افق روشن
www.ofros.com

مصاحبه با دوریش چیمان

رئیس مرکز ارتباط همگانی کردی در آلمان

بهرام قدیمی                                                                                                    پنجشنبه ١٧ مهر ۱۳۹۳

دیگر جنبش مقاومت مردم در کوبانی برای کسی ناشناخته نیست. جهان سرمایه داری علیه کوبانی به مبارزه ای متحدانه دست زده است. همبستگی با کوبانی نیز بین المللی می شود. از گوشه و کنار جهان صدای اعتراض بر می خیزد تا جلوی قتل عام گرفته شود.
در همین روزها (۲۹ سپتامبر ۲۰۱۴) در ایالت گرررو، نیروهای پلیس به همراه یک گروه شبه نظامی به دانش آموزان مدرسه تربیت معلم ایوتسیناپا حمله می کنند. شش نفر را به قتل می رسانند و بیش از پنجاه دانش آموز را با خود می برند. چند روز بعد اجساد قطعه قطعه شده عده ای از این افراد در یک گور دسته جمعی پیدا می شود. شباهت شیوه کار داعش در منطقه با آنچه در مکزیک و احتمالا نقاط دیگری در جهان پیش می رود نشان دهنده سبک کاری ست که امروزه جهان سرمایه داری برای مقابله با جنبش های عدالت طلبانه در پیش گرفته است. اگر منافع جهان سرمایه داری حمایت از داعش و داعش، مرگ و نا امیدی را دیکته می کند، برای زحمتکشان نیز راهی به غیر از بین المللی کردن امید باقی نمی ماند.
مصاحبه با دوریش چیمان، رئیس مرکز ارتباط همگانی کردی که به منظور آشنایی بیشتر با شرایط منطقه انجام شده است، در عین حال گام کوچکی در همبستگی با مقاومت دلیرانه مردم کوبانی نیز هست (که شاید بهتر باشد آنرا کوبانیگراد نامید).
مرکز ارتباط همگانی کردی در آلمان Civaka Azad خود را به عنوان پلی بین کردستان و آلمان معرفی می کند. این جریان می کوشد صدای مطالبات مردم کرد در هر چهار بخش کردستان را به گوش شهروندان آلمان برساند. از فعالیت های آن می توان از برگزاری جلسات بحث و گفت و گو و سازماندهی و اعزام هیئت هایی از کردستان به آلمان و از آلمان و برخی کشورهای دیگر به کردستان، به خصوص به کردستان ترکیه و کردستان سوریه (روژاوا) نام برد.

