افق روشن
www.ofros.com

گرامی باد یاد رفیق یداله خسروشاهی

۱٣٨٨-۱٣۲۱


مجموعه ای از اطلاعیه ها و ...                                                                                                     پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱٣٩۴

***********************

گرامى باد راه و خاطره مبارزات كارگر سوسياليست زنده ياد يدى خسروشاهى

قهوه میل دارید یا چایى؟

داستان مختصر زندگى یدالله خسروشاهى به روایت خودش

من از منطقه نفت خیز خوزستان میآیم در چهارده سالگی بعنوان کارگر کارآموز در پالایشگاه نفت آبادان شروع به کار کردم. به کارآموزان به مدت دو سال حقوقی تعلق نمیگرفت و چیزی جز لباس کار، یک قالب صابون و ناهار بما نمیدادند. بطور کلی در آن زمان شرایط زندگی کارگران خیلی بد بود. تفاوتها در نحوه زندگی طبقات مختلف و ساکنان محلی و خارجی (غربی‌هایی که در ایران زندگی میکردند، خصوصاً بریتانیایى‌ها) چشمگیر بود. شبیه آفریقای جنوبی امروز بود. نوعی سیستم آپارتاید در منطقه برقرار بود. خارجیها و کارمندان در مناطق جدا و مخصوص شهر زندگی میکردند. آنها اتوبوسها، دفاتر، توالتها، کلوبها، سینماها و رستورانهای جداگانه خود را داشتند. کارگران حق رفتن به محلات کارمند و خارجی نشین را نداشتند. اگر کارگران را در آن محلات میگرفتند آنها را دستگیر کرده و مدتها در بازداشتگاه نگه میداشتند. بهترین چیزها متعلق به خارجیها و بدترین متعلق به کارگران بود. بعنوان مثال در هوای بسیار گرم خوزستان که آب آشامیدنی برای همه فراهم میکردند. در دفاتر خارجیها دستگاههای آب سردکن بود، در دفاتر کارمندان ظروف آب پر از یخ وجود داشت اما کارگران میبایست از سطلهایی که در سایه گذاشته میشد آب مینوشیدند.
تا سال ١٩٦٧ بخاطر شرایط اختناق و دیکتاتوری قابل ملاحظه‌ای وجود نداشت اما پس از ١٩٦٨ با وجود اختناق، مبارزه حرکت جدیدی به جلو کرد. در آن زمان من نمایندۀ کارگران بودم. حرکات و اعتصابات ما بالأخره باعث الغای برخی از نمودهای سیستم آپارتاید شد. ما توانستیم برخی از خواستهای اقتصادی خود را هم به دست آوریم. تعطیلات سالیانه ما از ٨ به ١٢ روز افزایش یافت. بیمه حوادث ناشی از کار، به ایّاب و ذهاب به کار نیز تعمیم یافت. هم چنین ما موفق به گرفتن جیره خواروبار نیز شدیم. در سال ١٩٦٨ زمانی که پالایشگاه نفت تهران افتتاح شد، من یکی از کارگرانی بودم که بر خلاف میل خود به تهران منتقل شد. در سال ١٩٧١ پس از کوششهای فراوان، ما توانستیم که سندیکای شمال کارگران نفت را به وجود بیاوریم. در سال ١٩٧٣ به هنگام یک کار تعمیراتی عمده در پالایشگاه تهران ما به مدت ٢ هفته اعتصاب کردیم. این اعتصاب موفقیت بزرگی برای ما کارگران بود. در اثر این اعتصاب ما توانستیم ٩٠٪ از خواست‌هایمان را به دست آوریم. مهمترین این خواستها، کاهش ساعت کار هفتگی از ٤٨ ساعت به ٤٠ ساعت، ٢ روز تعطیل هفتگی بجای ١ روز، ٢٥٪ اضافه مزد برای اضافه کاری بود. در سال ١٩٧٣ من نماینده کارگران در پالایشگاه نفت و نیز رهبر سندیکای نفت بودم. در آن سال مرگ یک کارگر در سانحه کار موجب شروع یک سری حرکات اعتراضی کارگران شد. من توسط ساواک، پلیس مخفی ایران دستگیر شدم. اما بعد از مدت کوتاهی آزادم کردند. ساواک یک بخش مخصوص کارگری داشت که حرکات کارگران را کنترل میکرد. ساواک با عملیات حساب شده و مفصّل کوشش میکرد که جلوی انتخاب نمایندگان واقعی کارگران را به اتحادیه بگیرد. هر کارگری که داوطلب نمایندگی میشد، فرم مفصّل ساواک را مبنی بر این که اختلالی در امور نفتی نباید ایجاد کند وگرنه به مدت بین ١٥ - ١٠ سال زندانی میشود را باید پر و امضاء میکرد. اما کارگران خوشبختانه همیشه میتوانستند که ساواک را گیج کنند و چند تن از نمایندگان و دوستان واقعی خود را به نمایندگی انتخاب کنند.
در سال ١٩٧٣ من برای بار دوم و بهمراه ٧ تن از نمایندگان دیگر کارگران دستگیر شدم. بعد از یک هفته در اثر اعتصاب کارکران و تقاضای آنان مبنی بر آزادی من، مرا آزاد کردند. پس از آزادیم کارگران که هنوز از دست رژیم خیلی عصبانی بودند از رژیم خواستند که بطور رسمی از من عذرخواهی کند. این مسأله باعث خشم رژیم شد. رژیم نه تنها دوباره مرا دستگیر کرد بلکه این بار کتک مفصلی به من زدند و به مدت یک هفته مرا شکنجه میکردند. در مدتی که من در اسارت بودم کارگران اطلاعیه‌ای دادند و خواستار آزادی من شدند. این اطلاعیه برای من خیلی گران تمام شد. لوازم و مواد چاپی که برای تهیه این اطلاعیه به کار رفته بود باعث شد که ساواک به فعالیتهای من با یک کارگر چاپ پالایشگاه پی ببرد. ما به مدت دو سال بود که برخی از کتابهای سیاسی ممنوعه را چاپ میکردیم. کارگر چاپخانه پالایشگاه کتابها را از یک دوست خودش که در کتابفروشی کار میکرد، میگرفت ما آنها را چاپ کرده و برای فروش به او بر میگرداندیم. من حتی دوست کتابفروش او را نمیشناختم. به نظر میرسید که ساواک مدتها بود که به دنبال منبع آن کتابها بود. ساواک تصور میکرد که یک گروه بزرگ زیرزمینی را کشف کرده است. آنها کارگر چاپ و دوست کتابفروش او را نیز دستگیر کردند و مرا تحت فشار زیادی گذاشتند که به آنها اطلاعات بدهم. آنها میخواستند بدانند که چرا ما آن کتابها را چاپ میکردیم و چه کسانی پشت این جریان بودند. ما کوشش کردیم که ساواک را قانع کنیم که تنها دلیل فقط دلیل مادی بود و ما فقط دنبال درآمد اضافی بودیم. یک باری که آنها کارگر چاپخانه را شکنجه میدادند و بازجویی میکردند از او پرسیدند: "اگر تنها مسأله شما، مسأله مالی بود پس چرا عکسهای شاه را چاپ نمیکردید؟" کارگر چاپخانه با سادگی جواب داد: "هیچکس آن عکسها را نمیخرید. در حالى که ما کتابها را به قیمت خوبی میفروختیم." این جواب باعث شد که او را به مدت چهار روز در آب یخ نگه دارند.
زمانی که من در زندان بودم کارگران به اعتصاب خود ادامه دادند. رژیم نگران بود و میخواست که به این اعتصاب سریعاً پایان دهد. ساواک جلسه کارگری فراخواند و در این جلسه من میبایست نطقی را که از طرف ساواک خطاب به کارگران تهیه شده میخواندم. من در آن نطق باید به "جنایات" خود اقرار کرده و از کارگران میخواستم که به سر کارشان برگردند. پاهای من زیر شکنجه لت و پار شده بود و آنها نمیتوانستند مرا در آن حال به کارگران نشان دهند. من را به سرعت به بیمارستان منتقل کردند و جراحی پلاستیک روی پاهایم انجام دادند. در روز موعود به من چند جفت جوراب و یک جفت کفش بزرگ دادند که بپوشم و مرا به جلسه کارگران در پالایشگاه بردند. پاهای من هنوز خونریزی میکردند. زمانی که مشغول خواندن نطق ساواک بودم عمدا کفشهایم را درآوردم و پاهایم را روی زمین گذاشتم که کارگران بتوانند جای پاهای خون آلودم را ببینند. موقعی که جلسه را ترک میکردم درد در پاهایم بقدری شدید بود که از پله‌ها پایین افتادم. روشن بود که کارگران گول این صحنه سازیها را نخوردند و تا مدتی از بازگشت به سر کار خود خودداری کردند. در واقع کارگران توانستند رژیم را مجبور کنند که تمام مزد مرا در طول مدتی که در زندان بودم به خانواده‌ام بدهد. وقتی که نمایش ساواک به اتمام رسید آنها مرا به زندان بازگرداندند و بازجویی واقعی تازه شروع شد. این دفعه مرا بطور وحشیانه‌ای شکنجه کردند. علاوه بر شلاق با کابل و شوک الکتریکی، انگشتان دست و پایم را با چراغ لحیم کاری سوزاندند. رئیس بخش کارگری ساواک شخصاً روی کمرم شمع آب کرد. پس از دو ماه بازجویی و شکنجه مداوم و زمانی که بالأخره ساواک فهمید که هر چه به آنها گفته‌ام واقعیت دارد آنها شکنجه را قطع کردند. مرا به مدت ٩ ماه در زندان کمیته نگه داشتند. پس از آن مرا به بیمارستان فرستادند تا جراحات ناشی از شکنجه را ترمیم کنند و بالأخره به زندان قصر منتقلم کردند. من در دادگاه اولم به ٢ سال زندان محکوم شدم. ساواک کوشش کرد که نظر مرا به همکاری با خود جلب کند. به من وعده آزادی فوری، حقوق و مزایای خوب دادند اما من پیشنهاد آنان را رد کردم. این مسأله باعث شد که محکومیت مرا افزایش دهند.
در دادگاه تجدید نظر محکومیت من به ١٠ سال افزایش یافت.
من چهار سال و نیم در زندان بودم و در ناآرامیهای قبل از انقلاب و پس از بازدید صلیب سرخ از زندانهای ایران آزاد شدم. پس از آزادی بعنوان کارگر اخراجی اجازه بازگشت به کار را نداشتم اما با این وجود فعالانه به مبارزات کارگران پیوستم. ما کمیته کارگران صنعت نفت را قبل از انقلاب ١٩٧٩ بوجود آوردیم. اولین تظاهراتی را که این کمیته سازمان داد در خود پالایشگاه بود. یکى از شعارهای ما در این تظاهرات این بود:
نفت را کی برد؟ آمریکا! گاز را کی برد؟ شوروی! مرگ بر رژیم شاه (پهلوی)!
کارمندان پالایشگاه تظاهرات ما را با گل استقبال کردند. از آن تاریخ کمیته به نماینده تمام کارکنان صنعت نفت مبدل شد. این کمیته اعتصاب کارگران صنعت نفت در طول انقلاب را رهبری کرد و نقش اساسی در سرنگونی رژیم شاه داشت. ما صادرات نفت را متوقف کردیم و از دادن بنزین به ارتش در طول حکومت نظامی خودداری کردیم. دولت نهایت سعی خود را کرد که اعتصاب ما را بشکند اما به نتیجه‌ای نرسید. اتحادیه ما ٨ میلیون تومان بابت حق عضویت کارگران در بانک داشت که دولت آنرا بلوکه کرد. بدبختانه کارگران هرگز نتوانستند این پول را پس بگیرند. بعد از انقلاب ١٩٧٩، دیکتاتوری اسلامی این پول را به تصاحب خود درآورد. کمیته ما قبل از انقلاب به شورای عمومی کارکنان صنعت نفت تبدیل شد و تا اوسط سال ١٩٨١ گردانندۀ تمام امور صنعت نفت بود. در اواسط سال ١٩٨١ رژیم اسلامی شورای ما را غیر قانونی و غیر اسلامی اعلام کرد. من رهبر شورای عمومی کارکنان صنعت نفت ایران بودم. حتی پس از انحلال شورا ما هنوز نفوذ زیادی در گرداندن امور نفت داشتیم زیرا رژیم هنوز جسارت آن را نداشت که ما را بکلی کنار گذارد. اما، بدبختانه جنگ ایران و عراق و نیز عملیات بمب‌گذاری یکی از گروههای مخالف رژیم بهانه بدست رژیم داد که ترور و اختناق خود را افزایش دهند. رژیم در ابتدا یک گروه مسلح از پاسداران را در پالایشگاه مستقر کرد. پاسداران و اعضای انجمن اسلامی تمام مدت کارگران را آزار و اذیت میکردند. من و برخی دیگر از کارگران با وجود خطر دستگیری هنوز به سر کار میرفتیم. بسته شدن پالایشگاه نفت آبادان به دنبال آغاز جنگ ایران و عراق جنبش کارگران نفت را بشدت تضعیف کرده بود. جنبش ما تقریباً به حالت سکون درآمد. آنچه که ما در طول سالها مبارزۀ سخت به دست آورده بودیم یک به یک توسط رژیم اسلامی از ما گرفته شد. حقوق ما را ٢٥٪ کاهش دادند. کار هفتگی به شش روز افزایش یافت و جیره خواروبار و هزینه رفت و آمد همگی متوقف شدند.
من در تاریخ ٥/٩/١٣٦٠ در خانه‌ام دستگیر شدم. آنان پسرم و همچنین مهمانان ما را که یکی از آنها خانم حامله‌ای بود دستگیر کردند. ما را به زندان مخوف اوین بردند. مرا چشم بسته در کنار سایر کارگران نفت دستگیر شده در راهرو زندان نشاندند. در دو سوی این راهرو و سلولها و اطاقهای شکنجه و بازجویی قرار دادند. من از زیر چشم بند میتوانستم منظره وحشتناکی را که در راهرو بود ببینم. زمین پوشیده از خون بود. در حدود ١٥ نفر در گوشه و کنار راهرو با پاهای مجروح و باندپیچی شده و لت و پار رها بودند. من میتوانستم صدای فریاد و نالۀ کسانی را که شکنجه میشدند را بشنوم. هنوز هم بطور زنده صدای فریادهای زنی را که بیوقفه بین ساعت ٢ تا ٦ صبح شکنجه شد و زیر شکنجه مرد میتوانم بشنوم. بدن بی جان این زن ساعتها پس از مرگش در راهرو رها شده بود.
طنز آمیز است که قبل از دستگیریم در نشریات برخی از گروههای سیاسی خوانده بودم که شایعاتی که از طرف عوامل ضد انقلابی امپریالیسم در مورد شکنجه در زندانهای ایران پخش میشود واقعیت ندارند.
مرا هشت روز با چشمان بسته در راهرو زندان نگه داشتند. بعد از دوازده روز بازجویی من شروع شد. مرا با کابل شلاق زدند و از پاهایم به سقف آویزان کردند. نحوه و شدت شکنجه طوری بود که بسیاری از زندانیان در زیر شکنجه و به هنگام بازجویی میمردند. رژیم اسلامی فقط به دنبال کسب اطلاعات از زندانی نبود بلکه آنها میخواستند زندانی را تا حد نفی تمام باورهایش در هم بشکنند. آنها حتی کوشش داشتند که زندانیانی را محکوم به مرگ بودند قبل از اعدامشان از نظر روحی و سیاسی نابود کنند. برخی از نادمین را مجبور میکردند که در اعدام رفقای خود شرکت کنند. کتک، شکنجه و تحقیر زندانی هیچ پایانی نداشت. بعلاوه، ما تنها زندانی رژیم نبودیم ما همچنین زندانی پاسداران نیز بودیم آنها هر طور که دلشان میخواست با ما رفتار میکردند.
من در کنار ٨٤ زندانی دیگر و در یک سلول ٥ در ٦ متر زندانی بودم. چند تن از نادمین نیز در میان ما بودند که جاسوسی ما را میکردند. یک تلویزیون مدار بسته بود که نطق ملاها را نشان میداد و نگاه کردن به این نطقها اجباری بود. هر روز صبح ما را برای چند دقیقه به حیاط زندان میبردند که سرود خمینی ای امام را بخوانیم. تنها سه بار در ٢٤ ساعت و هر بار به مدت ٢٠ دقیقه در سلول ما را باز میکردند که از توالت و دستشویی استفاده کنیم. فقط ٢ توالت و دستشویی وجود داشت و در آن مدت کوتاه ٨٤ زندانی باید از آنها استفاده میکردند. تقریباً پاهای تمام زندانیان زخمی و چرکین بود. تعداد زیادی از زندانیان عفونت کلیه داشتند و از این رو مجبور بودند که از ظروف پلاستیکی برای ادرار در سلول استفاده کنند. سلول مانند چاه مستراح بوی تعفن میداد. فقط یک تخت دو طبقه در سلول بود که زندانیان تنها روی آن مینشستند. بخاطر کمبود فضا عده‌ای شبها و عده‌ای روزها میخوابیدند. ما را همیشه نیمه گرسنه نگاه میداشتند. ٢ سال اولی را که در زندان بودم غذای ما شامل کمی نان، کره، پنیر، خرما و چایی بود. از اواسط سال ١٩٨٣ سیب زمینی و برنج به غذای ما اضافه شد. در ٢ سال اول حق ملاقات نداشتیم. بخاطر تعداد عظیم دستگیری‌ها شرایط هرج و مرج بر زندانها غالب بود. زندانیانی وجود داشتند که بین ٣-٢ سال در زندان بودند اما هیچ ردی از آنان در دفاتر زندان نبود. در بسیاری مواقع، گاردها اسم زندانیانی را برای ملاقات صدا میکردند که اعدام شده بودند. دادگاهی وجود نداشت و زندانیان را ملاها خود در زندان محاکمه میکردند. ملاها بعد از خواندن جملاتی به عربی و پرسشی کوتاه در مورد اعتقادات اسلامی آنان، مجازات زندانی را به او ابلاغ میکردند.
به مدت ٤ سال و ٣ ماه مرا مرتباً در آن زندان شکنجه کردند تا به عضویت خود در گروههای سیاسی اعتراف کنم. بالأخره زمانی که دریافتند من هیچ وابستگی سازمانی ندارم در تاریخ ٢١/١١/١٣٦٤ مرا با ضمانت بمبلغ ٥٠٠ هزار تومان آزاد کردند.
بعد از رهاییم من رابطه‌ام را با گروهی از کارگران برقرار کردم. بدبختانه چند تن از کارگران این گروه دستگیر شدند و رژیم بار دیگر در صدد دستگیری من برآمد. این مسأله فقط چند ماه پس از آزادی من اتفاق افتاد. من یک ماه در شمال ایران مخفی شدم و سپس به پاکستان فرار کردم.
قبل از آمدن به انگلستان به مدت دو و نیم ماه در کراچی بودم. در حدود هشت هزار تن از پناهندگان ایرانی در پاکستان بودند. بیشتر آنان جوانانی بودند که بخاطر فرار از شرکت در جنگ ایران و عراق به پاکستان گریخته بودند. وضعیت پناهندگان ایرانی در پاکستان واقعاً دهشتبار است. ما هیچ امنیتی در پاکستان نداشتیم. جان ما دائماً از طرف ماموران رژیم ایران تهدید میشد. ما بطور دائم مورد تعقیب و آزار و اذیت و حمله این اوباشان بودیم. آنها حتی از سلاحهای سنگین برای حمله به محل سکونت پناهندگان استفاده میکردند. یکبار وقتی که ما یک نشست اعتراضی در مقابل دفتر سازمان ملل و در اعتراض به وضعیت اسفبار پناهندگان و عدم توجه سازمان ملل به مسائلمان داشتیم این اوباشان به ما حمله کردند. آنها بعضی از تظاهر کنندگان را دزدیدند. زمانی که من در پاکستان بودم یک از تن ایرانیان به قتل رسید. به هتل من چندین بار حمله کردند. زندگی برای پناهندگان ایرانی در پاکستان بهتر از ایران نبود. بوروکراسی پناهندگان را در شرایط مشکل و بلا حلی در پاکستان و ترکیه قرار میدهد. سازمان ملل تقاضای پناهندگی از پناهندگان را نمیپذیرد مگر اینکه آنها پس از ورود، خود را به پلیس محلی معرفی کنند. اما به محض این که پناهندگان خود را به پلیس معرفی کنند پلیس آنها را به جرم ورود غیر قانونی دستگیر میکند. پلیس میتواند آنها را بخاطر این جرم به ایران باز گرداند و یا زندانی کند. در چنین شرایط نامعقولی پناهندگان ممکن است هرگز نتوانند فرصت درخواست پناهندگی داشته باشند. این بی حرمتی واقعا عظیمی است.
با وجود اینکه من یکی از معدود افرادی بودم که از طرف سازمان ملل در پاکستان رسماً به پناهندگی پذیرفته شدم، اما تمام مدت در حال فرار و گریز بودم. ماموران رژیم ایران حتی به دفاتر سازمان ملل در پاکستان نیز نفوذ کرده بودند. بمحض اینکه پناهندگان آدرس خود را به مقامات سازمان ملل در پاکستان میدادند اماکن مسکونی آنان مورد حمله اوباشان قرار میگرفت. یک بار، فقط دو روز پس از این که آدرس هتل سکونت خود را به سازمان ملل دادم به آن هتل حمله شد. من توانستم که از طریق پشت بام فرار کنم اما اوباشان پسرم را دزدیدند و یک هفته او را نگه داشتند. بخاطر تبلیغات خصمانه و نامطلوب وسائل ارتباط جمعی در پاکستان، مردم پاکستان نظر بسیار نامساعدی نسبت به پناهندگان دارند. پناهندگان ایرانی در پاکستان از یک طرف مورد آزار و حمله پلیس و اوباشان و نفرت عمومی هستند و از طرف دیگر توسط شیادانی که وعده مدارک جعلی و ویزای کشورهای اروپایی را میدهند فریب خورده و دار و ندار خود را از دست میدهند. داستان تأسف‌بار و غم انگیزی است. من پناهندگان ایرانی بی چاره و نا امید بسیاری را در پاکستان دیدم.
از آنجا که ماندن در پاکستان برایم خطرناک بود و زندگیم در معرض تهدید بود تصمیم گرفتم که ریسک کنم و پاکستان را با پاسپورت کسی دیگر ترک کردم. من در ٢٤ آگوست سال ١٩٨٧ وارد لندن شدم و در فرودگاه تقاضای پناهندگی کردم. مرا به مدت ٤٨ ساعت بازداشت کردند و پس از تحقیقات آزاد شدم. وقتی که در بازداشت بودم مأمور از من سئوال کرد که چایی دلم میخواهد بخورم یا قهوه؟ چون فکر میکردم که دارد سربسرم میگذارد ساکت ماندم و فقط نگاهش کردم. لابد فکر کرد که به نوعی اختلال حواس دچارم. اما در واقع من مقصر نبودم تنها تصور من از بازداشتگاه، تجربه دهشتناکم از زندان های ایران بود. بنابراین من انتظار هیچ نوع رفتار انسانی را در حبس نداشتم. پس از دو ماه از ورودم من بطور رسمی به پناهنگی پذیرفته شدم. در حال حاضر در صدد سر و سامان دادن به وضع خود در این مملکت هستم. مشکل زبان، کمبود پول، عدم وجود خدمات مناسب و کافی برای پناهندگان از مشکلات عمده من از زمان ورودم به این مملکت هستند. تنها کمکی که تا به حال به من شده است از طرف دوستان ایرانیم در این مملکت بود.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

***********************

آن روزنه صبح ٫ به یاد رفیق یداله خسروشاهى

از ٤ فوریه ٢٠١٠ (١٥ بهمن ١٣٨٨) ٦ سال می گذرد، روزی كه زنده یاد رفیق یداله خسروشاهی، کمونیست و فعال سرشناس كارگری را از دست دادیم. او كارگرپیشروی بود كه به مدت ٥٠ سال به گونه خستگی ناپذیر و سرشار از انرژی برای سربلندی و كسب حقوق كارگران تلاش كرد. كسی كه تا آخرین روزهای زندگی پربارش در دفاع از تشكلات مستقل كارگری و جلب حمایت بین المللی از كارگران ایران فعالیت كرد. رفیق یداله برای خدمت به طبقه ی كارگر همیشه آماده بود. برای او این كار معنای زندگی می داد. در سالگرد او، برای بزرگ داشت خاطره اش مقطع كوتاهی از جنب و جوش او را انتخاب كردم تا شاید بتوانم با ذكر آن ضمن تجدید یادی از وی، تصویری از ابعاد و حجم فعالیت ها و كوشش های مستمر او به دست دهم.

تلاش های یداله از ٢٠ تا ٢٥ ماه مه ١٩٩٧ در دانمارك
در ١٦ فوریه ١٩٩٧ حركت اعتراضی كارگران صنعت نفت تهران به شدت سركوب شده بود. رفیق یداله برای انعكاس اخبار مبارزات و سركوب كارگران دمی آسوده نبود و در تك وتاب بود. در آن زمان جمعی از ایرانیان در دانمارك "كمیته حمایت از نفتگران" تشكیل داده و از رفیق یداله دعوت كرده بودند از ٢٠ تا ٢٥ ماه مه به منظور تماس با مسئولین اتحادیه های مختلف، احزاب و فعالین چپ، رسانه ها و نمایندگان مجلس دانمارك به این كشور سفر كند. شرح كوتاهی از تلاش هایی كه زنده یاد یداله طی این مسافرت انجام داد، در نشریه كارگر تبعیدی شماره ٣٧ (یونی سال ١٩٩٧) درج شده است. من تیتروار آنها را ذكر می كنم:
٢٠ ماه مه ١٩٩٧: حضور در جلسه ی احزاب چپ دانمارك كه در مجلس این كشور نماینده داشتند. مصاحبه با
نشریه ی "اطلاعات" دانمارك. مصاحبه با یك رادیوی دانمارك. ملاقات با بخش بین المللی اتحادیه ی كارگران دانمارك.
٢١ ماه مه ١٩٩٧: ملاقات با اعضای اتحادیه ی فلز. ملاقات با كارگران فعال در بخش آبجو سازی. ملاقات با مسئولین اتحادیه ی برق كپنهاگ. ملاقات با فعالین كارگری در بخش انبار. ملاقات با فعالین اتحادیه ی مددكاران اجتماعی. شركت در جلسه ی حزب انترناسیونال سوسیالیست دانمارك.
٢٢ماه مه ١٩٩٧: ملاقات با نمایندگان اتحادیه ی ملوانان دانمارك. ملاقات با فعالین كارگری بیمارستان های فنلاند. ملاقات با فعالین انجمن بین المللی كارگران دانمارك. ملاقات با فعالین اتحادیه ی كارگران غیرماهر.
٢٣ ماه مه ١٩٩٧: حضور در جلسه ی نمایندگان اتحادیه ی كارگران الكتریكی "رادیومتر" كه در محل كارخانه صورت گرفت. سخنرانی در حضور تعدادی از فعالین سیاسی و نیز شماری از نمایندگان مجلس دانمارك. سخنرانی در مراسم شب همبستگی كارگران ایران و دانمارك.
٢٤ ماه مه ١٩٩٧: شركت در جلسه ی فعالین كمیته ی حمایت از نفتگران ایران در دانمارك. حضور در سالن میز كتاب فعالین سیاسی و گفتگو با آنان در مورد تشكلات كارگری در ایران.
٢٥ ماه مه ١٩٩٧: مصاحبه با رادیوی فارسی زبان كپنهاگ.
در هر یك از این نشست ها او ضمن تشریح شرایط و موقعیت كارگران ایران و به ویژه كارگران نفت، مرتب فعالین اتحادیه های مختلف را مورد خطاب قرار می داد كه از نمایندگان اعزامی خود به كنفرانس جهانی كار كه در ماه ژوئن همان سال در ژنو برگزار می شد، بخواهند قطع نامه ای در حمایت از كارگران ایران و محكوم كردن رژیم جمهوری اسلامی به این كنفرانس ارائه دهند. او متن این قطع نامه را نیز همراه داشت و به مخاطبانش ارائه می داد.
رفیق یداله در خدمت به جنبش كارگری خستگی نمی شناخت و از عواقب احتمالی كه در كمین او نشسته بودند، هراس نداشت. به یاد دارم كه در آلمان یكی از دبیران فدراسیون اتحادیه های آلمان(د. گ. ب) به نام آقای سیمبال كه به شرایط كارگران ایران علاقه نشان می داد، در تلاش بود كه برای افشاء نمودن ماهیت ضدكارگری تشكیلات خانه كارگر جمهوری اسلامی، كنفرانسی با حضور نمایندگان این تشكیلات و نمایندگان كارگران پناهنده ی ایران برگزار كند. این موضوع در زمانی تدارک دیده می شد كه رژیم جمهوری اسلامی با بسیج مزدوران خود به اروپا علنا مخالفین خود را ترور می كرد. با این حال رفیق یداله اولین كسی از میان كارگران پناهنده بود كه بدون شرط و شروطی، بی پروا و با حرارت و با كمال میل چنین دعوتی را پذیرفت. در حالی كه هیچ تضمینی برای حفظ امنیت او وجود نداشت، تاكید داشت كه اگر چنین جلسه ای برگزار شود، به هر قیمتی در آن شركت خواهد كرد، تا مزدوران خانه كارگر را افشا كند.
یداله صدای كارگران بود. از هر فرصتی برای مطرح نمودن خواسته ها، آلام، مبارزات و تلاش های آنان استفاده می كرد. او پیگیرانه در خدمت كارگران بود. زندگی و عطش تغییر دادن در او جاری بود، پرشور ، پرغوغا و روان! یادش در ما جاری است. راهش مستمر باد

حمید نوشادی

***********************

پنج سال شد

یدالله خسروشاهی یکی از برجسته ترین مبارزان طبقه کارگر، رفیق، همکار و یار گرامی و عزیز ما در اتحاد بین المللی، امروز دیگر پنج سال است که در میان ما نیست. در تمام این مدت جایش در کنار ما خالی بوده است و حفره ای بزرگ در فعالیت های ما که تنها او می توانست پرش کند، همواره رنجمان داده است.
با مرگ نابهنگام یدالله خسروشاهی در۴ فوریه ۲۰۱۰ طبقه کارگر و جنبش ضد سرمایه داری و سوسیالیستی ایران و جهان یکی از یاران صمیمی، صدیق و وفادار و یکی از رهبران خستگی ناپذیر خود را از دست داد.
یدالله خسروشاهی، چه در مبارزاتش در میان کارگران صنعت نفت در دوران سلطنت پهلوی و سپس تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، چه در دوره حبس های طولانی در این دو رژیم سرکوبگر سرمایه داری و چه در فعالیت های خود در خارج از کشور در دوران پناهندگی همواره بر آرمان خود بعنوان فرزند زحمتکش و رنجدیده طبقه کارگر وفادار ماند. یدالله خسروشاهی بر این باور بود که طبقه کارگر در مبارزات خود نه فقط دست یابی به یک زندگی بهتر بلکه در همان حال باید نابودی کلیت نظام سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم و محو استثمار را هدف قرار دهد. او هیچگاه از تلاش در عرصه های متنوع این مبارزه طبقاتی دست برنداشت و تا پیش از سکته ناگهانی اش که منجر به درگذشت وی شد مشغول فعالیت و تاثیرگذاری بود.
یاد یدالله و تمام جان باختگان جنبش کارگری و سوسیالیستی را گرامی می داریم و از تجاربشان می آموزیم. در گرامیداشت یدالله خسروشاهی بسیاری از فعالین و نهادهای کارگری و سازمانها و احزاب چپ و کمونیستی با نوشتن مطالبی به نقش ارزنده او در مبارزات طبقه كارگر ایران در نیم قرن اخیر پرداخته اند. صفحه یدالله خسروشاهی در سایت اتحاد بین المللی که بزودی به روز خواهد شد شامل مطالب متعددی از او و در باره اوست که امیدواریم کمکی باشد به شناخت بیشتر از یدالله و فعالیت هایش و نقش برجسته ای که یدالهپ خسرو شاهی در مبارزات طبقه کارگر ایفاء کرد.

