افق روشن
www.ofros.com

کارگران و دنباله روان «منطق» شورای عالی کار


فرحان رئوف                                                                                                  شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹٧ - ۱۴ آپریل ۲۰۱٨

در تاریخ ١٣٩٦/١٢/١٢ نوشته ای از طرف «شیدا بافراست» زیر عنوان «کارگران و خیابان های جهان متحد شوید» خطاب به تلاشگران افزایش مزد کارگران انتشار یافت. او در این نوشته، از جمله به موضوع افزایش مزد حداقل کارگران در سال ١٣٩٧ پرداخته است.
تمام تلاش شیدا بافراست براین موضوع استوار است که با تحلیلی «واقع بینانه» فرق بین اعتراض خیابانی و اعتصاب در محیط کار را به اثبات رساند و از این طریق نقبی به ناهماهنگ بودن این دو حرکت اجتماعی در شرایط فعلی جنبش می زند. به همین دلیل او به موضوع خیزش دی ماه ٩٦ که به قول خودش در ٦٠ شهر (که البته با بی اعتنایی به آمار ١٢٠ شهر را به ٦٠ شهر تقلیل می دهد) روی داد، استناد می کند. بافراست در تحلیل خود از اعتراضات خیابانی که «نه تنها اقتصادی بل سیاسی و تعرضی هم بود » نیز سخن می گوید. او دراین تحلیل خود معترف است که در خیزش دی ماه ٩٦ کارگران شاغل و بیکار، پرستاران، معلمان، دستفروشان و غیره حضور داشتند. این اعتراضات خیابانی که نه تنها اقتصادی و بل سیاسی و حتی تعرضی هم هست و از سوی کسانی صورت گرفته که کارد به استخوانشان رسیده است، اما با اعتصاب در محل کار متفاوت می باشد.
در اثبات این گفته، او معتقد است که «بخشی از این مردم کارگر بوده » که با سیاست و تعرضی وارد عرصه خیابان شدند اما در کارخانه و محل کار مبارزه اش در حالت تدافعی قرار دارد. با این تحلیل به این نتیجه می رسد که «تفکری نادرست در میان فعالین کارگری شیوع یافته که خیزش دی ماه به منزله اعتلا مبارزه کارگران در محیط کار بوده است.» و با این تفکر نادرست است که در پیشنهاد مزد حداقل سال ٩٧ مبلغ ٥ میلیون تومان را اعلام کرده اند. از نظر او تفکر صحیح این است که باید به کارگری که محافظه کارانه و تدافعی در اعتراض به حقوق عقب افتاده حاضر می شود، رقم افزایش مزد را باید « گام به گام » و از مبلغ کم شروع کرد و حتی اگر ١٠ هزار تومان هم اضافه شود کم کم در روند تصاعدی رشد اعتراضاتش به درجه قابل قبولی تکامل می یابد. همۀ تحلیل این به اصطلاح متفکر «واقع بین» به آنجا ختم می شود که اعلام مبلغ ٥ میلیون تومان در مخیلۀ کارگری که حتی کارد به استخوانش هم رسیده نمی گنجد. واضح تر از این نمی توان رفرمیسم را تقدیس کرد. این دوست «خردمند» طبقۀ کارگر که در تحلیل خود بسیار هم شیفتۀ «تئوری» گام به گام است، داده های آماری پیرامون معیشت طبقۀ کارگر و خط فقر، نرخ تورم، هزینۀ سبد خانوار و همۀ آن مؤلفه هایی که در تعیین مزد حداقل تأثیرگذارند (و به آسانی از طریق از داده های آمار بانک مرکزی قابل دسترس است) را کنار می نهد و معتقد است اعلام ٥ میلیون تومان مزد حداقل که ابتدا از سوی سه تشکل کارگری - سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و اتحاد بازنشستگان - اعلام گردید و سپس از سوی بقیۀ تشکل ها مورد تأیید قرار گرفت را ناشی از درک نادرست از خیزش دی ماه ٩٦ گره می زند و راست روی خود را در متهم کردن تشکل های کارگری به عدم تحلیل صحیح از مبارزۀ طبقۀ کارگر جلوه می دهد. با فراست توجه نکرده که سال های پیش هم که خبری از جنبش دی ماه ١٣٩٦ نبود برخی از تشکل های کارگری و سازمان های سیاسی مبلغی برای مزد حداقل پیشنهاد می کردند که بسیار نزدیک به پنج میلیون تومان در ماه بود (٣.