* * *

از ژوئیه ۲۰۱۲ پس از به دست گرفتن قدرت توسط مردم در بخش هایی از کردستان، همچنان برخی از این مناطق توسط خود مردم کنترل می شود. چگونه مردمی که تعداد زیادی از آنها به عنوان شهروند هیچ کشوری به حساب آورده نمی شوند و از داشتن شناسنامه محروم بوده اند، ناگهان به چنان آگاهی ای می رسند که می توانند تا این سطح در سیاست مداخله کنند؟
جنبش رهایی طلب کرد که در شمال، شرق، جنوب و در غرب کردستان (یعنی در روژاوا) از ده ها سال پیش متشکل شده است، تجربیاتش را در عمل کسب کرده است. زمانی که در چارچوب بهار عرب قیام علیه رژیم اسد آغاز شد، در این مورد بحث بود که تأثیر آن در سوریه چه خواهد بود. از سال ۲۰۰۴ که قتل عام قامشلو [۱۲ مارس ۲۰۰۴ پس از یک مسابقه فوتبال، عشایر عرب که توسط دولت سوریه سازمان داده شده بودند، به مردم کرد حمله کردند. در این روز حداقل ۳۶ نفر به قتل رسیدند و صدها کرد توسط نیروهای سوریه دستگیر شدند.] بحث بر سر این بود که از حالا به بعد باید در مقابل هر حمله ای مقاومت کرد. حملاتی که از این به بعد هرچه شدید تر خواهند شد. برای این امر یک تشکل سیاسی لازم بود. از سال ۲۰۰۴ حزب اتحاد دمکراتیک PYD در سوریه می کوشد فعالیت سیاسی را سازماندهی کند.
پیش از قیام اخیر حزب اتحاد دمکراتیک در شرایط سختی به سر می برد. ۱۵۵۰ نفر از اعضا و فعالینش زندانی بودند، ده ها نفر را رژیم اسد برده بود و خیلی ها زیر شکنجه به قتل رسیده بودند. تمام منطقه سرکوب می شد، ولی نه تنها کردها، بلکه اقلیت های دیگری که تنها بعد از قیام روشن شد که وجود دارند. ۲۵ تیره مردمی و مذهبی گوناگون در سوریه اسکان دارند، قبل از این هیچ کس در مورد آنها چیزی نشنیده بود. همه را فقط به عنوان سوری معرفی می کردند و رژیم اسد تنها نماینده آنان بود. کردها، آسوری ها، ارمنی ها، دروزی ها، چکیزها، چچنی ها، عرب ها و بعد سنی ها، علوی ها، آسوری ها و... همه این ها را پرانتز گرفته بودند. فقط رژیم وجود داشت، به همین علت بود که رژیم را وادار کردند از منطقه بیرون برود. شاید امروزه اتفاقی به نظر برسد، ولی اولین جایی که رژیم را بیرون کرد، کوبانی بود. بعد افریم و بعد از آن روستاهایی که در منطقه جیزه، در مناطق شمال شرقی قرار دارند. بعد از آنکه رژیم دفع شد، این سؤال پیش آمد که آینده باید چگونه باشد. بعد تجربیات کنفدرالیسم دمکراتیک که در عمل به شکل خودمختاری دمکراتیک عمل می کند در نظر گرفته شد. این ایده عبدالله اوجلان است. او کسی ست که به جستجوی یک پایان صلح آمیز برای این درگیری می اندیشد. کنفدرالیسم دمکراتیک در رژاوا کمی به عمل در آمد. آنجا کوشیدند همه گروه های قومی و مذهبی را در روند سیاسی دخالت دهند (اعراب، آسوری ها، ارامنه، ترکمن ها، چچن ها (حتی اگر آنان تنها گروه کوچکی را تشکیل می دهند: شش هزار نفر در سه روستا). مهم است که همه را در پروسه سیاسی دخالت داد برای شان فضایی در نظر گرفت تا در آن در باره روند سیاسی تصمیم بگیرند. این طور بود که پروژه رژاوا خود را هرچه نمایان کرد. این کوششی ست برای آنکه خودشان در باره آینده تصمیم بگیرند.

در روژاوا هم مانند هرجای دیگری در دنیا مردم زندگی می کنند، سازماندهی زندگی روزمره و رتق و فتق امور، برای مثال تأمین آذوقه، آموزش و پرورش و بهداشت چگونه است؟
همه جا، در شهر و روستا کمیته وجود دارد. کمیته ها بر اساس نیاز از طرف خود مردم مسئول می شوند. اگر در روستایی علاقه ای به آن نباشد، به آنها نمی گویند شما حتما به یک کمیته نیاز دارید. جامعه باید بتواند برای خودش تصمیم بگیرد و مطالباتش را تعیین کند. بر اساس این تعریف و مطالبه، از این روستا، از این محله یا شهر کمیته یا کمیته هایی مسئول می شوند که بعدها به صورت شوراهای روستایی سازمان یافتند. شوراهای خلقی، شوراهای زنان، و شوراهای دیگر همگی در این روند نقش بسیار مهمی بازی می کنند. آسوری ها هم شوراهای خودشان را دارند. اعراب منطقه هم شوراها و یا نمایندگان سیاسی خودشان را دارند. مجموعه این نمایندگان توانستند یک قرارداد اجتماعی را تصویب کنند. این قرارداد از اوائل سال ۲۰۱۴ از سوی مردم به رسمیت شناخته شد. این قرارداد برای مورد همه افراد درون منطقه صدق می کند. نوعی قانون اساسی ست که برای ۲۲ وزارتخانه که زندگی روزانه را باید سازمان بدهند، وظیفه تعیین کرده.