یادش همواره گرامی باد

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ فوریه ۲۰۱۵

***********************

یاد یداله خسرو شاهی گرامی باد

چهار سال پیش، در ۴ فوریه ۲۰۱۰ یداله خسروشاهی از میان رفت. او در جنوب داغ و از دل کار و مبارزه بالید و در سرمای تبعید در حالی که تا آخرین روزهای زندگی همچنان به راه رهایی کارگران می اندیشید و در این راه مبارزه می کرد، به ناگاه خاموش شد. نام او اما به عنوان فعال و رهبر آگاه و سخت کوش مبارزه کارگران در تاریخ صد ساله جنبش کارگری ایران و به ویژه در سیر مبارزات کارگران نفت که از فصول بلند این تاریخ است، برای همیشه باقی خواهد ماند. این تاریخ، با کار، استثمار، خون، اعتراض، زندان و مبارزه برای رهایی از سلطه سرمایه رغم خورده است و زندگی یداله خود بخشی از این تاریخ پر فراز و فرود و بیانگر تلاش خستگی ناپذیر برای گشودن مسیری دیگر در این تاریخ است. او هم زندان رژیم شاه و هم زندان رژیم جمهوری اسلامی را تجربه کرد و سر انجام نیز خود را در تبعید یافت ودر تبعید خاموش شد. او اما در همه حال و تا پایان به آرمان خود و طبقه ای که به آن تعلق داشت وفادر ماند. خود را رهروی می دید در راه طولانی آزادی طبقه کارگر.
یداله خسروشاهی ازتجارب و مبارزه کارگران و دیگر فعالین برجسته کارگری از جمله از یوسف افتخاری و علی امید و نقش آنان در سازماندهی مبارزات کارگران در صنعت نفت بسیار آموخته بود. زندگی و مبارزه یداله خسروشاهی نیز خود درسی است در کمک به از میان برداشتن موانع بر سر راه پیش روی جنبش کارگری؛ جنبشی که افق و پایانش رهایی طبقه کارگر و جوامع بشری از قید نظام استثمارگر سرمایه داری است. این راه پراز رهرو است.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ فوریه ۲۰۱۴

info@workers-iran.org
http://www.workers-iran.org / http://www.etehadbinalmelali.com

***********************

یداله خسروشاهی، آبشاری از تجربه و مبارزه

در عرصه ی جنبش کارگری

نظام سرمایه داری هر روز و هر لحظه در پی کاهش بهای نیروی کار، از هیچ کاری دریغ نکرده است؛ از سرکوب عریان تا ارایه ی قوانین فریبنده، از نظریه پردازی آکادمیک تا آویزان شدن به حقوق بشر! از سوی دیگر نبرد همواره ی طبقه ی کارگر در کشاکش تضاد نیروی کار و سرمایه بر کسی پوشیده نیست، گرچه کارگران آگاه در کانون این مبارزه ی نابرابر، هستی و منطق سرمایه را به مصاف کشیده اند، اما مکانیسم مبارزه در قالب جنبش طبقاتی طبقه ی کارگر در برابر پیچیدگی ها و تحولات نظم سرمایه، دارای سایه روشن های بسیاری است که بدون توجه به آنها مبارزه ی طبقه ی کارگر بدون هویت طبقاتی خویش حاصلی نخواهد داشت. از هیاهوی سازمان ها و احزاب بگذریم که امروزه روز به مشاوران به اصطلاح چپ نظام سرمایه داری به مفاهیمی همچون حقوق انسانی، آزادی سیاسی و آسایش برای همه می پردازند بدون اینکه طرح و برنامه ای مشخص در جهت منافع طبقه ی کارگر ارایه دهند و بی شک مبارزه ی طبقه ی کارگر با همه ی ساختار نظم موجود و رهایی از رابطه ی اجتماعی موجود است، رهایی کامل از خرید و فروش نیروی کار، رهایی از ابزار بودن انسان و رهایی از جدایی فرآیند تولید و سرانجام مبارزه ای برای ایجاد بستری که زندگی اجتماعی را به معنای واقعی به ارمغان آورد.
آری یداله خسروشاهی، مبارز کارگری بود که این سایه روشن ها را شناخته بود و با کوله باری از تجربه، در اندرون جنبش کارگری مبارزه می کرد، از سویی به مبارزات عملی کارگران تکیه داشت و از سوی دیگر تلاش می کرد هویت طبقه ی کارگر مخدوش نشود، به موازات آن با بررسی و مطالعه ی مستمر، مکانیسم استثمار را در شرایط کنونی پی می گرفت تا افشا کند و از همه مهم تر، برآیند اینها را در مبارزه ی خود و هم طبقه ای هایش به کار می بست تا سرمایه ستیزی را آگاهانه و با چشم اندازی کمونیستی انجام دهد. خشونت روزافزون نظام سرمایه، فقر و گرسنگی و ستم و بی حقوقی و نا امنی و بی ثباتی و ازخودبیگانگی را بر جامعه ی جهانی تحمیل کرده است، یاد یداله گرامی باد که می گفت: در چنین شرایطی، بدیهی است که جامعه به ویژه کارگران، اعتراض و اعتصاب و حتا با خیزش خود مبارزه کنند، اما چنانچه کارگران با هویت طبقاتی خویش مبارزه کنند و در کشاکش مبارزه ی عملی خویش به سازمان یابی و تشکل یابی بپردازند، آنگاه حاصلی خواهد داشت.
چهارمین سالروز خاموشی رفیق یداله بهانه ای است تا با صدایی بلند و از صمیم قلب فریاد برآوریم که نه تنها فراموشش نمی کنیم، بلکه به مبارزات درخشان و اثرگذار او ارج می نهیم و به دستاوردهای وی "مبارزه ی کارگران با هویت طبقاتی خویش" و " تشکل یابی کارگران با هدف سرمایه ستیزی" اشاره می کنیم تا مبارزات طبقه ی کارگر در مسیری درست و به دور از هیاهوهای طرفداران تقلبی کارگران، پیشروی کند و آنگاه رشد و آگاهی آفریده شده از مبارزه ی متشکل کارگران در عرصه های مختلف جامعه نهادینه و بستر زندگی اجتماعی با هدف رهایی انسان از تار و پود نظم نابرابر موجود فراهم شود.
راهش ماندگار باد و یادگار رفتار اجتماعی و روزمره اش که بوی زندگی را می پراکند، جلوه ای است که شادی را، آواز را، لبخند را، جوش و خروش را، پویش و رشد یابندگی را، مترقی بودن را و سرانجام خوش روزگاری را به نمایش می گذارد تا شیوه ی زندگی آلایش و پالایش یابد. یداله خسروشاهی نه تنها در خاطراتمان و شیوه ی مبارزاتمان هماره زنده است، بلکه افتخاری است که در تاریخ پر فراز و نشیب جنبش کارگری برای همیشه ثبت شده است.

ساسان دانش

چهاردهم بهمن ۱٣٩۲، برابر با سوم فوریه ۲۰۱۴

***********************

گرامی باد یاد رفیق یداله خسروشاهی

۱٣٨٨-۱٣۲۱

۴ فوریه ٢٠١٠( ١۵ بهمن ۱٣٨٨) رفیق یداله خسرو شاهی چهره سرشناس جنبش کارگری از میان ما رفت. اکنون ۴ سال از فقدان یداله این سازمان گر برجسته و خستگی ناپذیر کارگری می گذرد.
برای گرامی داشت یاد یداله بهترین راهی که به نظرم رسید درج نظر او در باره تشکلات مستقل کارگری است. برای یافتن چکیده ای از نظرات او در این باره نگاهی به شماره های مختلف نشریه «کارگر تبعیدی» انداختم. این نشریه توسط کارگران پناهنده از سال ١٣٦٧ تا سال ١٣٧٦ منتشر می شد. در شماره ٢٧ این نشریه که در مرداد ماه ١٣٧٣ منتشر شد، گفتگوی مفصلی با یداله صورت گرفته بود. بخشی از این گفتگو سوالاتی در باره نظر وی پیرامون تشکلات کارگری بود. این گفتگو در شماره بعدی نشریه نیز ادامه یافت. من تنها قسمتی از این گفتگو را که رفیق یداله در حدود ١٩ سال پیش، نظر خود را به گونه فشرده و مستقیم در باره تشکلات مستقل بیان می کند، انتخاب کردم و آن را در ادامه مطلب جهت گرامی داشت خاطره این فعال دوست داشتنی جنبش کارگری درج می کنم. کسانی که علاقه مند هستند متن کامل گفتگوی نشریه کارگر تبعیدی با یداله را مطالعه کنند و به نشریات کارگر تبعیدی آن زمان دسترسی ندارند، می توانند با آدرس ای میل من١ تماس بگیرند و خواهان متن کامل مصاحبه شوند، من با کمال میل متن کامل را برای آنها ارسال خواهم کرد.

مصاحبه با رفیق یداله خسرو شاهی (قسمت اول)
برگرفته از نشریه کارگر تبعیدی، سال هفتم، مرداد ماه ۱٣٧٣

...
سئوال: مایل هستیم تا بخشی از این مصاحبه را اختصاص دهیم به برداشت و نظرات شما در باره ی تشکل های مستقل کارگری و حزب طبقه کارگر. اولین سئوال ما در این زمینه این است که شما به طور مشخص چه برداشتی از تشکل مستقل کارگری دارید و اساسا مفهوم استقلال را در این رابطه چگونه تعریف می کنید؟
جواب: تاکنون تعبیر و تفسیرهای مختلفی از تشکل های مستقل کارگری شده است و هر گروه و دسته بنا بر تمایل خود آن را تعریف نموده است. گروهی آن را صرفا در محدوده ی اقتصادی یا به قولی «غیر سیاسی» قلمداد کرده اند و الگوی آنها نیز از تشکل مستقل کارگری اتحادیه های کارگری مشابه اروپای غربی است. این ها آشکارا تاکید می کنند که گویا تشکل مستقل همیشه جدا از حرکات و تحولات سیاسی عمل می کند. برخی دیگر می گویند که مفهوم استقلال صرفا به معنای استقلال از بورژوازی است و با تعریفی که از چگونگی این استقلال ارائه می دهند نشان می دهند که درک صحیحی از جایگاه و عمل کرد واقعی تشکل کارگری ندارند.
به نظر من مفهوم استقلال هم شامل سازمان یابی مطالبات اقتصادی طبقه کارگر و هم شامل مطالبات سیاسی آن است. بدین معنی که تشکلی مستقلانه و تواما هر دو عرصه را با هم پیش می برد و در این مفهوم تشکل واقعی طبقه کارگر هم سیاست و هم اقتصاد را از زاویه منافع و آرمان طبقه پیش می برد. طبیعی است که تشکل مورد نظر من نسبت به تمامی اقشار سرمایه دار و غیر کارگری مستقل عمل می کند. و اما در باره تشکلات صنفی طبقه کارگر ( مانند اتحادیه ها، سندیکاها، انجمن های صنفی) که تشکلات فی الحال موجود و توده ای طبقه کارگر هستند: تمامی کارگران با هر تفکر، نظر و ایدئولوژی می توانند به عضویت آن در آیند و اهداف خود را پیش ببرند. در این تشکلات قطعا کارگران کمونیست فعال خواهند بود. هدف این کارگران نشان دادن هر چه عیان تر تضاد موجود میان کار و سرمایه به کل توده ی کارگران از طریق حاد کردن مبارزات اقتصادی و سوق دادن این مبارزات به سمت حرکت های سیاسی است. اما مسئله مهم این است که چگونه می توان از فاسد شدن این تشکلات به وسیله کارمندان تمام وقت و تبدیل شدن آن ها به ابزار بورژوازی جلوگیری کرد. به عقیده من اداره و حرکت آین تشکل ها مشخصا بایستی به دست خود کارگران و از طریق انتخاب نمایندگان واقعی کارگران شکل گیرد. مکانیزم این تشکلات باید به نحوی باشد که کارگران هر لحظه که مایل بودند و اراده کردند، نماینده منتخب را پائین بکشند. هم چنین لازم است در اساس نامه این تشکل ها قید شود که دستمزد انتخاب شوندگان به همان میزانی که قبلا دریافت می کردند باشد و نه بیشتر. در عین حال بهتر است ماده ای قید گردد که بدون رای جمعی و اکثریت کارگران هیچ تشکلی به نمایندگی آن ها نمی تواند افرادی را به مناصب و رتبه های دولتی ارتقاء دهد و یا وکیل مجلس و ... کند.
اما در باره جایگاه تشکل های توده ای (صنفی) در مبارزه ی طبقاتی و سیاسی نکته ی مهم این است که باید در درون تشکل های صنفی، دموکراسی کارگری حکم فرما باشد. همه سازمان های سیاسی و یا کارگران طرفدار آنها باید بتوانند عقایدشان را تبلیغ کنند و حتی اگر اکثریت کارگران عضو یک تشکل صنفی طرفدار حزب یا سازمان خاصی هستند باید بتوانند از آن حمایت عملی کنند، اما نباید به هیچ وجه یک تشکل توده ای طبقه ی کارگر تبدیل به ابزار و وسیله یک سازمان یا حزب خاصی گردد (مانند شورای متحده ی مرکزی و رهبریت ١۴ نفره حزب توده و یا نمونه های مختلفی که جاهای دیگر وجود داشته است.) وجود کارگران کمونیست در پیشاپیش و راس تشکل های توده ای-صنفی کارگران بدین معناست که این تشکل ها می کوشند خواسته های صنفی را به سمت خواسته های سیاسی سوق دهند و هم چنین در مقطع مشخصی اعتراضات و اعتصابات را تا سرنگونی رژیم سرمایه داری سازمان بدهند.
سئوال: رفیق یداله بدین ترتیب جا دارد تا نظرات و یا برداشت خودتان را از تشکل سوسیالیستی (حزب) طبقه کارگر هم توضیح دهید. شما در مقاله ی «حزب به زبان ساده» (کارگر تبعیدی شماره ی ١٨) چهارچوب کلی نظرتان را در باره ی حزب کارگران کمونیست ترسیم نموده اید. هم چنین در مقاله ی «چشم انداز» (کارگر تبعیدی شماره ی ٢١) تشکیل حزب در ایران را تنها از طریق رهبران جنبش کارگری که اکنون در ایران و در کوران مبارزه ی طبقاتی قرار دارند امکان پذیر دانسته بودید. این دو مقاله مورد استقبال تعداد زیادی از کارگران کمونیست قرار گرفته است، بنابراین ضرورت دارد تا جهت شفافیت بخشیدن به نظرات خودتان توضیحات بیشتری در این باره بدهید. نکته ی دیگر این که به عقیده ی شما برای این که چنین حزبی را کارگران با قوای منحصر به فرد خود و به نیروی خود تشکیل دهند چه تدارکات و مقدماتی را در شرایط فعلی باید فراهم نمایند؟ به طور مشخص کارگران کمونیست پناهنده برای تسریع این روند چه وظایفی را باید در پیش روی خودشان قرار دهند؟
جواب: قبل از پرداختن به سئوالات شما در این زمینه لازم است تا در باره ی دو نوشته ی مورد اشاره شما توضیح کوتاهی بدهم.
من دو مطلب «حزب به زبان ساده» و «چشم انداز» را به عنوان چهارچوب یک طرح کلی و با هدف کار روی این مسئله و برخورد اصولی و رفع نارسایی های آن توسط رفقای مختلف بیان کردم و امیدوار هستم که سایر رفقا نیز نظراتشان را در این زمینه بنویسند تا با اتکا به خرد جمعی بتوانیم به یک پلاتفرم و برنامه ای که شایسته ی جمعی کارگر کمونیست باشد دست یابیم. پس با این مقدمه به سئوال شما پاسخ می دهم: به نظر من تجربه ی تاکنونی «تشکلات سیاسی طبقه ی کارگر» عدم کارآیی خود را در عمل به ثبوت رسانده است و موفق ترین انقلاب سوسیالیستی را به خاطر ساختار و ترکیب رهبری آن به بن بست کشانده است تا جایی که به کل جنبش سوسیالیستی در سطح جهان آن چنان ضربه ای وارد آمده که اولا یک عقب نشینی عمومی را در برابر بورژوازی جهانی در برداشته است و در ثانی مبارزین را دچار سرگیجه و آشفته فکری عظیمی نموده است. این تجربیات عظیم به ما آموزش می دهد که بازنگری اساسی نسبت به تشکل سیاسی طبقه کارگر را در دستور کار خویش قرار دهیم و با تمامی توان و انرژی روی آن کار کنیم وعلل شکست احزاب کمونیست تاکنونی را مورد بررسی جدی قرار دهیم و برای جلوگیری از شکست های آتی با استفاده از تجربیات به دست آمده، سازماندهی تشکل سیاسی را مد نظر قرار دهیم که ضربه پذیری آن به حداقل رسیده و تداوم و شکوفایی روز به روز آن ثثبیت شده و عقب نشینی آن را غیر ممکن سازیم.
برای تشکیل حزب سیاسی طبقه کارگر لازم است مکانیسم هایی را به کار ببریم که ضریب اطمینان ما را افزایش دهد، چرا که شکست مفتضحانه ی احزاب به اصطلاح کمونیست موجود و در اصل «رهبران تئوریک» موجود، آن چنان ضربه ای به جنبش کارگری وارد کرده که تکرار آن طبقه ی کارگر را یکبار دیگر به دنباله رو سایر طبقات تبدیل می کند. از این رو مقطع فعلی، مقطع و زمان حساسی است و وظیفه ی هر فعال کمونیست را صد چندان می کند. لازم است در این مقطع، نیرو و توان خود را جهت سازماندهی تشکل سیاسی طبقه کارگر آن چنان به کار ببریم که بازگشت پذیری هر پیروزی را در آینده غیر ممکن گرداند و سوسیالیسم را به مرحله نهایی خود سوق دهد.
مکانیسم چنین حرکتی را من در دست رهبران و پیشروان مبارز طبقه کارگر می دانم که هم اکنون در حال مبارزه رو در رو با رژیم هستند. من معتقدم که تنها کلید و ابزار راه گشایی به یک جامعه ی کمونیستی و بدون طبقه، هژمونی واقعی و نه صوری طبقه کارگر بر سرنوشت سیاسی- اقتصادی جامعه می باشد.
برای دست یابی به چنین هژمونی (واقعی) مکانیسم « حزب کارگران کمونیست» را تا پیروزی انقلاب سوسیالیستی قبول داشته و پس از آن قدرت شوراها در تمامی سطوح کشور از پایین تا بالاترین رده ها، موسسات و تاسیسات مورد نظر من می باشد. شوراها یی که با آراء افراد به طور آزاد شکل می گیرد و انتخاب کنندگان هر آن که اراده کردند می توانند نمایندگان خود را تعویض نمایند.
بنا به اعتقاد من علت اصلی عدم موفقیت و به انحراف کشیده شدن احزاب سیاسی تاکنون این بوده است که خود را جایگزین طبقه کارگر نموده اند و به جای او تشکل سیاسی طبقه کارگر را رهبری کرده اند. بر همین اساس هم فکر می کنم که نه فرد یا گروه بلکه این ایده و نظر بوده که به بن بست رسیده و شکست خورده است. به عبارت دیگر هسته اصلی انحرافات تاکنونی احزاب سیاسی ترکیب و ساختار تاکنونی حزب سیاسی بوده است و نه انحرافات گروهی یا فردی و یا نقش افراد در یک جامعه که گروهی از آن به عناوینی چون مائوئیسم، استالینیسم و (انور)خوجه ایسم و یا ایسم های دیگر نام می برند. من فکر می کنم نظراتی که می خواهند دوباره همان شکل گذشته از سازماندهی تشکل سیاسی طبقه کارگر را در دستور کار فعلی خویش قرار دهند، هیچ اعتقاد و اعتمادی به رهبریت طبقه کارگر در عمل ندارند و دوباره به شکل جدیدی همان تز «رهبران تئوریک» را مطرح می کنند و می خواهند یک بار دیگر جنبش جهانی کارگری را به شکست بکشانند.
بنابر این من بر این باور م که حزب سیاسی طبقه کارگر بایستی از رهبران و پیش قراولان سیاسی طبقه کارگر که مسلط به ایدئولوژی انقلابی بوده و این ایدئولوژی را تنها راه نجات بشریت می دانند و در عمل نیز آن را سر لوحه کار و مبارزه خود قرار داده اند، تشکیل شود. پایه های اصلی پیشگام پرولتری در صنایع پی ریزی شده و ریشه در کارگران صنعتی داشته باشد.
بنیانگذاران چنین تشکلی در ایران، کسانی باید باشند که مورد اعتماد و قبول کارگران بوده و در کوران مبارزه با رژیم سرمایه داری در داخل کشور باشند. همراه با این طیف از کارگران کمونیست، معتقدم بخشی از روشنفکران انقلابی که از پایگاه طبقاتی خود بریده و در عمل در کنار مبارزین کارگر قرار گرفته و کارگران آن ها را چون کف دست خود بشناسند، می توانند در بنیان گذاری چنین حزبی دخالت موثر داشته باشند و شرکت داده شوند.
من شخصا روی ترکیب کارگری این تشکل تاکید دارم و معتقدم سه چهارم از تشکیل دهندگان این حزب همواره بایستی از کارگران کمونیست و بقیه از روشنفکران باشند. من جمع سیاسی روشنفکران متشکل را به عنوان تشکل سیاسی طبقه کارگر قبول ندارم، حتی اگر با خلوص نیت صد در صد جمع شده باشند. در چنین وضعیتی آن ها تنها می توانند حامی مبارزات طبقه کارگر و فعالیتی پشت جبهه ای داشته باشند و سپر دفاعی در مقابل حملات بورژوازی به کارگران باشند. من شرکت روشنفکران در تشکیل حزب سیاسی طبقه کارگر را به شکل فردی قبول دارم، همان طور که کارگران کمونیست هم به شکل فردی در تشکیل حزب شرکت می کنند.
من معتقد به هیچ برتری دیگری در این حزب برای کارگران نیستم، حال اگر فردی اسم این را می گذارد «حق تقدم»، این دیگر نظر خود اوست. من این را حق طبیعی کارگران می بینم که در حزب خود تعیین کننده باشند و اهرم رهبری در دست آن ها باشد.
بنابر این دیدگاهی که حزب و هسته ی رهبری آن را صاحب مطلق «سوسیالیسم علمی»، و کارگران را توده ی بی شکلی که گویا آگاهی سیاسی باید از «بیرون» به « درون» آنان برده شود می داند، نمی تواند به ابتکارات و قدرت خود کارگران اعتماد داشته باشد. چنین بینشی برای روشنفکران خرده بورژوا که حامل «آگاهی» مورد نظر آن هاست امتیازی ویژه قائل می شود و آنان را بر کارگران مقدم می داند. تجربه تاکنونی جنبش کارگری و کمونیستی درستی این بینش را نفی کرده و بطالت آن را به ثبوت رسانده است.
من اعتقادی به وجود نظام تک حزبی در یک کشور ندارم و یک حزب را نماینده کل طبقه کارگر نمی دانم. معتقدم تفکر «رهبر ایدئولوژیک از برون» یک تفکر نفی شده و مرده است و مربوط به نسل پیشین طبقه کارگر می باشد. معتقدم که رهایی طبقه کارگر تنها با درهم شکستن کل دستگاه دولتی و رفع هر گونه استثمار و تغییر بنیادین سازماندهی اجتماعی کار امکان پذیر است...

جلیل محمودی

۱) Jalil.m@gmx.de

***********************

به یاد یدالله خسروشاهی در سومین سالگرد درگذشتش

سه سال پیش، با مرگ نابهنگام یدالله خسروشاهی، طبقه کارگر یکی از فرزندان عزیز و دوست داشتنی و از فعالین سخت كوش خود را از دست داد.
یدالله خسروشاهی یکی از پر جوش و خروش ترین مبارزین طبقه کارگر ایران در پنجاه سال اخیر بود. یدالله از سازماندهان اعتصابات تاریخی کارگران نفت ایران و از بنیانگذاران و اعضای فعال شورای سراسری کارکنان شرکت نفت در دوران قبل از انقلاب ۱۳۵۷ بود. او در هر دو رژیم سلطنتی و اسلامی به اسارت گرفته شد و تا آخرین لحضات عمرش از آثار شکنجه آن دوران خلاصی نیافت. در خارج از ایران نیز، یدالله کماکان یک فعال خستگى ناپذیر جنبش کارگری و سوسیالیستى و از كوشندگان جلب همبستگی بین المللی کارگری با طبقه کارگر ایران و از فعالین بسیار موثر اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران ایران بود.
دریغا که یدالله خیلی زود از میان ما رفت و در سومین سالگرد درگذشتش کماکان جایش در میان ما بسیار خالیست.
روز یکشنبه سوم فوریه ۲۰۱۳، خانواده و دهها نفر از یاران یداله و بر سر آرامگاه او در شهر لندن حضور یافتند تا یادش را به مناسبت سومین سالگرد درگذشتش گرامی بدارند. رفقا، دوستان و خانواده یدالهی در این گردهمایی یک بار دیگر زندگی پر ارزش و سالیان سال مبارزات خستگی ناپذیر یداله را گرامی داشتند، و تلاشهای بی وقفه او را در دفاع از حقوق پایه ای کارگران و تشکلات مستقل کارگری و برای ایجاد و تحکیم اتحاد و همبستگی طبقاتی ارج نهادند.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ فوریه ۲۰۱۳

***********************

در فقدان یدالله خسروشاهی، سه سال گذشت

روز پنج شنبه چهارم فوریه ٢٠١٢ مصادف با پانزدهم بهمن ١٣٨٨ قلب رفیق یداله خسروشاهی فعال برجسته ی جنبش کارگری برای همیشه از تپش باز ایستاد. نزدیک به سه سال از فقدان این فعال وسازماندهنده جنبش کارگری میگذرد . طی این سه سال جای خالی او، به ویژه در سازماندهی حرکات اعتراضی در خارج کشور در راستای حمایت از جنبش کارگری در ایران محسوس است.
یدالله عزیز! آه که چقدر دلم میخواهد میشد دوباره درکنار هم می نشستیم ومثل گذشته درباره همه چیز صحبت میکردیم ،افسوس، افسوس، افسوس که زود ونابهنگام رفتی و امروز باید در سالگرد تو بنویسم ،باور کن یک روز نیست که از نظرم دور بوده وباشی . در سومین سال فقدان یدالله قصد ندارم خاطره نگاری کنم هر چند برایم شیرین ترآن بود اگر در این رابطه مینوشتم. خاطرات شخصی از یدالله البته مملو از لحظات شیرین و حسرت آمیزی است که در جای خود باید به آن پرداخت اما در این فرصت میخواهم به گوشه هایی از ارث ارزشمندی که یدالله برای فعالین کارگری بجا گذاشت بپردازم.
یدالله طی سالهای متمادی و طولانی تلاش نمود تا تجربیات گرانقدر خود در جنبش کارگری را به کارگران ،فعالین کارگری، همفکران وهمراهانش انتقال دهد. تلاش برای انتقال تجارب چه بصورت شفاهی و چه کتبی و صوتی و تصویری، یکی از سنت های ارزنده ای است که یدالله در تقویت آن میان فعالین کارگری سهم مهمی داشت. مهم ترین تجربه ای که یدالله به فعالین کارگری منتقل کرده و با فعالیت های مستمر و مداوم آن را به دستاوردی غیرقابل برگشت تبدیل کرد ایده و طرح ایجاد تشکلات مستقل کارگری توسط خود کارگران بود. به همین دلیل باید یدالله خسروشاهی را باید بعنوان یکی ازاولین طراحان و بنیانگذاران تشکلات مستقل کارگری در ایران نام برد. یدالله با صبر و شکیبایی و پشتکار برازنده فعالین کارگری صادق و مبارز و بی اعتناء به تفسیرها و نقدهای غیرمنصفانه و مغرضانه برای جا انداختن این طرح میان فعالین کارگری ایران بویژه در سالهای آخر عمر و با وجود بیماریهای متعدد تلاش و سهم رشک انگیزی داشت.
در مبارزات کارگری نیم قرن اخیر نام یدالله خسرو شاهی به عنوان یکی از سازماندهندگان کارگران پالایشگاهای آبادان وتهران برجسته است، همانگونه که در یک قرن اخیر نام علی امید در صدر مبارزات کارگری می درخشد. این برجستگی بخاطر یک ویژه گی مهم این دو شخصیت یعنی رفتارو موضع مستقل و طبقاتی بوده است. البته در این سنت فعالین بیشماری در جنبش کارگری وجود داشته است که انصافآ تلاشهای فراوانی نیز در مبارزات کارگری انجام داده ومیدهند. فعالینی که در داخل ایران از جان مایه گذاشته اند و با تحمل بی حقوقی و محرومیت های اجتماعی، زیر چکمه پاسداران سرمایه داری له میشوند وزندان و شکنجه را به سخره گرفته و در مقابل حکومت فاسد وضد کارگری جمهوری اسلامی و با وجود بیماری ومشکلات فراوان مانند سرو ایستاده اند. این باعث خوشنودی و امیدواری است که باورکنیم که تلاش های پیشینیان به بار نشسته است و علی امیدها و یدالله های فراوانی بارور شده و در میان ما حضور دارند.
اینکه جنبش کارگری ایران چند سالیست به خود باوری رسیده ،تشکل یابی واستقلال تشکلات کارگری مورد توجه و حساسیت کارگران وبخصوص فعالین جنبش کارگری قرار گرفته ، پدیده مهم وحیاتی است که حاصل تلاش بی وقفه وشبانه روزی فعالین وسازماندهندگان درون جنبش کارگری بوده وهست! در این رابطه است که از سهم یدالله خسروشاهی بعنوان یکی از برجسته ترین فعالین کارگری در این عرصه نام برده میشود. وی بخش زیادی از زندگی خود را صرف سازماندهی وتشکل یابی کارگران نموده و نقش ارزنده ای در این راه ایفاء کرده است. یکی از مهمترین اهداف او ایجاد تشکلات کارگری توسط خود کارگران بود. اواز هیچ کوششی در این راه دریغ نمی نمود. یدالله مانند هزاران فعال کارگری به این نتیجه رسیده بود که دیگران نمیخواهند و نمیتوانند منافع وحقوق کارگران را برسمیت بشناسند و ما باید با اتکاء به نیرو و قدرت خود آن را بدست بیاوریم . تمامی کسانیکه با فعالیتهای یدالله و همراهانش طی این سالها آشنایی داشته ودارند به این مهم اذهان میکنند که یدالله نقش بسیار تعیین کننده ای درایجاد تشکلات مختلف داشت و در هر مجلس و مجمعی نقش تاثیر گذار خود را ایفاء مینمود! صداقت ،تجربه کار کارگری ، رفاقت و روحیه وحدت گرایانه او شور خاصی به گردهمایی ها و جمع ها می داد. من که سالهاست بابسیاری از فعالین کارگری آشنایی داشته واز نزدیک با آنان زندگی کرده ام ،ازفعالین سندیکای پروژه ای آبادان تا صنایع پتروشیمی و نفت وفولاد وچند سالی است که در خارج از ایران هستم ، با یدالله و تعداد دیگری از فعالین کارگری همراه بوده و هستم براین باور رسیده ام که فعالین واقعی جنبش کارگری علیرغم اینکه از یک جنس و در کلیات دارای تجربیات گوناکون از گذشته و سرکوب وتحقیر وبهره کشی هستند ،اما بعضی از این دوستان ورفقاء از ویژه گی های خاصی برخوردارند. آگاهی طبقاتی،شهامت،جسارت ،انعطاف پذیری درمقابل اشتباهات قابل اصلاح همراهان، انتقادپذیری واعتراف به اشتباهات خود، استقلال فکری ،قدرت سازماندهی و حفظ وحدت تشکیلاتی و... یدالله این ویژه گی ها را عموما داشت. او همواره تلاش میکرد که فعالین کارگری را به وحدت مبارزاتی تشویق نماید. هیچگاه فراموش نخواهم کرد زمانی که سندیکای کارگران خباز سقز، سندیکای واحد یا سندیکای هفت تپه اعلام موجودیت نمودند با چه وسواسی مسائل آنها را پیگیری میکرد وبا چه تلاش بی وقفه ای سعی بر آن داشت که درکنار و یار ویاور آنها باشد. یدالله همیشه براین مسئله مهم تاکید داشت که ما صرف نظر از نام تشکل یا کسانیکه در این مجموعه هستند باید از تشکلات مستقل دفاع و حفاظت از استقلال کارگری را به آنها مرتبآ یاد آوری کنیم. او در مقابل اخبار حاکی از تاثیرات فرقه گرایانه و انحرافات و ایجاد چند دستگی در این تشکلات بشدت غمگین شده و واکنش نشان میداد. یادم میاد روزی که بر اثر تلاشهای چند ساله یدالله و رفقای دیگر در حمایت از کارگران ایران برای یکی از رهبران سندیکایی ایران توسط اتحادیه های کارگری آی تی اف ویزا صادر شد و این نماینده سندیکا به انگلیس آمد یدالله با چه شوقی برای دیدار با او به محل کنفراس رفت ولی این نماینده که اکنون معروف ش بود با محاسبات غیر کارگری رفتار نامناسبی از خود نشان داده و سفره خود را از فعالین واقعی کارگری در آن اجلاس جدا کرده بود. یدالله که واقعآ از این منش متاثر شده بود همان روز بمن زنگ زد وجریان را تعریف کرد. ناراحتی یدالله بیشتر از رفتار این نماینده با خود مملو از نگرانی از سرنوشت تشکلات مستقل کارگری در آینده بود. من از پشت تلفن فضایی را که او در آن قرار داشت می فهمیدم و اشک در چشمانش را و قلب شکسته اش را حس میکردم. میگفت چگونه بعضی آدمها وقتی شرایط شان عوض میشود خود را گم میکنند. من دلداریش میدادم و به او گفتم که خودت همیشه میگفتی ما از شخص یا اسم خاصی دفاع نمیکنیم و حالا هم همانروز است. همه کسانیکه خود را با ما همراه نشان میدهند ممکن است تا آخر در کنار ما یا بالعکس ما در کنار آنها نباشیم. هستند فرصت طلبانی که در ابتدا خود راگونه دگر نشان داده و تا فرصت مناسبت برای رسیدن به نیات خود را پیداکنند به فعالین مستقل کارگری که در حمایت آنها صمیمی ترین و پیگیرترین بوده اند پشت می کنند. ما از اساس تشکلات مستقل کارگری و آزادی فعالین کارگری دفاع میکنیم و نه از هرکسی بنام فعال کارگری ویاهر تشکل بنام سندیکا یا شورا وانجمن و...کارگری.
شاید بجرات بتوان گفت او از اولین کسانی بود که طرح تشکلات مستقل کارگری را مطرح وتا آخرین روز حیاتش آنرا تبلیغ واز آن دفاع نمود ودر این راه او و فعالین کارگری مانند او مورد بی مهری بسیاری از فعالین سیاسی و اجتماعی و احزاب وسازمانهای کمونیستی نیزقرار گرفتند. همانگونه که سرمایه داری با تمام توان و با قصد نابودی تشکلات وفعالین مستقل کارگری از هیچ اقدامی فروگذار نمی کند، متاسفانه بعضی دوستان نابالغ! طبق یک باور غلط تشکلات مستقل کارگری را کفر محض دانسته و در مقابل آن ایستادگی نموده وکماکان هنوز نیز بر این باور غلط و سنگ اندازی اصرار دارند.آنها معتقدند که تشکلات کارگری باید توسط آنها و تحت نظر وقیومیت آنها باشد. این دلیل اصلی مخالفت های آنان است. خوشبختانه با پایداری واستقبال فعالین کارگری در ایجاد تشکلات مستقل کارگری آنها مجبور به پذیرش این مهم شده اند که هر چیزی باید در جای خود قرار گرفته وتشکلات واقعآ مستقل کارگری نه تنها هیچ تقابلی با احزاب وسازمانها وجریانات کمونیستی و مدافع آزادی و حقوق زحمتکشان ندارند بلکه درصورت احترام به استقلال وحمایت از این تشکلات میتوان همسو ودر کنار یکدیگر مبارزات طبقاتی وضد سرمایه داری را بهتر به پیش برد. سرمایه داری در ایران همواره با این بهانه که فعالین کارگری وابسته به تشکلات سیاسی هستند آنها را سرکوب نموده است. از طرف دیگر وقتی احزاب و تشکلات سیاسی چه وابسته به دولت وسرمایه داری و چه چپ و کمونیست وضد سرمایه داری با الویت قرار دادن منافع حزبی وتشکیلاتی در درون تشکلات کارگری حضور داشته باشند هر دو تاثیرشان مخرب است. اولی با قصد خنثی نمودن تشکلات کارگری وفرمایشی نمودن آن نفوذ میکند ودومی با آوردن اختلافات و رقابت های سیاسی نامربوط به کارگران بدورن جنبش کارگری تشکلات کارگری را دچار چند دستگی و حتی انحلال میکند. تجربه تلخ یک قرن اخیر این مسله را اثبات نموده است. تجربه تلخ شوروی وکشورهای بلوک شرق ،تجربه تلخ چین وبردگی کارگران درچین امروز،تجربه تلخ حاکمیت یک تشکل)سندیکایی( با نام اتحادیه همبستگی که وابسته به سولیدارتی سنتر امریکا وکشورهای سرمایه داری بود در لهستان ،فعالین کارگری را هوشیارتر نموده که باید از این تجربیات تلخ بخوبی استفاده کرد. در تقویت و حفاظت از سنت مستقل و طبقاتی کارگری است که نقش فعالین وسازماندهندگان کارگری مانند یدالله برجسته شده ونبود آنان خلاء ای جبران ناپذیر میگردد.
یاد یدالله خسروشاهی را گرامی میداریم!او همیشه در قلب ما زنده است یاد! اوست که مرتبا وظایف ما را بما یادآوری میکند! این شعر بسیار زیبای شاملوشاعر انسانیت وآزادگی را که بیانگر احساسات قلبی من نیز هست تقدیمش میکنم.

