در مبارزه متحد و آگاهانه و سازمان یافته علیه سرمایه است. باید این پیکار را تدارک ببینیم و در قدم اول به صورت شورایی حول منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر متحد و متشکل شویم.

کارگران علیه سرمایه متشکل شویم!

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری

۴ بهمن ١٣٨٨

www.hamaahangi.com
khbitkzs@gmail.com

*«کارآفرین» واژه ای است که این روزها به جای واژه انگلیسی entrepreneurبه کار می رود، که معنای واقعی و درست آن «سرمایه گذار» و «سرمایه آفرین» است. البته سرمایه گذار و سرمایه آفرین برای کسب سود و انباشت سرمایه اش به کارمزدی نیاز دارد تا آن را استثمارکند و از آن ارزش اضافی بیرون کشد. پس، سرمایه آفرین به این معنا «کارآفرین» هم هست. اما هر سرمایه آفرینی لزوما کارآفرین یا اشتغال زا نیست. توهم اشتغال زایی درنتیجه سرمایه آفرینی را دولت سرمایه داری جمهوری اسلامی می کوشد به کارگران القا کند و ما در اینجا می خواهیم نشان دهیم که چنین نیست، زیرا نفس رابطه اجتماعی سرمایه به ویژه در شرایط بحرانی ایجاب می کند که از شمار هرچه کمتری از کارگران کار هرچه بیشتری کشیده شود. و این امر نه اشتغال زایی یا کارآفرینی بلکه بیکاری را به وجود می آورد و دامن می زند.