شما در مورد ارگانی حرف می زنید که نوعی قانون پیشنهاد و یا تصویب کرده است. کدام ارگان اجرای این قوانین را تصویب می کند؟
این ارگان سیاسی ست که کارش بر اساس این ۲۲ وزارتخانه ای استوار است که با هم نوعی ارگان هماهنگی را تشکیل می دهند. نوعی هماهنگی که از روستاها و محلات شهرها کارش آغاز می شود. این روندی نیست که از بالا دیکته شود، بلکه این جامعه است که بصورت پایه ای و از پایین متشکل شده است و خواسته هایش را در این وزارتخانه ها به پیش می برد. کوشش می شود با امکانات موجود زندگی روزمره سازمان داده شود.
تصمیمات در محل گرفته می شوند. این تصمیمات به سطح بالاتری می رسد و برای سیاستمداران تعیین می کند که چه کاری را باید انجام دهند. باید اضافه کنیم که روژاوا تحت حملات تمام گروه های جهادی به خصوص داعش قرار دارد که آن را در شرایط استثنایی قرار می دهد؛ که امکانات در حمایت از خط مقدم جبهه به کار می رود تا مقاومت را ادامه دهد. ولی روند سیاسی در جامعه در سطح وسیعی به رسمیت شناخته شده و از آن حمایت می شود. جامعه به آن مشروعیت می دهد. آن را خودمختاری دمکراتیک می نامند که نمی توان آن را با خودمختاری مقایسه کرد. دمکراسی یعنی مردمی که تصمیم می گیرند و در طرح ریزی آن نقش دارند.

سؤال: آیا قانونی را به خاطر دارید که مثلا در ارتباط با زنان، اقلیت های مذهبی، همجنس طلب ها و... باشد، آیا نرمی وجود دارد که جامعه بر اساس آن عمل کند؟
در روژاوا قوانین عمومی تعیین کننده اند. ولی آنچه پیشرفته تر است، وضع زنان است. برای مثال در آنجا برای زنان فضایی برای متشکل شدن وجود دارد. اجباری بودن شراکت ۴۰٪ برای زنان در مسؤلیت ها تعیین کننده است. این تصمصیمی انقلابی ست که هیچ جای دیگری به کار برده نمی شود مگر در روژاوا. زنان متشکل می شوند، ولی برای متشکل شدن بایستی سال ها مبارزه کنند تا بتوانند به حقش شان برسند. در این پروسه تمام این مردان کرد، عرب و حتی غربی باید خودشان را عوض کنند. آنها باید از موقعیت قدرت طلبانه شان فاصله بگیرند. من هم شخصا باید از آنچه تا به حال یاد گرفتم فاصله بگیرم، من باید به لحاظ سیاسی رفتار دیگری اختیار کنم. باید به لحاظ سیاسی جور دیگری حرفم را بزنم. عین همین قضیه در مورد مردان خاورمیانه هم صدق می کند. یک روند انقلابی در جریان است که برای تمام کسانی که تا به حال محروم شده بودند فضا می شکافد. قبل از همه برای زنان و جوانان، برای گروه های مذهبی و قومی. فضا در اختیار آنها گذاشته می شود تا خودشان را بیان کنند. این امر قضیه را چند جانبه تر می کند، آن را جذابتر می کند.

در کردستان هرگز یک رابطه عادلانه بین و زن و مرد حکم نکرده است، همان طور که در کل منطقه. چه عواملی باعث می شود در چنین جامعه ای زنان مسلح شوند و صفوف مسلح خودشان را سازمان دهی کنند و بازو به بازوی مردان به مبارزه بپردازند؟ مسلح شدن آنان چه تأثیری در جایگاه اجتماعی آنان دارد؟
دوریش چیمان: من در مورد کنفدرالیسم دمکراتیک تأکید کردم که ایده آن از بین تجربیات روشنفکران، شخصیت های انقلابی، و افرادی که در سراسر جهان برای یک اینده عالانه فعالیت کردند، و مبادله افکار کردند آموخته ایم. این دستاورد همه جنبش های انقلابی ست. در چنین پروژه ای فضای زنان مهمترین بخش را تشکیل می دهد. زنان پنجاه درصد جامعه را تشکیل می دهند. بنا بر این باید فضایی وجود داشته باشد که این پنجاه در صد در همه فعالیت ها شرکت داشته باشند.
در تمام روند های سیاسی، در تمام تصمیمات سیاسی زنان شرکت دارند. در روژاوا در همه سطوح تصمیم گیری دو نفر مسئولند، یک زن و یک مرد.

شما نمیتوانید به هیچ زنی سلاح بدهید و بگویید باید حالا مبارزه کند. هیچ زنی تن نخواهد داد...
زنان خودشان طی سال ها مبارزه در کردستان این فضا را بوجود آوردند. این حقوق و این فضا به زنان هدیه نشد، بلکه خود آنان برایش مبارزه کردند. این امر آنها را آگاهتر می کند. وقتی زنان در کردستان در پروسه سیاسی شرکت می کنند، مفعول نیستند بلکه خودشان پایه آن تصمیم اند. آنها این فضا را بوجود آوردند، باید به آنان احترام گذاشت و به رسمیت شناخت.