٥ میلیون و ٤ میلیون تومان در ماه در سال های پیش). علت این امر آن بود که هم در سال ٩٦ و هم پیش از آن معیار واحدی برای تعیین مزد حداقل به کار گرفته می شد که امروز هم درست است: این معیار عبارت است از هزینۀ متوسط زندگی یک خانوار شهری طبق آمار بررسی هزینۀ خانوار توسط بانک مرکزی.
تشکل های کارگری امضا کنندۀ بیانیه مزد سال ١٣٩٧ ضمن تحلیل مقدماتی از اوضاع اسف بار در همۀ ابعاد زندگی کارگران، تأکید می کنند که «در بحث حداقل دستمزد کارگران و سطح عمومی مزدها در ایران با واقعیت های انکار ناپذیری روبرو هستیم که بر زندگی تمام حقوق بگیران حاکم است و به روشنی تمام خود را نشان می دهد.» این بیانیه در ادامه برای نشان دادن آن «واقعیت های انکارناپذیر» در ٣ بند جداگانه به تشریح دلایل خود می پردازد:
«١ - طبق سند بررسی هزینه بانک مرکزی برای سال ٩٥، متوسط هزینۀ یک خانوار شهری با میانگین ٣٣/٣ (سه و سی و سه صدم) نفر معادل ٣ میلیون و ٢٧٥هزار تومان در ماه اعلام گردید. این مبلغ برای خانوار شهری ٤ نفره به بیش از ٣ میلیون و ٩٠٠ هزار تومان در ماه می رسد. به منظور برآورد مزد و حقوق لازم برای تأمین زندگی یک خانواده ٤ نفره در سال ١٣٩٧، باید تورم سال های ١٣٩٦ و ١٣٩٧ را هم در محاسبه بگنجانیم. در این صورت حداقل دستمزد لازم برای تأمین زندگی یک خانوار ٤ نفره در سال ١٣٩٧ به ٥ میلیون تومان در ماه بالغ می گردد. اقتصاد ایران به رغم تمامی نابسامانی ها و کاستی هایش توان پرداخت چنین مزدی را دارد و توجیهات مقامات دولتی در رابطه با عدم توانایی پرداخت این مبلغ فریبکاری ای بیش نیست.
٢ - بانک مرکزی و مرکز آمار هر سال تورم را کمتر از تورم واقعی اعلام می کنند. حتی اگر از سال ١٣٥٨ تاکنون مزدها به تناسب تورمی که بانک مرکزی اعلام می کند افزایش یافته بودند باز هم دستمزد حداقلی که به این ترتیب برای سال ١٣٩٧ ممکن است تعیین گردد از خط فقر مطلق در این سال که ٢ میلیون و ٧٠٠ هزار تومان می باشد، پایین تر خواهد بود.
٣ - حداقل دستمزد، و به طور کلی سطح مزدها در ایران، یکی از پایین ترین ها در جهان است و این در حالی است که قیمت بسیاری از اقلام کالاهای مصرفی و خدمات - حتی دولتی - با قیمت های جهانی برابری می کند. با توجه به همۀ آنچه گفته شد از نظر امضا کنندگان این بیانیه، حداقل دستمزد سال ١٣٩٧ نمی تواند از ٥ میلیون تومان در ماه کمتر باشد.»