به جست و جوی تو
بر درگاه كوه میگریم
در آستانه دریا و علف
به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم
در چار راه فصول
در چار چوب شكسته پنجره ئی
كه آسمان ابر آلوده را
قابی كهنه می گیرد
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
كه خواهر مرگ است
و جاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد
پس به هیئت گنجی در آمدی
بایسته و آز انگیز
گنجی از آن دست
كه تملك خاك را و دیاران را
از این سان
دلپذیر كرده است
*
نامت سپیده دمی است كه بر پیشانی آفتاب می گذرد
- متبرك باد نام تو
و ما همچنان
دوره می كنیم
شب را و روز را

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

سویس ٢٠١٣.٠١.١٧

علی مبارکی

نماینده سابق سندیکای پروژه ای آبادان واز فعالین اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران درایران

***********************

To the Memory of Yadi PT1 یادی از یدی

 

 

To the Memory of Yadi PT2 یادی از یدی

 

To the Memory of Yadi PT3 یادی از یدی

 

این فیلم " یادی از یدی (کاری نیمه تمام)" ورسیون اول از یک فیلم بلند است و امید است که فیلم کامل آن بزودی آماده نمایش شود. بدین جهت از دوستان محترمأ تقاضا میکنم که حقوق مولف را رعایت کرده تا دچار مشکل نشوند و به متن زیر که به زبان انگلیسی است توجه کامل بکنند

All rights of the producer and of the owner of the recorded work reserved. Unauthorized copying, public performance, broadcasting, duplication, sale, hiring, rental or loan of the recording is strictly prohibited.

Apadana Productions Limited 2012©

Rashid Davari

rashid_davari@hotmail.com

***********************

به یاد یداله و بهزاد

امروز درست دو سال میشود که رفیق عزیز ما و از فعالین قدیمی، مبارز و پیشرو در جنبش کارگری ایران، یدالله خسروشاهی از میان ما رفته است. در این دوسال، برای بسیاری از رفقا و همکاران یدالله روزی بدون خاطره ای از او، مبارزات و تلاشهای خستگی ناپذیرش و نیز بذله گوییهای شیرینش سپری نشده است. یداهلن برای ما همیشه عزیز و جاودانه است. نه فقط در جنبش کارگری ایران بطور علی العموم بلکه در میان فعالین اتحاد بین المللی بخوبی میدانیم جای یدالله و پنجاه سال تاریخ پرافتخاری که وی با آن عجین شده بود براحتی پرشدنی نخواهد بود. یدالله از آن دست فعالین و رهبران کارگرى و سوسیالیست برجسته ای بود که تا آخرین لحظه زندگی برای استقلال طبقاتی و در راه ایجاد تشکل های مستقل کارگری و علیه کل نظام سرمایه داری در جبهه های مختلف در سطح بین المللی مبارزه کرد.
اما سالی که گذشت همچنان که اندوه از دست دادن یدالله را در سینه داشتیم، رفیق عزیز و خستگی ناپذیرمان بهزاد کاظمی را نیز کاملا غیرمترقبه از دست دادیم. اینرا حداقل رفقای اتحاد بین المللی خوب میدانند که با یدالله و بهزاد ما روزی را نمیتوانستیم بدون برنامه ریزی و فعالیت پشت سر بگذاریم. تعهد بی انتها و شور فعالیتهای دخالتگرانه طبقاتی و کارزارهای همبستگی کارگری برای این دو رفیق خوابی باقی نگذاشته بود. ما در تورنتو پنج ساعت از لندن عقب تر هستیم، اما گاها ایمیلها و تلفنهای این دو رفیق را ساعت ده- یازده شب به وقت تورنتو میگرفتیم. گاهی برایشان ایمیل میزدم که مگر خواب ندارند.
البته هیچ انتظاری نباید باشد که همه ما مثل این دو رفیق خستگی ناپذیر عمل کنیم. تجربه این دو رفیق یک بار دیگر به ما یادآوری کرد که "مراقبت از خود" برای فعالین کارگری بسیار حائز اهمیت است. ما به تمامی فعالین راستین جنبش کارگری و سوسیالیستی ایران و جهان بشدت نیاز داریم. به نظر من جنبش کارگری و سوسیالیستی در ایران نیاز دارد که نه فقط فعالین زحمتکش و مبارز و از خود گذشته ای همچون یدالله و بهزاد و بسیاری دیگر که افتخار داریم در میانمان هستند را همواره قدر بداند بلکه امیدوارم هر چه همه جانبه تر تلاش کند بیش از پیش نقش موثر فعالین و پیشروان جنبش کارگری در ایران امروز را به رسمیت بشناسد و فعالانه از مبارزاتشان پشتیبانی نماید. پرواضح است که "فعال" و یا "نماینده کارگری" بدون طبقه کارگر بی معنا است، اما بسیاری از کارگران خوب میدانند که فعال کارگری ای که از دل این طبقه بیرون زده باشد و برای پیروزی طبقه خود در مقابل سرمایه داری و حکومتهای آن از کار و جان و سلامتی خود نیز گذشته است را باید پاس بدارند، حمایت کنند و در احترامشان به پا خیزند و از همه مهمتر تلاش نمایند هزاران کارگر مثل آنها، و نسلهای جوانتر، را در روند مبارزه طبقاتی بپرورانند.
امروز در افسوس از دست دادن یدالله و بهزاد هستیم. اما باز هم تجربه ی همین رفقای عزیز به ما یادآوری میکند که لحظه ای از مبارزه برای اتحاد و استقلال طبقاتی غفلت نکنیم، لحظه ای در احترام عمیق به کارگران مبارز و زندانی از رضاشهابی، علی نجاتی، ابراهیم مددی، بهنام ابراهیم زاده تا کارگران زندانی در روزهای اخیر، شیث زمانی، شاهرخ زمانی، صدیق کریمی و دیگر عزیزان درنگ نکنیم، و لحظه ای را برای رساندن صدای اعتراض جنبش کارگری ایران به غفلت هدر ندهیم.*

مبارزه ادامه دارد!

فرید پرتوى - ۴ فوریه ۲۰۱۲

* نوشته زیر متن کامل کتبی سخنرانی من در مراسم بزرگداشت یدالله در ۱۹ فوریه ۲۰۱۰ در لندن است. این متن برای اولین بار در نشریه آرش (۱۰۴) در بخش "به یاد یدالله خسروشاهی" در مارس ۲۰۱۰ چاپ گردید و سپس در" صفحه یدالله خسروشاهی" در سایت اتحاد بین المللی درج شد. امروز آنرا به مناسبت دومین سالروز از دست دادن رفیق عزیزمان همراه با این نوشته کوتاه ضمیمه میکنم.
با سلام خدمت تمامى دوستان و رفقاى عزیز و گرامى. تسلیت به همه شما عزیزان بخصوص به جهان خانم عزیز و فرزندان گرامى و تمامى خانواده و وابستگان رفیق بسیار عزیزمان یدالله خسروشاهى. از اینكه این فرصت را به من دادید كه در مراسم یادبود دوست و رفیق گرانقدرم یدالله صحبت كنم بسیار ممنونم.
در وصف رفیق یدالله در دو هفته اخیر بسیار گفته و نوشته شده است. خود من كه بیش از ده سال فعالیت روتین و نزدیك و بعضا روزانه با یدالله داشتم به بسیارى از نكاتى كه این روزها مطرح شده و به این تاریخ عظیم و پر افتخارى كه با یدالله گره خورده است دقت آنچنانى نكرده بودم. شاید بسیارى از ما زیاد حواسمان نبود كه داریم با چه كسى كار میكنیم، با كى رفت و آومد میكنیم و یا با چه كسى وابستگى و خویش و قومى داریم. و البته خود یدالله هم هیچگاه در صدد برنیامد كه این تاریخ را آنطور كه باید به ما یادآورى كند. تمامى دوستان، رفقا، گروهها، سازمانها، احزاب و تشكلات كارگرى با احساس مسئولیت و قدردانى اى كاملا ویژه و احتمالا بى سابقه در وصف یدالله نوشتند و تقریبا كسى نبود كه از مرگ نابهنگام یدالله عزیز شوكه نشده و زانوى غم بغل نكرده باشد. احساس من این است كه نه فقط همه ما در این سالن بلكه هزاران نفر دیگر بشدت اندوهگین و داغدار شدند. اینها احتمالا به مجموعه اى از خصایل و كاركردها و تاریخى كه یدالله با آن گره خورده است برمیگردد كه من به بعضى از آنها با توجه به وقت موجود به اختصار اشاره میكنم.
یدالله انسانى بشدت دوست داشتنى بود. براى آنهایى كه از نزدیك با یدالله آشنا بودند، حتى اگر در برخى موارد با یدالله آبشون در یك جوى نمیرفت این صمیمیت و اسپانتنیتى یدالله نمیزاشت كه شخصا دوستش نداشته باشند. من سالها پیش به این نتیجه رسیدم كه با یدالله میشد راجع به خیلى مسائل كار كرد و در عین حال بر سر بسیارى مسائل باهاش موافق نبود و مرتب جروبحث كرد اما نمیشد كه یدالله را دوست نداشت. نمیشد كه برایش عمیقا دلتنگ نشد.
به دختر ١٣ ساله ام قول داده ام كه حتما به علاقه اى كه او نسبت به یدالله از ٤ - ٥ سالگى پیدا كرده بود اشاره كنم. دانیكا با آنكه فارسى را خوب میفهمد معمولا انگلیسى صحبت میكند. از همان نخستین بارى كه در تورنتو با یدالله شروع به حرف زدن كرد یدالله مرتب وسط حرفش به شوخى میپرید و با لهجه باحالش میگفت "بچه فارسى حرف بزن" . این "بچه فارسى حرف بزن" گفتن یدالله به دانیكا دیگه همیشه ورد زبان ما شده بود و یك بهانه اى شده بود كه دانیكا رو تشویق كنیم بیشتر بامون فارسى حرف زدن رو تمرین كنه. یدالله همچنین بهش یاد داده بود كه بگه " دَدی دَدی چقدر بدی" و دانیكا هنوز كه هنوزه هر بار كه میخواد به شوخى غرى به من بزنه این " دَدی دَدی چقدر بدى" رو تكرار میكنه. سخن را كوتاه كنم، اصل مطلبم در اینجا این است كه یك بچه كوچك هم میتونست طبیعى بودن و FUN بودن یدالله رو تشخیص بده و وى را بهمین خاطر دوست داشته باشه و همیشه بیاد بیاره. میدانم نه تنها فرزندان و نوه هاى عزیز یدالله بلكه فرزندان و نوه هاى همه دوستان یدالله با خبر مرگ وى بسیار غمگین شده اند چون یدالله دوست، پدر و بابا بزرگ همه آنها بود.
براى همه رفقا و دوستان و فعالین اتحاد بین المللى، و رفقایى كه دیگر با اتحاد بین المللى فعالیت نمیكنند، یدالله بعنوان یك انسان و شخصیت منحصر بفرد و دوست داشتنى باقى خواهد ماند.
اما مهمتر از دوست داشتنى بودن شخصیت یدالله خصلتهاى نهادینه شده كارگرى و سوسیالیستى در یدالله بود. یدالله یك كارگر سوسیالیست بود و این در یك پروسه طولانى زندگى مبارزاتى بعنوان یك فعال و رهبر كارگرى در ایران ودرمبارزات تاریخساز كارگران نفت ایران، ودر تحمل سالها زندان و شكنجه و اذیت و آزار توسط دو رژیم سركوبگر سرمایه دارى و سپس در خارج از ایران بعنوان یك رهبر كارگرى در تبعید كاملا با یدالله عجین شده بود. به قول انگلیسى زبانها در یدالله كاملا انترنالایزد ( درونى) شده بود. "كارگر سوسیالیست" بودن یدالله دیگر قابل تغییر با چیز دیگرى نبود. لباسى نبود كه میشد عوضش كرد. این موجب میگردید كه فعالیت كارگرى چه از جنس سازماندهى عملى، تشكلیابى و مبارزات و اعتصابات كارگرى، و چه از جنس جلب همبستگى بین المللى كارگرى و خبررسانى و تحلیل و چه مباحث تئوریك و استراتژیك طبقه كارگر همه و همه براى یدالله مهم و اساسى بودند و در واقع حیاتى.
از همان زمانى كه تماسهایمان با هم برقرار شد و قرار شد بر سر كارزار اتحاد بین المللى با هم همكارى كنیم براى من معلوم شد كه یدالله دنبال امرى یك روزه، یك ماهه یا یك ساله نیست. این فعالیتها برایش جزئى از هویت طبقاتى و سیاسى وى بعنوان یك كارگر سوسیالیست بود. در اولین نامه كتبى كه یدالله به من نوشت جایى در آن اشاره میكند كه "امید است بدون هیاهو و جنجالهاى متداولى كه وجود دارد به اتفاق و با همكارى یكدیگر قادر شویم در حد توان گامهایى در جهت اهداف مشتركمان برداریم. امید است كه هیچ موضوعى نتواند خللى در پیشبرد این امر بین ما بوجود آورد و با توجه به تقدم شمردن منافع طبقه كارگر بر هر امر دیگرى، قادر شویم با كارى جمعى این هدف مشترك را به پیش بریم، و هر مشكلى در این زمینه بوجود آمد با تبادل نظر رفیقانه آن مشكل را از پیش پایمان برداریم و هدف اصلیمان این باشد كه این حركت به پیش رود."
منفعت طبقه كارگر براى یدالله خسروشاهى كلیدى بود و در هر حركتى اگر بدرست و یا غلط احساس میكرد كه " مفعت طبقه كارگر" الویت نیست برآشفته میشد و برعكس هر تلاشى حتى كوچك كه این منفعت را نمایندگى میكرد او را به وجد میاورد. همین عزیمت از الویت دادن به منفعت طبقه كارگر و مبارزه طبقاتى در مقابل سرمایه دارى و رژیم سركوبگرش بسیارى از ما را به هم نزدیك كرد. در سالهاى اخیر و در ارتباط با كارزارهاى اتحاد بین المللى همراه با یدالله و رفقاى دیگر به این هم فكر میكردیم كه با توجه به رشد و چالشهاى جنبش كارگرى ایران در سالهاى اخیر و وجود چندین تشكل و نهاد كارگرى در داخل كه فعالین علنى دارند و با انواع خطرات و ناملایمات دست و پنجه نرم میكنند آیا وقت آن نیست كه ما هم در خارج كشور وظایفمان را بازتعریف كنیم و ببینیم كه چگونه میتوانیم موثرتر و به یك معنا استراتژیك تر عمل كنیم. در همین زمینه ها یدالله تلاش زیادى نمود که ضمن اینكه به تلاش جهت جلب همبستگى جهانى كارگرى ادامه میدهیم در عین حال اجازه ندهیم كه تشكلات رفرمیست و بوروكراتیك در اروپا و آمریكاى شمالى براى جنبش كارگرى ایران نسخه پیچى از بالا بكنند. از این گذشته یدالله همراه با اتحاد بین المللى و دیگر فعالین كارگرى نقشى مهم در افشاى نهادهاى ضدكارگرى و سرمایه دارى از جمله سولیداریتى سنتر در خارج از كشور داشت و در این رابطه به سهم خود اطلاع رسانى وسیعى را در خارج و داخل صورت داده بود.
همچنین، در مورد جا انداختن بحث تشكل مستقل كارگرى همه میدانیم كه یدالله سالها نقش بسزایى را ایفا كرد. در كارزار اتحاد بین المللى هر بار كه تشكلات كارگرى كشورهاى دیگر از حق ایجاد "اتحادیه هاى كارگرى" حمایت میكردند تلاش میكردیم توضیح دهیم در ایران تنها یك نوع از تشكل یعنى "اتحادیه" مد نظر فعالین كارگرى نیست. ما تشكل مستقل كارگرى را بعنوان تشكل ایجاد شده توسط كارگران و مستقل از دولت و كارفرما و سرمایه داران و نهادهاى غیر كارگرى تعریف كردیم و اینكه تشكل مستقل كارگرى ممكن است اتحادیه، شورا و یا سندیكا و هر نوع دیگرى كه خود كارگران تصمیم بگیرند باشد. مهم این است كه تكیه اصلى بر منفعت كل كارگران بعنوان یك طبقه در مقابل سرمایه و كارفرماها باشد و تصمیم گیریها از پایین و جمعى توسط خود كارگران و مجامع آنها صورت بگیرد. در این خصوص ما دهها و یا صدها نامه و قطعنامه داشته ایم و در افشاگرى نسبت به شوراهاى اسلامى كار و خانه كارگر در خارج از ایران كلى كار كردیم كه یدالله در این مورد علاوه بر مطالب فارسى چند مطلب توضیحى مفصل به انگلیسى نیز دارد.
در ماههاى اخیر اتحاد بین المللى و یدالله بطور مشخص، در مقالاتش، از پیامهاى على نجاتى قبل از به زندان افتادنش حمایت ویژه اى نمود چرا كه دقیقا بر همین استقلال طبقاتى و تكیه كارگران به نیروى خودشان تاكید جدى شده بود. این تكیه اساسى بر امكانات خود كارگران و استقلال مالى آنان درهر كجا كه هستند همواره راهنماى یدالله بود و در تمامى این سالها به سهم خود تلاش كرد از میان كارگران و یاران جنبش جنبش كارگرى ده پوند و بیست پوند جمع کند و به دست فعالین کارگری ایرانی كه از جان و مالشان مایه میزارند برساند.
با همه این اوصاف، براى ما و یدالله بطور مشخص، اتحاد بین المللى تشكلى كمپینى و یا كارزارى با اهدافى معین بوده است، و در خود قدوسیتى نداشته و ندارد. البته یدالله معتقد بود كه كلى كار میتوان و باید كرد، اما هیچگاه نخواست كه كلیت كارگر سوسیالیست بودن خودش را در سالهاى اخیر تنها با اتحاد بین المللى و یا هر گونه تشكل دیگرى تعریف و یا محدود كند. یدالله هم یك رهبر كارگرى بود و هم یك فعال جلب همبستگى كارگرى و همزمان یك سوسیالیست و انقلابى و آزادیخواه و برابرى طلب .همه اینها بطور طبیعى مجبورش میكرد كه افقهاى بلندتر را همیشه مدنظر قرار دهد و راجع به آنها فكر كند، مطلب بنویسد و وارد همفكرى و همكارى با سوسیالیستهاى دیگر شود. یدالله برخلاف بعضى نوشته هایى كه اشاراتى غیر منصفانه به وى داشتند، طى سالهایى كه ما با هم كار كردیم نه تنها ضد احزاب و سازمانهاى چپ نبود بلكه همواره یك رابطه شخصى و سیاسى محترمانه اى را با بسیارى از احزاب و سازمانهاى چپ ایجاد كرده بود كه خود این كاركرد فراسازمانى یدالله بعنوان یك رهبر كارگرى براى بسیارى از فعالین كارگرى میتواند آموزنده باشد. در عین حال، یدالله این ملاحظه را نیز داشت كه حزب و یا سازمانى كه كارگران كمونیست را میخواهد سازماندهى كند نمیتواند حزب و یا سازمان خود كارگران كمونیست نباشد.
من قصد ندارم در این فرصتى كه به من داده شده بیش از این وقت همه را بگیرم. همینجا از همه رفقا، همكاران و دوستان اتحاد بین المللى كه در این سالن تشریف دارند و تمامى رفقایى كه نتوانستند در این مراسم شركت كنند یاد و قدردانى میكنم و از زحمات بیدریغشان در تمامى سالهاى گذشته و در روزهاى اخیربه سهم خود تشكر میكنم. از رفقاى اتحاد بین المللى از اینكه لطف كردند اجازه دادند امشب من به نمایندگى از طرف آنها صحبت كنم قدردانى میكنم. یكى از بزرگترین افتخارات ودر عین حال غمهاى زندگیم سخنرانى در مراسم بزرگداشت یدالله خسروشاهى خواهد بود. در عین حال لازم به تاكید است كه تعداد بسیار زیادى از دوستان و رفقایى كه در این سالن حضور دارند از سالهاى بمراتب قبلتر با یدالله در ظرفیتهاى مختلف از نزدیك همكارى كرده بودند و در تبادل نظر با وى بوده اند. من متاسفانه بسیارى از دوستان را از نزدیك نمى شناسم اما میدانم بسیارى از آنها با یدالهد سابقه همكارى دیرینه داشته اند و ما به آنها درود میفرستیم.
سخن آخرم این است كه یدالله بدون طبقه كارگر و بدون بستر وشرایط تاریخى اى كه در آن رشد كرد و وارد مبارزه شد تبدیل به یدالله خسروشاهى نشد. ما در اتحاد بین المللى و من شخصا این افتخار را داشتیم كه در ده سال آخر زندگى یدالله همكاران نزدیك و مورد اعتماد وى باشیم. ادامه راه یدالله اما الزاما به معناى همكارى با ما و حتى همكارى بیشتر میان رفقاى اتحاد بین المللى با یكدیگر نیست، هر چند كه همه اینها مهم و اساسى هستند و حتما یدالله را خوشحال میكند. ادامه راه یدالله در اساس همان الویت دادن به منفعت كل طبقه كارگر در تقابل با طبقات دیگر و بطور مشخص در تقابل با نظام سرمایه دارى است كه یدالله لحظه اى از مبارزه با آن دست برنداشت....
حتى مواقعى كه مسابقات المپیك و یا جام جهانى همه ما را به خودش مشغول میكرد، یدالله یادش نمیرفت كه ایمیلى بزند و بگه یادتون نره كه این ساختمانهاى شیك و استادیومهاى بزرگ المپیك را كارگرانى ساختند كه خیلیهاشون حتى عمر و سلامتیشون را براى سود صاحبان این بازار رقابت از دست دادند. وقتیكه هتلهاى مجلل در دوبى كه شبیه به عجایب هستند رو میبینه یادش نمیره كه بلافاصله عكس كارگران بى حقوق این هتلها كه در اطاقهاى خرابه ى كوچكى بصورت كتابى كنار هم خوابیدند را برایمان ارسال كند كه حتى رویاى یك شب در چنین هتلهایى گذراندن را از سرمان كاملا بیرون كند. یادش نمیرفت كه صحنه هاى مربوط به فلاكتها و مبارزات كارگران و تهیدستان ایران را نشان دهد و بهمان یادآورى كند كه مشكل اصلى جامعه ما نظام سرمایه دارى و حكومت آن در ایران است. و یادش نمیرفت كه ضمن حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران علیه جمهورى اسلامى در دوره اخیر به همه یادآور شود كه "آیا باز هم همچون سی سال پیش بایستی با نفی بخشی از سرمایه داران دنبالچه و نردبان ترقی بخشی دیگر از این زالوصفتان شویم؟" و سپس تاكید كند كه طبقه كارگر و متحدین آن راهى جز اتحاد و تشكل در مقابل كل سرمایه دارى و حكومت آن نخواهند داشت.
با شخصى با این تاریخ پرافتخار، با یدالله خسروشاهى، كه نه میتوانستیم مثل او باشیم و نه میتوانیم جایش را پر كنیم، وداع كردن خیلى سخته! براى همه رفقاى ما، همه یاران عزیزمان، براى همه خانواده هاى عزیز بدون یدالله بودن و وداع كردن با یدالله واقعا دشواره! براى من كه بیش از ده سال صدها كار مشترك و جلسه و بحث تلفنى و هزاران ایمیل نگارى با یدالله تا همین چند روز پیش داشتم ، وداع كردن و بدرود گفتن اصلا امكانپذیر نیست.

راهش پردوام باد!

زنده باد یاد و خاطره و دستاوردهاى ۵٠ سال مبارزه یدالله خسروشاهى،

فرید پرتوى - ١٩ فوریه ٢٠١٠

توضیح: متن فوق بصورت تلخیص شده همراه با توضیحاتى توسط نویسنده در مراسم یادمان یدالله خسروشاهى در لندن بصورت سخنرانى ارائه داده شده است. (چاپ در آرش ۱۰۴، مارس ۲۰۱۰)