این موج جدید حمله علیه کوبانی از چه زمانی آغاز شده و عکس العمل دولت ها نسبت به آن چیست؟
پروسه روژاوا بسیاری از روندهای جاری در منطقه را زیر سؤال می برد. دولت مرکز گرا زیر سؤال می رود، دگماتیسم زیر سؤال می رود، اشکال مذهبی ای را که مورد استفاده ابزاری قرار می گیرند، سیاستمداران کرد زیر سؤال می روند، قدرت طلبانی که در منطقه بالای سر مردم تصمیم گیری می کنند زیر سؤال می روند. جاییکه مردم در پروسه شرکت داده می شوند، با آنچه تا کنون در منطقه سازماندهی شده است فرق دارد. بنا بر این باید با آن مبارزه شود. به همین علت دولی مانند عربستان سعودی، قطر، ترکیه و دولت های دیگر خلیج پشت سر این حملات هستند. این چیزی نیست که ما ادعا کنیم، تمام ارتباط جمعی از ایندیپند تا نشریات دیگری مدرک کافی در این مورد انتشار داده اند و در این مورد که آنها مخارج جنگ را می پردازند و از آن حمایت می کنند.

سؤال: همه جا صحبت از این است که نیروهای داعش با تانک و سلاح سنگین می آیند، سلاح هایی که بخشا کاملا نو هستند، مخارج این سلاح ها چگونه و از کجا تأمین می شود؟ دوریش چیمان: همان طور که گفتم مخارج جنگی که داعش در کردستان، در سوریه و عراق پیش می برد از سوی کسان دیگری تأمین می شود. عربستان سعودی، ترکیه و کشورهای دیگر خلیج. ولی باید آگاه بود که در منطقه یک بازار جدید بنا شده است. آنها نفت می فروشند.

ولی نفت که هروئین یا کوکائین نیست که آنرا در چمدانی حمل کرد، باید ساختار حمل و نقل آن وجود داشته باشد.
آنها وسائل حمل و نقل آن را مصادره کرده اند. آمریکای ها پریروز در سوریه یک پالایشگاه نفت را که داعش کنترل می کرد بمباران کردند. این پالایشگاه نفت را به ترکیه صادر می کرد. در این مورد مدرک به اندازه کافی هست، گزارش هم هست که ترکیه این نفت ارزان را می خرد و آن را بعد در بازار به قیمت بالاتری به فروش می رساند. باید در عین حال بدانیم که جنگ در عین حال جنگ بر سر منابع منطقه است. هر کدام می خواهد این منابع را به نفع خود مورد استفاده قرار دهد. موضوع بر سر آب است، بر سر نفت، بر سر گاز و چیز های دیگر. همه به این منابع چشم دارند. آمریکایی ها از این منابع در منطقه استفاده می کنند، دولت های اروپایی هم چشمشان دنبال نفت است. برای آنان موضوع ربطی به دمکراسی یا همزیستی مسالمت آمیز انسانها ندارد، دعوا بر سر منابع است. یک «جنگ نیابتی» سر این منابع پیش برده می شود.

آیا نفت داعش از مسیر کردستان عراق هم انتقال می یابد؟
: این خودش دلیل درگیری بین دولت عراق و دولت کردستان، یا بهتر بگوییم حزب دمکرات کردستان عراق (حزب بارزانی) بود. زیرا حزب دمکرات کردستان لوله کشی کرد تا به ترکیه نفت بفروشد. که از نظر قوانین عراق غیر قانونی ست. به همین علت دولت مرکزی حقوق های کارمندان در کردستان را پرداخت نکرد، و دولت محلی را تأمین نکرد. ولی به اندازه کافی نفت بود که دولت کردستان همچنان ادامه بدهد.
یک لوله نفت از کردستان، از منطقه تحت کنترل حزب دمکرات به ترکیه تا جیحان می رود. ۲۰ درصد از در آمد نفتی که از این طریق به فروش می رسد، متعلق به دولت ترکیه است. تازه پول نفت باید به بانک خلق ترکیه واریز شود و اگر قرار باشد از این پول استفاده شود باید تقاضا نامه ای نوشت تا پول آزاد شود. یعنی از امروز به فردا پول پرداخت نمی شود. دولت ترکیه از این فروش غیر قانونی نفت در آمد هنگفتی دارد.