ما شیدا بافراست را به مطالعۀ مجدد متن این بیانیه ارجاع می دهیم و به او پیشنهاد می کنیم برای آن که میان «شورای عالی کار» و کارگزاران و تئوریسین های سرمایه داری و کسانی که خود را مدافع رهایی طبقۀ کارگر و تحلیل گر اقتصادی جنبش کارگری می دانند تفاوتی وجود داشته باشد، حداقل باید قدری فاصله خود را با آنها رعایت کند. نه این که به مثابه کاسه داغ تر از آش حتی مبلغ پیشنهادی مزد حداقل را از علی خدایی «عضو شورای عالی کار» نیز پایین تر در نظر بگیرند. از نظر علی خدائی سبد هزینۀ زندگی خانوار کارگری که بر اساس حداقل نیازها محاسبه شده در سال ١٣٩٧ معادل ٢٦٧٠٠٠٠ تومان (دو میلیون و شش صد وهفتاد هزار تومان) در ماه است (منبع: خبرگزاری مهر، ٢٦ اسفند ١٣٩٦). دیده می شود که رقم مورد نظر بافراست از این رقم نیز که مورد تأیید شورای عالی کار در مورد هزینۀ زندگی حداقل است، بسیار کمتر است. البته خود رقم ٢٦٧٠٠٠٠ تومان ارزیابی چندان درستی نیست و رقم درست همان مبلغ هزینۀ خانوار است که در بالا ذکر کردیم (یعنی حدود ٤ میلیون تومان در سال ١٣٩٦ و ٥ میلیون تومان در ماه برای سال ١٣٩٧).
بافراست برای این که نقد خود را به طرفداران مبلغ ٥ میلیون تومان مزد حداقل متمایز از نظر اقتصاددانان بورژوازی نشان دهد، برخلاف آنها که می گویند: اقتصاد نابسامان ایران توانایی پرداخت مزد بالا را ندارد، او رشد فکری و سیاسی کارگران را برای پذیرش رقم ٥ میلیون تومان مزد ناکافی قلمداد می کند و سعی دارد با تئوری بافی های سیاسی ناباوری خود در پذیرش واقعیات زندگی و سطح معیشت طبقۀ کارگر ایران را به کارگران نسبت دهد. او برخلاف بیانیه حداقل مزد ِ تشکل های کارگری که سعی دارند همۀ کارگران، معلمان، پرستاران و دیگر کارکنان بیمارستان ها و درمانگاه ها، کارمندان زحمتکش مؤسسات خصوصی و دولتی و بازنشستگان در سراسر کشور دعوت کنند از خواست حداقل دستمزد ٥ میلیون تومان دفاع نمایند، با اعتماد به نفس انکارناپذیری در کنار تحلیل گران سرمایه داری و شورای عالی کار و حتی عقب افتاده تر از آن ها قرار می گیرد و افزایش درصد نازلی که به رقم ٢ میلیون تومان هم نمی رسد فعلاً از سرِ کارگران هم زیادتر می داند. («منطق» یک مو از خرس کندن غنیمت است!) در حالی که ما شاهد هستیم کارگران و سایر مزدبگیران در اعتراضات و تجمعات خود از مبلغ ٥ میلیون تومان در ماه دفاع می کنند.
شورای عالی کار با آنکه سبد حداقل معیشت به میزان ٢٦٧٠٠٠٠ تومان (دو میلیون و شش صد و هفتاد هزار تومان) در ماه را قبول دارد، حداقل دستمزد برای سال ١٣٩٧ را یک میلیون و ۱۱۱ هزار و ۲۶۹ تومان یعنی حدود چهل درصد هزینۀ حداقل معیشت براساس محاسبۀ اعضای خود این شورا، تعییین می کند. شیدا با فراست هم که بی تردید می داند نه تنها ٢٦٧٠٠٠٠ تومان بلکه حتی ٥ میلیون تومان نیز به زحمت هزینۀ زندگی یک خانوار ٤ نفره را در ماه تأمین می کند، به بهانۀ عدم آمادگی کارگران، طرح چنین مزدی را نادرست می داند! منطق شورای عالی کار برای تعینن حداقل دستمزد معادل چهل درصد سبد معیشتی که خودش حساب کرده، عبارت است از حمایت بی قید و شرط از سرمایه داران خصوصی و دولتی و تحمیل استثمار مطلق بر کارگران. حال باید با فراست بگوید که منطق او چیست؟ آیا منطق او - به رغم هر ادعائی که می تواند داشته باشد - دنباله روی از منطق شورای عالی کار نیست؟