***********************

به یاد یداله خسرو شاهی

ساعت ١۵ بامداد روز پنج شنبه ۴ فوریه ٢٠١٠ (١۵بهمن ١٣٨٨)، قلب رفیق یداله خسروشاهی فعال برجسته ی جنبش کارگری از تپش باز ایستاد. اکنون دو سال از فقدان این کارگر از خود گذشته و سازمانگر می گذرد. طی این دو سال جای خالی او، به ویژه در سازماندهی حرکات اعتراضی در خارج کشور در راستای حمایت از جنبش کارگری در ایران محسوس است. یکی از خصوصیات او، قدرت جذب نمودن دیگران، هم صدا کردن صداهای گوناگون و توان سازمان گری و هماهنگ کردن افراد با گرایشات و تمایلات گوناگون بود. چنین ویژگی ای می توانست با توجه به این که طی دو سال اخیر، فشار و سرکوب فعالین کارگری در ایران ابعاد وسیع تری به خود گرفته است و ده ها تلاشگر کارگری دستگیر و زندانی شده اند، اتحاد عمل نیروهای مختلف در حمایت از کارگران ایران را آسان تر کند، و قدرت عمل و تاثیر جنبش همبستگی با کارگران ایران را فزونی بخشد.
یاد یداله خسرو شاهی را با اشاره ای به زندگی و مبارزات او و هم چنین پافشاری او بر استقلال طبقاتی کارگران، گرامی می دارم.
یداله در ٦ آبان ١٣٢١ در یک خانواده ی پر اولاد کارگری به دنیا آمد. در نوزادی پدرش را از دست داد. عمویش که کارگر شرکت نفت آبادان بود، سرپرستی خانواده ی او را به عهده گرفت. با ناملایمات فراوانی و در تنگدستی مدرک ششم ابتدایی را گرفت. (١) در سن چهارده سالگی به عنوان کار آموز وارد صنعت نفت آبادان شد. آن زمان تنها سه سال از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ گذشته بود. شرایط کار و زندگی کارگران نفت طاقت فرسا بود و آن ها پس از سرکوب های حکومت کودتا پراکنده و غیر متشکل بودند. با این حال در آن زمان، هنوز خاطره ی مبارزات شکوه مند کارگران نفت جنوب و به ویژه کارگران پالایشگاه آبادان زنده بود. هنوز نام و آوازه زنده یاد علی امید، پیشتاز مبارزات کارگران نفت، زمزمه می شد. هنوز از خود گذشتگی علی امید برای احقاق حقوق کارگران نفت بر سر زبان ها بود.
در چنان فضایی یداله وارد محیط کار شد. حدود ١٣ سال در پالایشگاه آبادان کار کرد. طی این مدت با مجموعه ای از مسائل، مشکلات و مطالبات درون محیط کار در گیرمی شود. زندگی پر تلاطم کارگری و فراز و نشیب های آن بدوتجربه می آموزد و ویژه گی های فردی اش تجارب او را صیقل می دهند. آرام آرام با توجه به امکانات موجود و شرایطی که ایجاد نموده بود، به این فکر می رسد که برای کاهش ناملایمات زندگی کارگران و افزودن لقمه نانی بر سر سفره آنان باید و می توان کاری کرد. سجایای اخلاقی او باعث می شود عده ای از کارگران مبارز گرد او جمع شوند. وقتی علیرغم میلش از پالایشگاه ی آبادان به پالایشگاه ی تهران منتقل شد، جوان ٢٧ ساله ای بود. در آن جا عده ای از کارگران جوان که از آبادان منتقل شده بودند، در خفا دور هم جمع می شوند و مبارزه برای کسب مطالباتی را در دستور کار خود قرار می دهند. بدین ترتیب شرایط برای هماهنگی میان کارگران مهیا می گردد. در آن زمان دبیرسندیکای کارگری در پالایشگاه تهران با خواسته های کارگران بیگانه بود؛ این سندیکا، با سازماندهی و بسیج کارگران، از درون توسط فعالین کارگری تسخیرمی شود، دبیر آن برکنار و توسط کارگران نماینده دیگری انتخاب می گردد. سال ١٣۵٠ سندیکای مستقل پالایشگاه نفت تهران بر پا می شود و یداله خسرو شاهی به عنوان معتمد کارگران دبیر سندیکا می گردد.
اما این تازه گام اول است. قدم های بعدی خیزبلند کارگران پالایشگاه تهران برای ایجاد اتحادیه مستقل نفت تهران است ، یداله در همه این فرایندها و پروسه ها حضور داشت و پیشتاز بود.
یداله فعال کارگری در عرصه محیط کار بود ، این درست ؛ اما او همچنین یک فعال سیاسی هم بود. زیرا می دانست سیاست اقتصادی و قدرت سیاسی حاکم به طور مستقیم و بلاواسطه به منافع کارگران مربوط است. به ویژه در صنایع نفت که دولت خود بزرگ ترین کارفرماست.
یداله پس از ٣ سال کار پیوسته در سندیکا که منجر به کسب مزایای بسیاری برای کارگران شد، دستگیرو زندانی می شود. زندانی سیاسی می شود. این بار در محیط زندان پرورش می یابد. بعد از رهایی از زندان به دست توانای مردم، در گرماگرم مبارزات انقلابی سال ۵٧ و تشکیل شوراهای کارگری به خود آموزی خویش غنا می بخشد. مجددأ و این بار در دی ماه ١٣٦٠ توسط دژخیمان جمهوری اسلامی زندانی می شود. ۵ سال بعد ناگزیر به خروج از ایران می گردد.
زندگی در تبعید با خود زنجیره ای از مشکلات به همراه دارد، و معمولأ باعث یأس و انزوا می شود. ولی برای یداله چنین نبود. یداله در کنار طبقه اش باقی ماند و در خدمت آن پا بر جا و مقاوم ایستاد. او نه تنها گوشه نشینی پیشه نکرد، بلکه به نحو خستگی ناپذیری عرصه های جدیدی از فعالیت را گشود. جمهوری اسلامی و تبعید نتوانستند ارتباط او را با طبقه اش قطع کنند. به راستی یداله در این میدان رژیم را به شکست کشاند. او از یک سو ارتباطش را با جمع ها و فعالین کارگری در ایران حفظ کرد و گسترش داد، و از سوی دیگر میدان فعالیت با تشکلات کارگری بسیاری از کشورها را گستراند.
او همواره با شوق و دقت هر حرکت کارگری، ایجاد هر جمع کارگری، هر نطفه ای که برای ایجاد تشکل کارگری بسته می شد را پیگیرانه دنبال می کرد. و به هر جمعیتی که فکر می کرد برای منافع و آرمان طبقه کارگر قدمی و قلمی برمی دارد، حساسیت نشان می داد و به استقبال آن می شتافت.
همه ی افرادی که از نزدیک شاهد فعالیت های او بودند، تلاش های پیگیرانه و خستگی ناپذیر یداله برای حمایت از تشکل های کارگری در ایران، از جمله سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه و نیز نهادها و کمیته هایی که برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری فعال بودند را به یاد می آورند. پشتیبانی از کارگرانی که در جریان اعتراضات کارگری مورد شناسایی رژیم قرار گرفته و اخراج و یا دستگیر می شدند، از جمله فعالیت های معمول او بود. یداله جمع آوری منظم کمک های مالی برای خانواده های این کارگران را جزوه وظایف خود محسوب می نمود.
این جا می رسیم به اساس اندیشه یداله که هم چون ریسمان سرخی نظرات و فعالیت های ارزنده او را به هم متصل می کند. از زمانی که وی به ناچار به خارج از کشور مهاجرت کرد، تاکیدش در صدها سخنرانی ای که ارائه داد، صدها اطلاعیه و اعلامیه ای که نوشت، و ده ها مقاله ای که از او به یادگار مانده است، تشکلات مستقل کارگری است. این تشکلات از دو جنبه برای او اهمیت داشتند.
اولأ کارگران برای به دست آوردن هر بخشی از خواسته های شان نیاز به متحد شدن دارند. تشکل مستقل کارگری ابزاری است در خدمت کارگران برای بهبود شرایط کار و زندگی و رسیدن به دست کم بخشی از حقوقشان، این هدف بلا واسطه و اولیه هر تشکل کارگری - در هر عرصه و زمینه ای که فعال باشد - است.
ثانیأ تشکل مستقل کارگری زمینه ای را فراهم می آورد که کارگران برای وظایف بزرگ تر آینده ، یعنی اداره امور جامعه، آماده شوند . به هر درجه که توده کارگران از هم اکنون با روحیه طبقاتی، با دخالت گری، با اعتماد به نفس و کاردانی وارد فعالیت های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شوند، به همان نسبت امکان پیشروی آنان در انقلاب آینده بیشتر خواهد شد.
نطفه های سوسیالسم در اندیشه یداله به درستی در سازمان یابی، خرد جمعی و فعالیت آگاهانه کارگران نهفته است. زیرا حرکت به سوی سوسیالیسم روندی است که طی آن قرار است کارگران و توده حقوق بگیران و زحمتکشان بر سرنوشت خویش مسلط شوند، سرنوشتی که البته هم اکنون طبقات دارا و سلطه گر آن را تعیین می کنند . تمامی وسایل و مکانیزم هایی که پایه مادی جامعه ی طبقاتی را ساخته اند، یعنی مالکیت خصوصی بر وسایل تولید، قدرت سیاسی طبقات دارا، مدیریت سرمایه داری در موسسات، برنامه ریزی سلطه گرانه اقتصادی، وجود خفقان سیاسی، سیستم آموزشی طبقاتی، اقتدار ایدئولوژیک و فرهنگی طبقات سلطه گر و ارتجاعی، اساسأ در خدمت محروم کردن توده های مردم از دخالت گری در سرنوشت خودشان و نیزعلیه فعالیت جمعی و وحدت آنهاست.
تأکید و پا فشاری رفیق یداله روی شعار زنده باد تشکل های مستقل کارگری ، صرفأ ناشی از مرزبندی با سایر گرایشات نبود، بلکه مسئله بر سر این است که چگونه کارگران می توانند قدرتمند تر و موثرترعمل کنند. او سوال می کرد، کارگران چگونه قرار است از هم اکنون - حتی در چهارچوب مناسبات سرمایه داری - برای تسلط بر سرنوشت خودشان آماده شوند؟
آنان چگونه و با چه وسایلی می توانند به آگاهی و توانایی های لازم برای اداره جامعه دست یابند؟ چطور می توانند به جای فرهنگ حاکم با انگیزه های فرد گرایانه و سودجویانه اش، ارزش هایی را مبتنی بر احترام هم زمان به جمع و فرد و روحیه تعاون و همبستگی در خود پرورش بدهند؟ رفیق یداله که بر خودرهایی کارگران پافشاری می کرد، ناگزیر و ناچار بود به دنبال راه چاره ای برای این مهم برآید. و پاسخ او مبارزه جمعی و مشترکت کارگران در تشکل های مستقل خودشان بود.
هنگامی که او با اندیشه ی مستقل و با تجربه منحصر به فرد خودش، که بیش از۴٠ سال در فعالیت های عملی شرکت مستقیم و غالبأ در رأس آن فعالیتها قرار داشت، و نیز با مطالعه تجارب تاریخی جنبش های کارگری به این نتیجه رسید که پاسخ را یافته است و آن تشکل های مستقل کارگری است؛ در جهت و راستای آن با تمام قدرت حرکت کرد.
مهمترین ویژگی هایی که برای تشکلات مستقل کارگری بیان می کرد:
اول استقلال آن ها از دولت است.
دوم استقلال از سرمایه داران، کارفرمایان و مدیریت است.
سوم استقلال سیاسی آن ها است. به این معنا که تشکل کارگری استقلال رأی و اختیار تام داشته باشد تا هر خط مشی و سیاستی که از طریق اراده آزاد و توسط جلسات و نشست های خود تعیین می کند، به پیش ببرد.
یداله به روشنی درباره استقلال سیاسی تشکیلات کارگری می نویسد: «برای کارگران فرقی نمی کند که گردانندگان اتحادیه و تشکل شان دولت باشد و یا رهبری آن دست نیروهای طبقات دیگر باشد، اساس این است که تمامی امورش به دست خودشان باشد و بتوانند در همه زمینه ها تصمیم نهایی را خود بگیرند. این توازن قوای درون تشکیلات کارگری است که سمت و سو و دوری و نزدیکی آن تشکل را به جریانات سیاسی موجود در جامعه مشخص می کند.» (٢)
خصوصیت دیگری که برای این نوع تشکلات بر می شمرد: پیش بردن هم زمان مسایل اقتصادی و سیاسی است. تشکل مستقل، فقط یک تشکل صنفی نیست، بلکه سیاسی هم است. زیرا ما از زمانی که به دنیا می آییم، خودمان را در جهانی می بینیم که سیاست در آن جاری است، جامعه سیاسی است. و ما ناگریز در سیاست تنفس می کنیم. خود اقتصاد هم از طریق سیاست اقتصادی دولت ها پیش برده می شود. از سیاست های مربوط به تأمین بودجه های عمرانی و اقتصادی و سرمایه گذاری در عرصه های مختلف گرفته تا قوانین کار و امور اجتماعی، شرایط کار، تعیین حداقل دستمزد، قوانین تعرفه و غیره. بنابر این پرواضح است که سیاست اقتصادی کشور و قدرت سیاسی حاکم بر کشور به طور مستقیم و بلا واسطه به تشکل های کارگری مربوط می شود.
ویژگی دیگر این تشکلات، وجود گرایشات مختلف کارگری در درون آنها است. در میان کارگران گرایشات فکری و عقیدتی گوناگون موجود است. تشکل کارگری نیز اگر بخواهد توده وسیعی از کارگران را متحد کند، باید بتواند این گرایشات مختلف را در درون خود بپذیرد و به رسمیت بشناسد. یداله به عنوان یک کارگر کمونیست، دموکراسی را به معنای دخالت وسیع کارگران و محرومان در تعیین و تسلط بر سرنوشت خود می فهمید.
در این میان این تشکلات بستری فراهم می آورند تا کارگرانی که به منافع طبقاتی خود آگاه ترند، ضمن تبادل نظر به یک برنامه ی سیاسی ی راهبردی - از زاویه منافع و آرمان طبقه کارگر- دست یابند وحزب طبقه کارگر را بنیان گذارند. رفیق یداله در پاره ای از مقالاتش به این حزب توجه نشان داده و خصوصیات آن را بازگو نموده است.

گرامی باد یادش مستمر باد راهش

جلیل محمودی

توضیحات

١- بعدا هم زمان با کار در صنعت نفت موفق به کسب دیپلم شد.
٢- کارگر تبعیدی، شماره ٣٦، سال نهم، دی ماه ١٣٧۵ ، مقاله ی "تشکلات مستقل کارگری و ظرف تشکل پذیری کارگران ایران در موقعیت کنونی"

***********************

به یاد یداله خسرو شاهی در دومین سالگرد درگذشت او

چهارم فوریه ٢٠١٢ برابر است با دومین سالگرد خاموشی یداله خسرو شاهی. دوسال پیش در پنجشبه ۴ فوریه ٢٠١٠ یداله خسرو شاهی بر اثر سکته مغزی در سن ٦٨ سالگی درتبعید در بیمارستانی در لندن دیده از جهان فرو بست. با درگذشت یداله خسرو شاهی جنبش کارگری ایران یکی از فعالین صدیق، سخت کوش، متفکر و مبارز خود را ازدست داد.
یداله خسرو شاهی به راستی فرزند کار بود؛ او در نوجوانی، بعد از گذراندن دوران کارآموزی، در جغرافیای داغ جنوب به اردوی کار پیوست و در پا لایشگاه آبادان به عنوان کارگر فنی به کار پرداخت. در سال ١٣۴٧ هنگامی که بیش از ٢٧ سال سن نداشت به دلیل داشتن روحیه و سابقه مبارزه علیه استثمار، اجحاف و زورگویی کارفرما و اعتمادی که کارگران به او داشتند، از سوی آنان به عنوان نماینده کارگران انتخاب شد.
در اواخر دهه ۴٠ یداله خسرو شاهی به همراه تعداد دیگری از کارگران جوان و متخصص پالایشگاه آبادان برای راه اندازی پالایشگاه تهران و کار در آنجا به تهران انتقال یافت. در پالایشگاه تهران نیز او به عنوان فعال کارگری به مبارزه خود برای بهبود شرایط کار وسازمان یابی کارگرا ن ادامه داد. او در کنار دیگر فعالین کارگری نقشی مهم در سازماندهی و هدایت اعتصاب دوهفته ای کارگران پالایشگاه تهران در سال ١٣۵٢ داشت. در جریان این اعتصاب رژیم شاه در برابر عزم و اراده کارگران متشکل مجبور به عقب نشینی شد و به بخشی از خواسته های کارگران اعتصابی تن داد؛ از جمله ساعات کار کاهش و دستمزد برای اضافه کاری ها ٢۵ درصد افزایش یافت. اما رژیم تصمیم گرفت که انتقام پیروزی کارگران را از رهبران اعتصاب بگیرد. بعد از اعتصاب یداله خسرو شاهی توسط ساواک شاه دستگیر و در دادگاه فرمایشی ابتدا به دو سال و سپس در دادگاه تجدید نظر، به ده سال زندان محکوم شد.
در پاییز ١٣۵٧ با اوج گرفتن انقلاب ایران، یداله خسرو شاهی پس از سپری کردن چهار سال ونیم در زندان رژیم سلطنتی به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی آزاد شد. کارگران پالایشگاه تهران با دسته های گل از او و دیگر کارگران آزاد شده استقبال کردند. هنگامی که در جریان انقلاب ایران، کارگران نفت ، دست به اعتصاب زدند و شیرهای نفت را بستند، شعار "کارگر نفت ما، رهبر سر سخت ما" به یکی از شعارهای انقلاب تبدیل شد. یداله خسرو شاهی به راستی نمونه برجسته ای از آن رهبران سر سخت بود.
او که در نتیجه انقلاب مردم از زندان آزاد شد ه بود، به دنبال مبارزه کارگران نفت برای بر گشت به کار کارگران زندانی، به سر کار برگشت . در این زمان کارگران نفت موفق شدند شورای کارکنان صنعت نفت را ایجاد کنند. یداله پر شورتر از همیشه به مبارزه خویش برای دست یابی کارگران به خواسته هایی که برایش انقلاب کرده بودند، ادامه داد . اما پاسداری از حاکمیت سرمایه، که رژیم اسلامی آن را وظیفه خود قرار داده بود برایشان ایجاب می کرد که انقلاب در خون فرو نشانده شود. انقلاب شکست خورد و کارگران سرکوب شدند. در جریان سرکوب، بگیر و ببند ها و کشتار سال ٦٠، یداله خسرو شاهی یک بار دیگر دستگیر و زندانی شد.
یداله خسرو شاهی بعد از تحمل چهار سال حبس و شکنجه در زندان جمهوری اسلامی، با قرار وثیقه پانصدهزار تومانی از زندان آزاد و سپس مجبور شد که کشور را ترک کند.
خارج از کشور اما برای او پایان کار نبود. او در تمام مدتی که در تبعید زیست با فعالین کارگری در ایران و کشورهای مختلف ارتباط داشت. مبارزات کارگران در ایران و جهان را به دقت دنبال می کرد و تا آنجا که توان داشت می کوشید که به کارگران در مبارزه شان یاری رساند. کوشش دایمی برای متشکل کردن فعالین کارگری در خارج از کشور، کوشش مدام در تاثیر گذاری فکری بر سیر مبارزات کارگری و انتقال تجربه بسیار پر بار خود به کارگران در ایران از راه نوشتن، سخنرانی و گقتگو با رسانه های عمومی، بخشی از فعالیت های او در این عرصه بود.
اما شاید بتوان گفت که یکی از مهمترین کارهای او در خارج از ایران، کوشش برای شناساندن جنبش کارگری ایران به تشکلات کارگری در کشورهای مختلف جهان بود. او سهم ارزنده ای در بازتاب مبارزه کارگران ایران در خارج از کشور و کسب حمایت تشکل های کارگری از مبارزه کارگران و فعالین کارگری در ایران داشت . باور او براین ضرورت آنچنان ژرف و استوار بود که هیچ موانع زبانی، فرهنگی و ملی نمی توانست سد راه کوشش های مداوم و خستگی ناپذیر او در این راه باشد. او این کار را وظیفه نمی دانست بلکه این فعالیت جزیی بسیار مهم از زندگی اش بود. بطور کلی زندگی ومبارزه در نزد یداله از هم جدا نبودند. او نمی توانست باشد اما علیه سرمایه، استثمار، سرکوب و بی حقوقی مبارزه نکند. او براستی یک فعال و رهبر سوسیالیست در جنبش کارگری بود.
یداله از نخستین فعالین "اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران" بود و تا واپسین لحظات زندگی در راه پیش برد وظایف و اهداف آن با تمام نیرو تلاش کرد. اما فعالیت ها و تاثیر گذاری های یداله گستره بسیار فراتری را در بر می گرفت. او به کل طبقه کارگر ایران و جهان تعلق داشت و قلبش با ضرب آهنگ جنبش کارگری، با افت و خیزهای ‌آن و امید به پیروزی این جنبش علیه سرمایه داری در جهان می طپید. نام یداله در تاریخ جنبش کارگری ایران و جهان پایدار خواهد ماند.

یاد ش همواره گرامی و راهش پر رهرو باد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ فوریه ۲۰۱۲

----------------------


پیام اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

به مناسبت سالگرد خاموشی یداله خسرو شاهی

یک سال پیش، در ٤ فوریه ٢٠١٠، یداله خسرو شاهی به سفری بی بازگشت رفت. افسوس؛ قلبی که برای رهایی کارگران می طپید، اینک سالی است که از طپش ایستاده است. چشم هایی که به افق های باز و روشن فردا می نگریستند، اینک سالی است که خاموشند. و جان سرکشی که همه ی عمر برای دنیای دیگر و بهتری مبارزه می کرد، اینک سالی است که دنیای ما را ترک گفته است.
درگذشت یداله برای خانواده و یاران اش، برای فعالین کارگری و جنبش کارگری ایران، زیان بزرگی است. با مرگ او جنبش کارگری ایران، یکی از رهبران وفادار، پیگیر وسخت کوش خود را ازدست داد. مرگ یداله اما پایان کار او نیست. پا به عرصه نهادن کسانی چون او، و زندگی و مبارزه آ نها علیه سرمایه داری ، خود گواهی می دهد که جهانی بهتر ممکن است.
یداله در سنین نو جوانی، در جغرافیای داغ جنوب، به اجبار سرمایه، به صف اردوی کار در آمد و در ٦٨ سالگی در حالی که همچنان بطور پیگیر برای بهبود وضع کارگران مبارزه می کرد، در سرزمینی دور و در تبعید، به تاریخ جنبش کارگری ایران و جهان پیوست. زندگی و مبارزات یداله خسروشاهی بخشی جدایی ناپذیر از تاریخ پنجاه ساله اخیر جنبش کارگری ایران است. این تاریخ را نمیتوان بدرستی نوشت مگر آنکه در هر فصل از آن به حضور برجسته و اثرگذار او اشاره کرد.
یداله خسرو شاهی در چهارده سالگی، به عنوان کارآموز در پالایشگاه نفت آبادان مشغول به کار شد . در سال ١٣۴٧ از سوی کارگران پالایشگاه به عنوان نماینده کارگران انتخاب شد و به همراه کارگران علیه استثمار، تبعیض آشکار، بی حقوقی کارگران و شرایط طافت فراسای کار به مبارزه پرداخت. او سپس به همراه تعدادی دیگر از کارگران جوان و متخصص برای تاسیس پالایشگاه تهران به این شهر انتقال یافت. در سال ١٣۵٠ به کوشش او و تعداد دیگری از فعالین کارگری، سندیکای کارگران شرکت نفت تاسیس گردید.
در سال ١٣۵٢، کارگران پالایشگاه تهران تحت رهبری سندیکا دست به اعتصاب زدند. اعتصاب دوهفته ای و موفقیت آمیز کارگران پالایشگاه تهران را می توان یکی از درخشان ترین مبارزات سازمان یافته و متشکل کارگران بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ دانست. نقش یداله خسرو شاهی در کنار دیگر رهبران کارگران نفت در این اعتصاب کلیدی بود. او در آن زمان رئیس سندیکا و یکی از سازما ن دهندگان اصلی اعتصاب بود. در جریان این اعتصاب، رژیم سلطنتی در برابر عزم و اراده متشکل کارگران مجبور به عقب نشینی شد و به بسیاری از خواست های اعتصاب تن داد؛ از جمله ساعت کار از ۴٨ ساعت در هفته به ۴٠ ساعت کاهش یافت، کارگران از دو روز تعطیلی در هفته برخوردار شدند و دستمزد اضافه کاری ها ٢۵ در صد افزایش یافت. این گامی بزرگ به پیش بود . کارگران توانسته بودند در مبارزه ای متشکل، استبداد سلطنتی سرمایه را به عقب برانند. رژیم تصمیم گرفت انتقام پیروزی کارگران را از رهبران اعتصاب بگیرد. یداله در همان سال دوبار توسط ساواک دستگیر شد. در اعتراض به دستگیری او، کارگران دست به اعتصاب زدند و فضای پالایشگاه متشنج شد. سر انجام اما رژیم او را در دادگاهی فرمایشی ابتدا به دو سال و سپس در دادگاه تجدید نظر، به ده سال زندان محکوم کرد.
با شروع نخستین اعتراضات مردم علیه رژیم شاه در انقلاب ١٣۵٧، یداله خسرو شاهی پس از سپری کردن چهار سال ونیم در زندان به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد. او که اجازه باز گشت به کار را نداشت به همراه عده ای از فعالین کارگری، کمیته کارگران صنعت نفت را ایجاد کرد. این کمیته در جریان انقلاب نقشی اساسی در بر پایی اعتصاب بزرگ کارگران صنعت نفت ایفا کرد. هنگامی که نفتگران، دست به اعتصاب زدند و شیرهای نفت را بستند، شعار "کارگر نفت ما، رهبر سر سخت ما" به یکی از شعارهای انقلاب تبدیل شد. یداله خسرو شاهی به راستی نمونه برجسته ای از آن رهبران سر سخت بود.
با اعتصاب بزرگ کارگران نفت، سوت سقوط سلطنت در فضای سیاسی ایران به صدا در آمد . اکنون دیگر سرنوشت رژیم به این اعتصاب وابسته بود. اعتصاب ادامه یافت و به کوشش کمیته کارگران صنعت نفت، کارگران موفق شدند که در پیش از قیام ٢٢ بهمن، شورای عمومی کارکنان صنعت نقت را تشکیل دهند. یداله خسروشاهی یکی از نمایندگان کارگران در این شورا بود.

اما پاس داری از حاکمیت سرمایه، ایجاب می کرد که انقلاب در خون فرو نشانده شود و رژیم اسلامی مجری بی رحم این ضروت جنایت بار بود. انقلاب شکست خورد و کارگران سرکوب شدند. در ادامه سرکوب هایی که از همان فردای به قدرت رسیدن رژیم اسلامی شروع شده بود، در سال ۱۳۶۰ شورای کارگران نفت و همه ی نهاد های مستقل کارگری به همراه تمام نهاد های دموکراتیک ، احزاب وسازمان های انقلابی و سوسیالیستی و نیز دیگر نیروهای اپوزیسیون سرکوب و غیر قانونی اعلام شدند. در همان سال یداله خسرو شاهی به همراه هزاران مبارز دیگر مجددا خود را در زندان و زیر شکنجه یافت. او بعد از تحمل چهار سال حبس و شکنجه در زندان جمهوری اسلامی، با قرار وثیقه پانصدهزار تومانی از زندان آزاد و سپس مجبور شد که برای حفظ جان خود کشور را ترک کند.
خارج از کشور اما برای او پایان کار نبود. او در تمام مدتی که در تبعید زیست با فعالین کارگری در ایران ارتباط داشت. مبارزات کارگران در ایران را به دقت دنبال می کرد و سخت می کوشید که به کارگران در مبارزه شان یاری رساند. کوشش دایمی برای متشکل کردن فعالین کارگری در خارج از کشور، کوشش مدام در تاثیر گذاری فکری بر سیر مبارزات کارگری و انتقال تجربه بسیار پر بار خود به کارگران ایران از راه نوشتن و گقتگو با رسانه های عمومی، بخشی از فعالیت های او در این عرصه بود.
اما شاید بتوان گفت که مهمترین کار او در خارج از ایران، کوشش برای شناساندن مبارزات کارگری و جنبش کارگری ایران به تشکلات کارگری در کشورهای مختلف جهان بود. او سهم بسیار بزرگی در بازتاب صدای کارگران ایران در جهان داشت. و این خود سرفصل دیگری است از تاریخ مبارزات کارگران در ایران و نقشی که یداله خسرو شاهی در آن ایفا کرد.
در تاریخ بیش از صد سال مبارزات کارگری در ایران هیچ گاه جنبش کارگری ایران به این اندازه در سطح جهانی شناخته شده نبوده است. حمایت بین المللی گسترده و سراسری از جنش کارگری در ایران که نتیجه فعالیت های صدها فعال جنبش کارگری و سوسیالیستی در داخل و خارج از ایران طی دو دهه گذشته بوده ، در تاریخ جنبش کارگری ایران سابقه نداشته است. به جرعت میتوان گفت که یداله خسروشاهی یکی از تاثیرگذارترین فعالین این عرصه بود. در عرصه جهانی او تلاش کرد که همواره صدای اعتراض همه فعالین کارگری در ایران علیه سرکوب، بی حقوقی، استثمار، زندان و شکنجه باشد. او رهبر کارگری و سوسیالیستی بود که ضرورت همبستگی بین المللی کارگران را در همه حال به یاد کارگران می آورد.

باور او براین ضرورت آنچنان ژرف و استوار بود که هیچ موانع زبانی، فرهنگی و ملی نمی توانست سد راه کوشش های مداوم و خستگی ناپذیر او در این راه باشد. صدها کیلومتر رانندگی می کرد تا در یک نشست، درباره تاریخ مبارزات کارگری در ایران سخنرانی کند، و یا در کنفرانس فعالین کارگری، ضرورت حمایت از کارگران در ایران را توضیح دهد. به رغم ناراحتی های جسمی از لندن تا ژنو می راند تا به حضور نمایندگان رژیم اسلامی در کنفرانس سالیانه سازمان جهانی کار، و به خود این سازمان، اعتراض کند. از کشوری به کشور دیگر می رفت تا فعالین و نهاد های کارگری کشور میزبان را به همبستگی با مبارزات کارگری در ایران فرا خواند. و او این همه را وظیفه نمی دانست بلکه این کار جزیی بسیار مهم از زندگی اش بود. زندگی ومبارزه در نزد یداله از هم جدا نبودند. او نمی توانست باشد اما علیه سرمایه، علیه استثمار، سرکوب و بی حقوقی مبارزه نکند.
از یازده سال پیش که "اتحاد بین اللملی در حمایت از کارگران در ایران" ایجاد شد او از فعالین پر کار این کمپین بود و تا واپسین روزهای زندگی برای پربار شدن فعالیت های آن سخت کوشید. حضور او در "اتحاد بین المللی" مایه فخر و اعتبار این نهاد کارگری بود. اما فعالیت ها و تاثیر گذاری های او از گستره کار کمپینی بسیار فراتر می رفت. او به طبقه کارگر تعلق داشت و قلبش با ضرب آهنگ جنبش کارگری و پیروزی آن علیه سرمایه داری می طپید.
به راستی که فرزند شایسته طبقه کارگر بود و تا پایان عمر به طبقه اش وفا دار ماند. او از میان ما رفت و به تاریخ جنبش کارگری ایران و جهان پیوست؛ جنبشی که او برای همیشه از چهره های درخشان آن باقی خواهد ماند.

یاد ش گرامی و راهش پر رهرو باد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۵ فوریه ٢٠١١

----------------------

مراسم سالگرد درگذشت یداله خسرو شاهی

نزدیک به یک سال از درگذشت ناگهانی همسر و پدر عزیزمان یداله خسرو شاهی می گذرد. او در ۴ فوریه ٢٠١٠ به ناگهان دیده از جهان فرو بست. او رفت بی آنکه ترک مان کرد ه باشد؛ در همه ی این مدت، در روز های بلند اندوه ، در خاطره ها و یاد ها ، در گرد هم آمدن ها و در تنهایی ها با ما بوده است. او با ما بوده است بی آنکه بتوانیم جای خالی اش را انکار کنیم و افسوس نگوییم. ما خوب اگاهیم که دوستان وآشنایان و همه ی فعالین کارگری که او را از دور و نزدیک می شناختند نیز جای خالی او را بار ها و بارها حس کرده اند و به او اند یشیده اند. او فرزند کار بود و تا آخرین روز زندگی اش به خود و به طبقه ای که به آن تعلق داشت وفادار ماند. زندگی اش در راه مبارزه برای بهبود وضع کارگران گذشت. او فقر، استثمار، سرکوب و بی حقوقی کارگران را بر نمی تافت. جهان دیگر و بهتری را ممکن می دانست و تا پایان عمر خویش برای آن مبارزه کرد.
در سالگرد در گذشت او در کنار شما دوستان و آشنایان، فعالین کارگری، سوسیالیستی و آزادی خواه گرد هم می آییم تا یاد و خاطره او را گرامی بداریم و پوینده ی راهش باشیم.

همسر، فرزندان و دوستان یداله خسرو شاهی

١٣/٠١/٢٠١١

زمان مراسم: ساعت ٢.٣٠-٦ بعد از ظهر روز شنبه ۵ فوریه ٢٠١١

مکان مراسم: The Meritage Centre, Church End, Hendon,

London Nw4 4JT

نزدیکترین ایستگاه قطار:Hendon Central

----------------------

یداله خسروشاهی از میان ما رفت

سپاس گزاری خانواده یدالله خسروشاهی

وظیفه خود می دانیم که فروتنانه از تمام نهاد های کارگری، احزاب و سازمان ها ی سیاسی، شخصیت های اجتماعی و هنری و همه یاران و عزیزانی که در پی درگذشت ناگهانی همسر و پدر عزیزمان، یدالله خسروشاهی با فرستادن پیام، نوشتن مطلب و از طریق تلفن، زندگی و فعالیت های یدالله خسروشاهی را ارج نهادند، یاد اش را گرامی داشتند و به ما تسلیت گفتند، سپاس گزاری کنیم. همچنین لازم می دانیم که از همه عزیزانی که از راه های دور ونزدیک در مراسم خاک سپاری و بزرگداشت او حضور یافتند، صمیمانه قدر دانی کنیم. این پیام ها و همدردی های مهربانانه، تسلی خاطرمان شده و از بار غم و اندوه مان کاسته است.