شما دارید از منابع نفتی موجود در چارچوب عراق حرف می زنید. نفت سوریه که تحت کنترل داعش هست چه می شود؟
داعش هم لوله های نفتی ساخته. خبرنگار ترک، فهیم تاشتکین (مسئول بخش بین المللی نشریه رادیکال) گزارشی منتشر کرد که چگونه ترکیه در تمام منطقه تا درون مرزهای ترکیه برای داعش لوله های نفتی کشیده است. این یکی از لوله هایی ست که از طریق آن نفت ارزان خریداری می شود و به بهای گرانتری در بازارهای ترکیه و جهانی به فروش می رسد.

در روزهای گذشته شاهد آن بودیم که وزیر دفاع آلمان به کردستان سفر کرد و با بارزانی دیدار کرد و به آنها اسلحه داد، آیا این دفاع از جریان بارزانی در مقابل جریان های مستقل در کردستان است؟
می توان در مورد این سلاح ها حرف های زیادی زد، ولی تا به حال احزاب و گروه های کرد هیچ استفاده ای از آن نبرده اند. اتحادیه میهنی کردستان هم که بخشی از دولت محلی کردستان است، ده روز پیش اطلاعیه ای صادر کرده که در آن می گوید: حتی یک گلوله هم از سلاح هایی که آلمان به دولت بارزانی داده به ما نرسیده. این جاست که این سؤال مطرح می شود که چرا حزب دمکرات کردستان را مسلح می کنند. طبیعی ست که در پس تحویل سلاح منافعی خوابیده است. مدعی اند که برای مقابله با داعش به دولت کردستان سلاح می دهند، در حالی که مردمی که در کوبانی علیه شدید ترین حمله داعش مقاومت می کنند مورد حمایت قرار نمی گیرند.

در مورد اینکه دولت ها چه رابطه ای با داعش دارند حرف زدیم، ولی برخورد مردم در ترکیه و سوریه و بقیه منطقه دیگر چگونه است؟
مردم کردستان ترکیه با مردم کردستان سوری خویشاوندند. این مرزی که امپریالیست ها کشیده اند، آنها را از هم جدا کرده است. طبیعی ست که کردهای آن طرف مرز خود را همبسته بدانند و کوشش کنند از این مقاومت علیه داعش با تمام امکاناتشان حمایت کنند. اما این امکانات محدود است. دولت ترکیه هم می کوشد داعش را تقویت کند. دولت ترکیه از یک منطقه بی طرف حرف می زند که منظور روژاوا است و مدعی ست در این منطقه باید علیه داعش مبارزه کرد. ترکیه سال هاست که از گروه های مختلف جهادی در سوریه حمایت می کند. کوشش آنان این است که از یک طرف به خاطر منافع خود رژیم اسد را به سقوط بکشانند و از طرف دیگر پروژه روژاوا را به شکست بکشانند. تا در آینده تأثیری در ترکیه نگذارد.

آیا نشانی از همبستگی نسبت به جنبش مقاومت و روژاوا از کشورهای دیگر دیده اید؟
از زمانی که این پروژه آغاز شده اطلاعیه های گوناگونی از کردستان صادر شده است با مضمون درخواست کمک از کسانی که آن را قبول دارند و در انتقال تجربیات کشورهای دیگر. ولی حتی کسی این جنبش را به رسمیت نشناخته است. حتی پیشروترین جنبش ها و احزاب در جهان. نیروهای بسیار کمی هستند که می گویند این خودمختاری دمکراتیک در روژاوا، در سوریه برای ما مهم است و به همین دلیل آن را به رسمیت می شناسیم. و این انتقادی ست که به سازمان هایی که می گویند آنچه پیش می رود خوب است. فقط در بحث های خصوصی از آن حرف زدن کافی نیست. باید آنرا به رسمیت شناخت.

آیا شوراهای روژاوا خواهان این هستند که کسی به منطقه برود؟
آری. همان طور که گفتم چند بار در این باره فراخوان داده اند. ولی باید بدانیم که روژاوا تحت تحریم اقتصادی و سیاسی قرار دارد. به هیچ کس اجازه ورود داده نمی شود. سه کانتون رژوا یعنی افرین Efrin، کوبانی و جیزره از هم جدا افتاده اند. از سوریه نمی توان وارد منطقه شد زیرا همیشه در محاصره است. از ترکیه نمی توان وارد شد چون ترکیه مرزها را بسته است. از شمال شرقی سوریه که کانتون جیزره قرار دارد هم نمی توان وارد شد چون حزب دمکرات کردستان (عراق) اجازه نمی دهد. به این دلیل که آنچه در روژاوا اتفاق می افتد دقیقا عکس آن کاری ست که آنها در کردستان عراق می کنند. یعنی یک باند خانوادگی سعی می کند پروسه ای را حفظ کند که این خانواده از آن سود می برد. در حالی که در روژاوا جامعه تصمیم می گیرد که آینده چگونه باشد، در کردستان شرقی بارزانی و خانواده زباری برای همه چیز تصمیم می گیرد.