اما آیا شیدا بافراست که از موضع تحلیل سیاسی به نفی افزایش مزد پیشنهادی تشکل های کارگری می پردازد توانسته است تحلیل واقع بینانه ای از این زاویه ارائه دهد؟ از نظر ما او در تحلیل سیاسی از جامعه و جنبش کارگری هم موفق نبوده است.
«کارگران انقلابی متحد ایران» در بیانیه طلایه های شکل گیری وجدان کارگران ایران در ٢٧ شهریور ٩٦ ضمن تحلیل شرایط اقتصادی - اجتماعی و سیاسی حاکم بر جنبش کارگری ایران بر نشانه هایی روشن از رشد کمیت و ابعاد جنبش کارگری، از نظر شکل مبارزه طبقه کارگر و از نظر محتوای مبارزه بیان کرده است. در این بیانیه همچنین گفته شده است : هرچند مضمون مبارزات کارگران اساسا خواست های اقتصدی و اجتماعی مانند : پرداخت مزدهای عقب افتاده، پرداخت بیمه از سوی کارفرما، افزایش مزد، مبارزه با اخراج و بیکار سازی، مبارزه با قرار دادهای موقت و سفید امضا و بستن کارخانه ها و یا مبارزه با خصوصی سازی است که راه را برای بیکار سازی ها و عدم اطمینان بیشتر زندگی حال و آیندۀ کارگران هموارتر می کند، اما کارگران تنها برای خواست های اقتصادی و اجتماعی کارکنان کارخانه یا صنعت و حرفۀ خاص خود مبارزه نمی کنند بلکه برای منافع عام و مشترک تمام مزد بگیران و هم طبقه ای های خود نیز دست به مبارزه می زنند. یک نمونه از این مبارزات عام کارگران که از چارچوب خواست ها و منافع حرفه یا صنعت خاص فراتر می رود مخالفت و اعتراضات پیگیر کارگران به اصطلاح «اصلاح قانون کار» است؛ و در ادامه می افزاید: «ما شاهد طلایه های بیداری وجدان جمعی کارگران یا به عبارت دیگر بروز نشانه های بیداری و آگاهی طبقاتی در کارگران ایران هستیم . یعنی خود آگاهی ای که ناظر بر وجود طبقه ای مستقل و متمایز در دیگر طبقات اجنماعی با منافع طبقاتی و اهداف دراز مدت معین است. این آگاهی بر بستر زندگی واقعی ِ خود کارگران شکل می گیرد و برای تکامل و اثر بخشی بر زندگی و مبارزۀ کارگران و جامعه به طور کلی نیازمند تعمیق و گسترش است . تعمیق یعنی داشتن پایه های علمی و عقلانی محکم و مبتنی بر واقعیات اجتماعی و گسترش یعنی پخش این آگاهی درمیان وسیع ترین توده های کارگر و نیز در میان دیگر توده های زحمتکش و روشنفکرانی که آیندۀ جامعه و خود را در پیروزی طبقۀ کارگر می بینند.»
«کارگران انقلابی متحد ایران» در بیانیۀ دیگری زیر عنوان «پیش به سوی ارتقای جنبش اعتراض مردم و خیزش انقلابی طبقۀ کارگر و زحمتکشان ایران» تحلیل روشنی از جنبش کارگری و جنبش اعتراضی مردم ارایه می دهند که برای درک اوضاع سیاسی و اقتصادی کنونی، پتانسیل رشد کمی و کیفی مبارزات طبقۀ کارگر، نقش عناصر آگاه و پیشرو در این مبارزه و نفی «امکان گرائی» از نوع امکان گرائی بافراست مفید است. بافراست در نوشته اش نشان می دهد که تنها چیزهائی را ممکن می داند که کارفرمایان و دولت ممکن بدانند. اما منطق و درک کارگران از «ممکن» چیز دیگری است. مبارزات کارگران فضا و عرصۀ بسیار وسیع تری برای امر ممکن می گشاید و می آفریند!

در زیر مقالۀ شیدا بافراست را به نقل از سایت افق روشن درج می کنیم که خوانندگان به آسانی به آن دسترسی داشته باشند.

فرحان رئوف - ١٣٩٧/١/٢٥


شیدا بافراست: «کارگران و خیابانهای جهان متحد شوید!»

(خطاب به تلاشگران برای افزایش دستمزد) اینجا کلیک کنید.