با مهر و سپاس

همسر و فرزندان یدالله خسروشاهی

٢٢ فوریه ٢٠١٠

 

----------------------

یدالله خسرو شاهی، چرا یک رهبر سوسیالیست جنبش کارگری؟

(برای ویژه نامه نشریه آرش)

در مبارزه طبقاتی کارگران از دست رفتن هر فعال این طبقه ضایعه ای جانگداز است و در نوع خود غیر قابل جایگزینی می باشد. این مساله برای جنبش های کارگری تحت سیطره استبداد و دیکتاتوری سرمایه داری همچون ایران که برای پرورش فعالین و رهبران خود در تنگناهای سختی قرار دارند صد چندان بیشتر صادق است. از اینرو از دست رفتن یداله خسرو شاهی، پر سابقه ترین فعال و رهبر سوسیالیست جنبش کارگری آنهم در دوران عروج جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه و در موقعیت انقلابی کنونی که تامین رهبری و هژمونی سیاسی طبقه کارگرعمیقا حیاتی است ضربه ای جبران ناپذیر می باشد.
درگذشت یدالهس اما به یک واقعه تاریخی نیز در جنبش کارگری ایران بدل گشت. برای اولین بار در تاریخ این جنبش ( حداقل در دوره پس از دهه بیست تا کنون) شاهد موج بلند و بی سابقه گرامیداشت و بزرگداشت و ابراز همدردی های صمیمانه طیف متنوعی از فعالین و نیروهای سیاسی نسبت به یک رهبر کارگری هستیم.
به این ترتیب فقدان آن ارج ومنزلت و احترام لازم و ضروری برای فعالین و رهبران کارگری در فرهنگ سیاسی ایران که یکی از مشخصه های عدم رشد این فرهنگ است پایان یافت. در دوران طولانی دو استبداد سلطنتی و اسلامی به مثابه استبداد ذاتی سلطه طبقاتی سرمایه داران ایران، به موازات تحمیل فقر و فلاکت و بی حقوقی و ناامنی و بی حرمتی به خود طبقه کارگر، و بهمراه سرکوب بی امان و ددمنشانه تلاش ها و مبارزات این طبقه برای بهبود وضع اش، فعالین و رهبران آن نیز از همان سطح منزلت و احترام موجود و مرسوم در جوامعی که کارگران از اندکی حق و حقوق برخوردارند محروم بوده اند. نزد سرمایه داران و دولت شان طبعا ارزش و منزلت فعالین و رهبران کارگری چیزی جز زندان و سلول انفرادی و شکنجه و شلاق و نیروی ضد شورش و گلوله و دار نبود و نیست. در میان نیروهای طرفدار کارگران هم متاسفانه بعضا هر موضوع موجه و ناموجه ای بهانه ای برای هتک حرمت از فعالین و رهبران کارگری بود.
اکنون با یدالله خسروشاهی، که خود فرزند و پرورش یافته طبقه کارگر ایران بود و عزت و احترام و موقعیت اش به عنوان یک رهبر کارگری را از آن می گرفت، جایگاه والا و منزلت پر ارزش فعالین و رهبران کارگری بطور کلی باز ستانده شده و در فرهنگ سیاسی ایران تثبیت می شود.
از اینرو بنا به اهمیت نکات فوق و هم اینکه در بسیاری از پیامهای گرامیداشت از او بدرستی و به حق به عنوان یکی از رهبران سوسیالیست جنبش کارگری ایران یاد شده، شایسته است که به این موقعیت وی مختصرا اشاره شود. از اینرو می توان با این سوال ها آغاز نمود که چرا از او به عنوان یکی از رهبران و نیز یکی از رهبران سوسیالیست جنبش کارگری یاد می شود؟ آیا طرح این موقعیت برای وی غیر واقعی و اغراق آمیز نیست؟ آیا صرفا برای ابراز احترام و بیان عواطف شخصی نسبت به او نیست که چنین ادعا می شود؟ یا از او برای اهداف و منافعی دیگر بزرگ نمایی نمی شود؟ پاسخ به همه اینها بطور قطع منفی است چرا که این موقعیت یدالله واقعیتی پراتیک شده و تاریخ دار و مکتوب و لذا غیر قابل انکار است.
یدالله خسرو شاهی نماینده منتخب و دبیر سندیکای کارگران پالایشگاه نفت تهران در دو دوره سلطنت و پس از انقلاب ۵٧ ، عضو انتخابی شورای سراسری کارکنان شرکت نفت، و عضو کمیته اعتصابی بود که رژیم سلطنتی را بزیر کشید و کارگران نفت را در ابعادی میلیونی به «کارگر نفت ما، رهبر سرسخت ما» بدل نمود. این حقایق برای اینکه یک فعال کارگری را چندین بار به موقعیت رهبر ارتقا دهد بسیار بیش از حد کفایت است. این را هم باید اضافه نمود که شرط منتخب بودن از طرف توده های کارگر شرط اولیه تبدیل شدن به رهبر کارگری است. اما این انتخابی بودن تفاوتی ماهوی با انتخابات اتحادیه های کارگری نهادینه شده در جوامع دمکراتیک دارد که انتخاب یک فعال فرصت طلب و نان به نرخ روز خور و حتی کارگر فروش هم به ریاست اتحادیه ممکن است رخ دهد. در شرایط استبداد سرمایه داری مثل ایران برای اینکه بتوان منتخب کارگران بود ( چه در پروسه انتخابات رسمی و چه به صورت پذیرش عملی کارگران در جریان مبارزه) و از سوی آنان به عنوان رهبر مبارزات برگزیده شد باید صادقانه و صمیمانه و بطور عمیق و گسترده جلب اعتماد نمود و در دل توده های کارگر نشست و از نفوذ معنوی و مقبولیت سیاسی برخوردار شد که این خود نتیجه و محصول کار و تلاش بی چشمداشت و خستگی ناپذیر و فداکارانه در خدمت منافع کارگران است. پیدایش رهبر کارگری در طی چنین پروسه در هم تنیده ای با توده های کارگر و جاری در اعماق زندگی و مبارزه روزمره آنان است که به این رهبران اصالت و صلابتی ماندگار و پردوام می بخشد. یدالله خسرو شاهی از زمره چنین رهبرانی بود.
یک خصوصیت مهم او این بود که اگر چه از صنعت نفت برخاسته و میدان نفوذ و پایگاه توده ای مستقیم اش در بین کارگران نفت بود، اما هیچگاه چشم اندار و افق خود در مبارزه طبقاتی را به آن محدود نکرد. یدالله با محدود نگری صنفی و هویت سازی صنفی بیگانه بود و در مقابل بر هویت طبقاتی کارگران پای می فشرد. او به جای محدود شدن به دفاع از منافع کارگران نفت، در حین دفاع از منافع آنان پرچم دار دفاع از منافع کل طبقه کارگر در برابر سرمایه داران بود. این افق طبقاتی نه تنها در آگاهی و دانش وی از نظام سرمایه داری و شرایط مبارزه طبقاتی جاری در آن، که همچنین در زندگی و عمل مبارزاتی وی نیز جاری بود. در همان اوایل انقلاب ۵٧ او ضمن فعالیت شبانه روزی در بین کارگران نفت از مبتکران و بنیانگذاران و سازماندهان نشریه «خبر کارگر» بود که به عنوان نشریه ای سراسری نقش موثری در مبارزات کل جنبش کارگری و ایجاد ارتباط بین مراکز مختلف کارگری و شبکه های متنوع فعالین کارگری ایفا نمود. در تبعید نیز در طی دو دهه تلاش برای جلب همبستگی بین المللی کارگری با جنبش کارگری ایران از توجه به نیازها و مشکلات هیچ بخشی از جنبش کارگری غافل نبود. همینطور او سالها پیش برای ایجاد اتحاد و انسجام مبارزه طبقه کارگر در سطح کلان جامعه علیه طبقه سرمایه دار و دولت اش، «منشور مطالبات کارگران» را تدوین نمود و همیشه آرزو داشت تا در فرصتی مناسب با همفکری همه تشکلات مستقل کارگری و تدقیق آن، « منشور » را به پرچم مبارزه سراسری کارگران تبدیل نماید.
یدالله درکی بسیار جاافتاده از مقوله «منافع کل کارگران» که از سنن برجسته کمونیسم مارکس است داشت و هیچ چیز مانع و خللی در پیگیری عملی این منافع از طرف او ایجاد نمی کرد. بارها پیش می آمد که با دیگر فعالین ورهبران کارگری بر سر تبیین های سیاسی و تاکتیکی اختلاف پیدا می کرد اما این اختلافات ذره ای بر تعهد وی به منافع کل کارگران سایه نمی انداخت و امر همسرنوشتی و دفاع از آنان را با وجود هر اختلاف سختی هم کمرنگ نمی کرد. همینطور کسانی که از نزدیک با وی آشنا بودند می دانند که او با جمع ها و محافل و نیروهای سیاسی زیادی در طیف چپ رادیکال ارتباط و رفت و آمد داشت و در موارد متعددی هم وارد همکاری های نزدیک شد، اما هیچگاه اجازه نمی داد تا منافع خطی و گروهی اش در سیاست بر منافع کل کارگرن حاکم شود. او خط و گروه و سازمان و حزب سیاسی را برای تقویت وپیشبرد و کسب منافع طبقه کارگر می خواست و نه طبقه را برای پیشبرد منافع خطی و گروهی خود. این از سنن مبارزاتی برجسته او بود که اولی را در خدمت ارتقا دومی می خواست، و نه دومی را در خدمت اولی و در سراسر عمر بلند مبارزاتی اش به این سنت وفادار ماند.
خصوصیت دیگر یدالله به عنوان یک رهبر کارگری در برخورداری وی از تیزبینی در دل تحولات سیاسی و قدرت تشخیص منافع طبقه کارگر در هر مقطع و درک مصلحت های طبقاتی ضروری و جسارت سیاسی در اتخاذ مواضع قاطعانه به هنگام لزوم بود. به عنوان فاکت می توان به جلوه های عملی این خصوصیات در سه تند پیچ سیاسی که جنبش مستقل کارگری در سالهای اخیر با آنها روبروشد اشاره داشت.
اول: در ٢٢ خرداد ماه ١٣٨٢ نامه ای از طرف هیئت موسسان سندیکاهای کارگری به وزارت کار دوره خاتمی برای ایجاد تشکلهای کارگری منتشر شد. این نامه هم تهدیدی علیه تشکل یابی مستقل کارگری بود چرا که امر تشکل یابی را کاملا در چارچوب قانونیت سرمایه داری و جمهوری اسلامی و در همکاری و همگرایی با جریان حکومتی دوم خرداد در آن موقع دنبال می نمود. هم اینکه این امکان را در خود داشت تا به رها شدن و غیرقابل کنترل شدن تشکل یابی مستقل در بین نیروهایش منجر شود. چرا که بهر حال این فرمی از تلاش قانونی و مجاز تحت حاکمیت استبداد بود که بعضا به نتایج ناخواسته منجر می شوند. کمااینکه سربلند کردن سندیکای مستقل و رادیکال کارگران واحد از دل همین تلاش ها نکته فوق را ثابت نمود. این واقعه برای برخی صرفا فرصتی بود تا با پیراهن عثمان نمودن تهدید گقته شده ، کل هیئت موسسان و تلاش های آنرا حتی به قیمت لگد مال نمودن همان اندک امکانی که به پیدایش سندیکای خوب کارگران واحد انجامید طوری درهم بکوبند تا خود بتوانند به عنوان سرداران «گرایش رادیکال» دست سازشان جلوس نمایند. یدالله به این می اندیشید تا با خنثی نمودن آن تهدید حل شدن جنبش مستقل کارگری در قانونیت ضد کارگری، و با دفع سو استفاده های رادیکال نمای ارزان از این ماجرا، به شرایط مناسب برای به فعل درآمدن همان اندک امکان پیدایش حرکت مستقل یاری رساند. چرا که جنبش کارگری ایران در شرایط دمکراتیک و برخوردار از امکانات زیاد برای رشد و نمو قرار نداشت و هر ذره از اینگونه امکانات برایش حیاتی بود. او به عنوان اولین کسی که به این واقعه واکنش نشان داد در مقاله ای با زیر تیتری به مضمون «توهم بر پلنگ تیزدندان و دغلکاری بر مستمندان»* آن تیزبینی و دوراندیشی و قاطعیت و مصلحت اندیشی را یکجا به نمایش می گذارد.
دوم: در اوایل سال ١٣٨۵، اکبر گنجی به خارج آمد و کمپین «روزه سیاسی» برای حقوق بشر براه انداخته که مورد حمایت اپوزیسیون بورژوایی و دول غرب و آمریکا قرار گرفت و اسم جنبش کارگری و منصور اسانلوی زندانی را هم در آن گنجاند. این دوره ای است که امریکا عراق و افغانستان را در اشغال دارد و اختلاف اش با جمهوری اسلامی فزاینده است و کنگره اش بودجه ای را برای کمک به پروژه دمکراسی در ایران و تقویت حقوق کارگری به تصویب رساند. مساله این بود که در این شرایط چه روش برخوردی به تقویت جنبش مستقل کارگری کمک می کند. اینجا هم بلافاصله با عده ای غیرمسئول و بی قید به شرایط و موقعیت جنبش کارگری ایران مواجه شدیم که صرفا فرصتی برای طرح و برجسته نمودن فرقه خود پیدا کردند. آنها با بزرگنمایی از «خطر سولیدارتی سنتر» پرچم «فساد در جنبش کارگری» را برافراشتند و در روز روشن، و در جلوی چشم رژیمی که روزانه مخالفین اش از هر نوعی را به اتهام وابستگی به امریکا و پول گرفتن از نهاد های امریکایی به زیر شکنجه ها قرون وسطایی می کشاند و به چوبه دار و جوخه اعدام می سپارد، با افتخار امر «افشای فعالین مرتبط با سولیدارتی سنتر در جنبش کارگری» یعنی همان «معرفی مخالفین به رژیم» را به فعالیت روتین «گرایش رادیکال» خود بدل نمودند.
یدالله با رد و نفی این تشبثات ضد کارگری که فعالین و تشکلات مستقل کارگری را به طور جدی به خطر می انداخت، خود آرام و بی جنجال مراقب تحرکات احتمالی مراکزی نظیر سولیدارتی سنتر بود و در صورت نیاز آماده دادن هشدارهای لازم و حساب شده نیز بود. او در همان حال معتقد بود ضمن اینکه از اینگونه تحرکات ضد کارگری احتمالی نه باید غافل گشت و همچنین نه باید آنها را بزرگ نمود، اما تکیه گاه جنبش کارگری ایران چپ است و اینگونه تحرکات احتمالی با موانع سنگین در جنبش مواجه اند و راه به جایی نبرده و نخواهند برد. مساله در دید او اساسا سیاسی بود و نه توطئه گرانه. از اینرو به این توجه داشت آنجا که امریکا برای تامین نفوذش در جنبش کارگری بسترسازی سیاسی می کند را باید تشخیص داد و بی درنگ افشا نمود. کمپین «روزه سیاسی » گنجی در اوایل سال ٨۵ به نظر یدالله یکی از این بستر سازیهای سیاسی بود که آنرا بالافاصله در مقاله «جنبش کارگری و گنج نامه سرمایه داران» در تیرماه ٨۵ مورد حمله قرار داد و همانجا در امتداد افشای آن بستر سازی سیاسی دست راستی اولین کسی بود که بابت نفوذ مالی امریکا نیز هشدار داد. در اینجا هم شاهد ترکیبی از روشن بینی و تیزبینی و دوراندیشی و مصلحت اندیشی و قاطعیت در اتخاذ موضع سیاسی هستیم.
سوم: مساله برخورد به جنبش آزادیخواهانه کنونی مردم است. یدالله خیل سریع ماهیت ترقی خواهانه و آزادیخواهانه این جنبش را تشخیص داد، نیروی عظیمی که این جنبش در مبارزه علیه استبداد حاکم به میدان آورده که می تواند متحد طبقه کارگر باشد را دید، و به خطر مهار و کنترل وانحراف و شکست آن توسط نیروهای بورژوایی و ارتجاعی وابسته به رژیم و خارج از رژیم واقف بود. او دنباله روی از جریانات موسوی و کروبی رابه هر بهانه ای ارتجاعی و ضد مردمی می دانست و مرزبندی شفاف با این جریانات و افشای آنان را برای موفقیت جنبش مردم حیاتی می دید. همچنین با این خط منشویکی که کل جنبش آزادیخواهانه مردم را ارتجاعی می خواند و به کیسه موسوی و کروبی می ریزد و خواهان تخطئه و نفی وطرد آنست و خواستار جنبش کارگری خالص در زمان و مکانی مجزاست و تسلیم طلبانه کل جنبش آزادیخواهانه را برای ارتجاع و بورژوازی وا می گذارد، بی هیچ شک و ابهامی قاطعانه مخالف بود. در مقابل یدالله بر دفاع و تقویت و هدایت جنبش آزادیخواهانه کنونی مردم توسط حضور صف مستقل کارگری از طریق برپایی تشکلهای توده ای کارگران و بویژه برپایی شوراهای کارگری و همراه شدن این جنبش با جنبش کارگری برای رهایی از همه مصائب و ستم های کنونی تاکید داشت. یدالله این موضع را خیلی زود و هنگامی که بسیاری هنوز مشغول بررسی بودند یعنی در ٢٦ خرداد ٨٨ با نوشتن مقاله «کارگران و موقعیت حساس کنونی» اتخاذ نمود. در این مورد هم ما جلوه ای دیگر از همان خصوصیات رهبری در یدالله را در برابر خود داریم.
اما یدالله خسرو شاهی نه فقط یک رهبر کارگری بلکه همچنین رهبری سوسیالیست بود. اگر چه هستند کسانی که مایلند این حقیقت را کتمان نمایند اما یدالله سوسیالیست حقیقتا بر جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر ایران حک شده است. او بی هیچ شائبه رفرمیستی اعتقادی به امکان بهبود ماندگار و دائمی وضع طبقه کارگر در نظام سرمایه داری نداشت. به همین ترتیب هم هیچ ابهامی در مورد محدودیت های اساسی تشکل های توده ای کارگری نظیر اتحادیه و سندیکا برای فرا روی از نظام سرمایه داری نداشت. انقلاب کارگری، جنبش شورایی، کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر، برپایی حکومت کارگری، حرکت بسمت نظام سوسیالیستی، رسیدن به جامعه کمونیستی، بهمراه تاکید بر اهمیت تلاش برای بهبود وضع طبقه در همین شرایط و تحمیل بیشترین و پیشروترین اصلاحات به نفع کارگران به نظام سرمایه داری با اتکا به مبارزه مستقیم توده ای آنان، و با ارزش و پر اهمیت دانستن سندیکاها و اتحادیه های مستقل کارگری، و بالاخره ایجاد حزب کمونیست طبقه به عنوان ابزار سیاسی و ضروری برای هدایت کل طبقه بسمت هدف نهایی و رهایی قطعی از بردگی مزدی ، همه از عناصر هویتی خط سیاسی و سوسیالیسم یدالله هستند.
یدالله همزمان کمونیسم بدون طبقه کارگر، و طبقه کارگر بدون کمونیسم؛ و بهمین ترتیب حزب کمونیست بدون طبقه، و طبقه بدون حزب کمونیست را مشکل و معضل مهم مبارزه طبقاتی کارگران در ایران می دانست. او نقش کارگران کمونیست را در حل و رفع این مشکل و معضل تاریخی می دید. یدالله برای تبیین خط سیاسی مورد نظرش مفهوم ویژه ای را پرداخت که عبارت است از: «کمونیسم کارگران». او در میان سنت های سیاسی رایج در چپ ایران نظیر تروتسکیسم، کمونیسم کارگری، فدائیسم، حکمتیسم، مائوئیسم، راه کارگر، کومله، ضد سرمایه داری، سنت خاص خودش یعنی «کمونیسم کارگران» را غنا می بخشید و حزب طبقاتی مورد نظرش را «حزب کمونیست کارگران» می نامید. بنابراین سنت سیاسی وی بیش از هرچیز با سنت بلشویسم همراه است و از نظر تاریخی هم در امتداد آن قرار می گیرد. در میان شخصیتهای قدیمی چپ و کارگری در ایران بیش از هرکس علی امید الهام بخش یدالله در مبارزه طبقاتی بود. از جمله خاطرات اش این بود که چگونه در اوان جوانی هنگامی که در پالایشگاه آبادان مشغول بکار شد برای اولین بار از طریق مشاهده جمله «به علی امید رای دهید» که برای تبلیغات انتخاباتی سندیکا در دهه بیست با ضد زنگ روی تانکر آب نقش بسته و هنوز هم آنجا بود با علی امید آشنا می شود. علی امید کارگر کمونیست و از رهبران جنبش توده ای کارگری در دوره رضا شاه و دهه بیست و از مخالفین حزب توده در آندوره و از رفقا و همرزمان نزدیک یوسف افتخاری بود. یوسف افتخاری خود توسط سلطانزاده عضو حزب بلشویک آموزش دیده و برای سازماندهی کارگری به آبادان اعزام شده بود. یدالله علی امید را ندیده بود. اما در سال ۵٠ با اطلاع از درگذشت علی امید که در هنگام سالمندی و تنهایی در حمامی کار و همانجا زندگی می کرد با همکاری جمع کثیری از کارگران پالایشگاه تهران تشیع جنازه او را برگزار می کنند.
در پایان می بینیم که به اینترتیب سنت سوسیالیستی معینی در جنبش کارگری ایران که با هر سایه روشنی که ممکن است در بیان خود داشته باشد اما از بلشویسم مایه گرفت و طی نزدیک به یک قرن توسط فعالین برجسته اش دست بدست منتقل شد و توسط یدالله خسرو شاهی به نسل کنونی طبقه کارگر ایران رسید. بنابراین سوسیالیسم یدالله از همان استحکام طبقاتی و قدمت تاریخی برخوردار است که موقعیت وی به عنوان یک رهبر کارگری چنین است. یادش عزیزش گرامی و راه سرخ اش پر رهرو باد.

امیر پیام

٧ اسفند ١٣٨٨ - ٢٦ فوریه ٢٠١٠
توضیح: این مطلب ابتدا در نشریه آرش شماره ١٠۴ منتشر شد.
زیرنویس:
* من متاسفانه نتوانستم اصل این مقاله را پیدا کنم و یدالله هم نبود که از او بخواهم. امیدوارم که بزودی کلیه آثار نوشتاری و صوتی و تصویری او در وب سایتی که به نام اش تاسیس شده در اختیار همگان قرار بگیرد. ١٩

----------------------

رفیق یدی به گردن طبقه کارگر حق دارد

من از ایران اسم یدلله را شنیده بودم. رفیق مھدی کارگری از لنت ایران، روزی در بازگویی خاطرات زندانش از او اسم برده بود. چند نفری ھم راجع به یدلله سوال ھای کردند. بعدھا یکی از رفقای من ھم راجع به یدلله و زندان جمھوری اسلامی خاطراتی را تعریف کرده بود. به این گونه میتوانم بگویم که یدلله را از ایران می شناختم. یا بھتر بگویم از ایران با اسم او آشنا شده بودم.
در گوش های از سالن وردی کانوی ھال لندن نشسته بودم و چیزی را مطالعه می کردم. دو نفر وارد شدند و با من دست دادند. یدالله و ستار بودند. سال ٩١ بود و من منتظر آن ھا بودم. این آغاز آشنایی ما بود. او بود و کارگران تبعیدی، یا بھتر است که بگویم او بود و کارگر تبعیدی. نسخه ای از کارگر تبعیدی را به من داد. من به مدت یکسال با یدالله وکارگر تبعیدی به عنوان یک کارگر تبعیدی کارکردم. متأسفانه آنچه که مرا از کارگر تبعیدی راند، اختلاف با یدلله بود.
چند سال پیش شنیدم که سکته قلبی کرده است به بیمارستان رفتم و او را در آغوش گرفتم. خوشحال شد و گفت که: 'ازخصلت ما کارگران اینست که دشمن نمیتواند اتحاد ما را از بین ببرد.' من ھم خندیدم و گفتم: 'از آب گل آلود ماھی نگیر با تو ھیچ اتحادی ندارم.' گفت: 'نه جان مظفر این را جدی میگویم.' دوباره از کارگر تبعیدی صحبت کرد و من گفتم: 'نه! حالا بدتر شده است چون جریانی از تروتسکیست ھا ھم در شما نفوذ کرده اند.' خندید و گفت: 'آن ھا به ما احتیاج دارند نه ما به آن ھا.' به او گفتم: 'آن ھا ھمین چند نفر را ھم از ھم خواھند پاشاند.' وھمین جور ھم شد.
علیرغم تمام اختلاف ھای که با ھم داشتیم به او احترام می گذاشتم. به دل سوزیھایش، به جنب و جوشش، به خاطراتش، و به کاراکتری که داشت. خنده و پیپش برایم جذابیت داشت. تا پیپش را گذاشت کنار ھمیشه و ھر گا ه او را می دیدم پکی به پیپش میزدم و با این عمل اتحادم عملم را با او اعلام میکردم.
یدلله خمیر مایه اش از پرولتر بود. پرولتری که با تمام مشکلات مبارزاتی در شرایط گوناگون آشنا بود. پرولتری که در بحرا نھای متفاوت مبارزاتی میتوانست ب ه بیراھه بزند. میتوانست جمع و جور کند و میتوانست متفرق ھم بنماید.
علیرغم نکات مثبت فراوانی که داشت، او اشتباھاتی ھم داشت که قابل تعمق است.
او و برادر من در ایران، به اختلاف دو روز از ھم مردند. "مرگ شتری که در خانه ھر کسی میخوابد" این بار در خانه ی یدالله و در خانه برادرم خوابید. طبیعی بود که به علت مرگ برادرم نتوانستم یدالله را برای آخرین بار ببینم. و این بار ھم طبقه کارگر یکی از فعالین خود را از دست داد. او تا آخرین لحظه از تلاش باز نیایستاد و ھموار ه با خلوص نیت کار کرد. ھمین اخلاص در مبارزه کافی است که بگوییم، (در ھر صورت او به گردن طبقه کارگر و به گردن تاریخ معاصر طبقه کارگر ایران حق دارد. جمع آوری خاطرات او میتواند برای تجربه دیگری مفید باشد.)

یادش گرامی باد

مظفر

----------------------

سخنرانی امیر پیام به یاد یداله خسروشاهی در تورنتو

Memorial address for Yadullah by Amir Payam in Toronto

----------------------

گزارش مراسم یادبود زنده یاد یدالله خسرو شاهی در استکهلم

روز شنبه ، ۱٣ مارس ٢٠١٠، مراسمی در بزرگداشت یدالله خسروشاهی از طرف اتحاد بین المللی و با همکاری گرم و صمیمانه تعدادی از دوستان نزدیک یدالله در شهر استکهلم سوئد برگزار شد. در این مراسم که فرخنده آشنا مجری آن بود حدود ١۵٠ نفر از دوستان، همرزمان، شخصیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و فعالین و نمایندگان تعدادی از سازمانهای چپ و سوسیالیست شرکت کردند.
مراسم پس از یک دقیقه سکوت در ادای احترام به یدالله و با پیام کوتاهی از طرف خانواده خسروشاهی مبنی بر تشکر از حاضرین توسط یکی از دوستان یدالله آغاز شد. در این مراسم علاوه بر نشان دادن فیلمی در مورد ابعادی از زندگی خصوصی، فعالیتهای کارگری و دیدگاهها و نظرات ایشان، تعدادی از دوستان و همرزمان یدالله از جمله کریم منیری، علی پیچگاه، مظفر فلاحی، بیژن خوزستانی برگهایی از زندگی مبارزاتی ایشان و خصوصیات فردی یدالله را روایت کرده و فرهاد شعبانی و رحمان حسین زاده پیام هایی در نقش و جایگاه یدالله خسروشاهی در جنبش کارگری ایران و تقدیر از مبارزات طولانی ایشان به ترتیب از طرف حزب کمونیست ایران و حزب کمونیست کارگری-حکمتیست به حاضرین ارائه کردند.
در این مراسم علاوه بر نشان دادن تصاویر و اسلاید از یدالله خسروشاهی و پخش آهنگهای مورد علاقه ایشان، اشعاری نیز از طرف هوشنگ گلاب نژاد و شهریار دادور قرائت شد.
برگزاری این مراسم با کمک و همیاری صمیمانه تعدادی از دوستان نزدیک یدالله انجام شد. اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران ضمن قدردانی از زحمات و سهم ارزنده همه دوستانی که در برگزاری این مراسم به انحاء مختلف زحمت کشیدند از حضور گسترده و گرم تک تک شرکت کنندگان که سهمی در برگزاری این مراسم داشتند سپاسگذاری کرده و امیدوار است که آرزوی یدالله خسروشاهی در گسترش و تقویت اتحاد و همبستگی کارگری و حمایت از کارگران در ایران با دوام و توان بیشتری ادامه یابد.

با تشکر مجدد

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران- سوئد

١٧ مارس ٢٠١٠

----------------------

مراسم گرامیداشت یداله خسروشاهی

شنبه ١٣ مارس ٢٠١٠

ساعت ٧ تا ١٠ شب-

سالن کتابخانه مرکزی نورت یورک، طبقه دوم، ۵١٢٠ خیابان یانگ

مراسم شامل: شرح زندگی، مبارزات و بازگویی خاطرات،

فیلم و اسلاید، شعر و موسیقی. پذیرایی با شیرینی، چای و قهوه

یدالله خسروشاهی از سازماندهان اعتصابات تاریخی کارگران نفت ایران و از بنیانگذاران و اعضای فعال شورای سراسری کارکنان شرکت نفت در انقلاب ۵٧ بود. او در هر دو رژیم سلطنتی و اسلامی به اسارت گرفته شد و تا آخرین لحضات عمرش از آثار شکنجه آن دوران خلاصی نیافت. در سالهای تبعید نیز فعال خستگى ناپذیر جنبش سوسیالیستى و از كوشندگان جلب همبستگی بین المللی کارگری با جنبش کارگری ایران بود.
یدالله خسرو شاهی بیش از نیم قرن از زندگی اش را بی شائبه در راه سعادت و رهایی طبقه کارگر ایران گذاشت و با مرگ نابهنگامش طبقه کارگر یکی از یاران صدیق و وفادار و نیز یکی از رهبران سخت كوش خود را از دست داد.
گرامیداشت یدالله خسروشاهى، در عین حال بزرگداشت مبارزات طبقه كارگر ایران در نیم قرن اخیر براى آزادى و برابرى و یك زندگى شایسته انسانى است.

برگزاركننده: اتحاد بین المللى در حمایت از كارگران در ایران- كانادا و دوستان و رفقاى یدالله خسروشاهى در تورنتو

مورد حمایت: حزب کمونیست ایران - کانادا، حزب کمونیست ایران(مارکسیست، لنینیست، مائوئیست) - کانادا، حزب کمونیست کارگری - حکمتیست(تشکیلات کانادا)، سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) - واحد تورنتو، فعالین چریکهای فدایی خلق ایران، تورنتو، کانون خاوران، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی - کانادا، ماهنامه روشنگر، کمیته حمایت از کارگران ایران - تورنتو، شوراى پشتیبانى از مبارزات مردم در ایران (تورنتو- كانادا)

جهت اطلاعات بیشتر با تلفن یا ایمیل زیر تماس بگیرید:

info@workers-iran.org
416-997-2945

----------------------

مراسم یادبود یدالله خسروشاهی در استکهلم

زنده یاد یدالله خسروشاهی از رهبران سرشناس جنبش کارگری ایران با بیش از ۴٠ سال فعالیت مستمر، پیگیر و با فداکاری و تحمل سالها زندان سهم مهمی در تداوم مبارزات کارگری و سیاسی در جامعه ایران داشته است. گرد هم می آییم تا با مرور برگهایی از تاریخ جنبش کارگری ایران به زبان تصویر و به روایت دوستان و همرزمان یدالله خسروشاهی از زحمات و فداکاریهای ایشان قدردانی کنیم.  

سخنرانی و خاطرات

اجرای موسیقی

فیلم و اسلاید

صرف چای، قهوه و شیرینی

زمان: شنبه ١٣ مارس، ساعت ١٩-١٦

مکان: Kista Träff، Centrum Kista

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران- سوئد

----------------------

گزارش مراسم خاکسپاری و بزرگداشت یدالله خسرو شاهی

پیکر یدالله خسرو شاهی، کارگر شرکت نفت، فعال برجسته، صادق و خستگی ناپذیر جنبش کارگری ایران، روزجمعه ١٩ فوریه ٢٠١٠ با حضور خانواده و جمع کثیری از رفقا، یاران و دوست داران او که از انگلستان، سراسر اروپا و كانادا گرد آمده بودند، در فضایی آکنده از اندوه و احترام، با شکوه تمام در " گورستان ترنت پارک" لندن به خاک سپرده شد. پیکر یدالله خسرو شاهی را خانواده او به همراه عده­ای از یارانش از مقابل منزل تا محل خاک­سپاری همراهی کردند. آن­جا جمعیتی که از ساعاتی پیش برای آخرین دیدار به انتطار ایستاده بودند به آرامی و در سکوتی سرشار از اندوه و حسرت، پیکر او را تا خاک­جای­ دائمی او مشایعت کردند.
مراسم خاک سپاری، با موسیقی و سپس با خوش آمدگویی به حاضرین و سپاسگزاری از آنان که بیش از ٢٠٠ نفر بودند با اعلام یک دقیقه سکوت به احترام یداله خسرو شاهی آغاز شد.
سپس فرزندان یداله، دانش و رویا در میان اندوه حاضرین، از پدر، از شخصیت او ، از مبارزات و گوشه هایی از خاطرات خود سخن گفتند. آزاده، فرزند دیگر یداله شعری را که برادراش، رامین، به یاد پدر سروده بود، خواند. در ادامه، آروین یکی از نوادگان خردسال یداله خسرو شاهی در سخنانی به زبان انگلیسی از دلتنگی هایش به خاطر رفتن پدر بزرگ سخن گفت.
پس ازآن، حمید، یکی از رفقای دیرین یداله خسروشاهی درباره سیر زندگی ، بخش هایی از فعالیت ها و مبارزات یداله در جنبش کارگری ایران سخن گفت و از او تجلیل کرد . بعد از او حشمت رییسی یکی دیگر از دوستان و همکاران قدیم خسرو شاهی در شرکت نفت، خاطرات خود از یداله و فعالیت های سیاسی و کارگری او را با حاضرین در میان گذاشت. پرواز دادن کبوتر سفید، گلباران خاک و پخش ترانه ها و اهنگهای مورد علاقه یداله ، از جمله تصنیف مرا ببوس، بخش دیگر مراسم بود.
آنگاه به پیشنهاد و دعوت خانواده خسرو شاهی، حاضران، به یاد یداله شراب نوشیدند و جرعه ای را برخاک افشاندند. در پایان حاضرین یک صدا به خواندن سرود انترناسیونال پرداختند و برای آخرین بار با یداله خسرو شاهی بدرود گفتند و پیکر او را به خاک، و خاطره اش را به یاد سپردند و محل را به قصد سالن محل برگزاری مراسم یادمان و بزرگداشت ترک کردند.
مراسم بزرگداشت یداله خسرو شاهی شامگاه همان روز بر گذار گردید. بیش از٣۵٠ نفر شامل یاران یداله خسرو شاهی ، فعالین اجتماعی و رهبران و اعضای بسیارى از احزاب و سازمانهای سیاسی و چپ در مراسم حضور یافته بودند. علی اشرافی مجری برنامه ، مراسم را با اعلام یک دقیقه سکوت به احترام یداله خسرو شاهی آغاز کرد. سپس فرزندان یداله خسرو شاهی، دانش و رامش ضمن قدر دانی و سپاس گزاری از حاضرین از شخصیت پدر و خاطرات و رابطه خود با او سخن گفتند. سپس حمید، دوست یداله از مبارزات یداله و جایگاه برجسته او در تاریخ جنبش کارگری سخن گفت. بعد از آن اسلایدهایی شامل تصاویر یداله از نوجوانی تا روزهای پایانی زندگی او همراه با پخش ترانه ها و آهنگ های مورد علاقه اش نشان داده شد. بعد از ان فیلمی که در پیوند با درگذشت یداله تهیه شده شده بود، نمایش داده شد. در این فیلم بخش هایی از گفتگوی اعضای خانواده یداله که از احساسا ت و خاطرات زندگی خود و او سخن می گفتند پخش گردید که مورد توجه حاضرین قرار گرفت.
آنگاه ستار رحمانی رفیق دیرینه و دوست خانوادگی یداله خسرو شاهی در مورد شخصیت یداله و جایگاه او در تاریخ جنبش کارگری ایران و دیگاه های او در مورد این جنبش و اهداف آن، سخن گفت.
فرید پرتوی از فعالین کارگری و از اعضای کارزار "اتحاد بین المللی درحمایت از کارگران در ایران" سخنران دیگر مراسم بود . او با اشاره به نقش مهم و کلیدی یدالله در گسترش و تداوم "اتحاد بین المللی" در ده سال گذشته از فعالیتهای خستگی ناپذیر او از جمله در جلب حمایت های بین لمللی از مبارزات کارگران ایران یاد کرد. فرید در بخش دیگر از سخنان خود به جایگاه یدالله در جنبش کارگری پرداخت و او را از فعالین و رهبران كارگرى و سوسیالیست برجسته ای دانست که تا آخرین لحظه زندگی در راه ایجاد تشکل های مستقل کارگری و علیه كل نظام سرمایه داری مبارزه کرد.
در بخش دیگر مراسم، ایرج جنتی عطایی، ترانه سرا و شاعر مشهور، چند شعر به یاد یداله و در بزرگداشت او برای حاضران خواند.
ناهید نعیمی، از دوستان یداله پس از سخنان کوتاه به یاد او قطعه آوازی را با صدای خوش برای حاضرین خواند که اندوه فقدان یداله در آن موج می زد.
در بخش دیگر از برنامه تلاش گردید که پیام مراسم بزرگداشتی که به همت فعالین کارگری بطور همزمان در ایران بر گزار کرده بودند برای حاضرین پخش شود که به دلیل کیفیت نامناسب صدا بطور كامل میسر نگردید، اما از تمامى دوستان برگزار كننده آن مراسم حمایت و قدردانى بعمل آمد.
بخشی بعدی برنامه به پیامها و اطلاعیه های تشكلات و نهادهاى كارگرى و احزاب و سازمانهای سیاسی و شخصیت ها و فعالین سیاسی و اجتماعی اختصاص داشت. مجری برنامه با اشاره به کثرت پیام هاى رسیده و قدردانى از آنها یاد آور شد که بخاطر كمبود وقت از امکان قرائت همه پیام ها برخوردار نیست. وى به نمایندگی از سوی خانواده یدالله خسرو شاهی از تمام پیام دهندگان تشکر و قدر دانی کرد. از میان پیامهاى رسیده چند پیام کوتاه از ایران خوانده شد از جمله پیام علی نجاتی رئیس زندانى هیئت مدیره سندیکای کارگران شركت نیشكر هفته تپه و پیام سندیکای کارگران شرکت واحد و کارگران ایران خودرو و شوراى زنان. از پیامهای بین المللی نیز پیام کنفدراسیون عمومى اتحادیه های کارگری فرانسه ( ث ژ ت) توسط مهشید مجاوریان از اعضاى ث ژت و فعالین "اتحاد بین الملی" قرائت شد.
بخش پایانى برنامه به پیامها و خاطرات حاضرین در مراسم اختصاص داده شد كه تعداد زیادى از فعالین كارگرى و چپ از تجارب خود با یدالله صحبت كردند، اما متاسفانه بدلیل كمبود وقت تعدادى از حاضرین نتوانستند از این فرصت استفاده كنند كه امیدواریم بعدها بصورتهاى مختلف این مهم صورت بگیرد.
در آخرین فرصت باقی مانده علی حسینی، راه اندازی سایت یداله را اعلام کرد: www.ykhosroshahi.com
در پایان مراسم، شركت كنندگان از جا بر خاستند و سرود انترناسیونال در فضای سالن طنین افکند و با درود بر یداله در هم آمیخت.
اتحاد بین المللى به سهم خود از تمامى فعالین و تشكلات كارگرى و سازمانها و احزاب و سایتهاى كارگرى و سیاسى كه در رابطه با درگذشت رفیق یدالله ابراز همدردى كرده اند صمیمانه قدردانى میكند. در وب سایت اتحاد بین المللى سعى شده است تمامى این پیامها حتى المقدور درج گردد. لازم به اطلاع رسانى است كه مراسمهاى گرامیداشت یدالله در كشورهاى مختلف نیز برگزار شده است و یا در هفته هاى آتى برگزار خواهد گردید.
ما یک بار دیگر مرگ نابهنگام و تاسف بار رفیق و همكار عزیزمان یدالله خسرو شاهی ، فعال و رهبر خستگی ناپذیر در جنبش کارگری و سوسیالیستی ایران را به خانوده او و همه یاران و هم رزمانش تسلیت میگوییم و خود را در این غم مشترک در کنار آنها می یابیم. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