چگونه مردمی که در کوبانی مقاومت می کنند مخارج جنگ را تأمین می کنند؟
ما در اوایل سال ۲۰۱۴ با یک هیئت در منطقه بودیم و همین سؤال را مطرح کردیم. پاسخ این بود که وقتی پروسه سازماندهی در روژاوا آغاز شد، آنان همه سلاح های موجود در منطقه را جمع کردند تا برای «نیروهای دفاع خلق» YPG اسلحه داشته باشند. در عین حال این شیوه ای بود که جلوی درگیری های آتی را بگیرد. سلاح ها جمع آوری شد تا جبهه ای تشکیل شود. ده ها هزار نفر از منطقه به نیروهای دفاع خلق پیوستند. بین آنان صفوف زنان هم هستند که در مقاومت شرکت می کنند. از طرف مردم پشتیبانی می شوند. از حمایت بین المللی شناخته شده خبری نیست. بلعکس با آن مبارزه می شود تا نتواند پیشرفتی حاصل کند. فقط و فقط امکانات خودشان است که در اختیار دارند. باید آگاه بود که منطقه روژاوا در جیزره جزو بزرگترین تولید کنندگان گندم است. گندم جیزه می تواند تمام منطقه، یعنی سوریه، عراق و ایران را تأمین کند. سال ها از این طریق درآمد مالی وجود داشت که حالا جنبش مقاومت از آن استفاده می کند.

در منطقه، برای مثال در کوبانی، گرایشات مختلف سیاسی وجود دارد، رابطهء این گروه ها با یکدیگر چگونه است؟ سیاست در خود روژاوا خیلی بهتر از آنچه از خارج سعی می شود در آن دخالت کند عمل می کند. برای مثال سمپاتیزان های حزب دمکرات کردستان (عراق) در کوبانی در مقاومت شرکت دارند در حالی که خود حزب دمکرات می کوشد جلوی آنرا بگیرد. در روژاوا کوشش این است که اقلیت های قومی و مذهبی و گروه های مختلف سیاسی در این پروسه دخالت داده شوند. اینکه که سه زبان کردی، عربی و آسوری به عنوان زبان رسمی به کار می آیند شاهد این امر است. زبان های دیگر مثل ارمنی، ترکمنی، چچنی مورد حمایت قرار می گیرند تا بتوانند رشد کنند. به همین علت با پشتیبانی وسیع در جامعه مواجه است.

دوست دارید خودتان چیزی اضافه کنید؟
مردم روژاوا به همبستگی نیاز دارند و همبستگی نمی تواند فقط در حرف بماند بلکه باید در عمل خود را نشان دهد. باید در خود روژاوا در پروسه شرکت داشت و به بنای آن یاری رساند، و تجربه را به کار برد. کسانی که به عقاید روزا لوکزامبورگ باور دارند، کسانی که به مارکس، مورای کوپچین، والرشتاین، آنتونیو نگری و دیگر متفکرینی که در جستجوی ایده آل ها بودند و پیشتازان افکار ما بودند بایدبه روژاوا بروند. اگر کسی به این ایده ها باور دارد، باید از روژاوا حمایت کند و آستین ها را بالا بزند تا جامعه خود را از همه این زنجیرها رها کند. چند فراخوان در این زمینه داده اند که در آن خواستار سفر به منطقه و همکاری با گروه های مختلفی که راه ها ی ارتباطی را می سازند، که مسکن می سازند و... شده اند. باید نوعی «بریگاد بازسازی» تشکیل داد، نه برای نابود کردن، بلکه برای ساختن آن ایده ای که در سراسر خاور میانه (ایران، سوریه، ترکیه، عراق، عربستان سعودی و قطر و...) از پیشرفتش می ترسند. اگر همبستگی واقعی وجود داشته باشد، به گمان من سنگی وجود ندارد که نتوان از پیش پا برداشت.
بسیار از شما سپاسگزارم.

بهرام قدیمی

۲۸ سپتامبر ۲۰۱۴ - فرانکفورت

کانون مدافعان حقوق کارگر