٢٢ فوریه ٢٠١٠

   

   

----------------------

گفتگو با ایوب رحمانی از همرزمان یداله خسروشاهی در بارۀ وی

   ١٣٨٨ رادیو برابری ٣٠ بهمن
----------------------

در حسرت دیداری دیگر

به یاد یدالله خسروشاهی

آخرین باری که تلفن کرد چند روز پیش از درگذشت ناگهانی اش بود. تا صدایش را شنیدم یادم آمد آنچه را که به او قول داده اما فراموش کرده بودم: قرار گذاشته بودیم که من از طرف «اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران» از طریق ایمیل از "مک آرتا" مسئول روابط بین الملل فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگران حمل و نقل (ای تی اف)، قرار ملاقات بگیرم تا با یدی به دیدارش برویم و درباره پاره ای از مسایل کارگری ایران با او گفتگو کنیم. و من این را بکلی فراموش کرده بودم . نمی­خواستم که برنجانم اش. پس گفتم که به مک، ایمیل فرستاد ه ام و هنوز جواب نداده است. از اینکه دروغ گفته بودم از خودم بدم آمد. گفت: اگر می توانی تلفنی با مک تماس بگیر و قرار بگذار. و صبحت به مسایل دیگر کشید. بعد از گفتگو با یدی، بلافاصله به مک، ایمیل فرستادم و درخواست ملاقات کردم .
از مک خبری نشد. روز دو شنبه هفته پیش تلفنی با مک تماس گرفتم و قرار گذاشتم که صبح روز پنج شنبه ۴ فوریه همراه یدی به دیدن اش برویم. زمان ملاقات را با ایمیل به یدی اطلاع دادم. می دانستم از شنیدن اینکه به این زودی قرار ملاقات گرفته ام خوشحال خواهد شد. برای محکم کاری به یدی زنگ زدم اما کسی گوشی را بر نداشت. عصر ایمیل هایم را چک کردم. هیج ایمیلی از یدالله نداشتم. عجیب بود. او معمولا به چنین ایمیل هایی زود جواب می­داد.
هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که ایمیلی دریافت کردم که خبر می­داد یدی سکته مغزی کرده و در بیمارستان بستری است. خشکم زد. با بهزاد تماس گرفتم. خبر را می دانست. قرار گذاشتیم که چهار شنبه عصر به ملاقاتش برویم. من اما به قرار نرسیدم و جا ماندم. با خودم گفتم فردا می روم. همان شب، دیر وقت، خبر رسید که دکتر ها گفته اند که یدالله تا فردا بیشتر زنده نخواهد بود. اما من که هنوز نمی خواستم این را باور کنیم با خود به قراری که من و یدی برای روز پنج شنبه با مک داشتیم فکر کردم. جریان ملاقات با مک را با بهزاد در میان گذاشتم . گفت فردا با هم به دیدن مک خواهیم رفت.
آن شب تلخ با کابوس های تلخ تر به صبح رسید و اول صبح، خبر رسید که یدی دیگر در میان ما نیست. شوکه شدم. اصلا حوصله رفتن به ملاقات مک را نداشتم. می خواستم به او و به بهزاد زنگ بزنم و قرار را لغو کنم. اما نتوانستم . باید می رفتم. و رفتم. نه به خاطر قولی که به مک داده بودم و نه به خاطر مسایل کارگری و نه به خاطر هیچ چیز دیگر، بلکه تنها به خاطر یدی سر قرار رفتم چون می دانستم که برایش مهم بود.
خبر را به مک گفتیم. خیلی ناراحت شد. یدی را می شناخت. چند باری من و یدی به دیدن اش رفته بودیم و با او در باره مسایل کارگری در ایران گفتگو کرده بودیم.
به هر رو، گفتگو با مک پایان یافت و من و بهزاد، خاموش و غم زده محل را ترک کردیم. نه به خاطر آنچه که در گفتگو گذشته بود. بلکه به خاطر جای خالی یدی. بهزاد گفت دیشب تا صبح نتوانستم بخوابم و در گوشه ای آهسته گریه کردم. از شنیدن سخنان او به سختی جلوی ترکیدن بغض ام را گرفتم . اما این دیری نپایید. نیم ساعت بعد، از رستوارانی که با بهزاد برای نهار به آنجا رفته بودیم برای تلفن زدن به خانواده یدی بیرون آمدم و تماس گرفتم. دانش فرزند یدالله گوشی را برداشت اما بعد از چند کلمه، بغضم ترکید و در برابر نگا ه های ناباور رهگذرانی که از هیچ چیز خبر نداشتند، گریستم . یدی مرده بود. دبیر سابق سندیکای کارگران پالایشگاه تهران، یکی از سازمان دهند گان کمیته های مخفی اعتصاب بزرگ و معروف کارگران شرکت نفت در انقلاب ایران، نماینده شوراهای سراسری کارگران نفت، زندانی سیاسی هر دو رژیم شاه و جمهوری اسلامی، فعال شریف و پیگیر کارگری، یکی از برجسته ترین چهره های جنبش کارگری ایران؛ یدالله خسرو شاهی بعد از چهار دهه مبارزه، در تبعید مرده بود. اندوه عمیق رفتن او بر استقامت لجبازانه و بی معنای من غلبه کرده بود و من در غم او و یا شاید در جستجوی او، نه "بر درگاه کوه" و نه "درآستانه دریا و علف" بلکه در پیاده­روی لندن و در زیر باران همیشگی آن که حال به کفری می مانست که جهان را می آلود، با خود می گریستم.
بهزاد، در خلوت خانه خود گریسته است و من در برابر نگاه حیران رهگذران. می دانم که صدها نفر دیگر از یاران و دوستان یدی نیز گریسته اند؛ هرکدام در جایی، در خلوتی و به شیوه ای.
بیست سالی هست که از نزدیک می شناختم اش . نبض اش به معنای دقیق کلمه با نبض جنبش کارگری می زد. گویی پیروزی کارگران در هر نبرد، پیروزی او و شکست شان، شکست او بود. این را می شد به خوبی در نگاه او و حالت چهره اش دریافت. هرگاه که خوشحال و سر زنده اش می دیدی، می­توانستی حدس بزنی که اتفاق مبارک و خوشی در جنبش کارگری روی داده است و یا دارد روی می­دهد. و هر زمان که غمگین و گرفته بود، باید حدس می زدی که اوضاع مساعد نیست و کارها به خوبی پیش نمی رود. خبر کشتار کارگران خاتون آباد چنان خشمگین اش کرده بود که روی پا بند نمی­آمد. و خبر احیا و آغاز فعالیت مجدد سندیکای کارگران شرکت واحد و اعتصاب آنان چنان شوق و شوری در او بر انگیخته بود که اندازه نداشت. او اگر چه از صحنه اصلی مبارزه کارگران به ناگزیر دور بود اما ناظر و یا تحلیل گر بی طرف اوضاع جنبش کارگری نبود. تا آنجا که در توان داشت و گاه خیلی بیش از توان جسمی اش برای کمک به پیشبرد مبارزه کارگران و تقویت جنبش کارگری، از خود وقت و نیرو می گذاشت. او این را وظیفه نمی دانست، این را ادای سهم نمی دانست. او خود جزیی از مبارزه کارگران بود. درگیربودن با مسایل کارگری فقط دغدغه ذهنی اش نبود، بلکه کل زندگی اش بود. او اصولا زندگی به شیوه ی دیگر را نمی شناخت. زندگی در مبارزه بود که برای او معنا می یافت. او نمی توانست باشد و مبارزه نکند. شادی هایش در اساس از پیروزی و پیشروی کارگران در مبارزه بر می خواست، و غم هایش، غم های شکست ها، عدم موفقیت ها و پیش نرفتن کارها بود.
فرشته البته که نبود. انسانی بود چون همه ما. اشتباه می کرد و گاه اشتباه اش را تکرار می کرد. گاه و بی گاه دوستان و همرزمانش را می آزرد و به دلجویی بر نمی آمد. در کار جمعی، تک روی هم می کرد. گاه چنان رک و صریح بود که تعجب انسان را برمی انگیخت و گاه چنان نرمش و اغماضی از خود نشان می داد که انسان از درک آن عاجز می ماند. اما شکوه راهی که او از روهروان صادق، صمیمی و همیشگی اش بود آن چنان تلألو خیره کننده ای داشت که همه این ها در برابرش رنگ می­باخت.
در نگاه یدی، تئوری، خاکستری می نمود، حال آنکه سبز، درخت جاویدان زندگی بود. نه به این معنی که به مباحث نظری اصلا اهمیت ندهد. بلکه به این معنی که تغییر واقعیت موجود برایش مهم تر بود. تئوری در نظرش می بایست به این امر کمک می کرد. با این وجود در نتیجه گیری عملی از مباحث پیجده نظری استعداد کم نظیری داشت.
علاقه چندانی به مباحث مربوط به آینده درازمدت جنبش کارگری نشان نمی داد و پرداختن به آن را نابه­هنگام و هدردادن وقت می دانست. در برابر، بیشتر توان و وقت خود را صرف شناخت و رفع موانع موجود در راه پیش روی مبارزه کارگران می کرد. به باور او در تغییر دادن شرایط موجود، کارگران خود را نیز تغییر می دهند و آینده را نه براساس برنامه و نقشه از پیش تدوین و طراحی شده، بلکه در فرایند دوسویه تغییر دادن همزمان واقعیت و تغییردادن خود، خواهند ساخت. پس علاقه ای به پرداختن به بحث های مربوط به آینده ی سرمایه داری و بدیل های ممکن نشان نمی داد. وقت اش را هم نداشت.
او را متهم می کردنند که سندیکالیست آن هم به معنای بد آن یعنی سندیکالیست رفرمیست است. او اما خواهان تشکل مستقل کارگری بود؛ هر تشکلی که کارگران بتوانند با تکیه به نیروی خود ایجاد کنند. عمیقیا به توان و قدرت کارگران باور داشت. انوع تشکل ها و تفاوت های آنها را خوب می شناخت. اما خیال­پردازی نمی کرد و شرایط و توازون نیروها را همیشه در نظر داشت. او این ها را نه در لابلای صفحات کتاب بلکه به تجربه دریافته بود: او در پیش از انقلاب، دبیر سندیکای کارگران پالایشگاه تهران بود. بعد از اعتصابی که همین سندیکا در ١٣۵٣ سازماندهی اش کرده بود دستگیر و زندانی شد. در جریان انقلاب ١٣۵٧ وقتی که به همراه سایر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد، سهم ارزنده ای در سازماندهی کمیته­های مخفی اعتصاب در صنعت نفت ایفا کرد. او سپس در اوایل انقلاب از فعالین پیگیر جنبش شورایی بود و خود یکی از نماینده­گان شوراهای سراسری کارگران شرکت نفت بود. بنابراین از نظر او نوع تشکل مستقلی که کارگران در یک برش زمانی می توانند و باید ایجاد کنند بستگی به توان آنها و شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی داشت. با همین نگاه بود که از همان آغاز بر آمد جنبش اعتراضی اخیر با نوشتن مقاله ای از کارگران خواست که شوراهای خود را بوجود آورند. کسی که متهم به سندیکالیسم بود، پیش از دیگران پیشنهاد تشکیل شوراها را داد. چنین به نظر می رسد که او در زمان نوشتن آن مقاله، می پنداشت که انقلاب دیگری آغاز شده است که با همان سرعت انقلاب بهمن به پیش خواهد رفت.
اوهمیشه به چندین کار مشغول بود. از جمع آوری کمک های مالی برای کارگران گرفته تا نوشتن مطلب و مقاله در باره مسایل کارگری. از دنبال کردن آخرین وقایع کارگری تا تلاش برای جلب همبستگی جهانی از کارگران ایران. من از همه آنچه که او در دستور کار خود داشت آگاه نیستم، اما می دانم که قرار بود چند کار را بطور همزمان با هم در «اتحاد بین المللی...» پیش ببریم. بعلاو قرار بود که در شنبه ای که گذشت در نشستی برای سازماندهی کارزاری در لندن علیه جمهوری اسلامی کنار هم باشیم. او اما دیگر در میان ما نبود و دوستان روی صندلی خالی اش دسته گل گذاشتند.
او به براستی یکی از برجسته ترین چهرهای جنبش کارگری بود. نسل هایی از کارگران آینده هنوز می توانند از داشتن چنین چهره ای در سنت خویش، به خود ببالند. می توانند بگویند: نگاه کنید به تاریخ ما، نگاه کنید به سنت ما و ببینید که چه انسان های شریف و نجیبی را در دامن خود پروده است. نگاه کنید به یوسف افتخاری، نگاه کنید به رحیم همداد، نگاه کنید به علی امید و نگاه کنید به یدالله خسرو شاهی و ببیند که آنان چگونه زیستند. ببیند چگونه در فرازها و فرودهای تاریخ مبارزاتی ما، از پیدایش نخستین نشانه های پیروزی و افق های باز تا شکست های سخت و سهمگین درتاریکترین شب ها، به طبقه خویش وفادار ماندند. ببینید که چگونه تا واپسین لحظه ها در هرکجای جهان سرمایه که بودند، شجاعانه، سربلند و با افتخار ایستادند و جنگیدند.
کم کم دارم این حقیقت تلخ را می پذیرم که دیدار دیگری با یدی در پیش نخواهد بود؛ حسرت چنین دیداری برای همیشه در دل من و همه دوستان یدی خواهد ماند.

ایوب رحمانی - ١٠ فوریه ٢٠١٠

----------------------

پیام اتحادیه كارگران پست كانادا در گرامیداشت یدالله خسروشاهى

به نمایندگى از ٥٤ هزار عضو اتحادیه كارگران پست كانادا، در گذاشت یدالله خسروشاهى را تسلیت میگویم.
افرادى همچون یدالله خسروشاهى، كه بخاطر حقوق كارگران با وجود مواجه بودن با خطرات فراوان مبارزه كرده اند، الهام بخش فعالین كارگرى در سراسر جهان براى تدوام مبارزه هستند. یدالله خسروشاهى با تعهد و شجاعت خود نشان داد كه نبرد براى عدالت و شرافتمندى باید ادامه یابد.
یدالله خسروشاهى میراث بسیار مهمى را به جاى گذاشته است، و ماعمیق ترین همدردى خود را به شما اعلام میكنیم.

با احترام، دنیس لیملین،

رئیس سراسرى اتحادیه كارگران پست كانادا

١٩ فوریه ٢٠١٠- اتاوا

ترجمه و تكثیر از اتحاد بین المللى در حمایت از كارگران در ایران

----------------------

درگذشت یداله خسروشاهی را تسلیت میگوییم

با کمال تاسف مطلع شدیم که یکی از کارگران پیشکسوت و مبارز یداله خسروشاهی در سن ٦٧ سالگی درگذشته است.
یداله کارگری بود که از ١۴ سالگی کارگری را آغاز کرد و شرایط سخت زندگی او را به راه تلاش برای کسب مطالبات کارگری کشاند.
یداله خسروشاهی بیش از ۴٠ سال برای حقوق کارگران مبارزه کرد و در این راه از هیچ سختی نترسید ، تجارب و راه یداله و دیگر کارگران برای ما کارگران آموزنده و قابل احترام است.
ما درگذشت این کارگر مبارز را به خانواده ی وی و دیگر کارگران تسلیت میگوییم.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

١ اسفند ٨٨

----------------------

بیانیه ی مراسم بزرگداشت زنده یاد یداله خسروشاهی در تهران

امروز روز خاکسپاری و مراسم بزرگداشت کارگرِ مبارز و رفیق صدیق و سخت کوش جنبش کارگری، زنده یاد یداله خسرو شاهی در شهر لندن است. علاوه بر مراسم بزرگداشت وی در لندن، در شهرهای دیگر دنیا هم برای بزرگداشت خاطره و مبارزات رفیق یداله مراسم هایی برگزار شده است.
ما نیزدر اینجا و در ایران با وجود دشواری های گوناگونی که گردهمایی ای اینچنینی میتوانست در شرایط امروز، برای دوستان وجود داشته باشد، بر خود لازم دانستیم که به خاطر مبارزات بیدریغ، پیوسته، جانفشانانه، صادقانه و شرافتمندانه ای که رفیق یداله برای دفاع از منافع و آرمان های طبقه ی کارگر و به ویژه جنبش کارگری ایران، در طول بیش از ۴٠ سال به طور شبانه روزی به آن مشغول بوده است، گرد هم آییم و یاد وی را گرامی داریم و با یداله و دیگر جانباختگان راه و آرمان های کارگران تجدید پیمان کنیم که راه آنان، اعتقاد ماست و ما بر این اعتقاد و بر این عهد بوده و خواهیم بود.
شرایطی عینی که یداله در آن میزیست و محرومیت هایی که به او و دیگر کارگران تحمیل میشد و هنوز میشود، و غم ِ خویشتن و معیشت به مثابه کارگری که قربانی نظام سرمایه داری است او را به واکنش واداشت تا پای در راه مبارزه علیه وضعیت موجود بگذارد. و یداله سپس انتخاب کرد که بر همین راه ِ مبارزه بماند و علاوه بر خود، برای احقاق مطالبات ِ دیگر کارگران به نبرد خود ادامه دهد زیرا که کارگران را برای رهایی، چاره، جز جنگیدن نیست.
بزرگداشت یداله، بزرگداشت یک فرد نیست، بزرگداشت راه و شیوه ی شرافتمندانه ی زیستن است، بزرگداشت این کیمیای کم یابی است که رفیقی چون یداله تا آخرین لحظات زنده بودن به آن پایدار بود: غم ِ نان و آزادی و برابری و مبارزه برای آن، غم ِ انسان را داشتن، غم انسانیت وغم انسانیت فراموش شده.
و بزرگداشت او، بزرگداشت آنانی است که با تمام جسم و جانشان، برای برابری و انسانیت و آزادی و عشق مبارزه میکنند. یداله و دیگر مبارزان با شیوه ی زیستنشان، با دغدغه های بلند انسانی و با بودن ِ شرافتمندانه شان، یادآور اصلی اساسی و پر مسئولیت هستند؛ و آن اصل این است که: درازای زندگی نیست که اهمیت دارد، مهم آن است که محتوای زیستن ما، چگونه باشد. یداله انتخاب کرده بود شرافتمندانه بماند و در زندگی برای حقوق، مطالبات و منافع دیگران، حتی از منافع، خواسته ها و راحتی ِ خود بگذرد. چه مبارزات و چه تلاش هایی که یداله در این راه انجام نداد. زندان و شکنجه و تبعید برای یداله هیچ گاه سدی نشد.
یداله بیش از ۴٠ سال برای کارگران و مردم از لحظه لحظه ی حیات اش مایه گذاشت. و درآخرین روز زندگی اش نیز قرارِ یک جلسه ی کارگری در شهر لندن داشت و آن جلسه بدون غیبت یداله برگزار شد، و از روز ١۵ بهمن ماه ٨٨ برخلاف روحیه و فکر خستگی ناپذیرش، جسم یداله به ما گفت که از این پس یداله از تمامی جلسات ما غیبت خواهد داشت! اما همانطور که در مورد دیگر مبارزان اینچنین بوده است، خاطرات یداله، راهش، اعتقاداتش ، تجاربش ونقد و سنجش این تجارب و عملکرد ها، برای همیشه در میان جنبش طبقه ی کارگر و تمامی برابری طلبان و آزادیخواهان، باقی خواهد بود.

شرکت کنندگان در مراسم بزرگداشت رفیق یداله خسروشاهی

جمعی از:

کارگران ، فعالان کارگری ، دانشجویان ،نویسندگان و فعالین لغو کار کودک

تهران - ٣٠ بهمن ماه ٨٨

----------------------

مراسم وداع با یداله خسروشاهی


 

   

----------------------

به یاد رفیق و کارگر مبارز یداله خسروشاهی
 

کمیته برگزاری بزرگداشت یداله خسروشاهی -هانوفر

----------------------

تاریخ شفاهی جنبش کارگری
در صنعت نفت از زبان یداله خسروشاهی

   حزب کمونیست کارگری - حکمتیست

----------------------

آخرین مصاحبه ها با یداله خسروشاهی!

برای شنیدن روی موضوع کلیک کنید:

«ارزیابی از موقعیت جنبش کارگری و صندوق اعتصاب»
   رادیو دمکراسی شورایی

«پیرامون اعتصابات اخیر در ذوب آهن»
   رادیو زمانه

----------------------

برای او که قلبش برای کارگران تپید!

برای یدالله خسروشاهی یار دیرین جنبش کارگری که با رفتنش سایه غم و ماتم را بر قلب انسانهایی که دستی بر آتش دارند، افکند!
برای یدالله که در طول زندگی اش، پیگیرانه دردرون جنبش کارگری ( ازفعالیت و دبیری سندیکای کارگران پالایشگاه تهران در زمان رژیم سلطنتی - سرمایه داری ، عضویت در شورای کارکنان نفت در رژیم سرمایه داری - اسلامی و فعالیت در تبعید) برای مطالبات کارگری فعالیت کرد.

برای یدالله از نسل زندانیان سیاسی رژیم سلطنتی که با تحمل شکنجه های وحشیانه در زندانهای شاهنشاهی درس مقاومت و پایداری را برای نسل ما بجا گذاشتند. و من بسیار ازآنان آموختم و در طی دوران زندانم (از آنجمله درانفرادیهای گوهردشت)، به مقاومت نسل زندانیان سیاسی گذشته می اندیشیدم و نیرو و توان برای ایستادگی و مقاومت در طی ٩ سال زندانم، می گرفتم .
و برای یدالله ، که چند سالی را در زندانهای رژیم جمهوری اسلامی سپری کرد وبعد از آن در تبعید، در درون جنبش کارگری برای مطالبات کارگری تا لحظه مرگ اش فعالیت و تلاش نمود.
غم از دست دادن یدالله را به همسر، فرزندان و بستگانش تسلیت می گویم و خود را در غم آنان شریک می دانم.

با احترام مینا زرین

٠١٠.٠٢.١٩

----------------------

موضوع: درگذشت رفیق یدالله خسروشاهى

لطفا همدردى عمیق اتحادیه كارگران فنى و متحد گرانادا را بپذیرید. لطفا ابراز احساس ما را به خانواده ایشان اطلاع دهید.

با احترام رفیقانه، چستر، ا. ا. هامفرى رئیس كل، اتحادیه كارگران فنى و متحد گرانادا

Grenada Technical & Allied Workers' Union

۵ فوریه ٢٠١٠

ترجمه و تكثیر اتحاد بین المللى در حمایت از كارگران در ایران

----------------------

خواهران، برادران و رفقاى گرامى،

لطفا تسلیت صمیمانه ما بمناسبت درگذشت یدالله خسروشاهى، یك رهبر و پیشكسوت در جنبش طبقه كارگر ایران كه صبح پنجشنبه ١١ فوریه ٢٠١٠ در لندن فوت كرده اند، را بپذیرید. یك عمر تلاش مبارزرین متعهدى مثل ایشان تضمین میكند كه مبارزه براى عدالت اجتماعى كماكان ادامه یابد.

در همبستگى با شما،

بارى وایزلدر، دبیر فدرال، كانادا سازمان سوسیالیست اكشن (اقدام سوسیالیستى)

Barry Weisleder، federal secretary، Socialist Action / Ligue pour l'Action socialiste، Canadian state

١٦ فوریه ٢٠١٠

ترجمه و تكثیر از اتحاد بین المللى درحمایت از كارگران در ایران

----------------------

دعوت به مراسم بزرگداشت یداله خسروشاهی در هانوفر

گرچه زین زهر، سمومی که گذشت ازسرباغ

سرخ گلهای بهاری همه بیهوشانند

باز در مقدم خونین تو، ای روح بهار

بیشه در بیشه درختان، همه آغوشانند

ما همگان را به برگزاری مراسم گرامی داشت یداله خسروشاهی دعوت میکنیم

زمان: ٢٦ فوریه ساعت ١٩

مکان: Freizeitheim Linden

WindheimStraße 4 30451Hannove

بامداد پنج شنبه ۴ فوریه ٢٠١٠ (١۵ بهمن ١٣٨٨) رودخانه ای توفنده و زلال از حرکت بازماند. قلب پرتپش یداله خسروشاهی، از فعالین برجسته و یار دیرینه جنبش کارگری از حرکت باز ایستاد.

یداله خسروشاهی از کارگران نفت و دبیر سندیکای کارگران پالایشگاه تهران در اوایل دهه ١٣۵٠ بود. او نقش بسزایی در سازماندهی و هدایت اعتصابات صنعت نفت در دوره انقلاب ۵٧ داشت و عضو فعال شورای سراسری کارکنان شرکت نفت بود. در مجموع شش سال در زندان های رژیم های سلطنتی و جمهوری اسلامی گذراند و تحت شکنجه و آزار قرار گرفت. پس از خروج از ایران نیز تا آخرین روزهای زندگی به گونه ای خستگی ناپذیر و پیگیر در جهت تقویت تشکل های مستقل کارگری و جلب حمایت بین المللی از مبارزات کارگران ایران فعالیت می کرد.
خبر مرگ ناگهانی او موج گسترده ای از تاثر و همدردی در میان شخصیت ها و گروه های سیاسی، فعالین کارگری، اتحادیه ها، دوستان و یاران او چه در داخل و چه در خارج از ایران برانگیخت. این هم زبانی گرایشات گوناگون و حتی متناقض نشانگر احترامی است که در دل همگان کاشته بود. با درگذشت یداله نه فقط جنبش کارگری، بلکه کل جنبش آزادی خواهانه و سوسیالیستی ایران یاری صمیمی و دلسوز را از دست داد.ما همگان را به شرکت در مراسم این انسان سترگ دعوت می کنیم.
محتوای مراسم: معرفی زندگی نامه و دیدگاه یداله خسروشاهی، بازگویی خاطراتی از او، نمایش فیلمی از یدﷲ، دکلمه شعر، عکس هایی از یداله، موسیقی زنده و

کمیته برگزاری بزرگداشت یداله خسروشاهی

برای اطلاع بیشتر می توانید با تلفن های زیر تماس بگیرید:

حسین: 017681070443     علی: 015203235448     پیمان: 017624311486

کلیپ یداله خسروشاهی http://www.youtube.com/watch?v=UsUGBAswGNA

----------------------

احترام به یداله احترام به یک عمر مبارزه ی کارگری

یداله خسروشاهی كارگر مبارزی كه بیش از چهل سال از زندگی خود را صرف تلاش برای دفاع از حقوق كارگران كرده بود سرانجام در ١۵ بهمن ٨٨ در سن ٦٧ سالگی و در تبعید درگذشت.
یداله از سال ۵٣ تا ۵٧ و سپس بعد از قیام ۵٧ از سال ٦١ تا ٦۵ زندانی دو حاكمیت سرمایه داری حاكم بر ایران بود.جرم او مبارزات بی امان علیه سرمایه داری های حاكم و فعالیت در راه دفاع از منافع طبقه ی كارگر بود.
یداله پس از قیام ۵٧ عضو كمیته ی مخفی اعتصابات نفت و عضو شورای سراسری کارکنان نفت و پیش از ان عضو ،از موسسین و دبیر سندیکای پالایشگاه نفت تهران بود. و تا پیش از زندانی شدن در سازماندهی اعتصابات و مبارزات كارگری نقش موثری ایفا كرد.
وی پس از ازادی و در زمان تبعید در خارج از كشور به مدت ٢٣ سال دست از مبارزات كارگری خود برنداشت و علاوه بر نوشتن چندین مقاله و انجام مصاحبه ها و تبادل تجربیات با حضور در تشكل های فعالین كارگری و از جمله عضویت چندین ساله در اتحاد بین الملل در حمایت از كارگران در ایران و نیز حمایت از مبارزات كارگری در ایران به تلاش برای دفاع از منافع ،مطالبات و آرمان های كارگران پرداخت.
ما ضمن تسلیت به خانواده وی ، دوستانش و كارگران و فعالان كارگری امید داریم كه تجربیات و آثار به جا مانده از یداله و دیگر كارگران و فعالان كارگری بتواند مورد بحث و نقد و مداقه قرار گیرد تا چراغی در راه مبارزات طبقه ی كارگر باشد.

یادش گرامی و بلند!

جمع شورایی فعالین کارگری

٢۵ بهمن ماه ٨٨

----------------------

یاد یدالله خسروشاهی جاویدان است

خبر درگذشت زنده یاد آقای یدالله خسرو شاهی پیشکسوت جنبش کارگری ایران موجب تاثرعمیق و تاسف فراوان شد و من و همکارانم را در اندوه عمیق فروبرد.
اینک ضمن عرض تسلیت ، مراتب همدردی خود را نسبت به خانواده ی آن زنده یاد و جنبش کارگری ایران و دیگر سوگواران ابراز می دارم.
یدالله خسروشاهی حدود ۴٠ سال از عمر خود را با افتخار برای کارگران و هم طبقه ای های خود وقف کرده بود و اینجانب امیدوارم که من و دیگر کارگران بتوانیم از تجربیات و روش های شرافت مندانه زندگی و مبارزه آن انسان صادق و شریف درس بگیریم.

یادش گرامی، راهش پررهرو

رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران

٢٠ بهمن ماه ٨٨

----------------------

یداله، خستگی ناپذیری، شرافت

جسمش اگر کم نیاورده بود ، آن روز قرار یک جلسه کارگری داشت ؛درست روز پنجشنبه که قلبش باز ایستاد ، ١۵ بهمن ماه ٨٨.
جسمش را در خاک می کارند سی ام بهمن ماه ٨٨ ؛ ولی روح سرکش یداله بیش از ۴٠ سال روحیه بخش مبارزات کارگری بود و خواهد بود.مبارزه علیه دو نظام سرمایه داری و علیه کلیت نظام سرمایه داری.
از مبارزات و کارهایش بسیار نوشته و خواهند نوشت.اما انچه برای همه ی گرایشات ِ فکری ِ کارگری می تواند مورد اشتراک و تحسین و برای من هم بزرگترین درس باشد این است که:
یداله خسروشاهی در همه ی این سال ها از پا درنیامد ، جنگید و وقتی به او با این همه تجربه و سابقه ی مبارزاتی مطلبی می گفتی ، گوش می سپرد و اماده بود هر لحظه تا اگر باید ، خودش و کارهایش را نقد کند و قدمی بیشتر رو به جلو بردارد.و همه ی اینها با چاشنی شرافت و صداقت.

نام اش بر پیشانی مبارزات کارگری درخشان است و یادش در جان هایمان اشاره به خستگی ناپذیری

یداله! راه تو و راه مبارزات کارگران ادامه خواهد داشت.

علیرضا عسگری

با بغض و اشک و بهت - سی ام بهمن ماه ٨٨

----------------------

ادای احترام به کارگر مبارز یداله خسروشاهی

متاسفانه با خبر شدم که یداله خسروشاهی کارگری که چند دهه برای احقاق حقوق کارگران تلاش کرده است ،در چند هفته ی قبل درگذشته است.
من این ضایعه را به خانواده ی ایشان و تمامی کارگران تسلیت میگویم و امیدوارم ما کارگران بتوانیم با درس گرفتن از اینچنین پیشکسوتانی در راه تلاش برای احقاق حقوق خودمان گام های موثر تری برداریم.

یاد یداله گرامی باد

علی نجاتی

رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

زندان دزفول - بهمن ٨٨

----------------------

                                     خبر چه ساده می آید!

"یدالله از میان ما رفت"

چه سخت می آئیم و چه ساده میرویم! یدالله چه خوب و خوش و چه سخت زندگی کرد نمی دانیم در آخرین لحظات آرزوی کدامین دیدارها را داشته است نمی دانیم به جزء خانواده، دل اش می خواست با چه کسانی آخرین حرف هایش را بزند نمی دانیم دم دمای آخر چه چیزهائی وجودش را به خود مشغول داشته است، کاشکی می شد که بدانیم خسروشاهی این فرزند رنج و کار این فعال جنبش کارگری ـ سندیکائی و سوسیالیستی ایران که سال های درازی از زندگی شیرین خود را وقف سامانیابی مبارزات کارگری کرد در آخرین لحظات با دیدار کدامین یاران (کارگران و همکاران اش) آرام تر از میان ما می رفت.
مگر می شود ما دیگر یدو را در هیچ جلسه ای هیچ آکسیونی هیچ اعتراضی نبینیم؟
آیا امکان دارد یاران یدوی عزیز دیگر نتوانند او را ببینند؟
نه اینطور نیست! یدوی عزیز همیشه در مبارزات کارگری جلو خواهد افتاد او ما را تنها نمی گذارد نه یدالله خودِ خودِ مبازره است او تا همیشه همراه فروشندگان نیروی کار همراه کارگران در همه ی عرصه ها حضور خواهد داشت! نگاه کنید به قطعه از نامه اش:
" امروز٢١/١٠/٩٢ ... معدنچیان سراسر انگلیس با زن و بچه ها به لندن آمده و راهپیمائی با شکوهی را بر گزارکردند. ... پس از ۵٠ سال که از عمرم می گذرد، امروز واقعاً عظمت طبقه ی کارگر را با چشمان خودم دیدم تا کنون اینهمه کارگر با این همه وسعت و مصمم در خیابان ها و تظاهرات ندیده بودم، در انقلاب ۵٧ ایران وسعت مردم بی سابقه بود ولی در یک تظاهرات که تنها کارگران به این وسعت باشند من شاهد نبودم... در جلو هر صف پرچم یک معدن ... در بالای پرچم اسم معدن و شهر آن و در وسط آن یکی از رهبران برجسته هرمعدن... و " کارگران جهان متحد شوید " نوشته شده. ... حداقل ٢٠٠ هزار نفر... تظاهرات با شکوه و عظیمی بود جای تو خالی، من که برای مدتی شارژ شدم و احساس قدرت عجیبی در من بوجود آمده است. ..."
می بینید یدوی نیرو بخش از مبارزات همکاران اش با شعفی حرف می زند و چگونه شارژ و احساس قدرت می کند؟ به این خاطر که او خود ِ خود ِ مبارزه ی کارگری است. یدو گرایش معینی است در جنبش کارگری و نمی توانست خارج از مبارزات کارگری جایگاهی برای خودش پیدا کند بهمین خاطر در سازمان سیاسی هم دوام نیاورد و به اصل خویش بازگشت و با حوصله ای بی پایان در این جهت کار کرد و زحمت کشید!

یدو جان تا زنده هستیم همراه ما خواهی بود!

شورای همبستگی کارگری فرانکفورت

مجید خرمی - کیومرث عزتی - مینو میرانی - نادر خلیلی - قاسم لطیف - بهروز بزرگی

----------------------

به یاد رفیق یداله خسروشاهی کارگر مبارز و آگاه

کمیته فعالین کارگری سوسیالیستی فرانکفورت - ماینز

----------------------

پیام كنفدراسیون عمومى كارگران فرانسه (ث ژ ت) در گرامیداشت یدالله

براى سالهاى طولانى، ما با یدالله دست در دست كار كردیم و از اینرو امروز در ستایشش مى گوییم.
یدالله بخاطر سادگى و اعتقاداتش احترام برانگیز بود. او متحمل سركوب و زندان در رژیمهاى شاه و جمهورى اسلامى و سرانجام تبعید شد. او درگیر مبارزه اى تمام عیار براى رساندن صدای مبارزات کارگران و دفاع از استقلال جنبش كارگرى بود.
وی تا آخرین لحظات حیاتش ، فعالانه در اتحاد بین المللى در تلاش بود كه بتواند روابط نزدیكتر و همكارى مشترك با اتحادیه های كارگرى از جمله ث ژ ت را تقویت كند.
مرگ وى ، ضایعه ای بزرگ براى تمامى كسانى است كه افتخار آشنایى با این فعال برجسته را داشتند. ما به خانواده، دوستان و رفقاى یدالله اطمینان می دهیم كه براى ث ژ ت یدالله همیشه نمونه و سمبل مبارزه براى آزادى اتحادیه هاى كارگرى در ایران باقى خواهند ماند.
بدون شک مناسبترین كارى كه در گرامیداشت خاطره وى میتوان كرد ، همانگونه كه او میخواست، ادامه مبارزات وى است.
یدالله، شما بعنوان یك شخصیت والاى جنبش بین المللى اتحادیه اى كارگرى در خاطر ما همواره بوده و باقى خواهى ماند.

از طرف كنفدراسیون عمومى كارگران فرانسه (ث ژ ت)

ژان فرانسوا كورب - ٩ فوریه ٢٠١٠

ترجمه و تكثیر از اتحاد بین المللى در حمایت از كارگران در ایران

----------------------

مراسم خاکسپاری و یاد بود یدالله خسرو شاهی

آری تنها مرگ دروغ نمی گوید. اما، هنوز هم نمی خواهیم، نمی توانیم باور کنیم که او رفته است و فکر نکرده است که اندوه جان فرسای رفتن اش هزار بار از تاب و تحمل ما افزون تر است. نمی خواهیم باور کنیم که او را از دست داده ایم. از همسر و پدر عزیزتر ازجان مان، از مبارز پیگیر و شریف جنبش کارگری ایران، از او، از یدالله خسرو شاهی سخن می گوییم.
با شما فعالین کارگری و سوسیالیستی، با شما همرزمان و دوستانش، با شما انسان های شریفی که او همه زندگی اش را سخاوت مندانه میان ما و شما تقسیم کرده بود، و سهم بیشتراش را هم به حق، به شما داده بود، گرد هم می آئیم تا یاد اش را گرامی بداریم . تا اورا به جاودانگی بسپاریم.

زمان خاک سپاری: جمعه ١۹/٢/٢۰١۰، ساعت ٢ تا ۳۰.۳ بعد از ظهر Trent Park Cemetery

مکان خاک سپاری:
Cockfosters Road، Cockfosters، Enfield، EN4 0DZ The nearest
Underground station is Cockfosters St. On Piccadilly line

زمان مراسم یاد بود: جمعه ١۹/٢/٢۰١۰، ساعت، . ۳.۵ تا .۳. ۹ بعد از ظهر

مکان مراسم یاد بود:
The Penridge Suit، 470 Bowes Road، London N11 1NL
The nearest Underground station is: Amos Grove

همسر و فرزندان یدالله خسروشاهی

----------------------

در گذشت یدالله خسروشاهی را به خانواده او و دوستان و یارانش تسلیت میگوئیم

یدالله خسروشاهی از فعالین شورای کارکنان سراسری نفت در اوایل انقلاب و یکی از فعالین کارگری در تبعید روز ۱۵ بهمن ماه ٨٨ در شهر لندن درگذشت.
تلاش و مبارزه یدالله خسروشاهی و یارانش در قبل و بعد از انقلاب ۵٧ بخش مهمی از تاریخ مبارزه طبقه کارگر ایران برای برپائی دنیایی عاری از ستم و استثمار است. ما یاد و نقش یدالله در این مبارزات را بزرگ و گرامی میداریم و در گذشت وی را به خانواده عزیز یدالله و دوستان و یارانش تسلیت میگوئیم.

اتحادیه آزاد کارگران ایران -٢۱ بهمن ماه ٨٨

----------------------

پیام تسلیت سندیکای واحد به خانواده محترم یداله خسروشاهی و سندیکای شرکت نفت

با کمال تاسف و تاثر با خبر شدیم یداله خسروشاهی یکی از اعضای سابق سندیکای شرکت نفت در تاریخ ۱۵ بهمن ماه ۱٣٨٨ به علت سکته مغزی درسن ۶٨ سالگی دار فانی را وداع گفت. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه فقدان این فعال کارگری را به خانواده محترم و جامعه کارگری تسلیت عرض می نماید.

یادش گرامی و پر رهرو باد

سندیکای کارگران شرکت واحد

اتوبوسرانی تهران و حومه

٢٠ بهمن ۱٣٨٨

----------------------

با نهایت تاسف خبرسکته مغزی وبعد مرگ رفیق یدالله خسرو شاهی را شنیدیم

بسیارتاسف بار بود برایمان که میشنیدیم که کارگری آگاه رفیقی رزمنده و رهبری سخت کوش را دیگر در میان خود نبینیم به همین دلیل خبر مرگ این رفیق گرامی ما را دچار شوک کرد ولی رفیق یدالله در میان ما جاودانه است رفیق یدالله با استقامت و پایداریش در زندانهای دو حکومت سرمایه داری پادشاهی و اسلامی خود را جاودانه کرد.
تا ستم طبقاتی وجود داشته باشد ‌‌‌تا آپارتاید جنسی ملغی نشده باشد و تا لغو مالکیت خصوصی در هر اعتراض و هر تضاهراتی در هر متینگ اعتراضی ما این رهبر طبقه کارگر رادر کنار خود حس میکنیم واز همین امروز و در فردای آزادی طبقه کارگر بشتر ازایشان تجلیل می کنیم.
ما اعضای شورای زنان فقدان تاسف بارازدست دادنرفیق یدالله را به خانواده رفیق جانباخته و فعالین کارگری و همه انسانهای برابری طلب تسلیت میگوییم.

شورای زنان ۱۸/۱۱/۱۳۸۸

----------------------

"نگردید، یدالله پیش من است"

از اعماق بر می آمد
از اعماق تاریک
اما با چراغ می آمد.

دلبری نمی کرد ، ناز نمی کرد
در هر دلی اما
جایی برای خویش باز می کرد .

سرشار بود سفرۀ صادق دستانش
از صفا
پر بار بود
شاخۀ شجاع اعمالش
از وفا.

سیلاب نبود
برای تخریب عطش
آب باریکه ای بود
که بسیار دوید
در این وادی ی تفتیده از عطش
که بسیار نمید
بر جانهای خشکیده از عطش.

از اعماق می آمد
خالص و بی کبکبه
بی ادعا ، بی دبدبه
درد آشنا ، بی همهمه.

از اعماق بر آمد
و به اعماق قلب و روان ما در آمد
پس همه با هم بگوییم:
خوش آمد
خوش آمد.

عباس علیپور ٧ فوریه ۲۰۱۰

----------------------

یداله خسرو شاهی چهره شناخته شده جنبش کارگری ایران از میان ما رفت

با کمال تاسف خبر دار شدیم که در مورخ ۵ فوریه ۲۰۱۰ برابر با ۱۵ بهمن ماه ۱٣٨٨ ، یداله خسرو شاهی نماینده کارگران صنعت نفت ایران بر اثر سکته مغزی در بیمارستانی در لندن در گذشت.
خسرو شاهی، فعال جنبش کارگری ، چهره خستگی ناپذیر که در دفاع از مبارزات کارگری در زمان پهلوی بارها بازداشت شده بود ، با قیام مردم ایران در سال ١٣۵٧ از زندان آزاد شد. در ادامه این مبارزات در دهه ۱٣٦۰ بار دیگر به زندان افتاد و بعد از آزادی از زندان به اروپا مهاجرت کرد و تا اخرین لحظات عمر خود به اهداف و باور های خود پایبند بود.
ما صمیمانه ضایعه وارده را به خانواده محترم آن عزیز و به تمامی کارگران تسلیت می گوییم.

یادش گرامی باد.

از طرف خانواده محمد عبدی پور

ایران - سقز

----------------------

در یاد بود یدالله خسروشاهى...

رفیق كارگر ، رفیق همه كارگران و زحمتكشان، یدالله خسروشاهى با جانى خسته و آرمانى بزرگ از میان ما رفت. عامو یدى( همانطور كه صدایش مى زدیم) یکی از نداهای رساى كارگران و رنجبران ایران در خارج از كشور بود. وى از دوران كودكى در آبادان، شهر نفتگران، به كارگرى مشغول و در نوجوانى به عنوان كارگر به استخدام شركت نفت درآمد و در پالایشگاه آبادان به طبقه كار و رنج پیوست. عامو یدى، در جریان اعتصاب و حق خواهى كارگران پالایشگاه تهران به زندان افتاد و به همراه دیگر زندانیان سیاسى در پاییز ١٣۵٧، بدست مردم آزاد شد. پس از انقلاب و بخاطر فعالیت هاى كارگرى در احیا حقوق كارگران نفت، توسط هیئت بدوى صنعت نفت در سال ١٣٦١، اخراج و كمى بعد بخاطر عقاید ماركسیستى و فعالیت هاى حق طلبانه كارگرى، دوباره به زندان افتاد و تا سال ١٣٦۵ در زندان جمهورى اسلامى به زنجیر كشیده شد.
یدالله خسرو شاهى، پس از زندان مجبور به ترک کشور شد و در انگلستان، به مبارزات كارگرى خود ادامه داد. او همیشه كارگر باقى ماند و قلب بزرگ و پرشورش همواره براى كارگران و زحمتكشان مى تپید. او همواره بر این اعتقاد بود که " چاره كارگران، وحدت و تشكیلات است"، عبارتى كه همیشه و همه جا آن را زندگى مى كرد. در تمام سال هاى تبعید در حال كمك به ایجاد تشكل هاى كارگرى بود. در هر فرصتى براى رساندن نداى كارگران به گوش دیگران، استفاده مى كرد. ده ها مصاحبه رادیویى و نوشتارى انجام داده، همیشه بهترین منبع اطلاعات جنبش كارگرى در ایران بود. ارتباطات گسترده و پیگیر با تشكل هاى كارگرى در ایران برقرار كرده بود. كارگران ایران وى را از جنس خودشان مى دانستند. وى بدور از هرگونه بحث و جدل هاى روشنفكرى، به حمایت همه جانبه و بى شائبه خود از كارگران و زحمتكشان ایران مى پرداخت.
او در برخورد به اشتباهات عملی در جنبش کارگری همیشه مى گفت كه " املاى نانوشته، نمره اش بیست است"، بایستى عمل كرد و حتما در انجام كار اشتباه هم صورت مى گیرد. او هیچگاه به كارگران و همزنجیرانش، پشت نكرد. درد و رنج زحمتكشان جامعه براى وى، آلام خودش بود. كارگران و زحمتكشان ایران، یكى از بهترین رفقا، دوست، همكار، پدر، برادر و عاموى خود را از دست دادند. ما درگذشت وى را به خانواده و جنبش کارگری ایران ، تسلیت مى گوییم.

یادش گرامى و پر توان باد.

كمیته همبستگى با جنبش كارگرى ایران- استرالیا

پنجم فوریه ۲۰۱۰

----------------------

كارگران و زحمتكشان یكى از وفادارترین یاران پاك و پیگیر خود را از دست داد

با كمال تاسف صبح روز پنجشنبه ٤ فوریه ٢٠١٠ قلب پر شور رفیق یدالله‌ خسروشاھى ھمسنگر و رفیق قدیمى ما از تپش ایستاد. رفیق یدالله در تاریخ ٢ فویه با سکته مغزى مواجه‌ شد و بعدازظهر ھمین روز وضعیت جسمانی اش رو به وخامت رفت و متخصصان بعد از آزمایش به اعضای خانواده و رفقاى که در بیمارستان حضور داشتند اطلاع دادند كه او برای دومین بار دچار سکته مغزی شده است. پنج شنبه‌ شب بارھا به‌ منزل رفیق یدى زنگ زدیم و كسى جواب نمى داد. بلاخره‌ ساعت ٧ صبح اطلاع پیدا كردیم كه‌ رفیق یدالله دو ساعت قبل یعنى ساعت ٥ صبح ما را تنھا گذشته‌ است.
رفیق یداله‌ بخاطر فعالیت كارگرى سالھاى زیادى را در زندانھاى سلطنتى و اسلامى گذراند اما نه زندان، نه‌ شكنجه‌ و نه تبعید نتوانست در عزم راسخ او جھت بنیان گذارى جامعه‌ای تساوى طلبانه‌ خللی ایجاد کند. رفیق یدالله‌ یكى از پیگیرترین فعالین كارگرى خارج كشور بود كه‌ با ایجاد تشکلهای كارگرى و تماس مداوم با نھادھا و تشكلھاى جامعه‌ى بین المللى براى رهائی طبقه کارگر ایران بطور بى وقفه‌ تلاش كرد.
رفیق یداله خسروشاهی رهبر لایق و سرشناس جنبش کارگری ایران بود. یداله‌ با صداقت و در جریان مبارزه‌ى بى وقفه‌ به‌ مظهر اعتراض طبقه کارگر علیه‌ دولت های ضد كارگرى تبدیل شد .براى ما یداله تنھا یک هم طبقه ای، همرزم و یا یک سوسیالیست پیگیر و خستگی ناپذیر نبود بلکه شخصیت و آموزگارى قابل اعتماد بود و به‌ ھمین دلیل‌ به‌ تكیه‌گاه‌ خصوصى خیلى از ماھا نیز مبدل گشته‌ بود. ما و جنبش كارگرى بطور نابه‌ھنگام و در شرایطى حساس و پر تلاطم یكى از رھبران سر سخت و سازمانده‌ خود را از دست دادیم. تردیدى نیست كه‌ با شنیدن خبر درگذشت یدالله‌ "خانه‌كارگر"، كارفرماھا و حكومت حامیشان احساس خوشحالى مى كنند اما كور خوانده‌اند زیرا درس ها و سنت های ماندگار و پر ارزشی از یداله‌ عزیز باقى مانده‌ و نسل جدید طبقه‌ كارگر بمثابه‌ قطب نماء بدست مى گیرند و روزى از نو شیرھاى نفت را مى بندند و تا رھاى كامل از بردگى راه این انسان محبوب و بزرگ را ادامه‌ خواھند.
ما فقدان تاسف بار رفیق یدالله خسروشاهی را به همه فعالان جنبش کارگری، رفقای اتحاد بین المللى در حمایت از كارگران ایران، خانواده عزیز و همه انسانھاى آزاده‌ تسلیت میگوییم.

على پیچگاه‌ و صدیق جھانى

شنبه ۱۷ بهمن ۱٣٨٨ - ۶ فوریه ۲۰۱۰

----------------------

در گذشت نابهنگام یدااله خسروشاهی ، یار صدیق کارگران و فعال

خستگی ناپذیر جنبش کارگری را به طبقۀ کارگر و خانوادۀ گرامی او تسلیت می گوییم!

وی یکی از فعالان شناخته شده و خستگی ناپذیر جنبش کارگری بود که پس از ٣ روز جدال با مرگ ، سرانجام در ساعت ۵ صبح روز پنج شنبه ، ۱۵ بهمن سال ٨٨ ، برابر با ۴ فوریۀ ٢٠١٠ ، در بیمارستانی در شهر لندن درگذشت و از این طریق ، با خانواده ، دوستان و جنبش کارگری وداع نمود . یدااله خسروشاهی کارگری آگاه و نستوه در جنبش کارگری بود که بیش ازچهار دهه از عمر خود را در راه تلاش برای تحقق اهداف و آرمان های این جنبش سپری نمود . او در جریان مبارزات کارگران شرکت نفت و اعتصاب کارگران پالایشگاه تهران در سال ۱٣۵٣ دستگیر و به ١٠ سال زندان محکوم شد و پس از تحمل چند سال زندان ، با انقلاب شکوهمند مردم ایران در سال ۵٧ آزاد شد. وی پس از آزادی از زندان ، فعالیت های خود را از سر گرفت و به عضویت در شورای سراسری کارکنان صنایع نفت برگزیده شد.
خسروشاهی ، بعد از انقلاب نیز ، ازجملۀ نمایندگان شوراهای کارکنان صنایع نفت بود که پس از سرکوب این شورا ها توسط عوامل سرمایه به زندان افتاد و پس از آزادی ، به خارج از ایران عزیمت نمود . او در دوران مهاجرت نیز ، همۀ هم و غم خود را در جهت اتحاد و همبستگی در جنبش کارگری در ایران متمرکز نموده و تا آخرین لحظات زندگی ، از تلاش و فعالیت در این جنبش باز نایستاد.
وی سال های زیادی از عمر خود را صرف مبارزه با ستم سرمایه و رهایی کارگران نموده و در این راه از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکرد . وی در بدترین و سخت ترین شرایط سنگر مبارزه را ترک نکرد و دست از مبارزه و فعالیت برنداشت. " کمیتۀ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری "، ضمن ارج نهادن بر تمامی زحمات و تلاش های این فعال شرافتمند کارگری ، در گذشت او را به جنبش کارگری و خانوادۀ گرامیش تسلیت گفته و خود را در غم از دست دادن او شریک می داند.

یادش گرامی باد.

کمیتۀ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

١٦/١١/۱٣٨٨

----------------------

پیام تسلیت به کارگران ایران و خانواده محترم خسروشاهی

با کمال تاسف امروز ١۵/١١/٨٨ با خبر شدیم که یدالله خسروشاهی کارگر مبارز و یکی از رهبران جنبش سندیکایی در ایران که سالها در سنگر مبارزه برای رهایی طبقه کارگر از هیچ کوششی فروگذاری نکرد در یکی از بیمارستان های لندن بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داد .
ما ضمن ارج نهادن به تلاش‌های این انسان انقلابی در راه رهائی طبقه كارگر، درگذشت او را به خانواده، رفقایش و جنبش کارگری ایران تسلیت می گوییم و خود را در غم از دست دادن این انسان شریف و مبارز و حامی خستگی ناپذیر طبقه كارگر شریک می دانیم.

یادش گرامی و راهش پر رهرو

خانواده محمود صالحی

سقز ١٦/١١/٨٨

----------------------

یداله خسروشاهی، فعال جنبش کارگری از میان ما رفت!

شهرگان: یداله خسروشاهی، در سال ۱۳۳۵، در آبادان پس از گذراندن دوره‌ی ۲ ساله آموزشی به عنوان کارگر تعمیرات به استخدام رسمی پالایشگاه آبادن در آمد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، فعالیت سیاسی و اجتماعی در ایران و خصوصا در شهر کارگری آبادان شکل دیگری به خود گرفت و یداله جوان تحت تأثیر دیدن وضعیت سیاسی و مشقت‌بار و تبعیض‌آمیز علیه کارگران، فعالیت‌های صنفی و سیاسی خود را در آبادان و در محیط کار آغار کرد. او می‌گفت: «آبادان در آن زمان افریقای جنوبی دیگری بود در دل ایران با تمام تبعیضات نژادی‌اش. من این نابرابری‌ها را با تمام وجودم حس کردم و هنوز با خود حمل می‌کنم.»
در سال ۱۳۴۶ پس از انتقال به پالایشگاه تهران و آشنایی با افراد و کارگران جدید که از سایر نقاط ایران در این پالایشگاه فعالیت می‌کردند، او فعالیت سندیکایی خود را افزایش داد. وی توانست در انتخابات سندیکایی پالایشگاه تهران به سمت دبیر سندیکا انتخاب شود. به دلیل فعالیت‌های سندیکایی و سازماندهی اعتصابات برای احقاق حقوق عادلانه‌ی کارگران، در سال ۱۳۵۳، دستگیر و روانه زندان شد. با اوج‌گیری مبارزات مردم در سال ۱۳۵۷، به همراه دیگر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد.
پس از پیروزی انقلاب، یداله خسروشاهی، در شکل‌گیری «شوراهای سراسری کارکنان نفت» نقش فعالی را در کنار سایر فعالین کارگری، ایفاء نمود.
با آغاز مجدد دوران سرکوب و تسلط «شوراهای اسلامی کار»، «شورای سراسری کارکنان نفت» منحل و فعالین کارگری از جمله «یداله خسروشاهی» دستگیر و روانه زندان شدند. وی پس از آزادی از زندان، به دلیل شرایط خفقان و محدود کردن فعالیت‌های کارگری و سیاسی همراه خانواده‌اش مجبور به ترک ایران شد. او در طی سال‌های تبعید تا آخرین لحظات زندگی‌اش هیچ گاه دست از تلاش برای کمک به جنبش کارگری در ایران و رساندن صدای حق طلبانه آنان به جامعه‌ی بین‌المللی بر نداشت.
سرانجام یداله خسروشاهی، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸، مصادف با ۴ فوریه ۲۰۱۰، بر اثر عارضه سکته مغزی، در بیمازستانی در لندن چشم از جهان فرو بست.
یادآور می‌شویم که از طرف همکاران سابق او در شرکت نفت آبادان و عده‌ای از دوستان وی در ونکوور، مراسم بزرگداشتی در روزهای آینده برگزار خواهد شد که بزودی زمان و مکان آن از طریق رسانه‌ها به اطلاع دوستان و آشنایان خواهد رسید.

یادش گرامی باد!

شهرگان - جمعه، ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ / ۰۵ فوریه ۲۰۱۰

----------------------

به یاد یدلله خسروشاهی

با اندوه فراوان باخبر شدیم یدالله خسروشاهی، رفیق مبارز و آزادیخواه پرسابقه ی كارگری در شهر لندن درگذشته است. این ضایعه كه موجب از دست رفتن یكی از نظریه پردازان و سازمان دهندگان جنبش های حق طلبانه ی كارگری شده ، برای جامعه ی ایران ، به ویژه همه ی جریان های كارگری، خسرانی بزرگ به حساب می آید.
با این وصف زنده یاد یدالله خسروشاهی در طور زندگی پربار و پرتكاپوی خود چه در ایران و چه در تبعید به قدر كافی شاگردان و همراهان عدالت جو داشته است كه ما را به ادامه ی راه او امیدوار كند.
بار دیگر این ضایعه را به همسر گرامی او ، خانواده و دوستانش تسلیت می گوییم و آرزومند ادامه ی راه او برای بهزیستی مردم و كارگران هستیم.

كانون مدافعان حقوق كارگر

۱۶ بهمن ۱۳۸۸

----------------------

در گذشت رفیق و دوست عزیزمان

یدالله خسروشاهی را به خانواده و طبقه کارگر تسلیت می گوییم

باكمال تاسف باخبر شدیم یدالله خسروشاهی دوست و رفیق گرامی مان كه سالها در سنگر مبارزه برای رهایی طبقه كارگر از هیچ كوششی دریغ نكرد در روز پنجشنبه ٤ فوریه ٢٠١٠ بر اثر سکته مغزی در سن ٦٧ سالگی از میان ما رفت.
یدالله یکی از مدافعان برجسته حقوق کارگران ایران بود که با تمام وجود برای تحقق آرمان های طبقه کارگر ایران تلاش کرد.
در گذشت این دوست و انسان شریف را به خانواده و طبقه کارگر ایران تسلیت می گوییم و خودمان را در غم از دست دادن این دوست عزیز وحامی خستگی ناپذیر كارگران شریک می دانیم.

یادش گرامی باد.

از طرف: مظفر فلاحی و خانواده

فوریه ٢٠١٠

----------------------

درفقدان همراهمان یداله خسروشاهی

خبرش که آمد بُهت زده و ماتم زده شدیم، دریغ و درد که دیگر یار دیرینمان درمیان ما نیست، اوکه فرزند کار و زحمت بود.
در این وانفسای بربریت عریان سرمایه، کدامین را به جایش بنشانیم. چه کسی دیگر تاریخ شفاهی نفتگران را خواهدگفت.
مگر نه اینکه نیم قرن با آنان زیسته بود و مگرنه اینکه ازتلاش گران سندیکای پالایشگاه تهران بود و مگر نه اینکه همین ها گلوی رژیم سرمایه داری شاه را می فشرد.
همین چندهفته پیش بودکه پژواک اعتصاب کارگران ذوب آهن اصفهان طنین انداخته بود، بازهم شاهد بودیم که یداله در مصاحبه اش به تجربۀ کارگران نفت می پردازد. او به خوبی می دانست که در انقلاب آینده کارگران، حرف آخر را نفتگران خواهند زد.
یداله پاره ای از تن این جنبش بوده و خواهد ماند. گزاف نگفته ایم؛ که این استخوان خُرده کردۀ جنبش کارگران نفت، نه فقط متعلق به گذشته وحال این جنبش، که همانند یوسف افتخاری وعلی امیدها متعلق به آیندۀ این جنبش می باشد، و بطور قطع اندوخته هایش درآیندۀ این جنبش نقش خواهند زد.
او اکنون درمیان مانیست و ما مانده ایم با انبوهی از خاطره با او

کمیته همبستگی باکارگران ایران- هامبورگ

پنجم فوریه ٢٠١٠

----------------------

جای یدالله، فولاد آبدیده سرزمین داغ خوزستان خالی است

بمحض شنیدن خبر سکته مغزی اش، دلم بشدت شور زد. گرچه قلبی سرشار از عشق به آرزوها و اراده ائی پولادین داشت. اما سالهای سال رنج و آزار، جسم و جانش را ضعیف کرده و نگرانی از بابت سلامتی اش بی اساس نبود. دلهره سراپایم را گرفت. فورا پیامی تنطیم کردم و برای رفقای اتحاد بین المللی فرستادم و جویای حالش شدم. اما تا رسیدن پاسخ رفیق فرید پرتوی، تاب نیاوردم و پیامی برای رفیق وریا ناظری فرستادم و از طریق او جویای حالش شدم. او نیز خبر چندانی نداشت.
برای دریافت خبر بهبود حالش لحظه شماری می کردم تا اینکه آنچه را که نمی بایست می شنیدم را در کمال ناباوری شنیدم. یدالله خسروشاهی از میان ما رفت. او دردم دمای سحر و لحظاتی که میلیونها کارگر برای فروش نیروی بازتولیده شده خود به سرمایه در صفوف طولانی راهی کارگاهها می شدند، پیکر رنج دیده اش را به سینه خاک سپرد. تردیدی نداشتم که طولی نخواهد کشید که موافق و منتقدانش دست به قلم خواهند برد و صفات خوب و انسانی و کارنامه سالها مبارزه پر افتخارش را به تصویر خواهند کشید. همینطور هم شد. در این لحظاتی که خاطراتش را مرور می کنم، اطلاعیه و بیانیه های فراوانی را در مقابلم دارم که همه از یدالله می گویند.
منهم یدالله را دوست داشتم و فصلهائی از زندگی و مبارزه اش برایم الگو بود. برای من یدالله فولاد آبدیده سرزمین داغ خوزستان بود. او کارگر پخته وآزموده درون لوله های خرطومی پالایشگاههای نفت آبادان و تهران بود. از نگاه من او از تبار و نسل مابعد کارگران مبارزی چون یوسف افتخاری، علی امید، رحیم همداد و .... بود. کارگرانی که همانند خود او بر روی شنهای داغ خوزستان آبدیده شدند. کارگرانی که با گذشت صد سال از عمر جنبش کارگری ایران نام و نشانشان همچنان زنده است. کارگرانی که ادبیات کارگری ایران و جنوب با نام و فعالیت آنها رشد و نمو کرد. کارگرانی که نویسندگانی چون احمد محمود و دهها نویسنده دیگر قلمشان مدیون آنهاست. بدون تردید، یدالله هم به این تاریخ خواهد پیوست.
در این فرصت کوتاه بعداز فوتش تمام خاطرات دیدارها، مکالمات و گفتگوهائی که در این سالهای آخر از او داشتم به یکباره در مقابل چشمانم رژه رفتند. اما مانده ام از کجا و کدامینش برای شما بگویم.
یدالله را برای ضبط خاطراتش در برنامه افق جنبش کارگری به سوئد دعوت کردم. با متانت پذیرفت و در فاصله ضبط خاطراتش چند شبی را مهمانمان بود. از گذشته هایش برایم تعریف کرد. از آن لحظه ائی که ساواک برای شکستن اعتصاب کارگران پالایشگاه نفت او را به جمع اعتصابیون می برد و در لحظه ائی که پشت تریبون می رود خون از پایاهای بشدت شکنجه شده اش بر کف سالن جاری می شود. از آرزوهای مشترکمان و راههای رسیدن به آن صحبت کردیم. از موانع و تلاشهائی سازمانیافته ائی که برای به انحراف کشاندن جنبش اصیل کارگران ایران در جریان بود گفتیم.
در یکی از این شبها خواست که به دیدار رفیق ناصر پایدار برویم. به دیدارش رفیتم. گرچه اختلاف نظرها قابل مشاهده بودند، اما دیدار با او در محیطی بسیار احترام آمیز و بدون اغراق صمیمانه برگزار شد. هر دوی آنها فرزند آن سرزمینی اند که کانون رشد و توسعه جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر ایران است. هر دو، دهه ها از عمر مفید و با ارزش خود را با هر درکی که از سوسیالیسم و کمونیسم داشته و دارند، خالصانه در این رهگذر در طبق اخلاص گذاشته اند، طبیعی است که همدیگر را می فهمیدند. دیداری به یاد ماندنی است.
در آن چند روز، کم سن و سال ترین عضو خانواده ما به یدالله عادت کرده بود و از او دور نمی شد. با رفتنش برای ساعاتی در گوشه ائی از او می گفت و یدالله هم در تمام تماسهای تلفنی اش حالش را می پرسید.
بعداز آخرین مصاحبه ام با او در باره اوضاع سیاسی ایران بعداز کودتای انتخاباتی ٢٢ خرداد سوای فرستادن اطلاعیه ها و مقالاتی که می نوشت و برای منهم می فرستاد، کارت تبریکی که برای رفیق ایرج فرزاد و دیگران هم فرستاده بود. برای منهم فرستاده بود و سال نو میلادی را تبریک گفته بود.
خبر مرگ یدالله در حالیکه امیدهایمان بر اینست که شاهد سرنگونی جمهوری اسلامی باشیم و یدالله بارها این را نه به من، بلکه به دیگران هم گفته بود که باید اینبار از تجربه ۵۷ بیاموزیم، جای تاثر عمیق است و من بعنوان یکی از دوستان سالهای آخر عمرش، از مرگ یدالله خسروشاهی این سنگر شکن نسلی از کارگران ایران عمیقا متاسفم. یدالله همانند بسیاری از مبارزین چپ و کمونیست آرزوهائی داشت که آن را با خود به خاک برد، اما یدالله که به انتقال تجربه نسلی از کارگران به نسل دیگر اعتقاد داشت، با او پیمان می بندیم که آنچه را از او به یادگار داریم را به نسل جدید کارگران و فعالین جنبش کارگری منتقل کنیم.

یادش گرامی باد.

فرهاد شعبانی - ٠۵ -٠٢ -٢٠١٠

----------------------

یدالله خسروشاهى درگذشت!

با کمال تاسف مطلع شدیم که یدالله خسروشاهى از رهبران شناخته شده کارگران نفت و جنبش کارگرى ایران ساعت ۵ صبح روز پنجشنبه ۴ فوریه ٢٠١٠ در سن ۶٧ سالگى بر اثر سکته مغزى در لندن درگذشت.
یدالله خسرو شاهی از نسل کارگران سوسیالیستى بود که پنج دهه براى اتحاد و تشکل و حقوق و حرمت طبقه کارگر مبارزه و تلاش کرد. وى بعلت همین تلاشها و مبارزات سالها از عمرش را در زندانها و شکنجه گاههاى رژیمهاى سرمایه دارى سلطنتى و اسلامى گذراند. با مرگ یدالله خسروشاهى طبقه کارگر یکى از رهبران و فعالین دلسوز خود را از دست داد.
حزب اتحاد کمونیسم کارگرى درگذشت یدالله خسروشاهى را به همسر و فرزندانش و به دوستان و همرزمانش صمیمانه تسلیت میگوید. یاد یدالله خسرو شاهى گرامى باد!

حزب اتحاد کمونیسم کارگرى

۵ فوریه ٢٠١٠ – ١۶ بهمن ١٣٨٨

----------------------

در گذشت رفیق یدالله خسرو شاهی را

به خانواده اش و طبقه کارگر تسلیت می گویم!

باكمال تاسف باخبر شدیم یدالله خسروشاهی دوست و رفیق گرامی مان كه سالها در سنگر مبارزه برای رهایی طبقه كارگر از هیچ كوششی دریغ نكرد در روز پنجشنبه ٤ فوریه ٢٠١٠ بر اثر سکته مغزی در سن ٦٧ سالگی در لندن از میان ما رفت.
در گذشت این دوست و انسان شریف را به خانواده و طبقه کارگر ایران تسلیت می گویم و خودم را در غم از دست دادن این دوست عزیز وحامی خستگی ناپذیر كارگران شریک می دانیم.

اسماعیل مولودی

٠۵- ٠٢- ٢٠١٠

----------------------

به یاد کارگر مبارز یدالله خسرو شاهی

با کمال تاسف با خبر شدیم که یدالله خسرو شاهی فعال جنبش کارگری به دلیل سکته مغزی در لندن درگذشت.
یدالله خسرو شاهی از کارگران مبارز و با تجربه ای بود که از دوران جوانی مبارزه خود را آغاز کرد. او در دهه ۴٠ شمسی در اوج خفقان و دیکتاتوری رژیم پهلوی به فعالیت سندیکایی رو آورد و برای متشکل کردن کارگران کمر همت بست. در نتیجه تلاش او در سال ١٣۴٩ سندیکای کارگران شرکت نفت در پالایشگاه تهران بینانگذاری شد. او به دلیل استواری و پایداری در مبارزه و وفاداری به آرمانهای طبقه کارگر از طرف کارگران بعنوان دبیر اول آن سندیکا انتخاب شد. در سال ١٣۵٣ یدالله به همراه همزنجیرانش توانست اعتصاب یک هفته ای را در پالایشگاه تهران با موفقیت سازمان دهد. به همین خاطر وجود او خاری شد در چشم رژیم شاه. متعاقب آن اعتصاب وی از طرف ساواک دستگیر و به جرم «ایجاد اغتشاش در صنعت نفت» و «نشر و چاپ کتابهای ضاله» در بیدادگاه شاه به ١٠ سال حبس محکوم شد.
اما طولی نکشید که پس از ۴ سال و با شروع انقلاب ۵۷ یدالله خسرو شاهی به همراه سایر زندانیان سیاسی آزاد شد.
او پس از آزادی بار دیگر در صف اول مبارزات کارگران نفت قرار گرفت. بهمراه دیگر یارانش در پالایشگاه نفت در ابتدا «کمیته مخفی اعتصابات کارگران نفت» را سازمان داد که در ادامه این کمیته به «سندیکای کارگران پالایشگاه تهران» و سپس به «شورای سراسری کارکنان نفت» متشکل از کارکنان صنایع نفت، پتروشیمی و گاز در سراسر ایران تکامل یافت. یدالله از جانب نفتگران به عنوان یکی از اعضای این شورا انتخاب شد. با تلاش آگاهگرانه افراد مبارزی مانند یدالله خسرو شاهی بود که کارگران نفت توانستند نقش تاریخی در انقلاب ۵۷ ایفا کنند و با اعتصاب خود لوله های نفت را ببندند و یکی از شریان های حیاتی رژیم شاه را قطع کنند و سرنگونی آنرا تسریع کنند.
با به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی یدالله به مبارزات خود در دفاع از حقوق کارگران ادامه داد. زمانی که در سال ١٣۶١ به دستور احمد توکلی وزیر کار و غرضی وزیر نفت، شوراهای نفت منحل اعلام شدند، یدالله به همراه دیگر فعالین شورا دستگیر و به زندان افکنده شد.
یدالله خسرو شاهی پس از آزادی از زندان در سال ١٣٦۵ ناگزیر راهی خارج کشور شد. اما مبارزه اش در تبعید ادامه یافت. او تا زمان مرگ به افشای ماهیت ضد کارگری رژیم جمهوری اسلامی پرداخت. او همواره تلاش می کرد که در صحنه های مختلف مبارزاتی صدای حق خواهی کارگران ایران باشد. او آخرین فعالیتهایش را در چارچوب تشکل «اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران» به پیش می برد.
ما درگذشت یدالله را به همسر، کلیه دوستان و رفقای همرزم و اعضای فامیل اش تسلیت می گوییم و خود را در غم از دست دادنش با آنان شریک می دانیم.
باشد تا نسل جوانی که امروزه پا به میدان مبارزه گذاشته از میراث مبارزاتی که یدالله از خود بر جای گذاشته بهره مند شود. باشد تا روحیه مبارزاتی اش، پشتکاری و خستگی ناپذیری اش در دفاع از منافع کارگران فراگیر شود.
بی شک در صحنه های گوناگون مبارزه کارگران و تمامی ستمدیدگان برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری جامعه ای عاری از ستم و اسثتمار، خاطرات پر شور یدالله خسرو شاهی از اعتصاب قهرمانانه نفتگران در انقلاب ۵۷ همچون ترانه ای در میان مردم ترنم خواهد شد.

حزب كمونیست ایران (ماركسیست - لنینیست - مائوئیست)

١٦ بهمن ١٣٨٨

----------------------

یدالله خسرو شاهی چهره شناخته شده جنبش کارگری ایران در گذشت

قلب رفیق یدالله خسرو شاهی یکی از رهبران و چهره شناخته شده جنبش کارگری ایران ساعت ٥ بامداد پنجشنبه ١٥ بهمن ١٣٨٨ برابر با ٤ فوریه ٢٠١٠ بر اثر سکته مغزی در سن ٦٧ سالگی در بیمارستانی در لندن از تپش افتاد.
یدالله خسرو شاهی سال ١٣٣٥ زمانی که تنها ١٤ سال داشت در پالایشگاه آبادان شروع به کار کرد. نقش پیشروش در اعتراضات کارگران و تلاش همیشگی اش برای اتحاد کارگران نفت٬ به زودی از او چهره ای محبوب و رهبری دلسوز ساخت. یدالله در اعتصابات و اعتراضات دهه ٥٠ کارگران نفت قبل و بعد از انقلاب ٥٧ نقش یک رهبر کارگری آگاه و دلسوز را داشت. به همین دلیل سالها از زندگی خود را در زندانهای رژیم سلطنتی و جمهوری اسلامی گذراند. او هیچگاه از مبارزه علیه بردگی مزدی و در دفاع از آزادی و برابری و سوسیالیسم از پای ننشست. تاریخ زندگی یدالله تاریخ تقلای طبقه ای است که زندگی بهتری را میخواست. مرگ یدالله خسرو شاهی ضایعه ای بزرگ برای طبقه کارگر ایران است.
حزب حکمتیست درگذشت یدالله خسرو شاهی را به همسر و فرزندانش٬ به بستگان و دوستانش و به رفقایش در اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران و به همه کارگران ایران صمیمانه تسلیت میگوید.

حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست

١٥ بهمن ١٣٨٨ - ٥ فوریه ٢٠١٠

----------------------

یدالله خسروشاهى از میان ما رفت

با كمال تاسف رفیق یدالله خسروشاهی امروز پنجشنبه ٤ فوریه ٢٠١٠ از میان ما رفت. یدالله كه در تاریخ ٢ فوریه سکته مغزى کرده بود دیروز بعد از ظهر وضعیت جسمانی اش در بیمارستان رو به وخامت گذاشت و متخصصان بعد از آزمایش به اعضای خانواده و دوستانى که در بیمارستان حضور داشتند اطلاع دادند كه او برای دومین بار دچار سکته مغزی شده است. رفیق یدالله ساعت ٥ صبح امروز درگذشت.
یدالله خسروشاهى یكى از فعالین و رهبران شناخته شده و زحمتكش جنبش كارگرى ایران بود كه بخاطر فعالیتهاى كارگرى خود سالهاى زیادى را در زندانهاى رژیم سلطنتى و جمهورى اسلامى گذرانید. وى از جمله نمایندگان كارگران صنعت نفت ایران و شوراهاى كاركنان صنایع نفت بود كه بدنبال سركوب شوراها و تشكلات مستقل كارگران نفت توسط جمهورى اسلامى و سپرى كردن سالهاى دیگرى در زندان مجبور به ترك ایران گردید اما لحظه ای از تلاش در جهت حمایت از جنبش كارگرى ایران دست برنداشت.
رفیق یدالله در طی ده سال گذشته همكار نزدیك و بسیار فعال کارزار اتحاد بین المللى در حمایت از کارگران ایران بود و تا آخرین لحظات زندگى خود مشغول فعالیت كارگرى و جلب همبستگى كارگرى براى طبقه كارگر ایران بود.

یاد عزیز یدالله خسروشاهى گرامى باد! جایش در میان ما و کلیه فعالان جنبش کارگری بشدت خالى خواهد بود!

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

چهارم فوریه ٢٠١٠

----------------------

كارگران ایران خودرو در گذشت نابهنگام یدالله خسرو شاهی را به طبقه كارگر تسلیت می گویند

پیام تسلیت بمناسبت در گذشت نابهنگام یدالله خسرو شاهی

دوستان وهمكاران گرامی

باكمال تاسف باخبر شدیم یدالله خسروشاهی كارگر مبارزی كه سالها در سنگر مبارزه برای رهائی كارگران از هیچ كوششی فروگزار نكرد امروز پنجشنبه ١۵ بهمن از میان ما رفت. خسروشاهی كارگری كه در راه مبارزه با ستم سرمایه داری تازیانه وزندان و شلاق هر دو رژیم سرمایه داری رابرتن خود احساس كرد هرگز سنگر مبارزه را ترك نكر وتا آخرین لحظه عمر برای رهائی كارگران مبارزه كرد.
یدالله یکی از مدافعان برجسته حقوق کارگران و از پیگیرترین مبارزان جنبش کارگری ایران بود که با تمامی وجود وبیش از چهار دهه برای تحقق آرمان های طبقه کارگر ایران تلاش کرد.
ما كارگران ایران خودرو ضمن ارج نهادن به تلاش های این انسان بزرگ در راه رهائی طبقه كارگر در گذاشت او را به خانواده ، رفقایش و جنبش کارگری ایران تسلیت می گوپیم و خود را در غم از دست دادن این انسان شریف ومبارز وحامی خستگی ناپذیر كارگران شریک می دانیم .

یادش را گرامی می داریم.

جمعی از كارگران ایران خودرو - خودروكار

----------------------

در غم درگذشت یدالله خسروشاهی خود را شریک می دانیم

لحظاتی پیش خبر یافتیم که رفیق یدالله خسروشاهی از فعالین سیاسی و سندیکائی سرشناس جنبش کارگری ایران به دلیل سکته مغزی جان خویش را از دست داده است. یدالله، مبارزه برای سازمانیابی سندیکائی کارگران را از دهه ها پیش، در عنفوان جوانی و از همان سال های نخست کار در شرکت نفت آغاز کرد. سراسر زندگی خویش را وقف این کار و تحقق این هدف نمود. در همین راستا برای مدت ها پیگرد، شکنجه و آزار نیروهای اهریمنی ساواک را به جان خرید، سال های زیادی را در زندان های رژیم جنایتکار شاه به سر آورد. به دنبال شکست انقلاب سال ۵۷ و تهاجم سبعانه دولت جمهوری اسلامی سرمایه داری به جنبش کارگری، مجدداً توسط قوای سرکوب سرمایه اسیر شد و چند سال را در سیاهچال های این رژیم دژخیم به سر برد. یدالله خسروشاهی به دنبال تحمل همه این گرفتاری ها، اسارت ها و شکنجه ها، بسان شمار کثیر فعالین سیاسی و کارگری ایران مجبور به فرار شد. او دو دهه اخیر در خارج کشور زیست اما حتی لحظه ای از ادامه فعالیت های سندیکائی خود و مبارزه برای تحقق مطالبات معیشتی و رفاهی کارگران ایران باز نأیستاد. غم از دست دادن یدالله غم مشترک همه ماست و ما به سهم خود درگذشت او را به افراد خانواده اش، به همه دوستان وی و تمامی فعالان جنبش کارگری تسلیت می گوئیم.

فعالین جنبش لغو کار مزدی

۴ فوریه ٢٠١٠

----------------------

یدالله خسرو شاهی ،رفیقی گرانقدر از میان ما رفت!

درکمال ناباوری رفیق یدالله ،امروز پنجشنبه ٤ فوریه ٢٠١٠ از میان ما رفت. یدالله كه در تاریخ ٢ فوریه دچار سکته مغزی شده بود، دیروز بعد از ظهر وضعیت جسمانی اش در بیمارستان رو به وخامت گذاشت و متخصصان بعد از آزمایش به اعضای خانواده و دوستانى که در بیمارستان حضور داشتند اطلاع دادند كه او برای دومین بار دچار سکته مغزی شده است. رفیق یدالله ساعت ٥ صبح امروزبا قلبی مالامال از محبت به کارگران وزحمتکشان ونفرتی عمیق ازنظام سرمایه داری و رژیم فاشیست جمهوری اسلامی دندان خشم برجگر خسته بست واز میان ما رفت.
یدالله خسروشاهى یكى از فعالین و رهبران شناخته شده و زحمتكش جنبش كارگرى ایران بود كه بخاطر فعالیتهاى كارگرى خود سالهاى زیادى را در زندانهاى رژیم سلطنتى و جمهورى اسلامى گذرانید. وى از جمله نمایندگان كارگران صنعت نفت ایران و شوراهاى كاركنان صنایع نفت بود كه بدنبال سركوب شوراها و تشكلات مستقل كارگران نفت توسط جمهورى اسلامى و سپرى كردن سالهاى دیگرى در زندان مجبور به ترك ایران گردید اما لحظه ای از تلاش در جهت حمایت از جنبش كارگرى ایران دست برنداشت. یدالله در سال ۱٣۴۹ از طرف کارگران شرکب نفت به عنوان نماینده کارگران پالایشگاه تهران انتخاب شد. در سال ۱٣۵۱ با تلاش کارگران، سندیکای کارگران پالایشگاه تهران سازماندهی شد که وی دبیر این سندیکا شد. در سال ۱٣۵٣ پس از یک اعتصاب موفق یک هفته ای که بخشی از خواسته های کوتاه مدت کارگران متحقق شد، وی توسط ساواک دستگیر و پس از محاکمه به جرم "ایجاد اغتشاش در صنعت نفت" و "چاپ کتابهای ضاله" به ۱۰ سال زندان محکوم شد. وی در سال ۱٣۵۷ همراه با سایر زندانیان سیاسی آزاد شد.
یدالله به همراه بخشی از فعالین کارگری نفت، ابتدا کمیته مخفی اعتصابات را سازماندهی کرد که این کمیته در تداوم فعالیت خود به سندیکای مشترک کارکنان صنایع نفت و گاز و پتروشیمی مبدل شد. پس از آن شوراهای کارگری در محیط نفت و گاز و پتروشیمی شکل گرفت که با پیوستن این شوراها به یکدیگر، شورای سراسری کارکنان صنایع نفت سازماندهی شد که وی یکی از نمایندگان منتخب کارگران در این ارگان بود. در سال ۱٣۶۱ به دستور احمد توکلی وزیر کار و غرضی وزیر نفت، شوراهای نفت منحل اعلام شد و وی به همراه تمامی فعالین شوراها دستگیر و به زندان افکنده شد.
هرچند یدالله ی عزیز دیگر در میان ما نیست ،اما یاد او همیشه با ماست ،رفیقی بی ادعا ،دلسوز ،که تمام عمر خود را در خدمت جنبش کارگری گذراند.
ما این ضایعه بزرگ ،فقدان جبران ناپذیر رفیق یدالله را به خانواده محترم ایشان ،کلیه دوستان وآشنایان وجنبش کارگری ایران تسلیت گفته بر تداوم راهش پای میفشاریم.
نگاه کن
چه فروتنانه بر درگاهِ نجابت به خاک می‌شکند
رخساره‌یی که توفان‌اش
    مسخ نیارست کرد.
چه فروتنانه بر آستانه‌ی تو به خاک می‌افتد
آن که در کمرگاهِ دریا
دست حلقه توانست کرد.نگاه کن
چه بزرگوارانه در پای تو سر نهاد
آن که مرگش میلادِ پُرهیاهای هزار شهزاده بود.نگاه کن!

جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی /سوییس

٠۴-٠٢-٢٠١٠

----------------------

جنبش کارگری، مبارز کهنه کار دیگری را ازدست داد

با تاسف فراوان از مرگ یدالله خسرو شاهی، کارگر مبارزی که حامل تجربه ده ها سال مبارزه علیه نظام سرمایه داری و دو رژیم استبداد سلطنتی و ارتجاع اسلامی بود، با خبر شدیم. از دست دادن کسانی که منافع خود را در منافع جمع می بینند و سرزندگی و خوشبختی را با حضور دائم در سنگرهای مبارزه برای رهایی محرومان معنی می کنند، همیشه سنگین است. در عین حال، همه ما باید بکوشیم که جای خالی هر مبارزی را با فداکاری و تلاش بیشتر پر کنیم. افراد هر چه بیشتری را به ویژه از نسل پر شور جوان و تشنگان آگاهی طبقاتی ـ انقلابی به صفوف نبرد در عرصه های جهانی و ملی جلب کنیم. و یاد روزهایی پر افت و خیزی که سرخوشانه همدوش با مبارزانی که امروز در میان ما نیستند می رزمیدیم را به منبع انرژی و الهام تبدیل کنیم برای مبارزاتی که پیش رو داریم.

یاد یدالله خسرو شاهی را گرامی می داریم و مرگ او را به یاران و بستگانش تسلیت می گوییم.

جمعی از فعالین کارگری - ١۵ بهمن ١٣٨٨

----------------------

یاد رفیق یدالله خسروشاهی

همواره در قلب کارگران زنده است

رفیق یدالله خسروشاهی بامداد روز پنج شنبه ١٥ بهمن برابربا۴ فوریه ۲٠١٠، دربیمارستانی در لندن درگذشت و از میان ما رفت. خسروشاهی یک کارگر کمونیست بود که سراسر زندگی خود را در تلاش و مبارزه برای تحقق اهداف و آرمان‌های کارگران سپری کرد.
خسروشاهی یکی از کارگران آگاه و پیشرو شرکت نفت بود که در دوران رژیم شاه تلاش و مبارزه خود را بر متشکل ساختن و آگاه سازی کارگران قرار داد. در جریان مبارزات کارگران شرکت نفت در سال ١٣٤٩ به عنوان نماینده کارگران پالایشگاه تهران برگزیده شد. در سال ۱٣۵۱ پس از ایجاد سندیکای کارگران پالایشگاه تهران که وی نقش فعالی در سازماندهی آن داشت، به عنوان دبیر این سندیکا برگزیده شد. در پی اعتصاب کارگران پالایشگاه در سال ۵٣، توسط ساواک رژیم شاه دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم شد. او چندین سال از عمر خود را در زندان‌های رژیم شاه سپری کرد.
پس از آزادی از زندان، فعالیت‌های خود را در میان کارگران نفت ادامه داد. در جریان سرنگونی رژیم شاه از فعالین کمیته مخفی اعتصاب کارگران نفت بود، سپس به عضویت شورای سراسری کارکنان صنایع نفت برگزیده شد. رفیق خسروشاهی در همین حال به فعالیت سیاسی خود در صفوف سازمان چریکهای فدائی خلق ایران ادامه داد. دردیماه سال ٦٠ به همراه تعداد دیگری از کارگران نفت توسط جمهوری اسلامی دستگیر شد. پس از آزادی از زندان‌های جمهوری اسلامی، درسال ۶۵ به خارج از کشور آمد و فعالیت خود را در چند تشکل کارگری ادامه داد.رفیق یدالله خسروشاهی، درخارج کشورنیز تلاش خود را بر حمایت از کارگران در داخل متمرکز نمود ودراشکال مختلفی ، ازجمله ازطریق نوشتن مقاله وانجام مصاحبه، بطور خستگی ناپذیری در جهت اهداف و آرمان‌های کارگری تلاش نمود وتا آخرین لحظات زندگیش از هیچ کوششی در این راستا فروگذار نکرد.
سازمان فدائیان( اقلیت) درگذشت رفیق یدالله خسرو شاهی را به خانواده او و عموم کارگران تسلیت‌ می‌گوید.

یادش گرامی باد.

سازمان فداییان (اقلیت) - ۱۵ بهمن ۱۳۸۸

----------------------

یدالله خسروشاهی مبارز بزرگ جنبش کارگری از میان ما رفت!

باور این امر ساده نیست، که یکی از مبارزین گرانمایه جنبش کارگری که از نزدیک او را می شناختیم به یکباره ما را وداع گوید. رفیق یداله خسروشاهی با کوله باری از تجربه و اخلاص طبقاتی از میان ما رفت. او یکی از رهبران شناخته شده مبارزات طبقاتی نفتگران در رژیم شاه و جمهوری اسلامی بود و به همین دلیل رنج حبس و شکنجه در دو رژیم را به جان خرید.
رفیق یدالله این مبارز پیشرو جنبش کارگری با وجود بیماریِ مُزمنی که درچندسال گذشته او را بارها به بیمارستان رهسپار و به تیغ جراحی سپرده بود، همچنان سرزنده وفعال تا آخرین روزهای حیاتش بعنوان یکی از رهبران پر تلاش جنبش کارگری زبان،قلم وعملش درخدمت طبقۀ کارگر بود.
به راستی وی نمایندۀ زندۀ بخشی از تاریخ طبقه کارگر ایران بود . طبقه کارگر با از دست دادن یداله با فردی وداع گفت که این تجربه در او تبلور یافته بود. فقدان یداله خسروشاهی و فعالینی چون او ضایعه ای بزرگ برای طبقۀ کارگر است . قدردانی از او و جبران بخشی از این ضایعه، تنها با مرور اسناد شفاهی و کتبی باقیمانده از وی ممکن است. وی در حالی ما را تنها گذاشت که جنبش کارگری ایران بیش از هر زمان به تجربه عمیق و مستقیم او که حاصل پنج دهه مبارزه بی وقفه بود نیاز داشت.
ما در این اندوه شریکیم و درگذشت او را به خانواده و بستگان عزیزش و به طبقه کارگر تسلیت می گوئیم.

یادش گرامی باد

محسن خوش بین - وحید صمدی - مجیدارژنگ

چهارم فوریه ٢٠١٠

----------------------

جنبش كارگری ایران یكی از وفادارترین یاران خود را از دست داد!

امروز با كمال تاسف اطلاع یافتیم که جنبش كارگری یار دیرین و یكی از رهبران ارزشمند خود، رفیق یدالله خسروشاهی را برای همیشه از دست داد. رفیق یدالله خسروشاهی كه روز ٢ فوریه دچار سكته مغزی شده بود، روز ٣ فوریه بار دیگر دچار سكته مغزی دیگری می شود و ساعت ٥ صبح روز ٤ فوریه در سن ٦٧ سالگی چشم از جهان فروبست.
یدالله خسروشاهی كه ازجمله از نمایندگان كارگران صنعت نفت و شورای سراسرى كاركنان صنایع نفت ایران بود، بیش از نیم قرن در راه رهائی كارگران و زحمتكشان فعالیت پیگیر و وقفه ناپذیر كرد. او سالهاى زیادى از زندگی خود را در مبارزه با پاسداران سرمایه در رژیمهای سلطنتی و جمهوری اسلامی در زندانها گذراند و متحمل سختیهاى بسیار و شكنجه هاى وحشیانه شد. مرگ رفیق یدالله خسروشاهی ضایعه ای بزرگ برای جنبش کارگری ایران است. جای او برای همیشه در میان ما خالی خواهد ماند. ما در شورای پشتیبانی از مبارزات مردم در ایران (تورنتو- کانادا) مرگ نابهنگام رفیق یدالله خسروشاهی، یار، رهبر و همراه دیرین جنبش کارگری ایران را به خانواده، دوستان و رفقای او صمیمانه تسلیت می گوییم و خود را در غم و اندوه آنان شریک می دانیم.

شورای پشتیبانی از مبارزات مردم در ایران (تورنتو- کانادا)

٤ فوریه ٢٠١٠

----------------------

برای رفیق یداله خسرو شاهی

یداله خسرو شاهی فعال قدیمی و از رهبران سرشناس جنبش کارگری ایران از میان ما رفت. او مظهر اعتراض طبقه کارگر به سرمایه داری ایران و دولت های سلطنتی و اسلامی آن بود. یداله خسرو شاهی نه فقط یک هم طبقه ای و همرزم، و یک مبارزه پرولتاریایی پیگیر و خستگی ناپذیر، بلکه همچنین رفیقی صمیمی و بی ریا و پرعاطفه و آموزگاری بزرگوار بود. قلب تپنده او از حرکت باز ایستاد. اما نزدیک به نیم قرن پیکار طبقاتی وی سرشار از درس ها و سنت های ماندگار و پر ارزشی است که راهنمای مبارزه طبقاتی کارگران در ایران خواهد بود. یادش گرامی و راهش ادامه باد.

امیر پیام

۴ فوریه ٢٠١٠ - ۱۵ بهمن ١٣٨٨

----------------------

جنبش کارگری یکی از فعالین خودرا ازدست داد

با کمال تاسف مطلع شدیم که یدالله خسروشاهی،یکی از فعالین باسابقه جنبش کارگری ایران بامداد روز پنجشنبه ٤ فوریه ۲٠١٠ در بیمارستانی در لندن درگذشته است. یدالله روز دوشنبه دوم فوریه ٢٠١٠، به دنبال عارضه مغزی به بیمارستان منتقل میشود. ولی تلاش پزشکان برای نجات جان وی به نتیجه نمیرسد .
یداله خسروشاهی از فعالین سرشناس جنبش کارگری ایران بویژه کارگران صنعت نفت بود که دردوران رژیم پهلوی بدلیل فعالیت های سندیکائی خود بارها به زندان افتاد. آخرین بار باوقوع قیام 57 به همراه سایر زندانیان اززندان آزاد شد وبعد از آزادی اززندان به صفوف سازمان چریکهای فدائی خلق ایران پیوست ودرایجاد کمیته اعتصاب وسندیکای مشترک کارگران وکارکنان صنایع نفت وگاز نقش مهمی بازی کرد. یداله بعد ها یکی ازنمایندگان منتخب و فعال شورای سراسری کارکنان صنعت نفت شد.
یداله برغم اینکه درجریان اشعاب بزرگ اقلیت واکثریت نتوانست درموضعی قاطع انقلابی وکمونیستی قرارگیرد و لی سرانجام از خط ومشی اکثریت فاصله گرفت ودرپی فعالیت های کارگری خود باردیگر در سال ۶١ دستگیر و چند سالی را در زندان گذراند. بعد از آزادی از زندان در سال ۱٣۶۵ناگزیر به ترک ایران و زندگی در تبعید شد. وی درمدت اقامت اجباری درخارج کشورنیز درحد وسعت فکر وتوانائی خود به دفاع از مبارزات کارگران ایران پرداخت و باتشکیل انجمن کارگران تبعیدی و دیگر تشکلهای مشابه تلاش کرد تا دردفاع از مبارزات کارگران نیروی بیشتری را مجتمع کند. اینک فشار سالها مبارزه و زندگی درتبعید یداله را نیز ازپای درآورد .اما اثرفعالیت وتجربیات بازمانده از او همچنان باقی خواهد ماند. یادش همیشه گرامی باد.

سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

۱۵ بهمن ١٣٨٨

----------------------

با کمال تاسف خبر درگذشت یدالله خسروشاهی را شنیدیم و بسیار متاسف شدیم

با چمدانی از آرزوهای دیرینه برای جنبش کارگری ایران از میان ما رفت.
یدالله خسروشاهی از فعالین جنبش کارگری و یار زحمتکشان و کارگران ایران از میان رفت.
بار سنگین و پرمشقت و زجر زندان های رژیم شاه و جمهوری اسلامی را بر دوش داشت و از میان ما رفت.
در سالهایی که از نزدیک با او در دفاع از جنبش کارگری همراه بودیم، برایمان دستمایه تجارب این رفیق، آموزه های مفیدی را بهمراه داشت.
ما نهادهای همبستگی با کارگران ایران یاد یدالله خسروشاهی را گرامی می داریم و تاسف عمیق خود را در از دست دادن این یاور کارگران به همه شما، بویژه خانواده محترم او تسلیت عرض می کنیم.

خانه ای که دوست در آن نیست،
نگاه مان را به نگاه یارانش می آویزیم
چه صدایی ما را به ملاقات همسایه خواهد برد
و
چه کلماتی ما را
در انتظار پر قوت بهار به پیوند خواهند کشید؟

یادش گرامی باد.

نهادهای همبستگی با کارگران ایران

كمیته همبستگى با جنبش كارگرى ایران- استرالیا
کمیته دفاع از کارگران ایران- نروژ
همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران - فرانسه
کانون همبستگی با کارگران ایران - فرانکفورت و حومه
کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران - هانوفر
کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد
کانون همبستگی با کارگران ایران - گوتنبرگ
انجمن کارگری جمال چراغ ویسی
شبکه همبستگی کارگری
اتحاد چپ ایرانیان واشنگتن
کمیته حمایت از کارگران ایران تورنتو کانادا